شرح سر الاسراء؛ جلسه 14 13/12/1403
سلام علیکم و رحمه الله.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
یک فرمایشی را امیرالمؤمنین از نبی اکرم صلی الله درباره نمازشب فرمودند که تا یک مقداری رفتیم. آخریش «برکة فی الرزق» بود که نماز شب برکت در رزق می آورد. انسان برای حیات سالم در دنیا پنج رزق لازم دارد. رزق جمادی، رزق گیاهی، رزق حیوانی، رزق عقلی و رزق انسانی. انسان وقتی رابطه خودش را با کانون رزق و برکت قوی می کند از همه این رزقها برخوردار هست. اما اگر رابطه اش با کانون رزق قوی نکند خداوند او را به خودش واگذار می کند. چون این نمی خواهد از منبع رزق و کانون رزق یعنی خداوند تبارک و تعالی دریافتی داشته باشد. لذا خداونداو را به حال خودش رها می کند. گاهی وقتها به خدا می گوید که خدایا تو با من چکار داری؟ تو کار نداشته باش اصلا. قبلا هم توضیح دادیم که انسانها با الله و خدا مشکل ندارد. مشکلشان با ربّ است. جز زیربار ربوبیت و تربیت الهی و مربی نمی خواهند بروند. سبک زندگی اش یک جوری هست اصلا در باشگاه ثبت نام نمی کنند که اصلا بخواهند متناسب آن دستورات و قواعد مربی زندگی بکنند. ولی به خدا می گویند خدایا- خدا را بیشتر به عنوان مثل اهل بیت، نگاهی که خیلی ها به اهل بیت دارند می گویند سبک زندگی مان را با شما تنظیم نمی کنیم، نمی خواهیم شبیه شما بشویم. همان خانم بی حجابی که بلند می شود حرم می آید، حرم امام رضا، خب معلوم است اصلا نمی خواهد شبیه امام رضا باشد. بی حجاب هم هست که می آید ولی چادر سرش می کند آنجا، می آید زیارت، به امام رضا می گوید مثلا رزقهای پائینی را نمی خواهد، رزقی که برای بخش انسانی دریافت کند را نمی خواهد اصلا، امام رضا هرکس ازش کمک بخواهد، کمک میکند دیگر. امام حسین هم همین کار می کند. اهل بیت امام حسین فرمود: اگر کسی از شما یک چیزی خواست، هی فکر نکنید آقا این حقش هست یا حقش نیست، اگر خواست، بالاخره آبرو بذل کرده، بهش بدید، کمکی بهش بکنید. قرآن میفرماید: حتی کسانی که دشمن ما هستند هم کمکشان کنید. «کلاً نمد هولاء و هولاء» ما همه را کمک میکنیم. آنها که دنیا میخواهند در دنیا، آنها که آخرت میخواهند در آخرت. اگر انسان حواسش به رزق انسانی اش باشد؛ یعنی یاد بگیرد که خودش را زن و مرد نبیند و فرشته نبیند، فقط یک کار اهل علم و دانش و دکتری و مهندسی و نمیدانم درس طلبگی و استادی و از این چیزها، انسان ببیند؛ یعنی همان روح خداوند که به عنوان یک انسان و به عنوان عضو خانواده اهل بیت علیهم السلام باید در این کره زمین زندگی کند و بعد هم برگردد پیش خانوادهاش، این بیشترین رزقش رزق انسانی هست؛ یعنی بیشترین توقعش طمعش رزق های انسانی هست. برای همین هم در ماه مبارک رمضان نوع دعاها کاملاً تغییر می کند. رزقهایی که شما میخواهید، دریافتهایی که میخواهید بکنید، می بنید تمامش روش به سمت جاودانگی، ابدیت، ولایت، ارتباطات خاص ویژه بین این بخش هست؛ یعنی بخش پنجم با معشوق خودش و خانواده خودش. خیلی فرق میکند. به شرطی که انسان معرفت نفس داشته باشد؛ یعنی خودش را به عنوان یک انسان به رسمیت بشناسد؛ یعنی روح خدا؛ یعنی عضو خاندان اهل بیت علیهم السلام. نه یه دکتر مهندسی، طلبه ، نه یه زن و مرد که نیازهایش، نه یه بدن که نیازهایش جمادی و گیاهی و حیوانی باشد.
نماز شب خواندن مثل چی می ماند؟ مثل اینکه شما می خواهی زیپ کاپیشنتان را ببندید. آن پایین را درست که جا میندازید، وقتی که زیپ را میکشی این هزار تا دونه هم هست، میرود سر جای خودش، همه چی قرار میگیرد. نماز شب یعنی شخص میداند که من باید با کانون عشق و رزق بخصوص رزق انسانی ارتباط داشته باشم. نماز شب یعنی باور اینکه من آدمم. قبلا گفتیم شب بیداری هم برای اهل کمالات جمادی امر طبیعی هست، هم برای اهل کمالات گیاهی امر طبیعی هست، هم برای حیوانات، اهل کمالات دنیایی و حیوانی هم برای کسی که اهل علم هست: دانشمندان دکترها مهندسها در تمام کره زمین؛ آنهایی که به مراتب علمی بالا رسیدند شب را استفاده کردند ازش، اصلا شب را حرام نکردند ولو کافر هم باشند. خب پس در بخش پنجم هم نماز شب برای کسی که باور کرده آدم هست یه چیزی طبیعی هست، یه چیز کاملا طبیعی هست که من اصلاً نمیتوانم شبم را حرام بکنم، رزقم را خراب بکنم. کاملا طبیعی هست نماز شب. یه کار فوقالعادهای نیست که حالا خیلیها میگوید آی ریا نشود، آی چنین نشود، آی چنان نشود. خب همه بیدارند شبها. یکی فوتبال تماشا میکند، یکی نمیدانم رستوران بازی و شکم بازی میکند، یکی درس میخواند، یکی در مغازه هست، یکی در تجارت هست. یک کسی هم در بخش انسانی خب این هم طبیعی هست که خب باید شب را بیدار باشد دیگر؛ یعنی شب بیدار بودن خیلی هنری نکرده. اگر نکند طبیعی نیست، اگر نکند یعنی که هنوز باور نکرده که آدم هست، هنوز باور نکرده که انسان هست اما یک کسی نماز شب میخواند یعنی این شخص باور کرده آدم هست و اصالت با بخش پنجم وجودش هست، با بخش انسانیش هست و در واقع مهمترین دلخوشی زندگی این الله است. کسی که نمازشب میخواند یعنی تکلیف معشوقهایش مشخص شده در زندگی. خب آدمی که سالم و طبیعی هست، وقتی که دم کدخدا را ببیند، خب خدا دنیا را در اختیارش قرار میدهد؛ یعنی دیگر سختی ندارد. شما نگاه کنید هر چقدر شما به کانون قدرت نزدیکتر باشید، فهمتان، رزقهایتان بیشتر می شود. آیت الله جوادی حفظ الله میفرماید: مطلبی را که ما در قم میفهمیم همین مطلب را بیرون قم در نیم ساعت ما اینجا میفهمیم، اگر بیرون قم بخواهیم مطالعه اش بکنیم، ساعتها طول میکشد تا بفهمیمش چیه، این فرق میکند. رزق فرق دارد که ما در چه مغناطیسی از ارتباط با حق تعالی باشیم. قم کجاست؟ «عش آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم» برای همین حتی کسانی هم که طبیعت گرا هستند، از قم که بیرون می روند می گویند حالمان خراب است، وقتی برمیگردیم یه چیز دیگر است. قم یک امنیتی یه آرامشی یه چیزی دارد. حالا کسی که نماز شب میخواند این راه رزقش به طور طبیعی باز است. نه اینکه خدا بگوید مثلاً چون این شخص نماز شب خوانده خب حالا باشد، این را بهش بدهم. اصلا اینجوری نیست. خود نماز شب راه رزق را باز میکند؛ یعنی همانطور که مثلاً اگر کسی آب بخواهد بعد دوتا هیدروژنی یک اکسیژن تهیه بکند، H2O ، اگر کسی نماز شب بخواند لازمه رزق خود نماز شب است. خود نماز شب رزق میاورد. این اشتباه را خیلی ها میکنند. مثلا در بچه دار شدن کوتاهی میکنند، بچه کم می آورند فکر میکنند که از نظر اقتصادی به نفعشان هست، میگوید هزینههایش را کی میدهد؛ در حالی که نمیفهمد خود بچه رزق را می آورد. ازدواج نمیکنند که مبادا، میگوید خب ندارم الان ازدواج کنم. این نمیفهمد که خود آن ازدواج مایه رزق است. خود بچهدار شدن رزق را می آورد. اصلاً در نظام خلقت، خدا رزق را همراه کرده با چی؟ بگوییم خدا قراردادی کار بکند. نه اصلا در نظام خلقت «قد جعل لکل شی قدرا» خدا بر هر چیزی قدر و قدر قرار داده. قدر رزق چیه؟ اینکه تو بروی ازدواج کنی بچه زیاد بیاوری. قدر رزق هست این. در نماز شب هم همینطور. در قدرهای معنوی و انسانی، کسی که نماز شب میخواند، خود نماز شب قدر رزق است یعنی اصلا قرارداد است. برای همین هم خدا رحمت کند مرحوم قاضی را به علامه چی فرمود؟ گفت: پسرم دنیا می خواهی نماز شب آخرت هم می خواهی نماز شب. حتی دنیا هم می خواهی نمازشب. این اصلاً این، آن کلید رزق است. خودش رزق و برکت می آورد برای انسان. خودش مایه رزق است، باز میشود. اگر کسی عقلش درست میفهمد که من آدمم، فهمش درسته، خدا راهش را برای بقیه قسمت باز می کند. چرا؟ چون آن بقیه قسمتها هم وقتی که تنظیم میشود، باز به عیاشیهای این اضافه میشود. عیاشیهای این آدم اضافه می شود. یه طبیعتگرا هر چقدر پولش اضافه می شود کجا مصرف میکند؟ در طبیعت گرایی دیگر. هر چقدر ثروتش زیادتر شود در عیش و نوشهای طبیعی استفاده می کند. یه فطرت گرا یه الهگرا یه کسی که لا اله الا الله سلطان قلبش هست، هرچی دنیایش آبادتر می شود، دنیایش را در استخدام عیاشی های معنویش می کند. عشقش آنجاست. این خیلی مهم است.
«و شفیع بین صاحبها و بین ملک الموت» این یه شفیع هست بین نمازشب خوان، کسی که نماز شب میخواند و بین ملک الموت؛ یعنی رابطهاش رابطه خیلی خوبی می شود. ملک الموت (سلام الله علیه) بسیار رفیق است. خیلی مهربان زیبا و دوست داشتنی هست. اینجوری هست. ملک الموت یه حامی برای آدم است، نه یه دشمن. بعضیها که می گویند ملک الموت، از او میترسند. ملک الموت یک فرشته فوق العاده زیباست. خیلی رفیق است، خیلی ملاحظه میکند، خیلی مهربان است. البته این تغییر شکلش که خیلیها میترسند ازش، چون فرشته وحی به شکل خود توست همیشه. این یادت باشد. فرشته وحی همیشه با شکل خودت میاید سراغت. بنابراین کسی که نماز شب میخواند خوشگل است. کسی که نماز شب میخواند – توضیحات را دادم هفتههای قبل که نماز شب چه جوری حال آدم را خوب میکند، چه جوری انسان را رحمان و رحیم میکند، چه جوری؟ اگر درست خوانده بشود. باز تاکید کردم جلسه آخر هم باز تاکید کردم اگر درست خوانده بشود خیلی خوب می کند حال انسان را.
خدا رحمت کند علامه را می گفتش که ما با مرحوم قاضی که نماز شب میخواندیم یه موقعهایی، دم صبح مرحوم قاضی یه دفعه یه حالت مستی بهش دست میداد، شروع میکرد به ترانه خواندن و شعر خواندن و اینها. میگفت مثلاً سماور روشن میکرد و چایی درست میکرد، همین جوری غزل میخواند و خیلی. مرحوم علامه می گفت من اصلا خودم نمیفهمیدم. می گفتم چی آخه، خب استاد ذکر بگوید، مثلا چرا دعا نمیکند، چرا ذکر نمی گوید، چرا مثلا غزل حافظ میخواند! چرا این را میخواند! می گفت: نمی فهمیدم این چی میگوید. یه مدت که گذشت دیدم خودم هم دارم همانجوری میشوم، خودم هم حالم همینجوری می شود. می گفت آخرش همین جوری شدم. من هم شعر بخوانم بعدش. نماز شب اگر درست خوانده بشود آدم را میرساند به همین شادیها به همین مستی ها به همین سماها. اگر درست خوانده بشود. خب حال آدم حال خوبی میکند در نماز شب. ترسها گرفته می شود، ارتباط با غیب برقرار می شود، ارتباط با با فرشته ها برقرار می شود. نماز شب یعنی چیزی که فرشتهها شاهدش هستند و هم باهات میخوانند. ملک الموت هم همینطور هست. کسی که اهل نماز شب هست و نماز شب درست و به جا دارد میخواند نه فقط ملک الموت، همه فرشته ها مونسش میشوند. همه فرشتهها باهاش دوست میشوند، انس میگیرند باهاش. یعنی چی میخواهد بگوید؟ میخواهد بگوید دیگر ترسی ندارد ، برای مردن ترسی ندارد اصلا.
یه چیزی به شما بگویم به قول حضرت ابراهیم سلام الله علیه گفت وقتی که انسان مومن جان میدهد، لذت دیدن ملک الموت انقدر زیاد است که اگر این لذت را بین جهنمیان تقسیم کنند، جهنمیان دیگر درد احساس نمیکنند. انقدر زیاد است. همان لحظه فقط اینکه ایشان می آید بالا سر آدم، فرشته مهربان رفیق زیبای الهی می آید پیش آدم. انقدر هم با تشریفات و با ادب و با بشارت می آید که حد ندارد. لذا این جوری است. اگر یک کسی حواسش به این باشد، این که میگوید «شفیع بین صاحبها و بین ملک الموت» اصلا می گوید زودتر بمیرم این را ببینمش. یعنی انقدر اشتیاق دارد. این لحظه دیدن این چقدر است، صفا دارد، چه لذتی دارد. لذتی که انسان در تمام عمرش احساس نمیکند؛ لذتی که در کل عمرش احساسش نمیکند. آنجا اوجش را اینجا فرشته می آورد با خودش.
«و سراجٌ فی قبره» و یک نور یک چراغ هست در قبرش. چون نور انسان باید با خودش ببرد دیگر. آنجا مطلقا تاریک هست، نوری نیست مگر اینکه با خودت ببری. قیامت هم چی میگوید قرآن؟ می گوید که «یوم یقول المنافقون و المنافقات» منافقین و منافقات به مومنین چی می گویند؟ «انظرونا نقتبس من نورکم» یه نگاهی به ما کنید ما هم یک نوری از شما بگیریم. «قیل ارجعوا ورائکم فالتمسوا» شما باید بروید دنیا، از دنیا نور بیارید. اینجا نور کسی به کسی نور نمیدهد. نور باید از کجا آورد؟ از دنیا باید نور را با خودت بیاری. لذا نماز شب یه سراج منیر است واقعاً ، یه چراغ قدرتمند برای قبر انسان.
قبر را قبلا یک تذکری دادم. کسی یادش هست چی بود؟ گفتیم: نفس ما قبر ماست و قبر ما نفس ماست. یه کسی توهم نکند که وقتی میگویم نماز شب چراغ هست برای قبر، ذهنش به برزخ و قبر آنها باشد. نه. قبر. قبر اینجاست. قبر خودتی. قبر خودتی. هرکس الان میخواهد بداند قبرش و برزخش چه شکلی هست! همین الان هم میتواند بفهمد. اصلا الان می خواهد ببیند قبرش چیه؟ قبرش تاریک هست؟ روشن هست؟ چه کسانی می آیند در آن میروند، این از صبح تا شب نگاه کن خودت را ببین چی ها می آید به ذهنت و میرود، قبرت هم همین شکلی هست. با چی ها شادی، با چی ها غمگینی، از چی در فشاری، و هرچی غصه میخوری، فشار قبرت هم همان شکلی هست. چی ها ناراحتت میکند، چی ها عصبانیت میکند، قبر الان فشار قبر داری دیگر. مگر قاعده فشار قبر این نبود که شما به تعداد فشار غصه ها و اضطرابهایتان فشار قبر دارید. این قاعده بود دیگر. توضیح دادیم قبلا.
«من بکاء علی الدنیا دخل النار» هرکس برای دنیا غصه میخورد، جهنم میرود. تو به تعداد غصههایی که برای بخش جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی میخوری، فشار قبر داری اصلاً. همین الان دارد اعصابت را خورد میکند. همین الان دارد در تو حقارت ایجاد می کند، همین الان رابطه تو، زن و بچه ات، خانواده ات را، خانواده همسرت را، بقیه را دارد به هم میزند. همین الان رابطه تو را با همکارانت و دوستانت و بقیه دارد خراب میکند. فشار داری دیگر. نماز شب همه این فشارها را همین جا برمیدارد، تاریکیها را اینجا برطرف میکند نماز شب، همین جا شادت میکند، همین جا سر وسامان میدهد نفس انسان را. همه چیز را تنظیم میکند نماز شب. باز به همان شرطی که گفتم: اگر با معرفت خوانده بشود ، اگر با معرفت خوانده بشود.
«و فراش تحت جنبه» یه بستر هست برای انسان در قبرش، «و جواب مع منکر و نکیر»، جواب منکر و نکیر هست. جواب یعنی چی؟ از پیغمبر سوال کردن چرا شهید سوال قبر ندارد؟ فرمود: برای چی از او سوال کنند ازش، معنا ندارد سوال برای شهید. چون شهید عملاً فرمود: شهید زیر برق شمشیر دشمن جواب همه سوال را چیه؟ داده. شهید حاج قاسم چی گفت؟ خدا رحمت کند. فرمود؟ شرط شهید شدن چیه؟ من تصمیم بگیرم میخواهم بروم جنگ، میخواهم بروم شهید شوم. خب الان همین الان دارم در قبر خودم، قبرم که باهام هست، برایش دارم تصمیم میگیرم که، باید جواب بدهم همین الان. برای چی میخواهم بروم جهاد؟ برای چه اعتقادی میخواهم بروم؟ برای کی میخواهم بروم؟ همه را دارد سوالات را جواب میدهد. برای احیا دین میخواهم بروم، برای امر اهل بیت میخواهم بروم، به خاطر دین خدا میخواهم بروم. پس سوال و جواب معنا ندارد. نماز شب هم همینطوره. نماز شب وقتی کسی بلند شده آمده نصف شب آمده روی سجاده بایستد، همه جوابها را دارد دیگر با خودش، معنا ندارد از کسی که مونس خداست، سوال کنند که تو مثلاً «من ربک» کتابت چیه، نمیدانم امامت کیه، بابا این همه اش را دارد جواب میدهد دیگر، دنیا را قال گذاشته بلند شده بیاید با همین ها انس بگیرد، اصلا معنادار نیست سوال. برای همین میگوید که این جوابش هست، جواب است دیگر، راحته این شخص.
«و مونس و زائر فی قبره الی یوم القیامه» به به، هم مونسش هست، هم زائرت هست تا روز قیامت، نمازشب کنارت هست. چه آثاری دارد، چه آثاری دارد. مونست، مونست و زائرت در قبرت تا قیامت. طبیعتگراها وقتی اعصابشان خورد می شود، زود ترتیب چی میدهند خسته که میشوند، ترتیب چی میدهند؟ ترتیب یه عیاشی میدهند. میدونی؛ یعنی فکرش هست که شب بابا میرویم با رفیق هایمان خلاصه آنجا صفا میکنیم، ولش کن حالا. آن صفا، آن عیش و نوش از صبح با این هست، مونسش هست و زائرش هست؛ یعنی این از صبح که سر پاست، میگوید: دم امشب گرم، حواسش به مهمانش هست، آنهایی که اهل شکم هستند، با غذا و مهمانی، با غذا سرپا هستند. آنهایی که اهل عروسیاند؛ اینها همینطور. آنهایی که اهل مسافرتند، با آن سرپا هستند. آنهایی که اهل کار علمی هستند، اصلا این لذت کار علمی که میخواهد بکند همراهش هست. بروم فقط زود همه را قال بگذارم، بنشینم در کتابخانه ام. «الکتب بساطین العلما».
نماز شب مونس اینهاست؛ یعنی یه کسی که آدم هست، یعنی باور کرده انسان هست، در طول روز همراهش هست، هم زائرش هست، هم همراهش هست، هم مونسش هست که امشب آخ جان زود هوا تاریک بشود، آن هم به خصوص زمستان برای مومن که خیلی بهار مومن هست، میگوید زود هوا تاریک می شود، میروم در خلوتهای خودم، خیلی خوشحال هست. زمستانش در واقع بهارش زمستانهاست. خیلی خوشحال هست؛ یعنی این لذت یه جوری نیست که بلند شود بعدا بیدار شود بعدا برود. نه اصلا همراهش هست، از صبح همراهش هست، مثل حرم. کسی میخواهد برود حرم، دیدید چه جوری هست. تصور میکند امشب میخواهد برود خدمت حضرت معصومه سلام الله میخواهد برود خدمت امام رضا. دیدید مونس آدم هستند. می خواهم هفته دیگر بروم کربلا، این هم زائرش هست هم مونسش هست، دائم در یه هفته این لذت که من میخواهم بروم کربلا، میخواهم بروم نجف، میخواهم بروم کاظمین و سامرا با اوست، همیشه با اوست. میخواهم بگویم نماز شب و پاداشهای الهی نسیه نیست. نقد نقد هست. همین الان باهات هست. ولی خب آن طرف هم همینطور.
حالا «و اذا کان یوم القیامه کانت الصلاه قلا فوقه» حالا که روز قیامت می شود این نماز را ولش نکرده دیگر، همراهش بوده دیگر، میگوید حالا می شود چی برایش؟ می شود سایه بانش. ما الان متوجه نمیشیم می شود سایه بانش یعنی چی، می شود سایه بانش. حج تمرین این هست. شما حج که میروید آن هم به خصوص اگر تابستان بیفتد، بیابان برهوت سایبان نیست آنجا اصلا که، داغ، گرم، آفتاب به مخت میخورد. اصلا یکی از تمرینهایی که میگویند برای مشعر و منی و اینها، قیامت هست دیگر، قیامت یادت بیفت آن جا. جایی گرم که هیچی نیست آنجا، نه کولری نه پنکهای نه سایه بانی نه چیزی، آفتاب همینجوری روی مخ هست. قیامت اینجوری هست. قیامت، هرچی که هست از نفس خودت ساخته می شود. این یادت باشد. از اکرام و احترام و امنیت و شادباش و اینها خودتی. همه اش خودتی. لذا حالا نماز شب می شود چی اینجا برایت؟ سایه می شود، سایه برایت می شود.
«و تاج علی رأس» یه تاجی بر سرش می شود. دیگر این مفهومها خیلی مشخص است. «تاج علی راس» یعنی چی؟ تاج را چه کسی سرش می گذارد؟ آدم معمولی نمی گذارند. تاج را چه کسی میگذارد سرش؟ یعنی اصلاً نماز شب روز قیامت معلوم هست این از آن سلطانهاست. قرآن فرمود چی؟ «و اذا رأیت ثم نعیما و ملکا کبیرا» قیامت، آخرت پادشاهی کبیره است. ببینید یه کسی میگوید من بچپم در بهشت، جهنم نروم،به بهشت بروم. راحت میشوم در بهشت ولی یک کسی نه، اصلا تربیت شده در دنیا برای پادشاهی در بهشت، «ملکا کبیرا» یعنی از اول داشته کار میکرده، تمرین پادشاهی میکرده، «العبودیة جوهره کنهها الربوبیه» عبودیت گوهری است که باطنش ربوبیت است یعنی مربی شدن هست. این در دنیا هی چشم چشم چشم که می گفته، داشته تمرین پادشاهی میکرده. تمرین چی! برای هفت سال اول بچه چی می گویند؟ در هفت سال اول بچه می گویند پدر مادر چیاند؟ کنیز و غلام اند و برای هفت سال اول آن پادشاه است. میگوید برای اینکه آن مزه پادشاهی را احساس بکند؛ چون اگر پادشاهی نکند در هفت سال دوم دردسر ایجاد میکند برایتان و هفت سال سوم به خصوص. این باید هفت سال پادشاهیش را بگذراند. پدر ومادرهایی که میخواهند بچههایشان شیطون نباشند، اذیت نکنند، از دیوار راست بالا نروند، حرف حرف خودشان نباشد، حرف گوش کن باشند، به این بچه به شدت صدمه میزنند در تربیت. پدر ومادر تنبل و بیحوصله. اصلاً بچه اش را دو سالگی آورده پیش من، سه سالگی آورده مشاوره، می گوید بچه ام لجباز است. بابا این هفت ساله پادشاهیش هست، ۷ ساله پادشاهی هست یعنی چی؟ یعنی حرف حرف خودش هست. تو هم باید کمکش کنی که حرف حرف خودش باشد. پیغمبر فرمود: کمکش کن کمکش کن به شیطنت به اینکه حرف خودش باشد. اگر این لذت پادشاهی را در هفت سال اول نبرد، در هفت سال بعدی دردسر درست میکند برایتان. لازمش این هست که چی بشود؟ برای اینکه این مزه پادشاهی را ببرد به چی احتیاج دارد؟ چشم، چشم کی؟ پدر مادرش. باید یه غلام و کنیز هفت سال اول در استخدامش باشند تا طبیعی بار بیاید که هفت سال دوم که هفت سال اطاعتش هست، یاد گرفته باشد اطاعت را، تمرین کرده باشد یعنی دیده باشد اطاعت چیه. حالا کسی که دائماً دارد عبادت، عبودیت دارد در دنیا، دارد پادشاهی را تمرین میکند. دارد آنجایی که آخرت نافرمانی تو را میکند، برخلاف میل تو، تو را عذابت میکند، مال این هست که تو اینجا اصلا خودت اینجا خراب کردی، نافرمانی خودت که دارد اذیت میکند آنجا. بنابراین یه کسی که تاج سرش می گذارد یعنی چی؟ یه کسی می آید عبودیت، اوج عبودیت نماز شب این را دارد، دارد تمرین چی میکند در نماز شب؟ تمرین آقایی میکند، تمرین سروری میکنید در نماز شب. این خاصیت نماز شب هست که انسان باید با هیچی عوضش نکند، با هیچی با هیچ توجیهی عوضش نکنید، از دستش ندهید، تحت هیچ شرایطی از دستش نده.
خب «و لباس علی بدنه»؛ یک پوشش برایش، یه آبروی برایش آنجا. خب همه عریانند، این لباس تنش هست، لباس دارد؛ یعنی هم زینت هست. لباس کارش چی بود در قرآن؟ دوتا خاصیت داشته. یادتان هست که سوره اعراف چی بود؟ یکی محافظت، یکی هم چی؟ زینت. لباس این هست کارش.
حالا نگاه کنید «و نورا یسعی بین یدی» یک نوری هست که جلوی تو را برایت کاملاً روشن میکند. جلوی توست، همه چیز را می بینی، تاریکی های آنجا را، «و سترا بینه و بین النار» لباس بود دیگر، درسته! پوششی است بین او و بین آتش «و حجة للمومن بین یدالله تعالی».
«حجة للمومن بین یدالله تعالی» یعنی چی؟ یعنی خود این نماز شب، خود این سلامت، خود این زیبایی، خود این نورانیت، دیگر ملاقات با حق تعالی است؛ یه ملاقات فوق العاده زیبا دوست داشتنی دارد. این کسی نیست که بلند شود بایستد آنجا بخواهد جواب خدا را بدهد. جوابش را کجا داده؟ تمام عشق ورزیها و مهرورزیهایش را در نماز شب و ؟ نماز شب آنجا پرداخت کرده. خب یعنی چی؟ مثالی که زدم هفتههای قبل، همین هست؛ یعنی که این در رحم طوری رفتار کرده که وقتی از رحم خارج شده رفته،. آمده به دنیا سالم هست خب وقتی سالم هست یعنی چی؟ یعنی محصول، کاری که آنجا، زحمتی که در رحم کشیده همین سالم هست دیگر، سوال دیگر ندارد که. این دیگر سالم وارد شده دیگر. سوال مال کجاست؟ مال آنجا که تولد غیر از آن دوتا اصلیها باشد. چی بود تولدها؟ یکی سالم، یکی سالم قوی. آن چهار تا تولد سوال دارد دیگر؛ یعنی سوال میکنند ازش که چی آورده، چرا نیاوردی، چرا کم داری ، اینجوری هست دیگر. این وقتی سالم آمده، خوشگل آمده، کسی ازش سوال نمیکند. بچه سالم هست دیگر، هم سالم هست هم خوشگله هست. خب دیگر تمام شد دیگر، چه سوالی. این ریخت و قیافه اش اصلا آن نحوه حضورش در صحنه قیامت این حجت هست دیگر. خدا هر کاری کند این اینجوری آمده اینجا. «وثقلا فی المیزان» سنگینی در سنجش این آدم؛ یعنی چی سنگینی در سنجش؟ «والوزن یومئذ الحق» روز قیامت انسان را با چی میسنجند؟ با حق میسنجند. تو هر مقدار که حق ببری، سنگینی؛ اما خدا نکند «و من خفت موازینه فامه» مادرش آتش هست اگر کسی سنگینی نداشته باشد. یعنی چی نداشته باشد؟ پیوند با حق نداشته باشد، سهم حق نداشته باشد. این آدم تمام زندگیش با تکبر با توهم با آرزوهای غیر انسانی با اینها زندگی کرده، اصلاً وزن ندارد این آدم؛ اما یه کسی که وزن دارد و حق میبرد آنجا، این ثقل دارد، هر چقدر هم سنگینتر هست، کمالش بالاتر است.
«ثقلا فی المیزان» نماز شب را میگوید. سنگینی هست، نماز شب سنگینی میزان هست. یعنی چی؟ یعنی آن عاملی است که تو را از توهمات تخیلات باطل نجاتت میدهد، با حقیقت روبروت میکند. برنامه روزانه، زندگیتان را نماز شب تنظیم میکند.
«و جوازا علی الصراط» به به از صراط رد می شود که ۳۰۰۰ سال راه توی جهنم هست «و مفتاحا للجنة» کلید بهشت هست. تعبیر چقدر زیباست. اصلاً ما چیزی داریم یه همچین تعریفی ازش شده باشد! انقدر متنوع و پرکار کرد! یه نماز شب هست، چقدر طول میکشد؟ ۱۱ رکعت نماز چقدر طول میکشد؟ ببین چیکار میکند با آدم.
«لأن الصلاة» حالا دارد دلیل می آورد «لأن الصلاة تکبیر و تحمید و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائة و دعا» اوه چه خبر شد. تکبیر و تحمید و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا. هشت تا، نمازشب محتواش اینهاست دیگر، محتواش اینهاست ولی اینکه میگویم درست خواندنش، این هست که کسی که بخواهد نماز شب بخواند بداند قرار است برود چی اجرا بکند آنجا. من کلمه اجرا را به کار میبرم. دقیقترش چیه؟ دقیقتر از اجرا چیه؟ اجرا چون به ذهن ما ایرانیان بهتر درمی آید تا ذهن ما عربی نیست خیلی. در عربی می گویند چی؟ اقامه یعنی برپا داشتن. اقامه است یعنی تو می خواهی اجراش بکنی این را، این یه رابطه است می خواهی اجراش بکنی، یه رابطه حقیقی می خواهی اجراش بکنی. ببین یه موقع هست آدم شوخی شوخی میخواهد یه کاری را انجام بدهد، دارد شوخی میکند. جدی نیست در آن کار، اجرا ندارد، آن اقامه ندارد. تمرین دارد میکند. ولی یک موقع هست می گویند برو بخوان، مداحی را اجرا بکن، برو این قرائت را اجرا بکن. برو یه سخنرانی را اجرا کن، می خواهد سخنرانی کند. باید اجرایش کند. باید این را اقامه بکند. برو کشتی بگیر، برو وسط کشتی بگیر، شوخی نیست آنجا، همه منتظرند چند هزار نفر، میلیونها نفر دارند می بیننت، برو با حریف کشتی بگیر. آن اجراست، آن اقامه است؛ یعنی باید تو دقیقا با اجزائیش آشنایی داشته باشید. نماز شب، وقتی به یک کسی می گویی نماز شب بخوان، این فکر میکند منظور این هست که این ۱۱ رکعت جملات عربی بگوید که نمیفهمد دارد چی میگوید. این نماز شب فایده ای ندارد. ثواب دارد، یه نورانیتی هم به قول علامه دارد همینجوری دست و پا شکسته که نمیفهمیم چی میخوانیم، همین نمازی که نمیفهمیم خودش یه آثاری دارد، نورانیتی دارد؛ ولی نه، نمازی که تو اجراش میکنی خیلی مهم است. اینکه من قبل از نماز بفهمم که من قراره بروم با خدا یه هم آغوشی زیبا داشته باشم، یه مقدار ترانه میخواهم بخوانم، میخواهم بروم قربون صدقه اش بروم، ترانه بخوانم برایش، میخواهم بروم تمجید کنم، تکبیر کنم. ببین همین یه دونهش تکبیرش -ما گفتیم ما لا اله الا الله را من خودم چهار سال طول کشید استاد ما به ما یاد داد، ۴ سال ما هر هفته رفتیم تا یه لا اله الا الله را یاد گرفتیم، اجرایش را یاد بگیریم. وقتی می خواهیم بگوییم، بگویی چی داری میگویی، اجراش کار راحتی نیستش. تکبیرش را ما خودمان اردو برقرار کردیم، نزدیک ۳۰ ساعت در کارگاه اردو کارگاه تکبیر داشتیم، حدود ۶۰ ۷۰ ساعت فقط لا اله الا الله را کارگاه داشتیم، تسبیحات حدود ۳۰ ساعت عرض کنم خدمتتان که تحمید و همین حدود کارگاه داشتیم کارگاه تخصصی داشتیم؛ یعنی تو باید بفهمی وقتی میگویی: الحمدلله یعنی چی! چیکار میخواهد بکند این ذکر با تو! اجراش بکند این را. اجرا کردنش خیلی مهم است، یعنی وقتی می گویند آقا شما تسبیحات حضرت زهرا را بخوانید، فکر میکنیم یعنی همین من تسبیح دستم بگیرم حالا سبحان الله... الحمدلله... بگویم، تمام شد تمام شد. اجراش مهم است؛ مثل آب خوردن هست؛ مثل چای خوردن هست؛ مثل یه شربت خوردن هست؛ مثل کیکی که می خواهی بخوری، چه جوری میخوریش اجراش میکنی، دیدی بعضیها که مشغول صحبتهای جدی هستند با یه نفر، مثلاً نشستن در هیئت همین جا، چای می گذارند جلوش، دارد یه بحث مهمی را میکند، دو نفر چایی گذاشته جلویش، چایی جلوش گذاشتند، همین که دارد با طرف مقابل حرف میزند چایی را هم دارد میخورد ولی لذتی از چایی نمیبرد. فقط چای را می خورد. گاهی وقتها به ذهنم پیش می آید آدمها یه موقع اینجوری میکنند که راستی من چای خوردم یا نه! دیدید برایتان پیش می آید! میگوید من چای خوردم چای نخوردم، چایی به من دادید! می گویند آره بابا چایی گذاشتم جلوت خوردی. اصلا نبوده، حضور نداشته. چون حضورش در کار جدی دیگری بوده، آنجا حضور داشته. در تلویزیون بوده، یا داشته با کسی صحبت میکرده، دعوا میکرده، داشته عشق بازی می کرده، اصلا حواسش نبوده، چایی را هم خورده، اصلا نفهمیده.
در نماز تو باید وقتی داری می گویی: الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم این باید از نفس تو صادر بشود، دقت کنید. ذکر و لفظ باید از نفس ما صادر بشود؛ مثلاً آقا امام زمان میگوید وقتی می خواهی با من حرف بزنی، بیا با من این کلمات را به من بگو، اما تو باید این کلمات را تو بگویی، « سلام علی آل یاسین» دقت کنید «السلام علیک حین تقوم» یعنی تو در مقام قیام باید حواست باشد قیام امام چیه که تو بهش سلام میکنی! «السلام علیک حین تقعد» قربون آن نشستنت بروم، سلام میکنم بهت به نشستنت، به قرائتت به تسبیح و تحمیدت به استغفارت. می بینید. این شخص باید بتواند. امام چی خواسته از ما که میگوید در حالتهای مختلف با من این پیوند را برقرار کن؛ ولی خب شما همینجوری آل یاسین می خوانیم «السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقرء» بعد تمام شد رفت پی کارش. این نفس باید در آن حالت با امام زمان یه جوشی بخورد، با ایستادنش با نشستنش با قرائتش. کم نیست، هشت تا چیزه ، این هشت تا چیز باید کاملا اجرا بشود. این هست که معرفت خیلی مهم است آدم وقت بگذارد، وقت بگذارد، انشالله خدا نصیبمان کند قبل از مردن دو رکعت نماز بخوانیم. همین. اگر نصیبمان بشود قبل از رفتن، بتوانیم دو رکعت نماز بخوانیم، خیلی خوب است. دو رکعت نماز را اقامه کنیم و اجراش بکنیم، خیلی خوب است. دو رکعت اگر بتوانیم اجرا بکنیم. اگر بتوانیم. ببینید این چیزیست که باید روش سرمایه گذاری بشود عزیزانم. توصیهام خیلی اکید است به شما «تکبیر تحمید تسبیح تمجید تقدیس تعظیم» این نیازهای خودت هست. اگر نفهمی آدم هستی، نمی دانی چرا به تکبیر احتیاج داری، و تکبیر چه نوع غذایی هست. الان من می گویم قورمه سبزی، می گویی دوست داری؛ می گوییم کباب، دوست دارم؛ فسنجان؛ قهوه؛ چای؛ سیب؛ گلابی؛ می فهمیمش چیه، می خوریمش. ازدواج، جنس مخالف، درس، غذایمان هست، می فهمیم چیه. ولی تکبیر، تحمید! می گویند نه، گفتند این کلمات را بکار ببرید. من احساس نیازی به آن ندارم. اما تو باید اول عاشق خودت بشوی، بفهمی کی هستی. اگر فهمیدی کی هستی، آن موقع می فهمی به تکبیر چقدر احتیاج داری، می فهمی تکبیر، تحمید، تسبیح مثل یک آب است. مثل یک غذاست، مثل الان افطاری هست که می خواهی یک ساعت بعد بخوری. یک ساعت بعد ما افطار می کنیم چه جوری هستیم؟ کاملا به ما می چسبد. از چای اش بگیرید تا هر چیز. همه اش ما ازش لذت می بریم. این چقدر خوب هست الان چای هست، خرما هست، سوپ هست، غذا هست. اما اگر تا نفهمی کی هستی، نمی فهمی چه نیازی داری به اینکه بگویی: الله اکبر، الحمدلله، سبحان الله.
سبحان الله خوراک خودت هست. دقت کنید. «ذکرالله قوت النفوس» غذای خودت هست. غذای خودت هست. باید لذتی که از ذکر می بری، از خوردن غذا بیشتر باشد. یا حداقل مثل خوردن غذا باشد. حالا بیشترش ولش کن. ولی مثل خوردن غذا باشد. داری می خوری، کاملا لذتش را ببری.
خدا رحمت کند شیخ عباس قمی را، آقا شیخ عباس می گفت: من به یک غذای علاقه ام داشتم. مادرم همیشه می دانست من چه غذایی را دوست دارم وقتی که بعد از مدت ها از درس، چند وقت، یا مثلا جای دیگر بودم، می رفتم خدمتشان، مادرم مثلا دیگر می دانست من امروز خانه هستم، آن غذا را برای من درست می کرد، من هم خیلی کیف می کردم غذای مورد علاقه ام را درست می کند. یکبار در خانه داشتم نماز می خواندم، چنان حالی به من دست داد سرنماز که وقتی بعد مادرم صدا کرد بیا غذای مورد علاقه ام را بخورم، انگار داشتم کاه می خوردم. یعنی اصلا هیچ مزه ایی را احساس نمی کردم. چی چشیده بودند سر نماز و عبادتش، چی به خوردش داده بودند، رحمت الله تعالی علیه. گردن همه ما حق دارد. یک صلوات به محضرشان بفرستید.
قرائت و دعا. همه شان همین طور است. خواهش میکنم اینها را دیگر خودتان برایش وقت بگذارید. در برنامه هایتان کارگاه های این را دونه به دونه برگزار کردیم، هر کدام اینها کارگاه دارند. یعنی همه اینها کارگاه دارند. عزیزان بروند آنهایی که برنامه گرفتند، بگیرند، آنهایی که نگرفتند، در سایت رایگان هست، تک تک اینها کارگاه دارد، چون تو باید بفهمی که می خواهی چکار بکنی. چی می خواهی بخوری. حالا آخری اش را هم بخوانم. وقت گذشت.
«و ان الافضل الاعمال کلها الصلاة لوقتها» ببینید پیغمبر چکار کرد. همه را گفت گفت، آخر یه چیزی گفت که اصلا، آقا همه را گفتم، افضل اعمال این هست که نمازهایتان را اول وقت بخوانید. نگذارید از وقت بگذرد. نمازهایتان دیر نشود. دیدید الان همه افطارها رابه موقع می خورند، هر کس در خیابان هست، تلاش می کند زود خودش را به خانه برساند، خیابان ها اصلا خلوت می شود. بعضی ها انقدر توجه دارند که اول وقت افطار بخورند همین جوری سر اذان بخورند که اعصاب ها خورد هست در رانندگی، یعنی همه ناراحتند که الان چی شده، الان قرمز شده، خب بابا این 18 ساعت صبر کردی آقا، ول کن حالا نیم ساعت هم دیرتر بشود. این در خانه هم بچه، پدر و مادر انقدر اصرار دارند که حتما سر اذان بخورند، بچه شان کار دارد، بچه شان را طرد می کند. این خیلی وحشتناک است یا در مهمانی هست. یکی در مهمانی نیم ساعت دیر بخورد، آدم شکمو را دیدید اصلا نه زنش حالیش هست، نه بچه اش حالیش هست، همان اولین نفر می خواهد بنشیند سر غذا، این باید اول غذایش را بخورد سر وقت. اگر به او بگویی آقا می شود لطف کنید شما مثلا نیم ساعت دیرتر غذا بخورید، افطار نیم ساعت، این همه صبر کردی 17 ساعت، یک ساعت دیرتر، در خیابان عجله نکن، فحش نده، هل نده، نمی دانم اعصابت خورد نشود. الان حلیم دیر شده، نمی دانم باید سر وقت به سفره برسم. آرام باشید. اصلا تمرین کردید برای همین آرامش. آرام باشید، نیم ساعت دیرتر، یک ساعت دیرتر، اصلا برو نمازت را در مسجد بخوان بعد برو افطار کن. دیدید خیلی ها این جوری هستند حالشان خوب هست اول می روند نمازشان را می خوانند بعد سر حوصله می روند یک چیزی هم می خورند.
آقا برای نماز اول وقت هم همین جوری باشید. نماز اول وقت، انقدر حریص باشد اول اذان غذایش را بخورد. پیغمبر می گفت چی؟ «ارحنا» بلال راحتم کن. زود اذان را بگو راحت شویم. یعنی بی قراری برای اذان گفتن، بی قراری برای رفتن به مسجد، و نماز جماعت، قاطی مومنین، چه لذتی دارد این نماز جماعت قاطی مومنین بخواند تا فردای، قاطی مومنین چه لذتی دارد!
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین