جلسه 001 - تربیت مهدوی
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - تربیت مهدوی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

موضوع بحثمان خانواده مهدوی و تربیت اصل مهدوی است، چون قرار است که دو جلسه دیگر خدمت عزیزان باشیم من این بحث را یک مقدار ریشه ای تر شروع می کنم، وقتی که سخن از مهدویت می شود یا هر موضوع دیگر دینی یا انسانی، موضوع همۀ این ها به یک موضوع واحد بر می گردد و آن انسان است و همۀ آن ها همان طور که قرآن کریم فرمودند: همه چیز برای انسان آفریده شده است، ولی انسانی که خداوند می فرماید: من همۀ آسمان ها و زمین را برای او خلق کردم و حتی عرش و کرسی و بهشت و جهنم و ارسال انبیاء علیه السلام و انزال کتاب های آسمانی این چیست؟ ما اگر این را ندانیم، سال ها فهممان از دین عقب می ماند و اساساً نمی فهمیم دین آمده که برای ما چه کار کند و از دینمان نمی توانیم لذت ببریم و استفاده کنیم و با وجود دین داری از شاخصه های سعادت دور می مانیم، شاخصه های سعادت سه تا هست، حداقل سه شاخص اصلی برای سعادت و دین داری داریم؛ یعنی اگر ما بخواهیم بگوییم که یک نفر دین دارد یا سعادت مند است، از کجا می توانیم بفهمیم که دین دارد؟ مثلاً چادر دارد، حجاب دارد، نماز می خواند، پوشیه می زند، روزه می گیرد، مثلاً نماز شب می خواند، مثلاً هر روز روزه می گیرد، از کجا می توانیم بفهمیم عمامه دارد، آخوند یا مجتهد است، ریش دارد، پاسدار و بسیجی است، علامت سعادت چیست؟ سه تا علامت مهم علامت سعادت است که ما اگر بخواهیم بدانیم که یک نفر دین دارد یا نه، ایمان دارد یا نه، یا انسان هست یا نه، ملاک این سه تا هست که خدمتتان می گویم: 1. رحمانیت و رحیمیت؛ یعنی مهربانی، عشق، کینه نداشتن از کسی، این که فکرمان درگیر گذشته نباشد، بتوانیم دیگران را راحت ببخشیم، بتوانیم دیگران را دوست داشته باشیم، بدون این که گدایی عاطفی از کسی داشته باشیم، از هیچ کس؛ یعنی نه پدر، نه مادر، نه همسر، نه هیچ کس دیگری، انسان وقتی به قدرت رحمانیت و مهرورزی می رسد، گذشته یادش نمی آید، از کسی کینه ای به دل ندارد، در ذهن او درگیری ایجاد نمی شود، به این می گویند رحمانیت، که رحیمیت هم کنارش دارد، به قول علامه رحمة الله علیه، اسلام یعنی؛ «بسم الله الرحمن الرحیم»، این می شود همۀ حقیقت اسلام، برای همین هم در صفت های اللهی بالاترین چیزی که به آن تکیه کردند و در نماز هم شما دائماً باید این را بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین» باز «الرحمن الرحیم» ما با این صفات خیلی کار داریم، یک شاخص خیلی مهمی است که ما بدانیم آدم هستیم یا نه، انسان هستیم یا نه، مؤمن هستیم یا نه، از پیغمبر صلی الله علیه و آله سؤال کردند که علامت ایمان چیست؟ فرمودند: «کُلَما اِزداد العَبد الایماناً وَ اِزداد حبَّ للنساء»؛ هرگاه ایمان انسان زیاد می شود علاقه او به همسرش بیشتر می شود، اگر علاقه ما به همسرمان، به پدر و مادرمان، خانواده همسرمان، همسایگان، مردم، هموطن ها، غیر هموطن ها، هم دین ها، غیر هم دین ها، گیاهان، حیوانات، حتی اشیاء بیشتر می شود یعنی داریم سیر ایمانی درستی را انجام می دهیم، داریم آدم می شویم، داریم انسان می شویم، این علامت مهمی است.

پس 1. رحمانیت 2. آرامش؛ آدمی که زود رنج و عصبی است، حساس و پرخاشگر است، او از ایمان به دور است، حتی اگر صورت های مقدس را هم داشته باشد، آخوند باشد، روحانی باشد، مجتهد یا پاسدار باشد، رزمنده باشد، نماز شب خوان باشد، هر روز روزه بگیرد، حافظ قرآن باشد به درد نمی خورد و از نظر خدا ارزشی ندارد، وقتی آدم مهربان نیست یا آرامش ندارد، به رسول خدا گفتند فلان خانم، شما اگر الان یک خانمی را ببینید ما در تربیت اسلامی، چون موضوع تربیت است دیگر، در تربیت، اگر بچه ای را تربیت کنیم که همیشه روزه باشد، شب ها تا صبح عبادت کند، چقدر ارزش دارد؟ خیلی. یک آدمی که اینقدر حس داشته باشد که هر روز روزه بگیرد و هر شب هم تا صبح عبادت کند، وقتی یک همچین خانمی را به پیغمبر صلی الله و علیه و آله معرفی کردند، بعد گفتند که یا رسول الله فقط یک مقدار زبان این خانم تند است، یک کمی، گه گاهی همسایه ها را آزار می دهد، فرمود: « لا خَیر فیها هی مِن اَهلِ النار»؛ هیچ خیری در این خانم نیست، او جهنمی است، پس شما وقتی که مهربان نیستید، هر روز هم نماز شب بخوانید، هیأتی باشید، روزه بگیرید، بسیجی باشید، سپاهی باشید، فایده ای ندارد، وقتی که مهربان نیستید، وقتی که عرضه مدیریت عشق های زمینی تان را ندارید، وقتی راحت متنفر می شوید و زده می شوید از افراد، هیچ فایده ای ندارد، پس 1. رحمانیت، 2. آرامش؛ آرامش هم گفتیم یعنی چه، یعنی شب ها راحت بتوانید بخوابید، مدام در رختخواب با خودتان کلنجار نروید، خواب های بد نبینید، در طول روز مدام دلشوره داشته باشید، برای هر چیزی ناراحت شوید و هر چیزی به شما بربخورد، این ها فایده ای ندارد. 3. شادی؛ غم در اسلام هم بیماری است، امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «الغم مرضٌ نفس»؛ غم بیماری روح است، آدمی که غمگین است روح او مریض است و بالاتر از آن پیامبر صلی الله و علیه و آله فرمود: غم در اسلام از بالاترین درجات فحشا و گناهان محسوب می شود، پیامبر فرمود: «مَن بَکی علی الدنیا دخلَ النار»؛ هر کس غمگین باشد جهنمی است، آدمی که برای دنیا گریه می کند جهنمی است، «مَن بکی»؛ یعنی هر کس گریه کند. «علی الدنیا»؛ یعنی بر دنیا. «دَخَل النار»؛ وارد جهنم می شود، پس دقت کنید گناه فقط این نیست که انسان مشروب بخورد، بی حجابی کند، قمار کند، زنا کند، دزدی کند، یکی از فحشاهای بزرگی که انسان را جهنمی می کند، غصه خوردن است، حالا ما این ها را در مباحث کنترل فکر و بحث محبت و بحث غم و شادی، چون این ها هر کدام کارگاه داشتیم، ما برا بحث غم هفتاد ساعت کارگاه داریم، برای شادی حدود دویست ساعت کارگاه داریم این ها برای تهیه کنید، این که مثلاً بدانیم که فکرمان را چگونه آرام کنیم، چطور عصبانی نشویم؟ چطور خواب بد نبینیم؟ چطور غمگین نباشیم؟ چطور می توانیم مهربانی را همانطور که پیغمبر صلی الله و علیه و آله فرمود در خودمان پیاده کنیم، چطور می توانیم شاد باشیم، غصه نخوردن یک دوره است، کارگاه غم است، شادی؛ یعنی این که من چطور می توانم خودم را شاد نگه دارم؟

شما ببینید حضرت زینب سلام الله علیها در کربلا آن همه مصیبت به ایشان وارد شد فرمود: «ما رأیت الا جمیلا»؛ هیچ چیزی جز زیبایی ندیدم، ما باید شبیه به ایشان شویم؛ یعنی وقتی مصیبت های دنیایی بر ما وارد می شود، غصه نخوریم و بتوانیم زیبا ببینیم، به جای این که غصه بخوریم بگوییم که خدا را شکر یک چیزی از ما کنده شد که ما پیش خدا قیمت پیدا کنیم، نه این که بنشینیم عزاداری کنیم و گریه کنیم و زندگی را به خودمان تلخ کنیم که حالا چرا این شکست؟ فلان چیز سوخت، چرا فلان کس تصادف کرد؟ چرا او مُرد؟ بتوانیم آرامش و شادیمان را حفظ کنیم، یاد بگیریم که چرا امام باقر علیه السلام در مورد اصحاب کربلا فرمود: «لَم یَجِدوا اَلَمَ الحدید»؛ کربلایی ها وقتی که شمشیر می خوردند، نیزه می خوردند، تیر می خوردند، درد را احساس نمی کردند، مثل همسران و پدران شما که در جبهه بودند و به همراه ما سال ها جنگیدند، ما هم همین طور بودیم، من یادم نمی رود، بیشتر عملیات هایی که بودم که از کسی آخ شنیده باشم، به خاطر تیر و ترکشی که می خوردند، این همه عملیات که ما از اول جنگ بودیم تا آخر جنگ از کسی همچین چیزی ندیده بودم، این مهم است که انسان بتواند غمگین نباشد، پس این سه تا شاخص را با هم مرور کنیم، ا. رحمانیت 2. آرامش، 3. شادی، شما اگر خودتان را نشناسید به این سه تا نمی رسید؛ یعنی اگر ندانید که دین مخصوص کدام مَنِ شماست، فایده ای ندارد. ما پنج تا مَن داریم، می خواهم این مَن ها را توضیح بدهم، شما اگر ندانید که دین برای کدام یکی از این مَن هاست، اشتباهاً دین داری را می برید روی منی که آن من اگر نماز شب خوان هم باشد، پاسدار هم باشد، بسیجی و سپاهی هم باشد، رزمنده هم باشد آدم عصبی و بد اخلاق و غمگین و نا آرام و نا مهربان و کینه ای است چون دین او به درد نمی خورد، همان طور که پیغمبر صلی الله و علیه و آله فرمود: «لا خَیرَ فیها هِی مِن اَهلِ نار»؛ هیچ خیری در این خانم نیست، او جهنمی است.

پس برویم به سراغ آن پنج تا من؛ و یواش یواش برویم به سراغ این که وقتی می گوییم تربیت مهدوی یعنی چه؟ به مَن اول ما می گویند مَن جمادی، در مَن جمادی گرایش شما به سمت اشیاء است؛ یعنی به دنبال خانه، ویلا، پول، مبلمان و تلفن همراه و این چیزهاست، قیمت آدم هم به این چیزهاست، مثلاً وقتی می خواهد مهریه تعیین کند برای دخترش، می گوید که مهریه دختر من باید بالا باشد، هر چه که می گویید که خدا و پیغمبر راضی نیستند، این کار باعث به وجود آمدن کینه است و برای دختر شما بدبختی و نکبت می آورد، قبول نمی کند، فکر می کند که شرافت دخترش به این است که حتماً باید صدتا، دویست تا، سیصدتا یا بیشتر مهریه داشته باشد و بعد این می شود قیمت فرزند او، یا ابزار و وسایل و جهیزیه مثلاً باید سنگین باشد، قیمت دختر به جهیزیه و مهریه است، انسان در این بخش درگیر یک سری کمالاتی هست که من نمی گویم بد هستند، این ها چیزهای خوب و نورانی ای هستند، اما قیمت آن در حد کمالات جمادی است. 2. چیزهایی هستند که شریف تر و بهتر و نورانی تر هستند که به آن می گویند مَنِ گیاهی، در مَنِ گیاهی علاقه و کشش شما به سمت کمالات بدنی است، خوشگلی، خوش اندامی، قیافه، لباس، ورزش، رفتن به سمت ورزشکار شدن، قهرمان شدن، غذای خوب خوردن، سفره آرایی، چیزهایی که مربوط به خوردن و غذا و این طور چیزهاست که به آن می گویند کمالات گیاهی، یعنی چیزی که مربوط به رشد، تغذیه، تولید مثل و زیبایی و قدرت و هیکل و اندام است، این ها مربوط به کمالات گیاهی است، دسته سوم که شریف تر و نورانی تر هستند، به آن ها می گویند کمالات حیوانی؛ یعنی از آن جهت که ما خانم یا آقا هستیم، زن و مرد هستیم از آن جهت ما کمالات داریم، مثل کشش به جنس مخالف، ازدواج، تشکیل خانواده، عشق زمینی، کار، تفریح، مسکن گزینی، تشکیل حکومت، دولت، فعالیت اجتماعی، سیاسی، نظامی، خدمت به هم نوع، خدمت به غیر هم نوع، این ها خصوصیاتی است که در حیوانات است، حیا، غیرت ناموسی، امانت داری، این ها کمالاتی است که در حیوانات وجود دارد، مقام، پست، ریاست، درجه، این ها در حیوانات هست، در زندگی ما هم وجود دارد، پس ما از یک جهت که این ها را داریم حیوان هستیم.

کمالات حیوانی بسیار وسیع تر، بزرگ تر، با ارزش تر و نورانی تر است. دسته چهارم، کمالات عقلی یا فرشته ای است؛ یعنی مَنِ فرشته ای، یا مَنِ عقلی؛ یعنی ما از این جهت شبیه به فرشته ها هستیم. فرشته ها چه کار می کنند؟ فرشته ها به وسیله قدرت و علمی که دارند دائماً در طبیعت تصرف ایجاد می کنند، این گل هایی که شما می بینید، گل های مصنوعی است، طبیعی آن بیرون و یا در خانه های شما هست، فرشته ها هستند که تمام گل ها را از خاک درست می کنند، این کار فرشته هاست، بافتن تک تک تار و پود آن ها، در اتم به اتم گل هایی که به زیبایی درست می کنند و تقدیم انسان می کنند، یک دانه گل را فرشته ها می بافند. بدن شما، جنینی که در رحم مادر هست، یک نطفه تا این که بخواهد بشود بچه، کل فعالیت اندام زایی را فرشته ها روی ماده انجام می دهند، ما فقط می بینیم که انجام می شود، اما نمی دانیم که چطور، شعور و قدرت و علمی که این کار را انجام می دهد را نمی بینیم، به این می گویند فرشته؛ یعنی ناخن شما وقتی رشد می کند، موی سر شما که رشد می کند، بدن شما، تمام حرکاتی که در اتم ها، الکترون ها، نوترون ها، پروتون ها وجود دارند، این ها را فرشته ها انجام می دهند، فرشته، مرکز قدرت و قوای عالم را می گویند: مَلَک؛ یعنی مالکیت و قدرت و توان دارد. انسان در بعد عقلی به سمت دانشگاه می رود و به سمت دکتر شدن، مهندس شدن، اختراع، اکتشاف، تولید علم، به این سمت می رود، ساختمان می سازد، ساختمان سازی کار مهندس است، کار هر کسی نیست، تلفن همراه درست می کند، اتومبیل درست می کند، این همه اختراعات و اکتشافات برای جنبه عقلی و جنبه فرشته ای انسان است، این چهار جنبه، جنبه های فرعی ما هستند، جنبه انسانی ما نیستند؛ یعنی خداوند که می فرماید من زمین را برای شما آفریدم و آسمان و بهشت و عرش و فرش و قرآن و انبیاء علیه السلام، این ها برای این بخش ها نیست، برای بخش اصلی ماست که به آن می گویند بخش پنج ما.

پس این چهار تا بخش پایین را با هم تمرین می کنیم، هر چیزی که من می گویم اگر درست بود بگویید که درست است، اگر غلط بود بگویید که غلط است. تمرین را در این چهار بخش با هم انجام می دهیم: پس چند تا مَن داشتیم؟ پنج تا، الان چند تا را گفتیم؟ چهار تا، بگویید چه من هایی بودند؟ مَن های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فرشته ای. من از پایین شروع می کنم، هر چقدر که آدم ها پول دار تر هستند انسان تر هستند، درست است یا غلط؟ غلط، در بخش گیاهی، آدم هایی که زیباتر هستند انسان تر هستند؟ غلط. کسانی که غذاهای بهتری می خورند انسان تر هستند؟ غلط. ورزشکار ها انسان تر از بقیه آدم ها هستند؟ غلط هست و این هم ملاک انسانی ندارد. یا بگوییم کسانی که متأهل هستند انسان تر از مجردها هستند؟ غلط. یا کسانی که بچه دار هستند انسان تر از کسانی هستند که بچه ندارند؟ غلط است، اصلاً بچه داری مختص بخش گیاهی است. یا بگوییم رئیس جمهور انسان تر از وزراست؟ غلط است. یا بگوییم که سرتیپ ها انسان تر از سرهنگ ها هستند؟ غلط است. مقام، درجه نیست. یا بگوییم که مجتهد ها انسان تر از سایر روحانیون هستند؟ غلط است. برویم سراغ بخش علمی، مثلاً بگوییم که دکترها انسان تر از ارشدها هستند؟ درست هست یا غلط؟ غلط. پس علم هم ملاک انسانی نیست. اصلاً انسانیت در این چهار مرحله نیست؛ این ها مقاماتی هستند که کمال هستند، ارزش دارند ولی مربوط به درجات پایین تر بخش انسانی ما هستند، انسانیت ما به این ها نیست. به بخش پنجم ما اصطلاحاً می گویند بخش فوق عقل، یا فوق تجرد، در این بخش به ما می گویند: انسان.

در این بخش انسان عاشق کمالات بی نهایت می شود؛ یعنی علم بی نهایت، قدرت بی نهایت، لذت بی نهایت، زیبایی بی نهایت، انسان کاملاً در این بخش بی نهایت طلب است، فقط کمالات بی نهایت را دوست دارد چون ما بی نهایت هم یکی بیشتر نداریم، چون اگر چند تا بی نهایت باشند همدیگر را محدود می کنند، دیگر بی نهایت نیستند، پس اگر ما عاشق علم مطلق، قدرت مطلق، زیبایی مطلق، لذت مطلق، حیات جاودانه، زیبایی بی نهایت هستیم و همه هم هستند، چون هیچ انسانی نیست که این ها را نخواهد، یک موجود بی نهایت هست که همه این ها را دارد، این موجود بی نهایت را در اصطلاح انسان شناسی که همه کمالات را دارد به او می گویند: «الله» تبارک و تعالی. انسان در بخش پنجم یک معشوق و یک دلبر بیشتر ندارد و آن «الله» است؛ یعنی انسان عاشق «الله» می شود، پس ما چند تا بخش داشتیم، پنج تا و در هر بخش ما یک دسته اله و معشوق داریم، گفتیم از پایین شروع می شود، معشوق های جمادی، معشوق های گیاهی، معشوق های حیوانی، معشوق های عقلی و معشوق های فوق عقلی، در بخش انسانی، اله و معشوق و دلبر ما کیست؟ «الله» است؛ پس گزارۀ بخش انسانی ما می شود «لا اله الا الله»؛ یعنی من الهی، معشوقی، دلبری جز «الله» ندارم، پس شعار «لا اله الا الله» اسلامی نیست، یک شعار دینی نیست، یک شعار انسانی و خارجی است؛ یعنی در هر کجای عالم، انسانی باشد، معشوق اصلی او «الله» است. امام خمینی سلام الله علیه فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ یعنی چه که عاشق خداست؟ یعنی او هم بی نهایت طلب است، ولی چون مصداق را نمی شناسد، الان نمی داند که عاشق خداست، امپریالیست؛ یعنی بی نهایت طلبی منحرف شده، والا اگر به او هم یاد داده بودند که این که شما می خواهید نفت و گاز ملت ها نیست، او که شما می خواهید «الله» است، شما فقط با «الله» آرامش پیدا می کنید، «اَلا بِذکرِ اللهِ تَطمَئِن القُلوب»؛ انسان فقط با «الله»؛ با معشوقش آرامش پیدا می کند؛ یعنی با خودِ خدا.

پس آن سه شاخص سعادت چه بود؟ 1. رحمانیت، 2. آرامش، 3. شادی. این ها برای کسی است که مَنِ اصلی او کار کند، اگر کسی مَنِ اصلی اش کار کند و با معشوقش رفت و آمد داشته باشد، این آدم در هر چهار بخش، هر شرایطی هم که داشته باشد، هم مهربان است، هم آرامش دارد و هم شادی دارد، پس شما هر چقدر در کمالات چهارگانه پایینی پیشرفت کنید اگر ازدواج و پیوندتان در مَنِ اصلی تان خوب صورت نگرفته باشد، باز نا آرام هستید، چون خودِ خدا هم که شما را آفریده است، می فرماید: که شما فقط با یک نفر می توانید به آرامش برسید و او مَنِ خدا هستم، شما فقط با «الله» آرامش پیدا می کنید؛ شما با هیچ کس دیگر آرامش پیدا نمی کنید چون دل شما بی نهایت طلب است، اگر معشوق محدود هم انتخاب کنید افسرده می شوید، هر چه پولدار تر، افسرده تر، هر چه تحصیل کرده تر، افسرده تر، الان شما نگاه کنید، اکثر طلاق ها و خودکشی های ما طبق آماری که رسمی است، برای خانواده هایی است که یا آسایش بیشتر و پول بیشتری دارند و یا تحصیلات بالاتری دارند، این خصوصیت را شما کجا می توانید پیدا کنید؟ با کمالات پایینی نمی توانید پیدا کنید، کمالات پایینی خوب هستند، ارزش هستند، نورانیت هم دارند، اما به شرطی که کمال اصلی با شما باشد، کمال اصلی؛ یعنی دلدادگی به خدا؛ یعنی عشق به خداوند و ترجیح خدا به چهار بخش پایین، اگر شما خدا را به چهار بخش پایینی ترجیح ندهید دیگر آرامش در دل شما نمی آید، دیگر نمی توانید مهربان باشید، کینه تمام وجودتان را می گیرد، دیگر نمی توانید آدم شادی باشید، هر چه پولدار تر، هر چه موفق تر، هر چه تحصیل کرده تر، سطح اضطراب شما بیشتر می شود.

سؤال، حالا این بخش انسانی که می گوییم عشق به «الله»؛ یعنی چه؟ یعنی قرار است که ما چه بشویم با عشق به «الله»؟ «لا اله الا الله» و تربیت اسلامی، هنوز راجع به حضرت مهدی علیه السلام چیزی نگفتیم، تربیت اسلامی قرار هست که ما را به کجا ببرد؟ ما از کجا بفهمیم که یک نفر تربیت اسلامی دارد؟ سه تا شاخص اصلی را در تربیت اسلامی گفتیم: 1.مهربانی، 2. شادی، 3. آرامش. اما فقط این نیست، این ها قرار است که ما را به یک جای دیگری ببرند، عشق به «الله» انسان را به کجا می رساند؟ عشق به «الله» شما را به جایی می رساند که شما وقتی با معصوم علیه السلام رو به رو می شوید، می توانید راست بگویید: «اَسئَلُهُ اَن یُبَلغَنی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله»؛ من می خواهم به همان مقام محمود و شایسته ای که شما نزد خدا دارید برسم. این می شود قیمت شما، قیمت انسان. انسان کمتر از معصوم نیست، امام خمینی سلام الله علیه در کتابی که نوشتند به نام نماز یک حدیث آوردند از نبی اکرم صلی الله و علیه و آله، ایشان می فرمایند که وقتی انسان وارد بهشت می شود، برای مؤمن یک نامه می آید از طرف خداوند، نامه خیلی قشنگ تنظیم شده است، این نامه همۀ هدف خلقت انسان، مقام انسان و قیمت انسان را بیان می کند، نامه از و به دارد، از او کیست؟ خدا. به کیست؟ بندۀ خدا. نامه این طور نوشته شده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم* من الحی القیوم الذی لا یموت»؛ از زندۀ پایداری که هرگز نمی میرد؛ این کیست؟ خدا. حالا وقتی می خواهد مؤمنین را خطاب کند ببینید که چقدر قشنگ شما را خطاب می کند آن وقت می فهمید که برای چه آفریده شده اید، می فرماید: «الی الحی القیوم الذی لا یموت»؛ به زندۀ پایداری که هرگز نمی میرد؛ یعنی شما با خدا شبیه شدید؛ پس نامه این طور شد: «از زندۀ پایداری که هرگز نمی میرد، به زندۀ پایداری که هرگز نمی میرد»؛ پس انسان آفریده شده است که شبیه خداوند و معشوقش شود، عشق به «الله»، به «لا اله الا الله» انسان را شبیه خداوند می کند، برای همین هم قسمت اول که گفتیم سعادت سه شاخصه دارد: اولیش رحمانیت و رحیمیت است، شما باید رحمان و رحیم شوید که شبیه به خدا شوید و به آن مقام برسید، خدا رحمت کند آیت الله حائری شیرازی را عضو مؤسسه بودند، خیلی ما آن جا با هم بحث داشتیم و ایشان هم خیلی کلاس های خوبی داشتند آن جا، می فرمودند: اسلام؛ یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت، این کل اسلام است. انسان مهربان شود و از مهربانی به رحیمیت برسد؛ یعنی همۀ موجودات عالم را دوست داشته باشد و مؤمنین را بیشتر دوست داشته باشد، رحیمیت؛ یعنی این که انسان مؤمنین؛ یعنی کسانی که بیشتر شبیه به خدا هستند را بیشتر دوست داشته باشد؛ یعنی حزب اللهی ها را بیشتر دوست داشته باشد، این کل اسلام است.

پس قرار است که ما شبیه به «الله» شویم، چون قرار است که شبیه به «الله» شویم، حالا به این شبیه به «الله» شدن در قرآن چه می گویند: خلیفة الله. خلیفة اللهی؛ یعنی جانشینی خدا، مقام خلیفة اللهی، ما به این خاطر آفریده شده ایم: «اِنی جاعلٌ فی الاَرض خَلیفَه»؛ من می خواهم در زمین خلیفه بیافرینم؛ یعنی کسانی که شبیه به خودم باشند، برای همین هم وقتی شما با معصوم علیه السلام رو به رو می شوید، مقامی کمتر از خودِ معصوم ندارید، چون معصوم برای چه آمده است؟ خاصیت معصوم و امام روی زمین چیست؟ امام، الگویی است که شما را شبیه به «الله» می کند، چون خودِ او خلیفة الله است و مظهر خداست، آمده که مربی شما باشد، شما با نگاه کرده به او و حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر معصومین الگوهای انسانیت هستند، این که می گویند حضرت زهرا سلام الله علیها، الگوی زن است، خیلی کم است و حضرت زهرا را خیلی پایین می آورند، حضرت زهرا سلام الله علیها خودشان الگوی ائمه هستند؛ یعنی حجت خدا بر ائمه هستند، ائمه علیه السلام حجت خدا بر ما هستند، حضرت زهرا حجت خدا هست بر ائمه علیه السلام، بنابراین حضرت زهرا سلام الله علیها خیلی عظمت دارند، پس هم الگوی زنان و هم الگوی مردان هستند، فرقی نمی کند، چون ایشان انسان کامل هستند، پس خدا معصوم را به این دلیل گذاشته است که ایشان امام ما باشند، امام؛ یعنی الگو، که اگر عمل کنید شبیه به خدا می شوید، برای همین هم شما در زیارت عاشور می گویید: «اَسئَلُهُ، البته کسانی که راست می گویند نه این که صرفاً فقط زیارت عاشورا بخوانند و ندانند که چه می خوانند، «اَسئَلُهُ اَن یُبَلِغنی المقام المحمود لَکُم عند الله»؛ من آن مقام پسندیده ای که شما نزد خدا دارید آن را می خواهم، این مقام و قیمت و لیاقت شماست، والا ممکن است که شما به بهشت بروید اما نزد اهل بیت علیه السلام نباشید، شاید اصلاً آن جا شما را راه ندهند، ممکن است که انسان بمیرد و موقع مردن یکی از چهارده معصوم هم کنار او نیایند، خود حضرت زهرا سلام الله علیها هم گفته اند که بعضی از شما ما را دوست دارید، می میرید ولی ما اصلاً نمی توانیم بیاییم که شما را ببینیم، شما در برزخ این قدر از ما فاصله می گیرید که ما نه برزخ، نه قیامت، نه چند صد سال بعد از قیامت هم دست ما به شما نمی رسد، این برای کسانی است که سبک زندگی آن ها با انسان کامل جدا می کنند، چون قیامت و برزخ؛ یعنی ظهور انسان کامل، شما به میزانی که شبیه به انسان کامل هستید آن ها کنار شما می آیند، شما به میزانی که شبیه به انسان کامل هستید با آن ها نسبت دارید و رابطه دارید، خیلی ها الان دوست ندارند که شبیه به حضرت زهرا سلام الله علیها باشند، دوست دارند که بی حجاب و بد حجاب باشند، بی غیرت هستند، غیر از اهل بیت علیه السلام را دوست دارند.

علاقه هایی غیر از انسان کامل را دوست دارند، مثلاً دوست دارد که خارج زندگی کند، پیامبر صلی الله و علیه و آله فرمود: «کسی که دوست دارد که از مملکت اسلامی خارج شود مشرک است»؛ کسی که دوست دارد خارج از کشور زندگی کند مشرک است، مسلمان نیست، کسی که لیاقت خودش را زندگی در مملکت اسلامی نمی بیند او قطعاً با اهل بیت علیه السلام فاصله دارد، کسی که چنین علاقه ای دارد معلوم است که آدم بی چاره و بدبختی است که علاقه دارد خارج زندگی کند، پس وقتی می گویید: «اَسئَلُهُ اَن یُبَلِغنی المقام المحمود لَکُم عند الله»؛ یعنی آن مقامی که شما دارید من آن را دوست دارم و دلم می خواهد که به آن مقام برسم، من کمال و قیمتم آن است، کمتر از شما هم نیستم، می خواهم به آن برسم، چون خدا وقتی که می گوید من شما را از روح خودم آفریدم، روح خدا کیست که آن روح باعث می شود ما بی نهایت طلب و عاشق «الله» شویم، آن روح همان نور محمد و آل محمد صلی الله و علیه و آله است. ما از این نور آفریده شده ایم، همۀ آدم ها هم این را دارند، فقط صرفاً مختص شیعیان نیست، شما در اربعین ببینید اهل سنت می آیند، مسیحی ها می آیند، یهودی ها می آیند، سیک ها می آیند، هندو ها می آیند، زرتشتی ها می آیند، همه عاشق انسان کامل هستند، چون همه یک رابطه ای با آن شخصیت دارند و آن عشق آن ها را از سراسر عالم می کشاند و می برد، علی رغم تغییرات و اختلافات زبانی، نژادی، دینی همه عاشق انسان کامل هستند، چرا؟ چون او پدر همه است، اصل همه است، ربطی هم به ما شیعیان ندارد، هر جا انسانی هست، امام زمان علیه السلام پدر او هم هست، پس وقتی می گوییم تربیت مهدوی، امام زمان علیه السلام این جا چه کاره هستند؟ حضرت مهدی علیه السلام قرار است که چه کار کنند؟ حضرت مهدی علیه السلام همان طور که گفتم قرار است که انسان ها را به این بزرگی تربیت کنند، این کار حضرت مهدی علیه السلام است، بله وقتی حضرت مهدی بیایند آن قدر به ما امکانات جمادی می دهند که دیگر فقیری پیدا نمی شوند، اینقدر امکانات گیاهی به ما می دهند که دیگر کسی مریض نیست، عمرها همه طولانی می شود، امکانات حیوانی آنقدر به ما می دهند که دیگر جامعه امنیت و عدالت دارد، دیگر اختلافات زناشویی نیست، دعوا و درگیری دیگر نیست، امکانات علمی، علم را از 27 پله که تا زمان ظهور امام زمان فقط 2 پله آن طی شده، امام زمان علیه السلام از 2 پله می رساند به 27 پله، آن زمان اوج علم است، ولی امام زمان برای این ها نمی آیند، امام زمان علیه السلام وقتی می آیند، می آیند که ما را انسان تربیت کند، شبیه به خودش و قدرت خودش، تازه ظهور امام زمان علیه السلام ظهور انسان است.

امام زمان علیه السلام می آیند آدم تربیت می کنند، شکوه انسانیت، قدرت انسانیت، مقام انسانیت را انسان بعد از ظهور خواهد دید که انسانی که خداوند می فرماید: من خلیفه آفریدم؛ یعنی چه کسی؟ یعنی قرار است که درهای غیب را امام زمان علیه السلام به روی ما بگشایند، این کار امام زمان علیه السلام است. تربیت مهدوی یعنی این، این اتفاق در تاریخ نیفتاده است، در تاریخ وقتی که خداوند انبیاء علیه السلام را فرستاده است، مزاحمت داشتند، هم جهالت مردم مزاحمت شده، هم وجود طاغوت ها مزاحم بوده است، انبیاء علیه السلام آمده اند تا یواش یواش زمینه آمدن مهدی علیه السلام را فراهم کنند، همه آن ها اعلام کرده اند، تمام انبیاء در آموزه هایشان مهدویت بوده است، عشق به انسان کامل، موعود جهانی، حتی شما در ادیان غیر آسمانی هم این را دارید، در ادیان غیر آسمانی هم توجه به موعود جهانی هست، سیک ها دارند، هندوها دارند، بودایی ها دارند، زرتشتی ها دارند، کسانی که دین ندارند هم می گویند که قرار است که یک زمانی یک موعودی بیاید و ما را نجات دهد، همه در این شخص مشترک هستند، پس یک زمانی یک موعودی می آید که انسان ها را انسان تربیت می کند.

همه انبیاء مقدمه هستند، حتی خود پیغمبر صلی الله و علیه و آله مقدمه است، این سیزده معصوم مقدمه هستند برای آمدن مهدی موعود، برای آمدن موعود جهانی، این ها مقدمه هستند برای این که شرایط را فراهم کنند تا او بیاید، حالا سیر تاریخی و مسائل دیگر آن را من الان نمی گویم، الان می خواهم راجع به مسائل تربیتی بیشتر صحبت کنیم، در آموزه های دینی هیچ چیزی به اندازه این که ما توجه به حضرت مهدی داشته باشیم برای ما سعادت آور نیست، شما سی شب ماه رمضان هر شب دعای افتتاح دارید و در دعای افتتاح بزرگ ترین آرزوی شما، چون انسان ها قیمتشان پیش خدا از چیست؟ ببینید ما کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی مان پیش خدا به ما قیمت نمی دهند، آن چیزی که به ما قیمت می دهد کمالات انسانی است؛ یعنی آن مقداری که شما دلدادگی و عاشقی دارید نسبت به بخش انسانی تان انسان هستید، باطن انسانی هم دارید که پیغمبر صلی الله و علیه و آله فرمود: «روز قیامت امت من به شکل ده حیوان و موجودات دیگر محشور می شوند»؛ این است که این ها مسلمان بودند ولی انسان نبودند؛ مثل آن خانمی که تا صبح نماز می خواند و روزها هم روزه می گیرد و پیامبر فرمود که او جهنمی است، چون بد اخلاق است، اخلاق ندارد، او انسان نیست؛ حالا هر شب هم نماز بخواند و روزه بگیرد، انسان؛ یعنی کسی که شبیه به خداوند است، برای همین خداوند در قرآن سه شاخصه برای انسان ذکر کرده است، در سوره توبه آیه 24، پس وقتی می گوییم تربیت مهدوی باید این گونه تربیت کنیم، در سوره توبه آیه 24 خداوند هشت معشوق معرفی می کند.

من اول معشوق ها را می گویم، بعد شما تقسیم بندی کنید، بگویید که این معشوق ها برای کدام یکی از چهار بخش است، می فرماید: «قُل اِن کانَ آباؤکُم وَ اَبناؤکُم و اِخوانُکم وَ اَزواجُکُم وَ عَشیرتکم وَ اَموالٌ اَقترفتموها وَ تجارةٌ تَخشَونَ کسادُها وَ مَساکِنَ تَرضونَها اَحبَ اِلیکُم مِن الله وَ رَسولِه وَ جَهاد فی سَبیله فَتربَصوا حَتی یَأتی الله بِأَمره وَ الله لا یَهدی القَومِ الفاسِقین»؛ بگو اگر پدرهای شما که مادرها را هم در بر می گیرد، پسرهای شما که دخترها را هم در بر می گیرد، برادرهای شما که خواهرها را هم در بر می گیرد، زوجها و همسرانتان، عشیره تان، اموالتان، شغل و تجارتتان و خانه های شما که جمعاً می شود هشت تا. پدرها و مادرها جزء چه کمالاتی هستند؟ کمالات حیوانی، پسرها هم جزء کمالات حیوانی هستند، برادران و همسرانتان هم کمالات حیوانی هستند، عشیره هم جزء کمالات حیوانی است. اموالتان جزء کمالات جمادی هستند، شغل و تجارت جزء کمالات حیوانی هستند، خانه های شما که جزء کمالات جمادی هستند، هشت معشوق حیوانی و جمادی خدا برای ما معرفی می کند و می فرماید اگر این هشت تا در دل شما محبوب تر باشند از چه کسی؟ سه تا معشوق انسانی ذکر می کند: «اَحَبَ اِلَیکُم مِنَ الله»؛ از خودِ خدا که کمال بی نهایت است. «وَ رَسوله»؛ که آیات و مودت، اهل بیت علیه السلام را هم در بر دارد. «وَ جَهاد فی سَبیلِه»؛ جهاد در راه خدا، اگر آن هشت تا معشوق در دل شما از این سه تا معشوق ارزشمند تر و محبوب تر است، «فَترَبَصوا حَتی یَأتی الله بِأَمره وَ الله لا یَهدی القَومِ الفاسِقین»؛ منتظر عذاب و نکبت و بدبختی باشید که خداوند فاسقین را هدایت نمی کند، فاسق؛ یعنی غیر طبیعی، مثلاً فکر کنید که من گرسنه هستم، کاغذ بخورم، این غیر طبیعی است. به کسی که تعادل ندارد می گویند: فاسق.

خداوند می فرماید که ذات شما بی نهایت طلب است و معشوق اصلی شما من و اهل بیت هستیم، وقتی که ما را ترجیح ندهید به زندگی دنیا فاسق هستید، طبیعی نیستید، چون بی نهایت را رها کردید عاشق محدودها هستید، پس فاسق هستید، تعادل ندارید، مثل این که به یک نفر بگویند که یک میلیون تومان بهتر است یا ده میلیون تومان، بگوید یک میلیون تومان بهتر است، بگویند دیپلم بهتر است یا ارشد، بگوید دیپلم بهتر است، این طبیعی نیست؛ یعنی تعادل ندارد. خداوند چقدر هم اسم قشنگی انتخاب کرده است وقتی می خواهد انسان را معرفی کند می فرماید شما طبیعی نیستید وقتی عاشق من نیستید، وقتی من را به دنیای خودتان ترجیح نمی دهید، من که بی نهایت طلب هستم، طبیعی نیستید، من بی نهایت هستم، اهل بیت هم چون الگوهای شما هستند، خانواده آسمانی شما هستند، خداوند شما را از آن ها آفریده است، حالا چرا جهاد؟ جهاد، تلاش عاشقانه شماست، جهاد، تنها راه نشان دهندۀ عشق است، الان یک خانمی عاشق همسرش است تا تلاش نکند که ثابت نمی شود، او مثلاً زحمت می کشد، غذا درست می کند، خانه را مرتب می کند، بچه داری می کند، این ها هم جهاد هستند، خدا رحمت کند حضرت امام را، فرمودند: من حاضرم عبادت های همۀ عمرم را بدهم به یک خانم، یک خانم ثواب اذیت بچه داریش را به من بدهد، علامه هم همین را فرمودند، خب یک زن چطور جای دیگری می تواند همچین مقامی را پیدا کند؟ شما سراغ دارید یک جایی خارج از خانه یک خانمی به چنین مقامی برسد؟ که امام می فرماید: من عبادت های همۀ عمرم را می دهم، علامه هم همین را می فرماید، ثواب اذیت های بچه داری اش را یک خانم به من بدهد، حالا ببینید که چقدر زن های ما را ؟ می کنند که می گویند من بچه می خواهم چه کار؟ می گوید دو تا بچه کافی است، من بچه می خواهم چه کار؟ شما بروید بیرون از خانه صد تا کار دیگر انجام دهید اگر توانستید به یک میلیونم این ثواب برسید، به این ارزش نمی رسید. شوهر داری جهاد است. پیامبر صلی الله و علیه و آله می فرماید: «جَهاد المَرأة حُسنُ التَبَعُّل»؛ جهاد یک زن خوب شوهر داری کردن است. جهاد ترجیح الله و اهل بیت به آن هشت تا معشوق پایینی و محدود است. چیزی که شما به خاطر آن شما با یک پاسدار ازدواج کرده اید.

پاسدار؛ یعنی این که یک انسان طبیعی است، پاسدار؛ یعنی کسی که تعادل روانی و طبیعی دارد و توانسته است، الله و اهل بیت علیه السلام و جهاد را به همۀ دنیا ترجیح داده است، اگر بعداً خودش این ارزش را با بی اخلاق خراب نکند، این می شود تعادل، بنابراین علامت و شاخصه های انسانیت چند تا بودند؟ شاخصه های سعادت سه تا بودند: 1. رحمانیت 2. شادی 3. آرامش. شاخصه های انسانیت چند تا بودند؟ سه تا، 1. عشق به الله، 2. عشق به اهل بیت علیه السلام، 3. عشق به جهاد، پس تربیت مهدوی؛ یعنی این که شما بچه هایی را تربیت کنید با تربیت اسلامی، نه این که فقط نماز بخواند، حجاب داشته باشد، بعضی از خانواده ها می گویند که ببینید بچه های ما همه نماز می خوانند، حجاب دارند، یا می گوید این بچه از شش سالگی چادر سر کرده است، این که هنر نیست، اول از این که ما اصلاً همچین کاری را توصیه نمی کنیم به شما، که بچه را خیلی زود در این کارها ببرید، یا این که می گویند: بچه من چقدر قرآن حفظ است، بچه من نماز می خواند، شعر از حفظ است، این ها همه خوب و ارزشمند هستند، اما باید بچه ها را معقول تربیت کنید، فهم درستی از خودش و قیمتش به او بدهید، برای همین من خودم به عنوان یک مشاور، اکثراً به ما می گویند که حاج آقا ما یک دختری داریم، یک پسری داریم، خوب، حزب الهی، بسیجی، از وقتی که به دانشگاه رفت نمی دانیم چرا یکدفعه همه چیز را گذاشت کنار، چادرش را کنار گذاشت، حجابش را کنار گذاشته است، نماز را کنار گذاشته است، پسرمان با دختر دوست شده است الان دیگر چیزی را قبول ندارد، این ها چرا اتفاق می افتد؟ به خاطر این است که تربیت اسلامی چیز دیگری است، تربیت اسلامی این نیست که شما ظاهر را درست کنید، تربیت اسلامی این است که شما به او یک معرفتی بدهید، که این معرفت تا وقتی که به دانشگاه رفت با او باشد، خارج از کشور هم رفت همین طور باشد.

من الان خودم تقریباً 29 سال است که فعالیت بین الملی دارم، خیلی از کشورها می روم، تبلیغ دارم، برنامه دارم، ما تقریباً به بیست ؟ دنیا داریم محصول آماده می کنیم در مؤسسه، دخترهای آمریکایی هستند که می شناسم، شاگردهای خارجی دارم، آمریکایی، روسی، اروپایی، دختر آمریکایی به من می گوید که ما وقتی فهمیدیم که باید در آمریکا حجاب داشته باشیم، از آن به بعد با حجابمان به خانم های آمریکایی پز می دهیم، با افتخار در آمریکا حجاب داریم و با آن به بی حجاب ها پز می دهیم، قیمت و لیاقت ما این است، ننگ نداریم، بعد می گفت چرا عده ای در ایران خجالت می کشند از این که اینطوری باشند؟ ما افتخار می کنیم که اینطوری هستیم، شما اروپایی ها را نگاه کنید، من یک دختر می شناختم در درونادو، در اسپانیا، یک دختر، تنهایی در بعضی از کشورهای اروپایی اینطوری شده است، فقط یک دختر، یک زن به تنهایی نماد اسلام است، فحش هم می شنود اما افتخارش این است که این گونه است، این یک جهاد است، حجاب یک جهاد است، کسی که چادر سر می کند و به خیابان می رود، حضرت فرمود مثل شهداست و هر لحظه ثواب شهادت را دارد. «الذاکِر فِی الغافِلین کَالمُتَشَهِد بِدمهی فی سَبیل الله»؛ کسی که در بین غافلین خدا و نمادهای الهی را به یاد دیگران می اندازد مثل کسی است که در خون خودش می غلطد. جهاد فقط این طور نیست که آدم برود به جبهه، جهاد؛ یعنی این که شما چادر سر کنید و با افتخار در خیابان راه بروید، نه با خجالت، با افتخار راه بروید و بدانید که کار درستی انجام می دهید، بدانید که به عنوان یک انسان حجاب لازم دارید، چون آدم و انسان هستید، چون «لا اله الا الله» دارید، حجاب لازم دارید، حجاب برای بخش پایینی انسان است برای این که بخش انسانی، انسان پاک بماند و آلوده نشود، پس وقتی راجع به تربیت مهدوی صحبت می کنیم؛ یعنی کسانی که عشق به امام زمان علیه السلام دارند، عشق به الله و عشق به جهاد دارند، این یعنی تربیت مهدوی، پس ما وقتی می گوییم تربیت اسلامی، تربیت اسلامی یک صورت و یک ظاهر نیست، صورت و ظاهر هست واجب است که باشد اما یک باطن دارد؛ یعنی شخصیت هایی هستند که از نظر اعتقادی سه تا عشق بر همۀ عشق های آن ها غلبه دارد: عشق به الله، اهل بیت علیه السلام و جهاد، به این می گویند تربیت اسلامی، والا بچه شما فاسق می شود، کسی که روح جهاد و مبارزه با دشمنان اهل بیت و دشمنان انسانیت و دشمنان معشوقش خدا را ندارد، شجاعت و روح مبارزه با آن ها را ندارد، معلوم است که آدم بی غیرتی است و انسان نیست.

یادتان نرود عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند، سکه یک رو ارزشی ندارد، شما هر چقدر که عاشق تر هستید باید متنفرتر هم باشید نسبت به دشمنان معشوقتان، الان فرض بفرمایید یک آقایی همسرش را خیلی دوست دارد اگر دوست دارد، باید اگر کسی خواست تعرضی به ناموس او کند و او را اذیت کند، دشمن اوست و یا خواست به فرزندش تعرض کند باید با او مبارزه کند، اگر مرد بی غیرتی باشد نسبت به ناموس و فرزندش پس معلوم است که دوست داشتن او دروغ است، چون وقتی کسی را دوست دارید باید نسبت به آفت آن، مثلاً یک مادر می گوید که من فرزندم را دوست دارم، وقتی فرزندت را دوست داری باید نسبت به کسانی که می خواهند فرزند تو را نابود کنند و اذیت کنند خود به خود نسبت به آن ها متنفر هستید و جهاد می کنید با کسانی که به بچه شما آسیب می رسانند، مبارزه می کنید با کسی که ممکن است به خودتان یا فرزند و خانواده تان آسیب بزند، بنابراین روح جهاد، روح انسانی است، در جهاد ما با کسی جنگ نداریم سر چهار بخش پایینی، فرق جنگ و جهاد چیست؟ جنگ در همه جای دنیا هست، اما جنگ های دنیا همه سر کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی یا علمی است، ما در اسلام یک همچین چیزی نداریم، ما در اسلام، جهاد داریم، جهاد؛ یعنی حفاظت و مراقبت از انسانیت و انسان ها، شرافت انسان ها، آزادی انسان ها، این فرق می کند، جهاد مقدس است، ما سر دنیا با کسی جنگ نداریم، حالا پیغمبر صلی الله و علیه و آله که می فرماید: «هر کس برای دنیا گریه کند جهنمی است»؛ هر کسی هم برای دنیا بجنگد جهنمی است. مگر این که از یک ارزش بالاتری بخواهد بیاید برای دنیا بجنگد، مثلاً مملکت و ناموسش به خطر بیفتد و او مجبور شود که برای حفظ آن ها بجنگد، آن جهاد است.

پس بدانیم که تربیت اسلامی یعنی چه، بدانیم تربیت مهدوی و نسل مهدوی یعنی چه؟ در دعای افتتاح خداوند قیمت ها را برده است روی دل؛ یعنی می فرماید: «دل یک آدم، قیمت یک آدم است». شما بگویید که معشوقتان از این پنج تا کدام هستند، من به شما می گویم که شما که هستید، این که پیغمبر صلی الله و علیه و آله می فرماید: «امت من روز قیامت به صورت ده حیوان محشور می شوند» این ها ظاهراً مسلمان هستند، اما باطن آن ها اینطور نیست، عشق آن ها کسان دیگری هستند، نماز می خوانند، روزه می گیرند، حجاب دارند، اما عشق آن ها خارج از کشور است، تصویر مبایل او عکس های ناجور است، در مبایل او قیمت آدم های دیگری است، دلداده کسان دیگری است، خجالت می کشد که پیامبر صلی الله و علیه و آله و ائمه الگوی او باشند، الگوی او سلبریتی ها و ورزشکارها و خارجی ها هستند، انسان روز قیامت با الگوی خودش محشور می شود. لذا می فرماید: «عده ای به صورت سگ محشور می شوند، سگ و گرگ می آیند، این ها آدم های عصبانی و پرخاشگر و خشن هستند، عده ای به صورت روباه محشور می شوند، این ها آدم های حقه باز هستند، بعضی به صورت خوک محشور می شوند، این ها بی غیرت ها هستند، کسانی که بی حیا و بی غیرت هستند، عده ای به صورت میمون محشور می شوند، این ها کسانی هستند که لجباز هستند، عناد دارند در برابر احکام الهی، در مقابل وظایفشان لجبازی می کنند، یا کسانی دیگر.

پس به مفهوم تربیت مهدوی دقت کنید، این که ما می خواهیم نسل مهدوی داشته باشیم، اعضای خانواده باید آدم هایی باشند که رحمان و رحیم هستند، آرامش دارند، شاد هستند، از نظر اعتقادی، عشق به الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا دارند، این تربیت مهدوی است، حالا ما وقتی خواهرها را راهنمایی می کنیم، این که ما می گوییم خانم ها قبل از انعقاد نطفه، حتی قبل از ازدواج، اگر فرزندی دارید که چهارده، پانزده ساله هست، قبل از ازدواج بیایند که ما به آن ها برنامه بدهیم، ما روی دو تا چیز کار می کنیم، اسپرم ها و تخمک ها؛ یعنی روی شخصیت اصلی پنج تا خصوصیت را تقویت می کنیم: 1. سلامت و زیبایی 2. هوش 3. عقل 4. اخلاق 5. معنویت. این پنج تا قابل افزایش است، هم زمانی که شخص هنوز ازدواج نکرده است، انتخاب همسر نکرده است، ما به آن ها برنامه های شش ماهه می دهیم، این ها کم کم تقویت می شوند، ما هر شش ماه به آن ها برنامه می دهیم تا می رسند به مرحله ازدواج، برای ازدواج، قبل از ازدواج یک دوره انتخاب باید ببینند که اصلاً باید با چه کسی ازدواج کنند، هر کسی که آمد که نمی شود ازدواج کرد، از کجا بدانیم این شخصی که الان می خواهیم با او ازدواج کنیم یا برای فرزندمان در نظر گرفتیم، دختر یا پسر فرقی نمی کند، آدم به درد بخوری است؟ شاخصه ها چه بودند؟ از کجا بفهمیم که او دروغ نمی گوید؟ فردا در قالب های مذهبی و حزب الهی بیایند جلو، بعد ببینید که نه اخلاق دارد و نه دین درست و حسابی دارد، الان من در قم هستم، یک موقع به من می گویند که یک طلبه آمده است خواستگاری دختر من، بعد فهمیدیم که او اصلاً نماز هم نمی خواند، از کجا بفهمیم؟ می گوید اخلاق ندارد، دختر من را می زند، طلبه هست اما آدم نیست، از کجا بفهمیم؟ این خیلی مهم است، این شاخصه ها خیلی مهم هستند، یاد بگیریم که چطور انتخاب کنیم، یک دوره انتخاب داریم، بعد نامزدی، بعد عقد، دوره عقد و نامزدی هست، بعد ازدواج، بعد یک دورۀ خیلی مهم که انعقاد نطفه است، انعقاد نطفه ده ها شرایط دارد، مثلاً الان من سؤال می کنم، چه زمانی انعقاد نطفه انجام نشود که بچه فلج نشود؟ یا این که چه زمانی انعقاد نطفه نباید باشد که بچه صرع نگیرد؟ یا این که بچه شب ادراری پیدا نکند؟ بچه لکنت زبان پیدا نکند؟ اکثر خانواده ها این ها را نمی دانند، مگر این که مطالعه کرده باشند در آموزه های دینی که بدانند والا خیلی ها این ها را نمی دانند، فقط می گوید که باردار شده است، خب باردار شده است، چه زمانی باردار شده است، کدام روز؟ کدام ساعت؟ غذایی که قبل آن خورده اند چه بوده است؟ می بینید که اصلاً چیزی را رعایت نکردند، بعد هم که بچه ناقص می شود می گویند که خدا این کار را کرده است و بعد به خدا ناسزا می گویند.

نمی گویند که ما تنبلی کردیم، نرفتیم یاد بگیریم، بحث یک انسان است، شما می خواهید یک انسانی به عظمت خلیفة الهی به دنیا بیاورید، او خیلی مراقبت لازم دارد، باید این ها را یاد بگیرند، بعد که باردار شد، بعد از بارداری ماه اول تا نهم هم پدر می تواند تغییرات بدهد، داده ها را افزایش بدهد، یا خدایی نکرده کاهش بدهد، هم مادر، ماه دوم، ماه سوم تا ماه نهم ما کنار مادر هستیم، به او مراقبت می دهیم، بعد از تولد هم دوباره دو سال اول که شیرخوارگی هست و بعد پنج سال بعدی که می شود هفت سال، بعد هفت سال اول، هفت سال دوم و بعد هفت سال سوم، این سه تا هفت سال هست که پیامبر صلی الله و علیه و آله فرمود: «از فرزندانتان مراقبت کنید و بعد آن ها را رها کنید»؛ اما الان متأسفانه در خانواده ها ما اینگونه نیستند، در خانواده ها معمولاً سه تا هفت سال بچه ها رها هستند، بعد که بچه از دست رفت تازه می آیند مشاوره که چرا دختر من اینطوری شد؟ چرا پسر من اینطوری شد؟ شما باید مثل یک گل از او مراقبت می کردید، بعد که به 21 سالگی رسید او را رها کنید، دیگر کامل شده است و خوب رشد می کند، ولی ما اصلاً این را رعایت نمی کنیم، بنابراین توصیه من این است که حتماً بحث های تربیت فرزند و انتخاب همسر، کنترل فکر، مباحث غم، شادی این هایی که گفتیم، همۀ این ها هست، تهیه کنید، بهترین کار هم این است که جدول برنامه ها را بگیرید یا اینترنتی یا برگه ها را پر کنید، کانال هم داشته باشید، کانال پنجاه تا عنوان دارد، آموزش مباحث انسان شناسی هست که به دردتان می خورد، حتماً کانال ما را داشته باشید در ایتا، سروش، بله، سایت هم داشته باشید: montazer.ir، منتظران منجی هم سرچ کنید، پیدا می کنید، در آن جا همه عزیزان از سپاهی ها، روحانیون، همه عضو آن کانال هستند، عضو سایت هستند، آن مجموعه، برنامه درخواست کنید و در آن ذکر کنید که در چه شرایطی هستید و چه نیازها و مشکلاتی دارید و حالا راهنمایی می خواهم، آن جا دیگر کارشناسان ما برای شما یک بسته طراحی می کنند، از یک بچه هفت ساله تا هفتاد ساله بسته طراحی شده است، که مثلاً این بچه هفت ساله باید چه کار کند، هشت ساله باید چه کار کند؟ برای بچه های زیر هفت سال هم محصول داریم که در برنامه های پدر و مادر گنجانده شده است، پس برنامه ها را تهیه کنید که بچه ها هم خوب تربیت شوند، خوب تربیت شوند؛ یعنی این که شما از بچه داریتان اذیت نشوید، لذت ببرید و بتوانید یک زندگی خوب، مهربان، آرام و شاد داشته باشید، ضمناً یک زندگی خدا پسندانه و مهدوی و تربیت مهدوی کنید که فردا نزد خداوند و اهل بیت و آقا امام زمان علیه السلام سربلند باشید.

زندگی ها دو آفت دارند که کلید همۀ بدبختی ها و مشکلات زندگی ما هستند، که ما باید این ها را از زندگی خودمان دور کنیم، امام باقر علیه السلام فرمودند: «کلید همۀ بدبختی های انسان در دنیای و آخرت دو چیز است، تنبلی و بی حوصلگی، این دو خیلی وحشتناک هستند؛ یعنی هر چه آدم به جهنم می رود و مشکلات دنیایی در زندگی پیدا می کند با شوهر، با فرزندان، خودش، خانواده اش، با همسایه ها، با خدا، با هر کس، مربوط به این دو صفت می باشد، که آدمی است تنبل و بی حوصله. تنبل برای یاد گیری وظایفش و برای عمل نکردن، فرق تنبل با بی حوصله چیست؟ تنبل اصلاً کار را شروع نمی کند؛ یعنی هر چه که می گویید، می شنود ولی شروع نمی کند. بی حوصله؛ کسی است که شروع می کند ولی ادامه نمی دهد، نکبت همه زندگی ها، دشمن مهربانی، دشمن آرامش و شادی شماست، دشمن عشق به «الله»، عشق به «اهل بیت» و عشق به «جهاد» است، از این وحشتناک تر وجود ندارد، که حضرت فرمودند: «کلید همۀ بدبختی های انسان در دنیا و آخرت»، وقتی من این حدیث را شنیدم نزدیک دو هفته مریض شدم، از پیامبر صلی الله و علیه و آله و صلم: «اِنَ اکثر سیاء اهل نار...»؛ بیشترین ناله های جهنمی ها به خاطر امروز و فردا کردن ها و تنبلی های آن هاست؛ یعنی بیشتر جهنمی ها آدم های بدی نیستند، که رفتند جهنم، بلکه آدم های تنبل و بی حوصله ای بودند، یا نرفتند وظایفشون را بشناسند، یا این که نرفتند به آن عمل کنند، اگر هم یاد می گیرند در عمل کردن تنبل هستند.

پس دختران من حواستان جمع باشد این دو صفت را کاملاً از خودتان دور کنید، تنبلی و بی حوصلگی، ما دوره تنبلی را داریم در یک سی دی هفتاد ساعته و ریشه های آن را هم گفته ایم، ولی تنبلی فقط مربوط به روح نیست، این را به خاطر داشته باشید، یک مقدار زیادی مربوط به جسم و تغذیه است، آن را باید مراقبت کنید که یک تغذیه درست و اسلامی و طبیعی داشته باشیم، الان نوعاً تغذیه های ما، همین الان قبل از این که من بیایم بیرون یک فردی آمد داشتیم سلام و علیک می کردیم دیدم که بدن ایشان کاملاً سرد است، دست و پای ایشان یخ بود، این علامت خوبی نیست، این نشان می دهد که این شخص بعداً می رود سراغ خیلی از مشکلات، پس باید تغذیه را یاد بگیرید، تغذیه مناسب، رژیم غذایی مناسب در خانه چیست؟ شما اگر بهترین افراد هم باشید، زحمت زیادی هم بکشید، اما غذای شما غذای مناسبی نباشد، می بینید که خواب آلوده هستید، بی حوصله و کلافه هستید، بعد زود رنج می شوید، خستگی های مفرط به سراغتان می آید، دم ظهر می بینید که هیچ نیرویی در بدنتان نیست، می خواهید بچه داری کنید می بینید که بچه شما هم مثل خودتان شل و ول و ضعیف است، تغذیه فوق العاده مهم است، که حالا ما برنامه تغذیه ای هم داریم، یک جزو ای هست که عنوان آن هست، سالم بمانیم، ان شاء الله آن را در برنامه هایتان درخواست کنید، نزدیک به ده، دوازه صفحه هست که خیلی به شما اطلاعات خوبی می دهد که غذای شما مناسب باشد؛ یعنی برنامه غذایی شما مناسب باشد، رژیم غذایی تان مناسب باشد که به خودتان و همسرانتان غذای ضعیف ندهید، غذای نباید صرفاً خوشمزه باشد، تعریف غذا خوشمزه بودن نیست، تعریف غذا این است که برای بدن مفید باشد و بتواند نیاز و نیروی شما را برای کل روز تأمین کند، خواب شما را کم کند که زیاد خواب آلوده نباشید، کسل و بی حوصله نباشید، مقدار زیادی از ریشه های تنبلی و بی حوصلگی به خاطر تغذیه نامناسب است، پس اصول تغذیه را هم در مورد خودتان و هم در مورد همسر و فرزندانتان آموزش ببینید و رعایت کنید.

والحمدلله رب العالمین