جلسه 062 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
62
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 062 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه شصت و دو 12/11/1404

سلام علیکم و رحمه ‌الله. بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین، و صلّی‌الله علی محمد و آله الطاهرین، و لعنت‌الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم‌الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه‌السلام، حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها، شهدای اسلام و امام‌الشهدا. صلوات بلند ختم بفرمایید؛ الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه به این فقره رسیدیم که ـ یک صلوات ختم بفرمایید، در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه به این فقره رسیدیم که «او نخذل ملهوفاً»؛ یعنی پناه می‌برم به تو، خدایا، از اینکه… قبلاً این را داشتیم، در فقره قبل، که به ظالم کمک بکنم. در این فقره می‌فرماید که یک مظلومی را من رها بکنم و به کسی که درمانده است، گرفتار است، کمکی نکنم.

«ملهوف» یعنی آن مظلومی که کمک می‌خواهد یا کمک لازم دارد. مثل اینکه ما الآن به غزه، فلسطینی‌ها کمک می‌کنیم، یا به مردم یمن، یا افغانستان، یا فلسطین، یا عراق، یا جاهای دیگر؛ اگر به دستمان برسد. حالا حتماً هم نباید خارجی باشد، من مثال زدم. یک مظلوم. پیامبر در جوانیِ خودشان جزو یک معاهده مشهور عربی بودند، قبل از اینکه به پیامبری مبعوث بشود، که به آن «حِلف‌الفضول» می‌گفتند. این‌ها قسم خورده بودند که اگر کسی، مظلومی، غریبی، در مدینه که اینها زندگی میکردند، در مکه، نیازی به کمک داشتند، به اینها کمک بکنند. در واقع این سوگند جوانمردانه‌ای بود که به هر کسی که انسانیتِ انسان، شرافتِ انسان، جوانمردی اقتضا می‌کند که انسان اجازه ندهد یک مظلوم ـ چه کمک بخواهد، چه نخواهد ـ مظلوم باشد. همین که نیاز داشته باشد، انسان اجازه ندهد تنها بماند.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: من پناه می‌برم به خدا از اینکه یک کسی را که نیاز به کمک دارد رها بکنم. شما در قضیه طوفان‌الاقصی انسان دیدید که چه انسان‌های بزرگوار و جوانمردی در همه دنیا وجود دارند؛ از مسیحی، یهودی، مسلمان، شیعه، سنی، که کمک کردند به مردم غزه، دفاع کردند؛ هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آمد، انجام داد. در آمریکا شما دیدید مردم، چه یهودی چه مسیحی، با چه شجاعتی، با آن همه تهدید، کتک، ترس از اخراج از دانشگاه، ترس از اخراج از شغل، بازداشت شدن، زندانی شدن، کتک خوردن؛ اما هیچ‌وقت مردم کوتاه نیامدند از اینکه بخواهند به مردم فلسطین و غزه کمک بکنند، یا مردم دیگر. این یک خصوصیت انسانی است. ما روح‌مان روح واحد است. در همه انسان‌ها یک روح وجود دارد. انسان‌ها به معنای حقیقی، خواهر و برادران هستند و از یک خانواده هستند. همه انسان‌ها از خانواده انسانیت، از خانواده اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند. این روحی که خدا در همه انسان‌ها دمیده، یک نور واحد است، یک روح واحد است که همان نور اهل‌بیت علیهم‌السلام است. شما قبلاً این را محدود در اربعین می‌دیدید که مسیحی، یهودی، سیک، هندو، بودایی، ساوعین، شیعه، سنی، حتی کسانی که دین ندارند، همه حول محور امام حسین جمع می‌شوند. این همان روح واحد است که صرف‌نظر از دین و مذهب و نژاد و ملیت و زبان، همه را یک‌جا جمع می‌کند. همه ما یک نفر هستیم. اما وسیع‌تر از اربعین، بعد از طوفان‌الاقصی، شما همین روح را در همه مردم دنیا، در دفاع از یک مظلوم، یک ملت مظلوم مثل مردم فلسطین، دیدید که در نهاد انسان‌ها حق‌طلبی، عشق به صلح، عشق به عدالت، دفاع از مظلوم هست.

درست در زمانی که مسیحی و یهودی و خیلی از مسلمان‌ها و شیعیان و اهل سنت در حال کمک کردن به مظلومین جهان، به‌خصوص فلسطین و غزه بودند، شما در قم یک ‌دفعه می‌بینید بعضی از طیف‌های روحانیت بیانیه برای اسرائیل می‌دهند، در دفاع از اسرائیل می‌دهند، هیچ دفاعی از مظلوم و مستضعفان نمی‌کنند. این خیلی خطرناک است، خیلی وحشتناک است، خیلی شرم‌آور است که کسی بگوید من روحانی، مدرس و محقق حوزه علمیه قم هستم و از آمریکا و اسرائیل دفاع بکند، از دشمنان حمایت بکند.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: خدایا، من به تو پناه می‌برم از اینکه مظلوم را یاری نکنم، من نشتابم به کمک مظلوم.

خب، ما در این رابطه آیاتی داریم که من بعضی‌ها را برایتان می‌خوانم. می‌فرماید که «وَ ما لَکُم…»؛ بله سوره نساء آیه هفتاد و پنج «وَ ما لَکُم» چتون شده؟ خیلی حرف است خدا با آدم این‌جوری حرف بزند که چت شده؟ یعنی سالم نیستی، طبیعی نیستی. «وَ ما لَکُم لا تُقاتِلونَ فی سبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفین»؛ چطور شده که جنگ نمی‌کنید، دفاع نمی‌کنید، در راه خدا و مستضعفین؟ ببینید، آن‌جا «مستضعفین» دیگر قید ندارد. در راه خدا و مستظعفین. چه کسانی؟ «من الرجال و النساء و الولدان»؛ مردان، زنان و بچه‌ها. مردان و زنان و بچه‌هایی که مظلوم هستند، گیر افتاده‌اند دست ظالمین یک جا. «الذین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظالم أهلها»؛ که می‌گویند چی؟ خدایا، «اخرجنا» خدایا ما را کمک کن نجات بده، ما را بیرون ببر «من هذه القریة الظالم أهلها» از این جایی که گرفتارش شده‌ایم، که اهلش ظالم هستند و به ما دارند ظلم می‌کنند. این دیگر مسلمان و غیرمسلمان ندارد. شما دیدید عزیزمان حاج قاسم عزیز، وقتی زنان و مردان و بچه‌های مسیحی به دست داعشی‌ها افتاده بودند، که هم آن‌ها را می‌کشتند و هم به زنانشان تجاوز می‌کردند؛ حتی زنانشان را نیز می‌بردند و به‌عنوان برده جنسی می‌فروختند در آن زمان، حتی با مسلمان‌ها نیز همین کار را انجام می‌دادند. آن موقع ما شهید دادیم برای نجات همین کسانی که که حتی مسلمان هم نبودند، ما نجات دادیم. این یک وظیفه است یا زمانی که کشتی‌های برخی کشورها در خطر بود در اقیانوس، توسط دزدان دریایی ایران می‌رفت آن‌ها را نجات می‌داد، می‌جنگید و این ها را نجات میداد. مظلوم، هر جا که باشد، باید به او کمک کرد؛ مسلمان و غیرمسلمان و کافر و نمیدانم این ها ندارد. هر جا مظلومی وجود دارد، واجب است کمک به او بکنی. ملحوفِ مظلوم، که فریادخواهی دارد یا نیاز دارد به کمک، این یک وظیفه انسانی و الهی است. رحمانیت و رحیمیت اقتضا می‌کند که انسان رحم داشته باشد؛ رحمانیت به تمام مردم دنیا و رحیمیت به مؤمنین و شیعیان، که اجازه ندهد در جایی مظلومی پیدا بشود. لذا قرآن با عتاب این را میگوید: «مالکم لا تقاتلون»، چتون شده شما را که شما به جنگ و قتال نمی روید «فی سبیل الله و المستظعفین من الرجال و النسا و الولدان الذین یقولون اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها» چه‌تون شده شما را که در راه خدا نجت مظلومان نمی جنگید؟ یعنی در اینجا خداوند دو راه گذاشت جلوی ما: «فی سبیل‌الله» راه خدا، و «المستضعفین» راه مظلومان. مستضعفان، آنهایی که ضعیفشان کرده‌اند و به استضعاف کشانده‌اند آن ها را. چرا نباید برای آن‌ها بجنگید؟ بی خیال نباید باشید. او خواهر توست، برادر توست. و در قواعد انسان‌شناسی گفتیم انسان‌ها چه کسانی هستند، با ما؟ انسان‌ها با ما چه رابطه‌ای دارند؟ هو انت یعنی او خودِ توست. وقتی نسبت به او بی‌ خیال هستی، یک جایی واگذار می‌شوی. با هر کسی هر رفتاری بکنی، همان رفتار را میبینی خودت؛ آن رفتار را خودت خواهی دید قطعاً در حق خودت خواهند کرد. هر رفتاری کنی هو انت یعنی نمی توانی در حق دیگران بدی بد جنسی خساست بداخلاقی حسادت بکنی و با تو نشود این کار. با خودت هستی بر می گردد به خودت این قانون خلقت است. اگر رفتی دلسوزی کردی، رحمت داشتی، همدلی داشتی، وفاداری داشتی، با تو هم همین رفتار خواهد شد. دیگران هم از تو دفاع می کنند. بنابراین این بسیار بسیار مهم است این قائده؛ که خدای ناکرده ما جزو کسانی که مظلوم را واگذاریم نباشیم.

باز نگاه کنید در سوره شوری، آیه ۳۹، می‌فرماید: «والذین اذا اصابهم البغی هم ینتصرون». می‌فرماید: مؤمنین کسانی هستند که وقتی ستمی به آن‌ها می‌رسد، به همدیگر کمک می‌کنند. مؤمن این‌جوری است؛ اینطور نیست که بگوید خب کشور ما نه غزه است، نه لبنان، جانم فدای ایران.

الان هم ثابت شد همه کسانی که شعار میدادند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» می‌دادند، دروغ می‌گفتند. وحشی‌هایی که الان ریخته‌اند، این ها دعوت کردند دشمنان را که بیایید مردم ما را بمباران کنید. مگر می‌شود کسی بگوید «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بعد یک دفعه به ترامپ به ابرتروریست‌ها و ابرجنایتکارها بگوید بیایید ایران را بمباران کنید، بیایید مردم را بکشید؟ مگر می‌شود کسی چنین حرفی بزند؟ همه‌اش دروغ و نفاق است. ما از این جماعتی که شعارشان «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» است جز بی‌دینی، نفاق، خیانت، آشوب، اغتشاش، دزدی، غارت بیت‌المال چیزی ندیدیم و خیانت به این کشور و خیانت به این دین و خیانت به این آرمان و خیانت به این انقلاب خیانت به رهبری خیانت به مردم، جز دروغ‌گویی و نفاق چیزی ندیدیم.

اگر شما جانم فدای ایران می گویید: چگونه به دشمنان ایران که دو سوم خاک این کشور را غارت کردند و الان هم صراحتاً می‌گویند می‌خواهیم خودشان به زبان آوردند که تجزیه‌تان کنیم و منابع‌تان را بگیریم، خیلی راحت صریح به زبان می‌آورند پناه ببرید به آنها، به دشمنان پناه ببرید. از آن‌ها کمک بخواهید؟

قرآن شرط دینداری را چه می‌داند؟ کفر به طاغوت «و من یکفر بالطاغوت و یوئمن باللله ». اول انسان باید کفر به طاغوت داشته باشد تا ایمانش قبول شود. بدون کفر به طاغوت، انسان اساساً وارد مرحله ایمان نمی‌شود. نمی‌شود بگویید که من ایمان دارم، اما آمریکا و اروپا و اسرائیل و دشمنان را هم قبول دارم. کسانی که اعلام کرده‌اند قصد دارند این کشور و مردمش را نابود کنند و اعلام کردند که ما باید ریشه ملت ایران را بخشکانیم، صریحا اعلام کردند یک کسی به این‌ها تمایل داشته باشد ـ تمایل که هیچ همکاری داشته باشد با آنها و از آنها دعوت کند برای نابودکردن کشورش ـ این کجایش ایرانی است؟ کجایش وطن‌خواه است؟ این فرد یک دروغگوی منافق است، یک وابسته است، یک ستون پنجم دشمن است. خودش از لشکریان دشمن است.

لذا قرآن در تعریف مؤمنین می‌فرماید: این‌ها کسانی هستند که اگر مورد ستم قرار بگیرند، هر جا باشند، کمک میکنند به همدیگر و به دیگران هم کمک میکنند به مستضعفان هم کمک می‌کنند. این تعریف دین ماست، نص قرآن ماست که هر جا ملحوف و مستضعفی بود باید به داد او رسید.

روایت برای شما بخوانم از امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ محضر مقدس ایشان یک صلوات بلند ختم بفرمایید. فرمود: «من کفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف». اگر کسی گناهان کبیره انجام داده باشد، کفاره گناهان کبیره چیست؟ که دیگر کفاره اش بشود بعدا دیگر عذابی نکشد بابت گناهانی که کرده؟ اینکه «اغاثة الملهوف» برود فریادرس مظلوم باشد. برود به کمک مظلوم. این کفاره گناه کبیره است. آدمی که روح دفاع دارد از مظلومین، خداوند گناهان کبیره اش را نادیده می‌گیرد، آن‌قدر ارزش دارد، و بالاترین مظلوم و ملحوف الآن روی کره زمین، آقا امام زمان است. بی‌خیالی نسبت به امام زمان، بی‌غیرتی نسبت به امام زمان، این از هر گناهی بالاتر است، از هر بی‌عاطفگی و بی‌رحمی بالاتر است. امامی که تنهاست، غریب است، آواره است، مظلوم است. تعبیرهایی که علی علیه‌السلام دارد، مضطر است، در دعای «أمّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء». آیه قرآن است این «أمّن یجیب المضطر» فرمود والله والله، به خدا قسم، مضطر مهدی است. یعنی بالاترین نمونه مضطر، بالاترین مصداق مضطر، فرمود بالاترین مضطر، به خدا قسم، مهدی است که یک کسی یک‌هزار و یکصد و نود و دو سال از فرزندانش و شیعیانش به ظلم دور افتاده باشد.

یک کمی فکر کنیم ببینیم ما وقتی داریم می‌گوییم خدایا پناه می‌برم به تو از این‌که یک مظلوم را رها کنم، به دادش نرسم، ما داریم عمل می‌کنیم یا نه. کمک می‌کنیم به برطرف شدن مظلومیت امام زمان، اضطرار امام زمان، تنهایی و غربتش، یا نه. این سؤال خیلی خوبی است. این سؤال یک آینه است که هر کس می‌تواند خودش را در این آینه نگاه کند که من الآن چه‌کاره این عالم هستم، وقتم، عمرم دارد صرف چه کارهایی می‌شود. به‌خصوص در جامعه اسلامی، خیلی‌ها دنبال یک صورت مقدسی هستند، بروند و به‌وسیله وصل شدن به آن صورت مقدس، امامشان را رها کنند، توجیه کنند. یک چیز مقدسی را پیدا می‌کنند، ولی به داد امامشان نمی‌رسند. مشغله‌های مقدس، کارهای مقدسی را برای خودشان می‌تراشند که وسط میدان دفاع و مبارزه برای نجات امام زمان نباشند. من شهد از نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، «من شهد رجلا» آن روایتی که برایتان خواندم در نهج‌البلاغه بود از علی علیه‌السلام. این در بحار است: «من شهد رجلا» جور دیگری هم در روایت آمده. من سمع رجلًا… بشنود. اینجا می‌گوید نه ببیند. من شهد رجلا یک فرد، یک مردی را ببیند، انسانی را ببیند، «ینادی یا لاالمسلمین»، بگوید مسلمان‌ها به دادم برسید، مردم به دادم برسید، کمکم کنید، «فلم یجبه فلیس من المسلمین» و آن روایتی که می‌گوید سمعه، می‌گوید فلیس بمسلم، مسلمان نیست. اینجا می‌گوید که اگر کسی یک مردی را ببیند که دارد فریاد می‌زند ای مسلمان‌ها به دادم برسید و اجابتش نکند، از مسلمان‌ها نیست. کسی که بی‌خیال رد شود از کنار مشکلات دیگران، گرفتاری دیگران، خواهر خودش، برادر خودش، خانواده خودش، همسایه خودش. حالا ما بگذرد، الآن ما می‌بینیم خیلی‌ها خودشان ظالم هستند در خانواده، به همسران خودشان، به فرزندان خودشان، به پدر و مادر خودشان دارند ظلم می‌کنند، پناه بر خدا، پناه بر خدا. اگر یک کسی بشنود که «مسلمان‌ها به دادم برسید» و اجابتش نکند، این مسلمان نیست. آقا امام زمان علیه‌السلام فرمود: من به یکی از اولیای خدا، گفت من هر بیست و چهار ساعت یک بار می‌گویم هل من ناصر ینصرنی. هر بیست و چهار ساعت یک بار می‌گویم کسی هست کمک من بکند؟ وجود مقدس امام زمان است. این هم یک رجل است، یک مسلمان است، دارد ‌هزار و یکصد و نود و دو سال است دارد فریاد می‌زند که بیایید به دادم برسید، بیایید کمکم بکنید. خب حالا ما زندگی‌مان چطور بنا شده؟ بر اساس کمک به ایشان هست یا نه؟ یک سؤال مهم این است که ایشان الآن کجای زندگی من است. یعنی در بخش‌های پنج‌گانه وجود من، بخش جمادی، بخش گیاهی، بخش حیوانی، بخش عقلی و فوق‌عقلی، کجاست آقا امام زمان؟ چه چیزی در من به داد امام زمان می‌رسد؟ از وجود من چه کمکی الآن برای ایشان برمی‌آید؟ حالا ایشان نه، این همه مردم مستضعف در دنیا هستند. هشت میلیارد آدم هستند که همگی نیاز به امام زمان دارند. ما الآن چه کمکی می‌کنیم به آن‌ها؟ مظلوم هستند. در آمریکا همین مردم مظلوم‌اند، در اروپا مظلوم‌اند، در آفریقا مظلوم‌اند، در آسیا مظلوم‌اند، در چین و ژاپن و نمی‌دانم همه‌جا. این میلیاردها مظلوم وجود دارد که از خانواده آسمانی‌شان دور افتاده‌اند، یتیم‌اند. خب ما الآن زندگی‌مان چطور است؟ همه‌اش صرف خودمان و خانواده خودمان است. در امن‌ترین، نورانی‌ترین جای کره زمین، یعنی قم، زندگی کنیم و خودت باشی و رفاه و آسایش خانه خودت، زندگی خودت، از تو هیچ خاصیتی برای این هشت میلیارد بچه‌های امام زمان و خود امام زمان، هیچ خاصیتی ظهور نمی‌کند. این انقدر خطرناک است که امام می‌گوید: خدایا من پناه می‌برم به تو که یک کسی از من کمک بخواهد و من اجابتش نکنم. خب حالا این دعا و این آیاتی که خواندم برای شما و این روایت‌ها، در درجه اول به امام زمان تطبیق پیدا می‌کند و بعد هم به همه پیروانش و همه فرزندانش در کره زمین. خب حالا ما الآن ببینیم که ما کجای کار هستیم. اصلاً سبک زندگی من، سبک زندگی جهادی است یا نه؟ یا نه، یک آدم تنبل، تن‌پرور، فقط به زندگی خودم بپردازم، هیچ نوع کمکی ظهوری، حتی به دعا. دعا که می‌توانیم بکنیم، گریه که می‌توانیم بکنیم، ها؟ شب که می‌توانیم بلند شویم برای این‌ها گریه کنیم. حتماً باید خودم سرطان بگیرم که بلند شوم دعا کنم؟ حتماً باید خانواده و فرزندان خودم در معرض نابودی باشند که گریه بکنم؟ یعنی این وضع مردم غزه شما می‌توانید تصور کنید؟ الآن اینجا نشسته‌اید، گرم، راحت، امن. ببینید یک سقف ندارند زیرش. در این زمستان، چادر پر از آب، یخ، برف. تصور کن بچه‌ات به دنیا آمده و از سرما می‌میرد. یک ذره فکر کن این‌ها را. بگویی: جایی نبود، چیزی نبود بچه‌ام را گرم کنم، بچه‌ام از سرما مرد، بچه ام از گرسنگی مرد. هزاران نفرشان دارند این اتفاق برایشان می‌افتد. خواهر و برادرهای ما هستند، «یا لَلمسلمین»شان بلند شده. ما باید یک ذره فکر کنیم ببینیم که من کجای این ماجرا هستم الآن. این‌که من برای خودم یک زندگی پرعافیتی را تعریف بکنم، یک چهارتا صورت مقدس هم برای خودم درست بکنم که وقتم را بگذارم با این‌ها، بعد دلم را خوش کنم به این‌که خب من حالا دارم این کار را انجام می‌دهم، خروجی زندگی‌ات چیست؟ خروجی کارت چیست؟ این را باید خیلی خیلی ما جدی بگیریم.

در آن بخشی که گفتیم که «من او نعضد ظالما» که هفته قبل هم صحبت کردم، به یک ظالمی کمک کنم. ببین، یک روایت نبوی هست صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، همین روایت را بخوانم، بس است دیگر برای امشب. می‌فرماید که: «من تولّی خصومة الظالم أو أعان علیها ثم نزل به ملک الموت، قال له أبشر بلعنة الله و نار جهنم و بئس المصیر». وای وای وای وای، خدا نیاورد سر انسان. می‌فرماید هر کس برای کسانی که وکیل‌اند، برای کسانی که دادگاه می‌روند، می‌فرماید که هر کس… چند روز پیش یک خانمی آمد پیش من، وکیل بود، گفت خدا دستم را گرفت، یک شب خواب دیدم، یک بزرگی را، یک آقایی را، به من گفتند که برو هر چه پول گرفتی از وکالت پس بده، چون هیچ‌کدام حلال نبوده گرفتی. آدم می‌رود، می‌داند که کسی که آمده موکلش ظالم است، می‌رود از او دفاع می‌کند، پول می‌گیرد از ظالم دفاع می‌کند، پول می‌گیرد، از دزدها، از قاتل‌ها، از آدم‌کش‌ها، از غارتگرهای بیت‌المال. کم نداریم در این پنجاه سال، قاتل‌ها، تروریست‌ها، غارتگرهای بیت‌المال، خائن‌ها، جاسوس‌ها، اهل فحشا، اهل منکرات، اهل ظلم. طرف می‌گوید من کاری ندارم که من پولم را می‌گیرم، دفاع می‌کنم. آقا چه دفاعی است، تو برای پول از یک ظالم داری دفاع می‌کنی. فرمود: کسی که در محاکمه، فی‌الخصومه، من تولّی به عهده بگیرد دفاع از ظالم را، بعد بمیرد، «ثم نزل به ملک‌الموت» حالا این خانم، خدا خیلی دوستش داشته که نخواسته این‌جوری بمیرد، به او رساندند که آقا این کار غلط است، این‌جوری زندگی نکن. «قال له أبشر»، بشارت بده، به تو مژده باد. به تو چه چیزی را مژده می‌دهند؟ لعنت خدا را و جهنم و آتش دوزخ و نار جهنم «و بئس المصیر». چه بد عاقبتی است چه بد عاقبتی است که انسان، در پرونده عملش بنویسند، این بیست سال، سی سال، چهل سال، پنجاه سال عمر کرد، هیچ کمکی به امام زمانش نکرد، هیچ کمکی به مظلومین نکرد، هیچ کمکی به مستضعفان عالم نکرد، هیچ خاصیتی برای مستضعفان نداشت، برای محرومان نداشت. این یک آینه است که من در زندگی ببینم، من کجاها رفتم به داد مظلوم، گرفتار خوردم، اصلا چیزی از زندگی من کمکی کرده به این‌ها یا نه. دفع ظلمی، دفع شری، دفع مفسده‌ای در زندگی من برای دیگران صورت گرفته یا نه. برای امام زمان هم در درجه اول امام زمان.

خب یک بخش دیگر دارد که ان‌شاءالله این بخش را می‌گذاریم، ان‌شاءالله به حول و قوه الهی، برای جلسه آینده. الحمدلله رب العالمین، صلی‌الله علی محمد و آله الطاهرین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم