انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه، جلسه 54 01/04/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه هستیم. رسیدیم به این فقره جدید که از امروز انشالله میخواهیم بگوییم «وَ الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ» خدایا من پناه میبرم به تو که روی گناهی یا گناهانی اصرار داشته باشم. گناه برای انسان مثل بیماری هست برای بدن روح انسان مثل بدن انسان ساختار ریاضی دارد. مثل بدن. الان شما نگاه کنید میلیاردها انسان درگیر بیماری هستند و نمیتوانند نسبت به آن بیخیال باشند مو پوست سرچشم گوش حلق دهان دهن دست پا شکم. دهها نوع تخصص ایجاد شده به خاطر نیازهای مردم و مشکلات مردم. خب وقتی که این همه بیمارستان و درمانگاه و مطب هست؛ یعنی مردم دارند آسیب میبینند و مریض میشوند، درد میکشند. یک سلسله قواعد در مورد بدن رعایت نمیشود و همین عدم رعایت باعث میشود مردم همه یک بخش مهمی از وقت و عمر و پولشان؛ سرمایه شان صرف درمان بشود. شما به ندرت یک آدم پیدا میکنید که سالم باشد. نیاز به درمان نداشته باشد مشکل نداشته باشد. حتی گاهی وقت ها آدم ها فکر میکنند مشکل ندارند در حالی که انواع بیماریهای نهفته دارند. سرطان دارد طرف خبر ندارد. بیماریهای حاد دارد خبر ندارد. خب همانطور که بدن منتظر ما نمیماند نه منتظر علم پزشکی بدن الان علم پزشکی الان در چه مرحلها است؟ نه منتظر ما میماند. وقتی مریض است به شکل درد و بیماری خودش را نشان میدهد. به شکل ضعف در بیماری حتی کج خلقی و بداخلاقی و ناامیدی و احساس پوچی که این ها خیلی هایش مربوط به جسم است. عصبانیت و این ها است. طرف میبینی عصبانی است. در حالی که خب فاکتورهای خونی او ضعیف است باید درمان کند حالش هم خوب می شود ناامید است احساس پوچی دارد علاقه به خودکشی دارد ثبات در تصمیم گیری ندارد. این ها همه مشکلات جسمی است خیلی هایش درست است ظاهرا روحی دارد خودش را نشان میدهد ولی نه این با یک درمان جسمی با یک تغذیه با یک تنظیم رابطه خونی و تب درست میشود. پس ببینید بیماری اصلا معطل ما نمیشود بدن و روح معطل ما نمیشود. گناه هم برای روح دقیقاً همینطور است؛ یعنی همانطور که شما خیلی چیزهای خوشمزه مثل چیپس میخورید جزء ۵ ماده اصلی سرطان زا است در خوراکیها یا فست فود میخورید یا نمیدانم غذاهای مضر میخورید غذاهای رنگی میخورید که پدر کبد را در می آورد انواع سرطانها را همین موادی که الان صنعتی هستند شما در خوراکیها میخورید خوراکیهای صنعتی، الان بیسکویتهایی آمده فوق العاده خوشمزه بعد نوشته که مثلاً عسلی بعد شما وقتی فرمول هایش را میخوانید بدون استثناء همه مواد شیمیایی است یک قطره عسل هم ندارد. عسلش هم از مواد شیمیایی درست کردند شکل عسل است ولی نه هیچی نیست خوشمزه هست ولی سرطان زا است. روح هم همینطور است گناه برای روح همینطور است. انسان وقتی که رعایت نمیکند یک سلسله قواعد را روح هم منتظر نمیماند مثل جسم بلافاصله عکسالعمل نشان میدهد؛ یعنی یا تبدیل میشود به عصبانیت و دلسردی و خشونت و بیعاطف و بی اخلاقی و بیرحمی یا تبدیل میشود به اضطراب و حسادت و چشم و هم چشمی و رقابت و ناآرامی یا تبدیل میشود به غم. بالاخره گناه این است دیگر. این برای انسان می آورد این را. لذا یک موقع است انسان یک چیز آلوده میخورد حالا بدن انقدر ضعیف نیست که حالا اگر بدن یک مریضی پیدا کرد یک میکروبی آمد یک چیز آلوده ای خورد بلافاصله عکسالعمل نشان بدهد. بدن را خداوند به گونهای آفریده که خودش بسیاری به شکل خودکار بسیاری از میکروبها و بیماریها را دفع میکند اصلاً. زخم میشود خودش زود میسازد. جایش را درمان میکند ترمیم میکند؛ ولی یک جای دیگر مواد مضر غلبه میکند به بدن یا کم خونی یا مثلاً فقرهای دیگر مثل ویتامین د مثل آهن مثل روی مثل بیماریهایی مثل تیروئید و چیزهای دیگر غلبه میکند و بعد درگیر می شود بدن. بدن دیگر از پس این حجم بر نمی آید. عکس العملهای ناجور نشان می دهد. روح هم همینطور است. ما چون معصوم نیستیم یک موقعی مثلا گناه میکنیم بعد لغزش است. خب این طبیعی است که انسان ما معصوم نیستیم ممکن است یک جایی از طریق حواس پنجگانه یا از طریق قوه خیال یا از طریق قوه وهم یا حتی از طریق عقل گناه بکنیم. گناه ها در همه ابعاد ما هست. این هست ممکن است انسان عکس العمل یک چیزی. روح بلافاصله عکس العمل نشان میدهد و می آید ترمیم میکند خداوند روشی را قرار داده که در نظام خلقت چون خدا رحمان و رحیم است دیگر. خودش یک روندی را قرار داده که آثار آسیب گناهی را دفع بکند. مثل یک میکروبی که می آید در بدن بدن دفعش میکند بدن کجا مشکل پیدا میکند؟ اینکه شما آن میکروب را هی دائماً مصرف بکنید آن ماده غذایی مضر را دائماً مصرف بکنید یواش یواش آن می آید روی بدن غلبه میکند بدن را می گیرد و مریضی خودش را نشان میدهد. دیگر بدن قادر نیست آن را دفعش بکند. مثل یبوست. انسان وقتی یبوست میگیرد بدن کار نمیکند، بسیاری از میکروب ها دیگر از بدن دفع نمی شود. میمالند در بدن بیماری میشود. خروجی ندارد بدن. شما وقتی که کیسه نمیکشی بدنت را، الان از ما این را گرفتند کیسه کشیدن را سنگ پا نمیکشی حجامت نمیکنی، ورزش به اندازهای نمیکنی که از طریق عرق میکروب ها از بدنت خارج بشود یا یبوست دارد بدن، شکم خوب کار نمیکند خب معلوم است این بدن خیلی زود به فیبروم و کیست و سرطان دچار میشود. چون بدن خروجی ندارد. روح هم همینطور است. روح یک موقعی خروجی خدا برایش گذاشته. شما یک کار خوب میکنی گناهها را از بین میبرد. یک مریضی میکشی یک درد میکشی یک اضطراب می آید سراغت، گناه هایی که کردی را پاک میکند؛ ولی یک موقع هست نه تو عادت داری یک گناهی را هی انجام بدهی، اصرار داری روی گناه، این دیگر هی می آید، شما دیگر زورش به خروجی ها میرسد. روح دچار یبوست میشود یعنی خروجی ها دیگر فایده ندارد حالا یواش یواش این گناه غلبه میکند. وقتی غلبه کرد شخص بیعاطفه میشود نسبت به اطرافیانش، تندخو میشود، اضطراب زیاد می آید سراغش، حسادت زودرنجی عصبانیت مقایسه مسابقه احساس بدبختی احساس بیچارگی یا غم و غصه. یواش یواش می آید سراغ انسان. این نشان میدهد یک جا ما خرابکاری کردیم یک جایی گرفتاری داریم.
خب یکی از چیزهایی که بدن روح را کاملا درگیر میکند و آلوده میکنه اینکه انسان گناه انجام بدهد و اصرار بکند رویش. روی یک گناه بایستد یعنی توبه نکند یا بنا داشته باشد تکرارش بکد یک موقع هست انسان یک گناه میکند گناه بزرگی هم میکند ولی زود میفهمد و جبران میکند. توبه میکند. گریه میکند. استغفار میکند. دیگر هم نمی گذارد بیاید سراغش. یک موقع هست نه گناه میکند نه توبه میکند و نه بنا دارد که ترک بکند. گاهی وقت ها ادامه دارد . گاهی وقت ها نه مثلاً تصمیم دارد گناه را انجام بدهد. در روحش پذیرش آن گناه هست. نیت آن گناه را دارد. هر وقت هم موقعیت پیش بیاید این کارو را میکند. این خیلی خطرناک است که انسان روی گناه اینجوری باشد. اصرار بر گناه داشته باشد.
من حالا چند تا روایت در این زمینه بخوانم بعد میرویم سراغ یک برنامه خیلی مهم. اگر برسیم و آن کوچک شمردن گناه است. کوچک شمردن گناه.
گناه یعنی مضر. از امام صادق علیه السلام گفتن آقا حرام یعنی همان حرام مضر. گناه هم یکی از چیزهایی که حرام است. گناه کردن حرام است. فرمود مضر. اگر گفتند یک چیزی واجب است یعنی مفید است برای تو. اگر گفتم فلان کار گناه است یعنی برای تو ضرر دارد. دیگر نباید بگویی دلم میخواهد خوشم می آید انجام بدهم آن برای تو ضرر دارد. بله فست فود هم خوشمزه است. نوشابه خوشمزه است نمیدونم چیپس هم خوشمزه است آدم کیف هم میکند میخورد ولی این دارد نابود میکند. نسل تو را. روی ژن تو اثر میگذارد روی نازایی اثر میگذارد روی نطفه اثر می گذارد. اینکه بچهدار نمیشوی اثر دارد. روی اینکه بچههایت مریض میشوند همه اثر دارد. روی انواع سرطان ها اثر دارد ولی خب بله خوشمزه هم هست. گناه هم همینطور است؛ یعنی تصمیم دارد انجامش بدهد. خوشش می آید از اآن گناه ممکن است انجام ندهدها ولی روحش پذیرش آن گناه را دارد گناه را کوچک می شمارد شما مثلا من یک موقع یادم است من خودم سرطان داشتم بچههای هفت هشت ساله را برده بودند با من مثلاً شیمی درمانی میکردم من خیلی دلم میسوخت برای این ها چون خیلی شیمی درمانی آن موقع هم به خصوص زمان ما زجر زیادی داشت. الان خیلی آسانتر شده بعد من میگفتم خدایا این بچهها هفت هشت ساله چه جوری سرطان گرفتند. حالا ما مثلاً در جبهه شیمیایی شدیم، سنی از ما گذشته مواد زیادی دارو مصرف کردیم چیزهای دیگر هست که حالا آدم سرطان میگیرد ولی یک موقع هست نه بنده خدا هشت سالش است آخر یعنی چه. ما الان بچههای یک ساله هم سرطان دارند انقدر اوضاع خراب شده. گفتند این ها چه کار میکردند در خانه شان یک کارخانه رنگ سازی بود این ها میرفتند این قوطیهای رنگی کارخانه میریخته بیرون با رنگ قوطیها و رنگ ها بازی می کردند. بوی رنگ این کار را میکند. خیلی وقت ها الان اسپری ها مگس کش ها حشره کش ها عطر ها همین عطرهایی که الان در توالتها میزنند برای اینکه هوا مثلاً توالت یا بوی گند نگیرد یا مثلا بویش اذیت نکند، همین اسپری هایی که خارجی ها درست کردند، خودشان بعداً اعتراف کردند که ما این ها را ساختیم برای اینکه نسل ایجاد نشود. عقیمی ایجاد بکند. بویش خوب است ها ولی وقتی استشمام میکنید روی نطفه اثر میگذارد. اصلاً نمیگذارد شخص بارور بشود. نه زن و نه مرد. چیپس چیپس چیز کوچیکی است خیلی مهم نیست. چیپس است دیگر. حالا مثلاً یک بیسکویت است. یک نمیدانم از همین اسمارتیز ها و چیزهای مواد رنگی است. از همین ژلهها که الان هرجا بروی میفروشند اصرار هم دارند بفروشند همه ی مغازهها به خصوص مغازههای بین راه که میروی چند تا خانم گذاشتند آنجا، آقا به خصوص خانم بیایید از این بخرید. اکثرشان از این خوکی است. شما اصلاً خبر ندارید. مواد روغن خوکی دارد و مضر هم هست. مواد رنگی دارد. مواد رنگی روی کبد مینشیند. دکترها میگویند کمترین زمانی که این از کبد دفع میشود ۱۵ سال طول میکشد. مواد رنگی. شما میبینید بچه مواد رنگی میخورد. نوشابههای رنگی مواد رنگی نمیدانم شکلات و انواع اقسام.
خب بعضی ها میگویند که چیزی نیست خب. حالا مثلاً یک چیپس است دیگر حالا یک پفک است دیگر حالا یک نوشابه است دیگر. همین. همین که می گویی یک دفعه می بینی همین بیچاره میکند بدن را. بازی با رنگ، بازی با رنگ، این رنگ هایی که الان بچهها میگیرند دستشان میگیرند خمیر رنگی ها که از طریق پوست جذب بدن می شود چیزی نیست که ولی همین میشود سرطان، بچه میمیرد یا روی نطفه اش اثر میگذارد یا بیماریهای غیر قابل درمان می گیرد. کوچک شمردن گناه یعنی این. مثلاً حالا چیه من دارم با نامحرم حرف میزنم یک شوخی هم بکنم. مثلاً حالا داریم با هم پیام میدهیم یک دانه مثلاً استیکر مثلاً خنده من بفرستم. یک استیکر قلب بفرستم. نمیدانم یک شوخی یا مثلاً حالا چیه یک ذره مثلاً موهای من یک ذره بیرون باشد. مثلاً صورت من، زیبایی های صورت من حالا یک ذره. لاک زدن مگر چیست. حالا مثلاً من خانه فامیل بروم خانه فامیل مثلا خانم بی حجاب ببین عروسی دیگر . عروسی حالا مثلاً چیست؟ مگر حالا یا مهمانی برویم آنجا زن و مرد رعایت نمی کنند. حلال و حرام را. قاطی نشستند آنجا در مهمانی؛ مثلاً بدون حجاب. خب حالا چیست بعضی ها هم توجیه می کنند صله ارحام است. برویم مثلا صله ارحام بکنیم. خب آقا جایی که معصیت هست اگر بروی در روایت داریم هر گناهی است گردن تو. هم آنجا هست. بلا هم نازل بشود تو را میگیرد. ولو راضی هم نباشی. در روایت داریم حرام است کسی که در مجلسی بنشیند که آنجا نمیتواند گناه آن مجلس را تغییر بدهد. بیحجابی است اختلاط زن و مرد است عروسی است نمیدانم شما حق نداری آنجا قرار بگیری به اسم صله ارحام و فامیل هستند و نمیدانم بابام ناراحت میشود مادرم ناراحت میشود راضی. این حرف ها نیست. خدا راضی نیست. وقتی خدا راضی نیست تمام. هرکسی بخواهد ناراضی باشد. همین یک گناه، می گوید آقا مثلا مگر من گناه کردم. مگر من بابا در همان مجلس رفتی نشستی گناه است همان هم معصیت است. خدا راضی نیست انسان جایی بنشیند. یک موسیقی حرام است حالا مگر چیست کاشکی همه گناه ها همین باشد و این برای نفس فاجعه ایجاد میکند. ما آدم هایی داریم که گناههای خیلی بزرگ انجام میدهند ولی کوچک نمیشناسند گناهانشان را؛ یعنی ناراحت هستند. اضطراب دارند. بعضی ها نه گناه هایی میکنند که بیخیال هم هستند. می گوید بایا اینکه اصلا مهم نیست. آن آدم حرفهای گناهکار قاتل است نمیدانم مشروب خور است اهل فحشاست نجات پیدا میکند. چون گناه همیشه در روحش بزرگ است و یک کسی میبینی که نه حزباللهی است هیئتی است؛ ولی یک گناهی که اصلاً هیچی شاید به ذهن هم نیاید راحت انجام میدهد عذاب وجدان هم ندارد. تکرار هم میکند. همه اش هم میگوید هیچ چیزی نیست. حالا مثلاً من بدون جوراب جلوی نامحرم بروم حالا مثلاً آرایش بکنم. حالا نمیدانم یک ذره صورتم باز شود. حالا یک عطری بزنم. حالا نمیدانم یک شوخی بکنم. همین. در همین حد و این انسان را نابود میکند. انسان را به یک مهلکههایی میندازد که انسان اصلاً خودش فکرش هم نمیکند. اصلا فکرش هم نمی کند. میبیند افتاد در یک دامی. چون می گوید که من اصلاً باورم نمیشد خودم یک همچنین کاری کنم.
حالا این دو تا بخش دارد من الان فقط امشب میخواهم چند تا روایت بخوانم امروز راجع به اصرار بر گناه. یک صلوات ختم بفرمایید.
در تعریف متقین خوب دقت کنید فرهنگ خدا را، میگوید متقین افرادی هستند که یک سلسله خصوصیات دارند. متقی یعنی آدم سالمی که حرکتش در رحم دنیا به سمت تولد تضمین شده است. چه می گوید خداوند؟ سوره آل عمران آیه ۱۳۵ تعریفهای خوبش را الان نمیخواهیم بکنیم. میگوید که متقین کسانی هستند که «والذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم» پس آدم با تقوا میتوالند یک زمانی دچار فحشا بشود. پاش بلغزد یک موقعی. این همه را تحقیر و کوچک نکنیم. حالا مثلا یک آدم خوبی بوده، دچار یک فحشایی شده. پایش لغزیده. بالاخره یک کاری کرده. تا این کار را کرد دیگر نباید از چشم بیفتد. بگوییم آخ آخ این دیگر از آن نمیدانم منافق ها است. این نمیدانم. نه. آدم یک موقعی دچار یک گناه کبیرهای هم میشود. پایش میلرزد یک گناهی هم انجام می دهد. ممکن است آدم باتقوا و مومن پایش بلغزد. حالا میخواهد طلبه باشد هیئتی باشد بسیجی باشد رزمنده باشد آدم متدینی باشد پیش می آید. می تواند اینجور باشد. قرآن میگوید یک فرد با تقوا کسی هست که اگر اهل فحشا شد یک کار زشتی از او سر زد «او ظلموا انفسهم» یا به خودش ستم کرد. فحشا معمولاً طرف مقابل هم دارد. مثلا انسان زنا بکند یک دفعه. از دستش در برود یک دفعه زنا بکند. این دیگر ساقط نمیشود. خب حالا یک دفعه زنا کرد. توبه میکند. اگر عمدی و آگاهانه رفته است سمتش خب کار سختی است ولی یک موقع هست پایش لغزیده مثلا یک همچنین کاری صورت گرفت. یک دفعه حواسش نبود یک موقع گول خورده مشروب خورده. فحشاست. فحشا معمولاً یک طرف مقابل هم دارد یک آسیب زدن به کسی رابطه با کسی خیانتی چیزی دارد او ظلموا انفسهم نه یک موقع هست ما با کسی کار نداشتیم نه دزدی کردیم نه مال کسی را خیانت کردیم نه بیت المال لطمه زدیم نه این ها فحشا است دیگر انواع فحشا ها است با حقوق مردم مثلاً بازی کرده باشیم گران فروشی کم فروشی احتکار داروی قلابی جنس قلابی این ها می شود فحشاهای مختلفی هست. یک موقع هست نه ظلم به خودت است فقط. فقط به خودت ظلم میکنی «او ظلموا انفسهم» انسان به خودش ظلم میکند. دروغی میگوید. نمازش را تاخیر میفتد. نماز اول وقت نمیخواند. چند وقت نماز نمیخواند نمیدانم عبادات واجبش را ترک میکند یا سهل انگاری میکند. به خودش است فقط دیگر. یک گناه هایی که مربوط به خودش است. خب این ها چه کار میکنند؟ «ذکر الله» یاد خدا میافتند اگر همچینن گناهی یاد خدا می افتند « فستغفر الله لذنوب» برای گناهانی که کردند طلب مغفرت می کنند. می گوید: خدایا ما انا ظلمنا انفسنا خدایا ما گناه کردیم ببخشید زود برمیگردند. بعد خدا میفرماید «و من یغفر الذنوب الا الله» خب غیر از خدا هم چه کسی گناهها را میتواند ببخشد؟ ببخشد یعنی چی؟ یغفروا یعنی چی؟ یعنی آثارش را از روح شخص پاک کن. غیر از عفو است. عفو یعنی پایش را نمیخوری. یعنی انتقامش را نمیگیرند. مثلاً میگوییم مادر مقتول، قاتل را عفو کرد؛ یعنی گفت اعدامش نکنید ولی دیگر با آن ارتباطی ندارد. تا آخر عمر هم ممکن است متنفر باشد از او؛ ولی تلافی نمیکند. کینهای نمیگیرد اما مغفرت نه. مغفرت یعنی یک جوری رفتار میکند انگار تو اصلاً همچنین گناهی نکردی مثل رفتاری که پدر مادر ها با بچهها می کنند. بچه ها غلطهای زیادی ممکن است مرتکب شوند ولی پدر مادر یک جوری رفتار میکند که انگار اصلا گناه مرتکب نشده. مغفرت خیلی قوی و بالاتر است. خدا می گوید غیر از من کسی کاری نمیتواند بکند. «و من یغفر الذنوب الا الله» چقدر قشنگ است هنوز وصف را تمام نکرده. ادامه میخواهد بدهد اما وسطش آن بار عاطفی امیدوارکننده را همانجا خدا میگوید. می گوید کسانی که اگر دچار فحشا شدند گناه کردند، این چه کار میکنند؟ «ذکرالله» یاد خدا میافتند زود توبه میکنند زود درخواست مغفرت میکنند و کیست غیر از خدا که گناهان را ببخشد. مغفرت را شامل حال بندگانش بکند. بعد میفرماید چی؟ «ولم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون» اینجایش خیلی مهم است اصرار ندارند روی گناهی که خودشان هم میدانند گناه است. می داند این کار غلط است. بازی با بیت المال، سهل انگاری، انتصاب آدم های بد، انتصاب مدیران ضعیف و کارهای دیگر، یک عالم گناه هست از انسان اصرار میکند در آن ها. می گوید اصرار ندارند روی گناهشان. به هیچ وجه اصرار ندارند. ۱۰ نفر ۲۰ نفر می آیند میگویند آقا این کار کار خوبی نیست. آقا این مدیری که نصب کردی به درد نمیخورد. این مدیر خطرناک است. این مدیر ضعیف است. این مدیر مشکلات دارد. هی اصرار کنی به این همه آدم و هر چیز دیگری.
«ولم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون» در حالی که خودشان هم میدانند ها که گناه است این کار. پس اصرار به گناه خدا میگوید این کار کار خطرناکی است. میدانی این کار غلط است. می دانی بی حجابی غلط است. بیحجابی فحشاست گناه است. خب نکن. بیغیرتی بیناموسی نمیدانم سوءاستفاده از بیت المال نمیدانم بداخلاقی و چیزهای دیگر. اصرار نکن روش. کاری که میدانی غلط است نکن. استثمار مردم، بداخلاقی، عصبانیت، حسادت، تکبر، خودشیفتگی، خود برتری ادامه نده دیگر. ادامه نده.
آقا امام باقر علیه السلام روی همین بحث با همین آیه «ولم یصروا» فرمود: «الاصرار ان یذنب العبد ولا یستغفر» اصرار یعنی عبد گناه کند جبران هم نکند استغفار نکند «ولا یحدث نفسه بتوبه فذالک الاصرار» یعنی درگیر توبه نشود. میگوید خب آره این کار را کردم ولی ادامه میخواهم بدهم. ادامه میخواهد بدهد. به آن کار غلط تصمیم دارد ادامه بدهد. رابطه غلط ولو یک رابطه پیامکی است غلط است این رابطه: مرد با زن نامحرم زن با مرد نامحرم غلط است. ادامه نده. این کار کار غلطی است یا شوخی یا مثلاً بی مبالاتی در روابط. بابا الان چیزی نیست. چرا. روی همین اصرار کنی همین نابودت می کند. گرون فروشی کم فروشی احتکار دروغ گفتن و هر چیز دیگری «ولایحدث نفسه بالتوبه» یقه خودش را نمیگیرد که آقا من توبه کنم. این چه کاری بود از من سر زد؟ باید بروم توبه کنم. این می شود اصرار. گناه کرده انسان استغفار نکرد تصمیم بر جبران ندارد و چی؟ در دلش نمیخواهد توبه کند. در دلش نمی خواهد توبه کند. می خواهد این گناه را ادامه بدهد.
یک آقایی آمده بود میگفت من از خانمم خوشم نمی آید .برای همین هم نمیتوانم به او محبت کنم. گفتم که او آمده خواستگاری یا تو رفتی؟ گفت من رفتم. گفتم خب وقتی رفتی خواستگاری، خواستگاری یعنی چی؟ خیلی ها این را نمیفهمند آقا وقتی رفتی خواستگاری یعنی سه تا کار با وظیفه ات است. کسی نمی گوید من چه میدانستم اگر بروم ازدواج کنم نفقه زن به من واجب است واجب است دیگر در قانون هست در شرع هم هست مرد وقتی رفت خواستگاری زن یعنی من لازم نیست تو هیچ کاری بکنی نفقه تو هزینههای تو با من است بعد بگوید به من چه. برو خودت کار کن. الان خیلی از مرد ها نامردی می کنند اینطور قلدری هم می کنند. برو خودت کار کن. خودت باید در امد در بیاوری. هزینه هم نمیدهم. خیلی گناه بزرگی است. خیلی گناه بزرگی است. خدا سخت انتقام میگیرد. می گوید به من چه هزینه بدهم. آقا نفقه زن واجب است. شما باید بپردازید وقتی ازدواج کردی. دو) تامین عاطفه و اخلاق رعایت. حق توهین تحقیر و تمسخر نداری. حق کتک زدن نداری. حق خشونت نداری. حق تهدید زن نداری. حق کم گذاشتن از نفقه اش را نداری. به زن میگوید تو باید مثلاً این کار را برای من انجام بدهی. زن میگوید خب من نمیتوانم الان آمادگی ندارم میگوید آقا من مثلاً پس من هم نمیدانم فلان تهدید عاطفی. من هم مثلا قهر میکند با زن. گروکشیهایی که میکنند. اینها حرام است همه. این ها ظلم است. ظلم است خیلی خطرناکی هم هست می گوید حالا که این طور است نفقه ات را نمی دهم حرف زور میزند. تامین عاطفه و عشق و ادب چه چیز هایی است؟ ترک ظلم، ترک بیادبی، سه رعایت ادب و احترام چهار، عشق ورزی مهرورزی و عشق ورزی دقیقاً همین «و إظهارُ العِشقِ لَهُ إن لَم يَكُن في طَبعِهِ» اظهار عشق به همسر واجب است حتی اگر دوستش نداری. برای چه قبول کردی با این ازدواج کنی؟ تو رفتی خواستگاری. پس باید تامین کنی. تو رفتی گفتی من میخواهم تو همسرم باشی. وقتی تو همسرم قرار است باشی یعنی این سه تا را باید رعایت کنی. نمی توانی بگویی خوشم نمی آید. سه) تامین معنوی. تامین معنوی یعنی به موقع حرم برود به موقع مسجد برود نیازهای معنوی اش را تامین کنی. به موقع کتابهای تربیتی استاد مسائل معنوی حرم مسجد. نیازهای معرفتی همسرت را باید تامین کنی. به من چه ندارد دیگر. گفتم خب مگر تو نرفتی خواستگاری. گفت چرا گفتم خب الان پس چرا می گویی دوستش نداری؟ می گوید خب اخر من نمی خواستم. بابام به زور گفت. گفتم یعنی بابات اگر حماقت کرده تو برای چه حرف بابات را گوش کردی؟ یکی از جاهایی که ما اصلاً نباید حرف والدین را حق نداریم گوش کنیم آنجاست که کسی را دوستش نداری و پدر مادر هم اگر جبر بکنند قیامت باید جواب بدهند. نه تو باید حتماً با این شخص ازدواج کنی. نه. اگر میتواند عاشقش باشد دوستش داشته خوشش می آید باید ازدواج کنی. آنجا بله آدم حرف پدر مادر هم گوش کند خیلی خوب است. ولی نه من به هوای پدر و مادرم اطاعت کردم. بیخود کردی. هم پدر و مادرت را جهنمی کردی هم خودت را. اگر قرار است به حرمت پدر و مادرت یک کسی را قبول کنی ولی دوسش نداری باید سه تا وظیفه را رعایت بکنی. چه بخواهی چه نخواهی تامین اقتصادی تامین عشق و عاطفه و ادب اخلاق و رعایت معنوی. بعد گفتم الان گناه اینکه تو این زن را اینجوری انتخاب کردی، گردن کیست؟ تو، پدر مادرت یا این دختر؟ خوب گردن ما است. گفتم خوب گردن شماست الان این دختر چه گناهی کرده که تو به او عاطفه نمیورزی مهر نمیورزی انجام نمیدهی وظایفت را انجام نمی دهی؟ این قربانی حماقت تو و پدر مادرت است. گفت حالا این مشکلم حالا چه جوری حل کنم؟ گفتم مشکلت را من به تو یاد میدهم. یک سلسله برنامه به تو می دهم. عاشق زنت بشوی. گفت نمیخواهم. این این اصرار به گناه اینجاست. گفتم: خب مگر نمی گویی. گفت: نه من میخواهم این را طلاقش بدهم بروم یکی دیگر بگیرم. گفتم تو معلوم است خودت کرم داری مریضی. میگوید من این زن را دوست ندارم چون دوست ندارم میخواهم برم سراغ یک خانم دیگر که دوستش داشته باشم. می گویم خب چرا می خواهی آن کار را بکنی. تو این قربانی توست. بیا من یک کاری کنم تو عاشقش بشوی. می گوید نمی خواهم عاشقش بشوم. این دیگر مریضی است .اصرار به ذنب. اینجوری است یا بالعکس خانمی هست اصرار دارد که من از این مرد خوشم نمی آید یا این آقا اذیتم کرده یا این آقا مثلاً این ظلم ها را کرده. می گویم خیلی خب حالا الان میشود جبران کرد. روشهای جبران هست. شما همدیگر را دوست داشته باشید. می گوید نمی خواهم. می گوید اره من بابام اصرار کرد به این شوهر کنم قبول کردم. خب بیخود کردی اصرار کردی. وقتی زن این شدی یعنی باید بتوانی نیازهایش را تامین کنی. خب خوشم نمی آید از او شروع نکن. بعضی ها با زندگی خیلی شخصی و بچگانه برخورد میکنند. اصلا شوخی نیست. طرف مقابل تو بچه پیغمبر است. بچه ائمه است و عبد خداست. خدا وکیل مدافع او است. امانت خداست خانواده در دست تو. پدرت مادرت خواهرت برادرت همسرت پدر خانومت مادر خانومت این ها حرمتشان از کعبه بالاتر است. این جور نیست که دل بخواهی آدم هر جور دلش خواست همینطور بالا پایین بشود. هر وقت دلش خواست یک جوری رفتار بکند.
این فرمایش از امام باقر بود. به محضر مقدسشان یک صلوات ختم بفرمایید.
روایت بعدی از امام صادق علیه السلام است. به محضر مقدس ایشان هم یک صلوات بلند ختم بفرمایید. «الاصرار امن» این خیلی خطرناک است ببین چه میگوید حضرت «فلا يَأمَنُ مَكْرَ اللّه ِ إلاّ القَومُ الخاسِرونَ» میگوید کسی که اصرار به گناهی دارد احساس امنیت میکند از عذاب خدا، میگوید نه بابا خدا خیلی کریمتر و مهربونتر از این است که یعنی خدا مثلاً من با همین لاک زدن میروم جهنم؟ آره. یک رژ لب بزنم چشم هایم را اینجوری کنم یک آرایشی کنم یک نمیدانم لباس آنچنانی بپوشم یه پایی بی جوراب بروم یک نمیدانم همین؟ اره. همین. به خصوص که تو داری یک کار وحشتناکتر انجام میدهی. و آن این هستش که بعداً توضیح میدهم یک چیز کوچک و خیلی گناه را داری کوچک میشماری. در روایت داریم خدا یک کسی گناه بزرگ انجام میدهد اما با ترس. خودش هم ایمن نمیداند از عذاب خدا ترس و لرز دارد دوستش دارد ولی یک آدمی که گناه کوچکی انجام میدهد ولی می گوید خدا بزرگ است میبخشد. اصلا این خدا. کاش همه گناهانش را مثل این باشد. اینکه چیزی نیست. میگوید خدا از این آدم متنفر است .چون حرمت خدا را رعایت نمیکنیم. مثل نماز شمردن نماز است. خدا میگوید من قیامت پیغمبر می گوید من شرابخورها زناکارها آدم کش ها قمارباز ها را شفاعت میکنم اما یک کسی که نماز اول وقت نمیخواند میندازد عقب به خاطر نمیدانم کار خانه دارم نمیدانم درس دارم نمیدانم کار اداری دارم نماز اول وقت تاخیر میندازد. این خیلی فحشایش بالاتر از آن گناهان کبیر است. بعد میگوید اینکه اصلاً چیزی نیست. خدا میبخشد. پیغمبر می گوید قیامت هم شفاعت نمیکنم. یعنی این در برزخ یا در جهنم است هیچی. در قیامت هم پیغمبر میگوید من این را شفاعت نمیکنم. کسی که نمازش را سبک می شمرد حالا خانوم ها که معذورند آقایان مثلاً اذان میگویند باید برود مسجد نماز جماعت بخواند. حالا یک موقع هست آدم مریض است کسل است خسته است در خانه میخواهم بخوانم. نماز اصلا جماعت وارد شده. فرادی استثنا است. فرادی مال جایی است که انسان خانمها نه ها آقایان را دارم میگویم فرادی برای جایی است که انسان یک عذری دارد یک موقعی حالا خب فرادی میخواند. ولی آن کسی که میتواند جماعت بخواند عمداً جماعت نمیخواند مسجد نمیرود تنبلی میکند بی حوصلگی میکند برای اینکه حد تنبلی هم بگذارد میگوید ۴۰ منزل. آقا تا ۴۰ منزل همسایه مسجد هستی. به پیغمبر گفت آقا من نابینا ام دیگر در خانه عذر دارم فرمود نه عذر نداری یک طناب بکش تا مسجد سر طناب را بگیر هر روز برو .یک کاری بکن بالاخره. یک کسی عذر اینطور نیست به همین راحتی مسجد همش در خانه نماز بخواند آقایان را دارم می گویم . بعد راحت هم هست. خیلی راحت است. می گوید خدا من را نمی برد جهنم. حضرت میگوید اصرار همین است که تو میگویی این به من آسیب نمیزند. این که چیزی نیست بابا. همین می گوید آقا حرام است تراشیدن ریش حرام است این هم شد حرف اصلا ول کن بابا الان نمیدانم فلان وزیر فلان کار این کار آقا تو اگر می خواهی این ریش لامصب را بتراشی یک مرجع باید به تو اجازه بدهد مرجع تقلید کدام مرجع به تو اجازه داده؟ می گوید مثلا فلانی اینجوری گفته خب باشد طبق نظر آن فقیه یک فقیهی مجتهدی مرجعی مرجع تقلید اجازه داده باشد ریشت را بتراش ولی وقتی میگوید حرام است چه اصراری داری به این کار؟ همین یعنی چی این اصلا مهم نیست یا صورت آرایش کرده جلوی نامحرم برود یا نمیدانم راه های دیگر یک عطر بزنیم با همان بله یک خانمی عطر بزند یعنی چی این اصلا برود جهنم؟ آره گناه یعنی آن که تو میگویی هیچ طوری نیست این که چیزی نیست خدا کریم است خدا بزرگ است خدا رحیم است وقتی بیحیایی میکند آدم روی کاری که به خصوص کاری که این همه در موردش گفتند نکن این کار بد است غلط است زشت است شفاعت مثلاً قیل و قال قیل و قال یکی از گناهان کبیره است میگوید آقا جر و بحث نکنی در خانه به خصوص یا جای دیگر با هم قیل و قال نکنید من کسی که قیل و قال میکند شفاعت نمیکنم خب این گناهش بدتر است یا شراب و زنا و آدم کشی و قمار؟ آن ها را میگویند شفاعت میکنیم آقا نکن دیگر این کار را اصرار نکن می بینی باز همین است کینه از کسی نداشته باشید کینه اگر ذرهای باشد درل دلت گذشته کسی یادت می آید فلانی آن سال با من این کار را کرد همین که این عفونت را نگه داشتی یعنی تمام این مدت داری برای خودت گناه میخری فشار قبر و عذاب غم خوردن برای دنیا غصه خوردن برای دنیا این ها عذاب دارد دیگر این ها فحشا است پیغمبرت میگوید هر کس برای دنیا غصه بخورد میرود جهنم مگر نگفت این گناه است؟ مگر پیغمبر نمیگوید هرکس غصه دنیا را بخورد میرود جهنم برای چی نمیدانم برای غذا و شکم و لباس و نمیدالنم این را خریدم آنطوری شد حالا هی غصه نمیدانم حالا این ماشین اینجوری شد این نمیدانم ساعتم را خریدم اینجوری شد لباس خریدم انطوری شد گم شد اصلاً یا دزد زدش بالاخره دنیا این چیز ها را دارد دیگر وقتی مینشینی برای دنیا غصه میخوری یک فحشا است فحشای بزرگی هم هست می گوید غصه نخور نگذار بیاید در ذهنت همین که می آید در ذهنت برایش غصه میخوری شرما خود این فحشا و شرم آور است خود این گناه بزرگی است. حس حسادتی که آمده سراغت خیلی وحشتناک است. این مقایسه کردن زندگیت با آن چشم و هم چشمی مقایسه زندگی ات با آن خودش یک فحشا و گناه است. این باز دوباره هر روز مینشیند فلانی فلان کار را کرد. فلانی فلان چیز را دارد. ما نداریم. نمیدانم دائماً مقایسه مسابقه. من باید روی دست بقیه بلند بشوم. ببین همه این ها همین ها که ما فکر نمیکنیم گناه است. از اکبر کبائر است و روی آن هم اصرار داریم. خیالمان هم راحت است. من که شراب نخوردم هیزی نکردم دزدی نکردم نمیدانم آقا فحشاهای بدتر از هیزی و دزدی زیاد است. تو عصبی هستی پرخاشگری زودرنجی حساسی. این ها خیلی وحشتناک است. طرف شهید هم شده رفته پیغمبر میگوید عذاب قبر دارد. چون در خانه بد اخلاق است. بعد هم ناراحت هم نیست که اینجوری است. اصرار را دقت کنید دامنه اش چه جور است یعنی مسابقه می گذارد مقایسه میکند خودبرتر بینی دارد در روحش این است که از بقیه جلو بزند خانه مان لباسمان بچهام تعداد بچهها نمیدانم آن اگر سه بار رفته حج من یک بار دیگر چهار بار من بروم حج از آن بالاتر باشم آن اگر نماز شب خوانده من مثلا نمیدانم چهار تا دعا هم من اضافه بخوانم بعد فردا بگویم من این ها را هم میخوانم اگر ان دو جزء قرآن حفظ کرده من باید روی دست فلانی بزنم که جلوتر از آن باشم ۵ جز قرآن حفظ بکنم. اگر آن ارشد است من دکترا بگیرم. این ها همه اش وحشتناک است. خیلی خطرناک است برای روح یک انسان. رقابت با همسر رقابت با باجناق رقابت با جاری رقابت با دوستان حسادت به نعمتهای دیگران. این ها چیز خیلی وحشتناکی است. غصه خوردن برای گذشته کینه داشتن برای گذشته. قرآن میگوید هرکس گذشته خودش یا دیگران یادش می آید عابد شیطان است. آن دیگر عابد خدا نیست. حالا هی شب و روز برو مسجد گریه کن دعا کن. تو اصلاً دچار سر تا پایت گناه است. چون تو یا دلشوره آینده داری دائماً یک خدا کنار است همه اش اضطراب دارد. خدا کنارش است اضطراب دارد. خدا میگوید وقتی من کنارتان هستم برای چی بچهها را دیدید وقتی پدر و مادر کنارشان هستند همیشه خوش اند. اصلا نه غصه نداری میخورند نه غصه زمستان میخورند نه غصه تابستان میخورند کنار پدر و مادرشان پدر مادر هم میدانند این را تامین میکند ولی ما به اندازه پدر بچه ای که به پدر و مادر اعتماد دارد به خدا اعتماد نداریم. میگوید آقا این دعا را بخوان دیگر نترس بمباران میکنند الان ما را میکشند ببین طرف ۵۰ سالش است هیئتی است بسیجی است طلبه است میترسد از بمباران الان نزنند ما را بکشند چقدر شرم آور است بابا آیت الکرسی ات را بخوان حرزت را بخوان دیگر تمام است راحت باش دیگر و ما خیلی خصوصیتها داریم در زندگیمان که فکر نمیکنیم که این ها که چیزی نیست. حالا من عصبی هستم دیگر حالا من حسود هستم دیگر من همیشه غیبت میکنم دیگر حالا اصلا عادت کرده به شهوت اعتیاد به غیبت دارد اعتیاد به فضولی دارد اعتیاد به سوالهای تجاوزگرانه در زندگی دیگران دارد چه کار کردی چه کار نکردی شوهرت چی گفت زنت چی گفت انجا اینجوری چی شد فضولی در سرکشی در کار دیگران چه کسی بود به تو زنگ زد؟ چه گفت نمیدانم یک عالم ما دچار فحشا و منکرات میشویم و اصلا ککملان هم نمی گزد که این ها در زندگی داریم. اصرار یعنی همین. اصرار یعنی همین. با بچه بد اخلاق است با بچه نمیتواند رعایت کند زودرنجی دارد بچه را در فشار روانی می گذارد زنش را شوهرش را در فشار روانی میگذارد اعصاب همه را خورد میکند دائماً گیر میدهد دائماً این ها همه فشار قبر است. تمام این ها فشار قبر است. لذا حضرت میفرماید چی آقا فرمود الاصرار امن از کجا بفهمیم یک نفر مصر است بر گناه؟ میگوید از جایی که انجام میدهد و خیالش هم راحت است که عیبی ندارد من این را این اصلا گناه را فقط چه میداند؟ که مثلا آدم چاقو فرو کند در شکم یک نفر. برود مثلاً فحشا مثلاً جنسی داشته باشد یا دزدی بکند. وقتی میگویی گناه فقط همین ها می آید در ذهنش. همین که تو خود را بهتر از بقیه میدانی کافی است برای استکبار. خودت را بهتر از بقیه میدانی. ولو از یک کافر. این خودشیفتگی است خودبرتربینی است. بعد هم احساس گناه هم نمیکنی و خیلی چیزهای دیگر. این هم از این. فکر کنم وقت تمام شده باشد درست است؟ ۷ دقیقه وقت داریم؟ یک صلوات ختم بفرمایید.
روایت بعدی از نبی اکرم است (صلی الله علیه و آله و سلم) میگوید میخواهی بدانی شقاوت چیست؟ شقاوت ما در فارسی میگوییم بدبختی. ما چیزی به اسم بخت نداریم. خوشبختی و بدبختی یک خرافه است. چون اصلا بخت خرافه است. همه چیز دست خودمان است. قانونمند است. یا محیط است یا وراثت است محیط تربیتی است همه چیز قانونمند است . بدبختی و خوشبختی ما نداریم میگوید از علامت شقاوت شقی بودن چیست؟ پیغمبر میگوید یک جمود العین این که من گریه ام نگیرد میروم حرم نماز می خوانم مناجات میخوانم دعا میخوانم در هیئت میروم اشکم نمی آید. این یعنی این سفت است. قلب سفت شده. زود بجنب خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی را استاد ما همیشه مثلاً فردا شهادت مثلاً امام هادی بود میگفت آقایان طلبه فردا مراسم داریم شهادت هم هست. عدسی یادتان نرود. ببینید ما در بحث غم توضیح دادم در کارگاه غم. بعضی از خوراکها هست شما وقتی میخوری قلبت رقیق میشود. پیغمبر خدا شکایت کرد از گرفتگی قلبش، خداوند فرمود برو انگور بخور انگور سیاه بخور این قلب را شاد می کند. عدسی از چیزهایی بود که همیشه در روایت داریم اشک را زیاد میکند؛ یعنی اثر وضعی یک خوراک است روی قلب ما. مثل خوراک حرام است که آدم وقتی لقمه میخورد یا یک غذای بد میخورد غذای طیب نیست. حلال است . ولی طیب نیست. شما وقتی میخوری آن را قساوت قلب میگیری. می گفتند عدسی بخور قلبتان برای اینکه میخواهید بیایید گریه بکنید اشک داشته باشید. تغذیه مهم است دیگر. تغذیه. حضرت میفرمود چیه؟ میفرماید این که انسان اشکش نیاید دیگر این را توضیح نمیدهم «و قسوت القلب» قساوت قلب این علامت شقاوت است. سخت دل بودن سنگدل بودن «شدت الحرص فی الطلب الرزق» آدم هایی که در پول درآوردن رزق حریصند؛ یعنی دائماً حرص پول و دنیا را میزنند. دائماً حرص مال دنیا را می زنند. این انسان را از خودسازی از وظایف جهاد فی سبیل الله از زیر چادر حضرت بودن، من انقدر آدم های خوب الان سراغ دارم که استعدادهای خوبی برای خدمت به امام زمان سرباز بودن که هیچی برای لشکر امام زمان بودن یعنی سه مرحله است خدمت: سربازی، همه حزب بودن، دوست شدن. ولایت. اللهم جعلی من جندک این مرحله اول است زیر چادر هستی در لشکر هستی دو وجعلنی من حزبک حزب یعنی تو کنار امام نقشه میریزی. در حزب امامی برای بقیه دنیا نقشه داری میریزی. یک سرلشکری برایش و سه) «اللهم اجعلی من اولیائک» دعای روز سه شنبه است دیگر این سه مرحله چه آدم هایی من سراغ دارم که از نظر استعداد برای سرلشکر بودن و ولایت استعداد خوبی دارند اما وقتی میری دعوتشان میکنی که آقا بیا برای امام زمان یک کاری کن. بیا برای امام زمان. امام زمان الان احتیاج دارد به این کار. بیا این کار را بکن پول داری سواد داری وقت داری تحصیلات داری خیلی کار میتوانی بکنی. نمی آید. میخواهد پولش را برود کار های صرف، ثواب هم دارد کارهایش ولی چیزهای به درد نخور است. کم ارزش است. وقتش را همینطور استعداد دارد نمی آید در لشکر امام زمان چرا؟ چرا؟ حرص میزند برای دنیا می گوید نه من الان شرکت دارم تجارت دارم کار دارم شب و روز میخواهم پول در بیاورم ولی این آدم آدم فوق العادهای است اگر بخواهد بیاید در لشکر امام زمان ولی همش شب و روز حرص دنیا را میزند مثل خیلی از خانمها که شب و روز حرص جی جی ویجی دنیا را میزنند یک عالم استعداد در این زن هست برای اینکه یک لشکر برای امام زمان باشد خاله خاله بازی ها و جی جی ویجی های زندگی دنیا نمی گذارد. دیگر چی؟ «والاصرار علی الذنب» اصرار کردن به گناه این هم یکی از مواردی هست که انسان را دچار شقاوت میکند روی هیچ چیزی که میدانی خدا دوست ندارد اصرار نکن. هرچی که خدا دوست ندارد رویش نایست. دفاع از آن نکن. ولو یک چیز کوچک. باز یک روایت دیگر داریم از خود پیغمبر که چهار چیز هست که قلب را میمیراند. دل را میماند یکی اش اصرار بر گناه است.
باز فرمایش دیگری داریم که هم از امام صادق داریم هم از نبی اکرم داریم اینجا قاعده است. میفرماید که «لا کبیر مع الاستغفار ولا صغیر مع الاصرار» از هر دو بزرگوار نقل شده. اگر آدم گناه کبیره انجام داد اما زود رفت توبه کرد پاک میشود. دیگر نمیماند گناه کبیره برایش. ترسید حیا کرد رفت استغفار کرد. اصرار نکرد ادامه نداد «ولا صغیر مع الاصرار» دیگر روی گناه صغیره با اصرار نیست گناهی که خیلی کوچک است خیلی در کوچک است ولی روی همان اصرار میکنی آن کبیره است. چون داری بیادبی میکنی. مثلا نماز اول وقتت را عقب بیندازی مسجد نری نمیدانم یک چیز کوچک. یک چیز کوچک. روی آن وقتی اصرار داری آن دیگر گناه کبیره است و تو داری روی کبیره اصرار میکنی. این ماندگاری دارد با پررویی با بیحیایی انسان رویش میماند این خیلی خطر دارد. قاعده داد به تو.
ببینید پس کبیره نیست اگر استغفار کنی صغیره نیست اگر اصرار داری .اصرار داری همه اش در وسط قساوت انسان.
باز روایت بعدی از امیرالمومنین علیه السلام هست محضر مقدس ایشان هم یک صلوات ختم بفرمایید اللهم صل علی محمد و آل محمد اعظم «الذنوب عند الله ذنب اصر علیه عامل» عظیم ترین گناه در نزد خدا آن گناهی است که عاملش اصرار دارد روی آن. اصرار دارد. ولو یک چیز کوچک باشد؛ ولی پیش خدا این همانی است که تو را بدبخت میکند؛ یعنی من واقعا یک چهار تا شوید مویم بیرون باشد تار مو؟ اره. روی همین یک دانه کوچولو تو اصرار کنی؛ یعنی من ریشم را بزنم یعنی همین؟ این را که رویش اصرار میکنی همان کبیره است. این پیش خدا خیلی عظیم است. چون با پررویی داری تو یک کاری که خدا دوست ندارد انجام می دهی در بخش کوچک شمردن گناه توضیح خواهم داد.
آخرین روایت هم بخوانم از امیرالمومنین «عَجِبتُ لِمَن عَلِمَ شِدَّةَ انتِقامِ اللّه ِ مِنهُ و هُوَ مُقيمٌ عَلَى الإصرارِ» من تعجب میکنم که بندگان میدانند خدا شدید الانتقام است، یک آنجایی که باید یک نفر را توبیخ کند به خاطر گناه حضرت علی فرمود به خاطر یک گناهی که انسان توبه نکرده با خودش از اینجا میبرد صد سال در جهنم گرفتار میشود. بعضی از گناهها میفرماید چند قرن آخرتی. نه قرن دنیایی . قرنهای آخرتی. مثل حسادت بداخلاقی بدبینی گناهان اخلاقی نه گناهی که اخلاقی نیست یعنی ثابت نیست سر زده از انسان توبه هم توبه نکرده. توبه نکرده رفته آنجا. یک موقع هست توبه کرده استغفار کرده توبه کرده. یک راه جبران برایش گذاشته .خیلی خب؛ ولی اگر برده باشد با خودش آنجا حداقل ۱۰۰ سال عذاب دارد آنجا. میفرماید من تعجب میکنم از یک کسی که شدت انتقام خدا را میداند و انقدر با بیحیایی این قسمتش از من است «و هو مقیم علی الاصرار» اصرار دارد آن گناه را بکند اصرار دارد آن کار بد را گناه را انجام بدهد. میداند غلط است. میگوید خودم درسش هم خواندم. خودم هم میدانم. ولی اصرار دارد. وسواس. وسواس یکی از آن گناه هایی است که انسانها اصرار دارند بعضی ها هم علاقه دارند نگرش دارند و میداند این گناه کمی نیست وسواسی بودن دست برنمیدارد از گناه وسواس.
وسواس پذیرشی هست که اعمال اخلاق و عقاید انسان را فاسد میکند هیچی. روی نسل آدم اثر می گذارد. بچههایت را دچار میکند. آن ها را بدبخت میکند و آدمها را متنفر میکند از همدیگر. یک عالم بیماریهای اخلاقی ایجاد می کند. همین بیماری وسواس. آزاردهنده است. اصرار هم دارد این را ادامه بدهد. دست برنمیدارد.
من تعجب میکنم امیرالمومنین فرمود از کسی که شدت انتقام خدا را میداند ولی لجبازی میکند. اصرار دارد گناهش را ادامه بدهد. هرچه می گویی بابا این کار غلط است. این کار را نکن. میخواهی وضو بگیری یک بار آب بریز یا دوبار بیشتر حرام است. ادامه میدهد. ۱۰ تا مشت آب میخواهد بریزد روی صورتش. آقا این کار با یه بار دوبار تمیز میشود می گوید نه به دلم نچسبید من باید نمیدانم با یک استکان میتواند وضو بگیرد میخواهد چند لیتر آب مصرف کند. با یک دقیقه زیر دوش میتواند غسل کند ۲۰ دقیقه نیم ساعت زیر دوش است می خواهد غسل کند. می گوید آقا این پارچه نجس شد این آب را بریز رویش بچلون یک بار دیگر بریز بچلون زیر آب شیر یا آب کر. آب قلیل هم انقدر باز مگر دست برمیدارد. این بسیار خطرناک است. اصرار روی گناه انسان را نابود میکند. لذا امام سجاد من خیلی تند امشب این بحثها را کردم. توضیح زیادی ندادم این هست که امام سجاد به خداوند عرض می کند خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه روی گناهی اصرار کنم یعنی چی؟ یعنی باز باید از خدا کمک بگیریم به خدا بگوییم خدایا ما زورمان به خودمان نمیرسد. کمکم کمکم کن به این توان برسم. از خدا کمک بخواهیم. خدا به ما قدرت بده. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
خوب ما به خاطر حوادثی که پیش آمده هم نبرد با اسرائیل و هم این جنگی که خیلی هم منتظرش بودیم دهها سال تاریخ منتظر این نبرد نهایی تاریخی است که تکلیف تاریخ و منطقه را روشن میکند و ما در لحظات بسیار باشکوهی قرار داریم. خیلی ها متاسفانه به جای اینکه استقبال کنند لذت ببرند خوشحال باشند از اینکه دارد بالاخره آن نبردی که هزاران سال پیش خداوند از آن خبر داده در تورات در انجیل در زبور در قرآن ما افتادیم درست همان زمانی که خدا ازش خبر داد درست این لطف خدا شامل حال ما شده در این زمان به دنیا آمدیم که زیباترین صحنه تاریخ را و حوادث تعیین کننده تاریخی که همه انبیاء و اهل بیت منتظرش بودند را داریم شاهد هستیم بعضی ها به جای اینکه استقبال کنند لذت ببرند خوشحال باشند شاکر باشند دنبال این باشن که ببینند الان وظایف ما چیست؟ آقا فرمودند: حوادث این زمان حوادثی است که سرسام آور است. ما هم سرعتش هم باید خودمان را با این سرعت آماده کنیم. هم هماهنگ کنیم هم وظائفمان را بسنجیم. الان چه وظائفی داریم. بعضی ها انقدر درگیر زندگی شخصیشان هستند و خاله خاله بازی های زندگی حوصله این را هم ندارند با اینکه خیلی ها میدانند که دارد چه اتفاقاتی می افتد. می گوید نه من الان یک موقعی خانه مان تیر نخورد نمیدانم الان خانه بمب نریزدند یک جا الان نمیدانم خانه بچه ام یک طوری اش نشود نمیدانم الان چی چی اعصاب خورد دارد اعصاب ترس و اضطراب و اعصاب خورد و اصلا حاضر نیست برود وسط گود. مثل حضرت زهرا. حاضر نیست مثل اهل بیت برود وسط میدان بایستد الان بهترین میدانی است که برای ما ایجاد شده. همه مان الان می توانیم کلی کار بکنیم برای امام زمان. همه مان میتوانیم خیلی کار بکنیم. خب حالا ما هر کدام آقا فرمود آنها که میتوانند جهاد تبیین کنند وظایف دارند میتوانند کارهایی بکنند برای هر کاری هرکسی از دستش بر می آید. همین همدلیهای قشنگی که اعضای جامعه به هم دارند. نمونه هایش هم در فضای مجازی دیدید که کمکهایی که مردم به هم میکنند در این فضا. خیلی قشنگ است. حواسمان به همدیگر الان باشد الان وقت این نیست که من بگویم به زن و بچه خودم و خانواده خودم الان وقت این هستش که ببینیم که بچههای امام زمان در کل دنیا چه چیزی لازم دارند. حالا ما وسط این جریان مبارک در خیر و برکت و امنیت هستیم عدهای الان خارج از این کشور هستند و حسرت ما را میخورند. دوست داشتند در این وضعیت باشند محرومند اصلاً نمیدانند باید چه کار کنند. بنابراین ما هر کاری از دستمان بر می آید باید انجام بدهیم. یعنی از نظر کار مالی وقت گذاشتن آبرو گذاشتن از علم و تخصص استفاده کردن و از همه مهمتر ذکر و دعا و عشق ورزی و توسل و این ها خیلی مهم است استغاثه و اینها
خب حالا ما تصمیم گرفتیم همه انشالله بتوانیم بکنیم ولی فعلاً امشب موسسه تصمیم گرفته یک کار نمادین انجام بدهد دوستان قرار شد همه بعد از نماز مغرب و عشا که اینجا میخوانیم انشالله به جماعت با ماشین یک راهپیمایی خودرویی بکنیم. انها که جا دارند بقیه را سوار کنند وسیله دارد. آنها که میتوانند ان که خانههایشان وسیله هست بروند وسیله بردارند بیاورند یا اطلاع بدهند به دوستانشان تا بعد از نماز وقت داریم حالا. بیایید انشالله بعد از نماز یک حرکت داریم که از اینجا می رویم انشالله خیابان جمهوری و زنبیل آباد تا میدان مفید تا جمکران انشالله یک ذره توی خیابون میخواهیم سر وصدا بکنیم. همین سرصدایی انشالله بخوایهم بکنیم شعار بدهیم یک ذره جو شهرمان استقامتمان دفاعمان از امام و رهبرمان دفاعمان از ارتش عزیزمان، سپاه عزیزمان، نیروی نظامی مسلح کشور دفاع بکنیم ازشون و شعارها، ابراز برائت نسبت به صهیونیسم و استکبار جهانی اینها وظایف مستحب هم نیست. وظایف واجبی است که باید داشته باشیم که انشالله این کار را دوستان تصمیم گرفتند انشالله همه ما مشارکت کنیم.
و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.