زندگی زیبا؛ جلسه سوم 16/11/1400
أعوذُ باللهِ من الشیطانِ الرجیم، بسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم، الحمدُ للهِ ربِّ العالمین، وصلَّی اللهُ علی محمدٍ و آلِ طاهرین و لعنتُ اللهِ علی اعدائهم اجمعین، من الآن الی قیام یومِ الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکاتِ الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیهالسلام و حضرت امام هادی علیهالسلام و مولودین رجب، صلوات بلند بفرمایید
خب برویم به سراغ رسالهی حقوق. گفتیم که حقوقی را که ما در این مکتبِ حقوقی میخوانیم، حقوقی است که با هفت دسته اطلاعاتِ تخصصی در مورد انسان و همچنین با نگاه ابدی به انسان، آنگونهای که خدا انسان را خلق کرده است، تدوین شده و هیچ مکتبِ تخصصی غیر از این در دنیا وجود ندارد که به معنای واقعی مکتبِ تخصصی در شأن انسان باشد و صلاحیت داشته باشد که انسان از آن تبعیت کند.
به محضر مقدس امام سجاد علیهالسلام هم یک صلواتِ بلند ختم بفرمایید: اللهم صلّی علی محمد و آل محمد و عجّل فرجه.
حضرت میفرماید که «بدان خدایت رحمت کند، که خدا را بر تو حقوقی است که تو را در هر جنبش و آرامش و هرجا باشی فرا گرفتهاند». اول حضرت دعا میکند برای شما دعای رحمت، و بعد میفرماید که توجه داشته باش، خداوند بر تو حقوقی را تنظیم کرده است که این حقوق تو را در تمام حالات زندگی دربر گرفته است؛ خوابیدن، راه رفتن، نشستن، ارتباطاتِ فردی، جمعی، در تمام حالت های انسان؛ اقتصاد، نمیدانم، مسافرت ووو هر شأنی از شئون تو این حقوق آنجا وجود دارد و انسان با یک مکتبِ حقوقی که تمامِ شئونات انسان را دربر گرفته روبرو است «و در هر آنچه بچرخانی و هر ابزاری بگردانی»، بعضی از حقوق در همه این حالت ها با تو هستند.
بعضی از حقوق بر بعضی دیگر بزرگتر هستند، یعنی برتری دارند. خب، حالا بزرگترین حق چیست؟ «بزرگترین حقوقی که خداوند بر تو واجب کرده، حقِ اوست تبارک و تعالی که پایهی همهی حقوق است و همه از آن باز گرفته شوند». پس بزرگترین حقی که به گردنِ ماست، حقِ کیست؟ حقِ خداوند است که میفرماید این اصلِ همهی حقوق است و همهی حقوق از این حق ناشی شدهاند.
حال دقت کنید چرا؟ چرا بالاترین و بزرگترین حقی که به گردنِ ماست، حقِ خداست بر گردنِ ما؟
فرمودند: خداوند حقِ مطلق است و بالاترین حق را دارد. ببینید، ما رابطهمان با خدا اول از اینکه او خالقِ ماست و مالکِ همه چیز است؛ خالقُ کلِّ شیء و مالکُ کلِّ شیء، ربُّ کلِّ شیء. رب یعنی مالک و تدبیرکننده است. ما، همه هستیمان، وجودمان، آفرینشمان، قبل از خلقتمان که به یاد ما بوده است، ما را آفریده، در دنیا که ما را تربیت کرده، در حیاتِ ابدی همراهِ ما است.
اولا و به ذات، حق با الله معنا پیدا میکند چون خودش حقِ مسلم است. توضیح دادیم حق یعنی چه جلسهی گذشته. ولی چون رابطهی انسان با خدا همهی نظام خلقت برای انسان آفریده شده است، و انسان برای چی آفریده شده؟ برای خدا. «خلقت اشیاء لاجلک و خلقتُک لاجلی» من همه چیز را برای تو آفریدم اما تو را برای خودم آفریدم.
برای خودم نه که خودم به تو نیاز دارم بلکه تو به من نیاز داری. تو را آفریدم که شبیهِ من بشوی، تو را آفریدم که خلیفهی من بشوی، مظهرِ من بشوی. همهی آفرینش به خاطرِ تو است.
بنابراین این یک نکته. نکتهی دوم این است در پنج بخش انسان کدام بخشش بخش اصلی است؟ بخش فوقِ عقلی، بخشِ انسانی. این چهار تا بخش بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی بخشهای مقدماتی هستند؛ بخش اصلی که همهی بخشها و همهی عالم به خاطرِ او آفریده شدهاند همان کودکِ عزیزِ روانی است که از جنسِ خداوند و از جنسِ محمد و آلِ محمد علیهمالسلام است. اللهم صلِّ علی محمد و آلِ محمد در ما نهفته شده منِ اصلی من، که الهش الله است، آن اصل است، آن اصل است بقیهی بخشهای ما و آن چهار تا من ما فرع هستند. پس اگر قرار باشد حقوق رعایت شود، کدام حق مقدّم است؟ حقِ خدا، یعنی حقی که خدا در وجودِ ما دارد و ما با خدا داریم، یعنی حقِ عشق و عاشقی. این را توجه بفرمایید.
بنابراین انسان اگر حقِ خدا را خوب رعایت بکند، یعنی تنظیم رابطهاش با الهش و معشوقش، در واقع این چهار تا حقِ سر جای خودشان تامین اند. قاعدهاش هم بگویم، خیلی مهم است این قاعده. چون یک سلسله قواعدی الآن غربیها دارند تولید میکنند و میفرستند به کشور ما مثل قاعدهی جذب که اشتباهات زیادی دارد. این قواعد چون مبتنی بر شناختِ کاملِ ما نیست، یک سلسله فرمولهایی را اینها درمیآورند هی در این کتابها میدهند یک عدهای هم که نمیفهمند، ماها را خیلی به انسانها توهین میکنند میگویند شماها بیایید ما این حرفهای اینها را به شما ها یاد بدهیم، کلاس میگذارند، دوره میگذارند، پول میگیرند از مردم که بیایید ما به شما خوشبختی یاد بدهیم، سعادت یاد بدهیم، به شما یاد بدهیم چگونه زندگی کنید، در حالی که آن چیزی که آنها دارند یاد میدهند بیشترش خرافات و اشتباه است. حرفهایی است که تزیینش میکنند، «سبز باشید»، «آبی باشید»، نمیدانم چنین و چنان، این از این حرفها میزنند ولی تهِ قضیه شما نمیتوانید نه به شادی برسید و نه به آرامش و نه به عشق. شما ببینید پرخشونتترین، پرجنگترین، پرکشتارترین، پرخودکشیترین، پرمصرفترینِ مواد مخدر، مصرف مواد ضدافسردگی، طلاق، روابط نامشروع، سقط جنین مالِ خودِ اینهاست، خودشان کشورهایشان را شما نگاه کنید.
این ها می خواهند چه چیزی به ما یاد بدهند عشق و آرامش و شادی. خب، شما اول داشته باشید شما وقتی فاقد شیء، معطی نیستی. شما باید داشته باشید، به ما بدهید. و شما باید علم داشته باشید، تخصص دارید و علم و تخصص هم ندارید. خب، بنابراین این قاعده را که من میگویم، خوب یاد بگیرید، خیلی به شما کمک میکند. علی (ع) این قاعده را به ما یاد می دهد: قاعده جذب است این قاعده جذب در پنج بخش؛ دست من را نگاه کنید: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، یعنی بخش انسانی. اگر شما دنبال خیر و برکت هستید و میخواهید بهترینها را جذب کنید، چون وقتی میگویید شادی، آرامش و عشق، اینها روزیاند. خدا باید روزی کند. روزی فقط بخش جمادی نیست که ما بگوییم فقط پول بده خدا به ما که یک بخش گیاهی نیست که خدا فقط غذا بده. خدا باید در بخش حیوانی هم به داد ما برسد، یک کاری کند عشقهای زمینی ما رمانتیکتر، بهتر، عمیقتر، دوستداشتنیتر بشود. عشق بین همسران، پدر و مادرها، فرزندان با پدر و مادرها، خواهر و برادرها. عشقهای زمینی چقدر خوب است این عشقها قوی، خوب، پایدار. اینها خیلی به آدم انرژی و شادی میدهد، قدرت میدهد. این هم ما باید از خدا بخواهیم این رزق را شما در دعاها نگاه بکنید، بسیار مهم است. در دعاها، این صحیفه حضرت فاطمه (س) را بگیرید، صحیفه امام سجاد (ع) را بخوانید که رزقهای اینچنینی را حضرت از خدا درخواست میکند. در رابطه با بچهها، در رابطه با دوستان. ببینید، امام سجاد (ع) دعا میکند، میگوید خدایا هرچه کدورت بین من و اطرافیانم هست، تبدیلش کن به محبت (و من بقوت اهل شنان بالمحبه ) خدایا دشمنیها را تبدیل کن به محبت. لذا ما در روابط خانوادگیمان شاد باشیم. این ها رزق است ما باید رزقها را دریافت بکنیم. خب، چطور میتوانیم این رزقها را دریافت بکنیم؟ ها؟ میفرماید یک چیز را خوب تنظیم کنید. آن چیست؟ آن حق خداست؛ رابطه ما با خدا خدا ما را برای این آفریده که ما با اطاعت از او شبیه او شویم، با عشق به او، بینیاز از گدایی عاطفیها در بخشهای پایینی بشویم، به شخصیت برسیم، به قدرت برسیم، به شادی برسیم، به آرامش برسیم. فرمود: «من أصلح»، بخوانم فرمولش را برایتان از نهجالبلاغه است محضر مقدس امیرالمؤمنین (ع) علیه السلام، صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. «من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله ما بینه و بین الناس». هر کس بین خودش و خدا را، رابطهاش را اصلاح بکند، خدا رابطهاش را با همه غیر خدا اصلاح میکند، با همه مردم. الان شما مشکل روابط زناشویی دارید؟ رابطهتان ریخته به هم؟ با پدرت، با مادرت، با خواهرت، با برادرت، با شریکت؟ کینه در شما هست؟ افسردگی در شما هست؟ ناراحتی بین شما هست؟ میگوید شما تا رابطهی عاشقانه تان را با خدا تنظیم نکنید، این دردسرها را داری. برو اول رابطهات را با الهت و معشوقت درست کن. اول به یک رابطهی عاشقانه آرام و شاد با خدا برس، بعد میبینی همهچیز درست میشود. یک کسی، خانمی آمد پیش رسول خدا (ص) صلی الله علیه و آله و سلم. اللهم صل علی محمد و آل محمد عرض کرد یا رسول الله، من میخواهم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشد، میخواهم خیلی عاشقم باشد.» حضرت فرمود: «خب، اگر این را میخواهی، پس باید نماز شب بخوانی ببینید، یعنی باید عشقت را یک جای دیگر تخلیه کنی و انرژی عاشقانه بگیری. چون قرآن میفرماید هر کس با خدا رابطهاش بهتر میشود ( ان الذین آمَنوا وَ عَمِل الصَّالِحات سیجل لهم الرحمن ودا) ایمان و عمل صالح، رابطه با خدا هرچقدر قویتر بشود، انسان محبوبتر میشود. لازم نیست انسان برود، نمیدانم هی دماغش را عمل کند، صورتش را اینجوری کند، نمیدانم. آقایان هم الان متأسفانه همینطورند. الان هم به ابرهایشان ور میروند.مثل خانمها، دماغ شان را عمل میکنند یک سره میخواهند با ظاهر دل افراد را به دست بیاورند. این هرگز امکانپذیر نیست. تأثیر دارد، اما تأثیر عمیق ماندگار ندارد. اگر میخواهی محبوب باشی، اول تکلیفت را با عشق اصلیات، با الههی اصلیات، اول با آن باید درست بکنی. «من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله ما بینه و بین الناس». حالا طرف میبیند که با شاگردش، با زیردستش، با مدیرش، با باجناقش، با جاریاش، با همسایهاش، با همه مشکل دارد. دائماً اعضای خانواده هی میپرند به همدیگر، هی برای همدیگر بد میگویند، میزنند. رابطهشان خراب میشود. قهر میکنند، آشتی میکنند. ولی شرایط، شرایط آشفته و متزلزلی در این فامیل و در این خانواده. فرمود اول بروید رابطهتان را با خدا اصلاح کنید.
اصلاح کنید یعنی چی؟ یعنی الان من اصلاً چکار کنم؟ بروم نماز بخوانم؟ بروم مثلاً، مثلاً چکار کنم؟ بروم احیا؟ بروم حرم؟ نه، اینها ابزار آن است. اصلاح یعنی بفهمی که معشوقت است الهت است رابطه عاشقانه با خدا، انس بگیر با او، دوستش داشته باش. آن که تو را بینهایت دوست دارد. این عشق را در سینه ات کشفش کن، محترم بشمارش و با خدا خلوت عاشقانه داشته باش. او الهه اصلی ماست. ما این پنج چهار بخشمان هم اله و معشوق دارد، همسر دارد و محترم هم هستند. اما بخش انسانی ات تا با خدا به صلح نرسی، با پایینیها به صلح نمیرسی. خدا رحمت کند حافظ را شکر ایزد! که میان من و او صلح افتاد اگر بین تو صلح بیفتد، با خدا تو معنای جشن و سرور را میفهمی. وقتی میگویند ماه رجب جشن است، ماه مبارک رمضان ضیافت و مهمانی است تو واقعاً این مهمانی را درک میکنی و در این جشن واقعاً شرکت می کنی اما تا رابطهات با خدا اصلاح نشود، بچه هستیم ما نابالغ هستیم ما رابطهٔ حقیقی نداریم. هنوز به حیات انسانی و بلوغ انسانی نرسیدهایم و بنابراین وقتی میگوییم ماه رمضان ضیافت است جشن است، ماه شعبان جشن است، فرشتهها یک جا می آیند دائما میروند و می آیند شما اصلاً این را درک نمیکنید. میگوید آره جشن است، میبینم دارند شربت میدهند، شکلات میدهند، نمیدانم حالا جشن چراغانی کردهاند، از این میفهمد جشن است، یعنی آن بخشی که قرار است در این جشن شرکت کند مرده است، مرده است.
اما اگر رابطه با خدا را انسان درست بکند، اصلاح بکند، تمام حق رابطهٔ حق عاشقانه را با خدا رعایت بکند، حق الهی اش را ادا بکند، حق مربیاش، الله، را ربش را ادا بکند، احترام بگذارد به مربی، رب خودش، خدا، رابطهاش را با همه چیز درست میکند.
در مسائل اقتصادی مشکلاتش تمام حل میشود، در مسائل بدنی حل میشود، در مسائل حیوانی حل میشود، در مسائل علمی هم حل میشود. خدا میگوید اگر رابطه را با من درست بکنی، خودم شخصاً میشوم معلمت و خودم به تو یاد میدهم.
چیزی که باید ده سال، بیست سال وقت بگذاری بروی یک جا یاد بگیری، که آیا یاد بگیری یا نگیری، خودم یکشبه میریزم در سینهات، خودم به تو یاد میدهم. لذا امام میفرماید که بزرگترین حق، حق خداست بر تو. اگر این رعایت بشود، در بقیهٔ جاها انسان موفق است.
هر جا میخوریم به بدبختی، نکبت، به التماس به این و آن، به گدایی عاطفه، به ذلت، بدانیم که در رابطهمان با خدا خیانت کردهایم. بدانیم به معشوق اصلیمان خیانت کردهایم، فروختهایم او را یک جا به دنیا، به یکی از این چهار تا معشوق، خدا را فروختهایم.
وقتی خدا را بفروشیم، خدا میکشد کنار. خدا میگوید من شریکی هستم؛ بهترین شریک هستم؛ اگر یک کسی را شریک من کردی، همه را میدهم به شریکم، خودش را کنار میکشد کنار میگوید خب هر چه میخواهی برو از شریک من بگیر هر چه میخواهی برو از شریک من بگیر خدا واگذارت میکند به همین کمالات پنج چهارگانهٔ فرعی، و انسان آنجاست که احساس میکند دچار یک خضلان، یک بدبختی، یک تنهایی یک پوچی دارد میشود.
اما اگر در دلت خیانت نکنی به معشوقت، روابطت را با خدا عاشقانه حفظ بکنی، آنجاست که همهچیز برایت شیرین میشود، دنیایت شیرین میشود، در همین دنیا به شادی و آرامش و عشق میرسی، رابطهات با همهٔ آدمها تنظیم میشود، ابدیتت هم که حفظ میشود.
پس این نکته چرا حضرت فرمود پایهٔ همهٔ حقوق است، و همه از این گرفته شده. آنگاه واجب نمود بر تو، برای تو، بر عهدهٔ تو، از سر تا قدمت، با اعضای مختلفت حقوقی را از سر تا پایت میگوید خداوند به تو حقی بر گردن خودت گذاشته. چه چیز هایی را؟ چه چیزهایی را رعایت کنیم؟ برای دیدهات بر تو حقی است یعنی چشمهایت، و برای گوشت بر تو حقی است، زبانت بر تو حق دارد و دستت بر تو حق دارد و پایت بر تو حق دارد و شکمت بر تو حق دارد و فرجت بر تو حق دارد؛ فرج یعنی همان آلت تناسلی انسان.
این هفت عضو توست که با آنها کار کنی. سپس خدای عزّوجل حقی را هم برای هر کار تو بر تو قرار داده؛ یعنی کارهایی که میکنی، آنها باید درست انجام بشوند، حقشان را به جا بیاوری. حقش را هر کاری که انسان میکند باید محکم، خوب و درست، با وجدان کاری آن کار را انجام بدهد، با وجدان کاری، هر کاری که میکنی
حالا نگاه کنید آن کارها چیست؛ نمازت بر تو حقی دارد، یعنی نمیتوانی نماز را ضایعش بکنی چون نفرینت میکند. در روایت داریم بعضیها نماز میخوانند، فرشتههای نماز میزنند توی صورت شخص، یعنی به درد خودت میخورد، برای اینکه نماز را ما ضایع میکنیم.
و روزهات بر تو حقی دارد. آقا روزه میگیرید؛ این روزه باید یک آثاری داشته باشد، یکجوری روزه را بگیری، روزهٔ ماه مبارک را، که آن آثارش باشد، ضایعش نکنی.
و زکات بر تو حقی دارد و قربانی قربانیات بر تو حقی دارد؛ قربانی ای که میکنی، و کارهایت بر تو حقی دارند. حالا کارهای دیگر این ها هم همینطور.
حالا دانهدانهٔ اینها را میرسیم ها روزهات، نمازت، حالا ماه مبارک نزدیک است دارد میآید، حقش چیست؟ حقش؟ الان شما یک مهمان آمده خانهتان، خیلی میانه ات هم با او خوب نیست، ولی وقتی میآید خانه چطور با او رفتار میکنی؟ اخم و تخم می کنی؟ نه میخندی لبخند میزنی، خوشآمدگویی میکنی، پذیرایی میکنی، با او مینشینی، انسانی، با اخلاق خوش، تا برود بدرقهاش کنی. این وظیفهٔ تو است حق تو است.
ما یک موقع ماه مبارک میآید، مهمانمان میشود، مهمانی خدا میآید، مهمانمان میشود؛ بعد میبینیم از قبل از ماه رمضان ما ناراحتیم وای دوباره این ماه مبارک رمضان آمد! بد استقبال میکنید. حتی رعایت هم میکنیم ها ما روزه را هم میگیریم، اما پر از نق و غر هستیم تا افطار کلی هم عصبانی هستیم از دست خدا.
لذا سفرهٔ افطار را که میچینند دیدید دیگر یک سفرهٔ انتقام از خداست؛ انتقامی طراحیشده است درش پر از خشونت است این سفره پر از عصبانیت است یعنی چند ساعت روزه گرفته، حالا میبینی که دیگر مگر ول میکند، یعنی این دیو شکم را.
افطار همهاش نشسته دلجویی از این دیو شکم از این نفس خودش، از این شکمش، که عزیزم حالا دیگر چهکار کنیم دیگر خداست دیگر، دیگر دستور داده باید رعایت کنیم، نکنیم که بدبختیم باید رعایت کنید، ولی من نگران نباش عزیزم. من الان تلافیاش را الان برای شما در میآورم. دیدید سفرههای افطار همه اش دلجویی از شکم است که عزیزم چهارده، پانزده ساعت گرسنگی، تشنگی کشیدی الان جبران میکنم برایت یعنی شما میبینید سفرههای ماه مبارک، سفرههای واقعاً عقدهای و توأم با عصبانیت است خود تو وقتی با ماه رمضان اینطور برخورد میکنی، نمیتوانی خیرش را ببینی. ماه رمضان برای این بوده است که تو به خلوت برسی، تو به ماه عسل برسی، تو به رابطه عاشقانه برسی. وقتی که موقع افطار اینطور شکمت را دلجویی میکنی از آن و تا سحر همینطور یک سره این دلجویی ادامه دارد، این باعث میشود در طول روز دیگر نتوانید شما پرواز بکنید، شما دیگر سحر ندارید، پرواز ندارید، اوج دیگر نمیتوانید بگیرید. لذا حضرت فرمود (رب صَائمَ لیس لَهُ مِنْ صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَالظَّمَأُ» چه بسیار روزهداری که بهرهاش از روزهاش به جز گرسنگی و تشنگی چیز دیگری نیست. چون ما سفرههایمان واقعاً عقدهای طراحی می شود، با عصبانیت طراحی میشود رعایت می کنیم ادب را ها میگوییم خدا قربان خدا بروم ماه رمضان و فلان و این ها حرف شعارش را خوب میدهیم، ولی نه ما از این دیو شکم خیلی خلاصه معذرتخواهی میکنیم و میخواهیم رضایتش را در همه مراحل زندگی به دست بیاوریم. این دیو شکم، سلطان بر ما است. سلطان بر ما است لذا اگر می خواهید یک روزه بگیرید، این روزه یک حق دارد به گردنت درست این روزه را بگیر کارت را درست انجام بده آن طور که شایسته است، سپس دایره حق از شما به دیگران میرسد که بر تو حق واجب دارد. یعنی میرویم سراغ حقالناس. دیگران هم یک حقوقی گردن ما دارند. خب حالا در این دیگران، چه کسانی حقشان به ما عظیمتر است؟ ما با آدمهای مختلفی سروکار داریم. در همین پنج شان در شان جمادیمان با چه کسانی سروکار داریم؟ با شریکهایمان، کسانی که با آنها خرید و فروش داریم، مشتری هستیم، میخریم از آن ها میفروشیم به آن ها کار میکنیم با آن ها صاحبکارمان، کارمندانمان دوستانمان، همکارانمان. در بخش گیاهی هم یک سلسله آدم هستند که ما با آنها ارتباط داریم. بخش خوراک و غذا و ورزش و نمیدانم تربیت بدنی و بچهداری و اینها. یک سلسله آدمهای اینجوری هستند. در بخش حیوانی با خیلی آدمهای روی کره زمین ما ارتباط میگیریم پدر، مادر، همسر، فرزند، خواهر، برادر، اجتماع خیلی هستند. در بخش علمی با اساتید، همکلاسیهایمان، با شاگردانمان، با خیلی از کسانی که در بخش علمی سرکار داریم. در بخش معنوی با کسانی سروکار داریم که اینها همراهان و همسفران ابدی ما هستند. همین شهدای عزیز، اساتید روحانی، دوستانمان که با ما به عیش و نوش معنوی میآیند، هممسجدیهایمان، همحسینیه هایمان، همرزم هایمان. خیلیها. پس ما در هر شأنی با انسانهایی روبرو هستیم. اما در بین اینها، کدام انسانها هستند که بالاترین حق را گردن ما دارند؟ آن که مربوط به بالاترین بخش وجودی ماست. آدمهایی که مربوط به بالاترین بخش وجودی ما هستند، اینها بیشترین حق را گردن ما دارند. اینها چه کسانی اند؟ اینها غیر از الله، متخصصین معصومی هستند که خداوند اینها را به خاطر ما آورده زمین آنها مقامشان بینهایت بالاست، ولی میآیند در این زمین خاکی انواع و اقسام سختیها و مشکلات و مصائب و آن هم در اوجش تحمل میکنند تا ماها آدم شویم، به یک جایی برسیم، به یک نقطهای، به اوجی، به هدف خلقتمان برسیم. امام حسین را از کجا خدا آورده؟ از عالیترین جا و مقام قرب خودش آورده پایین تا ما را ببرد بالا. این همه مصائب اهل بیت، از پیغمبر شما بگیرید، انبیاء عظام سلام الله علیهم اجمعین، پیغمبر، اهل بیت، چقدر خاندان اینها زجر کشیدند تا ما بخشهای انسانیمان فعال شود. اینها نیامده بودند که دنیای ما را آباد کنند که، اینها آمده بودند علاوه بر آبادانی دنیا، ابدیت ما را بسازند. ما را به معارف الهی و انسانی رهنمون بشوند. ما را به خودمان بشناسانند. ما را به مقام خودشان ببرند. ما را به جایگاه خودشان ببرند. اینها بالاترین حق را به گردن ما دارند. همین. در این خواهشا کار بزرگی هم هست. عبادتی هم هست که خیلی مؤثر است. پرسه بزنید با اولیای خدا. در این این اینجا خیلی از اولیای خدا از علما، شهدا هستند که هر کدامشان حق عظیمی به گردن ما دارند. اینها که کشته شدند، برای این کشته شدند که ماها به ابدیتمان برسیم. ما به بهشتمان برسیم. ما به سعادتمان برسیم. خودشان به سعادت رسیدند. اینها آدمهایی هستند که بالاترین حق را گردن ما دارند.
در درجه اول چه کسانی بالاترین حق را دارند؟ ائمه علیهم السلام. خانواده آسمانی. ببینید واجبترین همه این حقوق بر تو حق پیشوایان تو است اول رهبران الهی. اول آقا امام زمانت. اول آقا امام زمانت. امامی که هزار و صد و هشتاد و چند سال آواره است به خاطر ما. خیلی سخت استها. یک چیزی ما میشنویم آوارگی، تنهایی، اضطرار، اضطراب، غصه. چون امام است، چون پدر است. فرمود تمام درد و بلاهای شما در سینه ما میریزد در جامعه کبیره میخوانیم « انفسکُمْ فِی النُّفُوسِ». جان آنها در جان ماست. ما مریض می شویم، درد میکشند. آن هم با از این عظمت. نه با یک بچه، دو بچه دیدید یک مادر، پدری که یک بچه داردند مریض میشود، درد یک بچه را دارند. اما اگر پنج تا بچه شان مریض بشود، بیمارستانی بشوند، پدر مادر چقدر انگار از پنج جهت دارند با نیزه فرو می کنند در قلب این پدر و مادر ائمه (علیهم السلام) فرمودند جامع کبیره امام عزیزت امام هادی (علیه السلام) محضر مقدس شان یک صلوات ختم بفرمایید. «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» (انفسکم فی النفوس) جان امام در جان همه ما است. همانطور که جان پدر و مادر در جان بچههایش هست، بچه اذیت میشود، ناراحت میشود. این پدر و مادر بیشتر زجر میکشند یا کسانی که دوستشان دارید شما دوستتان یک مشکلی برایش پیش میآید، مثلاً کرونا میگیرد دکتر جوابش میکند، سرطان میگیرد، دکتر جوابش میکند. شما چقدر غصه میخورید چون جانتان در جان همدیگر هست. ائمه (علیهم السلام) در عالیترین سطح جانشان در جان ماست. جان ما هم در جان آنهاست. فرمودند شما ها مریض میشوید، ما هم مریض می شویم شما غصه میخورید، ما هم غصه میخوریم حالا امام به بلندای زمین، به بزرگی این کره، در طول هزار و صد و هشتاد سال، لحظه به لحظه از بچههایش بچههایی که به خاطر آنها دارد این همه در به دری میکشد بچههایش به او محل نمی گذارند بچههایش با او کاری ندارند. بچههایش فراموشش کردند. حتی دعای درست و حسابی هم برایش نمیکنند. پنج دقیقه دلشان برای این بابا تنگ نمیشود. پنج دقیقه. وقتی دعوتشان میکنی که آقا امام زمانتان تنهاست، آواره است، مظلوم است، غریب است. بیاییم همگی خودش مگر نگفت اگر شما همدل بشوید، من میآیم با عجله. اگر بیایید کمک کنیم برای برطرف کردن موانع ظهورش. خب، بیایید کمک کنیم دیگر همگی دیگر ببینیم چه کار میتوانیم بکنیم همگی بنابراین، این حق عظیمی است که حالا به موقعش میرسیم
به رعیت ات یعنی کسانی که زیرمجموعه تو هستند زیر دستان و مردم و سپس حقوق خویشانند. اینها حقوقی است و حقوقی هم از آنها منشعب میگردد.» که حالا دیگر حضرت شروع میکنند اول از مهمترین حق، حق پیشوایان شروع میکنند به گفتن تا انشاءالله برسیم به بقیه. «والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین.