حیات طیبه جلسه 19 21/12/1403
سلام علیکم و رحمة الله /اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان لی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحثمان در شرح دوم دعا صحیفه، رسید به این فقره که «واکفنی مایشغلنی للهتمام به وستعملی بما تسلنی فی ما خلقتنی له» در ماه مبارک رمضان خب چون ما در یک ضیافت بی نهایت باعظمتی هستیم و غذاها و خوراکهایی که خداوند در این ضیافت برای انسان قرار داده بینظیره و شاید مناسب این باشد که ما در ماه مبارک رمضان راجع به اینجور مسائل صحبت بکنیم اما چون کارگاههاش گذشته و من کارگاهها را معرفی کردم این چهارتا را که حالا باز بعد از پایان درس هم معرفی میکنم، عزیزان میتوانند در این رابطه به همان کارگاه ها مراجعه کنند و ما سیر عادی بحثمان را ادامه میدهیم.
خب چی بود فقره، این بود که این دعا دعای فوق العاده مهمی هست یعنی همین یه فقره را آدم باید همیشه بخواند در قنوت نمازش یا جای دیگر دائماً این حواسش جلو چشمش باشد، این همیشه حواسش به این باشد . خدایا من را کفایت بکن از چیزی که قراره بیخود بهشون مشغول بشوند، وقت تلف کن عمرتلف کن هستند. آرزوها ، اعمالی که فقط وقت من را تلف میکنند عمر من را تلف میکنند سرمایه من را هدر میدهند و من را به کاری وادار بکند که قراره از من سوال بکنی. من باید جواب بدهم نسبت به اینها ، برای آن آفریده شدم اصلاً «واستفرغ ایامی فی ما خلقتنی له» اوقات مرا فراغت ببخش در هدفی که من را برای آن آفریدی. علت همه مشکلات انسان در دنیا و آخرت، ناآرامی ها اضطراب ها، غم ها، شکست ها این هست که انسان الگوی زندگی و برنامه درست زندگی ندارد. چون نمیدوند اصلاً کیه، خودش را نمیشناسد به عنوان یه انسان و اشتباها فکر میکند خانم و آقاست، زن و مرد هست یا مثلاً یه هوش هست که مثلاً باید دانشگاه برود درس بخواند دکتر مهندس بشود با من اصلی انس ندارد اصلا. اگر ما دقیقا بدانیم که می خواهیم چیکار بکنیم، برنامه ریزی های زندگیمان به شکل طبیعی شکل میگیرد و ما آرامش داریم. بدون حسادت بدون رقابت بدون مقایسه این جهنمهایی که همه در زندگیشان می آید، حسادت، مقایسه، مسابقه، مقایسه کردن خودش با زندگی دیگران و چیزهای دیگر، چشم طمع داشتن به نعمتهای دیگران، حسودی کردن به نعمتهای دیگران. جنین که در رحم مادر هست از اول مشخص هست که از آن حالتی که فقط یه سلول هست تا زمانی که یه بدن کامل میشود، میدونه که قراره به زودی از آنجا خارج بشود و برای حیات مرحله بعدش یه بدن بسازد. الگو هم دارد. در تولد سالم و سالم قوی ما الگو داریم الگویمان یه بدن سالم هست. از اول مشخص هست که من قراره چیکار بکنم. اگر قراره الان زندگی بکنم در رحم مادر،اگر تک سلولی هستم یا یه سلول تخم شدم الان، یه سلولم الان فعلا ولی میدونم که قراره چی بشوم. شروع میکند به اندام زایی ، تکثیر کردن، اندام زایی. همه چیز هدفدار جهتدار ، قشنگ میرود تا یه بدن کامل میسازد بعد هم سالم وفات میکند از رحم و تولد پیدا میکند به دنیا، می آید به دنیا، نیاز داشته با خودش می آورد. مسئله ما مشکلات ما این هست که ما اصلا نمیدونیم قراره چی بشویم؛ یعنی آن ریخت و قیافه که باید داشته باشیم، ما الان باید چیکار بکنیم. الان در رحم دنیا هستیم به زودی هم با تولد یعنی با وفات از اینجا میرویم. اما آیا واقعاً ما شکل آن چیزی که باید آنجا باشیم و داریم یا نه! اصلاً الگو ازش داریم یا نداریم. من باید چی بشوم. شما الان ورزش که میروی معمولا عکس قهرمانهای ورزشی را میزنند که میگوید قراره تو هیکلت این بشود. این هدف دارد. خیاطی میخواهی بروی مشخص هست. رانندگی میخواهی بروی هست. دانشگاه که میروی در هر دانشکده عکس بزرگان آن رشته را زدند که من قراره این بشوم. پزشک میخواهی بشوی مثلاً مشخص هست؛ ولی وقتی که ما می خواهیم در مسیر زندگی زندگی بکنیم، قراره ما چیکاره بشویم، یعنی الان ما آمدیم اینجا چی بشویم! شبیه کی بشویم. وقتی من نفهمم انسانم، میگویم خب من میخواهم مثلاً شبیه این خانم بشوم، شبیه این آقا بشوم. این که رئیس جمهور شده، اینکه وزیر شده، اینها که هیچ کدام من نیستم . میخواهم دکتر بشوم، میخواهم مثلاً ورزشکار بشوم، میخواهم پولدار بشوم ولی هیچ کدام اینها من نیستم. من اول باید بدانم من کی ام! من کی ام! و قراره چی بشوم. به کجا برسم. اصلاً برای چی آمدم به این دنیا. شما وقتی که در سایه خودشناسی میفهمی روح خدا هستی، روح خدایی «نفخت فی روحی» و این روح را برای این به تو دادند و عشق به بینهایت. چون وقتی این روح می آید عشق به بینهایت و بینهایت طلبی می آید سراغ انسان. همین که امام سلام الله علیه فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. پس عشق به بینهایت با روح بینهایت در ذات ما است تعریفمان همین است. ببینید تعریف ما عشق به بی نهایت است. اگر پرسید انسان فرقش با فرشته چیه؟ انسان طلب هست. معشوقش بینهایت هست. برخلاف فرشته ها که معشوقهایشان محدودند. حد دارند. انسان نامحدود است. انسان معشوقش بینهایت هست و بینهایت هم فقط یه نفر هست و آن الله تبارک و تعالی. پس آن چیزی که ما در تعریف انسان میتوانیم بگویم، تعریف ذاتی چیه؟ لا اله الا الله. این تعریف انسان است.خیلی ها فکر می کنند تعریف خداست. نه تعریف انسان هست. میگوید: معشوقی وجود ندارد مگر برای، کی وجود ندارد معشوقی؟ برای خدا که نیست. برای چی. الان شما نفی الله میکنید دیگر. میگوید هیچ معشوقی وجود ندارد. برای کی؟ برای انسان، جز بی نهایت. اگر تو این را فهمیدی که تو آدمی، آن موقع در هدف خلقت که فرمود: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» من جنس را نیافریدم مگر برای چی؟ نه دیگر. عبادت نباید شماها بگوید دیگر. عبادت گفتیم خراب و سگ و اسب و الاغ هم انجام میدهند. فرشته ها هم انجام می دهند. ما برای عبادت خلق نشدیم. عبودیت. عبودیت، بندگی. گفتیم وقتی عبودیت می آید، پای کی می آید وسط؟ پای مربی می آید وسط. چون آن میگوید حرف های من را باید گوش کنی. پس آن رب میشود. ما میشوی چی؟ ما میشویم عبد. هدف چیه از تشکیل این باشگاه؟ من آمدم باشگاه، وسط باشگاه قرار گرفتم. هدف چیه؟ حالا در این باشگاه دنیا شبیه مربی میشوم دیگر. همه باشگاه دنیا همین هست. هر جا باشگاهی هست قراره ما شبیه کی بشویم؟ شبیه مربیمان بشویم؛ یعنی الله. پس این مقام را گفتیم بهش میگویند خلیفه الله شدن. من قراره شبیه این شخص بشوم. پس در رحم دنیا من باید ملاکم این است از زمانی که میخواهم شروع کنم زندگی کنم، این شخص را در نظر بگیریم، اسمش الله است. اسماء و صفات دارد که گفتیم مهمترین اسم و صفتش چیه که ما باید شبیه اش بشویم که اگر باشیم بقیه آن هزار تا اسم هم داریم؟ رحمان و رحیم. این دوتا. لذا همه قرآن این است: بسم الله الرحمن الرحیم هی تکرار باید بکنیم. سر نماز تکرار کنیم که من معشوقم که بینهایت هست، رحمان و رحیم هست. من باید همین بشوم و مادر همه اسمها و صفات هم همین هست. پس من قرار است این بشوم و باید این بشوم. اصلا ملاک همین هست. ما آمدیم .این بشویم برای همین از آقا امام رضا علیه السلام نقل شده که ایشان فرمود: کافری که خوش اخلاق هست به خدا نزدیکتر از مومنی است که بداخلاق هست. چون شبیه خدا نیست. کافره شبیه کیه؟ شبیه خدا شده، خوش اخلاق است، مهربان هست یا کافر سخاوتمند به خدا نزدیکتر است تا مومن چی؟ خسیس. چون ملاک شباهت است، آن کافره دارد مسیر درست میرود مومن غلط دارد میرود. این الان روحانی هست، نمی دونم طلبه است، مداح است ولی پاچه همه را میگیرد، خشن هست، بی اخلاق هست، بی ادب هست، حسود هست، در خانه اخلاق ندارد. جبههای هم هست، هیئتی هم هست، فایده ندارد ولی می بینی نه آن کافر شبیه تر است. به قول چیز کافرش بهتر هست، یعنی شبیهتر شده. پس ملاک در رحم دنیا این است که در این باشگاه تو شبیه کی بشوی؟ خب حالا چون الله بینهایت هست، باید این بی نهایت ظهور بکند که به شکل خودم، قالب خودم بتوانم بفهممش. این ظهور الله در روی زمین بهش میگویند چی؟ خلیفه الله یا چی تعبیر قرآنی اش چیه؟ امام، امام. امام همه ظهور خداست با همه اسماء و صفات خدا روی زمین. حالا می گوید نگاه کن این باید این بشوی، شبیه این بشوی، تو اصلاً برای این آفریده شدی. اگر من فهمیدم در رحم دنیا قراره شبیه کی بشوم، آن موقع دیگر تکلیفم معلوم است. برنامهریزی هایم، سبک زندگیم همه چیزم مشخص هست. آن وقت به جای که هی بروم سرمایه گذاری کنم روی من جمادی من گیاهی من حیوانی من عقلی من نیستم. اینها هیچ کدام آن طرف به درد من نمیخوند اگر منجر به شباهت نشده باشد. میدونید. چون در باشگاه چی ارزش دارد؟ شباهت دیگر. اگر شما خیاطی رفتی ۶ ماه بعد الان میتواند مثلاً یه پیراهن بدوزه. اگر کلاس خطاطی رفتی میگویند خب خیلی خب الان بعد ۶ ماه خطش مثلا الان خوش شده، خط خوش دارد. حالا ممتاز و عالی که سطوح بالاتر هست نه، ولی دیگر بعد شش ماه میتواند خوش نویسی بکند. ملاک دارد دیگر. شاخص است. الان نمی شود تو شش ماه در باشگاه وقت تلف کنی بعد حالا بنویس، خط روز اول با خط بعد شش ماه هم یکی هست. زبانی که روز اول داشتی، با زبان شش ماه یکی هست. این اصلاً مسخره بازی است. این رفته کلاس آشپزی و در کلاس آشپزی روز اول نمیتوانستی یه قیمه درست کنی الان هم نمیتوانی یه قیمه درست بکنی. باز چه فرقی نکرد که. اصلا فرقی نکرد. حالا تو هی رفتی نماز بخوانی اینکه حضرت میگوید بعضیهایتان ۶۰ سال نماز میخواند یه رکعتش هم قبول نیست؛ یعنی قبول یعنی خودت هم باید قبولش بکنی. بگویی: من شبیه اش شدم. اینها ببین بعد این دو سال نماز خواندن، هیئت رفتن حرم رفتن نمیدونم راهیان نور رفتم نمیدونم جبهه رفتم نمی دونم مداحی کردم نمیدونم بالاخره من یه چیزی شدم دیگر. یه ذره شبیه شدم. بقیه هم بفهمند شبیه شده. همه می فتند خط این، روز اول اینجوری بوده، حالا اینجوری شده. زبانش آنجوری بوده حالا اینجوری. رفته باشگاه بدنسازی قبلا این بوده ،حالا الان هیکل، هیکلش خیلی قوی تر و قشنگتر شده. در می آید دیگر. بالاخره یه چیزی باید از تو در بیاید. ما وقتی که نمیدونیم قراره کی بشویم شبیه یکی بشویم فقط هی میریم حرم و میایم، ۶۰ سال هی می رویم هیئت و می آیی،م هی میریم مسجد و می آییم. ولی اتفاقی نمیافتد. چون برنامهای نداریم ما اصلا، اصلا باشگاه نرفتیم اصلاً ثبت نام کنیم. مربی بالا سرمان نیست. امام دارد در این سه تا فقره این دغدغه را میگوید. ما اگر ندانیم قراره چی بشویم، مشکلاتمان هم نمیشناسیم. چون وقتی میدونی قراره مثلا چی بشوی مشکلاتت را میشناسی دیگر. درسته .مثلا من خود من مثلا خیلی از رشته های هنری ورزشی را کار کردم، زیر نظر خیلی مربی ها. مثلاً وقتی خط کار میکردیم. مربی ما به ما میگفتش که ببین الفت قشنگ بت قشنگ هست جیمت قشنگ هست ولی مثلاً ص تو باید کار کنی. آدم ضعفش دستش می آیید. ضعف من چیه الان؟ حرف چیه؟ ص. صاد باید کار کنم. بیشتر تمرین کنم. عیبم میاد دستم. اینکه ما مشکلات خودمان را داریم میگویم آقا وقتی میگویم مشکلات میروی پیش امام رضا، واقعا ما حال امام رضا را به هم میزنیم خرابش میکنیم. دوستمان دارد بی نهایت ولی خیلی تاسف میخورد. میگوید این بچه من الان ده ساله می آید حرم هر وقت می آید حرم، هر وقت حرم می آید فکر میکند مشکلش این هست که مشکل مالی هست یا مثلاً فقط شفاست. اگر شفا بگیرد مشکل زندگیش حل میشود. خب این همه آدمها که چشم دارند تو نداری، چشم دارند. خب کو کدامشان آدم شدند! این فکر می کند مشکل شوهر نداشتن و زن نداشتن هست. فکر میکند مشکلش این هست الان. خب باشد آن هم میدهد. امام رضا دیگر کریم هست همه دارد میدهد ولی یه کسی برود پیش امام رضا بگوید آقا من مشکلم این هست: من در شبیه شدن به تو الان اینجا گیر دارم. می خواهم شبیه تو بشوم یکی مثل تو. یکی به اندازه تو و هم درجه تو خدا من را آفریده است: «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» همان مقامی که شما دارید. امام رضا سالهاست قرنهاست نشسته تا یه کسی بیاید در حرم بهش بگوید خب آقا سلام دست من را بگیر من را این مشکم را حل کن. مسئله ام این هست الان، این هست. الان یعنی کمتر یه کسی به شکل آدم میاد در حرم به امام بگوید آقا من در باشگاه هستم. دارم کار میکنم تمرین میکنم .الان مثلا این مقامات طی کردم این درجات طی کردم. حالا مثلا اینجا گیرم. تو یه عنایتی به ما بکن. ما همین جوری ایستادیم می گوییم من زنم می خواهم چک برگشتی دارم نمیدونم شوهر میخواهم نمیدونم پول بده نمیدونم شفا بده. خب من همه دارم خیلی ها هستند که من اینها را دادم بهتون، بدتر شده که اوضاع که. اتفاقا وقتی پولدارتر شدی بدتر شده اوضاعت. لیسانست شد ارشد وحشی تر شدی. وقتی ارشد دکترا بدتر شدی. وقتی موقعیت اجتماعی پیدا کرد یه چهار نفر نمیدونم شناختنت بدتر شدی که تو. تو قبلا که دیپلم داشتی نه وضع مالی خوب بود، قشنگ راحت می آمدی حرم مثل آدم زیارتت را میکردی. حس و حالت خوب بود. هیئتت را میرفتی مثل آدم. از وقتی یه ذره کاسب شدی پولدار شدی یه ذره به قول امروزیها چهار نفر در این شبکه مجازی دنبال میکنی، شهوت اینکه چهار نفر من را ببینن فالوور داشته باشم و نمیدونم اینها از الان که اصلا قهر کردی اصلا کلا رفتی. شب تا صبح مشغول خودتی و شهوت خودت و مشتری های خودت، کی از من خوشش بیاد و کی من را لایک بکند و کی من را. با قرآن قهری با نماز قهری با شب قهری، با سحر قهری، با ما قهری با خانواده آسمانی قهری با غیب قهری هستم با فرشتهها قهری. خب چی شد من همه حاجتهایت رابهت دادم. درست شد. برای همین آدم، آنی که آدم هست آدم، نه آن خانم آقا نه آن دانشمند هم نه دکتر مهندس نه رئیس جمهور استاندار و فرماندار نه. آنی که آدم هست دقیقاً میداند که الان باید دست را چه نقاط بگذارد. چی را باید حلش بکند و همین را میخواهد. ببین امام به ما چی یاد میدهد. میگوید وقتی داری با غیب حرف میزنی، با الله، با بی نهایت، ببین نوع خواسته آدم فرق میکند. آدم چی میگوید؟ «وکفنی ما یشقنا للحتمام» خدایا سر کار نباشم. یه عمر برم سرکار/ نمیدونم تاجر بخواهم بشوم ورزشکار بخواهم بشوم هیکل خوشگل قشنگی لباس نمیدونم مبل خانه مان فرش خانه مان پنجره ساختمان نمیدونم رئیس جمهور بشوم وزیرشوم نماینده مجلس بشوم استاندار فرماندار شوم دکتر مهندسی بشوم، درس بدهم دانشگاه کتاب بنویسم، سرکاری. وقتی که حرکت به عنوان یه آدم به سمت آدم شدن نیست، سرکاری. با این شهوتهای مختلف، ۴ تا شهوت سرکاری. اینجاست که خطر آدم را تهدید میکند؛ یعنی آدم نفهمد دارد عمرش را وقتش را چه جوری میگذراند. فکر کند خیلی دارد درست عمل میکند. نگاه کن همه چقدر به به میکنند. همه چقدر من راضیند. همه چقدر آرزو دارند جای من باشند. اصلا دارد زندگی می کند که همه حسرتش را بخورند. رقابت مقایسه مسابقه بدبختی ها و نکبت های اینجوری. این در واقع اصلا نمیخواهد آدم شود. این میخواهد در دنیا همه حسرتش را بخورند فقط. همه خوششان بیاد، دوستش داشته باشند، عکس باهاش بگیرند نمیدونم. محصول زندگی چی شد؟ محصول زندگی این هست که مثلاً من خیلیها دوستم دارند برام، عکس میخواهم بروم باهاشون بگیرم نمیدونم. خب الان بمیری چی. اگر بمیری الان در رحم مادر شبیه شدی به آن چیزی که آن چیزی که آنجا لازم داری، داری یا نداری. چی شده الان. شوخی نیست. وقتی شما جنین نگاه کن وقتی می آید به دنیا رحم مادر فقط یه خون میخورد غذاش هم یه غذای ساده است. اما وقتی قراره بیاید دنیا ، دنیا بی نهایت بزرگتر از رحم مادرت هست. نیازها سطح نیازها قابل مقایسه نیست. سطح امکانات و نیازها شکوه عظمت نعمتها تنوع نعمتها در دنیا با رحم مادر اصلاً نمیشود مقایسه کرد. حالاشما می خواهید از رحم دنیا برید یه جایی که آنجا تمام این حدود و محدودیتها برداشته شده. این گل به این قشنگی نگاه کنید. همین نرگس روی میز ما که حضرت میگوید اگر شما شده روزی یه بار نشد هفتهای یه بار، نشد ماهی یه بار نشد سالی یه بار نشد در عمرتان لااقل یه بار بوش کنید. این بو برای شما کار میکند. جذابیت و نعمت گلها را شما نگاه کنید. آدم مست میشود ولی گل دنیا کجا گل آنجا کجاست. این شبها که دارد تلویزیون زندگی پس از زندگی نشان میدهد عزیزان بشینند نگاه کنند . آنهایی که دیدن یه چیزهایی را تازه این اصلش را نمیبینند که اینها. اینها به اندازه ظرفیت خودشان توان خودشان به اندازه روح خودشان میبینند. آنچه که آنوره خدا میگوید هیچ کدامتان نمیتوانید اصلا تصورش را بکنید. مگر جنین میتواند تصور کند در دنیا چه خبره؟ هرگز. تو باید برای آنجا تجهیزات ببری. شوخی نیست. آنجا یه گل مثلاً چند ده میلیاردمش چند ده میلیارد این چند ده میلیارد برابر البته. نه میلیاردم به معنای کسرش. چند ده میلیارد برابر بیشتر از این زیباست. تو اگر ذائقه نداشته باشی هلاک میشوی آنجا. مگر نگفتند اگر کسی موسیقی بهشت را بشنود هلاک میشود. عطر بهشت بشنود برسد بهش هلاک میشود. اگر یکی از زیبارویان بهشت الان خودش را نشان بده اینجا همه می میرند از شدت قدرت آن زیبایی. تو باید خیلی قوی باشی وقتی میری آنجا شوک نشوی. تازه خوب خوبه و سالم هایش که میروند پیغمبر میگوید مومن دم در بهشت در را باز میکنند جا در جا سکته را زده اگر فرشتهها به دادش نرسند. عظمت خیلی و ما اصلاً دنبال چه چیزهایی داری وقتمان تلف میکنیم. دعوا درگیری اختلاف کینه بدبینی مسخره بازی رقابت رو کم کنی حسادت. یه چیز دیگر ما را آفرید. عمرمان صرف چیزهای دیگر میکنیم دیگر «وکفنی ما یشغلنی» خدایا من را خدایا این نیاز توئه این درد تو این بدبختی و بیچارگی ما این هست. خدایا به دادم برس سرکار نباشم. مثل بقیه مردم نرم سراغ چیزهایی که وقتم تلف بشود اینجوری. ارزشهای دنیایی، رقابتهای جهنمی دنیایی، ملاکهای دنیایی، خدایا عمرم تلف نشود. «واستعملی به ما تسلنی عن الغدا» خدایا من را به کاری وادار کن که قراره ازش سوال بکنی. قیامت گفتیم ۵۰ تا سوال است معنای سوال هم توضیح دادم یعنی چی. آقا الان من آماده هستم یا نیستم. من را وقتم عمرم دارد صرف اینجور چیزها میشود. فقرهای که امروز میخوایم بگوییم چیه؟
«و استغفراغ ایامی فی ما خلقتنی له» خدایا اوقاتم را فارغ کن در جهت هدفی که من را براش خلق کردی. ما برای چی خلق شدیم؟ برای اینکه شبیه امام رضا بشویم شبیه حضرت زهرا بشویم. انسان کامل هست دیگر. انسان کامل یعنی کسی که میتواند در فضای بی نهایت بهترین زندگی را داشته باشد. زمان بی نهایت امکانات بی نهایت فضای بی نهایت میتواند استفاده. می دانی یعنی چی؟ یعنی بتواند همه را جذب بکند. تو وقتی بهت یه خانه میدهند به اندازه همه آسمانها و زمین، یه بهشت بهت میدهند به اندازه همه آسمانها و زمین تو باید روحت انقدر بزرگ باشد بتونی از یه همچین جایی حضور داشته باشی در کلش و استفاده کنی. ما الان نمیتوانیم این کار را کنیم. ما کوچولو بار آمدیم. یه خانم میگوید من خواب دیدم بردن بهشت ولی همه درختاش سوخته بود آتش گرفته بود. جهنم نبودم بسوزم کسی اذیتم نمیکرد. در بهشت خودم بودم ولی نمیتوانستم ازش استفاده کنم. زده بودم همه درختاش را سوزانده بودم. خودم خراب کرده بودم. خب پس وقتی دارد دعا میگوید، دعا یعنی دارد به تو یاد میدهد. چون امام تمام چیزهایی که تو باید بلد باشی و عمل کنی را به شکل دعا یاد داده دیگر. حضرت اصلاً صحیفه یک کتاب آموزشی هست ولی چون آن موقع نمیتوانستند مستقیم بگویند حضرت همه را در قالب دعا به ما یاد داد. معجزه است واقعاصحیفه «وستغ ایام فی ما خلقتنی له» یعنی خدایا فارغ کن ایام من را فقط برای هدفی که برایش آفریده شدم، مثل یه جنین که در رحم مادر کار اضافه نمیکند. جنین در رحم مادر تمام وقتش صرف چیه؟ اندام زایی. آماده شدن برای تولد. کار دیگر نمیکند اصلاً. می گوید من ۹ ماه وقت دارم اگر دیر بجنبم آن موقع ناقص متولد شوم اول بدبختیم هست مریض متولد اول درد کشیدنم هست. دیوانه نیست که این کار را بکند که. شما وقتی به موقع وقتی موقع وفات میرسد حسادت با خودت داشته باشی فاجعه است آن طرف. اگر بدبینی بداخلاقی داشته باشید فاجعه است. کینه خدای نکرده در دلت باشد از کسی/ فرمود: کسی که کینه در دلش هست از کسی، هرگز به بهشت راه نمیدهد. نه به آن بهشت. همین بهشت ماه رمضان هم راهش نمیدهد. اصلاً در ضیافت نیست. آدم که کینهای هست، گذشته دیگران یادش هست حتی گذشته خودش یادش هست یعنی گناهکار بوده الان هی برمیگرده به گناهاش فکر میکند .کار غلطی هست. تو حق نداری حتی به گناهای خودت فکر کنی چه برسد به گناه کی؟ دیگران. چون آشغال داری با خودت حمل میکنی. عفونت داری با خودت حمل می کنی. خدا میگوید بابا تو مگر من رحمان و رحیم نیستم مگر من غفور نیستم. تو میگویی یا علی یا عظیم یا غفور بعد تمام شد دیگر. همه چی گفتی بخشیدم دیگر تو را. معطل نکن خودت را. هی شیطونت بگوید تو بی آبرویی تو کثیفی تو آلودهای تو نمیدونم اینجوری هستی. ولش کن دیگر. نه شما بچههای امام زمانید. بچههای امام رضایی. دوستتان دارد. پاکتان هم میکند. هی برنگرد نه به گذشته دیگران فکر کن. فلانی اینجوری کرد به من اینجوری گفت نمیدونم ننه ام اینجوری گفت بابام اینجوری گفت باجناقم اینجوری کرد جاریم اینجوری کرد همسایه مان اینجوری کرد. ول کن. عفونت برای چی حمل میکند. خدا میگوید مگر من از اول بهت نگفتم تو قرار است شبیه من بشوی. من عفوام، غفورم دیگر. تو باید شبیه من بشوی. یعنی نه انتقام بگیری نه کینه بگیری که بخواهی انتقام بگیری. نه اصلاً یادت بیفتد که دیگری چیکار کرد باهات. همان که من با تو دارم این کار را میکنم. من خودم دارم با تو همین کار را میکنم. تو مگر نمیخواهی من این کار را بکنم تو هم با بقیه اصلا گفتم بقیه اذیتت کنم که تا یاد بگیری شبیه من بشوی. اگر کسی اذیت کرد اذیت دیگران میدان تمرین توست. آدمها حریف تمرینی ما هستند. اگر یه کاری کردن قرار نیست ما هی با همه درگیر شوی.م تازه باید لطف کرده یه چیزی هم یه اذیتی هم کرده ما را که ما یاد میگیریم از از اذیت او شبیه خدا میشویم. میدان برایمان درست کرده دیگر. شما وقتی که میدان حقیقی ندارید بروید میدان چی ایجاد میکنید؟ مجازی. باشگاه میدان مجازی اند دیگر. میگویی استاد یه چند تا حریف بزار من میخواهم تمرین کنم. کشتی گیر اگر کسی با او کشتی نگیرد میتواند برود بعداً کشتی حقیقی بگیرد یا نمیتواند؟ باید رفیقهایش بیایند باهاش کشتی بگیرند تا بتواند بعداً در میدان برنده بشود. اینها که همه بچههای امام زمانند. خواهر برادرای خودت هستند. زنت هست شوهرت هست باجناقت هست، جاری ات هست، هم محلی ات هست، هم کشوریت هست، همه بچه های امام زمان اند همه مردم کره زمین. اینها که خودت با اینها که خانواده خودتند، خانواده امام زمانند. آدم با خانواده خودش کینه ندارد که با خانواده آسمانی خودش. ببینید ماها عزیزان ما خودمان را نمیشناسیم توهماتمان همین است. فکر میکنم اگر این زن من هست الان یا این شوهر من هست این بچه من هست این دختر من هست پسر من هست من باید ویژه دوستش داشته باشم. چرا؟ چون خودم زن و مرد میبینم بعد وقتی که نوبت بندگان خدا میرسد شیعیان و اهل بیت میرسد حواسمان نیست. بابا تو نسبتت ماها همه مان که اینجا نشستیم نسبتمان از اعضای خانواده بالاتره. اعضای خانواده به چه سبب با هم اعضای یک خانواده با هم رحم شدند با هم؟ بخاطر یه رحم دنیایی دیگر. اینجوری میشود دیگر. صله ارحام که واجب است در ماه رمضان در دعا در دعا داریم خدایا توفیق بده من در ماه مبارک رمضان صله ارحام به جا بیارم و به رحمم خدمت بکنم. فامیلها خویشها بهشون بخشش بکنم. به همسایگانم بخشش بکنم. ماه رمضان ماه خروجی توست دیگر. برای فامیلت برای همسایه هایت برای مردم. هی خروجی داشته باشی شبیه خدا بشیوم اما اینها رحم دنیایی ما هستند. نسبت ما الان با بابا مامان خاله عمه عمو دایی خواهر برادر از طریق رحم دنیایی هست و این رحم دنیای اینقدر مقدس و بزرگ و مهم است که تو باید کاملا حرمتش رعایت کنی. فرمود: بوی بهشت ۵۰۰ سال را میرسد. کسی که صله ارحام ندارد بوی بهشت هیچ وقت استشمام نمیکند. هیچ وقت. فرمد: کافر هم باشد حق قطع ارتباط نداری بله ارتباط تاثیرگذار که رویت تاثیر بگذارد حق نداری داشته باشی اما قهر نباید بکنی. این تازه رحم دنیایی هست. آقا ما بچه های حضرت زهرایا ما روحمون ما روحیم ما بدن که نیستیم که از شکم یه زن آمده باشیم بیرون که. ما روحیم. ما نفقه خداییم. ما نور محمد و آل محمدیم. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) ما همه مان یه نفریم همه .مان همه مان یه نفریم. برای همین در قواعد قرآنی میگوید چی؟ میگوید: هو انت. آدمها خود تو هستند. تو هرچی به بقیه محبت بکنی لطف بکنی به خودت کردی. «ان احسنتم احسنتم لالفسکم فلها» بدی بکنید به خودت به خودت برمی دگرد. تو یه اخم کن به یه نفر، یه نگاه بد کن به یه نفر، یه متلکی به یه نفر بگو، یک تمسخری کن نمیدونم همه اش میاد در قبر خودت در روح خودت. پس ما اینجا دقت کنید فهم مان وقتی درست شد فهمیدیم ما کی هستیم آن وقت میفهمیم که همه آدمها خود ما هستند همه شان. بالاتر از خود ما همه شان اهل بیتند و بالاتر از اهل بیت همه شان جلوه خدایند. وجه الله اند؛ یعنی تو وقتی که یه بچه را میبوسی خدا را داری میبوسی. وقتی این گل را میبوسی خدا را داری میبوسی. اصلا وقتی بهش نگاه میکنی، داری به چه نگاه میکنی الان ؟ الان شما به گل نگاه کنید به چی نگاه میکنید؟ به یه هستی که یعنی حضرت وجود. زیبایی قدرت علم لطافت. اینها را در تمرینای اردو کارگاهی تمرین کردیم دیگر آنهایی که در کارگاه تخصصی آمدند، خلقت کرامت رحمت. همه را داری به خدا نگاه میکنی. حالا بوسش کن میرود روی گونه خدا میشیند. همین گل را ببوسش. خودت هم ببوس. شما خودت را ببوس خدا دریافت میکند این بوسه را. خودت را ناز کن با خودت خشن نباش، با خودت ظلم نکن، به خودت نامهربانی نکن به خود. خود اصلی ات را دارم میگوی.م حواست باشد. خب اگر من فهمیدم قراره شبیه این آقا بشوم شبیه این خانم بشوم که اسمش مادرم حضرت زهرا سلام الله علیهاست اسمش حضرت خدیجه است، یک صلوات بلند به محضر ایشان بفرستید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) شخصیت بینظیری که اسمش در بعضی از زیارتها همتراز اسم معصومین است. و پیامبر میگوید جز چهار زن کامل جهان است کنار فاطمه زهرا کنارآسیه و مریم، حضرت خدیجه مادر همه مان، ام المومنین. اینها الگوهای تو هستند. شما قرار است شبیه اینها بشوید. اگر من فهمیدم شبیه این هستم دیگر حالا در دنیا حواسم هست کاری با جنبه جمادی و معامله و کار اقتصادی و پول دارم و جنبه گیاهی و بدنی و ورزش و غذاخوردن و بچه دار شدن دارم، جنبه حیوانی دارم، جنبه علمی دارم همه را جهت میدهم برای هدف خلقتم. من قرار است این بشووم. حالا وقتی میخواهم راجع به نوع مشکلاتم صحبت کنم میروم با امام رضا اینها را درمیان میزارم. یا امام رضا وقتم دارد تلف میشود. عمرم دارد تلف میشود. یا امام رضا به دادم برس. یک سلسله مشغلههای سرکاری در زندگیم آمده دارد عمرم را تلف میکند. اینها را از من بگیر. یا امام رضا من ۵۰ تا سوال قراره ازم بکنند. زندگیمان یه جوری تنظیم کن ، رتق و فتح کن من دارم زندگی میکنم، آن ۵۰ تا سوال با خودم ببرم. چون گفتیم سوالات نه کتبیه و نه چی؟ شفایی. سوالات وجودی هست یعنی با هستی باید ببریش با خودت. مثل یک بچه. بچه وقتی متولد میشود، سوال های دنیا را چه جوری آورده؟ سوال یعنی طلب دیگر. طلب های دنیا را بچه چه جوری آورده؟ بله. با وجودش آورده. دنیا چشم می خواهد می گوید دارم. ابرو داری دارم. مژه داری دارم، پوستت دارم. بینی قلب مغز سلسله اعصاب دستگاه تنفی همه را هر چی میطلبی دارم سوالات را دارد. جواب میدهد همه سوالات. ما هم آنجا سوال وقتی میکنند باید جوابها را برده باشیم با خودمان، برده باشیم. چون آنجا بینهایت هست. برای فضای بی نهایت جوابهایی که میخواهی ببری یعنی یه آدم قدرت عرضه دار برای بهره برداری از یه بهشت بی نهایت. میتوانی یا نه. تمرین کنیم وقتمان تلف نکنیم. عمرمان را تلف نکنیم. اگر نفهمیدی چیه دیگر نمیفهمی ماه رمضان دیگر یعنی چی. ضیافت خدا چیه، مهمانی چیه، در مهمانی چه غذاهایی میدهند. غذاهایش را هم نمیتوانی بخوری. هرچی میدهند حالت خراب میشود. چون تو به عنوان یه خانم و آقا داری روزه میگیری نه به عنوان یه آدم. فرق میکند. شما که به عنوان یه خانم و آقا روزه میگیری، از صبح تا شب فکرت این هست که کی تمام بشود این. غذا نمیخوری در مهمانی هم نیست ضیافت هم نمیفهمی یعنی چی. اصلاً حس و حال ضیافت و مهمانی و جشن و اینها اصلا نداری اما وقتی به عنوان یک آدم وارد شدی می گویی آها خدا این غذاها را ممنوع کرده تا من «چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمههای راز شد» حالا میخواهم لقمه بخورم. آن وقت تازه وقتی که میفهمی آدمی، حالا وقتی میخواهی قرآن بخوانی میخوری قرآن را، نمیخوانی، میخوری. خدا اینها را بسته. حالا ذکر، اسما باب اسما رویت باز کرده. این دعاهای ماه مبارک شما نگاه کنید. اصلا شما جای دیگر نمیتوانید دعای پیدا بکنید. اصلا دعای روزهای ماه مبارک رمضان، شما همه خیر مادی معنوی جسمی روحی دنیای آخرتی در آن است. خواندنش چقدر طول میکشد؟ آنی که عربی بلده ۱۰ دقیقه یه ربع آنی هم که فارسی میخواند همینطور. بفهمیم فقط چی میخوانیم. عربی الکی نخوانیم نمیفهمیم چی میخوانیم. فارسی بخوانیم بفهمیم چی می گوییم. مست میکند انسان بعد خوراک برایت گذاشته چی؟ اصلا متنوع چیده این سفره را. اسما خودش را گذاشته یا علی یا عظیم. من اگر ندونم آدم نمیفهمم علی چیه عظیم چیه غفور چیه رحیم چیه، چرا این ذکرها را الان گذاشته که من بخورمش. انت رب العظیم، تو مربی عظیم خودمی. تو مربی با عظمت خودم هستی. آن هم یه مربی بینظیر، لنگه ندارد. الذی لیس چی؟ لنگه ندارد. لی کمثله شی. یه مربی اینجوری خود نصیبم شده. من یه مربی اینجوری دارم. بینظیره. لیس کمثله شی. و هو السمیع البصیر شکر خدا هم همه جا هست، میشنود حرفم را همیشه، هم همه جا کنارم هست. تا نفهمی کی هست عظمت خودت را نفهمی، درک عظمت چیزهای دیگر را نمی کنی. انسان برای درک چیزهای عظیم باید خودش چی باشد؟ بله عظیم باشد. یا علی یا عظیم غذات هست، تو تا خودت بزرگ نشوی چیزهای بزرگ نمیتوانی دریافت کنی. الان خانمها نگاه کنید حالا آقایان ندارند ولی خانمها هم معمولاً در کیف هایشان چی دارند همیشه؟ جز لاینفک کیف خانم هاست؟ آینه. این آینه برای چی هست؟ برای اینکه تو مرتب نگاه کنی ببینیی که استاندارد هست یا نیستی. ولی این همه یه خانم را نشان نمیدهد. چی را نشان میدهد؟ یه ذره صورتش را نشان می دهد. اگر کسی بخواهد همه خودش را ببیند آینه چی لازم دارد؟ یک آینه تمام قد لازم دارد. همه خودش را ببیند. آینه کوچیک همه را نشان نمیدهد. آینه کوچیک یک چیز کوچیکی را نشان میدهد. عظیم تو باید عظیم بشوی. وقتی عظیم شدی تازه میفهمی کی هستی که خدا برایت این تشریفات راه انداخته. میگهوید هفت تا آسمان برای تو آفریدم .الان من چون کوچیکم نمیدونم میگویم من هفت تا آسمان را میخواهم چکار. خدا یه شصت متر خانه آپارتمان بهم بدهد. ۱۰۰ متر داشته باشیم. نمی فهمیم اصلا. تو وقتی نمیفهمی کی هستی، نمیفهمی نرگس چیه. گلهای دیگر را نمیفهمی نمیفهمی چرا ۷۰۰۰ نوع سیب خدا برایت زده. چرا یه میلیون پروانه برایت آفریده. چرا هفت آسمان چرا بهشت را برایت آفریده. از همه اینها بزرگتر نمیفهمی چرا رسول الله را بهت داده. بالاتر از رسو الله نعمتی بالاتر نیست. امام رضا کیه! تو تا ندانی کی هستی اصلا نمیدانی این آقا کیه و این را خدا بهت داده. به این عظمت یعنی میگوید خب چون تو خودت عظیمی. من اگر این آقا را امام رضا کردم برای که تو عظیمی. تو مربی عظیم لازم داری من هم برایت مربی عظیم ساختم. من چون تو را از اول دیدم اینها را عظیم گذاشتم. نگاه کنید «بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن» یعنی همه عشق همه دنیا با رحمانیت شروع میشود. الرحمن ترتیب ریاضی است. الرحمن چی بگوید؟ علم القرآن بعد چی؟ تازه خلق الانسان، یعنی اول برای خلق تو اول باید تعلیم قرآن میکرد به یه سلسله به یه تعدادی استاد و مربی به این بزرگی می آفرید تا تو را وقتی آفرید معطل نباشی دیگر . تو وقتی نفهمی کی هستی ، نمیفهمی قرآن چیه، شب قدر یعنی چی، «و ما ادراک ما لیله القدر» نمیفهمی اصلا، نمیفهمی شب قدر چیه. همه شب قدر به خاطر توست. چون تو انقدر عظمت داری اهل بیت برای تو هستند قرآن برای توست. بهشت با آن عظمت برای توست. هفت آسمان برای توست. اگر نتوانی استفاده کنی جهنم هم برای تو گذاشتن. لیاقتت آنها نباشد نخواهی آنجا بروی، فرمود خدا هیچکس را جهنم نمیبرد مگر اینکه خودش اصرار داشته باشد بود جهنم. خودش بخواهد یعنی سبک زندگی رویش اصرار هم بکند اصرار داشته باشد برود جهنم. پس وقتی میگوید: «واستفرغ ایامی» خدایا اوقات من را ببخش، یعنی برو برنامهریزی کن خودت اوقاتت را فارغ کن. انقدر شلوغ نباش. انقدر بارهای سنگین بر ندار. سر خودت را شلوغ نکن. اگر میبینی هیئت مزاحمت هست، دارد میروی هیئت ولی نمی گذارد آدم بشوی هیئت را ولش کن. برو هیئتش کیفت را بکن نمیخواهد مدیر هیئت و رئیس هیئت و هیئت مدیره هیئت و هیئت امنا باشی. اگر فلان شغل فلان کار یه سر دارد اذیتت میکند، روی مخت هست، نمیگذارد خودت با خدا خلوت بکنی، با غیب ولش کن. چون تو مهم این است که شبیه خدا بشوی. مهم این نیست که تو مثلاً ۱۰۰ تا کار دستت باشد، هزار تا کار بکنی. آرام کن خودت را، خلوت کن خودت را. هی سرت خودت را شلوغ نکن با مشغلههای حتی مذهبی وقتی که نمیتوانی شبیه بشوی. وقتی نمیتوانی شاد باشی وقتی نمیتوانی آرام باشی فیتیله را بکش پایین. چون شاخص ها چی بود؟ رحمانیت و رحیمیت دو) آرامش سه) شادی. وقتی قراره تو فراغتی نداشته باشی مهربان نمیشوی آرام هم نیستی شاد هم نیستی به چه درد میخورد. به چه درد میخورد زندگی. خب وقتی تو اینجا آرام نباشی شاد نباشی به نفست چی وارد میشود؟ ناآرامی و غم. نفس هم گفتیم همان قبر ماست. هر که الان میخواهد به قبرش چه شکلی هست، همین الان به نفس خودش نگاه کند، قبرش میاد دستش. الان نگاه کن در قبر شما چه کسانی می آیند میروند از صبح تا شب، چی می آید میرود در قبر تو از صبح تا شب؟ هرچی میاد میرود قبرت هم همان شکلی. دست میزنی به تلفن در فضای مجازی میروی حواست باشد داری چی میفرستی در قبر خودت. به نگاه همین یه نگاه کنی میرود در قبرت. هرچی بخوانی نگاه کنی بشنوی میرود در قبرت. بهشتی باشد بهشتی جهنمی هم باشد جهنم. اگر میبینی داری به مهربانی میرسی، رحمانیت رحیمیت، رشد میکنی، اگر به آرامش داری میرسی مسیرت درست است. اگر می بینی داری شاد میشی هر روز شادتری شنگول تری سرحال تری با نشاطتری شاکرتری، خب خوش به حالت.
«وستفرقه ایامی» یعنی خدایا من از تو میخواهم تو از من این مشغلهها را بگیری. خدایا زورم به خودم نمیرسد. آزادم کن. یا امام رضا آزاد کن. امام رضا می گوید تو باید بایستی من آزادت کنم ولی من تا میخواهم آزادت کنم جیغت در میاد. تا میخواهم چهار تا چیزی که ازت مزاحمت ازت بکنمش درد داری هی جیغ میزنی هی داد میزنی جیغ میزنی نمیگذاری که. بگذار من قشنگ تراشت بدهم. قشنگ صاف کاری بکنم. صافکاری کردن تراش دادن مثل عمل جراحی غده را میخواهد دربیارم، باید بایستی بیهوشت کنم تا غده را از بدنت درآرم. ما هی چسبیدیم، هی جهنم ها را می خواهیم، جهنم ها را که می خواهد از ما بگیرد چیکار میکنیم؟ داد میزنیم. چرا؟ چون میگویم که خب اگر این را از من بگیرد بقیه چی میگویند؟ بقیه چی فکر میکنند. من از بقیه عقب میمانم. میدانی. آن مقایسه مسابقه نمیگذارد من فارغ کنم از خودم زندگیم را. بیخود عجله ای دارم برای خودم یه عالم برنامه های غلط. برویم خارج زندگی بکنیم. خارج یعنی جهنم. برویم خارج زندگی بکنیم. الان تو مشهدی با بینهایت امکانات فطری برای شبیه شدن به خدا. پایت از اینجا بگذاری بیرون مگر جایی همچین امکاناتی وجود دارد، همچین ثروتی مگر وجود دارد! ثروتمندترین جای کره زمین برای اینکه کسی آدم بشود، آدم بشود یعنی شبیه خدا بشود، همین آب و خاک این مملکت است. شما عراق هم بروی این اتفاق برایت نمی افتد. برو مکه مدینه این اتفاق نمیفتد برایت. ثروتمندترین و نورانی ترین جایی که در کره زمین آدم میتواند تربیت بکند در طول تاریخ ها و آدم بیرون داده همین یه تیکه خاک هست. همین این خاک است. چه شهید حاج قاسم رحمت الله اینجا حرم است. شما کجای کره زمین همچین آدمهایی سراغ دارید؟ محال است شما پیدا بکنید وی کره زمین چنین آدم هایی را. محال است پیدا کنید. کجای کره زمین این تعداد عاشق خدا و اهل بیت داشته؟ جایی هست پیدا بکنید بگوی.ید انقدر شهید داشته، اصلا جایی دارید شما شهید پرورش کرده باشد که. تازه آنهایی هم شهید نشده شهیدند. آقا فرمود: ملت ایران همه مومن اند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را رعایت نمیکنند. این فاحشه ش را بیحجابش را مشروب خورش هم از آدمهای جای دیگر بالاتر است چه برسد مومنینش. اینهایی را که میگوید مومن اند. نمی دونم بدوییم برویم خارج، بدویم برویم کجا، فلان جا، نمی دونم شرکت بزنم، کارخانه بزنم، وقت صرف همین آرزوهایی هست که نمیگذارد خودش با خودش تنها باشد، خلوت بکند. نمیگذارد خودش با غیب همراهی بکند. سر نماز میگوید هر روز «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم» این چهار گروه دیگر. انعمت علیهم اینها هستند: انبیا بگوید صدیقین شهدا صالحین. این چهار تا غیر از این که دیگر نیست. مقام تو مقام این چهار نفره چهار گروه: انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین. این قیمت توست بعد ولی راه اینها را نمیخواهد برود، اصلاً باشگاه ندارد. الان تو مربی داری یه نفر تو را شبیه انبیا کند شبیه شهدا شبیه صدیقین؟ کلاس داری استاد داری مربی داری برنامه داری؟ نه. من برای این آفریده شدم دیگر. آمدم دنیا برای همین کار. برای هدف دیگر آفریده نشدم. به هرجا برسم باختم. دستم را نگاه کنید. شما وقتی که به سمت انسانیت نمیروید به سمت خانواده آسمانی حرکت نمیکنی به سمت شباهت به خانواده آسمانیت نمیروی هر چقدر در این چهار تا موفق تر باشی جهنم طولانی تر و دردناکتر هست، دورتر میشوی. اینها دیگر به درد نمیخورد، یعنی دیپلم داشته باشید دردسرت کمتر هست اما وقتی لیسانس داری دورتری، ارشد دورتری، دکترا که میگیری اصلا پرتی. یه کارگر ساده هستی باز امکان نجاتت هست اما وقتی شدی مدیرکل و مدیرعامل و نمیدونم وزیر و معاون وزیر و رئیس جمهور دیگر حالا کو تا نجات پیدا بکنی. کو تا نجات پیدا کنی. هرچی فقیرتری، بهتری. نجاتت بهتر است ولی وقتی پولدار میشوی قرار نیست این به جایی برسد رشد بکند، هرچی پولدارتر کاسبتر شغلت رونق بیشتری داشته باشد، تو غافلتر و دورتر میشوی. انقدر دور میشود که پیغمبر فرمود: رفتن رد شدن یه شتر از سوراخ سوزن راحتتر هست یه شتراز سوراخ سوزن رد شود. می گوید این راحت تره تا یه ثروتمند برود بهشت. تا یه پولدار برود بهشت. چون این پولش را دارد در جهت دورشدن. انقدر هی سطح آرزوهایش را زیاد میکند. «المال مادة الشهوات» مال ماده انواع میلهاست. این تا پول دستش می آید، بروم چند تا لباس بخرم با آنها وابستگی پیدا می کند. انگشتر بخرم طلا بخرم مبلم را عوض کنم تلفن همراهم را عوض کنم خانه مان را اینجوری کنیم ماشینمان اینجوری کنیم. مدلش را عوض بکنیم، برویم خارج بگردیم نمیدونم این هرچی پولدارتر هست نورانیتش کمتر میشود. چون فاصله اش از کانون نور بیشتر میشود؛ ولی یک کسی نه برعکسش. چون از اول این را هدف قرار داده. این هرچی تحصیلاتش بالاتر میرود به خدا چی میشود؟ نزدیکتر است. لیسانس هست یه مقدار قرب دارد ولی ارشد میگیرد به خدا نزدیکتر است. دکتر میشود به خدا نزدیکتر میشود. استاد دانشگاه میشود دکتر خدا نزدیکتر میشود. این مدیرکل هست به خدا نزدیک هست اما وقتی میشود وزیر به خدا نزدیکتر میشود. وقتی میشود رئیس جمهور به خدا نزدیکتر میشود. چون وقتی میشود رئیس جمهور، مثل شهید رئیسی خودمان رحمت الله تعالی او در خدمت به بندگان خدا در خودفراموشی پا گذاشتن روی خود ریاضت کشیدن خسته نشدن در فداکاری و ایثار قویتر است. امکانات بیشتری دستش هست، از آن امکانات برای توسعه معنوی خودش دارد استفاده میکند. پس این ما هستیم که به این چهار تا جهت به اینها جهت میدهیم. به این چهار تا نعمت، چهار تا بعد خودمان یه این چهار جنبه یا نورانیش میکنیم یا ناریش میکنیم. همان بحثی که قبلا کردیم یا نارند یا چی اند ؟ نورند. این تو هستی که تعیین میکنی که اگر من الان چای بخورم این چای نور میشود یا نار میشود. این رشته تحصیلی این شغلم این پولم این خانه این لباسی که الان میخواهم بپوشم تنم بکنم این لباس قرار است من را نورانی کند یا نه این لباس من را جهنمی میکند. یه لباس آوردند برای امام سجاد پوشید بعد یه ذره نگاه میکرد یه ذره بعد درش آورد. گفت: کانی لست علی بن الحسین. این لباس لباس من نیست. انگار من علی ابن حسین دیگر نیستم با این لباس. بعضی ها لباس های میپوشند آرایش های میکنند نمیدونم تزییناتی میکنند که با حیثیت انسانیشان اصلا نمیخورد. آدم یه همچین لباس نمیپوشد. لباس آدم نیست این. لباس انسان نیست این. لباس خانم و آقاست یا مثلاً حالا هرچی. ولی لباس انسان فرق میکند. بنابراین من تا نفهمم الان نیاز اصلی و نیاز حقیقی ام چیه نیازهای قلابی چی هستند تا آخر عمر مشغول نیازهای قلابیام؛ یعنی ۱۰۰ بار شب قدر هم بگذارم در شب قدر گریه میکنم برای نیازهای قلابی، جیغ میزنم خدایا من اینها را میخواهم. ۶۰ سال مشهد باشی هر روز بروی حرم به امام رضا چی میگویی؟ لیست غلط میدهی فهرست غلط می دهد. امام رضا گریه میکند فقط. میگوید این بچهام سالهاست دارد میاید از من چیزهایی میخواهد که از من دورش میکند. از خانواده آسمانی دورش میکند. این هر وقت می آید حرم همین جوری هست. عزیزم تو مشکلت جای دیگر است. مسئله ات چیز دیگر است. نیازهایت چیز دیگری هست. بگرد به عنوان یه آدم نیازهایت را پیدا کن. تو هی میروی برای خودت داستان درست میکنی. اهداف غلط آرزوهای غلط آرمان های غلط برنامه ریزی های غلط و بعد نماز شب هم میخوانید، اطلاعات غلط داری. حرم هم میری باز همینطور. تو اول باور کن آدمی بچه اهل بیتی، قرار هست شبیه خانواده آسمانیت بشوی. اینها را اول باور کن. باور کن به زودی از این دنیا میروی. نگاه کن الان چقدر جوانتر از شما خواهرت برادرت زودتر از شما رفتند. همسایههایتان همه رفتند. تو هم میروی از اینجا. هیچکس اینجا در این رحم نمی ماند. رحم است دیگر. اصلا ماهیت رحم این است که ماندنی نیست. اصلا خاصیت رحم یعنی کسی در آن نمی ماند یا زنده یا مرده رحم سقطت میکند، بیرون می اندازدت. نگه ات نمیدارد رحم. مسئلت را پیدا کن. مشکلاتت را پیدا کن به عنوان یه آدم . اگر روی مسئله انسانیت کار کردی، این چهار تا خوب میشود. دیگر درد هم ندارد راحتی باهاشون. خیلی دنبال کیفیت هم نیستی. کیفیت داشته باشد ضرر نمیزند بهت، ازش استفاده میکنی لذت دارد. ندارم و نیستش هم ناراحت نمیشوی. دیگر غصه هم نداری وقتی نیستی دیگر. چون تو عظیمی. بزرگی. انسان عظیم برای چیزهای کوچک جیغ و داد راه نمی اندازد. ببیند پولدارها را نگاه کنید چه جوری اند. پولدارها مثلا فرض بفرمایید الان یه جای ماشینش تصادف میکند. تصادف کردی می رود درستش می کند. طرف برای، پسرش ماشین خریده. اینها که من با چشم خودم دیدم. پسر ماشینش را دزدیده بودن. همان روزهای اول. زنگ زد به بابا از این بچه لوسهای، بابا ماشینم را دزدیدند. پدر گفت: پسرم غصه نخوری. یکی دیگر برایت میخرم. فدای سرت اصلاً انگار نه انگار یه ماشین دزدیدند رفته. یکی دیگر برایت می خرم. زده یه نفر را کشته، بچه اش زده یه نفر کشته میگوید بابا جون ناراحت نشوی. پولش را میدهم. دیه اش را میدهم تو اصلا ناراحت نشو. آدم کشته. غصه نمیخورد این. آدمی که بزرگ هست میلیارد میلیارد در حسابش هست. حالا الان مثلاً می گویند نمیدونم فلان چیز آتش گرفت فلان چیز سوخت. فلان چیز. اصلا مهم نیست برایش. یکی دیگر جاش بخرید. یه دونه دیگر بخرید. آدم بزرگ غصه چیز کوچیک را نمیخورد. اگر بزرگ شدی دیگر غصه کوچیک. این چهار تا کوچیکند. مال تو نیستند. حقیرند اینها. اگر غصه خوردی رشد نمیکنی دیگر. لذا پیامبر فرمود چی؟ صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من بکاء علی الدنیا» این چهار تا دنیاست. برای اینها غصه بخوری حقیر میشوی کوچیک میشوی فشار قبر هم میاید سراغت. غصه نخور. تو اینی. تو انسانی. انسان غصه چیزهای پایینی را اصلا نمیخورد. نه با کسی رقابت دارد نه مقایسه دارد نه مسابقه دارد. داشته باشد به بهترین شیوه ازش استفاده میکند. لذت میبرد ازش. خدا را شکر میکند. نداشته باشد هم اصلا نداشته باشد راضی تره است. پیامبر فرمود: «لو تعلمون ما ذخر لکم ما هذنتم علی ما ذوی عکم» اگر میدانستید خدا برای شما چی ذخیره کرده هیچ وقت نسبت به چیزاهیی که بهتون داده نشده غصه نمیخورید. محزون نمیشدید. الان فلانی بچه دارد من ندارم. این الان صاحب خانه است ما نیستیم. اینها ماشین دارند ما نداریم. الان این نمیدونم اینجوری هست. آنی که تو نداری که تو بردی که. آنکه دارد خطرناک است. چون ممکن است این داشتن چیکارش بکند؟ غافلش بکند میشود مشغله برایش. اگر عرضه نداشته باشد داشتن همین شوهر خوب میشود جهنم. همین زن خوب میشود جهنم. همین بچه خوب میشود جهنم برایش. همین شغل همین پول همین درآمده همین کسب و کار همین شهرته همین محبوبیت همین استاد دانشگاه شدن، رئیس جمهور شدن جهنم برایش می شود. خدا رحمت کند علامه را همیشه به ما میگفت روحش شاد مرحوم علامه حسنزاده آملی، برای روح همه اولیا علما مراجع زحمت کشیدن قرن ها با شهادتشان با زحماتشان، دین را تا اینجا دست ما رساندند، به برکت آنها کشور ما استقلال پیدا کرد، به برکت آناه ما سرپا شدیم به برکت آنها ما آزادی و استقلال و عزتمان را به دست آوردیم برای روح همشون یه صلوات بلند ختم کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. فرمود که خوش به حال ما که هیچ کارهایم. خوش به حال خودمان که هیچ کاره ایم. یه کارهای بودن خطرناک است. یه کارایی بودن خطرناک است. داشتن خطرناک است اگر شما ظرفیت نداشته باشید. لذا پیغمبر میگوید که اگر می دانستید چی برایتان ذخیره شده هیچ وقت نسبت به چیزهایی که به شما ندادند به بقیه هم دادند هیچ وقت ناراحت نمیشدید. چون اگر الان ندادند، ابدیش بهشتیش منتظرت هست. این بیچاره الان دادن بهش ولی بلد نیست تربیتش بکند این بچه را.... که همین بچه فردا بشود عامل حرص و جوش و بدبختی اش. چون بلد نیست با همان بچه چیکار کند. پول بهش دادن ولی دارد حرام خوری میکند گرفتاری دارد خمسش را نمیدهد زکاتش را نمیدهد حق خانواده اش را ادا نمیکند. صله رحامش بلد نیست به همسایه هاش نمیداند چه جوری برسد. این ثروت کوفت میشود برایش، میشود جهنم. تحصیلات دارد ولی پر از غرور شده، پر از مقایسه مسابقه، دلشوره اش بیشتر است. آن موقع که دیپلم داشت راحت تر بود. الان دکترا گرفته همه اش در این دانشگاه در این میز در آن میز خودش را با بقیه مقایسه میکند. حرص و جوش می خورد. اصلا آرامش ندارد. بفهمیم کی هستیم وقتمان را بزاریم صرف چیزی که برایش آفریده شدیم. برنامهریزیهای زندگیمان برود به سمت من قراره شبیه این آقا امام رضا بشوم، شبیه آقا امام زمان بشوم شبیه مادرم فاطمه زهرا بشوم. اگر این را فهمیدید در برنامه ریزی دنیا دیگر نمیگویم اشتباه نمیکنیم. کمتر اشتباه میکنیم. من هدفم این است الان وفات میاد کرونا میاد سکته میاد سرطان میاد تصادف میاد اگر بروم شبیه آنها نباشم خیلی وحشتناک است. خیلی زشت است شبیه آدمها نباشم. فرمود: امت من به شکل ۱۰ تا حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند. کم شون آدم می آیند. قبلا گفتیم دیگر. بعضیها خوکند. آنهایی که حرام خورند. خوکها این جوریند دیگر. حرام خورند غیرت ناموسی ندارند حیا ندارند. بعضیها روباه اند؛ آنهایی که حقه بازند سر بقیه کلاه می گذارند. بعضیها گرگند؛ آنهایی که میدرند بقیه را. در خانه میروی شوهرش را میدرد، زنش را میدرد، بچههایش را میدرد، فامیلش را میدرد، خانواده همسرش را میدرد، در اجتماع هم همینطور. بعضیها میمونند؛ آنهایی که لجبازند. همه اش با خدا با خودشان با خانواده آسمانی شان لج میکنند. همه اش دائما در لجبازی هستند و حیوانهای دیگر. بعضیها هم همه حیوانات را دارند. مهم این است ما آدم متولد شویم. به شکل آدم به باطن آدم، این مهم است و برنامه ریزی هایم را باید به این شرط هماهنگ کنم.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.