وظایف ما در آخرالزمان؛ جلسه 25 29/03/1404
خب فاصله بین دو کلاس یه جنگ شروع شده و درست بحث تفسیری که داشتیم سوره آل عمران مباحث مربوط به دشمن شناسی و شناخت وظایف، تمامشان انگار برای همین روز ماست و البته این جنگ چیزی بود که غیر قابل اجتناب بود و جز امور مسلم تاریخ آخرالزمان بود. افرادی که ۳۰ سال ۴۰ سال مسائل مهدوی آخرالزمانی را تعقیب میکردند، همه منتظر این درگیری بودند. همه منتظر این اتفاق مهم بودند و آنهایی که معناش را میدانند خیلی خدا را شاکر هستند که زنده بودند و یه چنین واقعه مهمی را توانستند شاهد باشند. این خیلی مهم است. هر چند ممکن است از نظر صورت و ظاهر تلخ باشد؛ اما از نظر باطن و خیرات و برکاتش بینهایت مهم است آنچه که اتفاق افتاد. به خاطر اینکه ما در این ایام خاص و ویژه قرار داریم که بسیار مهم است و باشکوه هم هست، همه تاریخ منتظر این درگیری بودند. کما اینکه قرآن کریم ازش خبر داده. کتابهای انجیل و تورات و کتابهای دیگر از این درگیری خبر دادند. به خاطر اینکه در این دوران خاص قرار داریم و ما به بحث بیشتری در شناخت وظایفمان در این دوران خاص و باشکوه نیاز داریم، من امروز هر دو جلسه را اختصاص می دهم به همین موضوع بحثمان، بحث روز و انشالله اگر ببینیم سیر بحث به کجا میرود شاید از هفته بعد جلسه، دوم مان همان دروس جامعه کبیره مان ادامه پیدا بکند. ولی فعلاً الان نیاز داریم که همه عزیزان هم درک بیشتری از زمانی که درش قرار داریم داشته باشند و هم وظایفشان را خوب بشناسند. همانطور که میدانید امام عزیزمان مقام معظم رهبری فرمودند که حوادث این ایام حوادثی هست که با سرعت سرسام آور اتفاق میافتد. خب این چیزی هست که کسانی که متخصص امور مهدوی هستند، قواعد آخرالزمان و قواعد ظهور را می شناسند برایشان تعجب آور نیست؛ ولی برای خیلی از مردم خب خیلی تعجب آوره که در فاصله بین دو سه ساله این چند ساله اینقدر حوادث جهانی به سرعت پشت سر هم دارد اتفاق می افتد. ایشان هم فرمودند که ما دو تا کار باید بکنیم درباره این سرعت سرسام آور حوادث؛ یکی اینکه خودمان را تنظیم کنیم با این سرعت که عقب نمانیم جا نمانیم. دو) اینکه وظایفمان را خوب بشناسیم که در این سرعت که دارد اتفاق میافتد حوادث ما چه وظایفی داریم الان. آن خیلی مهم است که اگر انسان در همین ایامی که این حوادث با این سرعت سرسامآور دارد اتفاق میافتد، به وظایفش عمل نکند ، هم سعادت دنیایش را از دست میدهد و هم سعادت آخرتش را. پس این خیلی مهم است که ما بفهمیم الان باید چه کار بکنیم. این خیلی مهم است. من به خاطر اینکه بتوانیم سرعت بیشتری داشته باشیم به موضوعات به شکل کاربردی تر برسیم، دیدم که سیر بحث تفسیری ما در سوره مبارکه آل عمران، در فاصله یکی دو آیه رسید به موضوع الان ما، موضوع روز و موضوع الان که درش قرار داریم، و آن مسئلهای هست که در آیه جلسه قبل از جنگ خواندیم. دو هفته پیش گفتیم مسلمانها در جنگ احد سه تا کار غلط کردند و این سه کار غلط باعث شد با اینکه خداوند وعده داده بود که پیروز می شوند شکست خوردند. هر چند بعداً خدا آمد کمک کرده و فرشتهها را فرستاد و خودش هم کمک کرد و کار بالاخره تمام شد، اما آن طعم تلخ شکست را به خاطر آن سه گناه کرد کشیدند یعنی از این طرف خدا بهشون گفته بود شما جنگ بعدی موفقید پیروزید. اینها هم سرمست و به خاطر این سرمستی وظایف واجب خودشان را ترک کردند. وظایف واجب خودش که این اتفاق همیشه می افتد. عالم یه استاد یه مربی یه امام می گوید تو برو این کار را کن حتماً هم موفقی ولی به شرطی که این وظایفت را انجام بدهی. اگر میخواهی موفق باشی با این شرایط. بعضیها فقط همان موفق میشوید را می شنوند، قبول را می شنوند ولی وظایف خودشان را رها میکنند، وظایف خودشان رها میکنند. مثال هم زدند مثل خیلیها که می آیند برای ازدواج مشاوره ازدواج، کارشناس یا مربی بهشون می گوید شما خوبید مناسبید میتوناید برید ازدواج بکنید. میتوانید برید ازدواج کنید ۱۰ درصد کار هست. ۹۰ درصدش این است که شما باید برید برای این زندگی مهارت کسب بکنید و عمل هم کنید. نه این که تنبلی کنید بگید حالا خرم که از پل گذشت عروسی کردم رفتیم زیر یه سقف. حالا بیخیال مهارتهای اقتصادی بیخیال مهارتهای عاطفی و اخلاقی، بیخیال مهارتهای معنوی. نه. بچه پیغمبر هم باشی شکست میخوری. وقتی قراره مهارتهایت را وظایفت را در خانواده انجام ندهی تو تلخی میکشی هم خودت جهنمی میشوی هم خانواده ات را آلوده میکنی. لذا مشمول لعنت خدا انسان می شود. خدا لعنت کند کسی که خانواده اش را ضایع بکند. «ملعون ملعون من ضییع من یئول» خدا لعنت بکند ملعون است ملعون است کسی که خانواده خودش را ضایع بکند یعنی به وظایفش در مقابل همسرش و فرزندانش پدر و مادرش عمل نکند. حالا وظایف متعدد هست. این حداقلش است. چرا؟ شما وقتی وارد یه کاری که می شود آن کار یه سلسله تکالیف واجب دارد که باید انجام بدهی طرف نمیخواهد انجام بده. نه دوست دارد یاد بگیرد و نه میخواده انجام بدهد. خب بله شکست می شود. بعد می گوید چی؟ می گوید که برای اینکه تنبلی بی حوصله خودش توجیه کند می گوید مشاور ما درست راهنمایی نکرد. مشاور ما را درست راهنمایی نکرد. ما به درد هم نمیخوردیم. نه شما اگر نهایت ناترازی را هم با هم داشته باشید وقتی که بیاید کنار هم قواعد عشق پایدار را رعایت بکنید، یه زندگی خوب تشکیل می شود ولی همین الان از هم متنفرید. همین الان بدتون میاد؛ ولی اگر بیاید حاضر باشید که قواعد عشق پایدار را یاد بگیرید تنفرتان از بین میرود، تبدیل به محبت و عشق می شود و پایداری می ماند. مهم این است خیلیها نمیخواهند اصلاً. یعنی این خباثت و این مریضی را دارند که نمیخواهند روابطشان را اصلاح بکنند. برای همین هم قرآن این را یه بیتقوایی و گناه میداند «اتقوالله و اصلحوا ذات بینکم» از خدا حیا کنید، بترسید و رابطهتان را برید اصلاح کنید. اگر با شوهرت با پدرت با مادرت با معلمت با مربیت با مدیرت با زیر دستت با دوستت مشکل دارید از خدا حیا کنید برید بین خودتان اصلاح کنید. اگر این جهنم بین شما و کیک کسی دیگر بمانی میسوزاندتان، دنیایتان را میسوزاند آخرتتان هم میسوزاند. اصل است یعنی بروید اصلاحش بکنید رابطه تان را. اصلاح. فرمول دارد قاعده دارد روش دارد.
اینها آمدند چیکار کردند؟ سه تا گناه مرتکب شدند. چی بود گناهها؟ سه تا ، کسی یادش هست یا نه ؟ سستی، سستی، چیزی که الان ما متاسفانه در یه تعدادی از مردم در این برهه حساس داریم میبینیم. شل بازی و سستی. دو) ترس ترس. خیلی زشت است ما یه کشوری هستیم که یه زمانی، من الان خب دو تا جنگ را گذراندیم دیگر سن ما آن موقع خب ۱۶ ۱۷ سالم بوده خودم رفتم جبهه تا آخر جنگ، ما آن زمان هیچ امکاناتی نداشتیم. هیچ امکاناتی نداشتیم. خیلی ضعیف و کم، گفتیم ما یه سیم خاردار هم نمی توانستیم تولید کنیم. تولید هم نمیتوانستیم بکنیم. و کسی هم به ما نمیدادند. وقتی از خارج هم میخواستیم بخریم بهمان نمیدادند. ببینید ما چقدر گرفتار بودیم. یه کشور کاملاً عقب افتاده، رتبهاش از نظر پیشرفت ۱۵۰ به بالا بود. یعنی جزو دو سه تا کشور آخر جهان بودیم ما . چند تا کشور آخر جهان از نظر عقب افتادگی. در آن زمان این جنگ به ما تحمیل شد .تمام ابرقدرها آمدند به جنگ ما. برای اولین بار در تاریخ ابرقدرت شرق و غرب و مجموعه بلوکشان به یک کشور تنهای فقیر ضعیف حمله کردند. ما از بیش از ۲۰ کشور اسیر داشتیم اینجا. خوب تصور کنید یعنی چی. آن موقع شعار مردم میدانید چی بود؟ این بود که هر شب اینجا بمباران میشد تهران شهرهای دیگر مثل آب خوردن. هر شب ما صدای آژیر داشتیم. خیلی ها پناهگاه میرفتند. خیلیها مثلاً پناهگاه نمیرفتند. اصلاً پناهگاه نبود که بروند. خانه ها شهر مجهزه به پناهگاه نبود و مردم در همه شهرها هر شب صدای آژیر می شنیدند، صدای بمباران می شنیدن، صدای انفجار می شنیدند. جدای از معضلات و مشکلات دیگری از نظر اقتصادی و مسائل دیگر بود. برای همه چی ما مشکلات داشتیم. از نظر اقتصادی از نظر نظامی از نظر اجتماعی، گرفتار سیاسی. در آن موقع. منافقین بودند افتاده بودن به جان مردم هزاران نفر را همین هر روز در خیابان میکشتند، زنده زنده آتش میزدند. یه عده که اصلاً استانهایمان داشتن همه منافقین و گروههای دیگر میخواستند کشور را تجزیه کنند. یه روز خلق کرد یه روز خلق ترک یک روز خلق بلوچ یه روز خلق عرب هر جای کشور، کردستان، فتنه تجزیه ترور معضلات اقتصادی، محاصره، تحریم اقتصادی، جنگ، جنگ داخلی، کردستان و جنگ خارجی، همه دولتها جمع شدند شرق و غرب به ما حمله کردند از طریق صدام. صدام تنهایی که نبود که. هر که هرچی داشت، آورد برای دشمنی با ما. آمریکا آواکساشو آورد، پولش را آورد. تمام کشورهای منطقه ثروتشان را ریختند که این ملت را نابود کنند. میلیاردها دلار آوردن کمک کردند وسط کار، فرانسه آلمان اسپانیا نمیدونم ایتالیا شوروی، شوروی آن موقع تانکهای تی ۷۲ میداد. اسلحههایی میداد که مثلاً ما با آرپیجی اگر مثلاً تانک قدیمیها را میتوانستیم این آرپیجی را اینها اثر نمیکرد هواپیماها، انواع پیشرفتهترین لبه تکنولوژی شان را آوردن اینجا گذاشتن. همه هواپیما پیشرفته ترین هواپیماهایشان را آوردن به جنگ ما. دستگاه جاسوسی یعنی از داخل و خارج جاسوسها منافقین چریکهای فدایی کمله دموکرات خیلی بودند. تودهایها. این اوضاع کشور ما بود. بعد ترورهای سنگین که الان ترورهای الان اصلاً چیزی نیست در مقابل آنها. یه ما یه دونه ۷۲ تن داشتیم در هفت تیر ۲۷ تا نماینده، ۴ تا وزیر، ۱۰ ۱۲ تا معاون وزیر سایر مدیران آن هم یه کسی که در رأسشان شهید بهشتی بود که خودش جای ۱۰ ۵۰ تا رئیس جمهور بود. انقدر قدرت داشت. امام است برای خودش. به قول امام ما یک ملت بود برای ملت ما. همه اینها او در یه روز زدن کشتند. چند روز بعدش رهبری را زدند. مقام معظم. چند روز بعدش انتخابات شد شهید بهشتی و عذر میخواهم شهید رجایی و شهید بانر. به یکی دو ماه نکشید تقریباً همین حدود اینها رئیس جمهور شدند مشغول کار شدن اینها ترور کردند. اصلا یه اوضاعی ما داشتیم آن موقع. شعار مردم آن موقع این بود هر روز که همدیگر را میدیدند یا اگر شبها همدیگر را میدیدم میگفتند که دشمن کجا را زده؟ دشمن کجا را زده؟ ما الان بعد از ۴۶ سال رسیدیم به چی؟ به اینکه هیچ کدام از آن مشکلات قدیمی را نداریم. چون یک ابرقدرت شدیم. خودمان لبه تکنولوژی علم در مسائل نظامی را و صدها رشته را داریم. رتبه مان از ۱۵۰ رسیده به ۱۰ کشور اول جهان. در بسیاریش که رتبه اول را داریم بعدش ۴۶ سال. این همه پیشرفت این همه موفقیت. نه آن کمبود مواد را داریم نه صف داریم نه مشکلات غذایی داریم، نه گرسنگی داریم نه قحطی داریم نه دشمن داخلیمان آنقدر قوی هست. الان سوال مردم این هست، سوال مردم این هست کجا را زدیم؟ ببینید بعد ۴۶ سال پیش میگفتیم چی کجا را زد دشمن؟ الان میگویم چی؟ کجا را زدیم یعنی جشن مردم این هم میروند نه کشور ما. آن موقع همه دنیا علیه ما بود. الان اکثر مردم دنیا عشقشان این است اخبار ایران را پیگیری کنند پرچم ایران در اکثر نقاط دنیا پرچم افتخار است در آمریکا در اروپا در آفریقا در آسیا در روسیه در همه جا پرچم ایران پرچم افتخار است. جاسوئیت را برای ما راه انداختند یعنی فقط بزن. شده امید آزادگان محرومان جهان، این کشور، قهرمان شده در کل دنیا ،همه دارند به چشم منجی بهش نگاه میکنند. همه عاشق این کشورند. این جایگاه ماست. محبوبیت جهانی نه فقط در بین مسلمانها بلکه سایر ادیان و حتی جایی که دین ندارند. ایران شده قهرمانشان، مایه دلخوشی و لذتشان. کیفشان این است که شبها بروند پشت بامشان بایستند یا از طریق تلویزیون تفریحشان این هست که مثلاً فوتبال نشان میدهد یه سریالی که همه دوست دارند همه میروند آن ساعت خیابانها خلوت هست. همه میروند. میروند شب آن را نگاه کنند. الان لذت مردم دنیا این شده که شبها بروند تلویزیونهایشان را روشن کنند، قهرمان بازی های قهرمانی ها صلابت شجاعت رشادت این ملت را ببینند و خواری آدم خوارها، کسانی که خشن هستند، کسانی که آدم خورند، جنایتکارها را ببینند برای اولین بار. دهها سال حقارت بین المللی که استکبار و صهیونیست تحمیل کرد به همه مردم دنیا، عقده شده در حتی کسانی که دشمن ما هستند، برای آنها هم عقده شده. آنهایی که حتی دشمن ما هستند الان از ما تعریف و تمجید میکنند و خوشحالند از اینکه ایران دارد این کار را میکند. لذتشان این است که بیایند این را تماشا کنند ببینند ایران چیکار کرد. این وضعیت ماست الان. ما شب روز بمباران داشتیم، موشک اینجا میخورد .موشک. بمباران داشتیم. موشک داشتیم. نه تهران همه جا؛ ولی مردم ما آن موقع خیلی شجاع خیلی مومن، الان با وجود که ما این همه پیشرفت کردیم آن گناهی که قرآن برای یاران پیغمبر می شناسد، ترس کاملاً در خیلی از آقایان و خانمها کسانی که حتی ادعای دیندار بودن مذهبی بودن انقلابی بودن ولایی بودن دارند، امام زمانی بودن در همه دارد نشان میدهد. اصلا شرم آوره آدم نگاه میکند که یعنی چی، یه ملتی که الان دست برتر را در دنیا دارد نسبت به همه قدرتهای جهان و اصلاً آن ماجراهای زمان دوران دفاع مقدس را ندارد، چرا باید یه عدهای انقدر ترسو باشند! اعصابش را خورد باشد ترسو باشند اخلاقاشان خراب بشود در خانواده! از شهرهایشان فرار کنند. شهرها را خالی کنند از شهرهایشان فرار کنند. برای چی؟ موضوع درس ما این هست امروز.
ببینید میخواهم قرآن بخوانیم دیگر. نمیخواهم از خودمان حرف بزنیم. اول شرایط را درک بکنیم بعد ببینیم چی می گوید. می گوید: «طائفة» ادامه همان یعنی آیه ۱۵۴ من یکی دو آیه را یعنی یکی و نصفی تقریبا یا دو آیه را حذف کردم برایتان که موضوع بحثمان برسیم «و طائفة قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه» ببینید خوب دقت کنید ببینیم الان جزو کسانی که خدا تشریح میکند هستیم یا نه! چون قرآن برای ما، برای همه زمانهاست هرکس یه دونه آیه تاریخ مصرف گذشته ما نداریم. همه اش جدیده. «فهو فی کل زمان جدید» آقا امام صادق فرمود. قرآن در همه زمانها جدید است. همین الان ما دارد حرف میزند. می گوید یه گروهی از یاران پیغمبر کدامها بودن؟ کسی یادش هست؟ آیه قبلی ۱۵۲ چی گفت؟ فرمود «منکم من یریدید دنیا و منکم من یرید الاخره» بعضی از شماها یاران پیغمبر اهل دنیایید. دنیا را میخواهید. با اینکه یار پیغمبر اصحاب پیغمبرید. سرباز پیغمبرید اما شما دنیاگرا هستید. شما عاشق خودتانید تا آخرتگرا و عشق به خدا را داشته باشید و این منشا آن ترس و بزدلی هست که می آید سراغ انسان. منشا ناامیدی ترس اضطراب ناباوری تردید هست که می آید سراغ انسان «و طائفة قد اهمتم انفسهم» گروهی از یاران پیغمبر خودشان برای خودشان مهم بودند. به خودشان فقط فکر میکردند. ما الان شرمندهایم داریم مواردی را میبینیم که عزیزانی که ادعاهای زیادی برای خدا و دین و پیغمبر و ولایت امام زمان دارند از شهرهایشان فرار کردند. پدر مادر پیرش را گذاشته فرار کرده؛ یعنی من الان سراغ دارم زیاد دارم پدر ومادر در خانه ماندن زنش را گذاشته رفته. بچههایش را گذاشته رفته. پدر و مادرش را گذاشته رفته؛ یعنی چی؟ فامیلهایش را رها کرده رفته ؛یعنی رحمش را قطع کرده که خودش برود یه گوشهای بخاطر اینکه «خفتم» ترس ترس. چی بود سه تا گناه؟ سستی، ترس نافرمانی از فرمانده «عصیتم» هرچی فرمانده می گوید بابا آیهای که برایتان نخواندم این هست، می گوید پیغمبر هی صداتون میکرد برگردید، بیایید ، محل نمیگذاشتید. پیامبر هی داد میزد بابا بیاید چرا نمیاید فرار کردند. پیغمبر خدا صداشان میکرد فرار میکردند. الان خیلیها امام زمان صداشان میکند دارند فرار میکنند. امام زمان الان می گوید بیاید وسط گود بایستید الان. الان وقت حساسی هست. باشید تا با هم دنیا را بسازیم. باشید تا استکبار را نابود کنیم این روزهای آخر، لحظات آخر باشید کنار من. تمام کنیم کار را . ما مسئولینی داریم که هرچی امام زمان صداشان میکند مقاوم باشید دارند هی وزوز میکنند برای خیانت دوباره، برای سازش برای مذاکره، برای صلح تحمیلی که آقا فرمودند دیروز، هنوز آدمهایی داریم حالا هم مسئول هم غیر مسئول، از خواص و بعضی از عوام نادان. امام زمان دارد همه را صدا میکند الان که من 1190 سال صبر کردم بس است دیگر. شما دارید نابود میشوید. همتون همه جوره دارید نابود میشوید صبر کنید دارم میام دیگر. مقاومت کنید بایسید با هم تمام کنیم کار را. من این انقلاب برایتان ایجاد کردم. امام سلام الله علیه امام امت فرمود چی ؟فرمود انقلاب اسلامی کار من نبود کار خدا و امام زمان بود. برای همین هم ۴۶ سال پیروز بوده . ۴۶ سال دشمنش را به مذلت رسانده و خودش به یک ابرقدرت تبدیل شده . امام زمان می گوید باشید دیگر باشید و خداوکیلی هم ملت ایران ملت بینظیری هستند نبوده .مثل ملت ایران از زمان حضرت آدم تا الان ملتی که اینجوری پای امام زمانشان، توده مردم اگر من الان گله میکنم اعتراض میکنم نسبت بعضیها، این بعضیها هستند. اکثراً اینجوری نیستند ملت ایران. پای دینشان پای امامشان پای امام وفادار می ایستند. یعنی دیدیم این موضعگیریهایی که در این یه هفته شد از افراد مختلف، چقدر شجاعانه چقدر عالی چقدر ولی بعضیها هم اینجوریند دیگر. بعضیها هم اینجوری هست. امام زمان دارد صدا میکند بایسید تمام است کار. من ۴۶ سال ایستادم دارم کمکتان میکنم، دارید میرسید به یه ابرقدرت شدید، دارم موانع دیگر چیزی نمانده برطرف شود. امام ما فرمود چی؟ فرمود به چی نزدیکیم؟ به قله نزدیکیم. این را بعضیها کورند نمیبینند. می گوید بعضی هایتان در اثر خودشیفتگی و خودخواهی فقط به خودتان فکر میکنید. اینها همانهایی بودند که آن سه تا جرم را مرتکب شدند. سستی ،ترس، نافرمانی این سه تا کجا اتفاق می افتد؟ آنجایی که تو در مهندسی آرزوها و معشوقهایت شکست خورده باشی. انسان وقتی که در مهندسی آرزوها و معشوقهایش شکست میخورد هم در دشمن باطنی شکست میخورد- آیه بعدی هم توضیح میدهد خودش- هم از دشمن ظاهری شکست میخورد؛ یعنی این میرود به سمت اینکه شاخصههای سعادت را از دست میدهد. روز به روز خشنتر بیعاطفهتر بیرحمتر ناآرامتر و غمگینتر می شود مضطربتر می شود ترس اضطراب وجودش را میگیرد. اگر کسی بخواهد در سعادت دنیا و آخرت را داشته باشد ،مهمترین کاری که باید بکند، این هست که قبل از که بخواهد به هر اقدام دست بزند، ازدواج کند انتخاب رشته بکند شغل انتخاب بکند، فعالیت اجتماعی سیاسی کند حتی فعالیت دینی بخواهد بکند قبل از هر چیزی، باید اول مهندسی آرزوهایش را بچیند. درست مهندسی آرزو و مهندسی معشوق کند؛ والا اگر این آیت الله هم بشود سقوط میکند. بالاترین مداح بالاترین مجتهد هم باشد رئیس جمهور بشود وزیر شود زندان بره شکنجه بشود. مگر نداشتیم در این ۴۶ سال ها زندان رفته و شکنجه داده به کجا رسید سرنوشتشان؟ جبهه رفتهها سابقه دارای جبهه به کجا رسید کارشان؟ اینکه تو چه کار میکنی مهم نیست. قرآن می گوید تو اول باید در مهندسی معشوقهایت موفق بشوی. اگر کسی در مهندسی معشوق شکست خورد در عالیترین وضعیت جهادی، قرب، خدمت هم باشد سقوط می کند. ما در این 46 سال دیدیم، در طول تاریخ هم دیدیم. برای همین هم در سوره توبه می گوید اول این سه تا را بچیند بعد اگر میخواهی زن انتخاب کنی شوهر انتخاب کنی بچه بیاری شغل انتخاب کنی فعالیت اجتماعی سیاسی بکنی اگر میخواهی شکست نخوری بعداً سقوط نکنی جهنمی نکنی خودت را و بقیه را قبل از هر اقدامی اول این را در قلبت بچین، سه تا معشوق را درست بشود. سوره توبه آیه ۲۴ همه تان هم حفظید. دستم را نگاه کنید – الله، اهل بیت و جهاد، جهاد در راه خدا. جهادرا دوست داشته باشید. الان بعضی ها این جوری می کنند: جنگ می شود؟ نمی شود؟ نکند جنگ بشود. نکند آمریکا حمله کند. پس تو شکست خوردی. تو فسق داری در خدت. قرآن می گوید کسی که این سه تا معشوق ندارد فاسق هست در راس عشقش یعنی انسان نیست حقیقت انسانی هنوز ندارد این. کسی از جهاد میترسد از کشته شدن میترسد، ترسو فراری هست اول باید بیاید مشکلش را حل کند در قلبش والا با فرار از دشمن، خواری دنیا و آخرت می آید سراغتان. با ترس با نافرمانی از امامت می آید سراغت. این را بچیند اول، به آرامش میرسبد. قرآن می گوید همین سوره آل عمران ۱۷۲ 173 بخوانید دیگر خودتان. می گوید «الذین اذا قیل لهم الناس ان الناس قد جمععوا لکم زادتم ایمانا» وقتی همه دنیا بهشون میگویند که وای دارد جنگ می شود، دارند میریزند سرتان «ان الناس قد جمع لکم» آمریکا دارد می آید اروپا دارد میاد همه دارند میریزند سرتان چی میگویند؟ «زادتم ایمانا» به به چه خوب. چه خوب دارند میریزند سرمان. این چرا می گوید چه خوب .؟ چون وقتی کسی که می گوید چه خوب اینها دارند می آیند خدا کنارش هست. قرآن در زبان انسانی می گوید هر وقت خدا کنارتان هست از هیچکس دیگر نترسید «لا تحزن ان الله معنا» غصه نخور نترس. آیه قبلی که خواندیم چی بود؟ «ولا تهنوا ولا تحزنوا» با هم کار کردیم دیگر تفسیرش را. نه سست بشوید نه غصه بخورید «و انتم الاعلون» شما حتماً برترید و پیروز میشوید. صد% پیروز میشوید «ان کنتم مومنین» اگر مومن باشید. پس مشکلتان کجاست شکست؟ داد غم غصه سستی ترس نافرمانی کجا می آید؟ آنجایی که شخص ایمانش را از دست داده. ایمان یعنی چی؟ ایمان یعنی چینش دقیق و مهندسی و موفق معشوقها و آرزوها: الله، خانواده آسمانیت، دیگر چی؟ جهاد در راه خدا. این باید محبوبت باشد. آقا حمله کردند، خدا را شکر حمله کردند. ما جنگ طلب نیستیم. خشونت هم نداریم نمیخواهیم کسی کشته بشود یا کسی را بکشیم. برای یک مومن وقتی میگویند دشمن حمله کرده باب جنگ را نگاه نمیکند، او باب چی را نگاه میکند؟ جهاد را نگاه میکند. جهاد با جنگ فرق دارد. جنگ زمینه هوسهای دنیایی معشوقهای دنیایی هست که آنها تن به جنگ میدهند. کفار مشرکین و منافقین اگر جنگ راه میندازند برای دنیاست. مومن با هیچکس جنگ نمیکند. الان علت اینکه آمریکاییها اروپاییها آزادیخواهایشان از ایران تعریف میکنند، میگویند این در ۲۰۰ سال گذشته سابقه نداشته به کسی تجاوز کند. شیعیان مسلمانها جایی به کسی تجاوز نمیکنند. سراغ کسی نمیروند. ولی اهل جهاد هستند. جهاد یعنی چی؟ یعنی آنجایی که قراره مظلوم واقع بشوی، آنجایی که قراره به دینت به حیثیتت به کشورت به منافعت دنیایی و آخرین آخرتی تجاوز بشود، ترسی از جنگی نداری، با هیچکس نداری ولو یه نفر باشی. این جهاد است. عشق به جهاد یعنی این. جهاد خیلی فرق دارد تا جنگ. در جهاد منشأ جهاد چیه؟ رحمت و رحمانیت و رحیمیت است یعنی مجاهدی که دست به شمشیر میبرد؛ چون رحمان است ۸ میلیارد آدم را دوست دارد زیر بار ظالمان و مستکبرین نمیرود. اجازه نمیدهد به هیچکس، نه مسلمانها حتی یه غیر مسلمان هم این اجازه نمیدهد بهش تجاوز بشود حقش خورده بشود. رحمانیت یعنی تو به عشق ۸ میلیارد آدم بیای وسط جنگ بایستی با مستکبرین که دارند دنیا را به استثمار میکشند، زمین را غارت میکنند، غاصبین زمین بتوانی بجنگی. کسی که روح جهاد ندارد و محبت جهاد ندارد انسانیت ندارد، رحمانیت ندارد. رحیمیت هم دیگر ندارد این آدم. برای همین قرآن می گوید فاسق است. این دیگر طبیعی نیست، انسان نیست. رحیمیت یعنی چی؟ یعنی راضی نشوی امامت و پدرت ۱۱۹۰ سال آواره باشد. جهاد یعنی من تلاش میکنم با استکبار و موانع ظهور امامم و پدرم بجنگم و این موانع را برطرف کنم. دست به شمشیر بودن، لذت، عشق و تفریح یه مومن استت. برای چی؟ برای اینکه در این دست به شمشیر بودن دارد عشقش را به ۸ میلیارد انسان تخلیه میکند، می گوید من همه تان را دوست دارم ، شما همتون بچههای امام زمانید همه تان بچههای حضرت زهرایید و من به سهم خودم مبارزه میکنم با هر کسی بخواهد شما را منافعتان را چه مادی چه معنوی به خطر بندازد. آدمی که اهل جهاد نیست اهل سازش دائماً حرف از مذاکره و سازش با دشمن میزند، بیعاطفهترین بیرحمترین و غیر انسانترین آدمهاست. کسی که می گوید بیایم با دشمنی که قصد نابودی ما را دارد و حرفش در صلح دروغ است فریبکاره، سازش بکنیم این خیلی آدم خشنی هست. بعد همین آدم بی رحم و خشن که نه رحمان هست و نه رحیم، به آنی که اهل جهاد هست، تهمت چی میزند؟ تندرو. اینها تندروند بی مغزند اینها آدمهای خشنی هستند. سبز باشیم آبی باشیم. سبز باشیم آبی باشیم یعنی بیشرف باشیم، بی غیرت باشیم، بیناموس باشیم، هیچ حساسیتی نسبت به غارت سرمایه های فرهنگی ناموسی اجتماعی اقتصادی سیاسی و نظامی خودمان و سایر مردم جهان نداشته باشیم. اسمش هم گذاشتن عقلانیت، تعادل.
«و طائفت قد اهمتم انفسهم» حالا چی» «یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه» نگاهشان به خدا یه نگاه غیر حق است. ظن جاهلی دارند. تفکرشان در مورد خدا تفکر جاهلی است. تفکر جاهلی چی بود؟ ظن الجاهلیة چی بود؟ میگفتند که خدا قول داده ما پیروز شویم اما شاید نشنویم. به خدا اعتماد نداشتند به پیغمبر هم اعتماد نداشتند. حالا پیغمبر مژده داده بشارت داده گفته که ما پیروز باشیم، شاید درست نباشد؛ یعنی در وجودشان دائماً نسبت به دین به خدا فرمانده شان تردید وجود دارد. ظن الجاهلیه یعنی خدای قلابی. بارها این را عرض کردم ما تا خدایمان حقیقی نشود خودمان به سعادت دنیا و آخرت نمیرسیم. انسان کنار الله به رحمانیت و رحیمیت آرامش و شادی میرسد. اگر نیستیم حتماً خدات قلابی هست. اینکه امام صادق فرمود: اکثر مردم خدایی را عبادت میکنند که وجود خارجی ندارد. هم امام باقر امام صادق علیهم السلام ، وجود خارجی ندارد. ساخته ذهن خودت هست این خدایی که عرضه ندارد نه تو را رحمان و رحیم کنه نه تو را آرام بکند و نه تو را شادت بکند. این خدا خدای حقیقی نیست. خدایی که وقتی تو چهار رکعت می شود دو رکعت، خوشحالی ذوق میکنی؛ خدایی که وقتی ماه رمضان می آید ناراحتی اعصابت خورد می شود، وقتی میرود کلی خوشحالی؛ خدایی که تو اصلاً دوست نداری کتابش را یه بار یه کتاب عاشقانه بگوید من کتابم را عشقم فرستادم برای شما «تنزیل من الرحمن الرحیم«. با رحمانیتم و رحیمیتم عشقم را به شما کتاب را فرستادم. یه بار نخوانده. لیسانس دارد ارشد دارد دکتراست طلبه شده تا اجتهاد رفته ولی یه بار این کتاب نمیفهمد. صدها جلد رمان و کتاب و چیزهای دیگر خوانده ولی یه بار نمیداند قرآن چی گفته. علاقهای هم ندارد نه زبانش را یاد بگیرد، نه حداقل یه بار ترجمهش را بخواند. خدات قلابی هست. خدایی که وقتی می گوید من کنارتم کنار من نترس کنار من غصه نخور اگر غصه بخوری خدا قلابی هست. من اینجا که کنارتم برای چی میترسی. من کنارتم همه اسباب و علل دست من هست، تو کنار این خدا وقتی غمگینی غصه میخوری حسادت داری زودرنجی داری عصبانیت داری این خدا خدای حقیقی نیست. راهش هم یه چیز هست که ما هی داریم توضیح میدهیم. راه اینکه ما یه خدای حقیقی را پیدا کنیم و باهاش ارتباط سالم برقرار کنیم خودشناسی هست. من باید خودم را بشناسم. من کیستم. این که تاکید میکنم عزیزان دورههای انسان شناسی حداقل ۱۶ درس من کیستم را بگیرند بخوانند دیگر. یه کافر هم این را بخواند خدای حقیقیش را پیدا میکند. چه برسد یه مسلمان. کتاب چون طوری تنظیم شده که اگر کسی که هیچ اعتقادی هم ندارد این را بخواند پیدا میکند الله را. همین ۱۶ درس را بخوانید. چرا؟ چون الله اگر قرار باشد حقیقی باشد، دانستنی نیست. معرفتی هست. یافتن با قلب هست نه با ذهن که تو بروی قانون نظم بخوانی، ذهن هم قبولش بکنی. آن به دردت نمیخورد. برای همین علی علیه السلام می گوید اگر تو میخواهی یه خدای حقیقی داشته باشی اول باید معرفت داشته باشی. نه شناخت ذهنی. معرفت، شناخت قلبی است. ببینید در تعریف ایمان امام رضا چی فرمود؟ فرمود: «الایمان معرفت بالقلب» با قلب ، کنار این خدا آرامش داری. قلبت وقتی خدا را کنار خودش شاهد هست، کنارش دیگر راحتی. خیلی از این کسانی که ادعای دین و مذهب و امام زمان و نمیدونم جبهه رفته بودن و هیئتی بودن من دیدم در این چند روزه چقدر تزلزل شخصیتی و ترس در وجودشان افتاده. چون خدایشان ذهنی است. معرفتی نیست. چند تا خانم را دیدم در یه صحنه خیلی خطرناک، یه جا را زده بود، یه پهپاد روی سر همه بود. مردم داشتن میدویدند. دو سه تا خانم بودن مذهبی هم خیلی نبودند، به مردم میگفتن که خانمها نترسید ، شهادتین تان را بگوید اسم امیرالمومنین را بیارید راحت باشید. آنها که ظواهر حزباللهی و ریش و پشم و نمیدونم همه اینجوری فرار میکردند. این دو سه تا خانم ایستادند به همه میگفتند که اصلاً نترسید، برای چی میترسید، شهادتین تان بگویند. مثل آن دو بانوی ما که در صدا و سیما یکیشان در رادیو یکیشان در تلویزیون امتحانشان را درست پس دادند؛ یعنی درست لحظه ای که ترس آمد یکیشان گفت شهادتمان مبارکه که ایستاد برای دشمن رجز خواند. خدا اینجوری امتحان میگیرد. اصلاً خدا می گوید من دشمن و ترس و اضطراب را میرسانم بالاتون تا ببینم شما چیکارهاید. ادامه آیه را دقت کنید. میگفتند پیغمبر شاید راست نباشد. بعد چی؟ «یقولون» چی میگفتند «هل لنا من الامر من شی» یعنی چی؟ یعنی گفتن ما پیروز، این همه رهبر دارد می گوید نزدیک قله هستیم، من به شما این کلام ایشان هست اطمینان می دهم با این کلمات ایشان نگاه کنید. قول می دهم در همین پیامی که اول دوم مطمئناً شما پیروز میشوید. هنوز یه اعتماد ندارند به امامشان. ترس دارند . قرآن آیه قرآن انگار برای همین امروز نازل شده «هل لنا من الامر شی» راست راستی ما پیروز میشویم جلوی اینها؟ شکست نمیخوریم؟ کشورمان نابود بشود همه چیزمان از دست برود. ببینید همین الان سوال دارند میکنند. بابا خدا می گوید شما اگر با من باشید من محال شما در مقابل دشمن رها بکنم. «ان تنثرو الله ینصرکم» «لا تهنو ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» نه شل باشید و ترسو باشید نه بترسید غمگین نباشید، اگر مومن باشید حتماً شما برترید. باز شک می کنند به حرف خدا. آن هم وسط مومنترین بینظیرترین ملت تاریخ، وسط این آدمها میترسند، با داشتن این همه مومن که دشمن امروز زده، دیدید دیگر جمعه زدند، مردم شب جمعه ریختند در خیابانها جشنشان را گرفتن. طوری بود که تلویزیون گفت آقا برگردید بروید خانه هایتان. نمیرفتند. حالا من خودم شمال کشور بودم مردم شریفی بودند. از نوشهر از شهرهای دیگر آمده بودند چقدر عالی مردم خطه شمال. همه با عشق جمع شده بودند آنجا؛ یعنی مسئولین آمدند گفتن شما جلسهتان را تعطیل کنید. جلسه قبل بود. هزار تا صندلی چیدند، ایستاده آنجا. مسئول آمدند گفتند. منم گفتم احترام بگذارید حرف آنها را، ما هم باید مسئولین همه اعتماد کنیم هم قبول کنیم حرفهایشان را دیگر، نمی شود آدم با مسئولین کشور خود شهر خودش گفتم نه تعطیل. گفندم خب ما میخواهیم یه جا جمع شویم اصلاً. یه مکان سربسته پیدا کردند. صدها نفر آمدند آنجا. حالا که در تهران خیلی جاهای دیگر که اصلاً هر شب ۱۱ شب شبهای بعد هم همینطور ، نماز جمعههایشان شلوغ مراسمهایشان شلوغ. ما زمان ۸ سال دفاع مقدس یه دونه مجلس امام حسین را تعطیل نکردن مردم. یه دسته عزاداری را تعطیل نکردن، یه روز هیئتشان تعطیل نشد در جبهه تعطیل نشد. نه در شهر، شهر که اصلا تعطیل نشد. در جبهه تعطیل نشد. وقتی هم اسیرشان گرفتند، آزادگان پرافتخار ما، قهرمانان حقیقی ما آنجا امتحان پس دادند. شکنجه میشدند زیارت عاشوراشان را میخواندند، کتک میخوردند، دعای کمیلشان را میخواندند مناسکشان را یه لحظه نگذاشتن ترک بشود. میدانستند که اگر الان زیارت بخوانند شکنجه است. کتک نه شکنجه میشدند ولی میخواندن. حالا ما در مقابل این ملت چی باید بگویم؟ آنهایی که میترسند؟ زود تند تند تند همه چیز را تعطیل میکنند. همه چیز . هی تعطیل تعطیل تعطیل. «هل لنا من الامر شیء» راستی راستی ما پیروز میشویم ما موفق میشویم؟ ما ۴۶ ساله شما دارید پیروزی تجربه میکنید . در تمام صحنهها دارید پیروزی تجربه میکنید. در دشمنتان یه عالم شکست هم دیدید بعد از آن باز هنوز به خدا و گفتار رهبرتان امامتان نائب امام زمانتان دینتان قرآنتان حداقل قرآن اعتماد ندارید. باز ترس، اضطراب سوال، چی می شود نکند همه مان را بکشند نکند قحطی بشود، نکند، بابا آن موقع که ما هیچی نداشتیم آن کشور قحطی نشد. ۸ سال همه دنیا ریختند سرمان. به برکت آن مردم خدا برکت را نازل کرد به آن کشور. پیروزیهای پشت سر هم. حالا در آن اوضاع افتضاحی که من تعریف میکردم ما هی روز به روز بیشتر پیروز می شدیم. وسط جنگ بودیم دیگر. حصر آبادان را شکستیم نمیدونم خرمشهر را آزاد کردیم هی پیروزیهای بیشتر. توانستیم اسلحه بسازیم خیلی کارهای دیگر بکنیم، پیشرفت های دیگر بکنیم .بابا ۴۶ سالش هست شما دارید تجربه میکنید. باز شک تردید سوال این مال فسقی هست که انسان در درون خودش اول شکست میخورد و آن خودشیفتگی هست. «اهمتم انفسهم» اول خودم، جان خودم و زن و بچه ام، جان خودم و زن و بچه ام. تازه بیخیال پدرومادر بیخیال، فک و فامیل بیخیال. به جای اینکه الان بایستند کنار خانوادههایشان پدر ومادرشان همسایههایشان دوستانشان فامیلشان، پز ویلاهایشان را میدهند و ما بریم ویلاهایمان حالا. هر که به بقیه هرچی. الان وقت همدلی هست، کنار هم بودن، کمک به هم کردن، پشتیبانی از هم کردن، ایستادگی وسط میدان. خب «قل» قل که می گوید گفتیم بعدش چیه؟ بعد از قل چی بود گفتیم در قرآن؟ فرمول قاعده شاه کلید. «قل» به همه این قاعده را بگو پیغمبر. چی؟ خداست شوخی نیست الله دارد حرف میزند اگر بفهمیم یعنی چی. اگر بفهمیم کلام الله یعنی چی. «قل» به همه این را بگو «ان امر کله لله» همه موفقیت پیروزی خوبی خیری دست خداست. مال خداست. هیچکس هیچی ندارد .به هر کس هم بخواهد میدهد. شما هم اگر لیاقت داشته باشید بهتون میدهد. بینظیرترین ملت تاریخ ظهور کردند، قیام کردند، پای دینشان امامشان رهبرشان انقلابشان کشوردوستیشان وطنشان ایستادند، خدا ۴۶ سال بهشون پیروزی موفقیت داشت و جلوی چشمشان دشمنانشان را ذلیل میکرد. از کجا را زدن رسیدن به چی؟ کجا را زدیم. کی باور میکرد در دنیا! علت اینکه اکثر کشورهای دنیا پرچم شما، پرچم افتخارشان نه پرچم کشور خودشان، این واقعه عادی هست؟ عادی هست این مسئله؟ فرانسه کشور دشمن ما، آمریکا اروپا کشورهای دیگر، پرچم ایران دست مردمشان هست. این پیروزی کمی هست. یعنی یه چیز عادی هست؟ در دنیا تا حالا اتفاق افتاده جایی؟ در کل تاریخ کره زمین اتفاق افتاده؟ برای اولین بار ملت آن هم به برکت دوتا امام، دو ولی فقیه برای اولین بار ایستادند در دنیا سیلی میزنند به ابرقدرتها، ابهتشان را از بین بردند، خوار و ذلیلشان کردند در چشم دنیا، میلیاردها انسان مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل می گویند به برکت همین ملت. مگر قبلا کسی جرات داشت یه همچین کاری بکند؟ فقط هم شعار نبود. ایستاد جلو گفت میزنیمتان و زدند. الان بعد از زمان عملیات که ما عین الاسد را زدیم، بعد از شهادت حاج قاسم، تازه دو هفته پیش لو دادن که آره در آن عملیات که گفتیم هیچکس هیچیش نشده حتی یه نفر هم نمرده بیشتر ضربه مغزی شدن و هیچکس هم نمرده. ۱۵۰ نفر همان اول مردند. ۱۵۰ و خوردهای نمیدونم ۱۶۰ نفر هم ضربه مغزی شدند. الان دارند لو میدهند. کجای دنیا؟ شما روسیه چین ابرقدرتها یه کسی جرات کرده یه سرباز آمریکایی را بکشد؟ یه ملت بایستد میزند می گوید جرئت دارید بیاید بقیهتان هم می کشیم. هواپیمایشان را میزند گرانترین پهپادهایشان را میزند، سربازاش را اسیر میگیرد از انگلیس و آمریکا اسیر میگیرد می آورد، سفارت خانه اش را فتح میکند می گوید حالا جرات دارید بیاید. تمام ابهت دروغین پوشالی غرب را و دشمن را شکستند. نه یه صحنه دو صحنه ، در تمام صحنهها شکستند. می گوید نفت کش هم را می آورم از جلو کشورت رد میکنم جرات داری بزن. می گوید من را تحریم کردی باشد من نفتکشم پر میکنم میارم به ونزوئلا، در حیاط خلوت تو نفت میفروشم، جرئت داری بزنی یه دونه نفتکش را؟ جرت داشتن؟ خلیج فارس که تا الان تهدید میخواست هر وقت میشد تهدید میکردم ما میایم در خلیج فارس و آی ناو شما فلان آمد آی نامه فلان آمد بعضی از مسئولین ما جایشان را خراب میکردند بعضی از منافقین فاسقان ترسوها لیبرالها الان می گویند که فارسی حرف بزنید می آیید در خلیج فارس. انگلیسی نداریم. با ما فارسی حرف بزنید. یک). دیگر هم نمی آیید اینجا، پیداتون هم نشود. بروید درآبهای بین المللی. چشم. یک ناو ما را یک کشتی نفتکش ما را در جبل الطارق می گیرند، اینجا می آیند چندتا کشتی شان را میگیرند. آنجا کشتی ما تنهاست. هیچ کشتی پشتیبان جنگی ندارد اینجا ناو آوردند، چندتا کشتی شان را نفت کش شان را پشتیبانی می کند، جلوی همه آن کشتی ها می روند می زنند اینها را . می گویندناوتان را میگیریم. جرائت دارید بیاید اینجا. ناوها فرار می کنند. اینها را نمی بینیم ما و ندیدیم. مسئولین ما احساس نیاز می کنند به اینکه خوار شوند در مقابل ابرقدرتها. هی امتیاز بدهند؟ «قل ان الامر کله لله» همه چیز دست خداست. تو با من باش. خدا میگوید. کنار من باش آرام اصلا نگران نباش. همه دنیا ریختند سرت، مگر هشت سال دفاع مقدس نبود، من کنارتان هستم و پیروزتان می کنم. مگر نکرد؟ دیگر چی می خواهید دیگر، دیگر از چی می ترسیدید، ترس چی رو دارید، اضطراب چی را دارید؟ به چی شک دارید؟ آنهایی که ترس می آید سراغشان، یا نافرمانی یا سستی، خدایشان قلابی است. والا هیچ کس کنار خدای حقیقی نه ترس دارد نه فرمانی دارد نه اضطراب داردنه غمگین می شود. قرآن می گوید وقتی به آنها گفته می شود دشمن حمله کرده خوشحالند. چون جهادش خشونت در آن نیست. جهادش اوج رحمت است. اسلحه ام را دارم می گیریم، لباسم را دارم می پوشم، که بروم اوج رحمانیت و رحیمیتم را را ظهور کند. خدا یک زمینه ای فراهم کرده برای من، خدا را شکر که من اوج عشقم را به هشت میلیارد خواهر و برادرم، و خانواده آسمانی و الله نشان بدهم. اگر این صحنه ها نباشند ما چه جوری می توانیم صداقتمان را ثابت کنیم، عشق مان را ثابت کنیم، این صحنه ها باشد باشد که یک عده ای نشان بدهند عشق شان را. «یخوفا فی انفسهم ما لایبدون لک» چقدر زیباست این آیات. برای همین امروز است، انگار همین الان نازل شده. تازه تازه. می گوید این جور آدم ها چیزهایی را در قلبهایشان پنهان می کنند و به زبان نمی آورند. می گویند، سینه هم می آیند می زنند شعار اولیه می دهند ولی در دلشان همه اش ترس و اضطراب است. مخفی می کنند فی انفسهم در وجودشان چیزهایی که جرات ندارند به زبان بیاورند.می ترسند به زبان بیاورند.می ترسند جز کافرها بشوند. می ترسند جزو کافرها قلمداد بشوند حداقل. ولی در ظاهر نه، حرفهایی. ولی در باطنا همه اش تردید و شک. در فضای مجازی ببینید کی الان دارند هی نق و غر می زنند و تردید می کنند راجع به این ها صحبت می کنند. اما در وجودشان اینها این جوری اند. به زبان خیلی چیزها را می آورند. ما در درونشان یک چیز دیگر است. ببینید خداست دیگر. روانشناسی بنده اش، دارد درونت را می بیند ، می بیند باطن، از خود انسان به انسان نزدیک تر است. می گوید من دارم می گویم، یاران پیغمبر یک عده شان کسانی هستند که ترس دارند اضطراب دارند غم دارن فسق دارند. خیلی صریح دارد . اصلا خدا نه ترسی دارد نه حیایی می کند به قولی. «ان الله لایستحیی» حیا نمی کند از حق. حق را دارد خیلی صریح می گوید. می گوید با این که یار پیغمبری، با اینکه باهاش آمدی جهاد اما «منکم یرید الدنیا » یک بخشی از شما دنیاطلبند. اگر هم آمدند در لشکر پیغمبر، متاع دنیایی دارند می آیند. نفاق از اینجا شروع می شود. فسق از اینجا شروع می شود. گرایش به دشمن و ذلت از اینجا شروع می شودکه می گوید ما یار امامیم، یار رهبر هستیم، پای این می ایستیم، پای کشور می ایستیم، ولی وقتی نوبت عمل می شود، نه. در دلهایشان یک چیزهایی هست که جرات نمی کنند بگویند. می گویند مرگ بر اسرائیل، آی خدا لعنت کند آنهایی که به کشور ما حمله کردند، چنین و چنان، ولی اسرائیلی و آمریکایی اند. عقایدشان سبک زندگی شان گرایهایشان غربی است. به دشمن نزدیک ترند عشق و دلشان. «یقولون» در فضای مجازی حواستان باشد. «یقولون» اینها چی می گویند؟ حرفهایش چی هست. همین الان در فضای مجازی بزنید پیدایشان می کنید. در روزنامه ها فضای مجازی، تلویزیون، شبکه ها، چی می گویند اینها؟ «لوکان امر من شی ما قلنا هاهونا» اگر واقعا پیغمبر حق بود دین ما حق بود، ما شکست می خوردیم؟ چرا شکست خوردیم؟چرا دشمن به ما غلبه کرد؟ چرا کشته هایمان انقدر زیاد است؟ چرا فرمانده هایمان را زدند؟ چرا بمبارانمان کردند؟ چرا بیمارستانمان را زدند؟ اگر ما راستیم چرا غزه اونجوری شد؟ چرا لبنان این جوری شد؟ چرا سیدحسن را زدند؟ چرا بزرگانمان از دنیا رفتند؟ چرا شخصیت های دینی مان را زدند؟ چرا شخصیت های سیاسی مان را زدند؟ چرا فرمانده ها همه رفتند؟ نکند این همه اش راست نباشد؟ تردید می کنند.
مثل یک عده که امام امت از دنیا رفت، یک عده گفتند بابا ما این همه گفتیم خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار، چی شد؟ پس رفت که این.امام فرمود مگر کشور دین خدا وابسته به فرد هست. آیه اش را خواندیم برایتان و تحلیلش هم کردیم یادتان نرود. «افرایتم اتخذ ان مات انقلبتم قتلوا علی عقابکم» یادتان نرفته که انشالله، اگر پیامبر کشته یا شهید شد شما همه تان می خواهید سرد شوید؟ الان رهبر ما را تهدید کردند، می کشیم شما را، اول اینکه هیچ غلطی نمی کنند و این هم جهان اسلام بعد از اینکه توهین و تهدیدی که کردند ،همه جهان اسلام آن بیانه های محکم دادند. ما هم باید پای رهبرمان بایستیم و محکم دعا کنیم برای ایشان و دفاع می کنیم از رهبرمان، انشالله به زودی در جلسات اجتماع استغاثه مان اجتماع ماهیانه مان را می گذاریم برای حمایت از رهبرمان و اماممان. هم دعا میکنیم هم دفاع می کنیم. ولی حالا اصلا یک درصدی ایشان شهید شود، چیزی تغییر می کند در آرمان ما،؟ ما باید بترسیم، باید شل بشویم، باید سست بشویم، باید شک کنیم؟ ایشان می گفت فاصله من و امام خمینی طی ناشدنی هست. امام خمینی رفت، پیغمبر رفت، ائمه رفتند، آقا یک امام زمان زنده کنار همه ما هست، کنار این کشور هست. خودش فرمود: ایران شیعه خانه ماست. ممکن است کج شود اما فرو نمی ریزد. هی ترسهای... دشمن می خواهد ما را بترساند. یکی از ترسهای که دشمن در فضای مجازی انجام می دهد ترس های بیخود است. قحطی می شود نمی دانم تهران را خالی کنید، فردا می خواهیم همه تان را بکشیم. یک عده هم واقعا همین جوری می شوند. اصلا زدند. ما باید وظیفه مان چی هست؟ «یقولون» ببین خدا چه جوری دارد میگوید. «یقولون لو کان من امر شی ما قتلنا هوهنا» اگر ما حق بودیم چرا باید این جوری کشته می شدیم؟ حمزه کشته شد. حمزه که امید همه مان بود کشتنش اینجا. شوخی نیست آن لشکر اینها، لشکر چند صدنفر بوده. هفتادشان همان جا زدند کشتند. قرآن چی می گوید؟ می فرماید که «قل » به همه باز بگو. باز هم دارد قاعده می دهد. «لو کنتم فی بیوتکم لبرض ... مزاجئهم» این را بگویم. بقیه اش بماند برای ساعت بعد که توضیح می دهم. این دو ساعت را فقط می خواهم مباحث روز را بگویم. به همه بگو «لو کنتم فی بیوتکم» اگر شما در خانه هایتان هم پنهان می شدید، جبهه هم نمی آمدید یا شهرتان را تعطیل کردید رفتید ویلاهای شمال تان، «لبرز» ببینید چقدر قرآن، لام می آورد. حتما این اتفاق برایتان می افتد. «لبرز لذین کتب علیهم قتل الی مزاجهم» آنکه برایش کشته شدند، شهادت، قتل، نوشته شده، در رختخواب می آید سراغتان. بعضی از فرماندهان و بزرگان ما در رختخواب در خانه هایشان شهید شدند، مسئولین ما دانشمندان ما. می گوید آنی که برایش نوشته شده، وسط میدان هم نباشد، در خانه می آید سراغش. چی رو داری فرار میکنی؟ از چی داری فرار میکنی؟ همین چند روز پیش دو سه روز پیش، بعضی از که داشتند فرار می کردند، بعضی از دوستان را گفتم بهشون که بابا بمانید اینجا، مگر چه خبره در شهر الان؟شما اسرائیل را نگاه کنید الان 24 ساعت دارند آن وسط موشک می ریزند. 24 ساعته. در دنیا تا به حال سابقه نداشته هیچ کشوری هیچ شهری این جوری باشد . در کل تاریخ جنگ این جوری نبوده، تاریخ جنگ های دنیا، اینجا مثلا شهر آرام، وسط شهر آرام، یک دونه صدا و سیما را می زنند، همه وای چی شده. یک ساختمان را می زنند مثلا چهار طبقه، پنج طبقه، ده طبقه، پانزده طبقه، ترقه بازی اینها در مقابل آنچه که دارد سر دشمن می آید. می گوید نه ما باید برویم. رفتند در راه پدر و مادر، دو تا بچه تصادف به رحمت خدا رفتند. زمان جنگ هم این جوری می شد.
