تفسیر سوره کوثر؛ جلسه دوم 25/09/1400
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
بحث ما در تفسیر سوره مبارک کوثر که درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است، ادامه می دهیم.
من یک توضیحی درباره حال و هوای سوره تکرار بکنم که حال و هوای سوره، یک حال و هوای کاملا عقیدتی است؛ دشمنان اسلام پیامبر را به خاطر وفات فرزندانش تمسخر کردند و طعنه زدند که نسل او از بین رفته و ابتر است و ادامه ای ندارد.
و خداوند تبارک وتعالی در یک سوره سه آیه ای با قدرت دارد بیان می کند، یک بشارت عظیمی می دهد، یک خبر غیبی می دهد که او کوثر است و نسل او ادامه دار خواهد بود و آن هم کثیر؛ که هیچ نسلی به اندازه نسل حضرت زهرا سلام الله علیها در دنیا با برکت، قدرتمند، کثیر، جریان ندارد.
و از یک طرف نسل دشمنان اسلام را خداوند تبارک و تعالی بریده می داند و این بریدگی فقط مربوط به جریان فردی نیست؛ یعنی اینکه آنها با داشتن چندین فرزند و ثروت، به هیچ جا نرسیدند و یا سایر دشمنان آن زمان پیغمبر... داستان اینجوری نیست.
«إِنَّ شَانِئَكَ » شانئ یعنی دشمن، دشمن تو کلا ابتر است و این را خیلی جدی باید تلقی بکنیم تا بتوانیم به فهم جریان حضرت زهرا در طول تاریخ پی ببریم و با آن پیوند برقرار بکنیم.
دشمن تو ابتر است؛ یعنی نمی تواند در مقابل این کوثر، جریان این کوثر تا قیام امام زمان و تا قیام قیامت، مقاومت بکند.
شما اگر به چرخه جمعیتی توجه بکنید، اگر به جریان جمعیتی توجه بکنید، متوجه می شوید که فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها روز به روز به وسعت و قدرت و کثرت رسیدند و دشمنان شان روز به روز به ضعف و بریدگی و ابتر بودن رسیدند.
خداوند از یک دختر، کوثری به وجود آورد که در طول تاریخ، جریان دارد و دشمنانش با آن همه کثرت و قدرت اقتصادی و نظامی و فردی در مقابل جریان کوثر زهرا سلام الله علیها شکست خوردند و در موقعی که شیعه بسیار اندک بود و خبری از فرزندان حضرت زهرا به معنای اینکه تعداد زیادی باشند، نبود؛ شیعه ای که علی علیه السلام فرمود: «ارتدّ الناس بعد النبی الاّ ثلاث» یا «الاّ خمس » یا «الاّ سبع» یعنی سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر، بیشتر نبودند و همه دشمنان با آن همه قدرتی که در اختیار داشتند، تلاششان این بود که پیغمبر و نسلش را ابتر بکنند، کار پیغمبر را ابتر بکنند، با آن همه ترفندهای وحشتناکی که از نظر اقتصادی در جریان فدک، از نظر فرهنگی و از جهات نظامی، از جهات دیگر کشیدند تا آثار پیغمبر را نابود بکنند و به قول معاویه: من تلاش می کنم این صدا را؛ صدای اذان را از مناره ها هم از بین ببرم، از کار بیاندازم و نتوانستند، ما از این ماجرا باید خیلی خیلی از نظر تاریخی عبرت بگیریم.
آنها با آن قدرت تلاش کردند و اینها با این قلت کارشان را شروع کردند و حالا کار به کجا کشیده در ۱۴ قرن بعد از ظهور آن کوثر!
اول یک توضیحی در مورد این ابتر بودن بدهیم بعد برویم به سراغ بحث روزمان.
سوره کوثر دو طرف است؛ یعنی دو تا خبر دارد می دهد که هر دو طرفش برای ما بشارت است: یکی این که ما با کوثر روبرو هستیم، کوثر را داریم و پیغمبر کوثر را دارد، و یکی این که دشمن با همه قدرتش ناکام خواهد بود و ابتر است.
یعنی این دو وجهی کردن کار الهی که از یک طرف یک کوثری را ایجاد بکند که کثرت پیدا بکند و جریان داشته باشد و از یک طرف یک تعداد کثیری را، قدرت کثیری را نابود بکند خداوند و بی اثر می کند کارشان را.
این را خیلی توجه داشته باشید و این باعث می شود که ما در فهم جریان سیاسی، اجتماعی، تاریخی و در تحلیل های اجتماعی، سیاسی، تاریخی باید تعقل بیشتری بکنیم.
داستان انبیا علیهم السلام در طول تاریخ شما نگاه بکنید! یک جریانی شروع شده، یک جریان واحد هم است، یک جریان واحد، جریان توحید، حزبالله، حزب خدا، جبهه نور و یک جریان باطل.
هر چقدر جلو آمدیم، تاریخ را شما مطالعه بفرمایید که به چه شکل این جلو آمده، الان در تحلیل های مان باید دقت بکنیم که وقتی که میخواهیم تحلیل بکنیم به ظاهر توجه نکنیم، به جنسیت توجه نکنیم و به کثرت توجه نداشته باشیم.
خدا اراده اش این است که از جنس زن؛ یعنی جنسی که آن زمان پست شمرده می شده، از دختر، اراده تاریخی خودش را، اراده ربوبی خودش را تحقق بدهد.
خداوند از یک قلت، از یک زن شروع می کند، می گوید خب حالا من این اراده خودم را تحقق می دهم؛ و در مقابل این زن و آن قلت، مرد های زیاد، پسران زیاد، لشکر زیاد، کثرت زیاد، اموال زیاد، حتی اموال حضرت زهرا را هم، می بینید که فدک را هم می گیرند تا جریان و شریان اقتصادی آل محمد و فرزندان حضرت زهرا را نابود بکنند. او را می بندند، به هر حال این یک منشإ قدرت اقتصادی بوده، آن را هم از ایشان محروم می کنند.
حالا این جا اراده خداوند تبارک و تعالی ببینید می خواهد چه کار بکند، در مورد همه انبیا هم همینطور بوده؛ شما ببینید! ابراهیم تنهایی، موسی و هارون تنهایی، نوح.
ببینید جریان اینها، یک جریان موفق و پیروزی بوده در مقابل استکبار آن موقع و انبیا همیشه در اهداف خودشان هر چند در ظاهر، شما شکست می بینید اما در باطن آن جریان قدرتمند نورانیت، عبودیت، معنویت، علم، تخصص و تمدن را این ها ایجاد کردند، رهبری کردند، شکل دادند، جریانسازی کردند و تا الان هم آمده اند.
الان بیشترین مردم کره زمین پیروان چه کسی هستند؟ انبیای آسمانی. آنهایی که در مقابل خدا می ایستادند، انبیا را تکذیب می کردند، انبیا را مسخره میکردند، مثل پیغمبر که مسخره اش کردند، الان کجا هستند آن بی خداهای کافر؟
الان توده ای از مردم در روی کره زمین جریان دارد، در مسلمان ها یک میلیارد و چند صد میلیون؛ شیعه ای که چند عدد بود، به چند صد میلیون نفر رسیده. این معجزه است و روز به روز دعوت انبیا، توجه مردم زمان، مردم جهان به دعوت انبیا بیشتر شد.
سوره کوثر دارد راجع به یک واقعه ای به ما خبر می دهد، خیلی ساده رد نشویم؛ در روایت هم داریم: هر کس سوره کوثر را در نمازهای واجب یا نمازهای مستحب بخواند، قطعاً از حوض کوثر خواهد آشامید.
انقدر عظمت دارد این سوره؛ این سوره یک سوره ای است که با همه نظام خلقت و همه جریان جنگ نور و ظلمت، و حق و باطل، و حزب الله و حزب الشیطان سر و کار دارد. سه تا آیه است، معجزه را شما نگاه بکنید! سه تا آیه.
یکی از آن, که جنبه عبادی و توصیه و تشکر و شکر و این جور چیزها دارد: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ »، حالا یک توصیه: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ »، از آن طرف: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»
سر و ته جریان تاریخ را خداوند تبارک و تعالی در این سوره بیان می کند: یک طرف جبهه حق که دارد خبر می دهد از آن و یکی هم از جبهه باطل که دارد خبر می دهد که چه خواهد شد.
یعنی یک خیر کثیری و یک کوثری ماجرا را شروع می کند و به چه ختم می شود؟ به کاهش دشمن، کمبود دشمن، بی نتیجه بودن کار دشمن تا به کجا؟ تا این کوثر بتواند همه آن هدف خلقت انسان را تحقق بدهد. این کوثر در ظرف اسلام، در ظرف وجودی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، ظاهراً تحقق پیدا کرده، می خواهیم یک چهره دیگری از حضرت زهرا را ببینیم، شما در حدیث نبوی می بینید در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید: قبل از خلقت آدم نوری بود در عرش خدا، عرش را ما معنا کردیم؛ عرش، مقام فرمان روایی خداوند است، مقام حاکمیت خدا و مدیریت خدا بر ما سوی الله است، و حضرت زهرا آنجا قرار دارد، حضرت زهرا کسی است که قبل از هر خلقتی آنجا حضور دارد.
پیامبر می فرماید: راوی سوال می کند که غذا چه می خورده؟ آنجا که بود، غذایش چه بوده؟ حضرت می فرماید: تسبیح بوده، حمد الهی، تسبیح الهی؛ حضرت زهرا، این نور، آنجا بود.
در جریان حرکت روح القدس که شما می بینید «وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» در قرآن شما روح القدس، این روح مقدس که همراه همه انبیا و ائمه است، آنها را یاری می کند، امام صادق (علیه السلام) فرمود: روح القدس فاطمه زهرا سلام الله علیها است که مدد همه انبیا را میکند، به همه انبیا مدد میرساند و به خود همه ائمه هم مدد میرساند.
می خواهم بگویم که ظاهر قضیه این است که کوثر کجا به وجود آمده؟ در ظرف اسلام، در ظرف وجودی پیغمبر، اما پیغمبر خودش دارد خبر می دهد که این کوثر قبل از خلقت انسان جریان داشته.
حضرت زهرا در مقام عرشی خودش، نه به عنوان یک دختری که دختر پیغمبر و زن امیرالمومنین و مادر ائمه است، نه؛ در مقام عرشی و مدیریتی خودش، در کنار اراده الهی، مجرای تحقق اراده الهی است.
به احادیث شما می توانید مراجعه بکنید؛ از قبل از آدم، در داستان خلقت، از آدم بگیرید تا پیامبر اسلام، حضرت زهرا (سلام الله علیها)، این کوثر جریان دارد، این مدیریت، این حمایت، این رهبری و این مددی که به همه انبیا می رساند جریان دارد. روح القدس.
حالا با آن مقامی که روح دارد و ما هم در مسائل ماه مبارک رمضان و مسائل دیگر، این را توضیح دادیم. اما آنچه که ظاهر است، این است که پیغمبر اسلام بعثتی دارد، حضرت زهرا سلام الله علیها در این ظرف یک ظهور خارجی مادی دارد. حالا خداوند تبارک و تعالی دارد او را معرفی می کند:
«إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ» این کوثر را به شما دادیم. این کوثر کارش چیست؟ چون آن طرف دارد می گوید دشمن شما کارش بی نتیجه است، ابتر است، به قول مفسرین که می گویند: شانئ اسم فاعل است؛ مربوط به گذشته, حال و آینده است؛ یعنی وقتی که می گوید دشمن،نمی گوید دشمن فعلی تو، دشمن حال تو، شانئ اسم فاعل است یعنی دشمن تو؛ چه دشمن گذشته، چه دشمن حال و چه دشمن آینده، او ابتر است.
چه چیزی این را ابتر می کند و بی نتیجه می کند و باعث می شود این کار به نتیجه نرسد و شکست بخورند در نهایت در جریان تاریخ انسانیت؟ حضور کوثر.
در واقع کوثر ظرفی است که وعدههای الهی نسبت به آینده بشریت، تحقق پیدا میکند؛ چه آینده زمینی و چه آینده اخروی.
در فلسفه بعثت، خداوند چه فرمود؟ فرمود: «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدى وَ دينِ الحَقِّ» اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، برای چه؟ برای تحقق آیندهای که خداوند به همه بشارت داده، انبیا از آدم بشارت دادهاند تا خاتم و خداوند هم بشارت میدهد در قرآن به آن آینده ای که همه انبیا بشارت دادهاند برای تحقق آن که چه بشود؟ «لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ الکافرون وَلَو كَرِهَ المُشرِكونَ» خوب دقت کنید، این جا بحث، بحث قدرت است؛ وقتی دارد می گوید کوثر، آن طرف هم دارد می گوید دشمن شما ابتر است، بحث یک قدرت است، یک قدرت نمایی است، یک مبارزه است، یک جهاد است، یک جنگ تاریخی است که ما وقتی از ظرف وجودی پیامبر اسلام می کنیم، می گوییم این کوثر است اما اگر از ظرف وجودی همه انبیا نگاه بکنیم، این چیست؟ روح القدس است، کنار همه انبیا است و به آن ها مدد می کند، ولایت است که دارد کمک میکند. همین، ساده رد نشویم.
«إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ* إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» ما خیلی هم به این سوره کاری نداریم، به جز آن موقعی که خیلی عجله داریم.
معجزه خدا این است که در کوچک ترین سوره، عالی ترین مضامین قرآن را خلاصه کرده که با سرنوشت همه انسان ها سر و کار دارد.
اعجاز این است، قرآن معجزه است، الفاظش هم همینطور است: «أَبْتَرُ، إِنَّ شَانِئَكَ، كَوْثَرَ،إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ» در جای دیگر از قرآن هم دیگر تکرار نشده، در همین سوره، همین تعداد کلمات آمده، همه تاریخ را خدا دارد بیان می کند، همه آینده را دارد خداوند بشارتش را می دهد و این، قدرت نمایی دارد نشان میدهد.
یک قدرت با عظمت به نام کوثر در مقابل قدرت استکباری حضور دارد و آینده را دارد تحقق می دهد، به همین دلیل چون داستان، داستان قدرتی است، خداوند می گوید: «وَلَو كَرِهَ الکافرون» «وَلَو كَرِهَ المُشرِكونَ» مشرکون و کافرون نمی خواهند بگذارند این جریان تحقق پیدا بکند، ۱۴۰۰ سال استقامت کردند که این آیه تحقق پیدا نکند. خوب دقت کنید.
قرآن کریم می گوید ما این پیغمبر را فرستادیم با هدایت و دین حق که دین او جهانی بشود، «لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ» حالا الان بعد از ۱۴۰۰ سال چه اتفاقی افتاده؟ این دین ضعیفتر شده و پیروانش کمتر شدند؟ یا قوی تر شده و پیروانش بیشتر شدند؟ دقت بکنید جریان قدرت استکبار با تمام وجودش ایستاده که نگذارد، حالا چه شد در طول تاریخ؟ خود کوثر را کشتند، دقت بکنید، فاطمه زهرا را.
حالا گریز مصیبتی نمی خواهم بزنم ولی این جوری به او حمله کردند بعد از پیغمبر، جلوی او را بگیرند، مگر توانستند بگیرند؟! امیرالمومنین را با آن وضع به شهادت رساندند، حضرت مجتبی را با آن وضع، سیدالشهدا را با آن وضع، کوثر هنوز هم جریان دارد.
شما کجا سراغ دارید بزرگان یک مکتب، رهبران یک مکتب، بعد از آن ها، معاونین این ها، یاران درجه یک این ها این جوری در تاریخ ببینید به شهادت رساندند، بعد، این همین جوری زلال، نرم، آرام، غریب می آید می آید می آید می آید می رسد به انفجار نور، دشمنانش را به مذلت می کشاند.
پیامبر فرمود: «الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء » اسلام شروعش غریبانه بود؛ همه شما می دانید پیغمبر چه جوری شروع کرد؛ سه سال مخفی، بعد هم با آن جریانی که هشتاد تا جنگ علیه او راه انداختند و بعد از وفاتش هم جریان مدیریتی ای که پیغمبر طراحی کرده بود را به انحراف کشاندند، هرکس هم که دم دست شان می آمد، کشتند؛ از دخترش که آن همه سفارش کردند برایش، قرآن سفارش او را کرده، پیغمبر سفارش او را کرده تا جانشینش را و همه کسان دیگر را کشتند.
اسلام غریبانه آغاز کرد، بعد پیغمبر می فرماید: «و سیعود غریبا» در آینده غریبانه برمی گردد و خوش به حال غربا، خوش به حال غریبه ها.
شما الان بعد از ۱۴۰۰ سال ببینید که کوثر روز به روز نرم، غریبانه، آهسته ولی با نجابت، با قدرت برگشته و حالا همه استکبار در مقابلش ایستاده، که جلوی این را بگیرد و ما داریم به آن آیندهای که قرآن بشارتش را داده، وعده اش را داده، انبیا وعده داده اند، ائمه وعده داده اند، و اساساً فلسفه بعثت انبیا به خصوص پیغمبر است، نزدیک تر می شویم.
«وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»، «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» حتی اگر نخواهند هم می شود.
بعضی ها یک غیرت هایی داشتند، یک احساس هایی داشتند، یک شوری داشتند، یک هیجانی داشتند، یک تعلقات معنوی و مذهبی و تاریخی داشتند، یک غیرت خاص تاریخی داشتند، برای شان سخت بود این صحنه ها.
مثلاً آیه را می خواند: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» بعد به امام صادق می فرماید که: آقا این آیه چه می گوید؟ می گوید: دین پیغمبر، دین جهانی می شود، حضرت می فرماید که: وقت این آیه هنوز نرسیده، تحقق این آیه با مهدی ما است، او می آید.
البته در این بخش، شیعه و سنی اصلاً دیگر شکی ندارند؛ یعنی پیامبر آتش تهیه ای برای این آینده ریخته که حالا هفته های بعد توضیح میدهم، آتش تهیه ای برای این آینده ریخته که علیرغم همه تردیدهای تاریخی به خصوص در زمان پیغمبر و بعد از پیغمبر، هیچکس در این موضوع اصلا تردید ندارد.
من خودم در عربستان با علمای وهابی بحث کردم راجع به این موضوع، آنها می گفتند ما قبول داریم، ما مهدی را قبول داریم، با اینکه این ها در مذاهب رسمی و معتبر اهل سنت، جزو این چهار دین اصلی هم حساب نمی شوند.
آل سعود، یک آل یهودی است، این ها یهودی هایی بودند که آمدند برای اینکه بتوانند در سرزمین های مکه و مدینه حاکم باشند و غارت بکنند، تشبه به مسلمین کردند، وگرنه شما در اعتقادات شان، رفتارهای شان نگاه بکنید، هیچ اثر جدی ای در مورد علاقه به پیغمبر، آل پیغمبر، به خود پیغمبر و رفتارهای اجتماعی، سیاسیشان را شما ببینید، می بینید که اصلاً هیچ چیزشان با مسلمان ها سازگاری ندارد.
این ها حتی در پایان نامه های دانشگاهی شان، موضوع مهدی و آینده و اینکه این، پسر حسین بن علی خواهد بود و خواهد آمد، مسلم گرفتند.
پیغمبر یک آتش تهیه شدیدی ریخته؛ قدرتمند، هزار روایت نقل شده، بیش از هزار روایت؛ یعنی شما هیچ موضوعی از موضوعات اسلامی را نمی بینید که انقدر در تواتر قدرت داشته باشه.
بله یک موضوعات خیلی قدرتمندی هم داریم مثل غدیر که باز احادیث غدیر در اهل سنت قویتر از شیعه هستند، تعدادش بیشتر از شیعیان است.
ببینید پیغمبر و خدا چه کار کرده اند!
این کوثر است که باید بیاید این آیه را تحقق بدهد، جریان این کوثر، آهسته، غریبانه، نجیبانه و قدرتمند، خیلی عجیب است این جریان، می آید و خودش را می رساند به مهدی آل محمد.
آقا امام زمان علیه السلام وقتی ظهور بکند می گوید: من محصول این خانم هستم؛ «یا فی ابنة رسولِ الله لی اُسوةٌ حَسَنَةٌ» من پیرو این خانم هستم، دستورات را از این گرفتم.
اینجاست که شما به جایگاه با عظمت صحیفه فاطمیه پی می برید، خدا چه کار کرده! پیغمبر چه کار کرده! امیرالمومنین چه کار کرده! این دو سه نفر چه کار کرده اند! چقدر طراحی دقیق و مهندسی است!.
پیغمبر از دنیا رفته، وصیتش زیرپامانده، جریانی که پیغمبر بنا گذاشته بود؛جریان حاکمیت متخصص معصوم، انحراف اساسی پیدا کرده، هفتاد و پنج روز.
امام صادق علیه السلام فرمود: در تمام هفتاد و پنج روز، جبرئیل علیه السلام نازل شد به حضرت زهرا و او را تسلیت داد، تعزیت داد و اخبار آینده جهان را و تمام پادشاهان و کسانی که قرار است بیایند و چه کسی قرار است پادشاهی کند،چند ماه، چند روز، چه زمانی می میرد، چه جوری می میرد، چنین و چنان... تمام کره زمین را؛ جریان حاکمیت سلاطین و پادشاهان و کسان دیگر را در کل کره زمین، اصلا چه خواهد شد، حسن چه کاره است، حسین چه کاره است، سجاد چه کاره است، باقر چه کاره است، صادق چه کاره است، مهدی قرار است چه کار بکند، و سلاطین دیگر، پادشاهان دیگر، در تمام کره زمین این جریان را جبرئیل برای حضرت زهرا سلام الله علیها بیان می کند.
او بیان می کند، چه کسی این را می نویسد؟ امیرالمومنین می نویسد؛ به امیرالمومنین (علیه السلام) عرض می کند: آقا جبرئیل بر من نازل می شود، حضرت فرمود: از این به بعد هر وقت آمد، به من بگو، من هستم کنار تو، هرچه گفت، بگو من بنویسم.
امیرالمومنین علی علیه السلام، جانشین پیغمبر، آن کسی که مرد است، فرشته به آن خانم نازل می شود.
شما در زیارت نامه حضرت زهرا چه می خوانید؟ « افضل الناس بعد رسول الله خير الخلق بعد رسول الله»
امام امت سلام الله علیه فرمود: اگر مرد بود، جانشین پیغمبر بود. بعضی ها توجه ندارند می گویند که حضرت زهرا امام نشد بالاخره، حجت خدا نشد، این ها فکر می کنند حجت خدا شدن، امام شدن برای حضرت زهرا خیلی مقام است! نه.
خداوند برای جنس مرد و زن یک تعریف فقهی دارد؛ یک وظایفی را طراحی کرده، چیزی از مقام زن کم نمیکند، حالا الان زن جبهه نمیرود، وظیفه ندارد جمعه نماز جماعت شرکت بکند، چیزی از او کم می شود؟! از ثوابش؟ از شهادتش؟ نه.
این جنس برایش این نوع مشغله، این نوع وظایف طراحی شده، آن مرد برایش آن وظایف طراحی شده، ولی هر دو انسان هستند، به بخش انسانی که کسی کاری ندارد.
می خواهد بگوید این کوثر، این شخصیت، اگر بدن مردانه داشت، وصی پیغمبر بود، جانشین پیغمبر بود. وگرنه حالا یک بدن زنانه دارد، تکلیف دیگری. چیزی از مقام کم ندارد. نه تنها کم ندارد بلکه به تصریح امام رضا علیه السلام، به تصریح امام عسگری، «امنا فاطمه» ما حجت خدا بر مردم هستیم، «نحن حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى اَلْعِبَادِ» «نحن حُجَّج اَللَّهِ عَلَى اَلْعِبَادِ » ؛ هر دو روایت را فرمودند.
« وَ جَدّتنا فاطمة و امنا فاطمة حجةُ اللهِ علینا » یعنی امام می گوید که فاطمه زهرا چه کسی می شود؟ یعنی امام الائمه است. دقت کنید دارم چه می گویم. بقیه چه هستند؟ امام هستند. امام این امام ها کیست؟ کوثر، فاطمه زهرا (سلام الله علیها).
برنامه مدیریتی همه ائمه، به دست ایشان است و فرشته، برنامه مدیریتی تک تک ائمه را به ایشان می سپارد، چون امام است، باید بتواند زیر مجموعه ولایتی خودش را مدیریت بکند؛ برنامه ریزی بکند برای مجتبی، برای حسین، برای سجاد تا مهدی علیهم السلام، خودش هم جریان دارد.
ساعت اول، سخن گفتیم در مورد کوثر ولی از جنبه ظاهری که در حد تفاسیر آمده، بحث جمعیتی است ولی الان بحث این نیست؛ بحث تحقق هدف خلقت و رسالت پیغمبر است که ما میخواهیم این دین را بر همه جهان حاکم کنیم، چه کسی این کار را، این مأموریت را انجام میدهد؟ کوثر و فرزندانش انجام می دهند.
این دیگر چیزی نیست کسی در آن شک داشته باشد، این مثل قرآن، متفق علیه است؛ شیعه، سنی، وهابی و حتی پیروان ادیان دیگر.
من با گوش خودم و با چشم خودم اعترافات بزرگان ادیان دیگر را هم شنیدهام و دیدهام؛ خود آنها در مباحث تقریب مذاهب، وقتی جلسه میگذارند، فیلمش را هم من دارم؛ میگویند کسی که در کتابهای آسمانی آمده، در کتابهای ما آمده که قرار است بیاید و جهان را نجات بدهد، آن موعود ادیان، منجی جهان، همین مهدی مسلمان ها است، این را خیلی صریح می گویند، البته از من مودبانهتر می گویند؛ به این شکل: مشابه کلمه این شخصیت؛ همین حضرت مهدی با این لفظ: عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
البته شریفش را من شک دارم ولی عجل الله تعالی فرجه را مطمئنم از زبان این بزرگ غیر مسلمان شنیدم، می گوید: این کسی که در کتابهای ما است، همین ایشان است.
اسامی امام زمان علیه السلام را که شما مطالعه می فرمایید، در کتب آسمانی دیگر می بینید که چقدر در اسم های حضرت، در دعاهای ما، در احادیث ما، مشترک است؛ خصوصیاتش، قیافهاش… تا اسم هایش.
پس کوثر را حواس مان باشد که ما یک بعدش بعد جمعیتی است که داریم میبینیم که الحمدالله رب العالمین، این روز به روز زیاد خواهد شد، این کوثر دائما دارد فوران می کند، بچه های حضرت زهرا دارند در دنیا در تمام کره زمین جوشش می کنند، حرکت می کنند، رسالت به عهده می گیرند، سازماندهی دارد می کند مادر، همه بچه هایش را.
غیر جمعیتی که شما در نظر می گیرید، بحث تمدن ها و جنگ تمدن ها و بحث جبهه حق و باطل: بچه های حضرت زهرا این جنگ را برده اند، در نقطه فعلی، دشمن را رو به افول انداختند، خودشان دارند روز به روز قوی تر می شوند.
هیچ دینی در روی کره زمین به اندازه اسلام و آن شاخه خاصش، گرایش خاصش: تشیع، در جهان سرعت رشد ندارد؛ این ادعای من نیست، ادعای دشمنان ماست. البته کاهش هم دارد، حالا آمار خارجی اصلی شان را من در کتاب تمدن نوین، آینده قطعی جهان، آوردهام، ما هم از خودمان، از ایرانیها و مسلمانها حتی یک آمار هم آن جا نیاوردم، من همه آمارهای خود آنها را آورده ام که مذاهب ما روز به روز پیروانش کم می شوند و اسلام و تشیع پیروانش دارند روز به روز افزایش پیدا می کنند.
شما همین الان بعد از کلاس بزنید پرطرفدارترین اسم جهان؛ در همین سال قبلی ،خیلی آن طرف نروید، ببینید در جهان، در کره زمین مردم بیشتر اسم چه کسی را روی بچه های شان گذاشته اند؟! محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
ببینید اسم فاطمه، زهرا، در دنیا چقدر قدرت و تسلط دارد! سرعت کسانی که اسم های بچه های شان را از کوثر انتخاب می کنند، ببینید!.
این آمار ایرانی نیست، آمار مسلمانی نیست؛ آمار آن طرف آب است، مراکز خارجی را مطالعه بکنید، نه در کشورهای اسلامی، نه. در کشورهای غیراسلامی، تا بفهمیم کوثر دارد چه کار می کند، دارد چه اتفاقی در زمان ما، تاریخ ما می افتد!
زمان ما و تاریخ ما, ماها کسانی هستیم که باید خیلی خدا را شکر کنیم، خیلی باید خدا را شکر بکنیم، زمان قدرت کوثر، جلوه ی کوثر، بازگشت قهرمانانه و پیروزمندانه کوثر است به صحنه مدیریت جهان.
حالا که این جوری است ما باید چه کار بکنیم؟ «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ» ما باید شادی بکنیم، باید خوشحال باشیم، ما باید خدا را شکر کنیم، ما باید نماز بخوانیم، ما باید دستگیری بیشتری بکنیم از فقرا، از ایتام اهلبیت علیهم السلام، ما باید صدقات مان را، انفاقات مان را، قربانی های مان را بیشتر بکنیم به شکرانه این ظهور پیروزمندانه و این بازگشت قدرتمندانه.
«إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» شکست های پی در پی، بی نتیجه بودن نقشهها، بی نتیجه بودن توطئهها، قلت حتی جمعیتی آن ها در مقابل حق گرایان، کاملا محسوس و ملموس است.
پس سوره کوثر، سوره زمان ما است، سوره ما است؛ با زندگی ما، سبک زندگی ما، با تصمیمات ما بسیار بسیار ارتباط دارد و ارتباط کاملا مستقیم تا کوثر را نفهمیم، ماه رجب را درک نمیکنیم و ادعیه ای که در رجب آمده، شعبان و نیمه شعبان و داستان منجی عالم را خوب درک نمیکنیم که داستان چیست.
من جلسه داشتم برای حدود نزدیک به صد تشکل مهدوی در کشور، دیدم همه دارند برنامهریزی میکنند برای نیمه شعبان، ما هم داریم برنامهریزی می کنیم، برنامهریزی خیلی مفصلی هم انشاالله داریم، هفته بعد، خدمت شما هم عرض کنیم که هرکس می تواند هر مشارکتی بکند در هر بعدی، اعلام میکنیم به زودی، اعلام میکنیم که هم شفاهی و هم انشالله در فضای مجازی که یک کار جهانی است انشالله، یک کار جهانی برای امام زمان امسال انجام بدهیم.
به عزیزان عرض کردم؛ گفتم: شما برنامهریزی تان خیلی عالی است که دارید این کار را می کنید، اما شما برای چه دارید برنامهریزی می کنید؟ برای نیمه شعبان، نیمه شعبان چه خبر است؟ تولد منجی است.
ولی ماه شعبان مهدوی ترین ماه سال نیست؛ یک روزش، یک شب و روزش، حالا الان اعلام کرده اند دهه مهدویت، آن چیزی که ما باید برایش برنامهریزی بکنیم تا برسیم به شبی که «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ» خدمت آقا امام زمان و تقدیرات، آن جا اتفاق میافتد، و ما بتوانیم در این کوثر بودن، خودمان هم کوثر باشیم و نقش داشته باشیم، از مظاهر کوثر باشیم که از این کوثر بنوشیم، ما هم سهم داشته باشیم در این کوثر، این همه دعا کردیم که در کوثر باشیم، «وَ سَقانا بِکَأْس جَدِّه مِنْ یَد عَلِى ِّ بْناَبىطالِب، صَلَواتُ الله عَلَیْکُمْ» کنار این کوثر ماها هم باید بخوریم، آخرت هم ظهور کوثر است آن جا، شما باید آنجا بروید از دست امیرالمومنین بخورید.
الان از دست امیرالمومنین بخوریم، الان؛ الان برویم تقدیر بگیریم، الان باید برویم تقدیر بگیریم، ماه رمضان ماه امام زمان، ماه مهدویت، هر شب، هر روز، هر سحر، سحرها جدا، شب ها جدا، روزها جدا، تمام وجود این صائمین را با آقا امام زمان علیه السلام پیوند می دهد و همه وجود صائمین را قدرت می دهد، سازماندهی می کند، تمرکز می دهد، بسیج می کند برای شب قدر، مهندسی دعاها، مهندسی ذکر ها را در ماه رمضان ببینیم، ببینم که چه خبر است!
خلاصه عزیزان توجه کنند که ما باید در هر سه ماه رجب، شعبان و رمضان، این سه ماه مبارک، برنامه داشته باشیم تا بهتر و بیشتر در جریان کوثر سهیم باشیم و خودمان هم بخشی از این کوثر باشیم؛ خودمان هم، وجود ما هم خیر کثیر بشود؛ ما بچه های خانم هستیم، بچه های حضرت زهرا هستیم، چرا ما ها بی عرضه، ناتوان، بی اثر، کم اثر، بی خاصیت کنار ماجرا باشیم؟ مگر نفرمود: هر کس سوره کوثر را در نوافل، واجبات بخواند از آن کوثر می آشامد؟! آن کوثر، نسیه نیست، نقد است.
من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
امروز ما می توانیم از این کوثر بنوشیم؛ نه تنها می توانیم بنوشیم، بلکه خودمان هم میتوانیم کوثر باشیم. حیف است اگر نباشیم. حیف است ضعیف، کوچک، حاشیه، خارج از این لشکر، خارج از این چادر، خارج از این اردو، خارج از این ماجرا، فقط یک زندگی حیوانی داشته باشیم، خودمان باشیم و خودمان، خیلی حیف است، ما هر کدام می توانیم کوثر باشیم.
کما اینکه گفتیم هر کدام می توانیم به امام حسین و اهلبیت بگوییم: «اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ» من همان مقام پسندیده شما را پیش خدا میخواهم، همان را.
خدا رحمت کند علامه را رحمت الله علیه، به قول ایشان یک جو غیرت می خواهد؛ غیرت لازم دارد که انسان از مادرش فاطمه زهرا فاصله نگیرد، غیرت می خواهد انسان در کنار همه مصائب، کنار مادرش باشد، غیرت میخواهد که انسان هیچ کدام از اهل بیت را در تک تک مشکلات و مصائب شان و وجود مقدس امام زمان علیه السلام را در بیش از ۱۱۸۰ سال آوارگی، تنهایی، غربت، مظلومیت و اضطرار تنها نگذارد.
یک ذره به سبک زندگی های مان نگاه کنیم ما کجای این کوثر هستیم؟ ما فاصله مان با این کوثر چقدر است؟ مظاهر کوثر زیاد هستند؛ حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، حالا می رسیم به نقش کوثری ایشان.
شاخه کوثر، از حضرت فاطمه، یک شاخه گرفته شده به نام معصومه، می خواهیم شاخه کوثر را بررسی بکنیم، انشاالله می رسیم، ما کجای این ماجرا هستیم؟ کجای این کوثر هستیم؟ شما در زیارت حضرت معصومه نتیجه اش همین است.
«وَ سَقانا بِکَأْس جَدِّکُمْ مِنْ یَد عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب،عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِى الْجَنَّه » چه قرارهایی! چه حرف هایی!
و سوال خیلی مهم که همه مان باید همین الان به آن جواب بدهیم: ما تا الان چند بار از کأس پیغبر به ید علی بن ابیطالب، کوثر نوشیدیم؟ چون اگر نوشیده باشیم سبک زندگی مان نشان می دهد، رفتیم کنار کوثر؟ آقا امیرالمومنین نمی گوید بر دارید بخورید.
همه قشنگی اش این است که کأس مال پیغمبر است ولی به ید علی ابن ابی طالب است و خود آقا در دهان ما می گذارد، نمی گوید بیا بخور، می گوید: بایست بریزم در دهانت، بابا میگذارد در دهان فرزندش.
اگر تا الان نخورده باشیم خوب نیست ما محروم باشیم.حیف است، تا وقت هست، برویم کنار کوثر، از دست امیرالمومنین بنوشیم، این همین الان برای همه ما میسر است، همین الان این فرصت برای تک تک ما ها است ولی ما متاسفانه غصه های مان هم رنگ خودمان را دارد، متاسفانه، دغدغه های مان، غصه های مان، درگیری های مان، مشکلات ما الان که به عنوان یک مشکل، یک فاجعه، یک مسأله در زندگی ما است، این حرف هایی که من می زنم نیست، متاسفانه.
الان من درگیر جمادات هستم و کمالات جمادی و پول و ثروت و اقتصاد، همه کشور الان فقط این جور چیزها است؛ غذا و خوراک و بدن و اندام و ازدواج و تشکیل خانواده و برویم دانشگاه و شهریه دانشگاه و رشته و ماجرای وجود من، ماجرای لیسانس من، کارشناسی من، ماجرای ارشد من، ماجرای دکترای من، ماجرای رساله نوشتن من، ماجرای تدریس من، ماجرای هیجانات دکترا و مقامات و استادی و ظهورات من، همیشه در گیر این هستیم ماها.
یک کسی که آخر ماجرا، به عنوان اصل ماجرا، ایستاده، یعنی آقا امام زمان علیه السلام، او همچنان آواره و طرد شده و تنها و یگانه است و ما درگیر ماجرای وجود خودمان هستیم، گرفتار خودمان هستیم، این جوری شما به کوثر نمیرسید، اینجوری کسی نمی تواند برود از دست امیرالمومنین بنوشد،
او الان فقط در یک جا سر و کله اش پیدا می شود، در جریان کوثر سر و کله اش پیدا می شود، یعنی حضور دارد کنار امام زمان، زیر خیمه امام زمان.
خدایا نصیب همه مان بگردان.الهی آمین.
و الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین.