جلسه 001 - تفسیر سوره کوثر
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - تفسیر سوره کوثر

تفسیر سوره کوثر؛ جلسه اول ۲۵/09/۱۴۰۰

"اَعوذُ بِاالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَلحَمدُ لله رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهِرین و لَعنَتُ الله عَلی اَعدائِهم اَجمَعین مِنَ الانَ اِلی قیام یومِ الدّین"

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما طبق روال معمول جلساتمان، این جلسه را باید به موضوع بهشت یا جهنم بپردازیم و جلسه بعدی را به شرح جامعه کبیره. ولی چون در ایام سوگواری مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها هستیم؛ ایام فاطمیه، من یک بحثی را انتخاب کردم که هم آن هر دو جنبه‌ی خانواده آسمانی و جامعه کبیره مربوط باشد و هم به وجود مقدس مادر آسمانی‌مان حضرت زهرا سلام الله علیها و آن تفسیر سوره کوثر است. توضیحی در مورد سوره کوثر خدمتتان عرض کنم که به وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها مربوط است. هدیه محضر مقدسشان هم صلوات ختم بفرمایید.

خب این سوره می‌دانید که کوچکترین سوره قرآن هست، سه تا آیه دارد ولی بسیار عظمت دارد این سه آیه، در مکه نازل شده؛ شأن نزول آن این است که بعد از فوت دو تا از پسرهای پیغمبر؛ که پیامبر دو تا پسر داشت که هر دو به رحمت خدا رفتند و مشرکان مکه در رأس آن‌ها عاص بن وائل پدر عمروعاص که همه شما عمروعاص را می‌شناسید مشاور معاویه که از بزرگان مشرکان مکه بود زخم زبان زدند به پیغمبر و توهین می‌کردند، دل حضرت را می‌خواستند بسوزانند با این که پیغمبر پسرهایش مردند و دیگر نسلی از او نیست و خبری از ادامه نبوت و پیامبری این بعد از خودش نیست و ابتر است. ابتر در واقع به حیوان دم بریده می‌گویند ابتر و در اصطلاح به آدمی می‌گویند که فرزندی از او باقی نمانده و فرزندی ندارد.

خب این سوره در دفاع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و بشارت در آن است، امیدواری در آن است و همچنین خبر از ابتر بودن دشمنان پیغمبر هست. خب چون توهین و اساسا جسارت به رئیس مکتب بود و موضوع یک موضوع مکتبی بود خداوند تبارک و تعالی به شدت وارد میدان دفاع از پیغمبر می‌شود و یک چنین سوره‌ای را با این لحن نازل می‌کند. ولی خب شما در مواردی که شخصی هست خود قرآن کریم، توصیه‌اش به خود پیغمبر و پیروان پیغمبر این است که رد شوند و بروند. اصلا درگیر نشوند با افراد. و در تعریف مومنین " وَ اِذا مَرّوا بالّغوِ مَرّوا کِراماً ؛ وقتی که بیهوده‌گوها و بیهودگی‌ها و بیهوده گویی‌ها، می‌رسند با کرامت، با بزرگواری رد می‌شوند " اصلا آنجا معطل نیستند. حرفه‌های بی‌خود، حرف‌های لغو، حرف‌های بی‌اساس و یا گاهی وقت‌ها است که به انسان توهین می‌شود؛ به شخص خود آدم توهین می‌شود آنجا هم انسان باید بگذرد. خدا رحمت کند مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی را یک آدم جسور، بی‌ادب و گستاخی ایشان که از درس می‌آیند بیرون شروع می‌کند فحش دادن؛ فحش‌های ناموسی به مرجع تنها مرجع با عظمت، مرجعی که اگر اشاره می‌کرد او را کشته بودند همانجا اگر پیروانش می‌فهمیدند که به مرجعشان توهین می‌شود ما انقلاب اسلامی محصول یک توهین به یک مرجع است. مردم طاقت نیاوردند و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. حالا ایشان هیچ نمی‌گوید. خود آن شخص تعجب می‌کند می‌گوید: من تا دم منزل به ایشان فحش ناموسی دادم. دم منزل برگشت به من گفت که: اگر تو با من مشکل داری به خودم فحش بده به ناموس من به خانواده من چه کار داری؟ همین. یعنی بیشتر از این دیگر برخورد دیگری آن مرجع با داشتن آن قدرت هیچ برخورد دیگری نمی‌کند.

گاهی وقت‌ها توهین شخصی، است به انسان که خداوند معمولا می‌گوید: بگذرید، رد شوید و بروید. گاهی وقت‌ها توهین به خاطر متدین بودن ماست. آن شخص ممکن است آدم متدینی نباشد. یک‌دفعه توبه می‌کند، ترقی می‌کند، ظاهرش تغییر می‌کند، باطنش تغییر می‌کند به شدت از همه اعضا خانواده‌اش بگیرید، از همسرش بگیرید، حتی از فرزندانش شروع می‌کنند به تحقیر و توهین یا حالا تا بقیه فامیل و همسایه‌ها و دوستان که هم سلک این دیگر نیستند. یا این دیگر هم سلک آنها نیست. این توهین است. قرآن می‌فرماید: اگر شما به خاطر تحولات دینی، آموزه‌های دینی اگر شما به خاطر دینتان به شما توهین می‌شود این سهمی است که خدا دارد، خود پیغمبر دارد، همه امام‌ها دارند با بزرگواری رد شوید و بروید. درگیر نشوید به خاطر این چیزها. شما نعمت هدایت نصیبتان شده خب مسلم است که طبیعت‌گراها تحمل چنین چیزی را ندارند، توهین می‌کنند. خب حالا توهین کردند به خاطر اینکه ما متدین هستیم، حزب اللهی هستیم، نمی‌دانم ظواهر شرعی را رعایت می‌کنیم، دفاع از دین داریم، معتقد هستیم حتی. چون معتقد هستیم و یک چیزهایی را باور داریم به شدت مورد تمسخر و حمله و بمباران قرار می‌گیریم. این اصلا مهم نیست حالا به ما توهین شود، هیچ اهمیتی ندارد. یک درجه است. کسی که تحمل توهین ندارد به خاطر دینش، به خاطر اعتقاداتش این قدر دینش را ندانسته. مسلم است وقتی یک تحول بزرگ پیدا کند خیلی‌ها برنمی‌تابند. خب به ما حمله می‌کنند. حالا یک فحش هم به ما بدهند یک نا شکری است؛ چرا به من فحش دادند؟ چرا به من توهین کردند؟ چرا چنین و چنان است؟ این سهم است. شما یک معصومی، یک پیغمبری را سراغ دارید که مسخره نشده باشد؟ " یا حَسرَه علی العِباد ما یَأتیهِم مِن رَسولٍ اِلّا کانوا بِه یَستَهزِئون ". در قرآن داریم حسرت در سوره یاسین می‌فرماید: " حسرت، افسوس بر همه بندگان هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر اینکه مسخره‌اش کردند ". تو یک پیغمبری که کتک نخورده باشد، فحش نشنیده باشد، مسخره نشده باشد سراغ دارید؟ و اکثر انبیا کشته شدند. کتک خوردند. خودشان، خانواده‌شان نمی‌دانم هزارتا بلا سرشان آمد. حالا به ما توهین می‌کنند این زیبنده ماست. یک درجه است، یک مقام است، یک امتحان است برای اینکه ما آیا امتحانمان ما واقعا به این دین، به این عقیده وابسته هستیم، تعلق داریم خوشحال هستیم که چنین نعمتی نصیب ما شده فحش آن را هم می‌شنویم. خود این فحش همین کفارات گناهان ماست، هم درجات آخرتی برای ما است. پس ناراحت نباید شویم. یک کسی افسرده شود، غم بخورد. " وَ اصبِر عَلی ما یَقولون قرآن به پیغمبر می‌فرماید: صبر کن، تحمل کن این چیزهایی که این‌ها می‌گویند، حرف‌هایی که می‌زنند تحمل کن. نگران نباش وَ اصبِر عَلی ما یَقولون هر کس هر چه می‌گوید ". بعضی‌ها تا می‌خواهند در راه خدا بیایند و می‌آیند طاقت مسخره شدن و تحقیر را ندارند. حجاب سر نمی‌کنم، چادر سر نمی‌کنم، حجاب سر نمی‌کنم چون مسخره می‌شوم در فامیل. همه به من می‌گویند امّل است همه به من می‌گویند چنین و چنان است. یک عده چنین هستند. نماز نمی‌خوانم بعضی‌ها می‌گویند: مسخره می‌شویم. تو که تحمل مسخره شدن نداری پس ادعای ایمان نکن. ایمان جزء ضروری ایمان مسخره شدن است. یادتان نرود. جزء ذاتی ایمان است. مسخره می‌شوید، تحقیر می‌شوید. یک افتخار است که ما مسخره شویم در دین، تحقیر شویم، توهین به ما شود. این قبولی است اصلا علامت قبولی کسی است که تحقیرش کنند، توهین به او کنند، تهدید او کنند. چرا باید جا بزنیم بگوییم که به خاطر چهار نفر آدم فاجر و فاسد و غافل ما دست از مواضعمان برداریم؟ از نماز، از حجاب، از حفظ ظاهر، از انجام واجبات، از اظهار عقاید چرا ما باید به خاطر چهار نفر. باید بایستیم و دفاع کنیم و سرمان را هم بالا بگیریم. دعوایی هم با کسی نداریم. قرآن می‌گوید: " فَصبِر عَلی ما یَقولون؛ صبر کن به این چیزهایی که اینها می‌گویند ". " وَ اِذا رَأیتَ الَّذینَ یَخوضون فی ایاتِنا؛ وقتی می‌بینی کسانی که در آیات ما غرق شده‌اند و به باطل‌گویی و پرت و پلاگویی می‌پردازند، فَأعرِض عَنهُم؛ از آنها اعراض کن، از این‌ها پرهیز کن، دوری کن ". فاصله‌ات را زیاد کن، فاصله‌ات را زیاد کن، فاصله بگیر از ایشان تا خودت سالم بمانی. اما وقتی که به اصل پیغمبر، اصل دین توهین می‌شود آنجاست که می‌گوید شما باید چه کار کنید؟ وارد میدان شوید. اجازه ندهید به مقدسات توهین شود آنجا است که انسان باید غیرت داشته باشد، قوی باشد، خجالت و رودربایستی را کنار بگذارد، محکم دفاع کند. حالا خداوند تبارک و تعالی این اخلاق خودش را که در آن موارد که به پیغمبر می‌گوید: بگذر، رد شو، برو، عبور کن، اعراض کن اینجا تا به پیغمبر توهین اینطوری می‌شود خداوند دفاع می‌کند. " اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا؛ خدا دفاع می‌کند از مومنین ". ما هم باید مدافع باشیم. ما هم باید مدافع مومنین باشیم. و خداوند بارها هر تهمتی که به پیغمبر زدند در قرآن، خدا آیه‌ای در مقابلش فرستاد و آن تهمت را برطرف کرد. گفتند: دیوانه است، گفتند: شاعر است، گفتند: پیغمبر نیست. نمی‌دانم خیلی چیزها. خداوند جوابش را داد. اینجا هم که مقوله‌ی مهمی است بحث نسل پیغمبر است، اصل دین است بیان اینکه پیغمبر از او نسل باقی بماند خدا می‌آید وسط دفاع می‌کند. دفاع می‌کند تا بعدها همه بدانند حسن، حسین هرچند از بچه‌های دختر حضرت هستند حضرت پسر ندارد اما می‌گوید: نسل از دخترم باقی می‌ماند. چه کسی گفته که نسل فقط از پسر باقی می‌ماند؟ از دختر هم نسل انسان باقی می‌ماند. آن هم آن زمان که اصلا دختر داشتن ننگ بود. دختر داشتن یک فاجعه‌ای بود که " وَاِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بِا الاُنسی؛ موقعی که قرآن می‌گوید: وقتی بشارت به آنها می‌دادند "، یک مژده است که دختردار شده. دختردار شدن بشارتش، مژده‌اش بالاتر از پسردار شدن است. این جهالت یک آدمی است که با پسردار شدن خوشحال‌تر می‌شود از دختردار شدن و الا دختر اصلا ذاتش، در مباحث تولد توضیح دادیم در مباحث موفقیت هم توضیح دادیم که دختر ذاتش پر خیر و برکت است اصلا ذاتش دختر حالا مثل حضرت زهرا که کوثر است دخترها به کوثر بودن نزدیک‌تر هستند به خیر کثیر بودن و به خیرات بعد از به عنوان باقیات الصالحات برای پدر و مادر باقیات الصالحات‌تر هستند تا پسران. ولی خب آنها اینقدر نادان بودند که قرآن کریم می‌فرماید که: وقتی به آنها بشارت دختر می‌دادید؛ صورت این‌ها سیاه می‌شد یعنی از شدت غضب، از شدت ناراحتی، از شدت خجالت این‌ها صورتشان سیاه می‌شد، خجالت می‌کشیدند و یا تصمیم می‌گرفتند فرار کنند از بین اقوام خودشان " یَتَواری مِنَ القَوم ... اَم یَدُسُّه فی التُّراب ". بچه را زنده زنده در خاک دفن می‌کردند. زنده! دختر زنده را دفن می‌کردند. اینقدر فرهنگ اینها عقب افتاده بود که می‌گفتند: چه! دختر خدا به ما داده؟ دختر به دنیا آوردیم؟! اینطوری بودند. در آن موقعیت خداوند تبارک و تعالی حضرت زهرا سلام الله علیها را به عنوان کوثر معرفی بکند و که حالا آیه‌اش را می‌خوانیم. " اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثر؛ ما به تو کوثر عطا کردیم ".

خب اِنّا را وقتی خدا به کار می‌برد معمولا کلمه جمع را به کار می‌برد. گاهی وقت‌ها خداوند کلمه‌ی توحید را به کار می‌برد در مقوله‌هایی که توحیدی است خداوند همه‌اش فرد است یعنی ضمیر مفرد به کار می‌برد؛ اَنا، اللهُ، هوَ. ولی وقتی مسائلی است که مربوط به فعل خداوند است و مشارکت دارد می‌بینید خداوند واسطه‌ها را هم حساب می‌کند، فرشته‌ها و واسطه‌های دیگر. گاهی وقت‌ها خود اهل بیت را آنجا گاهی وقت‌ها اِنّا که می‌گوید خدا است و اهل بیت. گاهی وقت‌ها خدا است و فرشته‌ها هستند. و گاهی وقت‌ها کلمه‌ی اِنّا برای این است که می‌خواهد عظمت را برساند هم عظمت خود خدا و هم عظمت کاری که می‌خواهد انجام شود را اینگونه بیان می‌کند. حالا این مقوله‌ی اِنّا اَعطَیناک از این مقوله است. " اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثر؛ ما عطا کردیم به تو کوثر را ".

کوثر یعنی خیر کثیر. خیر کثیر دیگر خیری هر چیز خیلی چیزها خیر است. خیر کثیر را کوثر گویند. در تفاسیر هم کوثر را ترجمه‌های مختلف کردند. هم مثلا شفاعت گفتند، تعداد امت گفتند، قرآن گفتند، وحی گفتند، نبوت گفتند. این را گفتند: کوثر؛ خیر کثیر. ولی نظر قوی در کوثر همان بحث نسل است چون می‌فرماید که: اصلا سوره کوثر به خاطر بحث نسل پیغمبر مطرح شد. " اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَر ". که در مقابلش چه کار کن؟ " فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انحَر "؛ تمام " اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الاَبتَر؛ دشمن تو دم بریده است "، دشمن تو بدون نسل است. چون کوثر را گذاشت در مقابل دشمن پس معلوم است که خدا وقتی دارد می‌گوید خیر کثیر از کدام مقوله است بیشتر؟ مقوله‌ی نسل را می‌خواهد بگوید. خب حالا پیغمبر که پسر ندارد پس این خیر کثیر چه کسی است؟ مادر ما فاطمه زهرا؛ دختر پیغمبر است. خیر کثیر این است. بعد خداوند می‌فرماید که: این خیر کثیر از آن طرف می‌گوید: دشمن تو نسل ندارد، دم بریده است. حالا این دشمن چه کسی است؟ خود عاص بن وائل هست و هم تیپ‌های اینها که کلی پسر داشته، چقدر ثروت داشته، چقدر پسر داشته؛ خداوند می‌فرماید: " این دم بریده است و نسلش مقطوع است ". ببینید فرهنگ خدا چگونه است؟! چگونه با ما سخن می‌گوید؟ چگونه خدا حرف می‌زند؟ یک دختر را خدا یک نفر را می‌گوید: خیر کثیر، که شروع یک نسل هست، اصل یک نسل است؛ یک دختر را خدا می‌گوید: کوثر. یک نفر! یک نفر که او هم دختر است، یک نفر که دختر هست را خدا می‌فرماید: خیر کثیر. در مقابل چه کسی؟ آن دشمنان با آن همه ثروت و فرزندانشان، این خیر کثیر است. دقت کنید درس مهمی خداوند تبارک و تعالی می‌خواهد به ما بدهد که کوثر بودن به جنسیت ربطی ندارد، کوثر بودن به جنسیت ربط ندارد اگر اشتباها حتی ما قائل باشیم به اینکه به جنسیت ربط دارد، خیر کثیر بودن به دختر بیشتر می‌خورد یا به پسر؟ به دخترها بیشتر می‌خورد. ولی نه اصلا مقوله مقوله‌ی جنسی نیست. نه به نفرات ربط دارد نه به جنسیت ربط دارد. نه به تعداد ربط دارد نه به جنسیت. یک دختر را خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: کوثر در مقابل آن دشمنان. لذا شما می‌بینید که فخر رازی خب دانشمند بزرگ اهل سنت است، تفسیری هم دارد به نام تفسیر کبیر، به این سوره‌ی کوثر می‌رسد خود همین شیعیان زیاد داریم داستانی که براتون تعریف کردم از عاص بن وائل هم شیعه نقل کرده، هم اهل سنت نقل کرده‌اند. ولی خود فخر رازی می‌فرماید: چه نسلی با برکت‌تر از نسل فاطمه. عالم سنی است شرح این سوره می‌نویسد: نسلی ما با برکت‌تر از نسل فاطمه نداریم که مثل باقر و صادق و رضا علیهم السلام از آن برخاسته‌اند. ببینید یک عالم سنی می‌گوید کوثر بودن اینطوری است، با برکت بودن اینطوری است. ما نسلی نداریم. اینجا کدام جنبه برکت را دارد در نظر می‌گیرد؟ فخر رازی؟ جنبه‌ی کیفیت نسل را در نظر می‌گیرد. می‌گوید یک نسلی از حضرت زهرا است که این‌همه بچه‌های بزرگ تربیت کرده. انسان‌های بی‌نظیری تاریخ بشریت را اینها از نسل حضرت زهرا سلام الله علیها هستند. ولی بحث کثرت هم بحث مهمی است. خود ایشان می‌گوید، دانشمندان دیگر هم می‌گویند. دانشمندان دیگر هم می‌گویند. می‌گویند: هیچ نسلی به اندازه‌ی نسل حضرت زهرا سلام الله علیها در جهان زیاد، با برکت و پراکنده نیست. شما هر جای کره‌ی زمین بروی سادات را می‌بینید. ایرانی، افغانی، نمی‌دانم. من در لبنان سادات مسیحی دیدم. مسیحی‌هایی بودند که خودشان حتی وزیر به وزیر می‌گفتند ما سادات هستیم. همه ما سادت هستیم، از نسل حضرت زهرا هستیم ولی خب مسیحی شده‌ایم. به دلایلی که حالا اینها مجبور بودند یک زمانی از نسل‌های قبلیشان تقیه کنند، دین تشیع را اعلام نکنند چون می‌کشتند حالا شما نگاه کنید از خود حضرت زهرا به بعد بگیرید کشتن بچه‌های حضرت زهرا اصلا یکی از اصلی‌ترین اهداف بنی امیه، بنی امیه که هزار ماه حکومت این‌ها طول کشید بعد بنی العباس، از زمان دیگر امام صادق به بعد بنی العباس آمدند تا بعد از امام زمان اینها همه بعد هم حکومت‌های بعدی هم همینطور بود تا توانستند فرزندان حضرت زهرا را از ائمه بگیرید تا بقیه نسل‌های این‌ها را همه را کشتند. شما ببینید چقدر امام‌زاده در ایران به شهادت رسیده ما داریم. چقدر امام‌زاده داریم به شهادت رسیده از همین بزرگوارانی که اینجا هستند در کنارشان هستیم بگیرید تا شاه چراغ و برادرانشان، دیگر حضرت معصومه و برادرانشان، کاروانشان، خود امام رضا و اکثر بچه‌های ائمه علیهم السلام آمدند اینجا حکومت وقت چه بنی امیه و چه بنی العباس همه برنامه داشتند این‌ها را بکشند آن وقت با این نسل‌کشی شدیدی که از حضرت زهرا کردند بچه‌های حضرت زهرا و بچه‌های امیرالمومنین ببینید که الان پر جمعیت‌ترین، قدرتمندترین، با برکت‌ترین نسل؛ نسل حضرت زهرا سلام الله علیها است. تمام دنیا شما از سیاه‌پوست‌ها سید دارید تا رنگین پوست‌های دیگر سید دارید، تقریبا همه‌ی اقوام ما سید داریم. اینقدر برکت دارد، اینقدر در جهان وسعت دارد سادات، حالا این جمعیتی که شما در نظر می‌گیرید ما می‌گوییم سادات؛ سادات را ما معمولا چه کسی می‌شماریم؟ چه کسی را می‌گوییم سادات؟ کسی که پدرش چه باشد؟ سید باشد درحالی که طبق قانون قرآن اگر بخواهیم عمل کنیم قانون اسلام آنهایی که مادرشان هم سادات هستند خودشان چه می‌شوند؟ خب پیغمبر که نسل ما به پیغمبر امام حسن، امام حسین می‌گوییم: یابن رسول الله ولی یابن رسول الله را از طریق پسر پیغمبر نمی‌گوییم از طریق که می‌گوییم؟ دختر پیغمبر. می‌گوییم: نسل رسول الله است این‌ها سادات هستند، ذریه رسول الله هستند. با مقدسینشان کاری نداریم، یک سادات معمولی. یک ساداتی که گناهکار هم هست، فاجر هم هست. می‌گوید خب این چون نسل پیغمبر است حضرت فرمود: بدهایشان را به من ببخشید. بد هم هستند ولی می‌گویند: حرمتشان را رعایت کنید به خاطر پیغمبر حرمتشان را رعایت کنید. بچه‌ی پیغمبر است به پیغمبر می‌خورد حالا شما اگر بچه‌های کسانی که مادرشان سادات هستند هم حساب کنید ‌بینید چقدر ما در جهان برکت دارد نسل حضرت زهرا سلام الله علیها. به این می‌گویند: کوثر. البته یک جنبه کوثر بودن حضرت زهرا است حالا ما قبلا راجع به مقام عرشی حضرت زهرا، آثار وجودی حضرت زهرا در نظام خلقت، تا قیامت و بعد از قیامت می‌خواهیم سخن بگوییم خیلی زیاد است آثار و برکات این کوثر! ابعادش واقعا خیلی زیاد است. اینطوری نیست که یک نفر بگوید: خب من می‌توانم بنشینم حساب کنم ابعاد وجودی حضرت زهرا را سلام الله علیها خیراتی که از این بانوی بزرگوار در نظام خلقت به عنوان آثار وجودی حضرت زهرا سلام الله علیها گسترده شده. اصلا نمی‌شود حساب کرد. الان فقط چون سوره‌ی کوثر را داریم می‌خوانیم بحث آن تقابل که این بی‌ادب‌ها ایجاد کردند؛ بحث نسل الان راجع به نسل ظاهری هم داریم صحبت می‌کنیم حضرت زهرا سلام الله علیها کسی الان از نسل بگوید: ما از نسل نمی‌دانم نسل معاویه‌ هستیم، نسل نمی‌دانم بنی امیه، بنی عباس. ولی نسل حضرت زهرا با قیمت، ارزشمند، شاخص، وسیع، فعال، برجسته، مبارک در سراسر جهان حضور و ظهور دارد. جلوه دارد و جریان دارد این نسل با عظمت.

" اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَر فَصَلِّ لِرَبّکَ وَ انحَر "؛ پس تو حالا که به تو کوثر را دادیم بلافاصله فَصَلِّ؛ نماز بخوان به شکرانه. این بحث شکر است. اگر نعمت دادیم شکر را به جا بیاور. به پیغمبر دارد می‌گوید: شکر را به جا بیاور.

" فَصَلِّ لِرَبّکَ وَ انحَر ". چه قدر حرف دارد این سه تا کلمه. یکی اینکه باید مواظب باشیم وقتی خداوند تبارک و تعالی به ما نعمتی می‌دهد مست نشویم. یعنی نعمت‌دهنده یادمان نرود. ما خیلی وقت‌ها با بچه‌هایمان معصیت می‌کنیم و اینقدر بچه‌زده می‌شویم، خوشحال می‌شویم. عروسی خدا به ما لطف می‌کند همسر می‌دهد با گناه همراهش می‌کنیم اصلا خدا را در نظر نمی‌گیریم، توفیق ازدواج و تشکیل خانواده. فرزند می‌دهد در شادی‌اش دوباره خدا را فراموش می‌کنیم و معصیت می‌کنیم. توفیق‌های دیگر هم که می‌دهد خیلی‌ها جشن می‌گیرند و در این جشن نافرمانی خدا را می‌کنند. انگار اصلا کلا بناست که ما هر چه خدا عطا کرد در مقابل خدا بایستیم و به جای شکرگزاری ما معصیت خدا را کنیم. در عروسی‌هایمان، جشن تولدها، نمی‌دانم سالگرد ازدواج‌ها نمی‌دانم همه هر چیزی. بابا خدا این توان را داده، این لطف را داده، این نعمت را عطا کرده پس شکرتان کجاست! تواضع‌تان کجاست! ادب‌تان کجاست! نمک نشناسی‌تان کجاست. ببینید با آن گناه؛ معصیت می‌کنیم. خیلی وقت‌ها که نعمت‌های ما پایدار نمی‌ماند و از بین می‌رود به خاطر این است که ما با آن نعمت معصیت خدا را می‌کنیم، طغیان می‌کنیم. شاکر نیستیم. خب خدا را شکر، خوشحال شویم یک سجده شکر حداقل یک سجده شکر به جا بیاوریم. خدا تو به من این توفیق را دادی. حالا که نعمت داده از نعمت علیه صاحب نعمت استفاده نکن. از نعمت برای جنگ با صاحب نعمت استفاده نکن. مستی نعمت تو را از صاحب نعمت غافل نکند. ولی خب ما نوعا اینطوری هستیم. چنان مست می‌شویم که با همان نعمتی که او به ما عطا کرده علیه او می‌جنگیم. شما در این فیلم‌ها دیدید مثلا نشان می‌دهد که شخصی اسلحه ساخته برای کسی، واقعیت هم داشته این‌ها. اسلحه، شمشیر، کاخ این‌هایی که ساختند بعد این شخص برای تشکر از سازنده‌ی اسلحه، شمشیر و کاخ، او را دعوت می‌کند و می‌کشد. زیاد اتفاق افتاده پادشاه‌ها از این کارها کرده‌اند. یا رؤسای جمهور، گردن‌کلفت‌ها، آدم‌های می‌گوید: این اسلحه نباید کسی مثل این داشته باشد، این کاخ را نباید کسی مثل این کاخ را دیگر داشته باشد یک وقت هوس نکند برای کس دیگری بسازد. سازنده را زده و کشته. ما چقدر قبیح می‌دانیم این کار را، چقدر خبیثانه می‌دانیم این کار را. حالا خودمان هم همینطوری هستیم. بچه می‌دهد اذیتش می‌کنیم، ناشکری می‌کنیم، تربیتش نمی‌کنیم، به او نمی‌رسیم، احترام به او نمی‌گزاریم. همسر می‌دهد به همسر توهین می‌کنیم، احترامش را نمی‌کنیم، عزیز نمی‌شماریم، خساست، بخل برای هزینه کردن در خانواده. بد است دیگر. خداوند تبارک و تعالی نعمت را داده اکرام کن، نعمت از کفت می‌رود، خیر و برکت از کفت می‌رود. همسر آزاری چیست؟! خانواده‌ی همسر آزار می‌دهد، همسر آزار می‌دهد، بچه‌ها را آزار می‌دهد این یعنی چه؟ این خیلی چیز وحشتناکی است ولی خب اتفاق می‌افتد. اینقدر هم مرسوم است که ما این را قبحش را اصلا نمی‌بینیم. اصلا قبحش را نمی‌بینیم. خب حالا خداوند تبارک و تعالی یک نعمتی داد قدرش را بدان.

پس بلافاصله فَصَلِّ؛ برو نماز بخوان. آن هم چه؟ لِرَبِّکَ؛ برای خدا. شکرت و عبادتت برای خدا باید باشد. تشکرت باید برای خدا باشد. نه اینکه اگر بنده‌ای نعمتی داد، لطفی کرد تشکر از بنده نکنیم که فرمود: " مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالِق؛ اگر کسی شکر بنده را به جا نیاورد شکر خدا را به جا نیاورده است ". نه هر کسی هر لطفی کرد از او تشکر کن. واجب است تشکر کردن آن سر جای خودش. اما می‌فرماید شکرت و عبادتت برای خدا باشد این ارزشش این است؛ اخلاص.

" فَصَلّ لِرَبّکَ وَ انحَر ". وَ انحَر را دو جور معنا کرده‌اند. نحر کردن یعنی قربانی کردن. این محل گلوگاه که محل قربانی کردن است را در بعضی از روایات آمده که وقتی می‌خواهید نماز بخوانید دستتان را بیاورید بالا تا همین نزدیک گلوگاهتان و تکبیر بگویید. و تکبیرتان را بگویید. و خیلی از روایات و بزرگان هم قربانی را نه، وَ انحَر یعنی واقعا قربانی هم بکن حتما آن هم شتر. چون این کلمه در مورد شتر به کار می‌برد. یعنی نعمت عظیم دادیم به تو دست و دلباز باش، خسیس نباش، کوچک قربانی نکن، وسعت در نظر بگیر. یک شتر قربانی کن. این کار را بکن فیضش به بندگان خدا برسد.

پس شکر وقتی که خدا نعمتی به ما می‌دهد ما هم باید یاد چه کسی باشیم؟ خدا باشیم، هم باید یاد بندگان خدا باشیم. هر وقت که می‌خواهیم ذوق‌زده‌ایم، شاکریم، می‌خواهیم خوشی کنیم گناه نمی‌خواهد بکنیم آقا این خدا نعمتی به شما داده خب به بندگان خدا برس، یک تعدادی از بندگان خدا را دستگیری کن، خوشحالشان کن، سیرشان کن، اطعامشان کن، فقر زدایی کن، مشکل‌گشایی کن. ببینید یک طرف اول خدا، تشکر از خدا کن فَصَلّ لِرَبّک بعد وَ انحَر خب حالا بندگان خدا را هم در نظر بگیر، با بزرگواری، با سعه‌ی صدر، با سعه‌ی وجودی، دست و دلباز باش. بعضی وقت‌ها بعضی از عزیزان می‌گویند: ما یک ماشین خریده‌ایم می‌گوییم: خب حالا ماشین را چند خریده‌ای؟ الان که دیگر پراید را می‌دهند 180 تومان ماشین دیگر رو معلوم است که چقدر می‌دهند. ماشین پراید که 180 تومان است حالا ماشین که خدا می‌داند! گران‌تر است. بعد این رفته 180 داده پراید حالا ماشین نخریده پراید خریده. 180 میلیون داده بعد اینطور می‌کند استاد یک خروس می‌خواهم قربانی کنم، ذبح کنم؟! نه اسراف است یک پشه بکش! یک ملخ بکش! یک خروس چیست؟! یک خروس قربانی کنیم برای ماشین خون بریزیم.

پس در شکر یادتان نرود ببینید چقدر ادب دارد. " اِنّا اَعطَیناکَ الکوثَر " وقتی که معلوم می‌شود کوثر منظور بچه است آن هم دختر؛ حضرت زهرا سلام الله علیها یا دختر کلا، فرزند را خدا عطیه می‌داند. عطیه است؛ عطیه الهی. حالا شما بعضی‌ها چقدر واقعا گناه می‌کنند، معصیت می‌کنند. می‌گوید: بچه نمی‌خواهم. حوصله بچه‌داری ندارم. زیر این آسمان کبود هیچ عبادتی مثل بچه‌دار شدن و تحمل اذیت‌های بچه‌داری بزرگان دین فرمودند نیست اصلا نمی‌شود ثوابش را کسی جز خدا نمی‌تواند حساب کند. بچه چقدر پدر و مادر را تطهیر می‌کند و چقدر مقام می‌دهد. بعضی‌ها عطیه‌ی الهی را رد می‌کنند. اصلا نه بچه‌ می‌خواهیم چه کار؟ یکی، دو تا، بس است. ظلم است واقعا خیلی ظلم است هم به پدر و مادر، هم به بچه‌ها، هم به نسل این‌ها که بعدها می‌آیند و می‌گویند: چقدر آن نسل‌های قبلی ما بی‌سلیقه بودند، بد تصمیم گرفتند، ما را از داشتن یک نسل خوب، فامیل‌های خوب، پسر خاله‌ها، دختر خاله‌ها، پسر عموها، دختر عموها، پسر دایی‌ها، دختر دایی‌ها همه را محروم کردند از ما بعد هم خب به نسل مسلمان‌ها خیانت می‌کنند، به نسل شیعه خیانت می‌کنند، به نسل حضرت زهرا خیانت می‌کنند، به امام زمانشان خیانت می‌کنند. می‌گوید: فرزند عطیه‌ی الهی است. عطیه است شکر کنیم. حالا شما بچه هم که به شما می‌دهند مستحب است چه کار کنید اولین کار؟ می‌گوید: آقا می‌توانید هم وزن موی بدنش، وزن موی سرش طلا، نقره صدقه بدهید. ببینید عطیه‌ی الهی است و حتما برای سلامتی‌اش چه کار کنید؟ عقیقه کنید یک گوسفند قربانی کنید و به فقرا بدهید به مومنین و فقرا بدهید ولی خب به پیغمبر می‌گوید: گوسفند نه، چه؟ شتر.

پس فَصَلّ، فَصَلّ فا که می‌آورد یعنی چسبانده است دیگر " اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثر فَصَلّ لِرَبّکَ وَ انحَر " زود شکر خدا را به جا بیاور و زود هم قربانی کن. ما حالا بعضی‌ها خدا خیرشان بدهد بعد از چهل سال یادشان افتاده می‌گوید که: من می‌خواهم یک دانه مادر، بابا نکردند برای ما خودم برای خودم نکردم الان می‌خواهم بعد از پنجاه سال یک عقیقه کنم. حالا خوب است بعد از پنجاه سال! آقا بچه به دنیا می‌آید سریع، عجله کنید زود برایش عقیقه کنید. این بلاها همانطور که در دعایش هم داریم دیگر که خدایا در مقابل این، خون این در مقابل خون آن بدن این در مقابل بدن آن. بیمه است اصلا کلا دعای عقیقه دعای بیمه کردن بچه است با عقیقه. زود بیمه‌اش کنیم.

" والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین "