جلسه 017 - وظایف ما در آخرالزمان
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
1
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - وظایف ما در آخرالزمان

وظایف ما در آخرالزمان؛جلسه هفدهم 14/01/1404

بحثمان درباره دشمن شناسی و جهاد تبیین بود. قبل از اینکه بحثمان را که یک بحث تفسیری هست ادامه بدهیم، توجه شما را جلب می‌کنم به فرمایشات اخیر امام عزیزمان، رهبر عزیزمان که نکته بسیار بسیار مهمی را فرمودند و آن این هست که حوادثی که ما در آن قرار داریم، سرعت حوادث سرسام آور است؛ یعنی سرعت حوادثی که دارد الان در آخرالزمان اتفاق می‌افتد، هیچ وقت در دنیا به این شدت و سرعت نبوده. تحولات بسیار عظیمی در طول این یک سال و نیم تقریبا در جهان اتفاق افتاده و دارد اتفاق می افتد. آنچه که ایشان توصیه‌شان بود که اگر رعایت نکنیم، قطعاً شکست می‌خوریم، حداقل در نظام فردی شکست میخوریم، دچار خسران میشویم، این بود که فرمودند ماها باید خودمان را با این سرعت هماهنگ بکنیم یک). عقب نمانیم از این جریان‌ها دو). وظیفه‌مان را بشناسیم که باید در این جریانات چه کار بکنیم. این خیلی خیلی مهم است و از جمله چیزهایی که کمک می کند به ما که به این دستور عمل بکنیم، یکی دشمن شناسی است و یکی زمان شناسی‌ست. کسانی که هم دشمن شناسی شان قوی هست و هم زمان شناسی، قطعاً میتوانند هم در سرعت حوادث آسیب نبینند و هم به وظایفشان عمل بکند. این بسیار مهم است.

کسانی که نتوانستند با اهل بیت علیهم السلام راه بیایند و دور افتادند، کسانی هستند که این دو تا شناخت را نداشتند. یک) زمان شناسی، دو) دشمن‌شناسی. اگر کسی علامه دهر هم باشد، عابد زمان هم باشد، کافیه دشمن شناسی نداند و کافی هست زمان‌شناسی نداند، حتماً شکست می‌خورد و آن عبادت‌هایش را زحمت‌هاش هدر می رود. علمشم به کارش نمی آید. کمااینکه ما در طول این ۴۶ سال خیلی علما بزرگان حتی کسانی که در بین مراجع بودند دیدیم چگونه سقوط کردند و علتش هم همین بود که فقط تخصص دینی کسب کردند؛ اما به این وظیفه که امیرالمومنین می گوید شما هیچ وقت نمیتوانید راه حق را طی بکنید مگر اینکه دشمنش را بشناسید. همان که درباره قرآن حضرت فرمود: «ربع القرآن فی عدونا» یک چهارم قرآن در مورد دشمنان ماست.

یک کسی بگوید من عالم هستم، قرآن خوان هستم، حافظ قرآنم، معرفت به قرآن دارم ولی چیزی از دشمن نشاسد، این فهمش از قرآن یه فهم بسیار بسیار ضعیفی هست و همچنین زمان شناسی. اینها خیلی مهم است. برای همینم ما این دوره تفسیری را شروع کردیم که اطلاعات مان در هر دو مورد اطلاعات دقیق و معرفتی باشد، از شخص خداوند تبارک و تعالی این اطلاعات تخصصی را بگیریم که بدانیم که دیگر این خداست که فرمود: «رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ» خدا به آنچه که در درون شماست آگاه تر از خود شماست. چون نزدیک‌تر از خود شما به خود شماست. فرمود: « وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » از رگ گردن ما به شما نزدیکتریم حتی از این نزدیکتر هم فرمود: «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ» خدا از خود انسان به خود انسان نزدیکتر است. این خیلی مهم است. این نکته اول که خیلی خیلی مهم است. «« وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ» خدا دشمنان شما را بهتر از خود شما می شناسد. « وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ» دشمن‌هانتان را بهتر می شناسد. بنابراین این بحث تفسیری را کاملاً دقت کنید. چون ما داریم اطلاعات کاملا تخصصی میگیریم.

آنجایی که ما در این ۱1۹۰ سال آن ۲۵۵ سالی که اهل بیت کشته شدند، باز دارم تکرار میکنم بحث را. چرا آنها کشته شدند؟ چون مسلمانان نه زمان شناسی بلد بودند نه دشمن شناسیدو ائمه به شهادت رسیدند. ۱۱۹۰ سال آوارگی امام زمان هم معلول این هست که مسلمان‌ها نه دشمن شناس بودند نه زمان شناس و امامشان و پدرشان در آوارگی و تنهایی و اضطرار و مظلومیت و غربت زندگی کرد و اینها نه عرضه نداشتند برای اینکه همیشه اسیر دشمن بودند، تحت استعمار و استثمار دشمن بودند، به خودشان که نتوانستند کمک کنند به امام زمانشان هم نتوانستند کمک کنند.

الان به برکت انقلاب اسلامی است که برای اولین بار در جهان بعد کل تاریخ بشریت برای اولین بار در جهان یه ملت به بصیرتی رسیدند که یک) خودشان را نجات دادند. دو) می‌توانند به امامشان کمک کنند. می‌توانند امامشان را از تنهایی و آوارگی و طردشدگی و مظلومیت برای اولین بار رکعت انقلاب اسلامی یه ملت بی نظیر پیدا شدند که خودشان در این ۴۶ سال داشتن یا آنهایی که باید تاریخ انقلاب را بخوانیم و هر چقدر هم ما به ظهور نزدیکتر بشویم، این فراز و نشیب ها و حوادث همانطور که امام مان فرمودند با سرعت سرسام آوری ما را غافلگیر می کند یعنی یه دفعه ما به خودمان می آییم چه تحولاتی دارد در دنیا اتفاق می افتد و در این تحولات و غربال‌ها هست که خیلی ها یه دفعه شوک می شوند و می‌ریزند. در فتنه‌هایی که اصلاً تصورشان نمی‌کنند. یه دفعه می‌بینیم عالی‌ترین آدم‌ها قویترین آدمها در این فتنه ها ریزش میکنند و آسیب میبینند. مومن ترین آدم ها ریزش می کنند. از هم لباس های ما بگیرید تا غیر از هم لباس ها، این اتفاق برایشان می افتد. بنابراین لازم هست ما حتماً بصیرتمان را از نظر سیاسی و اجتماعی قوی بکنیم تا در این حوادثی که به قول امام مان با سرعت سرسام آور دارد جلو می رود، آسیب نبینیم و بتوانیم خودمان را سالم به دست امام زمانمان انشالله برسانیم. این یادمان نرود. این خیلی خیلی مهم است.

در حوادث من یه نکته‌ای راجع به ظهور آقا امام زمان علیه السلام بگویم. ببینید ظهور آقا امام زمان علیه السلام همانطور که در زیارت آل یاسین خود ایشان فرمودند بعد از ظهور هیچ ایمان دیگر به درد نمیخورد؛ یعنی وقتی که ظهور حضرت اتفاق بیفتد، هیچ کس نمی تواند بیاید بگوید که آقا من توبه کردم من می‌خواهم آشتی کنم می‌خواهم توبه کنم. «لاینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا» ما فقط تا این موقع فرصت داریم؛ یعنی باید قبل از ظهور در چادرش رفته باشی، پیوند باهاش خورده باشی، بعدش نمی‌توانی بگویی خب حالا آقا من می‌خواهم توبه کنم دیگر تا حالا فهمیدم اشتباه است. شما حالا ظهور کردید خود آقا هم دارد می گوید قرآن هم همین. این چون فرمایشی که ایشان در زیارت خودشان آوردند همین جمله است. آیه قرآن هم همین را می گوید که بعد از اینکه ایشان ظهور کرد و حقایق کاملا آشکار شد دیگر تو نمی‌توانی بگویی حالا آره دیگر من چه اشتباهی کردم زندگی ام اینجوری باختم خراب کردم آشتی نکردم با امام زمان، به چادرش نرفتم، توبه نکردم، زندگی ام را سبک زندگی ام را درست نکردم و این خیلی خطرناک هست.

با توجه به حوادثی که دارد اتفاق می‌افتد به این سرعت اگر یه کسی قبل از اینکه برسیم ما به این نقطه بسیار باشکوه، اگر کسی توبه نکرده باشد و آشتی نکرده باشد، یک دل نشده باشد، ازش پذیرفته نیست و خیلی خطر دارد. فوق العاده خطر دارد. برای همین هم این بحث تفسیری برایمان بسیار بسیار مهم است که بفهمیم که الان کجا قرار داریم، زمان خودمان را بشناسیم، دشمنان را بشناسیم و اینکه در این وضعیت چه آزمایش‌هایی دارد برای ما پیش می آید. غربال‌ها را بشناسیم تا اینکه آسیب نبینیم، بتوانیم در امان باشیم. حالا کسانی که عاشقشانیم: همسرانمان فرزندانمان بچه‌هایمان دوستانمان هرکس که برایمان در زندگی مان مهم است، بتوانیم کمک بکنیم که آنها هم آسیب نبینند. بسیار بسیار مهم است. یه صلوات ختم بفرمایید.

خب ما آیه ۱۴۰ سوره آل عمران و تفسیرش را گفتیم، توضیحاتش را دادیم. خیلی فشرده. آخر آیه این بود که خداوند حوادث را برای شما ایجاد می کند، تغییر دولت‌ها، تغییر نظام‌ها، دولت‌های خوب، دولت‌های منافق و بد، تحولاتی که در کشور خودتان و جاهای دیگر اتفاق می افتد. پیش می آورد برای شما که چه اتفاقی بیفتد؟ «لیعلم الذین آمنوا» که توضیح دادیم که کی اصلا مومن است، کی واقعا ایمان دارد در حوادث می تواند ایمان خودش حفظ بکند. حوادث تاثیرگذار هست روی رابطه اش با غیب خانواده آسمانی، اهل بیت، خانواده‌اش نشود. این انقدر مسخره است این تحولات، مثل این که کسی بگوید الان مثلاً چون تحولات اجتماعی زیاد شده من بچه‌هایم را دیگر نمیخواهم، شوهرم را نمی‌خواهم، زنم را نمیخواهم. مسخره است. ما در هر حالتی همیشه با خانواده مان هستیم. گران بشود ارزان بشود قحطی بشود جنگ بشود، همیشه افراد با خانواده شان زندگی میکنند در همه شرایط. هیچ وقت هیچ عاملی نیست که یه کسی تصمیم بگیرد من از این به بعد با خانواده ام نباشم. خب مسخره است یه کسی اینجوری بگوید. خب خانواده‌ای که سالم هست روابط، جز آن ۵ درصدی که حالا ما میگویم نباشد. خب خیلی مسخره است یه کسی بگوید که من الان نمی‌دونم مشکلاتی پیش آمد فتنه پیش آمد الان حواس اجتماعی هست، من دیگر نماز نمی‌خوانم، دیگر حجاب نمی‌خواهم رعایت کنم دیگر. این ربطی به حوادث اجتماعی به رابطه ما با خدا و مربی‌مان که الله یا اهل بیت ندارد که. چه ربطی دارد این؟

ما نسبت به مربی مان یه مسئولیت‌هایی داریم. در باشگاه خداییم. حوادث را خدا می گوید من پیش می آورم ببینم واقعا می خواهی در باشگاه من باشی یا نه، تو با من به عنوان مربی پیوند همیشگی هست یا من را با زمان و حوادث جمادی، گیاهی، انگیزه‌ها و شهوت‌های جمادی، گیاهی حیوانی یا علمی می‌فروشی من را. خدا همسر ماست، خدا در واقع معشوق ماست، هم معشوق هست، الهه، هم رب است، مربی است، هم خالقمان هست. همه کس ما خداست. خدا می گوید من می‌خواهم ببینم شما واقعا تا کجا پای من می ایستید. چون تعادل انسانی در بخش انسانی و بی‌نهایت طلب آنجایی است که تو با معشوق خودت پیوندت درست باشد و طلاق بین شما اتفاق نیفتد. بین شما و خدا، بین شما و خانواده آسمانی طلاقی اتفاق نیفتد؛ اما اینکه بعضیها انقدر شل و ولند، آنقدر ضعیفند، آنقدر نادانند که مثلا با یه مسئله اقتصادی یا مسئله اجتماعی یه مسئله سیاسی یه مسئله نمیدونم یه انتخاب رشته نمیدونم یه انتخاب شغل یه سفر خارجی یه دانشگاه رفتن، نمی‌دونم یه شغل جدید یه کار هنری با چهارتا این جوری یه دفعه غیب را از دست میدهند، این نشان میدهد که اصلا خودشان را نمی شناسند و عاشق خودشان نیستند و سقوط می‌کنند.

غربالهای آخرالزمان همین هست که انقدر تکانتان میدهد که آنها که دروغ میگویند، منافقند شل اند، حقیقتاً پیوند عاشقانه برقرار نکردند، بریزند.

بعد چی؟ «وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ» تا از بین شما شهید بیرون بیاوریم و شاهد بیاوریم. هر دو را توضیح دادم هم شهید هم شاهد، بعد در بخش شاهد مثال‌های زیادی برایتان زدم که ما چقدر الان شاهد خدا گذاشته برای ما در همین دوران که مثل قضیه غزه ایها، فلسطینی‌ها. می گوید من اینها هیچی برایشان نبود ولی یک ذره از رابطه شان با من با حتی خانواده آسمانی‌شان با پیغمبر، می دانید که فلسطینی ها می آیند میگویند این کشور کشور امام زمان هست، ما حتما منتظر امام زمانیم و آن می آید انتقام میگیرد و ما پای امام زمان ایستادیم. همین فلسطینیان چقدر عاشق امام زمانند، چقدر عاشق اهل بیتند، چقدر عاشق خانواده آسمانی هستند، عاشق خدا هستند. می گوید یک ذره در رابطه ما با خدا تاثیر نمی‌گذارد که بچه‌هایمان دارند تیکه تیکه می شوند، غذا نداریم آب نداریم برق نداریم نمیدونم نور نداریم، بهداشت نداریم، بمبارون داریم میشویم. خدا می گوید اینها را گذاشتم تا بعدا نگوید ما نتوانستیم، مشکلات زندگی نگذاشت، می گوید اینها ببینید شاهدان هستند که مشکلات زندگی شما آن موقع که در حوادث بریدید، هیچ وقت یه صدم مشکلات اینها نبوده و شما بریدید. شاهد می آورد خدا دیگر. شاهد می آورد برایت. پس خدا می گوید من تغییر و تحولات ایجاد میکنم تا شاهد برایتان پیدا کنم فردا نگویید ما نمیتوانستیم، نشد، نمی‌دانم بچه ام اینجوری شد، من دیگر پس حوصله هیچی را ندارم، مسائل مالی ورشکست شدم پس دیگر ولش کن، اصلا کاری با خدا ندارم، قهرم با خدا، نمیدونم بابام مرد، ننه ام مرد، نمیدونم خواهرم مرد، پس من دیگر حالا هیچ کاری با خدا ندارم. خدا می گوید حوادث پیش می آورم تا ببینم تا کجا پای من هستی! عشق من به عنوان عشق انسانی برتر هست یا عشق‌های حیوانی برتر هست! کدام را بیشتر دوست داری؟ معشوق های حیوانی مهمتر هست یا معشوق انسانی؟ بعد به عنوان شاهد سراغ آیه بعدی می رویم.

میفرماید که «نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» چه بسیار پیامبرانی که -خوب دقت کنید آیات فوق العاده مهم است. خود این آیه شاهد است. خدا شاهد دارد می آورد. یکی از شاهدان این هست که بسیاری از پیغمبران- چه بسیاری از پیامبران که «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» مومنین زیادی، خداپرستان زیادی همراه انبیای من جنگیدند، «قَاتَلَ مَعَهُ» همراهشان جنگیدند، پای انبیا ایستادند، انبیایی که خودشان آن دوران سخت را گذراندند. می گوید اینها پای انبیا ایستادند، وفادار بودند به انبیای من، خیلی زیاد؛ نمی گوید کم، می گوید خیلی زیاد یعنی الهیون، فطرت گراها در طول تاریخ، آدمهای بزرگ زیاد و برجسته‌ای بودند، کم نبودند. خب «قَاتَلَ مَعَهُ» یعنی چی؟ یعنی آن ربیون، خداپرستان همیشه زیر نظر یک رهبری دست به شمشیر میبردند، خودشان مستقلاً تصمیم گیری نمی کردند. یه رهبر الهی بالا سرشان می ایستاد، آنجا که می گوید صلح، صلح. آنجایی که می گوید جنگ چی؟ جنگ. دقت کنید.

حق نداری تو موقعی که امامت و رهبرت بگوید، فعلاً دست نگه دارید هیچ کاری نکنید، می گوید نه باید بجنگیم، یاالله نمی‌دونم چرا نمی‌دونم این کار را نمی‌کنی. چرا... آقا امام گفته فعلاً هیچی. امام امت سلام الله علیه اول انقلاب گفت: امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید جنگ کنیم؛ یعنی جنگ شیعه و سنی ما نداریم. اگر مرجع تقلید یه روحانی یه آخوندی یه مداحی حرف علیه سنی زد دارد بی دینی می کند. چون رهبر می گوید به هیچ وجه حق ندارید علیه اهل سنت حرف بزنید یا مقدساتشان. اگر بگویی دشمنی کردی با امام زمانت. اگر بگویی این کفر است. خب حق نداری حرف بزنی. مکه پشت سر همین آدم اهل سنت، وهابیان نماز بخوان. نماز درست هست. نماز جماعت جدا ایجاد نکنید. تمام. چشم. اگر بگویی نه، به دلم نچسبید، حالا خودم بیام نماز فرادی بخوانم، نمی‌دونم، این اشتباه است. آقا برو بخوان، نمازت درست است. گردن امام، گردن مرجع تقلید هست. تمام دیگر. دیگر چی می گویی هی خودت، به دلم نچسبید و نمیدونم وسواس های بیهوده. رعایت کن. این خیلی مهم است. ما اگر یه جایی دیدیم یه مرجع تقلیدی روحانی یه مبلغی یه مداحی معروفی یه جا دارد حرفی از علیه سنیها می‌زند، بدانیم که دارد معصیت بزرگی می کند، به امام زمان خیانت می کند، وحدت را به هم میزند، تاخیر می افتد در ظهور حضرت.

ما فقط کجا می‌توانیم ظهور حضرت تسهیل کنیم؟ آنجایی که شیعه و سنی چی باشند؟ کنار هم. مثل اربعین. اربعین سرعت میدهد به ظهور چرا؟ چون مسیحی ها می آیند یهودیان می آیند سیکها می آیند هندوها می آیند بودایی ها می آیند لائیکها می آیند اهل سنت می آیند شیعه. همه کنار هم، عاشق هم، عاشق وحدت جهانی و صلح جهانی می شود، این باعث می شود که ظهور نزدیک بشود. وقتی ما با هم جنگ کنیم که نمی‌توانیم ظهور نزدیک کنیم مقدماتش را فراهم کنیم. وقتی در مسلمانها فتنه هست نمی توانیم این کار را بکنیم. ما باید با هم امام زمان را بخواهیم و برایش تلاش کنیم. در آرامش هست که خیر ایجاد می شود نه در دعوا و درگیری.

فرمود: اگر یه خانواده مومن هم با هم اختلاف کنند، ولو مومن و حزب الهی اند، خدا برکت را از آنها برمی دارد. و اگر یک خانواده کافر اگر با هم آرام باشند خوش باشند با هم، همدل باشند خدا بهشون برکت میدهد. پس برکت در کجاست؟ در همدلی و وحدت هست. در اختلافات برکت گیر نمی آید، در دعواها برکت گیر نمی آید. این سنت خداست. می گوید هرجا حتی حزب‌اللهی‌ترین آدمها مؤمن‌ترین آدمها به جان هم بیفتند، مثل اینکه الان علیه هم در فضای مجازی می بینیم خیلی از نادانها همدیگر را می‌درند. آقا امام رضا فرمود: به شیعیانم بگو اگر علیه هم حرف بزنند همدیگر را اذیت کنند، بدجنسی نسبت به همدیگر داشته باشند، همدیگر را بدرند، نفرینی میکنم که هرگز نه در دنیا نه در آخرت خیر ببینند. کی دارد می گوید این را؟ آقا امام رضا، امام رئوف می گوید ندرید همدیگر را ، علیه هم حرف نزنید، جایی پشت سر هم چیزی به نگویید، غیبت راه نیندازید، پشت سر همدیگر حرف را نبرید، ندرید همدیگر را دیگر. آقا نه شده دیگر، تمام شد. حالا شما ببینید در این فضای مجازی خیلی ها به هوای اینکه کار مذهبی می‌خواهند کنند، دفاع از حق بکنند، مثلاً کار دینی و انقلابی، مثلاً امر به معروف نهی از منکر می‌بینید که همدیگر را پاره میکنند، اصلا تا مرز کفر. در روایت داریم می گوید آخرالزمان مومنین همدیگر را تفسیق و تکفیر می کنند. انقدر وضعشان افتضاح می شود. این خیلی مهم است که ما باید حواسمان باشد در دام‌های اینجوری نیفتیم.

پس «رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» دقت کنید «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ» پس یادت باشد خودت نمی‌توانی بیایی بگویی من تصمیم گرفتم: آقا چرا مثلا ما حمله نکردیم! چرا ما نمیدونم فلان کار را نکردیم! آقا جامعه امام دارد، رهبر دارد. سر جای خودش. اگر گفت حمله کنید حمله کنید. اگر گفت صلح، صلح. زمان امیرالمومنین هم این مسئله بوده. آقا یه سری از لشکر حضرت فشار آوردن که الان باید چیکار کنیم؟ باید صلح کنیم، باید صلح کنیم. یه عده می‌گفتند نه باید حمله بکنیم. یکی از اصحاب امام گفت: مردم ما امام داریم. اگر علی گفت، بجنگید می‌جنگیم. اگر گفت صلح صلح می‌کنیم. حضرت علی چقدر خوشحال شد. چون یارانش همه داشتن اختلاف می کردند. یه فتنه بزرگ اینجوری از بین رفت. همه سرجایشان نشستند. حضرت صداش کرد گفت تو فهمیدی من چی میگویم. می فهمی من چی می گویم. دقت کنید قرآن می گوید اینها چون ربیون بودند، «ربّی» یعنی خداپرستی که خودشان را تحت ربوبیت الله می گذارند. مربی دارند، بی صاحب نیستند. بدون نظر رب و مربیشان هیچ تصمیمی در زندگی نمی‌گیرند. در هیچ چیز. در نماز چی داریم اینجا؟ به وزان این جمله «ایاک نعبد و ایاک نستعین» ما فقط از تو دستور می‌گیریم نه از هیچکس دیگر. تو فقط خدایا لیاقت داری من را راهنمایی کنی و هیچکس صلاحیت این را ندارد. تو باید حرف بزنی در زندگی من. هرچی تو گفتی چشم. رهبر الهی مظهر خداست. خلیفه الله است دیگر. مظهر ربوبیت خدا رهبر الهی است. لذا خدا می گوید این پیامبر هرچی بگوید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» خدا را اطاعت کنید رسول و والیان امر. والیان امر را شیعه و سنی گفتند منظور معصومین علیهم السلام هستند.

مسئله بعد می گوید که «ربیون کثیر» یعنی خداپرستان زیادی پای انبیا ایستادند. پس کی باید پای رهبر الهی می ایستد؟ خداپرستان؛ آنهایی که دین دارند، موحدند به معنای حقیقی، این پای امام و رهبر الهی تا آخر می ایستد. آدمهای فاسد، منافق، ضعیفف، آدم‌های شل و ول آدمهایی که در زندگیشان پر از شک و تردید است، خب، تکلیفشان با خودشان مشخص نیست، خودشان را نیافتند، اینها همیشه دچار غربال می شوند و در بالا پایین شدن حوادث سقوط می‌کنند و می‌ریزند. اینها همیشه همینجوری هستند.

خب حالا چی؟ چه اتفاقی افتاد؟ می گوید اینها سه تا آفت را ازش در امان بودند. این ربیون سه تا آفت سراغشان نیامد. چون خدا می گوید می خواهم امتحانتان کنم دیگر، ببینم کدامتان مومنید و کی شاهد می شود! شاهدش هم خودش دارد می آورد. می گوید این همه ربّی الهی، خداپرست، بندگان خوب اینها هیچ کدام آفت ندیدند «فَمَا وَهَنُوا» شل نشدند. چون ربی بودند؛ یعنی روی اعتقادشان کار می‌کردند. یک) مومن سست نمی شود شل نمی شود. آی الان چرا مثلا این همه جنگیدیم نمی‌دونم چرا سوریه از دست رفت! پس من دیگر الان روحی ام را باختم، الان خیلی ترس برم داشته، الان خیلی اضطراب دارم، افکار منفی دارم. آقا چون می دانید این آیه در کجا دارد نازل شده! این آیه یادتان نرفته مال کجاست! مال شکستی هست که مسلمانان در کجا خوردند؟ در احد خوردند. یادتان نرود. هنوز از احد بیرون نیامدیم «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ» مصیبت‌هایی که بهشون رسید، اصلا شلشان نکرد. مثلا همزه پشتیبان قدرتمند پیغمبر، پشت پیغمبر در این جنگ کشته شد. انقدر سخت شد شرایط که امیرالمومنینی که هیچ وقت به دشمن پشت نکرده و به تنهایی در جنگ مثلا در صفین می بینیم که حضرت به ۱۲ هزار نفر حمله می کند یه نفر و هیچکس جلویش نمی ایستد. همه مثل ملخ که حمله که می‌کنی فرار می‌کنند، جلو حضرت در رفتند. یه نفر، این امیرالمومنین می گوید به قدری به ما فشار می آمد که ما به شمشیر رسول الله پناه می‌بردیم. پیغمبر جلوی جلو بود. خود امیرالمومنین در این جنگ، در روایت داریم در بعضی از ۹۰ زخم برداشت. ۹۰ تا زخم. پیغمبر چه بلایی سرش آمده آن جلو می‌جنگیده. پیغمبر نفر اول و نزدیک‌ترین فرد به دشمن بوده. در آن سختی می گوید اینها اصلاً به خاطر حوادثی که برایشان پیش می آمد، اصلاً شل نشدند. مصائب اینها را آی بدبخت شدم، چه خاکی به سرم شد، فلانی شهید شد، این فرماندهان را زدند، اینها کشته شدند، حاج قاسم رفت نمیدونم شهید رئیسی رفت، فرمانده ها رفتند، نمیدونم سید حسن زدند نمیدونم فرمانده.. اگر کسی شل شد یعنی دینش به درد نمیخورد. «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» رمز دارد می گوید. چرا؟ چرا شل نمی شوند؟ چون طرف معاملشان آدمها نیستند. نه سید حسن نه شهید حاج قاسم سلیمانی هست، نه رئیسی هست نه هیچکس. نه هیچکس. طرف معامله شان کیه؟ خداست و این آن سه تا رمزی که گفتم علامت سعادت: مهربانی، آرامش و شادی. کسی که با خدا معامله می کند همیشه مهربان هست، کینه به دلش نمی افتد اصلا، از کسی هیچکس کینه به دل نمی‌گیرد. چون همه چیزش را به خدا می‌فروشد.

خدا می گوید تو را اذیتت کردند بنده ام: شوهرت زنت بچه‌ات نمی‌دونم مادرشوهرت پدرشوهرت مادرزن هرکسی که اذیتت کرد کینه نگیر. بگذار به حساب من، من خودم میدونم چیکار کنم. خودم پاداش میدهم دیگر. پس دیگر دعوا نداریم دیگر. بی عرضه نباش. نه من باید حتما خودم پدر این را در بیارم، من حتما باید نمیدونم این را نمیدونم نفرینش بکنم. نمیدونم آقا ولش کن بفروش به خدا. گدایی عاطفی از هیچ کس نکن، عاشق کسی باش که عاشقته پات می ایستد. واقعا در قلبش جا داری، در قلبش سوارت می کند نگه ات می‌دارد. آنجایی که نیست با هیچکس دل ندید. نه منت بکشید نه احساس ضعف بکنید. چون فی سبیل الله است. اگر شوهرداریت را به شوهرت فروختی باختی. اگر زن داریت را به زن و بچه ات و دیگران فروختی باختی. بچه داریت را به بچه‌ات بفروشی، سرت کلاه رفته. به خدا بفروش. اگر به خدا فروختی، هیچ وقت دیگر سست نمی شوی. هیچ وقت شوهرم الان نمی‌دونم خیانت کرده به من، نمیدونم الان طلاق بدهد، نمیدونم الان کتکم زده، همسرم الان اینجوری اصلا نمیریزد پایین. چون زندگیش چی بوده از اول؟ جلسه قبل این را توضیح دادم برایتان. چی بوده؟ فی سبیل الله بوده. یعنی دلش را عشقش را محبتش را به غیر الله نمی‌فروشد اصلاً.

محبت وقتی جای بردی خراب گذاشتی، شکست می‌خوری ذلیل میشوی خوار میشوی. محبت را بگذار آنجایی که جای محبت هست. پذیرش تو محبوبیت تو هست، باشد. خب. اگر فروختی به خدا دیگر هیچ وقت ذلیل نمیشوی.

«فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» هرچی که بهشون در راه خدا می رسید اینها اصلا سست نمی شوند. چرا؟ چون اصلاً قاعده عشق همین هست. اگر تو عاشق شدی حتی عشقهای زمینی حتی عشق‌های زمینی، هیچ وقت از تلخی و سختی که باید برای طرف مقابل تحمل کنی، ناراحت نمی شوی. امیرالمومنین چی فرمود؟ فرمود: «المحب لله یحب التعب لله» چقدر قشنگ هست یعنی اصلا قاعده عاشقانه است. می گوید اگر کسی عاشق خدا شد، عشق خدا محبت خدا آمد در دلش، سختی برای خدا را دوست دارد. می دانید چی می گویم. نمی گوید: وای نماز وای حجاب، کی حوصله دارد کی نماز بخواند کی روزه بگیرد، اصلاً سخت نیست برایش. چون دارد این سختی را به خاطر کی تحمل می کند؟ مال حرام نمیخورد، جلو نفسش آهار میزند، دیدنی‌های حرام را نمیبیند، خوردنی های حرام را نمیخورد، بله نفس بخش حیوانی ممکن است سختش باشد؛ ولی مومن هیچ وقت این چیزها سختش نیست. چون همه آن سختی که می کشد به کی می فروشد؟ به معشوقش دارد میدهد.

اگر کسی گفت نماز حوصله ندارم بخوانم، روزه حوصله ندارم، حجاب را نمیتوانم، خمس را نمیتوانم، زکات نمیتوانم، نمیدونم نمیتوانم چشمم را کنترل کنم، گوشم را کنترل کنم، این یعنی اصلاً عاشق نیست. عاشق خودش هم نیست حتی. اگر عاشق خودش هم بود رعایت میکرد، به عشق خودش رعایت می‌کرد. اگر واقعاً خودش را می شناخت خود ابدیش و جاودانه اش را می شناخت، خود انسان می شناخت، حداقل به عشق خودش قوی بود؛ یعنی آدمی که ضعیف است، تحمل هیچ چیز را ندارد، سر هر چیزی نق میزند غر میزند، میبرد، جیغ و دادش در می آید، این هنوز نفهمیده خودش هم کیه، این اصلا عاشق نیست.

عشق مساویست با چی؟ این فرمول یادتان نرود. عشق مساویست با صبر. یادتان نرود. میزان عشق یه نفر از کجا می شود فهمید؟ بله؟ از صبرش از وفاداری. اگر یه کسی می رود پشت سر شوهرش حرف میزند، غیبت می کند نمی‌دونم تهمت میزند، حالا هر دفعه هم هی بیاید جلو شوهرش بگوید من عاشقتم، می‌میرم برایت، عزیزم، فلان، دروغ دروغ هست. محال است یه کسی، کسی را دوست داشته باشد برود پشت سرش غیبت بکند. محال است محال است برود عیبهایش را بگوید، ضعفهایش را بگوید. اصلا دروغ محض است. دروغ محض است. بله من دیوونتم عاشقتم میمیرم برایت ، فلان اینها ، حرف مفت است. اگر تو واقعا این را دوست داری، این چی می نشینی پشت سرش حرفهای مزخرف می زنی. این همه غیبت می کنی، این همه تهمت می زنی، بدگویی می کنی، این یک مریضی هست. اصلا تو عاشق نیستی. تو عاشق خودتی. یه خودشیفتگی و خودخواهی داری که، تو گیر جهنم خودتی. می گوید اگر شرایطی که من خواستم را داشت، داشت. اگر نداشت میروم آبرویش را می‌برم. پشت سرش هرچی بخواهم غیبت می کنم. عشق مساویست با صبر، مساویست با وفاداری؛ حتی اگر آن وفاداری نکند، حتی به تو خیانت بکند. عشق اینجوری هست. این که حضرت می گوید اگر کسی به شما خیانت کرد شما خیانت نکنید.

«وَمَا ضَعُفُوا» اینها نه تنها شل نشدند حتی ضعیف هم نشدن از نظر جنگی از نظر نظامی از نظر وسط میدان بودن ضعیف نشدند، از نظر روح مبارزه ضعیف نشدند. قوی‌تر شدند اتفاقاً، قوی‌تر شدند. آقا فرمود چی؟ فرمود: حزب‌الله نه تنها بعد از سید حسن ضعیف تر نشد؛ بلکه چی شد؟ قوی تر شد. الان فلسطینیان همینطور؛ یعنی حوادث آنها را بیشتر قوی تر می کند تا اینکه ضعیف تر بکند. ببینید خدا دارد ملاک و شاخص میگذارد دیگر. «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» خدا برای هرچی اندازه گذاشته. می گوید اندازه ایمان اندازه انسانیت اینجوری هست که تو هرچی عاشق‌تری، قوی‌تری. هرچی بیشتر صدمه می‌خوری از معشوقت، قوی تری. البته معشوقی که حقیقی هست.

دوست دارد «وَمَا اسْتَكَانُوا» اتفاقی که ما داریم میبینیم دیگر. در این مسئولین جمهوری اسلامی، در این ۴۰ سال داریم میبینیم «وَمَا اسْتَكَانُوا» البته بعضی هایشان. تن به ذلت ندادند، تن به سازش نمیدهند. یعنی نمی گویند حالا بیاید سازش بکنیم. اصلا باج نمیدهند «وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ» او ما را- این حرامزاده پسر حرامزاده این زنازاده پسر زنازاده،- این من را مخیر کرده بین دو چیز: مرگ و ذلت «وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ» همین ترامپ پارس می کند بعضی از کسانی که در این کشور هستند، بدویم برویم سازش کنیم، سازش خوبه، توافق کنیم زودتر، توافق کنیم. یه موقع یادم هست در مجلس صد و خورده‌ای نماینده، نه الان مجلس ششم که یه مشت آدمهای ضعیف و ذلیل و خار در مقابل دشمن بودند که همیشه هم در طول انقلاب این طیف همیشه همینجوری بودن در مقابل دشمن، واداده، ضعیف. چون خودشان وادادن، در خودشان فسق دارند. قرآن می گوید کسی که در درون خودش دچار فسق هست، در مقابل دشمن دچار ذلت می شود. تا دشمن پارس کند، میترسد. تا دشمن می گوید ناوها حمله کردند، ناوها دارند می آیند، ناوا دارند می آیند برویم یه سازشی بکنیم، زودتر بریم صلح بکنیم. نامه نوشتند به رهبر که آقا بیا این جام زهر را بنوش تو، باج ها را بده و اگر آن روز امام ما باج میداد، ایشان هم همان موقع وقتی اینها این فشار آوردند، فرمود: الان کربلاست. یا می‌جنگیم، کربلا ایجاد می شود یا پیروز میشویم. باج نمی دهیم به کسی. اگر آن باج می داد الان اوضاع؟ ما از لیبی از افغانستان از سوریه الان به مراتب چی بود بدتر بود. باج ندادیم حالا آنها در مقابل ما ضعیف و ذلیل و ترسان هستند، ما در مقابل آنها شیریم. آنها می‌ترسند.

۴۰ سال هم هست میگویند گزینه نظامی روی میز است. ما به ایران حمله میکنیم. فقط در حد پارس کردن هست. همین در حد پارس کردن. چند بار هم آمدن جلو سیلی‌های محکم خوردند بعد دیدند نه اصلا این بقیه فرق می کند. اصلا با این نمی شود. تمام مسئولین جهت بالاشون میگویند ترامپ احمق هست دارد این کار را می کند. بیاید هم می خورد. بیاید هیچ ابرقدرت الان توان مقابله با این نظام قدرتمند را ندارد. چرا؟ چون اتصال به غیب و الله دارد، فی سبیل الله است، امامش ملتش. ملتش را دیدیم دیگر در این ۲۲ بهمن دیدیم در عید فطر دیدیم این ملت را. با اینکه مسئولین تلاش می‌کنند این ملت را از نظام جدا کنند و از رهبری، هزار یه جور فشار می آورند روی گرده مردم که مردم ببرند، امامشان که می آید نماز جماعت، تمام کشور ده‌ها میلیون نفر عشقشان آنجاست، در کشور شهرهای خودشان جاهای خودشان نمازشان را به جا می آورند، آن هم که می‌توانند خودشان می آیند. ۲۲ بهمن می شود همه می آیند پای نظامشان می ایستند. این ملت بی‌نظیری است. این ملت هست که خدا بیش از ۱۰ آیه در ستایش اینهاآیه نازل کرد. یعنی این ملت را این ستوده. چون بی‌نظیرند.

خب «وَمَا اسْتَكَانُوا» اینها باجی نمی‌دهند، سازش نمیکنند، کوتاه نمی آیند. حالا الان حمله کردن نمی‌دونم الان مثل همین الان که ترامپ یه ذره پارس کرد. بعضی از مسئولین ما خودشان را خراب کردن اصلا. آی برویم نمی‌دونم باج بدهیم، آی الان برویم مذاکره کنیم، اگر زودتر مذاکره نکنیم همین حرفهای مفت و حرفای خودشان هم می‌زنند آمریکاییها که امروز هم پیغام داده به نماینده مجلسشان گفته بود که رئیس جمهور ترامپ می‌خواهد با شما مذاکره کند. دارم به آیت الله به رهبر فرمودند به ایشان دارم میگویم یا شما میاید با رئیس جمهور ترامپ سازش می‌کنید یا ما همه کشور شما را بمبارون می‌کنیم. حرف مفت. شما آن موقعی که برای اولین بار که شما یه حاج قاسم ما را کشتید، بیش از ۱۰۰ تا برای اولین بار در جنگ جهانی آمریکایی ها کشته دادند؛ حتی چینی ها جرات نکردند یه دونه سرباز آمریکایی بکشند. با شجاعت صد و خورده‌شان را کشتیم، حمله موشکی کردیم به اسرائیل. می گفتند مگر می شود کسی حمله به اسرائیل کند، یه تیر بزند سمت اسرائیل، زدیم بیش از ۳۰۰ تاشون ۳۰۰ تا نظامی، نه آدم معمولی، نه، گردن کلفت و فرمانده‌ها بگیرید تا پایین زدیم کشتیم هیچ غلطی نتوانستند بکنند. وقتی هواپیماشان را نشاندیم، آن پهپادی که فقط دو تا ازش در دنیا داشتند، زدیم، پهباد پیشرفتشان را، نفهمیدند چه جوری نشست، چه جوری ایران سالم نشانده، بلافاصله هم روش کپی زده ده ها مثل این ساخته. خب. آن موقع که بهشون پیغام دادیم می‌توانستیم آن هواپیما هم که بغل پهپادتان بود ۳۸ نفر در آن بودن، اصلاً چه جوری شما ۳۸ نفره شمردید آن تو. میدانیم در آن کی نشسته، می‌توانستیم هم بزنیم نزدیم مخصوصاً که ترامپ مجبور شد یه تشکر کند، گفت باز خداشکر که فقط این را زدند، اینها را نزدند. آنها حساب کار خودشان را می‌کنند و کردند. مگر احمق بازی بخواهند در بیایند تحت لابی صهیونیست های که غلطهایی بکنند، قطعا و مسلما آن چیزیست که ما آرزوش میکنیم این اتفاق بیفتد که زودتر همه شان چی بشوند انشالله؟ همانطور که اهل بیت بشارت دادند ایرانی‌ها بالاخره این غده سرطانی را نابود می‌کنند و قدس را حتماً چیکار می‌کنند؟ آزاد می‌کنند. اتفاق خواهد افتاد. بالاخره دیر یا زود این حماقت از طرف اینها ایجاد می شود.

سه تا حادثه برای مومن نمی‌افتد: یک) «وهنوا» شل نمی شوند. «ضعفوا» از نظر حضور در اجتماع و جنگی و نظامی اصلا شل نمی شوند، قوی تر میکنند خودشان را، می‌سازند خودشان را بهتر و «مستکانوا» زیربار ذلت نمی روند، تن به سازش و ذلت نمی‌دهند هیچ وقت. امیرالمومنین در نهج البلاغه می‌فرماید که فقط شخصیت‌های اینجوری هستند که می‌توانند امر خدا را در یک اجتماع اجرا بکنند: مجریان امر و اوامر الهی شخصیت‌هایی هستند که شل و ول نیستند، شخصیت راسخ و قدرتمند دارند. دو) هیچ وقت احساس ضعف در زندگیشان نمیکنند. سه) باج نمیدهند، روح تسلیم شدن اصلا در مرامشان نیست. روح تسلیم شدن در مرامشان نیست.

حالا ببین خدا چی می گوید؟ چقدر قشنگ حرف میزند. «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» تیکه را دقت کنید چی گفت خدا .می گوید که خداوند صابرین را دوست دارد. خیلی چیزها دیگر. می گوید نه صابرین را دوست دارد؛ یعنی این صبر هست که در همه مراحل شما می خواهی حجاب را رعایت کنی. کسی که صبور نیست حجاب را رعایت نمی کند. ناموس داری کسی میخواهد بکند، صبر میخواهد حوصله میخواهد. انجام وظایف همسری صبر میخواهد. انجام تربیت مناسب برای فرزند حوصله میخواهد.

کسی حوصله ندارد بچه دستش فاسق بار می آید. چون حوصله کار تربیتی ندارد. وقت نمیگذارد برای بچه‌هایش برای ناموسش. تنبل هست. اگر بهش بگو ۱۰۰ تا کار اجتماعی کن می رود انجام میدهد؛ ولی اگر بگو نیم ساعت پای همسرت بایست وقت بزار برای همسرت، مگر نمی گویی عشقم هست، خب چرا وقت نمیگذاری برایش! مگر نمیگویی بچه ام عشق ام هست، چقدر وقتی نمی گذاری برایش! برای خودسازی، حوصله خودسازی ندارد. صبر ندارد که خودش را بسازد. حج میخواهد برود حوصله ندارد. خمس می‌خواهد بدهد صبر ندارد که دست بزند به جیبش مال بپردازد. زکات میخواهد بدهد صبور نیست، تحمل ندارد. صدقه و انفاق می‌خواهد کند همینطور/ جهاد می‌خواهد بکند این آدم بی‌صبر هست.

فرمود: «الصبر من الایمان بمنزلة راس من الجسد کل ما ذهب الراس ذهب الجسد فکذالک کل ما ذهبه» صبر برای ایمان به منزله سر برای بدن هست. صبر برای ایمان به منزله سر برای بدن هست. همان طور که وقتی سر برود بدن هم دیگر فایده ندارد. همانطور که وقتی صبر برود چی؟ بدن هم می رود. وقتی وارد بهشت میشوید انشالله همه تان، همه مان، چقدر قشنگ هست این صحنه، می گوید: اینها وارد کاخ‌هایی می شوند آنجا که هزار تا در دارد کاخهایش. در و پنجره دارد. تصور شما در نظر بگیرید. می گوید فرشته‌ها از هر دری می آیند در آن. خوب تصور کن. برو در بهشتت بنشین الان. یه دفعه این درها باز می شود فرشته‌ها داخل می آیند. چی میگویند به شما انشالله؟ «سلام علیکم بما صبرتم» سلام بر شما به خاطر صبرتان. به خاطر صبرتان. شما در همه در نماز در حجاب در ناموس داری در غیرت در نمیدونم تربیت بچه در خمس در زکات در جهاد در همه چی صبور بودی. آن بهشت جاودانه که تو در آن پادشاهی، محصول چیه؟ صبر. آدمهای شل و ول و ضعیف و نمیدونم باج بده و آدمهای بی حوصله جایشان در جهنم است.

قبلا گفتیم جهنم معلول دو صفت است. چی؟ تنبلی. دو) بگویید بی‌حوصلگی. جهنم اصلا ساخت این دو تا صفت هست: تنبل ها بی حوصله ها. آدمهای: خوشم نمی آید، این را دوست ندارم، این را بدم می آید، فلانه الان مد نیست. نمی‌دونم من فقط باید تابع مد هستم. خدا دارد بهت می گوید من نمیخواهم. ببینم کی خوشش می آید کی خوشش نمی آید. بابا خدا باید از تو خوشش بیاید، آسمان باید خوشش بیاید، غیب باید خوشش بیاید، ملائکه باید خوششان بیاید، خانواده آسمانی باید خوششان بیاید، ارزش ندارد برای این. برای این، این خوشش می آید که چهار تا آدم ضعیف بدبخت بیچاره مثل خودش، کی خوشش می آید که این چه جوری لباس بپوشد، چه جوری ناموس داری بکند، چه جوری تربیت بچه بکند، نمیدونم چه جوری غذا بخورد.

«والله» اظهار عشق می کند خدا. ببینید اگر زبان عشق حالیش بشود، می‌فهمد یعنی چی. آنهایی که اصلاً نمی‌فهمند محبوبیت پیش خدا یعنی چی، اصلاً تحریک نمی شوند. این بیشتر براش مهم است؛ مثلاً فلانی خوشش بیاید، چند نفر خوششان بیاید لایک بزنند ولو حرام باشد. دیدید الان فالوور حرام جمع می‌کنند خیلی ها، با دروغگویی با تهمت با حرفهای مسخره با حرف‌های بی‌اعتبار، فقط بقیه خوششان بیاید حرفهای چیز بکنند، ما را اضافه کنند از ما مثلا پیروی کنند. فضای مجازی پر از شرک هست دیگر. مردم التماس میکنند که یه کسی نگاهشان کند؛ ولو حرف ناحق باشد. ولو تهمت باشد ولو فحشا باشد ولو منکرات باشد ولو هر کثافت کاری حاضرند بکنند که دیده بشوند. توهین به خدا توهین به اهل بیت توهین به قرآن توهین به مقدسات توهین به خانواده آسمانی خودش، توهین به شخصیت خودش توهین به کشور خودش حتی، توهین به ناموس خودش. یه کسی که هشتگ راه میندازد من بی ناموسم خب شما دیگر تصور کنید این یعنی چی. لجبازی اینقدر؛ اما اگر کسی دل داشته باشد، دل داشته باشد، یه چیزی سربسته بهتون میگویم، بعداً یادم باشد طلب شماها. یه موقع اگر شد توضیح بدهم برایتان، نشد در اردو انشالله اردوی اسماءالله که آخر شهریور انشالله قرار هست برقرارش بکنیم در آن اردوی عملی بسم الله الرحمن الرحیم توضیح میدهم.

بروید جلو آینه در تنهایی بایستید، بروید جلو آینه، حواستان هست، بگو در بین قلب‌های پاک اولیا خدا فرشته‌ها انبیا، کی من را تو دوست دارد! من محبوب کی ام! من سوار قلب کی ام! یه رمز بزرگ بهتون گفتم. برو تکلیفت را الان معلوم کن. الان من در بین قلب‌هایی که قلبند، پرواز دارند، حرکت دارند میروند به غیب، پرواز دارند، من سوار قلب کی‌ام! کی عاشق منه! کی من را دوست دارد حتی بیشتر از خودم. اگر پیدا کردید خوش به حالتون؛ ولی ولی اگر جوابتان مثبت هست، مواظب باشید نیفتید. چون خدا گاهی وقتها و اولیای خدا یه موقع آدم به چشمشان می افتد. خودت یه غلطهایی می‌کنی گند میزنی می افتد از قلبشان بیرون. خدا دارد با چه جوری حرف میزند باتو.

می دانی چی می گوید؟ «والله یحب الصابرین» من کسانی که پام می ایستند وفادار، دوستشان دارم. منم پاشون می ایستم. این حرف خیلی بلند هست؛ یعنی سوار قلب دل من، خدا می نشینی. ببینم تا کجا می‌خواهی بکشی. برایت مهم هست یا نه! اگر مهم نیست خب برو سر سوار قلب شیاطین میشوی، با آنها تا جهنم میروی. چون آنها میروند جهنم دیگر. سوار قلب آدمهای کوچولو و فسقلی در این نمیدونم اجتماع می نشینی، فلانی من را تایید کند، عاشق این هستی که کی تو را دوست داشته باشد! پات بایستد به اندازه همان قیمت داری، از آن آدم هم پایین‌تری. دنبال این نباش که در چشم آدمهای کوچک، آدمهایی که اصلاً نمی‌فهمند کی هستند، چقدر جا داری. دنبال این باش یه قلب قوی حسابی پاک پیدا کنی، برت دارد. بگوید برت داشتم. چون این صحنه برای ما خیلی اتفاق می افتد ولی خودمان گند میزنیم پیاده میشویم.

خیلی عاشقانه است. «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» خدا می گوید هر کس به خاطر من صبر کند، پای من بایستد در هر چیزش، در هر چیزش پام بایستی، پات می ایستم، دوست دارم، دوست دارم. پات می ایستم. برو در تنهایی در خلوت یه ذره فکر کن. ببین کسی هست که برت دارد یا نه! که دستت را بگذاری روی قرآن بگویی به این قرآن قسم، فلانی من را برمی‌دارد. یه چیز دیگر هم بهش فکر کنید و آن هست که ما چند بار سوار این قلبها شدیم اما خودمان پیاده شدیم! خودمان خیانت کردیم ظلم کردیم خودمان بچه بازی درآوردیم به خاطر معشوق های های پایینی و پیاده شدیم و پیاده شدیم. بعضیها در کربلا تا عصر، بعدازظهر عاشورا پای امام حسین ایستادند، تا بعد از ظهر عاشورا پای امام ایستادند بعد پیاده شدند. گفتند آقا با اجازه ات ما رفع زحمت می کنیم، امام فرمود بروید. بزرگان اولیا خدا هم همینجوریند. تا میگویی پیاده شو می گوید بفرمایید خواهش می‌کنم برو. دیگر باهات کاری ندارم. لذا برای اینکه کار را تمام کند خدا، همه این آزمایش‌ها و سختی ها و تغییر دولت‌ها و همه را آورد آورد، داستان جنگ انبیا و موحدین و پاشون ایستادن و شل نشدن و ضعیف نشدن و ذلت نپذیرفتن را گفت، سخت است، ولی با یه چیز یه آب خنک می‌ریزد روی دلت، می گوید دوستتان دارم. آنهایی که پام ایستادند من هم دوستشان دارم؛ ولی آدم باید ادبیات را بفهمد. کی دارد با تو حرف میزند. الله شوخی نیست. می گوید من «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» دوست دارم هر کس صبر بکند وقت تمام شد.

میخواستم آیات بعدی را بخوانم، وقتمان تمام شد. انشالله دفعه بعد ادامه میدهیم. تا جلسه آینده انشالله این تمرینتان باشد که گفتم. دو) اینکه ببینیم در زندگی من کجاها به عشق خدا صبر کردم! کجاها من پای خدا ایستادم و به عشقش صبر کردم! یه ذره روی را بررسی کند. بنویسید مثلاً قلم بیاورید من اینجا پای خدا ایستادم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.