جلسه 119 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
119
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
10
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 119 - انسان‌شناسی (تهران)

...... که روز عاشورا ایمنی داده و شخص رو از تو جهنم به سرعت رویش میکند مییاد بالا و وارد بهشت میشد و در بهشت هم تا عالیترین درجات بهش رویش میکند. پس تخم فطرت هیچ وقت بینتیجه نیست. یادتون باشد بذر فطرت هر جا پاشیده شد ما ظاهراً اگر ازش رویش نبینیم نگران نباید باشیم. بعضی عزیزان ناراحتند که مثلاً بچه هاشون این جوری شدن، اونجوری شدن من می گم نه اینها لقمهی حلال خوردن از سینههای پاک شیر خوردن، شیر پاک خوردن، اگر در اثر سرماخوردگی های زمانه، سرماخوردگیهای روحی یک موقعی می بینید می زن به یک سمت هایی که شما نمی پسندید این یک زکام، یک سرماخوردگی، یک زمانی خوب میشود دوباره اینها چی می شن؟ اون نطفه ها، عرض کنم شیر پاک دارندگیهایی که مادر داشته، شنیدهها، خوندهها، مطالعات، عقاید، عشقها، محبتها، عزاداری ها برای امام حسین (علیه السلام)، سینه زنی برای امامحسین (علیه السلام) بالاخره رویش می کند چون حق، حق نابود شدنی نیست. خوب اینجا موفق شدن یک زمان خاص خودشون به این مقام برسونن، مقامی که فوق العاده این مقام بالاست. بطوری که سیدلشهداء (علیه السلام) میفرماید: «من اصلاً هیچ یاری باوفادارتر از اصحاب خودم سراغ ندارم». خوب درسی که عاشورا به ما میدهد، این هستش که ما هم هر وضعیتی که از گذشته داشته باشیم میتوانیم خودمونو به سیدالشهداء برسونیم. و قیمت ما خیلی قیمت بزرگی هستش. اگر کسی قیمت از دستش بره بعداً پشیمان می شود. مفت می فروشد خودش را. چند وقت پیش دیدم خانم و آقایی دعواشون شده بود بعد مشاجره می کردند. خانم خونه می گفتش که چند بار بهت گفتم این سکه ها را نبر بفروش، الان بری بفروشیس ارزون، الان یه دفعه گرون می شه، تو هم رفتی سکه ها را با عجله فروختی حالا سکه صد و هفتاد، هشتاد تومن شده، دویست و چهل تومن. حالا مثلاً من بهش گفتم چندتا سکه بود. گفتن هشت تا سکه بوده فروخته. گفتم هشت تا سکه میشد چقدر؟ حالا شما بگید صدوهشتاد تومن، اونجا سی تومن، چهل تومن هم اونجا، هشتاد هزار تومن، هشت هفت تا چقدر میشد؟ پانصد و شصت هزار تومن. سر پانصد و شصت هزار تومان اختلاف زن و شهور. دلشون می اومد خیلی بی رحمی یک آدم بخواهد توی دنیا، من همیشه به زن و شوهرها، به دختر و پسرهای قم هر وقت میخواهید با هم بحث بکنید اولببینید می ارزد یا نه. اگر چیزی مربوط به دنیا بود هیچیاش نمیارزد. اینقدر به روی هم میارید. نه بخواهی صحبت آن را بکنی. خیلی محبت و عشق بین زن و شوهر، خواهرو برادر، پدر و مادر، دو تا مؤمن بالاتر از اینها هست که بخوان بخاطر دنیا چی بشن؟ ناراحت بشن. عصبی بشن، خودشون کوچیک کردن. اگر کسی این کار را بکنه دنیا را از خودش بزرگتر کرده. خودش از دنیا کوچکتر، گفتیم ببینید شما آخه، زنه می گفت خیلی زورم مییاد ما الان قرض داریم، بدهی داریم، چی داریم، چی داریم، این جوری ببینید. شاید خیلی از ما اگر این جوری بودیم یعنی طلا رو می فروختیم، سکه ها رو فردا صبح یه دفعه تو روزنامه ها می زدن سکه صد و هفتاد تومن شده، دویست و چهل تومن یه آهی بکشیم ولی ما هیچ وقت راجع به عمرمون متأسفانه تا حالا یک بار هم این جوری آه نکشدیم. هم راجع به جونی که مفت داریم از دستش می دهیم، راجع به جوانی، ما موقعی که میخواهیم بمیریم اگر میلیاردها تومن هم داشته باشیم حاضریم بدهیم ده دقیقه اضافه عمر داشته باشیم. ده دقیقه چون با ده دقیقه اضافه عمر میشود میلیونها سال آخرتی رو بخرید شما. میلیون ها سال آخرتی رو ولی متأسفانه نسبت به عمری که دارد تلف می شود استعدادهایی که دارد تلف می شود. جوانی که داره تلف می شه اصلاً افسوی نمیخوریم. حالا پیر و جوانی اش یه مسئله است اینکه ما زنده هستیم خیلی قیمته.. اینکه ما داریم نفس می کشیم حالا مهم نیست پیر یا جوان باهاش خیلی کار می شد کرد با همین مقداری که هست عمرمون داریم. امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: «بقیة العمر لاقیمة لها قد یدرک بها ما مات و یحیی بها ما فات» می فرماید که : «بقیهی عمر اصلاً قیمت ندارد نمی شد براش قیمت گذاشت. چرا؟ چون هر چی که از گذشته تلف شده می شد درستش کرد. تمام گذشتهی خرابی عمر می شد درستش کرد. با باقی مانده ی عمر راحت هر چی تلف شده. هر چی از دست رفته را می شد برگرداند. چرا می شه این کار را کرد؟ چون ما تو رحم هستیم. تو رحم دنیا، در رحم دنیا، بچه تا تو رحمه کار بازسازی داره زمانی ازش کار بازسازی گرفته می شد که که چی بشه؟ زمان تولدش برسد. ما هم تا زمان وفاتمان که تولدمان تو برزخ هست فرصت داریم. این خیلی قیمت دارد. خیلی قیمت دارد ولی خوب ما متأسفانه قدرشو نمی دونیم. یعنی مفت این وقت را داریم تلف می کنیم و از دست می دهیم. در داستان سیدالشهداء (علیه السلام) برای اینکه ما قمیمت از دستمون نره خداوند تبارک و تعالی داستان عاشورا که ذکر مصیبت، عزاداری برای ما گذاشته که ما یاد شهدای کربلا و عاشورا حواسمون باشد که ما میتوانیم ملحق بشیم به کی؟ میتوانیم ملحق بشیم به سیدالشهداء (علیه السلام) میتونیم ملحق بشیم به سیدالشهداء قیمت نباید از دستمون بره ما الان کتابهایی داریم از علما نوشته شده از عرفان کتابهای مهمه از عرفا، من یک موقع هایی کتاب های درجه اول عرفان را می خوندم کتاب های درجه یک که تو حوزه های علمیه معمولاً بعد از پانزده، بیست سال، می خونن. می بینم اونجا هم غلط هایی هستش که خیلی غلط های فاحشی است. غلط های بزرگی هستش و انسان را محدود نگاه میکند. ولی عرفان شبه که شما نگاه میکنید در زیارت عاشورا که نگاه میکنید در نهج البلاغه که نگاه میکنید، در قرآن کریم میبینید اونجا برای انسان قیمتی گذاشته نشده قفقط گفته شده که پاداش شما، پادداش بدنهای شما بهشت است. بهشتی که اندازه ی اون به اندازه ی همه ی آسمان ها و زمین هست و برای خود انسان یک قیمت فوق العاده فوق العاده بزرگی ذکر می کند. اگر هم در روایات، جایی هم گفته قیمت شما بهشت منظور بهشت مادی نیست. آن بهشتی که درش کاخ و شراب و موسیقی و عرض کنم خدمتتون باغ و چه و چه هست، نیست. اونها همه اش مربوط به پاداش بدن های ماست. برای اینکه ما باور بکنیم که ما چقدر قیمت داریم و انسان اساساً یک موجود پایان ناپذیر هست، بی نهایت هست، حدیقف ندارد، یک منظور در خواسته های خودمون مراجعه که بکنیم می بینیم خواسته های ما هیچ وقت حدیقف ندارد، هیچ وقت تمام نشدنی نیست. اساساً خداوند تبارک و تعالی ما را آفرید، برای اینکه مثل خدا باشیم این یادتون بمونه. البته ما هر وقت می گیم مثل بعضی مثل، فرق مِثل و مَثل چیه؟ اگر بگیم مثل خدا باشیم یعنی مثل خداوند واجب الوجود و با ذات ناپایان می شیم، این غلطه. در روایات آمده «عبدی ایانی حتی اجعلک مِثلی یا مَثلی» بنده ی من، من را اطاعت بکن تا من تو را مِثل خودم قرار بدم یا مَثل خودم قرار بدم. منظورمون از مَثل یعنی نمونه ی خدا یعنی شبیه خدا، در این صورت فرق این هستش که خدا، ما تجلی خدا هستیم، ظهورات خدا هستیم که مثل خدا هستیم ولی ذات نداریم. فرق ما با خدا، فرق معصوم با خدا ایناست که خدا ذات حقیقی دارد و همه ی ما تجلیات خدا هستیم. از خودمون چیزی نداریم. مثل افکار شما، شما افکارتان را نگاه کنید وقتی فکر این کنید. حالا فکرهای خیلی زیاد و قشنگ می کنید این فکرهای زیبا و قشنگ هر چند سازنده هستند و مؤثرند امّا وابسته به کسی هستند. وابستهی به شما هستند. خودشون دیگر ذات مستقلی ندارند. خوب پس این بینهایت طلبی چیزی هست که تو همهی شما وجود دارد. خداوند تبارک و تعالی گذاشته. هیچ موجودی هیچ انسانی از عشق به بی نهایت شون صرف نظر بکند. علت اینکه خیلی از انسان ها ظاهراً ظاهراً نمی خوان بشن این نیست که در باطنشان این نیرو نیست. بلکه بخاطر این هستش که خودشون گرفتاریهای دنیایی پیدا کردن، بخش حیوانی بزرگ شده گرفتاری های بخش حیوانی انسان را از هوس خواجگی و خدایی چیه؟ می اندازه غافل می کند. هر چقدر سطح نیازهای طبیعی بیشتر می شد.آرزوهای حیوانی بیشتر می شد. انسان یادش می ده یکی هست و همهی هوس هاش و خواهش هایش مربوط به کدوم بخش؟ مربوط به بخش حیوانیت اما هنوز آرزو و خیال اون بینهایت شدن باهاش است. برای همین هم فرعون مثل شاه مثل صدام، همیشه سعی میکند که چی شده. در همون نظام حیوانی بینهایت بشه تلاش بکند.

بنابراین آرزوی بینهایت شدن هیچ وقت از سر انسان بیرون نمیره. هیچ وقت خوب اگر انسان خود حقیقیاش را نشناسد آرزوی بینهایت شدنش را در حیوانیت پیگیری کند اما اگر خودشو بشناخت.

خداوند به ما می گه شما حد توقف ندارید هر جا دلتون بخواد می تونید بیایید. هیچ وقت حد ندارید. این یادتون باشد خداوند غایت، حداکثری را که یک انسان می توند رشد بکند. در اختیار تک تک ما قرار داده این فقط اختصاص به معصومین نداره. به تک تک ماگفته شما میتونید بینهایت تا اونجایی که دوست دارید تا اونجایی که دلتون می خواد و فکرتون می گنجد بیایید بالا و نزدیک بشید. بسته به این هستش که آیا خودمون می خواهیم یا نمی خواهیم یک همچنین آرزوی داریم یا نه همچنین هوسی داریم یا نه. درس بزرگی که زیارت عاشورا به ما می ده، خواهش می کنم که عزیزان که التزام به زیارت عاشورا را داشته باشند با معرفت بخونن زیارت عاشورا را تا خودشون را بشناسن. درس بزرگی که زیارت عاشورا به ما می دهد این هستش که تو ای انسان هیچ وقت محدود نیستی، هیچ وقت کوچک نیستی، مواظب باشید شیطان با به رخ کشیدن گناهان شما و گذشتهی شما، شما را له نکند و این حقیقت که انسان هر چقدر آلودگی داشته باشد و گذشتهی خرابی داشته باشد میتونه همه اش را جبران بکند و خودش را به سیدالشهداء برساند. این رااز شما مخفی نکند. چون گوهری که موجود شماست خداوند تبارک و تعالی این گوهر تو وجود شما قرار داده. یک گوهر بینهایت، بینهایت طلبی و فوق عقل که پای تخته کشیدیم. همیشه براتون فوق عقل مثل یک گوهری هستش که گناهان، اشتباه، غفلت ها، یک گردی روی اون می نشونه اگر شما گرد را از روی الماس از روی گوهر پاک کنید. روی گوهر، گوهر هست یا نیست؟ هستش. گاهی وقت ها گوهر بودنش لای این غبار گناهان، گرد گناهان، پوشیده می شد. افراد درست نمی تونن تشخیص بدن که این چی هستش این گوهر هستش. برای همین به ما خیلی سفارش کردن که ما زیارت عاشورا بخونیم همیشه زیارت عاشورا همانطور که عرض کردم. از اول تا آخر صحبتهای یک انسان هست با اصل و ریشه ی خودش که امام حسین، با پدر حقیقی خودش که وجود مقدس سیدالشهداء است برای همین هم زیارت عاشورا هوس های بینهایت هوس ها محدود نیست. شما یک موقعی خدمت معصوم می رسید خواسته های محدودی دارید از شون. شفای یک بیمار سرطانی. پیدا کردن یک همسر مناسب. داشتن یک خونه خوبی، در کنکور...عرض کنم خدمتتون یه رشد و برکت اقتصادی را. طلب می کنید یک موقع است اینها را می خواهیم اما یک موقع خدمت معصوم می رسیم اگر گفت چی می خواهی شما هوست بزرگ چون می شناسی خودت، می گی من خودت را می خواهم. خودت را می خواهم شما در زیارت عاشورا نگاه چقدر می کشید وقتی با سیدالشهداء سخن میگی کمتز از امام حسین راضی نیستی باشی. ببین از اون ور کشش هست به این هست که ما هر کدوم اینقدر بزرگ شیم. راه را باز کن با ما توجه کردید چطور شد؟ راه را باز کنن به ما نگاه می کنن، جا باز کنن برامون، که چی کار بکنیم. که بریم نزدیکمون شما یک موقعی هستش که ما تو محضر یک بزرگی یک ولی خدایی. بعد می دید با فاصله می شینید روبروی ایشان، چند متر فاصله می گیرید میدید می شنید بعد ایشون به شما اشاره می کند، بلند می شد به احترام شما جا باز می کند می گه بیا، پیش من چرا رفتی اونجا نشستی؟ بیا پیش خودم. اونجا نرو بیا اینجا بشین یک موقع هایی دیدید یکی از عزیزانی که تو خونه دادید، خیلی علاقه دارید که در آغوش بگیرید. بپوش یک بچه را از مدرسه اومده. خواهر کوچک، برادر کوچک یا یک عزیزی. بعد اون با فاصله می ره می شیند یک جایی بهش می گی پاشو اینجا ببینم صداش می کنی بغلش می کنی. تو آغوش خودت می بوسیش. خوب شما فکر می کنید که در نگاه محضر این آدم خیلی بزرگ، فاصله ات چقدره؟ فاصله ات چند متر هست باید بری چند متر اونورتر بشینی. که طوریش نشه. نه کسی طوریش نشد نه. خوب خدا را شکر. شما فکر میکنید فاصلتون ولی اون بزرگ چی کار میکند؟ اون بزرگ چون به شما به چشم فرزند خودش نگاه میکند با عاطفهی پدری با عاطفهی مادری نگاه میکند به شما میگه نه. شما بیا اینجا پیش من بشین درست میشد. می گه بیا پیش من بشین شما نگاه بکنید یک پادشاهی را به پادشاهی را در نظر بگیرید که فرزند خودش را گم کرده. سالها گذشته، سال های سال این فرزند از کاخ، بچگی زده بیرون یا دزدیدنش. داستان داستان یادتون هست. شبیه داستان چی میموند؟ شاه و طوطی آفرین. خوب یادتون اومد که چند ماه اینجا شاه و طوطی خوندیم. داستان شاه و طوطی را. خوب اونجایی که نبودن سی دی ها را بگیرند. داستان شاه و طوطی خیلی. طوطی از پیش شاه رفت بعد دیگه یواش یواش یادش رفت که پیش شاه بود. «یاد کن از ما و ..» یادتون هست.

یاد کن از ما و از ایام ما/ و از عنایت ما و آن اشفاق ما

یاد ما کن یاد ما شیرین بود/ راحت هر خاطر غمگین بود

ما الان تو ناسوت اومدیم دیگه از وقتی پیش خدا بودیم خیلی وقت گذشتند. ما اومدیم پایین تو ناسوت اومدیم دنیا. ناسوت اصلاً اسم دنیای دیگه اسمش یعنی چی؟ آفرین، فراموش خانه ما اومدین تو فراموش خانه یادمون رفته قبلاً پیش خدا بودیم یا خدا زندگی می کردیم در آغوش خدا بودیم. حالا زیارت عاشورا را به یاد ما می اندازه. حالا این پادشاه ببینید بچه اش بعد از سال ها پیدا کردن بچه فکر می کند این یک رعیت اون هم پادشاه هست. خیلی تو ترس و لرزه بردنش توی کاخ. فاصله ولی پادشاه قند تو دلش آب میشد. بچه اش دیگه بغلش میکند. می بوسدش نوازشش می کند دوسته در زیارت عاشورا شما می بینید که ائمه برای ما جا باز کردن. کجا؟ جا باز کردن پیش خودشون. پیش خودتون چقدر بد می خونن. این مداحهایی که میخونن نمیدونم ما سگ امام حسینیم و نمیدونم چنین و چنان و از این بازیهایی که در میآورند و حرف های بیتربیتی می زنند. اینها هم توهین به امام حسین هست هم به بچه های امام حسین نه ما بچه های حضرت هستیم. در زیارت عاشورا را شما نگاه بکنید. به عنوان فرزند حضرت حرف می زند: «فاسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخرة» جایی دیگه داریم علی (علیه السلام) فرمود هر کس بهش توفیق دعا بدند اجابت هم بهش چیه؟ می دهندو اگر تو الان زنده و اگه میتونی زیارت عاشورا بخونی و اگر تو زیارت عاشورا همین الان فرصت می کنی به امام حسین بگی من می خوام با تو باشم در دنیا و آخرت یعنی می تونی برسی، یعنی هنوز فرصت داری هنوز جا داری برسی به امام حسین تا زنده هستی. می شدید کاره کرد چون تو هنوز زنده ای اونجا هم بهت اجازه ی چی دادند؟ اجازه ی دعا دادند. بهت گفتن بخون. بخون درست شود. خوب دیگر چی می گیم به امام حسین؟ میگیم: «أسئل الله أن یجعلنی المقام المحمود لکم عندالله» من از خدا می خواهم من را به مقام شما برسوند. خیلی هوس بزرگیه. پس ما خیلی جا داریم. نباید کوچک ببینیم خودمون را. خدایی نکرده سر یک جیفهی دنیا غصه بخوریم. کینه بکنیم همه اش گذشته و کدورتها و شکستها گناهامون یادمون بیاد و فکر هوسهای بزرگ از سرمون بیفته. کسی که قیمت خودش را هم می دونه. یعنی خودش را خوب شناخته نه درگیر گناهان گذشته میشد توبه میکند و جبران می کند. حتماً دیگه عصر هم نمی خوره چون خداوند آغوشش بازه... نه سراغ کدورت میره. کینه اصلاً از کسی به دل نمی گیره. در روایت داریم «الحقد الحقد ... الخلق......» کینه از کسی پست ترین اخلاق هاست. آدم کینه ای حتی خودش را پست می کند. دنیا چیزی نیست که ما بخاطرش با کسی درگیر بشیم. توجه کردید ما اگر درگیر هستیم با کسی من الان سؤال می کنم. شما تو خودتون جواب بدین. اگر ما از کسی کینه داریم الان تو دلمون کینه هست. آیا مربوط به این نیست که اول شخصی که ازش کینه دادیم به یکی از امور دنیایی ما لطمه زده. پس چی کار کرده. پس ناخواسته . همین دیگر خوب به دنیای ما لمطه زده. پس چی کار کرده پس ناخواسته به آخرت ما اضافه کرد. بنابراین ما ضرر نکردیم زمینی راازما گرفتند، فحشی به ما دادند، غیبتی از ما کردن نمی دونم حقی پایمال شده، نمیدونم یک شوهر بی ادبی بوده، خونه زنشو یک چند سال اذیتش کرده یک زن بداخلاقی بوده شوهرش رااذیت کرده. پس ما نباختیم. هیچ چی که بخواهیم غصه اش را نخوریم. اصلاً چون طبق قاعده یادتون هست. هر چقدر موت هست. فشار می یاد به ما در موت به کدوم بخش فشار می یاد؟ به طبیعت مییاد و چون به طبیعت مییاد چی بزرگ می شد؟ و رشد می کند؟ فطرت. بنابراین کینه معنا نداره. انسان از یک کسی کینه به دل بگیره و بعد بخواهد انتقام بگیره چرا؟ چون کینه دل و باطن قبر و آلوده میکند یادتون هستش اون فرمولی که بهتون گفتم دیگه گفتیم. جان ما نفس ما چیه؟ جان ما هست. اگه الان آتیش کینه تو دلت هست پس قبرت هم بعد از مردن پر از آتش. پس از آتش چون قبر همونی است که شما متولد انسان به درون خدودش متولد می شد به نظام درونی خودش متولد میشد. بنابراین ما برای چی کینه بگیریم یک عمر که میتوانیم لذت ببریم از عمرمون از جوانی مون برگردیم به گذشته. کدورتها، کینهها اینجا خیلی بده. یا برگردیم به شکستها و تلخیها. ببینیم کسی که خودش را بزرگ میداند و میداند میتواند برسد به امام حسین شوق امام حسین نمیگذارد. اصلاً برگرد به کجا؟ برگرده به گذشته شما نگاه بکنید نمیخواهید به یک عزیزی برسید یک وقت کمی دارید، یک وقت کمی دارید. میخواهید به یک عزیزی برسید اگر میخواهید تو فرصتی که میخواهید خودتون را به عزیزتون برسونید وسط دارد یک اتفاقاتی بیفتد وای می ایستی دنبال پیگیری اتفاق یا می گی نه من باید خودم را به عزیزم برسونم؟ بله درسته. شما مطلقاً یک موقعی می گن آقا امشب، شب عروسی. حالا مثلاً یک کسی خمسش داده، یک کسی عرض کنم خدومتتون سنگی پرونده به ماشین عروس، یک کسی حرفی زده عیبی ندارد. شما عروسی را ما دید باید برید سر خونه زندگی تون امشب، فعلاً اصلاً امشب، شب دعوا نیست. ما هم وصالمون با امام حسین وصالمون با امام زمان، وصالمون با خدا همین جوریه. اگر بخواهیم تو دنیا معطل کنیم. خودشون را، دل خودمون را، ذهن خودمون را معطل بکنیم نمی رسیم. نه تنها نمی رسیم بلکه چی؟ دور هم می شیم. از اون دور می شیم. لذا دلهای ما باید شاد و پاک و سالمی باشد فقط به آینده و رسیدن فکر بکنیم. وقتی تو میگی زیارت عاشورا بخون. در زیارت عاشورا بگو «فاسئل الله ان یجعلنی المقام المحمود» پس دیگه حواست باشد گذشته اذیتت نکنه فقط پرواز، فقط معطل نشو. برای همین در حدیث داریم در دلهای شما حدیث میگه «تو بزرگ تر از اون هستی که محکم تر و بزرگ تر از اون نیستی که بخواهی چی کار بکنی؟ بخواهی دنیات را با کینه خراب بکنی. با غصه خراب بکنی خیلی میتونی پرواز بکنی. قدر خودت را بدون. بی خود ذهنت به چیزهای پست و بیارزش دنیا معطل نکن این درس انسانشناسی هستش. از امام حسین که سیدالشهداء اونقدر کریمه، اونقدر جواد، اونقدر مهربون، ائمه همین طور هستند. امام زمان همین طور هستش. که فقط و فقط دوست دارند ما به بچه هاشون پیش خودشون باشیم. با اونها باشیم. هیچ جای دیگر هم نریم. لذا نگاه کنید وقتی ما می ریم به زیارت شون به ما می گن چی بزرگ ترین خواستتون این باشد که با ما باشید در دنیا و آخرت خوب حالا این ما هستیم که آیا واقعاً می تونیم یک همچین هوسی بکنیم یا نه را به هر حال بسته نیست یک کسی نگه من بدبختم، بیچارهام، نمیدونم زنم این جوری. یک بچه ام این جورین. شوهرم این جوری. نمیدونم سنم گذشته، گذشته اشتباهات داشتم گناه کردم. اصلا اینها نیست. اینها بهانه است اگر کسی هر وقت تصمیم بگیره درست تصمیم بگیره خودش را بشناسه می تونه بالاترین حرکت ما را انجام بده و خودش را به معصوم برسونه. و به جلسهی گذشته این توضیح دادیم که اگر ما بخواهیم در دنیا و آخرت با سیدالشهداء باشیم یک راه بیشتر نداریم. چی بود؟ رابطه ی با امام زمان (عج الله تعالی) که امام زمان چون زنده است الان حیات طبیعی ظاهری هم داره. اگر که امام حسین مرده باشد ولی امام زمان امام زمان ماست. هر کسی می خواهد خودش را به معصومین برسونه باید در زمانی که امام داره با امام خودش ارتباط داشته باشد مثلاً شما نگاه بکنید یک کسی زمان امیرالمومنین موقعی که امیرالمومنین تنها و مظلوم بود یا کسی زمان سیدالشهداء که تو کربلا محاصره بود بگه من خیلی عاشق شما هستم. ما من با امام حسن انس می گیرم. نمی شد امام حسن همون امام حسینه که الان احتیاج به کمک داره. ما خیلی وقت ها عزاداری هامون گریه و زاری مامون پول خرج کردنهامون برای امام حسین فقط یک راهی برای فرار کردن از امام زمان هستش. خیلی وقت ها ما تو هیئت ها تو جلسات عزاداری ها وقت خودمون را طوری تلف می کنیم که یادمون نیاد که امام حسن زنده ای هست که الان به همکاری ما احتیاج دارد به کمک ما احتیاج دارد. سر خودمون را با کربلا ومکه و مدینه و نمی دونم مشهد و نماز و عبادت و اینها خوب هامون این جورین که خودشون را با این جور چیزها مشغول می کنند. بعد که تو روز می گی خوب حالا از این 13-12 ساعت طول روز پیش برای امامزمان بود. حرفی نداده. چون خرج کردنهامون هم اینجوری هستش مثلاً برای مسجد و برای هیئت و نمیدونم برای عزاداری و شام و نهار میلیونها تومن خرج میکنیم. بعد میگیم آیا از این میلیونها تومن که خرج کردیم صد تومنش. هزار تومنش برای خود این امام زنده مصرف شد. برای رفع موانع ظهور هر چند ما کاری که برای مسجد و هیئت و حسینیه. هم که می کنیم به یک نحوری غیر مستقیم کمک به امامزمان بعد میبینیم نه ما اساساً حتی اگر می خواهیم کار مذهبی کنیم حتی اگر میخواهیم عشق بازی هم بکنیم ترجیح می دهیم با مرده ها عشق یاد می کنیم تا امام زنده، امام حیمون که الان به برکت او داریم روزی میخوریم. حقوق مون، پولمون، سلامتیمون، همه چی مون دادیم از دست او می گیریم. ولی هیچ وقت هم نگاهش نمیکنیم. پس هر چقدر واقعاً عشق امام حسین، عشق فاطمهی زهرا، عشق خداوند در دلت هست باید همهی اون را پیاده کنید. در نوع نگاه و ارتباطت با وجود مقدس آقا امامزمان (عج اللهتعالی) ببینی. چقدر خودت را دقت حضرت میکنی. چقدر تلاش می کنی برای کمک به حضرت. برداشتن موانع ظهور حضرت. معرفی حضرت. آشتی دادن مردم با امام زمان (عج الله تعالی) مرکز حکومت اسلامی حضرت است. میلیون ها جوان، مردم داریم که باباشون اصلاً باباشون را نمی شناسن. اصلاً بابای طبیعی و حیوانی اش را می شناسد ولی بابای فطری و انسانی اش را اصلاً نمی شناسن. اصلاً انسی هم باهاش ندارن. رفاقتی هم باهاش ندارند. خیلی وقت ها هم اگر رفاقتی دارند. رفاقت های آزار دهنده است. یک موقعی من شب ها که می رم بعضی وقت ها سه شنبه ها تهران هستم. می رم ترمینال یا می رم سر جاده واامی ایستم که ماشین سوار بشم برم خودم را برسونم منزل قم. که گاهی می شد می بینم که بعضی از این جوان ها تو ماشینشون نشستن یک دو تا باند بزرگی نصب کردند یک نوار خارجی که یک خانم داده میخوند گذاشتن صداش که خیلی وحشتناک ماشین می لرزه بعد جلوی ما ترمز می زنه می گه حاج آقا می ری جمکران ما داریم می ریم جمکران. مثلاً این جوری. با اون آهنگ ها می رن تا مسجد جمکران یه زیارت هم می خونن و یک دعای توسل می خونن و برمی گردن. اصلاً نمی فهمند. قشنگ ها یعنی اون گوهر ذاتی خودشو داره می کشه به سمت باباش. خیلی آزادهنده است دردسرهای، آزادهنده این جوری هستش. خیلی ها هستش با امام زمانشون قهرند. واقعاً آشتی نیستند. امام زمان گریه میکند. شبانه روز از این که بچه هاش این جوری هستند خیلی گریه میکند. خیلی غصه می خورد. خب حالا ما باید این کار را بکنیم ضمن اینکه خودمون آشتی میکنیم با حضرت. دست ایتام امام زمان را بگیریم آنها را چی کار بکنیم؟ آنها را با پدر حقیقی شون آَتی بدهیم. در این صورت هستش که امیرالمؤمنین (علیه السلام) اینو بهش می گن انتظار حقیقی. انتظار حقیقی در این صورت هست که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: «کسی که منتظر حقیقی است با من و هم درجه ی من در بهشت است.» پس ببینید راه چقدر باز برای ما. ما اصلاً محدود نیستیم. همه کاری می تونیم بکنیم. به عالیترین درجات می تونیم برسیم. به شرطی که درست اماممون را بشناسیم. علت اینکه حرّ اول مقام را پیدا کرد، حرّ برای اینکه درست امام زمانش را شناخت و به موقع خودش را به امام زمانش رسوند. دقت کردید پس پیوند با امام زمان همهی گذشتهی انسان را جبران می کند. مهم این نیست که چند سال گناه کردن، آلودگی داشتی یک عمر. مهم این هستش که بتونی تا وقتی که زنده هستی با اما م زمان آشتی باشی. وقتی امام زمان ات شناختی دیگر فرار نکنی ازش. دوستش داشته باشی واقعاً دلت تنگ بشه برایش. انس بگیری باهاش. فرار نکنی ازش. بری خودت برسونی به او و اون را بیاری خونهی خودتون بیارید پذیریایی کنید ازش. اصلاً راه پیدا بکند به خونهی شما. راه پیدا بکند. می دونید. در خونهی ما چند بار تا حالا در خونهی تک تک ماها زده که بیاد تو و ما راهش ندادید. خیلی خیلی امام زمان بیصبرانه منتظر هست در خونهی تک تک من و شماها که ما راهش بدیم خونه ولی ما این جوری نیستیم متأسفانه. آقا تو خونمون نقشی ندارد. تو زندگیمون نقشی ندارد. تو درسمون نقشی ندارد. تو دانشگاهمون نقشی ندارد. تو شغل و کاسبیمون نقشی ندارد. هیچی یعنی همیشه ما بیرونش کردیم. همیشه بیرونش کردیم. خوب وقتی رابطهی ما با آقا این جوری باشد ما حتی به کارا قیمت و ارزشی نداره. هیچ فایده ای. هم نخواهد داشت. پس درس بزرگ انسان شناسی از کربلا این هستش که ما می تونیم بینهایت رشد بکنیم. بینهایت می تونیم رشد بکنیم و رشد ما حد یقف ندارد. رشد ما محدود نیست. در هر جایی که دلمون بخواهد پرواز بکنیم. می تونیم پرواز بکنیم به شرطی که خودتون باور کنی. قیمتت را باور بکنی ارزش ات را باور بکنی. بدونی خیلی بزرگی خیلی بزرگ هستی بدونی خیلی میتونی رشد بکنی. حالا با این گفتههای من اگر در کسی میلی ایجاد نمی شه، حرکتی ایجاد نمی شد هوس ایجاد نمی شد نمی خواد رشد بکند اون. مریضی هستش که ما داریم. مریضی این شخص یعنی بخش حیوانی فعاله. معشوق های بخش انسانی بزرگ شدن. در ذهن ما دغدغه های حیوانی خیلی بزرگ و اجازه نمی دهد که بخش انسانی به دنبال خواسته ها و هوس های خودش بیفتد مانع میشد. علت اینکه ما خدا را فراموش میکنیم. نظام ابدی را فراموش میکنیم. قبر و قیامت را فراموش میکنیم. رفاقت با امام زمان را فراموش میکنیم. رفاقت خیلی ارزش دارد خیلی قند تو دل آدم آب می شه که انسان رفیق امام زمان بشه. رفیق امام زمان بشه. اگر ما فراموش میکنم برای هستش که ما غالباً درگیر طبیعت خودمون هستیم. درگیر فرش و مبل و تلفن همراه و خونه و اتومبیل و لباس و سر و وضع غذا و همه اش حیوانیت درگیر اینها شدیم و اون حقیقت خودمون را فراموش کردیم. کودک عزیز روان را فراموش کردیم. کودک عزیز روان ما در رحم دنیا سقط شده متأسفانه ترسم که این تن که حائل است به جانم/ سقط کند کودک عزیز روانم

ما نباید این جوری بشیم. بنابراین خواهش من این هستش که دقت بکن عزیزان روابطشون را با هر چیزی براساس ارتباطشون با باباشون انجام بدن. یعنی باید یادت باشد حداقل قبل از اینکه زن کسی باشی، شوهر کسی باشی، بابای کسی باشی، فرزند کسی باشی، خواهر، برادر کسی باشی، قبل از همه ی اونها فرزند امام زمان اون اینو یادت باشد. بعد براساس این رابطهی خیلی قشنگی را دوست داشتنی دربارهی تمام رفتارها، ارتباطات، انتخاباتت و افکارت، تصمیم بگیری بدون امام زمان هیچ تصمیمی نگیری برای زندگی مون یعنی وقتی می خواهید جدول زندگیتون پر کنید از صبح تا شب اول حواست باشد که بچه ی امام زمانی براساس اون دست بزن بر انتخاب پر کردن جدول زمانیت تا همه ی وقتتان حتی حیوانی ترین وقتات، حیوانی ترین کارهات برکت پیدا بکند. قشنگ بشه اون هم دیگر امام زمانی همه ی چیزت امام زمانیه کارهای حیوانیت، کارهای گیاهیت، کارهای جمادی همه میشن امام زمانی قیمتی می شن ولی خوب ما متأسفانه وارونه نگاه می کنیم اگر به امام زمان هم نگاه می کنیم اول یادمون هست زن کی هستیم و شوهر کی هستیم بابای کی هستیم و مامان کی هستیم بعد بهش یه چیزی هم میخواهیم برای امام زمان بذاریم. امام زمان را بیاریم تابع بخش حیوانی خودمون می کنیم. تازه از این هم خوبه بعضی ها که اصلاً این هم نداردن. ولی چیز قشنگ این هستش که نه تو اول یادت باشد که بچهی امامزمانی بعد برای سایر قسمت های وجودت برنامه ریزی کن بعداً به کارهای دیگه باید بپردازی. بعد کارهای دیگه ات هم برکت پیدا می کند. وقتی امام زمان می بیند اول تو به او اصالت می دهی همه ی وجودت وقف او کردی کارهای دنایی تو هم سروسامون ساده کارهای دیگر را هم خودش دست می کند. رو روال می اندازه. گاهی وقت ها که گره می خوره کارها برای این هستش که بدوناً واقعاً عاشق هستید یا نه. نگو حالا که من دوست امام زمانم و شیعه هستم چرا زندگیم گره خورده، مشکلات دارم، چرا ورشکست شدم، چرا پولم گم شده، چرا بچه ام این جوری شده، چرا نمی دونم شوهر این جوری شده، زنم این جوری شده، خونمون این جوری، شده چرا دانشگاه مشکل دارم. نه اینها، عشق هزینه داره، رسیدن به عاشورا هزینه داره برای همین هم اصحاب عاشورا تا آخرین دقایق امتحان شدن از چند هزار نفر رسیدن به 72 نفر رفاقت با امام زمان این جوری است. امام زمانم بسیار در مقام نائب اگر بدونه فرزند به او نگاه طبیعی و مادی داره راهش نمیدهد. فقط کسانی را میخواهد که خودش دوست داشته باشن. بیان مرحوم بشارتی که در جمکران خدمت آقا رسیده بود وقتی یک طرف آب در یک تابستون گرمی دست آقا داده بود. آقا فرموده بود شیعیان من حتی به این اندازه ام به فکر من نیستند، دغدغهی منو ندارند. اینقدر هم برای من ناراحت نیستند. گفته بود آقا این همه جمعیت بخاطر شما اومدند فرموده بودند اینها برای خواستههای خودشون اومدند. اومدند کسی برای من نمییاد کسی برای من دلش نمیسوزه. کسی من را نمیخواهد. ما باید این جوری باشیم که آقا را برای خودش بخواهیم و خودش بخواهیم و هیچی هم بخاطر آقا نخواهیم. یعنی نیاییم آقا را امتحان کنیم که آقا حالا که من اومدم تو راه تو باید همهی سوروساتم باید چی باشد! به راه باشد. نه رسیدن به آقا اگر آقا را میخواهی چیز دیگه را نخواه. چیز دیگه اصلاً نمیخواهد. به هر جا لطمه خورد اصلاً اهمیتی نداره. چرا چون تو میخواهی جای بزرگی برسی مهم نیست. که با چه هزینه ای می رسی می خواهی یک جای مهم برسی می خواهی در دنیا و ابدیت با امام زمان باشی حالا طرف بچهاش سرطان دارد بهش میگی آقا یک میلیارد میگیریم بچه خوب میشه میگه عیبی ندارد حالا بچهاش خوب شد. 5سال بعد این مرد. برای پنج سال کنار بچه موندن پنج میلیارد هزینه کرد. حالا ما برای کنار امام زمان میخواهیم باشیم چقدر حاضریم هزینه کنیم. از وقتمون، از عمرمون، از جوانی مون، از اعتبار مون از پولمون از سوادمون، چقدر حاضریم هزینه کنیم. برای اینکه یک ابدیت با امام زمان باشیم. یک ابدیت این خیلی خوب. عزیزان زحمت کشیدند این جلسه کتابهای جدید، سی دیهای جدید آوردند حتما یادداشت دادن به من که کتابها و سی دیهای جدید را نگاه بکنند. با هم دیگر دعا میکنیم.