جلسه 050 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
50
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
1
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 050 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه پنجاه 28/02/1404

سلام علیکم و رحمة الله/ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان در دعای هشتم صحیفه رسید به این فقره «و ایثار الباطل علی الحق» خدایا من پناه می‌برم به تو از اینکه باطل را انتخاب کنم به جای حق. راجع بهش صحبت کردیم جلسه گذشته و معنای اینها را توضیح دادیم و اینکه حق در زندگی ما چیه و باطل چیه و ملاکش چه هست.

گفتیم ملاک حق خود حق تعالی است. -خواهش می‌کنم بچه‌ها را از جلسه خارج کنید بچه‌هایی که سر وصدا دارد از جلسه خارج کنید- ملاک حق خود حق تعالی است یعنی به او می‌گوییم حق یعنی ثابت و حقیقت هست. باطل یعنی آنچه که پوچ هست و هیچ محلی از حقیقت ندارد. گفتیم که ما در زندگیمان خداوند ما را با روح خودش آفریده. ما با حق آفریده شدیم. فطرتاً عاشق حق هستیم. فطرتاً ذات ما گرایش به حق دارد و تنفر از باطل دارد. این ذات ماست. در وجود همه انسان‌ها این گرایش به حق و تنفر و فرار از باطل به شکل فطری وجود دارد. همه طالب حقند و از باطل فرار می‌کنند و بیزارند؛ اما شیاطین کارشان چیه؟ قرآن گفتیم بارها شیطان و شیطان صفتان طاغوت‌ها کارشان این هست که باطل را در لباس حق به ما معرفی می‌کنند و ما فریب می‌خوریم خیلی وقتها. امر باطل را حق می‌دانیم و برایش ارزش قائلیم. حتی حاضریم برایش جانمان را هم بدهیم، حاضریم براش طلاق بگیریم حاضریم طلاق بدهیم حاضریم جنگ بکنیم حاضریم خودکشی بکنیم برایش. گاهی وقتها انسان اینجوری درگیر می شود با باطل و باطل را حق می‌داند، اینگونه فکر می‌کند. گفتیم برای تعیین حق ما باید چون خداوند ساختار خلقت را ساختار ریاضی آفریده و برای هر چیزی قدر و اندازه گذاشته. اگر ما ساختارهای ریاضی را خوب بشناسیم قدرها را خوب بشناسیم، می‌دانیم حق چیه باطل چیه. دیگر فریب نه نفس خودمان را می‌خوریم نه شیطان را و نه طاغوتها را و شیطان صفت‌ها. برای ما باید دائماً با حدود الهی و اندازه‌های الهی آشنا باشیم، شناخت داشته باشیم تا یه موقعی گیج نشویم که الان کدام درسته، کدام غلط هست.

گفتیم در آموزه‌های خداوند هفت تا تخصص وجود دارد که این دیگر در آموزه‌های هیچ بشری وجود ندارد و گفتیم برای هدایت یک انسان ما هفت تخصص لازم داریم که انحصاراً در اختیار خداوند و چهارده معصوم است و بنابراین اساساً شما نمی‌توانید حق را در غیر کلمات خداوند و آموزه‌های معصوم پیدا بکنید؛ آن هم در سطح کلان کار. «ان ذکر الخیر کنتم اول و اصله و فرعه و معدنه و مأونه و منتها» همه چیز حق و خیر اهل بیت علیهم السلام هستند و همه حق خداست و مظاهر خداوند. آن هفت تخصص را بارها معرفی کردم. الان دیگر هم نمیگویم که بشر حتی یه دونه از این تخصص‌ها را برای هدایت دیگران یا خودش حتی، راهیابی خودش به حق ندارد و اساساً بدون آن هفت تخصص شناخته حق امکان‌پذیر نیست. یعنی شما مثلاً میگویید چی آقا مثلاً حجاب واجب است سگ نجس است مشروب خوردن حرام است، خمس واجب است، بعضیها می آیند شک می‌کنند که کی گفته مثلاً حجاب واجب است، کی گفته سگ نجس است! اشکال می‌کنند آدم‌ها را به شک میندازند. خب ملاک چیه؟ ملاک برای نجاست پاکی، حرمت، وجوب، تخصص خداوند و اهل بیت است. آن هفت تا تخصص پشتش دارد به تو می گوید این نجس است. آنی که میگوید نجس نیست من نمی‌دونم پروفسور مغز و اعصابم و دکترای فلان دارم هیچ کدام از این هفت تا تخصص را ندارد. بنابراین وقتی که من میروم سراغ کسی غیر از خدا من و اهل بیت، آگاهانه دارم باطل را انتخاب می‌کنم یعنی خودم دارم کشش پیدا می‌کنم به اینکه آن چیزی که من دارم انتخابش می‌کنم باطل است. چون هیچ کدام از آن هفت تا تخصص را هیچکس جز خدا و این ۱۴ معصوم ندارند. افتخار ما این است که دین ما دینی است کاملا ریاضی، تخصصی و معقول. این افتخار ماست و هیچکس هم غیر از بزرگان دین ما خدای ما و رب ما و ائمه ما این تخصص‌ها را حتی یه دونش هم ندارند. قبلا گفتیم از آن هفت تا تخصص یکی اش شناخت روح است. یکی اش شناخت نفس است، یکی اش شناخت بدن است. یکی اش شناخت رابطه نفس و بدن است. شما الان کدام عالم را سراغ دارید حتی یه دونه از اینها را بداند؛ مثلاً الان بعد از ۸۰۰۰ سال بشر توانسته حتی یه دونه از اعضای بدن را بشناسد یا نه اصلاً شما الان یه دانشمند سراغ دارید که بعد از هزاران سال یه دونه از مخلوقات خدا را شناخته باشد حتی یه دونه، یه اتم الکترون نوترون پروتون یه مگس یک گل یه نمیدونم یه سوسک یه هر چیزی. بشر الان کدام یک از بشر توانسته یه دونه از این مخلوقات را بشناسد، بگوید ما توانستیم یه دونه از مخلوقات خدا را بشناسیم. خب وقتی که من یه همچین منبع عظیم تخصص و علم را دارم -کتاب الله و عترتی- دیگر مگر دیوانه‌ام بروم سراغ مرکز تخصصی دیگر. کسی ندارد. این تخصص پیشرفت علمهم چیزی کمک نمیکند من بگویم حالا علم پیشرفت کرده، ولش کن، احکام را ول کن مراجع را ول کن علما را ول کن. بابا مراجع علما احکام دین بر مبتنی بر هفت تا تخصص با ما حرف می‌زنند. این خیلی مهم است و هیچکس آن تخصص‌ها را ندارد. لذا پیامبر میگوید چی؟ خداوند به پیغمبر می‌فرماید: به مردم بگو «أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ» من دعوتم با بصیرت است یعنی همه چیز را می‌دانم دارم بهتون میگویم. هیچ چیز نقطه جهالتی در آموزه های من نیست. هیچ نقطه کوری در آموزه های من نیست. بنابراین یه مسلمان و یه شیعه افتخارش این است که دینی را دارد رعایت می‌کند، حقی را می‌شناسد که قطعاً درسته. دینی را دارد رعایت می‌کند که قطعاً حق است. فقط ما باید رعایتش بکنیم این را باید به استحسانات و نظرات و نمی‌دونم نظریه‌های دیگران ترجیح بدهیم یا یه کسی نیاید دین ما را اینجوری از ما بگیرد یه چیزی بگوید که ما خودمان هم می‌دانیم قرآنمان دینمان قبول ندارد. قطعاً باطل است و بعد با تحت تاثیر مثلاً یه سواد اندک یه آدمی که اصلا هیچی نیست این سواد را شما بگو پروفسور یا مثلاً هرچی. نمی‌دونم بالاترین درجه علمی را دارد، خب در مقابل یه آدم نادان پروفسور هست در مقابل موضوع دانشش سیکل هم نیست. دقت کنید. این خیلی مهم است اما به یکی میگویم این الان پروفسور فوق تخصص هست در موضوع دانشش. فوق تخصص نیست در موضوع دانشش. حتی سیکل هم ندارد در موضوع. بلکه نسبت به آدمهایی که این رشته را بلد نیستند بله ایشان مثلا ۳۰ سال درس خوانده الان فوق تخصص ولی کو تا بیاید آگاه بشود بعد از هزاران سال بشر حتی یه مخلوق هم نشناخته. بنابراین به این توجه داشته باشیم .

خب در این جلسه قرار شد که من یه مقدار در مورد باطل برای شما صحبت بکنم که باطل چقدر می‌تواند خطرناک باشد؛ یعنی آنجایی که تو نظر خدا و اهل بیت را کنار می‌گذاری و میروی سراغ یه چیز باطل. ببین باطل چه کار با انسان می‌کند. چون ساختار ما برای رسیدن به بهشت و بالاتر از بهشت با حق طراحی شده. خوب دقت کنید. مثل ساختار یه بچه است در رحم مادر که بچه در رحم مادر ساختارش برای تولد به دنیا با حق طراحی شده. بچه اگر غذای باطل بخورد غذای مضر بخورد، نطفش بد بسته بشود، دریافت‌هایش در دوران جنینی بد باشد، این بد هم متولد می شود. بنابراین ما در رحم دنیا داریم تولد پیدا می‌کنیم به برزخ که بی‌نهایت زیباتر کامل‌تر، پیشرفته تر، شیرین‌تر و جذاب‌تر از اینجاست وقتی داریم می‌رویم ما فقط در زمان تولد ما سالم خواهد بود که ما با حق پیوند خورده باشیم. یعنی ساختار وجودی روح ما که جنین هست در رحم دنیا باید با حق پرورش پیدا کند. اگر ما گره اشتباه با باطل بخوریم به تعداد باطل‌هایی که شما پذیرفتید دقت کنید به تعداد باطلهایی که پذیرفتی در اندیشه‌ات مثلاً جهیزیه وظیفه خانواده دختر است. خب این باطل است. اگر این را قبول کردی این طرف فشار قبر می آورد برایت. چون باطل بوده. اصلاً تو بهش احتیاج نداشتی. مهریه باید زیاد باشد خب یه چیز باطل است. هر چقدر مهریه بیشتر باشد ما شخصیتمان بهتره آبرویمان بیشتر است. باطل است. تو داری از یه چیزی کسب عزت می‌کنی که آن چیز باطل است. «عزت فلله العزته و لرسوله و للمومنن» عزتت را تو باید از خدا دریافت کنی. وقتی میگویی مثلاً خدا رحمت کند بعضی از علمای ما هم همینجوری بودند یعنی گرایش باطل داشتند. به امام خمینی می‌گفتند که شما در نجف چرا عمامه ات انقدر کوچیک است؟ مگر مرجع عمامه اش کوچیکه؟ مرجع باید عمامه اش خیلی بزرگ باشد. خدا رحمت کند امام می‌فرمود: من هنوز انقدر مشرک نشدم که بخواهم از طریق عمامه عزت کسب بکنم. بعضیها با عینک دودی می‌خواهند عزت کسب کنند. بعضیها مثلاً با اتومبیلشان بعضیها با ساعتشان بعضیها با زبانشان بعضیها با نژادشان بعضیها با تحصیلاتشان بعضیها با قیافه. باطل است. اینها به ما عزت نمیدهد. وقتی پذیرفتی که من اگر الان لباسم را عوض کنم عزیزتر میشوم، اگر مبل خانه مان را عوض کنم اگر مدل موبایلم بالاتر باشد، من عزیزتر میشوم. اگر خارجی یاد بگیرم انگلیسی یاد بگیرم چهار تا کلمه انگلیسی حرف بزنم عزیزتر میشوم. خدا در اینها برای هیچکس عزت نگذاشته. این یه شرک و باطلی است که تو قبولش کردی. اگر این را پذیرفتید روح تو با یه امر باطل دارد پیوند می‌خورد. عزت ریاضیات خودش را دارد قدر خودش را دارد. قدرهای عزت خدا در قرآن گفته اهل بیت هم توضیح دادند. وقتی تو میگویی من فلان کار را کنم عزیزتر بشوم، این اتفاق نمی‌افتد. همچین اتفاقی نمی‌افتد .پس شما باید حواسمان باشد ما باطل روحمان پیوند نخورد. مثلاً اگر این کار را کنیم این کار خجالت دارد شرم آور است. خب این باطل است. شرم آور نیست. مثلاً همه بدانند ما کجا داریم میرویم چی می‌خوریم نمی‌دونم بعضیها خانواده‌شان را دائماً سانسور می‌کنند. خانواده‌شان را دائماً در فشار می‌گذارند کسی نفهمد تو چی گفتی، کسی نفهمد شوهرت چه مریضی داشته، کسی نفهمد خودت چه مریضی داشتی، کسی نفهمد دخترت چیکار کرده. بابا اینها فهمیدنش نفهمیدنش چیه مثلاً نه خجالت آوره یعنی چی هی ما همیشه خودمان را سانسور می‌کنیم که نه فلانی نفهمد الان مریضم؛ الان کسی نفهمد الان می‌خواهم مثلاً مسافرت بروم خیلی بد است مثلاً همه بفهمند من مثلاً تو راه مثلاً حالم به هم خورده مثلاً بابا این حرفها چیه یا چی پوشیدم یا چی نپوشیدم. بعضیها دائماً در بخش‌های جمادی گیاهی حیوانی و عقلی یه عالم چیزهای شرم آور الکی ساختند یا یه سری چیزهای عزت‌های ظاهری ساختند، هم ذلت‌های ظاهری می‌سازند هم عزت‌های ظاهری می‌سازند. همه اش باطل است. همه اش باطل است، حتی بعضیها آنقدر حماقت می‌کنند دکتر هم میروند، میگوید به دکتر نگویید مریضی ات این هست. بد هست، زشته. مثلاً به دکتر مثلاً یه چیز دیگر بگو. مثلاً یه مریضی ساده اش را میگوید. مثلا نمیگوید مثلاً من مثلاً مشکلم این هست. میگوید روم نشد بگویم. خوبه خوب نیست این را بگویم و خیلی چیزهای باطل دیگر که ما در زندگیمان هست. غیرت‌های بی‌جایی که مردان دارند نسبت به خانم‌ها، نمی‌دونم حیاهای بی‌جایی که دارند افراد که مانع رزق می شود. نمی‌دونم سخت‌گیری‌های بیخود در زندگی‌های ما پر از این سخت‌گیری‌های بیخوده که بخش سخت‌گیری‌ها را توضیح دادم دیگر سه چهار جلسه بحث تکلف را گفتم. تمام تکلف‌ها باطل است. آنجا که تو روح خودت و شوهرت را، بچه‌هایت را داری آزار میدهی برای اینکه خوشت نمی آید فلان کار را بکنی. این شکنجه است این باطل است. اینها باطل است. بنابراین باطل وقتی می آید با شما پیوند می‌خورد به تعداد باطلهایی که شما قبول می‌کنی فشار قبر داری بعد این باطل را باید از روحت بکشند بیرون. چون بهش اعتقاد داشتی تو. تو بهش اعتقاد داشتی که مردی موقع مردن. حالا الان گره خورده با وجودت. این در جهنم فقط جداش می‌کنند؛ یعنی با عذاب این را از نفست می‌کشند بیرون. سخت است دیگر. مثل اینکه الان مثلاً بدن من یه غده اضافه بیاورد. بدن من یادم هست خودم سرطان داشتم چند ماه درگیر این تومور بودم تا این را عملش بکنند درش بیاورند. اضافه است. وقتی یک چیزی اضافه شد باید جراحیش کنند درش بیاورند. سخت هست. حالا اگر در روح ما یه عالم از این تومورهای روحی آمد باورهای غلط آمد که اگر من فلان کار را بکنم عزت پیدا می‌کنم .مثل اینکه من بروم خارج زندگی کنم مثلاً خیلی خوبه. عزت پیدا می‌کنیم مثلاً. پیامبر فرمود: هرکس علاقه دارد در خارج از کشور اسلامی زندگی بکند مشرک است. یه موقع هست درسی می‌خواهند بخوانند الان می‌خواهم بروم یه درس بخوانم یه تخصصی کسب کنم برگردم. هیچ اشکالی هم ندارد. پیامبر هم اصحابش را می‌فرستاد ایران برای دوره جراحی بیایند جراحی یاد بگیرند و برگردند. این عیبی ندارد. من الان می‌خواهم یه کار تخصصی یاد بگیرم چند سال می‌خواهم بیایم به کشورم خدمت کنم بحث دیگر‌ی هست. ولی یه موقع هست میگویم نه من اصلاً کلاسم در ایران نیست. من باید بروم خارج زندگی کنم. همین وقتی که گفتی خارج می شود توهم می شود مشرک میشوی تو. این شرک می آید سراغت. الان بعضی از عزیزان هستند چه افغانی‌ها چه عراقی‌ها چه کشور دیگر در ایران دارند در مهد تمدن، تخصص، فطرت زندگی می‌کنند. قدر این را نمیدونند. میگوید داداشم خواهرم در اروپا هست. مثلاً فلان امکانات را دارد خب باشد. دلیل می شود تو هم بلند بشوی بروی مثلاً در فلان کشور زندگی کنی خواهرت و داداشت اگر مثلاً در اروپا فلان امکانات را دارندد، امکانات فطری اینجا را دارند یا نه؟ حرم را دارند مسجد را دارند حسینیه را دارند علما را دارند؟ اینها امکانات زندگی انسانی اینهاست دیگر. اینها حیات انسانی است. اینها را دارند یا ندارند آنجا. این مردم را دارند آنجا؟ این فطرت را دارند؟ این امکانات و ثروت‌های فطری آسمانی تا عرش می‌برد تو را دارند؟ بعد تو قدر نمی‌دانی میگویی آره آن مثلاً نمی‌دونم آنجا مثلاً رفاهشان بیشتر بوده نمی‌دونم فلانشان بیشتر بوده. وقتی من این را باور کردم این چیز را، می شود باطل. حالا ببینید باطل چیکار می‌کند با وجود ما. یه صلوات ختم بفرمایید .

«الباطل اضعف نصير» امیرالمومنین میگوید. باطل ضعیف‌ترین یاور انسان است ناتوان‌ترین یاور انسان است. وقتی میری سمت یه کار باطل مطمئن باش زیر پات خالی می شود. چون یاوری که گرفتی به درد نمی‌خورد. مثل این الان مثلاً من می‌خواهم از یه جا آویزون شوم بروم یه طناب ضعیف پوسیده را انتخاب کنم آویزون شوم. خب سقوط می‌کنم بعد از آن. ماشینم را در سربالایی می‌خواهم ببرمش، زن و بچه‌ ام در آن هست حالا می‌خواهم بوکسل کنم ببرم بابا زن و بچه در آن هست، سرازیری هست طناب پاره شود زن و بچه ات میروند در دره. بروم یه مثلاً طناب سستی را انتخاب کنم برای کشیدن ماشینم. خب بابا جان زن و بچه ات به خطر میفتد. سرمایه ات از بین میرود. باطل وقتی انتخابش کردی روی شهوتت یا روی نادانی، بهت صدمه میزند. میگوید خانم تو را خدا آقا دست بردارید مهریه زیاد، پیامبر فرموده -پیامبر صاحب قدر است. دقت کنید همه قدرها دست رسول خداست و دست ۱۴ معصوم. آن اندازه‌ها دستش هست. به تو میگوید اگر مهریه را زیاد انتخاب کنید قید آرامش را در زندگی فرزندت بزن. دعوا می شود کینه می شود اختلاف می شود. نکنید این کار را. الان طرف میگوید نه بابا خواهرم مهریه گذاشته ۲۰۰ تا ۱۵۰ تا منم باید بگذارم مهریه همین بگذارم. باطل است. تو داری انتخابش می‌کنی ولی این یار خوبی برای زندگی دخترت و خودت نیست. یار خوبی برای انتخاب همسر نیست بگویی مثلاً مهریه من انقدر باشد. این کار را می‌کنی، مهریه، مطمئن باش کارت به جدایی می‌کشد. مطمئن باش کارت به گرفتاری می‌کشد یا جهیزیه کی گفته حالا جهیزیه را باید دختر بدهد؟ اگر کسی باور کرد این را خب یعنی به یه باطل پیوند خورده. به پیوند . ما حق را بگیریم. حق چیه واقعاً؟ آن را بگیریم .هرچی خدا گفت هرچی اهل بیت گفت، حق است. غیر از آن هرچی باشد باطل است. «ذلک بان الله هو الحق و انما یدعون من دونه هو الباطل» هر هرچی غیر خدا بخواهی باطل است. هرچی غیر خدا آرزو بکنی، باطل است. خب پس مواظب باشیم یار خوبی نیست، کمک خوبی نیست باطل برای ما. توهمات تخیلات که ما خیلی وقتها معیارهای غلط در زندگی با اینکه می‌دانی غلط است، وقتی پا میگذاری انتخابش می‌کنی کار خوبی نیست. «الاعضف الناصر» یه جا می افتد و می‌اندازتت. یه جا باهات نمی آید. من باید حتماً این رشته را انتخاب کنم ، من حتماً باید در این شهر درس بخوانم، من حتماً باید مثلاً یه جایی که کلاس دارد، حتماً باید دانشگاه دولتی قبول شوم. حتما باید نمیدونم فلان، شوهر من حتماً باید یه عالم چیزهای باطل برای شوهرش گذاشته میگوید باید این شرایط داشته باشم تا شوهر کنم. ما حتماً باید خانه داشته باشیم بچه‌دار شویم. باطل است. خب برکت زندگیت میرود. بچه زیاد می‌خواهیم چیکار؟ اذیت می‌شویم. نمی‌دونم بچه کم آسایش بیشتری دارد. به خدا غلط است. به خدا باطل است. والله آنهایی که بچه کم می آورند بعداً آرامش و آسایش بیشتری نخواهند داشت، بعداً تنهاییها و گرفتاریها و نکبت های زیادی تحمل می‌کنند. اگر آرامش میخواهی شیرینی می‌خواهی در بچه زیاد است. بابا بچه زیاد بیاور. برکت میخواهی بچه زیاد. آرامش و شیرینی و شادی می‌خواهی، بچه زیاد. بچه کم آوردی بعداً جوابش را می‌گیری. در آنجا هیچ خیری نیست و تو امر باطل پیوند خوردی که فرزند کمتر بهتر است، بعداً زندگی گرفتاری‌های زیادی پیدا می‌کند و ما الان متأسفانه داریم می‌بینیم خیلی از حزب‌اللهی‌های خودمان متدینین خودمان به این امور باطل هنوز اعتقاد دارند که بچه کم بیاوریم. بچه می‌خواهیم چیکار. نمی‌دونم می‌خواهم درس بخوانم. آقا این درس ارزش این بچه را ندارد.اه اگر میخوید درس بخوانی بچه می‌خواهی بیاوری بچه واجب‌تر است. بچه اهمیتش هم بیشتر. کی گفته یه مادر به خاطر درس فرزندآوری را رها بکند؟ کی گفته همچین کاری بکند؟ چون می‌خواهم درس بخوانم دکتر شوم مهندس شوم نمی‌دونم شاغل بشوم چنین کنم چنان کنم پس دیگر بچه نیاوریم. رزق را می‌بندی. خدا هم رزقت را می‌بندد. بعد یه دفعه صد تا گره در زندگی آدم می‌خورد حالت خراب می شود جسما روحاً. بچه نمی آوری انواع بیماری‌های زنانه را می‌گیری، یعنی همین بدنی که کار نمی‌کند، زایمان نمی‌کند صدها مشکل جسمی پیدا می‌کند. چون بچه دار نمی شود چون زایمان نمی‌کند. زایمان ببین چقدر برای سلامت بچه، استمرار عمر مادر طول عمر مادر موثر است. میگوید نگه می‌دارد این همه یه دفعه سرطان‌های رحم و سینه و گرفتاری کیست‌ها و فیبروم‌ها و مشکلات داخلی زنان و مشکلات دیگر، پوست و همه چی می‌ریزد به هم. چون ما ملاکمان غلط است. معیارهایمان غلط است. زیاد هست. ما باید یه وقت زیادی بگذاریم واقعاً ملاک های غلط در زندگی باطل ها را بریزیم بیرون اینها را. اینها وقتی می آید هم دنیایمان را عفونی می‌کند، شب اول قبر به بعد گرفتارمان می کند. چون ریخت و قیافه من را در آخرت می‌ریزد به هم. مثل بچه‌ای که الان آمده مثلاً دم دارد. این را چیکارش بکنیم؟ بچه دم دارد الان داریم دیگر، من الان بچه داریم به دنیا آمده، دم دارد، یه دست اضافه دارد یه سر اضافه دارد می‌خواهی چیکارش کنی؟ الان یه سر اضافه را ۴ تا چشم دارد. می‌خواهی چیکار کنی این باطل است دیگر. باطل یعنی حق نیست. وقتی پیوند می‌خورید. تو یه دفعه میروی به برزخ می‌بینی که اصلاً شکل آدم نیستی. این می‌خواهد چیکارش بکند آدم آنجا. با یه عالمه پیوندهای غلط ما پیوند می‌خوریم.

حالا ببینید می‌فرماید: « الباطِلُ غَرورٌ خادِعٌ»، علی علیه السلام می‌فرماید. می فرماید: فقط باطل مکار فریبنده است؛ یعنی تو خیال می‌کنی خیلی خوب داری فکر می‌کنی، درست فکر می‌کنی، افکارت درسته، تصمیمات درسته، با شیفتگی میروی دنبالش بعد می‌بینی که بعد ۵ سال ۱۰ سال اصلاً چی فکر می‌کردیم، چی شد. اصلا همه آن نتایجی که من می‌خواستم هیچ کدام را نگرفتم از زندگی. در اقتصاد شما نگاه کنید چقدر مردم الان پیوندهای غلط می‌خورند بعد ورشکسته میشوند، بی برکت میشود، زندگیشون نابود می شود. سر تصمیم‌های غلط و باطل‌هایی که ما داریم در مسائل اقتصادی پیوندها و باورهای غلط اقتصادی آسیب می‌زند به زندگیمان. در بخش‌های فرهنگی همینطور. در بخش‌های دیگر همینطور. در بخش‌های اجتماعی سیاسی مسئولین ما پر تفکر باطلند. از رئیس جمهور بگیرید شما تا نمی‌دونم نماینده‌های مجلس. اینها فکر می‌کنند اگر به آمریکا نزدیک شوند، عزیز می‌شوند. قرآن می‌گوید شما عزت از دست دشمننانتان می‌خواهید؟ عزت می‌خواهید از آنها به دست بیارید؟ در حالی که عزت دست خداست. شما هر چقدر به دشمن نزدیک‌تر بشوید خوارتر می‌شوید. « إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» (سوره آل عمران آیه ۱۴۹) شما وقتی که بروید مطیع دستورات دشمنتان بشوید همه تان به دین کفر برمی‌گردانند و همه تان دچار خسران میشوید. در حجاب در نماز در سبک زندگی در انتخاب رشته، شغل، هرچی که دشمن را تبعیت بکنی، الان این مده، الان این خوبه، الان اروپاییها اینجوری میگویند، آمریکهایی اینجوری مد شده، تلویزیون اینجوری میگوید، نمیدونم هرچی که باطل است، شما وقتی انتخابش می‌کنی، دارد سرت کلاه میرود. «غرور خادع» فریبکار هست. فریبکار است. دارد سرت کلاه میرود ما چقدر معصومه سیاسی داریم تفکرات باطل دارند. تفکر حق ندارند. هرچی قرآن دارد میگوید آقا در مقابل دشمن شما باید این روش‌ها را داشته باشید، می‌خواهید یه جور دیگر باشد. نماینده‌های مجلس داریم بر اساس مبانی باطل مینشینند قانون می‌خواهند بگذرانند و تفکرات غلط دارند. با حق پیوند نخورد. علمای هم داریم کم نیستند در همین قم متاسفانه حق و باطل خوب نمی‌شناسند. وقتی یه عالم میگوید من اسرائیل را به رسمیت می‌شناسم شما ببینید چه فاجعه‌ای به سرش آمده که این چه فسقی را دارد که با خودش یه همچین حرفی را می‌زند؟ چیکار کرده با خودش؟

ببینید چقدر زیبا امیرالمومنین باطل را برای ما تشریح می‌کند. ما خیلی وقتها سوارش میشویم، می‌بردمان تا جهنم، در دنیا می‌زندمان به در و دیوارها، چه برسد آخرت. بارها شده ما سوار یه مرکب باطل شدیم اصرار هم داریم سوار این بشویم و این ما را می‌برد میندازد به جهنم.

ببینید «ان الباطل خیل شمس رکبها اهل ها و ارسلوا عظمتها فصارت بهم حتی تهد بهم الی نار وقودها الناس و الحجاره» خیلی شرم آور و گریه آور و خطرناک است. ببینید امیرالمومنین چی می گوید. خیلی مهم است این فرمایش این مواظب باشید عزیزانم که ما وقتی می‌خواهیم یه ملاک را انتخاب کنیم اول در نظر بگیریم که آقا خدا، اهل بیت راضی هستند یا نیستند! این حق هست یا نیست! کار اقتصادی کار غذاخوردن مسائل روابط زناشویی نمی‌دونم روابط با نامحرم نمی‌دونم کار. مسائل . هر چیزی. در هر چیزی. می‌فرماید که باطل، باطل، یه گله اسبان چموش است. خب یه گله اسب هست، چموش که صاحبانش بر آن نشسته‌اند؛ مثل حاکمان طاغوت‌ها مثل آمریکا اروپا طاغوت ها افراد فاسد دنیاطلب و افسارشان را رها کرده‌اند. این اسب‌های چموش را نشستند سرش ولی افسارش در اختیار اینها نیست. پس سواران خود را می‌برند و آنها را در آتشی می‌افکنند که اینجاش خیلی خطرناک است «وقوده الناس و الحجاره» می‌برند در آتیشی می اندازند. چون آتش جهنم می‌دونید که چه جوریه دیگر. آنجا جهنم از دو جا آتش تهیه می‌کند. سوخته آتش جهنم از دو جاست. -بچه‌ها را خواهش می‌کنم خارج کنید بارها من گفتم بچه‌ها رار تا کلاس نیاورند عزیزان چون مزاحم دیگران میشوند حق الناس است.- سوخت جهنم از دو جا تامین می شود: یک) هیزم‌های جهنم و قوده الناس و دیگر مردم. خود مردم. آتش جهنم خود مردم آتش جهنم. آن که حسود هست می‌برد، آتیش می‌برد با خودش هم قبر خودش را آتیش می‌زنند بقیه را. آن کسی که متکبر است، آن که کسی خودشیفته است، آن کسی که خودخواه هست، آن کسی که خود برتربین هست، آن کسی که دائماً زندگیش را با بقیه مقایسه می کند، همه اش در جهنم است. آن کسی که زندگی با بقیه مسابقه می‌گذارد، همه اش در جهنم است. اصلا جهنم دارد می‌سوزاندش. همین الان جهنم باهاش هست، روحش دائماً در آتیش است این آدم. همین الان دارد می‌سوزد و این را با خودش میبرد آنجا، یه دفعه می‌بینی این آدم سوخت عذاب هزاران نفر دیگر است. در دنیا هم همینطور بود. می شود رئیس جمهور یه دفعه می‌بینی میلیون‌ها آدم را می‌سوزاند، یه تصمیم غلط می‌گیرد زندگی آدمها را به آتیش می‌کشد، یه تصمیم غلط. می شود نماینده مجلس آتیش می‌زند زندگی را دیگر. یه قانونی می‌گذرانند. یه دفعه می‌بینی هزاران خانواده زندگیشان فلج می شود. کارخانه‌ها را مگر تعطیل نکردند! چند هزار کارخانه را آقا فرمود خائنانه بود این رفتار. کارخانه‌ها را تعطیل کردند تا ملت فشار بیاورند به اینکه باید برویم با آمریکا مذاکره کنیم. تا با آمریکا مذاکره نکنیم، می‌گفت آقا تا آمریکا مذاکره نکنید واکسن نداریم آب نداریم برق نداریم هیچی نداریم. یک رئیس جمهور خائن. نفر بعدی رئیس جمهور می آید خادم است و بعد ثابت می‌کند بدون آمریکا اروپا من هم واکسنهایتان را می آورم هم مرگ و میرتان را از روزی ۷۰۰ نفر به صفر می‌رسانم هم ۸۰۰۰ کارخانه تان را راه میندازم در سه سال. معجزه است. باطل یعنی این، حق هم یعنی این. باز مردم می‌دادنن حق چیه، باطل چیه، میروند به باطل هم رأی میدهند باز هم می‌دانند. روی لج و لجبازی روی معیارهای غلط ، معیارهای غلط. شما می‌دونی این آدم اصلاً صلاحیت ندارد برای نمایندگی برای ریاست جمهوری برای چی بهش رأی میدهی؟ میگوید ماها اصلاً بچه محله مان به بچه محله مان رأی میدهیم. ملاک باطل یعنی همین دیگر. بچه محل باید باشد. هم زبانمان باید باشد. ملاک باطل یعنی این، همشهری مان هست. خب پس ما بهش رأی میدهیم. می گوییم برای چی این آقا را مرجع تقلید انتخاب کردی که اعلم تر از ایشان هست میگوید خب آخه ایشان همشهری ماست، استان ماست، مرجع تقلیدمان هست. مثل اینکه می گویی من دکتر را چرا این دکتر میروی پیشش. مثلاً برای چشمت برای قلبت؟ میگوید چون همشهری هست. می شود همچین چیزی؟ شما باید به دکتر به چی فکر کنی وقتی می خواهی دکتر انتخاب کنی؟ حق چیه؟ به تخصصش باید فکر کنی دیگر. نه اینکه اهل کجاست. اهل کجاست یعنی چی. حالا ما الان در مصالح بالاتر از بدن داریم قومیت بازی در می آوریم. ترکها اونجوری لرها اینجوری ترکمن اونجور بلوچ اونجور عرب اونجور بعد تو میروی سمت قومیت، قومیت باطل است. حتی ملیت باطل است. وقتی میگویی نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران باطل است. قرآن این را نمی‌پذیرد. ملاک غلط است. این می شود آن جهنمی که آدم در خودش دارد هرجا هم میرود هم خودش را می‌سوزاند هم بقیه را. چون باهاش همراهش هست. به بقیه هم سرایت میدهد بیماریش را . مجبور هست چون حسوده غیبت کند تهمت بزند انگ بزند به دیگران. مجبور چون حسوده، رزق و روزی کسی را ببرد. یه کسی را نابود بکند حتی. چون حسوده. نمی‌تواند و این دارد سر آتیش دارد. هر جا میرود آتیش با او هست. هر جا میرود آتیش باهاش هست و شما آن عالم حسود توطئه قتل امام خمینی را چید، یادتان نیست. دو، چند هزار نفر امام خمینی با چند هزار نفر می‌خواست بکشد. حسادت این هست وقتی می آید سراغ آدم، دیگر امام خمینی و مردم و همشهری ندارد . یک دفعه میب ینی چند هزار نفر آدم را می‌کشد برای اینکه آن کسی که نمی‌خواهد ببیندش را نبیند. یه کسی جلوی این قد علم نکند. حسادت همین هست.

خب میگوید این مرکب‌های چموش می‌برند صاحبانشان را، کجا می‌برند؟ جهنم می‌برند اما کجا؟ کدام جهنم؟ «الی نار وقود الناس و الحجاره» جایی که هیزمهایش مردم و سنگ است. پناه بر خدا که انسان خودش وجودش آتیش بشود. یکی از آتیش‌های خیلی خطرناک که همه آتیشها را تولید می‌کند، مادر همه آتیشهاست، امام باقر فرمود، بارها من بهتون گفتم تنبلی و بی‌حوصلگی است. آقا فرمود: کلید همه بدبختی‌های انسان در دنیا و آخرت دو تا چیز هست: تنبلی، تن پروری، بی‌حوصلگی، نرسیم به بدنمان. الان طرف آمده اینجا میگوید من عصبانییم پرخاشگرم بی حوصله ام بدبینم شوهرم این هست. میگویم خب بابا یه آزمایش خون بده به خدا با دارو حل می شود. سه ماه بعد تازه آمده میگوید شوهرم بد اخلاقی هست. می گویم مگر من آزمایش خون ننوشتم برایت. رفتی بگیری آزمایش خون؟ نه وقت نکردیم آزمایش بدهم. بچه‌ام وقت نکردم آزمایش بدهم. خودم هم مال خودم نرفتم. دارویی که داده بودم برای آرامشت خورده بودی؟ نه وقت نکردم دارو را بخورم. گرفتم یه روز خوردم یه روز نخوردم. شوهرم اصلاً. سی‌دی‌هایی که داده بودیم برای مهارت‌های زندگیتان، فلش کارتتها! نه این هم فرصت نشد اینها. درس داشتم دیپلم داشتم ارشد میخواستم بخوانم دکترا. همه حرفهای بیخود. حرفهای بی منطق و پرت و پلا. میگوید کلید همه بدبختی‌های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است: تنبلی و بی حوصله. می آید می‌فهمد یادهم می‌گیرد عمل نمی‌کند. هی پشت گوش می اندازد. می‌داند که باید این کار را کند، نمی‌کند. می‌داند باید الان به داد بچه‌اش برسد، این بچه‌م بی‌نماز نشود، الان هم وقتش هست، دیر می شود بعداً بچه‌ام دیگر می‌داند باید تربیتی بکند. این نمی‌کند. هی عقب میندازد به بهانه‌های مختلف. برای خودش برای بچه اش برای ناموسش. مرد روز قیامت از همه بالاتره گناهش دیگر. چون مسئولیت خانواده با مردهاست. در مهارت‌ها گفتم مرد باید سه تا مهارت را تامین کند برای خانواده. این قانون سه انگشت اینجوری هست. دستم را نگاه کنید قانون سه انگشت: اقتصاد، اخلاق و عاطفه و معنویت. اگر تو عرضه نداری برای چی رفتی زن گرفتی؟ اگر خانم تو نمی‌توانی مهارت‌ها را یاد بگیری عمل کنی، برای چی شوهر کردی وقتی نمی‌توانی اینجا خودت و خانوادت را آتیش میزنی؟ فقط به دلیل تنبلی. اگر عرضه نداری برای بچه‌ها تأمین بکنی اینها را، برای چی پذیرفتی بچه مسئولیت این را. وقتی تو می‌پذیری یعنی من وقتی این آقا را قبول کردم یعنی حاضرم این روابط را رعایت کنم در مقابلش. میگوید بابام به زور شوهرم داده. خب به زور شوهرت داده باشد. الان وقت این حرفها نیست که به زور هم شوهرت داده باشهد. این شوهرت هست الان متنفری ازش دوستش نداری واجب است. امام فرمود: «و ان لم یکن فی طبعه» حق این هست اگر شوهرت هم در طبعت نیست وظیفت را انجام بدهی. عشق ورزی باید بکنی. میگوید زنم را دوست ندارم این را زوری برام بابام گرفته. خب این گرفته این زن هست که نباید قربانی حماقت تو و بابات باشد که. خب چرا رفتی گرفتیش وقتی که نمی‌خواستیش.؟ وقتی گرفتی یعنی من حاضرم آن سه تا کار را برایت انجام بدهم. معنایش حقوقی این هست بخواهی یا نخواهی میروی جهنم اگر عمل نکنی. معناش این هست وقتی من این خانم را پذیرفتم روابط اقتصادیمان عادلانه باهاش انجام میدهم. تمرین عاطفی جنسی اش و معنویش اخلاقیش می‌کنم و معنویت را برایش تأمین می‌کنم. نمی‌گذارم گناه کند جهنمی بشود مراقبش هستم. تنبلی خیلی گناه هست. وحشتناک هست باطل بزرگی هست؛ ولی چون در لیست گناهان نمی آورم معمولاً در فهرست گناهان. ما فکر می‌کنیم وقتی میگویند گناه یعنی زنا شراب مشروب خوردن نمی‌دونم آدم کشی. میگوید کلید همه بدبختیهایت همین هست؛ همین تنبلی همین بی حوصلگی. همین که هیچ وقت فکر نمی‌کنی من باید یه کاری انجام بدهم. این گرفتار می‌کند آدم را.

خب روایت بعدی ببینید علی علیه السلام فوق العاده است. یه صلوات عاشقانه محضر امیرالمومنین علیه السلام بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد. کدام مکتبی همچین رهبرانی دارد که میتواند برای یه موضوع صد تا فرمول به تو بدهد. برای یک موضوع می‌تواند بهت ۱۰۰ تا فرمول بدهد. من از بین صدها سخن این را انتخابش کردم الان برای شما دارم میگویم. « كَيْفَ يَنْفَصِلُ عَنِ الْبَاطِلِ مَنْ لَمْ يَتَّصِلْ بِالْحَقِّ» ببیند چقدر قشنگ است. می‌فرماید چگونه یک کسی می‌تواند از باطل جدا بشود، چگونه می‌تواند این مارها عقرب‌ها آتیش‌ها اژدهاها را از زندگیش از قبرش بیرون کند. «من لم یتسل بالحق» کسی که اتصال به حق ندارد. شما الان می خواهید از بچه ات-این قانون است دیگر. من بگویم در دانشگاه اگر ما بخواهیم همین یه روایت را درس بدهیم می شود کم کم ۴ واحد درسی؛ یعنی چهار واحد دانشجو باید بیاید بنشیند این را بخواند همین یه روایت را بفهمد. الان شما میگویید خانم نمی‌دونم حجابت را رعایت کن، بچه‌ام حجاب رعایت نمی‌کند. نماز نمی‌خواند نمی‌دونم این کار را نمی‌کند، آن کار را نمی‌کند. خب یعنی چی؟ یعنی پیوند با چی دارد؟ باطل دارد. خب من باید چه‌جوری این را از پیوند باطل درش بیاورم. همین که صرفاً بگوییم انجام نده. اگر انجام بدهی میروی جهنم یا اگر این کار را کنی من مثلاً من کتکت می‌زنم. مگر می شود همینجوری فقط؟ حالا تو کتک می زنم، این می‌ترسد الان این کار را نمی‌کند ولی فردا که میرود دانشگاه چی؟ از تو جدا می شود فردا که میرود در خیابان جای خلوت میرود، آنجا چی؟ این یادتان باشد باطل همیشه جایی رشد می‌کند که حق کوتاه بیاد. حق نباشهد. وقتی حق نیست باطل آنجا رشد می‌کند. اگر الان بی‌حجابی هست در کشور برای اینکه اهل حق، آنهایی که وظیفه داشتن تبلیغ بکنند، درست تبلیغ نکردند، حق را تشریح نکردند و اگر هر معضلی هست. اگر الان اهل باطل می‌توانند بیایند بشوند نمی‌دونم رئیس جمهور نماینده مجلس خون ملت را بمکند، بیت المال را غارت بکنند برای اینکه اهل حق کوتاه آمدند. آنجایی که حق لال می شود تواصی به حق تواصی به صبر و جهاد تبیین را از دست میدهد باطل رشد پیدا می‌کند. آنجا که همه مسامحه کار و مداهنه کار میشوند، حرفشان را نمی‌زنند، موضع‌گیری درست نمی‌کنند، سازش کار میشوند، کوتاه می آیند، ترس دارند از اینکه موقعیت‌هایشان از بین برود، شرک دارند از اینکه موقعیتشان از بین برود، موقعیتشان را از بین برود بله آنجا باطل رشد می‌کند. مثل الان که دارد رشد می‌کند. چرا؟ چون جبهه حق کوتاه می آید. شما آنجایی می‌توانی یه نفر را از باطل جدا بکنی که حق را بهش معرفی کنی پیوندش بدهی با حق، لذت حق. حق دولت دارد. حق لذت دارد. حق آرامش دارد. شما نگاه کنید چقدر ما از این سلبریتیها از این خانماهی بی‌حجاب داریم هزاران تاشون در کانال من هستند. میگویند ما وقتی که خودمان را شناختیم از طریق خودشناسی رفتیم سراغ حجاب، الان این حجاب برای ما پناهگاه آرامش هست. آن موقع ما اصلاً امنیت نداشتیم. این حجاب برای ما اصلاً یه امنیت روحی روانی شیرینی یه نورانیت برای ماست. مثل همان دختر آمریکایی که میگوید ما وقتی در آمریکا فهمیدیم باید حجاب داشته باشیم با حجابمان پز میدهیم به بقیه. چرا ؟ چرا این با حجابش پز میدهد و این دختر شیعه در این قم ما خجالت میکشد حجاب داشته باشد؟ شرمش می آید حجاب داشته باشد؟ آن در آمریکا دختر آمریکایی باهاش پز میدهد افتخار می‌کند به حجاب. ما چرا بچه شیعه‌مان اینجا خجالت میکشد؟ چرا؟ برای اینکه آن شخص آنجا با حق پیوند خورده. وقتی با حق پیوند خورده حق شیرین هست. بله برای بخش نفسی حق تلخ است. حیوانیت ما ناراحت می شود وقتی شما حق را رعایت می‌کنید. الان شما نماز می‌خوانید بخش فطریتان لذت می‌برد یا بخش طبیعیتان؟ بله بخش فطری. کدام بخشتان ناراحت هست موقع نماز خوا؟ندن بخش طبیعت. در روزه دارید میگیرید کدام بخشتان ناراحت هست؟ طبیعت. کدام بخش لذت میبرد؟ فطرت می‌برد. کیفش را دارد می‌کند. حجاب کدام بخش یه خانم ناراحت هست که حجاب دارد؟ طبیعتش. کدام بخشش لذت می‌برد و نورانیت کسب می‌کند؟ فطرت .اگر میگوید: «الحق مرو» حق تلخ هست. برای کجا تلخ هست؟ برای بخش‌های حیوانی‌مان تلخ هست. برای بخش ولی شیرینی حق برای بخش انسانی فوق العاده است. آن دختر آمریکایی پسر اروپایی پسر آمریکایی که دارد اوج تقوا را آنجا رعایت می‌کند؛ آقا فرمود: این دختر پسرهایی که در آمریکا هستند و این تقوا را دارند؛ مثل انبیا پاکند. این کسی که به اینجا رسیده که در آنجا انقدر پاک هست، برای اینکه جانش با حق پیوند خورده و حق برایش شیرین هست. اصلا مهم نیست کل ملت آمریکا اروپا مسخره‌اش می‌کند. اصلاً مهم نیست. گفتم ما در اسپانیا یه دختر داشتیم گرانادا همه شهر مسخره‌اش می‌کردند ولی او با افتخار با حجابش یه دخترم بود در یک شهر ولی همه شهر هم فحشش می‌دادند ولی او با کیف با لذت با افتخار می آمد بیرون و حق خودش را به رخ مردم می‌کشید. بنابراین نباید ما انتظار داشته باشیم. روش غلطی هست در آموزش دین که ما به همه بگویم سراغ باطل نروید در حالی که عرضه نداریم حق را معرفی کنیم. هنوز مزه حق و لذت حق را به این نچشاندی تو، شیرینی حق را به این نچشاندی. بهش میگویی خب این کار را هی. می شود و باید هم باشد. ولی آن الان حتی حق هم نشناخته باید بالاخره بالخصوص در مسائل اجتماعی در مسائل اجتماعی سیاسی ما لازم نیست بایستیم که این حق را بشناسد. اجتماع قانون دارد خوشش بیاد یا نیاد همه باید کمربند ببندند. همه باید کلاه کاس بگذارند. همه باید حقوق را رعایت بکنند چه بخواهند چه نخواهند. چه از حق خوششان بیاید چه از حق خوششان نیاید. مسائل اجتماعی اجبار دارد پلیس دارد قوه قضاییه دارد الزام دارد. چون اجتماع است. در اجتماع همه حقوقشان، حقوق اجتماعی باید رعایت بشود ولی تو اگر می‌خواهی واقعاً این خوب باشد این آدم، به حق پیوند بخورد، اول حق را باید بهش بشناسانی. لذت حق را ببرد تا دست از باطل بکشد. نگاه کنید قاعده را چه جوری علی علیه السلام برای ما ترسیم می‌کند. این را گفتم این چهار واحد درسی هست که باید درس داده بشود در دانشگاه و حوزه‌ها. ما معمولاً روی این هم کار نمی‌کنیم در حوزه مان فقط همین یاد گرفتیم فقه و اصول وقت بگذاریم و همین اصلاً اینها آموزش جایی داده نمی شود.

« کیف» یعنی اصلاً نمی شود محال است. «يَنْفَصِلُ عَنِ الْبَاطِلِ مَنْ لَمْ يَتَّصِلْ بِالْحَقِّ » چه جوری می‌تواند از باطل جدا بشود کسی که اتصال به حق ندارد. پس چه جوری ما می‌توانیم موفق باشیم؟ یه جایی که یه عالم مریضی هست یه عالم مشکلات روحی روانی هست. مریضیها مشکلات روحی روانی نباید ما را بترساند. گرفتاری‌های آدمها نباید ما را بترساند. تو فقط کافیه یه مقدار از طریقی که اهل بیت میگویند او را با حق آشنا کن. آن یه دفعه می‌بینی هزار تا باطل از بین میرود. 52

چطور میگوید چند قطره اشک برای امام حسین بریزی، دریای آتیش را خاموش می‌کند. یه شب شما - حق اینجوریه انقدر قدرت دارد- می گوید یه شب شما این احیا را بگیرید «خیر من الف شهر» ۵۰ سال گناه کرده باشد، گناهت آمرزیده می شود. ۶۰ سال جهنم باشد خاموش می شود. وقتی که تو یه پیوند با حق می‌خوری. حق اینقدر قدرت دارد. للحق دولت. حق قدرت دارد دولت دارد ماندگاری دارد. باطل نه. باطل میرود. باطل کف روی آب هست. ۵۰ سال گناه میگوید با یه حق می شود با حق پیوند بخور همه گناهات را خدا می‌بخشد. حق اینقدر قدرت دارد. حق اینقدر مهم هست. چون ما زندگیمان را بر اساس خرافات توهمات تخیلات نچینیم. زندگیمان را باید بر اساس حق بچینیم. وسواسی ها هیچ کدوم به سمت بهشت نمیروند. چون باطل دارند. بیماری وسواس یه امر باطل است. تو داری یه امر باطلی را به جای حق، به خودت شوهر زن و بچه ات به همه داری تحمیل می‌کنی. بیماری وسواس باطل است. سه بار بریز چهار بار بریز پنج بار بریز. دوباره بشور. نه نجس هست. نه اینجا آب بکشیم نه آن باید اینجوری بشود. همه اش باطل است دیگر. شکنجه دارد میدهد روح خودت را، روح همسرت را روح بچه‌هایت را همه را داری آتیش می‌زنی. شیطان هم می‌داند که باید عدد و تغییر بدهد. میاد بهش میگوید: نه بیا سه بار بریزید. یک دفعه ۵ بار بریزی یک دفعه ۱۰ بار بریزی. حق آنقدر عزیز است. آنقدر محترم است، آنقدر نورانیت دارد آنقدر مقدس است قطره‌ایش اقیانوس باطل را آب می‌کند. همه را از بین میبرد. یه قطره حق. انقدر مهم است حق.

54 پس تعجب نکنید که اگر گفت مثلاً اگر کسی رفت با امام حسین پیوند برقرار کرد، رفت حرم یه همچین اتفاقی میفتد، چون حق است. وقتی میروی تو با حق پیوند می‌خوری، اتفاقات زیادی می افتد. وقتی گریه کردی برای امام حسین وقتی عزاداری کردی برای اهل بیت، حق است. خیلی چیزها را می‌سوزاند در وجود آدم. دو رکعت نماز حق است. حق خیلی قدرت دارد. پس آن قاعده یادمان نرود اگر ما بخواهیم بنای کار فعالیت فرهنگی راجع به خودمان یا دیگران بگذاریم، این قاعده نباید یادمان برود که « كَيْفَ يَنْفَصِلُ عَنِ الْبَاطِلِ مَنْ لَمْ يَتَّصِلْ بِالْحَقِّ » این باید بشود. پس هی نگو: حالم بده اعصابم خورده دلشوره دارم خوابهای بد می‌بینم نمی‌دونم چرا انقدر حالم اینجوریه، چرا نماز نمی‌توانم بخوانم چرا نماز شب نمی‌توانم بخوانم، چرا نمازهایم قضا می شود. همه اش باطل است. برای اینکه تو یه پیوندایی یه جایی با باطل خوردی حالت خراب است. برو اینها را حل کن. بدبینم نمی‌دونم هر چیز هر کس و دیگران هم همینطور. در رابطه با دیگران هم همینطوره. لذا طبیب عاقل یه کسی هست که هیچ وقت حتی یه مریض میرود پیشش نمیگوید خب مرض داشتی مریض شدی؟ برای چی مریض شدی؟ بیخود کردی؟ مریض شدی چرا رعایت نکردی؟ آن کاری با این ندارد. آن هر چقدر یه مریض مریضیش بیشتر هست دلسوزتر است. علی علیه السلام فرمود: «ینبغی للعاقل ان یخاطب الجاهل مخاطبت الطبیب المریض» کسی استاد هست مربی هست مشاوره هست پدر خانه هست مادر خانه هست هیچ وقت سر اشتباهات بچه‌ها جنجال را نمی‌اندازد. فاجعه را نمی ا‌ندازد. خب حالا یه اشتباهی صورت گرفته یه انحرافی صورت گرفته یه فاجعه‌ای افتاده. خب طبیب چیکار می‌کند؟ طبیب وقتی که تو میروی میگوید وای وای وای وای داری می‌میری. هیچی برو بمیر. نه بابا. میگوید بالاخره بیا درمانت می‌کنیم. بیا رژیمت غذاییت را عوض کن. اینها را پرهیزها را انجام بده. این داروها را بخور این رژیم ها را بخور خوب می شود و می شود. یعنی یک چیزی که شما فکرش را نمی‌کنید تمام شد رفت. تمام شد حل می شود. آن باطل حل می شود ، اما وقتی که غیر حق باشد خب بله شما با غیر حق نمی‌توانید باطل را از بین ببرید.

57 این آخری هم بگویم فوق العاده است. باید آدم واقعاً اگر ما اعتقاد به توحید نداشتیم، باید به امیرالمؤمنین سجده می‌کردیم. انقدر عظمت دارد این آدم. خلیفة الله آیت الله العظمی آیت الله الکبری.قربان امیرالمومنین بروم. حق داشتن فرشته‌ها گفتن خدایا ما حسودیمان می شود چرا مردم امیرالمومنین دارند، ما نداریم. خدا یک تمثال از امیرالمومنین درست کرد گفت دورش بگردید. دورش بگردید. کعبه اش را خدا امیرالمومنین می آید در کعبه متولد می‌کند که وقتی داری دور خدا می‌گردی دور ولی خدا باید بگردی. دقت کن امیرالمومنین یعنی چی. امیرالمومنین، امیرالمومنین. کی می‌تواند اینجوری حرف بزند. کی می تواند به ما علم بدهد، حکمت بدهد. ببینید چهار تا کلمه است ولی یه دانشکده باید براش بزنی. همین چهار تا کلمه اش « مُسْتَعْمِلُ الْبَاطِلِ مُعَذَّبٌ مَلُومٌ » چهار تا کلمه. همه تان هم حفظ بکنید در زندگیتان خیلی به کار می آید. «مستعمل الباطل» یعنی به کار گیرنده باطل، معذب ملول عذر می‌خواهم معذب ملوم. آدمی که از باطل استفاده می‌کند هم خودش را شکنجه میدهد هم سرزنش هم می شود بعداً هم دنیا هم آخرت. نگذاریم تفکرات باطل بیاید در زندگیمان، افکار باطل معیارهای باطل وقتی میاد عذاب می آورد برای آدم. الان نگاه کنید شما سر سفره انداختن بعضیها چقدر زندگیشان سخت می‌گیرد. یه مهمونی می‌خواهدد بده ۴ نفر دور هم جمع شوند با صفا، میگوید نه این غذا سفره باید، می‌کشد خودش را یه سفره بیندازد. هم عذاب میدهد خودش را دائماً، هم بعدا به تعداد کوتاهی‌هایی که دارد ملوم است دیگر، آخر هم همه را نمی شود راضی بکند. اینقدر هی قید نبندیم به خودمان. وقتی شما تشریفات را بالا می‌برید داری عذاب میدهی خودت را، نیروهایت را، بقیه را. ساده بگیر همه چیز را ساده بگیر. حضرت فرمود :من -حضرت سلیمان سلام الله علیه فرمود- من هر دو زندگی را انتخاب کردم اما شیرینی را فقط در سادگی دیدم. اگر قراره دور هم جمع شویم برای چی هی سخت بگیریم از همدیگر محروم بشویم چرا؟ چون امشب غذا مثلاً نمی‌توانیم کنار هم یه املت بخوریم یه نیمرو بخوریم، یه کوکوی ساده بخوریم یه چهار تا فلافل بخوریم. چرا؟ چون سخت می‌گیریم. نه حالا که شام شام چیکار کنم. الان حالا کی گفته تو باید شام درست کنی .آقا می‌توانیم دور هم جمع شویم بدون شام درست کردن، یه چیز مختصر می‌خوریم ولی دور هم باشیم از هم لذت ببریم. کیف کنیم دور همدیگر. ما سخت می‌گیریم دیگر. معذب یعنی این. یعنی از اینور این بنده خدا دلش لک زده برای پدرو مادرش، از طرفی هم چی؟ می‌خواهد پدر ومادرش را ببیند قانون گذاشته من پدرو مادرم بیاید، باید یه همچین قوانینی در خانه باشد، یه همچین غذاهایی باشد. خب نمی‌تواند الان درست کند. وقت ندارد. امتحان دارد سرش شلوغ هست. گرفتاری دارد به پدر و مادرش میگوید این هفته نه، آن هفته بعد، دو هفته نه، سه هفته بعد، سه هفته نه، آن پدرو مادر آنجا دارند می‌سوزند اینها هم اینجا دارند دلشان آب می شود فقط برای چیه. ما سخت گیریم. باطلیم. اعتقاد به باطل داریم که اگر این سفره بخواهد باز برقرار شود باید این سفره باید این غذاها در آن باشد. این سبک زندگی غلط است. معذب ملول . ملول یعنی چی؟ یعنی چون سخت‌گیری می‌کنیم،، باطل است دیگر. باید بهش اعتقاد داشتی که من باید برای مهمانی اینها را داشته باشم. این فشار قبر بعداً برایت می آورد. چون اعتقاد باطل داری. چون یه باطل را به عنوان ملاک پذیرفتی. می‌دانید قبول کردی این را به عنوان ملاک پذیرفتی این را که مهمانی باید یه همچین شرایطی داشته باشد. وقتی این را قبولش کردی باطل است. این هم شکنجه دنیایی می آورد برایت، عذاب دنیا هم عذاب آخرت. برای چی ما یه همچین اعتقاد باطلی داشتیم. علمای ما سلام الله علیهم چقدر به ما چقدر خوب به ما یاد دادند. آقا بیاد فلانی هم بیاد آبش را زیاد می‌کنیم. آب آبگوشتمان را زیاد می‌کنیم ولی آن بیاد، آن مزه آمدن فلانی کنارمان از آبگوشت خوشمزه خوشمزه‌تر هست والا. مزه دور هم جمع شدند را فراموش می‌کنیم از دست میدهیم برای اینکه همه اش به فکر کم و زیاد غذا هستیم. آقا بیاید همه مان تقسیم می‌کنیم این را. نفری یه تخم مرغ هم کنارش می‌خوریم. خوبه. به همه هم می‌رسد. یه چهار تا فلافل از بیرون می‌گیریم کنارش با هم می‌خوریم. خوبه. خیلی خب دیگر. بیا با هم صفا می‌کنیم. دور هم.

خیلی چیزها هست اینها. من فقط مثال‌های کوچولو می‌زنم که عذرخواهی می‌کنم مثال‌های مبتذل می‌زنم و کوچیک فقط برای اینکه کاربردش را بیشتر بفهمیم ولی این خیلی کار دارد. این فرمول هایی که دارد «مستعمل الباطل» « مُسْتَعْمِلُ الْبَاطِلِ مُعَذَّبٌ مَلُومٌ» در انتخاب همسر در انتخاب سبک زندگی در انتخاب اخلاق میگوید اگر من الان بخندم پررو می شود. ببینید نمی‌خندد. اگر من الان بروم معذرت خواهی کنم پررو می شود. باطل است دیگر. انقدر غرور دارد نمیرود از شوهرش از زنش از بچه‌اش معذرت خواهی کند. از بچه خودش. باطل است دیگر و تو عذاب درست می‌کنی با این کارت. چون باطل داری. به باطل داری پیوند می‌خوری. برای رابطه با مادر شوهرش یه عالم سختگیری. ملاک های باطل. برای رابطه با خانواده همسرش، زنش یه عالم ملاک‌های باطل. برای رفت و آمدها یه عالم ملاک‌های باطل. برای مسافرت رفتن یه عالم شرایط باطل برای مسافرت رفتن. مسافرتی که می شود آدم با چه سادگی و ارزانی برود، کیفش را کند آنقدر شرایط می‌گذارد برایش و باطل که معذب ملوم، باطل فشار قبر می آورد. یادتان نرود. باطل نیزه آتشین شیطان هست در روح ما. تا وقتی در روحمان هست دارد آتیشمان میزند. بکشیمش بیرون این را از روحمان. سخت‌گیری‌ها را از زندگیمان برداریم. قواعد باطل را از زندگیمان برداریم. آن تشریفاتی که شرکت‌های تجازی دارند برای ما ایجاد می‌کنند که اگر یخچال را نخری بدبختی. دیدید الان انقدر میزنند تو سر مال در این آگهی های اقتصادی که تو احساس حقارت می‌کنی که الان من فرش، این فرش این صندلی را ندارم نمی‌دونم این موبایلم اینجوری نیست. من بدبخت بیچاره ام. طرف رفته کلیه اش را فروخته، موبایل خریده که کلاسش حفظ بشود. یه موبایل که در حد موبایل بقیه باشد. آدم چقدر حقیر می شود. باطل یعنی این. شما آگهی های تلویزیون را که نگاه می‌کنید پر از جهنم و باطل است. آگهی‌های اینستاگرام را نگاه بکنید پر از جهنم و باطل به شما تزریق می کند. البته تلویزیون دارد کار خودش را می‌کند. بالاخره یه دانشگاهی هست هزینه‌اش را می‌خواهد دربیاورد. کارهای تبلیغش را تبلیغ می‌کند. بالاخره آن قانون تبلیغش را دارد انجام میدهد ولی حواسمان باشد که بقیه دارند می آیند حال ما را از خودمان از همسرمان از بچه‌هایمان از زندگیمان از فرشمان از خانه مان از همه چیزمان به هم بزنند. اینستاگرام یعنی همین. دائماً در تو عقده ایجاد می‌کند حقارت ایجاد می‌کند باطل ایجاد می‌کند و تو هی دائماً هوس‌های جدیدی داری در زندگیت. دائماً و ملاک‌های غلط. این رنگ را باید بپوشم آن مدل باید. همه اش. زیاد هست. خیلی هست این اما هر چقدر بیشتر بپذیریش معذب ملوم؛ عذابت را بیشتر می‌کند یه شعر را بخوانم:

تکلف گر نباشد خوش توان زیست تعلق گر نباشد خوش توان مرد.

آدمی که با باطل پیوند خورده نه می‌تواند خوب زندگی کند، نه می‌تواند خوب بمیرد. خدا رحمت کند امام را. گفت رفتم بالا سر یکی از اهل علم، داشت می‌مرد . بهش گفتم بگو اشهد ان لا اله الا الله. گفت نه. خدا خیلی ظالم هست. نمیگویم. من الان تازه خانه‌دار شدم می‌خواهم با زن و بچه‌ام در خونه زندگی کنم. خدا می‌خواهد من را از زن و بچه‌ام جدا کند. گفت: هر کاری کردم نگفت: اشهد ان لااله الا الله و مرد. با بغض خدا مرد. تعلق و تکلف دو تا جهنم بزرگ هست. دو تا دشمن خونین ماست. از زندگیمان بکشیمش بیرون. از زندگیمان این دو تا را بکشیم بیرون. باطل هرچی باشد خطرناک است.. یه ذره اش را بپذیری تمام است. این هست که امام دارد به ما میگوید چی؟ خدایا من پناه می‌برم به تو که در زندگی ام باطل را به جای حق انتخاب کنم. انقدر خطرناک است.

حالا جلسه بعد انشالله اگر عمری بود باز می‌خواهم یه مقدار بیشتر راجع به باطل صحبت کنیم یه مقدار راجع به خود جایگاه حق.

و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.