جلسه 022 - حیات طیبه
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
4
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه اول

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام، و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان در شرح صحیفه سجادیه دعای بیستم هست دعای مکارم الاخلاق امروز فقره جدیدی را کار خواهیم کرد . هدیه به روح مطهر امام سجاد علیه السلام یک صلوات ختم بفرمایید. فقره جدید این هست «و عقنن و اوسعن علیه فی رزقک ولا تفتنی ب» فوق العاده مهم است مطلب بسیار بسیار کلیدی هست . این که به من غنا بده. غنا یعنی بی نیازی. غیر از مال است غیر از ثروت است . غنا یعنی این که من حدی از روزی را داشته باشم که نیازمند به دیگران نباشم. به سختی هایی نیفتم که مجبور بشوم خدایی نکرده بخاطر رفع نیازم به گناه بیفتم یا از کمالات دیگر باز بمانم. غنا خیلی مهم است. این دعایی که خدا رحمت کند آیت الله بهجت همیشه میگفت هر روز صبح بخوانید «اللهم اغننی بحرامک و بفضلک» خدایا من و با حلال خود از حرام خود بی نیاز کن و با فضلت از غیر خودت بی نیاز کن. فعلا در مورد غنا صحبتی نمیکنم خیلی. چون یک بحث مقدماتی را باید بگویم که این بحث غنا کاملا فهمیده بشود. چون غنا همان طور که برکت را قبلا باهم کار کرده ایم اینجا گفتیم که رزق پنج تا است و برکت پنج نوع هست غنا هم همین طوری هست یعنی ماغنای جمادی داریم غنای گیاهی داریم غنای حیوانی داریم غنای عقلی داریم و غنای فوق عقلی که خیلی خوب هست که انسان وقتی که میخواهد چیزهایی را از خدا بخواهد مثل کلمه ی نعمت خوب دقت کنید این ها خیلی مهم و کلیدی است مثل نعمت مثل رزق مثل غنا وقتی میخواهید یا فضل هر چیزی که درخواست میکنید حواستان به پنج جهت زندگیتان باشد یعنی وقتی می گوییم روزی روزی فکر نکن فقط باید مالتان زیاد بشود یک موقع روزی زیاد میشود اما چونروزی های دیگر نداری همین میشود دشمن و فتنه. این که قرآن میگوید اموالتان برایتان دشمن و فتنه است مواظب باشید یا همسرتان بچه هایتان میتوانند برایتان دشمن باشند «ان من ازواجکم و اولادکم فتنه» یا بلا باشند برای شما یا مایه آزمایش باشند حواسمان باید به این باشد. ما باید یک شخصیت متعادل در پنج جهت را داشته باشیم؛ یعنی همیشه به خداوند بگوییم خدایا ما را از همه جهت متعادل و غنی قرار بده. چون مثل بدن می ماند. مثل صورت است. همه چیز باید جای خودش را داشته باشد. شما اگر موی ابرویتان یا موی مژه هایتان بخواهد مثل موی سرتان رویش بکند خیلی دردسر دارد، گرفتاری زیاد درست میکند برای انسان. باید همه چیز متعادل باشد. تا زیبا باشد آرامش داشته باشد مزاحمت نداشته باشد اذیت نشویم.

امروز میخواهم راجع به یک بخش دیگری صحبت بکنم و آن بخش مال است. مال یا ثروت که ربط زیادی به این غنا دارد؛ غنای اقتصادی و زمینه ای هست برای سایر غناها. این مال ما با مقوله ی مال باید چطوری برخورد بکنیم؟ چون حضرت در ادامه این دعا میدانید چه می گوید؟ میگوید «و اوسع اغننی» خدایا من را بی نیاز کن «و اوسع علیه فی رزقک« وسعت بده به من در رزقی که میدهی به من « ولا تفتنی بنظر » من را مبتلا به چشم داشت به مال مردم، دارایی های مردم در این پنج جهت نکن. یعنی نیفتم به یک جهنمی که به یک انسانی مبتلا بشود قطعا در این جهنم میسوزد. برای این که نجات بدهد خودش را. دوتا چیزی که حتما اگر کسی داشته باشد در زندگی در جهنم است و با وجود آن خوبی هایش هم میسوزد، تواناییهایش میسوزد، رزق هایش میسوزد، یکی اش مسابقه است؛ یکی، مقایسه. دوتا جهنم بسیار بزرگی است که یک انسان عاقل که میخواهد روی صراط که از مو باریک تر و از شمشیر تیزتر هست حرکت بکند باید تعادل خودش را حفظ بکند. مقایسه ومسابقه تعادل انسان را به هم میزند در صراط و در زندگی هم همین طوری است؛ یعنی آدم هایی که اهل مقایسه و مسابقه هستند و همچنین علاقه دارند روی دست بقیه بلند شوند یعنی علاقه به علو و برتری دارند، میخواهند از بقیه جلوتر باشند، این ها هیچ وقت آدم های متعادلی دیگر نیستند. این ها همیشه در ناآرامی و اضطراب حسادت و خشونت قرار میگیرند. یعنی هیچ کدام از آن سه عامل سعادت یعنی رحمانیت و رحیمیت یا همان مهربانی و عشق و آرامش و شادی را دیگر نمیتوانند داشته باشند. این هر چی هم که داشته باشد باز ناآرام است و نا شاد است. هیچ وقت نمی تواند از آن چه که دارد لذت ببرد و استفاده درست بکند. چون همیشه غصه و حقارت چیزهایی را که ندارد را دارد میخورد و میکشد. این یک آدمی است که اینقدر بدبخت است که هر چی خدا به آن میدهد نمیتواند استفاده نکند. اصلا لذت نمیتواند ببرد. بعضی از آدم های عاقل با یک صدم نعمت های او کلی شاد هستند کلی آرام هستند و تا بهشت هم میروند و بالاتر از بهشت. بعد این که صد برابر دیگران نعمت دارد، نه آرام است نه شاد است درجهنم هم میسوزد. هیچ وقت هم نمیتواند از دنیای خودش و نعمت های خودش لذت ببرد. کسب آرامش بکند. خوب دقت کنید جمله را «و اغننی» بی نیازم کن «و اوسع علیه فی رزقک» وسعت بده به من در رزقت «ولا تفننی بنظر» من را آزمایش نکن خدایا. گرفتار چشم و هم چشمی و چشم داشتن «به نظر» دیگر، چشم داشتن به دارایی های مردم نکن. به هیچ چیزشان به هیچ کدام از این پنج تا من دچار نشوم. خطرناک است. همه اش فلانی اینطوری چقدر اینطوری است چقدر اونجوری است چرا اونجوری است چرا من نه. همه چیزش را مقایسه میکند . خب از نظر مالی از نظر اندام از نظر قیافه از نظر تغذیه از نظر همسر یکسره مقایسه میکند، از نظر بچه ها نمیدانم از نظر شغل همه از نظر زندگی خانه نمیدانم اتومبیل این دیگر همه اش یک نوع جهنم است. همیشه در این جهنم میماند و خب همان طور که پیامبر فرمود: «من بکی علی الدنیا دخل النار» هر کسی برای دنیا گریه بکند غصه بخورد میرود جهنم. این «تفتنی بانظر» یعنی این که انسان به چشم و هم چشمی مقایسه مسابقه می افتد، در جهنم گیر میکند.

خب حالا برویم سراغ این یک بخش را ما انجام بدهیم تا انشالله بتوانیم کامل به بحث غنا برسیم. محضر مقدس امام سجاد علیه السلام هم یک صلوات بلند و عاشقانه. یک روایت میخوانم برایتان راجب مال که ما باید با مالت چگونه برخورد بکنی . پیشاپیش میگویم این بحث را چون ما در زندگی گفتیم زندگی زناشویی و حتی زندگی فردی انسان طبق این قانونی که نشان دادم بهتان قانون چی بود این قانون قانون سه انگشت یک کوچک یک متوسط یک بزرگ . گفتیم قانون سه انگشت در زندگی چی است اولیش اقتصاد دومی چی است ؟ اخلاق و عشق و عاطفه، سومی چی است؟ معنویت . همه کسانی که میخواهند بروند سر خانه و زندگی باید عرضه تامین این را برای همسرشان اول در خودشان ایجاد کنند. چه زن چه مرد؛ یعنی یک زن باید بداند مهارت های اقتصادی که یک زن در خانه شوهر باید داشته باشدچی است؛ مهارت های عاطفی و عشقی و اخلاقی و بعد از همه مهم تر مهارت های معنوی. مرد هم باید چون رییس خانه است باید بلد باشد این سه تا را تامین کند در خانه؛ یعنی مرد خوب و مرد کامل مرد حسابی مرد مورد قبول خدا مردی است که میتواند برای خانواده اش این سه تا را تحصیل بکند؛ یعنی هم میتواند به یک اقتصاد خوب برسد، نه ثروت خوب، چی؟ اقتصاد؛ یعنی میانه روی هزینه بجا. عشق و عاطفه خوب و سرشار و چی؟ معنویت. عرضه دارد معنویت خانواده را تامین کند و خانواده اش را تا بهشت برساند. زن هم همین طور. آن هم باید خودش را تقویت بکند. در آنجا در مهارت های د(و) دوره ی مهارت های کارگاه مهارت های (2) آنجا بیست ساعت اقتصاد خانواده را توضیح دادیم که یک خانواده باید اقتصادش چطوری باشد که دعوا نشود فتنه نشود جهنم نشود. وقتی مشکلات مالی در خانه است هیچ کسی ناراحت نباشد و غصه نخورد جهنم درست نشود، حقارت ایجاد نشود. حسادت ایجاد نشود. ناشکری نیاید. ناآرامی نیاید. اگر هم زیاد هم شد باز تعادل ما را به هم نزند. پس الان من خیلی کامل به این نمی پردازم. در حد یک جلسه شاید یا دوجلسه بعدش باید برویم سراغ بحث غنا تا این قضیه کاملا صاف بشود در زندگیمان ما قشنگ دیگر راحت بتوانیم با این مقوله دیگر تا آخر عمر راحت باشیم و اذیت نشویم. چون هم امتحان میشویم. چون خود امام سجاد هم دارد میگوید دیگر عرض میکند به خداوند «ولاتفتنی بالنظر» خدایا من را در دردسر ننداز در اینها من را آزمایش نگری از من در این چیزها مبتلایم نکن به این جور چیزها. اگر انسان مبتلا نشود باید زمینه اش را خودش فراهم نکند. یک کاری بکند که گیر نیفتد. راحت بتوانید اینطور موارد درصحنه زندگیش پیش می آید رد شود برود. گرفتار نکند خودش را. اولین روایت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آل وسلم): «قال شیطان لعنه الله» پیامبر از زبان شیطان دارد سخن میگوید. میگوید شیطان خدا لعنتش بکند یعنی دورش بکند از زندگی ما به ما نزدیک نشود شیطان حرفش چی است یعنی قانونش است این خوب دقت بکنید وقتی میگوید قال یعنی مرام شیطان این است. پس در قرآن وقتی می گوید من در سراط مستقیم به شما حمله میکنم یعنی شما تا میخواهید بروید روی صراط مستقیم آدم خوبی باشید آدم مومنی باشید، میروید در باشگاه خدا ثبت نام میکنید حالا میخواهید رشد بکنید، در این باشگاه یکی از آن وزنه هایی که باید همیشه با آن کار بکنید بزنیدش شیطان است دیگر. چون شیطان حریف تمرینی ماست. خدا آفریده مایه ی خیر و برکت هم هست؛ یعنی شیطان آفریده شده در باشگاه خدا برای این که ما را تمرین بدهد. لذا جزو قائده خلقت چیه؟ « لاقعدنک صراطک مستقیم» من در صراط مستقیم مینشینم همیشه آنجا یعنی خود خدا گذاشته اش گذاشته که چکار کند ما را تقویت کند تمرین بدهد امتحان بگیرد از ما و ما با تمرینی که با شیطان میکنیم خود به خود قوی میشویم حالا شما اگر بروید یک باشگاه کشتی یک باشگاه کارته یک باشگاه مثلا تکواندو یک باشگاه فوتبال ولی یک حریف تمرینی نداشته باشی که بازی کنی با هاش، قوی میشوی یا نه باید حریف تمرینی داشته باشی دیگر. یکی باید بایستد جلوی تو بزند ضربه بزند تو هم بتوانی دفاع کنی تو به آن بزنی با همدیگر. شیطان راخدا بعنوان حریف تمرینی برای ما آفریده تا ما را تقویت کند رشد بدهد آزمایش بگیرد از ما تا ببیند کجاها آنجا که بخصوص مغرور میشویم و فکر میکنیم خیلی کارمان درست است خدا شیطان را میفرستد میگوید برو یک امتحان ازش بگیر ببینم. برو یک وسوسه بکن. یک حمله عقب یک حمله جلو یک حمله راست یک حمله چپ ببینم که این .خب میگوید روی صراط مستقیم از چهار جهت حمله میکنم جلو عقب راست و چپ که این ها را بارها گفته ام همه هم بلد هستید. دیگر من تکرار نکنم. پس لازمه ی صراط مستقیم این است پس وقتی پیامبر میفرماید شیطان میگوید یعنی من روی صراط مستقیم این حمله ها را به شما میکنم. این بلاها را سرتان می آورم این امتحانات را از شما میگیرم این تمرینات را سر راهتان میگذارم. یکیشان چی است؟ مال است. میفرماید که «لن یسمنی صاحب المال من اهدا ثلاث» . میگوید صاحب مال از دست من سالم نمی ماند در یکی از این سه تا آسیب. وقتی مال دارد، مال میتواند سه تا آسیب جدی به آدم بزند. اگر انسان ظریفت نداشته باشد تعادلمان را در صراط میگیرد. خب ما هم روی صراط هستیم باید چی را حفظ کنیم؟ تعادلمان را باید حفظ بکنیم دیگر. پس خوب دقت کنید روی صراط حرکت میکنیم از موباریک ترو از شمشیر تیزتر. شیطان می آید با مال این حمله را انجام میدهد میگوید وقتی مال می آید، امتحانی که میخواهم بگیرم این است یکی از این سه تا است چی؟ دیگر صبح و شب هم رحم نمیکنم بهشان صبح شب من این وسوسه را دارم . «اخذه من غیر له» . این که مالش را ببرد در حرام مصرف بکند کارهای زشت کارهای حرام کارهای گناه. یکی از وسوسه های که من میکنم این است که وسوسه میکنم مالش را ببرد در کارهای حرام مصرف بکند. این یک.

« و اخذه من غیرحله » یعنی درآمد ما از راه غیر حلال اخزهو در آمدش از راه غیر حلال راه نزول و دزدی و کم فروشی و گران فروشی و کلاهبرداری و جنس قاچاق و جنس قلابی که الان در جامعه ما خیلی زیاد است؛ یعنی مردمی هستند که با جان مردم با خون مردم یعنی نونشان را میزنند واقعا در خون مردم میخورند. با مریضی مردم بازی میکنند. داروهای قلابی داروهای به درد نخور. شما در همین قضیه کرونا یادتان هست. مقامات بزرگ بالای کشورمان همه قاتل در آمدند ؛ یعنی کسانی که داروهای قلابی خودشان وارد میکردند اختیار دست خودشان بود وارد میکردند به مردم میگفتند بایدحتما این دارو را بزنید. حتما باید این آمپول را بزنید .اگر کسی نزند از کرونا نجات پیدا نمیکند هر کسی هم که زد مرد. اکثر کسانی که زدند همه مردند. داروهای بیخود آوردند بعد حالا در این داروها بازارسیاه درست میشود. می آمدند همان مارک را درست میکردند آب مقطر با همان مارک میفروختند. باید این را به تو میدهم چون تو هستی .چقدر؟ یک دانه اش پنجاه و شش میلیون تومان. آن موقع. الله اکبر. یعنی یک عده واقع چطوری میشود که خواهر و برادرهای خودش را بچه های اهل بیت را بچه های حضرت زهرا را مهم تر از این ها بندگان خدا را که خدا را تک تکشان حساسیت دارد، مهم است برایش، آن هم در این جامعه اسلامی که همه مومن هستند و همه حرمتشان از کعبه بالاتر است؛ چطوری میتواند یک نفر دروغ بگوید. دکتر خیانت میکند دارو اضافه مینویسد آن هم برای داروخانه خاص فقط ؛بعد مثلا سه قلم دارو برایش بس است با داروخانه هماهنگ کردند میگوید شش قلم بنویس. این ها را من از نزدیک خودم دیده ام. هم دیده ام هم جلوی چشم خودم این اتفاق افتاده. هم با گوش خودم شنیده ام. طرف به دکتر میگوید دکتر چرا کم نوشتی داروها را این داروها را هم بنویس تا ما دستمان باد کرده برود این ها تاریخ مصرفشان دارد میگذرد، بدهیم برود .زودتر بنویس در نسخه ها. ببینید دکتر میرود پورسانتش رامیگیرد پول حرامش را میگیرد .آن هم از جیب مریض بیچاره. این مریض است الان. گرفتار است مشکل مالی دارد .دردمند است. چه جوری شما دلتان می آید با آنها این جنایت ها را بکنید. دکتر جانی داروخانه چی جانی وزیر بهداشت جانی مافی دارو نمیدانم جنایت کار. یک دفعه مثلا داروی قندی ها را انسولین را کم میکنند. آقا نیست. شیر خشک بچه نیست. اصلا نداریم. حالا بایستید باید وارد بکنیم . بزارید ببینم چی میشود .حالا یک چند روز مردم را در فشار میگذارند بعد می آورند کلی میکشند رویش بعد میبینیم که اصلا این دارو نیست؛ ولی میروی بازرا آزاد پر. بازار آزاد همه کجا رفته دست بازار آزاد؟ مثل سوختی است که الان قاچاق است. قاچاق شده. چقدر؟ سیصد نمیدانم میلیون لیتر. مگر یک دولیتر هزار لیتر است. خب معلوم است شما خیانتی دارد این وسط دارد اتفاق میافتد. این ها چطور میتوانند میلیون ها لیتر سوخت مردم نفت بنزین این را قاچاق کند آن طرف کشور. مفت میبرند آنطرف کشور آنطرف کشور همه چند برابر است. بروید همین عراق. دورتادور کشور خودتان را نگاه کنید. در ایران مفت است سوخت. مفت. بعد شما پایان را میگذارید آنطرف برو بروپا برو آمریکا برو همین عراق برو جاهای دیگر ببین. از اینجا قاچاق میکنند میبرند آنجا. مال بیت المال. آقا دارو نیست. این دارو نیست. این مسکن نیست. این دارو سرطان نیست. این دارو پروانه ای نیست بچه پروانه ای. اصلا آدم های عین اسرائیلی ها .آدم خوار، جانی قاتل بی رحم میگویید بزار یه چند مدت در بازار نباشد. بابا اگر نباشد میدانی انسولین نزند چه میشود؟ اگر اسپری تنفسی به این نرسد چه اتفاقی میافتد؟ دنبال سودشان هستند. اصلا چه جوری آدم با هم وطن های خودش با خواهر و برادر های خودش، بچه های اهل بیت بندگان خدا اینجوری رفتار بکند؟ رییس جمهور است صادر کنندگان به ایشان فشار می آرند به دولت ارز را ببرید بالا که ما سودمان چند برابر بشود. کمیسیون این ها را هم میدهند. فقط چه کسی باید بلایش را بکشد؟ بانک مرکزی خیانت نمیدانم رییس جمهور خیانت میکند. آن وزیر اقتصادش همینطو.ر آن یکی همین طور. یکدفعه ارز رفته دو برابر شده همینطوری. کی بود من نبودیم. ما تحریم هستیم بهانه ها تحریم هم بهانه های خوبی است برای نابود کردن مردم هیچی همینجوری. خیلی وحشتناک است آدم بیفتد به جان دیگران.

ببینید من یک قیاس به شما بدهم. میگوید اگر شما یک خواهر و برادرتان یک کاری داشته باشد که شما بتوانید انجام بدهید و ندهید، یک خواهر و بردار دینی شما، یک مسلمان، بتوانید انجام دهید و ندهید حتی اگر بهشت هم بروید روزی یک بار یک مار خدا میفرستد در بهشت میزندت. در بشهت میزندتان .میتواند نیاز زنش را برطرف بکند نمیکند میتواند نیاز بچه اش را تامین کند، نمیکند. میتواند نیاز مادر زن پدر زن باجناق جاری مادر شوهر پدر شوهرش را عروس میتواند این کار بکند، همکاری نمیکند با شوهرش. الله اکبر. میتواند نیاز جامعه اش را برطرف بکند نیاز مردمش را برطرف بکند رییس جمهور میتواند وزیر میتواند نمیکند. قدرت دستش است نگه میدارد. بانکی است وام مردم را میتواند بدهد نمیدهد. وام مردم ازدواج این بچه میخواهد الان ازدواج بکند. برو دوسال بعد نوبتشان شده یک سال و نیم بعد حالا ببینیم چه میشود. مگر نمیکنند این کارها را الان؟ برای هر یک روزش سال های آخرتی بایدد ر جهنم بمانند این ها. برای یک روزش که عمر مردم را تلف میکند. می گوید برو فردا بیا پس فردا بیا شش ماه دیگر بیا یا میتوانی با شوهرت همکاری کنی نمیکنی. بدجنسی میکنی. میتوانی با زنت همکاری بکنی نمیکنی. بدجنسی میکنی میتوانی با بچه ات همکاری بکنی نمیکنی. قاضی فاسد، همینطوری فقط حکم میدهد زندگی یک نفر میرود روی هوا. پول میکیرد قاضی هم لباس بنده مینشیند آنجا زیر میزیش را میگیرد و حکمش را میدهد. این را ولش کنید کاری با این نداریم الان. این شما ببینید این مال آنجایی است که تو میتوانی کاری بکنی نمیکنی این که بیفتی به جان مال مردم غارت بکنی زندگی مردم را حق مردم را بخوری دزدی بکنی ازشان گران بفروشی به آن هاقاچاق بکنی نمیدانم کم فروشی بکنی جنس قلابی بفروشی این دیگر خیلی وحشتناک است. خیلی وحشتناک است. نمیدانم آدم ها چقدر میتوانند بی رحم باشند به خودشان این نمیفهمد که برای هر یک ساعتی که از عمر مردم دارد تلف میکند برای هر یک روزش چقدر چند سال باید در جهنم بماند. والا با قصاوت این کار را نمیکرد. برو فردا بیا پس فردا بیا نمیدانم چنین و چنان. پول حرام «افضه من غیرحله» حلال نیست خمس نمیدهد زکالت نمیدهد یا از راه رشوه یا از راه دزدی یا از راه نمیدانم کلاهبرداری حقه بازی نماینده مجلس است مینشیند قانون را یک طوری تنظیم میکند که خودش و حزبش و گروهش را کارخانه اش بتوانند بخورند. گردن کلفت های واردات و صادرات، سبیل این ها را چرب میکنند می گویند آنجا این قوانین را تصویب نکنید. این را تصویب بکنید یا از این دفاع بکنید. به هر چیز دیگری. رزق حرام.

«و ان فاقهو فی غیر حقه» مصرفش در کار باطل، پولش را ببرد جای باطل هزینه کند. شیطان میگوید من اینطوری یقه این را میگیرم پولش را ببرد یک جای در راه حلال نمیگذارم مصرف بکند در راه خدا در راه امام زمان برای همسرش برای بچه هایش . برای وسعت خانواده اش آرامش خانواده اش هزینه نمیکند. برای دینش الان این غزه ای ها نیاز دارند این لبنانی ها کشور فقیری هستند همه خواهر برادرند همه بچه ها ی حضرت زهرا هستند همه مومن هستند همه اعظمو حرمت من الکعبه هستند میتواند کمک بکند نمیکند خدا هم آن را مبتلا میکند به این که برود در سرطان و مریضی و ورشکستی و تصادف و بیماری و همه چیز آنجا اسیر میکند آنجا هزینه کن این جا نمیتوانی. جاهای بی خود میرود هزینه میکند در کارهای حرام در کارهای پر از اسراف مهمانی های پر از اسراف مسافرت های پر از اسراف تشریفات بیهوده هزینه میکند در این ها.

«و احببه الیه فیمنعهو من حقه» انقدر مال و من محبوبش میکنم این قدر این را عاشق مال میکنم که دیگر حق خدا را نمیدهد خمس را نمیدهد زکات نمیدهد حق فقرا را نمیدهد حق نیازمندها را نمیدهد. گاهی وقت ها حق زن و بچه اش را هم نمیدهد. ببینید میتواند کمک بکند. یک وقت میگویم آقا پسرت وقت ازدواجش است میگوید به من چه. پنج تا مغازه دارد چند تا ماشین دارد کارخانه دارد کمک بچه اش نمیکند که ازدواج بکند. قرآن میگوید پدر و مادر موظف هستند که بچه ها را ازدواج بدهند. هزینه ی ازدواج را هزینه اول زندگی را بالاخره باید خانواده تامین بکند .حالا مادر که باید پشتیبانی کند بنده خدا مادر که وظیفه ای ندارد از نظر مالی. اگر کار و در آمدی ندارد پدر وظیفه اش است. باید پشتیبانی کند. میگوید به من چه برو خودت درس بخوان خودت برو کار کن خودت برو در آمد داشته باش. حالا کو تا این بچه برسد به درآمد. این الان شانزده سالش در فضای مجازی رسیده کله اش از شدت شهوت دارد میترکد ده دوزاده ساله هایش دارند میترکند یک چیزایی دیدند. آزاد شده همه چیز بعد به این میگویند بایست تا دیپلم پاک باش تا دیپلم بعد دیپلم هم که به درد نمیخورد حالا لیسانست را بگیر. لیسانس گرفت حالا کو تا حقوق گیرش بیاید. ارشدت را بگیر دکترایت را بگیر .یعنی چی این تا سی سالگی یعنی چی؟ بیست و هفت هشت سال سی سال. حالا یک کاری گیر بیار برو دوسال هم سربازی نمیدانم هم خانواده ها نادانی میکنند درازدواج سخت گیری میکنند خانواده دختر خانواده پسر. جهیزیه مسخره ای که اصلا وظیفه خانواده دختر نیست. ما بتش کرده ایم باید خانواده دختر تهیه بکند. یک چیز من درآرودی. حالا باشه خانواده دخترم هم بخواهد بدهد خودش خود آزاری دارد. دختر حقارت دارد نه من با این جهیزیه نمی روم خانه ی شوهرم یا بعضی خانواده ها می گویند هنوز جنس جور نشده این را چه جوری بفرستیم برود. خانواده پسرم هم مثل الگوهای دیگر مهریه ها ی مسخره ای که پیغمبر می گوید شما هر چقدر مهریه را ببرید بالا این دوتا زندگیشان بیشتر آسیب میبیند. اگر رحم میخواهید بکنید به دختر پسرها مهریه را کم بگیرید. و الا قطعا قضای مهریه ی بالا مهریه بالا میشود قدر، قضایش چه میشود؟ کینه و شکست . ما همه اش داریم سخت گیری میکنیم.

«احببه فیمنعهو من حقه» نمیگذارم به حق مالش بپردازد الان وظیفه اش است برای امام زمانش پدر آسمانیش رحمش است خرج بکند نمیتواند بکند. برای جها باید خرج کند نمیتواند بکند. برای زن و بچه اش باید خرج کند سخت میگیرد به زن و بچه اش. همه اش جنگ کردن الکی. حرص الکی. خدا هم قانونش است میگوید حالا تو جمع کن بلایی سرت می آورم بروی کجاها مصرف کنی. یک جاهایی میفرستمت برای مصرف این اموالت که روانی بشوی خودت. یک جوری ببینید ما چقدر آدم داری پولدار ورشکسته. چون رعایت نکرده. نمیدانم چی شد یکدفعه کارخانه هم رفت رو هوا شرکتم رفت رو هوا نمیدانم چرا اصلا اینطوری شد اون جوری شد. یک کاری میکنم که اصلا خودت نتوانی یک قرانش را بخوری. یک مریضی می آورد برایش . گاهی وقت ها زن و بچه اش از مال خودش برای درمانش خرج کنند اجازه نمیدهد میگوید بگذار بمیرد اصلا این. این ها چیزهایی است که با چشم خودمان دیده ایم. پس آسیب های مال را نگاه بکنی.د این یک دانه.

این نکته را هم فراموش نکنیم که وقتی میگوید «من غیر حقه» حق مال را نمی پردازد ما باید حواسمان باشد در نگاه توحیدی همه این هشت میلیارد آدم خانواده خداهستند. عائله خدا هستند. خدا میگوید از مالی که خودم به تو داده ام به تو سلامتی داده ام هوش داده ام امکانات داده ام ثروت تهیه کردی. مال و ثروت را که من دارم به تو میدهم. ثروت را من دارم به تو میدهم. از همین چیزی که من خودم دارم به تو میدهم اگر من نمیدادم تو از گرسنگی میمردی، همان که خودم داده ام به تو، حق عائله من را هم بپرداز. حق بندگان خدا را بده به من چه. بعد از همه بدتر این که گستاخی میکند می ایستد جلوی خدا میگوید خمس چیه زکات چیه، پول زور است این ها .عین قارون. قارون چی میگفت؟ میگفت همه را خودم را باعلم خودم با تخصص خودم تهیه کرده ام من. خودش با اموالش دفع شدند. تمام شد. این یادمان باشد ما هشت میلیارد آدم عائله خدا هستند. خب حالا از کجا شروع کنیم میگوید لازم نیست بروی به همه کمک بکنی وقتی میخواهی شروع بکنی: یک) همسر فرزندان پدر مادر خواهر ترتیب ها را دارم میگویم دیگر زن و بچه جدا مادر بعد کی پدر، خواهر بعد برادر بعد یواش یواش فامیل های نزدیک تر؛ خاله عمه عمو دایی بعد همسایه ها. اگر نزدیک ها اگر کسی نیاز نداشت تازه تو اجازه داری بروی سراغ همسایه ها. ولی تا وقتی فامیل احتیاج دارد تو نمیتوانی پدر و مادرت احتیاج دارند به همسایه نمیتوانی بدهی. بابا ننه خودت لنگ هستند الان. واقعا فقیر هستند بابات فقیر است مادر فقیر است نمیتواند اذیت میشود. اگر واقعا پدرو مادرت فقیر است اذیت میشود تو حق نداری بروی به همسایه بدهی .اولا پدرو مادر حالا پدرو مادرت بی نیاز هستند الحمدالله از همسایه ها شروع کن فامیل همسایه دفعه چهارم فی سبیل الله . فی سبیل الله یعنی اینکه غزه نیاز داره نمیدانم لبنان نیاز دارد نمیدانم جای دیگر هست مسلمان های دیگر فی سبیل الله، مسجد بسازیم مثلا به حرم کمک بکنیم نمیدانم برای نمیدانم برای جاهای دیگر ولی ترتیب ریاضی اش قرآن همین را میگوید رعایت کنید ما یک نظم فکری داریم در صرف اموالمان یعنی میدانیم که باید اموالمان را چطوری مدیریت کنیم.

مسأله بعدی این هست که علی علیه السلام میفرماید که: «المال» سه تا کلمه هست حفظش کنید همه اش هم در فارسی استفاده میکنیم «المال ماده شهوات» مال ماده و مایعه شهوات است؛ یعنی تا این را نفهمی نمیدانی چرا امام میگوید اغننی . هر چقدر پول بیشتر میشود میل به خرید تنوع طلبی حقارت نداشتن چیزهای دیگر چون انسان بی نهایت طلب است. اگر این بی نهایت طلبیش را با مصداق حقیقیش الله پر کرد و خانواده آسمانی همیشه آرام و شاد است اما اگر شما مصداق حقیقی بی نهایت مصداق ریاضی بی نهایت که الله هست پرش نکنی، آن وقت این بی نهایت طلبی را می خواهی کجا پر کنی؟ کجا می خواهی پرش کنی؟ در مسائل جمادی گیاهی؛ یعنی دائما میخواهد لباس بخرد ماشینش راعوض کند موبایلش را عوض کند. اشیاء: دائما مبلش را عوض کند کریستالش را عوض کند پرده اش را عوض میکند خونه اش را عوض میکند همینطوری دائما نیاز دارد هزینه بکند. لوسترمان اینطوری است دیگر مبلمان کهنه شده کریستالم حالم را بهم میزند تلویزیون هم دیدید که الان تمام تبلیغاتش اینطوری است دیگر یک کاری میکند ک تو از چیزی که داری متنفر بشوی حالا این تلویزیون خودمان است ببینید در اینستا گرام چه خبر است در اینستا گرام یک کاری میکند که تو از این پنج بعدت راضی نیستی. آنهایی که میروند در اینستاگرام میشود گدا حریص بدبخت همین که دائما مقایسه ما خیلی بدبخت هستیم خیلی عقب هستیم خوش به حال مردم چه زندگی هایی دارند همینجوری. این قبلا یک کارگر بود ده میلیون میگرفت خوش بود اصلا با زن و بچه خوش بودند آرام بودند کیف میکردند قرض هم داشتند خوش بودند. یک معلم معمولی بود یک کارگر بود خوش بود. الان چند باب مغازه دارد ولی خوش نیست. دائما حقارت به این تزریق میشود. «المال مادت شهوته قبلا همینجا در مشهد بود یک حرمی میرفت یک ترقبه ای میرفت یک شاندیزی میرفت. تفریح میرفت کیفش را میکرد یک پارکی. الان پولدار شده بریم کیش بریم دبی بریم ترکیه. یعنی راه باز میشود هی شهوت میرود بالا. نه دیگر این ها را دیگر رفته ایم ببین بابا ترکیه رفته ایم دبی رفتیم خسته شده ایم دیگر .به خدا قسم من این ها را دیده ام با چشم خودم دیده ام. بیا امسال نقشه را بگذاریم ببینیم امسال کجا برویم. برویم مثلا برویم مثلا مسکو آنجا روسیه امسال برویم آنجا .سال بعد برویم اینجا آنجا برویم سال بعد مثلا جزایر قناری. نمیدانم سال بعد برویم نمیدانم کدام کشور برویم آفریقا نمیدانم. پول همینطوری مفت برویم دبی فلان جا چطوری هزینه کنیم. پول های مفتی همینطوری مال که زیاد میشود شهوت میرود بالا؛ یعنی در همه چیز تغییر میکند آدم تنوع طلب میشود وقتی میرود بالا. لذا اگر کسی عقلش زیاد نباشد دستم را نگاه کنید این قاعده است روابط وجودی ما اینجوری است قانونش، یک بخشمان که بخش فوق عقل است رو به بالا است دیگر رو به خدا است و ابدیت است این چهارتا ارضی هستند یعنی حرکتشان حرکت زمینی است اینوری میکشنت. این باید این قدر قوی باش که همه ی این چهار تا را با خودش بهشتی بکند بیارد بالا. مالش برکت پیدا کند بهشتی شود. غذا خوردن و غذا دادنش، روابط حیوانیش قشنگ بکند، عشق های زمینیش را قشنگ بکند، کارهای علمیش را برکت بدهد نورانی بکند. این باید غذا بخورد. وقتی این غذا نمیخورد «المال مادته شهوات» تا چشمش میخورد به ماشین جدید اصلا حالش از ماشین خودش به هم میخورد برویم زود عوض کنیم ماشینمان را . آن کارخانه دار ها هم میدانند دیگر این ها را؛ یعنی می آید در تلویزیون یک دانه مثلا دستگاه نمیدانم خورد کن یا آبمیوه گیری نمیدانم یک چرخ گوشت یک نمیدانم زودپز یک دانه یخچال چنان تبلیغ میکند که تو اصلا حالت از یخچال خودت بهم میخورد. بعد این یخچال اصلا به آشپزخانه ات نمیخورد بعد میبینی این آشپزخانه هم باید دست ببریم در آن یا خانه را عوض کنیم یا آشپزخانه را دست ببریم. میبینی برای یک دکمه کت شلوار دوخته است. برای یک لیوان شیر رفته گاو خریده. که این یخچال را بیاورد بگذارد اینجا. بعد تا میگذارد اینجا ماه بعد یخچال جدید. دوباره یکی از این سلبریتی ها می آورند تلویزیون یک یخچالی را تبلیغ می کند که تو اصلا دوباره حالت از یخچالی که تازه خریده ای به هم میخورد. از این موکتت از این ظرف هایت از این نمیدانم چی.. غذا قبلا یک دانه آبگوشت میخورد املت میخوردند با هم صفا میکردند یک چلو خورشت میخوردند الان مگر میتوانند با این ها سیر شوند. الان باید مثلا حتما سرسفره دوغ باشد نوشابه باشد دلستر باشد بعد مگر با این ها سیر میشوند ژله باید باشد. ژله اش کو پس؟ کاراملش کجاست؟ نمیدانم سس ها انواع سس ها ده نوع سس باید کوفت بکند وقتی هم مینشیند سر سفره نمیفهمد تو چی داری میخوری یعنی این آنقدر از این آشغال ها میزنند به این غذا تو اصلا نمیفهمی چی داری میخوری؛ یعنی غذای برنج ایرانی به آن خوشمزگی که خودش یک غذای خوشمزه است تنهایی آدم های زیرک و قدیمی های عاقل من دیده ام این ها مثلا جلویشان چلو خورشت میگذاری نمیدانم با برنج ایرانی، اینجوری نیست که مثلا ساده باشد خورشت رابرداری بگذاری قاطی روی برنج. میگوید برنج ایرانی طعمش را عوض کنم خورشت خالی میخورم بعدا اول یک چند تا قاشق قشنگ برنج خالی میخورد کیف میکند. قدیمی ها من یادم است. در خانه یشان غذا میخواستند یک غذای برنج ایرانی. تمام. هیچ چیز دیگر هم نبود. اینقدر هم میچسبد به آدم که نگو . ولی الان نه الان تنوع طلبی اینقدر شده که آشغال خور شده ایم دیگر. انواع بیماری ها میرود زیاد در بدن ما. برنج به این خوبی. حالا باشد برنج و خورشت بعد میبینی بغل چهارصد نوع از این چیزها میگذارند تو اصلا نمیفهمی چه چیزی داری میخوری. «المال ماده شهواته» یعنی این. طرف ناراحتی قلبی دارد اصلا پرهیز دارد نباید خیلی از خوراک ها را بخورد. هشتاد سالش هم هست اصلا چلونده خوده اش را که نگو. بس است دیگر میشینی میبینی پیرمرد پیرزن ها حریص تر هستند. بعد بچه یشان چهل سالش است پرهیز میکند. میگوید مثلا این شیرینی برای من خوب نیست ته دیگ برای من خوب نیست. این که برزگ تر است میگوید آن ته دیگ ها را بده به من آن هر چی. آن یکی هم به من ندادی آن یکی را هم نخورده ام نمیدانم، سن رفته بالا ولی حریص تر است. مادرها از دختر ها حریص تر مادر شوهر ها مادرزن ها آن ها بیشتر از جوان ها حریص تر هستند. پیرمردها هم همینطور. باز دقت کنید روایت بعدی این هم سه کلمه است سه کله اش هم بلد هستید اولیش چی بود؟ المال مادته شهوات ماده شهوت. پس این که شما میبینید خیلی از این ثروتمند ها سلبریتی ها آقازاده ها نمیدانم حالا دیگر خواهرزاده ها هم اضافه شده اند الحمدالله جدیدا آقازاده ها و خواهرزاده ها و برادرزاده ها نمیدانم احزاب سیرمانی ندارند اصلا سیرمانی ندارند واقعا یعنی این از کجا آورده یک دفعه میبینی نمیدانم سه هزار سه همت چهار همت ده همت، همت میدانی یعنی چی؟ یعنی هزار میلیارد تومان از کجا آمده این؟ علت همین است که «المال مادته الشهوات» یعنی این خودش هرز است زن و بچه اش هم هرز شده اند این ها قبلا بسیجی بوده اند انقلابی بوده اند هیئتی بوده اند جبهه هم رفته اند خیلی هایشان زنده رفته اند شکنجه شده اند حالا آمده اینجا شده رییس جمهور شده وزیر شده نماینده مجلس شده عضو شورای شهر یک دفعه یک چیز دیگر درآمده. آنجا نازنین بود نورانی بود خوب بود. الان اینجا آمده شده یک غارت گر وحشی که اصلا مردم رحم نمیکند. میگویند یک بنده خدایی اسمش نیم بند بوقبن پشم پوزه بود بعد به آن گفتن این چه اسم مسخره ای است که تو داری؟ نیم بند بوقبن پشم پوزه چی است دیگر؟ گفت بابا دست روی دلم نگذار من اینطوری نبوده که گفت پس چی گفت اسم من منصور بن موسی بود این منش را بعد از یک مدت کرده اند نیم من شده ام نیم منصوره موسی بعد از یک مدت سورش را کرده ام بوق. شده ام نیم من بوق بن موسی .بعد از یک مدت مویش را کرده ام پشم. شده ام نیم من بوق بن پشمسا بعد از یک مدت آن سین را هم کردند پانزده شده ام نیم بند بوقبن پشم پونزده . حالا بعضی ها از زندان شروع کرده اند میدانی از جبهه شروع کردند ولی الان رسیده اند به حزب و گروه و قبلا آدم خوبی بود الان دکتر شده اصلا یک چیز دیگر شده. شده نیم من بوق بن پشم پونزده قبلا دکتر نبود لیسانس بود خیلی خوب بود. قبلا دانشگاه نرفته بود یک چهارتا سفر خارجه نرفته بود پول دستش نرسیده بود نماینده نشده بود مسئولیت مدیر کلی نداشت خیلی آدم خوبی بود. هم با زنش هم با بچه اش هم با همه مثل آدم زندگی میکرد الان بیا ببین خانواده اش از دستش عاجز چه خانومش چه آقایش هیچ فرقی نمیکند.

این حدیث را دقت کنید «المال یقول آمال» عبارت دیگر همان المال مادته شهوات است یعنی مال آرزوها را تقویت میکند آدم ای کاش هایش میرود بال.ا این بیچاره هی میخواهد برود بالا، -دستم را نگاه کنید- جوان هم هست در وجود ما کودک روان است. این را باید به آن برسی. خودت هستی. این کودک این چهار تا تو نیستی. تو نه زن هستی نه مرد هستی نه فرشته ای. تو این هستی. تو خلیفه اللهی. روح خدا هستی. تو آدمی که نمیفهمد این است با این شخصیت خودش آشنا نیست عاشق خودش نیست همه عقده ها و آرزوها و آرمان هایش را خدایش با این کنار نمی آید .خدایش با این است یعنی اگر این ها باشد خدایش آشتی میکند. چه خدای خوبی چه امام رضای خوبی. میگوید امام رضا خوب است یعنی چی؟ میگوید پول میخواسته ام داده نمیدانم شفا میخواسته ام. الان خیلی ها میگویند با امام رضا اصلا قهر هستم میگویند چون شفا خواسته ام نداده . پول نداده رفته ام حرمش کفش هایم را دزدیدند. نمیدانم رفته ایم با چه بدبختی حرمش تصادف کرده ایم چرا امام رضا گذاشت ما تصادف کنیم. امام رضایشان اینجوری است رنگ خودشان است یک امام رضایی که اصلا وجود خارجی ندارد خدایی که وجود خارجی ندارد. این خدایی که هر دفعه ما میگذاریمش کنار قهر میکنیم آشتی میکنیم با آن این چه خدایی است این چه امام زمانی است این چه اهل بیتی است. چرا اینطوری میکنند؟ آن امام رضا و آن امام زمان و آن خدای ساخته خودت است. آن مخلوق خودت است. آن خدای حقیقی نیست. نمیگذارد این کودک عزیز رشد کند. «المال یقبل آمال» این دائما هوس دارد تا لحظه مرگش بعد میگوید ببین عزیزم دو رکعت نماز توانسته ای بخوانی در عمرت دو رکعت که با آن پرواز کنی؟ دو رکعت فقط؟ نه. خوانده شصت سال خوانده ولی نمازی که به قول امام صادق یک رکعتش هم خدا قبول نمیکند. نه نمازی نه غیبی نه ارتباط با خانواده آسمانی نه صله ارحامی نه پروازی. هیچی. هیچی. چون این شب تا صبح صبح تا شب حقارت این را دارد. الان شوهر ندارم الان زن ندارن الان شوهر و زن گرفت الان بچه ام را چه کار بکنم بچه دارد الان نمیدانم درسش را چه کار کنم. جهیزیه اش چه کار کنم همه اش گرفتار است تا آخر عمر هم همین است. اصلا یاد خودش نمی افتد. خودش یعنی این که امانت خدا است از اهل بیت به آن داده اند این بچه ای که حضرت زهرا به تو داده این بچه ای که امیرالمومنین امانت داده خودتی، اصلا فکر این نیست. اصلا در طول بیست و چهار ساعت هم پنج دقیقه هم برای این وقت ندارد نماز هم که میخواند یک طوری میخواند که این خیلی متوجه نشود چیزی گیرش بیاید. تند تند که این اصلا نفهمید چی شد. هیچ غذایی به این نمیرسد.

« المال یقول امال» یعنی دائما هوس های جدید جمادی گیاهی حیوانی علمی. الان با ارشد خوب است با یک لیسانس خوب است با این شغلش هم خوب است هوس یک شغل بالاتر، نه من باید بروم نماینده مجلس بشوم من باید بروم عضو شورای شهر بشوم نمیدانم دیده اید عقده های حقارت زمان ریاست جمهوری دیده اید؟ چه کسانی میروند ثبت نام میکنند همه میخواهند بروند نماینده مجلس بشوند همه میخواهند بروند عضو شورای شهر بشوند نمیدانم رییس جمهور بشوم. یکی از بزرگان ،علما و خطبای معروف هستند میگفتند من به یک آقایی گفتم که تو چی داری بروی تو فقط یک خیاط هستی. آن هم کامل نه. فقط شلوار میدوزی تو برای چه میخواهی بروی در مجلس چه کار میخواهی بکنی؟ گفت بالاخره نماینده میخواهند بلند شوند بنشینند رای بدهند خشتکشان پاره میشود یا نه؟ اصلا آدم توهمی پنج کلاس سواد دارد رفته است نماینده مجلس بشود نمیدانم ثبت نام کرده برای ریاست جمهوری. طلبه است هنوز دوزار سواد ندارد هوس خبرگان زده به سرش. بعد میگویند که خب میخواهید ثبت نام کنی باید بیایی امتحان بدهی میشناسید بعضی هایشان را خیلی معروف هستند بیا امتحان بده اجتهاد رابده اجتهاد داری یا نه بعد آنجا شروع میکنند فحش میدهند به شورای نگهبان یعنی به خودش نمیگوید خب تو هوس بازی کردی بیخود کردی رفتی وقتی اجتهاد نداری شرط آن اجتهاد است تو نداری فحش میدهند به شورای نگهبان. شورای نگهبان سخت میگیرد نمیدانم مزاحم است خلاف دموکراسی است. خب تو هیچ سوادی نداری میخواهی بروی چی بشوی. همه هوس های عجیب و قریب. الان وقت دکترایت نیست یک ذره آرام شو یک ذره شاد شو. یک ذره یک راهی به غیب پیدا کن. یک ذره با خانواده آسمانیت آشنا شو. غریبه میمیری. الان نسبت تو باامام زمانت مشخص نیست تو اصلا رابطه ات معلوم نیست کجای چادر کجای لشگر امام زمان هستی هنوز نسبت خود را با امام زنده ی زمان که قرار است بعد از مردن سوال بکنند که با امام زمانت چکار کردی هنوز مشخص نکرده. نشسته برای مهم ترین سوال روز قیامت فکر کند. اصلا این هیچ ربطی پیدا نکرده با اصل فامیل خودش. با خانواده آسمانی خودش هیچ نوع رفت و آمد و صله ارحامی ندارد با مادرش فاطمه زهرا با انبیا با اهل بیت با شهدا صدیقین صالحین با فرشته ها هیچ نسبتی این آدم ندارد. کاملا نامانوس و غریبه بعد بی موقع هی برای خودش هوس های گنده میکند. »المال یقول املل یعنی این یعنی این آدم ظرفیت ندارد پولش زیاد میشود هی هم تلا ش میکند پولدار تر شود هی تلاش میکند ثروتش را زیاد بکند بعد میگوید حالا به نماز نمیرسم به نماز جماعتم نمی رسم نمیدانم به هیئت نمیرسم به حرم نمیرسم اینطوری کم میشود یواش یواش دیده اید دیگر. هزاران هزار نفر همه یتان دیده اید ما هم دیده ایم . دیگه نمیدانم اذان و اقامه اش را میزند بعد قنوتش را کم میکند بعد نمیدانم تعقیبات نماز میرود بعد یواش یواش نمازش صبح هایش غذا میشود بعد یواش یواش آن ها را هم ترک میکند. ال مال یقول امال آرزوها را هی زیاد میکند آرزوهای جهنمی و دنیایی. امام دعایش چی است و اغننی خدایا بی نیازم کن بی نیاز یعنی چی؟ یعنی نخواهم پولدار تر شوم نخواهم دکترا بخوانم بعد با آن بروم جهنم بعد قیافه بگیرم برای زنم بگویم تو دیگر در کلاس من نیستی من باید بروم یک زنی بگیرم که در کلاس من باشد کارهایی که خیلی از خیریه ها میکنند این است میگویند تو را به حضرت عباس در خیریه کارنکنید میگوید برای چه؟ میگوید شما میروید این ها را از دهات برمیدارید می آورید به آنها سواد یاد میدهید؟ می آید اینجا پول به آن میدهی درس بخواند بعد لیسانس که میگرید به زنش میگوید در کلاس من دیگر نیستی تو زن با را دوتا بچه سه تا بچه تحقیر میکند ول میکند طلاق میدهد میگوید دیگر دوست ندارم این را باید بروم از این جدیدی ها بگیرم که به من میخورند آدمی که ظرفیت ندارد برای چی کمکش میکنی برود درس بخواند الان اینطوری فاجعه درست بشود. هزینه میگذارد گردن همه ی کشور یا می آید بی موقع بدون آن که کار فکری فرهنگی رویش کرده باشند هی کمک میکنند به این فقیر این هم المال مادته شهواته «ان الانسان لیتقی عن راه استغنی» قرآن می گوید چی؟ انسان حتما طغیان می کند «لیزغی» یعنی شک نکنید طغیان می کند وقتی استغنا به آن دست می دهد. طغیان می کند. این قبا در دعاهایت بود قبلا در محیط ضعیفی بود راضی بود زندگی را خوب داره میکرد اصلا حقارتی هم نداشت. خوش بودند با هم یک زندگی آرام خوش خدارا شکر میکردند. به همه چیزشان هم میرسیدند. تو هی آمدی هی فقرزدایی فقرزدایی فقرزدایی بدون اینکه پیوست فرهنگی داشته باشد کار تو که ندارد الان دیگر هزارها میلیارد خیریه ها دارند هزینه می کنند بدون پیوست فرهنگی بعد این ها مزه ی پول آسایش می آید آرامش هایشان از بین می رود هی آسایش را شما برده ای بالا آرامشش کم تر شده. چون «یقول آمال» دیگر شهوات این دیگر شهوت آتشش میزند دائم این را ندارم آن را ندارم عقب هستم این را باید بپوشم آن را بخرم این را می بندم ساعتم باید اینطوری باشد موبایل من اینطوری است. طرف کلیه اش را فروخته تا بتواند یک اپل بخرد که حقارت نداشته باشدجلوی بقیه .یعنی قیمتش تلفن همراه است. در چشم و هم چشمی دیده همه دارند این ندارد بروم یک چیزی را بفروشم. احمق ها مینشینند مینویسند این دختر که کشتند برای موبایل بخاطر این که جامعه فقیر است. ما جامعه فقیر نداریم که. ما جامعه حریص داریم جامعه ای داریم که عقده در آن زیاد است تربیت شده نیستند مردم از خریدهای صدا و سیمایتان از این تبلیغات نگاه کنید تا بروید در اینستاگرام. مردم حریص شده اند. احساس فقر میکنند حالا دست به دزدی های کلان هم میزنند. از آن مسئولین بالا مملکت دست به دزدی میزنند. چون حقیر هستند مردم فقیر هستند در وجود خودشان. چون عزت نفس ندارند حقارت دارند دزدی های کلان با بیت المال با دلار با ارز با مسکن با همه چیز بازی میکنند تا پایینی ها. لذا خدا نکند دعای معصوم چی است؟ خدایا بیشتر از ظرفیت من حالا میرسیم یک ذره جلوتر که میرویم می گوید خدایا بیشتر از ظرفیت من به من نده. اگر قرار است بدهی اول چی را ایجاد کن؟ آقا ثروت بد است ثروتمند شدن نه امام صادق فرمود از ما نیست کسی که ثروتمند شدن را دوست ندارد «لیس منا من یحب الجمع ولکن من حلال» از ما نیست کسی که جمع مال را دوست نداشته باشد ثروتمند شدن را اا از راه چی؟ حلال. ثروت بد نیست. مومن هر چه قدر در جلسات بعد میخوانیم هر چقدر ثروتش بیشتر شود مومن است. یعنی این بخش ایمانی سوار است بر چهار بخش پایینی. کسی که این چهار تا روی آن سوار هستند مومن نیست این تعادل ندارد. فاسق است. فاسق یعنی غیر طبیعی نامتعادل اما اگر کسی مومن بود به معنای واقعی و تسلط داشت بر این چهار تا بخش هر چقدر اینها بیشتر به شهوت به خودشیفتگی به خود برتر بینی نیفتاد، این هر چقدر ثروتمند بشود بهتر است دیگ.ر چون در راه حق بصرف میکند. این ثروتش را می آورد در بخش چی؟ بخش انسانی؛ یعنی هر چی ثروتمند باشد بهتر است. هر چی تحصیلاتش بالا باشد بهتر است. هر چی مقام داشته باشد مقامات موقعیت اجتماعی داشته باشد بهتر است. این آدم چون خدمت بیشتر است. مثل شهید رئیسی را شما نگاه کنید دراستان قدس چون من از قدیم با ایشان آشنا بوده ام. آستان قدس کار میکرد پول غذاهایی هم که از امام رضا خورده بود مسئول اینجا است غذا باید به آنها بدهند دیگر کارمندها همه دارند میخورند. به خادم ها همه میدهند. پولش را حساب کرد. رییس جمهور هم شد شش ماه که زن و بچه اش را در یک دخمه نگه داشت. پستوی پشت دفترتا مسئله مسکنش را درست بکنند. بعد هم چی؟ بعد هم هر چی چند روز قبل از شهادتش هر چی به عنوان رییس جمهور مثلا رییس جمهور بالاخره ریاست جمهوری آشپزخانه دارد می آورند دیگر وزارت خانه ها غذا می آورند جزء بودجه معمولیشان همه را حساب کرد. یک ریال هم از ریاست جمهوری نگرفت. چون سوار خودش بود. سوار این چهارتا بخش بود. چهار بخش. هیچ وقت سوارش نشد. هیچ وقت باج نداد به این. بله این آدم هر چه قدر مقامش بالاتر بشود رهبر هم بشود لیاقتش را دارد. مثل رهبر خودمان الحمدالله همین جوری است. ولی وقتی ظرفیت نداشته باشی همان فاجعه خودبرتربینی. امام صادق چی فرمود؟ فرمودند: هر کس خودش را بهتر از بقیه بداند «هو مستکبر» این آدم مستکبر است. امام حسین گفتند ادب چیه؟ فرمود ادب یعنی وقتی از خانه آمده ای بیرون چشمت به هر کسی خورد بگویی این حتما از من بهتر است. گفتند آقا کافرها چی گفت کافر ها هم همین طور. چه ممکن است مومن بشود مثل سحره فرعون و مثل خیلی از علما و بزرگان و نمیدانم کسان دیگر که از اصحاب پیغمبر و یاران انبیاء و اصحاب ائمه ممکن است سر از کفر در بیاورند. جنگ با امام در بیاورند. انقلاب اسلامی خودمان هم چهل و شش سال دیده ایم چه کسانی بریده اند. ما باید به خدا پناه ببریم آقا امام کاظم فرمئد: «من فی نفس عن تلملائک و ملائکته» من این را هر دفعه تکرار میکنم این ها را حفظ بکنیم. هر کسی وجود خودش احساس بزرگی عظمت نسبت به مردم دست بدهد این بی ظرفیت است دیگر تمام فرشته های آسمان و زمین لعنتش میکنند. این آدم را این ظرفیت ندارد اصلا نباید میرفتی آخوند میشدی طلبه میشدی که اگر به تو احترام گذاشتند فکر کردی مردم بنده تو هستند برده ی تو هستند تو بالاتر از این ها هستی. اگر مجتهد شدی مرجع شدی اگر رییس جمهور شدی وزیر شدی اگر استاد دانشگاه شدی اگر ثروتمند شدی فکر کنی بقیه رعیت هستند. تو آقای بقیه هستی؟ این فقیرترینشان مومن ست. بچه ی حضرت زهرا است حرمتش هم از کعبه بالاتر است از تو بهتر است. اگراز خودت بهتر نمیدانی یعنی ظرفیت نداشتی او در نعمت هایی که داشته ای. آدم بی ظرفیتی هستی که بقیه را کوچک میبینی.

مابقی بحث در جلسه بعد که ماه آینده است.