جلسه 018 - وظایف ما در آخرالزمان
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
1
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - وظایف ما در آخرالزمان

وظایف ما در آخرالزمان؛ جلسه 18 21/01/1404

سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم علما مراجع اولیای الهی شهدا صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب بحثمان را ادامه می‌دهیم درباره بحث تفسیری داشتیم در مباحث قرآنی دشمن شناسی، آیات ۱۴۰ از سوره آل عمران را توضیح دادم خدمتتان و آیات ۱۴۶ درباره ربیون یعنی خداپرستان و کسانی که انتصاب به رب دارند؛ یعنی خودشان را تحت تربیت الله قرار دادند. راضی نشدند مربی کمتر از الله داشته باشند. چون شأن بزرگی برای خودشان قائل بودند. کسانی که به شرافت انسانی خودشان واقف بودند و نمی‌خواستند که از هیچکس غیر از مربی اصلی و الله دستورالعمل زندگی بگیرند. «ایاک نعبد و ایاک نستعین». «ایاک نعبد» یعنی من شرافتم عزتم قیمتم کرامتم اجازه نمی دهد کمتر از خدا مربی داشته باشم. کسی برای من تعیین تکلیف بکند برنامه‌ریزی بکند. چون انسانی که خودش را به معنای حقیقی می‌شناسد، می داند که اگر کسی غیر از الله براش برنامه‌ریزی بکند آن برنامه جاهلانه است. هیچکس غیر از الله آن هفت تخصص مورد نیاز برای برخورد با انسان یا هدایت انسان را ندارد و همچنین غیر از رهبران معصوم الهی. برای همین یک آدمی که برای خودش قیمت قائل است شرافت قائل است اجازه نمی دهد همانطور که در مورد چشمش غیر از چشم پزشک اظهار نظر بکند آن هم بهترین چشم پزشکان، در مورد پوستش متخصص پوست باید اظهار نظر بکند، در مورد هر کاری از زندگیش به اصل اصالت تخصص احترام می‌گذارد، در مورد یه ساختمان به معمار و مهندس مورد اعتماد مراجعه می‌کند، یک ربی یک خداپرست یک انسان اجازه نمی دهد غیر از الله و معصومین که این هفت دسته اطلاعات تخصصی را دارند در موردش تصمیم بگیرند. در همه شاخه‌های زندگی؛ چه بخش‌های اقتصادی که جمادی است، چه بخش‌های گیاهی که مربوط به بدن خوراک غذا بچه‌دار شدن تولیدمثل، چه بخش‌هایی که مربوط به حیات خانوادگی و اجتماعی و سیاسی اش هست، چه در مورد بخش‌های علمی و چه در آن بخش اصلی انسانی که من حرکتم به سمت بی‌نهایت باید تضمین بشود، حرکتم به سمت ابدیت باید تضمین بشود و هیچکس جز خداوند نمی‌تواند اطلاعات تخصصی مورد نیاز من برای کسب سعادت دنیایی و آخرتی به من بدهد. ربی یعنی این. آنهایی که مربی بالا سرشان هست گتره‌ای بار نمی آیند، بی فرهنگ نیستند بی معلم نیستند بی استاد نیستند، برای خودشان ارزش قائلند و حتماً ذره ذره کارهای زندگیشان را زیر نظر ربشون و متخصصین معصوم انجام میدهند و نه غیر از اینها. قرآن می‌فرماید که «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» یادتان نرود این را که خواندیم. چه بسیاری از انبیا که باهاشون ربّیون زیادی همراه آنها مقاتله کردند، جهاد کردند. چون گفتیم جهاد مبارزه برای انسانیت است، برای تخصص، برای کشورگشایی، برای مال، برای اهداف چهارگانه پایینی نیست. جهاد یک امر مقدس است. قتال همراه رهبر الهی برای جریان تخصص الهی در جامعه است. آنجایی که طاغوت ها خودشیفته‌ها جاهلان غیرمتخصص‌ها می‌خواهند زمام امور مردم را در دست بگیرند و مردم را با جهالت‌هایشان رهبری بکنند، غرق فرمول‌های غلط برنامه‌های غلط کنند، رهبر الهی قیام می‌کند، ربّیون همراهش قیام می‌کنند که اجازه ندهند هیچ انسانی غیر تخصصی زندگی بکند، هیچ انسانی محرومیت از معارف الهی در همه زمینه‌ها چه دنیایی و چه در چه آخرتی بشود. جهاد اصلاً کلاً فلسفش همین است. قتال همراه یک معصوم و رهبر الهی برای حراست از جریان زندگی تخصصی انسان‌ها در روی زمین و برای حفظ روند تولد سالم انسان‌ها به آخرت و ابدیت. این جهاد است. خب اینها همراهشان می‌جنگیدند «فَمَا وَهَنُوا» گفتیم که اینها سست نشدند. «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» چرا؟ چون گفتیم « فِي سَبِيلِ اللَّهِ»، ضعیف نشدند از هیچ جهتی و همچنین احساس ذلت در مقابل دشمن نداشتند، کوتاه نمی‌آمدند. تسلیم دشمن نمی‌شدند. چون جنگ برای تخصص عقب نشینی ندارد. شما داری میگویی دو دوتا چهارتا دشمنت دارد میگوید دو دوتا پنج تاست. اصلا نمیشود کوتاه آمد. مذاکره هم نمی‌توانیم بکنیم. چون شما دارید راجع به حق حرف می‌زنی،د می‌خواهید حق تثبیت بکنید و توسعه بدهید. آنها می‌خواهند باطل را تثبیت کنند و توسعه بدهند. باهاشون نمیشود نشست صحبت کرد که بالاخره یه جایی کنار بیایم با همدیگر. چون بحثش بحث، توضیح دادم در جلسات گذشته، بحثش بحث ضد بشری است، ضد انسانی است، بحث خودشیفتگی است و خودبرتربینی است بر سایر انسان‌ها. بعد فرمود: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» درباره شخصیت این‌ها می‌فرماید «وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» این داستان یادتان نرود. داستان مال کجاست؟ مال جنگ احد است که شکست خوردند. همین ربّیونی که همراه پیغمبر می‌جنگیدند. آن هم به خاطر چی؟ به خاطر کشششان به دنیا. وسط جنگ یک عده‌ای نه همشون یه عده‌ای که مسئول نگه داشتن تنگه احد بودند، یه دفعه طمع دنیا سراغشان آمد، طمع غنائم دستور فرمانده را که پیامبر فرمود در هیچ شرایطی که چه پیروز بشویم چه شکست بخوریم، شما اینجا را رها نکنید که آنها رها کردند. دیدند پیروزی شد حالا آنجا را رها کردند، طمع گرفتن و آن دور خوردن و آن شکست را مجبور شدن تحمل کنند. خب حالا اینها چون ربّی هستند، مومنند، اهل تقوا هستند، قرآن می‌فرماید چیه؟ دارد بهشون دلداری میدهد. میگوید انبیای گذشته هم بودن اینجوری و این ربّیون این حالت‌ها را داشتند بعد حالا دارد بهشون تعلیم می‌کند. میگوید «وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ» سخن آنان چی بوده؟ چیزی نبود الا اینکه می‌گفتند چی؟ «إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» خوب دقت کنید. دارایی انبیا در برخورد با دشمنان توسل به اسماء الهی بوده؛ یعنی درخواست می‌کردند از کانون قدرت، قدرت را. خوب دقت کنید. این را اگر ما بهش توجه نکنیم که چرا همه انبیا چه در کوچک‌ترین کارهایشان سراغ درخواست از خدا می‌رفتند، سراغ اسماء الهی می‌رفتند. اگر ما این را درک نکنیم فکر میکنیم که یه چیز تزیینی یه چیز سمبولیک هست یه چیز فانتزی هست یه تعارف هست که ما باید حتما به صرفاً توانمندی‌های شخصی خودمان تکیه کنیم .در حالی که اصلاً اینجوری نیست. ما هیچیمون دست خودمان نیست. ما عین فقر و عین وابستگی و ربط به خدایم. ما آن به آن حیاتمان را داریم از الله می‌گیریم. ما همین الان همین الان در تمام هستی مان و دارایی‌هایمان عین ربطیم به خدا. خدا مثلاً مثل یه بنا نیست که یه ساختمان بسازد. آن ساختمان سرپا باشد. اگر بنا هم مرد، ساختمان سرپا باشد. رابطه ما با الله اینجوری نیست. رابطه ما با الله فیض دائم است. یعنی خداوند دائماً در ما فیض میدهد و رحمت میدهد تا ما سر پا باشیم در همه چیزمان. برای همین هم شما سر نماز هم که می‌خواهید بلند شوید میگوید چی؟ «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» من با حول و قوه خدا همین الان دارم بلند میشوم می نشینم. اگر کسی چشم برزخی داشته باشد، می‌بیند که فرشته‌ها اینجوری بلندش می‌کنند، می‌نشاندنش، به سجده می‌برندش به رکوع می‌برندش آن را. ما قوه ای نداریم از خودمان که ما، دائماً داریم می‌چرخاننمان. در خواب هم همینطور، قلبمان، الان غذایی که ما می‌خوریم مگر ما تبدیلش می‌کنیم به سلول؟ نه. این را فرشته‌های الهی دائماً دارند این کار را می‌کنند ما که عرضه حیات نداریم که. اگر می‌توانیم ببلعیم اگر می‌توانیم نگاه کنیم اگر می‌توانیم بشنویم این فیض دائم الهی است که دارد به ما توانمندی میدهد. برای همین انبیا چون کشف می‌کردند این عین ربط بودن را، فقر محض بودن را، دقیقا رفتارشان مثل یک نوزاد مثل یه بچه است که برای هر کاریشان از مادر و پدر این بچه چون کشف می‌کند بچه خودش شهود می‌کند ضعفش را در همه کارها برای غذاش برای لباسش، جاش را خراب می‌کند، نمی‌دونم می‌خواهد راه برود به همه جا، پدر مادر رل صدا می‌کند. انبیا چون شهود داشتند این عین ربط بودن را. هیچ وقت نمی‌گفتند که –هر نوع نکبت در زندگی انسان می آید، آنجا می آید که انسان میگوید- من به خدا احتیاج ندارم. من خودم علم دارم تخصص دارم توان دارم و در واقع از خدا درخواستی دیگر ندارد. چون درخواست ندارد، خدا واگذارش می‌کند به خودش. میگوید خب حالا برو هر کاری خودت می‌خواهی بکنی بکن و همه سقوط‌ها اینجا ایجاد میشود که دیگر شما نیرو نمی‌گیرید، اسم نمی‌گیرید درخواستی ندارید حالا سقوط می آید سراغتان شکست می آید سراغتان. حالا بحث مفصل این را انشالله در انشالله در اردوی بعدیمان که اگر خدا اجازه بدهدد اذن بده آخر شهریور هست اردوی ادامه بحث اسماء الله بسم الله مان آنجا توضیح خواهیم داد. لذا انبیا سلاحشان حضور خود خداست .ببینید امام رضا فرمود: «عَلَيكُم بِسِلاحِ الأنبِياءِ» شما از اسلحه انبیا کمک بگیرید دائماً یعنی ذکر دعا اسم و دائماً درخواست کنید. درخواست نکنید کسی باهاتون کاری ندارد. «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» انقدر مهم است که خدا میگوید بگو به همه این را، بگو چون وقتی «قل» می آید، گفتیم بعد از قل چیه؟ فرمول و قاعده است همیشه. این یادتان باشد. در قرآن هر وقت میگوید «قل» بعدش میخواهد یه قاعده خلقت و یه جریان ریاضی خلقت را به شما بیان بکند. کاملاً ریاضی است. «قل ما یعبا بکم ربکم». «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» به همه بگو پروردگار من هیچ محلی به شما نمیگذارد، هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند اگر شما درخواست نداشته باشید. خدا وقتی درخواست کنی، میدهد. درخواست نکنید که کاری ندارد. لذا ببینید مادر ما حضرت زهرا می‌خواهد شب بخوابد میگوید خدایا می‌خواهم بخوابم. کمکم کن پلکهایم بخوابد. ببین نمیگوید خب خدا میروم می‌خوابم دیگر. الان دیدی چقدر آدمها میرود به رختخواب نمی‌توانند بخوابند. باید قرص اعصاب قرص خواب بخورند. زور میزند می کشد خودش را نمی تواند. زور میزند آرام باشد نمیتواند. زور میزند شاد باشد نمی‌تواند. ببینید دست خودت نیست. ببین آن شهود می‌کند میگوید خدایا الان می‌خواهم بخوابم به پلکهایم کمک کن بخوابم. خداوند به حضرت موسی سلام الله علیه می‌فرماید چی؟ نمک غذات را، علف گوسفندت هم از من بخواه. خدایا بده. خدایا می‌خواهم بخوابم. غذا می‌خوای بخوری، بسم الله الرحمن الرحیم. شما نگاه کنید خیلی از افراد همین لقمه داشتن در دهن خفه شدند، آب را خوردند و خفه شدند. قدرت دست خداست. «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» «لاموثر فی الوجود الا الله» الله دائماً باید کنار ما باشد. لذا هرکس شعورش بیشتر است، خودشناسی اش بیشتر است، دعایش هم بیشتر است. درخواستش هم بیشتر است. آنها که دعا ندارند و درخواست ندارند در زندگی در بخش‌های جمادی گیاهی حیوانی عقلی شکست می‌خورند. حالا شما میگویی همه آدم کافر هستند، کمونیست هم هستند، اصلاً خدا را قبول ندارند این همه موفق هم هستند. این موفقیت نیست. ببینید موفقیت زمانی است که تو بتوانی وقتی پیشرفت می‌کنی شاخصه‌های سلامت انسانی یعنی مهربانی، آرامش و شادی ات را حفظ بکنی. کارت به طلاق کشیده نشود. از اینکه تو الان دکتر مهندسی ولی زندگیت روی هواست، نشان میدهد که تو مسیر را غلط رفتی. اگر بچه‌هایت ازت متنفرند یا می‌ترسند ازت، اگر عشق تو زندگیت نیست، اگر آرامش نداری نشان می‌دهد شکست می‌خوری. شکست خوردی . چون مسیر انسان درست برود این سه تا شاخه همیشه در زندگی درست است: عشق، مهربانی بی‌نهایت نسبت به خودش و همه آدمها، به همه خلقت؛ آرامش و شادی. اگر اینها نیست موفقیت‌ها به ضرر ما تمام شده؛ یعنی هرچی آدم مهندس‌تر دکترتر طلبه‌تر مجتهدتر نمی‌دونم ثروتمندتر خوشگل‌تر قوی‌تر محبوب‌تر مشهورتر نکبت بیشتر در زندگیش می آید؛ یعنی موفقیت‌ها خودش شکست می‌سازد برایت؛ یعنی دارایی هات دورت می‌کند از خودت، هرچی که دارندگی داری. آن دارای خودت را از خودت دور می‌کنی. برای همین خیلی دیگران میگویند به به چه زندگی خوبی دارد، پولدار هست، خوشگل هست، خوش قیافه‌ست خوش هیکل هست، قوی هست، دکتر و مهندس هست؛ اما این با خودش بی‌نهایت فاصله دارد. با خودش فاصله دارد. با غیب فاصله دارد. با خانواده آسمانی فاصله دارد. این دو رکعت نماز نمی‌تواند بخواند برود، دو رکعت یعنی یه متر هم با نماز بلند نمیشود از جاش ولی خب دکتر مهندس هم هست استاد دانشگاه هم هست شهرت هم دارد رئیس جمهور هم هست وزیرم هست ولی شکست خورده این. اصلاً هیچ نوع توانمندی در ارتباط با خانواده آسمانی اش فرشته‌ها غیب. این الان بمیرد برود به قبر، گیر است. همین الان اگر بمیرد برود به قبر گیر است. موفقیتی این به دست نیاورد. موفقیتهایش دنیایی هست، به درد نمی‌خورد که این باید به عنوان یه انسان موفق باشد که موفق نیست. بنابراین ما بیش از هر چیز دیگری باید این دستور انبیا را رعایت کنیم. فرمود: «عَلَيكُم بِسِلاحِ الأنبِياءِ» شما باید اسلحه انبیا را داشته باشید. انبیا اگر موفق بودند که با یه تعداد کمی پیروز می‌شدند، «كَمْ مِنْ فِئَةٍ» خواندیم قواعدش را دو هفته پیش، دو سه هفته پیش «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » خب گروه کم -همیشه هم همینجوری بوده انبیا یه نفری و دو نفری امپراتوری از بین می‌بردند. یه نفر. یه موسی میرفت یه فرعون را نابود میکرد می آمد، یه ابراهیم می‌رفت امپراتوری نمرود را نابود کرد. یه امپراطوری را پیغمبر آمد آن کارهای بزرگ کرد. تمدن بزرگ گذاشت، انبیا همین جوری بودند. چون همراه الله بودند یعنی همراه اول همراهشان بود. «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي» ربم همراهم هست. یه نفر با الله همیشه پیروز است. تو اگر الله همیشه همراهت باشد، پیروز هستی. در هیچ بحثی شکست نمی‌خوری. بدبختی آنجاست که انسان الله را رها می‌کند. نیاز به دعا نیاز به ذکر نیاز به استمداد ندارد. برای همین در فرمول زندگی چیه؟ ایاک نعبد؛ من از هیچ کس دستور نمی‌گیرم یک). دو) «و ایاک نستعین» از هیچ کس کمک نمیگیرم جز الله. اگر از آدمهای کریم و مومن هم کمک می‌گیرند برای اینکه مومنین خود خدا گفته از مومنین کمک بگیرید. آن عین کمک از الله است؛ والا امید من به هیچکس جز الله نیست. دلخوشی من هیچکس در زندگیم غیر از الله نیست؛ نه در زن داری نه در شوهرداری نه در بچه داری نه کار اجتماعی اقتصادی. عشق من، حیات من، انگیزه من، دلدادگی من یه نفر است، آن الله هست.

«قل» بازم نگاه کنید «قل» است. اگر کسی بتواند بگوید خیلی خوبه. اگر کسی موفق بشود ۳۰ سال کار کنید تا این جمله را یه بار راست بگویی موفقی. ۴۰ سال زحمت بکشی که یه بار بگویی «قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» من مال خدام. من مال هیچ کس. نیستم من مال خودش هستم. چطور می گویی: این بابای منه، من بچه اینم؛ زن منه، این شوهر منه، انتصاب اختصاصی دارید. من مال این خدا هستم. خدا، این مال من است. مال شیطان نیست. مال جهنمم نیست. این مال خودم هست. اگر کسی این را فهمید خیلی بزرگ است. اگر کسی توانست بگوید بعد ۴۰ سال هم تو زحمت بکشی بتوانی یه جمله را یه بار بگویی، به سعادت میرسی. «إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» مال خود خودش هستم. مالشم. دقت کن. صاحب منه، ولی منه، مولام هست. چقدر قشنگ است قرآن « ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا» به به خدا مومنان هست «وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ» کافرین مولانا ندارند صاحب ندارند، ول هستند. آنکه مولا دارد صاحب دارد ببینید چقدر قدرت دارد. انبیا اینجوری بودند. برای همین همیشه گروه کم به گروه بزرگ غلبه می‌کرده. شما نگاه کنید تمام ابرقدرت‌ها ریختند در غزه، غزة ۱۲ کیلومتری، یه پیروزی به دست نیاوردند. جز کشتار. خانه‌ها را خراب کردن، بچه‌ها را کشتند، زن و بچه را کشتند ولی توانستند بگیرند؟ نه. توانستند اراده شان را؟ نه. اصلاً ننگ بزرگ در تاریخ بعدها همه قدرت‌ها مثل زمان جنگ دفاع مقدس ما، همه ابرقدرتها ریختند روی یه کشور ناتوان و ضعیف و فقیر و شکست خوردند ازش؛ حتی یه وجب خاکش هم نتوانستند بگیرند. در حالی که همین کشور ۱۵۷ سال دو سوم خاکش را از دست داد آن موقع که خدا نداشت. وقتی خدا آمد همه قدرت‌ها که بریزند سرت هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. رزمنده‌های ما در همه حالت‌ها توسل دعا داشتن و جلوی همه قدرت‌های جهان پیروز شدند. ۴۶ ساله دنیا دارد این کشور را شدیدترین وحشیانه ترین تحریم ها توطئه ها قرار میدهد، این کشور شده ابرقدرت و آنها ضعیف شدند. چرا؟ن چو کنارش یه الله هست. این قانون را خدا دارد به تو یاد میدهد.

خب رزمنده‌ها نیامدند بگویند که بابا ما شکست خوردیم، قسمت بود شکست بخوریم. تقصیر فلانی بود. اصلاً نه تقصیر کسی می‌انداختند نمی‌دونم قضا و قدر بود نمی‌دونم قسمت بود. راست می‌رفتند سر اصل مطلب صادق هم بودند. «ربنا» ببینید شکست وقتی می آید ادبی اینجوری هست. رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا» خدایا ما غلط کردیم ما اشتباه کردیم گناه کردیم. خدا رحمت کند شهید همت هر وقت می آمد برای ما عملیات را توضیح بده. ما مثلاً ۱۶ ۱۷ سالمان بود. می‌خواست همیشه به من گفتش که غرور نگیردتان، توسل یادتان نرود، والا شکست می‌خورید. و درست هم همان جایی که ما غرور می‌گرفتم شکست می‌خوریم. شما نگاه کنید جنگ‌های پیغمبر، همیشه پیغمبر از نظر عده و عده در ضعف نسبت به دشمن بود همیشه هم پیروز میشد. دقت کردید. پیامبر در همه جنگ‌ها سربازانش کمتر بود اسلحه‌اش کمتر بود همه پیروز شد جز یه جنگ که هم لشکرش بیشتر بود هم اسلحه‌اش بیشتر بود، شکست خورده. چون رزمنده‌ها به جای اینکه خدا را ببینند، چی را دیدند؟ ادعا را دیدند. شکست؛ اما اگر گفتی نه، من پنج نفرم، ۵ نفریم، خدا با ما هست، تمام هست. موسی یه نفر است. میگوید: «ان معی ربی» من یه پروردگار دارم حتی نمی گوید خدا با ماست. اینها زیر بار خدا هم نمیروند. مردمی که باهاش آمدند بعدها هم ثابت شد، می‌گفتند تو با پروردگارت خودت برو بجنگ، تو به پروردگارت بگو برای ما غذا بفرستد. هیچ وقت نگفتن این یهودیان، یهودی که بنی اسرائیل بودند، هیچ وقت نگفتن پروردگار ما این همه معجزه دیدند، این همه معجزه دیدند، نگفتند ربنا. نگفتن. همیشه به موسی می‌گفتند تو و خدات.

«ربنا» پروردگار ما مربی ما، «اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا» ما گناه کردیم ما اشتباه کردیم. دیگر چی؟ « وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» ما زیاده روی کردیم. آنجایی که آدم زیاده روی می‌کند خدا ولش می‌کند. زیاده‌روی «وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» دستم را ببینید. زیاده‌روی یعنی در این چهار تا آنقدر بروی جلو که حق این کودک عزیز روانت خورده بشود. هر وقت میگویم این بچه داد میزند، من خدا می‌خواهم ملائکه می‌خواهم امام زمان می‌خواهم اهل بیت می‌خواهم قرآن می‌خواهم فرشته ها را میخواهم پرواز میخواهم. میگویی فعلاً در بازارم، وقت ندارم، فعلاً می‌خواهم غذا بخورم شام بخورم صبحانه بخورم ناهار بخورم، شکم چرونی کنم می‌خواهم نمی‌دونم کار اجتماعی خانوادگی دارم، کارهای نمی‌دونم چی چی دارم. می‌خواهم درس بخوانم، دانشگاه بروم دکتر بروم. هیچ وقت به این اجازه نمی دهد رشد بکند. به این اسراف میگویند؛ یعنی زیاده‌روی در این چهار تا و حق بخش آسمانیت را حق این بچه اهل بیت را بخوری. این بچه اهل بیت هست دیگر. آن که روح الله اسراف یعنی این یعنی انقدر وقت ندارم نمی‌رسم نمی‌توانم کار دارم درس دارم دکترام می‌خواهم بخوانم، الان می‌خواهم این دکترا بخوانم. الان میخواهم ارشد بخوانم، الان می خواهم ببینم هیچ وقت به خودت نمیرسد. برای همین هم انقدر اسراف زیاده که بعد ۴۰ سال ۵۰ سال می‌خواهی دو رکعت هم نماز بخوانی نمی‌توانی. انقدر ضعیف است. چون زیاده‌روی کردی در این چهارتا. می‌دانید هیچ وقت به این احترام نگذاشتیم به این بچه امام زمان، به این روح الله. این اصل این چهارتاست. این عامل حیات این چهارتاست. همه اش نشستیم خاله خاله بازی زندگی. برای قرآن خواندن، خسته ام، خوابم می آید وقت ندارم کار دارم برای نماز نماز شب دعا ذکر استمداد از خدا، برای رفت و آمد با غیب، با اهل بیت، اصلاً. برای شنیدن برای کسب معرفت برای استاد دیدن، هیچ وقت. چون مسرفیم. برای همین ها همیشه گند سر و پایمان را می‌گیرد در زندگی‌هایمان، همیشه شکست سرتاپا زندگیمان را می‌گیرد. چون مسرفیم.

اینها گفتند: خدایا ما زیاده روی کردیم. ببین پس گناه عامل شکست است و رِبی و مسلمان و مومن حقیقی می‌فهمد که اگر الان نتوانسته از الله در مقابل مشکلاتش و دشمن کمک بگیرد، گناهش گردن خودش هست. هی تقصیر دیگران نمی ا‌ندازد. گردن خدا هم نمی‌اندازد. می گیوید: خدایا گناه کردم زیاده‌روی کردم اسراف کردم به خودم نرسیدم خودم را فراموش کردم حق. آن امانتی که تو به من دادی، امانت داری نکردم. به این کودک عزیز روانم نرسیدم. این کودک زیر دست من از گرسنگی تشنگی بی غذایی بی لباسی مرد این بچه. خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای را:

ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روان

ما آنقدر زیاده‌روی کردیم در کارهای اقتصادی، بدنی، حیوانی و علمی که این بچه مرده، سقط شده. الان می‌خواهیم متولد شویم به برزخ، هیچ کسی نیست متولد شود؛ یعنی فرشته‌ها یه جنازه تحویل می‌گیرند. یه لش. یه لشی که در دنیا فقط ارزش دارد؛ مثلاً رئیس جمهور شده نمی‌دونم وزیر شده نمی‌دونم استاد مهندس دکتره نمی‌دونم چیه، زن دارد شوهر دارد چهار تا بچه دارد چند تا باغ دارد چند تا ملک دارد. آن آدم کو؟ پس آنی که من امانت داده بودم اینی که قرآن را برایش فرستادم انبیا را برایش فرستادم، هفت آسمان را برای اینها خلق کردم، زمین را برای اینها خلق کردنم، آن کو؟ آن کودک را چرا نیاوردی؟ مرد. مرد سقط شد، سقط شد.

ادب را نگاه کنید. شکست خورده چی میگوید؟ «ربنا» خیلی خوبه آدم بتواند ربش را صدا کند؛ یعنی انقدر بی‌حیایی نکند که یه موقعی وقتی رفتی بهش گفتی مربی من، بگوید اصلاً تو شاگرد من نیستی. من اصلاً شاگرد ندارم. شاگرد من نیستی. نظر من مگر تربیت شده ای که الان به من میگویی «ربنا»! کجای زندگیت با من تنظیم کردی! کجای زندگیت را از من اجازه گرفتی! همه اش با وسوسه‌های نفسانی ات، دستورالعمل این و آن بوده، زندگی کردی. یک کاری نکنیم که یک ذره حیا باشد یه ذره بالاخره وقتی میگوید: «ربنا» آن هم بگوید لبیک، چیه بنده من، چیه شاگرد من. ما گاهی وقتها یه در روابطمان با مربی هایمان اساتیدمان اولیاءمان بی‌حیایی و اسراف و به یه جایی می‌رسانیم که دیگر سقط شده است، این رابطه از بین رفته.

«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا» خدایا گذشته را جبران کن همه چیز را، اغفر یعنی همه جا گذشته را اصلاح کن. مغفرت هست دیگر. مغفرت، غفره، استغفرالله غیر از العفو هست. العفو که میگویم یعنی گناهی کردم به دل نگیر خدایا تنبیه هم نکن تلافی نکن؛ اما استغفرالله خیلی بلند هست؛ یعنی خدایا همه گذشته را اصلاح کن. همه خرابی‌ها مریضی‌ها موانع را بردار. یه موقع یه نفر هست در این روابط زناشویی اتفاق می افتد. مرد انقدر اسراف می‌کند، گند می‌زند به رابطه که این زن طلاق می‌گیرد؛ بعد حالا مرد میرود التماس می‌کند یا برعکس بعد می‌فهمد که ظلم کرده در حق این بنده خدا، جنایت کرده، می گوید بیا حلالم کن. میگوید آقا من حلالت کردم آقا عفو، تمام حالا؛ ولی مغفرتی در کار نیست یعنی نمیخواهم برگردی نمی‌بینمت نمی‌خواهم با تو دیگر زندگی کنم. چون اینقدر گند زدی به این رابطه که دیگر اصلاً تحمل تو ندارم. نمی‌خواهم ببینمت یه موقعی عفو هست ولی مغفرت نیست. مغفرت یعنی خرابی‌ها را درست کنیم، خرابی‌ها را درست کنیم.

«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» اسرافش کردیم «الا انفسهم» علیه خودمان اسراف کردیم زیاده‌روی‌هایی که همه اش به ضرر خودمان بود درس اضافه تخصص اضافه مدرک تحصیلی اضافه. چون با شهوت رفتم هی داشتم نمی‌دونم دکترش بشو،م نویسنده بشوم نمی‌دونم چی چی بشوم با شهوت بوده همه اش برای دنیا بوده. پولدار یه خونه دو خونه یه آپارتمان دو آپارتمان یه ماشین دوتا ماشین نمی‌دونم زمین وقت نداشتم برای پرواز. حالا یکی هست نه عرضه دارد پولدار هست، خیلی هم پول دارد ولی از همه مالش برای پرواز استفاده می‌کند. از کمالات گیاهی اش فوق العاده بلده استفاده کند. همه اش بال هست برایش. شهرتش بال هست، محبوبیتش بال هست، تحصیلاتش بال هست، سوادش بال هست، مالش بال هست، همه اش بال هست. بلد بوده که چه جوری استفاده کند ولی بعضیها نه. «َإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» من گفتم فی امر جای دیگر است «وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» خود ما در کارمان زیاده روی کردیم «وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا» تو قدمهای ما را محکم کن. با دشمن روبرو می شود دیگر. ببینید با دشمن روبرو بشود. انگیزه چیه؟ ببینید چقدر انگیزه پاک هست. نه کینه است نه عقده است نه تحقیر دیگران هست. می‌بینید نه دنیاست نه روکم کنی هست. «عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» خدایا ما میخواهیم با کافرین کسانی که دین تو را قبول ندارند مردم را آزار میدهند پیروز بشویم. ما حتی با کافرین هم مشکلی نداریم از این جهت، اگر می‌خواهم غلبه کنیم، برای این هست که ما نگذاریم اینها بندگانت را گمراه بکنند، نگذاریم فساد در جامعه باشد. ببینید نیتش پیروزی بر کافر است، کشورگشایی نیست. مثل جاهای دیگر که رو کم کنی هست، می‌خواهند اموال کشورها را غارت کنند مردم را. مثل غربیها آمریکاییها اروپاییها که هدفشان از جنگ‌ها همیشه خودشیفتگی و دنیا داری هست. نه. من اگر بخواهم به جهاد کنم میخواهم جلوی کفر را بگیرم؛ آن کفری که نمیگذارد امام زمان من ظهور بکند؛ آن نفاقی که نمیگذارد امام زمانم ظهور بکند.

« وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» خدا کمکمان کن علیه کافرین. این انگیزه چقدر بزرگ هست. این تربیت می‌کند. لازم نیست معصوم باشی. میگوید همین رزمنده رِبی همراه نبی، گناه هم که بکند اسراف هم که می‌کند انقدر مؤدب هست که قبول کند گناه کرده اسراف کرده میرود با خدا رابطه‌ش را اصلاح می‌کند. حالا از خدا استمداد می‌کند. بنابراین تو هر چقدر ارتباطت را با حق با الله اسماء الله قویتر بکنی و به جایی که دیگران را مقصر بدانی، بگویی آقا من غلط کردم من اشتباه کردم من نگذاشتم این پیروزی صورت بگیرد در مجموعه مان در فعالیت‌هایمان در لشکرمان، خودت را مقصر بدانی، هی نه این مثلاً مدیرهای ما خیلی اینجوری بودن نیروهای ما اینجوری بودند نمی‌دونم آنها اینجوری بودند، اینها اینجوری بودند، ما شکست خوردیم. اول خودت را، ببین خودت چه نقشی داشتی. حالا نگاه کنید چقدر قشنگ است.

نتیجه. پس این دعا چی شد؟ ریاضی با هم تمرین کنیم. گفتیم همه چیز را باید چه‌جوری بفهمیم در قرآن؟ ریاضی، قدر بعدش چی؟ قضا. اینها قدر را آوردن وسط. چه قدری؟ قدر اخبات را قدر تواضع و قدر ادب را آوردن قدر دعا قدر استغاثه. استغاثه بی‌نهایت مهم است. خدا در جنگ‌های مهم استغاثه رزمنده‌ها را میگوید عامل پیروزی شده. استغاثه اگر نباشد شما پیروزی ندارید به دشمنانتان. قدر استغاثه. اینها استغاثه را آوردن وسط مطرحش کردند. دعا را آوردند، ادبشان را نشان دادند. حالا نتیجه. یعنی میگوید قدر قضا. خب نه خدا چیکار میکند در مقابل « فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» این شد قضاش. چقدر قشنگ است. این کار را کردن نتیجه چی شد؟ خدا هم ثواب دنیا را بهشون میدهد. خیلی ثوابها متنوع و زیاد «وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ » و زیبایی و کمال و جمال زیبایی آخرت هم خدا بهشون عطا کرد و عطا می‌کند بعد از همه قشنگتر این قسمتش هست. ابراز علاقه و محبت ویژه خداست به آدمهای اینجوری. آن هم چه مقامی بهشان داده «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» دوستان دارم. میگوید من یه چنین رزمنده‌ای را دوست دارم که اگر گناه کرد معصیت کرد اسراف کرد، بیاد زود رابطه‌ش را درست بکند و کمک بگیرد. خب حالا من باید بروم بنشینم یه نقشه دیگر ببینم یه برنامه دیگر بدون خدا ، باز شکست می‌خوری. ۱۰۰ تا برنامه دیگر بریزی الان غربیها ۴۶ ساله به خدا دارند علیه ما برنامه می‌ریزند، علیه این غزه ایها برنامه ریختند. چی شد؟ ولی آن مظلومهای تنهای قریب با الله تا الان پیروز شدند. شهادتشان هم پیروزی است. پیروز شدند. الان همه دنیا میگوید چه جوری هست ارتش آمریکا انگلیس ابرقدرتها اروپا اسرائیل که خودش یه ارتش پنجمین ارتش می‌گفتند قهرمان چیز جهان هست. همه ثروت دنیا بالا سرش هست. هواپیما بمب و موشک اطلاعات چه جوری توانستند اینها جلوی چشم اینها که اینها همه ماهواره‌ها اینها را داشتند، اینها جاسسهایشان در غزه همینجوری قدم به قدم رفتند، اینها چه توانستند از سنگ تبدیل بشوند به موشک، اسلحه‌ها کجا آمد! موشکها کجا آمد! نیروها کی آموزش دیدند! بمبهایشان کجا درست شد! چه جوری توانستند پیروز شوند. اصلاً همه دنیا دارند سوال می‌کنند. قرآن هم دارد جواب میدهد. چی میگوید خدا؟ ببیند آن را آنها انجام دادن قدر را، خدا چیکار می‌کند؟ ثواب دنیا حسن ثواب آخرت و یه عشق تقدیمشان می‌کند؛ یعنی یه محبتی که وقتی خدا به یکی بگوید دوست دارم یعنی پشتت هستم. اگر یه کسی واقعا بین یه نفر گفته دوست دارم یعنی من همیشه پشتتم اگر راست بگوید یعنی پشتتم؛ یعنی حتی گناه هم بکنی پشتت هست.

«وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» خود محسنین را دوست دارد. احسان یعنی این. احسان در روایت داریم. احسان یعنی چی؟ احسان یعنی اینکه بفهمی خدا را همیشه شاهد خودت بدانی. ببینی یعنی قشنگ عمل کردن، زیبا عمل کردن، حسن است دیگر؛ یعنی زیبایی؛ ماده اس ح س ن یعنی زیبایی، قشنگ عمل کردن. اگر تو خدا را نمی‌بینی، حواست باشد خدا تو را می‌بیند، تمام کسانی که در زندگی موفق عمل می‌کنند، کسانی هستند که همیشه حواسشان هست خدا دارد نگاهشان می‌کند، انبیا فرشته‌ها امام زمان اهل بیت یعنی تو همه وجود دوربین هست. از همه جهت در خیال هست در فکرت دارد نگاهت می‌کند. برای همین اینجور آدمها حسن میشوند و احسان می‌توانند کنند و محسن میشوند. چون قشنگ عمل میکند، درست عمل میکند. محسن یعنی یه کسی که حسن دارد کارش و زندگیش، خودش حسن هست اصلاً. یعنی ذاتش حسن است، روحش حسن است، افکارش حسن است، خیالاتش حسن است، اعمالش حسن است، خروجی هایش همه اش قشنگ است.

«وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» خدا اینها را دوست دارد. خوب یه صلوات خط بفرمایید. چند دقیقه وقت دارید؟ خب من چون میخواستم آیه ۱۴۱ بقره را خوب تفسیرش بکنم از نظر بحث دشمن شناسی یه جهش کردم آمدم آیات ۱۴۶ و ۱۴۷ را آوردم. حالا ادامه بحثمان دوباره باید ۱۴۲ را بخوانیم. بحث بسیار زیبایی دارد. فوق العاده این بحث بحث قشنگی هست و شاه کلیدهای بزرگ در این هست، فرمول‌ها و قواعد بسیار زیبایی دارد در بحث دشمن شناسی هستی شناسی خودشناسی، شناخت زمان، شناخت خودت. این فوق العاده مهم است. برای درک مسائلی که الان در دنیا باهاش روبرو هستیم. رهبرمان امام مان چی فرمودند؟ فرمودند: حوادث جهان سرسام‌آور دارد پیش میرود. شما دو تا کار بکنید: یک) خودتان را با این سرعت تنظیم کنید. همین دو هفته پیش ایشان فرمودند، کمتر از دو هفته شاید، دو) وظیفه‌تان را بشناسید که در این سرعت باید چیکار بکنید؛ والا غافل میشویم در غربال‌های آخرالزمان می‌ریزیم، سرمان کلاه میرود، می‌بازیم، همه چیز را می‌بازیم که حالا من می‌خواهم این قواعد را توضیح بدهم ولی چون وقت کم است، این ۱۰ دقیقه که وقت داریم خیلی به کارمان نمی آید. بگذاریم انشالله اگر عمری بود برای جلسه آینده که این را برایتان توضیح بدهم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.