خوب بحثمان درباره موت بود روز عاشورا روزی است که انسانها به بالاترین درجه ی موت نائل شدند و چون همیشه حیات با موت همراه است یعنی به بالاترین درجه میات رسیدند هیچ روزی به اندازه روز عاشورا تولید موت و در نتیجه تولید حیات نشد. عاشورا روز ظهور لا اله الاا... است یعنی اینکه انسان همه چیز را فدار محبوب و معشوق خودش میکند و موانعی را که سر راه رسیدن به معشوق است را از سر راه خودش بر میدارد ما هم که بزرگداشت میکنیم از امام حسین علیه السلام و شهداء، دستور این بزرگداشتها برای این است که ما هم این مسیر را یاد بگیریم و شبیه بشویم به امام حسین علیه السلام همانطور که قبلاً هم عرض کردیم آنها هیچ نیازی به ذکر مصائب و گریه های ما و عزاداری های ما ندارند در قرآن صریحاً فرموده که آنچه که ما از شما خواستیم به عنوان مودّت اهل بیت برای خودتان خواستیم والا آنها همانطور یکه امام زمان علیه السلام و امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه فرمودند : نخن ثناء ربنا و الخلق بعد اثناء نا، هیچ نیازی به ما ندارند ذکر مصیبت، عزاداری، بزرگداشت، همه برای این است که به ما چیزی برسد یعنی دائماً الگوهایمان معشوقهایمان ف غایتمان جلوی چشممان باشد تا بتوانیم با یادآوری این الگوها از غفلت دور بشویم و بدانیم که باید چکار کنیم به قدری این مسئله مهم است که در همه ی نمازها به ما دستور دادند که این سوره را بخوانیم سوره ی حمد را که همه بگوییم به عنوان یک غایت و یک خواسته بگوییم اهدنا الصراط لامستقیم ف صراط الذین انعمت علیهم، ما را به صراط مستقیم یعنی راه کسانی که به ما آنها نعمت نهادی. نعمت دادی هدایت کن، آدمها قیمتشان و ارزششان از الگوهایشان و رفقایشان و محبوبینشان روشن میشود از هوسهایشان معلوم میشود که چقدر آرزو دارند قیمت یک عبد خدا و یک بنده خدا به این است که آرزوی بزرگتری از این نداشته باشد که ملحق بشود به صراط مستقیم و صراط کسانی که خدا به آنها نعمت داده است. حالا خیلی ها از روی عادت نمای میخوانند ولی اصلاً معنی نمازشان را هم نمی دانند که چیه ؟ واقعاً هم وقتی که میگویند اهدنا صراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم آنه انعمت علیهم را نمی خواهند انعمت علیهم قبلاً هم عرض کردم در سوره آل عمران کی ها هستند ؟ الذین انعم ا... علیهم من النبین، شهداء و صالحین، اساساً یک آدم حسابی، جز با آدم حسابی ها نمی تواند رفت و آ»د برقرار بکند با کسی میتواند رفت و آمد برقرار بکند که هم سنخ او و هم قیمت اوست اصلاً دوست دارد که اینجوری باشد. (ذره ذره کاندر این ارض و سماء نفس جنس خود را همچو کاه و کهرباست ) آدمها با جنس خودشان شاد میشوند با جنس خودشان آرامش میگیرند با هم جنس خودشان میتوانند زندگی بکنند چون در نماز به ما به عنوان یک مرد و یک زن نگاه نشده است گفتم نماز غذای بخش انسانی ما است نه بخش زنی و مردی و جنسی ما، ما نه زن هستیم و نه مرد، آنی که به نماز میایستد نه زن است و نه مرد است بکله انسان است برای زن جنسی که میطلبد یک مرد خوب است و برای مرد جنسی را که میطلبد یک زن خوب است او معشوقش همین است معشوق زن مرد است و معشوق مرد زن است اما معشوق انسان اینجوری نیست معشوق انسان نه زن است و نه مرد، چرا چون خود انسان نه زن است و نه مرد است بخش انسانی ما که بخش حیوانی به خاطر آن آفریده شده دیگه جنسیت بردار نیست و معشوق آن فقط خداست لا اله الا ا...، اله او ا... است این بزرگترین شعار پیامبر است لا اله الا ا... اگر شعارش ا... است نماز برای انسان گذاشته است چون حیوان که به این صورت نماز ندارد لذا انسان زمانی که میخواهد نماز بخواند باید خوراک ف مطابق خودش را بخورد آرزوهای متناسب با خودش را بخواهد که از بزرگترین آرزوهایی که انسان سر نماز میخواهد این است که خدا او را به راه راست و راه کسانی که خدا به آنها نعمت داده است هدایت بکند یعنی انبیاء صدیقین و شهداء و صالحین. بنابر این کسانی نماز واقعی میخوانند و نمازشان حقیقی است که واقعاً در طول زندگانی خودشان این هوس را داشته باشند یعنی خوششان بیاید و واقعا به انبیاء ملحق بشوند آرزوهایشان این باشد که به پیغمبر و انبیاء ملحق بشوند و جز آرزوهایشان این باشد که به شهداء و صدیقین وبه صالحین ملحق بشوند واقعاً اینها را بخواهند نه اینکه برود از آدمهایی بی ارزش هستند معصیت کار هستند آلوده هستند اینها را الگو قرار بدهد آدمهایی که در نظارم ابدی قدر و قیمت ندارند آدمهایی که اگر رشدی هم دارند موفقیتی هم دارند بزرگ هستند در نظام جمادی و نباتی و حیوانی بزرگ هستند ولی انسان اینجوری نیست انسان آرزویش این است که با هم قیمتی های خودش ارتباط برقرار بکند لذا جزو دغدغه های اصلی و حقیقی اش همین است که دائماً دارد میگوید اهدانا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم این را اسرار دارد که حداقل در طول شبانه روز 10 مرتبه این را خدا میخواهد انسان میخواهد این توجه به نظام الگو ها خیلی مهم است که ما بدانیم که میخواهیم کدام سیر را طی بکنیم نمی شود آدم از نظر ظاهر زندگی ازنظر حجاب از نظر وضعیت زندگی از نظر وضعیت زندگی خودش از نظر ارتباطات خودش با حیوانات ارتباط داشته باشد با اهل دنیا ارتباط داشته باشد بعد هم به دروغ بیاید وضو بگیرد و به رو به قبله بایستد و به خدا بگوید اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم چون هیچ انسی به اینها ندارد هیچ علاقه ای به اینها ندارد در بزرگداشتهای ما اگر گفتند بزرگداشت بکنید برای این است که ما الگوهایمان یادمان نرود سیدالشهداء کامل ترین شخصیت عالم وجود است که تمام صفات انبیاء و صدیقین و شهداء و صالحین را در خودش جمع کرده است برای همین هم سریعتر از همه انسان را میرساند رد حدیث دارمی ( کلنا سفینه النجاه و سفینه الحسین اسرع ) همه ما کشتی نجات هستیم و کشتی حسین سریعتر است زودتر انسان را به مقصد میرساند به همین جهت هم است که محرم و صفر انسان فوق العاده آمادگی دارد برای اینکه از طبیعت حیوانی اش دست بر دارد و به حیات انسانی برسد فوق العاده برای انسان ف محرم و صفر کارساز است محرم و صفر یک رحم زمانی است غیر از ساعتها و روزهای ماههای دیگه است رحم زمانی است یعنی به سرعت انسان را میسازد قدرتمند در انسان، تحول ایجاد میکند و انسان را میسازد حالا آن سازندگی که ما میخواهیم دنبالش باشیم چی هست به آن سازندگی که میخواهیم به دنبالش باشیم در محرم و صفر، کی بیشتر این سازندگی را جذب میکند به کسی که پیام عاشورا را خوب گرفته باشد که پیام عاشورا و کربلا را خوب گرفته باشد و دنبال آن پیام باشد و آن چی هست ؟ محبت خداوند تبارک و تعالی ف عشق الهی و اینکه انسان مراتب موت را دانه به دانه تحمل بکند تا ن شاءا.. به چی برسد ؟ به حیات برسد به قدری طی مراتب موت لذت بخش است که بعد از آن همه کشت و کشتار و شکنجه شدن و اسیری و اسیر شدن حضرت زیبت سلام ا... علیها فرمودند و ما رایت الا جمیلا این یک شعار نیست دقت بکنید یعنی حقیقت را دارد میگوید یعنی من جز زیبایی هیچ چیز ندیدم ما هم باید یاد بگیریم از وجود حضرت زینب سلام ا... علیها که هیچکدام از مرگها را زشت ندانیم از مرگ لذت ببریم به استقبال مرگ برویم چه مرگ سفید چه مرگ سرخ چه مرگ سبز و چه مرگ سیاه همه اشان برای ما لذت بخش باشند مرگ اولش یک مقدار هول دارد ترس دارد شما ماه رمضان که روزه میگیرید مرگ سفید است خوب یک مقدار نفس بهش فشار میآید هول دارد که من باید 15 ساعت 17 ساعت ریاضت بکشم بعد که میافتید در این ریاضت توی این موت لحظه به لحظه برایت شیرین تر میشود و هر چقدر که به افطار میرسی میبینی که انسان به حیات و قدرت بیشتری میرسد در مرگ سبزر هم همینطور است در مرگ سرخ هم همینطور است در مرگ سیاه هم همینطور است خوب ف نباید از آن صورت اولیه ی موت ترسید چون حیات و لذت و شیرینیپشت چی خوابیده به پشت آن موت خوابیده است حیات اصلی آنجاست. روی این حساب به شما میبینید که اصحاب عاشورا، همه شان اینقدر شجاعت دارند راضی هستند شب عاشورا بعد از اینکه امام حسین(ع) امتحان گرفت یک امتحان هم شب عاشورا میگیرد از اصحاب که هر کسی میخواهد برود بره در شب عاشورا دیگه کسی نمی رود آنهایی که رفته بودند قبل از شب عاشورا رفته بودند آنها همه ماندنی بودند امتحاناتشان را پس داده بودند و هیچ کس رفتنی نبود برای همین هم امام حسین(ع) جشن و حیات را از قبل از عاشورا شروع میکند آن جشنی که باید عاشروا بگیرند جشن وصول آن زیبایی که باید ببینید برای همین همه اصحاب عاشورا شب عاشورا بوسیله امام حسین مکاشفه ی برزخی میکنند و تمام مقامات خودشان را در بهشت میبینند مثل رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس قبل از اینک بروند خیلی هایشان اینجوری بودند ادراکات قوی داشتند و میدیدند این وقتی که میرسید به میدان مین ف میدان مین نمی دید تکه تکه شدنی نمی دید تیر و ترکشی نمی دید عرض کنم خدمتتان که چیز که اصلاً نمی فهمید همین است درباره اصحاب عاشورا حضرت باقر علیه السلام میفرماید حضرت باقر در کربلا بود ایشان آن موقع سنشان کم بود 5 ساله شان بود فرمود : لم یجدوا الم الحدید اینها هیچ کدامشان درد احساس نمی کردند زمانی که تیر میخوردند نیزه میخوردند دردی احساس نمی کردن چون کاملاً مست بودند و عاشق خداوند بودند و از این ضربات دنبال آن حیات میگشتند ما این را نمی فهمیدیم قبل از دوران دفاع مقدس وقتی میشنیدیم نمی فهمیدیم یعنی چی ؟ وقتی آدم تیر و نیزه بخورد به سر و صورتش و بدنش و نفهمد ولی وقتی دیدیم رزمندگان خودمان ترکش میآمد ترکش تیز چند وجهی بزرگ که دست را قطع میکرد پا را قطع میکرد شکم را پاره میکرد اینها فقط میگفتند یا حسین یا زهرا یا مهدی یا ا... اینقدر گرم دردی احساس نمی کردند چون بخش، بخش انسانی کاملاً آماده و فعال است تمام این ترکش را هضم میکرد و میخورد مانند شیرین ترین غذا، درکش میکرد برای همین به آن حیات طیبه نائل میشدند به طوری که امام سلام ا... تعالی علیه فرمود : اینها ره صد ساله را یک شبه طی کردند دعا کرد و واقعاً هم دعایش درست بود و تعارف هم نمی کرد امام فرمود خدا ما را با بسیجی ها محشور کند خب پس ما بید دقت بکنیم که یک موقعی خدا نکرده با حیوانیّتامان در مجالس امام حسین نرویم البته ما جز امام حسین و اهل بیت کسی را نداریم که حتّی در خواست کمالات حیوانی امام را هم بکنیم حالا اگر کسی مشکلی دارد حاجتی دارد زنی میخواهد شوهری میخواهد مشکل اقتصادی دارد مریض دارد مشکلات دیگری دارد همین جاها باید در میان بگذارد و بگوید اما این زشت است که ما برای این چیزها مجلس را برقرار کنیم ما 10 روز محلس برقرار میکنیم که اینجوری بشود نه، این مجالس را برقرار کنیم حاجتهایمان را هم بخواهیم اما باید یاد بگیریم که مثل اصحاب عاشورا دنبال موت باشیم دنبال خارج شدن از خودمان باشیم یکی از چیزهایی که خیلی بد است این است که یک نفر 10 روز 15 روز 20 روز مراسم بگیرد بعد هم یک مداحی میآید و میگوید امشب شب مزد است نه مزد نیست مزد ما عزاداری است خودش، خود عزاداری مزد است نه اینکه ما از عزاداری مزد میخواهیم امام حسین بابای ما است اگر کسی برای بابایش عزاداری کرد از کسی مزدی نمی گیرد فاطمه زهرا مادر ماست اهل بیت حقیقت ما هستند اگر کسی در مجالس اینها شکرت کرد دنبال مزد و این چیزها باشد خودفروشی کرده این زشت است ما باید از اصحاب عاشورا یاد بگیریم که همانجوری باشیم که آنها بودند ببینید در کربلا هیچ کس نیامده بود که چیزی بگیرد آنهایی که قرار بود چیزی بگیرند یعنی طمع داشتند و دنبال امام حسین از مدینه راه افتاده بودند تا نزدیک کربلا همه شان رفتند اصلاً کسی نمانده بود از آنها که میخواستند چیزی بگیرند آنهایی که ماندند آمده بودند که یک چیزی را بدهند یعنی میخواستند یک چیزی را تقدیم کنند موتی ها آنجا آمده بودند آنها که میخواستند هدیه ای به خدا بدهند و خدا آنا را بپذیرد هیچ کس طلبی از خدا نداشت هیچ کس از امام حسین طلبی نداشت همه آمده بودند که مسابقه بدهند که چی کار کنند ؟ که تقدیم کنند آنچه را که دارند هر که هر چه دارد دیگر، هر که هر چه دارد تقدیم بکند شما نگاه بکنید حضرت زینب سلام ا... علیها برادرهایش را داد بچه هایش را داد برادر زاده هایش را داد خواهر زاده هایش را داد عرض کنم خدمتتان که خودش را اسیر کرد کتک زدند فحش دادند هر چه داشت در راه خدا داد اصلاً آمده بودند آنجا برای همین ف همه شان آمده بودند آنجا که مدارج عالی موت را طی کنند تا به آن و ما رایت الا جمیلا برسند لذا کسی عزادار حقیق است که یاد بگیرد که فدا کند فدا بشود این خیلی مهم است اینها کسانی هستند که پیام عاشورا را خوب میگیرند یعنی دنبال این هستند که ببینند چکار میتوانند بکنند برای اینکه خودشان به عالی ترین مدارج برسند بکنند کسی نمی آید مراسم بگیرد که طمعی داشته باشد بگوید مثلاً آقا من بهشت میخواهم یا مثلاً فرض بفرمایید من این را میخواهم آن را میخواهم نه همه آمدند آنجا که یک چیزی را تقدیم بکنند یک چیزی را بدهند ما هم باید یاد بگیریم که عزاداری هایمان اینجوری باشد اأمها، عزاداران حقیقی کسانی هستند که فدا شدن را و فدا کردن را، ذوب شدن درمعشوق را، عرض کنم خدمتتان که بدهند، یاد بگیرند، در واقع این نوع دادن ها بالاترین گرفتن هاست چرا ؟ شما نگاه کنید اهل دنیا را ببینید اهل دنیا گاهی جانشان را به خطر میاندازند که برای پول، چقدر افراد را شما سراغ دارید که جانشان را ف شبها 2 شیفت 3 شیفت کار کردند برای پول بیشتر رسیدند برای اینکه به لذت بالاتر حیوانی برسند چقدر آدمها جانشان را در این راه از دست داده اند که چی بدست بیاورند ؟ پول بدست بیاورند خانه بدست بیاورند اتومبیل بدست بیاورند به یک آدمی مثل خودشان برسند اسلام به ما میگوید شما حیف است که بخواهید شما جانتان را و وقتتان را صرف این بکنید که چیزی که قیمت شما نیست را بدست آورید شما آنچه را که قیمت خودتان هست را بدست بیاورید اگر قرار است که عمر و جوانی بگذارید عمر بگذارید لا اقل چیزی که قیمتتان هست را بدست بیاورید چی هست قیمت ما ؟ قیمت ما امام حسن است کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، توجه کردید قیمت ما خداست لذا یاد بگیرم که ما میدهیم اهل دنیا خیلی راحت همه چیزشان را میدهند پولشان را ثروتشان را وقتشان را عمرشان را. جوانی اشان را برای رسیدن به کمالات جمادی یا نباتی یا حیوانی شما نگاه کنید برای بدست آوردن طلا، الماس عرض کنم خدمتتان که اشیاء عتیقه ف چقدر آدمها مردند سر یک خانه چقدر آدمها مردند سر زمین چقدر آمها مردند سر اتومبیل چقدر آدمها مردند سر یک مقام چقدر افراد کشته شدند چه جنگهایی شده برای بدست آوردن یک مقام، یک ریاست ف اینها چیزهایی بود که در شأن ما نبود همین چند وقت پیش یک آقایی بهش گفته بودند که من حساب کردم که در خانه ی شما گنج است باید بیاییم بگردیم این گنج را پیدا بکنیم من این آقا را میشناختم عرض کنم خدمتتان که شبها آمدند هی خانه ار زمین را کندند چاه کندند که به گنج برسند یه هفت هشت متر که کندند تمام دیواره ی چاه رویش خراب شد و همانجا هم دفن شد خوب حالا اگه زنده بود چکار میتوانست بکندخیلی میتوانست کار بکند و از یک دقیقه و 5 دقیقه اش میت وانست خیلی آخرت بسازد ولی به طمع گنج جانش را از دست داد چقدر آدمها ما داریم که اینجوری هستند اسلام میگوید نه اگر قرار است شما ها بیایید و جانتان را هم بگذارید جانتان را برای چی بگذارید ؟ برای اینکه خدا را بدست بیاورید کم نمی فروشیم ماها خیلی گران فورشی داریم میکنیم خیلی گران فروشی داریم میکنیم این ا... اشتری قرآن میگوید خدا میخرد ان ا... اشتری من المومنین معامله میکند باهاشان، با اموالشان و جانهاشان که چی باشد ؟ ( بانّ لهم الجنّه ) بهشت با همه ی مراتبش برای آنها باشد حال آنچه را که ما م یدهیم در مقابل آنچه را که میخواهیم بدست بیاوریم چقدراصلاً معامله غیر قابل مقایسه است ما چه میدهیم چه میگیریم ؟ خدا میگوید شما این ها را بدهید من مال شما هستم و بهشتم مال شما میشود شما بتوانید عرضه داشته باشید که این کار را بکنید عرضه فداکاری را داشته باشید عرضه موت را داشتبه باشید عرضه گذشتن را داشته باشید عرضه فداکاری داشته باشید بهش میرسید خیلی ما گران میخریم خیلی خیلی ... ببخشید گران میفروشیم. ارزان میخریم. پیام عاشورا همین است خوب برای ماها شما از من سوال بکنید که الان کامل ترین کاری که ما میتوانیم بکنیم چیه ؟ بهترین و کامل ترین کاری که امکان دارد بکنیم و بشود و ما نهایت سود را بدست آوریم میخواهیم مثل امام حسین عمل بکنیم ؟ میخواهیم ما ملحق بشویم به امام حسین میخواهیم ملحق بشویم به شهدای کربلا، میخواهیم آنجا باشیم چون لیاقت ما همین هست دیگه در زیارت عاشورا توضیح دادم خدمتتان، لیاقت ما آنقدر زیاد است که میگویند وقتی امام حسین را داری در زیارت عاشورا ملاقاتش میکنی میگویند بگو که اسئل ا... ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره این هوس خیل بزرگ است مال آدم حسابی هاست که وقتی با امام حسین روبرو میشوی هیچی نمی گوید هیچی نمی خواهد جز خود امام حسین را، میگوید ازت میخواهم که هم در دنیا باهات باشم هم در آخرت. این عرضه هر کسی نیست این طمع هر کسی نیست آدمهای خیلی بزرگ میتوانند طمعهای این چنینی داشته باشند دیگه حالا قرار است 30 سال 40 سال 50 سال، حالا ما که اکثراً قسمت عمده ی عمرمان تمام شده است دیگه حالا مگه ماها چقدر دیگه وقت داریم چند روز دیگه مگه ما فرصت داریم حال همین 4 روزی که باقی مانده را هم اگر داشته باشیم یک کسی بیاید زرنگی بکند بگوید حالا که ما حوانی مان را کردیم تمام شد دنبال معشوقهای باطل رفتیم و هر کیف و لذتی هم که میخواستیم حالا یان 4 روز شکستگی و فرسودگی را ف پیری را ف عرض کنم خدمتتان که این مقداری را که مانده است را بفروشیم بهش ف بفروشیم به خدا، بفروشیم به امام حسین، بفروشیم اش به امام زمان. چی بخریم یک ابدیت را بگیریم کسی که زرنگ باشد غیر از این کاری نمی کند ( عاشق نشو ورنه روزی کار جهان سرآید ) تمام میشود و ما هنوز باختیم موقع مردن هم درست تا لحظه ی مردن دنبال معشوقهای حیوانی و جمادی و نباتی آقایی از روحانیون تعریف میکرد که یک اقایی هم بود که همیشه صف اول نماز میخواند اصلاً مهم نیست صف اول و دوم و اینها میشه آدم 50 سال، 100 سال 60 سال به قول امام صادق علیه السلام نماز بخواند یک رکعتش هم به درد نخورد چه فایده دارد ما هی بیاییم کربلا، روضه ف عاشورا گریه کنیم نمی دانم مسجد برویم ولی این حرفها را یاد نگیریم درسها را یاد نگیریم و عمل هم نکنیم فایده ای ندارد که، میگفت که این چند روزی بود که نماز نمی آمد به من گفتند که این داره میمیرد بیا بالای سرض، تلقین شهادتین بکن بهش بگو زبانش هم باز نمی شود هر چی هم ما میگوییم شهادتین نمی گوید ببین یک عمر صف اول نماز جماعت بعد موقع مردنف واقعاض آدم پناه ببرد به خدا از بد مُردن. میگفت بهش گفتیم که، گفت که من رفتم بالای سرش و گفتیم حال جون با من بوده و انسی با ما داشته است بالاخره شاید زبانش باز بشود و بگوید اشهد ان لااله الاا... هر چی تلاش کردم گفت نشد نگفت که نگفت گفت آخر سر موقعی که میخواستم بروم ناامید بهش گفتم که فلانی 3 میلیون تومان از میخواهی این 3 میلیون تومان را میخواهی بگذارم صندوق قرض الحسنه باقیات الصالحاتی باشد. فلان کار را برایت بکنم گفت زبانش باز شد گفت نه، نه، نه و مُرد. همین 3 تا نه گفت و مرد و برای خدا دهانش باز نشد آن وقت کسی بود من میشناختم از دوستان خودم مَرد بزرگی بود خدا رحمت کند اقای جلیلی را که آن کتاب عترت در قرآن ( 2 جلد را ) که بعضی هم عزیزان داشتند کتاب را آوردند و فروخته بودند ایشان سکته مغزی کرد سکته مغزیبود و حرف هم نمی توانست بزند دیگه همه چی از کار افتاده، بعد به من اطلاع دادند که این سکته مغزیکدره و خانه افتاده، بیمارستان بوده و آوردنش خانه و امیدی هم بهش نیست این هست که ما چقدر سنخیت برقرار کرده باشیم با اینها ف در زیارت عاشورا حالا هنوز پاسخ شما را ندادم که ما چکار کنیم که بهترین کار باشد ؟ اگر میخواهیم که واقعاً عزادار حقیقی باشیم و بخواهیم راه شهدای کربلا را برویم بخواهیم حتماً ملحق به امام حسین بشویم دعا کردیم، دعایمان این بوده، دروغ هم که نیست تعارف هم که نداریم ان شاء ا... خدا نکند که ما در زیارت عاشورا دروغ بگوییم و یا تعارف کنیم اسئل ا... ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره من میخواهم در دنیا و آخرت با شما باشم تازه حال هوس بالاتری داریم که دیگه این مال آدمهای خیلی خیلی اشرافی است آخر زیارت عاشورا میگوییم چی ؟ ( اسئل ا... ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندا... ) من از خدا میخواهم که من را به مقام شما برساند ببینید چقدر مهربان هستند ما میخواهیم با آنها باشیم در مقام خودشان ف اگه ما باشیم هیچ کس را در مقام خودمان راه نمیدهیم اینقدر بچه هایشان را دوست دارند چون ما بچه هایشان هستیم و دوست هم ندارند که از بچه هایشان جدا بشوند میگویند چیه ؟ میگویند وقتی که میآیید پیش ما و زیارت بخوانید از خدا بخواهید که در قیامت درمقام ما باشید ببینید چقدر دست و دلباز و مهربان، چقدر هم اتمام حجت کردند با ما ببینید که دیگه با ما حرف زدند آن وقت تو هم 30 سال 40 سال 50 سال فرصت پیدا کردی و هر روز هم زیارت عاشورا خواندی و بعد میگوید من هر روز داشتم به تو میگفتم که بیا پیش من درست است چون زیارت عاشورا درواقع من دارم فکر میکنم که من دارم زیارت میکنم در حالی که از اولالسلام علیک یا ابا عبدا... کی دارد میگیود؟ خود امام حسین داره به ما میگوید از زبان ما میگوید از اولش امام حسین داره این حرفها را از زبان ما میگیود، میگوید من خودم هر روز این را به زبانت انداختم که دانه به دانه اینجوری بگو دیدید یک مادر مهربان یک پدر مهربان وقتی میخواهند بچه را به حرف بیاندازند حرفهای چی بهش یاد میدهند حرفهای قشنگ یاد میدهند میگویند اینجوری بگو بچه هم میگوید بچه فکر میکند خودش است دیدی دستش را میگیرند برایش نقاشی م یکنند حال آنها به زبان ما، دین را وارد میکنند، خودشان دارند حرف میزنند به زبان ما از زبان من همی گوید سخن، او دارد از زبان من حرف میزند خوب وقتی داری میخوانی وقتی داری گریه میکنی وقتی داری میبوسی وقتی داری دعا میکنی آنها هستند میگویند بابا من 40 سال هی از زبان تو گفتم بابا حواست را جمع کن تو باید بیایی پیش خودم بیایی در مقام من باید بیای پیش من، تو هی میخواندی ولی بعد از زیارت عاشورا هی هوس چسزهای دیگه به سرت میزد مقامهای دیگر، مقامهای دنیایی و امتیازات دنیایی و اعتبارات دنیایی و عرض کنم خدمتتان که چیزهای اینجوری، فرش میخواستی مبل میخواستی تلویزینومی خواستی اتومبیل میخواستی دنبال طلا و زیور آلات و زینت آلات و مقام و خانه و این حرفها بودی واقعاً دنبال این بنودی خوب اگر بخواهیم این کار را بکنیم باید چی کار بکنیم وافعاً، یعنی واقعاً بخواهیم راست بگوییم زیارت عاشورا را و تعاریف هم نکنیم واقعاً جزو هوسهایمان باشد جزئ دغدغه هایمان باشه بگوییم ما به کمتر از بودن با امام حسین و اهل بیت راضی نمی شویم ما اصلاً فکر نمی کنیم که موقع مردن قار است نکیر و منکر بیایند بالای سر ما و از ما سوال کنند اصلاً ما این هوسها را نداریم و اصلاً نمی خواهیم ببینیمشان. در دعا داریم که خدایا اصلاً نکیر و منکر را بالای سر ما نیاور ـ بشیر و مبشّر را بیاورد. ما باید اینجوری دعا کنیم که فقط موقعی که میخواهم از اینجا بروم فقط اولین چهره ف چهره پاک و زیبای پیامتر و امیرالمومنین و سیدالشهداء باشد ما میخواهیم به آنها ملحق بشویم ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره خوب اگر قرار است آخرت به آنها ملحق بشویم نمی شود که ما اول مردنمان فرض بفرمایید که نکیر و منکر بیایند بالای سر ما ف باید آنها بیایند بالای سر ما و میخواهیم برویم آنها ما را بردارند ببرند و به اتفاق آنها برویم حالا اگر میخواهید یان کار را بکنید یک راه بیشتر ندارید البته من در کتبا عزادار حقیقی و کتاب آشتی با امام زمان مفصل تر توضیح داده ام اما اینجا هم برای شما بگویم حالا بعضی ها ممکن است نخواهنده باشند حال آنها هم که خوانده اند باز هم تذکر است راهش فقط یک راه است و راهش هم آن است که شما پیروند با امام زمان داشته باشید یعنی باید با حسین زمان خودتان پیوند برقرار کنید ببینید وقتی میگیوند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا راست گفتند یا دروغ گفتند راست گفته اند دیگه اگر الان هم کربلا و عاشورا است تو کی هستی ؟ خدا رحمت کند میرزا را، فرمود گفته اند که تو خودت امام حسینی، تو خودت هم یک امام حسین هستی بنابر این باید ملحق به امام حسین بشوی حال شما الان در این زمان در این روز شنبه است چندم است امروز ؟ سیزدهم 13/11/86 توی کره زمین و در کشور ایران و شهر تهران ما اینجا قرار داریم ببینیم الان که من دارم خودم را ارزیابی میکنم در لشکر کی هستم ؟ امام حسین ام یا یزیدیهای زمانم ـ اگر در کشور امام حسین ام چه جایگاهی دارم چه نقشی را دارم ایفا میکنم الان کمک من به حسین زمانم چیه ؟ آیا من خودم رنگ و بوی امام حسین را دارم یا ندارم ؟ این سوال را باید بکنیم از خودمان ـ نکنه خدایی ناکرده ما اصلاً در لشکر امام حسین نباشیم یا جزء فراری ها باشیم یا خدایی ناکرده جزو لشکر عمر سعد باشیم لشکر شیطان باشیم لشکر استکبار باشین بدانیم در کدام لشکر هستیم اگر هستی نقش تو چی هست اش ؟ خوب اینجا الان حسین تو کیه ؟ حسین ما امام زمان علیه السلام است. توجه کردید خیلی خیلی بدتر از روز عاشورا ست الان، خیلی بدتر از روز عاشورا است چرا ؟ چون آنجا امام حسین، اصحابش اطرافش بودند عرض کنم خدمتتان که حضور داشت ظهور داشت وی توانست همه جا برود ولی این حسین زمان ما آنقدر جو بد است و اختلاف زیاد است که الان مخفی شده است 1172 سال است که مخفی است این خیلی فشار میآورد به این، حالا ما چی کاره هستیم اینجا، ما چقدر در عملیات ظهور بر میداریم تک تک ماها، ماها چه قدمی برای برداشته شدن موانع ظهور بر میداریم باید این را از خودمان سوال بکنیم آیا واقعاً ما عاشورایی هستیم کربالیی هستیم آیا حاضر هستیم مثل زینب و سکینه و اباالفضل و بقیه فداکاری بکنیم یا نه، فداکاری لازم داره اینکه آدم یک زندگی عادی برای خودش تدارک ببیند و بیافتد در یک زندگی عادی، صبحانه و ناهار و شام و حالا تفنگا و تفریحاً هم یک موقعی بلند بشه برود مجلس امام حسین و آنجا هم خودش را تخلیه بکند و 4 تا حاج دنیایی بخواهد این وقاعاً آن زندگی که آنها از ما انتظار دارند نیست ما باید تک تکمان سرباز قدرتمند و موثر باشیم در لشکر امام حسین، در لشکر امام زمان باید لشکر امام زمان باید لشکر قدرتمند و موثر باشیم یعنی واقعاً یک نفر بنشیند جلوی آینه و آینه بگذاره و هیچ کس را هم درخانه راه ندهد و یک چند ساعتی بنشینید و با خودش حرف بزند بگوید خوب خانم فلانی آقای فلانی تو الان کجای این عالم هستی داری چکار میکنی ؟ روزهایت داره چطور میگذره، برنامه روزی شبانه ات چیه ؟ چه کارهای زایدی داری که بهتر است آنها را کنار بگذاری وقت رویشان صرف نکنی چکار داری؟ اینها را بگذار کنار چقدر میتوانی از انرژی ات آازد بکنی از وقتت آزاد بکنی از پولت آزاد بکنی از جانت آزاد بکنی از هنرت آزاد بکنی از قلمت آزاد بکنی برای امام حسین و برای امام زمان و واقعاً جزو لشگر باشی آن فشار مرگ در لشکر بودن را چکار بکنی ؟ مثل اصحاب عاشورا عاشق آن مردن باشی اصحاب عشاورا کاری که کردند این است که خودشان را از مردم زمانشان جدا کردند حساب خودشان را جدا کردند از هر چی داشتند رها شدند خودشان و دلشان را آزاد کردند از کمالات جمادی و کمالات نباتی و کمالات حیوانی خودشان را آزاد کردند واقعاً آمدند در روز عاشورا پای کار ایستادند به پشت سرشان هم اصلاً نگاه نکردند که چی چی میگوید ؟ کی چی میخواهد ؟ کی چی قضاوت میکند؟ اصلاً فکر اینها نبودند و همه آمده بودند آنجا، آنچه که دارند را برای امامشان فدا بکنند حالا ماها اینکه واقعاً چقدر حسینی هستیم ؟ از اینجا معلوم میشود که، چقدر امام زمانی هستیم ؟ چقدر در لشکر امام زمان حضور داریم ؟ این خیلی مهم است چقدر حضور داریم ؟ جقدر موثریم ؟ چقدر داریم کار میکنیم ؟ چقدر داریم خون دل میخوریم چقدر داریم سیلی میخوریم چقدر تیر و ترکش داریم میخوریم چقدر نیزه میخوریم چقدر بی خوابی میکشیم به هر حال امام زمان تنها است شیعیانشان تنها هستند من خیلی این چند هفته که خدمت شما نبودم هند بودم وقتی رفتم به شیعیان آنجا سر زدم دیدم چقدر آنها در مظلومیت هستند گرسنگی فقر بی اسکانی هیچی، چقدر ایتام معنوی داشتیم، این دو هفته من شبها شاید اصلاً درست نتوانستم بخوابم تمام این دو هفته ما با هم کارهایمان تا 2 نصفه شب، 2 صبح همه اش جلسه داشتیم پرسش و پاسخ داشتیم گریه میکردند به خدا مردم آنجا میگفتند هیچ کس نیست که اینجا به ما سر بزند ایرانی هایی که آنجا بودند حدود 4-5 هزار تا دانشجوو ایرانی آنجا در یک شهری بودند ما رفتیم بهشان سر بزنیم یتیم ماندند آنجا و هیچ کس هم نیست که بهشان سر بزند فقر مادی فقر معنوی الی ماشاءا...، چقدر احت میشد آنجا آدمهای غیر مسلمان را مسلمان کرد خیلی راحت ف جقدر راحت میشود غیر شیعیان را شیعه کرد ف خیلی راحت، ولی خوب امکانات میخواهد قدرت میخواهد وقت میخواهد نیرو میخواهد من به جوانان عزیز میگویم خودتان را بسازید باری امام زمان، تا یک باری از دوش حضرت بتوانید بردارید و به حضرت کمک بکنید اولین مرحله اش خودسازی است که در کتاب آشتی توضیح داده ام خودمان را بسازیم و بعد هم بتوانیم واقعاًبه امام زمان کمک بکنیم، هر کس هر کاری میتواند باید بکند برای امام زمان ف ببیند چی ازش بر میآید ؟ و واقعاً چه توانی داره و واقعاً بگذارد و فداکاری بکند مثل دوران دفاع مقدس یادتان هست که چه فداکاری هایی میکردید خودتان در مساجد، خانمها از صبح میرفتند در مساحد، انتظار از شوهرهایشان را کم کرده بودند شوهرهایشان هم توقعاتشان را کم کرده بودند زنها میرفتند ساعتها در مساجد و در حسینیه ها و در جاهای دیگه برای جبهه و جنگ کار میکردند جدی هم بودند و نقششان هم به قول امام سلام ا... تعالی علیه از مَردها بیشتر بود نقششان بیشتر بود قوی تر بودند در همه تاریخ خانمها اینجوری بودند قرآن هم این را میگوید که در همه تاریخ خانمها جلوتر از آقایان بودند قوی تر از آقایان و موثر تر از اقایان بودند و عمل کردند آقایان هم همینطور هر کس به سهم خودش و توان خودش باید وقاعاً کار بکند ببینید خیلی خیلی سال قبل از یانکه امام زمان به دنیا بیاید قبل از اینکه عاشورایی اتفاق بیافتد زیارت عاشورا را به دادند توی زیارت عاشورا میگوید شما زمانی میتوانید چهره ی انبیاء را خوشحال بکنید که انتقام بگیرید اسئل ا.. این یرزقنی طلب ثارک، اسئل ا... این یرزقنی طلب ثاری خون خودم ،چون من هم مصیبت زده ام چرا مصیبت زده ام ؟ چرا میگوییم انتقام خودم را بگیرم، برای اینکه من الان دچار مصسبت ام، چه مصیبتی اینکه امام زمانم بالای سرم نیست دستم از پدرم کوتاه شده اگر او باشد و آدم یک روز در حکومت امام زمان نفس بکشد معادل هزاران سال جلو میافتد یکروز در حکومت امام زمان در برزخ و بهشت را به روی انسان باز میکند درهای آسمان را به روی انسان باز میکند خوب این، گفتن شما اهل انتقام باشید اهل انتقام باشید یعنی چی ؟انتقام امام حسین، یعنی اگر مینشینی برای کربلا و عاشورا گریه میکنی حواست باشد کربلا و عاشورا زمانی غمهایش برطرف میشود که امام حسین دوباره زنده بوشد و برگردد و زنده شدن امام حسین به چیه ؟ به ظور امام زمان است اتفاقاً قشنگش هم همین است که امام زمان وقتی ظهور کرد امام حسین هم زنده میشود و بر میگردد ودر جهت جزو عقاید شیعه است خود امام حسین هم میآید اتفاقاً حالا ما هم یک حسینی داریم به نام امام زمان و هم خود امام حسین هم میآید تو واقعاً اگر دلت امام حسین را میخواهد حاکمیت امام حسین را میخواهد باید وجودت ذره ذره فدای امام حسنی زمانت بشود وقف امام زمان باشد این خیلی مهم است توجه کردید حالا نمی دانم آن فیلم را آقای استاد غریبی آوردند نشان بدهند اینجا ف نشان ندادند فیلم هایی که راجع به علیه امام زمان ساخته شده ندیدید شما حالا لا اقل این سی دی گمراهان مغضوب را داریم اینجا چند تا داریم 5 تا داریم خیلی خوب حالا آنها که گرفتند گوش کردند و آنهایی که نگرفتند لا اقل بگیرند و گوش کنند توی یک جلسه چند هزار خانم جمع میشوند آنجا و گریه میکنند که خدا بهشان توفیق کشتن امام زمان را بدهد آنوقت من یک زمان خجالت میکشم استاد اسکندری گفتند رفتند کلاس شهرک غرب دیدم آنجا فقط 10 تا 15 نفر خانم بیشتر آنجا نشسته اند خیلی بد است ما در باطن خودمان شل باشیم و شما نگاه کنید زنهای مسیحی، من آنجا که در هند بودم دیدم زرتشی ها دارند به شدت کار میکنند برای انحراف شیعیان، عرض کنم بهایی ها داشتند به شدت کار میکردند مسیحی ها روزی چند هزار هندو را مسیحی میکردند داشتند کار میکردند آنجا ـ حتی انجمن حجتیه به اسم امام زمان داشت شیعیان را تحقیر میکرد آنجا و خاصیت مبارزه برای امام زمان را آنجا داشت میگرفت همه دشاتند کار میکردند و ماها واقعاً آنجا بی عرضه بودیم و دسته پاهامان بسته بود بدون امکانات، آنها همه ثروتهای کلان داشتند و ما انجا فقر و بیچارگی و هیچی نداشتیم برای اینها آنها عرضه کنیم حالا شما در باطن خودتان در حق خودتان حدی باشید به حق خودتان جدی باشید حالا مثل امش بکه اینجا جمع شده اید کلاس یکروزی هم درو همیدگر جمع بشوید و بگویید ما خانمها تک تکمان برای امام زمان چکار میتوانیم بکنیم ؟ نفر به نفرمان باید چکار بکنیم ؟ جمع شویم. امام زمان فرمود به خاطر من دور هم جمع شوید یادتان هست گفت که اگر دو صفت در شیعه باشد من چکار میکنم ؟ با عجله ظهور میکنم یکی اش چی بود ؟ وفاداری بود محبت و عاطفه بود یک اش چی ؟ همدلی بود ف همدلی یعنی با هم جمع بشوید و واقعاً بنشینید فکر بکنیم همه ما ها که اینجا جمع هستیم بچه های امام زمان هستیم خوب بنشینیم با هم صحبت کنیم گفتگو کنیم به هم بگوییم که هر کدام از ماها میتوانیم بار برداریم از امام حسین، از امام زمان چقدر میتوانیم بار برداریم واقعاً فعال بشویم و کار بکنیم و از وقتمان استفاده بکنیم هی فقط در کمالات جمادی و نابتی و حیوانی زندگی خدایی نکرده حل نشویم سرمایه گذاری کنیم از خودمان و شب و روزکار بکنیم و لذت هم دارد زندگی همینطور لذت دارد با امام زمان والا مرده شور زندگی را ببرند که آقا در آن نیست زندگی بدون امام زمان با زندگی با امام زمان خیلی فرق دارد اینکه یک نفر تمام نفسهایش برای امام زمان باشه تمام نفس کشیدن هایش تمام دویدن هایش، تمام این طرف و آن طرف رفتنش، تمام حرف زدنش، تمام افکارش، تمام خیالاتش، تمام خوابهایش، برای آقا باشه به اسم آقا باشه، یه آقایی دیدم خیلی هم مدعی بود رفته بود 300 متر زیرزمین خانه اش را داده بود استخر و جکوزی ساخته بودند نمی دانم چند صد میلیون خرج کرده بود گفتم به خدا شیعیان امام زمان هستند که واقعاً الان گرسنه هستند لباس ندارند گرفتارند حالا شیعیان ایران که اگر در حال یک رفاه نسبی بودند. دیگه امام زمان بچه ندارد ؟ آخه تو چه جوری دلت میآید که یک همچنین پولهایی خرج کنی میتوانی بعداً جواب بدهی ف خوب علی علیه السلام فرمود : هر کس منتظر حقیق امام زمان باشه با من و هم درجه من در آخرت است چه مژده بزرگی به تک تک ما داده است هیچکدام از شماها خواهران عزیز و برادران عزیزی که اینجا هستید هیچکدامتان ناتوان از رسیدن به امیرالمومنینتان نیستید مواظب باشید شیطان هم به شما نیاید بگوید که شما که گناه کردید سالها گناه کردید سالها سابقه ی بد دارید سالها اینجوری بوده آنجوری بوده. اینها حرفهای شیطان است ما قبول داریم ببینید لشکر امام حسین آنقدر قشنگ است انقدر وسعت دارد که لحظه آخر بعد از آن همه جنگیدن، شما حر را نگاه کنید حر آخرین ساعت میآید ملحق میشود آخرین ساعتها میآید ملحق میشود صبح عاشورا میآید ملحق میشود ولی امام حسین پذیرتفش یا نه ؟ بعضی از افرادی بودند در لشکر عمر سعد ف تا لحظات آخر در لشکر عمر سعد بودند چند دقیقه آخر آمدند پیش امام حسین ولی امام حسین پذیرفتشان بنابر این مواظب باشدی شیطان گناهان گذشته ما را به رخ ما نکشد از اینکه به ما بگوید تو لیاقت سربازی برای امام زمان را نداری لیاقت وقت شدن برای امام زمان را نداری این دروغ خیلی بزرگی است ما هر چقدر گناه کرده باشیم هر سابقه بدی هم داشته باشیم همین الان تصمیم بگیریم برویم در لشکر امام زمان بگوییم آقا اسم ما را مینویسی میگوید بله مینویسم کافی است که اراده کنی که اسمت را بنیوسند مینویسند اصلاً میدانی امام زمان چه میگوید ؟ امام زمان اصلاً میگوید که قلم و کاغذ را م یدهم دست خودت، خودت اسم و فامیلت را بنویس اصلاً احتیاج نیست بیایبه من بگویی همین الان در درون خودت اسم خودت را میخواهی بنویسی یا نه ؟ تصمیم بگیر ف اگر میخواهی بیار در لشکر ما این است لشکر ما سختی داره گرسنگی داره بی خوابی داره کار کدرن داره پول خرج کردن داره عرض کنم خدمتتان که هوس ها را به کنار گذاشتن داره اما خوش عاقبت است لشکر ما، هر کس میخواهد هم درجه ی امیرالمومنین باشه بسم ا.... همه هم میتوانند باشند هیچ کس ناتوان نیست هیچ کس بی لیاقت نیست از اینکه بخواهد در لشکر امام زمان باشد هیچ کس همه میتوانند باشند فقط کافی است که خودت اسم خودت را بنویسی تصمیم بگیریم که این کار را بکنیم واقعاً هر کدام از ما باید بنشینیم و فکر بکنیم که در این زمان چقدر میتوانیم مردم دنیا را با امام زمان آشنا بکنیم هر چقدر ما در این زمینه تلاش بکنیم به امام زمان خدمت کرده ایم خودمان را، بچه هایمان را ف فامیلهایمان را، همسایه هایمان را ف دوستهایمان را، هم شهری هایمان را، عرض کنم خدمتتان که شاگردهایمان را ف دورو بری هایمان را با امام زمان آشنا کنیم و آشتی بدهیم با امام زمان عرض کنیم خدمتتان که هر جقدربتوانیم این کار را بکنیم ما، واحب است بهمان و باید این کار را بکنیم فقط همین راه را هم داره در زیارت عاشورا همین راه را گذاشته و راه دیگری نیست اینکه من ارتباطم با امام زمان قطع باشد و بعد بخواهم با گریه و زاری و حج و کربلا و نماز و اینها، زوری خودم را غلب نکنم نمی شه زیارت عاشورا یک راه گذاشته برای ما که تو حزء لشکر امام حسنی باشی آن راه کیه ؟ فقط پیوند با امام زمان، فقط آشتی کردن با امام زمان وقت شدن برای امام، در استخدام امام زمان بودن فدا شدن برای امام زمان ف شما نگاه بکنید یک نفر فدا میشه که تا آخر عمر موسیقی کار کند یک کسی میرود در تمبر کار میکند یه کسییم ره در جمع کردن حیوانها و پروانه های کار میکنه یک کسی میره پاکت سیگار حمع میکنه یک کسی قوطی کبریت جمع میکند یه کسی مثلاً با شیمی و فیزیک و مواد دنیا سرو کار داره یه کسی با چیزهای دیگه یه کسی هم آرمانش این هست که میگوید من همه زندگی ام را فدای امام زمان میکنم میخواهم در این لشکر باشم اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون خدایا من میخواهم جزو سربازهای تو باشم جزو لشکرهای تو باشم و این لشکر، لشکری هست که هرگز شکستی هم نداره هر چی بلا سرش میآید خوشکل تر میشه و هر چی بیشتر توی سرش میزنند بیشتر مظلومیت میکشه بیشتر تنهایی میکشه بیشتر غصه میخوره من اینقدر غصه خوردم داشتم میآمدم همه آمده بودند و میگفتند شما نروید هزاران نفر بودن حتی سفیر ما آمده بود و میگفت که من همه مقدمات را فراهم میکنیم شما بلند شوید بیاید اینجا، گفتم ما یه محدودیت هایی داریم یک محدودیت های واجب تری داریم که باید انجام بدهیم باید کارهای اساسی تری بکنیم برای اینها داریم میرویم برای اینها بیشتر برنامه ریزیکنیم ولی اینجوری هست هر چقدر خون دل بخورید باز جا دارد هر چقدر توی سرت بزنند هر چقدروقت بگداری هر چقدر بدوی هر چقدر خرج کنی باز جا داره و همه اش هم پیروزی است.
جلسه 118 - انسانشناسی (تهران)
متن کامل (خام) جلسه 118 - انسانشناسی (تهران)