شرح سرالاسراء؛ جلسه چهارم 07/08/1403
لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
قرار شد که آیاتی را که حضرت آیت الله پهلوانی رحمت الله تعالی علیه درباره شرح این قسمت از حدیث معراج فرموده بودند، این چند تا آیه را یه مروری بکنیم. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ»؛ ای مردم وعده خداوند حق هست. اینکه انسان قلبش این را باور بکند و بپذیرد حقانیت وعده الهی را. این که خدا به برای ما یک جاودانگی قرار داده، فهمش راحت است ولی باور قلبیش خیلی مهم است؛ یعنی معرفتش یه مقدار کار میبرد از نظر علمی، سخت نیست اما از نظر معرفتی انسان باید یه مقدار زحمت بکشد تا این قلب باور بکند. الان خیلی از عزیزان هستند که مثلاً دوست دارند بچهدار شوند. وقتی می گوییم بچه دار بشویم یعنی چی؟ مثلاً تلاش می کنند مثلاً میگویند خب حالا بارداری صورت نگرفته، الان ۵ ساله ۱۰ ساله ۲۰ ساله هزینههای زیادی می کند دوندگی های زیادی می کند بعد یه دفعه یه خبر خوش می آید. خبر خوش این هست که خانم می گوید من باردار شدم. همه خوشحالند که خب به سلامتی به مبارکی این بارداری صورت گرفته. آنی که مهم است این هست که این بچه سالم به دنیا بیاید. والا خود بارداری که... همه هم بارداری را برای چی میخواهند؟ بارداری را برای دنیا میخواهند. خود بارداری که یه مقدمه است. همه هم این را میدانند که این دوران بارداری بر این هست که این بچه قراره بیاید به یه دنیای دیگری غیر از آن مدتی که ۹ ماه هست. آن نه ماه مقدمه است برای اینکه قراره بیاید به اینجا. دهها سال اینجا زندگی کند. خب حالا باید آن یه چینش درستی بشود که آسیب نبیند و سالم متولد شود. بارداری مقدمه حیات بعد از خودش است. ما هم که در رحم دنیا هستیم خداوند به ما فرموده شما یه مدتی اینجا هستید. «ولکم فی الارض مستقران و متاع الی حین» یکی از آموزشهای غلطی که هنوز هم هست، همین هست که ما در آموزههایمان حتی آموزه های دینی مان نه اینکه در کتاب مقدس، آموزههای معصومین؛ آموزههایی که امثال ماها میدهیم این هست که توجه نمیدیم به افراد که دنیا وسط راه هست. دنیا شاه ما نیست. درست یه نفر نطفهاش در دنیا بسته میشود ظاهراً از اینجا شروع میشود اما این وسط راه بدن ماست, اما آن روحی که از خدا دمیده شده حیات قبل از دنیایی ماست که علی علیه السلام فرمود: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجا هست به کجا می رود ؛ یعنی من این فهم را داشته باشم که من وسط راه هستم. یه زمانی اینجا نبودم در این دنیا. حالا آمدم در این رحم قرار گرفتم، تودر این رحمم نمیمانم. بالاخره تولد پیدا می کندم یا وفات پیدا می کنم به این معنا که از اینجا میروم یا تولد پیدا می کندم که آن تولده باید باور بشود، آن وعده الهی، آن تولدی است که ما داریم .ما از اینجا میرویم. خیلی در این رحممه نمیمانیم. بالاخره از اینجا میرویم؛ بعد میفرماید: دنیا شما را فریب ندهد. حیات دنیا ببینیدید « فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» حیات دنیا یعنی چی؟ یعنی همان دوران رحمی. دوران جنینی شما، حیات میانی شما حیات کوتاه مدت فریبتان ندهد. شما باید بروید یه جای دیگر. فریب دنیا را خوردن یعنی چی؟ یعنی حواست نباشد که تولد داری و برای آن تولد باید خودت را آماده بکنی. باید یه شرایط زیستی آنجا دارد که آن شرایط زیستی اش هم قرآن فرموده قلب سالم هست. همانطور که بارداری دنیا، دنیایی مقدمه برای چی به وجود می آید؟ برای بدن سالم. یه بدن سالم باید بیاورد اینجا .حیات رحمی ما یا دوران جنینی ما در رحم دوممان که دنیاست، بر این است که ما قلب سالم داشته باشیم. « يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»همه یه دونه؛ الا استثنا مگر کسی که قلب سالم بیاورد؛ یعنی سالم وارد برزخ بشود. در دعا هم داریم «اللهم خْرِجْنِي مِنَ اَلدُّنْيَا سَالِماً» خدایا من را از دنیا سالم خارج کن، سالم خارج کن یعنی چی؟ یعنی قلب سلیم داشته باشم. قلب سلیم هم آقا امام صادق ازش سوال کردم فرمود: «القَلبُ السَّليمُ الذي يَلقَى رَبَّهُ ، وليسَ فيهِ أحَدٌ سِواهُ» سلیم یعنی وقتی که ملاقات حق تعالی می رود چیزی جز خدا در آن نباشد. ما هم برای همین آفریده شدیم و برای عشق الهی آفریده شدیم. لا اله الا الله یعنی از این پنج تا معشوق تو فقط یه معشوقش حقیقی هست برای تو، این همه قلابی اند. معشوقایه جمادی، گیاهی علمی عقلی اینها معشوق حقیقی تو نیستند. تو فقط یک معشوق داری و آن هم الله است و بنابراین این شعار دین ماست. بگو هر روز بگو «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له» هی این را تکرار کن. هر روز بگو این ذکر را، زیاد بگو، تکرار کن تا اینکه باورت بشود که تو برای این دنیا آمدی، برای این کار هدف زندگیت این هت که این قلب پاک ایجاد بکنی قلب سالم ایجاد کنی با خودت ببری.
جلسه گذشته توضیح دادیم این حیات دنیا که متن جهنم هست، شما باید از آن سالم رد شوید. فرمود: دنیا متن جهنم هست. صراط هم در جهنم هست دیگر. روی جهنم نیست .در جهنم هست؛ یعنی شما باید از آن رد شوی.د همان که در قیامت هم می گوید «وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا» همه شما بدون استثنا همه باید وارد این جهنم بشوید رد شوید از جهنم. همه باید رد شوند. استثنا هم ندارد. همه باید از این جهنم رد شوند تا به بهشت بروند. کسانی که در دنیا این جهنم را سالم طی کردند آنجا هم همینطور سالم طی می کنند. کسایی که این جهنم را اینجا سالم طی نکردند، آن طرف هم گرفتار میشوند. ما باید الان در جهنم هستیم و باید الان سالم رد شویم. سلامت هم که قاعده دارد فرمول دارد. اینها را در درسهای قبلی گفتیم. باز من تاکید می کنم همه برادران و خواهران گرامی این مباحثی که ما اینجا داریم می گوییم زمانی میتواند موثر باشد که شما آن کارگاه قبلی را برسانید خودتان را. چون ما از فصل ۴ شروع کردیم آن سه فصل را که قبلاً ما در تهران داشتیم آنها را شما زودتر از همینجا فایلش را بگیرید و کار کنید. به خصوص آن بحثی که مربوط به چیه؟ به محبت الهی هست. محبت الهی فوق العاده مهم است. چون آنجا منظور آنجا گفته که حالا اینجا دارد می گوید گول نخوری یعنی اول شاخص داده در کلام. خداوند ریاضی حرف میزند، خداوند پس و پیش حرف نمیزند. پیغمبر رفته دارد بهش آموزش سوغاتی میدهد که برای ما بیاورد این سوغاتی هم باید سالم بشود. چینشش کاملا ریاضی و منطقی است. قبلش قبلا اینها را گفته، حالا الان بهت می گوید گل این دنیا را نخورد دیگر. چرب و شیرین گولش را نخور. نظام قلبی در نظام محبتیت را تنظیم بکنی. این یادت نرود. پس دقت کنید باز من میخواهم بگویم که هی عمیق وقتی که وارد شدیم این مسئله مشکل پیش نیاید. شما هرجا موعظه میشنویم یا آیه میشنویم یا کسی موعظه می کند هی میگویند دنیا، دنیا دنیا افراد می گویند این دنیا یعنی چی؟ یعنی من مثلاً من مثلاً راوبط جمادی نداشته باشم روابط گیاهی نداشته باشم روابط حیوانی نداشته باشم. از چی باید من فرار کنم؟ آن چیزی که مزاحم من هست، چیه در دنیا! همان رحم است که محترم است خودش. خودش محترم هست، خودش مقدس هست، خودش متولد بکند دیگر، رحم همیشه هست. رحم مادر همیشه محترم هست خودش، مقدس هست یعنی ما را دارد میرساند به تولد سالم. بنابراین دنیا که این احترام و این عظمت و این مادری را دارد. پس چی مشکل هست؟ مشکل این هست که ساختار رابطه ما با این رحم به گونهای باشد که سالم متولد نشود مثل بچه. بچه در رحم مادر وقتی قرار میگیرد قرآن میفرماید: «جعلناه فی قرارن مکین» اگر نرود سر جایش بماند، سقط میشود این بچه؛ یعنی برود جای بدی در رحم قرار بگیرد، سقط میشود. محکم باشد که بتواند رشد طبیعی اش را انجام بدهد. قراره مکین یعنی قرار هست که استحکام در آن هست، قدرت در آن هست. بعد هم خب حالا والدین باید حواسشان باشد که مثلاً این نطفه باید درست بسته بشود، از آن مراقبت بشود این نه ماه.
من همین چند وقت پیش که با دانشمندان ژنتیک جلسه داشتیم درمان ناباراری و زایمان و مراقبتهای اینجوری و اینجور چیزاست ازشون سوال کردم گفتم شما میدانید مثلاً انعقاد نطفه باید چه جوری باشد که بچه صرع نگیرد، بچه کور نشود بچه فلج نشود، بچه منگل نشود، یا بچه زشت نشود، هیچ کدام. همه گفتند که ما نمی دانیم. الان خیلی ها وقتی اقدام به بارداری می کنند مراقب این نوع آسیبها نیستند. فکر می کند حالا هر وقتی اقدام کردن بچه باردار شد خوب هست. آسیبش را قبلش زده پدر ومادر ،روی نادانی این کار را می کند، مراقب یعنی باید مواظب باشید که این شکلش در آنجا درست هست، همه چیز پنج تا ژله که توضیح دادم: سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و معنویت درست انجام بشود، روابط این پنج تا درست باشد. ارتباط با دنیا یعنی همین.
جلسه قبل توضیح دادم شما باید این ارتباط به گونه ای با رحم برقرار بشود که منجر به تولد سالم بشود. چیزی که از ما نمیخواهند که خودش هم دارد همین را می گوید «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» یعنی مسئله فقط روی قلب رفته؛ یعنی دقت کنید مسئله دل هست، قلب هست. خب خدا برای اینکه به شاخص بدهد اول شاخصهایش را مشخص می کند. می گوید شاخص سلامت، شاخص سلامت ماماها و پزشکان زنان زایمان این را دارند دائماً این را دائما سونوگرافی می کنند که این بچه قلبش مغزش اندازش همه چیز را اندازه می گیرند، می گویند خوب هست. خیالت راحت باشد. الان که پیشرفت کرده، جنسیت را هم بهت می گویند. این مسیر را دارد طی می کند. ما شاخص برای تشخیص اینکه الان در رحم دنیا سالم هستیم چیه؟ شاخصها چیه؟ یعنی ما از کجا میفهمیم الان داریم مسیرمان را درست طی می کنیم؟ چند تا شاخص بود که هفتههای گذشته هم گفتم. از نظر اخلاقی از نظر روحیه سه تا شاخص اصلی هست: غلبه رحمیت و رحیمیت بر قلب انسان که این معنادار هست. حالا بعد یواش یواش میرسیم بهش. آرامش، سوم چی بود؟ شادی. این سه تا سه تا شاخص در قرآن هم هست. در روایت های معصومین هم پر است. حالا ما کارگاه غم مان ۷۰ ساعت هست. کارگاه شادی ۲۰۰ ساعت، کارگاه شادی داشتیم ما. هنوز هم برقرار است البته. هنوز هم تمام نشده. قرآن شاخصی که میدهد چیه؟ دعا برده روی قلب. می گوید شما باید همیشه سه تا معشوق -دقت کنید- سه تا محبوب غلبه بر معشوقهای هشتگانه داشته باشید دیگر. توضیح دادم برایتان دیگر. هفته قبل و هفتههای قبل. آن سه تا چی هستند؟ عشق به چی؟ الله، اهل بیت و جهاد. این شاخص را برایت مشخص می کند که شما باید این سه تا را دوست داشته باشید؛ یعنی این حس عشق ورزی مهرورزی داشتن یه چنین معشوقی بریت دارایی باشد؛ یعنی وقتی میگویند داریش؟ می گوید آره من خدا را دارم. دوستش هم دارم. میدانم که او هم من را دوستم دارئ. ۱۴ معصوم را دارم، دوستشان دارم آنها هم من را دوست دارند. این هم میدانم ؛یعنی این رابطه هست. شما مثلاً با آدمهای مختلفی ممکن است روبرو بشود آدمف سر کلاس در اجتماع ولی وقتی بگویند خوب شما همدیگر را می شناسید، می گوید: نه. رابطه عاطفی دارید؟ می گوید نه ما همشهری هستیم مثلا. می گوید سر کلاس یا در فامیل اینها با بعضیها من رابطه چی دارم؟ رابطه عاطفی دارم یعنی این قلبهایمان با هم حرف میزند، قلبامان با هم حرف میزند، دوستش دارم. هم او می فهمد من دوستش دارم، هم او من را دوست دارد. یعنی میفهمیم همدیگر را دوست داریم. انسان باید این را با الله و اهل بیت داشته باشد. با جهاد هم داشته باشد. ببین جهاد یه موقع هست آدم می گوید خب من وظیفه میرم جهاد قرآن نمی گوید تو باید بروم وظیفت بروی جهاد می گوید باید جهاد را دوست داشته باشی. دقت کن یعنی اگر عاشق شهادت نیستی. پس تو فاسقی. کلمه فسق خب ۲۴ توبه می گوید دیگر یعنی اگر عشق به شهادت در وجودت نیست عشق به جنگیدن نیست در وجودت منافقی. پیامبر فرمود: «من نفسه مات علی شعبه من نفاق» کسی که جنگ نکرده باشد، آرزوی جنگ هم نداشته باشد، این به شعبهای از نفاق می میرد. مسلمان نمی میرد. این میدانی چی میماند؟ اگر بخواهم مثال بزنم که شما خوب بفهمید ، مثل یه مردی که رفته با زنی ازدواج کرده، بهش گفته خانم شما بیا همسر من شو. شما وقتی به کی می گویی: همسر من شو؛ یعنی آن قاعدهای که قرآن می گوید -سوره روم -باید برقرار بشود «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً » چی «وَ رَحْمَةً» رحمه میدانی چه جوریه؟ رحمت تمام انواع عشقها را که جمع کنی آخرین مرحلهاش میشود رحمت. رحمت خیلی معناش وسیع هست. با دوست داشتن با نمیدانم بمیرم برات با نمیدانم دلتنگ میشود برایت با دلسوزی با اینها خیلی فرق می کند رحمت، خیلی قوی هست، بالاست. خب بعد برای این خانم حاضر نیست خرج کند. تامینش نمی کند از هیچ جهت. آن قواعد سه انگشت که در مهارتهای زندگی خانواده دختر پسر و خانمها باید گوش کنند، آقایان باید گوش کنند آن سه تا مهارتها را. ما دو دوره مهارت داریم: مهارتهای محدود یک )، مهارتهای ۲ که ما قانون داریم به نام قانون سه انگشت. اینجوری هم هست یعنی کوچک متوسط و بزرگ. وقتی شما به کسی بگویی: سلام، بیا با هم زندگی کنیم باید سه تا چیز را باید رعایت کنیم. یک) اقتصاد. مودت یعنی بلد باشی براش هزینه کنی، عاشقانه برایش عجله کنی نه با خست بگذاری به زحمت بیفتد و اذیت بشود و بعد کم بگذاری ازشان، میخواهی برایش هرچی. آدم گاهی ندارد، خب با هم کنار می آید. یک موقع هست دارد، کم میگذارد برای خانواده اش. خانواده اصلاً از این مرد کرامت بزرگی نمیبیند. وسطی؛ عشق و عاطفه. عشق و عاطفه یعنی تامین عاطفی تامین اخلاقی عاطفی ،. سه) معنویت. این سه تا قانون هست دیگر. قانون هست. اگر کسی این سه تا را ندارد؛ یعنی قطعاً در یک خان خانواده در قیامت گیر هست. قطعا از شب اول قبر گیره هست. کمااینکه آن شهد رکاب پیغمبر از شب اول قبر به بعد گیر هست. به خاطر کج خلقی اش در خانه می رود عذاب میکشد دیگر. حالا می گوید: من این خانم را دوست دارم، بعد می خواهد برایش لباس بخرد، غذا بخرد، یه رستوران ببردش، میخواهی مسافرت ببریش، همه اش خست هست؛ یعنی نمیخواهی و نمیتوانی برایش هزینه بکنی. تامینش هم می کنی ولی آن از تو این را نمیبیند که اصلاً شوهر من دوست دارد برای من هزینه کند، دوست دارد برای آسایش من برای رفاه من هزینه بکند. شما یه موقع هست به خدا میگویی خدایا من دوست دارم باشد جهاد هم میروم ولی وقتی حاضر نیستی جانت را به خدا بدهی، دعاهایت را بدهی به خدا، فدای خدا بکنی، قشنگ نیست دیگر. اصلاً معشوقت نیست، الهت نیست، اله یعنی چی؟ اله یعنی چی؟ یعنی دلبر .فارسی اش هست. عربیش هم که میشود معشوق؛ یعنی معشوقت هم هست. مگر میشود آدم خدا معشوقش باشد بدش بیاید برود پیش خدا! ما الان در این جبهه چون زمانی که خودمان جنگ بودیم. نوجوانیمان رفتیم تا آخرش چه در این جنگهایی که الان داریم میبینیم، آدمها را ما میبینیم که عشق شهادت دارند عشق جهاد دارند، عشق دارند این چهار تا بخششان را فدای خدا کنند. نه اینکه خب تکلیفم هست دیگر حالا مجبوریم برویم جبهه، باشد ولی کشته نشویم. من یادم هست بعضی از هم لباسهای خودمان میامدند جبهه بعد همیشه آن آخر می ایستادند. بعضی از آقایان که حالا برای خودشان موقعیتهای اجتماعی داشتند، سوار ماشین کولر دار میشدند، حالا بچهها در ۵۰ درجه مثلا اهواز اینها سوار ماشین کولر دار میشدند می آمدند چند دقیقه پیاده میشدند یه سلام علیکی به این رزمندهها میکردند، چند تا هم عکس میگرفتند بعد مثلاً برای اینها راجع به جهاد و شهادت حرف میزدند بعد دوباره گرمش میشد عرق میریخت زود میپرید تو ماشین کولردار دوباره میرفت یه جای دیگر و بعد هم برمیگشتند. ما جبهه بودیم. این چه جبهه بودنی، این ریاکاری یا خودنمایی هت ولی در مقابل اینها خیلی عظیم روحانیت ما داشتیم. چون می دانید بیشتر از هر کسی در این کشور روحانیت شهید داده. روحانیون همیشه طلبهها و روحانیون بیش از بسیجی ها بیش از سپاهیها بیش از ارتشی ها نسبت به جمعیتشان شهید دادند. چند درصد بسیجی چند درصد پاسدار چند درصد ارتشی و چند درصد طلبه، درصد طلبههایی که به جمعیتشان شهید شدند، همیشه بیشتر بوده. همیشه همه جور بوده. خب اینها فوق العاده بودند. عشق به شهادت داشتن عشق شهادت، مادری هست که مثلاً می رود در مشهد ما داشتیم چند نمونه. مادر مشهدی رفته افغانی یاد گرفته که بتواند دو تا بچههایش را با لهجه افغانی حرف بزند که لشکر فاطمه افغانستان اینها را قبول کنند که اینها بروند برای نبرد با داعش و شهید بشوند. فدای حضرت زینب هم کنم. دو تا بچه شهید هم میشوند. عشق به شهادت این فلسطینیها هستند که تمام خانواده اش با عشق به شهادت تیکه تیکه شدند، بچههایش را در بغل، بچه آورده آنجا، فریاد میزند یا رب خدایا ،اینجوری بلند ما از تو راضی هستیم ما هیچ شکایتی نداریم. به همه دنیا اعلام می کند من شکسته نیستم. ببینید همان شعار کی؟ حضرت زینب «ما رایت الا جمیلا» عشق به شهادت آن زن فلسطینی دارد که تمام بچههاش کشته شدند، بهد میاید کل میکشد از شادی می گوید دوتا نوه دیگر هم دارم، خدا قسمت کند اینها را هم من فدای اسلام کنم. دو تا نوه برایم مانده فقط. عشق به شهادت همین فرماندههایی هستند که در ایران پر هست، همین شهدای نیروی انتظامی شهدای که مدافعین حرم. حالا قدیمی ها را کاری نداریم. همین جدیدیها. من چند مورد سراغ دارم که اینها بچه هایشان بعد از شهادتشان به دنیا آمده. یعنی بچه باباش را اصلا ندیده. لبنانیها الان ببین چه جوری، چقدر شاد چقدر شاد چقدر آرام چقدر با انگیزه در چهره اینها. شما در زندگی اینها هیچ احساس خستگی ناراحتی شکایت گله ترس حتی احساسی که الان ما بی خانه شدیم، همه چیزمان از دست دادیم، همه کس ام را از دست دادیم، اصلاً نمیبیند. این شاگرد من خانم کرباسی دیدیدش دیگر که در لبنان با شوهر لبنانیش من هر وقت میرفتم آنجا برای آموزش و اینها ایشان خیلی فداکاری میکرد، هم خودش هم شوهرش، مسئول آن بخش عربی موسسه هم بودند. همیشه این روحیه را داشتن یعنی من هر وقت میرفتم به یه بیروت، میرفتم لبنان، این زن و شوهر همیشه آماده بودند وسط میدان ،ب رای همه کاری ها هم خودش هم شوهرش. حالا اینها پنج تا بچه گذاشتند. بچه بچه قد و نیم قد یعنی پسر ۱۶ ۱۷ ساله گذاشتند تا بچه کوچیک، پسرش چی می گوید؟ حالا شما این را از زمان چند تا عالم میتوانی می شنوی. ببین پسرش می گوید که خداوند میفرماید: «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا» لحظهای که رفتند در خانه خبر شهادت پدر مادر را به این بچهها بدهند، نگاه بکنید. می گوید خداوند فرموده: «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا». پس ما بچهها وسعت این را داشتیم که خداوند پدر مادرمان را با هم بگیرد از ما، خوب دقت کنید. می گوید ما این وسعت را داشتیم این ظرفیت را داشتیم که خدا با هم پدرو مادرمان از ما گرفت. عشق به شهادت، خدا می گوید اگر در دلت عشق من برای فدا شدن نیست، دنیا داری. این دنیا میتواند آخوندی باشد میتواند طلبگی باشد میتواند اجتهاد باشد. میتواند استادی باشد. میتواند هزار تا دلبستگی باشد. یک موقعی یک آقایی با من می آمد جبهه. خدا حفظش کند مرد خوبی هم بود. خیلی هم زحمت کشید آنجا. یه موقعی دیدم نمی آید دیگر. گفتم: چرا نمی آیی دیگر. گفت: دیدم شاگردانم دارند از من جلو میزنند. ترسیدم آنها از من جلو بشوند. خیلی بد هست. آدم، خب شاگردان که جلو بزنند که خیلی بهتر هست که. شاگردان خوب، خیلی خوبند که شاگردهایش جلو بزنند. میگفت من دیدم عقب میمانم. آن آقایی خودم استادی خودم را دارم از دست میدهم. من هی رفتم آنجا ماندم آنها دارند درس میخوانند من دارم هی عقب میافتم. پس دنیا را دقت کنید وقتی می خواهید بخوانید «فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» حواسمان باشد یعنی که چی میخواهد بگوید. اگر پول نمیدانم خانه است، نه، خیلی هم در اوج ثروت هم هستند اصلا اهل دنیا نیستند. من میشناسم الان آدمهای بسیار مرفه پولدار ولی از اولیای خدا هستند. در پزشکان من چقدر میشناسم الان از همین اولیا خدا هستند. در مهندسها در دانشجوها، بالاترین مقامات دنیایی را دارند اما از اولیای خدا هستند. هیچ دلبستگی به اینجا ندارند.
یه رفیقی داشتم در یکی از کشورهای اراپایی خب زمان جنگ با خودم بود بعد جنگ رفت شروع کرد درس و تجارت و پول درآوردن. همانجا هم زندگی کرد در همان اروپا ازدواج کرد. گهگاهم که من ماموریت میرفتم در یکی از این کشورها به او هم سری میزدم. پولدار یعنی امکانات تجاری سنگین ثروت زیاد ، یه شب رفتم خانه شان به من گفتش که شما در این اتاق بخواب. باشد، بعد یه چیزی من نیاز داشتم گفت چیزی نیاز داری؟ من اشتباهی رفتم در یک کمد را باز کردم، وحشت برم داشت. دیدم پر از اسلحه است، مواد منفجره اصلا گفتم اینها چیه. گفت هیچی شنیدم آمریکا تهدید کرده ایران را، سریع رفتم تهیه کردم. اگر بخواهد فلان فلان شده کاری بکند میریزم تو ماشینم میرم به سفارتشان. ببینیند این آنجا شهید هست. این آنجاست در اوج ثروت و امکانات شهید هست. می گوید می روم به سفارت، خودم را انتحاری می کنم، آمریکاییها را همه را میکشم. چند سال بعد که داعش مسئله داعش پیش آمد دیدم یه روز زنگ زده به من می گوید که سلام کجایی؟ گفت: سلام قرار بگذاریم ببینمت. خیلی مشتی هم هست. گفتم کجا بیایم؟ گفت بیا به میدان فلان جا. قهوه خانه فلان. قهوه خانه هم قرار گذاشتیم. رفتیم و نشستیم، سلام علیکم و فلان اینها. گفت دارم میرم. کاری نداری؟ گفتم کجا؟ گفت دیدم این نامردها اینجوری حمله کردند، به خانمم گفتم من دارم میرم خداحافظ. آمدم آموزشهایم را تکمیل کردم. چون خودش ماشاالله، دارم میرم سوریه. ببین او همه چیز را آنجا ول کرده آمده برود بجنگد؛ بعد اینجا یه نفر کتاب درسش را نمیتواند ول کند. امام فرمود چی؟ فرمود: طلبه هایی که رفتن جنگ، اقال از پای علم باز کردند. خیلیها نرفتند. خیلیها به آقایشان به درسشان به حوزه شان به نمیدانم صورت حسینیهشان مسجدشان چسبیدند، به هیئتشان چسبیدند که اگر ما نباشیم. من حتی یه آدم بزرگی که حالا خدا رحمتش کند اسم نیاورم از این، میگفت من اگر بروم اسلام ضربه میخورد. می گفت من اگر بروم اسلام ضربه میخورد. من نباید کشته بشوم. نرفتمد دیگر. خیلیها بودن اینجا، ما دیدیم نرفتند اصلاً. چسبیدند اینجا یه روز از این قم پایشان بیرون نگذاشتند. چرا؟ آن موقع که صدام موشک زد چرا، موشک زد خورد حرم حضرت معصومه، اینها فرار کردند رفتند مشهد. مشهد آنجا یه طلبه زیرکی به مقام معظم رهبری گفته بود می خواهم یک شعر برایتان بخوانم. گفته بود بخوان. قم شده بمباران/ مشهد شده قم باران. این هست اینجوری. داستان این جوری پیش می آید. بنابراین حواست باشد دنیا وقتی می گوید من صراط مستقیم من از حمله می کنم و عقب و راست و چپ یعنی برای شیطان فرقی نمی کند. شما چه از جلو پایین بیفتی، چه از راست بیفتی، چه از چپ ،فرقی ندارد برای او. او فقط می خواهد تو جهنم بیفتی. راستش مقدسات است دیگر. راستش کمالات وجودی انسان هست. یه کسی مثل چمران از آمریکا بلند می شود می آید لبنان، آن زندگی را دارد. آن هم پزشک، دکترای فیزیک پلاسما در اوج محبوبیت و ثروت و رفاه، ول می کند می آید می رود در اوج جنگ و مبارزه و فقر و سختی و حمایت از مستضعفان مثل بابایی سرلشکر بابایی، از اولیاء خدا بود سرلشکر بابایی. یه خلبان هست/ در آمریکا شما نگاه کنید چه شیرین کاری های داشته در تقوایش. من چند تا از دوستانم با ایشان از نزدیک رفیق بودند. سرهنگی بود خیلی با ایشان مشکل داشت. میگفت ایشان برای اینکه آن کینه را دل نماند یه موقعی خدای نکرده، گفت رفت او را دید، بغل کرد، بوسیدش این را. میگفت پیش قدم شد. چون امام علیه السلام میفرماید: اگر کسی پیش قدم نشود ازش متنفرم ولو مظلوم باشد .گفتند: فلانی با فلانی دعوایش شده امام صادق علیه السلام فرمود: از هر دوشان متنفرم .یکیشان مظلوم نمی رود معذرت خواهی کند، حل کند، نباید این وسط بماند این داستان اینجوری در آن. مظلوم هست برود به گردن بگیرد. نه، باید بیاید از من معذرت خواهی کند. مثلاً ما این هست. من مقصر نیستم، باید بیاید از من معذرت خواهی کنند تا حل شود. این من داستان درست می کند برای ما. فداکاری نیست.
او پیش قدم شد آنجا رفت. رابطه را خیلی حسنه کرد. این سرهنگ گفت من دارم میرم فلان جا، خداحافظی کرد. سرلشکر بابایی وقتی این رفت بهش گفت: خدا رحمتش کند. مرد خوبی بود. گفتم که زنده است. سالم هست. گفت خدا رحمتش کند. چند ساعت بعد تصادف کرد به رحمت خدا رفت. ببینید این ولی خدا اینجوری هست چون شما زندگینامهاش را بخواهنید پر از کرامات زندگی اش هست، پر از کرامات هست «فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ» این یک ذره کار میبرد. مواظب باشید مغرور به خدا نشوید. مغرور به خدا نشوید. مغرورا به خدا یعنی چی؟ همان که هفته قبل گفتم. یعنی فکر کنی خیلی مقدسی، فکر کنی خیلی پاکی، فکر کنی خیلی مقربی، فکر کنی خیلی کار درستی. یکی از بزرگان شهید هم شد خدا رحمتش کند، میگفت من یک زمانی در اوایل انقلاب، گفت یکی از شاگردان امام، نشسته بودیم به من گفتش که خدا خیلی با ما حال می کند. گفتم: چطور شیخ؟ گفت: خدا بهتر از ما چه کسی را دارد. گفتم نگو شیخ این حرف را، آدم باید عاقبت بخیر بشود. گفت بهتر از ما کی را دارد خدا! گفت: خیلی من ترسیدم. حالا اینکه نقل می کند، این شهید شد. این چی شد؟ این یه کسی بود که امام بهش میگفتش که بابا کمتر نماز بخوان، کمتر روزه بگیر، خودت را میکشی تو اینقدر زهد داری. اینجوری بود. نماز روزه که هفته قبل گفتم دیگر همان فاسد می کند آدم را دیگر. به شیطان عبادتهایش گولش میزند. این کارش به جایی رسید که یه دزدی علمی از امام کرد به اسم خودش چاپ کرد. امام بهش امانت یه چیزی را داده بود از آثار خودش، این رفت آن را به اسم خودش چاپ کرد. بعد هم فرار کرد عراق رفت زمان جنگ، تمام هشت سال در رادیوی بغداد علیه انقلاب و امام و روحانیت و همه تبلیغ کرد. این کار اینجوری میشود. لذا مواظب باشیم ما بیش از آن که –پیامبر دارد می گوید- ما بیش از آنکه از گناه بترسیم باید از عبادتهایمان بترسیم. از خوبی هایمان بترسیم. چون نورانی هست دیگر. خوبی حجاب نور است، تشخیصش نمیدهی. گناهکار تا یک کار فحشا می کند مثلاً خدای نکرده پاش میلرزد زنای، شرابی بخوره، زود آدم متوجه میشود. زود جیغ میزند ناراحت میشود اعصابش خورده هست که اصلا چرا این کار از من سر زد. حتی قتل می کند. یک آدم قتل می کند، آدم چه جوری میشود. ولی خیلیها هستند با یک کلامشان با فتوایشان با حرف زدنهایشان تدر این شبکههای مجازی عامل خون هزاران نفر میشوند. با یه موضع گیریشان سر این قضیه کرونا چقدر مسئولین ما آدم کشتند در این کشور. مسئولین روحانی غیر روحانیون مان و وزرا چقدر آدم کشتند فقط برای اینکه وارد کرده بودند بتوانند مردم بفروشند ، سودش را ببرند. داروهای قلابی به درد نخور واکسن های که فاجعه بود اصلا، چه میشود آدم می رسد به اینجا که می گوید بگذار یه عده بمیرند. ولی نماز فاسد نمیترساند ما را؛ چون نورانی هست، ظاهرش فحشا ندارد، عبادت فاسدکننده، قرائت قرآن مداحی نمیدانم مجتهدبودن عالم بودن سیدبودن اینها چون مقدس اند و صورتش نورانی اند ما را نمیترساند. لذا پیامبر فرمود چی؟ یادتان نرفته که «لَوْ لَمْ تُذْنِبُوا لَخَشِیتُ عَلَیکُمْ مَا هُوَ أَکْبَرُ مِنْ ذَلِکَ الْعُجْبَ» اگر گناه نکنید از بالاتر از گناه میترسم برای شما، بالاتر از گناه هست. خدمتتان گفتم آقای پهلوانی، علامه، خیلی وقتها می گفتند که گناهکاران به نجات نزدیکترند. گناهکاران به نجات نزدیکترند. شما نگاه کنید در کربلا در حالی که نزدیکترین یاران پیغمبر با امام حسین نیامدند و نصیحتش هم کردند، گفتن نرو، امام حسین در کربلا، خیلی ها فرار کردن. امام حسین روز عاشورا وقتی می گوید: «هل ناصر من ینصرنی» در بدترین لشکر، لشکر عمرسعد بیش از ۳۰ نفر دلشان برای امام میسوزد، می آیند پیش امام و شهید میشوند. ببینید شما می گویید ۷۲ نفر، این ۷۲ نفر ۷۲ نفر شب عاشوراست والا شهدا بیشتر از این هستند. شما همین ناحیه مقدسه را که بخوانید اسم شهدا امام زمان تعدادشان نزدیک ۹۰ تا اسم آورده حضرت. بیشتر. آدم باید از حمله راست بیشتر بترسد. چون مقدس هست، چون کمال هست در آن، درس خواندن دکتری مهندسی نمیدانم سادات بودن، مبارز بودن، جبههای بودن، نمیدانم سابقه انقلابی داشتن. امام می گوید من از این بیشتر می ترسم. پس «فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» این چیزها مغرورتان نکند. شیطان هم همین جوری شد. وقتی امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که خودش را بهتر از حتی یک نفر میداند؛ حتی یک نفر، از یک کافر، طرف گفت: آقا ما شما را دوست داریم ولایت داریم مسلمانیم شیعه ایم، یعنی ما از آنها بهتر نیستیم؟ حضرت فرمود: معلوم نیست. بعد حضرت داستان چی را می آورد. قرآن هست. ما قرآن را درست بفهمیم که سحره موسی ها، سحره فرعون سحره فرعون در داستان حضرت موسی چنان توبه کردند که به شهادت رسیدند، عاقبت بخیر شدند. کنار موسی کیه؟ قارون هم هست. فامیل حضرت هم هست. سر از کجا در می آورد؟ ممکن است کافران با خدا آشتی کنند، درست بشوند. شماها معلوم نیست چی در میاید. معلوم نیست چی دربیاید که خب معلوم هست امام هزارتا شاگرد دارد به قول خودش 17 تا هم نیستند. همه پای درس آقاد نشستند. پای درس امام معصوم نشستند، همه فاسق بودند. در خدمت امام نیستید، نص قرآن هست، فاسق اید. وقتی به درد امام زمانت نمیخوری، در لشکر امام زمانت نیستی، الان کاری برایش نمی کند، خب فاسقی دیگر. حالا برای خودت هی دکون باز کن این طرف آن طرف. «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ » اعلم یعنی حواستان باشد. اعلم یعنی حیات دنیا این جذابیتش را دارد برای شما بیان می کند که چی ها هست؟ «لعب» و «لهو» زینت، تفاخر تکاثر در اموال و اولاد. مظاهرش را می گوید دیگر حالا اگر بخواهیم وارد این بشویم، این دیگر خیلی طول می کشد. لعب چیه، لهو چیه، بچه را دیدید بازی می کند، عینک شما را می آید می کشد، دست به چشم شما می کند، نمی دانم، یقه شما را می گیرد، لیوان را برمی دارد و میریزد. این لعب هست. لهو هست. لعب، العاب شنیدید؟ العاب، می گوییم بازیهای مثلاً جهانی، بازی است، بازی المپیک ها ، بازیهای جهانی. بازی است اما در آن چی دارد؟ قانون دارد قاعده دارد فرمول دارد اما بازی است. آن بازی است. ما خیلی جدی هم می گیریم. طرف تیمش گول می خورد سکته هم می کند. من دیدم تیمش باخت، سکته هم کرد و مرد. یکی از سرمربی ها نمی گوییم چه رنگی، رفت بالا سرش، گفت ما باختیم به تو چه که ما گول خوردیم. مرد. اینجا الان دربازه بان گول می خورد، دیگر تا خانه امنیت ندارد، میکشند. در دنیا این جوری هست. طرف را می زنند می کشند. چون مردم دل دادن به این لعب، میدانید بازی است دیگر، بازی ورزشی هست. خوبها و طلبههایمان هم درگیر میشوند، افسرده میشود؛ مثلاً هیجاناتی دارد که. بازی هست حالا. پیغمبر هم بازی میکرد. پیغمبر فرمود: «او ابو» پیغمبر می گوید- دقت کنید. خیلی نکته است. می گوید شما باید لهو داشته باشید، بازی هم داشته باشید. من دوست ندارم شماها خشن باشید. خود پیغمبر هم بازی می کرد و بیشتر وقتا میبرد، یک موقعی هم پیامبر می باخت. ولی چه بازی میکرد پیامبر؟ یه بازی که مفید باشد. شترسواری، اسب سواری، کشتی، اینها چیزهای خوبی بود، پیغمبر کشتی هم می گرفت. یک چیزی که آماده باشد، تیراندازی. خب خوب هست، بیرون برویم با هم تیراندازی کنیم. خیلی خوب است آمادگیهای نظامی. ولی قانون دارد دیگر، فرمول دارد قانون دارد اما اگر باختی دیگر، اگر غصه بخوری جهنم می آورد، غصه خوردی جهنم می آورد. بازی عزیزم. ببین دو تا تیم دارند بازی می کنند، دوتا تیم برادرند، همه شان هم هموطنهای خودتان هستند، تشویقشان هم بکنید اما اینکه ضربان قلب می رود، بعد دیدید شما روزنامه ورزشی نگاه کنید، وقتی میخوانی پر از فحش هست. جهنم هست پر از جهنم هست، اخبار رادیو هم پر از جهنم هست و انقدر این جهنم جدی شده که دیگر الان کار سیاسی می کنند، باهاش کارهای فرهنگی می کنند، سوء استفادههای اقتصادی میلیاردردی، دزدی ها، و خیلی چیزهای دیگر. بابا این دیگر لهو و لعب است. گاهی وقتها لعب است اما بازی معلوم نیست. مثل لعب های سیاسی. حزبها را دیدید، حزبی ها، جناح بازیها همه شان همینطورند. راست و چپ هم ندارد. جناح بازی چون طرف مجبور است مصالح مردم و کشور را به خاطر جناحش چیکار کند؟ فدا بکند و این یعنی شرک؛ یعنی کفر یعنی جهنم. مگر این جوری نیست! درجناح تو مجبوری. جناح مهمتر از خدا و پیغمبر است. الان رئیس جمهورهای ما آخوندهایمان، رئیس جمهورهایمان، حالا بگذریم از شهید رئیسی یا آنهایی که تقوا داشتن، شهید رجایی، خود مقام معظم رهبری بقیه که مثلا شهید شدند، شما اصلا دیدید چرا چرا از آخوندها بیشتر دفاع میکرد؟ همیشه در مقابل شخصی ها، انگلیس، آمریکا؛ چون این با اینکه روحانی هست اما حاضر است برای اینکه رأی بیاورد از دین مردم باج بدهد. به زنها میگفت بیاید به من رأی بدهید من آزادتان کنم حجاب نداشته باشد. الان اینجوری هست دیگر. از نماینده، چر نمایندهها نتوانستند قانون حجاب را پیاده کنند، چرا دولتها پیاده نمی کنند حجاب را؟ چون مصالح مردم است. دین خدا حاضر است احکام خدا روی زمین بماند ولی این در مجلس باشد. حاضر است رئیس جمهور بماند ولی این در مجلس باشد. در مجلس رئیس جمهور باشد در مجلس باشد ولی دین خدا از بین رفت، عیبی ندارد دیگر. الان ما با مسئولین فاسق روبرو هستیم، این هم لعب است دیگر، حزب بازی گروه بازی ها این هم یه لعب است، لعب سیاسی هست. لعب ورزشی داریم، لعب سیاسی داریم؛ لعب هنری دارند. هنرمندان را شما دقت کردید رقابتهایشان و بازی هایشان، این هم بازی است دیگر. می گوید دنیا این است. لعب های علمی هم داریم. ما الن رقابتهایی داریم هیئت بازی، هیئت بازی دیدید یه هیئت آنها ۱۰ تا دیگ دارد، ما باید هیتمان ۱۲ تا دیگ داشته باشد امسال. آنها سنج و طبلشان یا ماه و نمیدانم چی و اینها، ما هم طب سنجمان باید مثلا آنها ۲۰۰۰ نفر دسته راه انداختند، ما باید هیئتمان امسال باید از آنها طولانی تر باشد. فلان سخنرانیهایشان فلانی، مداحشان فلانی هست، مداح ما هم باید را دست آنها بلند شود. الان من خدا شاهد هست، خبر دارم هیئتها لعب دارند. خیلی از هیئتها لعب دارند؛ یعنی امام حسین را به مسخره گرفتند. آن مداح دعوت کرده، چقدر میگیر مداح؟ می گوید ده شبش آمده ۲ میلیارد، ۱۰ شب آمده بخواند گفته که من ۲ میلیارد می گیریم. همه بریزد، هیئت آبرویش می رود، چون این در هئیت هم رفته این خوانده دیگر. مداحی شده چی؟ مداحی شده لعب، یه رقابت یه نمیدانم سبکهای مسخرهای که میایند و اینها. سازمان سیا من نوشتم در کتاب عزادار حقیقی سازمان سیاه می گوید ما برای نابودی جمهوری اسلامی باید دو تا بال را بشکنیم: بال سرخ که مال امام حسین هست به اینه.ا قدرت و شهادت طلبی و اینها میدهد و بال سبز که مال امام زمان است به اینها امید میدهد؛ بعد وقتی در طرحهایشان می آورند، می گوید از چه کسانی باید استفاده کنیم؟ می گوید از مداحهای شهرت طلب و سودجو. الان ما چقدر مداح داریم در همین انتخابات موضع گیری غلط داشتند، به مردم آدرس غلط دادند. ما مداح داریم الان نوکر آمریکا و اسرائیل است. وارد کردن حرفهای غلط حرفهای شرک آمیز، سبک شرک آمیز نمیدانم محتوای شعرآمیز در این مداحیها پر هست. خیلی ها انجام میدهند. لعب است دیگر. لعب است. مثلا بخوانیم-دیدید که دیگر- شکل ؟ و عزا در می آید. اینها لعب است. دنیا این هست. درسبازی کتاب بازی فقه بازی نمیدانم هیئت بازی نمیدانم بسیج بازی، اینها. یک آقایی آمد به امام گفتش که خیلی خوب شد آقا قم تقویت شد، نجف رفت روی هوا. علم آمد به قم چقدر خوب شد. امام فرمود: برای چی؟ گفت: خب قم مال کشور خودمان هست، امام فرمود: شما از دایره توحید خارجی اصلا. تو از دایره توحید خارجی. یعنی چی قم بهتر از نجف هست. این یعنی چی مثلاً، این رقابتها چیه، نمیدونم ایران و عراق و نمیدانم آن جوری هیئت، حوزه اینجا حوزه آنجا چیه. «أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ» و زینت هم که دیگر حالا بحثش جداست و خسته تان نکنم. خیلی گرفتارش هستیم. «و زینه» زینت. دامنه اش خیلی وسیع هست زینت. «ت وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ» فخر فروشی. دیگر چی؟ « وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ » که من هر سه تاش را جمع می کنم در یه چیز که دیگر راجع به آن توضیح ندهم. جای دیگر توضیح دادم، به آنها مراجعه کنید. سه تاش جمع میشود در این مقایسه و مسابقه زندگیت با استادت با شاگردت با باجناقت با دوستت با همسایهات. مقایسه و مسابقه خیلی وحشتناک ات. اگر یک کسی -قرآن دارد می گوید- یه کسی در زندگیش، همین به ذهنش بیاید که آن خانه اش، زنش، شوهرش، بچهاش، ماشینش مبلمانشان، قیافهاش نمیدانم همین به ذهنت بیاید، کار تمام است دیگر. انسان سقوط کرده و باید توبه کند برگردد. اصلا نباید در ذهنت با کسی خودت را مقایسه بکنی، با هیچکس رقابت حق نداری بکنی. اگر با کسی رقابت آمد به ذهنت در هر بعدی، این پنج تا را نگاه کنید دستم را، بخش های جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی. یا مقایسه مسابقه آمد خطرناک ات. چرا؟ می گوید اولیا خدا را ببینید شما. امام فرمود: از نظر مادی به فقرا نگاه کنید از نظر معنوی به اولیا خدا. بگویی: کاشی من جای ایشان باشم. این خوب است. این اولیا خدا هستند، غبطه بخوریم و بگوییم خدایا ما را به این اولیا ملحق بکن. «الحقنی بالصالحین»؛ خدایا ما را به اینها ملحق بکن. ولی حسادت نه، نمیدانم رقابت این جوری، من هم باید این جوری بشوم، روی دست این بزنم، نه، چند بار حج رفتی مثلا؟ هشت دفعه. ولی من مثلا 13 بار رفتم. این وحشتناک میشود. آی خوش به حال فلانی فلانی الان چند بار خواب امام زمان را دیده، این اصلا یک خواب هم ندیده. حواسمان جمع باشد. « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ» باز رفت روی قلب «عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» اراده اش در ذهنت باشد که من باید دکترام از آن، نمره هایم از آن بالاتر باشد، او دانشگاه تهران هست، من باید بروم دانشگاه هاروارد، این فلان جا درس خوانده، من باید؛ این فلان استادش این هست، من باید استادم بالاتر داشته باشیم. خدا رحمت کند یک طلبه ای بود خیلی داستان هم بگویم تمام کنم. یه طلبه بود تازه آمده بود سال اول، آمد بامن مشورت گرفت. گفت میخواهم طلبه شوم. گفتم: برایت خوب نیست. نرو شما. برای چی؟ چرا بقیه بروند من نروم! گفتم که شما آمادگیش را نداری اصلا بیایی اینجا. دوتا بودند. کار تجاری می کردن، در تجارت خوب بودند، آدمهای خوبی بودند در تجارت. گفتم: شما بیاید اینجا اوضاعیت خراب میشود ضرر می کنید، آسیب می بینید. نه. تجارت هم گذاشت کنار یعنی در تجارت این اوج ثروت بود. باباش از آن فرش فروشهای بزرگ بازار، اوج ثروت، یا تجارتهای دیگر. گفتم: نیا. آمد و زود هم خودش را چسباند شروع کرد به رقابت کردن با بقیه که من باید مثلاً بهترین باشم، حالا که وارد حوزه شدم؛ بعد میرفت سراغ استادهای بزرگ حوزه را شناسایی میکرد، میرفت سر کلاسهای اینها بعد سال اول بود که صرف میخواند، رفته بود اسفارش را خریده بود یعنی برای سال دهم کتابها را خریده بود، گذاشته آنجا. بالا بیاید بعد یه کلاسی میرفت، کلاس درسی میرفت اخلاقی اینها؛ گفتم به این- حالا که گفتم نیا، حالا که آمدی الان آمدی این آقا خوب هست، برو سر کلاس همین آقا، می گفت: این در شأن من نیست، رفته بود تحقیق کرده بود که ببیند بهترین استاد عرفان و اخلاق که رسیده بود به مرحوم آیت الله سعادت پرور، آیتالله پهلوانی. رفته در خانه ایشان، به قول معروف دق الباب و ما آمدیم اینجا محضر شما. حاج آقا هم یکی دو سه نوبت پذیرفت و بهش یه دستورالعملی داد که این کنترل بشود بلکه یک ذره. نمی توانست اصلا از پس این بربیاد. یک روز می دانی حاج آقا به او چی گفت؟ گفت : تو یک آدم فوق العاده وحشی هستی. وحشی و درست بشو هم نیست. خیلی سریع آقا بهش گفته. گفته بود تو وحشی هست. نفست خیلی وحشی هست. با این دستورالعملهای ما و اینها بدتر هم میشود، وحشی تر هم میشود. همین. همین که به ذهنت بیاید من باید از بقیه طلبهها جلو بزنم، با بقیه خودم با اساتید با بزرگان مقایسه بکنم، آنها الان رسیدند به کجا، من نرسیدم بعد غصه بخورم، دوستانم کجا هستند، دنیا همین هست که پدر آدم را در می آورد. خدا انشالله عاقبت همه ما را بخیر کند. این سه تا را گفتم در این دو تا میاورم یعنی زینت، تفاخر، تکاثر. در لهو و لعب هم مسابقه استف دیگر تیم ما تیم آنها نمیدونم هیئت ما هیئت آنها همه اش بدبختی هست، باید کلاً شرک مقایسه و مسابقه را از ذهنمان بیرون کنیم، والا جهنمی هستیم. در مقدسترین حالت جهنمی میشیوم حتی اگر عصمت هم داشته باشیم که هیچ گناهی نکنیم، باز جهنم میریم، خودش فوق گناه هست. پیامبر اصطلاح فوق گناه برایش میگذارد دیگر. چی از این بالاتر. مسئله این است که ما غم غصه مقایسه حسادت زودرنجی. عصبانیت اینها را جزو گناه نمی دانیم. وقتی گناه می گویند چی به ذهنمان می آید؟ آن حمله چپ می آید بخ ذهنمان. خودبزرگ بینی .حواسمان نیست به اینها که بابا اینها از آن فحشا خیلی بالاتر هست، آن فحشاهای ظاهری هستند. اینها فحشاهای باطنی هستند. خیلی خطرناکتر هست. پس این که قرآن می گوید مواظب باشید دنیا گولتان نزند، یعنی شما باید سالم متولد شوید دیگر. حالا میخواهد حمله راست باشد یا چپ فرقی نمی کند. یک سلبرتی هستند اهل فحشاهای ظاهری اند، از من آخوند هم بهترند. چون گناهاشان فحشاهای ظاهری هستند. خب چیکار می کند؟ مثلا. یه روابط نامشرو دارند، مشروب میخورند، حالا قمار بازی می کنند ما چی؟ خیلی اوضاعمان بدتر میشود اگر حواسمان نباشد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.