جلسه 023 - شرح کتاب سرالاسرار
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
3
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - شرح کتاب سرالاسرار

کتاب شرح سر الاسراء؛ جلسه 22 12/03/1404

سلام علیکم و رحمة الله

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

هدیه به روح مطهر آقا امام باقر علیه السلام حضرت مسلم بن عقیل صلوات بلند ختم بفرمایید.

خوب بحثمان در رابطه با حفاظت قلب از افکار مختلف هست. افکار منفی. راهکار راهکار قوی و اصلی برای اینکه انسان بتواند افکارش را قلبش را مدیریت بکند، مدیریت آرزوهایش است و آرمان هایش علت وسوسه‌ها و تحریک‌ها بالا پایین شدن آرزوهای انسان هدف‌های در طول زندگی اش است. برای همین انسان یک موقع تصمیم میگیرد مسیرش را تغییر بدهد. شما وقتی که از اینجا حرکت می‌کنید عجله هم دارید باید یک ساعتی مثلاً تهران باشید ، در جاده که می‌افتی هیچ نوع جذابیتی نمی‌تواند تو را وسط راه مسیرت را عوض کند جای دیگر بروی. هر چقدر هم بگویند تو می گویی من باید الان تهران باشم جلسه دارم نمی‌دانم خانواده‌ام منتظرم هستند. مریض دارم می‌خواهم بروم به یک کاری برسم. در جاده میروی. اصلاً این هم واحد قدرتمند برای اینکه تو برسی به تهران، اصلاً اجازه فکر کردن به یک مسیر دیگری را به تو اصلاً نمیدهد. برای همین وسوسه ای در کار هرچه باشد، کنار جاده اینطرف آن طرف تو اصلا محل نمی‌گذاری به آن اصلاً نمی‌توانی محل بگذاری میروی که می‌خواهم زودتر برسم آن ساعت آنجا به کارم برسم ولی اگر نه اهدافت این نباشد که مثلاً به آنجا برسی میگوید حالا سوار ماشین شدم بگذار ببینم کجا می‌خواهم بروم شاید رفتم شمال شاید رفتم جنوب ها؟ وقتی در جاده هستی مرددی با اینکه در جاده‌ای. اما مرددی ممکن است کسی بتواند مسیرت را چه کار کند بله؟ مسیرت را عوض کند بگوید خب اصلاً بیا برویم این طرفی ها؟ بیا برویم این طرفی. مثلاً می‌خواهی بروی مشهد سوار جاده ماشین می شوی میروی در جاده یکی از رفیق هایت می گوید بیا با ما یک ویلای خوب داریم در فلان جا این کار را بکن بیا اصلاً همین جا دور بزن برویم دریا برویم دریا درست شد؟ پس برای اینکه انسان بتواند ذهنش را تسلط داشته باشد روی قلبش تسلط داشته باشد باید آرزوهایش را چینش بکند یعنی بتواند مهندسی آرزوها را انجام بدهد چینش آرزوهایش را انجام بدهد. مهندسی معشوق هایش را انجام بده.د وقتی همَش واحد شد این وسط دیگر چیزی جلویش را نمی‌گیرد مثلا یک کسی از الان فقط میگوید من می‌خواهم بروم پزشک بشوم دیدید دیگر تا آخر هیچکس جلویش را نمی‌تواند بگیرد این فقط به آن فکر می‌کند حاضر است همه سختی‌های راه را هم تحمل کند تا بشود پزشک تا بشود مهندس.

وسوسه، تغییر مسیر تغییر آرمان‌ها تغییر انگیزه جایی می آید که انسان تصمیمش را جدی نگرفته. وقتی که تصمیمت را جدی گرفتی تبدیل شد به معشوق برایت، معشوق است ببین چه چیزی دارم میگویم یا تو عقلاً یک چیزی را انتخاب کردی معشوقت هم نیست مثلاً گفتی یک کسی راهنمایی ات کرده گفته بروی طلبه بشوی خوب است بروم طلبه بشوم ممکن است یک نفر دیگر به تو مشاوره بدهد بعد از یک مدت بگوید مثل خیلی از طلبه‌هایی که الان می‌برند در قم میروند چی می‌ گوید بروم معلم بشوم اصلا. بروم دانشگاه بروم نمی‌دانم یک چیز دیگر. چون این با یک راهنمایی بلند شده آمده اینجا عشق هم ندارد. برای همین راحت همه چیز میتواند عوض بشود. همه چیز میتواند تغییر بکند؛ ولی اگر عشق شد تبدیل به معشوق شد، دیگر شما هیچ کاری، هیچ چیزی جلویت را نمی‌تواند بگیرد. وسوسه‌ها اثر ندارد.

وسوسه آنجاست که تو تصمیم نگرفتی واقعاً قلبت تصمیم نگرفته مغزت تصمیم گرفته ذهنت تصمیم گرفته. وقتی عقل تصمیم گرفت ذهن تصمیم گرفت وسوسه می آید.

« رب عقل اسیر تحت هوی امیر» عقل قابل اسارت است؛ یعنی می‌تواند ذهنت را عوض بکند. آرمانت عوض شود انگیزه ات عوض شود شغلت عوض بشود. برنامه زندگی ات عوض شود. طرف رفته زندان شکنجه هم شده بعد آمده شده وزیر انقلاب شده. شده رئیس جمهور شده وزیر شده نماینده مجلس. آرمانش عوض میشود. طرف رفته فرمانده جنگ بوده خودش ۸ سال جنگ جزو فرماندهان نظامی جنگ بوده الان آرمان هایش عوض شده تغییر کرده آرمانش پول است و خانه و نمی‌دانم کار های دیگر است یعنی با جمادی گیاهی حیوانی عوض می کند آرمانش را. چقدر طلبه نمیدانم مجتهد عالم داریم که در طول زندگی آرمان‌هایشان معشوق هایشان عوض میشود؛ ولی اگر یک چیزی تبدیل به عشق شد، همّ انسان واحد میشود. همّ انسان واحد می شود. یک کسی رفته بود خدمت یکی از علماء بزرگان اولیاء گفته بود من می خواهم آقا امام زمان را خواب ببینم. حداقل در خواب ببینمش یا بیداری. گفته بود باش. من یک راهکار میدهم گوش کن. در خواب ببین.

چند تا مقدمه داشت دیگر. حالا همه علما چند تا مقدمه را میگویند. ولی راهکاری که به او داده بود گفته بود که هرچه میگویم گوش کن. باشد امشب یک آش شور درست کن. با دوغ دوغ ترش بخور. حق نداری آب بخوری رویش. تشنه ات هم شد تحمل کن. گفت باشد. یک آش شوری درست کرده با دوغ ترش خورد آقا این عطشش زد بالا حالا. هی می‌خواست آب بخورد یادش افتاده بود که قول داده آب چیه؟ آب نخورد. گفت فردا بیا پیشم. دیگر این رفت در رختخواب و بالاخره خوابش برد و فردا بلند شد و رفت پیش این آقا و گفتش که کاری که گفتم کردی؟ گفت آره کردم. گفت تا صبح خواب چی می‌دیدی؟ گفت تا صبح مدام خواب می دیدم چشمه هستم آب میخورم نوشابه میخورم شربت می‌خورم چایی می‌خورم. تا صبح همه اش من خواب آب می‌دیدم. گفت حالا ذکر خاصی هم گفتی برای اینکه خواب آب ببینی گفت نه. گفت امام زمان هم هینطور است. امام زمان هم همینطور است.

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق ولیکن چو درد نبیند که را دوا کند

عشق نیست شوق نیست. شوق باشد جواب هم می آید خواب هم می آید شتر در خواب بیند پنبه دانه. راستش است دیگر. دروغ نگوییم به خودمان سر خودمان. کلاه نگذاریم. لذا حضرت میگوید اگر می‌خواهید از شوق هایتان سوال کنید واقعا «سئل القلوب عن المودات فانها لا تقبل الرشا» در مورد عشق هایتان که من واقعاً عاشق امام زمان هستم یا نیستم عاشق اهل بیت هستم مثلاً دلتنگ مادرم فاطمه زهرا میشوم یا نمیشوم دلتنگ خانواده آسمانی میشوم دلتنگ خدا میشوم میگوید ببین از قلبت سوال کنی دروغ به تو نمیگوید سر هر کس را تو میتوانی کلاه بگذاری غیر از کی؟ غیر از قلبت. قلب را نمی‌توانی کلاه بگذاری قلبت که مراجعه کنی آره آره من همچین شوقی ندارم. میگویم دوست دارم. میگویم مثلاً دوست دارم برایم مثلاً این است ولی خداوکیلی نه بی‌قرارم، نه یک کار دیگر انجام میدهم نمی‌دانم عوض می‌کنم راحت حالا امام زمان نشد نشد. مثلاً حالا هرچی این دیگر نمیشود ولی وقتی عاشق یک زن میشود عاشق یک مرد میشود به بیقراری می افتد آن موقع طرف می فهمد عشق یعنی این. این عشق است. این عشق است. صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بنابراین این قاعده یادتان نرود همیشه دارم میگویم. ما اگر بخواهیم از شر وسوسه‌ها خلاص شویم، باید تصمیم بگیریم می‌خواهیم چه کار بشویم و می‌خواهیم کجا برویم. دست هایم را نگاه کنید این قاعده ریاضی یادتان نرود به همین شکل. ما فقط یک بخشمان که من است رو به آسمان است. همین این. من اصلی من فوق عقلی. این چهار تا من معنای جمادی گیاهی حیوانی عقلی روی زمین هستند. ارضی هستند. عرضی با هر دویش با الف و عین، بالا نمی آیند این ها این فقط می‌خواهد برود بال.ا بنابراین اگر این تقویت شد عاشق شد این چهار تا را با خودش می‌برد وسوسه جمادی نداری یعنی بخواهم وسوسه کنم تو را پول حرام به تو بدهند نداری. وسوسه گیاهی نداری وسوسه حیوانی نداری وسوسه عقلی هم نداری. الان به طلبه میگویم طلبگی را ول کن دکترا بخوان. طلبه که طلبگی را ول می‌کند میرود دکترا می‌خواند تعرب بعد الهجره است یعنی یک ظلم بزرگ دارد در حق خودش می‌کند. علم خدا کجا تخصص‌های الله اهل بیت کجا! درس دانشگاه کجا. اصلاً قابل مقایسه نیستند ولی میبینید خیلی ها این کار را می کنند. پس ببینید اگر این همّش واحد شد مهندسی معشوق را انجام دادیم مهندسی آرزو را انجام دادی هیچ چیزی مزاحمت نیست دیگر. ذهنت جایی نمیرود. همّت هم واحد میشود.

ای یک دله صد دله دل یک دله کن

ولی یک کسی می گوید من آمدم اینجا شوهر کنم الان شوهر می خواهم زن بگیرم نمی‌دانم من می‌خواهم درس بخوانم می‌خواهم استاد بشوم می‌خواهم رئیس جمهور بشوم می‌خواهم وزیر بشوم می‌خواهم آخوند بشوم می‌خواهم مداح بشوم می‌خواهم نمی‌دانم مرجع تقلید بشوم می‌خواهم مجتهد بشوم این غیر از آدمیت است که می‌خواهم آدم بشوم. همّ واحدم نیست. همّ واحد یعنی که من عشق آنجا را دارم اصلا هم مهم نیست اینها باشد یا نباشد. می‌خواهم بروم آن می شود هم واحد حالا دقت کنید برایتان بخوانم «افرایت من اتخذ اله هوی وأذله الله علی علم» این را هفته قبل هم خواندم برایتان آیا افرایته میگوید که آیا تو دیدی کسی را که یا ندیدی کسی را هر دویش را هم ترجمه کردن هر دویش عیبی هم ندارد اگر کسی خواهش خودش را معشوق خودش را هوای های نفسانی خودش را اله خودش قرار داده «من اتخذ الهه» معشوقش کیست؟ هواهای نفسانی اش است «ولذله الله علی علم» خیلی تهدید خطرناک است میگوید خدا این شخص را با آگاهی گمراه می‌کند یعنی با وجود دانش شخص میرود جهنم «و ختم علی» این خیلی غم انگیز است «ختم علی سمعه و قلبه» خدا نمی‌گذارد گوش این خوب بفهمد بگیرد قلبش هم حرکت نمی‌کند یعنی حرکت عاشقانه دیگر ندارد یعنی این عشق ایجاد نمیشود شوق در دلش ایجاد نمی‌شود. می‌شنود‌ها کلاس هم میرود استاد هم میرود خودش هم تدریس هم می‌کند ولی فایده ای ندارد حرکتی ندارد نمی آید بالا. چون معشوق این چیز دیگری است و تا این عفونت هست ما حرکت جدی نداریم «و جعل علی بصره غشا» و جلوی چشمش هم خدا می‌گیرد. چقدر تهدید سختی بود . خدا می آید به نبرد یک آدم یعنی خدا میاد جلوی قلبت را می‌گیرد گوشت را می‌گیرد قلبت را می گیرد و چشمت را میگوید اصلاً نمی‌خواهم حقیقت را ببینی. اصلاً خوشم نمی آید از این آدم. چون این آدم با وجود اینکه می‌فهمد معشوقش من هستم بی‌نهایت طلب است فقط هم من بی‌نهایت هستم هی دارد هرزگی می‌کند اهل فحشا است، دائماً معشوق هایش را عوض دارد میکند. اینجوری است. خیلی ترسناک است این کار. بعد میگوید چی؟ فمن «یهدیه من بعد الله افلا تذکرون» چه کسی می‌خواهد یک همچنین کسی نجاتش بدهد غیر از خدا. مگر میشود خدا یک کسی را اینطوری نجات بدهد. غیر از خدا مگر می شود خدا یک کسی را اینطوری نجات بدهد افلا تذکر شما نگاه کنید کسانی که آدم‌های مجاهد و مبارزی بودن یاران اما ها؟ الان منافقین این لباس تنشان هست یا نیست این لباس در این قم پر است. اصلا میگوید اسرائیل هم به رسمیت می‌شناسیم. خدا به این ها رحم نمی‌کند. مجتهد است فقیه است خدا به او رحم نمی‌کند. چه برسد به بقیه. یعنی تو میگویی بالاخره این درس حوزه خوانده بالاخره باید الان معنوی باشد بالاخره باید یک مخالفتی با دشمنان امام زمان با دشمنان کشورش ناموسش بکند، میب ینی نه کاملا عبد آنهاست حرف‌های آن ها را می‌زند در همین لباس مقدس. دور نریم. همین خودی‌هایی که زندان رفتند شکنجه رفتند دیدند جبهه رفتند اصلا دور نرویم. اصلا خدا کوتاه نمی آید و رحم نمیکند.

می گوید نمیفهمید؟ «افلا تذکرون» یک تکانی بخورید. یک تکانی بخورید.مهندسی معشوق هایت و مهندسی آرزو هایت را اگر درست انجام ندهی تصمیمت را درست نگیری وقتت تلف میشود عمرت تلف میشود یک روز میروی در یک جاده ای هزار کیلومتر بعد برمی‌گردی برمی‌گردی خدا شاهده خدا را شاهد می‌گیرم در منبر رسول خدا من آدم سراغ داشتم تا مشهد رفته حرم نرفته. آنجا می بندد خدا؛ یعنی میگوید هر کاری می‌کنی در حرم نمی‌توانی. راهش نمیدند دیگر. قلب بسته است گوش بسته است چشم بسته است. میگوید همه رفتند غیر از من خانواده همه رفتن ولی من هر وقت می‌خواستم بروم یک چیزی نمی‌گذاشت بروم در حرم. تا کربلا رفتم چند سال بود منتظر بودم بروم کربلا رفتم آنجا اصلاً قلبم قفل شد اصلاً در حرم نتوانستم بروم. اگر مهندسی معشوق ها را درست کردی هرجا باشی درست است. همه چیز درست است. همه چیز درست میشود ولی انسان باید تنظیم بکند از اول. بیشتر به جای اینکه ما بیشتر وقتمان صرف این میشود که مقدمات را انجام بدهیم. یعنی مثلاً امورات سطحی. به جای آن همه برویم انقدر حرم برویم اینجا بابا جان به جای این همه عبادت جلسه قبل هم گفتم به جای این همه عبادت و وقت گذاشتن و نمی‌دانم پیاده‌روی و حرم و کربلا و نماز مستحبی و این ها یک ذره بنشین چی گفت آقا امام جواد؟ فرمود: «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال» قلبت راه بیفتد اول. زودتر میرسی تا هی بخواهی وقتت را تلف کنی در عبادت انقدر نماز شب خواندم چند سال دارم نماز شب می‌خوانم فایده ندارد چند ساله حرم دارم میروم قرآن می‌خوانم نمی‌دانم ذکر می‌گویم ولی فایده ندارد بابا این ها را ول کن آن قلب باید راه بیفتد اول بنشین تصمیمت را بگیر. ببین یک موقع هست یک کسی ازدواج می‌کند با یک نفر بعد میگوید نمی‌دانم دوستش دارم ندارم الان عقد کردم هنوز هم حس به او ندارم نمی‌دانم حالا بروم جلو عقد هم کردم بالاخره شوهرم است زنم است بعد که چند وقت دیگر از عروسی می‌گذرد می‌گوییم چی شد بالاخره دوستش داری نداری عاشقش شدی نشدی می گوید حالا همینطوری فعلاً عادتی داریم زندگی می‌کنیم ولی این که مثلا دلم غنج برود دلم تنگ شود نیستش در خانه یا وقتی بیاید خانه کلی شاد بشوم این نیست اصلا. این شروع خیلی زورش کم است کسی که در نامزدی و عقد و عروسی شروعش این باشد درصدش این باشد این وقتی میرود در خانه زندگی کم میاورد. این هایی که وقتی می‌خواهند الان می‌خواهند بروند یک عالم شوریدگی دارند. میروند در زندگی، تازه یک ذره به ریپ زدن می‌افتند کم میاورند. وای به حال کسی که اصلا از اول هیچ چیزی ندارد. این هی تا مثلاً سال دوم سوم نه بهتر است جدا بشوم. یک بچه دارم ها ولی نمی توانم ادامه بدهم. جدا بشوم یا جدا نشوم. نمی‌دانم دوباره سال پنجم شاید جدا شدم. نمی‌دانم این اصلاً هی دارد همش حرف اینطوری میزند خب این معشوق خطرناک است اینطوری؛ ولی یک آدم داریم گفتم یکی از خانم‌ها بود از شاگرد های من بود زوری وادارش کردند به اینکه با یک آقایی ازدواج کند ولی این چون مدیریت قلبش را قشنگ داشت. گفت من زندگی می‌خواهم کنم برای خدا. «قل ان صلاتی و نسکی و مهیای و مماتی لله رب العالمین» حالا که قدری اینطوری شده که من با این ازدواج کنم دوستش ندارم تو شهر من هم نیست ولی عشقی پایش بریزم که خوشبخت‌ترین مرد عالم شود. جدا هم نمی‌شوم ازش هیچ وقت. ببین این چون مسئله اش را کجا حل کرده شوهرش نبوده. مثلاً کجا حل کرده؟ مسئله را با خدا حل کرده؛ یعنی آن عشقش آنجاست. وقتی عشقش آنجاست حتی یک زنی هم که دوستش ندارد شوهری هم که دوستش ندارد قرار نیست جدا شود. می گوید من جدا نمی شوم می‌خواهم بچه‌دار بشوم بچه بیارم می ایستم پایش و عشق می‌ریزم می‌سازمش اصلا ولی یک کسی می بینی نه عاشق هم هستند خوبند با هم چیز دارند صفا دارند لطف دارند این ها ولی قلبشان تصمیم نگرفته و این مشکلات پیش می آید. گرفتاری پیش می آید. خب یک صلوات ختم بفرمایید

«و من اذل من من التبع هواه بغیر هدی من الله ان الله لایهدی القوم الظالمین» قبلش را بخوانم برایتان «فان لم یستجیبوا لک فاعلم انما یتبعون اهواه» اگر دنبال تو راه نمی افتند بعضی ها نمی آیند پای تو کمک تو نمی آیند دعوت تو را اجابت نمی‌کنند تنهایت میگذارند خب بدان چون آنها هوایشان تو نیستی. عشقشان تو نیستی معشوقشان تو نیستی. معشوقشان خدا نیست. من دنبال کدام امام راه می‌افتم؟ عاشقش باشم. بگویم من عاشق این هستم هرجا برود من میروم هرچه بگوید گوش می‌کنم. ببین چقدر تخصصی حرف میزند چقدر دقیق است. میگوید کسی که دنبال تو راه نمی افتد اجابت نمیکند تو را برای جهاد برای زندگی برای حجاب برای نماز برای روزه برای ترک مشروب برای ترک محرمات پای تو نیست پشتیبانی نمی‌کند معشوقش چیز دیگری است. «انما یتبعون اهوائهم» این ها تابع چیز دیگری هستند که با تو راه نمی آیند تو هی برایش آیه بخوان روایت بخوان بگو حجاب بگو نماز بگو نمی‌دانم این حلال است این حرام است اصلا نمی آید با تو. چون این تصمیمش قلبش جای دیگری گره خورده. بعد حالا سوال میکند دقت کنید «و من اذل من من تبعه هوا بغیر هدی من الله» چه کسی گمراه ‌تر از این هست که تابع هوای نفسش است بدون هدایت از خدا، بدون هدایت از خدا که خداوند ظالمین را هدایت نمی‌کند ظلم یعنی این دیگر قلبت را به یک جایی غیر خدا ببندی قلبت را به غیر خدا بستی به غیر خانواده آسمانی بستی ظلم است ظلم از اینجا شروع می شود برای همین آدم در خانواده ظالم میشود در اجتماع ظالم میشود رئیس جمهور میشود ظالم میشود وزیر میشود ظالم است نماینده مجلسه ظالم است پلیسه ظالم است فروشنده است ظالم است مدیر یک جا است ظالم است و به همه ظلم می‌کند. چون اول به چه کسی ظلم کرده؟ خودش. اول به خودش خیانت کرده. لذا حضرت می‌فرماید چگونه میتواند در حق دیگران عدالت را رعایت کند کسی که در حق در حق خودش ظلم می کند .کسی که به خودش جنایت می‌کند به حق دیگران که بیشتر جنایت می‌کند.

خب شما که مبلغید باید چه کار کنید؟ ما یکی از غلط ‌ها یک چیزهایی که غلط است واقعاً در آموزش‌های دینمان این هستش که می‌خوایم ببینیم ذهن دیگران را قانع بکنیم به اینکه تو نماز بخوانی. به زور تهدید به زور امر به معروف و نهی از منکر نماز بخوان حجاب را رعایت می‌کند. هی شوهره میگوید بابا اینطوری نیا بیرون باباش میگوید اینطوری نیا بیرون حالا هی مثلا از ملاحظه قم و شرایط قم و شوهرش و باباش و این ها رعایت می‌کند. این فردا برود کیش برود دبی یک سفر خارجی برود همه را می گذارد کنار. تو نیستی آنجا. چون تو به جای اینکه قلب این را آرام کنی و مطمئن کنی چه چیزی را آرام کردی بله؟ ذهنش را هی می خواهی به زور به او بگویی این و این را این ذهن قلب که قانع نشود شما عقل هم که قانع بشود فایده ندارد. «اضله الله علی علم» با وجود آگاهی همه چیز را می گذارد کنار.

می گوید ‌رفتم یک خانم خیلی بی‌حجابی را در خیابان دیدم نصیحتش کنم گفت ببین نمی خواهد تلاش نکن من طلبه خودم ۷ سال حوزه درس خواندم. خب مثلا به این می شود گفت حجاب واجب است. بنابراین یک مبلغ موفق کسی نیست که هی می آید ذهن ها را قانع کند ذهن باید قانع بشود البته این درست است العلم اول دلیل اما آنچه که باید بعدش قانع بشود چیست؟ والمعرفت آخر نهایه این باید قلبش معرفت معرفت کار قلب است .امام رضا در مورد ایمان چه میگوید؟ میگوید «الایمان معرفت بالقلب» قلب قلبش درست شد همه چیز درست میشود.

امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید به امام مجتبی علیه السلام که من قلب تو را تو را تربیت کردم قبل از اینکه قلبت درگیر کس دیگر‌ی بشود. پدرو مادرهایی که بچه‌هایشان قلبشان را درگیر خودشان نمی‌کنند بچه قلبش را می‌برند. تو حالا هی برایش کلاس بگذار ذهنش را قانع کن قلبش را یک نفر برده. قلبش را یک نفر برده و حالا او دیگر رویش کار می‌کند. معاویه این کار را می کرد دیگر. معاویه می آمد قلب‌ها را از امیرالمومنین متنفر می‌کرد خودش قلب‌ها را جذب می‌کرد. پس مدیریت فرهنگی روی کجاست تبلیغ مدیریت فرهنگی روی کجاست؟ روی قلب است ما فقط فکر می کنیم باید سخنرانی کنیم حرف بزنیم ذهن ها را قانع بکنیم ولی فایده‌ای ندارد اگر تو نتوانی کار قلبی بکنی. این آخوند است طلبه است خانم طلبه است مرد طلب است ولی زنش عاشقش نیست شوهرش عاشقش نیست عرضه ندارد خانواده اش را عاشق خودش نگه دارد. نوازش ندارد بوسه ندارد لبخند ندارد شادی ندارد تفریح ندارد خانواده هر وقت این را می‌بینند فقط بداخلاقی تلخی قلدری مفت‌خوری زورگویی استثمار نمی‌دانم همین ها را دیدند از این. خب معلوم است همچنین بچه‌ای عاشق همچنین بابا پدر و مادری نمیشود می گوید مگر دیوانه ام من بروم مثل این را انجام بدهم این ننه ام ۴۰ سال نماز خوانده بابام این همه نماز خوانده هیئت رفته بابام این ها عین شمر می‌ماند. رزمنده است روحانی است مداح است اما مثل شمر می‌ماند اصلا نه خنده بلد است نه شادی بلده نه نوازش بلد است نه بوسه بلد است نه نرم است هیچ اصلا هیچ نوع خروجی اینطوری ندارد. وقتی ذهن بچه‌ ات را روح قلب بچه‌ ات را قلب همسرت را نمی‌توانی قانع بکنی باختی. تمام شده. تمام شده. پیغمبر همیشه قلبها را اول به دست می‌آورد بعد بقیه تابعش می‌شدند. آن هم با اخلاق، نه با اطلاعات و سخنرانی و این ها نه. با معجزه پیغمبر هیچکس مسلمان نمی‌شد. اتفاقا همه کسانی که کافر بودند معجزه می‌خواستند؛ ولی کسانی که عاشقش بودند حتی یک بار به او نگفتند که تو یک معجزه برای ما بیاور این عاشق این است. همه کسانی که می گفتند یک معجزه بیاور ما قلبمان مطمئن شود اینا قلبشان درگیر نیست. مثل خیلی ها که می گویند که من بگذار یک چیزی ببینم. همه اش دنبال این هستی من برایت یک معجزه برای خودم اتفاق بیفتد مثلا من یک بار امام زمان را ببینم. یک خوابی ببینم. چون این قلبش درگیر نیست؛ اما کسی که قلبش درگیر است نه خواب می‌خواهد نه معجزه می‌خواهد نه کرامت میخواهد نه هیچ چیزی. هیچ چیزی «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» تو با رحمت خدا نرم و مهربون شدی اگر خشن بودی هیچکسی دور تو نمی آمد. برو ۱۰۰ تا معجزه هم می‌کردی پیغمبر هیچ کس دور تو نمی آید. لذا ماندگاری یک مکتب به عاشقانش است. به سینه زن هایش است. به آن هایی که حاضرند زیر علم این مکتب سینه بزنند. آن مهم است. خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی را روحش شاد استاد ما می‌فرمود عاشورا داش مشتی ها آمدند آخوندها و علماء نیامدند دنبال امام حسین. داش مشتی ها عاشق آمدند همه کسایی بودند که عاشق آقا بودند. برای همین هرچه تهدید می‌کرد امام می‌کشنتان نمی‌دانم تیکه تیکه می‌شوید نمی‌دانم می گفتند از این حرف ها به ما نزن. ما آمدیم اصلاً فدای تو بشویم. آن هایی که چرتکه‌های دیگر انداخته بودند خانه و مقام و ریاست این آقا میشود خلیفه و فلان و بهمان هیچ کدام نایستادند پای امام. فقط کسانی ایستادند پای امام که عاشقش بودند دوران ۸ سال دفاع مقدس هم در جبهه همینطوری بود همه بسیجی ها ارتشی ها سپاهی ها همه عاشق ها بودند هر که بود همه عاشق ها بودند جنگیدند بار جنگ را دو سه میلیون بیشتر نکشیدند در این کشور این کشور سی و دو سه میلیون اصلاً نفهمیدند جنگ است در این ۸ سال یک جمعیت تکراری عاشق این ها همه بار جنگ را از ارتشی بودند سپاهی بودند بسیجی بودند و مردم این ها جنگ را اداره کردند و معجزه کردند جلوی همه دنیا ایستادند و دنیا را شکست دادند مثل حزب‌الله مثل غزه مثل یمن الان فقط عاشق ها می ایستند فقط عاشق ها می ایستند پای یک مکتب همین است برای همین امام میگوید در ‌پای مکتب سینه زن نباشد به درد نمی‌خورد. پای یک مکتب احتیاج به چه دارد؟ سینه زن دارد .خب حالا بگویید آخوند ها قویترند یا مداح ها؟ مداح ها قوی‌ترند. چرا؟ چون وقتی مداح می آید اینجا مینشیند تو در چه چیزی را باز می‌کنی برایش؟ که بپذیری او را قلبت را ولی وقتی که آخوند می آید می‌ نشیند در چه چیزی را باز می‌کنی تو؟ چی؟ ذهنت را. ذهنت را باز می‌کنی محرم و سفر است که اسلام را زنده نگه داشته چرا چون عشق است آنجا شما دو ماه عاشقی می‌کنی نمیری کار دیگری بکنی. معرفت اصل است. عالم نباشد تو به آن عشق نمی‌رسی پایداری ندارد همان عالم دارد عشق را به تو می دهد به همان مداح همهمین عالم داده ولی بالاخره تو قلبت دست کیست؟ آنجایی هست که طرف با قلبت کار دارد. خدا رحمت کند علامه حسن‌زاده را علماء مراجعی که بر ما زحمت کشیدند در طول تاریخ صلوات برای روح همه شان بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم این شعرش را بخوانید خیلی قشنگ است از بام تا شام الحمدلله از شام تا بام الحمدالله یار دل آرام می‌رسد به اینجا که یار دل آرام دل برده از ما آرام و آرام الحمدلله چقدر خوب است دل برود تمام است. همه حرف خدا در این آیه همین است.

برویم سراغ روایات امام صادق علیه السلام محضر مقدس شان صلوات ختم بفرمایید «ان کان الشیطان عدوا» سوال میکند حضرت وقتی مجموعه فرمایش ایشان که همه با یک آهنگ بیان شده. آخرش «لماذا» دارد برای چی؟ چرا یکیش این است «ان کان الشیطان عدوا فالغفلت لماذا» بحثی که دو هفته پیش کردیم میگوید اگر شیطان دشمنت هست پس برای چه غفلت می کنی؟ ها؟ آن هایی که در شرایط جنگی یا ناامنی قرار گرفتند می‌فهمند من دارم چه میگویم ببین شما یک زمانی بود در همین قم همه جای کشور از خانه می‌رفتی بیرون هر آن می‌گرفتنت یا ساواکی ها یا پلیس بعد از انقلاب منافقین بودند که اگر بچه حزب الله یک ریش را می‌دیدند در محله ریشوها را می‌زدند تیر می‌زدن شلیک می‌کردن می‌کشتند. اینجوری بود ترور اینجوری بود منافقین ۱۷ هزار تا را همینجوری کشتند. وقتی یک کسی از در میرود بیرون میگوید یک کسی مراقب است من را بکشد ممکن است الان من را بگیرند که حکومت نظامی است تو حق نداری بروی از خانه بیرون وقتی رفتی بیرون ممکن است تیر بخوری مراقبتت چه جوری است؟ مراقبتت چه جوری است. وقتی در جنگی در جنگی از هر لحظه ممکن است از بالا هواپیما بزنند پهپاد بیاید تانک بیاید هلیکوپتر بیاید تیر مستقیم بیاید آن وقت چه طوری در خط می‌توانی مقاومت بکنی. باید یک سنگر خیلی خیلی قدرتمند بسازی که بتوانی دوام بیاوری. آنجایی که دشمن هست آدم حواسش باید جمع باشد قرآن دائما میگوید با تو صبح خواب در خواب در رختخواب که میری مواظب باش سر سفره با خانمت زن و بچت نشستی مواظب باش میزنند شما را فکر نکن الان خانه خودمان است نشستیم سر سفره شیطان آنجا هست یک کاری می‌کند بچه ات علیه تو تحریک شود شوهرت تحریک شود زنت تحریک شود یک حرفی بزند تو عصبانی شوی. یک چیزی بگوید حالت بدشود. یک چیزی بگوید غمگین شوی. چون شیطان اصلاً کارش کارش همین است دیگر غمگین کردن یک حمله از جلو بکند آقا شیطان قسم خورده من از جلو عقب راست و چپ حمله می‌کنم قرآن هم می گوید حمله اش این است که تو مضطرب بشوی و غمگین بشوی بعد اگر هر وقت یک فکری آمد در ذهنت مضطرب شدی غمگین شوی یعنی خوردی دیگر یعنی تیر خورد در قلبت کسی که کنار خداست کسی به قلبش تیر نمی‌زند. هرچه تیر بزنند اثر ندارد. گذشته را به ذهنش میاورد اصلاً می‌بخشد. اصلاً کینه ندارد که بخواهد ناراحت شود تیر را شلیک می کند شیطان اما در قلب این نمی‌شیند ضد ضربه است. دلشوره برای آینده ایجاد می‌کند برایش بابا توکل به خدا خودش خدا کنار خودم است «ان معی ربی سیهدین» گناه به او پیشنهاد میدهد که اصلاً حالش به هم می‌خورد حمله سمت راست دارد مقدسات و خودشیفتگی و چیزهای دیگر که گفتیم اصلاً به این شرک اعتقاد ندارد. چون می گوید لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. من من چه کسی هستم اصلا من مربی ام به من یاد داده هیچ وقت از خانه که از میام بیرون تا شب خودم را بهتر از کسی نبینم دیگر این آدم دیگر کمالاتش استاد علامه و ولی خدا هرچه باشد هیچ وقت وقتی دارد راه میرود با کسی برخورد می‌کند خودش را بهتر از آن نمی‌داند یک فاحشه باشد یک مشروب خور باشد نمی‌دانم هرچه باشد. محال است شیطان روی قلب این تیر شیطان اثر بگذارد یا وقتی میرود در خانه خودش را بهتر از زن و بچه‌اش نمی‌داند. خودش را بهتر از شوهرش نمی‌داند. خودش را بهتر مادر شوهر و جاریش پدر زن و نمی‌دانم باجناقش نمی‌داند. این ها دهاتی هستند بی سوادند نفهمند بی فرهنگند ما فرهنگ داریم میفهمیم. همین اگر این ها که می آید. اصلا تیر نمی‌خورد این آدم. ببین امام صادق چه می‌فرماید می فرماید که اگر اینجوری هست. چرا غفلت می‌کنید؟ بابا در رختخواب هم می آید. در خواب می آید سراغت. در خواب به شکل زنت می آید یک حرکتی انجام میدهد تا صبح بلند میشوی از زنت بدت می آید شوهرت می آید در خوابت یک چیزی می گوید صبح میشود از شوهرت بدت می آید ول کن این حرف ها را در روز هم که دسترسی به تو ندارد در خواب که بی پناهی در خواب انسان مسلح نیست دیگر ها؟ خوابی دیگر . می آید یک دفعه یک چیزی یک صحنه‌ای را ایجاد می کند می خواهد اعصاب تو را خورد کند. آره یک خوابی دیدم از آن به بعد هم رابطه ام با فلانی خراب شد. پس تو تیر را خوردی. دیشب در رختخواب تیر را خوردی.

امامت است بابات است ببین دارد چه میگوید هم به عشق امامت هم به عشق پدرت که تو را می‌خواهد برای مقام خودش می‌خواهد تو به بزرگی خودش تربیت بشوی میگوید چه؟ بابا حواست باشد اگر شیطان دشمنت است غافل نشی ها می‌زندت بابا جان. می زندت. حواست باشد. بیرون تیر است خطرناک است دشمن است حیوان وحشی است .مراقب باش بابا جون. حواستان باشد.

ما نه. «قل اعوذ به رب الناس» خدا چقدر دارد به ما میگوید میگوید قل اعوذ به رب الناس ملک الناس اله ناس این همه تاکید رب ملک اله. سه تا اسم باید به کار بگیری. آن هم چی؟ من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه. آدم‌های شیطان صفت صبح تا شب حمله می‌کنند به تو وسوسه ات بکنند. شیطان هم وسوسه می‌کند. باید حواست را جمع کنی دیگر. در مراقبت‌ها مواظب باشی کسی مدیریت قلبت را ازتو نگیرد. جای معشوقت را عوض نکند. معشوقت را نگیرند یک معشوق قلابی به تو بدهند. بهشت را نگیرد جهنم را به تو بدهد. طلبه‌ای که الان حرف دشمن را می‌زند جذب سرویس‌های جاسوسی دشمن میشود جاسوسی می‌کند علیه مسلمان ها، کشورش غیر کشورش خب این معشوقش عوض شده دیگر. طلبه است اما جاسوس است.

شما نگاه کنید مفسدهای درجه اول این کشور که کشور را به خاک سیاه نشاندند. در یک عالم فقر تزریق کردند یک عالم فقر تزریق کردند بعد می‌بینی چقدر آخوند و مداح و این ها همه میروند برای نمی‌دانم مراسم تسلیت به او بگویند و نمیدانم شما خانه این چه کار می‌کنید؟ شما خانه این آدم چی کار می‌کنید؟ این ها خانه تو چه کار می‌کنند. طرف نماینده مجلس را زده رئیس مجلس را زده، علمای روسای دانشگاه‌ها را همه را زده، به همه رشوه داده طرف، فاسد اقتصادیه به همه رفته رشوه و هدیه داده بعد وقتی میگویند خب شما از این پول گرفتی خیلی از یاران امیرالمومنین از معاویه صله می‌گرفتند. استاد دانشگاهی که نهج البلاغه می‌گفت همه گریه می‌کردند الان خارج است. فحش دارد میدهد به اهل بیت، به اهل بیت فحش میدهد رشوه گرفته؛ یعنی وسوسه یعنی این؛ یعنی آن شیطان انسی کاری ندارد تو الان آیت الله هستی استادی استاد شجاعی هستی چه کسی هستی کاری با این حرف ها ندارد. سلام علیکم و رحمت الله حاج آقا می خواهم خمس بدهم خدمتتان. این دو میلیارد خمس من. او چه آدمی. نه این خیلی آدم درستی است. حاج آقای هدیه خریدم برایتان، ماشین شما حاج آقا هی با این ماشین میروید اینجا برای اسلام و مسلمین حیف است ضرر دارد شما اصلا ماشینتان خوب نیست امنیت ندارد این هدیه ناقابل است از ما قبول کنید ماشین شاسی بلند هدیه کنم به شما. «الانسان عبید الاحسان» حاج آقا تولدتان بود من الان این چند تا سکه را از من قبول کنید. نمی‌دانم تولد پسر عروسی پسرتان بود عروسی پسرش را باباش نمی‌تواند خرج کند. زمین نمک گیر می‌کند دیگر. نمک گیر می کند. شما می شوی عبد این. نماینده مجلس است دم او را دیده تمام شده وزیر است دم او را دیده تمام شده حالا این نماینده مجلس که میرود مجلس می‌خواهد قانون تصویب بکند می آید یک قانون علیه این آقا می‌نویسد؟ عمراً.

خدا رحمت کند شهید رئیسی را گفت این بانک آینده فساد دارد تعطیلش بکنید. یک ابربدهکار هزاران هزار میلیارد تومان بودجه مردم رفته به یک هفته نکشید رئیسی شهید شد. همه هم این فساد را می‌دانند. الان سران قوا جلسه می‌گیرند میگویند تعطیل نشود .نماینده‌های مجلس دارند خودشان را می‌کشند که بابا این همه فساد مشکلات مالی مردم اینها است اتفاقا اصلا به تحریم‌ها ربط ندارد. شما جلوی این ها را بگیری تحریم اصلاً اثر ندارد همین ابرجنایتکار ها را جلوی شان را بگیرند ابر قدرت بدهکاران را جلوی شان را بگیرند مفسدان داخلی را بگیرید بعد تو میبینی در مجلس قانونی علیه این تصویب نمیشود. ۴ تا نماینده مظلوم و غریب و شجاع حرف می‌زنند بقیه نماینده‌ها ساکتند. هیچکس هیچ چیزی نمی گوی اصلاد. همه لال هستند جلوی این مفسدها بعد یک دفعه می بینی همه در خانه آنها نشستند همه روبوسی می‌کنند با آقا. حیا هم نمیکنند. عکس هایشان را می گذارند در شبکه. «ان کان الشیطان عدوا» بگویید «فالغفلت لماذا» اگر شیطان دشمنت است غفلت برای چی. آقا خودش آمده قسم خورده در قرآن میگوید من از بیایی روی صراط مستقیم در صراط مستقیم که نیستی توبه نکردی که میروی جهنم هیچ به محض اینکه به صراط مستقیم از جلو عقب راست و چپ روی صراط به تو حمله می‌کند. یعنی خدا می گوید به او حمله کن ببینم این راست می گوید یا نه این آمده گفته ایاک نعبد چی؟ «و ایاک نستعین» این هر روز سر نماز می آید و این دروغ و دغل ها را میگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین بعد میبینم با یک شکلات با یک رنگ نوشابش عوض میشود عصبانی میشود این. این به جای مرغ مثلاً سینه مرغ رون مرغ به او میدهند میریزد به هم. غذاش به او نرسیده در هیئت اعصابش خورد است. رنگ لباسش عوض شده موبایل شخصیتش به ماشینش است این هی دروغ می آید میگوید میگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین بعد میرود خانه جاری اش خانه باجناقش می‌بیند آن ها وضع مالیشان خوب است این حسادت می‌کند. این مقایسه می‌کند. این آخوند است آمده هی سر نماز گریه می‌کند میگوید ایاک نعبد می آید مسجد جمکران ۱۰۰ مرتبه ایاک نعبد یعنی فقط تو بعد یک آخوند وهابی سنی رفیقش به او زنگ می زند بابا بیا عربستان اینجا بهشت است عربستان. بیا اینجا عربستان برای شما خیلی پول می‌ریزد. ثروتمند میشوید. الان آخوند های وهابی در جنوب کشور طلبه‌های ما را می‌زنند. میگوید بیا یک ماشین برایت بخرم. دخترم به این خوشگلی بدم به تو؟ یک خانه می دهد یک ماشین می دهد به او آرمان ها پرید. پس چی شد ایاک نعبد و ایاک نستعین؟ چی شد؟ هیچی.

آقا حمله جلو دلشوره آینده نداشته باش حمله عقب گذشته به هیچ وجه ور نرو نه گذشته خودت نه گذشته دیگران. چپ گناهان راست از همه وحشتناک‌ تر است. کمالاتت قدرت‌هایت عبادت‌هایت نماز شب هایت خدمت هایت سوابق علمی ات اینها خیلی وحشتناک است. آخوند بودنت سید بودنت مرجع بودنت مجتهد بودنت نمی دانم مداح بودنت جنگ جبهه رفتنت این ها میشود همه تان جهنم. همه اش می‌تواند علیه تو تمام بشود یار پیغمبر دیدی یاران پیغمبر را جلوی امیرالمؤمنین ایستادند یاران پیغمبر جزو اصحاب پیغمبریم جلوی امیرالمومنین ایستاده الان بعد رحلت امام دیدی دیگر به این عبا که ما مثلاً یار امام بودیم وهمراه امام بودیم و خانواده امام بودیم جلوی رهبری می ایستند. سوابقشان اینطوری میشود. یک فرمول خیلی مهم است که از امام رضا از امیرالمومنین نقل کرده این را می‌گذاریم انشالله برای یک وقت دیگر. فکر می‌کنم بس است. خبر خوش هم به شما بدم فعلاً ۴ ۵ هفته حداقل تعطیلیم. چون من دیگر نیستم قم بعد انشاء الله بعد از چند هفته در کانال می‌زنند دیگر اگر قرار شد جلسه داشته باشیم به شما می گویم ما یک ذره محرم و سفر درگیر هستیم .خوب عزیزمان به فیض می‌خواهند برسانند ما را. خیلی خوب. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آلیه الطاهرین.