استغاثه؛ جلسه دهم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلي قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان صلوات ختم بفرمایید.
ما در فیزیک یک قاعده داریم که قبلا راجع به آن صحبت کردیم. قانون اینرسی یا قانون لختی. در این قانون می گوید شما وقتی که ماده دارید این ماده حرکتی از خودش نمی کند مگر اینکه از بیرون بهش نیرویی وارد شود. خودش نمی تواند حرکتی بکند و اگر هم حرکت خط مستقیم یکنواختی دارد متوقف نمی تواند بشود مگر اینکه نیرویی وارد شود و آن را کنترل بکند. این قانون در نفس هم وجود دارد. یعنی در نفس هم ما با قانون اینجوری روبرو هستیم. روح وقتی کشش پیدا می کند، کشش ها نیروهایی هستند که به روح وارد می شوند. یعنی وقتی شما به سمت امام زمان می آیید، به سمت خدا، به سمت زیارت، به سمت دعا و ذکر، کسی دارد این نفس را به این سمت دعوت میکند و این شرافت یه نفس را نشان میدهد که یه نفس به چه قیمتی رسیده که خدا و امام زمان دعوتش میکنند برای این کار. اگر ما بخواهیم این قاعده را بفهميم در ارتباط ما با آقا امام زمان باید فرمایش امام زمان را باید خوب بفهميم. ایشان می فرماید هیچ نیازی به شما ندارم و اگر ما شما را دعوت میکنیم یه کمک به خودمان بخاطر شماهاست. رفتار خدا در اینکه می گوید _چون خدا بالاخره کمال مطلق و بی نیاز مطلق است، صمد است، وقتی که صمد است به ما می گوید که «ان تنصروا الله» اگر خدا را یاری کنید واقعا احتیاج دارد خدا؟ خدا احتیاجی ندارد اما دار دنیا را دار اختیار آفریده وضعیت را به گونه ای قرار داده که ما را دعوت می کند به کمک بهشت. می گوید بیاید کمک کنید تا ببیند کسب اختیارا کمک به خدا و اهل بیت را میپذیرد یا نه؟ یا در مقابل کشش های دیگر تسلیم می شود و تعظیم می کند. این بسیار بسیار مهم است. برای همین حضرت فرمود ما به شما نيازی نداریم. «نحن صنایع ربنا و الخلق صنایعنا» ما ساخته خداوند هستیم. خداوند وجود ما را ساخته اما شما را از ما ساخته. نور شما و روح شما را از ما ساخته. علی علیه السلام در جواب نامه به معاویه همین را می گوید. ما ساخته اهل بیتیم. جنس مان از جنس آنهاست. لذا حضرت می گوید که ما اگر درخواست کمک میکنیم می خواهیم شما را به جایی برسانیم. بنابراین من اگر من دارم کاری برای خدا و امام زمان انجام می دهم حواسم هست دچار شرک و اشتباه نشوم که فکر کنم منتی سر آنها می گذارم. بلکه آن منتی هست که او سر ما می گذارد ما را به این کار دعوت می کند.
یه شرافتی می دهد. در دعاهای صبحگاهی ما که نسبت به امام زمان می خوانیم چند تا قاعده وجود دارد که انسان باید آن را درکش کند. این را من بتوانم انشالله خوب جا بیندازم، در دعای عهد هم این را ما داریم. در دعای صبحگاهی که به حضرت سلام می دهیم هم داریم. «اللهم بلغ مولاي و سیدی صاحب الزمان صلوات الله علیه»، اینجا می گویی «اللهم کما شرفتنی بهذه التشریف». درسته! خدایا این خیلی مهم است و خدا دوست دارد تو این را بفهمی و ببینی. خدایا تو به من تشریف دادی به من شرافت دادی که من با تو حرف بزنم.
«یامن ذکره شرف للذاکرین» دقت کنید. شرف. «یا من ذکره شرف للذاکرین».
اللهم کما شرفتنی بهره الشریف. خدایا تو همانطور که به من شرافت دادی برای امام زمانم حرف بزنم سلام بدم به تو. سلام بده.
«و فضلتنی بهذه الفضیله». تو به من فضیلت و برتری دادی در مقابل این هشت میلیارد جمعیت. ما را انتخاب کردی. فضیلت برتری است. خداوند در قرآن چند جا این را می فرمایند که ما انبیا را نسبت به هم فضیلت دادیم، برتری می دهیم آدمها را نسبت به همدیگر. یه شرافتی نسبت به همدیگر می دهیم. لذا وقتی که تو داری این دعا را می خوانی، دعای توسل، هر دعای، زبارت، همین استغاثه، خدا دوست دارد که تو بفهمی خدا تو را انتخاب کرده. این خیلی مهم است. یعنی روی تو دست گذاشته، بهت شرافت داده، ویژه دعوت کرده برای این کار.
«اللهم کما شرفتنی بهذه الشریف و فضلتنی بهذه الفضیله». تو من را برتری دادی بر بقیه مردم که برای این کار انتخابم کردی. برای امام زمانم دعا کنم و ذکر بگویم. قبلا هم عرض کردم کار برای سایر معصومین یه کار عمومی تر است، یک کار آسان تر است. خلاف آقا امام زمان. شما براي سایر معصومین. الان می خواهید برای امام حسین مراسم بگیرید برای حضرت زهرا می خواهید مراسم بگیرید، جمعیت خیلی زیادی یعنی مردم پنج بخش شان بخش جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلي راحت تر برای بقیه ائمه کار می کنند. ولی وقتی نوبت تمام زنده می شود خیلی عجیب است. امام زنده یعنی الان زنده است. امروز روز تولدش هست که هنوز غایب است هنوز آواره است هنوز تنهاست، روز تولدش هست. سخت هست. خیلی سخت هست. همه نمی آینده دور بر امام زنده حجت زنده یکی از این پنج بخش شان را درگیر کنند؛ یعنی پول شان وقت شان آبرویشان؛ تخصص شان و قلبشان. برای همین شما وقتی دارید برای امام زمان تان دعا می کنید حضرت می گوید این را متوجه باش این را بفهم که تو با یه فضیلتی و با یه شرافتی برای این کار انتخاب شدی. هر کسی در این لشکر و در این دولت دعوت نمی شود و برای این کار هدایت نمی شود. دولت کریمه دولت قیمت است. دولت شرافت است دولتی ست که تمام انبیا آرزویش را داشتند. همه ائمه آرزویش را داشتند. دولتی ست که انقدر ارزش دارد که یه کسی مثل سیدالشهدا می گوید که «لو ادرکته لخدمته ایامی» من اگر این آقا را ببینم تمام عمرم خادم این آقا خواهم بود. این جمله را امام باقر دارد امام صادق دارد امام رضا که دیگر شما ببینید الآن چه غوغایی دارد امام رضا. خواندن این دعای که خود امام رضا برای آقا امام زمان دارد. برای همین یک کسی به ذهنش می آید که من برای امام زمان کاری کنیم زیر چادر امام بروم در لشکر امام زمان باشم. از همه کارهایم کنار بکشم و وقف امامم بشوم، این آدم یک آدم انتخاب شده است. این آدم بافضیلتی هست. هم آدم باشرافتی هست نسبت به بقیه هم بافضیلت هست. فضیلت دارد یعنی یک برتری بر سایر کارها دارد. می خواهد بگوید چی؟ می خواهد به شما چی بگوید؟ حالا بعد می گوید «وخصصتنی بهذه النعمة» خدایا تو من را مخصوصم کردی برای این نعمت وقف شدن امام زمان. خوب دقت کنید مخصوص بودن. مثلا قدیم ها یه موقعی می رفتی می گفتند بستنی مخصوص، فالوده مخصوص. این آدم خصوصی هست. مخصوص است. دقت کردید. خصوصی خيلي قیمت دارد. می گوید «وخصصتنی بهذه النعمة» خدایا تو من را مخصوص کردی به این نعمت که من دلم وقف امام زمان بشود. بسوزد برای امام زمان. درگیر یشود این نفس و این روح به عشق امام زمان. این بیفتد در این جان. بیفتد در این عشق به امام زمان علیه السلام. این دلدادگی این اتصال و این کشش. این یک قاعده است. اگر از جانب معشوق نباشد کششی/ کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
از سمک تا سماکم کشش لیلا بود
قاعده است این. بنابراین آدمی که می آید برای امام زمان کار می کند درست است آنکه برای اهل بیت کار می کند آن شرافت دارد فضيلت دارد و خصوصی است ولی در بین اینها کسی که می آید برای امام زمان کار میکند یه چیز دیگه است، یه داستان دیگر است. وقتی انسان انتخاب بشود برای دولت کریمه کار بکند. برای طهور یعنی آدمی که موقعی که امام زمان انشالله با او برخورد می کند بگوید این دختر من این پسر من خیلی قبل از ظهور برای من دوندگی کرد. صدقه داد استغاثه کرد شب، روز، سرما، گرما. این خیلی مهم است و نعمت بزرگی هست. اما یه خطر وجود دارد و آن این هست که گرفتنی هست. ممکن است از آدم بگیرند. اگر کسی این تخصص را نقهمد، این شرافت و این فضيلت را، خصوصی بودن را نفهمد، فکر کند حالا جریان عادی زندگی هشت یه چند روزی مثلا تعطیلات جمعه ها می رویم یه استغاثه می کنیم یه کاری برای امام زمان انجام می دهیم.
پیشنهادهای دنیایی به آدم زیاد می شود برای اینکه آدم نکند این کار را. پیشنهادهای جمادی گیاهی حيوانی عقلی که آدم خودش را بفروشد و این بسیار بسیار خطرناک است. لذا برای کسی که أهل معرفت است کنار این، این دعا را هم گذاشتند: فلا تسلب منی ما انا فیه خدایا این را که من را در آن گذاشتی از من نگیر. این را از من نگیر خدایا. این نعمتی که به من دادی از بین هشت میلیارد آدم و صدها میلیون شیعه ما را برای این کار انتخاب کردی.
یکبار به افراد می گویند؛ مثل اصحابی که شب عاشورا جمع شدند دور امام حسین. چه جوری شد که اینها انتخاب شدند از بین ده ها و صدها و هزاران نفر؟ اینها انتخاب شدند؟ مثلا یک دفعه یک مسیحی می آید ملحق می شود. آن غلام سیاه می آید ملحق می شود. یه دونه ایرانی می آید ملحق می شود. چه جوری اینها ملحق شدند
الانش هم همینطور. الانش هم همینطور. حالا این انتخاب می شوند برای امام زمان برای دلدادگی عشق هزینه شدن هزینه کردن صرف شدن. از ما می پذیرد این بخش هایمان. چون شما وقتی این بخش ها را خدا می پذیرد یعنی تو خیلی قیمت داری. چون جلسه گذشته هم این را برایتان عرض کردم از مناجات شعبانیه که قیمت یک آدم آن چیزی است که خدا از تو برمی دارد. می گوید من این را از تو می خواهم. این را من برمی دارم. «الهی انظروا الی من نادیته من نجب استعملته بمعونتک فاطاعک». خدایا من را از آنهایی قرار یده که نگاهم می کنی و در نگاهت تو من را انتخاب می کنی برای و من هم اجابت میکنم. چون خدا و در دلشان هم می اندازد ولی اجابت نمی کند. بهانه می آورند ولی می گوید نه توی دلم نگاه کن من را صدا کن و من هم اجابت کنم و بیام.
16«استعملته بمعونتک فاطاعک» خدایا من را بکار گیر و انتخابم کن برای کمک به خودت و من هم. این خیلی مهم است. برای همین هم ترس وجود دارد که از ما گرفته شود خدای نکرده و این را ما خیلی مواظب باشیم که هیچ وقت این نعمت ها را از دست ندهیم. چون سه تا چیز وجود دارد. گفتم در این سلام صبحگاهی می گوییم: شرافت، فضیلت، اختصاص. اگر کسی این را معرفت پیدا کرد، محال است نسبت به دنیا، احساس حقارت بهش دست بدهد؛ یعنی یک کسی که امام زمان بهش دست گذاشته روش بهش شرافت فضیلت اختصاص داده، هیچ وقت نسبت به کمبودهایی دنیا، احساس حقارت در دنیا نمی کند. خیلی ها همه دنیا را خدا بهشون می دهد اما خدا حاضر نیست یک ریال از اینها پول قبول کند. امام زمان دو دقیقه از اینها وقت قبول نمی کند صرف امام زمان شود. امام زمان پنج دقیقه از اینها آبرو نمی خرد. امام زمان اجازه نمی دهد علم، تخصص قلم هنر اینها در راه خودش خرج بشود و حتی به دلهایشان اجازه نمی دهد که پنج دقیقه یاد امام زمان بیفتند. اگر قبولت کرده، هم بهت شرافت داده هم بهت فضیلت داده هم مخصوص شدی، دیگر هي دلت در گرو بخور بخورهای بقیه نباشد. وقتی بقیه دارند می دزدند می خورند می برند کیف می کنند، خوش به حال شان. برای همین آدمی که می فهمد امام زمان باهاش چکار کرده، خدا باهاش چکار کرده، دوتا خصوصیت قوی دارد و این دو تا خصوصيت شروع آرامش و شادی این آدم است که گفتیم ما در شاخصههای سعادت سه تا شاخصه داشتیم: رحمانیت و رحیمیت، آرامش، شادی. یادتان هست. این سه تا خصوصیات های ایمانی آدمهاست. لذا پیغمبر وقتی مؤمن را تعریف می کند، می فرماید: «المؤمن کالغریب فی الدنیا لایجزع من ذلها و لایانس في عزها». فوق العاده است. شروع یک اوج معنوی و معرفتی بالاست. می فرماید: مومن چون در این دنیا غریب است می داند ریشه خودش را می داند، خانواده خودش را می شناسد، اصل و نصب خودش را می شناسد مومن، می داند مال قبل از دنیاست، مال آسمان است. در دنیا مثل یک غریبه عملمی کند مؤمن. انس نمی گیرد، پهن و ول شود در کمالات دنیایی، می گوید این هیچ وقت از ذلتهای دنیا ناراحت نیست. ذلت های دنیایی چیه؟ به چی ذلت می گویند؟ آدم ها کجا احساس می کنند؟ خجالت می کشند ذلتهای چی؟ جمادی، گیاهی، حیوانی، و عقلی. یعنی این مثلا وقتی ماشین ندارد خجالت می کشد. می گوید همه ماشین دارند من ندارم. باید مثلا من بایستم ماشین بگیرم. ماشین ما مدلش پایین هست. ماشین ما عقب افتاده است. مدل موبایلم فلان هست. مستاجرم، این را بهش می گویند ذلتهای دنیایی. می گوید این را هیچ وقت آدم حسابی و مومن که شرافت دارد، اذیت نمی کند. ذلتهای دنیایی اصلا او را اذیت نمی کند. لایجزع بی تابی ندارد نسبت بهش. چون می داند سهمش حفظ هست خدا بهش می دهد. اگر این جا نداده آن طرف می دهد. آن هم که دارد اینجا مصرف می کند از آن طرفش دارد کم می شود. حواسش نیست. از آن طرفش دارد کم می شود ذلت های گیاهی، بعضی ها سالم اند، خوشگل اند، قوی اند، همه چیز می خورند، غذاهای خوب می خورند، در خانه شان همیشه غذا به اندازه کافی هست، متنوع هست، بعضی ها نه، حسرت یک کیلو گوشت را دارند. خوب سیر نمی توانند بخورند، متنوع نمی توانند بخورند. این هم ذلت است. ذلتهای گیاهی. یا مریض هست یا مثلا این را بهش ذلت گیاهی می گویند. از نظر بچه، خدا به او نداده، به همه داده، این ندارد مثلا همه پسر دارند این دختر دارند این ندارد یا اصلا بچه ندارد. این را بهش چی می گویند؟ ذلت گیاهی. ذلت های حیوانی. ذلت های دنیایی. فلانی ازدواج کرده من هنوز ازدواج نکردم. نمی دانم فلانی پسرش زن گرفته، پسر من نگرفته. نمی دانم بعد یا آن موقعیت اجتماعی دارد ما را اصلا کسی نمی شناسد. مقامات دنیایی. کمالات دنیایی و ذلت های بخش عقلی. مثلا کسی فرصت نکرده درس بخواند، در روستا بوده، یا در کشاورزی بوده، کم سواد بوده، دانشگاه نتوانسته برود، مدرک نگیرد. مهم نیست. فقط وظیفه اش را انجام بدهد. یک موقعی لازم است آدم درس نخواند، یک موقعی لازم است دانشگاه نرود، یک موقع قرار است انسان آن را ول کند دنبال کار دیگری برود. یک موقع کنکور قبول نمی شود، یک موقع نمی دانم بعضی از علما امام فرمود در نامه شان، خیلی از علما چون نمی توانستند ذلت های علمی را تحمل کنند، جبهه نرفتند. گفتند اگر ما جبهه برویم از درس مان و از شاگردهایمان عقب می مانیم. من خودم برخورد داشتم با یک تعدادی شان، می گفتند شاگردهایمان از ما جلو می زنند. برای همین ما جبهه نمی رویم. یعنی وظیفه شان این بوده که جبهه بروند، از مملکتشان دفاع کنند، شهوت علم نگذاشت. می گفتند اگر ما برویم شاگردهایمان درس می خوانند بعد اینکه ما از جنگ برگردیم اینها از ما باسوادتر و بالاتر و بزرگ ترند. این یک شهوت است. این عدم تحمل ذلت علمی که حالا او از من جلو بزند، او برود پزشک بشود من نشوم، او مهندس شود من نشوم؛ او مجتهد شود من درس نخوانم، فرمود: مومن هرگز ذلت های دنیایی به بی تابی و اضطراب نمی کشاند. مثلا مفت اصلا برایش مهم نیست. «لایجزع من ذلها و لایانس فی عزها» در عزت های دنیایی هم انس نمی گیرد. عزت های دنیایی چی هستند؟ باز این چهار مرحله. پولدار بودن عزت می آورد برای آدم در جامعه، پول دار بودن، خانه داشتن، ماشین های آنچنانی، می گوید مومن هیچ وقت با اینها دوست نمی شود. هیچ وقت با اینها انس نمی گیرد. عزت های دنیایی: غذا خوب می تواند بخورد، بچه دارد، دختر دارد پسر دارد، خوشگل است، خوش اندام است، سالم است. ولی مومن هرگز با اینها انس نمی گیرد. «لایانس فی عزها» با عزت های دنیایی مومن کنار نمی آید. پست دارد ریاست دارد محبوبیت دارد شهرت دارد. اصلا دلش را نمی برد. مومن سرگرم این جور چیزها نمی شود. برایش مهم نیست اصلا. ممکن است داشته باشد، همه اینها را هم داشته باشد ولی برای خودش اینها مهم نیست. برای همین هر جا لازم است اینها را هزینه کند برای امامش هزینه میکند. از آبرویش می گذرد. خیلی راحت از آبرویش می گذارد. خدا رحمت کند امام را گفت: اگر همه مردم یک چیزی بگویند که خدا از آن راضی نیست. من جلوی همه مردم می ایستم برخلاف کسی که می خواهد کاندید رئیس جمهوری شود، از دینش می گذرد، خیانت می کند که مردم به او رأی بدهند. دیدید که الان خیلی از نماینده ها، آنهایی که می خواهند کاندید بشوند یا رئیس جمهور بشوند یک دفعه می بینی از دین مردم مایه می گذارند. می گویند شما رأی بدهید من بی حجابی را آزاد می کنم. دیدید دیگر. امتیازهای از دین مردم می دهند برای اینکه موقعیت اجتماعی اش را حفظ بکند، آنجایی که باید از حجاب دفاع بکند، عزت دنیایی اش زیر سوال می رود. لذا ساکت می شود و هیچ چیز نمی گوید راجع به فحشا منکرات و دزدیهای که دارد می شود ساکت می شود. چون می گوید اگر من بگویم، با من بد می شوند، آبرویم در خطر می شود. این آدم گرفتار این عزت ظاهری هست. آی بد می شود برایت، زیر سوال می روی، محبوبیت از دست می رود. اگر یک جایی من لازم هست آبرویم صرف دین کنم، خب به درد همین می خورد. کجا صرف دین کنم. یک جایی اگر قرار است جلوی ظلم ها بایستم، جلوی دزد بایستم، جلوی بدکرداری ها بایستم، باید بایستم دیگر. حالا همه هم با من بد شوند. خب بد شوند. مگر من مامور این هستم که محبوبیت خودم را حفظ کنند، همه دوستم داشته باشند! خب بد شود یا مثلا موقعیت علمی فراوان دارد، موقعیت تحصیلی فراوان دارد اما هیچ وقت غرور نمی گیرد این آدم را. خودش را هیچ وقت با عالی ترین درجات عزتهای ظاهری از هیچ کس بهتر نمی داند. امام دارد ما را تربیت می کند برای این مقام. می گوید ببین تو خودبه خود عزیز هست، خودبه خود بزرگ است. وقتی به لشکر من آمدی ، هم شرافت داری ، هم فضیلت داری هم اختصاص داری. چشمت دنبال چیز دیگری نباشد. تو چیز دیگری نکن بعد از این. «الیس الله بکاف عبده» من مگر بس نیستم. وقتی منِ امام زمان را برای این کار برای این لشکر انتخاب کردم برای چی همه اش هوس عزت های دنیایی می کنی. برای چی هوس غصه و اضطراب های دنیایی را داری دیگر. نگاه کن به این هشت میلیارد، ببین من کدامشان را دست گذاشتم روی شان. به کدامشان توفیق خدمت دادم. شما چند نفر را انتخاب کردم از بین میلیاردها آدم، این را بفهم. این را بفهم. هوس دیگر سراغت نیاید. ما خیلی آدم ها داشتیم که اهل بیت برای خودشان برشان داشته بودند، برای خودشان انتخاب کرده بودند. اما اینها مثل آن نوکر امام صادق که یک ذره وسوسه شد، داستانش را هفته پیش برایتان گفتم، یک دفعه آدم وسوسه می شود دنبال عزت های دنیایی برود. عزت پیش خدا و اهل بیت سیرش نمی کند و این خیلی وحشتناک است، بی معرفتی است، برای همین می گوید «فلاتسلب منی ماانا فیه» خدایا آن که در آن هستم، از من نگیر. در حضرت معصومه داریم، در حضرت عبدالعظیم داریم، از خدا می خواهیم معرفت شما را از ما نگیرد، و معرفت آنچه که در آن هستم، اگر تو بفهمی، می روی در صحنه قیامت، سلاطین قیامت چه کسانی هستند، پادشاهان قیامت! بزرگان و اشراف، آنهایی که عشق شان و عزتشان، با عزت اهل بیت گره خورده است. این پادشاه ابدیت به آن توجه کرده است. آنجا می بینی که یک آدمی که اصلا کسی نگاهش نمی کرد، سلطان شده. در دستگاه امام زمان هم همین جوری است. وقتی دولت کریمه برقرار شود، یک دفعه می بینی کسانی که تو فکرش نمی کردی یک دفعه سلاطین حکومت امام زمان هستند، در دولت کریمه آنها قیمت دارند و آدم هایی که در این دولتها، در این نظام ها رئیس جمهور بودند، وزیر بودند، ذلیل می شوند. شما زمان شاه یادتان هست. خیلی های از عزیزان که در جلسه هستند، یادشان هست. نخست وزیرهایی که دستگیر شدند اعدام شدند، ارتشبردها، سرهنگ ها، وزرا، یک زمانی عزیز بودند یک دفعه چی شدند؟ در این دولت ذلیل شدند. زندانها آمدند رئیس جمهور ، وزیر و نماینده مجلس شدند، زندانهایی آنها که دست آنها بودند، حاکم شدند. این ها محکوم شدند و اعدام هم شدند. در دولت کریمه هم خیلی از آدم هایی که الان برو بیا، شکوهی دارند، خیلی ذلیل می شوند و آنهایی که به چشم هیچ وقت نیامدند، واقعا بزرگ هستند در آن دولت. قیامت هم همین طور است. قیامت هم همین طور است. خدا رحمت کند آیت الله آ سیدعباس کاشانی ، 30 مرجع دستگاه امام حسین بود، مرجع تقلید عراق، امام جماعت حرم امام حسین. این خودش برای من تعریف می کرد. می گفت من آیت الله حکیم، و یکی دو تا از مراجع دیگر، ایام محرم و صفر هیئتهای که برای امام حسین برگزار می شد، می رفتیم به هیئت ها سر می زدیم. بزرگان می رفتند به هیئت ها سر می زنند. می گفتش که من داشتم می رفتم به هیئتی سر بزنم دوستان گفتند که این شیخ علی، آبدارچی هیئت مان دارد می میرد. برویم یک سر به شیخ علی بزنیم. گفتم نمی رسم. چون من باید بروم سر بزنم. گفت کارش دیگر تمام است. این چند روزی چند دقیقه دیگر چند ساعت دیگر مرده است. اگر الان بالای سرش نروی، مرده است، تمام شده است دیگر. گفتم من هم رفتم بالای سرش. من هم مرجع تقلید، یک جاهی یک مقامی و اینها. گفت رفتم دیدم شیخ علی خوابیده با او سلام و علیک کردم. گفت با خیلی بی حالی توانست جواب من را بدهد. گفت من همین جوری بالای سر شیخ علی نشسته بودم به عنوان احترام، گفت یک دفعه دیدم این شیخ علی بلند شد سیخ ایستاد، گفت السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا امیرالمؤمنین، سلام خانم شما هم آمدید زحمت کشیدید آمدید. آقا مجتبی جان قربان تان بروم که آمدید، آقا امام حسین شما هم آمدید، همه آمده بودند، چهارده نفر، گفت با آقا امام زمان هم سلام و علیک کرد همین جوری، گفت ما که کسی را نمی دیدیم، این آماده بودند بالای سرش که ببرندش. بعد استقبال این جوری خیلی قیمت دارد. آدم یک عمر در این خانه باشد به این یک لحظه می ارزد که سلاطین ابدیت، اهل بیت، خلفای الهی، چهارده نفر بیایند سراغت، بگویند وقتش هست که بیایی پیش ما دیگر، گفت با تک تک اینها سلام و علیک کرد، دراز کشید و تمام شد و مرد، رفت. رفت. گفت این حسرت این حالت ماند. کی بود؟ در دستگاه امام حسین یک آبدارچی بود. آبدارچی شان پادشاه عالم هستند. این هست که آدم نباید شرافت عزت و اختصاص را به جای بفروشد. هیچی عوض نکند. آی الان فلانی از من جلو می افتاد. هر چیزی که ممکن است تو را از این دستگاه جدا کند، کنار بگذار. هر چیزی که قرار است از خرج شدن برای امام زمان وقف شدن برای امام زمان مانعت بشود، کنار بگذار. هر چیز دنیایی، ذلت دنیایی هم که نمی توانی تحمل کنی دست از این دستگاه برندار. خیلی حیف است. اگر شده همه ذلت های دنیایی را هم آدم تحمل کند در این دستگاه بماند می ارزد و اگر قرار است همه عزت های دنیایی را کنار بگذار برای رضای خدا می ارزد.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.