من سوالم این هست که آقا شما که در می روید، شهرهایتان را تعطیل می کنید، حالا عوارضش را بعدا جلسه بعد توضیح می دهم، تا به حال چندتاتون بوده در آن سالها جنگ که بعضی ها این کارها را کردند ، چه الان، چندتاتون بوده که بگویید مااز خانه مان فرار کردیم رفتیم یک جای امن، بعد دیدیم که خانه مان را زدند؟ چند درصد این اتفاق افتاده؟ یک کسی بگوید که بگوید خوب شد فرار کردیم و رفتیم، ما رفتیم خانه مان را زدند. چند درصد همچنین اتفاقی افتاده؟ گفتند که خوب شد ما رفتیم. رفتند. زمان جنگ یادم هست. عقرب می کشتدشان، مار می زد، تصادف می کردند. در دره می افتادند. یعنی خودشان مرگ خودشان را زودتر اتفاق می افتد. چون حضرت می گوید آدم ها در اثر اشتباهات و گناهانشان زودتر مرگ خودشان را می آورند تا در اثر اجل طبیعی. اجل این هست. باشد زیر بمباران هیچ اتفاقی هم نمی افتد، بعد هم بابا شما این همه حرز دارید، دعا دارید، یعنی شک داری به حرز و دعای خودت. این همه بزرگان ما ائمه ما می گویند آقا وسط دشمن بخوان، راحت بگیر بخواب. اگر حرزت را بخوانی وسط آتش هم باشی هیچ اتفاقی برایت نمی افتد. وسط بمباران هیچ اتفاقی برایت نمی افتد. شک داشتی؟ شک داری به دعاها و حرزها؟ یکی از بزرگان می گوید رفتیم با آیت الله بهاء الدینی، کانال هم این را گذاشتیم این خاطره را، رفتیم درود، امام جمعه آنجا گفت آقا این جا خیلی بمباران زیاد می شود، مردم خیلی کشته می دهند. آقای بهاء الدینی اش گفت من مادرم فاطمه زهرا به من گفت. چون ایشان ارتباط داشت دیگر، اتصال داشت، استاد من استاد همه مان بود آیت الله ممدوحی که اینجا می آمد، همه شما هم استفاده می کردید، گهگاهی می آمدند، رحمت الله تعالی علیه، بارها از ایشان با ائمه ارتباط حضوری صحبت می کرد. می گفت مادرم فاطمه زهرا به من گفته که حدیث کساء بخوانید دشمن اصلا به شما آسیبی نمی تواند برساند. آقا این همه ما حرز داریم. دعا داریم ذکر داریم. بخوان بخواب دیگر. اعتماد نداری به خدا؟ یک صدقه بده تمام. این ترسها چیه، این هزینه های وحشتناک چیه. خانه ها را ول کنیم. بعد تبعاتش را می گویم. بریم یک جایی قایم بشویم. آقا حرزت را بخوان، دعایت را بخوان، اعتماد کن به خدا. فرشته ها هستند. خدا هست. امام زمان هست. یعنی همه اش اینها کشکه. گفت ما به مردم اعلام کردیم آقا از این به بعد همه حدیث کساء بخوانند. حالا راجع به این دعاها هم من این هفته شد هفته بعد توضیح می دهم. بعضی ها می گویند آقا چرا یک کسی این دعا را می گوید. یک کسی آن دعا را می گوید یک کسی آن دعا را می گوید. آیت الله بهجت یک چیز گفت. آیت الله بهاء الدینی یک چیز دیگر می گوید. رهبر یک چیزی می گوید. همه شان خوبند. هر کدام را دوست داری بخوان. خیالت هم راحت. ولی بعد توضیح می دهم راجع به اینها. گفت از زمانی که ما در درود شروع کردیم به حدیث کساء خواندن ، دیگر آن شهر بمباران نشد. می گفت حتی یکی از خلبانها را که بعدا گرفتند می گفت به ما می گفتند بروید درود بزنید من هر وقت می آمدم بالا، آب می دیدم. شهر را نمی توانستم تشخیص بدهم. آب فقط می دیدیم. شهر درود نیست. یعنی خدا نمی تواند این کار را بکند؟ والله بالله به پیغمبر قسم به امام زمان قسم من که خودم یک جوان مثلا نوجوان 17 ساله بودم تا 25 ساله، که در جبهه بودم. هزاران مورد از این چیزها دیدم با چشم خودم. خاطراتم را بعضی وقتها گفتم برایتان، من فرمانده ام می گفت ببین برو من خیالت راحت باشد. یا نمی بینند تو را. من می رفتم پیش عراقی ها می خوابیدم. شبها که می رفتیم قرارگاه دشمن –خب من نفر اول بودم باید می رفتم اینها رامی رساندم میدان مین، باز میکردم برایشان، می گفت حالا تو رساندی ما را ، برو بگیر بخواب پیش عراقی ها، می دانید این چیه، افسانه است این؟ می رفتیم. من که می رفتم تخت می خوابیدم همانجا. بعد کارشان را می کردند. صدا می کرد من را بلند شو برویم. نه در خانه مان شهرمان وسط این ملت، نه. در قرارگاه دشمن، چادر دشمن. پیش دشمن. اگر خدات حقیقی باشد، همه جا. اگر قرار باشد شهید شویم شهید می شویم. چی از این بهتر. درادامه آیه خودش می گوید. اگر قرار نباشد، من هستم کنارتان. ترس چی دارید شماها! این اضطرابها چیه، ترس ها چیه! زشت است. الان ما داریم خانم خانه به شوهر میگوید نترس عزیزم. بمانیم اینجا. شوهر می گوید نه. عزیزم برویم خانه، مشکلی نیست اصلا. زن خانه دارد مثل صدتا مرد، اصلا ترس ندارد. مرد خانه ترسوتر. کسی زمان جنگ می گفت. این شوهر من خاک تو سرش. عراقی ها که می آیند اینجا چراغ آژیر می کشند، من باید بروم سفت بچسبم بهش ، این می لرزد. من نگه اش می دارم و میگویم عزیزم نترس. من باید بروم شوهرم را آرام کنم. بد است. بابا تو مردی، جلوی زن و بچه ات این حرفها را نزن. پدر یک خانواده هستی، مردی. بعد این همه ذلت و ترس را منتقل نکن به خانواده ات. می بینی زن خیلی شجاع تر از شوهرش، بچه ها شجاع تر از پدر و مادر. اگر قرار باشد بمیرید می میرید . فرار هم بکنید در جاده مرگ می آید سراغتان. تصادف می شد مار می زند عقرب می زند سقوط میکنی لاستیک می ترکد. یک چیزی منفجر می شود. گاز خفه تان می کند. یک چیزی دیگر. سکته می زنید. ما آدم هایی داشتیم از ترس فرار کردند، سکته زدند. حالا این همه ترس لازم است؟ خدایا یک کاری کن که نشود این دیگر. خدایا اقلا. ادامه آیه بماند برای جلسه بعد. یک استراحتی بکنید.می خواهم توضیح بدهم خدایا می گوید اصلا این ترس و اضطرابها چی هست اصلا فلسفه اش چی هست. یک ذره ما خوش بگذرانیم، راحت باشیم، آرام باشیم
والحمدلله رب العالیمن و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین.