شرح کتاب سر الاسراء؛ جلسه هشتم 19/09/1403
سلام علیکم و رحمة الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم *بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
در ادامه فصل ۴ بحث جدیدی را حضرت استاد شروع کردند -رحمت الله تعالی علیه- از همین حدیث معراج به نام معنی القرب و تقرب حق تعالی. مفهوم قرب و نزدیکی جستن به خدا.
«فَقالَ: یا رَبِّ! دُلَّنی عَلَى عَمَلٍ أَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَیْکَ» نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال کردند؛ بعد از که خداوند ایشان را نهی کرد از اینکه جذب ترش و شیرین دنیا بشود، سوال ایشان این هست که «یا رَبِّ! دُلَّنی عَلَى عَمَلٍ أَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَیْکَ». این صدای و خطاب یارب بسیار مهم هست که کسی که در باشگاه الهی ثبت نام کرده و الله را مربی خودش میداند، در خطاباتش الله را مربی صدا میکند یا رب؛ یعنی ای کسی که پرورش من به دست اوست. این مفهوم خیلی انسان را نجات میدهد؛ یعنی اگر انسان بخواهد قدرت داشته باشد و سرعت داشته باشد، باید دائماً این تلقین را به خودش بکند که در باشگاه دنیا دارد به سر میبرد و هدف از زیستن در این باشگاه مربی یعنی چی، یعنی سنخیت پیدا کردن، شبیه شدن. الان در شاگردان یک استاد در یک باشگاه چه کسانی زودتر مربی می شوند؟ کسانی که اطاعت بیشتری میکنند، مقاومتشان را کم میکنند، زودتر شبیه مربی می شوند. مفهوم تقرب را دقت کنید که چه جوری با آن کلمهای که پیامبر میفرماید سنخیت دارد؛ یعنی اگر شما این مفهوم رب را متوجه نباشید، دیگر بقیه محتوا را دقت نمیتوانیم بکنیم آنجوری که باید بفهمیم. میفرماید که «یا رب» یعنی هدف از ارتباط من با تو، شبیه شدن من به توست دیگر. این هدف خلقت انسان است و حالا من را راهنمایی کن به یه عملی که من آن را انجام بدهم و در آن عمل تقرب به تو پیدا بکنم، شبیه به تو بشوم. پس دقت کنید مسئله قرب میگویم فلان عمل را انجام میدهیم قربتاً الی الله یا واجب یا مستحب، قربة الی الله یعنی چی؟ یعنی این را انجام میدهم که شبیه مربی ام بشوم. برای سنخیت بیشتر، شبیه شدن بیشتر به مربی ام دارم این کار را انجام میدهم. ما در باشگاه دنیا که حکم رحم را دارد، یه زمان محدودی داریم. در باشگاه دنیا که حکم رحم را دارد برای ملکوت، یه زمان محدودی را داریم که سالم متولد بشویم. پس آنچه که خیلی خیلی خیلی مهم هست برای ما در ارزیابی زندگیمان و حیات مان در انتخاباتمان، ارتباطاتمان، رفتارهایمان، چینشهای فکریمان همین هست که من در رحم دنیا چقدر برای شرایط زیستی برزخ آماده شدم. چون هر لحظه ممکن است مرگ من برسد، وفات من برسد. خب آنجا شرایط زیستی اش مثل شرایط زیستی دنیا که ثابت هست و چیزهای خاصی را از جنین که از رحم مادر متولد میشود میخواهند. آنجا هم همینطور. در نظام برزخی ما باید شکل خاصی داشته باشیم؛ یعنی این روح باید به سمت جهت خاصی حرکت کرده باشد که موقع وفات سالم متولد بشود. قرآن هم روی این تاکید میکند که در نظام ابدی، آنچه که به درد ما میخورد چیه؟ «یَوْمَ لاْ یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ أَحَدَاً إَلاّ مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» روزی که نه مال و نه فرزندان هیچکدام به درد نمیخورد. کمالات چهارگانه به درد نمیخورد حالا مال و بنونش را به عنوان مصداق دارد ذکر میکند «یَوْمَ لاْ یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ أَحَدَاً إَلاّ مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» مگر کسی قلب سالم آورده باشد قلب سالم یعنی روح سالم روح سالمم امام صادق علیه السلام فرمودند: «الذي يَلقَى رَبَّهُ» یعنی روحی که وقتی به ملاقات پروردگار میرود معشوقی غیر از خدا در آن نباشد. این همان بحثی هست که بارها عرض کردیم بحث مهندسی آرزوها و مهندسی معشوقها. ما خب بالاخره در بخش پنجم معشوقمان الله است. در بخش چهارگانه پای ما چهار نوع معشوق دیگری داریم مفهوم زندگی تربیت اسلامی و رشد این هست که انسان بتواند توجهش به این چهار تا معشوق پایینی با مدیریت بخش پنجمش باشد؛ یعنی رب خودش. برای همین هم در قرآن علامت یک انسان حقیقی را سه عشق معرفی میکند. خوب دقت کنید. از نظر قلب شکل قلب در سوره توبه آیه ۲۴ شما باید سه عشقت غلبه داشته باشد بر عشقهای دیگر. چیه آن؟ عشق به الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. اگر کسی این سه تا عشقش غلبه ندارد به عشقهای دیگرش، قرآن میفرماید فاسق است؛ یعنی در رحم دنیا دارد حرکتی میکند که به تولد سالم منجر نمیشود؛ یعنی موقع وفاتش به شکل انسان دیگر متولد نمیشود. تنها کسانیست سالم متولد می شوند که بتوانند در مدتی که در رحم هستند، این مهندسی عشق و مهندسی آرزوها را حفظ بکنند. در جنین در رحم مادر کدام جنین سالم متولد می شوند؟ چون ما گفتیم از ۶ تا تولد دوتاش فقط به درد میخورد: یکی تولد سالم ، یکی سالم چی؟ قوی. از بین جنینها کدامها سالم متولد می شوند؟ آنهایی که در مدتی که در شکم مادر هستند جهتشان به سمت تولد سالم باشد. دقت کنید یعنی آن حافظه مرکزی، آن جهته، این را فقط هماهنگ بکند برای تولد سالم. غفلت بشود، وقت تلف بشود، این موقعی که میخواهد به دنیا بیاید برای تولد سالم آمادگی ندارد. مشکل پیدا میکند؛ مثل چیه؟ مثل همین جیپیاسی هست که شما استفاده میکنید در اتومبیلتان یا مثلاً همین دستگاهی که برای رسیدن مقصد "نشان" مثلاً میزنید شما/ شما وقتی که میزنید دستگاه را، من میخواهم بروم مثلاً اصفهان، فلان میدان، فلان کوچه، از اینجا که حرکت میکنید این باید دائم حرکتتان را تا همان جهت ببرد شما را. قطع بشود، آدم الان گیج می شود که الان کجا بروم. به خصوص در خود شهر آدم گم میشود. دیگر، سر وقت نمیرسد. ما دقیقاً همینطور هستیم؛ یعنی ما در رحم دنیا باید جهت حرکتیمان را کاملاً به سمت تولد سالم تنظیم بکنیم. حالا اگر یه موقع هم آسیبی دیدیم، خود خداوند تبارک و تعالی راههای جبران و توبه و بازگشت مسیر را گذاشته برای ما؛ ولی خب بالاخره آن هم وقت تلف کردن است. آن هم وقت میگیرد از انسان. اما دیگر بالاخره راه گذاشته. خداوند میگوید بیا الان برگرد ۳۰ سالم میتوانی جبران کنی، ۳۰ سالم اشتباه رفتی میتوانی جبران بکنی. چرا؟ چون تو هنوز در رحم مادر هستی؛ یعنی دنیا، قبل از تولدت هست؛ ولی آن طرف متولد بشوی، دیگر نمیشود کاری کرد. این که علی علیه السلام میفرماید: یک گناه را اگر کسی با خودش ببرد ، یه عمل گناه را با خودش ببرد، صد سال آنجا گرفتار عذاب هست، یه گناه در دنیا چه جوری میشه جبران کرد؟ ۳۰ سال گناه میشود جبران چه برسد یه گناه. هزاران گناه اینجا میشود جبران کرد. چون ماهیتش، ماهیت رحمی است. زمانش بینهایت قیمت دارد؛ اما وقتی که میروید آن طرف، آن طرف دیگر امکان جبران به این راحتی نیست. پس در مفهوم تقرب باید دقت کنیم که ما قرار هست شبیه مربیمان بشویم، رب مان.
من قبلا چند تا شاخص معرفی کردم، شاخصهای قرب. چون رب ما رحمان و رحیم است و بالاترین اسمش رحمان و رحیم است، اساساً از کجا میفهمیم یه نفر قرب دارد؟ این که تو روز به روز به این دو صفت نزدیک بشوید: رحمانیت و رحیمیت. خواهش میکنم خوب دقت کنید چون میخواهم به نتیجه برسیم، باید نتیجه عملی ازش بگیریم: رحمانیت و رحیمیت. پس دین یعنی چی؟ دینی که خدا آورده، پیغمبر فرستاده برای شبیه شدن مربی ات هست، در شبیه شدن مهمترین صفتها چی هست که باید در خودت ایجاد بکنی؟ رحمان رحیم، بسم الله الرحمن الرحیم. ما دیگر بالاتر از رحمان اسمی نداریم که تو قرار است شبیه مربی بشوی، رحمان مادر همه اسما هست، قرآن هم او را تفکیکش میکند از سایر اسما. «ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى». یعنی اسمای حسنای را که میخواهد بگوید الله مربی اسمهای نیکویی دارد، میگوید الله را بخوانید یا رحمان، هر کدام را بخونید، هر کدام را بخوانید، او اسماء حسنی دارد. یعنی رحمان آمده کنار الله قرار گرفته. بنابراین شاخص مهم، یادتان باشد، در هر نوع زندگی دینی، میخواهی طلبه باش میخواهی بسیجی باشی، میخواهی هیئتی باشی، میخواهی نمیدانم شاعر باشی میخواهی مداح باش، میخواهی معلم باش، در حیات انسانی اگر شخص روز به روز مهربانتر میشود، رحمانتر و رحیمتر، حالا بعداً باید توضیح بدهیم که رحمان به کی و رحیم به کی، این باید شاخص ریاضیش را بگویم. رحمان به کی و رحیم به کی. اگر یه کسی میخواهد بداند قرب دارد یا نه! ببیند واقعاً از مثلاً ۲۰ سال پیش ۱۰ سال پیش سال گذشته تا الان این صفت چقدر درش افزایش پیدا کرده، چقدر مهربانتر شده. چقدر به انسانها اهمیت میدهد، چقدر این ۸ میلیارد آدمی که روی کره زمین هست برایش مهم اند. چقدر حیوانات گیاهان اشیا حتی برایش حرمت دارند و اگر این صفت را ما نداشته باشیم، به حجم عبادت نیست. بارها این حدیث را گفتیم، پیامبر اکرم صلی الله به آن خانمی که گفتند شبها تا صبح عبادت میکند روزها هم روزه میگیرد، همین که گفتن این بداخلاق هست، حضرت فرمود: قطعاً جهنمی است «لا خَيرَ فيها هِي مِن أهْلِ النّارِ» یعنی آن نماز من را شبیه نمیکند، آن روزه آن هیئت رفتن، آن گریه آن اشک من را به مربی خودم که الله و رب هست، شبیه نکرده، حج رفتم ۵۰ بار، پوست کلفتتر شدم، خشنتر شدم، بیادبتر شدم ، نمک نشناستر شدم، بیوفاتر شدم، خشنتر شدم، این به درد نمی خورد که. این را همه هم میفهمند. خانوادهات میفهمد، بچههایت میفهمند، مردم میفهمند، خودت هم میفهمی که آیا من تقرب دارم پیدا میکنم یا نه! دوتا ملاک دیگر هم گفتیم، یادتان هست چی بود؟ آرامش بعد شادی. اینها سه تا شاخص ریاضی هست، در قرآن هم آمده که شما اگر آرام تر نمیشوی، دلشوره داری، غصه داری، حسادت داری، رقابت داری، مقایسه داری، افسوس میخوری برای دنیا، این دیگر فایدهای ندارد یا شاد نیستی. یا شاد نیستی. این هم به درد نمیخورد. خب وقتی میگویم شاد نیستی یعنی چی؟ یعنی غصه دنیا را نمیخورد. ولی غصههای دیگر را آدم میتواند بخورد، آن غصههایی که مال دنیا نیست را اگر کسی بخورد، شاد میشود. این یادتان باشد. فرق بین غصه دنیا -دستم را نگاه کنید. ما در کارگاه غم توضیح دادیم -ما هفت نوع غم داریم که این غمها وقتی میخوری، هی شادترت میکند و آن غم بخش پنجمت هست. الان عزیزمان ذکر مصیبت گفت، ما هم گریه کردیم؛ اما این گریه آدم را تحقیر نمیکند، افسرده نمیکند، این گریه آدم را چیکار میکند؟ شاد میکند. اگر اشکت نیاید ناراحتی. اگر گریه نکنی، حالت گرفته است. غم های مقدس غم های بخش فوق عقلانی، تمامشان شادی آور است. شما نگاه کنید یه ظاهراً میگوییم ما عاشورا ، محرم ماه عزاست. برای خود اهل بیت چه جوری بوده؟ خود اهل بیت، امام حسین، حضرت زینب (سلام الله علیهما) و اصحاب عاشورا؟ در عاشورا چه جوری بودند؟ فرمود: «کل ما اشتد علیه الامر احمر» هر چقدر کار سختتر میشد، اینها شادتر میشدند. اینها شادتر میشدند. پس این غم و اقامه عزایی که ما داریم میکنیم، این اقامه عزا درسته ظاهراً داریم ذکر مصیبت میکنیم، اقامه عزاداری، اما شما نگاه کنید، چه جنب و جوش و این چه شورش است که در خلق عالم است. بچهها شادند، میخواهند محرم بیاید، کیفش را میکنند ،مشکی هایشان را جلوتر آماده میکنند در مساجد هیئتها میبینید، بچههای هیجان خوب دارند و یه بزم معنوی و شادی انسانی دارد برقرار میشود اما ظاهرش با گریه است، با سینه زدن است، با اشک ریختن است اما روح انسان در این مراسم ها آرامش پیدا میکند، شاد میشود، قدرت پیدا میکند، نشاط پیدا میکند، بیماری های روحی و روانیش خوب میشود. غمهای انسانی را- دقت کنید - وقتی میگویم شادی، منظور چیه از شادی؟ یعنی غصه دنیا را نخوری، راحتی. هر کسی هم عرضه داشت غصه دنیا را نخورد، خب همیشه شاد است دیگر. آن غمها که خودش شادی می آورد، غم این طرف هست که تحقیرت میکند زندگیت را خراب میکند، کارها را به مشکل میکشاند.
خب این سه تا شاخص یادمان نرود. وقتی میگوییم تقرب، حالا خدا جواب میدهد، یه عملی را معرفی میکند که ما چیکار کنیم که تقرب پیدا کنیم اما همه اینها برای اینکه آن شباهت حقیقی بیرون حاصل بشود. تو به رحمانیت و رحیمیت برسی، به آرامش برسی و به شادی. خب الان مصائب جامعه جهانی، الان هرچی مصیبت در این کره زمین هست، جنگها قتلها ویرانیها قحطیها زندانها شکنجهها خودکشیها طلاقها، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد ضد افسردگی، خودکشی ها مال چیه؟ مال نبودن رحمانیت و رحیمیت است. اگر در جامعه رحمانیت و رحیمیت باشد که، کسی غصه ندارد که همه شادند همه خوبند. خب حالا الان اینها ناشی از چیه؟ این مسائل؟ حالا چرا هست؟ چون جامعه جهانی مربی بالا سرش نیست. مربی بالا سرش نیست. جامعه جهانی الان با ملاکهای تربیت صحیح انسانی زندگی نمیکند. خب حالا چرا مربی بالا سرش نیست؟ چرا آن ۱۳ تا کشته شدند؟ ۱۳ تا مربی؟ چرا کشته شدند؟ کشته شدند دیگر، اصلاً اسمش معلوم است دیگر، شهید شدند، یعنی چی نبوده که اینها شهید شدند؛ یعنی رحمانیت رحیمیت نبوده که شهید شدند. این آخری هم که ۱۱۹۰ سال آواره است، به تعبیر علی علیه السلام، «الشرید الطرید الفرید الوحید» این هم به خاطر نبودن رحمانیت و رحیمیت در دل شیعیانش است. شما نگاه کنید امام صادق علیه السلام وقتی ازش سؤال میکنند چرا غیبتش طولانی هست، چی میگوید در جواب؟ چرا غیبت طولانی میشود، فرمود: امنیت جانی ندارد؛ یعنی کسی نمی آید برای ایشان امنیت جانی ایجاد بکند، فضا را بسازد که ایشان راحت بتواند بیاید. دو) کسی هم نمیخواهدش. پس ما دوباره رحمان و رحیم نیستیم که این آقا الان آواره است دیگر. رحمانیت رحیمیت اگر بود، خب این آقا الان ظهور میکرد مشکلات بشر حل میشد. پس اینهایی که دارند ادا درمی آورند ما دعا میخوانیم، ذکر میخوانیم، نماز میخوانیم، روزه میگیریم، عبادت میکنیم، ۱۱۹۰ سال بدون ایشان، چه رحمتی هست؟ مگر میشود آدم رحمان و رحیم باشد، اجازه بدهد امامش این همه سال آوارگی بکشد؟ این همه سال تنهایی بکشد؟ این همه سال غربت بکشد؟ دلش هم نه تنگ بشود نه کاری بکند برایش، نه کاری بکند. ما انقدر به این بیرحمی عادت کردیم که نه دلتنگشیم، نه احساس ضرورت میکنیم برای آمدنش که الان خود آقا امام زمان چقدر دعا انشا کرده که برای من دعا کنید که استغاثه کنید «اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ» خود آقا انشا کرده دیگر. دعای افتتاح را کی انشا کرده؟ آقا امام زمان علیه السلام و دعاهای دیگر. در تمامشان میگوید شکایت کنید، غر بزنید، نق بزنید، استغاثه کنید برای آمدن من. الان ما میخواهیم استغاثه را راه بندازیم در کشور که الحمدالله الان تقریباً نزدیک ۳۰۰ جا از پارسال تا حالا شروع شده دیگر. الحمدالله حرم امام رضا شروع شد، حرم حضرت معصومه انشالله به زودی شروع بشود، جمکران هم. بعضی از حرمها هم داریم شروع میکنیم انشالله. همه جا بشود، همه استغاثه کند دیگر. این دیگر کمترین دل رحمی که تو میتوانی برای امام زمان کنی. بزرگترین مشکل سر راه برگزاری استغاثه برای امام زمان میدانید کیا هستند؟ هم لباسهای خود ما، حزباللهیها، حزباللهی هم لباسهای ما، بزرگترین مانع سر راه این هستند که آقا استغاثه اصلاً لازم نیست. بابا حرم دستت هست، مسجد دستت هست، حسینیه هست، کمترین حقی که امام گردنت دارد که بابات هم هست، این هست که چهارتا مومنین جمع شوند یه استغاثه برقرار کنند ولی توجیهات مزخرف و خنکی، استغاثهها را همه را حذف میکنند . خیلی جالب است. میگوید آقا تو از طرف معصوم امانت دار این مکان مقدسی، رزقت شده، خب چرا برای خودش استفاده نمیکنی؟ تصور بفرمایید یعنی چی! البته این نکته سر دراز دارد. من باید حالا یه موقع دیگری به این موضوع بپردازم که اساساً شاخص رحمانیت و رحیمیت حرکت به سمت این نقطه این دو تا مشکل را برطرف کنید. چرا این دوتا مشکل در جامعه هست الان؟ جامعه جهانی؟ چون رحمانیت و رحیمیت نیست. خب رحمانیت و رحیمیت نسبت به چی؟ رحمانیت نسبت به ۸ میلیارد آدم که در زمین بچههای امام زمانند، بچههای حضرت زهرا هستند، بیچارهها هنوز از پدر و خانواده آسمانیشان، مادر حقیقیشان حضرت زهرا سلام الله علیهما، جدا هستند. نمیدانند بندگان خدا. کی باعث این شده که نمیداند؟ کی کوتاهی کرده که این الان نمیدانند بچه حضرت زهرا هستند؟ وظیفه کی بوده به اینها معرفی کند، اینها را بگوید، کی باید اهل بیت را معرفی میکرده؟ مگر امام رضا علیه السلام نفرمود: «لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا» اگر مردم زیبایی کلام ما را میدانستند حتماً تابع ما میشدند. کی این کار را نکرده که این زیباییها را به مردم دنیا برساند، همه تابع بشوند؟ چرا هنوز ۱۱۹۰ سال این آقا آواره است، این همه مصائب در جامعه است؟ یک ذره فکر کرد. پس رحمانیت باید نسبت به کی داشته باشید؟ نسبت به ۸ میلیارد آدم روی کره زمین. رحیمیت نسبت به کی؟ رحیمیت نسبت به کی؟ نسبت به خود حضرت، نسبت به خود حضرت. بابا این آواره است این شخص، میگوید: من هر روز هر ۲۴ ساعت یه بار میگویم: «هل من ناصر ینصرنی» الان در زندگی ما چی هست که من بگویم آقا واقعا من در ۲۴ ساعت رحیمیت دارم نسبت به شما؟ الان کدام ملاک است من بگویم آقا من مثلاً ۲۰۰ سال هست دلم دارد جوش میزند برای تو. من الان بخش جمادی ام درگیره، دارم پول میدهم برای تو، بخش گیاهی ام درگیره دارم وقت می گذارم برای تو، بخش حیوانی درگیره دارم آبرو می گذارم برای تو، بخش عقلی ام درگیره دارم علم و تخصصم را در راه برطرف کردن موانع ظهور تو به کار بگیرم. من عشق و دلم درگیر توست. الان واقعاً خداوکیلی ما روبرو بشویم با امام زمان علیه السلام حرفی داریم بزنیم، خیلی شرمنده میشویم، چی بگوییم؟ بگوییم ما اصلاً انقدر که دلمان برای زن و بچهمان، بخش حیوانیمان برای دوستانمان برای بخشهای زندگی، این چهار تا بخش تپش داشت، بالاو پایین شد، سوخت، دلتنگی کردیم برای تو اینجوری نبودیم. خب این چه زندگی هست واقعاً؟ خواستم مصداقهایش را تخصصی و ریاضی مشخص کنم که مفهوم جا بیفتد که وقتی می گوییم رحمانیت و رحیمیت یعنی چی. رحمانیت به کی پس؟ به ۸ میلیارد آدم روی کره زمین. رحیمیت چی؟ به خود حضرت. به شیعیان حضرت لااقل و ما مشکلمان الان در جامعه همین هست. هم کره زمین هم در جامعه خودمان حتی در جوامع مذهبی در حوزهها در جاهای دیگر همین هست، کمبود رحمانیت و رحیمیت. عبادتها، درس خواندنها، ذکر گفتنها، گریه کردنها و کار کردنها، تبدیل به رحمانیت و رحیمیت نمیشود. جای دیگر دارد خرج میشود و این سوخت ما داریم میدهیم. مثل بچه، بچه که در رحم مادر هست، هی عکس ازش که میگیرند، سونوگرافی میگیرند، برای چی مراقبت میکنند؟ برای این که نسبت به دنیا، نسبت به شرایط زیستی دنیا، چقدر دارد شبیه میشود؟ چقدر دارد هیکلش شکل میگیرد یواش یواش؟ مراقبت میکنند دیگر. میگویند خب الحمدالله سالم، فعلاً خوبه، برای دو ماهگی خوبه، برای سه ماهگی خوبه، برای چهار ماهگی خوبه. مسیر خوبه. قلبش دارد کار میکند مغزش دارد کار میکند، قلب تشکیل شده، مغز تشکیل شده، زنده است اصلا، از چهار ماه به بعد زنده است، دارد حرکتش خوبه دیگر، سر ۹ ماه سالم می شود. ما اصلاً از خودمان سونوگرافی نمیگیریم؛ یعنی از خودمان یه کسی نیست به ما یاد بدهد. چون قرآن به ما یاد داده. قرآن میگوید اگر میخواهی خودت را ببینی، به قلبت نگاه کن. اگر این سه تا عشق غلبه بر سایر عشقها دارد، تو سالم داری حرکت میکنی. عشق به الله، عشق به اهل بیت و عشق به جهاد. این اصلاً تو اصلاً زندگی جهادی داری یا نداری؟ الان امام جامعه ما نائب امام زمانمان چند ماه اعلام جهاد کرده. الان چند نفر زندگیشان تغییر کرد بعد از اعلام جهاد ایشان. خب الان حالت جهادی دارم! الان اعلام جهاد کرده نائب امام زمان، آن هم برای برطرف کردن موانع ظهور ایشان، دقیقاً برای برطرف کردن موانع ظهور ایشان، ایشان اعلام جهاد کرده. خب الان زندگی ما چقدر تغییر کرده. این خانمهای جامعه میگویند آقا ما چرا تغییر کرده. من طلاهایم را دادم. پیرمردی را بنده خدا نشان داد تلویزیون، پیرمرد بود، میخواست تردد بکند، کلی زحمت کشیده بود یه پولی جمع کرده بود یه ماشین بخرد. وقتی همچین شد، پولش را آورد تبدیل کرده بود به سکه و طلا و داد و این برای آنها. من ماشین نمیخواهم. بالاخره جهاد را میفهمد، رنگ جهاد در زندگی من هست و آن اگر کسی بدون اثر از جهاد در زندگی از دنیا برود، شرم آور خدا را ملاقات میکند. دیگر ملاقات خوبی نمیکند با خدا. الان ما دو ماه اعلام شده که جهاد بکنیم، اعلام جهاد شده، دو ماه، سه ماه ۴۰ ساله ما اعلام جهاد شده. ولی الان شده، الان کوه؟ مثلاً خوابمان کمتر شده، بیداریمان بیشتر شده، تلاشمان بیشتر شده، چیکار داریم میکنیم؟ همان هم همه کاری میتوانیم انجام بدهیم. یه عالم کار میتوانیم انجام بدهیم. خب الان کو! الان زندگی جهادی کو! عشق به امام زمان کو! دلتنگی کو! شوقه کو! آن شوقه که بدویم آقا را بیاوریم، بدویم موانع را برطرف بکنیم، کجاست! شما بدون -این یادتان باشد- شما بدون تقرب به خلیفه الله، تقرب به الله توهم هست فقط، فقط توهم هست. در این مسیر قدم برنمیدارد چه تقربی به خدا داری؟ میخواهی بگویی مثلاً من نماز میخوانم، روزه میگیرم، زیارت میکنم نمیدانم گریه میکنم، گریه میاندازم، چیکار میکنیم؟ این مسیر باید طی بشود. ظهورش هم در قلب و شخصیت خودت هست یک. دو) در عمل خارجی تو هست که تو داری این دلشورهها را داری، این تلاشها را داری، این حضورها را داری. حالا خوب دقت کنید میخواهم یه چند تا روایت بخوانم برای شما. یه صلوات ختم بفرمایید.
اولین موردی که حضرت استاد آورده از صحیفه هست. دعای پنج « و یا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْیتِهِ الْأَبْصَارُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَدْنِنَا إِلَی قُرْبِک» ای کسی که بندگانش نمیتوانند مشاهدهش بکنند، البته با چشم قلب چرا، همیشه مشاهدهاش میکنند، با چشم سر نمیتوانند، درود بفرست بر پیامبر و آلش «وَ أَدْنِنَا إِلَی قُرْبِک» ما را به قرب خودت نزدیکتر ساز. نزدیک کن. پس مفهوم قرب را فهمیدیم که چی شد. یعنی این اتفاقها هم در دل ما بیفتد و هم در عمل خارجی ما بیفتد.
«وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ إِلَیک یغْنَمْ» همین دعای ۵ صحیفه امام سجاد علیه السلام میفرماید که هر که را تو به خودت نزدیک بکنی، غنیمت را آن برده. آن غنیمت را برده. اگر قرار باشد یه بچه در رحم مادر شبیه بابا و ننه اش نشود، به تولد سالم حرکت نکند، در رحم مادر زندگی کردن به چه درد می خورد؟ روز تولد روز بدختی اش هست، روز عذابش است. چون نیاورده ابزار دیگر. وقتی ناقص به دنیا بیاید، دیگر به چه درد میخورد. وقتی بیمار بیاید، اذیت میشود. ما الان در رحم دنیاییم، باید فرصت و مغتنم بشماریم، سالم حرکت کنیم. سالم برسیم. لذا دقت کنید مسئله قرب یه مسئلهای نیست که آی مقربین نمیدانم به ما ربطی ندارد. حالا، به ما چه، نه بابا، اصلا ما شاخص حیات حقیقی میزان قرب توست و قرب هم که همانطور که عرض کردم، شاخص ریاضی دارد. عرض کردم برایتان که نگوییم حالا این آخوند این حاج آقاست، این نمیدونم سادات هست، این الان نماز شب میخواند، این الان مجتهد هست. این الان مرجع با این چیزها قرب نمیشود درآورد. قرب با چی در می آید؟ با شاخصههای ریاضی حقیقی؛ یعنی تو رحمان و رحیم بشوی، آرامش داشته باشی و شاد باشی. دنیا تحقیرت نکند. چون قرب یعنی شبیه شدن به مربی، مربی ما شاد است. مرتاح اسم خداست. مربی ما برای ما زشت میداند، فحشا میداند، شرمآور میداند که ما برای دنیا غصه بخوریم. با وجود او کنار او کنار خانواده آسمانی غصه بخوریم. پس اگر تو با داشتن آنها کنار خدا غصه میخوری، خب این خیلی زشت است دیگر. خیلی بد است.
«حَمْداً لَا يَنْبَغِي إِلَّا لَكَ وَ لَا يُتَقَرَّبُ بِهِ إِلَّا إِلَيْكَ» این هم فوق العاده است. دعای ۴۷ . در صحیفه جامعه دعای اول و دوم و سوم فوق العاده است در این زمینه. حالا این در صحیفه کامله که بیشتر در اختیار مردم هست، تقسیم بندی شده. میفرماید که «وَ لَكَ الْحَمْدُ» حمد تو را من به جا می آورم. « حَمْداً لَا يَنْبَغِي إِلَّا لَكَ» حمدی که شایسته نیست جز برای تو «وَ لَا يُتَقَرَّبُ بِهِ إِلَّا إِلَيْكَ» خوب دقت کنید. ساختار ریاضیش را دقت کنید. میفرماید که حمدی که نزدیک نمیکند فرد را مگر به تو. چون کارکردهای حمد را ما در دعای اول شرح کردیم، دعای اول صحیفه شرح کردیم. در همین دعای یکم که آنجا دهها نوع کارکرد برای حمد دارد. یعنی شما اگر حمد حقیقی بکنید در کارگاه حمد هم توضیح دادیم، در اردوی حمد هم توضیح دادیم. اگر یه کسی حمد حقیقی کند حمد حقیقی این آثار را دارد . آثارش خیلی زیاد است. حتما دعای یک را من خواهش میکنم عزیزان یه سری بزنند. « الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ کانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ یکونُ بَعْدَهُ» با اینجا شروع میشود. همان دعای یک صحیفه. بعد میایی می بینی که چقدر کاربرد دارد. «حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللَّهِ» حمدی که ما آزاد میشویم از عذاب دردناک خدا. حمد انقدر فایده دارد اگر درست انجام بشود و آثارش بیاید در روح ما. شما اگر حمد داری حسادت نمیتوانی بکنی به کسی. کسی که حسود است، حسادت کار کسی نیست که حمد اصلا ندارد. خودشیفتگی، خود برتر بینی مال کسی است که حمد ندارد. اگر حمد آمد دیگر تو به هیچ وجه خودت را بهتر از کسی نمیدانی. حمد آثار دارد واقعاً. حمد درهای جهنم را به روی انسان میبندد. حالا چون در مقام آن نیستیم دیگر در همان اردو و دوره دعای صحیفه دعای یکم توضیح دادیم ما این را.
«وَ انْزِعْ مِنْ قَلْبِی حُبَّ دُنْیا دَنِیةٍ تَنْهَی عَمَّا عِنْدَک»؛ خدایا این محبت دنیای پست را از دلم بکن. این را از من بکن. خب چرا؟ «تنها اما عندک» اگر این محبت دنیا در دل من بماند چه اتفاقی می افتد؟ میفرماید من را محروم میکند، نهی میکند از تمام کمالات و پاداشها و جوایزی که پیش توست. حب دنیا انسان را از نه فقط بهشت، بلکه از بالاتر از بهشت، از همه چیز ما را محروم میکند. حب دنیا اینجوری هست. چون قلبی که مشعوف دنیاست، شیفته دنیاست، دیگر رغبتی به خدا ندارد، رغبتی به هرچیزی هم که نزد خدا هست ندارد. این تمام معشوقهایش، آرزوهایش، آرمانهایش در همین دنیاست. هرچی هست.
«وَ تَصُدُّ عَنِ ابْتِغَاءِ الْوَسِیلَةِ إِلَیک» حب دنیا باز میدارد از اینکه من برای رسیدن به تو از وسیله استفاده کنم. وسیلهها کی ها هستند؟ اهل بیت. حب دنیا نمی گذارد ۱۲۰ هزار نفر بیعت کردن با امیرالمومنین، ۱۰ تاش هم در خانه امیرالمومنین نیستند. حب دنیا این مصائب سر مادر ما آورد، سر امیرالمومنین آورد، سر 13 تا معصوم آورد. مسلمانها به واسطه حب دنیا از وسیله رشد اصلیشان غافل شدند، از معصوم غافل شدند. الان چرا امام زمان ۱۱۹۰ سال آواره است؟ چون مشغول حب دنیایم. چون مشغول حب دنیایم؛ والا اگر ما دغدغه ایشان را داشته باشیم، حالا موانعش تا الان باید برطرف میشد. هزار سال پیش ایشان نامه نوشته که اگر شما وفادار باشید، همدل باشید، با عجله می آیم. خب الان در این هزار سال این وفاداری و همدلی ایجاد نشد. ما چون ما مشکلات شخصی خودمان را داریم، ما هیچ وقت نمی آییم به خاطر امام زمان دور هم جمع شویم. بگوییم همه بچههای یه باباییم، بیایم همگی امکاناتمان را بریزیم روی همدیگر ببینیم چیکار میتوانیم بکنیم برای بابایمان. هر که مشغول شهوتهای خودش هست، هر کس مشغول دغدغهها و آرزوهای خودش هست. آن در زندان دارد به سر میبرد ما هم نمینشینیم حل کنیم. حالا میگوید بابایی هست بچههایش خیلی دوستش ندارند؛ مثلا باباهای طبیعی و دنیایی ولی وقتی میندازنش به زندان. تصادف کرده، جرم هم مرتکب نشده. الان میخواهند بازداشت کنند، بچهها مگر می گذارند این به بازداشتگاه برود. می رند سریع به بازداشتگاه، میروند سند می آورند، یه چیزی میگذارند سریع در می آورند. نمی گذارند آنجا یه شب بماند آنجا یا اگر مریض باشد بیمارستان باشد، خب می روند بالای سرش. مسئله حقیقی که خیلی شرم آور هست، این هست که ما به قدری مشغول خودمانیم که دیگر جایی برای غصه خوردن برای امام زمان یا همدلی یا وفاداری، بنشینیم نقشه بریزیم، طرح و برنامه داشته باشیم، نداریم.
«وَ تُذْهِلُ عَنِ التَّقَرُّبِ مِنْک» حب دنیا چیکار میکند؟ موجب غفلت برای تقرب به تو میشود؛ یعنی دیگر تقرب دغدغه من نیست، من دغدغم این است مثلا پول در بیاورم، غذا چی بخورم، بچه داشته باشم، بچه نداشته باشم، نمیدانم چند تا داشته باشم، مسائل زندگی طبیعی ام را، زندگی خانوادگی ام را، زندگی اجتماعی ام را، میخواهم رئیس جمهور شوم، میخواهم یا درسها میخواهم زودتر نمیدانم سطح یکم را تمام کنم، سطح دوم را تمام کنم ، سطح ۳ را تمام کنم، دکترایم را بگیرم، همه همینجوری مشغول خودمانیم دیگر. ما انقدر مشغول خودمان هستیم که وقتی جهاد هم میشود، نمیرویم. وقتی هم اعلام جهاد میکنند، زندگیمان تغییر نمیکند. حب به دنیا این هست که موضوع اصلی زندگی من تقرب نیست. اگر انسان موضوع اصلی زندگیشان تقرب و شدن باشد، آقا شوخی نیست، عزیزانم خواهش میکنم، خواهران و برادران گرامی دقت کنید، ما اگر موقع وفات سالم متولد نشویم، گرفتاری خیلی دارد.
خدا رحمت کند امام سلام الله علیه فرمود: اگر با یه اخلاق بد از دنیا بروی معلوم نیست چند قرن آخرتی در جهنم گرفتار بشوی، با یه تکبر ، با یک بداخلاقی، با یه حسادت، با یه زودرنجی با یه عصبانیت با یه مسابقه و مقایسه گذاشتن زندگی ات با دیگران، فرمود: یه دونهش را آنجا ببری گرفتاری دارد. دقت کنید این که داریم میگویم اینجا، نیامدیم الان بنشینیم از فضیلتها صحبت بکنیم، راجع به فضیلتهایمان الان صحبت نمی کنیم. الان واجباتمان داریم صحبت میکنیم. حدیث معراج خیلی دقیق است. خدا رحمت کند این استاد را که چقدر قدرت و بصیرت داشته که اهتمام کرده به شرح حدیث معراج یعنی آن قواعد سلوک به سوی خدا. آقا مسئله تقرب مسئله اول زندگی من است. من می خواهم یه رشته انتخاب کنم، میخواهم همسر انتخاب کنم، شغل انتخاب کنم، میخواهم کار تبلیغی کنم، میخواهم دوست انتخاب کنم، میخواهم یه مسجد بروم یک نماز بخوانم، میخواهم یه جا بروم، هرچی، یه دعوت برایم می آید، اول باید ببینم که این مزاحم تقرب من میشود یا نمیشود؛ ولی مقدسترین صورتها باشد. خدا رحمت آیت الله خوانساری موقع تهران دعوت کردند، گفتند بیا نماز بخوان. خب رفت مسجد جامع نماز بخواند، نماز ظهر را خواند، نماز عصر فرار کرد. گفتند آقا چی شد پس؟ گفت: این جمعیت کثیری که آمده بودند، چند هزار نف،ر گفت دلم یه ذره لرزید، این نماز برای من قرب نمی آورد؛ یعنی گاهی وقتها شیطان همین کار را میکند، شیطان وقتی می خواهد یه آدم مقدس را از قرب بینداز، مشغولش میکند به صورتهای مقدس که این هم گول میخورد. ببین تو الان کار مقدس داری انجام میدهی، کار اسلامی داری انجام میدهی، برای امام زمان، آقاجان آن دارد انجام بشود، باید شبیه ات بکند، باید قرب بیاورد، باید رحمانیت و رحیمیت بیاورد. این الان دارد ۱۰ ساله برای امام زمان کار میکند؛ ولی وحشی هست، خشن هست، حسود هست، زیر آب زن هست، آبروبر هست، غیبت میکند، خب این چه کاری برای امام زمان میکنی؟ این چه کاری در هیئت و بسیج داری انجام میدهی. این چه جور تقربی داری که تو در حوزه داری انجام میدهی به طلبههای دیگر حسادت میکنی، عاشقشان نیستی، محبت نمیکنی، مهر ورزی نداری. خب پس این کار مقدس به چه درد میخورد! کار مقدس یعنی من را شبیه بکند به آن. شیطان هم میبیند تو گناه نمیکنی، گناه ظاهری، می گوید خب بگذار ببرم در گناه باطنی، آنجا راحتتر هست، ازطریق مقدسات آلودهش میکند به یه گناهایی که از صد تا فحشا بالاتر است. می آورد آنجا سر آدم را میبرد. می گوید بیا برو نماز شب بخوان، بیا برو هیئت فعلاً، بیا برو بسیج، بیا برو طلبه شو اصلاً ، راهنماییت میکند ولی خب آنجا سر آدم را میبرد. ملاک را دقت بکنیم. ملاک را حواسمان باشد که من ملاکم برای شدن چیه؟ برای حرکت، برای طلبگی برای صورت مقدس این است که من شبیه بشوم. اگر قرار است شبیه نشوم، به چه درد میخورد! استکبار پیدا کنم، خودبرتربینی پیدا کنم، بداخلاق بشوم، خودشیفتگی پیدا بکنم، به چه درد خورد اصلاً پس، چه شباهتی ایجاد کرد.
یه مقدار به این فکر کنیم که مسئله تقرب، مسئله شماره یک زندگی ماست. حتی صورت های مقدس هم نه، یه جایی لازم است تو دست از این صورت مقدس برداری دیگر اصلاً. قلبت را دارد خراب میکند از وقتی مداح شدی، قلبت خراب شده، از وقتی استاد شدی قلبت خراب هست. از وقتی که داری کار مقدس انجام می دهی، امام جماعت شدی، دلت خراب شده. ولش کن اصلاً، چون این فایده ندارد. باید اول ببینی که این به قلب ضربه می زند. خدا رحمت کند امام را، یه موقع بهش میگفتند که آقا مثلا مراجع همه دارند این کار را میکنند. شما چرا نکردید؟ ایشان میگفتش که قربم نمی آید. قصد قربت نیامده برام هنوز. مثلا یه حادثهای میشد، مراجع باید مثلاً موضع گیری میکردند یا مراسم برقرار میکردند. امام آخرین نفر این کار را میکرد. چرا؟ میگفت: اگر من اولین نفر امضا بکنم این نفس من میگوید، تو اولین نفر بودی که این کار را کردی. این قشنگ در نمی آید. چون قرآن میگوید هر کس که بخواهد روی دست بقیه بلند شود، دیگر در بهشت راه ندارد. بگذار ما اولین نفر باشیم. بزار کانال ما، هیئت ما، کلاس ما نمیدانم جلسه ما بهترین باشیم ما. همین که تو رفتی در این بازی، دیگر اخلاص در آن نیست. دیگر فایدهای ندارد دیگر. این را فعلاً روش فکر کنیم انشالله تا ببینیم که به حول و قوه الهی این بحث یه ذره جلوتر برویم، ببینیم که خداوند چه راهنمایی میکند.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.