جلسه 002 - حیات طیبه
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
10
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - حیات طیبه

شرح صحیفه سجادیه؛ جلسه دوم 25/10/1402

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم / بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت وخیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام، آقا امام هادی و آقا امام زمان علیهم السلام، صلوات بلند ختم بفرمایید.

خداوند تبارک و تعالی با دمیدن روح خود در انسان، در انسان یک ظرفیت بی‌نهایت را قرار داده است، یعنی کشش به سمت کمال بی‌نهایت و تربیت بی‌نهایت و رشد بی‌نهایت و عمر انسان را بی‌نهایت قرار داده است. ۸۰ بار در قرآن خداوند تذکر داده است که شما جاودانه هستید و بی‌نهایت هستید. ایجاد ظرفیت بی‌نهایت و رشد بی‌نهایت یعنی اینکه در انسان قابلیتی وجود دارد که نه از نظر ذات، چون انسان ذات ندارد ذات فقط الله دارد ولی از نظر رشد ظهوری مظهر بی‌نهایت شود، جلوه بی‌نهایت شود، بتواند بی‌نهایت را ظهور دهد، مثل آینه تمام قد خداوند تبارک و تعالی، باشد. بتواند متخلق به اسما و صفات الهی باشد. این مقام را در قرآن مقام «خلیفة اللهی» می‌گویند. انسان برای این آفریده شده است. در ذات ما این مقام گذاشته شده است. ما ذاتاً خلیفه الله آفریده شده‌ایم. یعنی این استعداد بی‌نهایت در همه ما وجود دارد. جنس مان روح خدا است یعنی بی‌نهایت، کمال بی‌نهایت، حقیقت ما این روح خدا است، این قابلیت خلیفة اللهی را در همه انسان‌ها خداوند قرار داده است، خداوند روح خود را در همه انسان‌ها دمیده است، این روح را اسماء دیگر هم دارد که یکی از آنها نور محمد و آل محمد (ص) است، که این نور در همه انسان‌ها است، مومن و کافر هم ندارد، یعنی وقتی که امام امت (سلام الله علیه) می‌گوید رئیس جمهور آمریکا عاشق خدا است، یعنی آن هم بی‌نهایت طلب است. چون این روح بی‌نهایت را دارد، آن هم این نفخه اهل بیت در وجود او هم است این نور از اهل بیت در وجود رئیس جمهور آمریکا هم است، در وجود چینی‌ها، در وجود ژاپنی‌ها، بودایی‌ها هندوها، همه هستند. پس همه ی انسان‌ها فرزندان اهل بیت (علیهم السلام) هستند که این لیاقت را دارند، این استعداد را دارند، به همین بزرگی تربیت شوند. برای همین هم شما در زیارت عاشورا خطاب به معصومین چه می‌گویید؟ همه با هم بگویید «اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ المحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ» من آن مقامی را که شما پیش خدا دارید را می‌خواهم نه کمتر ، ما کمتر از آنها نیستیم. ما فرزندان آنها هستیم و می‌توانیم مثل والدین خود با خانواده آسمانی خود رشد کنیم. خداوند می‌فرماید وقتی با معصوم حرف می‌زنید بگو که من می‌خواهم به همان مقامی که تو در پیش خدا داری برسم، این سعه وجودی من است، این لیاقت من است. در همه انسان‌ها هم است، شما در اربعین می‌بینید که غیر از شیعیان و اهل سنت، مسیحیان و یهودیان و هندوها و بودایی‌ها و صابئین و چینی‌ها و ژاپنی‌ها، حتی کسانی که دین ندارند، عاشق امام حسین جمع می‌شوند در آنجا ،هم عاشق هستند، همه آنها هم عاشق امام حسین هستند. پس وجه مشترکی که ما نداریم با این ملیت‌ها. نه ملیت ما، نه زبان ما، نه نژاد ما، نه دین ما و نه مذهب ما با هم هیچ کدام یکی نیست. وجه اشتراک این همه آدم از همه ادیان و مذاهب حتی کسانی که دین ندارند، چیست؟ با یک وجه اشتراک جمع می‌شوند، عاشق امام حسین هستند. آن چیست؟ آن همان روحی هست که از امام حسین و اهل بیت در همه انسان‌ها وجود دارد، پس وقتی می‌گوییم در رحمانیت ما باید همه انسان‌ها را باید دوست داشته باشیم همه ی انسان‌ها چه کسانی هستند؟ فرزندان اهل بیت هستند. همه انسان‌ها این روح را دارند. پس همه انسان‌ها امکان رشد، امکان خدایی شدن، امکان حتی جبران گذشته‌های خود و بازسازی خود را دارند، خداوند موسی و هارون علیهم السلام را می‌فرستد به سراغ فرعون می‌فرماید: «قُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى» یعنی خداوند هنوز به فرعونی که دارد می‌گوید خدا وجود ندارد، من خودم خدا هستم «انا ربکم الاعلی» در این درجه از لجبازی و کفر است، خداوند هنوز او را دوست دارد و می‌خواهد فرعون هم با او آشتی کند، می‌گوید با او نرم صحبت کنید، تند نشوید و حرفی نزنید که وحشت زده شود، نرم با او صحبت کنید، شاید متذکر شود و بترسد و برگردد. چون دل خدا می‌خواهد که او هم برگردد. این " رحمانیت" می‌شود. در واقعه ی کربلا وقتی یزید به امام سجاد (علیه السلام ) عرض کرد که می‌توانم توبه کنم امام سجاد فرمود: بله. یعنی نگفت که تو امام حسین را کشته‌ای، اصحاب او را کشته‌ای زن و بچه‌های او را اسیر کرده‌ای، دیگر نمی‌توانی آدم شوی نه گفت چرا می‌توانی توبه کنی، راه توبه را هم به او یاد داد، او خودش این راه را نرفت و نتوانست برود. والا امام کسی است که مثل خداوند در را به روی کسی نمی‌بندد، یعنی پذیرش دارد، یزید با آن درجه از قساوت و جنایت امام می‌گوید بله می‌توانی توبه کنی و می توانی برگردی. پس همه در ذات خود این نور را دارند. به شرط اینکه در محیط خوب، مربی خوب قرار گیرند و حرف مربی خود را گوش دهند تا بتوانند آن نور را رویش دهند و پرورش دهند. این نور مثل یک نطفه است که در رحم یک زن قرار می‌گیرد، زن خود آن اسپرم را می‌گیرد و خود نیز یک تخمک اضافه می‌کند و این سلول تخم را تربیت می‌کند در وجود خود، اگر خوب مراقبت کند یک بچه خوب از جهات مختلف در می‌آید، ما در رحم دنیا قرار داریم. همه ما یک جلوه از الله یعنی روح الله را دریافت کرده‌ایم حالا باید این را پرورش دهیم دررحم دنیا تا شبیه اصل خود ما شود. یک نوری را از اهل بیت دریافت کرده‌ایم، حالا هم باید یک کاری کنیم که موقع تولد ماکه از با وفات از رحم دنیا متولد می‌شویم شبیه خانواده آسمانی خود باشیم یعنی اهل بیت علیهم السلام. بزرگ‌ترین نیاز ما چیست؟ در رحم دنیا ضروری ترین نیاز ما اصلی‌ترین نیاز ما چیست؟ مربی است، ما باید یک مربی به بزرگی خود داشته باشیم. نیازهای جمادی، آدم پول لازم دارد، ابزار لازم دارد، در نیازهای گیاهی، غذا می‌خواهد نیازهای حیوانی، همسر می‌خواهد. در نیازهای علمی، دانش لازم دارد. اما در بخش انسانی که ما روح خدا هستیم و نور اهل بیت هستیم مهمترین نیاز ما مربی است. یعنی ما مربی لازم داریم به بزرگی خود و خلیفه الله هم باید حتماً باشد غیر از خلیفه الله نمی‌تواند انسان‌ها را خلیفه تربیت کند. انسان‌ها وقتی خودشان را می‌شناسند که چه کسی هستند. اصلاً نمی‌توانند به غیر از خلیفة الله ارتباط داشته باشند و آن را به عنوان مربی و معلم بپذیرند. آدمی که کسان دیگر را در شبکه‌های مجازی در اینترنت، در جامعه، در دانشگاه، در ورزشگاه، این‌ها را بگوید این‌ها الگوهای من هستند چون خود را نمی‌شناسد، قیمت خودش را نمی‌داند چیست و مربی او هم مثل خود او لایق خود است، اما انسان وقتی فهمید انسان است و روح خداست و نور اهل بیت است، این به کمتر از خود اهل بیت و الله دیگر نمی‌تواند اساساً فکر کند. لیاقت من این است. برای همین هم شما وقتی به زیارت امام رضا می‌روید، جامعه کبیره را من توصیه می‌کنم همه در حرم جامعه کبیره را بخوانند. البته با توجه به معنی آن می‌گوید: «فمعکم معکم لامع غیرکم» من فقط با شما می‌توانم زندگی کنم نه با غیرشما. من چه کسی را دارد می‌گوید؟ انسان را می‌گوید. انسان یعنی آن کسی که از جنس اهل بیت است با غیر از اهل بیت اصلاً نمی‌تواند کنار بیاید. غیر او را نمی‌تواند الگوی خود قرار دهد و در آرزو به کمتر از رسیدن به مقام آنها اصلاً قانع نیست. اگر کسی قانع است که یک دکتر یا مهندس شود بعد بمیرد، قانع است رئیس جمهور شود بعد بمیرد، قانع است تاجر شود بمیرد، قانع است یک ورزشکار با ۱۰ مدال طلا باشد بعد بمیرد، این اصلاً انسان نیست، اینان انسان نیستند و این اصلاً خود را به عنوان یک انسان نشناخته است، انسان وقتی فهمید چه کسی است، دیگر به کمتر از معصوم نمی‌تواند دل ببندد. قیمتم همان است، لیاقت من همان است، برای همین هم در زیارت عاشورا که با زبان بخش انسانی تنظیم شده است، همیشه به حضرت می‌گوید: «ان یجعلنی معکم فی الدنیا» می‌خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم، می‌خواهم سبک زندگی من سبک زندگی شما باشد، می‌خواهم به مقام شما برسم، همه آرزوها فقط آن است. زیارت عاشورا، علت اینکه خیلی از افراد نمی‌فهمند آن را، همین است که با زبان‌های علمی یا زبان‌های جنسی یعنی از بخش خانم و آقا آن را می‌خواند یا از بخش‌های دیگر زیارت عاشورا را می‌خواند، برای همین اصلاً محتوای زیارت عاشورا برای او قابل فهم نیست. کلمات آن کلماتی نیست که خود این بخواهد بگوید یا اصلاً بفهمد که دارد چه چیز می‌گوید. عربی هم می‌خواند. چون اصلاً نمی‌داند چیست. می‌گوید حالا گفته‌اند حالا این را بخوانم مثلاً مشکل مالی ام حل شود. این زیارت عاشورای جمادی را دارد می‌خواندیا می‌خواهم شفا پیدا بکنم زیارت عاشورای گیاهی است. شوهر کنم یا زن بگیرم، مشکل خانوادگی من حل شود. این زیارت عاشورا را با بخش حیوانی خود می خواند، یا نه مثلا دکتر شوم، مهندس شوم، در کنکور قبول شوم. این دارد با بخش عقلی و فرشته‌ای خود می‌خواند. آدم وقتی که زیارت عاشورا بخواند اصلاً ماجرای آن زمین تا آسمان فرق می‌کند. آدم فرق می‌کند. اگر کسی فهمید آدم است از جنس اهل بیت است، وقتی زیارت عاشورا را می‌خواند با بخش انسانی خود زیارت عاشورا را می‌خواند. لذا آن واژه‌هایی را که در مقابل انسان به کار می‌برد، یک انسان دارد با یک انسان حرف می‌زند. دستم را نگاه کنید، شما در زیارت عاشورا به هیچ وجه آرزو آرمان و عشقی در این چهارتا ندارید در زیارت عاشورا. این زیارت عاشورا کلا ادبیاتش ادبیات بخش انسانی است. یک آدم دارد با پدر خود و با خانواده آسمانی خود حرف می‌زند و معشوق های خود دلتنگی‌های خود و آرزوهای انسانی خود را مطرح می‌کند‌. برای همین اگر من به بلوغ نرسیده باشم، زیارت عاشورا را که می‌خوانم آن واژه‌ها دقیقاً از قلب من بر نمی‌آید. مثل اینکه من الان تقلیدی یک چیزی را می‌خوانم. مثل یک بچه ۵ ساله است، که یک ترانه عاشقانه را مثلاً گوش کرده و یاد گرفته است. این بچه ۵ ساله مثلاً ترانه‌های عاشقانه‌ای را که می‌خوانند، یک نفر برای یک خانم می‌خواند و یک نفر برای یک آقا می‌خواند، این هم مثلاً همان را حفظ کرده و همان جور ترانه عاشقانه را می‌خواند. ولی این بچه ۵ ساله اصلاً بلوغ جنسی ندارد که عاشق شود مثلاً یا اصلاً بخواهد آن واژه‌ها را دقیقاً مناسب قلب خود بگوید. ما هم زیارت عاشورا را چون بلوغ پیدا نمی‌کنیم اصلا بدون بلوغ می‌خوانیم. مثل یک بچه ۵ ساله است که دارد یک شعر عاشقانه را می‌خواند؛ ولی آن را با قلب خود نمی‌خواند و آن را با حافظه خود می‌خواند، با ذهن خود دارد آن را می‌خواند. پس اگر من فهمیدم چه کسی هستم، یک مربی لازم دارم به بزرگی خودِ من، که اهل بیت (علیهم السلام) می‌شود. این است که رمز عید غدیر همین است هر کس فهمید که غدیر چرا انقدر اهمیت دارد؟ چرا غدیر انقدر مهم هست؟ چون پیامبردر غدیر فرمود بعد از من که متخصص معصوم هستم شما باید یک متخصص معصوم دیگر بالای سر شما باشد که به بزرگی او تربیت شوید، اگر متخصص معصوم بالای سر شما نباشد انسان‌ها به شکل حاکم‌های خود در می‌آیند، حاکم چون اگر کوچک باشد زیر مجموعه خود را کوچک تربیت می‌کند. ولی (كَما تَكُونوا يُوَلّى علَيكُم) حضرت می‌فرمایند، شما شخصیت شما هرگونه باشد، ولی تان هم همان شکل می‌شود؛ یعنی بالاخره می‌روید ویک ولی انتخاب می‌کنید که به شخصیت تو بخورد، اگر یک شخصی فهمید که انسان است، یک ولیّ را می‌خواهد که اندازه خودش باشد یعنی به کمتر از انسان کامل و خلیفة الله راضی نمی‌شود.

آدم‌ها وقتی فهمیدند که نیاز به خلیفه الله دارند، دیگر خلیفة الله برای آنها می‌شود شخصیت اول زندگی آنها. در صدر اسلام بعد از پیغمبر و غدیر، چرا مردم امیرالمومنین علیه السلام را نخواستند. با اینکه دو ماه قبل از رحلت پیغمبر همه با امیرالمومنین بیعت کردند، به محض اینکه پیغمبر از دنیا می‌رود، همان کسانی که جزو اولین نفراتی بودند که بیعت کرده بودند، با امیرالمومنین به عنوان امام و ولی اولین کسانی بودند که او را خانه نشین کردند و مقام او را غصب کردند. خانه او را آتش زدند، همسر او را به شهادت رساندند، بعد بقیه بچه‌های آنها را به شهادت رساندند. چرا؟ چون این‌ها اساساً نمی‌خواستند که به این بزرگی تربیت شوند، چون دنیا را می‌خواستند و امیرالمومنین برای کسی که دنیا را می‌خواهد، امام خوبی نیست، رهبر خوبی نیست. لذا آدم‌ها می‌گردند دنبال رهبرانی که مثل خود آنها باشند و در طول زندگی این ۱۳ معصوم مردم نفهمیدند آدم هستند. بنابراین این ۱۳ تا را در کمال غربت و مظلومیت، تنهایی کشتند و به شهادت رساندند. هیچکس هم ناراحت نشد که مثلاً حالا که دارند می‌کشند، نگذارید بکشند، این اصل ما است، حقیقت ما است، امام ما است، ما بدون این اصلاً نمی‌توانیم حرکت انسانی و زندگی انسانی داشته باشیم، هیچکس فکر اینان نبود. ائمه در زندان کشته می‌شدند و سیر آنها هم سیر خیلی خیلی غریبانه‌ای بود؛ یعنی از امیرالمومنین که مثلاً خود او هم به مقام خلافت نیز می‌رسد، امامت جامعه را دارد، امام حسن (علیه السلام) را خیلی کم تحویل می‌گیرند، امام حسین را آنگونه می‌کشند، امام سجاد باز خیلی غریب‌تر می‌شود، امام باقر و صادق نیز همینطور. به امام کاظم می‌رسد. امام کاظم که او را به زندان می‌اندازند صدای هیچکس هم در نمی‌آیدکه یک خلیفه به این بزرگی و نماینده خدا در زندان است. آقا امام رضا را که اصلاً به خراسان تبعید می‌کنند، هیچکس هم از آن مردمی که مهبط وحی بوده آن جامدینه مکه، اصلاً دردشان نمی‌آید که دارند امام آنان را می‌برند مثلاً نگذارند که دارد می‌رود به غیبت دارد می‌رود به غربت، برمی‌گردند قشنگ برمی‌گردند همه مردم دارند زندگی خود را می‌کنند. اصلا برای آنها مهم نیست که آقا را دارند به اسارت می‌برندخراسان، مدینه کجا خراسان کجا. امام جواد که خیلی اوضاع بدتر می‌شود در همان جوانی او را می‌کشند و شهید می‌کنند، دیگر امام هادی را که اساساً در مدینه می‌آورند، خدا متوکل را لعنت کند، تحمل این‌ها را نداشته آقا امام هادی را از مدینه به سامرا می‌آورد به اسارت و در پادگان نظامی او را حبس می‌کند تمام کارهای او در نظارت است با اینکه حضرت بسیار در بین مردم محبوب است و دانش‌های زیادی را پزشکی، ریاضیات ، فلسفه، تاریخ، نجوم، فقه، اخلاق معارف ، علوم قرآنی همه این‌ها را حضرت تدریس می‌کردند، اما این‌ها به شدت و آنقدر حسادت داشتند و می‌ترسیدند که مبادا مردم به اینان گرایش پیدا بکنند حضرت را از مدینه به سامرا می‌آورند که او را حبس می‌کنند که کسی به آنان دسترسی نداشته باشد در همین غربت آقا کشته می‌شود. در همین غربت آقا امام عسکری به دنیا می‌آیند، و در همین غربت آقا امام زمان به دنیا می‌آید و که اساسا می‌خواستند از قبل از تولد او را بکشند. بارها به خانه امام عسکری حمله می‌کنند که بلکه امام زمان را پیدا بکنند. چون شنیده بودند و می‌دانستند این امام دوازدهم هست و این است که بساط ظالمین را بر می‌چیند همیشه بازرسی می‌کردند که مثلاً حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها باردار است چون حمل ایشان هم مخفی بوده است مثلاً او را بکشند، بارها به خانه آنان حمله می کردند بالاخره امام زمان در فضایی بسیار تاریک و پر از اختناق و ترس، در آن فضا ایشان به دنیا می‌آیند و مخفی هم هست امام عسکری او را ۵ سال مخفی نگه می‌دارد بعد از اینکه به شهادت می‌رسند فقط امام زمان می‌تواند بیاید یک نماز بخواند بالا سر پدر خود، بعد فرار می‌کند و غایب می‌شود تا ۶۹ سال بعد منتظر بودند که در این ۶۹ سال بلکه شیعیان بفهمند امام لازم دارند خلیفه لازم دارند و باید از او حمایت کنند. می‌بینند نه حمایتی از کسی نمی‌شود و کسی هم او را نمی‌خواهد به غیبت کبری می‌روند، تا مردم خودشان بفهمند امام لازم دارند، خلیفه لازم دارند. خدا هم چون سنتش اختیار است، به زور امام را به ما نمی‌دهد، کما اینکه به حضرت علی هم گفتند اگر تو را نمی‌خواهند برو و در خانه بنشین. پیغمبر هم به امیرالمومنین گفت باید تو را بخواهند ، به حضرت زهرا فرمودند پس چرا امیرالمومنین می‌توانست با شمشیر جلوی این ماجرا را بگیرد چرا نگرفت؟ فرمود: مگر نمی‌دانی که مثل  «مَثلُ الْامامِ مَثَلُ الْکعْبَةِ، یأتي وَ لَا يُوتي» باید پیش او بیایید نه يؤتي ولا يؤتي شما خودتان باید پیش او بروید او پیش شما نمی‌آید. امام به زور که نمی‌تواند بیاید به مردم بگوید مردم من همان کسی هستم که شما می‌خواهید هدایت شوید پس باید به زور بیایید از من هدایت بگیرید. نه امام می‌گوید هر وقت خواستید بگویید من بیایم برای همین هم خداوند ۱۲۰۰ سال همین طور صبر می‌کند که خود انسان‌ها تغییر کنند و خود آنها بفهمند که به امام احتیاج دارند، خدا در قرآن چند بار فرمود: « انّ الله لا یُغیرُ ما بِقومٍ حتی يُغَيِّر ما بِانفُسِهِم» خداوند سرنوشت هیچ آدم و هیچ گروهی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خود او دوست داشته باشد که تغییر کند. من گاهی وقت می بینم که بعضی از خانم‌ها می‌آیند راجع به شوهر خود صحبت می‌کنند می‌گویم بگو شوهرت بیآید می‌گوید نمی‌آید این اصلاً از اینکه مشاوره برود متنفر است می‌گویم وقتی که خود او نمی‌خواهد شما می‌خواهید چه چیزی را تغییر دهید یا پسر هم اینطور است و دختر هم اینطور است. مثل اینکه شما بروید پیش دکتر و بگویید فرزندم سرطان دارد بعد هم به او می‌گویید که او را بیاورید تا درمان کنیم شما می‌گویید برای درمان نمی‌آید چطور می‌شود این را درست کرد. بنابراین یک چیز از اول خداوند برداشت. فرمود: دین من دین اجباري و الزامی نیست کسی به زور نمی‌تواند دیندار شود کسی به زور نمی‌تواند آدم شود خود او باید برای رشد بخواهد. لذا می‌بینیم وقتی ائمه را می‌کشند خداوند هیچ کاری نمی‌کند و جلوی مردم را نمی‌گیرد که امیرالمومنین را نکشند و جلوی مردم را نمی‌گیرد که حضرت زهرا را نکشند. جلوی مردم را نمی‌گیرد که امام حسن را تیرباران نکنند حتی جنازه اش را. موقعی که عاشورا به وجود می‌آید خداوند فقط نگاه می‌کند یعنی کاری نمی‌کند می‌گوید لیاقت مردم همین است. من صبر می‌کنم تا یک زمانی این مردم بفهمند که به امام احتیاج دارند. لذا به امام دوازدهم می‌گوید که تو برو غایب شو برو و یک گوشه دور از چشم چون دست مردم به تو هم برسد تو را هم می‌کشند. شیعیان هم کسی نیستند که بیایند و اینقدر عرضه و غیرت و لیاقت ندارند که بیایند و از تو محافظت کنند. لذا امام هادی علیه السلام در آن غربت از دنیا می‌رود و به شهادت می‌رسد امام عسکری هم همینطور. خود آقا هم ۱۲۰۰ سال تعبیری که علی علیه السلام دارد (الشريدُ الطريدُ الفريدُ الوحيد؛ ) آواره ی ترد شده ی تنها و یگانه است . این وضعیتی است که امام دارد. امام چه وقت می‌آید زمانی که مردم بفهمند که امام می‌خواهند، مردم بفهمند

(بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شود)

مردم به یک بلوغی برسند که بفهمند آدم هستند انسان هستند و بدون متخصص معصوم و بدون رهبر الهی به سعادت دنیا و آخرت نمی‌رسند. تا آن زمان مردم فقط اراذل و اوباش و فاسدان و شاهان ظالم و فاسد را فقط به عنوان پادشاه می‌پذیرند. زمانی که انسان فهمید که انسان است، دیگر نمی‌تواند تن به ولایت طاغوت و پادشاه‌ها و سلاطین بدهد. می‌گوید: آقا من یک کسی را می‌خواهم که لیاقت من را داشته باشد و این داستان این گونه بود. حالا ائمه چون می‌دانستند که باید یک زمانی مردم به این نتیجه برسند از همان موقع یک نظمی را، یک برنامه‌ای را ایجاد کردند، به خصوص آقا امام هادی علیه السلام، یک شبکه وکالتی قدرتمندی را ایجاد کرد، مردم یواش یواش با دین، مفاهیم دینی و حقیقت خود آشنا شوند، بالاخره این نقشه‌ای بود که همه داشتند. پس باید یک زمانی مردم بفهمند که امام می‌خواهند و بگویند حالا ما معصوم را می‌آوریم. معصوم اگربخواهد بیاید آن ۱۳ نفر چرا رفتند؟ آن ۱۳ نفر چرا کشته شدند؟ دلیل کشته شدن آنها چه چیزی است؟ اصلاً دلیل آوارگی این امام آخری که زنده است،۱۲۰۰ سال دلیل آن چیست؟ چرا نمی‌آید؟ مگر بی‌رحم است؟ مگر بی‌عاطفه است؟ او امام ما است، پدر ما هم هست و هر شب و هر روز هم به قول خود آنها برای ما گریه می‌کنند ولی مسئله این است که آن دو مشکل چون زوری هم نمی‌شود، با علم غیب هم نمی‌خواهند بیایند، مردم اختیار دارند می‌خواهد که مردم با اختیار خود امام را بیاورند. از این طرف هم مردم تصمیم نمی‌گیرند که این کار را بکنند. امام زمان ایستاده ببیند بچه‌های او چه زمانی می فهمند که به پدر و امام احتیاج دارند، بچه‌های او چه زمانی می‌فهمند، حقیقت شان امام است. فرزندان او چه زمانی می‌فهمند آدم هستند و اساساً با غیرتخصص معصوم نمی‌توانند رشد کنند، نمی‌توانند رشد انسانی کنند. این مسئله است، چه جوری می‌شود این کار را کرد؟

در قرآن کریم می‌فرماید همه انبیا بشارت این امامی را که می‌خواهد در آینده بیاید و بالاخره زمین را نجات دهد و آدم‌ها را به بزرگی خودش به عنوان خلیفه الله تربیت کند داده‌اند، این بشارت را داده‌اند. در همه کتاب‌های آسمانی است. من انجیل را خوانده‌ام، تورات را خوانده‌ام، اوستا را خوانده‌ام، حتی با دانشمندان آنها و روسای آنها هم صحبت کرده‌ام، همه بزرگان این ادیان می‌گویند یک منجی قرار است بیاید و زمین را بالاخره نجات بدهد. حالا برای این منجی شرایطی شکل و شمایلی اسمی شرایط ظهوری این‌ها همه در کتاب‌های مسیحی‌ها هم یهودی‌ها هم اوستا هم کتاب‌های حتی غیر ادیان آسمانی ذکر شده است و حتی اسم او را هم گفته‌اند. جالب است بدانید منجی و امام زمان ما اسم مشترک در همه ادیان دارد؛ یعنی همه ادیان اسم مشترک ایشان را همه دارند. اسم امام زمان که صدا می‌کنیم من بگویم همه شما بلند می‌شوید می‌ایستید و سلام می‌دهید، آن اسم در همه کتاب‌های دینی وجود دارد. همه گفتند که قرار است این آقا بیاید،این آقا کی می‌آید؟ کی می‌تواند بیاید؟ زمانی که آن موانعی که برای پدرهای ایشان بودن وجود نداشته باشد. الان چرا غایب هستند؟ چرا غایب است؟ دو دلیل امام فرموده‌اند یکی اینکه امنیت ندارند اگر بیایند دوست دارند بیایند بالا سر ما ما را بزرگ تربیت بکنند عدالت را همه جنبه‌ها ایجاد بکنند ما را نجات بدهد جنبه‌های جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی ما را به اوج و سعادت برساند، ولی اگر امام بیاید کشته می‌شود، امنیت جانی ندارد به حضرت فرمودند چرا نمی‌آید؟ برای اینکه امنیت ندارند او را می‌کشند اگر بیاید او را می‌کشند دیگر اینکه او را حتی نمی‌خواهند باید او را بخواهند مردم این امام و این متخصص معصوم را باید بخواهند تا بیاید یعنی حاضر باشند بهای آن را بپردازند. پس برای امام زمان دو کار باید کرد، چه کار باید کرد؟

بتوانیم و عرضه داشته باشیم امنیت ایشان را حفظ بکنیم که آقا اگر بیایید ما نمی‌گذاریم کسی تو را بکشد. ما جان تو را حفظ می‌کنیم ۲. به اندازه کافی در کنارت هستیم که تو بتوانی جهان را پر از عدالت کنی. با اینکه دشمنان تو نمی‌خواهند حاضرهستیم با دشمنان تو درگیر شویم نگذاریم به تو آسیب برسانند و حاضر هستیم آنها را نابود کنیم تا زمین آزاد شود. بشارتی که خداوند در قرآن داده است چیست؟ «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» ما در زبور بعد از تورات هم این را گفته‌ایم که زمین را بندگان صالح ما به ارث می‌برند. خوب دقت کنید. چون شما باید الان یک فهم داشته باشید از زمان خود و مسئولیت خودتان و رسالت خودتان. این خیلی مهم است اگر کسی این را نفهمد و بمیرد حضرت فرمودند به مرگ جاهلیت مرده است. این مرد جاهل اصلاً از دنیا رفت. مهمترین مسئله زندگی ما این است که من الان نسبت به این آقا نسبت به متخصص معصوم چه وظیفه‌ای را دارم؟ پیامبر فرمود: هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد (شیعه و سنی هم این را نقل کرده‌اند،) به مرگ جاهلیت مرده است. گفتن آقا جاهلیت یعنی چه؟ فرمود کفر و ضلال و نفاق. نماز می‌خواند روزه می‌گیرد این‌ها اصلاً باید امام خود را بشناسد. باید متخصص معصوم خود را هر کس بشناسد. الان در زمان من متخصص معصوم چه کسی است؟ کجاست؟ چه کار می‌کند؟ و من الان در قبال او چه وظیفه و رسالتی را دارم؟ می‌فرماید که ما مژده دادیم گفتیم که بندگان صالح ما یک زمانی وارث زمین می‌شوند؛ یعنی زمین را به ارث می‌برند تا آزاد شود و همه بتوانند هدایت شوند. وارث یعنی چه؟ خوب دقت کنید کلمه وارث چه چیز دارد؟ الان به شما می‌گویند به فلانی ارث رسیده است، به من ارث رسیده است. یک قسمت غم انگیز و یا یک قسمت منفی دارد آن چیست؟ مرگ کسی یعنی کسی مرده است و به من ارث رسیده است. وقتی می‌گوید این‌ها وارث زمین می‌شوند یعنی چه؟ یعنی الان دست آنها نیست و وارث نشده‌اند می‌گوید وارث می‌شوند، یعنی در دست آنها نیست. چه چیز را می‌خواهند بگیرند؟ زمین را. الان زمین در دست چه کسی است صالحین که نیست دست چه کسی هست؟ دست کفار است، دست استکبار است. پس باید اگر بخواهند از چنگ آنها در بیاورند، وقتی می‌گوییم به ارث می‌برند یعنی چه؟ یعنی باید آنقدر قوی شوند که بتوانند آنها را بمیرانند. چون آنها زمین را دست کسی نمی‌دهند. چون عاشق دنیا هستند، زمین را به کسی نمی‌دهند. شما باید آنها را بمیرانید تاتا زمین را بتوانید به ارث ببرید. لذا در آیه بعدی خیلی حرف قشنگی می‌زند. خواهش می‌کنم دقت کنید. این آیه ۱۰۵ انبیا است. در آیه ۱۰۶ می‌فرماید که «إِنَّ في هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدينَ» در این داستانی که من خدا می‌گویم در این حرفی که من خدا می‌زنم که بندگان صالح من زمین را به ارث می‌برند یک پیام برای هر دینداری است. اگر کسی دین دارد، خداوند می‌گوید من پیام خود را داده‌ام و حرف خود را زده‌ام. دین یعنی چه؟ دین را معنا کردیم. گفتیم دین یعنی چیزی که مجموعه مقرراتی و قوانینی هست که به هر انسانی کمک می‌کند که خلیفه الله شود. دین آمده برای چه؟ برای اینکه ما مظهر خدا شویم. اگر بخواهیم مظهر خدا شویم یعنی با مربی خود یعنی رحمان و رحیم، ارتباط بگیریم. لذا دین یعنی رحمانیت و رحیمیت.

حالا شما دقت کنید به علامه گفتند دین یعنی چه فرمود: دین یعنی بسم الله الرحمن الرحیم علامه خدا رحمت کند آیت الله حائری شیرازی رامی‌فرمودند که دین یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت. این یعنی دین. اگر کسی رحمان نیست دین ندارد. اگر کسی مهربان نیست مردم جهان را دوست ندارد یعنی دین ندارد. رحمان نیست و رحیم نیست. پس دین یعنی چه؟ دین یعنی مهربانی نسبت به همه مردم جهان و مهربانی ویژه نسبت به مومنین، این کل دین است. وقتی به پیغمبر می‌گویند فلان خانم شب‌ها تا صبح عبادت می‌کند و روزها روزه می‌گیرد اما کمی زبانش تند است. پیامبر می‌فرمایند (لا خیر منها هی من اهل النار ) هیچ خیری در این آدم نیست. این جهنمی است. تو وقتی بد اخلاق هستی کینه داری گذشته یادتو می‌آید زودرنج هستی و عصبی هستی مسلمان نیستی، دین نداری. خیری هم در این آدم نیست.

گفتیم ۳ علامت برای دینداری است، بگویید رحمانیت ، آرامش، شادی. اصل آن هم رحمانیت است. اگر رحمانیت نباشد دیگر آرامش وشادی هم وجود ندارد. پس آدمی که بد اخلاق است به قول پیغمبر فرمود: (سُوءُ الخُلْقِ ذَنْبٌ لا یُغْفَرُ)بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، پس دین یعنی مهربانی، آیه چه می‌گوید، اگر شما دین دارید این حرفی را که من زدم که صالحین زمین را به ارث می‌برند برای شما یک پیام دارد. پیام آن چیست؟ اگر تو دین داری و مهربان هستی باید برای همه مردم زمین امام زمان را بخواهی، نجات زمین را دوست داشته باشی، بخواهی همه آدم‌ها بزرگ تربیت شوند. اگر نمی‌خواهی خیر به همه انسان‌ها برسد امام زمان بیاید و انسان‌ها را نجات بدهد پس تو نسبت به امام زمان بی‌رحم هستی که می‌خواهی آوارگی او طول بکشد، نسبت به میلیاردها انسان روی زمین بی‌عاطفه هستی با اینکه همه آنها بچه‌های امام زمان هستند، نمی‌خواهی اینان آدم شوند و رشد بکنند و مسلمان شوند. ما اصلاً با همین دیدگاه زندگی کرده‌ایم که الان چینی‌ها دین ندارند، ژاپنی‌ها دین ندارند. خدا رحمت کند آیت الله بهجت را می‌فرمودند: من اگر شب‌ها برای شیعیان دعا نکنم برای چینی‌ها دعا می‌کنم. چون یک انسان رحمانی است؛ یعنی هدایت را برای آنها هم می‌خواهد. ما اگر در این ۴۰ سال مسئولین ما رحمان و رحیم بودند، آنهایی که وظیفه تبلیغی داشتند، رئیس جمهورهای ما، نماینده های مجلس ما، وزرایمان، کسانی که وظیفه کار تبلیغی داشتند، الان اسلام همه جای دنیا را گرفته بود، ما به بقیه می‌گفتیم به ما چه بیشتر سعی کردیم به جای اینکه این‌ها را دوست داشته باشیم و به این‌ها نزدیک شویم با آنها فاصله گرفتیم و دشمنی کردیم. او هم بچه امام زمان است، او هم بنده خدا است، او هم دوست داشتنی است. من باید عرضه داشتم و دین خود را به او معرفی می‌کردم. آقا امام رضا فرمود اگر مردم واقعاً زیبایی‌های کلام ما را بشناسند همه تابع ما می‌شوند. ما مسلمان‌ها ، شیعیان مبلغین، مربیان ، معلم‌ها، عرضه نداشتیم زیبایی‌های کلام امام را به مردم بچشانیم. لذا آقا امام هادی علیه السلام برای ما یک برنامه دقیق ریاضی و مهندسی چیده است که جامعه کبیره است. جامعه کبیره را حتماً اگر هیچ چیز در حرم نخوانید بروید فارسی همین را بخوانید قشنگ‌ترین زیارت و کامل‌ترین زیارت یک معصوم جامعه کبیره است، چون آنجا تو هم با امام خود آشنا می‌شوی هم با لیاقت های خودت آشنا می‌شوی. هم می‌فهمی امامت کیست و هم می‌فهمی خود تو چقدر بزرگ هستی که همچین امامی داری. لذا آنجا امام هادی برای ما یک سبک زندگی بی‌نهایت دقیق را برای ما طراحی کرده است که در یک بخش آن می‌گوید که من می‌خواهم یک جوری باشد که « لایبقی ملک مقرب و لانبی مرسل و لاصدیق و لاشهید و....» ببینید هیچ پیغمبر مرسلی، صدیقی شهیدی ،مومنی، مومن صالح مثلاً هیچ کافری، هیچ فاسقی، هیچکس وجود نداشته باشد، مگر اینکه همه آنها شما را بشناسند و عظمت شما را بشناسند‌. برای ما سبک زندگی تعیین کردند. می‌گوید تو زمانی می‌توانی به مقام ما برسی که تلاش تو این باشد که همه دنیا ما را بشناسند «إِلاَّ عَرَّفَهُمْ جَلاَلَةَ أَمْرِكُمْ، وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ» زمانی که همه، عظمت شما قدر شما و لیاقت شما بشناسند. جامعه کبیره برای ما تعیین سبک زندگی می‌کند. می‌گوید تو به میزانی با ما نزدیک هستی و انسان هستی و به خلیفة اللّهی نزدیک هستی که تلاش می‌کنی همه جهان پدر خود و خانواده آسمانی شان را بشناسند، تلاش می‌کنی دنیا از یتیمی در بیاید، تلاش می‌کنی که مردم بفهمند امام پدر آنها است، تلاش می کنی همه بچه‌های اهل بیت را که ایتام اهل بیت هستند همه خانواده آسمانی خود را بشناسند. این آن چیزی هست که جامعه کبیره آن را یاد می‌دهد «إِلاَّ عَرَّفَهُمْ جَلاَلَةَ أَمْرِكُمْ، وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ، وَ كِبَرَ شَأْنِكُمْ»، همه بشناسند. پس رسالت ما این است. برای همین در آیه بعد می‌فرماید: «إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ» در این حرف من خدا که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند یک پیام وجود دارد، برای هر کسی که دین دارد؛ یعنی اگر دین داری باید بیایی و صالحین را زیاد کنی عملیات وراثت که جنگیدن با استکبار است، از بین بردن از آن را انجام دهید و زمین را برای امام زمان آزاد کنید. کسی که روح جهاد مبارزه با استکبار را ندارد آدم بی‌عاطفه و بيرحمی است. کسی که اجازه می‌دهد استکبار، طاغوت ها، انسان‌ها را نگذارند رشد کنند و بفهمند چه کسی هستند، با سلول‌های سرطانی روح آدم مبارزه نکنند، آدم بی‌عاطفه‌ای است. مثل پزشکی است که می‌تواند خیلی‌ها را نجات دهد، ولی نجات نمی‌دهد. لذا حضرت می‌فرمایند: دینداری یعنی اینکه تو مخالفت کنی با اینکه یک آدم حتي در این دنیا بد رشد کند یا حتی رشد نکند. پس اگر واقعاً دین دارید باید بیایید وراثت را درست انجام دهید، یعنی آنقدر قوی شوید، صالحین آنقدر قوی شوند که بتوانند با میراندن استکبار زمین را آزاد کنند. همه ی آدم‌ها بتوانند به بزرگی معصوم تربیت شوند یا اگر کسی این را نخواهد بی‌عاطفه است. اگر کسی این را نخواهد بی‌رحم است. لذا خداوند وقتی دین پیغمبر را هم معنا می‌کند دین پیغمبر را مهدوی معنا می‌کند؛ یعنی با توجه به آخرالزمان معنامی‌کند «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» او کسی هست که پیامبر خود را با هدایت به دین حق مي فرستد، تا بر همه ادیان غلبه کند؛ یعنی یک زمانی این دین پیغمبر همه جهان را فرا بگیرد. به آقا امام صادق علیه السلام عرض کردند پس چرا نشد چرا وقتی پیغمبر آمد دین او جهانی نشد فرمود مهدی ما قرار است این کار را بکند. پس معنی آیه چیست: « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ ( مهدی) علي الدِّينِ كُلِّهِ » تا مهدی بیاید و بر همه ادیان غلبه کند در این صورت پیغمبر چیست؟ پیغمبر مقدمه است برای مهدی امیرالمومنین یک مقدمه است برای مهدی حضرت زهرا امام حسن امام حسین همه ائمه برای مهدی مقدمه هستند، برای همین هم این‌ها از روز اول چون می‌دانستند مهدی قرار است بیاید و باید بیاید طراحی پیغمبر امیرالمومنین حضرت زهرا، امام حسن امام حسین زمینه سازی جهان بوده است برای اینکه مهدی بیاید و دنیا را آزاد کند. یعنی سبک زندگی اینان به شدت به این سمت بوده است که زمین را برای مهدی آماده کنند سیاست‌های آنها همیشه همین شکلی بوده است. قرآن شرط ظهور مهدی را چه چیز می‌داند؟ یعنی شرط نجات انسان‌ها را چه چیز می‌داند؟ الان گفتیم بگویید اینکه صالحینی باشند زیاد، قدرتمند تا بتوانند با استکبار درگیر شوند و وراثت را انجام بدهند. این شرط آن است. مهدی همینطور یک دفعه نمی‌آید. اینکه می‌گویند پر از ظلم و جور شده است مهدی در جایی که پر از ظلم و جور شده است یک دفعه نمی‌آید. چون کسی نیست که از او بخواهد. کسی نیست که او را کمک کند. اصلاًحرف غیرمنطقی است که مهدی یک زمانی بیاید که اگرقرار بود پر از ظلم و جور باشد که اصلاً مهدی را می‌خواهد، مهدی را باید بخوانند. امام را باید بخوانند تا بیاید باید او را دوست داشته باشند. پس این صالحین باید آنقدر قوی بشوند تا هم شرایط نظامی آمدن حضرت را فراهم بکنند، هم امنیت آن را حفظ بکنند و هم غیر از آن این صالحین باید از لحاظ فرهنگی آنقدر قوی باشند که شیعیان را حداقل و جهان اسلام را و دنیا را برای پذیرش مهدی آماده کنند.

سوال. این صالحین چگونه قرار است بیایند و این کار را بکنند؟ قرآن می‌گوید صالحین می‌آیند و این کار را می‌کنند ولی چگونه؟ یعنی این صالحینی که قرار است بیایند و آنقدر قوی شوند که این کار را بکنند کجا هستند و چگونه می‌آیند؟ خود قرآن هم جواب می‌دهد. ۸ آیه خداوند برای صالحین آورده است که این صالحین که قرار است در آینده بیایند، شیعه و سنی هم اختلاف ندارند، لااقل در هفت آیه آن شیعه و سنی با همدیگر وحدت دارند. یک آیه آن را فقط شیعه می‌گوید هیچ اختلافی در آن وجود ندارد که در این هشت آیه پیغمبر در شرح این ۸ آیه فرمود: "ایرانی‌ها" هستند که در آینده می‌آیند این کار را می‌کنند. خداوند ایرانی‌ها را برای این مقطع از تاریخ انتخاب کرده است. ایرانی‌ها قیام می‌کنند حکومت تشکیل می‌دهند، دولت تشکیل می‌دهند، نیروی نظامی و فرهنگی پیدامی‌کنند و کسانی را تربیت می‌کنند که ۱. عرضه دارند از جان امام زمان شان محافظت بکنند، ۲. عرضه دارند که کنار امام زمان خود جهان را فتح بکنند. غیر از این هم راه دیگری ندارد. ۸ آیه است و شوخی نیست. ده‌ها حدیث معتبر از شیعه و سنی هم آن را نقل کرده‌اند، کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. یک جایی باید این صالحین به وجود می‌آمدند، یک جایی در روی این کره زمین باید صالحین جمع می‌شدند، قدرت تشکیل می‌دادند، حکومت تشکیل می‌دادند، دولت تشکیل می‌دادند، نیروی نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تشکیل می‌دادند تا بتوانند زمین را برای مهدی آماده بکنند ، هیچ جا غیر از ایران آمادگی این کار را نداشت چرا ؟ ایرانی‌ها یک خصوصیت‌هایی دارند، که حالا من هم احادیث را هم آیات را و هم فلسفه آن را، هم تاریخچه آن را ، همه را در کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان آورده‌ام این دو کتاب را حتماً سعی کنید، خیلی زود قبل از ماه رمضان آنهایی که نخوانده‌اند بخوانند. یکی انقلاب اسلامی و آینده جهان یکی نقش انسان در تقدیرات این‌ها را بخوانید که روح شما در روند رحمی این کار بیفتد، اگر نه باز ما بی‌معرفت نسبت به امام زمان از دنیا می‌رویم. این خیلی زشت است که ما هیچ نقشی نداشته باشیم. بنابراین وقتی که قرآن می‌فرماید: «إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ» خداوند حفظ کند امام عزیز ما را، رهبر عزیز ما را، من ندیده‌ام کسی به زیبایی ایشان این آیه را تفسیر کند.

ایشان می‌فرماید: دین دو چیز است ۱. فهم امیدوارانه ی آینده۲.ساخت آینده. غیر از این دین نیست فرمود هر کس دین را غیر از این بفهمد اصلاً دین را نفهمیده است. دین یعنی تو چقدر نسبت به آینده امیدوار هستی. آینده را می‌فهمی آینده یعنی چه؟ یعنی ظهور مهدی که زمان نجات انسان‌ها است ۲. چقدر برای آن تلاش می‌کنی و چقدر عرضه داری در این جریان قرار بگیری. دستم را نگاه کنید. اول پول، دوم وقت (بخش گیاهی) سوم آبرو چهارم علم و پنجم روح شما درگیر زمینه سازی نجات همه انسان‌های روی زمین است، تو وقتی به فکر انسان‌های روی زمین نیستی رحمان و رحیم نیستی، یعنی دین نداری یعنی آدم بی‌عاطفه‌ای هستی. تو تا فکر جهان رحمانیت یعنی همه کره زمین رحیمیت یعنی مسلمانان مومنین و شیعیان. تو وقتی همه را دوست نداری یعنی اینان همه خانواده تو هستند. اینان همه خواهر برادرهای اصلی تو هستند و تو بی‌دین و بی‌عاطفه هستی. دین نماز و روزه و حجاب و حج نیست دین رحمانیت و رحیمیت هست لذا آقا می‌فرمایند اگر کسی دین را این گونه نفهمد اصلاً دین را نفهمیده است. دین یعنی اینکه تو چقدر به امام زمان فکر می‌کنی به آن آینده، چقدر آن را می‌فهمی و چقدر برای آن تلاش می‌کنی و چقدر وجود تو در برطرف کردن موانع ظهور حضرت موثر است. انقلاب اسلامی انجام شد، اهل بیت از اول قرآن کریم ۸ آیه راجع به مردم ایران -حدیثش بخوانید من مفصل آنها را جمع کرده‌ام در کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان کامل مطالعه کنید که معصومین راجع به ایرانیان چه می‌گویند- پیامبر فرمود اهل بیت من بعد از من دچار تبعید و بلا و آوارگی هستند تا مردمی از شرق قیام کنند و پرچم را به دست صاحب آن برسانند، یعنی تا آن موقع اهل بیت من آواره هستند، تبعید هستند ۱۳ نفر از آنها که کشته شدند این یکی هم از بعد از تولدتا الان آوارگی دارد، تنهایی دارد. چه کسی امام زمان را از آوارگی نجات می‌دهداز تنهایی ؟ چه کسی به امام زمان می‌گوید آقا بیا من می‌توانم جان تو را حفظ کنم؟ مردم ایران‌. ایرانی‌ها دو نفر ولی فقیه را که نایب امام زمان است را امتحان دادند حفظ کردند. امام حسین وقتی می‌خواستند مردم عراق را امتحان کنند چه کارکردند؟ اول مسلم را فرستاد، کوفه را با مسلم امتحان می‌کندببینم با نماینده من چه کار می‌کنند، بعد به او گفتند آقا مسلم را کشتند در غربت، امام می‌دانست معنای آن این است که با من هم همین کار را می‌کنند و همان کار را هم کردند. امام زمان دو نفر ولی فقیه را خداوند تنظیم کرد ببیند مردم لیاقت دارند یا نه. می‌توانند با ولی فقیه کنار بیایند یا می‌توانند یا عرضه دارند امام خود را حفظ بکنند یا نه. ایرانی‌ها ثابت کردند که نه ما مثل بقیه نیستیم. قرآن هم جالب است قرآن وقتی راجع به ایرانی‌ها حرف می‌زند می‌گوید اینان مثل شما نیستند. به مسلمانان زمان پیغمبر می‌گوید کسانی را خداوند خواهد آورد که «لا یکون امثالکم ...ثم لا یکون امثالکم» این‌ها مثل شما دیگر نیستند در حدیث داریم که مثل شما دیگر امامان خود را آزار نمی‌دهند، اذیت نمی‌کنند. بهانه نمی‌گیرند. تنها نمی‌گذارند. اینان با بقیه فرق دارند. برای همین پیغمبر وقتی راجع به ایرانیان صحبت می‌کنند می‌گوید ( انا الیهم بالاشواق) من چقدر شوق دیدن اینان را دارم. چقدر دل من برای دیدن آنها تنگ شده است.‌ فرمود: سلام من را به برادران من برسانید گفتند: یا رسول الله مگر ما برادران شما نیستیم فرمود: نه شما اصحاب هستید. برادران من کسانی هستند که نه من را دیده‌اند و نه هیچ کدام از اوصیای من را دیده‌اند؛ اما آنقدر ایمان دارند که به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورده‌اند. اینان ایرانی‌ها هستند. ملت بی‌نظیری که از زمان حضرت آدم تا الان مثل آنها در تاریخ نیامده است در زمین مثل این ملت وجود نداشته است. حتی از زمان هیچ پیغمبری حتی پیغمبر اسلام و زمان هیچ امامی نبوده‌اند. فقط اینان هستند که پای کار معصوم می‌ایستند و با غیرمعصوم هم دوست ندارند کارکنند و اصلاً لیاقت خود را غیر از معصوم نمی‌دانند. برای همین برای اولین بار اینان انقلاب کردند و غیر از ولی فقیه که نائب امام زمان است به دستور امام هم اینان ولایت دارند را نپذیرفتند و گفتند: فقط ولیّ فقیه، با کس دیگر ما نمی‌توانیم. این هم برای این است که بیاید و امام زمان را برای ما بیاورد. انقلاب اسلامی در طول ۴۰ سال دو کاراصلی کرده است.یک. به تعداد کافی نیرو پرورش داد که اگر امام ظهور کندکه اگر کسی بخواهد امام را بکشد دیگر نمی‌تواند امام را بکشد، دو ولی فقیه را حفظ کرد ثابت کرد که می‌تواند از امام خوددفاع کند اجازه نمی‌دهد کسی به امام آنان نزدیک شود آن موقع امام رضا را راحت از آنجا به اینجا می‌آوردند همین جا هم او را کشتند و صدای کسی در نیامد. امام کاظم را راحت کشتند و بردند زندان اصلاًصدای کسی در نیامد آقا چرا امام من را به زندان انداخته‌ای. الان کسی می‌تواند ولی فقیه را بگیرد ببرد و بزند و زندان ببرد. کسی جرات دارد؟ دنیا می‌تواند همچین کاری کند؟ اگر می‌توانست در این ۴۰سال می‌کرد صدها نقشه ترور ریختند که هیچ کدام موثر نبود چون مردم امام خود را دوست دارند‌. پای کار امام خود و امام زمان خود هستند. امام زمان را از ولی فقیه خود بیشتر دوست دارند و بیشتر هم پای کار او هستند. دو) کاری که مردم ایران کردن این بود که به اندازه کافی لشکر برای نبرد آخرالزمان که منجر به وراثت می‌شود تربیت کردند. الان در ایران اگر امام زمان ظهور کند برای همین ماه رمضان سال آینده که مثلاً شب بیست و سوم یک دفعه جبرئیل صدا بدهد و صیحه آسمانی حضرت را معرفی کند بگوید امام شما دارد می‌آید چهار ماه بعد آن هم امام می‌آید اگر این را اعلام بکند فکر می‌کنید چند نفر از مردم ایران در لشکر امام زمان هستند؟ اصلاً شما کسی را می‌شناسید که در لشکر امام زمان نباشد؟ در این ۸۰ و ۹۰ میلیون نفر تازه این مال ایران است، عراقی‌ها، لبنانی‌ها، سوری‌ها، افغانی‌ها، پاکستانی‌ها، هندی‌ها، کشورهای دیگر، عربستان حتی من خبر دارم بالاخره من خیلی کشورها می‌روم برای تبلیغ کشورهای اروپایی، کشورهای آمریکایی، خیلی از آنها منتظر هستند. به ما هم می‌گویند اگر این صیحه بیاید، انقلاب اسلامی صدها میلیون نفر را آماده کرده است برای این کار، انقلاب اسلامی بسیار موفق و مقدس توانست جهان راآماده کرده است برای پذیرش انسان کامل. این معجزه انقلاب اسلامی و دو نفر ولی فقیهی هست که کرده اند که جهان را آماده کردند، ایران را ابرقدرت کردند و ابرقدرت‌ها را ضعیف کردند، در حد مرگ در سر اینان می‌زنند، قبلاً کسی جرات داشت پرچم آمریکا را آتش بزند یا یک مرگ بر آمریکا بگوید؟ ما آنقدر بدبخت بودیم که ۱۵۷ سال قبل از انقلاب زمان انقلاب دو سوم از خاک خود را از دست دادیم یک انگلیس پارس می‌کرد یک کشور از ما می‌کندند، روسیه پارس می‌کرد ۱۷ تا کشور از ما کندند بردند، اینگونه بود آمریکا انگلیس دو سوم خاک را بردند. ولی انقلاب اسلامی کاری کرد که همه دنیا روی ما ریختندو حتی یک وجب خاک راهم نتوانستند از ما بگیرند. این معجزه انقلاب اسلامی است. این کار ۲ ولی فقیه است که به ما عزت، قدرت، آبرو و شرافت در دنیا دادند و ایران را تبدیل کردند از یک کشور توسری خور بدبخت و مستعمره و تبدیل کردن آن را به یک ابرقدرتی که می‌زند در سر ابرقدرت ها و آنها جرات ندارند به آن نزدیک شوند، این کاری است که دو ولی فقیه برای ما کردند .حالا بحث را تمام کنم. وظیفه ما چیست؟

وظیفه تک تک ما این است که یک پیوند قلبی با امام خود برقرار کنیم؛ یعنی خود ما برویم در لشکر و ثبت نام کنیم و برای او موثر باشیم. در حیطه خانواده، در حیطه ازدواج، به خصوص در بحث فرزندآوری، اگر کسی فرزندآوری نکند، دروغ می‌گوید که من امام زمان را دوست دارم. اگر کسی به ازدیاد نسل شیعیان امام زمان کمک نمی‌کند و یا تنبلی می‌کند یا بی‌حوصلگی دارد، این دروغ می‌گوید که من می‌خواهم به امام زمان کمک کنم. ما باید به شدت به فرزندآوری توجه کنیم. این یک ظلم و جنایت و خیانت به امام زمان است و به همه انبیا و به همه شهدایی که زحمت کشیدند. ما باید لشکر امام زمان را تقویت کنیم. انسان‌هایی بیاوریم که ولایت را و روح ولایت معصوم دارند. پس این خیلی مهم است و جدا از این کار فرهنگی بکنیم. خیلی از شما معلم هستید، باید روش تربیتی فرهنگی مهدوی را بلد باشید، آموزش ببینید، اینکه حالا موسسه منتظران منجی و سایر موسسات دیگر که همراه هستند در مشهد، جای معلمان مهدوی زده‌اند زدند شما بیایید به عنوان یک معلم، یک مربی، یک روحانی ،یک پدر، یک مادر ، یاد بگیرید که چگونه کار فرهنگی مهدوی در ایران یا سایر ، چون به ۲۰ زبان دنیا داریم محصول برای همین موضوع تولید می‌کنیم. چه کار کنیم که دنیا خودش را برای ظهور مهدی آماده کند. این وظیفه تک تک ما است که خودمان را به این بزرگی تربیت کنیم، قوی کنیم و درگیر کنیم با این کار. بنابراین ما باید در آن ساختاری که می‌تواند به این بزرگی تربیت کند همه ما باید زیر چادر امام زمان برویم و پیوند بخوریم با او. چون ما اگر بخواهیم یا نخواهیم امام زمان می‌آید و به قول خود حضرت که فرمود: من به شما احتیاجی ندارم شما هستید که به من احتیاج دارید. ما برویم یا نرویم. آن کسی که نرفته است خیلی کلاه سرش رفته است. آن کسی که نرفته است خیلی می‌بازد. یک روزی من و شما و به زودی چشم در چشم امام زمان می‌شویم و خیلی شرم آور است که ما سر خود را بلند کنیم و در چشم حضرت نگاه کنیم و بگوییم آقا در طول عمرمان یک قدم هم برای شما برنداشتیم، یک غصه نخوردیم، یک گریه نکردیم، ۵ دقیقه دل ما برای تو تنگ نشد.

کمترین کاری که من دوست دارم بچه‌های مشهد انجام بدهند، (ان شالله آقای پارسا منش و بقیه دوستان همت کنند) این است که حداقل جمعه‌ها در یک جایی جمع شوید در یک مسجد یا یک حسینیه ای یا یک جمع شوید و یک استغاثه راه بندازید برای امام زمان، بالاخره آدم بچه‌ او سرطان دارد زن او می‌میرد، نمی‌دانم خدایی نکرده در مرض مرگ قرار دارد بچه‌او را می‌دزدند، ناموسش را می‌دزدند، استغاثه دارد. حرم امام رضا می‌رود بچه من را دزدیدند ناموس من را دزدیدند. پدر ما رفته و گم شده است‌. همه ما می‌رویم و پیش امام رضا استغاثه می‌کنیم چطور امام ما آواره است و ما استغاثه نداریم چطور امام ما تنها هست و ما اصلاً ناراحت نیستیم دلتنگی نمی‌کنیم گریه خیلی بی‌عاطفگی است. حداقل کاری که من توقع دارم و کمترین کار است که برای امام می‌توانیم بکنیم این است که بالاخره در یک جایی جمع شویم واقعا موثر است در مساجد، در حسینیه‌ها هرجا که می‌توانیم، دور هم جمع شویم، یک آل یاسین بخوانیم یا یک دعای استغاثه به حضرت همین (سلام الله الکامل الشامل التامه) دو رکعت نماز بخوانیم استغاثه کنیم. خدایا امام ما را برسان موانع او را برطرف کن؛ یعنی انقدر و در این حد دل ما بسوزد، حالا بعضی‌ها عرضه دارند اموال خود را درگیر می‌کنند، بعضی‌ها عرضه دارند وقت خود را درگیر می‌کنند، بعضی‌ها عرضه دارند بخش آبروی خود را می‌گذارند، بعضی‌ها عرضه دارند علم و تخصص خود را و هنرشان را می‌گذارند، بعضی‌ها عرضه دارند و عشق خود را پای حضرت می‌گذارند، پس وظیفه ما این هست که به اصطلاح کار جدی کنیم در این زمینه. حالا از معلمان عزیز که در این جلسه هستند، برای اولین بار آمده‌اند یا بقیه و سایر مبلغین ان شاالله حتما با دفتر موسسه در ارتباط باشند، آن دوره های تخصصی را طی کنند، ما یک دوره تخصصی دوم هم در بحث مهندسی فرهنگی داریم که خواهش من این است که این سه تا بحث را کار کنید حتماً. کسانی که می‌خواهند کار کنند:

یک) مهندسی آرزوها دو) مهندسی فکر سه. مهندسی فرهنگی، این را تا قبل از هجدهم کار کنید روی کانال ما بیایید ثبت نام کنید برای دوره آنلاین (مهندسی فرهنگی ۲) که انشاالله قرار است در اصفهان برقرار شود چون ظرفیت آن بسته است. کسی نمی‌تواند در آنجا ورود کند. برای ۳۰۰ نفر فقط فضا داشتیم بسته شده، ولی بقیه می‌توانند آنلاین شرکت کنند. آنهایی که می‌خواستند این‌ها را تخصصی یاد بگیرند حتماً تا قبل از هجدهم این سه بحث را کار کنند. بروند روی کانال ثبت نام کنند. برای بخش این سه ماه که رحم‌های وجودی قدرتمندی هست توصیه من این است که این سه کتاب را حتماً جوان‌های شما، خود شما، یعنی از راهنمایی به بالا همه می‌توانند آنها را بخوانند. این سه تا کتاب به نام نفحات را همه بخوانند (نفحات رجب، نفحات شعبان، نفحات ماه مبارک رمضان) ۳تا کتاب کوچک جیبی هست این سه کتاب را حتماً همه بگیرند و اگر کم هم بود آقای پارسامنش سفارش دهند از قم بیاورندیا تهران، و برای آن ۲ بخش کار مهدویتان آن دو کتاب خیلی مهم است یکی نقش انسان در تقدیرات یکی هم انقلاب اسلامی و آینده جهان. دیگر اگر حالا کسی کار دارد، راجع به مسائل ازدواج خود، تربیت بچه خود، در خانواده هر چیزی را که سوال دارد دیگر سراغ من نیایید که بخواهید تک تک بگویید. آنجا هم می‌توانید راحت بروید در سایت نوشته است مشاوره، اگر فرم را برای من پر کنید و بفرستید، خودم آن را برایتان مطالعه می‌کنم و جواب آن را برای شما ارسال می‌کنم. مفصل بنویسید من هم مطالعه می‌کنم برای شما برنامه را می‌فرستم یا نه پاکت‌های مشاوره را عزیزان بگیرند در برگه مشاوره ریز بنویسند که ما بتوانیم دقیقاً مطالعه کنیم. سرپایی و عجله ای خودتان هم نمی‌توانید حرف‌هایتان را بزنید. خیلی از حرف‌ها می‌ماند. پاکت‌ها را پر کنید و بگویید من یک مشاوره این گونه‌ دارم. در رابطه با همسر که من خواهم باردار شوم و اصلاً چگونه باردار شوم، تقویت ژن چگونه است، قبل از انعقاد نطفه حین انعقاد نطفه در دوران بارداری از ماه اول تا نهم من چه کاری را باید برای تقویت ژن‌هایم انجام دهم، با شوهرم چه کارهایی می‌تواند بکند، زن من چه کارهایی می‌تواند بکند، تولد می‌شود ۷ سال اول چگونه باشد، ۷ سال دوم چگونه باشدهفت سال سوم، یک کار تخصصی هست قشنگ سوالات خود را ریز مطرح کنید مطالعه می‌کنم و جواب آن را خواهم داد.

و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.