جلسه 021 - شرح کتاب سرالاسرار
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
2
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - شرح کتاب سرالاسرار

شرح کتاب سر الاسراء؛ جلسه ۲۱ ۲۹/۲/140۴

سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد آل محمد و عجل فرجهم.

بحثمان این درباره تضمین الهی بود که هرکس این چهار چیز را تضمین کند من برایش بهشت را تضمین می‌کنم. دومین مورد حفظ قلبش از وسوسه بود یکی از دعاهایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم کردند که بی‌نهایت مهم است همه ما هم باید این دعا را کنیم این هست که انسان اشیا را همانطوری که هستند ببیند .اگر آنطوری که هستند نبیند امور را اشیا را که میگوییم نه اجسام. منظور امور و کارهای دنیاست خودمان و دنیا، اگر آنطوری که هست نبینیم ما همش دچار توهم هستیم. یعنی صحنه یک چیز دیگر است و ما داریم یک چیز دیگر را می‌فهمیم و می‌بینیم و بنابراین انسان تا آخر عمر دچار توهم است و وقتی که وارد برزخ میشود، تازه میفهمد که کل عمرش را در توهم به سر می‌برده و اساساً آن چیزی که چه در مورد خودش چه خداوند چه آخرت چه همه چیز غلط بوده. این هیچی مثل این آدم را نابود نمی‌کند که انسان بفهمد همه چیز غلط بوده. ما یک چیزی فکر می‌کردیم اصلاً داستان یک چیز دیگر بوده. این خیلی وحشتناک است. هیچ چیزی برای انسان بدتر از این نیست در زندگی که تا آخر عمرش در توهم به سر ببرد. لذا دعای پیغمبر این بود «اللهم ارنی الاشیاء کما هی» خدایا اشیاء و کارها را آنطوری که هستند به ما نشان بده به من نشان بده.

شما یک داستانی هست خیلی هم معروف است شنیدید در مثنوی که شخصی شب‌ها مجبور بود در زمینش ساختمان بسازد روزها نمی توانست این کار را بکند. هر شب میامد این کار را می‌کرد حالا البته یک تمثیل است مثال است. بعضی جاها درست است بعضی جاها غلط است بعضی جاها مبعد است بعضی جاها مقرب است کاری با این نداریم. این بعد از اینکه ساختمان تمام میشود زحماتش را می‌کشد و تمام میشود می‌فهمد زمین را اشتباهی گرفته بوده. تمام این مدت داشته در زمین همسایه ساختمان می ساخته. برای کسی دیگر ساختمان می‌ساخته و زمین خودش خالی است. هیچی ندارد. این نوع باختن‌ها در زندگی زیاد می آید شما الان دیگر طرف کار می‌کند تلاش می‌کند یک پولی را جمع کرده ریخته در کارتش به خصوص که زندگی اش به این بستگی دارد. مثلاً عمل سرطان زنش عمل سرطان خودش است. وام گرفته با چه بدبختی این وام را ریختند در کارتش در حسابش که مثلا این برود بدهد بیمارستان مثلاً زنش را خودش را درمان کند. یک ناجوانمردی پیدا شده کارتش را کپی گرفته کارتش را خالی کرده. این رفته بیمارستان در کارتش هیچ چیزی نیست. شک میشود آدم. یک دفعه می بیند مثلا چه شد؟ کارتتان خالی است اصلاً در حسابتان هیچ چیزی نیست. یکی از دوستان ما یک موقعی حالا دوست نبود ولی ارتباطکی داشت. کار تجارت می‌کرد. یک موقعی در تجارت یک هزینه هنگفتی کرد از چین یک کشتی بار خرید. بار را فرستادند آمد در بندر خالی کرد. دیدند همه اش خالی است؛ یعنی به جای جنس درش خاک ریخته بودند فرستادند برایش هیچی. یک خرید اینترنتی غلط کل خرید اینترنتی اش توهم بوده است. مثلا الان می آیند ایجاد می‌کند شبکه‌های اینترنت واقعا در شبکه هستی شبکه نیست توهم است. این ها مثال‌ها را دارم می‌زنم برای اینکه انسان احساس بفهمیم که اصلاً باختن یعنی چه. حالا این ها مسائل مادی است یک موقع آدم عمرش را می‌بازد. یک موقع نه. ابدیتش را می‌بازد. آخرت و ابدیت شوخی نیست. خداوند تبارک و تعالی دائماً و اهل بیت علیهم السلام تاکید می‌کنند خدا اهل بیت تلاش می‌کنند انبیاء اولیاء که ما صحنه را انطوری که هست ببینیم. نه انطوری که ما تصور می‌کنیم و یکی از آن چیزهای غلط همین هست که ما نه خدا را درست بشناسیم نه خودمان را درست بشناسیم. نه جهان را درست بشناسیم. این که امام می‌فرماید بعضی ها ۶۰ سال نماز می‌خوانند یک رکعت قبول نیست. خیلی وحشتناک است. اینکه (حبطت اعمالهم) قرآن میگوید اعمالشان تمام نابود میشود. حبط میشود. هیچ چیزی برایشان نمی‌ماند. خیلی وحشت دارد. از همه بدتر اینکه قرآن امام صادق می‌فرماید خیلی ها خدایی را عبادت می‌کنند که وجود خارجی ندارد. ماها را دارد میگوید. میگوید شما خیلی هایتان خدایی را دارید عبادت می‌کنید که اصلا خدا وجود ندارد تا آخر عمر شما دارید با یک خدای قلابی زندگی می‌کنید برای خدای قلابی با آن جنگ می‌کنید. آشتی می کنید کنارش می‌گذارید قهر می‌کنید با او. نماز می‌خوانید برایش. ولی اصلا حقیقی نیست. اصلا خدا خدای حقیقی نیست. چون خدای حقیقی گفتیم که وقتی با او آشنا میشوید آثار دارد. آثارش هم مشخص است. اگر خدا حقیقی باشد قطعاً آثار دارد در زندگی ما. گفتیم ان سه اثر اصلی یادتان نرود خاصیت سه تا کارکرد اصلی هایش چه چیز هایی بود؟ بگویید. رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی. اگر کسی نمیرود به این سمت، خدایش قلابی است حتما یعنی دارد یک خدای قلابی را عبادت می‌کند دینش هم قلابی است. همه چیزش قلابی است. اگر اثر ندارد این خدا قلابی است دیگر. صحنه زندگی هم همینطور است. ما باید تمام تلاشمان را بکنیم به جای اینکه بیشتر عمل بکنیم زندگی بکنیم وارد حتی کارهای عبادی و دینی و این ها بشویم. اول فکر کنیم ببینیم که ما داریم درست می‌بینیم صحنه را یا نه؟ یعنی اصلا صحنه زندگی صحنه درستی هست یا نه. اصلاً ما در وسط بازی حقیقی هستیم یا نه؟ اصلا ما در مسیر خودمان هستیم یا نه؟ در جاده خودمان هستیم یا نه؟ اگر این نباشد ما همین شروع کنیم هی به کار کردن. هی شروع کنیم عبادت‌های الکی به درد نخور. تلاش‌های الکی به دردنخور. یک آقایی می‌گفت من ۲۵ سال ۲۵ سال علیه یک دانشمند و یک طرز تفکر کتاب می‌نوشتم. ۲۵ سال با آنها مقابله می‌کردم بعد از ۲۵ سال فهمیدم که ۲۵ سال پیش آن مطلب ایشان را اشتباه خوانده بود.م یک کلمه را اشتباه خوانده بودم. خودم ۲۵ سال سرکار بودم. اینطور می شود دیگر. حالا آن ۲۵ سال آدم می‌بازد ۵۰ سال می‌بازد ولی یک موقع هست ابدیت سر راه آدم هست. شوخی نیست. عمر ابدیت سعادت. اگر آدم درست نفهمد خیلی وحشتناک است. اصلا نمیشود از شدت وحشت حسرت آدم توصیفش بکند. آدم یک دفعه در یک صحنه وارد میشود می‌بیند که همه چیز قرآن این صحنه را زیاد تصویر کرده. ما خیلی باید تلاش بکنیم که آن چیزی که می‌فهمیم درست فهمیده باشیم. یعنی در صحنه باشیم. آدم وقتی در صحنه است درست هم فهمیده باشد گناه هم که می‌کند می تواند جبران کند. ۵۰ سال ۶۰ سالم غلط برود بلد است درستش بکند. ولی وقتی نفهمیده باشد عبادت هم می‌کند هدر رفته. ببینید فرق چقدر مهم است . فرقش این است اصلا من این را باید بفهمم ببینید یکی از آن صحنه‌هایی که ما باید کاملا بفهمیم این هست که شما در صحنه زندگی که هستید در رحم هستید این را دقت کنید. همه ما در یک باشگاهی هستیم داریم تمرین می‌کنیم که آدم تربیت بشود هدف این نیست من ازدواج کنم دکتر مهندس بشوم دانشگاه بروم نمی دانم بعضی از آدم ها اینند یعنی محصول زندگیشان میگوید خب الان شما چه کار کردی بعد ۵۰ سال می گوید خب الان من دکترا دارم الان من رئیس جمهور شدم الان من مجتهدم الان من استادم الان من وزیرم الان من تاجرم الان قهرمان جهان شدم الان من یک هنرمندم ببینید این در توهم است هنوز خدا میگوید چه شدی؟ چه شدی؟ یعنی الان چون ما شبیه خدا میشویم در این باشگاه دیگر باشگاه آدم وقتی وارد باشگاه میشود باید شبیه مربی اش بشود بعد از یک مدت باید روز به روز به این مربی شبیه بشوی دیگر هدف خلقت این است. یعنی به انسان و حقیقت انسان. به خلیفه الله. بعد ما هی به ما میگویم دلخوشی هایمان چیست میگوید عوضش من الان دارم نمی‌دانم ده جلد کتاب نوشتم الان من مهندسم عوضش نمی‌دانم محل خدمت دارم می‌کنم بعدش دارم آن کار را می کنم ببین حواست را جمع کن چه شدی الان؟ الان چه شدی؟ الان این خصوص شبیه مربی ات شدی یا نه؟ به رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی رسیدی یا نه؟ این مشکلی است که ما هیچ وقت با بزرگانمان با اساتیدمان در میان نمی‌ گذاریم؛ حتی با خدا و اهل بیت هم در میان نمی‌ گذاریم یعنی وقتی که مثلاً الان من روبرو شوم با امام زمان یا روبه رو شوم با امام رضا، وقتی میروم مکه بازم وقتی خدا میگوید خب الان چه می‌خواهی؟ باز من درهمم آن در محکمم توهمی است نگاهم به مشکلاتم توهمی است. چیزهایی را می‌خواهم از خدا که آن بدتر دارد می‌کند حال من را به خدا دارم میگویم این ها را به من بده که بدتر بشوم می دانید؟ خدا می گوید مشکل تو الان این نیست مشکل تو این است که ۴۰ سالت است هیچ شبیه من نیستی در رحمی داری متولد میشوی هیچ چیزی را شبیه آدم نداری تو ما نمی‌فهمیم این را یعنی هر چه هم به ما می گویند اساتید سر کلاس نمی‌دانم در مسائل دیگر در کلاس مختلف داریم می‌شنویم باز نمی‌فهمیمش. چون اصلاً ماجرا را نفهمیدیم یعنی اصلاً برایمان مهم نیست که این اتفاق نیفتاده و ما اصلاً نه رحمان و رحیمیم نه به خلیفه الله شبیه هستیم نه آرامیم نه شادیم اصلاً برایمان مهم نیست. مهم این هست الان مثلاً من نمی‌دانم زن می‌خواهم بگیرم شوهر کنم بچه‌ام چه طوری است خانه ام چه طوری است داستان چه طوری است. اصلا حواسم نیست که در باشگاه هستم صحنه زندگی ام صحنه دیگری است مسئله چیز دیگری است اصلا من برای یک کار دیگری آمده ام اینجا برای یک چیز دیگری متولد شده ام.

اینکه قرآن می گوید که من تضمین می‌کنم برای خدا خداوند در اینجا می‌فرماید من تضمین می‌کنم برای کسی که ذهنش را از وسوسه نگه دارد خوب دقت کنید یعنی چی یعنی آیه را برایتان می‌خواهم بخوانم بعد برویم سراغ تصویر اصلی انشالله آن تصویر اصلی را بفهمیمش این خیلی مهم است من تصویر اصلی را بفهممش.

بسم الله الرحمن الرحیم گفتیم در قرآن هر وقت قل آمد یعنی چه؟ یعنی بعدش فرمول و قاعده و یک شاه کلید می‌خواهد بگوید؛ یعنی تو باید این را بفهمی و خودت هم بگویی قل یعنی بگو آن را بگو بگو نه این که به زبان بیار ها یعنی درخواستت این باشد تمنایت این باشد آرزویت این باشد خواسته ات این باشد. این مهم است دغدغه ات و همتت این باشد. قل یعنی این. یعنی خیلی مهم است این مسئله. «قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة و الناس) بگو من پناه می‌برم یعنی پناهندگی باید اتفاق بیفتد. اگر نمی‌افتد پس ما در توهم داریم زندگی می کنیم. اگر نمی‌ترسیم مثل یک کسی که الان تو جنگل دارد میرود حواسش نیست که هم باتلاق دارد هم مار دارد هم عقرب دارد هم پلنگ دارد هم تمساح دارد. همه چیز آنجا هست. هم پشه‌ای هست که یک نیش بزند جا در جا آدم را می‌کشد این اصلا حواسش نیست یک دفعه راه می افتد مثل بچه‌ای که الان نمی‌داند بچه چه طوری است بچه نمی‌داند بچه گناهی ندارد نمی داند ولی اگه آدم بزرگ برود در جنگل این همه بلا سرش بیاید خودش مقصر است دیگر خب جنگل است یعنی آنجا جای توحش است آنجا آنجا جای حیوانات وحشی است میگوید قل اعوذ بگو من پناه می‌برم این پناهندگی کجای زندگی ماست الان؟ یعنی الان ما از صبح از خواب بلند می شویم احتراز کجاست من الان مثلا سوار ماشین می شوم کمربند دارم ماشینم کمربند ایمنی اگر نداشته باشد می‌ترسیم ها اگر شما الان ماشین بخرید ایربگ نداشته باشد کیسه هوا نداشته باشد نمی‌ترسی؟ قدیم ها نمی ترسیدند چون اصلا مهم نبود چند سال پیش کمربند هم نمی بستند چون مهم نبود الان چه؟ الان شما ماشین می خری می گوید کمربند ندارد بعد کیسه هوا هم ندارد سوار میشوی؟ نه دیگر می‌ترسم نه احتراز یعنی اینکه نه من اتومبیلم باید داشته باشد ترمزش را باید مطمئن باشم روغن ترمزش را باید مطمئن باشم فیلترش را باید مطمئن باشم لنتش را باید مطمئن باشم همه چیزش را باید مطمئن باشم. احتراز یعنی من از صبح که از خواب بلند میشوم باید یک پناهندگی داشته باشم آن هم به چه کسی؟ به کسی که اصلاً نمی‌دانم چه کسی هست رب الناس ملک الناس اله الناس سه تا اسم است اینجا. من اصلا با این اسم ها آشنا نیستم نه با ملک آشنا هستم نه رب نه ملک نه الله بالاخره شما باید این شخصیت را بشناسید دیگر ها؟ اصلا رب کیست؟ ملک کیست؟ اله کیست؟ که اصلاً می‌خواهم به آن احتراز داشته باشم اصلا اصل کسی که باید به او پناه ببرم نمی‌دانم کیست. با او هم ارتباطی ندارم که بخواهم به او پناه ببرم. چون پناهندگی یعنی من یک جا پناهگاه می‌شناسم. یک کسی را می‌شناسم که بروم به او پناه ببرم در حالی که اصلا با او رابطه ندارم از صبح تا شب؛ یعنی شخصیتی به نام رب مربی، مربی یعنی کسی من مربی دارم درسته؟ اگر کسی باشگاه می رود می گوید من مربی دارم میروم به مربی میگویم. مربی دارم وقتی من در باشگاه نیستم اصلاً مربی کجاست؟ ملک کجاست؟ ملک یعنی پادشاه پادشاه یعنی من با دستگاه سیاسی عالم، پادشاه، پادشاه مثل اینکه کسی می گوید من الان می روم دفتر ریاست جمهوری الان قرار دارم میروم دفتر رهبری یعنی چی؟ وقتی کسی که این حرف را می‌زند؟ یعنی چی؟ دارم میروم مجلس یعنی با چه کسی ارتباط دارم؟ با کانون سیاسی کشور چی دارم؟ ارتباط دارم ملک ناس یعنی شاه عالم. شاه عالم یعنی من با این دستگاه مدیریت ارتباط دارم. اله الناس یعنی معشوق مردم، اله مردم، من با این اله و دلبر ارتباط دارم. رفت و آمد دارم با او. می‌توانم به سه قدرت من باید پناه ببرم. وقتی پناه ندارم پناهندگی معنا ندارد. آن هم چی؟ من شر الوسواس الخناس. خب از شر وسوسه کننده‌ای که خناس است. خناس است یعنی چی؟ یعنی دائماً میاید افکار پلید خطرناک. آن افکار چهارگانه‌ای که در سر صراط میاید دیگر. جلو عقب چی بگویید؟ راست و چپ. گذشته آینده راست و چپ. گذشته و چیزهای دیگر حالا. این چهار تا مهم را اصلی ها را قرآن گفته است از شر یک کسی که دائماً دارد من را وسوسه می‌کند. افکار بد تولید می‌کند در وجود من. آن هم خناس است. خناس است یعنی چی؟ یعنی تا من حواسم هست تا من متوجه میشوم زود خودش را می‌کشد کنار. انگار اصلاً وجود ندارد. جو را یک جوری می کند انگار اصلا نیست. خناس یعنی زود می رود قایم میشود پنهان میشود یک جایی دوباره تا من غافل میشوم می آید شروع می‌کند. ناامیدی‌ها گذشته‌ها کینه‌ها گناهان دلشوره‌های آینده خودشیفتگی‌ها خودبرتربینی‌ها گناه معصیت همه چیز می آید می‌ریزد در من. الذی یوسوس فی چی؟ صدور الناس یعنی این همه مردمی که من دارم می‌بینم دارد همه را می‌زند زنم را دارد می‌زند بچه‌ ام ا می‌زند شوهرم را می‌زند دوستانم را شاگردانم را میزند رئیسم را میزند کارمندانم را میزند. دارد بمباران می‌کند همه را. من الان دارم می‌بینم همه را دارد میزند. پس همه در معرض این افکار چه؟ بله؟ هستند. همین خواهر و برادران من دارم می‌برمشان مومنین مومنات همه در معرض این بمباران هستند. مثل غزه ای ها غزه ای ها الان می‌دانند همه شان در معرض بمبارون هستند. پس من صحنه را دقت کنید چه صحنه‌ای است من از صبح خواب بلند میشوم یا حتی در خواب حتی در خواب شما الان مثلاً تعجب می‌کنی ما زمانی که جنگ بود اینجوری بودیم. مثلا در خط مقدم بودیم صبح بلند می‌شدیم می‌دیدیم که مثلاً چند نفر شهید شدند بمب می‌ریختند دیگر توپ می‌زدند خمپاره می‌زدند. مثلاً چند تا ماشین رفته روی هوا دو سه تا انبار منفجر شده اینطوری است دیگر خط اینطوری است دیگر. بلند میشوی اگر خوابت ببرد. بخوابی بلند می شوی می بینی تعجبی هم ندارد. خب دیشب این اتفاق افتاده دیگر این چیزها بوده دیشب. شیطان در خواب هم میزند؛ یعنی صحنه صحنه اینطوری است. یک صحنه جنگ تمام عیار همیشگی که دارد این اتفاق میفتد آن هم چه کسانی؟ من الجنه چی؟ و الناس. جن‌ها و مردم. یعنی آن وسوسه‌گری که وسوسه دارد میکند هم جنی می‌تواند باشد هم چی؟ انس باشد. خود خدا دارد به تو میگوید بابا هر روز پناه ببر. قل انقدر مهم است پناه ببر. این صحنه زندگی توست. این وجود دارد این جنگلی که داری تو درش زندگی می‌کنی این خطرات وجود دارد. باشگاهی که تو داری در آن زندگی می‌کنی حریف تمرینی دارد حمله می‌کند به تو باید با او تمرین بکنی. اینجا باشگاه است اینجا جای آرامش نیست جای آسایش نیست جای غفلت نیست جای بی‌خیالی نیست. جایی نیست که تو بگویی من مینشینم زندگی می‌کنم درسم را بخوانم خانه ام زندگی ام را داشته باشم. هیچ کس به من هم کار نداشته باشد. مثلا می روم با یک خانم ازدواج می‌کنم یک زندگی خوب داریم نه. با این آقا زندگی می‌کنم زندگی خوب داریم بچه‌دار می‌شویم مثلاً. نه بابا می‌زنند همه شما را علیه هم می‌زنند شما را ببین قرآن چه میگوید قل باز قل است (قل لعبادی یقول التی هی احسن) وقتی می‌خواهید با هم حرف بزنید قشنگ‌ترین کلمات را انتخاب کنید نه کلمات خوب ها کلمات خوب کافی نیست حالا بگذریم کسانی که اصلاً ادب ندارند در زندگیشان دائماً کلمات بد به کار می‌برند علیه همدیگر زن و شوهر و نمی‌دانم می‌خواهند همدیگر را صدا کنند خطاب کنند آن که دیگر معلوم است اسیر شیطان است آسیب هم می‌بیند دیگر. این چه طوری می‌تواند آدم باشد دیگر وقتی که کلمات بد به کار می‌برد یا افکار بد میاید در ذهنش علیه دیگران حتی علیه خودش. شیطان علیه خودمان هم به ما حمله می‌کند دیگر. حتی خود ما را هم وقتی ماجرا اینطوری است مگر کسی می‌تواند سالم باشد. خدا دارد میگوید بابا صحنه زندگی ات این است. از صبح که داری از خواب بلند میشوی صحنه این است که تو دوستانت خانمت ممکن است علیه تو وسوسه بشود. بچه‌هایت ممکن است علیه تو بسیج شوند. تو ممکن است علیه همسرت خانوادت چیز بشود زندگی ات را اینطوری نباید مواظب باشی زندگیتان خراب نشود. عرضه داشته باشی زندگی ات را مدیریت بکنی. زندگی ات را جهنم نکن. عشق هایتان را خراب نکنید. عواطفتان را به هم نزنید. چون هدف این است که تو رحمان‌تر و رحیم‌تر بشوی. پیغمبر فرمود هر چقدر ایمان انسان اضافه میشود یعنی به خدا نزدیکتر میشود حتما عشقش به همسرش بیشتر میشود. پس تو وقتی که عشقت به همسرت بیشتر نمیشود یعنی مورد وسوسه قرار گرفتی؛ یعنی خوردی آسیب را دیده ای اینطوری هستی. اگر علاقه تان به هم زیاد نمیشود اگر روابطت با بچه‌ها خراب است با مردم خراب است با پدر مادرت خراب است یعنی شیطان عمل کرده. صحنه زندگی اینطوری بوده و تو آسیب هم دیدی ولی ما اصلاً برایمان مهم نیست. اصلاً این صحنه را نمی‌بینیمش. می‌گوییم هیچی طلاق گرفتیم دیگر. هیچی با مادرم خوب نیستم با پدرم خوب نیستم پدر مادرم با من خوب نیستند هم خواهر برادر ها با هم خوب نیستیم. فامیلیم و با هم خوب نیستیم. بابا خدا که میگوید من بابا صحنه را که به تو گفتم چه طوری است که از اول هم باید مراقبت بکنی که این اتفاق نیفتد. شما باید در باشگاه علی رغم اینکه دشمن دارید قوی باشید این صحنه صحنه حقیقی زندگی تو است. آن هم چی؟ جن‌هایی که دیده نمیشوند خناس هم هستند و آدم ها. آدم هایی که پر هستند اطرافت و نزدیک شدن به آنها زندگی ات را خراب می کند. بگذریم از اینکه گاهی پدر مادر خودشان وسوسه‌گر بچه‌ها و اعضای خانواده هستند خودشان آن شیطان هستند خود پدر خود شوهر همان وسوسه گر است. خود زن همان وسوسه گر میشود همان پدر مادر وسوسه گر شدند. استادمان وسوسه گر بود. دوستانمان وسوسه‌گر بودند. حواسمان نبود رئیس جمهورمان بود وزرا بودند نماینده مجلس بودند دائما میامدند در ماها ترس و اضطراب ایجاد می‌کردند. رئیس جمهور نادان همه ملت را می‌ترساند. وزیر نادان نماینده نادان. به جای اینکه بیاید بگوید چیزی نیست مشکل را حل می‌کنیم خودش بیاید مشکلات را اضافه می‌کند. مشکل مطرح می‌کند برای مردم. تویی که مسئول شدی وزیر شدی وزیر یعنی این. رئیس جمهور یعنی کسی که برود مشکلات را حل کند نه اینکه هی شکایت کند گله کند.

خدا رحمت کند شهید رئیسی را یکی از این وزرا می‌گفت من به او گفتم که خب بگو چه دولت افتضاحی را فاجعه‌ای را تحویل گرفتی که مردم بعدا علیه تو بسیج نشوند بدانند که تو. گفت من اصلاً وقت این حرف ها را ندارم وقت خدمت است. الان من وقت این حرف ها را ندارم الان باید مشکلات این ها را حل کنم نه اینکه مشکل بریزم. وسوسه‌گر یک موقع نزدیکترین آدم ها هستند وسط میدون وسط این بازار یک کسی می‌خواهد من را از رحمانیت و رحیمیت جدا بکند از آرامش جدا بکند از شادی جدا بکند. آدمهایی که این پیام‌ها را در زندگیتان میدهند باید فاصله‌تان را با آنها چه کار کنید؟ ولو پدر مادرت است حفظ بکن. هی حرمتش را داشته باش ولی پدر مادر نادانی است عصبی است خودش را نساخته مشکلات روحی روانی دارد حتی مشکلات جسمی دارد. باید رابطه ام را با پدر مادرم حفظ کنم ضمن اینکه باید تمام وظایفم را انجام بدهم. ولی حواسم هست که از پدرم ضربه نخورم پدرم آن وسوسه گر نباشد. من الجنه و چی؟ و الناس دیگر. والناس.

خدا میگوید جن وجود دارد. یک موقع ما چند سال پیش این نکته را عرض کردیم آقا هست هرچه هم به ظهور نزدیک میشویم چون به دوران سلطنت شیطان قرار است پایان داده بشود شیاطین جنی و انسی بیشتر این کار را می‌کنند. اولین نادان‌هایی که در توهم هستند خود روحانیت هستند. آخوندهایی که در این آدم بی‌سواد آدم هایی که هیچ چیز سوادی ندارند آقا یعنی چی مردم را می‌ترسانید اصلاً شما سندت چیست که میگویی جن در زندگی مردم هست؟ نمی‌دانم مثلا قرآن است که و صدها آیه قرآن است که خدا میگوید شیاطین دارند به شما حمله می کنند. (قل یقول التی هی احسن قل لعبادی) به بندگانم بگو وقتی دارید با هم حرف می‌زنید درست با هم حرف بزنید بهترین کلمات را به کار ببرید (ان الشیطان ینزغ بینهم) شیطان بینتان اختلاف بیندازد. شیطان جن است یا انس است؟ جن است دیگر. بعد روحانی که چون درس نخوانده اینطوری نفهمیده اصلاً به او یاد ندادند. ۴ تا جوان نفهم بی‌سواد یک چهار تا مدرک تحصیلی بیخود گرفتند خودشان هم استاد هم معرفی می‌کنند؛ یعنی همه شان هم این ها استادند. شما بروید می‌بینید همه شان استادند بعد صریح آیات قرآن و روایات انکار می‌کنند. ما صدها آیه داریم راجع به حمله شیاطین به انسان. این سوره را شما چه طور تفسیر می کنید؟ یعنی تو هر روز با جن و انس سروکار داری به تو حمله می‌کنند. خدا هم دارد می گوید پناه ببر. یک وقت با هم حرف می زنید درست حرف بزنید. شیطان میاید بین شما اختلاف میندازد. یکی دوتا نیست. خیلی آیات و روایات هم بیشتر. می گوید یک مومن وقتی می‌میرد شیاطینش به مومن دوستانش حمله می‌کنند که از قبیله چنین و چنان. از چند قبیله تعدادشان بیشتر است. حمله می‌کنند به آدم. در شرایطی که خاص‌تر است توحیدی تر است و ولایی‌تر هست؛ یعنی شما به ولی امام ظهور منجی نزدیک‌تر می‌شوید حملات به شما بیشتره است. متن روایات است که وقتی شما به ظهور نزدیک میشوید مومن صبح از خونه مومن بیرون میرود شب کافر بر می گردد ریزش‌ها را ندیدیم ما در این سال‌ها؟ چه چیزی را داریم انکار می‌کنیم؟ پس ذهن مردم هم خراب می‌کنند یعنی هم تهمت می‌زنند هم ذهن مردم را خراب می‌کنند هم اغتشاش در روح مردم ایجاد می‌کنند هم مردم را خلع سلاح می‌کنند بعد هم به هوایی که می‌خواهند مثلاً شهوت حرف زدن در شبکه چیز داشته باشند می‌پرند هی پر و پاچه این و آن را بلدند بگیرند فقط آدم های بی‌سواد نادان شما ۱۰۰ تا آیه قرآن را چه طوری می‌خواهید انکار بکنید؟ روایت می‌خواهید چه طوری انکار بکنید. اگر شما یک نفر مشکل دارید دلیل نمیشود که بروید به انکار اصول را بکنید که. با کسی مشکل دارید آیات روایت آیات الهی دارد میگوید در صحنه زندگی ما پر از شیطان است هرچقدر شما به ولی الله بخواهید نزدیک‌تر شوید حملات بیشتر میشود. چه شخصاً چه دوره بخواهد نزدیک تر شود حملات بیشتر میشود. طبیعی هم هست بیشتر میشود شیاطین حمله بیشتر میشود. پشتش هزار تا استدلال وجود دارد. الان چون موضوع این موضوع نیست من الان نمی‌توانم آیات روایتش را بگویم. مفصل در دشمن شناسی گفتیم در مباحث دیگر این ها را گفتیم. بدون اینکه به تحقیق ها به توضیح‌ها به تفاسیر به آیات به روایات توجه کنند، تحت تاثیر وسوسه‌های شیطان و شیطان صفت‌ها یک تیکه از کلمات یک نفر را برمی‌دارند بعد آن را می‌کنندش برای تشویش اذهان عمومی. خلاصه این چه سودی دارد برای شما؟ چه هنری است چه سودی دارد برای شما؟ چه سودی برای اسلام دارد؟ مثلاً چه کار کردید شما؟ متن قرآن است. قل اعوذ این همه حرز اهل بیت علیهم السلام به ما دادند برای شیاطین. شما چند تا روایت را می‌خواهید انکار کنید. چند تا آیه را می‌خواهید توجیه اش بکنید؟ شیطان هست حمله می‌کند. به زن و مرد. علامه می‌فرماید در خواب هم ما را رها نمی‌کند حتی تا برزخ هم دنبالمان می آید. اغوایش آدم را دارد میگوید که چه طوری آدم را اغوا کرد پیغمبر خدا را پیغمبرت با آن عظمت مادرمان حوا به آن پاکی سلام الله علیهما بعد وسوسه ای که علیه انبیاء دارد می‌کند؛ حتی در جریان نزول وحی این ها اختلال ایجاد می کنند. قرآن دارد این متن قرآن است دیگر که حتی وقتی که می‌خواهد به انبیاء حمله می‌کنند. حالا ما داریم انکارش می کنیم. قرآن متن قرآن مگر نیست که شیاطین انس و جن به پیغمبرها حمله می‌کنند. به آدم ها حمله نمی‌کنند؟ به پیروانش هم حمله نمی‌کنند؟ چه چیزی را انکار می کنید؟ امام جامعه رهبر جامعه هم دارد میگوید که این شیاطین را دارند در دشمنان استخدام می‌کنند. جن‌ها را دارند استخدام می‌کنند. باز خودشان را به بیشعوری و نفهمی می‌زنند. قرآن میگوید مواظب باشید خدا میگوید مواظب باشید اهل بیت میگویند مواظب باشید امام جامعه دارد میگوید مواظب باشید. بعد مردم می خواهند خیالشان راحت باشد چه چیزی را راحت کنید که نه خبری نیست؟ این چیزها خبری نیست وجود ندارد؟ بعد آثار عملی اش هم که ما داریم می‌بینیم. آمار طلاقمان را که داریم می‌بینیم. آمار طلاق وحشتناک در کشور ام القرای اسلامی که می‌خواهد اسلام را صادر کند میبینید دیگر ۵۱ درصد پایتختتان را دارید می‌بینید دیگر ۳۹ درصد ۳۹ درصد استان هایتان را دارید می‌بینید. دیگر چه چیزی را انکار می کنید شما؟ قرآن دارد متن قرآن می گوید مراقب باشید حمله میشود به شما. صحنه زندگی این است ما مثلاً فکر کن از صبح بلند شویم خواب آلود و حواسمان هم نباشد بلند شویم برویم در صحنه زندگی اصلا انگار نه انگار که شیاطین داریم. آدم های وسوسه گر داریم. در این فضای مجازی پر. پر در فضای مجازی شیاطین جن و انس و بیرون. با ما هستند. حمله میکنند وسوسه می‌کنند بین ماها خانواده‌ مان همسرمان بین خودمان و خودمان بین خودمان و الله، بین خودمان و معصومین اختلاف میندازند. وقتی من میدانم .یک همچنین چیزی هست چه چیزی را انکارش بکنم؟ خب میگوید مراقب باش پناهندگی داشته باش پناهندگی حالا بحث پناهندگی و روش پناهندگی و این ها را که من قبلا در شرح کلاس دیگرمان که شرح روزهای یکشنبه صحیفه سجادیه توضیح دادیم کامل آن ها را که حالا چه طوری هست و این ها ولی بالاخره خدا می گوید پناه ببرید (قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق) پناه ببر این همه آیه این صحنه حقیقی زندگی است. بنابراین یک کسی نباید بگوید که من یک آدمی هستم که همیشه فکرم ذهنم کاملا طبیعی و سالم است آسیب نمی‌بیند غصه ندارم نمی آید سراغم وسوسه نمی آید غم نمی آید. اضطراب نمی آید خشونت حسادت بدبینی قهر. این ها نمی آید سراغم. نه. ما باید مراقبت بکنیم سراغ همه مان می آید یک جاهایی ما در رابطه‌مان با همه کس و با خودمان به خطر می‌افتد. با همه کس و خودمان و ما دائماً در حال این امتحان هستیم. اصلا باشگاه یعنی همین باشگاه یعنی همین من در باشگاه اصلا شما باشگاه مگر جای خورد و خواب است. صحنه باشگاه چه طوری است با صحنه عادی زندگی فرق می‌کند. ببین صحنه باشگاه صحنه‌ای که تو اصلا ساکی که دستت است می‌دانی که من دارم میروم در باشگاه، دارم میروم کار سخت انجام بدهم دارم میروم لباس هایم را در بیاورم، لباس های عادی ام را لباس ورزش بپوشم. الریاضه عربی به آن میگویند ریاضه یعنی چی؟ یعنی ریاضت یعنی سختی. ورزش. فارسی میگوید ورزش. می گوییم این را ورزش بده . ورز دادن در فشار است من دارم میروم یک جا فشار تحمل کنم دارم میروم به بازوهایم به عضلاتم به گردنم به پایم به بدنم فشار وارد کنم. ولی یک فشار منظم طبیعی اصولی. دارم میروم وسط دارم میروم کشتی بگیرم الان یک حریف تمرینی دارم می‌خوام بزنمش زمین آن میخواهد من را بزند زمین حالا مثل باشگاه‌هایی که قدیم خود ما ورزش رزمی که می‌رفتیم یک موقع اوایل یک حریف تمرینی داشتیم گاهی وقت ها مربی ۴ تا مینداخت گردن ما می گفت این چهار تا را باید بزنی من می‌دانم الان دارم میروم در باشگاهی که چند نفر می‌ریزند سرم ۴ نفر قراره بریزند سرم بزنند من را و من باید در این باشگاه موفق بشوم ۴ نفر میشود چی؟ جلو عقب راست و چپ قرآن هم دارد میگوید بابا من روی صراط مستقیم به همه تان حمله می‌کنم به عزتت قسم خورده میگوید من حمله می‌کنم «لاقعدن» نون تاکید صغیره است یک لام هم که سرش آمده یعنی حتماً حتماً حتماً روی صراط مستقیم حمله می‌کنم. جلو عقب راست و چپ حمله می‌کنم. باز این جنابان اساتید قلابی نفهم انکار می‌کنند اینطور چیزها را که آقا نه، روی مستقیم ما حمله نداریم حمله شیطان نداریم جلو نداریم عقب نداریم همین. شیطان جن است دیگر. جلو عقب راست و چپ از همه طرف حمله میشود به ما میدان است تمرین است من باید بروم در این باشگاه قوی بار بیایم. اگر شما یک شخصیتی را توصیف و ستایش می‌کنید. می‌گویید مثلاً این مثلاً ورزشکار قوی است قهرمان قوی است یعنی چی یعنی تو باشگاه خیلی ها به او حمله کردند و این غلبه کرده جاهایی خورده جاهایی هم زده حالا شده قوی درست است یا نه؟ اگر کسی قابل ستایش است یعنی ورزشکار خوبی بوده زحمت زیادی کشیده تمرین زیادی کرده حریف‌های زیادی رو زده. الان کسی که آمده جام جهانی المپیک دارد حریف را می‌زند یعنی چند نفر را زده تا حالا چند نفر خورده خیلی ها را خورده حالا الان جام جهانی . حریف جهانی اش را دارد میزند اگر زد طلا گرفت قابل ستایش است. تازه نقره هم بگیرد شکست هم بخورد. قابل ستایش است تا جهانی آمده دیگر شده. نایب قهرمان همه تعریف‌ها مال همان است. مال این هستش که تو باید در این تمرین بیایی بعد من میگویم نه من می‌خواهم یک زنی بگیرم که وسوسه انگیز نباشد بچه ام شوهرم این نیست اصلا دروغ است صحنه غلط است تصور تو از اداره از مدرسه از دانشگاه از حوزه از مسجد غلط است. پیامبر فرمود: (المومن بین خمس شدائد) مومن بین ۵ شدت هست اولینش مومنین حسودند اصلا تصور تو از جمع حزب‌اللهی هیئت مسجد حرم نمی‌دانم کعبه کربلا اربعین غلط است آنجا وسوسه وجود دارد هرچی هم توحیدی تر است وسوسه چیست؟ بله؟ بیشتر است نگو من توقع نداشتم بروم اربعین یک همچنین آدم هایی را ببینم چرا؟ شما بروید در کاروان‌های حج من بودم حاج آقاها حاج خانم ها سر اندازه موزشان دعوایشان است سر اینکه به من سوپ نرسید دو تیکه گوشت به من کم نرسید یا چرا کباب من کوچکتر است حاج آقا حاج خانم هایی که رفتند آنجا ناراحت میشوند اتوبوس چرا مثلاً دیر آمد یا مثلاً زود آمد چرا کولرش خاموش شد. چرا کولرش روشن دیر روشن شد چرا نمی‌دانم منتظر من نباشند چرا مثلاً ۵ دقیقه ما را معطل کردید نمی‌دانم این دعواها را نگاه کنید در مکه در مدینه در کربلا در حرم امام حسین همه جا وسوسه هست طرف می‌گفت من رفته بودم کلی زحمت کشیده بودم چهل شبانه روز یک جا آقا امام زمان را ببینم آنجا هم امام شیطان میاید همان جایی که می خواهی آقا امام زمان را ببینی می گفت لحظه‌ای که آقا امام زمان آمد منم اینطوری فلاسک برداشته بودم اینطوری چایی بریزم یک چایی بخورم گفتم حالا تا شاید آقا امام زمان بیاید خوابم نگیرد آمد خواب نمانم گفت اینطوری چایی را ریختم آقا را نشناختم آمد گفتم وای بابا این الان می‌خواهد بیاید من مجبورم به او چایی تعارف کنم گفت از روی مجبوری روی حیایم به او تعارف کردم او هم گفت نمی‌خورم بعد فهمیدم خود آقا بوده من دیدم او هم رفت تمام شد. شیطان همان جا هم هست وقتی تو وحی پیغمبر را می‌خواهد تلاش بکند و نمی‌تواند آنجا هم می خواهد نگذارد پیغمبر درست بفهمد. آقا در کشف‌ها هست. خدا رحمت کند مرحوم آشیخ جواد آقای انصاری همدانی را می‌گفت چه کسانی شاگردشند؟ شهید دستغیب امام فرمود مهذب نفوس بود. آن آدم با آن عظمت مرحوم نجابت مرحوم نجابت یک کسی است که انقدر عظمت دارد که یک هفته جلوتر از شهادت شهید دست غیب به او میگوید که مژده به تو بدهم آرزویی که همیشه داشتی شهادت هفته دیگر اتفاق می‌افتد. ببینید این ها اینطوری بودند آدم هایی بودند که به این قدری. شما ببینید شاگردان مرحوم جواد آقای انصاری را ببینید چه کسانی بودند شهید دست غیب مرحوم میزرا اسماعیل دولابی، بزرگانی رحمت الله چه کسانی بودند؛ ولی خود شیخ جواد آقا می‌گفت مکاشفات حاج هادی دقیق‌تره حاج هادی مثل شهید دست غیب جزو علما نبود مثلاً حوزه رفته و این ها یک آدم عادی بود ولی می گفت این دقیق‌تر است مکاشفاتش؛ یعنی چی دقیق‌تر است؟ یعنی ممکن است مکاشفه چی بشود؟ دقیق نباشد کشف. در کشف میاد دخالت می‌کند در آنجا که قرار است تو یک چیزی بفهمی و ببینی دخالت می‌کند. پس صحنه واقعی زندگی را دقت کنیم از تو کلاس سر درس امام زمان هم تو بنشینی سر درس امام حسین هم بنشینی سر درس پیغمبر اصحاب پیغمبر با هم دعوایشان نمی شد؟ چرا؟ وسوسه نمی‌شدند؟ چرا اختلافاتشان را پیش پیغمبر نمی‌بردند؟ اصحاب چرا. شیطان رهایشان می‌کرد؟ نه. پیغمبر میگوید اگر چیزی که در دل سلمان است ابوذر می‌دانست می‌کشتش یا تکفیرش می‌کرد و بالعکس. درمورد مقداد هم ما داریم. ظرفیت‌ها یک جور نیست. اصلا باشگاه یعنی همین باشگاه یعنی که من دائماً تمرین داده میشو.م صحنه حقیقی زندگی صحنه تمرین است. پس حواست باشد اگر امشب مهمانی میروی مهمان قرار است بیاید جلوتر از اینکه به اصل مهمانی توجه کنی به آن سفره و مهمانی حواسمان است. حواسمان نیست که ممکن است در مهمانی چه اتفاقاتی بیفتد چه کسانی زده بشوند چه کسانی خورده بشوند. من چه کسانی را بزنم چه کسانی قرار است من را بزنند. صاحبخانه آگاه و مومن یک کسی است که اگر می‌خواهد برود کلاس مهمانی جلسه حج نمی‌دانم عبادت اعتکاف اربعین هرجا می‌خواهد برود اول مهمتر از اینکه به خود مجلس و ظاهر مجلس و ظاهر جلسه و این چیز ها حواسش باشد حواسش باشد که ممکن است بزنند من را من هم ممکن است بعضی ها را بزنم. خدا رحمت کند آیت الله بروجردی یک طلبه عصبانی اش کرد حواسش هست ولی خداست آیت الله بروجردی از اولیاء خدا بود رحمت الله تعالی حواسش هست میگوید چرا عصبانی شدم؟ برای چی عصبانی شدم؟ طلبه حالا من را عصبانی کرد من چرا باید میگوید نذر می‌کند که اگر یک بار دیگر عصبانی بشود یک سال روزه می‌گیرد فردایش دوباره همان طلبه دوباره آقا را عصبانی می کند آقا هم یک ساعت روزه می‌گیرد حواسشان به خودشان بوده که آقا صحنه درسی نیست که فکر کنیم حالا همه طلبه‌ها مقدسند و همه فرشته‌اند من هم رئیس فرشته‌ها هستم بعد درس خارج است و همه دوستان پیغمبر و اهل بیت و بچه‌های امام زمان هیچ اتفاقی نمی‌افتد نه اینطوری نیست ما استادی که ما را تربیت می‌کرد. یک استادی ما داشتیم یکی از اساتید خیلی ها داشتند در این حوزه‌های علمیه بودند اسم همه تان بلدید از مراجع بگیرید شما تا کسان دیگر ببینید الان کجا بودند الان چه کار می‌کنند استادی که ما را تربیت می‌کرد در بحث سیاسی علیه ظلم ستیزی آمریکا اسرائیل اینها الان خودش پناه برده کانادا. الان دارد علیه نظام علیه جمهوری اسلامی علیه کشور دارد حرف میزند میگوید شاه بهتر بود خب من الان چه کار کنم استادم را شیطان زده چه کارش کنم؟ خب زده دیگر ها؟ میزند استادمان هم میزند شاگرد من هم فردا من که الان نشستم روی منبر دارم درس میدهم به شما فردا زد من را شیطان با در ایمان شما اخلالی وارد بشود؟ نه چون ما داریم با اصول زندگی می‌کنیم ما داریم با دلیل زندگی می کنیم. ممکن است استادی هم که الان دارد الان برای ما حرف میزند شیطان یک موقعی به آن بزنتش باشد. قرآن در وصف متقین میگوید (الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم) ببینید راجع به گناهکار ها نمیگوید راجع به معصیت کارها نمی‌گوید راجع به فاسق ها نمی‌گوید راجع به کافران نمیگوید راجع به اهل تقوا آن هایی که محبوب‌ترین بندگان خدا هستند میگوید (الذین اذا فعلو فاحشه او ظلموا انفسهم) ممکن است یک آدمی خیلی هم با تقوا باشد یک موقع دچار فحشا بشود. از چشم ما که نباید بیفتد که یا یک موقع هم ظلم به نفس بکند در شیطان نباید که از چشم ما خب یک لغزش را بلند می شود درست می شود مریضی است دیگر درست میشود میرود پی کارش. نباید ما زیر سوال ببرم یک آدم را ۱۰۰ دفعه برای خودمان این اتفاق ها افتاده برای من گوینده افتاده. برای همه هم می افتد. پس این هست صحنه حقیقی زندگی را درک بکنیم. همه مان ممکن است آسیب ببینیم باید مراقبت از همه مان به همدیگر محبت بکنیم. مراقب کنیم. به خصوص آنجایی که می‌بینی زنت خورده شوهرت خورده یا دارد می‌خورد بچه ات دارد می‌خورد یا خورده یا الان وسوسه شده دارد تو را می‌زند حواست باشد شیطان را شاد نکنی. نه این که با زنت دعوا بکنی اتفاقا همان موقعی که دارد زنت اینطوری می‌کند تو باید حواست باشد چه کسی را باید بزنی الان این وسط؟ کسی که دارد زنت را وسوسه می‌کند بزنی. چون این حرف را زده من هم با زنم دعوا کنم میشود طلاق میشود اختلاف. ما حواسمان نیست صحنه حقیقی زندگی دشمن کس دیگری است خب اصلا تمام هنر شیطان یادتان باشد. تمام هنر شیطان جنی و انسی جنی ها بیشتر این هست که کار را می‌کنند و تقصیر را می اندازند گردن چه کسی؟ بله؟ گردن خودت. مثلاً افکار منفی علیه خودت هست. می آید از زبان تو فحش میدهد به مقدسات بعد تو فکر می‌کنی تو داری فحش میدهی واقعاً. بعد عم ناراحت میشوی اعصابت خورد است میگویی یک سال است دارم خودم را می‌خورم بعضی ها هم یک دفعه می آیند پیش من میگویند من یک سال است دارم خودم را می‌خورم انقدر مریض شدم ناراحت شدم دیگر اصلاً عبادت نمی‌توانم کنم حرم نمیتوانم بروم مسجد نمی‌توانم بروم نماز میگویم چرا؟ می گوید برای اینکه هر وقت بخواهم این ها را بخوانم فحش می آید در ذهنم افکار بدم. چون این ها مقدسند. من هم دوست ندارم به این ها فحش بدهم برای همین دیگر نماز نمی‌خوانم ببین شیطان هنرش همین است یعنی از زبان تو به مقدسات فحش میدهد تا تو فکر کنید که تو داری فحش میدهی و باور کنی که آدم عوضی هستی آدم بدی هستی. بعد از کی ناراحتی؟ چه کسی را می‌زنی تو؟ تو خودت را داری می‌زنی افکار منفی دارد افکار ماها هیچ وقت هیچ مسلمانی هیچ مومنی چیز کثیف و زشت علیه مقدسات در ذهنش نمی آید. چه کسی میاورد این را؟ بله؟ شیطان میاورد. اگر هم آورد بگو خودتی من به تو توجه نمی‌کنم نه اینکه تو فکر کنی واقعا تو خودتی بعد به دیگران که دارد این کار را می‌کند تو باید از از بچه ات دفاع کنی از شوهرت دفاع کنی از زنت دفاع کن از دوستت دفاع کن. حالا وسوسه شده ها؟ برو بیشتر مراقبش باش. بیشتر به او محبت بکن. بیشتر به او توجه کن بیشتر بغلش کن ببوسش. چون الان زده شده. متن قرآن است دارد میگوید. زده شده. تیر خورده. عادی نیست. تو باید به او محبت بیشتری کنی. حالش حال عادی نیست. نه این که تو بگویی خب حالا تو چرا این حرف را زدی تو چرا این کار را کردی تو چرا اینطوری شدی تو چرا آنطوری شدی قهر بکنی با او ناراحتی بکنی تلخی بکنی. بابا اصلاً صحنه صحنه غلطی است طلاق هایتان غلط است گفتم ۹۵ درصد طلاق ها یک کسی دیگری مقصر است. ما به کسی دیگر را مقصر می دانیم او دارد ما را خراب کرده بین زن و شوهرها اختلاف انداخته ما داریم با هم طلاق می‌گیریم آن هم دارد به ریش ما می‌خندد در روایت داریم می آید دوتا مومن را عصبانی می‌کند ناراحت می‌کند می‌ اندازد به جون هم بعد که این ها افتادند به جان هم می آید دو تا دستش را می گذارد روی سرش می‌خوابد خوشحال می‌خندد. میگوید نگاه کنید دیوانه ها راانداختنم به جان هم. کیف می‌کند. می بینید مومنان را انداختم به جان هم. الان دارند با هم دعوا می‌کنند الان دارند با هم بگو مگو می کنند دارند قیل و قال می‌کنند. برای همین هم در روایت داریم وقتی که قیل و قال بکنی حتی اگر حق با تو است پیغمبر میگوید من دیگر شفاعتت را نمی‌کنم. با هم دعوا نکنید. با هم قیل و قال نکنید. حتی اگر حق با تو است بکش کنار اصلاً حرف نزن. نخواه ثابت کنی حق با تو بوده. قیل و قال پیامبر می‌فرماید من شفاعت نمی‌کنم کسی را و کسی که حق با اوست قیل و قال نمی‌کند می‌گذرد از صحنه چون شیطان را از صحنه بیرون می‌کنی. وقتی بی‌خیال می شوی شیطان را از صحنه بیرون می‌کنی. می گوید برایش سه تا خانه در بهشت پایین و وسط و بالای بهشت تضمین می‌کنم. تمرین یعنی همین. تمرین یعنی آنجایی که حق با تو هست و حالا همسرت شوهر دوستت همکارت دارد قیل و قال راه میندازد بیخیال شوی حرف نزنی رد شو برو سکوت کن برو بغلش کن ببوسش امام صادق میگوید بگو باشد حق با تو است آقا امام صادق تو برو بگو به او حق با شماست باشه عزیزم باشه این شیطان عصبانی میشود از دستت چون آمده بود شما را بزند به هم آمده بود اعصابتان را خورد کند آمده بود زن و شوهر را دعوا بیندازد و تو هم هوشیار فهمیدی که الان شیطان دارد زنت را دارد می‌زند شوهرت را دارد می‌زند بچه‌ ات را دارد می‌زند افکارت را کنترل کن. بهشت یعنی همین. این که خدا میگوید من تضمین می‌کنم می‌خواهم تمرین هایش را بگویم به شما بهشت یعنی همین یعنی بیرونش کن از خانه تان شیطان را چند بار که این کار را کنیم حریف تو دیگر نمیشود نمیاد سراغت. چون میگوید من هر وقت می‌خواهم بیایم این را وسوسه کنم. این انقدر زیرک است که من وقتی می‌خواهم وسوسه اش کنم علیه اش کسی وسوسه نمیشود یک هر کسی هم که علیه او وسوسه‌اش کنم میتواند ان هم آرام کند بردی؟ امتیاز گرفت امتحان است دیگر صحنه زندگی صحنه امتحان و امتیاز است کارتت را که به تو دادم حالا پیغمبر می گوید امتیاز را ببینم امروز توانستی این کار را بکنی توانستی قیل و قال نکنی؟ آره سه تا خانه طلب داری از ما در بهشت سند زدیم برایت تمرین بعدی یک ساعت بعد ها؟ تمرین بعدی یک ساعت بعد دو ساعت بعد نیم ساعت بعد حواست باشد تمرین بعدی خانه‌هایت از دستت نرود. مسابقات تلویزیونی دیدی طرف امتیاز می‌گیرد یک دفعه می‌رسد به ۱۰۰ میلیون تومان بعد یک سوال به او می دهند می گویند می آیی جلو؟ می خواهی ادامه میدهی یا نه؟ وسوسه میشود که بدهم یا ندهم میگوید ادامه میدهم که مثلاً ۱۰۰ میلیونش بشود ۵۰۰ میلیون پانصد ملیونش هم از دست داد می‌دانی تمرین ما خدا اجازه نمیدهد که ادامه بدهم یا نه. خدا میگوید تا وقتی روی صراط هستی تا وقتی روی صراط مستقیم هستی شیطان دارد میگوید دیگر میگوید ادامه دارد مسابقه رقابت مسابقه ادامه دارد تمرین ادامه دارد اصلاً استراحت هم ندارید شما اصلا استراحت ندارید شما. در باشگاهی. پس اگر امروز موفق شدی بگو خدا را شکر خدایا من را موفق کن. اینکه ما دائماً ده ها دعا صدها دعا داریم خدایا من را علیه شیطان موفقم کن (اللهم اعنی علی نفسی )خدا علیه خودم کمکم کن خدایا یه کاری کن زورم به خودم برسد مناجات شعبانیه را نگاه کنید (الهی لیس لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایغضتنی لمحبت) خدایا من زمین خورده ام من اصلاً قدرتی ندارم زورم به خودم نمی‌رسد که بخواهم گناه نکنم مگر اینکه تو و محبتت من را بیدار کنی ببینید معصومه است‌ ها می رود لنگش را می اندازد می گوید من اصلا آدمی نیستم که بخواهم خدایا تو به داد من برس. تعقیب نماز عصر را نگاه بکنید عبد مسکین مستکین. کسی که اینطوری نگاه نمی‌کند بگوید من استادم من استاد اخلاق هستم من خودم عارف هستم من خودم اهل مکاشفه ام من یار امام زمانم مگر من شیطان من را وسوسه می‌کند مگر من گناه می‌کنم. می‌زند تو را (عبد مسکین مستکین مستجیر لا یملک عن نفسه) این خیلی قشنگ است خدایا من بدبخت ام بیچاره ام مسکین مستکین داغونم خدایا. امام سجاد نگاه کنید من اسوء حالی چه کسی حالش از من بدتر است؟ خدای من در این جهنم به من رحم کن خدایا روی این صراط اگر تو به داد من نرسی من چه کار کنم. در این امتحانات در این وسوسه‌ها در این حمله شیاطین جن و انس اگر تو کمکم نکنی خدایا من چه کار کنم؟ آدم استغاثه باید کند پناه ببرد به خدا. پررو نباشد خودشیفته نباشد نگوید من می‌توانم. نه من هرکسی می‌خواهی باشی باش میزنند تو را تا گفتی نمیزنند میزنند خوردی اصلا. آدم اخباط باید داشته باشد. دائماً باید بروی استغاثه کنی التماس کنید. معصومین نگاه کنید چه جوری گریه می‌کردند. عایشه میگوید پیغمبر شب بلند شد از رختخواب رفت تعقیبش کردم ببینم کجا میرود. دیدم خودش را انداخته روی زمین با چه ذلتی می گوید خدایا من را به خودم وا نگذار. یک لحظه خدایا من را به خودم وا نگذار پیغمبر چون صحنه را درست دارد می‌بیند ما خیلی غافل و مستیم. اصلا ترس نداریم اضطراب نداریم التجا نداریم استعانت نداریم. پناهندگی نداریم. قل اعوذ یعنی پناه ببر در طول روز یک پناهندگی داشته باش. به خدا بگو خدایا کمکم کن. خیلی راحت خیالمون راحت سرمان را میندازیم مستانه داریم فکر می‌کنیم که می‌توانیم همه جور رابطه ای داشته باشیم. هیچ آسیبی هم نبینیم. یک عالم وسوسه یک عالم پیشنهادهای غلط یک عالم گرفتاری .

اللهم ارنی الاشیا کما هی خدایا اشیا رو آنطوری که هستند به بنمایان من درست تشخیص بدهم و درست ببینم همه چیز را. این صحنه حقیقی زندگیمان است. خیلی باید مواظب باشیم همه جا همه جا این حرز اینطوری نیست که بگوید حالا من این سوره را می‌نویسم همراه بیندازم گردنم عملی تو باید پناهنده بشوی عملی خوب است آن هم بینداز گردنت اثر دارد واقعا تابلو آن را بزن در خانه تان اثر دارد تابلو چهارقل را بگذار خانه ات خوب است ولی آن پناهندگی باید در قلبت اتفاق بیفتد حواست جمع باشد.

من تضمین می‌کنم خداوند دارد می‌فرماید برای کسی که فکرش را قلبش را از وسوسه نگه دارد، بهشت را برایش تضمین می کنم. از وسوسه نگه داشتن بحث نکردیم امروز فقط می‌خواستم سوره ناس را برایتان توضیح بدهم داستانش را و ماجرای وسوسه چی هست اصلا. حالا انشالله جلسه بعد آیاتش را یک مقدار می‌خوانیم هنوز وارد روایاتش هم نشدیم خدا سلام الله علیه استاد عزیزمان جناب آقای پهلوانی را غوغا کرده اینجا هم آیات قشنگی را هم روایتی را جمع آوری کرده لازم است اگر نبوده برای ما نمی‌گفت یاد بگیریم زندگی را یاد بگیریم تا بتوانیم تعادل و زندگی کردن حقیقی را یاد بگیریم در توهم زندگی نکنیم در صحنه حقیقی باشیم. یک موقع سرمان کلاه نرود که همه چیز را دیگر از دست داده باشیم.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.