جلسه 015 - وظایف ما در آخرالزمان
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
12
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - وظایف ما در آخرالزمان

وظایف ما در آخرالزمان؛ جلسه 15 02/12/1403

سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان. الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و همه امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، شهدا علما مراجع اولیای الهی صلوات بلند ختم بفرمایید

به مناسبت بحثی که درباره حرمت تسلط کافرین بر مومنین، بحث تفسیری که داشتیم عرض کردم، یه چند آیه از قرآن را که به همین قاعده منتهی می شود را که موضوع روزمان هم هست و مبتلابه هم هست الان برای ما ، آن را من عرض می‌کنم تا بحث نقش ایمان در عدم تسلط دشمنان روشن بشود. آیه چیه؟ آیه می‌فرماید که «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» خدا هرگز برای کافرین علیه مومنین راهی را قرار نداده. در واقع می‌خواهد بگوید که به یه معنی دیگر که توضیح دادم جلسه گذشته که شما واقعاً اگر مومن باشید، اگر شخصی مومن باشد به معنای واقعی تسلط پذیر نیست. انسان آنجایی که تسلط دشمن را می‌پذیرد حتما در ایمانش خلل وارد شده؛ یعنی قاعده را یک بار از این باب دیدیم که تسلط کافرین بر مومنین حرام هست؛ یعنی خدا ولایت برای آنها قرار نداده. از یه طرف هم داریم اینجوری نگاه می‌کنیم آیه را که اگر شما مومن باشید زیر بار تسلط دشمن نمیروید. کمااین که آقا اباعبدالله علیه السلام فرمود چی؟ «الا ادعی ی بن الدعی قدر رکزنی بینتین بین السلت و ذله و هیهات من الذله و هیهات من الذله» این پست حرامزاده‌ای که فرزند پست و حرامزاده است این من را مخیر کرده بین دو چیز بین تسلیم و مرگ و ذلت «و هیهات من الذله» تسلیم بشویم یا ذلت بپذیریم اصلاً چنین چیزی را ما قبول نمی‌کنیم. در واقع مومن اگر مومن باشد شعارش چیه؟ مومن به معنای حقیقی «هیهات من الذله» یعنی من اگر سرم برود، بکشید ما را، خانه‌هایمان را خراب کنید زن و بچه هایمان را بکشید، عزیزترین کسی کاری که الان انجام دادن از عزیزان فلسطینی و زیر بار ذلت نرفتن و تا پیروز شدند. این قانون خداست که اگر شما به معنای واقعی مومن باشید و تسلیم نشوید تحت هیچ شرایطی، حتما پیروز می شوید، حتما پیروز می شوید.

خب بریم سراغ آیه. یه داستان برایتان بگویم اول. در جنگ احد خب داستانش را همتون بلدید دیگر. دومین جنگ پیامبر بود. در اولین جنگ مسلمانها خیلی عالی پیروز شدند. جنگ بدر کاملاً مسلمانها پیروز شدند در جنگ دوم که جنگ احد بود. پیامبر تنگه احد را سپرد به یه تعدادی از مسلمانها، گفت این تنگه را چه ما پیروز بشویم چه شکست بخوریم کسی حق ندارد از اینجا تکان بخورد. در هر صورت همین باشید اینجا. خب در شروع جنگ مسلمانها پیروز شدند و موفق شدند، دشمن را عقب داشتن می‌زدند، طمع دنیا آمد سراغ آن‌هایی که تنگه را داشتند، هرچی فرمانده گفت نروید گوش نکردند. گفتن پیروز شدیم همه فرار کردن و بدویم برویم غنیمت بگیریم. خب اینها رفتن به محض اینکه تنگه را خالی کردند، دشمن هم منتظر همین بود که چون می‌خواست دور بزند از پشت به مسلمانها حمله کند اینها نمی‌گذاشتند. حضور این‌ها آنجا ، به محض اینکه تنگه را خالی کردن دشمن از پشت حمله کرد و یه شکست سختی به مسلمان‌ها داد و تعداد زیادشان را کشت، بعد این خیلی روحیه تا چون اسلام هم تازه داشت رشد می‌کرد. اولین پیروزی را هم داشتن فکر می‌کردند. خب الان باز این کارها میکرد می کنند اول جنگ هم پیروز شده بودند. دیگر اینها فکر می‌کردند که خب حالا چرا مثلاً شکست خوردند. این شکسته خیلی روحیه‌شان را خراب کرد اینکه اینجوری شکست حتی تا جایی رفتن که دیگر شایع کردن پیغمبر هم به شهادت رسیده و این خیلی روحیه همه افراد را خراب کرد. خیلی تنگ بود اوضاع، انقدر سخت بود که برای اینکه نگذارند شکست کامل بشود، امیرالمومنین، خود پیغمبر زخم‌های زیادی برداشت در جنگ، امیرالمومنین هم ۱۰ ها زخم بدنش برداشت تا بالاخره با یه تعداد کشته‌ای که داشتند، نبرد تمام شد. مسلمانها خیلی ناامید شدند از این شکستشان، خیلی روحیه‌شون خراب شد که چرا ما شکست خوردیم. خب البته خب نافرمانی هم کرده بودن از پیغمبر و از فرمانده شان بعدش این آیه می آید. خوب دقت کنید «ولا تهنوا» 139 آل عمران «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» شل نشوید، سست نشوید، غمگین هم نشوید، ببینید شکست خورده بودند. دارد خدا چی را نهی می‌کند؟ سست شدند و غمگین شدند را خب. سست نشوید غمگین نشوید «و انتم الاعلام» شما برترید حتما برترید اما یه شرط کنارش دارد آن چیه؟ «ان کنتم مومنین» اگر مومن باشید.

این هم در مسائل فردی و شخصی در زندگی درست در می آید که انسان اگر از ذلت پذیر نباشد، حاضر باشد بهای عزتش را شرافتش را بدهد. به هر قیمتی که باشد، سفت بایستد پایه این، عزتش را شخصیتش را شرافتش را اینها در روایت مومن اختیار هست. هر چیزی را دارد غیر از عزتش عزتش مال خداست یعنی نمی‌تواند در شرایطی زندگی کند که زیر بار ذلت باشد. تحقیر بشود آنجا، نادیده گرفته بشود آنجا، مومن حاضر نیست همچین کاری بکند. ببین چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی انسان باج نباید بدهد. به هیچ وجه، در مسائل تربیتی هم این خیلی مهم است.

در مسائل تربیتی هم مسئله بسیار بسیار مهم است. پدرو مادرهایی که باج میدهند به بچه‌ها یعنی فرزندسالاری ایجاد می شود در خانه هم مادرها و پدرها آسیب می‌بینند و هم خود بچه‌ها ولی پدر ومادری که اصلاً باج نمی دهند حریف یعنی جلوی احساساتشان را می‌گیرند جلوی جیغ و داد و فریاد و قهر و اعتصابات بچه می ایستند و بچه را می‌شکنندش که مقاومتش را این موفقند اما تا بچه یه ذره عربده بکشید بیا بیا گوشی را بگیر یه گوشی بدهند دستش بیا و مثلاً یه باج بدهند دستش بیا نمی‌دونم فلان این را می‌خواهم آن را می‌خواهم، اینها دنیا و آخرت بچه‌ها را نابود می‌کند به اضافه خودشان. البته چون خودشان عامل این کارند دیگر. در مسائل دیگر زندگی هم همینطور. انسان باید خیلی حواسش باشد.

قرآن می گوید اگر شما ایمان داشته باشید حتماً پیروزید. الان این شکست ظاهری موقت شما ناراحت نکند. شما دیدید سر همین قضیه سوریه یا شهادت فرمانده‌های حزب‌الله یه عده واقعاً زمین گیر شدند. یه عده واقعا زمین گیر شدند. الان چی شده، الان سوریه را از دستمان گرفتند، حزب الله را که همه را زدند، فرمانده را کشتند، فرمانده خودمان را کشتند. چنین و چنان شد؛ یعنی همه چی را تمام شده بعضیها می‌دانند. چون ایمانشان ضعیف است. همه چیز را تمام شده می‌دانند. آی. دیدید که رهبر ما دقیقاً همان مصداق یک پیامبر عمل کرد و خیلی آرام آمد صحبت کرد گفت حتماً سوریه پس گرفته می شود. حتماً مقاومت قوی‌تر و بهتر در منطقه توسعه پیدا می‌کند و ما حتماً آمریکا را از اینجا بیرون خواهیم کرد از منطقه. ببینید چقدر. همان کاری که قرآن می گوید. همانطور که یک فرمانده شایسته است این کارها انجام بدهد. همیشه در مجموعه‌ها چه در خانواده‌ها و چه در تجمعات دیگر آدمهایی که بی ایمانند یا ضعیف است ایمانشان، همیشه این ترسو به بقیه می‌خواهند منتقل کنند. این تلخی این ناامیدی این غصه این اضطراب را می‌خواهند به بقیه، شل شدند دیگر گذشت دیگر حالا تمام هست کار، همیشه اینجوری هست.

درست در آن لحظه‌ای که امیرالمومنین پیغمبر رفتند تا دم مرگ، تا دم مرگ. ببیند امیرالمومنینی که ۹۰ تا زخم برداشته بدنش، شوخی نیست ۹۰ تا زخم برداشته. خودش می گوید انقدر فشار به من آمد در این جنگ که من به شمشیر پیغمبر پناه می‌بردم. یعنی پیغمبر جلوتر از من می‌جنگید. رسول خدا چه‌جوری داشته می‌جنگیده، چه‌جوری یه تنه ایستاده بوده. چون بقیه فرار کرده بودند دیگر. لشکر شکست خورده بود ببین اینها چه‌جوری جنگیدند. چه سخت بوده صحنه. رسول خدا با چه عظمتی با چه قدرتی با چه عزتی با چه باوری داشته شمشیر می‌زده آنجا. جلوتر از همه سربازاش. مثل همین حالتی که ما در فرمانده‌های دیگرمان هم دیدیم.

اما ناامیدی نه «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا» نه شل شوید سست بشوید که آی حالا دیگر اینجوری شده الان فلانی رفت فلانی کشته شد فلانی مرد بعضیها این جوری هستند. وابسته به آدمهاند وابسته به الله نیستند یعنی اگر مبارز هستند در جهادشان در مبارزشان فردمحور هستند. آویزان آدمها هستند. آویزان فرمانده هستند. آویزان نمی‌دونم رئیس هستند. اگر رئیس یه طوریش بشود نباشد آن هم عرضه کار کردن ندارند. اگر فرمانده نباشد بره حوزه ادامه آن رسالت آن ماموریت را ندارند اصلاً یعنی آدمهایی نیستند خودشان به تنهایی آرمان داشته باشند، انگیزه داشته باشند. شما دیدید بعد از اینکه سید حسن نصرالله به شهادت رسید معاونش هم قرار بود جانشین ایشان باشد که آن آدم بسیار برجسته‌ای بود صفی الدین، شهید صفی الدین، این را به شهادت رسیدند. ما دیدیم در بعضی از عزیزان حزب‌الله این خلل وارد شد. ولی حزب الله خیلی زود خودش را جمع کرد قوی‌تر از قبل قوی‌تر از زمان سیدحسن و صفی الدین جنگید ایستاد و اسرائیل را پشیمان کرد از آمدن به سمت لبنان و وادارش کرد که آتش بس کند. خیلی قوی عالی آمد یه. همه فرمانده‌هاش را چون می‌دانید اینها هیئت فرماندهی داشتند همه شان غیر از سید حسن کشته شدند. تمام فرمانده‌های بزرگ را زدند. اول اینها دونه دونه زدن شهید کردند. آخرین نفر سید حسن بود و همین معاونش جانشینش که آنها را هم زدند. دیگر گفتند: چی مانده از حزب الله دیگر. حالا یه عده‌ای که فرد محور بودن فرمانده محور بودند به جای رسالت و توجه به خدا شل شدند ضعیف شدند و یه عده نه، دیدیم که کسانی آمدند بالا سریع آن کادر فرماندهی پر شد کامل عالی بعد هم خیلی بهتر از زمان فرمانده های قبلی جنگیدند. خیلی بهتر جنگیدند و دشمن همه قدرت‌هایشان آمریکا آورده بود آنجا همه دشمنان بودن همه را شکست دادن و وادارشان هم کردن که آتش بس کنند و پیروز شدند. این دومین چیزی است که ما تجربه داریم می‌کنیم در این چند ماه.

غزه ایها فلسطینی‌ها ایستادگی کردند با آن فشار که الان دیروز که بلدوزرها آمدن میگویند ۲۱ سال طول می‌کشد که فقط این بلدوزرا بیاید این ساختمان های که خراب شده جمعش کنند یعنی ببین چه جوری یه شهر را نابود کردند ولی اصلا نه. در همان خرابه‌ها در همان چادرهای پر باران سرما اینهایی که آنجا هست. همین ماه در خود من که رفته بودم لبنان همین چند وقت پیش در مورد عزیزان سوریه هم دیدم. چادر چند تا خانواده حالا باران می آید هوا سرد هست. پتو نیست چراغ نیست گرفتاری هست، غذا نیست. کم است غذا ولی خب استقامت. این استقامته کار را درست می‌کند. به پیروزی می آورد.

حضرت دارد چی می گوید قرآن دارد چی می گوید به همه ماست. وقتی که یه شکست آمد در زندگیتان وقتی که یه صحنه یه چیزی را هرچی اقتصادی خانوادگی یا هر چیز کسی از دنیا رفت خدایی نکرده «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا» شل نشوید غمگین هم نشوید « وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» اگر مومن باشید شما برترید اگر مومن باشید شما حتماً پیروزید. چون تکیه‌تان به کیه؟ به خداست. خدا نمرده. فرمود هر وقت خبر مرگ من را شنیدید ناراحت شوید نگران شوید. ولی من هستم . خدا هست با همه قدرت هاست. ببین چقدر آرام می‌کند این آیه آدم را. نه شل شوید نه غصه بیاد در دلتان محکم بروید جلو تحت هر شرایطی. « وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» شما حتما برتری پیدا می‌کنید و پیروز می شوید. حتما پیروز می شوید «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» شرطش فقط این است.

ببینید در نگاه مادی گرایانه، در نگاه مادی گرایانه، ابزارگرایانه که کسی که خدا نیست، غیب نیست، فرشته ها نیستند پیروزی با چیه از نظر دشمنان ما؟ پیروزی با پول ابزار سلاح جنگی موشک، بمب اتم اینهاست اما غزه‌ای‌ها فلسطینی‌ها لبنانیها کی ها را شکست دادند؟ کسانی که همه این ابزارها را داشتند. همه چیز: نیرو و سرباز اسلحه پیشرفته‌ترین اسلحه‌ها سخت‌ترین بمب‌ها آنها از این گروه کوچک شکست خوردند. دوبار این آیه تحقق پیدا کرد «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» چه بسیار گروه کوچکی که غلبه میکند به یک گروه بزرگ به اذن خدا. «اللهم الصابرین» یا «وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» خدا با صابرین است یعنی شما ایمان داشته باشید صبر بکنید مطمئن باشید پیروز می شوید.

این شکست‌های ظاهری فلانی مرد فلانی کشته شد فلانی شهید شد الان خانه‌هایمان را زدن، دیگر آب نداریم برق نداریم غذا نداریم نمی‌دونم اصلاً. دیدید که آنها با اینکه هیچی نداشتن بیمارستانهاشان سرشان خراب می‌کردن بچه‌ها همه ۱۷ ۱۸ تا از هر خانواده را تیکه تیکه می‌کردند جلو چشمهایشان اصلا محکم ایستادن و پیروز شدند. ابرقدرت‌ها را شکست دادند. همانطور که دیدیم مقام معظم رهبری فرمودند که این اسرائیل نبود که شکست خورد این آمریکا بود که شکست خورد. ابرقدرت‌ها بودن که پشتیبانی آنها بودند که آنجا شکست خورد.

حالا ببینید در ادامه چی می‌فرماید؟ می‌فرماید که حالا ما نتیجه‌ای که می‌خواهیم بگیریم من بقیه آیه را بخوانم برایتان اول. نتیجه‌ای که می‌گیریم چیه اینکه شما هر وقت شکست خوردید باید بدانید که ضعف ایمان دارید. احساستان این را باید این را قوی بکنید و برای اینکه شما بتوانید پیروز بشوید، برای اینکه بتوانید پیروز بشوید قرآن شرط ایمان را شرط پیروزی می‌داند. لذا اگر ما الان هم بخواهیم در مقابل ابرقدرت‌ها تا ظهور امام زمان پیروز بشویم.

وظیفه رسانه‌ها مسئولیت‌های فرهنگی مسئولین فرهنگی، کسانی که کار فرهنگی می کنند آقا هم فرمودند جهاد تبیین. الان هم چند روز پیش فرمودند. ما باید چی را افزایش بدهیم که بتوانیم ضد ضربه بشویم؟ آنها که دانشمندند، دانشمند نظامی اند، دانشمندان صنعتی هستند، دارند وظایفشان را انجام میدهند. اما شما حتی آن موقعی هم که قدرت غلبه نظامی دارید پیغمبر در همه جنگ‌ها در اقلیت بود پیروز شد. جز در یک جنگ که شکست خورد. در آن جنگ غلبه نیروی نظامی داشت و هم سلاحش هم تعداد لشکریانش بیشتر بود لشکرش خورد. چون سربازاش فکر می‌کردند که خب حالا آن قبلی که ما پیروز شدیم حالا که دیگر اینها را داریم پس حتماً پیروز می‌شویم. درست در همان جنگ که اینها لشکرشان بیشتر بود شکست خوردند. چرا؟ چون سربازها رفتن به سمت شرک. پیروزی را به چی نسبت دادند؟ به ابزارآلات. توجه کردید. به سلاح ابزارآلات گفتند ما که حالا الان اینها را داریم پیروز می شویم. نگفتند خدا. حواسشان به خدا نبود خدا یه دفعه گذاشتن کنار .در حالی که «لا موثر فی الوجود الا الله» «لا حول ولا قوه الا بالله» خدا می گوید بابا شما کوچیک هم باشید کم هم باشید اسلحه هم نداشته باشید پیروز می شوید.

ما در جنگ ۸ ساله دفاع مقدس، تمام قدرت‌های برای اولین بار در جهان همه قدرت‌ها ریختند سر ایران. هیچ وقت در طول تاریخ نبوده که قدرت‌ها بیایند. چون همیشه یا شرقی بوده یا غربی بوده. کسی بالاخره چهار نفر با یکی بودند. این دفعه نه. این دفعه همه آمدند علیه ایران. دو تا ابر قدرت شرق و غرب، سایر قدرت‌های جهانی. ما از بیش از نزدیک ۲۰ کشور ما اسیر داشتیم. همه آمدن امکانات مادی اسلحه امکانات اطلاعاتی جاسوسی ماهواره پول نیروی نظامی. یک کشوری که اصلاً حتی یه سیم خاردار هم نمی‌تواند درست بکند. نیروی آموزش دیده ندارد. ارتشی هایشان نیروی آموزش‌دیدشان که فرار کردن رفتن خیلی هایشان، بعد یه ارتش ضعیف دست خالی، کم اسلحه حالا این تمام دنیا آمدن این کشورها شکست بدهند و شکست خوردند. این چیزیست که دنیا به روی خودش نمی آورد ولی آنها که دفاع مقدس را دیدن این معجزه اتفاق افتاده. این معجزه از آنچه که در لبنان و غزه اتفاق افتاد بالاتر است. خیلی ها خودشان را به کوری یا نفهمی می‌زنند که چه اتفاقی در ایران افتاد. خودشان به کوری و نفهمی می‌زنند. درحالیکه این اتفاق افتاد. همه دنیا آمدن کشور را شکست بدهند و این جوانهای ما خانواده‌ها آن هم نه همه شان هم نه مردم، قسمت کمی از مردم که این را داشتند حالا توده مردم کمک کردن اینها، اما شما میبینید دو میلیون یه میلیون دو میلیون جمعیت جنگ را اداره کردند. خدا دارد می گوید من دارم مصادیقش را جلو چشمتون می گذارم. اینها را خوب ببینید عبرت بگیرید. من پیروز هستم همیشه پیروز جنگ من خدا هستم.

«لاغالبت الا الله» فقط خدا غلبه می‌کند. بارها در قرآن گفته: من و پیامبرانم پیروزیم همیشه. کمااینکه در تاریخ هم همیشه همین بوده. پیامبر یکی مثل موسی را می‌فرستاد با هارون دو نفر یه امپراتوری فرعون را نابود کردند رفت. دو نفر. می گوید ببینید دو نفر مومن فرستادم یه امپراتوری را نابود کرد. ابراهیم را فرستادم نمرود را نابود کرد. میخواهم قدرت بهتون نشان بدهم.

می‌خواهم بگویم وقتی میگویم «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» یعنی چی و اینکه «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» پیروزی نیست مگر از جانب خدا. اینها را باید بفهمیم ما، اینها باید در قلبمان این آیات امیدبخش قدرت آفرین را باور کند قلب ما که ما در نبرد با دشمن باید حواسمان به این جبهه باشد جبهه ایمان. اگر گذاشتیم جنگ نرم دشمن جنگ شناختی دشمن تاثیرگذار بود بله حتماً شکست می‌خوریم. بنابراین الان همانطور که آقا فرمود قدرت در جنگ نرم، ضعف در جنگ سخت را جبران میکند و برعکس جبران نمیکند همین است.. بنابراین الان کسانی که جلودار هستند، فرماندهان جلوی لشکر هستند، برخلاف باور خیلی ها فرمانده‌های نظامی نیستند. افسران جنگ نرم هستند که الان در خط مقدم دارند می‌جنگند. برای همین هم آقا فرمود چند سال پیش شما خرمشهرها در پیش داریم. الان خرمشهر دارد اتفاق می‌افتد. دارند از ما کشته می‌گیرند همینطوری. در این فضای مجازی در این فتنه دارند کشته می‌گیرند از ملت ولی قبلا که کشته می شدند، کشته ها میرفتند بهشت. الان که کشته میگیرند اینها یا جهنمی میشوند دور از چون خدای نکرده یا مشرف به جهنم می شوند. یه کسی سقوط می‌کند در فضای مجازی آسیب می‌بیند یعنی به سمت بهشت دیگر نمیرود. این اتفاق دارد میفتد. بنابراین ما همه مان وظیفه داریم همه.

هر کس عشق به امام زمان دارد هرکس عشق به خدا دارد، هرکس ایمان دارد باید این دو تا کار را حتماً انجام بدهد. یک) تقویت ایمان خودش. دو) تواصو بالحق و تواصو بالصبر. باید جهاد تبیین داشته باشد. باید دائما بقیه را تقویت بکند ایمانهایشان را تقویت بکند. پیام های قرآن را دستورات الهی را برای اینها بگوید.

آیه را من به خاطر همین هم انتخاب کردم که می‌خواهد بگوید که شما محال است با ایمان تحت تسلط دشمن قرار بگیرید. دشمن نمی‌تواند بیاد به شما تسلط پیدا کند. من تضمین کردم «کذالک حق علینا نصر المومن» خدا می گوید این حق گردن من هست. من بدهکارم که چه کسانی را یاری بکنم! مومنین «حق علینا» یعنی بر ماست که مومنین را موفق و پیروزشان کنیم. لذا در بعضی از جنگ ها می گوید من با هزار تا در بعضی از جنگ ها می گوید من با پنج هزار فرشته شما را یاری کرده. ما به قدری از این صحنه‌ها در جنگ دیدیم که نگو. خیلی هایش را هم نمی‌توانیم چیزی بگوییم. خیلی هایش را نمی‌توانیم بگوییم ولی اینها را ما با چشم خودمان دیدیم. اینها را با چشم دیدیم با چشم خودمان غیب را دیدیم. نه اینکه لمسش کردیم. نه. دیدیم غیب را که دارد کار می‌کند. نه من . خیلی از رزمنده هایی که آن موقع تو وسط جنگ بودن اینها را با چشم خودشان دیدند. حضور فرشته ها حضور اهل بیت حضور حضرت زینب حضور حضرت زهرا سلام الله علیهم اجمعین. همه اینها را ما دیدیم با چشم خودمان آنجا در این ۸ سال. کاشی یه موقع یه امکانی می‌شد اینها را آدم بگوید به زبان بیاورد، خیلی هایش را هم بعضی از رزمنده‌ها گفتند. لو رفت آنقدر عیان بود که اصلاً لو رفت. اصلا داستان چیه. خیلی هایش را دشمن به زبان آورد دشمن به زبان آورد.

در یکی از عملیات‌ها من تنهام مجبور شدم برم بالا. خب یک ارتفاعی، ارتفاعی کوه تنها رفتم. رسیدم به نوک قله یه دفعه یادم افتاد اسلحه ندارم. اسلحه را هم همان پایین قله جا گذاشتم. حالا یه دونه مین بود. یه مین را باز کردم رفتم تا نوک قله که بچه‌ها بتوانند بیایند بالا بعد دیگر تردید داشتم که بروم این را چون وقتی می‌رفتم باید تنهایی درگیر می‌شدم با دشمن. چون روی قله بود دیگر. من را می‌دیدند. می‌رفتم روی قله می ایستادم تا خنث اش می‌کردم یا بایستم. گفتم میروم این هم باز می‌کنم هر چی هست. این هم باز کردم یه دفعه دیدم اوه اوه ریختن سر من اینها ولی چه جوری ریختند سر من؟ با التماس. من گفتم الان خدا اینها چی میگن. اینها گریه می‌کردن التماس می‌کردند. من اول محاصره شدم بعد دیدم هیچی الان چه جوری با اینها بجنگم بعد دیدم نه اینها به من التماس می کنند. ترسیده بودن از من. بعد من هی اطرافم را نگاه میکنم می بینیم کسی نیست پس اینها از کسی می ترسند. من هم که اسلحه ندارم که. پس اینها چرا انقدر. بچه‌ها را دیگر حالا تا آمدم بالا را اینها را گرفتن و اینها حالا من ام بعد برگشتم حالا تا صبح داستآنهای زیادی داشتیم ما تا زیاد. دیگر نزدیک ظهر من برگشتم اتاق جنگ که اتاق فرمانده اتاق جنگ برگشتم. چون خودم آنجا باید برای نقشه‌ها کمک می‌کردم. رفتم دیدم یه افسری آنجا هست یه سرهنگی هست آنجا. حرف هم نمیزد حالا داستان داشتیم که این را به حرف آوردیم و اینها. الان نمیخواهم بگویم بعد من همین بهشون گفتم که تپه فلانی تپه فلان من تنهایی رفتم آمدم بالا. یک فحشی به من داد. گفت حرف مفت نزن فلان فلان شده. این همه سفیدپوش اطراف شما چی بودند! ما هرچی تیر زدیم به یکیشون نخورد. همشون هرچی شلیک کردیم کسی کشته نمی‌شد. این همه آمدن بالا. لشکر آمدن بالا. تنهایی، کجا تو تنها بودی. این همه با تو بودن چیکار می‌کردند اینها کیا بودن با تو بودن. این اعتراف حرف من نیست. اعتراف دشمن هست بعد هم کتابش نوشت اصلاً این را جز خاطرات این سرهنگ بود.

خدا می گوید ما هستیم. من محال است بگذارم شما شکست بخورید. شما ایمان داشته باشید شما تا آن نهایت جانتان را بگذارید جهدتان را انجام بدید، ما هستیم پاکار شما.

حالا نگاه کنید خدا چقدر قشنگ دلداری میدهد. اینها را حتماً روش باید کار بکنیم. کسانی که کار می‌خواهند الان کار جهادی بکنند کار رسانه‌ای بکنند باید روی تک تک اینها را جامعه کار بشود. یعنی پیامهایی که خدا دارد میدهد فوق العاده است. این چند تا پیام همه ملت این پیام را خوب درک بکنند همه قوی می شوند در مقابل دشمن. هیچ وقت هم سست نمی شود. یکی اش همین بود چی؟ اولین فرمول را برایتان خواندم. چی؟ «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا» شل نشوید غمگین نشوید «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». شما نیازی به این چیزها ندارید. اگر شما واقعاً ایمان داشته باشید حتما من پیروزتان می‌کنم. من واجب کردم بر خودم شما را پیروز کنم. من شما را رها نخواهم کرد. این یادمان نرود.

اگر با خدایی چقدر قشنگ هست «من کان لله کان الله له» هرکس مال خدا بشود خدا مال اوست. برای همین مومنین می گوید: « وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ» بشارت بده به صابرین، بشارت. کسانی که هر وقت به مصیبتی دچار می شوند چی را اعلام می کنند؟ این که ما مال خداییم «قالوا» چی؟ «انا لله» مصیبت آمده که آمده. فلانی رفت. فلانی مرد فلانی شهید شد. الان اینجا را گرفتند. آن شهر را گرفتند. «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» همه اش تمام می شود همه اش تمام می شود یه روز دیگر از این خبرها نیست.

آیه بعدی را نگاه کنید ادامه خب «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ». ببینید این نکته دوم است. فرمول دوم. فرم دوم چیه؟ قاعده دوم؟ می گوید خب بابا شماها اگر لطمه دیدید آسیب دیدید کشته دادید آنها هم مثل شما آسیب دیدن کشته دادند. شما مگر الان جنگ احد شکست نخوردید در جنگ بدر زدید شما اینها را کشتدید دقیقاً کشته‌هایشان هم برابر بودند. تقریباً با هم یکی بود. آقا آنها هم شکست خوردند ولی دقت کنید که دشمن ناامید نشد. دشمن شکست خورد دوباره آمد. آمد.

آن که شما را شکست داد در مقابل دشمن دشمن نبود. چی بود؟ چی بود؟ قاعده دیگر. قاعده سوم. قاعده سوم چیه؟ اطاعت از رهبری نکردید. در ولی خودتان اطاعت نکردید و حرف‌های ولیّ زمین ماند. حرف‌های امام و رهبر زمین ماند. بله شما از اینجا شکست می‌خورید. آنجایی که حرف فرمانده. برای همین هم امام، در استفتاءشان هم دارد که غلط فرمانده بهتر از درست ماست همین است. می گوید آقا به امام نامه نوشتن که آقا ما یه موقع فرمانده مان یه نظری دارد ما یه نظر دیگر‌ی داریم. فکر می‌کنم رئیس ما فرماندمان اشتباه می‌کند. کدام باید انجام بدهیم؟ فرمود: همان حرف فرمانده یعنی آنجایی که شما در جمعید آن غلط فرمانده بهتر از درست شماست. هیچکس نباید تفرقه بیندازد. هر کسی یه حرفی بزند برای خودش. پای حرف فرمانده ات ابیست. پشتش را خالی نکنید خدا پشتت را خالی نمی‌کند. خوب دقت کنید همه قاعده است. اینها قاعده‌های قرآنی است برای اینکه همین امراز ماست. همین برای الان ماست.

این یادت باشد اگر شما کشته میدید آنها هم میدهند. قبلاً این‌جوری بود. چرا قبلاً در زمان ما بزن درو بود. آنها می‌کشتن کشته نمی‌دادند ولی به لطف الهی به عزت الهی به برکت رهبر عزیزمان این رهبر عزیز جمهوری اسلامی را به یه جایی رساند که اعلام کرد بزنید می‌خورید و یکی بزنید ۱۰ تا می‌خورید. دوران بزن در رو تمام شد. این خیلی مهم است. بنابراین خدا دارد همین حرف را میزند. می گوید خب «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ» اگر شما مجروح شدید آسیب دیدید «فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ» آنها هم مثل همین مشکلات را دارند دیگر. یه نکته نکته بسیار بسیار مهمی هست.

قاعده چهارم چیه؟ قاعده چهارم این هست که شما نباید کم صبرتر از دشمنتان باشید. اسرائیلی‌ها تا حالا در عمرشان اینجوری توسری و ذلت نداشتند. آمریکاییها تا به حال کسی اصلاً جرات نکند پایگاه اینها حمله بکند. اینجوری خار نشده بودند. شما نگاه بکنید. الان سناتور دشمن ستیز و ضدایرانی که خیلی خباثت دارد که می گوید ایران باید همه اش را تاسیساتش را مردمش را همه را نابود کرد می گوید من شبها خواب ندارم از دست ایران. خبر کاملش را در همین کانال خبری جهان خبر خودمان ببینید. می گوید من خواب ندارم شبها. هیچکس به اندازه جمهوری اسلامی به اندازه این دو ولی فقیه خواب و خواب را از چشم ایران نگرفت و حقارت و ذلت را به اینها تحمیل نکرد. آبرو اینها در دنیا رفت. کسی مگر جرأت می‌کرد بگوید مرگ بر آمریکا. کسی جرات می کرد در دنیا همچین حرفی بزند. الان در کشور خودشان پرچم خودشان آتیش می‌زنند ولی با همه این ذلت که کشیدند چهل و خورده‌ای سال، این همه توسری خوردند، نه از ما فقط از کسانی که از ما یاد گرفتند ملل مختلف دنیا حتی در خود آمریکا از ما یاد گرفتن به سر اینها زدند به سر اسرائیلیها انگلیسی‌ها اروپایی ها آمریکایی زدند، اینها هیچ وقت در عمرشان سابقه این همه آسیب و ذلت را نداشتند اما با وجود که این همه تحقیر شدند، این همه ذلیل شدند این همه آسیب دیدند ناامید نیستند. صبوری دارند ناامید نیستند پای کار ایستادند. ببینید هنوز نقشه می‌ریزند هنوز الان دارند ترامپ را دیدید که آمده وسط چه جوری می گوید این مردک سناتور آمریکایی چقدر قشنگ برای ما نقشه می‌ریزد نقشه‌هایشان هم بیان می‌کند. شماها نباید کمتر باشد شما اگر صبرتان از دشمن کمتر باشد، قطعاً شکست خواهید شد. دشمن هنوز دارد امیدوارانه با این همه خواری و ذلت دارد می‌جنگد، ایستاده جلوی ما هنوز برای ما نقشه می‌ریزد.

شما نگاه بکنید دشمن آنجا که صبرش بیشتر از ماها بوده پیروز شده الجزایر یک میلیون شهید میدهد. شوخی نیست. مثل انقلاب اسلامی نه، ۷۰ ۸۰ هزار نفر یه میلیون شهید میدهد، دشمن ناامید نیست. آخر این الجزایر را می‌کند یک حکومت درست ضد دینی می آورد سرکار. مردم مصر در بیداری اسلامی مبارک را بیرون کردند قیام کردن، آخر حکومت رسید به دست کی؟ شد دست یه ژنرال وابسته به آمریکا. دشمن نمی‌خوابد. دشمن در ذلیل‌ترین حالتش ناامید نمی شود. «مَن نامَ لَم یُنَم عَنه‌» کسی که می‌خوابد دشمنش نمی‌خوابد. دشمنش بیدار است. براش نقشه می‌ریزد.

عرض کردم این مسئله که خدمتتان عرض کردم ایمان به خدا، تکیه به قدرت لایزال الهی فقط در مورد مسائل اجتماعی سیاسی نیست. در مسائل فردی هم داریم. شما بزرگترین آدمهای موفق در صنعت در علم در عرفان در اقتصاد یه جاهایی رسیدند به خاک سیاه. باور می‌کنید یعنی تمام کارخانه ، شرکت منزل سرمایه هایشان از دست دادند، دوباره از نو شروع کردند. به عالی‌ترین درجات رسیده. چه فرماندهانی چه پادشاهانی که در جنگ فراری بودند، دقت کنید، فراری بودند شکست خوردن و فراری شدند، ولی ناامید نشدند. رفتن تجهیز کردند آمدن دوباره پیروز شدند. هیچ وقت این را در خودشان نیاوردند که من شکست می‌خورم. تمام شد پس برم دنبال کارم.

سنوار ۲۴ سال در زندان بود. شما باورتان می شود. یه کسی بندازند در زندان. ما کسانی داشتیم ۳۰ سال در زندان ولی این ۳۰ سال در زندان داشته نقشه می‌ریخته که بعد از ۳۰ سال که آمدن بیرون هر وقت آمدن بیرون چه جوری دشمنم را نابود کنم. بعد دیدید سنوار چه کار کرد.

اینهایی که پیروزی بزرگ طوفان الاقصی را به وجود آوردند اینها در بدترین حالت از نظر. یه زمانی بود که اینها با سنگ می‌جنگیدن در مقابل اسلحه‌های اسرائیلی، با سنگ فقط یه سنگ داشتند، وسیله‌شان یه سنگ بود. یه تیرکمان بود ولی انقدر مقاومت کردن که حالا دشمنشان را به خاک مذلت نشاندند. پس این قاعده یادتان نرود.

بعد قرآن چی می گوید؟ یه مژده دیگر هم میدهد که شما از نظر زمانشناسی حواستان به این باشد می‌فرماید که «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» دقت کنید «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» قاعده بعدی هست. پیروزی و دولت‌ها را ما بین افراد مختلف از جناح‌های مختلف می‌گردانیم همیشه. یه روزی اینوری ها رأی می آورند رئیس جمهور می شوند. یه روزی آنوریها رأی می آورند. یه روزی این پادشاه می شود یه روزی آن پادشاه می شود. می گوید ما این ایام و پیروزی و حاکمیت خود ما بین مردم می‌گردانیم «نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» دولت شنیدید دیگر. دولت را برای چی میگویند دولت؟ چون این چرخش را دارد. چون گردش را دارد. می گوید که الان یه دولت هست آنها تمام می شود دولتشان دولت بعدی می آید یه گروه دیگر. خب چرا می گوید ما می‌گردانیم؟ گاهی وقتها شما پیروز می شوید گاهی وقتها شما شکست می‌خورید.

خدا می گوید برای من پیروزی شکستی اصلاً اصالت ندارد که. من هدف خلقت شما چی بوده؟ شما را آفریدم که شما به چی برسید. «وَالْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ» ولو پادشاه باشی ولو پیروز باشی ولو حاکم کره زمین باشی در خسری. چه کسانی فقط پیروزند؟ الان خودش گفت. کیا موفق و پیروزند همیشه؟ مومنین. فرمود: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا» خدا می گوید من همه این جریانها را دارم می‌چرخانم غربالها، یک روز این پیروز می شود. یه روز آن پیروز می شود، یه روز شما کشته می شوید یه روز خانه‌هایتان سرتان خراب می شود یه روز پیروز می شوید که چی؟ «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» خدا میخواهد ببیند کی مومن است. من همه چرخش‌ها را دارم می آورم که ایمان شما را امتحان کنم.

اتفاقا بسیاری از موارد ما کسانی داشتیم که زمان دولت قبل از انقلاب چقدر مومنان خوبی بودند، زندان سالم طی کردند، انقلاب سالم طی کردند، در پیروزی انقلاب اینها شکست خوردند و راه را ادامه ندادند. درست آن که وزیر شد نماینده مجلس شد رئیس مجلس شد رئیس جمهور شد دیگر نتوانست ادامه بدهد و به قول آقا چرب و شیرین دنیا آمد سراغ زیر دندانهاش یه دفعه زندگی یه چیز دیگر شد. این آقا زندان رفته شکنجه دیده. طلحه و زبیررا شما نگاه بکنید. پای پیغمبر چقدر ایستادند. آخرش چی شد؟ آخرش چی شد؟ یاران نزدیک پیغمبر چی شدند بعد پیغمبر! همه منافق شدند، دشمن امیرالمومنین شدند. تا زمانی که پیغمبر زنده بود اینها عاشق امیرالمؤمنین بودند. عاشق امیرالمؤمنین بودند. پاش ایستاده بودند. به محض اینکه پیامبر از دنیا رفت دولت عوض شد، دست به شمشیر شدند علیه امیرالمومنین. والا یه همین فلسطینیها اگر یه موقع دولت تشکیل بدهند، اسرائیلی نباشد، حکومت تشکیل بدهند، معلوم نیست با همین قدرتی که الان توانستند، پیروز بشوند، بمانند. ممکن است خیلی هاشون نمانند. رفاه که بیاید تقسیم غنائم که بیاید تقسیم مسئولیت‌ها که بیاید تقسیم ریاست‌ها که بیاید یه دفعه می‌بینی آدمها عوض می شوند. برای همین قرآن دارد چی را می گوید؟ می گوید ببین خیلی دلتان را به این پیروزیها شکست خوش نکنید. اصلاً با این نه پیروزیش نه شکستش.

در نظام فردی خدا چی می گوید؟ می‌فرماید که ما بالاو پایینتان می‌کنیم «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ» تا شما برای چیزهایی که از دست میدهی غصه نخورید. می گوید من خودم دارم این کارها را می‌کنم دیگر و چیزهایی که به دست میارید شنگولی و شادی و فرح نداشته باشید. هر دوش امتحان است. حواست باشد دارم ایمانتان را امتحان می‌کنم. چه آن موقع که سالمی چه موقعی که مریضی. چه آن موقع که پولداری چه آن موقع که فقیر و شکست، ورشکسته می‌شوی. می‌خواهم ایمانت را امتحان کنم چه آن موقع که رئیسی چه موقع که ذلیلی در دستگاه. اصلا کسی قبولت ندارد بیرونت می کنند و در همه حال حواست باشد که تو باید فقط حواست به من باشد من را داشته باشی. فقط من. مثل شهید اندرزگو مثل شهدایی که ما داشتیم. امام می گوید نصف انقلاب مدیون همین یه مرد است. زندگی‌نامه‌اش فیلمش هم ساختند دیدید دیگر همین چند روز پیش هم ایام دهه فجر نشان دادن همیشه هم نشان میدهند. خودتان هم می‌توانید ببینید. خب آن ها اصلاً کاری نداشتن الان شاه هست آمریکا هست فساد هست همه جای جامعه را.

الان ما بعضی از عزیزان را می‌بینیم شاید چهار تا بی‌حجاب ببینند چهار تا فساد در مسئولین می‌بینند. آقا فرمود: اگر صد تا از این صحنه‌ها دیدید ناامید نشوید. اگر صد تا از این انحرافات دیدید ناامید نباشید. بعد تا یکی از رؤسای قوه یه کاری می‌کند یا دولت یه کاری می‌کند یا یه فسادی می شود اینها، زود همه چی را می‌بازند. ما اصلا حق نداریم، ناامید بشویم، حق نداریم، تسلیم بشویم. ما یه رسالتی داریم در مقابل خدا در مقابل آقا امام زمان علیه السلام به سمت دولت کریمه.

قرآن چی می‌گوید؟ «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى» خدا می گوید من فقط در قرآن یه بار شما را موعظه کردم و یک موعظه کردم. آن این هست که شما قیام کنید برای خدا دو نفره یا یه نفره. اگر همه مردم ایران کافر شدند اگر سلطنت طلبها دوباره آمدند منافقین آمدند اینجا، آمریکاییها آمدن کشور را گرفتن حکومت عوض شد تو یه نفر و دو نفر می گوید دو نفره بعد می گوید یه نفره بجنگ. تو نمی‌توانی جهادت را رها کنی. تو حق نداری تو هیچ وقت روح جهادت را کنار بگذاری. تنهای تنها شدی.

الان بحثی هست عزیزان می آیند اینجوری می کنند آره ما در خانه فامیل تنهاییم همه بی حجاب شدند. ما چیکار کنیم روحیه مان را کاملاً از دست دادیم. احساس حقارت. بابا چیزی نشده که حالا چهار تا فامیل بی حجابند. چه بسا از نظر ایمانی اخلاقی هم قربشان به خدا بیشتر از ماها باشد. آره مسخره می کنند، نمی‌خواهم. خب مسخره کنند. پیغمبر را هم مسخره می کنند. خدا را هم مسخره می کنند. سوره یاسین چی می‌فرماید؟ می‌فرماید ما «یا حسرتا علی العباد» ای حسرت به این بندگان که ما هیچ پیغمبری برایشان نفرستادیم مگر اینکه مسخره‌ش کردند. خب من پیغمبرها را اصلاً جز آن افتخاراتشان مسخره شدن برای خداست. اگر کسی در راه خدا در جهاد در راه خدا مسخره نشود، فامیل فامیل شوهر فامیل زن همسایه ها مردم شهر مسخره اش نکنند که اصلاً هیچ چه شباهتی به پیغمبر دارد! چه شباهتی به خداوند دارد. تحمل ندارند تا یه جا مسخره می شوند حجابشان را می‌گذارند. می گوید من دیگر الان اینجا چادر نمی شود بپوشم. من اگر الان سنگین هست باید بروم بی حجاب شوم که اینها من را مسخره نکنند. تحمل نگاهشان ندارم. خدا فردا روز قیامت دختر تنهای اسپانیایی را در یه شهر بزرگ به نام گرانادا میگذارد جلوی چشش می گوید ببین این تنهایی در یه شهر باحجاب بود. وقتی از خانه می آمد بیرون همه دوستانش و مردم بهش فحش می‌دادند و مسخره اش می‌کردند تا برگشت خانه. یه دختر تنها یه دختر دبیرستانی تنها. بعد تو گفتی آره خانه فامیلمان اینجوری بوده چادرم را گذاشتیم کنار نمی‌دونم حجابمان گذاشتیم کنار نمی‌دونم الان من را مسخره می‌کند. خدا می گوید پس آن کجا تو کجا. آره رویمان نشد باشیم نماز بخوانیم. گفتیم اینجا الان مثلاً جلوی نماز بخوانیم، رویمان نشد از این عروسی و مجلس حرام بیایم بیرون. رویمان نشد جلو فامیل پدرمان شوهرمان پدرشوهرمان زنمان پدرزنمان باجناقمان بایستیم. روم نشد روم نشد نشد این ضعف ایمان است. ضعف ایمان است. حالا بعدا آیاتش میرسیم بهشت. صلوات ختم بفرمایید.

یادتان باشد در تمام صحنه‌های زندگی -فردی و اجتماعی- آن موقع که به کامتان هست یا آن موقع که تلخ ترین کام‌تان وضعیت را دارید، دارید امتحان می شوید. امتحان چی؟ امتحان ایمان. امتحان ایمان. خدا خیلی شفاف دارد حرف می‌زند. می گوید من فکر نکنید همیشه به نفع شماست. می فرماید «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» ما این را چرخش میدیم ریاست‌ها را حکومت ها را دولت‌ها را می‌گردانیم تا ایمان شما را امتحان کنیم. آن برای من خدا چی میماند؟ ایمانت.

الان فرعون هست. خدا می گوید دم همین یه نفر زن گرم، زن فرعون. شکنجه می شود فشار می آید مسخره می شود آخر هم به شهادت میرسد ولی ایمانش را حفظ می‌کند. لذا می شود چی؟ می شود الگوی ایمان «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» ولی زن پیغمبر هم که باشی وقتی ایمان نداری شلی، زن پیغمبر خدا هم باشی، بی ایمانی بکنی جات جهنم است «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ» ولی زن نوح و زن لوط می گوید اینها تحت نظر دو تا پیغمبر ما بودن و به شوهرهایشان خیانت کردند. پس اصلا مهم نیست که دوره دوره شما باشد یا نه. دوره حزب‌اللهی‌ها باشد یا نه. خارج باشد آمریکا باشد اروپا باشد، وسط اروپا دارد امتحان میشوی. دوره دوره آنهاست دیگر. شما اینجا دوره دوره شماست. از کشور خارج بشوید در کشورها که طاغوت حاکمند، خدا می گوید همه جا شمارا امتحان می کنم. حجابت را امتحان می‌کنیم، نمازت را امتحان می‌کنیم وابستگیت را امتحان می‌کنیم. طرف از اینجا بلند می شود تا شمال میرود ایمانش عوض می شود. شمال کشور خودمان، در قم یه جور است، در تهران هست بالاشهر هست یه جوره است، میرود کیش یه جور دیگر است. میرود لب دریا یه جور دیگر است. این چه جوری ایمان مسخره‌ای هست. با شرایط عوض می شود. با شرایط. به عروسی میرود عوض می شود. می بینی این خانم محجوبه خوبه همه جور در این عروسی چرا اینجوری هست. یه دفعه چی شد. این چرخش دقت کنید چرخش‌های مکانی ریاستی مدیریتی فضایی همه اینها را دارد. ما الان آدم داریم زمان دولت قبل حزب‌اللهی بوده حرف‌های انقلابی، از این منافقین همه جا نفوذ دارند دیگر، الان دولت جدید که شده یه فحش میدهد به جمهوری اسلامی و نمی‌دونم مقدسات زیر سوال میبرد. بابا تو وزیر آن دولت بودی چرا اینجوری شد .الان اینجا چرا اینجوری شدی. خانواده ات چرا اینجوری شدند و این مشکل منافقین مشکلی است که همیشه وجود داشته و کمرشکن بوده.

آیه را که برایتان خواندم ۱۳۹ بود آن که « وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا» این آیه چی را میخواهد بگوید.

این آیه آیه ۱۴۰ است یعنی همه اش هم نخواندم برایتان. چون وقت تمام شده. اشاره کردند که وقت تمام شده. یه قسمتش میماند، ولی فقط ترجمه‌ش را می‌خوانم که ترجمه‌ش را لااقل ترجمه آیه را گفته باشیم. می گوید من به دو دلیل شرایطتان را تغییر میدهم. دولت‌های مختلفی را سرکار می آورم، رئیس های مختلفی را سرکار می آورم، حزب‌های مختلفی را سرکار می آورم من خدا یک) امتحان ایمان دو) چقدر عجیب هست. «وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ» تا بتوانم از تو شما شاهد و شهید. هر دوش درسته. شهید و شاهد بیرون بیاورم برای امت‌های دیگر. نمونه‌ها الگوها. تغییر میدهم شرایط را بر ضد اولیا خودم و این‌ها در بدترین شرایط پیروز می شوند. مثل زن فرعون مثل انبیا بعد خدا می گوید اینها شاهد هستند. یوسف را به بدترین وضعیت دچارش می کنند پیغمبر خودم را دشمن را بهش غلبه میدهند آبروش را ببرد بندازدش زندان ولی یوسف کجا پیروز شد؟ برای چی شد عزیز مصر؟ چون چی را حفظ کرد؟ ایمان را. می گوید ببینید خدا می گوید می‌خواستم شاهد برایتان درست بکنم. غزه را میگذارد جلوت، جمهوری اسلامی را میگذارد جلو ۴۶ سال همه دنیا تحریم، انواع توطئه‌ها بعدمی گوید شاهد این شاهد به این بزرگی جلو چشمتان گذاشتم ولی یک معنای دیگر هم دارد.‌ یه معناش این هست که دفعه بعد توضیح می‌دهم می‌خواهم شهید از تو دل شما بیاورم بیرون. غیر از شاهد. چی؟ شهید. حالا چرا شهید؟ این یه داستانی دارد خب.

قاعده بعدی « وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» این هم خیلی مهم است که بعد توضیح می دهم. عذر می خواهم. « وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ». این یک آیه دیگری بود. « وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» خدا ظالمین دوست ندارد یعنی حواست باشد اگر دارم تغییر میدهم فکر نکنی الان من داعشیها را دوست داشتم که گذاشتم سوریه دستشان بیفتد. اگر یه موقع می آیند نصف عراق هم می‌گیرند لبنان آنجوری می شود اسرائیل آنجوری می شود یه جایی اینها پیروز می شود فکر نکنید از اینها خوشم می آید. می گوید خدا چرا طرفدار اینهاست؟ چرا ما را پیروز نکرد؟ خدا می گوید پیروزی و شکستش مهم نیست. تو حواست باشد ایمانت را حفظ بکنی. شوهرت مهم نیست کیه الان، شوهرت شوهر حزب‌اللهی هست مومن هست ولی خداست یا یه آدم فاجر فاسق هست، می خواهم ببینم تو ایمانت چه جوری هست. آسیه را می‌گذارد جلوت، دخترهای پیامبر که دو تا دختر شوهرهایشان انقدر زدنشان به شهادت رسیدند. دو تا دختر پیغمبر. کتک زیر دست شوهر.

تمام دخترای موسی بن جعفر یه دونشونم یه شوهر گیرشان نیامده. یه شوهر مناسب. آقا فرمود به امام رضا که برای خواهرات اگر شوهر مناسب پیدا نشد نه. اگر شد آره و اینها هیچ کدام ازدواج نکردند. اصلا مهم شوهر کنی یا نکنی، زن بگیری یا نگیری خدا می گوید که این در درجه بعدی اولویت هست. درجه اولیه اولویت این هست شوهر داری یا نداری پیروزی فقیری ثروتمندی هرچی ایمانت. ببین ایمانت چه جوری هست. من می خواسم ایمان درش بیارم.

هرکس گفت: آقا شرایط یه جوری بود که ما نتونستیم ایمانمان را نگه داریم. شرایط یه جوری بود که ما باختیم. شرایط یه جوری بود که ما مجبور شدیم گناه بکنیم. شرایط یه جوری بود که مجبور شدیم همرنگ جماعت بشویم، خدا می گوید ببین اینها، این همه شاهد من درآوردم قبلاً، اینها شاهدند علیه شماها. دختر آمریکایی‌های اروپایی‌های پاک که آقا فرمود مثل انبیا پاکند. همین دختر پاک‌های آمریکایی اروپایی، اینهایی که در آمریکا و اروپا زندگی می کنند، آقا فرمود مثل انبیا پاکند آنها شاهد می‌گیرد که دیگر تو نگویی من در محیطی بودم که نمی‌شد من گناه نکنم. همرنگ جماعت شدم. حواسمان باشد.

بماند که بعد این انتهای آیه را با آیه بعدی هم باید توضیح بدهم برایتان که برسیم به قاعده نفی سبیل را تکمیلش بکنیم. پس فعلا اولین قاعده برای نفی سبیل چیه؟ یعنی نفی تسلط دشمن چی؟ ایمان. ایمان نمی‌گذارد شماها تسلیم بشوید اگر «ان کنتم مومنین» اگر مومن باشید.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.