جلسه 031 - حیات طیبه
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1405
ماه
3
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه سی و یکم

سلام علیکم و رحمه الله

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام آقا امام زمان علیه السلام شهدای اسلام امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند بفرمایید

خب در فقره هفتم یک تعداد چیزهایی که امام از آن‌ها به خدا پناه می‌برد می‌خواهد این‌ها نباشد در زندگی. من خواهشم این است برای کسانی که در فهم دعای بیستم جدی هستند، این است که دعای هشتم را هم اضافه کنند.

دعای هشتم برعکس دعای بیستم که مکرمت ‌های اخلاقی است همه اش بزرگواری‌ها و مثبت‌ها است آنجا منفی‌ها را حضرت ذکر می‌کند و می‌گوید خدایا من از این خصوصیات به تو پناه می‌برم که حتی خب شرحش هم در کانال ما هست. آن‌هایی که علاقه دارند همان در کانال بحث انسان‌شناسی در آینه صحیفه سجادیه که بحث‌های یکشنبه‌های قم هست، آن را حتما پیگیری کنند. با این بحث تلفیق بشود خیلی می‌تواند آدم را متعادل و قدرتمند بکند. این دو تا دعا.

خب گفتیم که این خصوصیت‌های منفی با روح انسان سازگاری ندارد و منشأ آن روح نیست. نفس است. روح چیست؟ روح آن دمش خداست که از نور محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) به هر بچه‌ای در رحم مادر داده می‌شود. آن روح است. ما همه‌مان روح هستیم. روح‌الله هستیم همه‌ مان و نفس چیست؟ نفس یعنی شخص شخص در دنیا به وجود می‌آید. نفس اینجا به وجود می‌آید. وقتی آن روح می‌آید به ترکیب اسپرم و تخمک مادر. چون گفتیم پنج تا مادر دارد پنج تا پدر روی آن اسپرم و تخمک‌ها. چه چیز هایی بود؟ «سلامت و زیبایی هوش، عقل، اخلاق، معنویت». این روی اسپرم و تخمک است. این وقتی لقاح پیدا می‌کند یک معجونی با جمع جبری صفات پدر و مادر ایجاد می‌شود. یک شخص دارد. یک شخص جدیدی دارد شکل می‌گیرد که این ترکیب جمع جبری پدر و مادر است. نه مادر است نه چی؟ پدر. یک ترکیبی از این‌ها است به اضافه چی؟ به اضافه تأثیرات محیطی. به اضافه تأثیرات محیطی. خب در مجموع آن روح با قابلیت خلافت الهی این‌ها را دیگر قبلا توضیح دادم برایتان که ظرفیت بی‌نهایت شدن را دارد می‌تواند به مقام معصوم ما را برساند «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» تا آنجا ما را می‌تواند ببرد. آن می‌آید گرفتار نفس یعنی بدن می‌شود با این ژن‌ها. چه ساخته می‌شود اینجا؟ نفس ساخته می‌شود. نفس یعنی تعلقات دنیایی پیدا می‌کند؛ یعنی یک من زمینی با تعلقات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی ایجاد می‌شود که اگر روح را تربیت یعنی همین یعنی تو خودت را بسپاری به یک مربی مربی به تو طوری درس بدهد که تو بتوانی از زندان علاقه‌ ها و وابستگی‌های دنیایی بدون اینکه رهایشان بکنی نجات پیدا بکنی؛ یعنی هم دوستشان داشته باشی هم از آن‌ها استفاده کنی ولی اسیرشان؟ بله؟ نباشی. ترک نکنی‌. ترک فایده ندارد. چی؟ داشته باشی آن ها را علاقه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی ات را داشته باشی اما بدون اینکه اسیر آن ها باشی آزاد بشوی پرواز کنی. مربی این را به آدم یاد می‌دهد. این را مربی به آدم یاد می‌دهد. قرآن و اهل بیت کارشان همین است که ما را در عین حال دین اسلام این است در عین حال که حرمت بخش‌های زمینی را دارد و هیچ وقت آن‌ها را از تو نمی‌گیرد ولی تو را از آن‌ها چه کار می‌کند؟ آزاد می‌کند که بتوانی به جایگاه خودت پرواز کنی و برگردی. معاد درست همین است دیگر. معاد سالم «اللهم اخرجنی من الدنیا» چی؟ «سالما» خدای من را از دنیا سالم خارج کن. من را یعنی چه کسی؟ یعنی این خانم را؟ راجع به این خانم حرف می‌زند؟ یا این آقا؟ یا راجع به این دکتر مهندس‌؟ هیچ کدام. «من» را یعنی همان روحی که از خودت در من دمیدی، از خانواده آسمانی‌ام در من هست این را آزادش بکنی. سالم من از اینجا خارج بشوم. بدون آلودگی‌های جهنم دنیا بتوانم بیایم پیش خودت. پس وقتی در اصول دینت می‌گویی معاد داری، معاد چه کسی دارد؟ این زن و مرد که مال دنیا هستند این که با این کاری نداریم که آن که معاد دارد چه کسی است برمی‌گردد خانه اصلی اش پیش خانواده اصلی اش؟ روح‌الله است. تو هستی که باید برگردی. تو یعنی همان روح خدا، نفخه اهل بیت باید برگردی سالم به خانواده‌ات پیش معشوقت خدا و خانواده‌ات. تمام دین مأموریتش همین است که ما را گونه‌ای تربیت می‌کند که ما برگردیم سالم سر جای خودمان. اگر آمدیم اینجا آلوده شدیم به کمالات مالی و جمادی یا کمالات گیاهی، خوشگلی، بدن، هیکل، غذا، شکم، بچه‌دار شدن دختر پسر از این بازی‌های این‌جوری بخش‌های گیاهی یا بخش‌های حیوانی مقام، ریاست، ازدواج، همسر، عشق‌های زمینی این‌ها خوب است هیچ‌کدام بد نیست. قرآن می‌گوید این‌ها در صورتی خوب است که مزاحم پرواز تو چی؟ نشود. یا علم دکتر بشوم مهندس بشوم درس بخوانم محقق بشوم استاد بشوم نویسنده بشوم مقاله بدهم نمی‌دانم از این مسخره ‌بازی‌های دنیا. اینجا دفن می‌شوید اینجا. دیگر سالم نمی‌توانی برگردی. باید یک کاری کنی این چهار بخش به تو لطمه نزنند. حالا چه جوری؟ چه جوری ما یک کاری بکنیم که این گرفتاری‌ها را پیدا نکنیم؟ مسئله اول این است که تو باید بفهمی که باید شبیه مربی ات بشوی. مربی ما چه کسی است رب ما؟ الله. چون آمدیم در باشگاه شبیه اصلمان بشویم برگردیم دیگر قرار است ما خلیفه بشویم شبیه خدا مثل خدا بشویم برای این آفریده شدیم. خدا هم می گوید که بیخود روح خودم را به تو ندادم که روحم را دادم به تو بی‌نهایت‌طلبی. تو را عاشق خودم کردم یعنی بی‌نهایت‌طلب. من هم بی‌نهایت هستم فقط. غیر از من هم کس دیگری نیست که تو بروی در باشگاه انسان کامل خلیفه‌الله، خلیفه‌الله بشوی. برای این آمدی به این دنیا. حواست باشد که قاطی نکنی یک موقعی زندگیت را هدف خلقتت را با اهداف متوسط یا پایین. تو برای این آمدی اینجا مأموریتت این است که شبیه مربی ات بشوی برگردی. زندگی احمقانه یا زندگی مسخره به قول امام رضا، امام رضا اصطلاح قشنگی دارد یک زندگی مسخره هفت تا رکن گذاشته امام رضا برای زندگی مسخره. این است که مثلا تو بروی الان ثبت‌نام کنی با چه بدبختی. خب. یک مربی خوب قوی را پیدا بکنی با سختی در باشگاهش ثبت‌نام بکنی آن هم بپذیرد تو را. بعد شما می‌روی آنجا بعد می‌گوید خب حالا لباس هایت را عوض کن با این لباس باید بیایی. نه، من لباس‌هایم را عوض نمی‌کنم همین‌ها را دوست دارم. اصلا حاضر نیستم لباس عوض کنم خب بیا در میدان نمی‌آیم در میدان تمرین؟ نمی‌خواهم. این مسخره است. تو آمدی در باشگاه دنیا که شبیه مربی ات بشوی. اگر می‌خواهی شبیه مربی بشوی هرچه مربی می‌گوید باید اطاعت بکنی تا شبیه مربی ات بشوی. دیگر نمی‌خواهم و نمی‌کنم و این بازی‌ها ندارد که. هرچه می‌گوید بگو چشم. می‌گوید نماز بگو چشم می‌گوید نمی‌دانم خمس چشم زکات چشم شوهر داری این‌جوری بچه‌داری این‌جوری بارداری این‌جوری حجاب این‌جوری نمی‌دانم هرچه فعالیت اجتماعی این‌جوری فعالیت سیاسی این‌جوری، چشم. خب شبیه مربی می‌شود دیگر. «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی» بنده من من را اطاعت کن من تو را نمونه خودم می‌کنم. هر مربی ای همین را می‌گوید. شما کلاس آشپزی هم بروی مربی ات همین شعار را دارد حرف‌هایم را گوش کن تو هم آشپز بشوی. برو کلاس کاراته برو تکواندو برو نمی‌دانم کونگ ‌فو برو فوتبال برو گلدوزی. مربی می‌گوید حرف‌هایم را گوش کن شبیه من می‌شوی مربی دیگر. خدا هم همین را می‌خواهد می‌گوید من مربی‌ات هستم حرف‌هایم را گوش کن می‌شوی یک کسی مثل خودم. مثل من می‌شوی. خب پس باید گوش کنیم دیگر. خب در صفات مربی ما چه چیزی از همه قشنگ‌تر است بزرگ‌تر است که اگر ما آن را داشتیم بقیه آن اسم‌های دیگر هم می‌توانیم بگیریم؟ رحمانیت، رحیمیت. بسم الله الرحمن الرحیم. این دو تا اسم های اصلی هستند که همش می‌شود یک اسم در واقع رحمت. رحمان رحیم.

رحمان مجموعه نظام خلقت است. کل نظام خلقت. رحیم نه رحیم فقط هم‌کلاسی‌هایت هستند. مؤمنین آن‌هایی که در این باشگاه با تو هستند. رابطه ات را باید با هم‌ باشگاهی‌هایت قوی حفظ بکنی که بتوانید رشدت زیاد بشود. درست است دیگر. در باشگاه باید با هم‌کلاسی‌هایت باشی مؤمنین، شیعیان، مؤمنین. باید با این‌ها رفت‌ وآمدت ویژه باشد تا بتوانی قوی باشی و پرواز بکنی. خب برای همین رحمانیت مربوط به روح ما است. ما باید رحمان بشویم با این صفاتی که الان امام می‌گوید. «وَ أَبْدِلْنِی مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ» خدایا تبدیل کن بغض اهل دشمنی را به محبت. محبت با ما سازگار است ولی بغض، کینه، حسادت، زودرنجی، عصبانیت، غم به خصوص غم نمی‌دانم اضطراب دیگر نمی‌دانم مقایسه کردن زندگی با دیگران، حسادت، مسابقه گذاشتن این‌ها مال نفس است. نفس می‌خواهد بالا باشد. والا روح اصلا با کسی کاری ندارد. روح هرچقدر دیگران بالا باشند آن بیشتر لذت می‌برد. روح از پرواز دیگران از کمالات دیگران نه تنها لذت می‌گیرد بلکه با کمال دیگران اوج می‌گیرد. چون روح‌ها همه شبیه هم هستند دیگر. درست است؟

شما یک نفر که دارد یک کار قشنگ می‌کند دوستش داری ولو از تو بهتر است خدا همان کمال را به تو هم می‌دهد همان ثواب را به تو هم می‌دهد. در روح ما دعوا نداریم. دعوا مال کجاست؟ نفس. آنجا که تو من داری. من درتو طلاق‌ها دعواها قتل‌ها جنگ‌ها جنگ‌های جهانی کینه‌ها همه در نفس اتفاق می‌افتد. والا روح که ما همه مان یک نفریم اصلا. اینکه امام دارد این را می‌گوید خیلی تخصصی است. دقت کنید.

در واقع امام می‌خواهد قابلیت‌ها و توانمندی‌های روح بیاید جای چه چیزی را بگیرد؟ جای نفس را بگیرد. جای محدودها جهنم‌های نفس را نابود کند. ببینید چه کلماتی به کار برده؛ محبت مودت. می ببینید. دوستی، ولایت. کلماتش همه اش قشنگ است. همه اش قشنگ است. «کرم العشیره» «امنا» امنیت همه اش قشنگ است. این‌ها مربوط به ساختار قدرت روحی است. در نفس این‌ها خبری نیست. جنگ‌ها دعواها خونریزی‌ها حسادت‌ها قهرها طلاق‌ها همه اش مال این نکبت نفس است. مال خودشیفتگی‌ها خودبرتربینی‌ها همه مال آن است. بنابراین ما باید چینشمان را به گونه‌ای انجام بدهیم که روزبه‌روز چه چیزی در ما قوی بشود؟ روح. همان که خودت هستی. آن اصالت تو هستی. آن همان کودک عزیز روان است. بقیه قلابی‌اند بقیه‌شان تو نیستی.

ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم

خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای می‌گوید من می‌ترسم که این تن تن چیست؟ نفس که حائل است به جانم جان چیست؟ روح. سقط کند کودک عزیز روانم. نگذارد متولد بشود سالم. کودک عزیز روان چیست؟ همان روحی که از که از اهل بیت به تو امانت داده‌اند. آن کودک تو هستی. این کودک را باید بزرگش بکنی. این کودک را باید عاشقش باشی و به تناسب ساختار شخصیتی‌اش حرمتش را داشته باشی به آن ببینی چه نیاز دارد برسی به آن. یک مادر چقدر احمقی است مثلا بگوید که الان من حوصله ندارم شیر بدهم. بیا یک ذره چلوکباب بخور. مگر می‌شود؟ آن نیاز آن الان چیست؟ شیر است. نباید یک چیز دیگری به آن بدهی که. هیچ مادری همچنین حماقتی نمی‌کند. همه حتی یک زن که، نه یک مرد هم یک بچه به او بدهند می‌فهمد که این بچه نیازهایش چیز دیگری غیر از اشتهای خودم است. می‌رود همان چیزی که صلاحش هست آن کودک را بزرگ می‌کند. ما نسبت به کودک عزیز روانمان جنایتکار هستیم. اهمیت به آن نمی‌دهیم. نیازهایش را تناسب‌هایش را در نظر نمی‌گیریم که من چه چیزی نیاز دارم به عنوان یک انسان. نه به عنوان یک زن و مرد یک خانم و آقا، یک دکتر مهندس یک رئیس‌جمهور این‌ها نه. به عنوان یک آدم چه می‌خواهم؟ به این برسم و حرمتش را داشته باشم به آن غذا بدهم.

خب در اگر بخواهیم یک راه میانبر بدهیم راه میانبر همان است که قبلا هم چند بار در موردش صحبت کردیم الان هم باز راجع به آن صحبت می‌کنیم که بخواهیم این دعاها اجابت باشد در زندگی فردی و اجتماعی به ما کمک می‌کند.

تصور کنید به شماها هر کدام دویست متر زمین بدهند هدیه. بعد بگویند که بروید برای خودتان و خانواده‌تان در این دویست متر خانه بسازید. کسی می‌رود همچنین کاری بکند؟ غیر از کسانی که چه چیزی هستند؟ مهندس ساختمان هستند؛ یعنی این‌کاره است. عمران خوانده بلد است. بقیه اگر این کار را کنند احمقی است. چرا؟ چون من آخوند که بلد نیستم بروم معماری. خانه را یک جوری بسازم که نریزد سر همه. می‌روم یک چیزی می‌سازم چهار روز بعد سقوط می‌کند.

یک بنده خدایی ما را دعوت کرد در یکی از این کشورها. بعد رفته بودیم از پله ها می‌رفتیم بالا این‌جوری می‌شد بعد در طبقه که می‌رفتیم یکی راه می‌رفت خانه می‌لرزید. گفتم این چرا این‌جوری است؟ گفت بابام زورش آمد بدهد مهندس. خودش ساخت. خودش ساخته. میگفت الان همه اش خانه ما لرز دارد. همین‌جوری می‌رود و می‌آید. هیچ آدم عاقلی این کار را نمی‌کند. می‌گوید من باید بروم خب یک مهندس بیاورم یک خانه‌ای که فردا با ده ریشتر هم نریزد. می‌خواهیم در آن زندگی کنیم. امنیت باید داشته باشد دیگر. به آن می‌گویند مسکن. مسکن یعنی چی؟ محل سکون. محکم باشد آرامش داشته باشیم. در آن باید یک جوری بسازیم که سکونت داشته باشد نفس ما. سکینه بیاورد برای ما. درست است؟

قرآن، روح انسان ساختار نفس انسان را مجموعه روح و نفس را مثل یک خانه می‌داند. می‌گوید شما اگر مهندسی‌اش را یاد بگیرید درست بچینید دیگر نه غم می‌آید سراغت، نه غصه می‌آید نه اضطراب نه حسادت نه طلاق نه درگیری نه فقر. هیچی نمی‌آید سراغت. همیشه راحت هستی. همیشه. آن سه تا شاخص اصلی چه چیزی بود سعادت؟ بگویید: «رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی». این سه‌تایی که قرآن می‌گوید. یک خانه خوب یعنی چی؟ یعنی پر از چه چیزی باشد در آن؟ عشق و محبت، آرامش داشته باشد و چی؟ شادی. اگر این سه تا بود معلوم است این شخص مؤمن است. معلوم است این شخص شاگرد خوبی است در باشگاه؛ اما اگر مرجع تقلید هم باشد آدم حسودی باشد- ما مرجع تقلید داشتیم در این کشور از شدت حسادت به امام رفت با تروریست‌ها توطئه قتل امام و چند هزار نفر را چید. مرجع تقلید هم هست ولی آدم آرامی نیست تربیت نشده. الان آخوند هست پر در این قم ببینید بیانیه داده‌اند به دفاع از اسرائیل. درس خوانده. علم دارد اما معرفت اصلا ندارد این آدم. تربیت نکرده. تربیت نشده. اطلاعات است. هوشش خوب است رفته درس خوانده.

قرآن می‌گوید اگر در یک نفر خواستید ببینید چقدر مؤمن است باید این سه تا شاخص ریاضی را در نظر بگیرید. چه بود؟ بگویید «رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی». خب اگر بخواهد این بشود باید ساختمان وجودت را یک جوری مهندسی کنی که نتیجه‌اش این‌ها بشود. خب چه جوری مهندسی کنیم؟ چه جوری مهندسی کنیم؟ بالاخره انسان اول از این عاشق خودش است انسان حب ذات دارد. به پول یک علاقه‌هایی پیدا می‌کند به خوشگلی، هیکل، بدن، غذا، لباس، تجملات، نمی‌دانم نشان دادن خودش، خودفروشی عرضه کردن خود نمی‌دانم به مقام، ریاست، رقابت، نمی‌دانم همش از این حرف‌ها. همه هم فکر می‌کنند دارد به نفع خودش عمل می‌کند؛ ولی دارد بله به نفع خودش یعنی به معنای نفس خودش آره ولی دارد چه کسی را آسیب می‌رساند؟ روح، خود اصلی‌اش را دارد آسیب می‌زند.

یادتان باشد حالا این را در کارگاه گفتیم رحمت با محبت فرق دارد با عطوفت فرق دارد. محبت و عطوفت می‌تواند احمقانه باشد ولی رحمت هیچ وقت احمقانه نیست. مثلا مادر بچه‌اش را دوست دارد بچه می‌گوید مامان برایم یک موبایل بخر. می‌رود می‌خرد. این اسمش محبت است اما خیانت است. عاقلانه نیست. بی‌موقع تلفن گرفتن لپ‌تاپ گرفتن تبلت دادن دست بچه اینترنت بی‌حساب یک جنایت است. ولی اسمش محبت است. می‌گوید دلم برای بچه ام بچه ام می‌خواهد بروم برای بچه‌ام این را بخرم. خب این اسمش عطوفت هست ولی رحمت. رحمت آنجایی است که تو تمام ساختار ریاضی شخصیت بچه را از دنیا تا بهشت و بالاتر از بهشت نگاه می‌کنی بعد به او سرویس می‌دهی به قول امروزی‌ها خدمات می‌دهی.

در رحمت خیانت وجود ندارد. ولی در محبت پدر و مادر پر از خیانت است. پیغمبر می‌گوید خدا لعنت کند پدر و مادری را که آن‌قدر به بچه‌شان محبت کنند که بچه پررو بشود. بی‌ادب بشود گستاخ بشود نسبت به پدر و مادر. حرمت پدر و مادر را رعایت نکند. اینجا در آن محبت است اما خیانت است رحمت نیست و دقت کنید این‌ها ظرافت دارد این تعریف‌ها. در کارگاه بسم الله الرحمن الرحیم این ها را توضیح دادیم. بسم الله یک. ان‌شاءالله شهریور مژده‌اش را امروز بدهم امروز هم اولین بار است دارم رسانه‌ای می‌کنم شهریور ان‌شاءالله نیمه دوم فکر کنم اردوی تخصصی‌مان را داریم قم. آن‌ها حالا اعلام بکنند آن‌هایی که آمده‌اند اردوهای قبلی را چیز بکنند گوش به زنگ باشند برای ثبت‌نام اعلام می‌کنند.

خب الان من می‌خواهم با همه وسط این همه عشق و دلدادگی و دلبستگی شخصیتم را یک جوری بسازم که رحمان باشم رحیم بشوم مهربان باشم آرام باشم شاد باشم. از دنیایم لذت ببرم. خیر و برکت ببینم. سالم هم متولد بشوم آسیب نبینم. پس باید این بنای وجودی خودم را یک جوری بسازم که آسیب نپذیرد. مهندسی‌اش هم خدا داده دست خودت. البته تو می‌توانی از دوستانت مؤمنین و از اساتید، مربی‌ها کمک بگیری برای این کار بگویی شما به من کمک کنید من یک ساختار شخصیتی بسازم که هم در دنیا روابط زندگی ام عاشقانه باشد عشق‌های زمینی‌ام خیلی عالی باشند. هم آرام باشم هم شاد، هم که به الله نزدیک بشوم؛ یعنی هرچه از عمرم می‌گذرد به الله شبیه‌تر بشوم به مربی ام. خب خدا خودش به ما یاد داده. آمده در سوره توبه آیه بیست و چهار یک مهندسی به شما پیشنهاد داده. می‌گوید اگر شما این کار را بکنید دیگر تمام است. در غیر این صورت می‌ریزد در هر صورت این ساختمان شما می‌ریزد. خفه‌تان می‌کند. نه دنیا می‌گذارد برایتان نه چی؟ آخرت. می‌گوید اگر می‌خواهد بریزی الان ساختمانت را ما می‌خواهیم بسازیم چه جوری می‌سازیم؟ خب اول می‌رویم چه کار می‌کنیم؟ زمین، روی زمین کار می‌کنیم. می‌گوید برو شهرداری اول بررسی کن ببین زیرساخت این زمین به درد ساختمان می‌خورد یا نه. این زمین در محله زلزله‌خیز یا زیرش آب باشد الان می‌خواهم صفحه بزنم فردا نرود پایین نشست بکند. زمینت را اول برو جنس زمینت را کنترل کن بررسی کن. جنس زمین بعد خب حالا اگر مطمئن شدی جنس زمین جنس خوبی است چه کار باید بکنی؟ اول صفحه باید بگذاری نقشه را بکش صفحه بگذار خب صفحه گذاشتی چه کار می‌کنی؟ ستون‌هایت را بزن رویش ها؟ ستون‌ها را زدی چه کار می‌کنی؟ اسکلت ببند. اسکلت خوب ببند بعد چه؟ بعد دیوارکشی کن. در همه این‌ها باید قانون مهندسی و استحکام را رعایت کنی. آخر سر چی؟ بعد از اینکه تمام شرایط استحکام و مهندسی را رعایت کردی، در نقطه آخر در نازک‌کاری و زیباسازی حالا زیبایی‌ها را بیاید بریز رویش. می‌خواهی رنگ بزنی نقاشی کنی طراحی کنی زیباشازی‌اش بکنی بعد. نه اینکه:

خانه از پای‌بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است

شخصیت این آدم اصلا متزلزل است. این شخصیتش یک آدم عصبی، پرخاشگر، زودرنج، حساس، حسود، ریخته. اصلا شخصیت شخصیت داغونی است .بعد حالا به جای اینکه وقتش را بگذارد محکم‌کاری کند دنبال این است که ماشینم را عوض کنم. الان این پراید را من بروم یک دانه نمی‌دانم شاهین بخرم. نمی‌دانم چی ‌چی بخرم. آن خارجی است بروم الان یک ماشین ایرانی بخرم. خانه‌مان را عوض کنیم مبلمانمان را عوض کنیم دماغم را عمل کنم نمی‌دانم بروم مو بکارم نمی‌دانم برویم نمی‌دانم گلدانمان را این‌جوری کنیم. تابلویمان را این‌جوری کنیم کریستال‌هایمان را این‌جوری کنیم. این همه اش دنبال یعنی اصلا وقت و عمرش اصلا صرف یک چیزهایی دارد می‌شود که فقط او را از هدف دورتر می‌کند نزدیک‌تر نمی‌کند. اصلا این ساختارها را نمی‌سازد. بابا تو الان ریخته‌ای به هم. چند روز دیگر هم داری می‌روی در برزخ با این قیافه با این ساختار بروی آنجا گیر هستی. هزاران سال گیر هستی. تو باید قیافه خدا را داشته باشی؛ یعنی قیافه انسان قیافه اهل بیت را داشته باشی با قیافه انسانی وارد آنجا بشوی و اینکه پیغمبر می‌گوید: امت من به شکل ده حیوان می‌آیند. بعضی‌ها سگ‌اند آدم‌های عصبانی پرخاشگر. بعضی‌ها گرگ‌اند آن‌هایی که می‌درند دیگران را. بعضی‌ها روباه‌اند حقه‌بازها. بعضی‌ها میمون‌اند لجباز ها. بعضی‌ها روباه‌اند حقه‌بازها ها؟ بعضی‌ها خوک‌اند آن‌هایی که حلال و حرام سرشان نمی‌شود غیرت ناموسی ندارند حیا ندارند. چون این مسلمان هست اما به سمت انسانی حرکت باطن انسانی نساخته در رحم دنیا. این الان باید برود به سمت اینکه خودش را شبیه خانواده آسمانی‌اش کند که به آن‌ها ملحق بشود. شما به میزان شباهتت به خانواده آسمانی‌ات قیامت قرب داری. بعد از مردن جایگاهت کجاست چقدر شبیه خانواده‌ات هستی. خدا آمده در این آیه که همه‌تان هم بلد هستید بیست و چهار توبه می‌گوید: اول وقتی می‌خواهی ساختمان بچینید حالا یک فرض را اول کردیم فرض زمین و معماری. یک فرض دوم هم بکنید. این‌ها تمرین‌اند. خودتان را کاملا می‌توانید بشناسید. یکی یک برگه الان همه بردارید ده تا معشوقتان را بنویسید. ده تا آرزوهایتان را بنویسید. قرآن می‌گوید اگر سه تای اول سه تای اول این‌ها بود: «الله اهل بیت جهاد در راه خدا» تو ساختمانت محکم است اصلا دیگر آسیب نمی‌بینی. معشوق‌های بعدی یعنی خانواده عشق‌های زمینی همه قشنگ می‌شود و ماندگار می‌شود. پول، خانه، شغل، تجارت، همه مبارک نورانی، عبادت سر جای خودشان؛ یعنی تو اصلاً یک چایی می‌نشینی می‌خوری مثل نماز برایت ثواب می‌نویسد یک قهوه داری می‌خوری یک سینما می‌روی یک پارک می‌روی یک شوخی می‌کنی نمی‌دانم می‌گویی می‌خندی راه می‌روی غذا می‌خوری سر کارت هستی همه اش نورانیت ایجاد می‌کند. قرب ایجاد می‌کند. چرا؟ چون مهندسی است ساختمان. وجودت را یک جوری چیدی که آسیب نمی‌بیند. همه‌چیز سر جای خودش است. در خانه هم همه‌چیز هم سر جای خودش است قشنگ است. همه هم به‌جا است. توالت به‌جا است حمام به‌جا است آشپزخانه به‌جا است نمی‌دانم حال به‌جا است. اتاق خواب به‌جا است. همه‌چیز سر جای خودش است. پنجره دارد. همه‌چیز میزان است. هر کدام هم فایده‌اش سر جای خودش است؛ یعنی نمی‌شود یک چیز دیگر جایش را بگیرد. همه اش قشنگ است؛ ولی وقتی تو مهندسی نکردی یک‌دفعه مثلاً یک توالت را یک جایی می‌گذاری که بوی گندش همه خانه را می‌گیرد. حمام را یک جایی می‌گذاری که خانه پر از نم می‌شود. آشپزخانه یک جا است که گرفتاری ایجاد می‌کند. به درد نمی‌خورد که. پس اول برو این ساختمان را محکمش کن. چه جوری؟ آره مهندسی آرزوها.- دو تا کارگاه را که قبلاً گفتم به شما مهندسی آرزوها مهندسی فکر یا مهندسی معشوق‌ها در کانال هست- تو تا مهندسی نکنی ساختار وجودی ات را به سمت رحمانیت و رحیمیت نمی‌روی و این صفاتی که امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید تبدیل در این‌ها صورت نمی‌گیرد.

اسم مبدل کجا عمل می‌کند؟ در یک مهندسی سالم.

وقتی تو مهندسی ات درست بود اسم مبدل عمل می‌کند؛ یعنی هر مشکلی برای خانه پیش بیاید چون مهندسی سالم است. نمی‌آیند بگویند آی این.

ما ساختمانمان را وقتی می‌خواستیم مؤسسه را بسازیم دادیم یک معماری که کارش خیلی قوی بود از بچه‌های قدیم جبهه و جنگ بود. انگیزه داشت و مؤسسه برای امام زمان بود. خیلی سرمایه‌گذاری کرد در ساخت این بعد که همان شب اول هم ما را زدند اسرائیل امروز که شهادت آقا بود شب ما مراسم همان شب اولین جایی که زدند مؤسسه ما بود زدندش. خب آن‌هایی که آمدند مؤسسه می‌دانند شش طبقه این طرف کلاً رفت روی هوا یعنی تجهیزاتمان که از تو نابود شد. پنجره‌ها درها دیوارها این‌جوری بود. بعد شهرداری آمد. شهرداری می‌آمد نگاه می‌کرد اگر ساختمان آسیب‌ها را درجه‌بندی می‌کرد . بعد می‌گفت این ساختمان باید کلاً خراب شود ساخته شود یا نه، لازم نیست خراب شود یک تعمیرات بس است رسید به ساختار ما گفت چی؟ تعمیر بس است. آن طرفش گفت. اصلاً آن طرفش که اصلاً آسیب ندیده طبقه دوم. این طرف که موشک آمده درست است تخریبش خیلی زیاد است اما می‌توانید بازسازی کنید. خب بازسازی می‌کند آدم. وقتی مهندسی تو درست است تو پنجاه سال گناه هم یک‌دفعه از تو سر بزند زود بازسازی‌اش می‌توانی بکنی. مهندسی وقتی درست است. چی؟ عشق تو الله باشد عشق اولت. لا اله الا هو . من معشوقی غیر از او ندارم. معشوق است. چون روح از آن الهه روح تو است. اله تو است در واقع. اله نفست نیست. نفس الهش چیست؟ پول است و بدن است و خوشگلی است و اندام و بچه است و غذا و لباس و اتومبیل و مقام دنیایی و درجه و نمی‌دانم مدرک دکترا و از این حرف‌ها است. روح نه. روح یک اله دارد. اله اش کیست؟ الله است. «اشهد ان لا» چقدر قشنگ است. این چه ترانه قشنگی است این. چقدر هم خدا به ما قشنگ این را هدیه کرده. می‌گوید هر روز تکرار کن در اذان در اقامه سر نماز هی بگو «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له» خیلی ناز است. قیمت میبینید چقدر بالا است. شرافت این‌قدر بالا است می‌گوید هر روز شرافتت را یادت نرود. قیمت دستت باشد. هر روز شرافتت را یادت باشد. بگو من

من طایر قدوسیم مرغ گلستان نیستم مست می لاهوتیم زین می ‌پرستان نیستم

من آنجا خدا دارد صدایم می‌کند. اهل بیت من را دارند به مقام خودشان صدا می‌کنند

تو را ز کنگره عرش می‌زنند سفیر ندانمت که در این دام گه چه افتاده است

من مادرم فاطمه زهرا هر روز دارد صدایم می‌کند. بچه‌ام عزیزم پسرم زود بیا پیش خودم سالم بیا. دخترم زود سالم بیا پیش خودم .جایت اینجا پیش من است. جایت در بهشت هم نیست حتی. پیش خودم. پیش خودم. بالاتر از بهشت است. بالاتر از بهشت است. نکند اینجا انس بگیری سنگین بشوی ما را یادت برود آنجا خانواده‌ ات یادت برود اصل و نسبت یادت برود. فراموش کنی اصلاً بچه کجایی وطنت یادت برود فکر کنی زمین وطنت است مشهد وطنت است ایران وطنت است خانه‌ات آنجا است اهل بیت چرا؟ چون اهل بیت روح تو هستند. خانواده آسمانی تو هستند. خدا تو را از این‌ها آفریده و مقام این‌ها را هم برای تو در نظر گرفته که تو بتوانی در جایگاه خلیفةالله و مثل اعلی چیکار کنی؟ با این‌ها باشی. در اوج. بالای بهشت بالای بهشت این‌ها خانواده ات هستند.

امام رضا کی ماست؟ اگر گفتی امام ما است اشتباه می‌کنی فقط. امام فقط نیست امام رضا امام رضا الگوی باشگاهی تو است در دنیا بله امام است. ولی بابایت است. قرار است با این آدم محشور شوی. اگر نفهمی این را نمی‌توانی با او رابطه عاطفی داشته باشی و انواع بیماری‌های روحی و روانی دیگر می‌آید سراغت. اهل بیت پدر خانواده آسمانی ما هستند. این را باید پدر و مادر به بچه‌هایشان یاد بدهند هر کسی بچه دارد باید به بچه‌تان وظیفه‌تان است. ندهید خیانت کرده‌اید به بچه و بچه روز قیامت یقه شما را می‌گیرد که شما چرا به ما نگفتید ما پدر و مادر اصلیمان کس دیگری است؟ شما پدر و مادر زمینی و بدنی ما بودید. چرا خانواده‌مان را به ما معرفی نکردید؟ چرا ارزش‌های زمینی را فقط به ما یاد دادید؟ برو بچه درس بخوان یک کاره‌ای بشوی پولدار شوی. برو مدرسه فوتبال. الان نان در فوتبال است نمی‌دانم برو نمی‌دانم فلان کار را کن برو فلان کار کن همه اش از این حرف‌ها. برو دانشگاه دکتر مهندس بشوی آقا من فقط دکتر مهندسی برای اینجا نیامدم اینجا که فقط که این یک کار زمینی است انجامش هم می‌دهم عبادت هم هست باشد ولی من برای این کار نیامدم اینجا. پدر و مادر موظفند به بچه بفهمانند که بچه کیست و فقط پدر و مادرهایی موفقند که اول بفهمند خودشان کی هستند. پدر مادری که خودش را زن می‌بیند، مرد می‌بیند، دیگه بچه‌اش هم حیوان می‌بیند جنسی نگاه می‌کند.

زن و مردی که خودشان را حیوان می‌دانند به زن و شوهرشان چه می‌بینند؟ به عنوان یک جنس یک مذکر، مؤنث می‌بینند نه یک انسان. بعد نوع رفتارهایشان هم با همدیگر دیگر حیوانی است. می‌گوید زنم است آن هم می‌گوید شوهرم است. بچه‌ام است. این حرف‌ها چیست؟ زنت است این بچه امام حسین است. بچه امام زمان است. حرمتش زنان تو زن تو نیست که. حرمتش شوهرم است نیست که .شوهرم است مال بخش بدنی ات. این بچه امام زمان است. حواست باشد حرمت زنت را رعایت کنی حرمت شوهرت را رعایت کنی حرمت بچه ات را رعایت کنی. «المؤمن اعظم حرمة من الکعبة» حرمتش از کعبه بالاتر است. در احترام گذاشتن به همدیگر خیلی در خانواده حواستان باشد. خیلی آدم باید دقت بکند. خدا رحمت کند میرزا را. فرمود چی؟ فرمود زن‌ها به شوهرهایشان به چشم امیرالمؤمنین نگاه کنند .همان‌جوری خدمت بکنند. با همان عشق. چون امیرالمؤمنین همه را برداشت می‌کند پای امیرالمؤمنین نوشته می‌شود. امیرالمؤمنین هم بعداً در قیامت می‌گوید: عزیزم تو به من خیلی خدمت کردی در خانه‌ ات. مردها هم به زن‌هایشان به چشم فاطمه زهرا نگاه کنند همان‌جوری دوستش داشته باشند و همان‌جوری خدمت بکنند. فردا مادرمان فاطمه زهرا می‌گوید پسرم دخترم خیلی خوب رفتار کردی. به من که خیلی خدمت کردی. ولی اگر زدی تو گوشش فحشش دادی مسخره‌اش کردی زدی تو گوش حضرت زهرا. جایش در صورت حضرت زهرا ظاهر می‌شود فکر نکنید دارم شعار می‌دهم . این فرمایش خود حضرات است. برای همین آقا امام رضا امام چی به او می‌گوییم؟ امام چی؟ رئوف. می‌گوید بر خودم واجب کردم هر کس یکی از شیعیان من را اذیت بکند بدجنسی بکند بدرد نفرینش کنم. باباست شوخی نیست. از بچه‌هایش محافظت می‌کند. نمیدانم آقا زائر امام رضاست. مثلاً من الان می‌خواهم بروم ضریح هلش بدهم یک دانه هم بزنم به پهلویش بکش کنار میخواهم بروم مثلاً زیارت کنم ضریح را. تو رفتی زیارت ضریح امام رضا.

می‌گفت رفتم روی پشت‌بام امام رضا دیدم یک گربه است خیلی قلدری می‌کند برای گربه‌های دیگر. من هر چه می‌اندازم آن می‌آید می‌خورد نمی‌گذارد. گفتم یک دمپایی برداشتم زدم سر این گربه گربه فرار کرد رفت. گفت شب خود آقا آمد گفت با این چه کار داشتی زدی آن را؟ حواسشان به گربه و کبوترشان هم هست این‌ها. چه برسد به بچه‌هایشان. نمی‌توانی هر جور دلت خواست با هر کس رفتار بکنی. روح خدا است. روح اهل بیت در این دمیده شده.

حالا می‌فهمید چرا امام شهیدمان چه می‌گوید؟ می‌گوید همه مردم ایران مؤمن هستند؛ حتی آن‌هایی که ظواهر شرعی را رعایت نمی‌کنند. تحقیر نگاهش نکنی. حالا بی‌حجاب است بدحجاب است نماز نمی‌خواند فکر کنی تو از او بهتری ها؟ نه. مؤمن است. چرا؟ چون درست است این الان بی‌حجاب است بدحجاب است اما در مهندسی‌اش درست دارد عمل می‌کند. چرا؟ خدا را دوست دارد اهل بیت را دوست دارد. جهاد در راه خدا. برخلاف آن آخوندهای منافق بی‌غیرت بی‌حیایی که یک بار در عمرشان یک مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل نمی‌گویند این خانم بی‌حجاب عکس حاج قاسم عکس رهبرش را دارد زیر بمباران می‌آید می‌ایستد. می‌گوید حاضرم کشته شو.م رفته در جان ‌فدا ثبت‌نام کرد حاضرم جانم را بدهم برای خدا برای دین. درست است الان ضعیف است از نظر ظواهر شرعی ولی در استحکام. بله بنیادش محکم است. ولی حالا در ظواهر ممکن است در نازک‌کاری ضعیف است. حالا الان رعایت نمی‌کند حجاب را. از من آخوند که بهتر است که من حسادت می‌کنم که مال من بدتر است که مال من. لذا آقا فرمود نگویید بی‌دینند این‌ها. آقا می‌گوید جانش را حاضر است بدهد نه اینجا من در کشورهای زیادی که می‌روم دیده‌ام اینجا هنر نیست. آنجا در وسط کفر یک خانم بی‌حجاب می‌آید یک پرچم جمهوری اسلامی می‌گیرد آن طرف سلطنت‌طلب‌ها دارند فحشش می‌دهند همه منافقین این یک نفر اینجا ایستاده می گوید مرگ بر همه تان. این خیلی حرف است. درود بر جمهوری اسلامی. سلام بر شهدا. برای رهبرش دارد حرف می‌زند .چند نفر از این ها که ادعا می‌کنند مؤمن هستند حزب‌اللهی‌ هستند جیگر دارند بروند همچنین کاری بکنند؟ چند نفر؟ من زیاد دیده‌ام.

یک جایی من رفتم در یکی از این کشورهای اروپایی همه داشتند فحش می‌دادند به جمهوری اسلامی پرچم دستشان بود و این ها دیدم یک دانه جوان یک دانه این رفته بود یک دانه پرچم گرفته بود این‌جوری یک چیزی هم رویش نوشته بود پلاکارد و پرچم ایستاده بود یک نفره ایستاده بود جلوی همه این‌ها. جهاد شوخی است مگر؟ جهاد یعنی بتوانی بخش‌های جمادی ات را هر وقت اسلام احتیاج دارد هزینه کنی. وقت هر وقت اسلام می‌خواهد امام زمان می‌خواهد بگذاری. در بخش حیوانی آبرویت را هزینه کنی. در بخش عقلی علم، تخصصت را به کار بگیری. در بخش معنوی عشق و دلت را بگذاری برای امام زمانت. خب چند نفر این کار را می‌توانند بکنند؟

اینکه آقا می‌گوید من مطمئن هستم شما پیروز می‌شوید، من می‌دانم که خداوند اراده کرده که این ملت را به عالی‌ترین به متعالی‌ترین درجات برساند. چون این ملت ساختارهای اصلی‌شان درست است. چهل و هفت سال است درست است. صد و خورده‌ای شب بروی زیر بمباران بایستی. آن‌هایی که نمی‌روند که خب ظلم می‌کنند. چون حضرت فرمود فرار از جهاد، تنبلی در جهاد خواری دنیا و آخرت را می‌آورد. «البسه الله لباس الذل» آن که شب در خیابان نیست هر جا هست ذلیل می‌شود.

در خیابان واجب عینی است. دیدید که مسئول استفتائات رهبر شهیدمان فرمود واجب عینی است نه که شوهرم رفته خب من نمی‌روم زنم رفته من نمی روم. بابا این پیرزن نود ساله قد خمیده با یک عصا دارد می‌آید. آن تجمعات خود ما که ثابت است در تهران خدا شاهد است من می‌بینم آنجا طرف روی تخت است، از گردن به پایین فلج است. روی تخت خوابیده دارد می‌آید. پایش قطع است. عصا زنان آمده. در بیمارستان اکسیژن رویش وصل است. آن اکسیژن را می‌گیرد دستش همین‌جوری بلند می‌شود می‌آید در تجمع. بعد یک مشت آدم غافل، خوش‌گذران از کنار این‌ها هم دارند رد می‌شوند می‌بینند ولی دین، کشورشان، وطنشان اولویتشان نیست. خدا اولویت نیست اهل بیت اولویت نیستند.

جهاد ابعاد مختلف دارد. مالی دارد وقت دارد آبرو دارد همه‌چیز دارد مادی، فرهنگی همه‌جور. باید بایستی. جهاد یعنی اوج تلاش. آقا امام رضا در بخش هفتگانه زندگی مسخره یک جمله‌ای دارد می‌گوید «من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزأ بنفسه» آدمی که موفقیت را می‌خواهد اما سخت‌کوشی ندارد. نه تلاش نمی‌کند . تلاش به درد نمی‌خورد «یجتهد» اجتهاد جهاد. جهاد یعنی همه وسعت را بگذاری وسط تمام توانت را بیاوری وسط به عشق معشوقت. دیدی زن‌ها چجوری برای شوهرهایشان و بچه‌هایشان در خانه زحمت می‌کشند؟ دیدی مردها چه جوری برای زن و بچه‌ شان بیرون زحمت می‌کشند؟ تمام وسعش را می‌گذارند می‌شود جهاد. برای همین هم یک مرد مؤمن وقتی بیرون برود کار بکند آنجا از سر کار بمیرد شهید است. یک مادر در زایمان بمیرد شهید است. اگر این سه تا مهندسی را ما درست چیدیم یعنی الله بفرمایید اهل بیت، جهاد. یک بار دیگر همه با هم بلند اگر این را بالا چیدی یعنی برگه را بردار دیگر دروغ که نمی‌توانی بگویی. سر ما را می‌توانی کلاه بگذاری. سر خودت را که نمی‌توانی کلاه بگذاری که. خودت در خلوت بنشین آرزوهایت را بنویس. اگر سه تای اول این سه تا بودند تو مهندسی ات سالم است برو خدا را شکر کن. برو خدا را شکر کن. ولی باید نگه داری دیگر. باید بتوانی نگه داری. اگر شخصیت تو مهندسی ما بیشتر وقتمان را می‌گذاریم روی چی؟ حاج آقا چقدر ذکر بگویم؟ حاج آقا الان می‌خواهیم برویم حافظ قرآن بشویم نمی‌دانم می‌خواهم بچه‌هایمان نمیدانم میخواهم بفرستم نمی‌دانم حافظ قرآن بشوند بروند هیئت نمی‌دانم نمی‌دانم می‌خواهیم برویم فلان جا نمی‌دانم برویم پیاده‌روی کنیم برویم کربلا نمی‌دانم اربعین نمی‌دانم همین ظاهرهای دینی ظاهرهای مذهبی. ولی این مهندسی ندارد این فردا می‌شود مجتهد ولی خائن می‌شود. می‌شود آخوند، خائن است. میشود یار امام اما خائن است دیدید دیگر ما یارهای امام داشتیم یک تعدادشان در این چهل و هفت سال چه مصیبت‌هایی درست کردند. چون مهندسی نکردند خودشان را. این زندان که رفته برای اسلام ده سال هم شکنجه دیده حالا الان آمده شده وزیر می‌بینی که با شاه هیچ فرقی ندارد. دزد است. دزدی بیت‌المال می‌کند. اِ بابا تو ده سال رفتی شکنجه دیدی زندان. الان آمده می‌گوید آقا این نمی‌دانم چند هزار میلیارد تومان مال ما و خانواده ما است. بارک الله.

مهندسی وقتی نباشد زندان بروی شکنجه بشوی جانباز باشی آزاده باشی نمیدانم یک جایی می‌ریزی. به جای اینکه به بچه‌هایمان خیلی هی یاد بدهیم برو نمی‌دانم چادر سرت کن نمی‌دانم نماز بخوان روزه بگیر نمی‌دانم این کار را بکن آن کار را بکن، صورت‌های مذهبی را در تربیت بخواهیم تحمیل کنیم به بچه‌ها، بچه‌هایتان را بشناسید به آن‌ها چه کسی هستند. مهندسی آرزوها و فکر را به آن‌ها یاد بدهید. این بچه خودش همه مسیر را درست می‌رود. تا آخر درست می‌رود و خودت به جای اینکه هی وقتت را بگذاری صرف کارهایی که فقط صورت مذهبی است، نه که این‌ها بد باشد، این‌ها خوب است عبادت است نورانیت دارد عیبی ندارد این‌ها باید باشد. واجب است. ولی بدون مهندسی باشد ساختمان می‌ریزد؛ یعنی کمالاتت زیاد بشود سقوط می‌کنی. اگر طلبه باشی سال چهارم پنجم می‌روی تا آخر تا بهشت می‌روی؛ اما اگر مجتهد بشود می‌رود جهنم. این با لیسانس آدم خوبی است. تا لیسانس خوب است. ارشد می‌گیرد پررو می‌شود یواش‌یواش. دکترا که می‌گیرد وحشی می‌شود سقوط می‌کند. در زندان و شکنجه است و محروم است خوب است. به او می‌گویند تو وزیر بشو الان نماینده مجلس یک‌دفعه می‌بینی (دو به این چنگ و دو به آن چنگ و دو به دندان) یک‌دفعه یک چیز دیگر از تویش در می‌آید اما اگر مهندسی خوب باشد آدم نمی‌ریزد.

یک بچه‌ای بود نوجوانی بود. این وقتی پیغمبر هر وقت از خانه می‌آمد بیرون می‌خواست برود خیلی عاشقانه با این چشم پیغمبر را همین‌جا نگاه می‌کرد تعقیب می‌کرد. دیگر اصلاً عشق این بچه به پیغمبر عیان بود. یک روز پیغمبر دارد رد می‌شود صدایش می‌کند. می‌گوید ببینمت. می‌گوید من را دوست داری؟ می‌گوید آره. خیلی. می‌گوید من را بیشتر دوست داری یا پدر و مادرت را؟ می گوید شما را. می‌گوید من را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ نه. آقا شما را. می‌گوید من را بیشتر دوست داری یا خدا را؟ یک‌دفعه این بچه‌ای که عشق داشت به پیغمبر همچنین قیافه می‌گیرد. می‌گوید «لیس لک» این مال تو نیست این حریم. به پیغمبر می‌گوید بچه کوچک. من تو را به خاطر خدا دوست دارم. یعنی من عشقم کیست؟ این بچه «لا اله الا الله» را خیلی خوب فهمیده. یا رسول‌الله دوستت دارم ولی نه بیشتر از خدا. من تو را به خاطر خدا دوست دارم. پیغمبر گفت این‌جوری باشید. این چینش چینش منطقی است. چینش ریاضی هم هست. چرا؟ چون ساختار تو عشق ابدی و جاودانه می‌خواهد. روح تو مال آنجاست. انتخاب معشوق‌های موقت زمینی و غلط یا ترجیح معشوق‌های زمینی به معشوق‌های آسمانی و بی‌نهایت همان آیه فرمود چی؟ «فتربصوا حتی یأتی الله بأمره و الله لا یهدی القوم الفاسقین» منتظر بدبختی و نکبت باشید وقتی مهندسی خراب است منتظر باید باشی دیگر. با دو ریشتر چیست؟ می‌ریزد خانه. خانه خراب می‌شوی .می‌ریزد سرت. همه می‌میرند. این دیگر زندگی مبارکی نیست. خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند. فاسقان را هدایت نمی کند.

ما مشکلی که الان در کشورمان داریم این است مسئولینی ما داریم که مهندسی نیست ذهن و روحشان یعنی هرچه امام می‌گوید رهبر شهیدمان گفت، این‌ها فسق باطنی دارند؛ یعنی دشمن برایشان عزیزتر از خودی است. به دشمن بیشتر از خودی‌ها اعتماد دارند. می‌ترسند. روح جهاد ندارند. جهاد بالاترین محبوبشان نیست. اصلاً مرد جهاد نیستند. همش سازش همش مذاکره همش صلح همش دوستی همه حرف‌های مزخرف. آن دارد کینه. «تحبونهم و لا یحبونکم» قرآن می‌گوید شما هی به آن‌ها ابراز محبت می‌کنید آن‌ها هی دشمنی می‌کنند. شما هی می‌گویید بابا زده ببینید زده در این کشور جنگ دوازده روزه زده فرمانده‌ها را کشته، آن فاجعه را بیرون آورده بعد یک‌دفعه شخصیت ما می‌رود این‌جوری می‌کند. نه این‌ها مال آمریکا نیست این اسرائیل فلان فلان شده است دارد این کار را میکند. ما ان‌شاءالله امیدواریم که آقای ترامپ بیاید صلح را برقرار کند برای ما. بابا همه این‌ها مال این پدرسوخته است. مسئول ما فاسق است. اصلاً روح جهاد ندارد.

این انقلاب در اثر توهین به یک مرجع تقلید که آن موقع فقط یک مرجع بوده. آن هم یک مرجع ناشناس آن هم نه در ایران در یک کشور دیگر عراق تبعیدی بوده. نه ولیّ فقیهی بوده نه آن موقع نایب امام زمانی بوده این حرف‌ها که نبوده که. یک توهین شد به ایشان در روزنامه اطلاعات انقلاب شد.

مردمی که مشروب‌فروشی‌هایشان بیشتر از مساجدشان بود فاسق نبودند هیچ‌کدام آن موقع. انقلاب کردند. زن‌ها بچه‌هایشان را بغل می‌کردند. بچه نوزاد می‌آمد می‌ایستاد جلوی سربازهای شاه می‌گفت مرگ بر شاه یا مرگ یا خمینی. می‌دانست الان بزند سر بچه رفته خودش هم تمام است کارش می‌ایستاد و می‌زدند. نمی‌ترسیدند. همه شهرهای کشور. آقا این‌ها جهاد برایشان بالاتر از زندگی دنیایی‌شان بود. انقلاب کردند. الان نایب امام زمان را به شهادت رساندند. شوخی است؟ یک مرجع نیست. یک مرجع هم می‌زدند شما نباید این‌ برخورد را می‌کردید. الان ما برویم تهدید کنیم پاپ را بگوییم پاپ را می‌خواهیم بکشیم. فقط تهدید کنیم نه این که بکشیم فقط تهدید کنیم این پاپ را بخواهیم بکشیم مسیحی‌ها جنگ صلیبی راه می‌ افتد اینجا. جنگ جهانی می‌شود. ما اگر الان ترامپ را می‌کشتیم یا نظامی‌های آمریکا را می‌کشتیم می‌آمدند با ما مذاکره کنند یا نه؟ می آمدند؟ شما آقا نایب امام زمان را به شهادت رساندند. کجای کارید؟ و می‌گویند این یکی را هم قرار است بکشیم. بیست و پنج تا فرمانده خودشان مشخص کردند. می‌گویند این یکی را هم قرار است بکشیم و مسئولین بی‌غیرت به دنبال مطامع، ارزش‌هایی که در این قراردادشان من داشتم می‌خواندم دیدم همه اش راجع به نمیدانم دارایی های ما را آزاد بکنید نمی‌دانم جدیداً تنگه هرمز چه می‌شود هسته‌ای چه می‌شود. بابا نایب امام زمان را شهید کردند. می‌فهمید یعنی چی؟ رهبرت دارد می‌گوید انتقام باید بگیری. خون‌خواهی. اصلاً هیچ خبری نیست. هیچ‌کس یک بیانیه نداد یک آقا این‌جوری هست. یک مرجع فقط پیدا شد در مراجع ما آیت‌الله جوادی آملی «حفظه الله تعالی» فرمود قتل نتانیاهو و ترامپ واجب است. خونش هم گردن امام زمان است. همه ساکتند. اصلاً فراموش شده داستان. با این فرمان نعوذ بالله نایب بعدی را هم می‌کشند. دارند عادی‌سازی می‌کنند. شرایط را یک جوری فراهم بکنند که این اتفاق هی تکرار شود و عادی شود امام‌کشی. چه کسی مسئولش است؟ چه کسی؟ مردم؟ نه. مردم که دارند می‌آیند در این خیابان‌ها صد شب زیر بمباران هستند .نظامی‌ها؟ نه. آن‌ها هم هی دارند می‌گویند ما آماده موشک هایمان قفل است روی ناوهای آمریکایی یک طوری که بزنیم این ها بروند گم شوند دیگر نیایند اینجا ما را تهدید کنند. چه کسی دارد سایه جنگ را بالای سر ما نگه می دارد؟ چه کسی دارد ادامه پیدا می کند این جنگ را هی دارد کشتار این مردم را تجویز می کند؟ کشتن رهبر را تجویز می کند؟ کشتن فرمانده ها را نگه داشته ظرفیت را برای دشمن؟ این ها این ها چه کسی دارند این کار را می کنند؟ این را ما باید حواسمان باشد همه مسئولند آن‌هایی که بی‌خیال این قضیه هستند آن‌هایی هم که در میدانند مسئول هستند باید شعارتان چه چیزی باشد؟ اولویت‌هایمان ده تا شرط رهبرمان اماممان گذاشته انتقام در رأس این‌ها است اگر دشمن جرئت پیدا کند این بار یعنی انتقام گرفته نشود و پشیمانی برایش ایجاد نکنیم امام بعدی را هم می‌کشند .

سؤال ما این است: مگر قرآن نمی‌گوید شما باید دشمنانتان را طوری بترسانید که خیال تجاوز به شما نداشته باشند؟ «ترهبون به عدو الله و عدوکم» ها؟ آیه قرآن است دیگر. یک جوری باشید که دشمن هوس حمله به شما را نکند که امنیت داشته باشید دیگر راحت. رهبرتان بتواند بیاید در حسینیه بیاید بتواند در خیابان برود بتواند بیاید برود شهر به شهر مثل قبل در امان باشد. مردم نظامی‌هایمان مردم مدرسه‌هایمان نمی‌دانم فاجعه میناب تکرار نشود. ناوتان را در آنجا نزنند یک‌دفعه صد و خورده‌ای ملوان معصوم را آن‌جوری به شهادت برسانند و و و آقا سؤال: من دارم سؤال می‌کنم از مسئولین شماها بازدارنده عمل کردید تا الان؟ نه ما خیلی عالی جنگیدیم اما این عالی جنگیدن بازدارنده بوده؟ نه. دشمن دوباره می‌آید می گوید همه‌تان را می‌کشیم نابودتان می‌کنیم امامتان را هم می‌کشیم. رهبرتان را هم می‌کشیم فرمانده‌هایتان را هم می‌کشیم. پس شما چرا بازدارنده نزدید؟ نمی‌توانستید بزنید؟ توانش را نداشتید؟ اسلحه‌اش را نداشتید؟ امکانش را نداشتید؟ که داشتید. نیروهای شجاعی که باید این کار را بکنند نداشتید؟ که الی ماشاءالله. ارتش عزیز ما سپاه عزیز ما مردممان بسیج ما. پس چرا این‌جوری عمل نکردید؟ چرا باید فرمانده پیام بدهد که ما موشک‌هایمان روی ناوهای آمریکایی قفل شده منتظر دستور هستیم. بعد دارد تجاوز می‌کند می‌زند می‌کشد دستوری به آن‌ها نمی‌رسد که این ناو را ساقطش بکنیم. آی خب خیلی بود. ما کویت را زدیم بحرین را زدیم اینجا را زدیم آنجا را زدیم. آقا زدید دستتان درد نکند. شاهکار بود ولی بازدارنده هست یا نه؟ اسرائیل را زدیم. خب زدید بارک‌الله. این یک افتخار بزرگ است. دستتان هم می‌بوسیم. آقا اسرائیل را زدید آمریکا را زدید بازدارنده بود یا نبود؟ گورشان را گم کردند که دیگر رهبرت را نکشند نظامی‌هایت را نکشند بمباران نکنند مدرسه را نزنند. آبتان را قطع نکنند؟ شد یا نشد؟ چه کسی باید جواب بدهد؟ این خیلی مهم است. روی این فکر بکنید.

یک نکته دیگر بگویم یک صلوات ختم بفرمایید. دفعه قبل عزیزان در رابطه با وظایف جهاد مالی‌شان خیلی از من سؤال کردند. ببین ما الان چند جبهه داریم. قبلاً غزه را خب یادتان هست. ما غزه الحمدلله رب العالمین توانستیم به کمک‌های شما آب، چادر، غذا برسانیم آنجا. به اسم خودتان هم بردیم آنجا؛ یعنی تابلویی که خورد آنجا تابلوی موسسه منتظران منجی بود دیدید که خودتان گذاشتید در کانال. هر بار ما آنجا به اسم کار شما آنجا بساط را راه انداختیم. الان لبنانی‌ها دو میلیون نفر آواره داریم تقریباً. آواره شده‌ اید تا به حال یا نه؟ یعنی الان بدانی خانه نداری. بچه ات تکه‌تکه شده شوهرت تکه‌تکه شده زنت تکه‌تکه شده. غذا نداری ساختمان نداری نمی‌دانی کجا بروی.

خب من پارسال یادتان هست آنجا بودم. ما رفته بودیم برای کمک به این‌ها چون آن موقع در حمله دوازده هزار خانه فقط نابود شده بود. فکر کن دوازده هزار خانه را بخواهی سر پا کنی یعنی چی؟ حالا ما رفته بودیم آنجا آن‌هایی که شیشه لازم داشتند پنجره لازم داشتند دیوار لازم داشتند مساجد خانه‌ها آن‌ها که از اول باید ساخته می‌شد خب دوستان بودند همه بودند کمک کردند. مجموعه ما مجموعه‌های دیگر ایران همدل کسان دیگر خیلی خوب بود. رفتند جلو تا الان. بعد من یک چیز جالب بگویم آنجا که من بودم می‌رفتم خانه شهدا می‌دانی لبنانی‌ها چه می‌گفتند؟ می‌گفتند که پیغام ما را به دو گروه پیغام میدادند می‌گفت یکی مردم ایران یکی می‌گفت سید قائد آن موقع آقا زنده بود دیگر. بگویید نگران ما نباشند. ما جانمان فدای مردم ایران است. ما فدایی مردم ایران هستیم. ما حاضر هستیم همه‌مان کشته بشویم به ایران و مردم ایران آسیب نرسد. شهدای ما فدای سر شما. این لبنانی‌هایی که ببینید با آن‌ها چه رفتاری دارند می‌کنند بعضی از این مسئولین. هزاران بار اسرائیل آتش‌بس را نقض کرد دست به اسلحه نبردند تا به ایران حمله کردند دست بردند به اسلحه شروع کردند.

ما فلسفه وجودی حزب‌الله دفاع از ولی فقیه و جمهوری اسلامی است. ما همه فدایی هستیم. من با آن‌ها زندگی کرده‌ام سال‌ها. مربی‌شان بودم با آن‌ها کار کرده‌ام می‌دانم روحیات این‌ها چیست. مردمشان چجوری‌اند. الان ما داریم کمک می‌کنیم. به هر حال به تناسب کمک‌هایی که مردم می‌کنند داریم به آن‌ها کمک می‌کنیم. هر هفته یک مبلغی را ما می‌ریزیم اینجا دوستان تبدیل به دلار می‌کنند. آنجا آن‌ها دلار تحویل می‌گیرند. برای همین نجات نازحین به قول خودشان آواره‌ها برای کمک به این‌ها. خیلی از دوستان سؤال کردند ما چه جوری؟ من گفتم کارت می‌آوریم کارت آوردم فکر می‌کنم اگر همراهم باشد نباشد هم دم در هست. بگیرید شما اینجا فکر می‌کنم نداشته باشم دم در هست؟ آها خیلی خب خدا خیرتان بدهد آها متشکرم این کارت‌هایی که کم‌رنگ آبی است مال کمک به نوشته غزه و لبنان این‌ها حالا غزه نوشته یعنی همان لبنان است دستتان باشد هر کس هر مبلغی می‌تواند کمک کند برای این‌ها که ما وظیفه‌مان است خواهر و برادر ما هستند به خاطر ما دارند آواره شده‌اند و این‌ها بلاگردان ما بودند آن مدت همان‌طور که فلسطینی‌ها همین‌طور بودند و جلوی خیلی از تجاوزهای اسرائیل و آمریکا به ما آن‌ها گرفتند خیلی از آمادگی‌ها را آن‌ها به ما دادند فدایی این ملت و رهبر هستند هر چقدر می‌توانید به این‌ها حتماً کارت‌ها را داشته باشید به بقیه هم بدهید دعوت کنید. این سبزها مال مجموعه بین‌المللی ما است خب ما خیلی هم آسیب دیده مؤسسه هم که الان باید یک ساختمان تا الان مستأجر بودیم. ما تا الان ماهی یکصد و پنجاه میلیون تومان از ما فقط کرایه می‌گرفتند. الان هم صاحبخانه دیگر جوابمان کرده. چون نمی‌توانیم هم این کرایه را بدهیم. یک جایی یک خیری داده ولی خیلی قراضه است. باید خودمان بسازیم یک مقدار. ساختمان دانشگاه بین‌المللی که برای تبلیغ اسلام و امام زمان است مجموعه بین‌المللی هم نیمه‌تمام مانده یعنی ما به اسکلت هم نرسیده‌ایم. برای فعالیت‌های جهانی و بین‌المللی‌مان ما خب بیست و پنج زبان محصول تولید می‌کنیم و با یکصد و چهل کشور هم رابطه داریم. برای اینکه بتوانیم ان‌شاءالله پیام اسلام، امام زمان، بحث تمدن‌سازی را خوب انجام بدهیم نیاز به مساعدت و کمک‌های شما داریم این هم برای همان است که هر کدام را که توانستید زحمت بکشید کمک بکنید تا ان شاء الله بتوانیم این کار بین المللی و تمدن سازی مان را در دفاع از خون امامانمان خون امام شهیدمان شهدای مان و آرمان های رهبرانمان ان شاء الله بتوانیم جلو ببریم

و الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین