جلسه 013 - حیات طیبه
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
9
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه 13 26/09/1403

سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان درباره دعای بیستم صحیفه مکارم الاخلاق درباره این فقره هست «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي»؛ خدایا یقین من را صحیح کن، کامل کن، درست کن در مورد آنچه که در نزد خودت هست. یکی از دعاهایی که اهل بیت این دعا را زیاد کردند، این هست که خدایا رغبت من را نسبت به آنچه که پیش خودت هست، زیاد کن. آنچه که در نزد توست. آنچه که در نزد خدا هست چیه؟ اگر یادتان باشد گفتیم انسان سه مرحله حیات دارد: زمانی که روحی هست که دمیده می شود از خداوند، همان نور محمد و آل محمد هست. زمانی که در رحم مادر قرار می‌گیرد دمیده می شود و در دنیا می آید، این مرحله دوم می شود؛ یعنی آنجایی که هست. زمانی که برمی‌گردد پیش خدا. اینکه ما معاد داریم، بازگشت در دین خدا، تمام ادیان هم این را قبول دارند. بازگشت یعنی ما از یه جایی شروع شدیم برمی‌گردیم یه جایی که قبلاً بودیم. برای همین معاد صحیح است. خیلی که می پرسند معاد یعنی چی؟ می گویند یعنی روز قیامت. نه. معاد یعنی بازگشت روحی که از خدا به زمین آمده. به کجا؟ به نزد خدا «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» ما برمی‌گردیم همه مان آنجایی که قبلا بودیم. الیه ترجعون همه‌تان برمی‌گردید آنجا. هیچکس اینجا نمی‌ماند. همه برمی‌گردند. لذا علی علیه السلام فرمود: رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده، در کجا هست، به کجا میرود. این سه مرحله را آدم باید خوب بفهمد .من قبلا کجا بودم الان کجا هستم قرار هست کجا بروم. قرار است کجا بروم. چه کسانی می‌توانند مسیر بازگشت را خوب انجام بدهند و رجوعشان به خدای رجوع شرم آور نباشد؟ کسانی که فهم درستی از آنجا داشته باشند. برای همین هم نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى يُبغِضُ كلَّ عالِمٍ بالدُّنيا جاهلٍ بالآخِرَةِ» خداوند خیلی بدش می آید از کسی که دنیا را خوب می‌شناسد اما ابدیت را که قراره برود نمیشناسد. علوم دنیایی را بلد هست. ۱۰ تا اینجا لیسانس و ارشد و دکترا و شغل و اینها همه چی بلد هست اما وقتی بهش بگویی شب اول قبر، وفات، برزخ ۵۰ تا سوال قیامت هیچی نمی داند. اساسا من خودم را چه جوری برای ۵۰ تا سوال آماده بکنم؟ هیچی نمی داند. این همه در قرآن سفارش شده خودتان را برای ابدیت و آخرت آماده کنید. امیرالمومنین این همه سفارش می کند اهل بیت این همه سفارش کردند. من تا ندانم آنجایی که میخواهد برویم کجاست، نمیتوانم خودم را آماده کنم. خداوند میفرماید که شماها «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من جزا بما کانوا یعملون» هیچکس نمی‌داند من چه شادی‌هایی را برای او آماده کردم، مخفی شده. می گوید الان هست، مخفی هست تو نمی‌بینیش آن طرف را. آنهایی که از اولیای خدا هستند همین الان هم آنجا را می‌بینند، هم برزخش را میبینند هم قیامتش را می بینند. «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ» هیچ کس نمیداند من چه چشم روشنی هایی مخفی کردیم برای بندگان. به خاطر عملهایی که می کنند. عمل خوب دقت کنید کلاس قبلم گفتیم ساعت قبل. عمل اساس همه چیز است، عمل فعلی ما، حتی آن پرونده سوم هم که گفتیم بر اساس نیات باز می شود آن پرونده سوم چی می‌سازدش؟ عمل فعلی من می‌سازدش. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لَو تَعلَمونَ ما ذُخِرَ لَكُم ما حَزِنتُم عَلى‏ ما زُوِيَ عَنكُم» اگر میدانستید خدا برای شماها چی ذخیره کرده، هیچ وقت به خاطر چیزهایی که بهتون داده نشده غصه نمی‌خوردید. برای همین هم مقایسه و مسابقه زندگی یکی از گناهان بزرگ و فحشاهای بزرگ هست. انسان زندگیش را با کسی مقایسه کند یا مسابقه بگذارد. این به همین اندازه احمقانه است که به کسی بگویند که شما اینجا یه نعمت‌هایی دارید، اگر دریافت کنید مصرف بکنید، آن طرف سهمتان کم می شود. قانونش چیه؟ «مَرارةُ الدنيا حَلاوةُ الآخِرَةِ» شیرینی دنیا تلخی آخرت هست؛ ولی اگر مصرف نکنید آن طرف جاودانه اش را بهتون میدهم بی‌نهایتش بهت میدهم؛ بعد یکی بگوید خب حالا باشد من جاودانه اش را بی نهایتش را می‌خواهم، اینجا به حداقل اکتفا می‌کنم، آن طرف جاودانه و بی نهایتش را می گیرم. وقتی این قرارداد را بستی با خدا هی چشمت به این نباشد که اینها دارند خوش می‌گذرانند، دارند مصرف می کنند. پس اینها دارند. خدا اینها که دارند دارند از سهم خودشان دارند کم می شو.د سهم همه تان من دارم. بخور بخور می کند و ماشین آنچنانی و خانه آنچنانی و نمیدانم آسایش و غذاهای آنچنانی لباس‌های آنچنانی دارد از سهم آن طرفش کم می شود. تو هم که سهمت محفوظ است. تازه چون تو اینجا مصرف نکردی آن طرف بهت چی می دهند؟ بیشتر می دهند. معادل نه. بیشتر می دهند ابدیش را می دهند. خب دیگر غصت چیه که چشمت را بدوزی به اینکه وای اینها چه زندگی دارند، خوش به حال اینها، دائماً مقایسه کنی زندگیت را با بقیه، ما چقدر بدبختیم بعضیها چقدر چنین و چنانند یعنی چی. خدا می گوید مگر چیزی از تو کم شده، تو اینجا نداری. پیغمبر روی حصیری خوابیده بود. خب روی حصیر خوابیدن اثری روی بدن آدم میگذارد. آنهایی که بلدند خوب بخوابند روی زمین هم راحت می‌خوابند خوش اخلاقها اینجوری اند. همین جوری می‌خوابند. یکی از صحابه دید، گفت: یا رسول الله آخه این چه وضع زندگی هست. تو پادشاه این کشور هستی، سلطان رسول خدا هستی، سلاطین و قیصرها روی چه تختهایی می‌خوابند، روی چه امکاناتی. تو چرا باید اینجوری زندگیت باشد؟ پیغمبر فرمود: خدا برای ما دنیا نمی‌خواهد، برای ما ابدیت و آخرت را می خواهد. تمام شد؛ یعنی وقتی من نگاش کنم به این، از آن طرفم کم می شود. غصه ای نداریم. آنجا برایتان یه چیزهایی ذخیره شده که اصلاً شماها، اینقدر عظمت دارد که در روایت داریم مومن وقتی که وارد بهشت می شود آنجا دم در بهشت در را برایش که باز می کنند چشمش میخورد به بهشت، میگوید اگر فرشته ها به دادش نرسند از شدت خوشحالی می‌میرد یعنی چی سکته میزند همانجا. چشمش می‌خورد، تازه تو نرفته هنوز، این فقط تصویرش را دیده، از دور در را باز کردن نگاه کرده تو را ، اگر فرشته‌ها نرسند به داداش می‌میرد. فرمود: اگر یه دونه از آن عطرهایی که در بهشت است بوش برسد به اهل بهشت همه می‌میرند از شدت لذت. یکی از زیبایی‌های آنجا را بشنوند، ببینند، طاقت نمی آورند یا نغمه موسیقی آنجا را، در رابطه داریم برای کسانی که گوششان به موسیقی حرام دنیا می‌بندند. نغمه موسیقی‌های بهشت بخورد، تمام هست کار و چیزهای دیگر. خوب دقت کن تصحیح یقین یعنی میگوید خدایا یقین من را نسبت به آن چیزی که پیش توست تصحیحش کن، من درست بفهمم آنجا چیه. دلم محکم بشود به آنچه که «فی ما عندک» هست. برای اینکه ما یه فهم درستی پیدا کنیم می گوید رابطه دنیا به آخرت مثل رحم مادر با دنیاست یعنی شما به بچه میتوانید بفهمانید در رحم مادر که تو قرار هست چند روز دیگر وارد یه عالمی بشوی بی نهایت بزرگتر از اینجا زیباتر از اینجا کامل‌تر از اینجا، پیشرفته تر از اینجا پیچیده تر از اینجا باشکوه تر از اینجا؟ نه. تنوع نعمتیش بی‌نظیر است نسبت به رحم مادر؟ نه. می گوید شما نمی توانید بفهمید که برزخی که بی‌نهایت از اینجا بزرگتر زیباتر کامل‌تر پیشرفته‌تر باشکوه‌تر هست چیه. ولی شما همین را بدان که همین نسبت را دارد. خدا رحمت کند میرزا را، می گفت من رفتم آن طرف را دیدم و آمدم. هرچی که اینجاست یه ده، یک ده میلیارد آنجاست. تازه این مربوط به نعمت های مادیاست. نعمت های معنوی اش. شما یه دعایی دارید چقدر قشنگ هست از ائمه راجع به خیر دنیا و آخرت هست. انسان خیر دنیا آخرت را می‌خواهد. یکیش چیه؟ «اللهم اجعلنی من رفقا محمد صلی الله علیه و آله و سلم» خدایا من را از رفیقایم پیامبر قرار بده. یک کسی با مقام رفاقت از اینجا برود با مقام یه فرزند وفادار از اینجا برود چه خبر است آنجا. این بسته به این هست که اگر من نیتم و آن یقینم صحیح شد، میفهمم بهترین رفقای من در دنیا کیا اند؟ همان ها که تو سر نماز دائما میگویی: ««اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ* صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ» آنهایی که تو نعمت دادی، با اینها رفیق شوم من را به راه آنها خدایا بیار. خب خدا وقتی آنها را معرفی کند، میگوید اینها کیا هستند؟ انبیا صدیقین، شهدا صالحین؛ ولی بعدش می‌فرماید چی؟ می‌فرماید: «وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» اینها رفیقای خوبی‌اند. اینها رفیقهای خوبی هستند. حالا فکر کن انسان میخواهد از این دنیا برود، به رفاقت و دوستی و دلتنگی زندگی کرده برای خدا، با اهل بیت با انبیا با صدیقین با شهدا با صالحین که پیامبر میگوید هیچی برای من این نیست، خدا میداند چقدر دلم تنگ شده که زودتر به برادرانم ملحق بشوم از انبیا. رفقا وقتی تو رفیق شدی که من همه اش در بحثها میگویم سعی کنید یه شهید دو تا شهید پنج تا شهید ۱۰ تا ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ تا هرچی انبیا را شکار کنید از الان، با معصومین با امامزاده‌ها رفیق شوید، با امام رضا رفیق شوید، امام رضا میگوید من رفیق خوبیم. میگوید من هم مادر خوبیم هم پدر خوبیم هم برادر خوبیم هم رفیق خوبیم. رفیق شوید با من. بعضیها فقط وقتی میروند امام رضاشان رنگ خودشان را دارد؛ یعنی امام رضا جمادی یا امام رضا نمی‌دانم مشکل پول بهم بده، قرض داریم بدهی داریم الان. نه که نخواهیم، از آنها باید بخواهیم اینها را. چون ما غیر از ایشان کسی را ایشان نداریم که بخواهیم. میگوید باشد بخاب ولی امام رضا این رنگی نباشد همیشه. یا شفا می‌خواهیم برای بخش گیاهی مان یا نمیدانم یه زن بده به نمیدانم رضا یه شوهر بده به زری، نمیدانم یا نمیدانم کنکور قبول شوم نمی‌دانم. این امام رضاست. امام رضا رنگ خودت نیست. رنگ خودت امام رضایی که بابات هست، رفیقت هست؛ یعنی تو از اینجا که بلند می‌شوی حرم می روی، درسته حاجت هم داری حاجتت هم بگو؛ ولی برای دلتنگی خودش برو. آن هم میفهمد که تو چه جوری آمدی به حرم، با چه نیتی آمدی در حرم برا دلتنگی آمدی برای رفاقت آمدی امام زمان هم همینطوره شهدا همینطورند انبیام همینطورند. یه کسی که قیمتش را می‌داند یعنی یقینش به آنچه که آنجا صحیح می شود دیگر از اینجا بنای رفاقت و دوستی و عشق میگذارد. نه اینکه آنجا را استخدام کند برای دنیای خودش فقط. کعبه اش هم همین طور است. وقتی پرده کعبه را می‌گیرد، باز دعاهایی که دارد می کند گریه که دارد می کند التماس دعایی که بقیه میگوید یا جمادی هست یا گیاهی هست یا حیوانی هست یا عقلی. کمتر آدم پیدا می شود وقتی می آید در حرم میرود کعبه، میرود با اولیای الهی روبرو می شود درخواستاش فوق عقلی و انسانی و این باشد. این آدمی که یقینش درست هست از الان بنایش را می‌گذارد به رفاقت، دوستی. لذا این اصلا مسخره می کند مسائل دنیایی را مشکلات دنیایی را، به هیچ میگیرد. هرچی که می‌خواهد پیش بیاید. این الان دغدغه‌اش این هست من سالم «اللهم اخرجنی من الدنیا سالما» سالم یعنی چی؟ یعنی امام صادق فرمود یعنی کسی که از دنیا خارج شود هیچی تو دلش جز خدا نباشد عشق خدا دلتنگی هایی که برای انبیا اولیا فاطمه زهرا مادرش دارد. چون وقتی یقینش زیاد است، نوع دعا دعاهایش هم فرق می کند. شما زیارت نامه را که می‌خوانید همه اش به شما مقامات. شما زیارت عاشورا را نگاه کنید اصلاً در آن یه دونه از این چهار تا نیست. در زیارت عاشورا می‌خوانید ۴۰ صفحه نذر کردیم که نمیدانم این شوهر کند آن زن بگیرد نمیدانم چک برگشتیم حل شود ولی یارت عاشورا طراحی شده برای آن مقامی که تو میخواهی. «ان یبلغنی المقام محمود لکم عندالله» آن برای آن مقام طراحی شده. زیارت نامه ها همین همینجوری طراحی شده که آقا فرمودند، بزرگان: دعاهایتان را فارسی بخوانید، زیارت‌نامه‌هایتان را فارسی بخوانید برای این هست که تو بفهمی چی داری میگویی، چی داری می‌خواهی آنجا. وقتی زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها می روی، حضرت معصومه شوخی نیست خدا رحمت کند آقای بهجت را، سلام الله علیه می‌فرمود: امام رضا سفارشی‌های خودش را تحویل حضرت معصومه میدهد، زیر دست حضرت معصومه تربیت بشوند. ویژه هایش را. شما وقتی میروی زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها، می گویی چی؟ انقدر این عظمت دارد. خود امام رضا هم تنظیم کرده زیارتنامه اش را. می گوید وقتی وارد حرم میشوید، خیلی عظمت دارد این حرم، اول بایست، بایست اول ۳۴ بار بگو اصلاً وقتی وارد حرم حضرت معصومه بشوی، خدا رحمت کند شیخ جعفر می‌گفت صفای این حرم در هیچ حرمی نیست. وقتی آیت الله مرعشی نجفی رحمت الله علیه امیرالمومنین خواب میبیند میگوید قبر مادرم کجاست؟ مگر من بچه شما نیستم. دوست دارم بدانم قبر مادرم کجاست؟ حضرت می فرماید: خداوند همین حضرت معصومه را به جای حضرت زهرا داده به شماها. این، آن قبری هست که تمام عظمت آن قبر حضرت زهرا را دارد. چطور اگر کسی حضرت عبدالعظیم را زیارت کند «کمن زار الحسین»، یک کسی حضرت معصومه را زیارت کند، تازه همه چهارده معصوم هم آنجا هستند. آقا امام رضا فرمود: حرم ما اهل بیت قم است. لذا شما وقتی می خواهی واردش بشوی، امام رضا میگوید، شما وقتی می خواهید اذن دخول پیدا بکنید، میگویی مثل هر اذن دخولی که میخوانید بعد میگویید «فکونوا ملائکه الله اعوانی و کونوا انصاری حتی ادخلها هذا الحرم» ملائکه بیاید کمکم کنید می‌خواهم بروم پیش این خانم .شوخی نیست. می‌خواهم بروم اینجا، بیاید کمکم کنید می‌خواهم بروم وارد حرم شوم، وارد اینجا بشوم «فادخل الله بفنون الدعوات» می‌خواهم بروم خدا را با فن‌های دعا دعا کنم. ببینید چقدر حساس هست. مهارت میخواهد ورود به این حرم. آگاهی میخواهد. معرفت میخواهد. «و اعتراف لله بالعبودیه» اعتراف کنم که من عبد خدا هستم، بنده کسی نیستم. «ولنبی والائمه بالطاعه» من آمدم اینجا اعتراف کنم که من فقط مطیع اینها هستم، با کسی، اصلا سر تعظیم در مقابل کسی فرود نمی آورم من. جز اینها. خیلی کار میبرود بعد که وارد میشوی میگوید حالا حضرت معصومه باشد اول بایست با خدا ۳۴ تا الله اکبر ۳۳ تا سبحان الله، سبحان الله این حرم استثنا اول هست بعد ۳۳ تا الحمدلله، بعد که تازه می گوید شروع کن با انبیا شروع کن، ببینید شرافت چقدر هست. تو باید باشی با رفقایی که آن آینده با اینها زندگی کنی اول با اینها سلام علیک کنی روبوسی کنی. قول و قرارهایت را بگذاری. روحت با روح اینها آمیخته بشود. «السلام علی آدم صفوه الله/ السلام علی نوح نبی الله» وقتی یک کسی می ایستد سلام می کند جدی هست «السلام علی ابراهیم خلیل الله/ علی موسی کلیم الله/ علی عیسی روح الله» تمام شد. حالا یه دفعه صحنه، صحنه‌ای هست که پیغمبر ایستاده جلوت، ۱۴ معصوم ایستادند جلوت در این حرم. «السلام علیک یا رسول الله» سلام حضوری هست. دقت کنید حضوری هست. آنهایی که چشم دارند میروند می‌بینند و سلام علیک هم می کنند. این اصلا کو تا به حضرت معصومه برسی، ایستادی با پیغمبر مغازله عاشقانه دارد. السلام علیک یا امیرالمومنین/ السلام علیک یا فاطمه الزهرا، السلام علیکما یا سبطی النبی الرحمه، تا برسی به امام زمان. با همه اینها تو هم آغوشی و مصافحه و عشق بازی و سلام علیک داری. طراحی را امام رضا کرده علیه السلام. چیکار کرده امام رضا و تو را به کجا دارد دعوتت می کند، به چه مقامی. چون آقا «بما عندک الصحح یقینی» آقا می داند آنجا چه خبر است، تو را دارد برای یه مقامی آماده می کند که فوق تصورهاست، بعد تازه می‌رسی بعد از این ۱۴ معصوم تازه چشمت میخورد به جمال مبارک حضرت فاطمه معصومه سلام الله. «السلام علیک یا بنت رسول الله/ بنت امیرالمومنین» چقدر عظمت دارد. «بنت فاطمه و الخدیجه» البته بنت فاطمه و الخدیجه اول است بعد بنت امیرالمومنین، بنت الحسن و الحسین/ بنت ولی الله/ اخت ولی الله/ عمه ولی الله» بنت موسی بن الجعفر. اخت ولی الله. اینها را می گوییم دیکر. السلام علیکم ها را می گوییم. السلام علیک عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه، اصلا این هوس کار آدم خیلی بزرگی هست. امام رضایی دارد میندازد تو دلت، می گوید اینجوری بگو. چقدر دلتنگی می خواهد. خدا ما و شما را آن طرف به هم معرفی کند وای چه صحنه‌ایه این امام رضا چی میخواهد برایت «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» خدا ما و شما را آن طرف بهم معرفی کند. وای چه صحنه ای هست. ببین امام رضا برایت چی می خواهد. «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی کند؛ یعنی اصلاً بحث قیامت و اینها هم نیست. همه اینها مسلم هست، رد شدی رفتی ه بهشت حالا آخ آخ صحنه‌ای که می‌خواهی روبرو شوی با اینها. صحنه معرفی ما به پیغمبر. حالا این صحنه در برزخ هم اتفاق می افتد دیگر. بهشت برزخ؛ حتی قبل از رفتن اینقدر مومن پیش خدا عزیز است، بچه هایشان هستیم دیگر، خدا یک فرشته بی‌نهایت زیبا خیلی زیباست حضرت عزرائیل علیه السلام، انقدر این حضرت عزرائیل زیبا و مهربان هست که حضرت ابراهیم می گوید و خدا فقط اگر این لذت دیدن عزرائیل و موقعی که دارد می آید بالا سر مومن نه بالا سر کافر، آن خیلی وحشتناک هست وقتی می آید بالا سر. چون عزرائیل به شکل خودت می آید، هر جوری هستی شکل خودت هت. نقاشی کنی شکلش را هرجوری میتوانی الان. تویی که باید تعیین کنی. می گوید اگر لذت دیدن عزرائیل را آدم تقسیم کند بین جهنمیها، جهنمی دیگر دردی احساس نمی کنند. حالا عزرائیل علیه السلام –به محضر مقدسش صلوات بلند خط بفرمایید- این می آید قبل از وفات، می گوید مولای من، سلام. چه جوری با مومن برخورد می کند؟ مومنی که اعظم حرمه من الکعبه است. حرمتش از کعبه بالاتر است. ما قدر همدیگر را نمیدانیم. خیلی با هم جر و بحث و در وری میگویم. خیلی بد است اینها. حواسمان باشد. اعضای خانواده‌های ما، مردم ما همه مومنند و حرمتشان از کعبه بالاتر هست. مواظب باش در خانه یه موقعی در خانه ات کسی تحقیر نشود. حواست باشد. در اجتماع در شاگردات در ارباب رجوعت در مشتریایی که دارد می آید در مغازه ات، حواست باشد یه کسی وارد می شود که حرمتش از این حرم امام رضا بالاتر هست. مومن، زائران امام رضا از خود حرم خیلی قیمتی ترند. از مسجد از همه چیز. رهبر عزیزمان فرمود: همه مردم ایران مومن اند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را رعایت نمی کنند حواست باشد چشمت به بد حجاب بی‌حجاب خورد، به خصوص اطراف حرم در حرم سخیف نگاش نکنی. برای امام رضا خیلی قیمتی هست. آن مشروب‌خوره بی‌نمازه، بدحجابه بی‌حجابه خیلی حواست باشد. بچه‌های امام رضا هستند. یه خادمی می‌گفت: رفتم پشت بام حرم امام رضا، دیدم یه گربه است خیلی قلدری می کند به گربه‌های دیگر، با دمپایی زدمش که این قلدری نکند. شب آقا امام رضا آمد گفت با گربه ما چیکار داری تو. با این چیکار داشتی زدیش.

می گوید: بفرمایید بهشت. پنج تن آمدند شما را ببرند، بعد معرفی می کند. این رسول خداست، این امیرالمؤمنین است، بعضیها انقدر حواس پرت و مشغول دنیا هستند، اصلاً نمی‌فهمند گیج اند گنگ اند، میروند به برزخ ، امیرالمؤمنین می آید در روایت داریم آقا می آید با خنده می گوید سلام ، من را می‌شناسید؟ نه. می گوید من همان علی ام دیگر که در دنیا این همه دوسش داشتی، این همه بهش عشق می‌ورزیدی. «عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا ما را به هم معرفی کند. چه صحنه‌ای هست بعد چه کسانی؟ تمام رفیقات می آیند، آدم؛ بابایمان ، به به، ابو الانبیا، ابوالبشر، مادرمان ،حضرت حوا سلام الله علیها، انبیا عظام، بقیه انبیا، شهدا ملائکة الله چه مهمانهایی چه مهمانیاهیی چه بساطی آنجا هست. اگر آدم حواسش به آن طرف باشد دیگر برای دنیا غصه نمی‌خورد، با هیچکس هم دعوایش نمی شود. سر دنیا به هیچکس ظلم نمی کند، سر هوس‌های خودش دنیا هرگز. اگر بفهمد چی را دارد از دست میدهد، خیلی حواسش به خودش هست.

«و صحح بما عندک یقینی» خودم طاقت ندارم، وگرنه دوست داشتم یه چیزهایی در رابطه با برگشتمان پیش خود خدا بگویم. خدا. الله. وقتی برمی‌گردی پیشش، مهمانیهایی که خدا جمعه‌ها دارد برای شما، گفت شنبه مهمان حضرت آدم، یکشنبه مهمان حضرت نوح دوشنبه مهمان حضرت ابراهیم، سه شنبه مهمان موسی، حضرت موسی، چهارشنبه مهمان حضرت عیسی، پنجشنبه مهمان رسول علیهم السلام. جمعه مهمان خود خدا. چی می‌گذرد بین انسان و خدا. می گوید وقتی میروم پیش خدا دوست ندارم برگردم بهشت؛ همان خدایی که الان ما سر نماز خواندن مان مسخره بازی در می آوریم. فرصت‌های عاشقانه زیادی برای خلوت و هم آغوشی به ما داده ، قدرش را نمیدانیم. خدایی که امام صادق فرمود: وقتی به سجده بروی، سرت روی پای این خداست، قدر سجده‌ها را بدانیم، قدر رکوع‌ها را بدانیم. خدایی که وقت میگذارد، می گوید من هیچکس جز من بی وقت برای تو نیست. فقط من بی وقت و کامل برای تو هستم و آماده. می گوید وقتی می آیی پیشم، من یه جوری به تو توجه می‌کنم که انگار فقط همین یه بنده را دارم. همین یک بنده. وقتی داری باهاش حرف می‌زنی با خدا، همینجوری بهت توجه دارد. ائمه هم همینطورند. گفت وقتی رفتم حرم امام رضا گفتم چه جوری امام رضا حواسش به این همه زائر هست. گفت: شب خوابیدم جلوی هر زائری یک امام رضا نشسته. چون مظهر خداست دیگر «لایشغله شان عن شأن» جالب هم هست شهود قلبت همین را می گوید؛ یعنی آن مسیحی هم که می آید اینجا دعا می کند می‌داند وقتی دارد به امام رضا حرف میزند امام رضا حواسش بهش هست. دارد گوش می کند.

«وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ» پیش خودت حتی بهشت هم نه، خیلی بالاست. راجع به شهید چی میگویید؟ عند ربهم. خیلی بالاتر از بهشت هست. «عند ربهم یرزقون» پیش خود خدا؛ یعنی آن چیزی است که خدا تو را برایش تربیت کرده. می گوید من مربی توام رب توأم . تو هم باید بیای پیش خودم. پیش خودم . برای همین این همه شما هی دعا می‌کنید «عندک عندک عندک» یعنی من. من از آنهایی نیستم که با بهشت گول بخورم. عندک پیش خود خودت. خب این بستگی به این دارد که تو میخواهی یا نمیخواهی اینجا. در وقت گذاری هایت معلوم می شو.د ببین الان از این پنج تا بعدت. عندک یعنی چی؟ یه چیز باطنی بهتون بگویم. هدیه من به شما. عندک یعنی شخص امام زمان علیه السلام. به امام حسین گفتند معرفت الله یعنی چی؟ فرمود؛ یعنی معرفت الامام، تو چقدر پیش خدایی؟ به اندازه ای که پیش خلیفه الله هستی. چقدر عزیزی پیش خدا؟ به اندازه که با خلیفه پیش آن عزیزی. چقدر دوری از خدا؟ به اندازه ای که از خلیفه الله داری. خلیفة الله ما آن ۱۳ نفر نیستند. هر چند آنها آبا و اجداد ما هستند. ما با اینها رابطه داریم عالی. خلفای الهی هستند که ما، متخصصین معصومی هستند که عشقشان خانواده آسمانی مانن هستند. اطاعتشان بر ما واجب هست؛ اما آن که تو را قیامت محاکمه می‌کنند باهاش، با آن ۱۳ نفر نیستند ،یعنی روز قیامت نمی گویند تو وقتی امام حسین را سر می‌بریدند حضرت زهرا را می‌کشتند کجا بودی! ولی حتماً به شما می گویند وقتی امامت آواره و تنها و غریب بود، کجا بودی؟ وقتی امامت هر ۲۴ ساعت داشت میگفت «هل من ناصر ینصرنی» تو کجا، کجا مست بودی؟ در دانشگاه در استادی در شاگردی در نماینده مجلس نمیدانم تجارتم خانه ام زن و بچه‌ام کجا بودی؟ من داشتم هر روز می‌گفتم: هل من ناصر ینصرنی. تو داری اینجا زیارت وارث می‌خوانی، میگویی خدا لعنت کند آنهایی که شنیدند و راضی بودند، آنهایی که شنیدند و گوش نکردند، خودشان را به کری زدند. آقا 1190 ساله دارد می گوید: هل من ناصر ینصرنی. یک موقع گیج نشوی وقتی من می گویم: عندک ، خدا یعنی چی؟ خب حالا خدا را کجا پیدا کنم؟ خدا می گوید من تمام جلوه ام در خلیفه الله است، در مثل اعلای من است. عالی‌ترین ظهور من این هست. همه معیارها در رابطه با این شخص است. عندک یعنی تو باید ببینی از این ۵ بخششت مال، مالت که الان باید هزینه‌اش بکنی برای برطرف کردن موانع ظهور، بدوم این را بخرم، آن را بخرم، این را بخرم، و این را توسعه بدهم و آن طرف توسعه بدهم برای عیاشی‌های خودم. دعا داریم خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه غذا و نوشیدنی فاخر بخورم، پناه می‌بروم به تو از اینکه وضعم، پناه می‌برم به تو، بعضهیا عشقشان غذا خوردنهایشان سفره هایشان خانه هایشان باغ و ویلاهایشان اتومبیل هایشان، مال، جهاد مالی؛ وقت بخش جمادی، آبرو، بخش حیوانی، علم و تخصص بخش فرشته‌ای، عشق و دل بخش انسانی. چه چیزیت پیش خداست الان؟ چه چیزیت برای امام زمان دارد هزینه می شود؟ کجا تو در برطرف کردن موانع ظهورش نقش داری؟ فرمود: دین دو چیز هست. چی بود؟ فهم امیدوارانه آینده، دو) ساخت آینده و هر کس دین و غیر از این فهمیده باشد دین را نفهمیده. تو چه فهمی از آینده داری؟ تو چه عشقی به این ۸ میلیارد آدم روی زمین داری؟ تو چیکار کردی برای نجات این ۸ میلیارد آدم؟ تو چقدر رحمت داری به امامت که آواره است و تنهاست و هر روز دارد هل من ناصر ینصرنی می گوید. چقدر رحمت داری بهش؟ چه چیزیت تو الان داری برای امامت برای عشقت یا برای خدا هزینه می‌کنی؟ کجای زندگی تو آثار جهاد هست؟ حضرت فرمود: کسی که جنگ نکرده باشد و آرزوی جنگ نداشته باشد منافق از دنیا می رود. «مات علی شعبه من نفاق» فرمود: کسی که زندگی بکند اثر جهاد در زندگیش نباشد، شرم آور است «لقی الله و فیه سلمه» ملاقات خوبی ندارد با خدا، من همه اش در عافیت بودم. یه عبادت، متدین پر عافیت، یه متدین بی درد، بی شریک در غمهای امام زمان، من نماز دارم میخوانم، حجم را دارم می روم، در این خانه فلان هم یه روضه‌ای می اندازیم، یه شامی هم میدهیم و یه ناهاری هم می دهیم. الان از وقتی که نائب امام زمان چند ماه گذشته اعلام جهاد عمومی کرد عمومی جهان، همه مسلمانان، ما زندگیمان تغییر کرده یا نه؟ اعلام جهاد شده دیگر. نایب امام زمانم هست، ولی فقیه و نایب امام زمان هست. اعلام جهاد کرد .الان تغییر کرد زندگی من یا نه؟ جهادی شدیم یا نشدیم؟ هیچ فرقی نکردیم. او اعلام جهاد کرد چه نکرد، هیچ فرقی نکردیم من. الان کجام من؟ کجا درگیریش جهادم کجا در بخش مالی وقتم آبروم و علمم و عشقم کجا جهاد اثرش کجا ظاهر می شود؟ زن و بچه ام الان فهمیدند الان اعلام جهاد شده، من الان جهادیم، جبهه‌ایم. الان فردا جهاد نظامی شود. همه می فهمند من لباسهایم دارد عوض می شود، پوتین رفت به پایم، لباس نظامی رفته پایم، الان دارم خداحافظی می‌کنم میروم جبهه. الان دارم. جنگ بشود اینجوری هست دیگر. خانم‌ها الان همه جنگ بشود، می‌ریزند در مساجد کمک می کنند کار می کنند پشت خط میروند، بیمارستان و مجروحها این طرف آن طرف، الان اعلام جهاد شده برای آخرین مرحله برای ظهور امام زمان. چون فرمود برای نابودی اسرائیل همه باید آماده باشند. نابودی یعنی اسرائیل ظهور امام زمان. کو الان چی در ما جهادی شده؟ چه جهادی الان ما کردیم؟ ما الان چه چیزمان جهادی شد؟ اینها صدق می‌خواهد. این هست که در این دعا امام دائما راجع به صدق صحبت می کند. راست بگوییم. «ان یثبت لی قدم صدق» در سجده زیارت عاشورا چی می گویی؟ «ثبت لی قدم صدق» راست بگویم. بابا نائیش اعلام جهاد کرده برای ظهورش. خب کو الان؟ کجا الان؟ مثلاً مجلس ما چه تغییری کرد؟ دولت ما چه تغییری کرده؟ وضعیت چه جوری شده ؟ مشکلات الان چیه؟ داستان چیه؟ این که در آخرالزمان همه چیز کاملا شفاف هست و امام فرمود: آنی که شما می‌خواهید نمی شود مگر اینکه غربال شوید و غربال شوید و غربال شوید یعنی همه چی بروملا و شاخص و مشخص است. مومنین حقیقی، راستگوها با دروغگوها و منافقین مشخص می شود و ریزش‌ها هم همین جوری هست. مسئله ما ندانستن نیست. ما همه چیز را می‌دانیم. به ما هم گفتند. مسئله ما یقین نداشتن هست؛ یعنی معرفت نداشتن هست. «صحح بما عندک یقینی» تصحیح کن خدایا یقین من را. امام این را میخواهد. حضرت سجاد می گوید این دعا را بخوانید. بگویید خدایا من یه کاری کن هرچی آن طرف هست را به آن یقین داشته باشم. آن طرف را درست ببینم. اگر آن طرف را نبینی، وقتی میروی آن طرف، میفهمی خدایت هم قلابی بوده، ائمه ات هم قلابی بودند. اصلا خدایی که تو می‌پرستی، وجود خارجی نداشته. آن امامی هم که داشتی، خیالی بوده. خیلی وحشتناک هست. خیلی وحشتناک است. برای همین هم پیامبر به امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید که وقتی می‌بینی مردم، وقتی می‌بینی مردم خیلی دنبال عبادتند، تو دنبال معرفت باش. تو دنبال تعقل باش تا سبقت بگیری. یادگیری، فهم، معرفت از هرچیزی بالاتر است. می گوید بفهمم آن طرف چه خبر است. چون اگر نفهمم نمی‌توانم خودم را برایش آماده کنم. ما بیش از هر زمان دیگری به معرفت نیاز داریم. شنیدن که شروعش است، به علم و بعد از علم به چی؟ به معرفت. علی علیه السلام فرمود: «العلم اول دلیل» علم آغاز، اولین راهنماست. علم یادگیری مطالعه کتاب باید بخوانید تا معرفت زیاد شود، باید بشنوید

جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش

شنیدن، بنشینید بشنوید تا برود در قلب. می گوید ذکرم که میخواهی بگویی، اول باید ذکرات را بشنوی، چه بلند چه یواشش سر نماز خودت باید بشنوی. داری چی میگویی نماز صبح باشد بلند بگو بشنوی. ظهر و عصر هم که هست خودت باید بشنوی. گوش باید بشنود. بعد انشالله بخواهیم که تبدیل بشود به معرفت. آنهایی که معرفتهایشان قوی تر هست، سبقت می‌گیرند. نه آنهایی که دانششان بیشتر هست. آنهایی که چی؟ معرفتشان بیشتر هست. «افضلکم ایمانا» پیامبر فرمود: «افضلکم معرفة»؛ بالاترین شما از نظر ایمان آن هست که معرفتش بالاتر هست؛ یعنی فهم قلبی اش؛ یعنی بصیرت درونی اش، شهودش بیشتر است. ما این را نیاز داریم. امام چون عاشق ماست به آن مقام و ما را برای مقام خودش دوست دارد. ببینید زیارت عاشورا خروج رحمانیت و رحیمیت خداست. می گوید با معصوم صحبت می‌کنی بگو من کمتر از تو نیستم. همان مقام تو را می خواهم. «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» همانطور که شما پیش خدا دارید. من همان را می خواهم. من قیمتم همان هست. خدا رحمت کند میرزا اسماعیل را، همیشه به ما می‌گفتش که گفتند: کل یوم عاشورا و کل ارض بکربلا» اما نگفتن هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید. گذاشتند تا خودتان این را بفهمید که هر کدام از شما یه حسین بن علی هستید. امام معصوم تو را چون بچه اش هستید، تو را برای مقام خودش میخواهد، نه پایین تر. لذا امام با دل همه اینها حضرت زهرا به خاطر این دلشوره است که میرود بین در و دیوار می ایستد. برای اینکه مردم از متخصص معصوم محروم نشوند از مربی معصوم محروم نشوند، با آن بدن ضربه دیده پهلوی شکسته بلند می شود می ایستد که امیرالمومنین را نگه دارد، نبرندش. چون دلشوره ماها را داشته. چون میدانسته محرومیت انسان‌ها از متخصص معصوم یعنی سقط شدن میلیاردها بچه؛ یعنی چی. ما الان می گویند ۲۰۰۰ تا ماهی سقط شدند، همین تلویزیون اگر الان بگویند مثلاً در فلان دریاچه ۵۰۰۰ تا گوسفند مثلاً ۵۰۰۰ تا ماهی مردند تا فلان مرتع ۵۰۰۰ تا گوسفند کشته مردن از سرما میگوییم آخ آخ آخ آخ آخ چی شد 5000 تا گوسفند. آی باغمان انارهایمان همه از بین رفت، همچین حسرت می‌خوریم. اما انقدر حسرت نمی‌خوریم که خودمان داریم آک آک میمیریم؛ یعنی انقدر که برای ماشینمان غصه میخوریم برای کریستال برای باغمان برای زمینمان برای ماشینمان، هیچ وقت غصه نخوردیم پس من، من دارم آک می‌میرم، من آمدم به این دنیا به این بزرگی مقام محمود تربیت شوم، الان چقدر کوچولو ما.ندم چرا انقدر ریز ماندم من؟ اصلا افسوس نمی‌خوریم که کوچولو ماندیم، غصه نمیخوریم ریز ماندیم. نوع غصه هایمان همه یا جمادی هست یا گیاهی یا حیوانی هست. مسخره. همه اش درگیر غصه‌های اینجوری هستیم. هیچ وقت غصه‌های آن طرف را نمیخوریم. امام چون غصه ما را دارد امام سجاد ببین چه جوری دعا را تنظیم کرده، می گوید اینها را بخواهید. بگو به خدا، بگو من را به بالاترین عمل، بالاترین یقین برسان. بگو که «وافر بلطفک نیتی» به خدا بگو «و صحیح بما عندک یقینی» خدایا یقینم را درست کن نسبت به آن، اینها مشکلات ماست. ما یقین نداریم نسبت. ما مشکلمان این هست که زن نداریم شوهر نکردیم الان مشکل مالی داریم نمیدانم الان مشکل ما نمی‌دانم کنکور و قبولی کنکور، نمیدانم بچه هم اینجوری هست. تو آدمی، باید مشکلاتت رنگ خودت را داشته باشد. به آنها هم فکر کن برای آنها هم تلاش کن ولی غصه حق نداری بخوری، دغدغه داشته باش، تلاش کن. غم‌های چهارگانه را تو حرام هست، فحشاست اگر بریزیش در قلبت. غمها باید کجا باشد؟ در ذهنت باشد به عنوان دغدغه حلش کنی، نه در قلبت. قلبت باید فقط غم خودت، غم خانواده آسمانی ات، قلب فقط مال فحشا نباید باشد. قلب مال خدا و اهل بیت هست. اینجا فقط غصه های امام زمانت را بگذار، نه غصه‌های بیرونی را، غصه‌های امام زمانت را. ما باید دغدغه‌مان این باشد که خدایا یقینم را زیاد کن، فهمم را نسبت به خودت، اهل بیت، خودم. راه همه اینها هم یه چیز بیشتر نیست. راه همه این فهم‌ها به جای این همه فهم که من گفتم، فقط یه فهم تو باید داشته باشی و آن معرفت نفس است. بفهمی قیمت تو چقدر است. عاشق خودت بشوی، من هر عزیزی که می آید می گوید آقا یه نصیحت کن. یه چیزی برای من بنویس. آقا همین یک) خود را بشناس عاشق خودت باشد. چون تو وقتی نمی‌فهمی کی هستی الله ات قلابی هست، اهل بیتت هم قلابی اند، همه دینت هم قلابی هست. چون خدا می گوید همه اینها را من برای تو آفریدم. تو باید اول بدانی کی هستی. وقت بگذار بفهمی کی هستی و قیمتت چیه. نگویی من کی‌ام؟ من آقای دکتر فلانی ام یعنی نمی‌فهمی کی هست. من رئیس جمهورم، من خانم فلانی ام من نمیدانم وزیرم من رئیس جمهورم. پس تو اصلاً نمی‌فهمی کی هستی. هر وقت بهت گفتن کی هستی، بگویی من عبدالله ام. من شاگرد خدا ام. سبحان ربی. ببینید چقدر قشنگی هست. مربی خودم، من شاگرد این باشگاه هستم، من شاگرد خدا هستم. نه من آکسفورد درس خواندم برکلی درس خواندم نمی‌دانم استاد تمام کجا هستم، نمیدانم رئیس جمهور چی چی هستم، این حرفا چیه. این خجالت آور هست، وقتی خودت را اینجوری معرفی می‌کنی. من، من بچه امام رضام، من بچه امام زمانم، من بچه فاطمه زهرایم. اگر این را فهمیدی چی هستی و باور کرد قلبت، نه این که الان من گفتم این را بگوید. اگر قلبت این را باور کرد، کی هستی، فهمیدی کی هستی، همه ماجرای زندگی تو عوض می شود، من کیستم. من کیه ام. به جای هزاران معارف و هزاران کتاب و مطالعه و جاهای دیگر، تو یه موضوع را بفهمی خدا می گوید همه را فهمیدی. آن خودت هستی. «من عرف نفسه» تو بدون نفس، الله قلابی است، ربت قلابی هست. علی علیه السلام فرمود: «لا تجعل نفسک ان الجاهل معرفت نفسه جاهل بکل شی» وقتی نمیدانی چی هستی، تمام دینت اللهت، پیغمبرت مهدویتت امامت نبوتت همه اش قلابی هست. وقتی نمی‌فهمی کی هستی. ورودت به تمام دستگاه‌های ریاضی و نظام‌های قدری و قضایی الهی، یک دستگاه محاسباتی است. به همه چی شما باید از مرکز وارد شوی و آن تویی، خودت و بفهمی قیمت چیه! لیاقتت چیه! شخصیت چیه! علی علیه السلام فرمود: «رحم الله امرء عرفه قدره»، رحمت خدا شامل حال کسی که قدر خودش را بفهمد، بفهمد که اندازه اش دستش بیاید. این خیلی مهم است.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.