جلسه 005 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)

ماه محرم 1404 جلسه سوم

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام، هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام و شهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

چون در ایام سوگواری و ماه محرم هستیم و ماه صفر و اربعین را هم در پیش داریم من بحث انسان شناسی را با توجه به این موضوع خدمت شما عرض می‌کنم.

این نکته را تاکید می‌کنم که ما بدون انسان شناسی به هیچ‌وجه نمی‌توانیم معارف را ماندگار کنیم و عمیق کنیم. این‌که الان ما در همین مشهد خودمان، تهران، مراکز اصلی استان که آمارگیری کردیم از ده تا مشاوره، شش تای آن این است که من یک دختر، یک پسر حزب‌اللهی داشتم، نمی‌دانم بسیجی بود، هیاتی بود، شوهرم بسیجی بود، هیأتی بود، طلبه بود، حافظ قرآن بود الان همه چیز را کنار گذاشته، هر کاری که دلش بخواهد انجام می‌دهد، خوب این چه نوع آموزش دینی است که هیأتی می‌شود، بسیجی می‌شود، حافظ قرآن می‌شود، طلبه می‌شود ولی بعد همه چیز را کنار می‌گذارد یعنی چه که این ماندگاری ندارد و یا این‌که رهبر عزیزمان می‌فرماید در کشورمان کار فرهنگی خیلی می‌شود و بی اثر، میلیاردها تومان بودجه صرف کار فرهنگی می‌شود و میلیاردها ساعت صرف کار فرهنگی می‌شود در مدارس، در آموزش و پرورش، در دانشگاه‌ها، در حوزه‌ها، در بسیج، در مسجد، در هیأت‌ها ولی آن‌چیزی که شما می‌خواهید نمی‌شود؛ یعنی افراد با حجابتر، با نمازتر، طلاق‌ها کمتر، دادگاههایمان خلوت‌تر، جرائم مان کمتر، مصرف مشروب مان کمتر، مصرف مواد مخدرمان کمتر، مصرف مواد ضد افسردگی مان کمتر نمی‌شود، این به این خاطر است که ما شیوه آموزشی دین مان شیوه غلطی است و یک شیوه سنتی است که از صدها سال پیش بوده، فقهای ما، علمای ما چون دولت نداشتند، حکومت نداشتند، آن‌ها بندگان خدا تمام تلاششان این بود که بتوانند فقه شیعه را و حداقل دین که احکام است و شریعت را نگه دارند و حوزه‌های ما هم حوزه‌های تخصصی نبود، حوزه‌های علمی بود، حوزه علمی یعنی بیش از دانش روی چیز دیگری کار نمی‌کنند و درحالی که قیمت انسان در آموزه‌های دین علم نیست، علم توضیح دادیم در جلسه قبل بخش قبلی و فرشته ای ماست، انسان مقامش در معرفت به دست می‌آید، برای همین قرآن انسان‌ها را فقط با ایمان انسان می‌داند در غیر این صورت اصلا انسان نمی‌داند (وَالْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ) یعنی همه این‌ها را باید داشته باشی تا کسی باطن انسان داشته باشد. خوب حالا که ایمان اصل است پیامبر اکرم فرمود: (أفضَلُكُم إيمانا أفضَلُكُم مَعرِفَةً) با ایمان ترین شما، بالاترین شما از نظر ایمان آن کسی است که معرفتش بالاتر باشد، نه علمش، لذا برای همین هم آقا می‌فرماید ما در حوزه طلبه‌های سکولار و بی دین داریم، این هم طلبه است، واقعا درس می‌خواند، من در قم کم هم ندیدم از این‌ها، همین هم لباس‌های خودمان و حتی نماز هم نمی‌خوانند یعنی همین لباس مقدس تن‌شان هست، به حداقل‌ها هم پایبند نیستند. دیدید که همین چند روز پیش از زمان طوفان الاقصی یک جمعی از کسانی که خودشان را محقق و مدرس می‌دانند این‌ها دوتا بیانیه‌ به نفع اسرائیل دادند، حالا شما چطوری می‌توانید بگویید این‌ها اصلا آدم هستند، این‌ها اصلا دین دارند، کسانی که جانی ها، موانع اصلی ظهور امام زمان را، آدم خوارها را به رسمیت می‌شناسد این چگونه درسی خوانده که می‌تواند این‌ها را به رسمیت بشناسد. بنابراین ما باید روش آموزش دین مان را و معارف مان را، حتی علوم انسانی مان را عوض کنیم و آن یک روش کاملا صددرصد ریاضی است، وگرنه چرا می‌گوییم علوم انسانی یا علوم دینی محورشان چیست؟ بله؟ انسان، آموزش دین و آموزش علوم انسانی بدون انسان شناسی حقیقی مثل پزشکی بدون آناتومی می‌ماند یعنی یک چیز مسخره، یک کسی دانشجوی پزشکی شود و در دوران تحصیلش بدن را نشناسد، آناتومی با آن کار نکند، یک چنین مسخره‌ای و این دارد اتفاق می‌افتد، تمام کره زمین دارد اتفاق می‌افتد، در رشته‌های علوم انسانی در سراسر دنیا از جمله ایران، شما کسی را به عنوان انسان نمی‌شناسید که حالا برایش روانشناسی بنویسید، برای یک کسی روانشناسی می‌نویسیم، اقتصاد، مدیریت، سیاست، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم که نمی‌دانیم کیست، اصلا نمی‌دانیم کیست بعد نشستیم حالا برایش علوم اجتماعی می‌نویسیم، روانشناسی، جامعه‌شناسی، مدیریت، هنر، خوب ببین موضوعت کیست اول، اول بگو ببینم این برای چه کسی هست که شما طراحی می‌کنید، این سر بی صاحب تراشیدن است، معلوم نیست کیست، آدمش معلوم نیست چه کسی است، برای همین هم این دانش‌ها هیچ وقت به سعادت انسان‌های کره زمین منجر نشده، یعنی شما پیشرفت علوم انسانی باعث نشده که بشر طلاقش کم شود، خودکشی اش کم شود، افسردگی اش کم شود، بزهکاری و فسادهایش کم شود، جنگ ها کم شود، فقر کم شود، علوم اقتصادی اش باعث نشده که فقر کم شود، عدالت بالا برود و همه اش همین‌طور، به همین دلیل ما باید این را یاد بگیریم که معصوم، که تمام علوم در دستش هست و آن هفت تخصص را دارد، آن را هر

وقت بخواهید و هر کسی، او معرفت نه دانش، یک چیزی بالاتر از دانش است؛ چون دانش ابزار ابتدایی است اگر منجر به معرفت شد تحول ایجاد می‌شود شما در مدرسه هم کسی بخواهید روس کسی کار کنید یا در خانه‌هایتان، باید بتوانید دانش را تبدیل به معرفت کنید، دانش یک وسیله ابتدایی است. علی علیه‌السلام فرمود: (الْعِلْمُ أَوَّلُ دَلِيلٍ) علم یک راهنمای اولیه است (وَ الْمَعْرِفَةُ آخِرُ نِهَايَةٍ) آن معرفت هست که غایت است برای شما، آدم‌ها بر اساس معرفتشان قیمت می‌گیرند، تلاش می‌کنند، عمل می‌کنند، دارایی های شخص در معرفت است، دانایی نیست برای همین یک مربی خوب، یک معلم خوب کسی است که بتواند مخاطبش را حتی اگر یک بچه شش ساله باشد چون ما این کارها را کردیم در موسسه تولید کردیم تا بتواند مخاطب خودش را از دانایی به دارایی برساند و اگر این کار را کرد معلم موفق است والا فقط قت تلف کردن است، انسان کلاس می‌رود، سر بی صاحب می تراشیم، آموزش هم می‌دهیم، هیچ فایده ای هم ندارد، چون هر چه آموزش بدهی، نمی‌دانم قرآن بگو، از اخلاق بگو، از اسلام بگو، این پایش به دانشگاه برسد، پایش به سربازی برسد، یک کیش برود، یک قشم برود، یک ترکیه برود، یک شبکه مجازی، اینستاگرام دور بزند همه را از دست می‌دهد، هم از شوهرت می‌خواهد باشد، بچه هایت می‌خواهد باشد، این‌ها همه از دست می‌رود یعنی خودت، بنابراین این را حتما جدیت به خرج بدید که این روش ها را کاملا به شکل ریاضی و تخصصی یاد بگیرید و کار سختی نیست، سهل‌ترین کار است این کار، آسان‌ترین کار این است، خیلی راحت، من الان وقتی خودم می‌روم کشور خارجی برای غیر مسلمان‌ها درس می‌دهم اتفاقا درس دادن به آن‌ها خیلی راحت‌تر است از کسانی که دین ندارند نمی‌دانم یا مسیحی هستند یا ادیان دیگر که با همین روش خیلی زود هم مسلمان می‌شوند، هم شیعه می‌شوند کار بسیار بسیار راحتی است؛ برای همین هم توصیه من این است که شماها وقت جدی بگذارید با برنامه، هیچ کدامتان این‌طور نباشد که از من برنامه نگرفته باشید، حتما فرم برنامه‌هایتان را پر کنید و با برنامه یکسال زحمت بکشید، ده پانزده سال جلو می‌افتید، کاملا تخصصی جلو می‌روید، ولی زحمت بکش وقتت را جای خوب حساب کن تا لااقل کاری که به عهده شما سپرده شده در آموزش و پرورش با وجدان آسوده و شادی و آرامش انجام دهید و امانتهایی که خدا شما را لایق دانسته و به شما سپرده سالم تحویل صاحبش بدهید، شوهرانتان امانتهای خداست دست شما، خانواده‌تان، بچه‌هایتان، شاگردانتان، این‌ها امانت خدا دست شماست و شما موظف هستید این امانتها را سالم تحویل صاحب امانت، خودتان هم امانت هستید و باید روی خودتان اول کار کنید، مهمترین امانت خود شما هستید که باید سالم تحویل مادرتان حضرت فاطمه زهرا داده شوید، تحویل خانواده آسمانی تان. امروز بحث مان را با تکیه بر انسان شناسی در موضوع بخشی از یک منشور بسیار برجسته انسان شناسی یعنی زیارت عاشورا تقدیم شما می‌کنیم با ذکر صلوات بر محمد و آله محمد.

اولین نکته‌ای که خواهش می‌کنم همه دقت کنند، اولین نکته این است که یا همه یادداشت کنید یا به خاطرتان کاملا بسپارید،زبان قرآن، زبان دعاها، زیارتها، زیارتنامه ها و زبان معارف اسلامی، زبان بخش پنجم شماست، یعنی بخش فوق عقل، بخش چهارم نیست که شما بگویید من می‌روم دانشگاه می‌خوانم می‌فهمم یا می‌روم حوزه می‌خوانم می‌فهمم، یعنی حتی روحانی هم که برود حوزه، اگر با بخش فوق عقلی نفهم باشد، این بخش را نفهمیده باشد و بالغ نشده باشد این طلبه علمی است فقط، اطلاعاتی کسب می‌کند آن هم پراکنده، کاملا پراکنده، هیچ وقت منسجم نمی‌تواند بیایید یک معرفتی را در شما ایجاد کند. شما باید اول خودتان آن زبان را بفهمید، زبان بخش پنجم، زبانی است که شما باید به آن برسید، درکش کنید، معرفتش را کسب کنید، حالا ان زبان را می‌فهمید. ببینید مثل زبان زناشویی است، در زبان زناشویی شخص باید چه اتفاقی برایش بیفتد که این زبان را بفهمد که یک مجرد این را نمی‌فهمد؟ باید شخص یا بلوغ جنسی پیدا کرده باشد، با یک جنس مخالف آشنا شده باشد، عاشق شده باشد، به عقد هم در بیایند، محرم شوند، با همدیگر زندگی کنند، این زندگی، زندگی است مه زبان همدیگر را می‌فهمند در زندگی زناشویی و مجردها این را نمی‌فهمند، این را درکی از آن ندارند، این خیلی مهم است، شما به یک دختر یا پسر پنج ساله بگویید اگر این کار خوب را انجام دهی شوهرت می‌دهم یا زنت می‌دهم خوشش نمی‌آید، یعنی اصلا متنفر است، ولی وقتی این بالغ می‌شود نیاز به جنس مخالف پیدا می‌کند حالا تازه یواش یواش این زبان را می‌فهمد و شما به او بگویید تو را شوهر نمی‌دهم برعکس، زنت نمی‌دهم، خودش می‌گوید ندهید خودم می‌روم شوهر می‌کنم، خودم می‌روم زن می‌گیرم، یعنی اصلا با تو کاری ندارد چون نیاز ذاتی اش است، در خودش می‌یابد چون بخواهی نخواهی، این آن کار را می‌رود انجام می‌دهد.

ديگر معارف را درک نمی‌کنی اصلا که چرا این این‌گونه است، زیارت عاشورا هم همین است، طراحی اش با زبان بخش پنجم است، آن کسی که مثلا می‌خواهد برود دانشگاه این را بفهمد سر کلاس تفسیر، این را یاد بگیرد نمی‌تواند درک کند که چرا، مگر این‌که خودشان زبان را بشناسند. در زیارت عاشورا خبر از یک فاجعه می‌دهد اول ماجرا، یک خون را به شما معرفی می‌کند، خون عامل‌ش چیست؟ حیات. (اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ) یک خون، خون خدا هست. ببینید دقت کنید اصطلاح چقدر تخصصی است، خون خدا، خوب قطعا معلوم است که چهار لیتر خون قرمزی که در رگ است، نیست؛ یعنی عاملی است برای حیات یک فرد، حیات حقیقی یک فرد، همان حیات بخش پنجم و حیات یک جامعه، این خون از طرف خدا اگر در وجود یک انسان جریان پیدا کرد، در روح یک انسان یا در یک جامعه جریان پیدا کرد، آن جامعه حیات دارد، زنده است، در غیر این صورت آن فرد و جامعه (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ) مرده است (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ) این شخص مرده است، تمام شده، مرده است، کارش تمام است. بعد می‌گوید انتقامش هم گرفته نشده، ما می‌گوییم مختار آمد انتقام امام‌ حسین‌ و اصحاب عاشورا را گرفت درست است یا غلط؟ درست است ولی انتقام کدام خون را گرفت؟ بله؟ انتقام شخص حقیقی را گرفت؛ یعنی شخص حقیقی بوده به نام حسین ابن علی، خونش را ریختند، بچه‌هایش را کشتند، مختار هم آمد خوب قاتل ها را همه را کشت ولی امام حسین یک شخصیت حقوقی دارد، یعنی ثارالله است خودش، خودش ثارالله است، که در در بحث قبلی کامل این را توضيح دادیم. اگر شما بودید، نمی‌دانم شما دائما عوض می‌شوید، اگر شماها بودید، گفتیم انسان حیاتش به اتصال متخصص معصوم است، اصلا تعریف انسان، فسخ انسان یعنی ولایت، در منطق شما برای هر چیزی که فسخ می‌گذارید فسخ انسان ولایت است. انسان بدون متخصص معصوم حیات انسانی کلا ندارد چرا؟ گفتیم چون برای عبودیت و بندگی آفریده شده یعنی چه؟ عبودیت و بندگی یعنی چه؟ همه دارند من را نگاه می‌کنند، نکند من اشتباه اینجا آمدم، عبودیت و بندگی گفتیم برای چیست؟ برای این‌که ما با عبودیت به چه چیزی می‌رسیم؟ به ربوبیت می‌رسیم یعنی مربی می‌شویم و چون باید شبیه مربی خودت شوی یعنی الله احتیاج به یک متخصص داری برای این کار، یعنی تو برای مقام خیلفه اللهی آفریده شدی، روحت هم از همین خلیفه آفریده شده، بنابراین تو احتیاج داری که یک خلیفه بالای سرت باشد تا به مقام خودت برساند، مقام خودت، برای همین در زیارت عاشورا، اگر نفهمیدید نمی‌دانید در زیارت عاشورا چرا به امام حسین می‌گویید (اساله آن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) همان مقامی که شما پیش خدا دارید را می‌خواهم، این را فقط آدم‌ها می‌توانند بخواهند، خانم‌ها نمی‌خواهند، آقایان نمی‌خواهند، دانشمندان نمی‌خواهند، این‌ها اصلا نه مقامی را می‌خواهند، نه نیاز دارند اصلا به این، یک انسان است که وقتی با انسان کامل و خلیفة الله روبه‌رو می‌شود می‌گوید من همه مقام تو را می‌خواهم، کمتر نیستم، این خیلی مهم است. این هوس، این آرزو، این آرمان بزرگ انسانی فقط کار یک انسان بالغ است که فهمیده خانم و آقا نیست، زن و مرد نیست، فرشته نیست، فهمیده آدم است حالا می‌گوید من همان مقام تو را می‌خواهم، آدم‌ها می‌توانند یک چنین مقامی را بخواهند، آن مقام توست. بنابراین برای رسیدن به این مقام تو نیاز به خلیفه داری، یعنی نیاز به مربی داری که این مربی لزوما باید خودش خلیفه شده باشد تا بتواند تو را به این مقام برساند، اگر خودش خلیفه نباشد نمی‌تواند به این مقام برساند. پس دو بخش انسانی ات در نیاز ذاتی ات به خلیفة الله است همان که در بخش فرشته ای نیاز ذاتی به دانشگاه است، به حوزه علمیه است. در بخش حیوانی نیاز ذاتی ات به جنس مخالف است، به اجتماع است، موقعیت اجتماعی ات، در بخش گیاهی نیاز ذاتی ات به غذاست، به نوشیدنی است. در بخش جمادی نیاز ذاتی ات به مال و داشتن اموال است، آن‌جا هم ذاتی است، اگر انسانی و بالغ شدی و به عنوان انسان خودت را پذیرفتی یعنی به معرفت نفس رسیدی، قبول کردی، معرفت کار قلب است، کار مغز نیست مثل علم، اگر قبول کرده قلبت که تو آدم هستی، پذیرفته ای که زن نیستی، مرد نیستی، خانم و آقا نیستی، مادر کسی نیستی، شوهر کسی نیستی، زن کسی نیستی، خواهر کسی نیستی، رئیس جمهور نیستی، نمی‌دانم عمه، عمو، خاله، دایی نیستی، دکتر مهندس نیستی، اگر فهمیدی که این‌ها نیستی، این‌ها را غریبه دانستی، یک بخش پایینی خودت دانستی و فقط خودت را یا همان روح الله یا فرزند خانواده آسمانی ات یعنی اهل بیت علیهم السلام دانستی، این را باور کردی خوب حالا طبیعی است که در آن رابطه ای که با امام حسین به عنوان خانواده آسمانی ات داری یک خواسته هایی داشته باشی.

خوب آن خون، آن خلیفه باید باشد در جمع که جریان داشته باشد آن خون؛ یعنی حاکمیت خلیفه بر یک جامعه یعنی جریان خون خدا در رگهای جامعه، که آن جامعه آدم هایش خلیفه تربیت می‌شوند، انسان تربیت می‌شوند دیگر، آدم‌های حقیقی تربیت می‌شوند، آدم‌هایی که هر کدامشان به بزرگی یک معصوم هستند.

گفتم خدا رحمت کند میرزا اسماعیل را که همیشه به ما می‌گفت که گفتند (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا خودتان بفهمید. ما هر کداممان یک فاطمه زهرا، یک حسین بن علی هستیم.

خوب حالا صحبت از بعد از ثارالله، صحبت از یک مصیبتی می‌کند که این مصیبت بی نهایت بزرگ است یعنی بزرگترین مصیبت تاریخ بشر است، (عظمت مصیبتک فی الاسلام و جمیع اهل الاسلام، عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السماوات) یعنی هم در زمین، هم در آسمان هیچ مصیبتی بالاتر از این نداشتیم، وقتی کسی نمی‌داند که انسان است، به او وقتی می‌گوییم مصیبت امام حسین چیست؟ می‌گوید خوب آقا تشنه بود، این‌ها تشنه بودند، این‌ها به گلوی علی اصغر تیر زدند، نمی‌دانم محاصره نظامی شدند، خانواده‌اش را اسیر گرفتند، ابالفضل دستهایش قطع شد، به چشمانش تیر زدند، ولی اصلا نمی‌فهمد چیست، یعنی اصلا متوجه نیست در مصیبتی که در عاشورا اتفاق افتاده این‌ها نیست، این‌ها چیزهایی است که این‌ها با عشق به سراغش رفته اند، با خنده و شادی و تفریح رفتند به سراغش و انتخاب کردند، مثل مادرشان فاطمه زهرا که این‌ها را انتخاب می‌کنند، این‌ها تن دادند به آن بزرگ مصیبت اصلی که اتفاق نیفتد، مصیبت اصلی چه بود؟ حذف یک خلیفة الله از راهنمای فرزندانش، این بالاترین مصیبت است. لذا در دوره عزادار حقیقی، این‌ها منابع درسی تان است، این‌ها را بگیرید کار کنید، یکی از آن‌ها عزادار حقیقی است برای محرم و صفر، بعد منابع تخصصی را معرفی می‌کنم. آن‌جا یک مصیبت عظیم داریم، یک مصیبت اعظم، عظیم چیست؟ اسیری، کشته شدن، اسارت، سر بریدن، دست بریدن، تشنگی، علی اصغر، علی اکبر، این‌ها مصیبت عظیم است. برایش گریه می‌کنیم و واجب هم هست برایش گریه کنیم چون برای خانواده خودمان بودند کشتند، این واجب است و مستحب هم نیست عزاداری، یادتان باشد. ما سه دلیل قرآنی آوردیم که عزاداری یک امر مستحب نیست و واجب است، باید با آن گریه کنیم، باید نوحه سرایی کنیم، گریه کنیم که سر جای خودش اما برای چه بوده؟ این‌ها برای جلوگیری از یک مصیبت بالاتر بود که به آن می‌گفتند مصیبت اعظم و آن چه بود؟ حذف متخصص معصوم از راهنمایی فرزندانش چون مادر و پدر، شما الان مادر هستید، خیلی هایتان مادر هستید اگر بگویم فردا آموزش و پرورش بچه‌هایتان را نمی‌توانید ببرید یا مدارس آموزش و پرورش تعطیل است، در کشور انقلاب می‌شود اگر بگوییم فردا مدارس تعطیل است، دولت دلش خواست تعطیل کرده، دانشگاه را تعطیل کرده، انقلاب می‌شود در کشور انقلاب می‌شود در کشور یعنی چه؟ یعنی بچه من درس نخواند؟ مدرسه نرود؟ رشد نکند؟ آن هم در بخش علمی اش است، یک امام چقدر به او فشار می‌آید که هشت ميليارد بچه اش می‌توانند خلیفة الله شوند ولی نمی‌شوند، چقدر این فشار وحشتناک است، چه مصیبت عجیبی است، خدا این مجموعه را آفریده تا همه خلیفة الله شوند، هشت میلیارد انسان آک آک آک دارند می‌میرند و هیچ کدام از این‌ها خلیفه در نمی‌آیند یعنی یک باغ بزرگ دارید برایش هزینه می‌کنید، یک باغ بزرگ، میلیون‌ها هکتار، یک دانه اش میوه نمی‌دهد این وحشتناک نیست؟ و شما به همان شاخه و برگ و ساقه و این چیزها اکتفا می‌کنید، سایه اش و بقیه چیزهایش، میوه در آن خبری نیست. از داخلش آدم در نمی‌آید، خلیفه در نمی‌آید، مقام محمود از داخلش بیرون نمی‌آید، این بزرگترین فاجعه ای است که بشر به آن دچار شده، تو چه موقع می‌فهمی این فاجعه است؟ زمانی که بفهمی آدم هستی، تا وقتی خودت نفهمی انسان هستی اصلا متوجه این فاجعه نیستی، هزار و چهارصد سال عزاداری می‌کنی برای علی اصغر، علی اکبر، برای رقیه، ابالفضل، برای این‌ها گریه می‌کنی خواسته‌هایت هم همین‌گونه است، اصلا متوجه نیستید داستانی که اتفاق افتاده، فاجعه‌ای که در بشر اتفاق افتاده چه فاجعه‌ای است، فقط آدم‌ها می‌فهمند عمق این فاجعه را، که می‌توانست زیارت عاشورا را درست بخواند، والا ما الان پنجاه سال است داریم زیارت عاشورا می‌خوانیم یا عربی می‌خوانیم یا اصلا نمی‌فهمیم چه داریم می‌خوانیم. یکی از کارهای اشتباه در دعاها چیست؟ عربی خواندن است. آقا فرمود رهبر عزیزمان، دعاهایتان، زیارتها یتان را فارسی بخوانید، دانید چه می‌خوانید، علی ع در خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست، نمی‌فهمید اولا چه می‌گویید، بعد هم اگر فارسی هم بخوانید نمی‌فهمید دارید چه می‌گویید، مصیبت خیلی عظیمی در آسمان‌ها و زمین است؛ الان یعنی چه، تو ثارالله هستی، خون خدا هستی، پسر خون خدا هستی، حالا چه شد؟ یعنی چه پسر خون خدا؟ تا تو نفهمی چه کسی هستی برای همین می‌گویم کلید بازگشایی همه علوم انسانی و معارف اسلامی، انسان شناسی است. وقتی فهمیدی که تو چه کسی هستی و چه فاجعه‌ای تو را و هشت میلیارد انسان را تهدید می‌کند، آن موقع تازه می‌فهمی مفهوم مصیبت را در زیارت عاشورا درک کنی، یعنی چه (عظم مصیبه) به همین جهت می‌گویی (وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ، وَاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها) خدا لعنت کند امتی را که شما را از مرتبه و منزلتی که خدا برای شما در نظر گرفته بود یعنی هدایت میلیاردها انسان کنار زدن، فاجعه‌ای که اتفاق افتاد بعد از رسول الله هیچ‌وقت در تاریخ بشریت اتفاق نیفتاد به این عمق، و بعد ادامه پیدا کرد، اجازه ندادند متخصصین معصوم انسان‌ها را به مقام خودشان برسانند و این دفن انسانیت است. لذا می‌گوییم خدا لعنت کند هر کسی را که شما را از مقامتان دفن کرد، از منزلتتان دفن کرد این خیلی مهم است و اگر لعنت نکنی یعنی آدم نیستی، مثل این‌که یک کسی بچه‌اش را بکشند یا مدارس را ببندند ناراحت نشوند، معلم‌ها را بکشند، معلم‌ها را حذف کنند از آموزش و پرورش، کسی ناراحت نشود، اگر کسی ناراحت نشود یعنی اصلا فهم ندارد که دارد چه اتفاقی می‌افتد. حالا عمق مصیبت را فهمیدید چه شد؟ که الان چه اتفاقی افتاده؟ چه اتفاقی الان در دنیا دارد می‌افتد؟ هنوز هم ادامه دارد، می‌گوید خوب این مصیبت و این فاجعه را که نسبت به امام حسین روا شده چه کسی باید جبران کند؟ چه کسی باید این مصیبت را برطرف کند؟ می‌گوید چون ثارالله است دیگر، ثار چه بود؟ خون خدا، خونریزی شده، وقتی خونریزی شده، چه کسی می‌تواند جبران کند و انتقامش را بگیرد؟ الان پدر من را بکشند، پدر من را بکشند کدام از شما می‌توانید بروید دادگاه اعلام جرم کنید؟ بله؟ هیچکدام، چه کسی باید برود شکایت کند؟ ولی دم، لذا زیارت عاشورا شما را به عنوان ولی دمِ امام حسین، دقت کنید کدام دم را می‌گویم، ولی دمِ امام حسین، بچه امام‌ حسین‌ می‌داند چون ما از این نور آفریده شدیم، ما همه‌مان فرزندان اهل بیت هستیم، فرزندان حقیقی، دقت کنید شما اگر گفتید من بچه مشهد هستم یعنی تو خودت را داری به عنوان یک حیوان می‌بینی، اگر گفتی نمی‌دانم بچه تهرانم، بچه ایرانم، این یعنی این‌که خودش را یک حیوان دارد می‌بیند، بچه زهرا خانم و حسین آقا هستم، این دارد خودش را حیوان می‌بیند، وقتی خودت را می‌فهمی چه کسی هستی تازه می‌توانی بفهمی که چرا خداوند تو را ولی دمِ این چهارده معصوم می‌داند، می‌گوید خوب تو فرزندش هستی، این خون ریخته شده، باید تو جبرانش کنی، سوال، اگر شما یک کسی ناموسش را بدزدند، همسرش را بدزدند، بچه‌اش را بدزدند یا بکشند چه وقتی قلبش آرام می‌شود؟ وقتی انتقامش را بگیرند. لذا به تو می‌گوید تو باید انتقام این فاجعه‌ای که افتاده چون فاجعه انسانی هم هست، بحث دنیا نیست، شوخی نیست یک چنین فاجعه‌ای، لذا انسان وقتی انتقام می‌گیرد می‌گوید آخيش انتقام را گرفتم، خداروشکر که نصیبم شد، موفق شدم انتقام بگیرم، خداروشکر اموالم را پس گرفتم، از دست دزدها بچه‌ام را که ربوده بودند بچه‌ام را پس گرفتم، خدایا شکرت که روزی من این کارها شد والا انسان آخر عمر احساس باختن می‌کند، احساس می‌کند یک چیزی از دست داده و جبران هم نمی‌شود، لذا می‌گوید تو باید انتقام را روزی بدانی، دقت کنید این خیلی مهم است، اگر این را نفهمیدی پس هنوز نفهمیدی چه‌کسی هستی؟ اصلا نفهمیدی ماجرا چه هست؟ یعنی اصلا اصل ماجرا را نفهمیدی، به یک کسی گفتند می‌خواهیم خبر بد به تو بدهیم، گفت چه هست؟ گفت مادرت مرده، گفت نه یک چیزی شده شما نمی‌خواهید به من بگویید، گفت مصیبت همین است مادرت مرده، گفت نه، یعنی هنوز نفهمیده اصلا داستان چیست، اصلا هنوز ماجرا را نفهمیده که چرا من ولی دم هستم من باید انتقام بگیرم، آن هم اگر روزی من شود چون روزی یک چیزی است که تناسب شخصیتی لازم دارد، شما وقتی پول گیرت می‌آید می‌گویید روزی من شد، غذا گیرت می‌آید می‌گویید روزی من شد، نوشیدنی گیرت می‌آید می‌گویید روزی من شد، همسر گیرت می‌آید می‌گویید روزی من بود، درس می‌خوانید می‌گویید روزی من بود اما انتقام، انتقام را فقط آدم‌ها روزی خودشان می‌دانند، (اساله آن یرزقنی) باید سوال ایجاد شود در وجودت، اگر سوال ایجاد نشود پس تو هنوز در بخش انسانی نفهمیدی موضوع چیست، یعنی تو هنوز به آن غیرت، به آن انسانیت، به آن شرافت انسانی، به آن کینه، کینه مقدس انسانی نیفتادی، اصلا نمی‌فهمی ماجرا چیست، یک خانمی، یک شوهر بی‌غیرتی داشت یک کسی در خیابان متلکی انداخت به خانم، خانم خیلی ناراحت شد، من مرد دارم اینجا، باید غیرت داشته باشد، چرا به من متلک گفته، به شوهرش گفت او به من متلک گفته برو تذکری به او بده، گوشش را بگیر، تنبیه کن، مرد هم جلو می‌رود چون ذاتاً غیرت ندارد نمی‌داند چکار کند، می‌گوید چرا به این خانم متلک گفتی، گفت ببخشید، گفت

خانم را ببوس و از او معذرت‌خواهی کن، ببین داستان ما الان با آمریکا این‌گونه است، مسئولین ما با آمریکا این‌کار را می‌کنند، یعنی بی‌غیرتی محض، هر جنایتی سرت می‌کند بعد هم می‌گویند کردم که کردم، خوب کردم، بعد بگویید تو نبودی، تو آدم خوبی هستی، تو آدم سبزی هستی، کار اسرائیل بوده، کار تو نبوده که، مثلا خاک بر سر اسرائیل ولی تو نه، تو خیلی خوبی، نازی، بیا صلح ایجاد کن، تو رئیس صلحی جهانی، بیا با همدیگر صلح داشته باشیم، اصلا نمی‌فهمد ماجرا چیست، شما وقتی نفهمی آدمی، شما نمی‌فهمی که چرا خدا به تو باید روزی ات شود انتقام، هر آدمی این را نمی‌خواهد. واقعا از بین میلیون آدمی که زیارت عاشورا می‌خوانند واقعا چند نفر این را روزی می‌دانند و دنبال آن است که به دستش بیاورد، (اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ) انتقام تو را بگیرم، انتقام تو چیست؟ انتقام خون حقوقی، حقیقی آن که گرفته شده، الان کدام خون را می‌خواهیم انتقام را بگیریم؟ بله؟ حقوقی، و آن خلیفة الله است، می‌گوییم من باید انتقام بگیرم، انتقام یعنی تعادل در بین جرم و جزا، انتقام این است دیگر، بین جرم و جزا تعادل ایجاد شود. بنابراین انتقام این‌که امام حسین حذف شده، شما باید اول بفهمید مصیبت چیست؟ خیلی‌ها وقتی به این‌جا می‌رسند فکر می‌کنند خون چهار لیتری را باید انتقامش را بگیرند، یعنی مثلا بزنیم چند نفر را بکشیم، اول تو متوجه بشو مصیبت چیست، وقتی فهمیدی مصیبت چیست الان جبران این مصیبت چگونه امکان‌پذیر است؟ یعنی من چگونه می‌توانم یک خلیفه حذف شده از جامعه، دیگر نمی‌تواند مدیریت کند، جبرانش به چیست؟ به این که یک خلیفه سر جایش بیاید، لذا خودش راهکارش را می‌گوید (أَسْأَلُه أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ) باید یک متخصص جلو بیاید، او باید بیاید جای حسین، یک حسین زمان باید بیاید سر جای خودش، حسین زمان باید بیاید البته قشنگی این حسین زمان می‌دانید چیست؟ این که خیلی از شما به آن توجه ندارند، امام زمان وقتی می‌آید یکی از شیرین‌ترین کارهایی که می‌کند چیست؟ این است که تا می‌آید امام حسین را هم با خودش می‌آورد، امام حسین فرمود من قبرم را می‌شکافم و با او می‌آیم، یعنی ما دوتا حسین داریم ان شاء الله، هم خود حسین بن علی را داریم در جامعه‌مان و هم امام زمان، خیلی زیبا این اتفاق می‌افتد، (أَسْأَلُه أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ) دومی چیست؟ دومی را کلا کسی با آن کاری نداشته، اصلا به آن کاری ندارند، دومی (أَسْأَلُه) اینجا غلط می‌خوانند می‌گویند (ثاریکم) مداح‌های معروف هم تلویزیون غلط می‌خوانند (أَسْأَلُه أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِی) انتقام خودم را می‌گیرم، حالا انتقام خودت چیست؟ الان مصیبت من چیست؟ الان همه ما دچار چه مصیبتی هستیم؟ این‌که ما آدم تربیت نمی‌شویم و همه آک داریم می‌میریم، خیلی فاجعه است. الان در مزارع مشهد پنجاه هزارتا گوسفند مردند، همه ناراحت هستند، این‌ها ذخیره غذایی یک استان است دیگر، پنجاه هزار تا گوسفند، ده میلیون ماهی مرد، همه ناراحت هستند، هزار تا کودک کشته شده، این‌ها افسوسهای حیوانی است که ما داریم اما هشت ميليارد آدم هیچ کدام به مقامی که برایش آفریده شدند نرسیدند، هیچ کدام سالم وارد برزخ نمی‌شوند، زایمان دنیا، دنیا مادر ماست دیگر، آدم بیرون نمی‌دهد این زایمان‌ها، خیلی وحشتناک است، من هم همینطور دارم می‌میرم، من الان چقدر شبیه مادرم فاطمه زهرا هستم، چقدر شبیه پدرم امیرالمؤمنین هستم، چقدر شبیه به امام حسین هستم، چقدر مقام دارم، این خیلی وحشتناک است من برای این آفریده شدم، من یک شوهر دارم، یک زن دارم، خانه دارم، الان رئیس جمهور شدم، این‌ها هیچکدام مفت نمی‌ارزد، ما را گول زدند و در علوم‌ انسانی یک آدم دیگری را به ما معرفی کردند و ما هم دلخوش هستیم که ما این هستیم پس خوب است دیگر، من شوهر دارم، چندتا بچه دارم، سالم هستند، پول دارم، خانه دارم، ماشین دارم، دلمان را به این مسخره بازی ها خوش کردیم، اصلا نفهمیدیم آدم هستیم، اصلا نفهمیدیم آدم هستیم. یک آقای اسمش اکبر بود نشسته بود لب پشت بام، یکی گفت اکبر بچه‌ات مرد، از آن بالا خودش را پرت کرد، وسط راه گفت من که بچه نداشتم، من اصلا زن نداشتم، وسط راه همینطور که داشت می‌آمد تا برسد به زمین، یک جای نرم خورد و نمرد، وقتی خورد گفت اصلا من اکبر نبودم، داستان این است ما عوضی شدیم، یعنی آدم‌ها، علوم انسانی الان آدم‌ها را عوضی تربیت می‌کند یعنی به جای اینکه بفهمند آدم هستند فکر می‌کنند خانم و آقا هستند یا نهایتا عقل هستند که مثلا دانشگاه بروند و حفظ کنند، دکترا دارند، مهندس هستند و زندگی عوضی گذشت و اتفاق می‌افتد و خیلی وحشتناک است، این اصلا نمی‌فهمد چه کسی است، برای همین در ایام حج شما دقت کنید می‌گویند (ما اکثر الحجیج) امسال چقدر حاجی زیاد است، امام سجاد می‌گوید بیا از این‌جا نگاه کن، یعنی از نگاه یک انسان نگاه کن، وقتی دستش را این‌طوری می‌کند، نگاه می‌کند می‌بیند آه همه دور کعبه حیوان است، آدم هم خیلی کم، چندتا دانه آدم است، می‌گوید جمله‌اش را درست می‌کند (ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج) چقدر سر و صدا زیاد است و حاجی کم، لذا تو باید بفهمی چه فاجعه‌ای سر خودت می‌آید و اگر نتوانی بی غیرت هستی دیگر، نمی‌خواهی انتقام خودت را حداقل بگیری، دارد یک اتفاقی می‌افتد، تو اصلا نمی‌توانی سالم وارد برزخ شوی، وقتی می‌روی آن طرف، آن چیزی که آن طرف هست با چیزی که تو باید تهیه بی نهایت متفاوت است. (أَسْأَلُه أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ، ثاری) انتقام خودم را هم بگیرم، انتقام خودت چگونه گرفته می‌شود، تو الان از چه چیزی محروم هستی؟ فاجعه ا چیست؟ اینکه پدر بالای سرمان نیست، همه‌مان یتیم هستیم، امام متخصص معصوم بالای سرمان نیست، ما فرصت ثبت‌نام در باشگاه رب را نداریم، ما اصلا نمی‌توانیم ثبت‌نام کنیم در باشگاه پروردگار، ما الان در باشگاه‌های درس می‌خوانیم که علمش، علم حقیقی نیست، علم قلابی و دروغ است و محصولش هم چیز به درد بخوری نمی‌شود. لیسانس داریم، ارشد داریم، دکترا داریم هیچکدام به درد نمی‌خورد، خودمان برایش ارزش گذاشتیم سر خودمان را کلاه می‌گذاریم و خودمان می‌رویم همین مزخرفات را به بقیه هم یاد می‌دهیم در حالی که این اصلا حقیقت ندارد. پس شما با دوتا انتقام روبه‌رو هستید، انتقام امام‌، انتقام خودت، دوتا شاید با یک کار گرفته می‌شود (مع امام منصور، مع امام هدی) امام مهدی، پس کل تاریخ بشر یک اتفاق داریم که راجع به فاجعه بشری می‌گوید و آینده بشر این اتفاق باید بیفتد، بسر زمانی حیات انسانی دارد که این دو انتقام گرفته شود، دوتا هم روزی است یعنی دقت کنید یک درآمده است که تو می‌توانی داشته باشی، یک روزی است، اگر انسان الان متخصص معصوم بالای سرش نیست، حالا ما این را فهمیدیم گناه ما الان چیست؟خدایا ما این مصیبت را فهمیدیم نمی‌خواهیم با باطن غیر انسانی از دنیا برویم، خدا می‌گوید اگر نمی‌خواهی من یک روش به تو یاد می‌دهم حتی اگر متخصص معصوم هم بالای سرت نیست تو سالم متولد شوی، یک، اینکه در مسیر انتقام باشی، اهل برطرف کردن موانع ظهور مهدی باشی، این همه حقیقت دین در قرآن است. قرآن وقتی می‌خواهد دین را معرفی کند چگونه معرفی می‌کند؟ می‌فرماید:(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ) چون بلاخره این تاریخ بشر، کره زمین، چه وقت ردی کره زمین می‌تواند انسان تربیت شود؟ انبیا که نتوانستند این کار را کنند مگر در مقطع خودشان فقط، ولی بشریت هشت میلیارد آدم روی کره زمین است، چه وقت می‌شود این‌ها نجات پیدا کنند؟ زمانی که منجی ظهور کند، خلیفة الله بیاید و حاکمیت جهان را به دست بیاورد، (حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً) یعنی مردم بخواهند که آدم زندگی کنند، بخواهند که خلیفه داشته باشند، طوعا رمز کل دعای فرج است، بخواهند کرها نیست، طوعا است، خودشان بخواهند. تا او نیاید، بشر، کره زمین انسان بیرون نمی‌دهد، این باغ با عظمت میوه ندارد، چه وقت میوه می‌دهد؟ خلیفة الله بیاید، بالای سرش، حالا همه آدم‌های کره زمین می‌شوند میوه، فوق العاده است، هر انسانی به انسانیتش می‌رسد، به شکل انسان، حیات انسانی دارد، قرآن از روز اول دین را براساس زمانی طراحی کرده که این اتفاق روی کره زمین بیفتد، یعنی دین را مهدوی طراحی کرده از روز اول، می‌گوید:(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان غلبه کند، حتی اگر مشرکان نخواهند؛ یعنی مشرکین نمی‌خواهند بگذارند این اتفاق صورت بگیرد ولی خدا می‌گوید می اینکار را می‌کنم، آیه قبلش چه می‌گوید:در آیه قبل، این سوره صف است، (يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) آنها می خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بی پایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی خواهد، حتی اگر کافران نخواهند. در روایت داریم نور الله یعنی مهدی، می‌خواهند جلوی ظهور مهدی را بگیرند، شما الان نگاه کنید رئیس جمهور آمریکا، بن سلمان، نماینده وزیر خارجه آمريکا ترامپ می‌گویند ما مشکلمان با جمهوری اسلامی بر سر امام زمان است، این حرف های انرژی هسته ای و حقوق بشر و موشک همه بهانه هستند، خیلی صریح این‌ها خودشان می‌گویند جمهوری اسلامی تا به دنبال حاکمیت پسر پیغمبر اسلام است دشمن ماست، ما نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد، مسأله برای الان هم نیست، مسأله برای صدها سال قبل است که آن‌ها در کتابهایشان می‌دانستند یک انقلاب اسلامی قرار است بشود و این منجر می‌شود به ظهور پیغمبر پسر اسلام، امشب این فیلم را که می‌گویم همه‌تان دانلود کنید و ببینید، قربه الی الله امام زمان را نشان می‌دهند، لااقل امام زمان را آنجا ببینید، برای هالیود است لااقل ببینید، این را امشب دو ساعت وقت بگذارید و ببینید، مردی که آینده را دید، این فیلم را هالیود ساخته، درست زمانی که انقلاب در ایران شروع می‌شود این‌ها در هالیود شروع می‌کنند به ساختن، درست یک سال بعد که انقلاب اسلامی 1979 که انقلاب کردیم ما، 1980 این فیلم را هالیود بیرون داد، آن هم با همه زبان‌های دنیا بیرون داده، حتما نگاه کنید آن‌ها صدها سال منتظر انقلاب اسلامی بودند و حالا که اتفاق افتاده می‌خواهند نگذارند به نتیجه برسند، این‌ها حرف‌های من نیست، حرفهای آن‌ها است و با اعترافاتشان در کانال خبری خودمان، جهان خبر گذاشته‌ام من، دانه دانه بروید ببینید که این‌ها چه، این خاخام یهودی به نتانیاهو می‌گوید نتانیاهو احمق مگر تو نمی‌دانی ایرانی‌ها 2800 سال پیش، در کتاب ما نوشته‌اند ایرانی‌ها، ما را نابود خواهند کرد و تمدنشان را می سازند، تو چطور می‌خواهی به این‌ها بفهمانی، می‌گویند حمله ما به افغانستان و عراق برای از ظهور پسر پیامبر است، این معنای (یریدون) را توضیح دادم ولی خدا می‌گوید نه، من زورم به شما می‌رسد، (وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ ٱلْكَٰفِرُونَ) لذا دین اساسا بر اساس آمدن خلیفة الله طراحی شده؛ یعنی این دو انتقام را شما باید بگیرید. دین بر اساس آینده آمده، پیغمبر هم به مقداری دین دارد که آینده را می‌سازد، پیغمبر خودش دینداری را چگونه معنا می‌کند؟ چه می‌گوید؟ (أفضل الاعمال انتظار الفرج) فقط اعمال هم نیست، فرمود (أفضل العباده انتظار الفرج) بالاترین بندگی، بالاترین عبادت آینده سازی است، فرج را ساختن است، انتظار یعنی سازندگی، یعنی آمادگی ایجاد کردن، دیگر چه فرمود؟ فرمود: (أفضل جهاد امتی انتظار الفرج) بالاترین جهاد امت من انتظار فرج است یعنی آینده را بسازیم. برای همين امام ما، نائب امام زمان یه تعریف فوق‌العاده زیبا از دین کرده، ما هیچ کسی را نداریم به عظمت ایشان قرآن را حتی بفهمد، یعنی هیچ کس روی کره زمین، من طلبه‌ هم هستم الان چهل سال بیشتر در حوزه هستم همه دانشمندان را دیدم، بالا و پایین، درس‌هایشان را، هیچکس به عظمت ایشان فهم قرآنی ندارد از کتاب خدا، ایشان می‌فرماید: دین دو چیز بیشتر نیست، این را یادداشت کنید فوق‌العاده مهم است، دین دو چیز بیشتر نیست؛ یک، فهم امیدوارانه آینده. دو، ساخت آینده. می‌فرماید هر کس دین را غیر از این بفهمد دین را اصلا نفهمیده، شما این تعریف را چه زمانی می‌توانید بفهمید؟ زمانی که انسان شناسی داشته باشید، دین یعنی حاکمیت متخصص معصوم بر کره زمین، آن می‌آید، چیزهایی که ایشان فرمود آیاتی بود که خواندم، این‌ها ترجمه و از مجموع آیات یک تعریف زیبایی ایشان در آورد. قرآن چه فرمود؟ (لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) تا دینش برای همه ادیان غلبه کند. (وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) أين همان تعریف است دیگر، پس دینداری یعنی چه؟ آن دینی که کمک کند که بر همه ادیان غلبه کند و مهدی بیاید و آدم‌ها، آدم تربیت شوند، دیگر حیوان نباشند. پیغمبر هم خودش همین طور است، سیزده تا معصوم دینداریشان به همین حرف است یعنی چقدر در مقدمه سازی ظهور مهدی کار کرده باشند. امام حسین اگر کربلا را به وجود آورد برای چه کسی کربلا را به وجود آورد؟ برای مهدی، تا بتواند یک قدرت معنوی ایجاد کند و یک قدرت معنوی در طول تاریخ بتواند شیعه پرورش دهد. عزادار، شیعه، اهل اشک، تا خودشان را به مهدی برسانند، جامعه و تاریخ خودشان را به مهدی برسانند، امام حسین روزی که این‌کار را می‌کرده امام زمان را داشته می‌دیده، زینب کبری هم همین‌طور، امیرالمؤمنین هم همین‌طور، حضرت زهرا هم همین‌طور، امام حسن همین‌طور، همه داشتند توجه‌شان به آن آینده‌ای است که قرار است این دین جهانی شود.

لذا وقتی که خدا بشارت ظهور مهدی را می‌خواهد بدهد ظهور مهدی چه وقت اتفاق می‌افتد؟ مهدی چه وقت موفق می‌شود این‌کار را انجام دهد؟ اصلا چرا موفق نبوده تا الان؟ 1192 سال است که حضرت آواره است، تعبیر علی علیه السلام، آواره ترد شده‌ی تنها و یگانه، چرا موفق نبوده در این 1192 سال؟ آواره بوده، منجی نتوانسته بیاید اینکار را انجام دهد، به همان دلیلی که سیزده تای قبلی کشته شدند، آن‌ها چرا کشته شدند؟ یار نداشتند، امنیت نداشتند، کشتند. مهدی چه وقت می‌تواند بیاید این‌کار را کند؟ چون رمزش چیست؟ رمزش را گفتم، طوعا است یعنی مردم باید خودشان مهدی را بخواهند، زوری مهدی نمی‌آید خودش رو به کسی غلبه دهد، خوب چه وقت این اتفاق می‌افتد؟ بخواهند او را دیگر، امنیت داشته باشد، خدا می‌گوید یک بندگانی ما داریم، این‌ها نبودند هیچ‌وقت در تاریخ، آن بندگان خاص، خدا در قرآن به آن‌ها می‌گوید سوره انبیا، آیه 105 می‌گوید این بندگان صلاحیت‌دار هستند این‌ها می‌آیند و این دو کار را برای امام زمان انجام می دهد یعنی برایش امنیت جانی ایجاد می‌کنند و لشکر سازی می‌کنند و زمین را آماده می‌کنند برایش، بشارت آمدن این‌ها را من در قرآن ندادم، بشارت این‌ها را من در زبور بعد از تورات دادم، (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ) من گفتم که یک بندگان صلاحیت داری دارم که این‌ها می‌آیند زمین را به ارث می‌برند، ارث چه موقعی است؟ هنگامی که کسی بمیرد، پس میراث چیست که این‌ها به دست می‌آورند؟ با صلاحیتشان، زمین است، زمین را باید برای امام زمان آزاد کنند، این میراث چه وقت آماده می‌شود؟ باید چه کسی را از بین ببرید؟ چه کسی باید بمیرد تا این میراث به دست بندگان صلاحیت دار برسد؟ غاصبین زمین، استکبار، طاغوتها، این‌ها باید بمیرند، ضعیف شوند این زمین منتقل شود، این بندگان صلاحیت‌دار می‌توانند این‌کار را انجام دهند، این‌قدر قدرت دارند، چه صلاحیت‌هایی دارند؟ شما الان اگر خودتان فهمیدید باید برای ظهور امامتان و انتقام پدرتان زمین را آزاد کنید، خودتان همین الان، فکر کنید ذر کره زمین فقط ما این را می‌فهمیم الان ما باید چه صلاحیت‌هایی ایجاد کنیم که بتوانیم زمین را از چنگ استکبار خارج کنیم؟ تا هشت میلیارد آدم بفهمد پدرم است، چه صلاحیتی را باید ایجاد کنیم؟ نظامی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و از همه مهم تر فرهنگی، یعنی باید قدرت ایجاد شود یک جای کره زمین تا یواش یواش بندگان دیگر هم بتوانند به یک قدرت برسند، زیاد شوند و زمین را از چنگ آن‌ها در بیاورند، غلبه کنند به آنها چون جنگ است دیگر، خود قرآن می‌گوید (وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، وَلَوْ كَرِهَ الکافرون) تازه در جامعه خودتان هم در روایت داریم آخر زمان آن مانع اصلی ظهور منافقین جامعه خودتان هستند، لذا غربال باید شوند تا آن‌ها ریزش کنند تا حضرت ظهور کنند. قرآن می‌گوید ما یک بندگانی داریم که هیچ وقت نبودند در طول تاریخ، آن‌ها می‌آیند و این‌کار را انجام می‌دهند. این بندگان صالح را می‌گوید من در تورات بعد از انجیل، بعد از زبور بعد از تورات گفتم، در قرآن هم گفته یعنی همه ادیان خبر دارند که آدم‌های خاصی قرار است بیایند و این کار را انجام دهند، آن آدم خاص چه کسی است؟ ایرانی‌ها هستند، هم قرآن، هم تورات، هم انجیل، هم زبور من اینها را درآورده‌ام نه این‌که همین‌طور گزارش تاریخی به شما بدهم. رفتیم با بزرگان ادیان مصاحبه کردیم گفتیم این‌ها در کتاب شما هست یا خیر؟ گفتند بله، برای همین آن خاخام می‌آید به نتانیاهو می‌گوید نتانیاهوی احمق ما دو هزار و هشتصد سال پیش در کتاب‌هایمان آمده که ایرانیان این‌کار را می‌کنند و تو نمی‌توانی حریف این‌ها شوی، برای همین جانبولتون مشاور اولیه ترامپ در دوران اولیه ترامپ می‌گوید ما باید نگذاریم انقلاب اسلامی به چهل سال برسد اگر برسد ابر قدرت می‌شود، در کتاب‌های خودشان آمده، ما نگفتیم، ما اصلا خبری یا حرفی از چهل نداریم، آن‌ها این را گفتند، چهل زمانی است که وقتی آریایی ها، پرشین ها اگر توانستند به چهل برسند قطعا ابرقدرتی خواهند شد که دیگر ما نمی‌توانیم حریفان شویم، برای همین تلاش می‌کردند که نگذارند با فتنه‌ها و ماجراهای دیگر که چهل نشویم. چهل شد، تمام شد، آقا بیانیه گام دوم را دادند در چهل سالگی و گفتند ما فقط یک آرمان در کشور داریم ایجاد تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی برای ظهور خورشید ولایت عظما، کار ماست که به این سمت حرکت می‌کنیم.

پس اولین کاری که تو می‌توانی بکنی حتی وقتی امام زمان بالای سرت نیست، به این مقام برسی اینکه تو منتقم شوی، اگر منتقم شدی چه اتفاقی می‌افتد؟ چه کسی می‌داند اگر کسی مقام منتقم را گرفت به چه مقامی میرسد؟ یعنی وقتی به تو خدا بگوید این منتقم است می‌رسد به یک مقامی که امیرالمؤمنین فرمود دیگر هرکس این مقام را داشته باشد با من و هم درجه من است. دقت کنید با من و هم درجه من محشور می‌شود، آن مقام چیست؟ منتظر، مقام منتظر، هر دو در زیارت عاشورا هست، (أَسْأَلُهُ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَك) هر دو انتقام،این را می‌گویند منتقم، یعنی یک کسی که عملیاتی است، آدم بی خاصیتِ بی عاره بی فکری در جامعه نیست، تلاشگر است برای برطرف کردن موانع ظهور، اینکه امام خمینی سلام الله علیه فرمود: انقلاب ایران نقطه شروع، دقت کنید این خیلی مهم است، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنافداه است، یعنی شروع شده داستان، یعنی تاریخ از زمان حضرت آدم منتظر همین انقلاب اسلامی بود که این شروع شود. امام خمینی فرمود شروع شد یعنی نقطه شروع انقلاب امام زمان است نمی‌گوید انقلاب من، می‌گوید انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ اسلام، به پرچمداری حضرت حجت است یعنی کار را امام زمان با ملت ایران شروع می‌کند حالا چرا ملت ایران؟ سایر ملت‌ها نه، چون فقط این‌ها آن ولایت را و آن توان و لیاقت را داشتند، آن برجستگی را داشتند، برای همین پیامبر فرمود: (أفضل الناس ایمانا، أفضل الناس یقینا، اعظم الناس نصیبا فی الاسلام أهل الفارس) ما بی‌نظیرترین مردم کره زمین را داریم، دیگر چرایش را در کتاب منابع تان یادداشت کنید، منابع تخصصی آن را یادداشت کنید؛ یک، انقلاب اسلامی و آینده جهان، این را حتما همین امروز بگیرید، البته منبع اصلیتان چیز دیگری است که بعدا می‌گویم ولی این را بگیرید. دو، نقش انسان در تقدیرات، نقش ما چهارتا کتاب تمدنی داریم که شما باید این را کاملا اگر بخواهید به وظیفه‌تان درست عمل کنید این کتاب‌ها را لازم دارید یکی انقلاب اسلامی و آینده جهان، نقش انسان در تقدیرات، مقام عرشی یعنی در واقع توجه به امام زمان در مقام عرشی، اتصال و پیوند با امام زمان در مقام عرشی حضرت زهرا، چهار، شرح زیارت بانوی کرامت، چرا؟ چون ائمه می‌دانستند در قم قرار است این اتفاق بیفتد بسیاری از آیه ها، بیش از ده آیه در مورد مردم ایران داریم، انقلاب اسلامی و مردم ایران، در بعضی از آیات امام فرمود: (والله هم اهل قم) بخدا قسم این‌ها قمی ها هستند که می‌آیند و این‌کار را انجام می‌دهند این‌طور که خدا بشارت داده، برای همین زیارت امام رضا علیه السلام، زیارت حضرت معصومه را تمدنی طراحی کرده تا قم بتواند این‌کار را انجام دهد، یعنی زیارتنامه تمدنی طراحی شده که حالا دیگر شرح زیارتنامه را ما توضیح دادیم، چرا امام رضا علیه السلام این‌طوری گفته، امام رضا یک طوری طراحی کرده شما وقتی وارد حرم حضرت معصومه می‌شوید اگر با معرفت زیارت کنید خارج می‌شوید یک منتقم و یک منتظر بیرون می‌آید از این حرم و کمااینکه این حرم سال‌های سال این‌گونه آدم تربیت کرده و سال‌های سال، این خیلی مهم است. خدا رحمت کند آقای بهجت می‌فرمود: امام رضا شیعیان ویژه‌اش را می‌سپارد به حضرت معصومه تربیت شود، ویژه‌هایش را به حضرت معصومه می‌دهد و این خیلی مهم است.

این چهارتا کتاب یادتان نرود. بنابراین شما تا وقتی می‌گویی أساله این سوال در شما هست أساله یعنی می‌خواهم، درخواستم این است، اگر درخواستتان انتقام شد راهکار چیست؟ راهکار دو انتقام چه بود؟ (مَعَ إِمَامٍ منصور، مَعَ إِمَامٍ هُدًى) از تو از مقام منتقم به مقام منتطر هم می‌رسانیم. علی علیه‌السلام فرمود: هر کس منتظر امام زمان شود به مقام، این مقام است، اگر به مقام منتظر رسید با من و هم درجه من است.) آقا امام سجاد فرمود: (ما ضره من ینتظر امرنا) دیگر منتظر ما ضرر نکرده (ما ضره من ینتظر امرنا آن لایموت فی وسط استاد المهدی و عسکره) دیگر ضرر، امام زمان بالای سرت نیست؟ باشه، الان نمی‌توانی زیر نظر یک شخص؟ قبول، منتظر باشی همان مقام را داری، فرمود: ضرر نکرده منتظر امر ما از اینکه در وسط چادر مهدی و لشکرش شهید نشده، چون این به کرونا هم بمیرد شهید است، با سکته بمیرد شهید است، تصادف کند شهید است، چه شهیدی؟ شهید معمولی هم نیست، می‌نویسند (کمن کان فی فسطاط المهدی) أين در چادر مهدی به شهادت رسیده، هنوز امام نیامده و ظهور نکرده، ولی می‌نویسند در نامه اعمالش، این خانم، این آقا دیگر زن و مرد هم ندارد، آن خانم سرطان گرفت مرد، تصادف کرده، با کرونا رفته اصلا مهم نیست خدا می گوید این چیزها مهم نیست، این شخصیتا خودش را مقام انتقام و انتظارش رساند، تمام بردی، رشد کردی، این همان مقامی است که تو می توانی الان به دستش بیاوری (کمن کان فی فسطاط المهدی) دیگر نه جبهه لازم داری، نه جنگ لازم داری، نه هیچ چیزی، در خانه نشستی و داری به زن و شوهرت می‌رسی، بچه‌هایت را بزرگ می‌کنی، معلم منتظری هستی، شاگردان را مهدوی تربیت می‌کنی، انتقام یعنی همین دیگر، شاگردان شما باید سربازان امام زمان باشند، یعنی باید عشق امام زمان و بابایشان را در وجودشان بیاندازید اما از چه راهی؟ آن راه کلیدی که خود معصوم فرمود، معرفت نفس، تا معرفت نفس اتفاق نیفتد خود تو هم قلابی است، چه برسد به امام زمانت، یعنی خدایب که وقتی نماز چهاررکعتی تو می‌شود دو رکعت خوشحال می‌شوی، این خود قلابی است و خدای حقیقی نیست، خدایی که وقتی ماه رمضان می‌آید ناراحتی، ماه رمضان می‌رود خوشحالی خدای حقیقی نیست. امام سجاد علیه السلام فرمودند: مردم اکثرا خدایی را عبادت می‌کنند که وجود خارجی ندارد اصلا، یعنی قلابی است. چه هنگامی بیرون می‌آید و حقیقی می‌شود؟ زمانی که تو از طریق خودت به مربی و ربت الله برسی، (من عرف نفسه) عرف هست علم نیست، شما باید شاگردان تان را با عرف تربیت کنید نه علم، اطلاعاتی نه، بلکه باید چکار کنید؟ به معرفت برسانید. راهش هم معرفت نفس است. لذا علی علیه السلام فرمود: (لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفه نفسه جاهل بکل شی) نسبت به خودت جاهل نباشی وقتی چیزی را نمی‌دانی چیست و معرفت نفس نداری به همه چیز جاهلی، الله تو قلابی است، پیغمبر تو قلابی است، ائمه تو قلابی است، امام رضای تو قلابی است، با آن‌ها نمی‌توانی ارتباط حقیقی برقرار کنی و داشته باشی، پس تعجب نکنید چرا دخترهای ما زیر بار حجاب نمی‌روند، پسرهای ما نماز نمی‌خوانند، اگر حجاب دارند اجباری است، می‌تواند کنار بگذارد می‌گذارد، من تجربه خارجی زیاد دیدم، تجربه زیاد دارم، کشورهای خارجی که می‌روم برای تبلیغ، در هواپیما که می‌نشینی خانم چادری که در فرودگاه چادری بود یک دفعه می‌بینید عه، یک چیز دیگر شد، بارها دیدم یعنی تا فرودگاه با چادر آمده بنده خدا، می‌آید در هواپیما تمام، البته خوب طلبه هم دیدم با من آمده آن طرف وقتی برگشته دیگر این‌ها را برداشته و تراشیده و گفته حاج آقا ما همین‌جا جایمان خوب است و برنمیگردیم، چون معرفت نیست، برای ما آب در هاونگ کوبیدن است، تلاش می‌کنیم، نمی‌دانیم در امور تربیتی، نمی‌دانم برویم جبهه، برویم راهیان نور، برویم اردوی امام رضا، اردوی جمکران، تلاشت را می‌کنی، زحمتت را می‌کشی، ولی بعد اینستا گرام می‌آید یک بمب اتمی می‌زند، شبکه‌های مجازی می‌آید و همه چیز کنار گذاشته می‌شود و همه اش می‌پرد، این بچه من نماز شب خوان، بچه من طلبه، بسیج، هیأتی، چه شد یک دفعه! شوهرم به این خوبی، شوهر پاسدارم، شوهر طلبه ام، چون علی علیه السلام می‌گوید مسیری که ما می‌گوییم باید بروید شما مسیری را که ما می‌گوییم نمی‌روید، ما می‌گوییم اگر خدا را به کسی یاد می‌دهید اول باید چه چیزی را به او یاد بدهی؟ اول باید عاشق خودش شوی، اول خودش را بشناسی و عاشقش شوی، بعد می‌فهمد رب لازم دارد، آن کشورهای خارجی که می‌رویم آن‌جا درس می‌دهیم که ایه و روایت نمی‌خوانم برای مسیحیها، برای کشورهای دیگر، چگونه این‌ها مسلمان می‌شوند و شیعه می‌شوند؟ انصافا پایش هم می‌ایستند، محکم می‌ایستند پایش، ما فقط یک چیز را به آن‌ها معرفی می‌کنیم، آن چیست؟ خودشان، همین کافی است. یعنی خودشان را می‌فهمد تمام است، عه من این هستم پس من امام لازم دارم، خودشان می‌گویند من هزاران بار این را شنیده‌ام، اگر من این هستم من مربی لازم دارم، اگر من این هستم من حجاب می‌خواهم، در آمریکا خیلی، یک کانالی بود بیست و پنج زبان دنیا کانال داریم دیگر، خانم نوشته من از خانه بیرون نمی‌توانم بیایم، برای چه؟ من فهمیدم که من باید حجاب داشته باشم، اصلا راجع به حجاب با این‌ها صحبت نمی‌کنیم، حجاب و احکام و این‌ها، خودش می‌فهمد و می‌خواهد به عنوان یک آدم لازم دارد نه به عنوان یک خانم و آقا، به عنوان یک انسان می‌فهمد باید شان من حفظ شود، کسی حق ندارد به شکل زن یا مرد یا جنسی نگاه کند، خودش این را می‌فهمد، آقا فرمودند دختر و پسرهایی که در آمریکا واقعا همینطوری هستند واقعا همینطوری هستند، من از نزدیک با این‌ها زندگی کردم و دیدم، می‌گویند آنهایی که در آمریکا، آن دینداری را دارند، مثل انبیا پاک هستند، این جمله من نیست جمله ایشان هست، می‌گویند مثل انبیا پاک هستند، یعنی نه تنها احساس تکلیف نمی‌کنند، احساس تشرف می‌کنند، جشن تکلیف نیست، جشن تشرف است. جشن تکلیف یعنی کلفت می‌خواهیم بیندازیم گردنتان یا بار یعنی نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم، ما بدبختی هایمان همین است، دین ما همیشه برای بچه‌ها همیشه از کجا شروع می‌کنیم؟ برای جوانهایمان؟ از قسمت احکام که پایین ترین مرحله است، از بالا شروع نمی کنیم که این میوه اش احکام شود، از پایین شروع می‌کنیم نماز بخوان، چادر بگیر، روزه بگیر، اینطوری کن، از اینجا شروع کردیم، این را تا یادم است تا در این راه آمدم باید از خیلی چیزها، چون به او نفهماندید اول آدم است، به او نگفته اول آدم است، گفته اول این را رعایت کن. من یادم است در سن‌پترزبورگ روسیه برای مسیحی‌ها درس دادم، وقتی راجع به خودشناسی گفتم این‌ها وقتی فهمیدند که امام حسین چه کسی از این‌ها هست، خدا شاهده این‌ها همین‌طور داشتند گریه می‌کردند، به عشق امام حسین همه‌شان گریه می‌کردند، آخر مجلس چون همگی نیروهای فرهنگی بودند و آدم‌های معمولی نبودند، آخر مجلس رئیس شان گفت پروفسور می‌خواهم با هم یک گشتی بزنیم و یک جوک برایت بگویم، گفتم بگو، گفت ما مسیحی‌ها می‌گوییم اسلام دین خیلی خوبی است، خودمان هم قبول داریم ولی حیف که مشروب ندارد، یعنی این وابستگی نمی‌خواهد بگذارد که آن را بگیرند، اگر به خودشناسی برسند چرا، مثل آب خوردن همه این‌ها را کنار می‌گذارند، اگر بفهمند آدم هستند، به خانم و آقا نیست که فقط یک شهوت جنسی بخواهد، خیلی‌هایشان می‌گویند اگر این حجاب نبود همه چی حل بود ما اصلا مسلمان می شدیم، اگر بفهمند آدم است درست می‌شود. با معرفت نفس، این را شما یاد بگیرید، ما الان برای 7 سال تا 11 سال، چهارده جلد تولید کرديم، 7 تا 11، کتاب‌هایش را هم تولید کردیم، کتاب‌هایش چه چیزهایی بود؟ کتاب‌ها معرفی شده؟ معلمی برای شدن، شروعی برای شدن، خانه‌ای برای شدن، دوره اصلی تان کتاب (من کیستم) هست، یعنی آن پایه‌ای که همگی تان باید بخوانید با هم و با هم مباحثه کنید، از همین الان، دوتا دوتا همدیگر را پیدا کنید، بنشینید با هم این شانزده درس را کامل مباحثه کنید، این شانزده درس را اگر یاد بگیرید دیگر با آن هر جای دنیا می‌روید مسلح می‌روید. من در کشورهایی که می‌روم همیشه می‌گویند شما پرفسور وقتی می‌آیید نه لبتاب دارید، نه کتاب دارید، نه جزوه دارید، چطوری این درس را به ما یاد می‌دهید، می‌گویم چون ریاضی است، این‌ها نظم منطقی دارد ریاضی، این کتاب را ما سی سال در کل دنیا بردیم آزمایش گرفتیم، دانشگاههای دنیا، آمریکا و اروپا و آفریقا، روسیه و کشورهای دیگر، برای مسلمان‌های دیگر تا یواش یواش یواش طراحی ریاضی شده، این را کاملا روی آن کار کنید، (من کیستم) برای بچه‌های 11 به بالا ما (برنا منتظر) داریم، در کانال که بیایید، روی سایت ما، کتاب هم داریم برایشان که بتوانند راهنمایی کنیم که این‌ها بفهمند چه کسی هستند، عاشق خودشان شوند، از خودشان لذت ببرند، این درس‌ها را، این‌ها خیلی مهم است.

والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین.