جلسه 015 - شرح کتاب سرالاسرار
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
12
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - شرح کتاب سرالاسرار

شرح سر الاسراء؛ جلسه 15 20/12/1403

سلام علیکم و رحمه الله.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.

بعضی از روایات را که ما نمی‌خوانیم حتما داشته باشم مضافاً که این گنجینه بسیار با عظمتی است این چهار جلد و اساساً هم نگاه کردن به آن هم داشتنش هم خوندنش همش نورانیت میاورد برای انسان حتما این چهار جلد رو سرالاصرار را همه داشته باشند.

در منزل در فصل پنجم دوباره خطاب این است «یا أحمدُ و عِزَّتي و جَلالي ما مِن عَبدٍ مؤمنٍ ضَمِنَ لي بأربعِ خِصالٍ إلاّ أدخَلْتُهُ الجَنّةَ » قسم میخورد خداوند تبارک و تعالی در خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که به عزت و جلالم قسم خداوند نیازی به این ندارد که قسم بخورد. او صمد است دروغی هم در کارش نیست؛ اما این قسم برای همانطور که بارها در قرآن هست، برای تاکید روی مطلب و عظمت یک مطلب و همچنین برای اطمینان و آرامش قلب ماست.

عزت و جلال دو اسم از اسماء الهی است. خداوند ذاتاً نیاز به ظهور به اسم ندارد که حالا این‌ها را من در مباحث اسماءالله مفصل توضیح دادیم در کارگاه‌های اسماءالله. چون او در ذات خودش هم نیاز به خودش هم ندارد چه برسد به اینکه حالا یک ظهوری به اسم بکند غنی علی الاطلاق هست صمد هست. ظهور به اسم برای انسان است. ظهور به اسم برای این هست که انسان چون معشوقش بی‌نهایت است، بی‌نهایت قابل شناخت و ارتباط هیچ وقت نیست. مگر اینکه ظهور بکند به اسم. اگر ظهور نکند نه اصلاً قابل ادراک است و نه قابل ارتباط. خدا هم با اسمائش با مظاهرش ظهور می‌کند تا ما بتوانیم او را بشناسیم. خود ما هم از اسماء خدا هستیم و مظاهر خدا هستیم؛ بلکه از کامل‌ترین مظاهر الهی هستیم. برای همین فرمود: «من عرف نفسه فقد عرفه ربه» اسم به رحمت نازل میشود؛ یعنی مادر همه اسماء اسم رحمان است که موجب میشود خداوند جلوه بکند و ظهور کند برای مخلوقات خودش و اساساً مخلوق بیافریند. چون او نیازی به آفرینش مخلوق هم ندارد. حالا که آفریده، به رحمت آفریده. ظهورش به رحمت است. اسمائی‌ هم که جلوه می‌کند، اسمائی که ما در جوشن کبیر می‌خوانیم، این‌ها همه به خاطر نیاز انسان است. انسان در سایه معرفت نفس می‌فهمد که در ابعاد مختلف به اسم احتیاج دارد و اگر اسم نباشد، ما هیچ رشدی نمی‌توانیم بکنیم. اگر رحمت او نبود، ما خلق نمی‌شدیم و سایر اسماء او که در نظام ربوبیت به کار ما می آید. ما فلج میشویم دچار توقف و نابودی میشویم اگر اسماء کار نکنند و نباشند. هر چقدر سطح معرفت انسان به الله و به خودش بیشتر میشود نیازش به اسم بیشتر است و بنابراین این باید ارتباطات بیشتری و معرفت بیشتری با اسما داشته باشد؛ یعنی هم اسم‌های بیشتری را بشناسد، هم اسم های بیشتری را بتواند به کار بگیرد. چون حرکت به سمت بی‌نهایت است. در مراحل جمادی تعداد محدودی اسم کافی است؛ اما وقتی که به گیاهی می‌رسیم، اسم زیاد مصرف باید بشود تا یک گیاه رشد بکند. اینها که در دوره‌های تفکر توضیح دادیم. در کارگاه‌های فکر و ذکر، آنجا مفصل کار کردیم. دیگر حالا عزیزان به همان کارگاه‌ها مراجعه کنند و عالم فوق العاده زیبا و نورانی حیوانات انسان می‌رسد چون عرض کردم هنوز جامعه جهانی کره زمین هنوز به سطح حیوانات نرسیده انسان‌ها هنوز نتوانستند به کمالات حیوانات دست پیدا بکنند خیلی عقب هستند الا تعداد محدودی آدم‌های مؤمن در بعضی از جاهای زمین، کلا کره زمین، اکثر جمعیت کره زمین به این مرحله اصلاً نمی‌رسد. در عالم حیوانات اسما خیلی زیاد است. کار می‌کند. اگر نباشد اصلا هیچ نه خلقی هست نه حرکتی هست نه تولیدی هست نه تنوعی هست نه زندگی هست و نه حیاتی هست؛ اما وقتی که به عالم فرشتگان می‌رسد یا بعد از آن به عالم انسان که میرسد دیگر تمام این اسم‌هایی که ما می‌شناسیم در جوشن کبیر در قرآن می‌خوانیم، همه کاربرد دارد و همه هم لازم است.

آدم‌هایی که اصلاً خودشان را نمی‌شناسند و خودشان را در حد یک زن و مرد می‌دانند نهایتاً همه یک زن و مرد آن هم یک زن و مردی که مثلاً حالا باهوش هم هست مثلاً دانشگاهی میرود درسی می‌خواند به مقامی می‌رسد، خیلی فهمی از اسما ندارد و اینکه من باید در هر مرحله هر روز چه تعداد اسم را مصرف کنم و به کار بگیرم. انسان با معرفت نفس هست که به اسم می‌رسد. الان اکثر مردم روزه‌ای که می‌گیرند، روزه‌ای هست که خیلی کاربرد اسم ندارد. میگویند خب خدا گفته روزه بگیریم ما هم امساک می‌کنیم دیگر. یعنی روزه‌ شان در حد صحت است فقط یعنی صحیح است؛ حتی فکر هم نمی‌کنند که باید قبول باشد، یعنی به قبولی اش هم فکر نمی‌کنند .خب حالا گفته این را نخور ما هم نمی‌خوریم تمام شد دیگر. رعایت می کنیم حالا. همین؛ اما تو در ضیافتی، تو در مهمانی هستی باید پذیرفته بشوی در ضیافت و مهمانی، باید قبول بشود. بنابراین انسان وقتی به عنوان یک انسان وارد ماه مبارک میشود اینجاست که خوراکش میشود اسماء. چون ضیافت است، خدا چی میدهد به ما؟ به خانم و آقا که کار ندارد خدا زن و مرد را دعوت نکرده بخش گیاهی هم که اصلاً از اول گفته هیچ چیزی نخورید نیاشامید، کلاً بخش گیاهی تعطیل است، بخش حیوانی هم تا ساعت‌هایی اکثر اوقات تعطیل است. بخش عقلی باز برای اینکه بتواند رشد بکند. آن خیلی کاری ندارد اما نباید خیلی مزاحم بخش فوق عقلی بشود. حالا شما وقتی می آیید به بخش فوق عقل به عنوان یک انسان وارد ماه مبارک بشوید خوراکتان اسم است: «يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ» اگر کسی نداند روزه است و انسان است نمی‌داند چرا باید این اسم را الان به کار بگیرد در ماه مبارک «يَا غَفُورُ يَا رَحِيمُ أَنْتَ الرَّبُّ الْعَظِيمُ» الان شش تا اسم به کار برده شد اسم بعدی «الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ» هفت «وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» ده تا شد هو سمیع بصیر ببینید. اگر شما ندانید چه کسی هستید نمی‌دانید این اسماء الان در ماه مبارک وسط ضیافت غذای توست. باید بخوری دیگر. در ضیافت باید اینها را بخوری تا بیایی بالا به عنوان یک آدم، نه یک خانم و آقا به عنوان یک انسان به رشد برسی یا دعاهای دیگری که وارد شده. در ماه مبارک شما ببینید خیلی از ادعیه، دعاهای روز دعاهای شب، دعاهای سحر. چون پذیرایی ۲۴ ساعته است، پر از اسم است و تو تا ندانی چه کسی هستی، اصلاً نگاهی به مفاتیح نمی‌کنی، به دعاهایی که وارد شده اصلاً وقت نداری نگاه کنی. وقتی هم نگاه می‌کنی باز همینجوری تعبدا میگویی حالا این را بخوانیم یا علی یا عظیم و یا غفور یا رحیم انت رب العظیم نمی‌دانیم چه چیزی داریم می‌خوانیم و میرویم همینجوری. انسان وقتی که فهمید انسان است آن وقت مثلاً اسماء را می‌خورد دیگر، یعنی جذب می‌کند. مثل اینکه مثلا موقع افطار چکار می‌کنید؟ موقع افطار در چینش سفره دقت دارید می گوید این خرماست این زولبیاست. از هر کدام یک لذتی می‌برید؛ یعنی اسم دارند هر کدام خرما زولبیا دو تا اسم هستند دیگر. چای، شکر، پنیر، نون، سبزی، درسته؟ درسته؟ آش سوپ برنج. اینها هر کدام اسم هستند و شما با هر اسمی یک حالی دارید، یک ارتباطی داری، یک مزه‌ای داری یک جذبی داری از هر کدام از این ها در عالم گیاهی اما وقتی در عالم انسان میروی اگر انسان بیاید و باور کند که آدم است آن وقت وقتی میگوید یا علی و یا عظیم با آن دو ارتباط دارد، دو تا غذاست این برای نفس برای روح انسان. یا غفور یا رحیم می رود در نفس انسان و انسان این اسم را جذب می‌کند با آن افطار می‌کند با آن رشد می‌کند با آن رویش می‌کند. غذا می‌خورد. اسماء کار می‌کند با وجود انسان. یواش یواش در عالم انسانی با این اسماء هی میاید بالا و همیشه هم احتیاج دارد و با آن کار می‌کند. تو تا ندانی چه هستی نمی‌دانی این دعاها چیست این ذکرها چیست مفاتیح چیست اسما الهی چیست. مثلاً «اللهم انی اسئلک به بهائک اللهم انی اسئلک به رحمتک اللهم انی اسئلک بجمالک». همین جوری داریم می گوییم. تا باور نداشته باشی چه کسی هستی یعنی قبول نکنی چه کسی هستی از اینها درکی نداری عربی می‌شنوی کسی دارد می‌خواند هیچ درکی هم نداری جذبی هم نمی‌شود برای شما. پس این را خواهش می‌کنم خوب دقت کنید. پس اسم خیلی جایگاه بزرگی دار.د ما الان در دوره الان فعلاً با آن کار نداریم. آنها عزیزانی که علاقمند هستند به همان دوره‌های مخصوص خود این اسماء مراجعه کنند. کارگاه بعدی ما انشالله در تابستان است که حالا اعلام می کنند در کانال که ثبت نام بکنند کسانی که می‌خواهند در کارگاه‌های اسماء شرکت بکنند؛ اما اسم یادت باشد خوراکت است، به آن نیازت هم هست. اگر نداشته باشی می‌میری. مرگ میاورد برای انسان، اگر انسان نتواند با اسماء ارتباط بگیرد. حالا اینجا چه چیزی دارد میگوید در مرحله پنجم فصل پنجم؟ به پیامبر فرمود: «و عِزَّتي و جَلالي» قسم خورد خداوند تبارک و تعالی که «و عِزَّتي و جَلالي» به عزت و جلال.

عزت یعنی که این که تو باید بدانی معشوقت شکست ناپذیر است. معشوقت «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» هست ضعیف نیست محدود نیست. شیطان وقتی میخواهد قسم بخورد که من جلوی بنده‌هایت می‌ایستم، حمله می‌کنم به آنه،ا شیطان بلد است اسم را خوب بلد است استفاده کند. نکند ما از شیطان ضعیف‌تر باشیم. او میگوید چه؟ «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» چرا از بین همه اسم‌هایی که ۶۰۰۰ سال ۶۰۰۰ سال عبادت کرده که علی علیه السلام میگوید معلوم نیست یعنی برای ما انسانها برای او که معلومه که از ۶۰۰۰ سال آخرتی یا ۶۰۰۰ سال دنیایی است که این عبادت کرده است. اسماء را خوب بلد است. می گوید که «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» عزت اسمی است که اگر انسان بی‌جا بخورد، کارش تمام است اصلا. شوخی بردار نیست. اصلا شوخی بردار نیست. لذا خدا اینجا می گوید که به عزتم قسم. عزت یعنی مو لای درزش نمیرود و جلالم، جلال چون اسماء الهی خودشان دو قسم است: جمال و چی؟ جلال. وقتی می‌خواهیم همه الله را صدا بزنیم چه میگوییم؟ «یا ذالجلال چی؟ والاکرام» جلاشل تمام اسماء جلالیه را دارد. اکرامش جمالیه‌ها را دارد. کل اسمائش در این دو تا اسم جا می‌گیرد؛ یعنی عزت را که گفت، سراغ یک اسم دیگری رفت که خیلی تیزتر تندتر هست. جلال الهی است؛ یعنی اصلاً اصلا شوخی نمی‌کنم جدی جدی دارم با شما میگویم. قسم خدا خورده به اینکه، خدا به همه حیثیت خودش قسم می‌خورد اینجا، به همه جلال خودش عزت خودش قسم خورده. در آدمها وقتی که کسی می‌خواهد اینجوری قسم بخورد چه میگوید؟ حالا ما نمی گوییم به عزتم قسم چه میگوییم؟ آفرین به شرفم قسم. به شرافتم قسم؛ یعنی دیگر همه قیمتش را میاورد وسط؛ حتی آنهایی هم که اعتقادی به خدا و این چیزها ندارند، مقدسات، روی این قضیه به چه چیزی قسم می‌خورند؟ به شرافت. خب حالا چی؟ این قسم چی می‌خواهد بخورد میگوید هر کس چهار چیز را برای من تضمین بکند من هم بهشتم را برایش تضمین می‌کنم. بهشت شوخی نیست. شما ببینید دنیایش را به ما داده که یک جلوه کوچکی از بهشت است. خدا رحمت کند میرزا می‌گفت اینجا یک ۱۰ میلیاردم آن طرف است. می گفت آن طرف را رفتم دیدم، اینجا را هم دیدم. حالا یک ۱۰ میلیاردم آن طرف است منظورش را ما نمی‌دانیم آن طرف برزخ است یا بالاتر از برزخ. در نسبت توضیح دادیم اینها را که ما در قواعد ریاضی رابطه دنیا و آخرت توضیح دادیم. اینکه ایشان گفته یک ده میلیاردم خیلی کم است. فقط یک چیزی گفته که تو مثلا به سرت یک چیزی در ذهنت بیاید؛ یعنی مثلا موسیقی اینجا شما یک ضریب ۱۰ میلیاردم بگذار جلویش ببین چه میشود آنجا. گل اینجا را ۱۰ میلیارد برابر زیباترش بکن ببین چه میشود. اصلاً می‌فهمیم یعنی چه؟ عطر اینجا غذای اینجا زیبایی‌های اینجا، چون نمی‌دانیم. همین که میگوید اگر کسی عطر بهشتی در دنیا به او بخورد همه می‌میرند. اگر کسی یکی از زیبا رویان بهشت را اینجا ببیند همه می‌میرند. اگر موسیقی بهشت را اینجا کسی بشنود می‌میرد اصلا کسی طاقت ندارد. مثل اینکه الان شما به یک بچه ای که شیرخوار است یک دفعه کله پاچه بدهی. بخواهی آجیل بدهی. همین. خیلی، بی‌نهایت بالاتر است. بهشت بهشت سه تا چیز دارد که در دنیا نیست: یک زمان نامحدود. قبلا گفتیم مکان نامحدود. سومی چه بود؟ امکانات نامحدود. هرچی بخواهی نامحدود. آن کجا، دنیا چیست اصلاً. اینجا سر دنیا آدمها با هم دعوا دارند می‌کنند. می‌بینید؟ خیلی ها شیطان با ۶۰۰۰ سال و خیلی از بزرگان و یاران پیغمبر و اصحاب ائمه را، در این ۴۰ سال انقلاب هم دیدیم دیگر. چه شخصیت‌های برجسته و بزرگی دنیا خیلی می‌تواند نابود بکند. خیلی پناه باید ببریم به خدا، بهشت چیست؟ یک چیزی هست که خدا فرمود. گفتم برایتان جلسه برای نماز شب گفتم. پیامبر فرمود: مؤمن چشمش می‌خورد اگر فرشته‌ها به دادش نرسند می‌میرد همانجا، جا در جا دم در بهشت می‌میرد. داخل نمی رود، دم در که نگاه نکرده نگاه می‌کند در را که باز می‌کنند نگاه که می‌کند ،تمام کار مؤمن سکته را زده قطعاً. انقدر عظمت دارد. خدا میگوید چهار تا چیز را برایم تضمین کن، بهشت را من برایت تضمین می‌کنم. چه چیزی است؟ این چقدر اهمیت دارد ما اگر بخواهیم بفهمیم باید اول بفهمیم که قرار است به کجا برسیم. تا بدانیم این توضیحی که دارد خدا دارد میگوید سوغاتی که پیغمبر آورده چقدر عظمت دارد برای ما. مسئله ما مشکل اساسی ما، ما مسلمان ها و شیعیان و اینها بقیه که دیگر ول معطلند، نه همین شیعیان و مسلمانان این هست که در زندگی شاخص نمی‌گذارند که من قراره چه بشوم. فقط زندگی می‌کنند. نماز می‌خواند فقط روزه می‌گیرد قرآن می‌خواند درس می‌خواند طلبه می‌شود نمی‌دانم مداح میشود مسجد میرود هیئت میرود شاخص نمیگذارد که من چی بشوم. در رحم دنیا جنین شاخص دارد. یک انسان کامل شاخص دارد؛ یعنی می‌داند من قرار است در این ۹ ماه بعداً چه چیزی بیرون بیایم. موقع وفاتم از رحم و موقع تولدم به دنیا قرار است چه چیزی بشوم. برای همین حرکت چقدر دقیق است. حرکت یک جنین در رحم مادر بی‌نهایت دقیق است یعنی دقیقاً سر وقتی که این بچه میاید بیرون بچه سالم با همه تجهیزات مورد نیاز دنیا میاید. چند میلیارد سلول سر هم میشوند، دقیقاً میشوند یک بچه با همه تجهیزاتی که در دنیا لازم دارد. به دنیا میاید. تولد سالم اینجوری است دیگر. ما الان در رحم دنیاییم. در رحم دنیا ما باید دقیقاً بدانیم موقع وفاتمان، هر لحظه ممکن است، چه شکلی باشیم. اگر ندانیم باید چه شکلی باشیم، وقتمان را خیلی تلف می کنیم. استعدادهایمان را خیلی تلف می‌کنیم. سرمان را با یک کاری حتی کار مذهبی یا کار مقدس گرم می‌کنیم و اصلا متوجه نیستیم که من قرار است چه چیزی بشوم. من قرار است چه چیزی بشوم. این خیلی مهم است. اگر من فهمیدم قرار است چه چیزی بشوم؛ متوجه میشوم که این چیزی که خدا دارد میگوید چقدر اهمیت دارد. خدا دارد دقیقا میگوید من می‌برمت بهشت، من می‌برمت بهشت، قول میدهم به عزت و جلالم قسم تو سالم متولد میشوی اگر این چهار تا را رعایت کنی. دارد یادمان میدهد دیگر. این چهار تا را رعایت کن من قول میدهم من خدا که تو سالمی، در رحم دنیا سالم رشد می‌کنی.

یک) «يَطوي لسانَهُ» اینکه زبانش را «فلا يَفْتَحُهُ إلاّ بما يَعْنِيهِ» میگوید که زبانس را حفظ بکند. نگه دارد و او را به کار نگیرد. مگر در چیزی که فایده دارد. مفید است. بیهوده زبانش را به کار نگیرد. مصرف نکند زبانش را.

«و يَحْفَظُ قلبَهُ مِن الوَسواسِ» قلبش را از وسواس یعنی چه؟ یعنی از وسوسه‌ها، قلبش را از واردات شیطان، وسوسه نگه دارد. کنترل بکند قلبش را. مثل دهان و شکم را که کنترل می‌کنیم ماه رمضان هیچ چیزی نرود درش ها هیچ چیزی نرود دیگر ها ماه رمضان داریم تمرین می‌کنیم. علی علیه السلام فرمود روزه روزه فکر است. روزه حقیقی روزه فکر و خیال و اینها است دیگر .من توضیح دادم در مراقبات، مراقبات ماه مبارک. انسان ذهنش را و قلبش را از واردات آلوده حفظ بکند، از وسوسه حفظ کند. انقدر مهم است. چون قلب است دیگر. شوخی نیست. قلب جای خداست. هیچی آنجا نیست، حرم خداست دیگر.

«و يَحْفَظُ عِلْمي و نَظَري إلَيهِ» مراقبت داشته باشد توجه داشته باشد به آگاهی که من نسبت به خودش دارم؛ یعنی حواست باشد تو همه جایت دوربین گذاشتند. دیدید الان مثلا شما میروید مکانی میگویند این مکان مجهز به دوربین مداربسته است! حالا یک راهرو باشد یک سالن آدم میشود. می بینی از در که داری میایی دوربین جلویت است. وقتی وارد میشوی پشت سرت دوربین است جلو هم که داری میروی دوربین است سالن بروی دوربین است در راهرو پر دوربین استو آدم چه جوری راه میرود؟ ۶ تا ۷ تا ۱۰ تا دوربین دارند نگاهش می‌کنند. حالا الان در شهرهای ما اینجا خیلی کم است. زیاد شده؛ ولی بعضی از پایتخت‌ها مثلاً در یک شهر مثلاً میلیون‌ها دوربین هست، پلیس گذاشته است؛ یعنی تو اصلا محال است در یک کوچه پس کوچه بروی در یک ساختمان بروی در یک چهارراه بروی، هرجا بروی محال است دیده نشوی. من یک جایی میروم دیده نشوم. حالا خداوند در بدنت در خیالت در وهمت در عقلت و در روحت دوربین دارد. «وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا». تصور کن انسان چه جوری است. اصلا یک جای خالی، جایی که تو فکر کنی تنهایی وجود ندارد. می گوید این را حواست باشد. «إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ» «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» از رگ گردن به تو نزدیک تر است. دیگر چه؟ «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ» یک چیزی اصلاً فراتر از اینهاست. از خودت به خودت نزدیکتر است. این را حفظ کند کسی.

چهارمی چیست؟ فوق العاده است. یک روش برای اینکه همه اینها را بفهمیم و بتوانیم عمل کنیم، یک روش عملی هم داد «و تَكونُ قُرّةُ عَينهِ الجُوعَ» چقدر خوب شد افتاد در ماه رمضان این بحث. شادی دل آن شخص، خوشحالی اش گرسنگی باشد. گرسنگی باشد. گرسنگی در فارسی می‌گوییم چی؟ من عربی ترجمه کردم برایتان؛ ولی فارسی می‌گوییم چی؟ نور چشمش، نور چشمش گرسنگی باشد؛ یعنی از گرسنگی لذت ببرد. از گرسنه بودن از جوع لذت ببرد، نه از پرخوری و شکم و شکم چرانی و مزه و بعد هم خواندیم دیگر. فصل ۴ به پیغمبر گفت مواظب باش چرب و شیرین را ترش و اینها گرفتارش نشوی. از گرسنگی لذت ببری. این یک داستانی دارد که حالا الان ما شاید برایمان سخت است حتی شنیدنش، چه برسد بخواهیم عمل بهش بکنیم؛ ولی بگذارید بحث برود جلو. حضرت استاد رحمت الله تعالی علیه سلام الله علیه فوق العاده اینجا سرمایه‌گذاری کرده ایشان این را برای ما خوب جا بیندازد که انسان به یک جایی برسد که به جای بهره‌برداری و لذت‌های شکمی از گرسنگی تو لذت ببری. از آن لذت ببری. از نورانیتش از خالی بودن شکمت لذت ببری. خب این چهار تا چیز شد. حالا ایشان شروع می‌کند برای هر کدام از این بخش‌ها برای ما درس گذاشته. یک صلوات به محضر ایشان و همه علما و بزرگانی که گردن ما حق دارند، اساتید ،مراجعی که زحمت کشیدند علمایی که ما رو تا اینجا رساندند صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. حالا جالب است نکته قشنگی که ایشان لطافتی که به کار برده چیست؟ ایشان آمده از یک قسمت دیگر همین حدیث معراج شاهد آورده برای این قسمت دیگرش. در یک قسمت دیگر از همین حدیث باز ما چی داریم؟  «يا أحمدُ» (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) از بس مهم است، از بس مهم است. ایشان کار قشنگی که کرده، این هست که چند تا از شاهدهای این برای توضیح این از خود این حدیث دوباره برش کرده آورده گذاشته اینجا. برش داده آورده همین جا. انقدر این مهم است که خدا چند جا به پیغمبر در سفارشی که دارد میگوید. توجه داشته داشته باشید آن حال حدیث معراج را از یادمان نرود. پیامبر رفته معراج در یک دیدار خصوصی خدا دارد به او بهترین سوغات و سفارش‌ها را دارد به او می گوید. از این بالاتر دیگر ندارد. حالا پیامبر می‌خواهد برگردد، می‌خواهد این سوغات را بیاورد برای امتش. این هدیه بی‌نظیر را می‌خواهد بیاورد برای امتش. خداوند سنگ تمام گذاشته. حالا نگاه کنید چند جا این مسئله را تکرار می‌کند خداوند. اولینش همین بود «علَيكَ بالصَّمتِ» علیک بر تو باد چی؟ سکوت، سکوت «فإنّ أعمَرَ مَجلِسٍ قُلوبُ الصّالِحينَ و الصّامِتينَ» آبادترین قلبها، آبادترین قلب‌ها، قلب‌های صالحین و صامتین است؛ آن هایی که صالح و صامتند؛ ساکتند؛ یعنی وقتی که با آنها معاشرت می‌کنی ازشان در میاید.

قلب که میگوید قلب همه حیثیت و دارایی یک نفر است. ما غیر از قلب چیز دیگری که نداریم. بقیه چیزهایی که ما داریم عقل، وهم، خیال، حس، ابزارند .همه ابزارند. تمام ورودی‌های انسان از طریق حس، خیال و عقل در نهایت میریزد کجا؟ میریزد یک جا. فقط یک جا میشود شخصیت آدم، میشود حیثیت آدم، دارایی آدم و آن چیست؟ آن قلب انسان است. «إنَّ اللّه َ تباركَ وتعالى لا يَنظُرُ إلى صُوَرِكُم» همه حیثیت انسان و شرافت انسان، دارایی انسان موقع تولد به چه چیزی نگاه می‌کنند؟ الان یک بچه موقع تولد به چه چیزش نگاه می‌کنند میگویند سالم است؟ یا سالم نیست. هیکلش دیگر. ما موقع وفات از اینجا تنها چیزی که نگاه می کنند قلب ماست. قلب همه حیثیت یک آدم است. قبلا در دروس معرفت نفس توضیح دادم. اینجا هم چند تا نکته باز گفتم. قلب قبر شماست. اصلا لازم نیست انسان بمیرد برود آن طرف بگوید که خب حالا الان من برزخم چه شکلی است؟ همین الان شما قلبت را بررسی بکنی، می‌فهمی که قبرت چه شکلی است. قلب قبر توست و قبر تو قلب توست. همین الان شما می‌خواهی بدانی الان میروی از اینجا می‌میری، میروی آن طرف در قبر تو چه کسانی می آیند؟ پیغمبر می آید؟ اهل بیت می آید؟ فرشته‌ها می آیند؟ شهدا می آیند؟ صدیقین می آیند؟ انبیاء می آیند؟ چه کسانی می آیند در قبر؟ از صبح تا شب تو می‌توانی بفهمی که در قبرت چه ترددهایی هست. برای همین گفت بعد از زبان گفت چه چیزی را کنترل کنید؟ قلبت را کنترل کنی. مراقب باشی هر خر و خرسی نیاید در ذهنت در فکرت. هر فکری نکنی هر خیالی نکنی. هر چیزی نیاید هی در این قلبت برود و بیاید. چون هرچه بیاید به خورد قلبت میرود هرچی در ذهنت بیاید میرود به خورد قلبت میشود. خطرناک هم هست. هرچه می آید. همه حقیقت آدم آن است برزخ تو قلبت است. آخرت تو قلبت است. همه چیز قلبت است. ببینید می‌فرماید «فَاِنَّ اَعْمَرَ قُلُوبُ» یعنی آبادترین دلها آبادترین دلها چیست؟ قلب صالحین. چون صالح یعنی کسی که عمل صلاحیت‌دار انجام میدهد این از کجا میاید بیرون؟ عمل؟ «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» یعنی یک قلب پاک عمل صالح از یک شخصیت پاک در میاید عمل خوب از یک آدم خوب در می آید. از کوزه برون همان تراود که در اوست. «وَ الصّامِتينَ» ابزار را نگاه کنید چقدر مهم است. آنهایی که اهل سکوت هستند. در نقطه مقابل چی؟ «وَ اِنَّ اَخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ الْمُتَكَلِمينَ بِما لايَعْنيهِمْ» خراب‌ترین قلب هاغ درواقع وقتی می گوید خراب‌ترین قلب ها یعنی شل‌ترین شخصیت‌ها، متزلزل‌ترین شخصیت‌ها، خراب‌ترین شخصیت‌ها، آسیب پذیرترین شخصیت‌ها، شما دیدید یک خانه مثلا بمباران شده ببین مثلاً یک خانه سالم است یک خانم مثلاً ۷۰ درصد آسیب دیده یک خانه ۴۰ درصد آسیب دیده یک خانه کاملا تخریب شده. آن که ازهمه زودتر تخریب میشود چیست؟ میگوید قلب‌های کسانی هست که زیاد حرف می‌زنند. کسانی که به حرفایی می‌زنند دهنشان دائماً در میاید که بی معنی است. از صبح خواب بلند میشود، شب هم در خواب هم همینجوری است. خواب هایش هم همین طوری است مثل خودش است. یک عالم چیزهای بی‌معنی مثلاً بی سر و ته، این در بیداری هم همینجوری است. حرف میزند با دوستانش با افراد دیگر، یک مشت حرف های شر و ور و پرت و پلا و نمی‌دانم همینجوری دائماً چیزهایی که هیچ ارزشی ندارد، بعد هم یواش یواش این دیگر می‌ماند روی آدم، دیگر یعنی مثلاً این در جدی‌ترین حالت‌ها نمی‌تواند ذهنش را کنترل کند. جدی‌ترین حالت ها ذهن دیگر کنترل شده نیست. زبان کنترل شده نیست. همینجوری همه جا یکسره تراوش دارد. تعبیرش خیلی تعبیر دلخراشی است «اِنَّ اَخْرَبَ قُلُوبُ» خراب‌ترین قلبها قلب‌های کسانی است که دائماً حرف‌های مفت و حرف های بی سر و ته و اینها میزنند. همینجوری یک سره کارشان این است. این دیگر آرامش هم ندارد.

یک روایت دیگر بخوانم. چون ده دوازده دقیقه دیگر وقت داریم. روایت دوم را ایشان آوردند حدیث ۲۱۹ از این کتاب «قالَ: يا رَبِّ وَ ما اَوَّلُ الْعِبادةِ؟» ببین سوال چقدر قشنگ است پیامبر سوال می‌کند خدایا اولین عبادت چیست؟ آغاز، سرآغاز عبادت چیست؟ «قالَ: اَوَّلُ الْعِبادَةِ اَلصَّمْتُ وَ الصّومُ» اول عبادت آغاز بندگی خداوند چیست؟ آغاز عبادت چی هست؟ سکوت و روزه. سکوت و روزه. حالا ببینید تجربی می‌خواهد به ما بفهماند. الان من بگویم. من بگویم که نه. ما که حرفی از خودمان نداریم، هیچکس هم ندارد از خودش. همین که الان خودش دارد توضیح میدهد همه شما تصدیق می کنید یعنی حتی آدم هایی که روزه به درد نخور هم می‌گیرند، روزه های به درد نخور یعنی در حد همین رفع تکلیف، فقط رفع تکلیف. همین کاری هم با قبولی و عدم قبولی آن ندارند. اصلاً قبول می‌خواهد بشود یا نه، حالا نمی‌خوریم دیگر باشد از سحر مثلاً تا افطار نمی‌خوریم باشد، همین روزه شکمی، روزه فکری و ذهنی و قلبی این ها نه. همین روزه شکمی هایی هم که افراد می گیرند نورانیتش را می‌فهمند. همین روزه شکمی. « قالَ: هَلْ تَعْلَمُ ـ یا أَحْمَدُ! ـ ما میراثُ الصَّوْمِ؟» میدانی میراث روزه چیست؟ روزه چیکار میکند با یک آدم؟ چقدر قشنگ است. قال الله؟ نه. «قالَ: لا، یا رَبِّ!» نه. این ادب ارتباط با مربی است؟ نه. نه مربی نمی‌دانم. «قالَ: میراثُ الصَّوْمِ» میراث روزه چیست؟ «قِلَّةُ الأَکْلِ» و خدا میداند خدا میداند «و ما ادراک ما قلت الاکل» در موردش بعدا صحبت خواهم کرد که این قلت اکل چه معجزاتی در آدم می‌کند. چه معجزاتی می‌کند «قِلَّةُ الأَکْلِ».

«وَقِلَّةُ الکَلامِ»؛ میراث روزه این است آدم کم حرف میشود. کم حرف میشود وقتی روزه است، خود به خود کم حرف است. کم خور است و کم حرف است. روزه اینطور است. آدم را می برد در سکون؛ به سکون می برد؛ یعنی نیاز انسان خوب نمی‌خورد که چون روزه‌ای. دو) نیازت هم به تکلم کم می‌کند. ارتباطت ضعیف میشود دیگر. خب اگر این کار دوتا چیز از کار بیفتد چیست؟ در بدن در بدن کوره جهنمی اینجوری است که هر چقدر کم کارتر است، بخش‌های دیگر پرکارترند؛ یعنی آن هایی که می‌خواهند بدنشان پرکار بشود باید غذایشان را کم کنند. آنهایی که می‌خواهند درد نداشته باشند، مریضی نداشته باشند، دکتر نروند هزینه نکنند، سرحال باشند بانشاط باشند، بدنشان باید این را کمش کنی. اگر می‌خواهی این بدن راه بیفتد در خود این حدیث معراج هم بازهم هست، اگر کسی می‌خواهد بدنش سالم باشد، باید مصرفش کم بشود. آنهایی که مصرفشان زیاد هست سرطان، انواع قند و قلب و گرفتاری و اوره و چربی و همه چی گرفتار میشوند دیگر. میاورد. اگر بخواهید بدنتان بماند- خدا رحمت کند از اولیای خدا را همین چند وقت پیش کلیپش هم پخش شد. فکر کنم مرحوم سیبویه بود اگر اشتباه نکنم عمر طولانی هم داشت. خود من که شاگردیم ایشان یعنی نفسش به ما خورد، سعادت داشتیم خدمت حضرت آیت الله مجتهدی بودیم که مدرسه مجتهدی ایشان میامد آنجا و برای ما مراسم‌های فوق‌العاده‌ای داشت. مراسم‌های فوق‌العاده‌ای داشت در عزاداری های اهل بیت و اینها، خیلی معرکه بود. خیلی نورانی بود. خیلی نورانی بود. ایشان که می آمد مثلاً ما روضه داشتیم، روضه ایشان معروف بود دیگر، روضه‌های مدرسه مجتهدی و آقای سیبویه، آقای مجتهدی خدا رحمتشان کند می گفت آقایان فردا -روحش شاد چقدر نورانی بود این مرد چه نفسی داشت این مرد- آقایان فردا روضه داریم عدسی یادتان نرود. عدسی بخورید. عدسی بخورید که گریه‌تان بگیرد. یکی از خاصیت های عدسی خوردن این است که انسان می تواند اشک بریزد. کسانی که اشک های خشک دارند، عدسی بخورند. عدسی بخورید فردا روضه داریم. ما روزهای اول که رفتیم گفتیم خب حالا یعنی چی مثلاً عدسی بخوریم که گریه بکنیم یعنی مثلاً قرار است چیکار بکند. آقای سیبویه دعوت که می‌شد واقعا جنازه بود از تو کلاس می‌رفت، از مدرس می آمد به حیاط یعنی بچه‌ها انقدر گریه می‌کردند آنقدر اشک می‌ریختند می افتادند. همین آتش می‌زد قلب آدم را. یک موقعی یکی از ایشان سوال کرد شما چه جوری انقدر عمرتان طولانی است؟ ایشان را آیت الله مکارم یادم است با ایشان مصاحبه کرده بودند. هر دو شان گفتند ما رمز سلامت و طول عمرمان که در سن ۸۰ سالگی آنطوری کار می‌کنند، روزی ۱۰ ۱۵ ساعت کار جدی، قلت الاکل. تمام شخصیت‌های بزرگ اولیا الهی که عمرهای طولانی داشتند کار کردند؛ مثل جوان ها کار کردند، قدرتشان را از کجا گرفتند؟ از قلت اکل گرفتند. بدن اگر بخواهد جوان بماند -حالا فقط بدن نیست – خیال، خیال، خیال خیلی وقت تلف می‌کند از انسان. آدمها وقت زیادی و سرمایه زیادشان که خیلی گران هم هست، فقط در برزخ معلوم میشود، در قوه خیالشان است. خیال را بخواهی جوان نگه داری، خوب نگه اش داری اذیت نکند کمکت بکند، وهم، از آن بدتر وهم است، قوه واهمه، عقل، عقل، کسانی که می‌خواند کار علمی خوب بکنند، درس تیزفهم باشند، تیز بفهمند درس را، بگیرند، کار علمیشان قوی‌تر باشد، حافظه‌شان قوی‌تر باشد و از آن بالاتر چی؟ پروازهای کوتاه، برد کوتاه، برد متوسط، برد بلند روحی این ها باید شکمشان را خالی نگه دارند. برای همین هم که شما نصف شب که بلند میشوی عبادت می‌کنی سحر که شکم خیلی خالی است، خیلی پرواز خوب است. آن نوع درس خواندن و یا آن نوع عبادت را در طول روز نمی‌توانی درست انجام بدهی. نمازی که تو نصف شب می‌خوانی، با نمازی که روز می‌خوانی، خیلی فرق می‌کند. «ان الناشئه اللیله اشد وطئا و اقوم قیلا» پرواز در شب خیلی راحت است. برای همین شب را حضرت امام عسکری فرمود مرکب است؛ مرکبی است که انسان نمی‌تواند جز با این به جایی برسد. همان شرطی که چند جلسه هی تکرارش کردیم. مرکب شب. شب فوق العاده است؛ یعنی هر پنج بخش، سلامتشان، هر پنج بخش سلامت شان در چی هست؟ در گرو کم خوری است. جسم، حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل؛ یعنی هرچه به این کوره لامصب جهنمی کمتر بدهی، پروازت در همه ابعاد بهتر است. خدا رحمت کند دوستی ما داشتیم نانوا بود؛ ولی اهل ریاضت بود. اهل مبارزه با نفس بود. یک موقع ایشان چله آب می‌گرفت. چله آب. الان کسانی که پوست شان بد است، جوش می‌زند، صورت هایشان چروک دارد پوست شان بد است، همین سه روز روزه بگیرند. نمی خواهد چیزی نخورن ها روزه بگیرند فقط میوه بخورند. گوشت نخورند، نون نخورند، برنج نخورند. آن هایی که می‌خواهند یک تغییر اساسی جدی در پوستشان و بدنشان بدهند، یک سه روزی فقط مثلاً آب و میوه بخورند. همین. چیز دیگری نخورند. ببینند بعد یه روز چه اتفاقی میفتد در بدنشان. همین سه روز بیشتر هم نه. ایشان ۴۰ روز روزه آب می‌گرفت. چیز عجیبی است. ما نداریم همچنین چیزی ولی ایشان این جوری بود. بعد خودش تعریف می‌کرد چون تجربه‌هایش فوق‌العاده بود می‌گفت روز ششم آخرین بقایای غذاهایی که شما در بدن داری از بدن خارج میشود. روز ششم. می گفت از روز ششم به بعد شما راه رفتنت پرواز است. شما پرواز می کنی. وقتی راه میروی می خواهی از روی دیوار بروی بالا. انقدر بدن سرحال میشود. من همچنین توصیه ای نمی کنم به شما ولی ایشان اینطور تعریف می کرد بدن وقتی خالی میشود من بعد یک مدت فقط آب مصرف می‌کنم حالا این ها کتاب‌هایی دارد دوره‌هایی دارد طرزی دارد روش‌هایی دارد که حالا خودشان مکتبی است برای خودشان، می گفت بعد از ششم به بعد شما تا پایان چله دیگر اصلا همه اش روی هوایی. روی هوایی. مثل ورزش است. شما وقتی ورزش می‌کنید هرچی غذا را خالی می‌کنید به وسیله ورزش، شکم را خالی می کنید، غذاها تبدیل میشود به نشاط. آنهایی که می‌خواهند نشاط را تحمل کنند، مزه کنند نشاط را، به همه توصیه می کنم این کار را کنند، کمترینش پیاده‌روی و ورزش است .باشگاه رفتن. باشگاه فوق العادست. وقتی کسی باشگاه ورزش می‌کند با کسی که ورزش نمی‌کند دو تا آدم متفاوت هستند. واقعا دوتا آدم متفاوت هستند. آنهایی که غمگینند، بی حوصله‌ هستند، کلافه‌اند، اضطراب دارند، کرختی دارند، از در خانه شروع کنند راه برو، نیم ساعت، کمتر نه، نیم ساعت برو تند هم برو، بعد نیم ساعت می بینی که تمام روحیاتت عوض شد. مثل خود باشگاه است؛ مثل کسی که می‌دود مثل کسی که ورزش می‌کند. اصلا هر چی. اصلا تمام روحیه آدم عوض میشود. چون این غذا را تبدیلش کردی به یک چیز دیگر. لذا آنهایی که مثلاً بلغمشان خیلی زیاد است، دانشمندان توصیه می‌کنند بلغم را تبدیل کنید به خون، به خون تبدیل کنید. می گویند صورتش آقا این صورتش گل انداخته. دیدید وقتی کسی صورتش گل میندازد میگویند چقدر بشاش است و خیلی سرحال است میگویند صورتش چه شده؟ گل انداخته. چه جوری؟ میگوید شما شروع کن راه برو. همین نیم ساعت یک ساعت که راه میروی این بلغم ها همه تبدیل میشود به خون؛ بعد می بینی چقدر سرحالی، چقدر شادابی، چقدر نشاط دار،ی چقدر حال و روزت قشنگ است. فکرت قشنگ میشود. اندیشه ات قشنگ میشود. همه چیز آدم تاثیر دارد. همه چیز آدم. پس روزه انسان را به این دوتا کمی وادار می‌کند و این دو تا کمی معجزات زیادی میاورد. وقتمان تمام شد.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین