حیات طیبه 18 29/11/1403
سلام علیکم و رحمت الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند.
بخش دوم دعای فقره دوم دعای ۲۰ صحیفه سجادیه موسوم به دعای مکارم الاخلاق را تقدیم میکنیم. در این دعا مکارم و بزرگواریهای اخلاقی را درخواست میکنیم. در دعای هشتم که ما الان در قم شرح می دهیم اخلاق زشت را آنجا حضرت پناه می برد به خدا از اخلاق زشت. یک فهرستی از خطرهایی که یک انسان را تهدید می کند در دعای هشتم می دهد. اینجا کرامتها هست. فهرست کرامتها و بزرگواریها و رشد ها هست. آنجا فهرست آسیبها هست. خب یه صلوات بلند به محضر مقدس آقا امام سجاد علیه السلام.
قسمت اول این بود: «واکفنی ما یشغلنی ما اهتمام به» خدایا کفایت کن من را بی نیاز بکن من را بازدار از چیزهایی که توجه به آنها من را به خودش مشغول می کند سرگرم می کند من را که یه نکتهای که لازم است تذکر بدهم این هست که پیامبر فرمود: عاقل اگر عقل داشته باشد یعنی عقلش را به کار بگیرد. دوباره این کلمه را به کار برده. پیغمبر عاقل اگر عقل داشته باشد یک چهارم وقتش را به تفریح حلال میگذراند. اگر تفریح حلال نباشد حضرت فرمود آن سه وظیفه اصلی که شما باید انجام بدهید و نمیتوانید خوب انجام بدهید. برای همین یه موقع کسی تلقی نکند از این دعا و توضیحاتی که ما دادیم؛ اینکه ما وقتی میرویم تفریح کار اضافه است. مشغله الکی هست. نه. یکی از وظایف مرد اصلی مرد مرد خانواده و بعد زن خانواده این هست که باید حتماً در خانواده برنامه تفریحی بگذارند. یک کله کار کردن یک کله جهاد کردن یک کله عبادت کردن حتی هیچ فرق ندارد، درس خواندن زیاد اینها همه خطرساز برای انسان. بنابراین قاطی نکنیم یه موقع ما میگوییم مشغله هایی که عمر تلف کن است وقت تلف کن است. تفریح به مقدار لازم واجب است که باشد. یادمان نرود تفریح به میزان واجب لازم اسا. خدا رحمت کند حضرت امام فرمود: من هیچ وقت هیچ وقت به خاطر درس تفریحم را رها نکردم. خیلی مهم است و بالعکس هیچ وقت هم به خاطر تفریح درس را رها نکردم. هر چیزی سر جای خودش. اگر انسان برنامه تفریح حلال -تفریح حلال هم برای هر کس فرق می کند. ذائقه ها مهم است سلیقه ها مهم است. فرق می کند برای همه. برای همین یک موقع قاطی نشود ما شب تا صبح فقط یا درس بخوانیم یا کارهای دنیایی بکنیم یا کار آخرتی بکنیم- تفریح یکی از عبادت های واجب است که حضرت می گوید اگر کسی انجام ندهد حتما کارهای واجبش آسیب میبینهد و بهش صدمه میزند. حتی عبادتش. حتی عبادتش کارهای خیرش هم دوام نمی آورد و انسان یه جایی نفسش شاکی میشود نفسش طغیان می کند. شما چقدر آدمهای خوب مجاهد مبارز قبل از انقلاب داشتیم بعد از انقلاب داشتیم دیدیم بعد از انقلاب اینها طغیان کرد نفسشان. برای اینکه اینها یک کله از قبل از انقلاب همینجوری بدون که رعایت تفریح بکنند، خود امام قبل از انقلاب انقلابی بوده بالاخره ولی ایشان می گوید من هیچ وقت حتی تفریحم هم به خاطر درس رها نکردم. بنابراین انسان همه جا در سخت ترین شرایط احتیاج به تفریح دارد، احتیاج به استراحت دارد. آن تفریح حلالی که خودش میپسندد. حلال باشد. هرچی که میخواهد باشد باشد. پس این یادمان نرود .ما نباید تفریح را از زندگیمان کم بکنیم. هر کس تفریح را کنار بگذارد دیگر عبادتهای دیگرش دوام نمی آورد. ممکن است عبادتها علیه خودش تمام بشود. مبارزاتش رفتنش زندان رفتنش قرآن خواندنش کارهای خوبش ممکن است علیه خودش باشد. پس نگذاریم نفس وحشی بشود. نفس احتیاج جاهایی دارد که فارغ از تمام مشغله ها فعالیت ها جهادها به چی بپردازد؟ به تفریح بپردازد. این لازم است. این را یادمان نرود. صلوات ختم بفرمایید/ فقره بعدی خیلی دقیق تر و ریاضیتر حضرت بیان کرده. دارد خیلی شفاف به ما می گوید: «استعملی به ما تسلنی غدا عنه» خدایا من را به کاری وادار کن به کاری بگیر که قرار است آخرت فردای قیامت ازش سوال بکنی. سوال یعنی چی؟ این را من توضیح بدهم. سوال یعنی درخواست. ما الان به فقیر درو ادبیات دینی میگویم چی؟ ساحل . یعنی آمده چیزی را درخواست می کند از شما. طلب می کند از شما. پس سوال در ذهن شما فارسی نیاید. ما وقتی میگویم سوال در فارسی یعنی چی؟ پرسش فقط پرسش میاید. پرسش هم طلب است درسته ولی در ذهنمان فکر میکنیم آنجا یه جایی هست مثلا یه کسی می آید پرسش و پاسخ برقرار می کند آنجا. حالا یا شفاهی یا کتبی. دیگر برایش کلی دیگر داستان درست میشود. همین دیگر آدم نمیفهمد داستان درست میشود. خدا رحمت کند مرحوم خواجه طوسی را، خب ایشان تسلط زیاد داشت بعد از اینکه مغول ها حمله کردند توانست تشیع را حفظ بکند و وادار کند پادشاه مغول را که به رشد تشیع در ایران کمک کرد .خیلی کار بزرگی مرحوم علامه و مرحوم خواجه نصیر کردند بعد این علمای اهل سنت خیلی نسبت به ایشان حسادت میکردند. مانده بودند که چه جوری ایشان را از دور خارجش کنند نابودش کنند. شاه که شیعه شد به برکت ایشان. گفتند که می دانم شیعیان اعتقاد دارند که اگر کسی بمیرد شب اول قبر سوال ازش می کند. سوالهای سخت هم. اینها. گفت یعنی چی. گفت: این علامه را با مامانت دفن کن که سوالهای مامانت را جواب بدهد. اینها می خواستند این را از دور خارجش کنند. این هم به علامه گفت اینها اینجوری میگویند. علامه گفتش که من را برای خودت نگهدار. اینها را بفرست برای مامانت. دیگر داستان این جوری خنده دار میشود. سوال آنجا نه شفاهی هست نه کتبی هست. سوال یعنی طلب نظام حقیقی ریاضی. بچه که الان از رحم مادر می آید به دنیا گفتیم فرمول یادتان نرود این فرمول همیشه کمکتان می کند رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا. خب بچه که از رحم مادر می آید سوال میشود یا نمیشود؟ مورد سوال قرار میگیرد یا نه؟ کی سوال می کند ازش؟ خود دنیا سوال می کند .سیستم دنیا جریان دنیا از بچه سوال می کند. سوال تکوینی است. سوال تشریحی نیست. نمیدونم تستی نیست آنجا. گفتاری نیست. سوال می کند. یعنی سیستم ازت می خواهد که دست آوردی یا نه! پا آوردی یا نه! گوش آوردی یا نه! چشم آوردی یا نه! برای هر کدام از اینها دنیا یه عکسالعمل نشان می دهد جوابش را همان جا بهش می دهد. یعنی اگر دستگاه تنفس نیاورده باشد یا اکسیژن باید بزند یا خفه میشود. می بینید عکس العمل را بلافاصله انجام می دهد. دست نیاورده باشد خب معلولیت دارد، گرفتاری دنیا دارد. پا نیاورده باشد همینطور. چشم نیاورده باشد سوال ازش می کنند که چشم داری یا نداری! با بدنش جواب می دهد. دقت کنید این سوال وجودی است جواب هم چیه؟ وجودی هست؛ یعنی جواب هر دوش وجودی است. ما از اینجا که می رویم آنجا، درخواست آنجا دارد. نظام برزخی از تو سوال میکند که شما چه چیزهایی را آوردید این به این معنا نیست که مثلا یه فرشته نیاید به شما چیزی هم نگوید. نه. آن را انکار نمیخواهیم بکنیم ولی ما به هر حال باید جواب بدهیم. جواب ها خیلی مهم است. اینکه باید جواب را وجودی باخودش ببرد.وجودی. به پیغمبر گفتن چرا شهید سوال قبل ندارد؟ ببین پیغمبر چی جواب می دهد؟ می گوید سوالات زیر برق شمشیر دشمن جواب داده دیگر. دیگر چه سوالی ازش بکنند. می خواستند از عقایدش سوال کنند، از دینش نمیدونم از کتابش، این همه را داشته باشد. این در جنگیدن و جانفشانی داشته همه را جواب می داده. به اینها اعتقاد دارد که دارم اینجا من برایش می جنگم. این مسخره است شهید رفته آن طرف حالا بهش بگویند حالا بگو ببینم من ربک؟ نمی دونم کتابت چی؟ می گوید برو بابا من اینها را برایش جنگیدم. من برایش جنگیدم جانم را بهش دادم. تو داری سوالی می کنی که کیه؟ همان هایی که من برایش جنگیدم. بنابراین سوال یادمان باشد چه جوریه. این را درک کنیم. ما وقتی از اینجا می رویم آنجا خب شرایط زیستی ویژه خودش دارد ولی شبیه اینجاست. یعنی خانه دارد دانشگاه دارد حوزه علمیه دارد مسافرت دارد تفریح دارد نمیدونم مهمانیهای بهشتی هست جشن هست موسیقیهای بهشتی هست نمیدونم همه چی هست آنجا دیگر فقط از اینجا بی نهایت بی نهایت از اینجا متنوع تر است. چطور دنیا چقدر نسبت به رحم مادر کامل و متنوع تراست برزخ هم نسبت به اینجا کامل تر و متنوع تر است. بی نهایت نعمت هاش خیلی زیاد است. وقتی آنجا می روی تو باید دستگاه استفاده از این را با خودت برده باشی. یعنی اگر آنجا موسیقیش مثلا اگر کسی دنیا بشنود موسیقی بهشتی را اینجا میمیرد، تحمل زیبایی موسیقی بهشت را ندارد یا تحمل زیبایی یک همسر بهشتی را. در روایت داریم اگر یه همسر بهشتی فرق نمی کند حالا چه همسران که برای خانمها از چه همسرانی که برای آقایان هست اگر- در قرآن می گوید اینها یوسف دیدن چیکار کردند؟ دستشان را بریدن. خدا میخواهد مثال بزند اینها تحمل یوسف را نداشتند. می گوید حالا همسران بهشتی اگر یه کسی در دنیا ببیند میمیرد اصلا تحمل ندارد این درجه از زیبایی را دریافت بکند یا موسیقی بهشت را یا یه عطر بهشتی را اگر ذره ای از عطر بهشت بیاید تو در این همه شما عطرهای شگفت انگیز داری در دنیا آدم مست می کند آدم. همین نرگس که انقدر زیباست بینظیر است. پیامبر فرمود اگر توانستید هر روز نتوانستید هفتهای یه بار نتوانستید ماهی یه بار نتوانستید سالی یه بار نتوانستید یک بار در عمرتان این را بوش بکنید. شما بوی نرگس را هیچ جا دیگر نمیتوانید پیدا کنید. بوی مریم کجا میتوانید پیدا بکنید. بوی عطر محمدی صلی الله علیه و آله و سلم نمیتوانید. بوی یاس. اینها بینظیرند. حالا فکر کن بوی یاس بهشتی که میلیاردها برابر از اینجا قویتر است، یک شامه میخواهد تو بتوانی آن بو را استشمام کنی، روح بزرگ میخواهد که تو بتوانی آن همسر را تحملش کنی از شدت زیبایی و لطافت یا آن غذایش را بتوانی بخوری، شرابش را بتوانی بخوری، آنجا همه چیز آزاد است الحمدالله دیگر آزاد که بتوانی آنجا استفاده بکنیم. بنابراین روح مناسب آنجا را میخواهد. این درخواست و طلب آخرت درخواست عملی است. تو باید اینجا با سبک زندگیت جواب آن را بهش بدهی. میدونی چی میگویم یعنی باید در روحت ایجادش کرده باشی پاسخها را. نه اینکه فکر کنی حفظ کنم حالا دیگر، سوالهای آنجا را حفظ بکنیم یا فلانی می آید در گوشمان می گوید. نمی دونم اینها نیست. خب دقیقا متناسب تمام سوالها در خودت است. قرآن هم همین را می گوید «اقرا کتابک» کتاب خودت را خودت بخوان «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا» خودت برای محاسبه خودت کافی ای. این یادتان باشد قیامت شب اول قبر به بعد قیامت نویسنده خودتی، کاغذی که روش نوشته میشود روح خودتی. لوح خودتی محاسبه گر خودتی، قاضی هم خودتی. «کفی بنفسک الیوم» آیه قرآن است دیگر «علیک حسیبا» خودت خودت را حساب کن. چه شکلی آمدم اینجا، خب وقتی من بد شکل آمدیم اینجا: دم دارم میمونم خوک شدم گرگ شدم روباه شدم. من بروم بگویم چی؟ من آدمم. به قول آن طرف که چقدر زشتی؟ گفت: نه خیلی هم خوشگلم. در بیمارستان عوض شدم آنجا. حالا نمی توانی حاشا بکنی. آنجا دیگر نمیتوانی عوض شدم. آنجا می گویند نه همین جوری سر پا گرگ آمده، خوک آمده، میمون آمده، همه حیوانها را با خودت آوردی. باطنت این شکلی هست. پس وقتی می گوید خدایا من را به کاری وادار کن که قراره ازش سوال بکنی. سوالات را دقت کن که سوالات آنجا چه جوریه! سوالات را باید جوابش را ازکجا ببری؟ از همینجا باید از همین جا شکلش را بگیری.
خب امام صادق علیه السلام فرمود: ۵۰ تا سوال آنجا میکنند قیامت. چون فرمود ۵۰ هزار سال است. آیه قرآن است. «کان مقداره خمسین الف سنه» سوره معارج، ۵۰ هزار سال است خب می فرماید ۵۰ هزار ساله، هر هزار سال یه ایستگاه دارید. یه سوال. طولانی است. خیلی خطرناک است. طولانی است یعنی باید درست این را انجامش بدهی که معطل نشوی آنجا. برای یک سوالش می گوید هزار سال وقت دارند. آنجا ملائکه قشنگ می نشینند. حتی عمر را نگاه کنید. مرحوم ابن فهد در عده الداعی کتاب بسیار معتبری آورده از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که قیامت برای هر روز ۲۴ صندوق می آورند باز می کنند که هر ساعتت که چیکار کردی. بعضی از صندوقها را که باز میکنند نگاه می کنند که در آن ساعت پر از گناه است. می گوید این شخص به قدری زجر میکشد و عذاب میکشد بخاطر این صندوق حسرتی که دارد که اگر زجر این را تقسیم کنند بین بهشتیان، بهشتینا دیگر لذت نمیتوانند ببرند. انقدر این حسرتش زیاد است. بعضی از صندوقها را باز می کنند، انقدر شادی می آورد که من داشتم در آن ساعت چه کار خوبی میکردم، انقدر شادی می آورد که اگر این شادی را تقسیم کنند بین جهنمیان، جهنمیان دیگر درد احساس نمی کنند. اینقدر زیاد است. پس ما اینجوری مفت نیست وقت مان را هر وقت دلمان خواست همینجوری بنشینیم تلف بکنیم. نمی دونم پای تلویزیون شبکه مجازی نمیدونم کجا کجا هر وقت دلمان خواست. این نیست. در اختیار ما نیست. وقتی می گوید سوال میکنند یعنی باید جواب خاصی بدهی. برای عمرت جواب خاصی ازت میخواهند. اگر نه که سوال معنا نداشتش که. سوال جایی میکنند ؛ الان در مدارس مگر سوال نمی کنند! جواب خاصی را می خواهند. اگر آن جواب را دادی قبولی. در دانشگاه سوال می کند ارشد دکترا فوق دکتر، هر جا بروی سوال است سوال را اگر جواب دادی هست. در باشگاه سوالاش چه جوریه؟ در باشگاه ورزشی سوالاتش چه جوریه؟ کتبی یا شفاهی؟ بله؟ هیچ کدام. می گوید بیا در گود بایست. ما ورزش رزمی که کار میکردیم جوانی هایمان که جبهه میخواستیم برویم ورزش رزمی کار میکردیم. استاد می آمد یه مشت محکم میزد به شکمت. میگفت تمرینها را نکردی. می گفت بخواب ببینم. با لگد به شکمت می زد، مشت میزد. یک موقع یه دونه لگد میزد سه متر آدم پرت میشد. آقا اگر تمرینها را کرده باشی، تا الان خوبی. ولی کسانی که تمرین نکرده بودن میفهمید تمرین نکردی. پایت را باز کن ببینم. می گفت پام باز نمیشود درد دارد. می گفت 180 را تو الان باید باز کنی، ۱۸۰ نمیتوانی باز کنی یعنی تمرین نکردی. این را می کشید بالا یک وزنه نشان می گذاشت می گفت با لگد باید این را بزنی. دست من را بزن ببینم. پایت اگر نمی رسید استاد پوستت را می کند. پس من تمرین دادم برای چی. این تمرین نه شفاهی هست نه چی؟ کتبی. تمرین وجودی است. تو باید پایت برسد به اینجا.باید قدرت بدنی ات را بیاوری بالا. بنابراین سوالهای که قیامت می کنند 50تا سوال است. هر کس لیست سوالها را خواست، فهرست سوالها را اگر کسی می فروشیم. سوالات کنکور است دیگر می فروشیم. خب کجا می گوییم سوالات را؟ شرح یک کتابی هست حالا. بگویید برایتان بیاورند یا اصلا خودتان در اینترنت جستجو کنید: رساله حقوق امام سجاد. رساله حقوق 50 تا حق را گفته. 50 تا حق می گوید 50 تا هم آنجا سوال می کنند. این را حتما مطالعه بکنید. این درسی هست به نام زندگی زیبا در اصفهان ما درس می دهیم این بحث را به نام زندگی زیبا ، شرح می دهیم رساله حقوق امام سجاد. در کانال هم هست هرکس بخواهد راحت میتواند ماه به ماه ما در اصفهان، یک دونه درس داریم آنجا، شرح رساله حقوق امام سجاد. خب ۵۰ تا سوال میکننداز شما. ولی در 50 تا از همه مهمتر چی؟ از همه مهمتر 50 تا سوال چیه؟ ارتباط تو با امام زمان خودت. یعنی کاری با اینکه آقا من با خدا خیلی خوب بودم، حافظ قرآن بودم، نماز می خواندم، نماز شب میخواندم. پیغمبر فلان. قرآن می خوانم، حافظ قرآن بودم. آقا رابطه ات با خلیفه الله که نماینده خداست، حجت خدا روی زمین است چه جوری بوده؟ کلمه حجت را دقت کنید. زیارت امام رضا می روید چند بار می گویید حجت، خلیفه. حجت یعنی چی؟ یعنی من مگر رب شما نیستم که شما باید در باشگاه من ثبت نام بکنید، درس بخوانید شبیه من بشوید. حالا شما روی زمین احتیاج به چی دارید؟ الگوی عملی دارید دیگر. الگوی عملی از من، نمونه من، خلیفه من این شخص است. بهش میگویند امام رضا، بهش میگویند امام زمان. این شخص الان آواره است بین شما. شما باختید همه تان. جوابی ندارید قیامت بدهید. اگر امام زمان که حالا آواره است، طردشده است، روز قیامت که خیلی ها زمان امام رضا بودند باید جواب بدهند. آنهایی که زمان امام حسین بودند، باید جواب بدهند. ما هم که زمان امام زمانیم، امام زمانی که آوارده، طردشده، تنها و یگانه است، باید قیامت جواب بدهیم. می گوید زمانی که تو زنده بودی این آقای حجت خدا آواره بوده. طردشده بوده تنها بوده پس تو چیکار میکردی؟ این مهمترین سوال آخرت است. اگر تو رابطه تنظیم بشود خوب دقت کنید با امام زمان با همه چی تنظیم میشود. اما اگر رابطه ات با امام زمان تنظیم نشده باشد تو همه چیزت هیچ کدام سر جاش نیست. هیچ چیز دیگر سر جاش نیست. هیچ رشد حقیقی نداری. مسئله اساسی الان این است که هر کس بگوید من الان نسبت به این آقایی که آواره است، طردشده است تنها و یگانه است دارم وظیفه ام را انجام میدهم برای برطرف شدن موانع ظهورش یا نه ؟ این را من در همین سالن برایتان مفصل توضیح دادم دیگر که حالا بیشتر برایتان توضیح ندهم. شما محال است در تعریف انسان مثل آب که میگویم آب ذاتش چیه؟ دوتا هیدروژن یک چی؟ اکسیژن. انسان دقت کنید بخش پنجم. بخش پنجم در ذاتش برای رشدش، مربی نهفته شده.همانطور که در این چهارتا ما مربی داریم. بدون مربی شما هیچ کمالی نمی توانید کسب کنید. در ذات بخش پنجم مربی ات امام زمان است، خلیفه الله است. بنابراین تو اصلا نمیتوانی حیات انسانی بدون خلیفة الله داشته باشی. این فکر می کند: به من چه ، هر وقت امام زمان خواست خدا خواست می آیید دیگر. من دنبال کار و زندگی خودم بروم. اگر این حس به تو دست داد ساقط میشوی اصلا. تو باید زندگی موثر و مرتبط با امام زمان داشته باشی. این مهم است یعنی بگویی آقا من روز قیامت جواب میدهم بخش مالی برای امام زمان درگیر بوده وقتم درگیر بوده آبروم درگیر بوده، تخصص و علمی که در دنیا درسش را خواندم در دانشگاه یا حوزه هزینه کردم برای امام زمان یعنی بخش عقلانی خودم بخش عشق و دلمم هم درگیر امام زمان است به عنوان فرزندش و شاگردش، هم امام ماست هم بابای ماست. درگیر بودم از نظر عاطفی باهاش یعنی بیخیال نبودم. عاق امامم نبودم عاق پدرم نبودم . الان شما کسی پدر ومادرش را، فرمود کافر هم باشد شما حق قطع ارتباط با پدر ومادرت نداری حتی اگر پدرو مادر کافر باشند یا رحم تو اگر کافر هم باشند حق قطع ارتباط ندارید. باید ارتباطت را حفظ بکنی. به شرطی که به گناه وادارت نکند البته. اگر به گناه وادارت نمی کند باید ارتباط داشته باشی ولو کافر هم که باشند. رحمت هستند. تو باید ارتباط بگیری راجع به پدر مادر زمینی می فرماید چی؟ می فرماید اگر کسی قطع ارتباط کند با رحم زمینی فرمود بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه میرسد. تو بوی بهشت را استشمام نمی کند هیچکس اگر کسی که صله ارحام نکرده باشد قاطع رحم بوی بهشت است نمی کند. حالا کسی الان میرود آن طرف هیچ ارتباطی با امامش نداشته، ببینید ما اینجا چهار تا حیات داریم. دقت کنید . حیات چی؟ جمادی حیات چی؟ گیاهی حیات حیوانی و حیات عقلی علمی. حیات انسانی به چیه؟ حیات انسانی یک حیات ویژه است. در قرآن بهش میگویند حیات طیبه یعنی آنجایی که انسان به عنوان انسان زنده است. دارد زندگی انسانی می کند یعنی با امامش با خانواده آسمانیش دارد زندگی می کند. ولی تو الان با خانواده آسمانی نیستی، حیات انسانی نداری. حیات انسانی نداری اصلا. تو داری با خانواده زمینی ات زندگی میکنی، خب یه بخش حیوانی است یا نهایتاً داری می روی دانشگاه درس میخوانی که این هم یک حیات علمی ات یک حیات فرشته ای است. به عنوان انسان، به عنوان انسان تو حیات انسانی نداری. چرا؟ اصلا در باشگاه ثبت نام نکردی با مربی ات رفت و آمد نداری اصلا، با خانواده آسمانی ات رفت و آمد نداری. الان ارتباط ما در روز با اهل بیت چقدره؟ با مادرمان فاطمه زهرا با بابامون پیغمبر امیرالمومنین حضرت مجتبی سیدالشهدا چقدر ما با اینها الان ارتباط شخصی داریم؟ شخصی می دانی یعنی چی؟ شخصی یعنی تا رفتی آنجا، اسم کوچکت را صدا می کنند. مثلا می گویند این فاطمه است این مثلا محمد است. یعنی در رابطه ات بشناسدت قشنگ. هیچی تو ارتباط با خانواده آسمانی. یعنی چی؟ امام بابای ماستم ما باید به صله ارحام داشته باشیم امام کجای زندگی ماست. ما همه اش نق و غر و گریه و بیتابی داریم برای بخشهای پایینی ولی از اینکه ارتباطمان با خانواده آسمانی مان قطع است گریه نمیکنیم ناراحت هم نیستیم. اگر قطع رحم هستیم و یک فاجعه دارد انتظار ماست، ناراحت نیستیم. اگر می خواهی مشکلات این چهار تا بخش تمام بشود دقت کنید دستم را، اگر می خواهید مشکلات این چهار تا بخش تمام بشود، اول باید مسئله ات را از آن بالا حل بکنی. یعنی اول باید بیفتی در خدمت زیر چادر بروی حالا آنجا همه چیز. زیر چادر امام زمان همه چیزت را حل می کند. اما ما اصلا در چادر نیستیم. ما اصلا در لشکر حضرت زهرا لشکر امیرالمومنین لشکر امام حسن امام حسین نیستیم. اصلا در لشکر نیستیم. وقتی نیستی خب حیات انسان نداری. ببینید قرآن چقدر قشنگ می گوید «یاایها الذین آمنوا» آمنوا چه کسانی را دارد می گوید؟ اینها را دارد میگوید. کسانی که مومن هستند. دکتر و مهندسها را نمی گوید. رئیس جمهورها را نمی گوید. چه کسانی را می گوید؟ آنی که مومن است. انسان است برای همین هم مستحب است تا گفتند «یاایها الذین امنوا» بگویی چی؟ لبیک. بگویی لبیک. « یا ایها الذین آمنوا استجیبو لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم» اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که دعوت میکند شما را به چیزی که آن چیز به شما حیات می دهد. ببینید حرف خیلی تکان دهنده است و خیلی هم جذاب است. می گوید اجابت کنید تا به آن حیاتی برسید. آنهایی که اجابت نمی کنند حیات دارند ولی حیات چی دارند؟ بگویید حیات علمی، حیات چی؟ حیوانی، گیاهی، جمادی. حیات انسانی کجاست؟ می گوید آن فقط در باشگاه بهت میدهند. حیات علمی را انسانی در باشگاه ثبت نام کن زندگیش را شروع کن. خب حیاتش را ما هم داریم. الان خیلی از ماها باشگاه نمیریم. پس حیات چی نداریم؟ حتی ورزشی داریم یا نداریم؟ نه. حیات ورزشی را چه کسانی دارند؟ آنهایی که باشگاه می روند. خیلی از ماها ممکن است حیات هنری نداشته باشیم. پس ما حیات هنری نداریم الان. یعنی مزه کار هنری را نمی خواهیم بچشیم الان. نچشیدیم. مهم هم نیست الان برایمان. خیلی خب. حیات انسانی خودش آیین و قانون و شرایط و دین و فرمولهای خودش را دارد. بنابراین می گوید باید اجابت کنید کی را؟ آنی که مسئول حیات ابدی شماست. حیات انسانی شماست .کی؟ اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات می دهد «لما یحییکم» حیات می دهد. یعنی وقتی تو اهل اجابت معصوم و خدا نیستی اصلا حیات نداری باطن انسانی نداری. قطعاً کسی که اهل دین نیست حیوان محشور میشود. اینکه پیغمبر می گوید از امت من به شکل خوک می آیند به شکل میمون می آیند به شکل روباه می آیند به شکل گرگ میا آیند. چون این حیات انسانی و اجابت ندارد. پای درس مربی الان نیست. الان جای مربی نداردکه بهش بگوید این کار را بکن. بگوید چشم. حیات انسانی ندارد خب. دستورالعمل در زندگیش نیست فرمول در زندگیش نیست. قاعده ندارد. خب وقتی ندارد حیات هم ندارد. بنابراین دقت کنید در ذات ریاضی، ریاضی در ذات انسان معصوم خوابیده . ارتباط با متخصص معصوم ذات حیات توست. تو وقتی که الان امامت زنده است نه در باشگاهش هستی نه مرتبط با او هستی نه دلت تنگ میشود برایش نه گریه ات می گیرد برایش، نه رفت و آمد می کنی، نه هیچی. هیچی نداری خب حیات انسانی نداری دیگر. اینکه زور نیست. قرآن می فرماید مهمترین سوال چیه؟ در قیامت؟ «یوم ندعو کل اناس بامامهم» ما هر گروهی را روز قیامت با امام شان محشور می کنیم. سوال مهم روز قیامت است. هر گروهی را با امامش دعوت می کنیم. امام کیست؟ امام کسی است که که تو آرزوت این بوده زندگیت مثل آن بشود. شبیه به آن بشوی. الان در زندگی تو دوست داری مثلا چه شکلی باشی؟ از نظر بخشهای جمادی گیاهی حیوانی علمی دوست داری شبیه کی بشوی. هر کس می آید به ذهنت آن الگوی عملی و امام تو می شود. هر کس که می آید. قیمتت هم همان است لیاقتت هم همان است. همین. الان بچه ات رامی خواهی چه جوری تربیت بکنی. هر چی می خواهی تربیت کنی بچه ات را به هر هدفی، نشان می دهد سبک زندگی تو. الان بعضی ها که می خواهند اسم بچه شان را بگذارند حتی عارشان می آید اسم بچه هایشان را از اسم آدهما انتخاب کنند، آدمها. دستم را نگاه کنید، انسانها انتخاب کنند.عارشان می آید اسم بچه شان رااز انسانها انتخاب کنند. خب این نشان می دهد این قلب دوست ندارد آن سبک زندگی. میگردد اسمهای جمادی اسمهای گیاهی اسمهای حیوانی انتخاب می کند برای بچه اش یا اصلا اسم های که هیچ مفهوم خاصی هم ندارند. هیچ مفهوم خاصی ندارند اصلا. خب این اصلا از اسم گذاری بچه اش تنفر دارد میبارد که دوست ندارد آن سبک زندگی را. این بچه ای که آدم است، بچه ای که امام زمان است، بچه فاطمه زهراست، بچه اهل بیت است، حقش این است که اسمش متناسب خانواده اش باشد. به لیاقتش باشد ما ازش این حق را میگیریم. از اسمش شروع میشود تا تربیتش. پس ببینید سوال های روز قیامت یا حالا از همسایه سوال میکنند، در مورد پدر ومادر سوال میکنند، در مورد همسر سوال میکنند، در مورد فرزند سوال میکنند، در مورد قرآن سوال می کنند، در مورد نمیدونم حق الناس الی ماشاالله سوال میکند. در مورد اعضای بدن سوال می کند که اینها چه جوری مصرف میکردی. اینها همه سوالهاست. اما هیچ کدام مهمتر از این، در مورد قرآن سوال میکنند ولی هیچ کدام مهمتر از این نیست که بهت بگویند تو در زمان تو با امام زمان تو چه رفت و آمد و پیوندی داشتی! انتخابات: الان همسر میخواهی انتخاب کنی. اگر امام زمان وسط انتخابت نباشد، یک کسی را انتخاب می کنی که اصلا این تو را از همه چی میندازد. رشته میخواهی انتخاب کنی شغل میخواهی انتخاب کنی دوست میخواهی انتخاب کنی باید مواظب باشی بدون اذن بابات و بدون اذن امامت انتخابی نکنی. اگر یه انتخاب هوسانه بکنی که تو را از خانواده آسمانی ات جدا می کند وحشتناک است. مثل انتخاب محل زندگی. پیامبر فرمود: هرکس دوست دارد خارج از مملکت دینی خودش زندگی بکند مشرک است. او اصلا دین ندارد. مگر میشود آدم جایی که خانواده آسمانی اش هستند و میتواند ارتباط با خانواده آسمانیش داشته باشد، رفت و آمد داشته باشد، شما خانواده زمینی ات هم ول کنی، برو مکه و مدینه هم زندگی بکنی، جهنم می روی. الان خانواده زمینی ات را ول کن بگو می خواهم بروم نجف زندگی کنم. خدا جهنم می بردت. رحم خودت را ول کردی، رفتی کجا، نجف زندگی می کنی، رفتی کربلا زندگی می کنی، تو نمی توانی رحم زمینی ات را رها کنی همین جوری، بروم خارج نمی دونم شما باشید اینجا من دوسال بروم خارج بیام. نمی دونم از این حرفهای این جوری. چه برسد خانواد آسمانی ات را رها کنی. مملکت آسمانی مملکت دینی ات را رها بکنی بگویی دوست دارم بروم خارج زندگی کنم، بچه هایم بفرستم خارج. داری جنایت میکنی. چه برای بچه ات چه برای بچه ات. یه موقع هست یک اولویت ضرورت است که دست تو و بچه ات نیست. این مثلا درس خوانده حالا بهش گفتند بیا برو یه فرصت شغل تحصیلی ۶ ماه یه جایی برو. عیبی ندارد. برو یک چیزی تحصیل کن تخصصی بگیر بیا. بحث دیگری است یا آموزش نظامی است یا آموزش علمی هست میرود برای ماموریتش برای مملکتش برگردد. آن فرق می کند. ولی نه، برویم آنجا زندگی کنیم. این خودش ساقط می کند. چون آنجا ببینید حیات جمادی ممکن است باشد، حیات گیاهی حیات حیوانی یا حیات علمی، حیات انسانی اصلا ابزارش نیست در آن خارج از کشور. تو اصلا رحم انسانی نداری. تو ریو ریل داری زندگی میکنی که مشرکین و کفار برایت چیدند و تو همانجا زندگی می کنی. از فردا می گویند دختر و پسرها اختلال داشته باشند، حجاب هم ممنوع است. قانون 2030 هم آنجا حاکم است. بچهها باید با هم از کلاس اول راهنمایی رابطه جنسی برقرار کنند. دیدید این خانم آمریکایی گفت: من وقتی بچه ام این سوالها را کرد فهمیدم دیگر -من ۱۷ ساله در آمریکا هستم. وقتی بچه ام این سوال را از من کرد فهمیدیم دیگر جای من نیست. بچه هایم برداشتم آوردم ایران. بچه ام را از دست میدهم. آنجا ریل گذاریها یک جوری هست که تو اصلا نمیتوانی حیات انسانی ات را حفظ کنی. برای چی این مملکت را انتخاب کردی؟ پس سوال های زیادی آنجا. الان کاری ندارم. قرآن. الاند ازت سوال میکنن که رابطه ات با قرآن چه جوری بوده؟ می گوید من 5 تا زبان بلدم ولی عربی حالیم نیست، قرآن نمی فهمم. تا به حال حتی یک بار هم ترجمه اش را نخواندم. یعنی تسلطی ندارم روی کتابی که خدا برای من و به عشق من فرستاده، کتابی که غذای من است، راهنمایی تخصصی من است، راهنمای ریاضی من است، من اصلا نمیدونم این کتاب چی نوشته. فرمولهایش را بلد نیستم. در احکام در اخلاق در اعتقادات در زن داری در شوهرداری در بچه در روابط سیاسی اجتماعی هیچی اش را من نمیدونم. خب این آدم کور هست دیگر. می گوید من قدرهایش رابرایت فرستادم. «هدی للناس» برای مردم فرستادم. من هیچی. برای همین آقا فرمود: واجب است هر مسلمانی هر روز ۵۰ آیه بخواند. حالا حداقل روخوانی ولی من عرضم این هست که ما بفهمیم چی می خوانیم. بخواند یعنی بفهمد. حالا لازم نیست همین 50 آیه را روخوانی اش بخواند دو آیه اش را من بفهمم. همین یه تفسیر، از این تفسیر کوچولوها هست، بردارید که مثلا دوتا آیه اش میشود ده دقیقه. شاید کمتر. ده دقیقه مگر چیه؟ تو در این صفحه های مجازی صفحه ساعت ها وقتت را تلف میکنی، ما ساعتها داریم تلف می کنیم. در خیابان در صف نان در صف گوشت، صف چلو کباب صف رستوران ساعتها تلف می کنیم. بعد می گوید من وقت نداشتم به اینها برسم. اصلا وقت نکردم دعایم را بخوانم، وقت نکردم ذکرهایم را بگویم، وقت نکردم حرزهایم را بخوانم، وقت نکردم. این دروغ است دیگر. معلوم است دروغ محض است. صددرصد دروغ است. باید این آیه را بخوانی 50 تا را، دوتایش را شاید، این دوتاش را معنی اش را می خوانم تفسیر چی می گوید. همین جوری که تو هی بخوانی بعد از یه مدت می بینی که تسلط کامل پیدا کردی روی محتوای کتاب الله. تسلط داری. خیلی آسان، ده دقیقه ده دقیقه ده دقیقه در روز می بینی تو یه عالم به قرآن شدی. ما از خودمان به خودمان داریم دروغ میگوییم. لذا حضرت می گوید: «واستعملنی» خدایا تو خودت به من کمک کن من برنامهریزیم درست باشد. به کاری من را وادار کن –باز هم از خدا کمک می خواهیم- خدایا به یک کاری من را وادار کن که قراره ازم سوال بکنی و مهمترین سوال، سوال چیه؟ سوال انسانی هست؛ یعنی امام زمانت. امام زمانت. چرا؟ از مباحث انسان شناسی استفاده کنیم. جوابش را بگوییم بهتون. در مبانی انسان شناسی مهمترین، علت خلقت ما چی بود؟ اصلا علت اصلی خلقت ما چی بود> ما آفریده شدیم برای چی؟ برای تشبه به مربی مان. می گوید من ربتان هستم. این دین را فرستادم گوش کنید به حرفهام شبیه خودم میشوید. این غایت شماست. این نیاز ذاتی توست که تو میخواهی بی نهایت بشوی شبیه من. چون روح تو با روح گیاهان فرق می کند. با روح حیوانات فرق دارد. با فرشته ها هم فرق دارد. روح تو از جنس من است. «نفخت فیه من روحی». چون روح تو از جنس من است، تو اصلا با غیر شبیه شدن به من آرام نمیشوی. تو اصلا با غیر بی نهایت شدن آرام نمیشوی. تو اصلا مربییت بی نهایت است. خدا رحمت کند امام را، فرمود: دین تو بی نهایت است، دین اسلام دین خدا بینهایت است، خدا بینهایت است. پیامبرش بی نهایت است، کتابش بی نهایت است، تربیتش هم بی نهایت است. شما را آفریدم برای بینهایت شدن. من شبیه این شخص که اسمش الله باید بشوم. خب گفتیم الله مهمترین خصوصیتش چی بود؟ رحمان و رحیم. این دوتا. بنابراین تو اگر رحمان باشی،-می خواهم بروم روی سوال- اگر رحمان باشی، یعنی باید هشت میلیارد آدم را مثل خودت دوست داشته باشی. اگر این نیستی، رحمان نیستی. اگر نه غزه نه لبنان، اینکه یک آدم وحشی بی دین هسی. تو اگر بگویی هشت میلیارد را دوست داشته باشی تازه میشوی آدم، میشوی رحمان. شبیه مربی ات می شوی. رحمان یعنی رحمتش چیه؟ همه موجودات حتی کسانی که از دنیا رفتند هم شما باید رحمت داشته باشید. برای همین دعای ماه رمضان چی میگویی؟ «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یعنی تو باید حواست به آن طرف هم باشد رحمتت. دلت بسوزد برای همه کسانی که از دنیا رفتند. برای شادیشان دعا کنی. از خدا بخواهی خدایا همه آنها را شاد کن. شادی می خواهی برایشان و باید عرضه داشته باشی شادشان کنی. این شادی باید تو عرضه داشته باشی که تولید کنی که شاد بشوند. خب رحمانیت یعنی وقتی هشت میلیارد آدم را دوست داری، نمیتوانی نسبت به نجات اینها -چون نجاتشان به چیه؟ به اینکه بفهمند آدم اند، بفهمند بچههای اهل بیتند. بفهمند انسان اند. اینها دارند آک آک می میرند. ببینید الان در مشهد اعلام کنند مثلا ده هزار تا گوسفند مرد. همه غصه میخورند یا نه ؟ سهمیه گوشت مشهد مثلا اینقدر دام بوده، وارد کردند در مشهد یا مشهد خود مشهدیها پرورش دادند اما مثلا صدهزار تا گوسفند مرد. آدم افسوس می خورد، ناراحت میشود. نمی دونم یک میلیون ماهی تلف شدند. آقا گوسفند و ماهی نیست. ۸ میلیارد آدم اند. ۸ میلیارد آدم که بچههای فاطمه زهرا هستند، بچههای امام زمان هستند، با خانواده آسمانی شان دورند. ببینید مردی که اوج رحمانیت و رحیمیت دارد، آیت الله بهجت، چی فرمود؟ فرمود: من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا میکنم. آنها هم بچه های زهرا بچه های امام حسین هستند ولی بندگان زبون بسته، بیچاره ها هیچ کس نرفته به اینها بگوید و یاد بدهد. روز قیامت امثال من باید جواب بدهند که شما چرا نرفتید اینها را یاد بدهید به اینها، حقایق را بگویید. خدا رحمت کند یکی از علما میگفت: من در منا حال روحیم یه دفعه به هم خورد اصلا قرار نداشتم . همین جوری در این بی قراری، بلند شدم در این سرگردان وسط این چادرها میرفتم. گفت: دم یه چادر یه یک دفعه قلبم آرامش پیدا کرد که بروم در این چادر. گفت: در را باز کردم دیدم آقا امام زمان نشسته. دارد با پاکستانی ها اردو حرف می زند، با آلمانی ها آلمانی حرف میزند، با انگلیسی ها انگلیسی بهشون یاد می دهد بعد با عصبانیت امام زمان گفتش که چرا نمی روید زبان یاد بگیرید که بیاید به این بیچاره ها دینشان را یاد بدهید. خب اگر می خواهی زبان یاد بگیری، زبان را هدفدار یاد بگیری. اول خودت طبیب شو بعد برو به اینها یاد بده. این هم خیلی ارزش دارد. ما الان موسسه خودمان ۲۵ زبان دنیا محصول تولید میکنیم. خب بله همه هم داریم از زبان دان استفاده می کنیم. زبان دانهای البته بومی آن زبان استفاده می کنیم. حالا ایرانی هایشان را هم یک جور دیگری کمک می کنند. رحمانیت یعنی ۸ میلیارد بچه امام زمان الان دارند تلف میشوند. رحمانیت یعنی دلت برایشان بسوزد، کار کن برایشان، سرمایه گذاری کن، می توانی پول خرج کنی بیا پول خرج کن یا من پول خرج می کنم تو برو برای اینها چهارتا کتاب برایشان ترجمه کن، چهار تا سایت برایشان بزن، یا چهارتا کانال برای اینها بزن. اینها را من تامین میکنم. وقت داری وقت بگذار. آبرو داری آبرویت را هزینه کن. علم داری از علمت استفاده کن. عشقت هم یعنی رحمانیتت را بریز سرش. رحیمیت چی؟ چطور وصل میشود به امام زمان؟ پس رحمانیت یعنی تو برای نجات ۸ میلیارد فرزند امام زمان و برطرف کردن موانع ظهورش تلاش می کنی که اینها به امامشان برسند. رحمانیت. رحیمیت چیه؟ رحیمیت یعنی تو بفهمی که امام زمان رحم توست. بابای توست. اهل بیت رحم تو هستند. رحم یعنی آنی که تو از توش بیرون آمدی. زاییده شدی. ما الان جنسمان چیه؟ جنسمان گاو و خر است. سگ است. نمیدونم گیاه است. نه. خدا می گوید: «نفخت فیه من روحی» این روح من را میکشاند به مقام خلیفه اللهی. پس من از کجا دمیده شدم؟ از روح خلیفه الله. پس از این روح آفریده شدم. این شخص مادر من است. حضرت زهرا. امیرالمومنین پدر من است. من مال اینجا هستم. من مال مشهد نیستم که. من مال ایران نیستم که، من مال ترکیه و آلمان نیستم. اینها مال بدنمان هست. ما وطنمان اهل بیت است. رحم مان اهل بیت است. باید با خانواده ات صله ارحام داشته باشی. مهمترین کسی که باید دوستش داشته باشی در رحیمیت کیه؟ بابات و امامت. مگر میشود ما نسبت به آدمهای دیگر رابطه عاشقانه خصوصی برقرار کنیم، با زنمان با بچه مان با خانواده زمینی مان فک و فامیل مان ولی امام زمان در عشق ما نباشد، در روابط عاشقانه ما نباشد، بعد هم هی برویم غصه های عشق های زمینی را بخوریم، حقارت های عشقهای زمینی را بکشیم. آره فلانی من را طلاق داد، نمیدونم هیچ کس من را دوست ندارد، نمیدونم زنم به من محل نمیگذارد، پدرزنم اینجوری کرد. همه اش حقارت، غصه، کینه مال عشقهای حیوانی. خب تو حقت هست وقتی عشقهای برتر را رد میکنی، میافتی به گدایی عاطفی به التماس میفتی، می افتی به حقارت سیریش شدن، التماس کردن از بچه از شوهر از زن از مادر از پدر از نمیدونم از همه. بابا حضرت می گوید من به تو یک عشقی می دهم که هیچ نیازی به هیچ عشقی نداشته باشی. بتوانی هشت میلیارد آدم را سیر کنی از عشقت. بتوانی دوستشان داشته باشی. بهشون بدهی اما گدای کسی هم نباشی. بعد می گوید من حوصله ام سر می رود، الان تنهایم، اینها. خب تنهایی، خانواده آسمانی ات مگر مردند که تو رفت و آمد بکنی با آنها. نمی فهمد. هر چی بگویی نمی فهمد. هر چی می گویی نمی فهمد. اصلا عرضه ندارد در خلوتش بسازد خلوتش را. بگوید آخش من الان یک ماه زنم نیست، یک ماه شوهرم نیست. خدا برای همین می آید وسط. ماه رمضان. در ماه رمضان خدا می گوید این چهارتا را کنار بگذار. یک ماه بیا با ما باش، با اصل و نسب خودت زندگی کن. ماه رمضان اصلاً ماه عسل بین تو و الله است. ماه عسل بین تو و خانواده آسمانیت . ولی ما چون خانم و آقا هستیم بدمان میاد از این عسلها. چون خودمان را زن و مرد میدونیم اصلا، وای این همه وسط کار و زندگی ماه رمضان هم آمده، اه اه اه اه، اصلا خورده نوروزمان را هم خراب کرده یعنی عزای یک عید جمادی و حیوانی را گرفته بعد ماه عسل که خدا گذاشته وسط این عید بدش می آید. حالا عید که چیزی نیست یکی میگفتش اگر ماه رمضان بیفتد در محرم چی کار کنیم؟ هم باید سینه بزنیم هم باید روزه بگیریم. بابا من اصلا می گویم این را خلوت کن، این را خالیش کن، بیا خودت یه ماه با هم صفا کنیم. بفهم آدمی تو. بفهم انسانی. هر چی می گویند دوباره مثل کش، دوباره برمی گردد سر آن بعد حیوانی اش. هر چی، خدا زور میزند یه ماه این را بیاوردش سر عقل بنشاند، بگوید تو آدمی، امروزت را تمرین کن بیا با ما باش. این افطار انتقام میگیرد از خدا. سر افطار، می گویدبابا من می خواستم این سلطنت بخش شکمی ات ازت گرفته بشود. دیگر سر افطار باج نده به شکمت. تسطتت را، حالا که آوردم 17 ساعت مسلطتت کردم، دیگر نگذار آن سوار بشود. مگر می شود؟ عقده همچین. می گوید من سفره. برای همین سفره های ماه رمضان سفره های عقدهای است. یعنی انتقام گرفتن از خدا . سفره ماه رمضان 50 رقم در آن غذاست. برای اینکه شخص می خواهد از خدا انتقام بگیرد. نمی گوید من الان با این چای شیرین و پنیر سیر می شوم. واقعا هم جالبه، همه اول چای شیرین و پنیر هم میخورند. از بس لذت دارد. با همان هم می تواند تمام کند کار را، ولی می بینی نه، عقده ها نمی گذارد. نه، چای شیرین می خورم، پنیر هم می خورم، سوپمم میخورم، آشمم میخورم زولبیاهم میخورم، حلوام میخورم خرما هم میخورم تازه غذا بعدش. یعنی یه جوری میخورم که اگر افطار ازم پرسیده چی خوردی؟ بگویم: آن. اینها. بلد باشی. دهنم پر کردم میتوانم زمان.. تازه افطار آروق سحر میزنم. تازه افطار آروق سحر می زنم. این چه مسخره بازی هست. بعد هم همه روزشماری می کنند که کی می شود . آخی الان دو روزش گذشت. کو تا ۲۸ روز دیگر. خدا کند ۲۹ روز باشد. دیدید مثل کسی که ماه عسل رفته با یک کسی، بعد مثلا به زن می گوید مثلا کی تمام می شود؟ یا زن می گوید: اه، حوصله ندارم. کی این ماه عسل تمام می شود برویم دنبال کارمان. اصلاطرف حالش به هم میخورد ، اصلا متنفر می شود تو این حرف را بهش بزنی. بعد دیگر حالا رسیده به دهم. آخی ده روزش گذشت. سرازیری است الحمدلله. افتادیم به سرازیری بعد 10،9، 8، انگار موشک می خواهد هوا کند. 10،9،8،7، 6،5،4،3،2،1 ، روز آخر دعواست که ماه دیدند یا نه! یعنی همه دارند تلاش می کنند که این ماه را پیدایش کنند. دیدید! همه. خدا کند ماه را ببینند. بعد یک دفعه اعلام می شود ماه ندیدند. اه. یک روز دیگر باید خدا را تحمل کنیم. خیلی وحشتناک است. امام سجاد می فرماید: کسی که از رفتن ماه رمضان خوشحال است مجرم است. این اصلا آدم زندگی نکرده که خوشش نمیاد با خدا باشد. از نماز فرار می کند، از اذان میزند اقامه را میزند، تعقیبات را می زند، قنوت را می زند، این چی شد بعد وقتی می خواهد بیاید در رابطه های مثلا اقتصادی یا رابطههای گیاهی، می بینی برای یک قورمه سبزی چقدر وقت میگذارد، برای یک فسنجان برای سفره اصلا ناراحت نیست انقدر وقت گذاشته برای این. با آدابش. تازه مگر ول می کند. بابا آن برنج ایرانی خودش یه غذای کامل و خوشمزه است، شما می آیی یک خورشت میزنی وسط غذا، مزه غذای برنج ایرانی از بین رفته. برنج ایرانی گران میخرهدبعد خورش میزند وسطش، حالا خورشت زدی. سالاد. سالادی که سرطان زاست. اصلا شما نمیتوانی چیزهای خام را با غذای پخته بخوری. در تلویزیون هم هی رسم می کنند که سالاد سالاد سالاد سس، سس، سس. اصلا سالادت را می آوری وسط غذا می خوری، تو اصلا نمی توانی از این چیزها بخوری. می خوری سم می شود یا بعد از غذا که تازه میوه خیلی وحشتناک است. این همه سرطان، نازایی، گرفتاری ها بیماریها مال این است که غذایمان درست نیست. تو وسط غذای پخته اگربخواهی سالاد بخوری یه ساعت قبل از غذا. در غذا سالاد یعنی چی. چیز خام یعنی چی با غذای پخته. چرا، غذایت خام است عیبی ندارد بخور یا میوه ای که باید یک ساعت قبل از غذا خورده شده باشد می گذارد بعد از غذا. مهمانی ها را دیددی که بعد از غذا چی می آورند؟ میوه. گران، اسراف. کوفت هم بدهی همه می خورند. یعنی مریض میشود این بنده خدا. خودت هم مریض میشوی. حالا در ماه رمضان که اصلا همه چی قاطی است دیگر. همه چی. درد و درمان و کوفت و همه را می چینیم سر سفره. این چیه آخه. تو نفهمی کی هستی هیچی سرت نمیشود یعنی نمیفهمی اصلا داستان چیه. حالا در همین ماه عسل می بینی دعاها همه پیوند توست با امام زمان، ارتباط و اتصال توست با امام زمانت. رحیمی، وقت بگذار بابا با خانواده آسمانی ات رفت و آمد کن، عشق اینها را داشته باش.
اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد
برای همین ما وقتی می چسبیم به عشق های زمینی، دلهایمان پر از کینه، نفرت از دلخوریهای همدیگر، طلاق نمیدونم همه اش برای اینکه ما اصلا از آن طرف سیر نمیشویم. اگر سیر بشویم اصلا امکان ندارد از کسی کینه بگیری. اگر سیر بشوی از خانواده آسمانی ات، یعنی تو رحمان و رحیمی دیگر. وقتی رحمان و رحیم هستی دیگر دعوا چیه طلاق چیه. حال همدیگر را گرفتن چیه، رقابت زن و شوهر چیه، اذیت کردن همسر و خانواده همسر معنا ندارد. چون خلاف رحمانیت است. خلاف انسانیت است. تو دیگر شبیه خدا نمیشوی. بنابراین اگر این سوال ما حواسمان بهش باشد سوال های روز قیامت، برای همه اش ما باید برنامه ریزی داشته باشیم، برای قرآن، ایستگاه نماز، ایستگاه روزه ایستگاه حج. یک کسی مستطیع شده باشد نرفته، بمیره یهودی مرده. دیگر مسلمان نمرده. الان خیلی اصلا راحت میتوانند بروند فیش آزاد بخرند و بروند. نمیرود. یا نوبتش شده اصلاً از قبل نوشته نوبتش شده نمیخواهد برود حج. حضرت میگوید کسی بدون حج از دنیا برود یهودی از دنیا رفته. مسلمان از دنیا نرفته. پدر، خان پدر، خان مادر، خان همسر اینها همه اش خان های آخرت هست. حضرت می گوید: خدایا وقت من را در چیزی بگذار که قراره هست سوال بکنی ازم. اگر من پایم را آنجا بگذارم سوال بکنند اصلا برام مهم نبوده بابا و ننه ام. زن و بچه ام برایم مهم نبوده، رحم مهم نبوده فامیل برایم. قرآن که اصلاً باهاش ارتباطی نداشتم که. اینها یک دونه اش یقه ات را بگیرند کارت تمام است. تو باید ۵۰ تا سوالت را جواب بدهی. وقتت را بگذار برای اینها. هی میگویی بی حوصله ام وقت ندارم. الان عقده این را دارم که چرا مثلا من ارشد نخواندم. بابا حالا ارشدتم میخوانی ولی اگر این را الان بلد نباشی، اینها را نمی خواهی وقت بگذاری یاد بگیری اینها را و روابطت را با اینها تنظیم بکنی. برایش مهم نیست. دینش را زیر پا می گذارد، واجباتش را زیر پا می گذارد، امام زمان را زیر پا می گذارد، که من فقط باید بروم آن مدرک علمی را بگیرم. من حتما باید بروم فلان شغل را الان مشغول بشوم. فقط باید بروم فلان اداره. همین. همه خواستههای اینجوری، درخواستهای اینجوری. و این خیلی خطرناک است. بنابراین این را یادمان نرود. در قنوت این دعای خیلی خوبی هست. اگر کسی خواست این سه قسمت سه گانه در قنوت و تدرو سجده هم خیلی خوبه انسان بخواند. «اللهم صل علی محمد و آله واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به و استعملنی ما تسالنی غدا عنه و استفرغ ایامی فی ما خلقنی لک» ببینید چقدر قشنگ است. این را میگذاریم برای هفته آینده انشالله، ماه آینده، اگر زنده بودیم. خدایا یه جوری وقت من را فراغت بده که من با این فراغت بتوانم به هدف خلقتم برسم. این خیلی مهم است. من خودم باید کارهایم را خالی کنم که به هدف خلقتم برسم. شهوتهای چهارگانه و حتی شهوتهای مذهبی نباید در تو این را ایجاد کند که به هدف خلقتت نرسی تا آدم متولد شوی. این را بگذاریم انشالله برای جلسه آینده.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین.