آن نطفهها آن شیر پاک آن دارندگیهایی که مادر داشته شینیدهها خواندهها مطالعات عقائد عشقها محبتها عزاداریهای برای امام حسین سینهزنیهای برای امام حسین بالاخره رویش میکند چون حق است حق نابود شدنی نیست اینها موفق شدند در یک زمان خاص خودشان را به این مقام برسانند مقامی که فوقالعاده این مقام بالاست.@ به طوری که سیدالشهدا میفرماید من اصلاً هیچ یاری را باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم درسی که عاشورا به ما میدهد این هست که ما هم هر وضعیتی از گذشته داشته باشیم میتوانیم خودمان را به سیدالشهدا برسانیم و قیمت ما هم خیلی قیمت بزرگی هست اگر کسی قیمت از دستش برود بعداً پشیمان میشود خودش را مفت میفروشد.@ چند وقت پیش دیدم یک خانم و آقایی دعوایشان شده بود با هم مشاجره میکردند خانم خانه میگفت که چند بار به تو گفتم که این سکهها را الان نبر بفروش ببری بفروشی الان ارزان است یک دفعه گران میشود تو هم رفتی سکهها را با عجله فروختی حالا سکه 170 ـ 180 تومانی شده 240 تومان.@ حالا مثلاً به آنها گفتم چند تا سکه بود گفتند 8 تا سکه برده فروخته گفتم 8 سکه چقدر میشود حالا شما بگویید 560 هزار تومان سر 560 هزار تومان اختلاف زن و شوهر دلشان میامد خیلی بیرحمی است آدم به خاطر دنیا، من همیشه به زن و شوهرها به دختر و پسرها میگویم هر وقت دیدید میخواهید با هم بحث بکنید اول ببینید میارزد یا نه.@ اگر چیزی مربوط به دنیا بود هیچ چیزش نمیارزد که شما نه به روی هم بیاورید نه بخواهید صحبتش را بکنید خیلی محبت و عشق بین زن و شوهر خواهر و برادر پدر و مادر دو تا مؤمن بالاتر از این هست که بخواهند به خاطر دنیا ناراحت بشوند عصبی بشوند خودشان را کوچک کردند اگر کسی این کار را بکند دنیا را از خودش بزرگتر کرده خودش را از دنیا کوچکتر.@ زن میگفت آخر خیلی زورم میاید ما الان قرض داریم بدهی داریم ببینید شاید خیلی از ما هم الان اینطوری بودیم یعنی امروز طلا را میفروختیم سکهها را فردا صبح یک دفعه در روزنامه میزدند سکه 170 تومانی شما شده 240 تومان یک آهی بکشیم ولی ما هیچ وقت راجع به عمرمان متأسفانه تا به حال یک بار هم اینطوری آه نکشیدیم راجع به جوانی که داریم مفت از دستش میدهیم.@ ما موقعی که میخواهیم بمیریم اگر میلیاردها تومان هم داشته باشیم حاضریم بدهیم ده دقیقه اضافه عمر داشته باشیم چون با ده دقیقه اضافه عمر میشود میلیونها سال آخرتی را بخرید شما میلیونها سال آخرتی میتوانید بخرید ولی ما متأسفانه نسبت به عمری که دارد از ما تلف میشود استعدادهایی که دارد تلف میشود جوانی که دارد تلف میشود اصلاً افسوس نمیخوریم.@ حالا پیر و جوانیش یک مسئله است و اینکه ما زنده هستیم خیلی قیمتی است اینکه فعلاً داریم نفس میکشیم حالا مهم نیست پیر یا جوان با آن خیلی کار میشود کرد با همین مقداری که از عمر مانده علی(ع) فرمود(بَقیَۀُ العُمر لا قیمَتَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما مات وَ یُحیا بِها ما فات) میفرماید که بقیه عمر اصلاً قیمت ندارد نمیشود برایش قیمت گذاشت چرا؟@ چون هر چه که از گذشته تلف شده میشود درست کرد تمام گذشته خراب یک عمر را میشود درست کرد با باقیمانده عمر، راحت هر چه تلف شده هر چه از دست رفته را میشود برگرداند، چرا میشود این کار را کرد؟ چون ما در رحم هستیم رحم دنیا بچه تا در رحم هست امکان بازسازی دارد.@ زمانی از او امکان بازسازی گرفته میشود که تولدش برسد ما هم تا زمان وفاتمان که تولد به برزخ هست فرصت داریم این خیلی قیمت دارد ولی ما متأسفانه قدرش را نمیدانیم یعنی مفت این وقتها را داریم تلف میکنیم و از دست میدهیم.@ در داستان سیدالشهدا(ع) برای اینکه ما قیمت از دستمان نرود خداوند تبارک و تعالی داستان عاشورا ذکر مصیبت عزاداری را برای ما گذاشته که ما یاد شهدای کربلا و عاشورا باشیم حواسمان باشد که ما میتوانیم ملحق بشویم به سیدالشهدا قیمت نباید از دستمان برود.@ ما الان کتابهایی داریم از علما نوشته شده حتی کتابهای مهم از عرفا من یک موقعهایی کتابهای درجه اول عرفان را میخوانم که در حوزههای علمیه معمولاً بعد از پانزده بیست سال میخوانند میبینم آنجا هم غلطهایی هست که خیلی غلطهای فاحشی هست غلطهای بزرگی هست که انسان را محدود نگاه میکنند.@ ولی در عرفان شیعه که نگاه میکنید در زیارت عاشورا که نگاه میکنید در نهجالبلاغه که نگاه میکنید در قرآن کریم میبینید آنجا برای انسان قیمتی گذاشته نشده فقط گفته شده که پاداش شما پاداش بدنهای شما بهشت است بهشتی که اندازه آن به اندازه همه آسمانها و زمین است و برای خود انسان یک قیمت فوقالعاده بزرگی را ذکر میکند.@ اگر هم در روایات جایی گفتند قیمت شما بهشت است منظور بهشت مادی نیست آن بهشتی که در آن کاخ و شراب و موسیقی و باغ و چه و چه هست نیست آنها همه مربوط به پاداش بدنهای ماست.@ برای اینکه ما باور بکنیم که ما چقدر قیمت داریم و انسان اساساً یک موجود پایانناپذیر هست بینهایت هست حد یقف ندارد یک مقدار در خواستههای خودمان مراجعه بکنیم میبینیم که خواستههای ما هم هیچ وقت حد یقف ندارد هیچ وقت تمام شدنی نیست.@ اساساً خداوند تبارک و تعالی ما را آفریده برای اینکه مثل خدا باشیم البته ما هر وقت میگوییم مِثل یعنی مَثَل، فرق مِثل و مَثَل چیست؟ اگر بگوییم مِثل خدا میشویم یعنی مثل خداوند واجب الوجود و با ذات ناپایان میشویم این غلط است.@ در روایات اگر آمده(عَبدی اَطِعنی حَتّی اَجعَلَکَ مِثلی یا مَثَلی) بنده من من را اطاعت بکن تا من تو را مثل خودم قرار بدهم یا مَثَل خودم قرار بدهم منظور همان مَثَل است مَثَل یعنی نمونه خدا، شبیه خدا در این صورت فرق این هست که ما تجلی خدا هستیم ظهورات خدا هستیم که مثل خدا هستیم ولی ذات نداریم.@ فرق معصوم با خدا این هست که خدا ذات حقیقی دارد و همه ما تجلیات خدا هستیم از خودمان چیزی نداریم مثل افکار شما، شما افکارتان را نگاه بکنید وقتی فکرهای خیلی زیبا و قشنگ میکنید این فکرهای زیبا و قشنگ هر چند سازنده هستند و مؤثرند اما وابسته به شما هستند خودشان دیگر ذات مستقلی ندارند.@ پس این بینهایتطلبی چیزی است که در همه نهاد وجود خداوند تبارک و تعالی گذاشته هیچ موجودی هیچ انسانی نمیتواند از عشق به بینهایت شدن صرفنظر بکند علت اینکه خیلی از انسانها ظاهراً نمیخواهند آن بشوند این نیست که در باطنشان این نیرو نیست بلکه به خاطر این هست که خودشان گرفتاریهای دنیایی پیدا کردند.@ بخش حیوانی بزرگ شده گرفتاریهای بخش انسانی انسان را از هوس خواجگی و خدایی میاندازد غافل میکند هر چقدر سطح نیازهای طبیعی بیشتر میشود آرزوهای حیوانی بیشتر میشود انسان یادش میرود که چه کسی هست و همه هوسهایش و خواهشهایش مربوط به بخش حیوانی است.@ اما هنوز آرزو و خیال آن بینهایت شدن با او هست برای همین هم مثل فرعون مثل شاه مثل صدام همیشه سعی میکند که در همان نظام حیوانی بینهایت بشود تلاش بکند بنابراین آرزوی بینهایت شدن هیچ وقت از سر انسان بیرون نمیرود.@ اگر انسان خود حقیقیش را نشناسد آرزوی بینهایت شدنش را در حیوانیت پیگیری میکند اما اگر خودش را شناخت خداوند به ما میگوید شما حد توقف ندارید هر جا دلتان بخواهد میتوانید بیایید هیچ وقت حد ندارید این یادتان باشد خداوند غایت، حداکثری را که یک انسان میتواند رشد بکند در اختیار تکتک ما قرار داده این فقط اختصاص به معصومین ندارد.@ به تکتک ما گفته شما میتوانید بینهایت تا آنجایی که دوست دارید تا آنجایی که دلتان میخواهد و فکرتان میگنجد بالا بیایید و نزدیک بشوید بسته به این هست که ما آیا خودمان میخواهیم یا نمیخواهیم یک همچین آرزویی داریم یا نه یک همچین هوسی داریم یا نه.@ درس بزرگی که زیارت عاشورا به ما میدهد من خواهش میکنم عزیزان که التزام به زیارت عاشورا داشته باشند البته با معرفت بخوانند زیارت عاشورا را تا خودشان را بشناسند درس بزرگی که زیارت عاشورا به ما میدهد این هست که تو ای انسان هیچ وقت محدود نیستی هیچ وقت کوچک نیستی.@ مواظب باشید شیطان با به رخ کشیدن گناهان شما و گذشته شما شما را له نکند و این حقیقت را که انسان هر چقدر آلودگی داشته باشد و گذشته خرابی داشته باشد میتواند همه را جبران بکند و خودش را به سیدالشهدا برساند این را از شما مخفی نکند.@ چون گوهری که در وجود شماست خداوند تبارک و تعالی این گوهر را در وجود شما قرار داده یک گوهر بینهایتطلبی و فوق عقل که پای تخته همیشه برایتان کشیدیم فوق عقل مثل یک گوهری هست که گناهان، اشتباهات، غفلتها یک گردی روی آن مینشاند.@ اگر شما گرد را از روی الماس از روی گوهر پاک کنید آن گوهر گوهر هست یا نیست؟ هست گاهی وقتها گوهر بودنش لای این غبار گناهان گرد گناهان پوشیده میشود افراد درست نمیتوانند تشخیص بدهند که این گوهر هستش برای همین خیلی سفارش کردند که ما زیارت عاشورا بخوانیم همیشه.@ زیارت عاشورا همانطور که عرض کردم از اول تا آخر صحبتهای یک انسان هست با اصل و ریشه خودش که امام حسین است با پدر حقیقی خودش که وجود مقدس سیدالشهدا است برای همین هم در زیارت عاشورا هوسها هوسهای بینهایت است هوسهای محدود نیست.@ شما یک موقعی خدمت معصوم میرسید خواستهای محدود از او دارید شفای یک بیمار سرطانی، پیدا کردن یک همسر مناسب، داشتن یک خانه، قبولی در کنکور، یک رشد و برکت اقتصادی را طلب میکنید یک موقع هست اینها را میخواهید.@ اما یک موقع خدمت معصوم میرسید اگر گفت چه چیزی میخواهی شما هوست بزرگ است چون خودت را میشناسی میگویی من خودت را میخواهم شما در زیارت عاشورا نگاه بکنید وقتی با سیدالشهدا سخن میگویید کمتر از امام حسین راضی نیستی باشی ببینید چقدر از آنطرف کشش هست به این سمت که ما هر کداممان اینقدر بزرگ بشویم راه را با ما باز میکنند.@ به ما نگاه میدهند جا برای ما باز میکنند که برویم نزدیکشان، شما یک موقع هست که میروی در محضر یک بزرگی یک ولی خدایی بعد میروید با فاصله مینشینید در روبروی ایشان چند متر فاصله میگیرید میروید مینشینید بعد ایشان به شما اشاره میکند بلند میشود به احترام شما جا باز میکند میگوید بیا پیش من بنشین چرا رفتی آنجا نشستی بیا پیش خودم آنجا نرو بیا اینجا بنشین.@ یک موقع دیدید یکی از عزیزانی که در خانه دارید خیلی علاقه دارید که در آغوشش بگیرید ببوسیدش یک بچهای را، بچهتان از مدرسه آمده خواهر کوچک برادر کوچک یا یک عزیزی را بعد او با فاصله میرود یک جایی مینشیند به او میگویی بلند شو بیا اینجا ببینم صدایش میکنی بغلش میکنی در آغوش خودت میبوسیش.@ شما فکر میکنید نگاه در محضر این آدم خیلی بزرگ فاصلهات چند متر هست باید بروی چند متر آنطرفتر بنشینی شما فکر میکنید که فاصلهات آن است ولی آن بزرگ چون به شما به چشم فرزند خودش نگاه میکند با عاطفه پدری با عاطفه مادری نگاه میکند به شما میگوید نه شما بیا اینجا پیش من بنشین.@ شما نگاه بکنید یک پادشاهی را در نظر بگیرید که فرزند خودش را گم کرده سالها گذشته این فرزند از کاخ بچگی زده بیرون یا دزدیدنش داستان یادتان هست شبیه داستان شاه و طوطی میماند که چند ماه ما اینجا داستان شاه و طوطی را خواندیم آنهایی که نبودند سیدیها را بگیرند داستان شاه و طوطی خیلی مهم است طوطی از پیش شاه رفت بعد دیگر یواش یواش یادش رفت که پیش شاه بوده.@
ما الان در ناسوت آمدیم از وقتی که پیش خدا بودیم خیلی وقت گذشته ما آمدیم پایین در ناسوت آمدیم دنیا، ناسوت اسم دنیاست فراموشخانه، ما آمدیم در فراموشخانه یادمان رفته قبلاً پیش خدا بودیم با خدا زندگی میکردیم در آغوش خدا بودیم حالا زیارت عاشورا به یاد ما میاندازد.@ حالا این پادشاه بچهاش بعد از سالها پیدا کردن بچه فکر میکند این یک رعیت است او هم پادشاه است خیلی در ترس و لرز میبرندش در کاخ فاصله میگیرد ولی پادشاه قند در دلش آب میشود این بچهاش است بغلش میکند میبوسدش نوازشش میکند.@ در زیارت عاشورا شما میبینید که ائمه برای ما جا باز کردند کجا جا باز کردند؟ پیش خودشان، چقدر بد میخوانند این مداحانی که میخوانند ما سگ امام حسین هستیم از این بازیهایی که در میاورند و حرفهای بیتربیتی میزنند اینها هم توهین به امام حسین هست و هم توهین به بچههای امام حسین، نه ما بچههای حضرت هستیم.@ در زیارت عاشورا شما نگاه کنید به عنوان فرزند حرف میزنید(اَسئَلُ الله اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) جا دارد دیگر علی(ع) فرمود هر کس به او توفیق دعا بدهند به او اجابت هم میدهند اگر تو الان زنده هستی و اگر میتوانی زیارت عاشورا بخوانی و اگر در زیارت عاشورا همین الان فرصت میکنی به امام حسین بگویی که من میخواهم با تو باشم در دنیا و آخرت یعنی میتوانی برسی.@ یعنی هنوز وقت داری هنوز جا داری برسی به امام حسین تا زنده هستی میشود یک کاری کرد چون تو هنوز زنده هستی و آنها هم به تو اجازه دعا دادند گفتند بخوان بخواه دیگر به امام حسین میگوییم(اَسئَلُ الله اَن یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله) من از خدا میخواهم من را به مقام شما برساند خیلی هوس بزرگ است.@ پس ما خیلی جا داریم نباید خودمان را کوچک ببینیم خدای نکرده سر یک جیفه دنیا غصه بخوریم کینه بکنیم همهاش گذشته و کدورتها و شکستها و گناهان یادمان بیاید و فکر هوسهای بزرگ از سرمان بیفتد.@ کسی که قیمت خودش را مهم میداند یعنی خودش را خوب شناخته نه درگیر گناهان گذشتهاش میشود توبه میکند و جبران میکند حتماً دیگر غصه هم نمیخورد چون خداوند آغوشش باز است نه ذهنش سراغ کدورت میرود کینه اصلاً از کسی به دل نمیگرد.@ در روایت داریم(اَلحِقدُ اَلئَمُ الخُلق) کینه پستترین اخلاقهاست آدم کینهای خیلی خودش را پست میکند دنیا چیزی نیست که ما به خاطرش با کسی درگیر بشویم ما اگر با کسی درگیر هستیم من الان سؤال میکنم شما در خودتان جواب بدهید.@ اگر ما از کسی کینه داریم الان، در دلمان کینه هست آیا مربوط به این نیست که آن شخصی که ما از او کینه داریم به یکی از امور دنیایی ما لطمه زده غیر از این است مگر؟ همین است دیگر، اگر به دنیای ما لطمه زده پس ناخواسته به آخرت ما اضافه کرده بنابراین ما ضرر نکردیم.@ زمینی را از ما گرفتند فحشی به ما دادند غیبتی از ما کردند یک حقی پایمال شده یک شوهر بیادبی بوده قدر زنش را ندانسته چند سال اذیتش کرده یک زن بداخلاقی بوده شوهر را اذیت کرده پس ما نباختیم هیچی که بخواهیم غصهاش را بخوریم اصلاً.@ چون طبق قاعده موت یادتان هست هر چقدر موت هست فشار میایدت به ما در موت، به طبیعت فشار میاید و چون به طبیعت میاید فطرت بزرگ میشود و رشد میکند بنابراین کینه معنا ندارد انسان از کسی کینه به دل بگیرد و بعد بخواهد حتی انتقام بگیرد چرا؟ چون کینه دل و باطن و قبر را آلوده میکند.@ یادتان هست آن فرمولی که گفتم گفتیم جان ما نفس ما قبر ماست اگر الان آتش کینه در دلت هست پس قبرت هم بعد از مردن پر از آتش است چون قبر همان است که شما متولد میشوید انسان به درون خودش متولد میشود به نظام درونی خودش متولد میشود.@ بنابراین ما برای چه کینه بگیریم یک عمری که میتوانیم لذت ببریم از عمرمان از جوانیمان برگردیم به گذشتهها کدورتها کینهها اینها خیلی بد است یا برگردیم همیشه شکستها و تلخیها را ببینیم کسی که خودش را بزرگ میداند و میداند میتواند برسد به امام حسین شوق امام حسین اصلاً نمیگذارد که برگردد به گذشته.@ شما نگاه کنید میخواهید به یک عزیزی برسید یا وقت کمی دارید اگر بخواهید در این فرصتی که میخواهید خودتان را به آن عزیزتان برسانید وسط راه اتفاقی بیفتد میایستید دنبال پیگیری اتفاق یا میگویید نه من باید خودم را به عزیزم برسانم.@ مثلاً یک موقعی میگویند آقا امشب شب عروسی است حالا مثلاً اگر کسی فحش داد یک کسی سنگی پرتاب کرد به ماشین عروس، یک کسی یک حرفی زد عیبی ندارد شما عروس داماد هستید باید بروید سر خانه و زندگیتان امشب، امشب شب دعوا نیست ما هم وصالمان با امام حسین وصالمان با امام زمان وصالمان با خدا همینطوری است.@ اگر بخواهیم خیلی در دنیا خودمان را معطل بکنیم دل خودمان را ذهن خودمان را معطل بکنیم نمیرسیم نه تنها نمیرسیم بلکه از آنها دور هم میشویم لذا دلهای ما باید دلهای شاد و پاک و سالمی باشد فقط به آینده و رسیدن فکر بکنیم وقتی به تو میگویند تو زیارت عاشورا بخوان در زیارت عاشورا بگو(اَسئَلُ الله اَن یُبَلِعَنِی المَقامَ المَحمود) پس دیگر حواست باشد گذشته اذیتت نکند فقط پرواز کن فقط معطل نشو.@ برای همین در حدیث داریم دلهای شما حدیث است این میگوید تو مهمتر و بزرگتر از آن هستی که بخواهی دنیایت را با کینه خراب بکنی با غصهها خراب بکنی تو خیلی میتوانی پرواز بکنی قدر خودت را بدان بیخود ذهنت را به چیزهای پست بیارزش دنیا معطل نکن.@ این درس انسانشناسی هست که ما از امام حسین میگیریم که سیدالشهدا آنقدر کریم است آنقدر جواد است آنقدر مهربان است ائمه همینطور هستند امام زمان همینطور هست که فقط و فقط دوست دارند ما به عنوان بچههایشان پیش خودشان باشیم با آنها باشیم هیچ جای دیگر هم نرویم.@ لذا نگاه کنید ما وقتی میرویم به زیارتشان به ما میگویند که بزرگترین خواستهتان این باشد که با ما باشید در دنیا و آخرت حالا این ما هستیم که آیا واقعاً میتوانیم یک همچین هوسی بکنیم یا نه راه به هر حال بسته نیست یک کسی نگوید من بدبختم بیچارهام زنم اینطوری است بچههایم اینطوری است شوهرم اینطوری است سنم گذشته گذشته اشتباهات داشتم گناه کردم اصلاً اینها نیست اینها بهانه است.@ اگر کسی هر وقت تصمیم بگیرد درست تصمیم بگیرد خودش را بشناسد میتواند بالاترین حرکتها را انجام بدهد و خودش را به معصوم برساند جلسه گذشته این توضیح را دادیم که اگر ما بخواهیم در دنیا و آخرت با سیدالشهدا باشیم یک راه بیشتر ندارد رابطه با امام زمان(ع)، اینکه امام زمان چون الان زنده است حیات طبیعی ظاهری هم دارد نه اینکه امام حسین مرده باشد.@ ولی امام زمان امام زمان ماست هر کسی میخواهد خودش را به معصومین برساند باید در زمانی که امام دارد به امام خودش ارتباط داشته باشد مثلاً شما نگاه بکنید یک کسی زمان امیرالمؤمنین آن موقع که امیرالمؤمنین تنها و مظلوم بود یک کسی زمان سیدالشهدا که در کربلا محاصره بود بگوید نه من خیلی عاشق شما هستم اما من با امام حسن انس میگیرم.@ نمیشود امام حسن همان امام حسین است که الان احتیاج به کمک دارد ما خیلی وقتها عزاداریهایمان گریه زاریهایمان پول خرج کردنهایمان برای امام حسین فقط یک راهی برای فرار از امام زمان هست خیلی وقتها ما در هیئتها در جلسات عزاداریها وقت خودمان را طوری تلف میکنیم که یادمان نرود یک امام حسین زندهای هست که الان به همکاری ما احتیاج دارد به کمک ما احتیاج دارد.@ سر خودمان را با کربلا و مکه و مدینه و مشهد و نماز و عبادت و اینها، خوبهایمان اینطوری هستند که خودشان را با این چیزها مشغول میکنند بعد که در روز میگویی که حالا از این دوازده سیزده ساعت روز تو چه چیزیش برای امام زمان بود حرفی ندارد پول خرج کردنهایمان هم اینطوری هست.@ مثلاً برای مسجد و برای هیئت و برای عزاداری و شام و ناهار میلیونها تومان خرج میکنیم بعد میگوییم که آیا از این میلیونها تومان خرجی که کردی صد تومانش هزار تومانش برای خود این امام زنده مصرف شده برای رفع موانع ظهور؟@ هر چند ما کارهایی که برای مسجد و هیئت و حسینیه هم میکنیم به یک نحوی غیر مستقیم کمک به امام زمان است بعد میبینیم نه ما اساساً حتی اگر میخواهیم کار مذهبی بکنیم حتی اگر بخواهیم عشقبازی هم بکنیم ترجیح میدهیم با مردهها عشقبازی بکنیم تا با امام زنده.@ امام حیمان که الان به برکت او داریم روزی میخوریم حقوقمان، پولمان، سلامتیمان همه چیزمان را داریم از دست او میگیریم ولی هیچ وقت هم نگاهش نمیکنیم پس هر چقدر واقعاً عشق امام حسین عشق فاطمه زهرا عشق خداوند در دلت هست باید همه او را پیاده بکنی در نوع نگاهت و ارتباطت با وجود مقدس آقا امام زمان(ع).@ ببینی چقدر خودت را وقف حضرت میکنی چقدر تلاش میکنی برای کمک به حضرت، برداشتن موانع ظهور حضرت، معرفی حضرت، آشتی دادن مردم با امام زمان(ع)، چقدر تلاش میکنی که یتیمهای امام زمان را دستشان را به دست پدرشان برسانی چقدر برای این کار داری تلاش میکنی.@ ما الان در همین ایران خودمان در همین تهران خودمان که مرکز حکومت اسلامی هم هست میلیونها جوان و مردم داریم که پدرشان را اصلاً نمیشناسند پدر طبیعی و حیوانیشان را میشناسند ولی پدر فطری و انسانیشان را اصلاً نمیشناسند اصلاً انسی هم با او ندارند رفاقتی هم با او ندارند خیلی وقتها اگر رفاقتی هم دارند رفاقتهای آزاردهنده است.@ یک موقعی من شبها که میروم بعضی وقتها سهشنبهها تهران هستم میروم ترمینال یا میروم سر جاده میایستم که یک ماشینی سوار بشوم خودم را برسانم منزل قم، گهگاهی میشود میبینم که بعضی از این جوانها در ماشینشان نشستند دو تا باند بزرگ وصل کردند یک نوار خارجی که یک خانم دارد میخواند گذاشتند صدا میدهد خیلی وحشتناک ماشین میلرزد.@ بعد جلو ما ترمز میزند میگوید حاجآقا بیا بالا میروی جمکران ما داریم میرویم جمکران مثلاً اینطوری، با آن آهنگها میروند تا مسجد جمکران یک دعا و زیارت هم میخوانند و یک دعای توسل هم میخوانند و برمیگردند این اصلاً نمیفهمد بنده خدا، قشنگ است یعنی آن گوهر ذاتی خودش او را دارد میکشد به سمت پدرش ولی آزاردهنده است دردسرهای آزاردهنده است.@ خیلیها هستند الان با امام زمانشان قهر هستند واقعاً آشتی نیستند امام زمان هم گریه میکند شب و روز از اینکه بچههایش اینطوری هستند خیلی گریه میکند خیلی غصه میخورد حالا ما باید این کار بکنیم ضمن اینکه خودمان آشتی میکنیم با حضرت، دست ایتام امام زمان را هم بگیریم آنها را هم با پدر حقیقیشان آشتی بدهیم این را انتظار حقیقی میگویند.@ در این صورت هست که امیرالمؤمنین(ع) فرمود کسی که منتظر حقیقی هست با من و هم درجه من در بهشت است پس ببینید راه چقدر برای ما باز است ما اصلاً محدود نیستیم همه کاری میتوانیم بکنیم به عالیترین درجات میتوانیم برسیم به شرطی که درست اماممان را بشناسیم.@ علت اینکه حر آن مقام را پیدا کرده که امام معصوم در مورد حر میگوید(بِاَبی اَنتَ وَ اُمی) اینقدر حر مقام پیدا کرده برای اینکه حر درست امام زمانش را شناخت و به موقع خودش را به امام زمانش رساند پس پیوند با امام زمان همه گذشته انسان را جبران میکند مهم نیست که چند سال گناه کردی آلودگی داشتی یک عمر، مهم این هست که بتوانی تا وقتی زنده هستی با امام زمان آشتی باشی.@ وقتی امام زمانت را شناختی دیگر از آن فرار نکنی دوستش داشته باشی دلت برایش تنگ بشود با او انس بگیری از او فرار نکنی بروی خودت را به او برسانی و او را خانه خودتان بیاوری بیایید از او پذیرایی بکنید و اصلاً به خانه شما راه پیدا بکند.@ میدانید تا حالا چند بار امام زمان در خانه تکتک ما را زده که بیاید داخل و ما راهش ندادیم خیلی شده امام زمان بیصبرانه منتظر هست در خانه تکتک من و شما که ما در خانه راهش بدهیم ولی ما متأسفانه اینطوری نیستیم آقا در خانمان نقشی ندارد در زندگیمان نقشی ندارد در درسمان نقشی ندارد در دانشگاهمان نقشی ندارد در شغل و کاسبیمان نقشی ندارد هیچی یعنی همیشه ما بیرونش کردیم.@ وقتی رابطه ما با آقا اینطوری باشد بقیه کارهای ما هم قیمت و ارزشی ندارد هیچ فایدهای نخواهد داشت پس درس بزرگ انسانشناسی از عاشورا و کربلا این هست که ما میتوانیم بینهایت رشد بکنیم رشد ما حد یقف ندارد رشد ما محدود نیست به هر جایی که دلمان بخواهد پرواز بکنیم میتوانیم پرواز بکنیم.@ به شرط اینکه خودت را باور بکنی قیمتت را باور بکنی ارزشت را باور بکنی بدانی خیلی بزرگ هستی بدانی خیلی میتوانی رشد بکنی حالا با این گفتههای من اگر در کسی میلی ایجاد نمیشود حرکتی ایجاد نمیشود هوسی ایجاد نمیشود نمیخواهد رشد بکند این برای مریضی هست که ما داریم این شخص مریض است.@ یعنی بخش حیوانی فعال است معشوقهای بخش انسانی بزرگ شدن در ذهن ما دغدغههای حیوانی خیلی بزرگ است و اجازه نمیدهد بخش انسانی به دنبال خواستهها و هوسهای خودش بیفتد مانع میشود.@ علت اینکه ما خدا را فراموش میکنیم نظام ابدی را فراموش میکنیم قبر و قیامت را فراموش میکنیم رفاقت با امام زمان را فراموش میکنیم رفاقت خیلی ارزش دارد خیلی قند در دل آدم آب میشود انسان رفیق امام زمان باشد اگر ما فراموش میکنیم برای این هست که ما غالباً درگیر طبیعت خودمان هستیم.@ درگیر فرش و مبل و تلفن همراه و خانه و اتومبیل و لباس و سر و وضع و غذا و همهاش حیوانیت، درگیر اینها شدیم و آن حقیقت خودمان را فراموش کردیم کودک عزیز روانمان را فراموش کردیم کودک عزیز روان ما در رحم دنیا سقط شده متأسفانه.@
ما نباید اینطوری باشیم بنابراین خواهش من این هست که دقت بکنند عزیزان روابطشان را با هر چیزی براساس ارتباطشان با پدرشان انجام بدهند یعنی باید یادت باشد تو اول قبل از اینکه زن کسی باشی شوهر کسی باشی پدر کسی باشی فرزند کسی باشی خواهر برادر کسی باشی قبل از همه آنها فرزند امام زمان هستی اول این یادت باشد.@ بعد براساس این رابطه خیلی قشنگ و دوست داشتنی درباره تمام رفتارهایت ارتباطات انتخاباتت و افکارت تصمیم بگیر بدون امام زمان هیچ تصمیم نگیرید برای زندگیتان یعنی وقتی میخواهید جدول زندگیتان را از صبح تا شب پر بکنید اول حواست باشد که بچه امام زمان هستی.@ براساس آن دست بزن به انتخاب و پر کردن جدول زمانیت تا همه وقتهایت حتی حیوانیترین وقتهایت حیوانیترین کارهایت برکت پیدا بکند قشنگ بشود آن هم میگوید امام زمانی است همه چیزت امام زمانی است کارهای حیوانیت کارهای گیاهیت کارهای جمادی همه امام زمانی میشوند قیمتی میشوند.@ اما متأسفانه وارونه نگاه میکنیم اگر به امام زمان هم نگاه میکنیم اول یادمان هست زن چه کسی هستیم شوهر چه کسی هستیم پدر چه کسی هستیم مادر چه کسی هستیم بعد تهش یک چیزی هم میخواهیم برای امام زمان بگذاریم امام زمان را میاوریم تابع بخش حیوانی خودمان میکنیم.@ تازه باز این هم خوب است بعضیها که اصلاً این را هم ندارند ولی چیز قشنگ این هست که نه تو اول یادت باشد بچه امام زمان هستی بعد برای سایر قسمتهای وجودت برنامهریزی بکنی بعداً به کارهای دیگر بپردازی آنوقت کارهای دیگرت هم برکت پیدا میکند.@ وقتی امام زمان میبیند تو اول به او اصالت میدهی همه وجودت را وقف او کردی کارهای دنیاییت را هم سروسامان میدهد کارهای دیگر را هم خودش درست میکند روی روال میاندازد گاهی وقتها هم که گره میخورد در کار ما برای این هست که بدانند واقعاً عاشق هستی یا نه.@ نگو حالا که من دوست امام زمان هستم و شیعه هستم چرا زندگیم گره خورده مشکلات دارم چرا ورشکست شدم چرا پولم کم شده چرا بچهام اینطوری شده چرا شوهرم اینطوری شده زنم اینطوری شده خانمان اینطوری شده چرا در دانشگاه مشکل دارم نه عشق هزینه دارد رسیدن به عاشورا هزینه دارد.@ برای همین هم اصحاب عاشورا تا آخرین دقائق امتحان شدند از چند هزار نفر رسیدند به 72 نفر، رفاقت با امام زمان هم اینطوری نیست امام زمان هم بسیار در مقام ناز است اگر ببیند فرزندی به او نگاه طبیعی و مادی دارد راهش نمیدهد فقط کسانی را میخواهد که خودش را دوست داشته باشند ذاتاً.@ گفتم مرحوم فشارکی که در جمکران خدمت آقا رسیده بود وقتی یک ظرف آب در یک تابستان گرمی دست آقا داده بود آقا فرموده بود شیعیان من حتی به این اندازه هم به فکر من نیستند دغدغه من را ندارند اینقدر هم برای من ناراحت نیستند.@ گفت آقا این همه جمعیت به خاطر شما اینجا آمدند فرموده بود نه اینها همه برای خواستههای خودشان آمدند کسی برای من اینجا نمیاید کسی دلش برای من نمیسوزد کسی من را نمیخواهد ما باید اینطوری باشیم که آقا را برای خودش بخواهیم و خودش را بخواهیم هیچ چیزی هم به خاطر آقا نخواهیم.@ یعنی نیاییم آقا را امتحان بکنیم که آقا حالا که من آمدم در راه تو باید همه سور و ساتم به راه باشد نه رسیدن به آقا اگر آقا را میخواهید دیگر چیز دیگری را نخواهید یک چیز دیگر است به هر جا هم لطمه خورد اصلاً اهمیتی ندارد چرا؟ چون تو میخواهی به جای بزرگی برسی مهم نیست با چه هزینهای میرسی میخواهیم به جای مهمی برسیم.@ میخواهیم در دنیا و ابدیت با امام زمان باشیم الان طرف بچهاش سرطان دارد میگوید آقا یک میلیارد میگیریم بچهات خوب میشود میگوید میدهم حالا بچهاش خوب شد پنج سال بعد بچهاش میمیرد برای پنج سال کنار بچه بودن یک میلیارد هزینه کرد حالا ما برای اینکه در کنار امام زمان باشیم چقدر حاضر هستیم هزینه بکنیم از وقتمان از عمرمان از جوانیمان از آبرویمان از اعتبارمان از پولمان از سوادمان چقدر حاضر هستیم هزینه بکنیم.@ برای اینکه یک ابدیت با امام زمان باشیم یک ابدیت این خیلی مهم است. عزیزان زحمت کشیدن این جلسه کتابهای جدید و سیدیهای جدیدی آوردند حتماً یادداشت دادن به من که کتابها و سیدیهای جدید را نگاه بکنند.@ با همدیگر دعا بکنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع موانع ظهور حضرت تعجیل در فرجشان، رفع اضطرار از همه شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، آزادی اسرایمان، پیروزی رزمندگانمان در سراسر عالم، شفای بیمارانمان، برطرف شدن حوائجمان با همدیگر پنج مرتبه با حضور قلب آیه امن یجیب را میخوانیم.@ (اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@