جلسه 044 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
44
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
11
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه 44 7/11/1403

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام کاظم علیه السلام آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد.

در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه که پند در واقع پناهندگی به خداوند از شر آسیب‌ها آفت‌ ها است موضوع بحث امشب غفلت است: «وَ سِنَةِ الْغَفْلَةِ» سنه همانطور که در آیت الکرسی داریم «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» سنه یعنی چرت. چرت و غفلت یعنی که انسان در لحظه غافل شود. در لحظه غافل شود. غفلت‌های لحظه‌ای در همه امور می‌تواند آسیب‌های جبران ناپذیری به انسان بزند؛ یعنی یک چرت کوچک یک چرت لحظه‌ای ممکن است یک موقع آسیب به آدم بزند. گاهی وقت ها شما گاهی هم که نه، زیاد است که راننده‌های اتوبوس راننده‌های کامیون راننده‌های سواری در جاده خوابشان می‌گیرد. خیلی مقاومت می‌کنند با چیزهای مختلف خودشان را سرپا نگه دارند می‌ توانند زود کنار بزنند چایی بخورند هوایی بخورند تغییر حالت بدهند که خواب از سرشان بپرد؛ ولی تنبلی می‌کنند بی‌حوصلگی می‌کنند میگویند نه می‌کشیم حالا بگذار. من یک مقدار بروم جلو ده‌ها هزار انسان جانشان را در همین مسئله از دست دادند. گاهی وقت ها راننده غفلت میکند. یک راننده اتوبوس جان ده‌ها نفر را می‌گیرد و گاهی وقت ها یک راننده کامیون همینطور، خسارت‌های مادی معنوی غیر قابل جبرانی را میزند. خیلی وقت ها خانواده‌ها بزرگ خانواده مرد خانواده این غرور را یا این غفلت را دارد که وقتی خوابش می‌گیرد، عجله دارد که زودتر مثلاً من به فلان جا برسم و این عجله فاجعه ایجاد می‌کند. بگذار برسانم خودم را، کنار نزنم وقتم تلف میشود و کنار نمی‌زند که مثلاً حالا چایی بخورد قهوه‌ای بخورد نوشیدنی بخورد آبی به صورتش بزند هوایی بخورد و بعد ادامه میدهد. مغز خیلی وقت ها چشم بیدار است ولی مغز خواب است برای راننده این اتفاق زیاد میفتد. ما در زمان جنگ هم این مسئله را داشتیم یعنی بیداری های خیلی زیاد و وحشتناک. مغز دیگر می‌خوابد ولی چشم بیدار است. یعنی چشم باز است اما چیزی را نمی‌بیند. متوجه دیگر نمیشود. چون آنچه باید دستور بدهد ببیند مغز است که خوابیده و این فاجعه ایجاد می‌کند. برای همین آدم های عاقل هیچ وقت وقتی پشت ماشین می‌نشینند غرور نمی گیرد آن ها را. تا به محض اینکه بخواهد خوابشان بگیرد احساس کنند چیزی می‌خورند شیشه را پایین می‌کشند کنار می‌زنند چایی می‌خورند، قهوه‌ای می‌خورند، اینکه من می‌توانم یکسره این کار را کنم کار غلطی است. هنری هم نیست که انسان بگوید نه من مثلاً می‌توانم یک کله تا مثلاً فلان شهر بروم. هنری هم نیست. انسان ممکن است فاجعه ایجاد کند. این چرت لحظه‌ای فاجعه است.

غفلت لحظه‌ای هم همینطور است. «سنت الغفله» یعنی چرت و غفلت لحظه‌ای غفلت آنی که یک دفعه به آدم یک صدمه جدی و غیر قابل جبرانی را میزند. خب ما در حرکت هستیم. مثل کسی که در جاده هست. داریم سیر می‌کنیم. لحظات بسیار مهم است. شما می بینید گاهی وقت ها پدر مادر در یک لحظه یک اشتباهی را مرتکب میشوند بچه منگل می شود. بچه کور میشود. بچه فلج میشود. بچه شب ادراری میگیرد. بچه نمی‌دانم لکنت زبان پیدا می‌کند. غفلت یک لحظه است. غفلت. مثل ترس هایی هست که لحظه‌ای میاید اما آثارش سال‌ها می‌ماند بچه خودش یا پدر مادر غفلت کردند یک چیزی در اختیار بچه گذاشتند فیلم وحشتناک است یا صحنه ترسناکی، بچه می‌بیند یک دفعه در ذهنش یک چیزی می‌ماند که چند سال این بچه درگیر این صحنه‌ای هست که دیده. درگیر آن چیزی هست که دیده. این خیلی خطرناک است. اینکه در روایت داریم یک لحظه نگاه حرام ممکن است «أورَثَت حَسرَةً طَويلَةً» یک حسرت طولانی را برای انسان به بار بیاورد همین است. حضرت فرمود: چه بسیار نگاه‌های کوتاهی که یک حسرت طولانی برای انسان به وجود میاورد. پس حواسمان باشد تنبلی بی حوصلگی هوس زدگی آن دوتا موردی که دو جلسه قبل خواندیم «اتباع الهوی و مخالفه الهدی»یک موقع برای انسان یک غفلت‌ها را میاورد که انسان یک لحظه تصمیمی میگیرد که خیلی خطرناک است. یک لحظه .مسیر را خیلی خوب میرود. شما نگاه کنید چه بزرگانی که ما اصلاً در مقابل آنها هیچ هستیم. اساتید ما بودند. بزرگان ما بودند. پیشکسوت بودند یا از یاران خوب پیغمبر. یاران خوب امیرالمومنین علیهم السلام حتی بعد تایید خود حضرات هم بودند. اما یک غفلت باعث میشود که یک کاری می‌کند که حضرت لعنتش می‌کند. غفلت اینطور است. باید حواسمان باشد.

غفلت از اسمش معلوم است می گوییم غافل شدم. یک بی توجهی است یک بی فکری است یک نزدیک به فراموشی آنی است که میاید یک دفعه سراغ آدم آدم یک دفعه مثلاً یک غلط یک تصمیم خلاف چیزی می‌گیرد یا یک فکر غلط میفتد در ذهنش یا نه خدای نکرده یک انتخاب غلط لحظه‌ای می‌کند برای ازدواج برای رشته برای شغل برای دوست برای یا یک عمل غلطی را یک دفعه تصمیم بگیرد مثلا می گوید برویم فلان جا؟ مثلا سفر برویم فلان کشور بیا برویم برای یک سفر نمی‌فهمد که مثلاً حالا فقط این یک سفر نیست میرود. چه بسیار آدم هایی که دنیا و آخرت شان را با یک سفر از دست دادند. همین با یک سفر یک سفر برویم فلان جا روی هوسانه برویم فلان جا. غفلت بسیار بسیار کار خطرناکی است. حالا غفلت گاهی وقت ها افراد صفتش را دارند دقت کنید «اولئک هم الغافلون» قرآن میگوید حالا توضیح میدهم برایتان بعضی ها اصلاً شخصیتاً غافلند یعنی این غفلت تمام مدت عمرشان با آنهاست. تمام مدت عمر مثل یک بچه‌ای که در شکم مادر از اول برای دنیا طراحی نمی‌کند طراحی نمی‌شود. بارداری هست بعد مثلاً ۹ ماه شما می بینید یک بچه ۴ کیلویی آمده یک حجم توده ۴ کیلویی سلولی آمده اما نه دست دارد نه پا دارد نه چشم دارد نه سر دارد هیچ. اساسا انگار برای دنیا انگار این بارداری طراحی نشده. نطفه اش برای این بسته نشده اصلا. برای این کار نطفه‌اش بسته نشده. بعد میرسد به تولد که اصلاً دیگر واقعاً شوک میشود انسان که چی شد؟ تمام این مدت در رحم مادر اصلا به سمت دنیا حرکت نداشته است. بعضی ها اینطور هستند. وقتی در برزخ میروند آنجا کاملا حسرت یک دفعه می گیرد آنها را. اصلا می بیند همه چیزش بد بوده نمازش عبادت‌هایش خدایش قلابی بوده حتی حتی خدایش هم قلابی بوده. خیلی شوک است وحشتناکی است حساب کنید وارد آنجا بشود بفهمد اصلاً زندگی نکرده، اصلاً حیات نداشته. هیچی هیچ ی. اینخیلی خطرناک و وحشتناک و غم انگیز است ولی بعضی ها هشیار هستند آدم آگاهی‌اند هشیارند حواسشان هست مؤمن هستند توجه به خدا دین خدا احکام شریعت دارند یک لحظه غفلت میاید سراغشان. ما داریم حضرت راجع به این صحبت می‌کند. چرا؟ چون غفلت است این ضررش از گاهی وقت ها از آن غفلت طولانی بالاتر است. مثل تصادف است دیگر. تصادف شما کردید یک دفعه پنجاه نفر مردند این خسارت چطور می تواند جبران بشود؟ میلیاردها تومان هزینه و خسارت وارد شده. چه کسی می‌خواهد جبران کند؟ شما نگاه کنید مثلاً چند وقت پیش آمریکا یک موشکی فرستاد هوا میلیاردی هزینه می‌کند شوخی نیست. این حجم از هزینه که موشک برود مثلاً برای ماموریت رفت روی هوا منفجر شد. ژاپن هم چند بار این کار را کرده. ژاپن آلمان موشک‌هایی فرستادند با هزینه‌های میلیاردی منفجر شده. بعد کاشف به عمل آمده که آن برنامه نویسی که برنامه این موشک را تنظیم کرده موقعی که داشته برنامه را می‌نوشته باید مثلاً موقع تایپ یک دانه اسپیس می‌زده مثلاً اسپیس که میدانید چیست؟ یعنی حد فاصله. آن یک خط دست نخورده موشک منفجر میشود. غفلت اینطوری است. غفلت یک لحظه تصمیم غلط. در حالت هایی که انسان دارد خیلی خطرناک میشود حالت‌های اینجوری. در روایت داریم یک موقع حضرت امام صادق علیه السلام به یکی از اصحابشان فرمودند بیا من را موعظه کن. بیا من را موعظه کن. طرف تعجب هم کرد آمد یک سری مثلاً راجع به آخرت صحبت کرد راجع به چی برای امام صحبت کرد امام هم گوش می‌کردند این ها را درس عملی اینطور است دیگر. بعد گفت اقا ما چه جوری شما را موعظه کنیم، شما امام ما هستید همه کاره اید. حضرت فرمود: مؤمن گاهی وقت ها قلبش مثل یک پارچه کهنه میماند. پارچه کهنه را شما دیدید یا یک کاغذ کهنه؟ اینطوری وقتی که این پارچه را چون کهنه است اینطور فشار میدهی سوراخ میشود. از هر طرفی که تو فشار بدهی این. چون کهنه است. الان این عبای من را هر چقدر فشار بدهم انگشتم می‌شکند ولی همچنین اتفاقی نمی‌افتد. چون پارچه مقاوم است کهنه نیست اما وقتی پوسید فشار بدهم بله باز میشود از هر طرف. قلب مومن میگوید گاهی وقت ها اینجوری است. یعنی هر دو طرف فشار بدهی سوراخ میشود قلبش این حالت را به آن می گویند حالت خنثی خیلی خطرناک است این حالت دروس دیگر من این را تذکر دادم حالت خنثی انسان نه حالت کفر دارد نه حالت ایمان دارد. در لحظات حس و حال ایمانی ندارد نشاط ایمانی ندارد به صورت. حواسش نیست. از یک طرف هم حالت کفر هم ندارد ولی دیگر این وسط بسیار بسیار خطرناک است . در این لحظه از هر طرفی که به قلب فشار بیاید مثل این پارچه است از هر طرفی برود دیگر سوراخ می‌کند؛ چه خاطرات الهی و خوب بیاید چه خاطرات شیطانی بیاید، خاطرات رحمانی یا خاطره شیطانی قلب چون حالت خنثی دارد یک دفعه به آن حالت گرفته میشود بعد گرم میشود به آن حالت. حالت خنثی وسط است یعنی مثل این برگه می‌ماند که اینجاست. این جا آن را محکم گذاشته ای. هر طرفی فشار بدهی هول بدهی میرود آن طرف. قلب اینجوری است. یک موقع قلب انسان اینطور است لذا حضرت میگوید مؤمن وقتی که می‌بیند این حالت میاید سراغش که روی هوا است حالت خنثی دارد باید زود یک خاطره الهی برای خودش ایجاد بکند. یک کلیپ خوبی ببیند. یک موسیقی خوبی که می‌تواند او را دلش را از آن حالت در ببرد به سمت الهیت. یک غزلی یک شعری یک نمی‌دانم مداحی یک عطر حتی یک عطر. گاهی اوقات آدم یک عطر بد میزند حال آدم را خراب می‌کند ولی نه. الان یک عطر خوبی دارد اگر این را بزنم حالم خوب میشود. مثلا این عطر حرم است من را می‌برد به حال و هوای حرم. اصلاً هوس حرم می‌کنم بلند میشوم می روم حرم. یک دوست خوب یک کسی که حالش حال خوبی است آدم زنگ بزند به آن، یک عکس، یک مقدار قرآن بخواند هل بدهد قلبش را در این حالت، که حالت خنثی است باید هل بدهی آن را. باید کاملا هل بدهی آن را، نگذاری که در این حالت بماند. چون ممکن است شیطان حمله کند. یک عکس بد یک فیلم بد یک دوست بد یک خاطره بد یک تلفن نامناسب یک دیدار نامناسب، یک دفعه می‌بینی قلب آدم خراب میشود آدم یک دفعه تصمیم وحشتناک در زندگی اش می‌گیرد. یک تصمیم آنی وحشتناک می‌گیرد و بعد در آن حالت دیگر قابل جبران هم نیست. تصمیم می گیرد می خواهم طلاق بگیرم تمام شد. عصبانی میشود کسی را می‌کشد. عصبانی میشود کسی را می‌زند. عصبانی میشود یک چیزی را خراب می‌کند. همینجور در عصبانیت یک دفعه، غفلت است دیگر .حواسش نیست یک دفعه یا در حالت‌های دیگر مثلا حرفی از دهنش در میاید که نباید بیاید. یک چیزی میگوید یا یک کاری می‌کند و بعد می‌بیند که وای دیگر به این راحتی قابل جبران نیست. انسان را میندازد در سرازیری سقوط، دیگر به این راحتی هم نمیتواند برگردد در این حالت. خیلی خطرناک است. این حالت در ادبار خطرناک است. اقبال خوب است اقبال تو خوشت میاید راحت هستی دوست داری تمام میلت میکشد به معنویت به گریه به حال به روضه حرم به قرآن خواندن به دوستان خوب به نماز به کارهای خوب به عبادت به غیب به شادی ولی یک موقع می بینی نه. در ادباری. ادبار یعنی قلب کاملا پشت کرده الان اصلاً هیچ آمادگی ندارد. در آن حالت باید قلب را بگذاری استراحت کند. بگذار استراحت کند تا بلند شود. مثل خواب آلودگی است که سنگین است الان باید بخوابد این. کار دیگری نمیشود کرد. باید بگذاری یک ذره قلب بخوابد، مزاحم کسی هم در این حالت ها خیلی نشوید. مگر اینکه بشود با یک مهربانی با یک آرامشی با یک جریان موازی قلب مرده یک نفر را زنده کرد؛ اما خنثی نه. خنثی خیلی خطرساز و خطرناک است. خنثی باید زود به داد طرف مقابل برسی. زود اگر کسی این حالت را دارد مثلاً بلند شو برویم حرم یا یک چیزی برایش بفرستید. در همان شبکه خودش به قول امروزی شخصی خودش برایش بفرستی یک چیزی. بارها شده شخص می‌ گفت تصمیم به خودکشی داشتم، اصلا می خواستم خودکشی کنم الان، می‌خواستم بچه‌هایم را بکشم حتی اینجوری بود خانه آمد به من می‌گفت من تصمیم داشتم دیروز خودکشی کنم بچه‌هایم را هم بکشم ولی یک دفعه یه دوستی، خودش هم خیلی وقت ها میگویند اصلاً نفهمیدیم چه طور شد چه کسی برای ما یک دانه کلیپ فرستاد. من همان کلیپ را که نگاه کردم یک دفعه به هوش آمدم از خدا قسم تصمیم برگشت. خیلی وقتها آدم تصمیم‌های غلطی دارد تصمیم به طلاق دارد تصمیم به مهاجرت از کشورش دارد که میرود دیگر بدبخت میشود به این راحتی دیگر یا تصمیم‌های غلط، تصمیم تغییر شغلی تصمیم نمی‌دانم تصمیم های خطرناک در زندگی دارد یک دفعه سراغ آدم میاید. اینجا آدم باید خیلی هوشیار باشد که از خدا کمک بخواهد. برای همین هم ما دائماً به دعای روز زیارت روز احتیاج داریم. در دعای روز زیارت روز خودمان را می‌سپاریم به معصومین. اگر ما یک موقع غفلت آمد سراغمان آنها حواسشان هست. آنها از ما محافظت می‌کنند. خودمان را بسپاریم به خداوند تبارک و تعالی که خدا از ما محافظت کند. در همان اردوی بسم الله الرحمن الرحیم دعا داریم دیگر. یادتان هست دعایش چه بود؟ این بود که خدایا من برای هر غفلتی و هر فراموشی یک بسم الله الرحمن الرحیم از الان دارم میگویم. در طول روز ممکن است مثلاً موقع غذا خوردن موقع چای خوردن موقع کار کردن یادم برود بسم الله بگویم. خب عملی هم که انسان بسم الله نمیگوید آسیب پذیر است. لذا در دعای اول چه میگویید شما؟ میگویید که خدایا من از الان دم صبحی دارم میگویم هر کاری شروع کردم برای همه کارهایم بسم الله همین الان بسم الله هایش را دارم میگویم. از همین الان دعایش را داشتیم در اردو که برای هر چیزی «بین یدی عجلتی» خدایا من در مقابل هر عجله‌ای که دارم هر غفلتی که دارم از الان یک بسم اللهی دارم. این را تو ذخیره کن برای من. خدا هم انقدر که از صفات بسیار جذاب که آدم می‌خواهد برای همین یک صفت خدا هزار بار جانش را فدای خدا بکند رفیق است. خدا خیلی رفیق است. اصلا راه میاید با بنده اش. می گوید خدا ببین من ممکن است تا شب یادم برود یک چیزی الان بسم الله بگویم بعد کوفتم نشود. چون واقعاً کوفته آدم میشود آدم بدون بسم الله می‌خورد غذایی که بدون بسم الله آبی که بدون بسم الله از بدن پایین میرود به بدن صدمه می‌زند مثل غذاییست که شما مثلاً در نقطه مقابلش وقتی با آن بسم الله الرحمن الرحیم میگویید الحمدلله میگویید در روایت داریم این غذا در بدن انسان تسبیح میگوید یعنی دیگر مریضی تولید نمیکند سم تولید نمیکند آلودگی تولید نمیکند این غذا، آسیب نمی‌رساند به بدن در واقع آن سم و زهر غذا را می‌گیرد. حتی در روایت اگر یادتان باشد در دور بسم الله گفتیم گاهی وقت ها انسان سم می‌خورد حتی. خدا رحمت کند مرحوم شهید مدرس رحمت الله علیه، سم بردند دادند به ایشان در استکان چایی که بخورد بمیرد. گفت بسم الله الرحمن الرحیم سم را خورد. آنها هی منتظر شدند ببینند الان می‌میرد الان هیچ اتفاقی نیوفتاد دیدند نماز می‌خواند نشد. با عمامه اش خفه اش کردند به شهادت رساندند ایشان را. بسم الله اینجوری است. شما بسم الله برای سم هم بگویید سم غذا را می‌گیرد آلودگی را می‌گیرد. روی این حساب حالا ممکن است یادم برود. خدا انقدر رفیق است که میگوید خدای من الان دم صبح دارم به تو میگویم بسم الله برای همه کارهایم. بسم الله الرحمن الرحیم برای همه کارها که آن آسیب و رجس پلیدی را بگیرید یا مثلاً مثل چون با نیت تو کار دارد خدا. قلبت را باید آگاهی داشته باشد وقتی کسی دم صبح انقدر شعور دارد انقدر حواسش هست که من باید همه کار هایم برای خدا باشد به اذن خدا باشد، هیچ کاری را بدون رضایت خدا نکنم، هیچ کاری را خلاف رضای الهی انجام ندهم. کسی که این جوری هست به خدا می گوید خدایا ببین من از الان حواسم هست که نباید روزم را بدون تو خراب کنم زندگی ام را بدون تو خراب کنم. یک تصمیمی را که خلاف رضای تو هست من نباید بگیرم. من از الان میگویم در همین دم صبحی دعای روز خیلی مهم است، ت زیارت روز مثال شما به امام میگویید من مثلاً مهمون شما هستم شما من را پذیرایی کنید پناه بدهید «و مجیر و مستجیر بکم» پناه آوردم به شما. خب دیگر امام حواسش هست به شما می گوید بچه‌ام از صبح خودش را سپرده به من. خداهم همینطور است به خدا میگوید خدایا من حواسم هست که نباید هیچ گناهی انجام بدهم برای همین بسم الله را میگویم برای اینکه کارمان بدون اسم تو نباشد یا دعای دیگر داریم. همان دعای معروف که باز در بحث ذکر این را عرض کردم میگوید خدایا من می‌خواهم الان ذکر بگویم ممکن است یادم برود. دلم می‌خواهد یاد تو کنم دلم می‌خواهد تسبیح بگویم صبح که از خواب بلند میشوی تسبیح دستت بگیر بگو «اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُكَ وَ أُحَمِّدُكَ وَ أُهَلِّلُكَ وَ أُكَبِّرُكَ وَ أُمَجِّدُكَ بِعَدَدِ مَا أُدِيرُ بِهِ سُبْحَتِي» خدایا هر قدر تسبیحم را می‌گردانم به تعداد چیزهایی که در دستم می‌گردد زیر دستم میرود از همین الان دیگر بشمار خودت خدایا. اسبحک احمدک اهللک اکبرک امجدک. خب تموم شد؟ خدایا حواست هست؟ خب من بازی می‌کنم با این تسبیح در طول روز هی تسبیح می‌گیرم اینطور باهاش بازی می‌کنم هی دستم اینطور میگوید به تعداد چیز هایی که از زیر دست تو دارد رد میشود خدا آن را برایتان می‌نویسد. قربان این خدا بروم قربون این امام بروم و این یک بحث مهمی در انسان شناسی است که حقیقت انسان چیست؟ حقیقت انسان قلب اوست. حقیقت انسان نیت اوست. آن نیت و قلب محافظت می‌کند از انسان. خیلی مهم است. بنابراین انسان باید برای غفلت‌هایش که ممکن است چیزی غفلت برایش ایجاد کند حواسش به آن غفلت لحظه‌ای ها باشد. به همین جهت هم هست که باید برنامه‌ریزی زندگی اش را به گونه‌ای تنظیم بکند که به غفلت لحظه‌ای نخورد. خدا رحمت کند شهید مطهری را می فرمود: ما وقتی که درس اخلاق حضرت امام می‌رفتیم یک هفته خوب بودیم. یک هفته سر پا بودیم خود ما همینطور ما ۳۰ سال من هر هفته ۳۰ سال بیشتر درس حضرت آیت‌الله ممدوحی بودم حالا اساتید دیگر هم زیاد داشتیم ولی خب درس ایشان را مرتب من، فکر کن من از تهران بلند میشدم وسیله نقلیه نداشتیم هیچ چیز نداشتیم گاهی وقت ها من پول هم نداشتم حتی پول بدهم بیایم تا قم کلاس. سخت بود آمدنش.یک موقعی خیلی سخت بود تهیه اش یا چه طور بیایم حالا؟ گاهی وقت ها من ته آمبولانس می‌خوابیدم یادم است یا یک کامیون یا مثلاً نمی‌دانم خیلی چیزهای مختلفی بود. خودمان را برسانیم حتماً سر هفته پای درس ایشان باشیم موعظه را بشنویم. موعظه قلب را زنده می‌کند. اگر نبود آدم می‌میرد. قلب اگر موعظه نداشته باشد، علم نه ، کار مطالعاتی صرفاً نه، موعظه. یعنی یک کسی نصیحت کند انسان را، خیرخواهی کند وعظ کند برای انسان. انسان به این احتیاج دارد. اصلا مهم هم نیست که کیست شاگردت است. چطور آقا امام صادق به شاگردش میگوید تو بنشین من را موعظه کن. مهم این است که انسان بتواند اتعاظ داشته باشد بتواند پند بپذیرد. نیاز دارد کسی برایش حرف بزند. یک چیز قشنگی بگوید یک چیزی را بشنود. بشنود یک چیز خوب یک چیز خوب عالی بالاخره

آدمی فربه شود از راه گوش

این خیلی مهم است وقتی بعضی از افراد هستند به قدری شیفته خودشان میشوند یا شیفته دنیا میشوند که فکر می‌کنند نیازی ندارند موعظه بشوند نیازی ندارند کسی برایشان حرف بزند نیاز به استاد ندارند نیاز به کلاس ندارند. چون من خودم استاد هستم. این خیلی غلط است. کار خیلی وحشتناکی است کار خیلی وحشتناکی است مثلا من خودم طلبه هستم من خودم میروم منبر برای بقیه خودم برای بقیه مردم موعظه می‌کنم . اتفاقا این افراد خیلی بیشتر از بقیه نیاز به موعظه دارند. این خیلی مهم است که تو همیشه باید برنامه‌ریزی زندگیت به گونه‌ای باشد که رابطه ات یک طوری حفظ باشد که یک جا دو جا سه جا در هفته انسان یک وعظی بشنود. اشکی بریزد برای خانواده آسمانی اش. به شوق الهی به ترس الهی یک تغییر حالتی داشته باشد ولی وقتی تصمیم غلط می‌گیری. مثلاً تصمیم بگیریم برویم مسافرت یک جایی که عوامل غفلت زیاد است مثلا بروی خارج از کشور زندگی کنی. یواش یواش اصلا کجا می‌توانی همچنین کاری داشته باشی چه کسی می‌خواهد بیاد به تو برسد آنجا خارج از کشور یعنی محیط کاملا گدا کاملا فقیر کاملا حقیر. شما هر چقدر در محیط‌های فطرت گرا پیشرفته تر باشه حقارتش و فقرش از نظر انسانی بالاتر است هر چقدر بیشتر باشد شما بروید اروپا بروید آمریکا انجا وحشتناک تر است آنجا محیط کاملاً فقیر گدای عقب مانده به شدت عقب مانده است در تنفس و محتوای فطری بنابر این خودت وقتی همچنین انتخابی می‌کنی انتخاب کردی بروی یک جایی که این اتفاق نیفتد یا رشته غلط یک رشته را انتخاب می‌کند که در آن رشته درس خوندن مساویست با غفلت دوستان غلط دانشگاه غلط شهر غلط می گوید الان مثلا می خواهم بروم فلان شغل فلان شغل درآمدش هم خیلی زیاد است ولی حجم غفلتش خیلی زیاد است حجم غفلت آن شغل یک طوری هست که تو دیگر یادت میرود چه کسی هستی کلاً فراموش می‌کنی از کجا آمدی کجا هستی کجا میروی. چون شغل زده میشوی دکتر مهندس میشوی مهندس بازی و شغل بازی و هنر بازی و نمی‌دانم از این قرتی بازی هایی که الان در بعضی جاها هست افراد دچار آن میشوند. اصلا دیگر توجه نمیکند که آدم است. انسان است. از کجا آمده، چه کسی است.

آن داستانی که حالا ما فکر می‌کنم در انسان بله در انسان شناسی تهران داریم این را داستان شاه و طوطی. داستان فوق العاده قشنگ مرحوم ملااحمد نراقی در طاقدیسش آورده خیلی داستان زیبایی است از داستان شاه و طوطی که در واقع شاه خداست و طوطی انسان است. شاه به طوطی میگوید حالا که میخواهی از من جدا بشوی حواست باشد اینجا داری میروی دائما به یاد ما باش.

جرعه ای به یاد من نوشد نباش

حواست باشد.

یاد ما کن یاد ما شیرین بود راحت هر خاطره غمگین بود یاد ما هر زشت را نیکو کند ای خنوش آن دل که با ما خو کند

خیلی داستان قشنگی دارد که من تقریباً فکر کنم شاید ۱۰ ۱۵ ساعت در آن شرحش کردم داستان شاه و طوطی داستان قشنگی است که داری میروی حواست باشد، آنجا غفلت نکنی داری میروی در آن جایی که داری می روی. خدا ما را فرستاده پایین به ما دائماً میگوید حواست باشد یادت نرود کجا بودی پیش چه کسی بودی خونواده ات چه کسی هستند اصل و نسبت چه کسی هستند. تو مال زمین نیستی خانواده زمینی ات مجموعه محتوای زمین تو را از وطنت غافل نکند. تو را از خانواده آسمانی ات غافل نکند .تو را از معشوقت غافل نکند. هیچ کسی که کسانی که در دنیا پیش تو هستند اسمش شوهر است اسمش زن است اسمش بچه است اسمش پدر مادر است اسمش هم وطن است اسم شهرونداست، نمی‌دانم و کارهای دیگر دنیا هیچ کدام مال تو نیستند. اینها شما برای تو آفریده شدند اصلا تو مال اینجا نیستی تو یک غریبه‌ای در دنیا حواست باشد و باید زود هم برگردی بیایی پیش من. زود هم بیا پیش من. خیلی «سارعوا» «سابقوا» دیگر. با سرعت برگرد زود بیا پیش من بیا پیش اینجا آرامش است اینجا امن امن است اینجا. بیا پیش خانواده آسمانی ات. مواظب باش هیچکس تو را غریبه نکند نسبت به خانوادت به خدا اله ات و تو را غریبه کند نسبت به خانواده آسمانی ات. اگر یک هوسی یک میلی یک دارایی یک شخصی یک شخصیتی تو را غریبه کرد نسبت به اصل و نسبت دیگر به انواع فسادها فحشاها خیانت‌ها ظلم‌ها و آلودگی ها دچار میشود. این است که انسان باید دائماً مراقبت بکند. بعد هم پیشنهاد زیاد است دیگر قرآن چه میگوید؟ «انا جعلنا ما علی الارض زینتا لها لنبلوهم ایکم احسن عملا» ما همه چیز را روی زمین چشمک زن، زینت قرار دادیم. زینت یعنی چه؟ یعنی آن چیزی که آدم حواسش به آن میرود خوشش میاید از آن. بچه زینت است، همسر زینت است. همه اش قرآن میگوید اینها زینت الحیات دنیا اینها زینت حیات دنیا هستند جذبت نکند یک دفعه. چنان غرق خانواده و خانواده خانواده و نمی‌دانم دوستان و زمین و دنیا و شهوات دنیا بشوی که یک دفعه یاد یادت برود اصلا چه کسی هستی یادت برود مادرت فاطمه زهرا با دلشورگی بیرون رحم دنیا دارد چشم به راهت هست سالم متولد شوی. دلشوره دارد مادر ما فاطمه زهرا. خیلی هم دلشوره‌هایش سنگین است. الان یک مادر که برای تولد بچه‌اش دلشوره دارد چه جوری است؟ حضرت زهرا سلام الله علیها بی‌نهایت برای تولد ما منتظر است. هی میگوید دخترم پسرم سالم بیا پیش من منتظرت هستم نشود بیایم موقع تولدت ببینم که دیگر آدم نیستی. دیگرشکلت عوض شده، دیگر خیلی خطرناک است. بابای ما امیرالمومنین منتظر است آقا امام زمان منتظر است. ملائکه منتظرند انبیاء منتظرند. شهدا صدیقین صالحین همه منتظرند. خدا هم منتظر است که ببیند این بچه من این بنده من سالم از رحم دنیا در می آید یا نه بالاخره. میاید در برزخ یا نه سالم. اگر همین که انسان حواسش به خانواده آسمانی اش باشد مثل آدم هایی هستند که میروند مسافرت می گوید من باید زود باید برگردم پیش شوهرم پیش زنم پیش بچه‌ام میروند زود برمی‌گردند. حواسشان به خانواده‌شان هست.

این همه آدم مسافرت میروند مسافرت‌های طولانی خطرناک ولی همه قلب و دلشان این هست که باید برگردند پیش خانواده ام. یک عالم آدم منتظر من هستند. سفر زده نمیشود. هوس‌های آنجا اصلاً نمی‌گیردش. صد برابر آنجا که زندگی میکند، محلی که در سفر میرود جذابیت داشته باشد اصلاً آن نمی‌بیند این را. آن تمام دلتنگی اش این است که زود برگردد پیش محبوب‌هایش، پیش کس و کارش. این چیزی است که همیشه حواسمان هست در سفرهایمان. من زود باید برگردم. بله مثلا امروز دیگر مرخصی تمام شد دو روز رفتیم مثلاً شمال، ده روز رفتیم فلان جا، خوب دیگر حالا دیگر باید برگردیم. چرا؟ هیچکس از تو سوال نمیکند خب چرا می‌خواهی برگردی؟ باید برگردم. من اصل و نسب دارم خانه زندگی دارم وطن دارم یک عالم آدم منتظرم هستند. ما با هم داریم زندگی می‌کنیم. این آدم اگر حواسش باشد به خانواده آسمانی اش که منتظرم هستند به خدا که منتظر من هست، دیگر اینجا غفلت نمیکند دیگر. من دکتر بازی کنم نمی دانم هنربازی کنیم، مهندس بازی کنیم من سلبریتی‌ام من نمی‌دانم بازیگرم. من نمی‌دانم درس خوانم، من استادم من نمی‌دانم رئیس جمهورم. دیدید بعضی ها حزب بازی و گروه بازی مشغول اینها میشوند. اصلا یادشان میرود که از کجا آمدند خانواده‌شان منتظرشان هست. اصلاً یادشان میرود آدم هستد کلا.ً کلاً وطن فراموششان میشود. این خیلی خطرناک است. یک کسی که می‌داند الان خانواده‌اش منتظرش هستند اهل بیت منتظرند، همه صدیقین شهدا، صالحین، شما در نماز دائما داری میگویی «صراط الذین انعمت علیکم» آنهایی که تو بهشان نعمت دادی انبیا صدیقین شهدا همه منتظر ما هستند. فرشته‌ها همه منتظرند تو سالم برگردی. پیراز و سالم برگردی. یک لحظه‌ای لحظه تولد ما از رحم دنیا میشود دیگر. حالا با تصادف یا با کرونا نمی‌دانم باید با هر چیز دیگری سکته مریضی شهادت هر چی. یک زمانی آدم از اینجا میرود. به لحظه‌ای که میروی باید حواست باشد میروی خانه تان. همه آنها همه نشستند منتظر تو هستند که تولدت سالم است یا سالم نیست. این است که انسان وقتی دلبستگی به خانواده آسمانیش داشته باشد دلبستگی. برای همین هم در نماز دائما تو باید دلبستگی هایت را بگویی: «صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین». اینها نه. من این طرفی ها را می‌خواهم. خدایا من را به این راه هدایت بکن. من در این مسیر باشم. دعاهای ما و آموزه‌های دینی ما مملو از این آموزش هاست. حالا ما چون کارگاه غفلت را قبلاً برقرار کردیم الان خیلی رای این موضوع نمی‌مانیم. عزیزانی که توصیه‌ام حتماً همین است که در فاصله بین درس‌ها حالا به خصوص این هفته که ما دیگر هفته بعد هم درس نداریم تعطیل هست کلاسمان، در این فاصله حتماً وقت بگذارند عزیزان کارگاه غفلت را کار کنند مهم است. باید نوع برنامه‌ریزی هایمان به گونه‌ای باشد که و تصمیم گیریهایی که داریم معشوق‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی غافلت نکنند. یک موقع اصلاً پیشنهاد یک رشته بهت میدهند بیا برا در این رشته درس بخوان طرف دیگر تمام میشود. آن رشته میشود قبر او و دفنش میکنند. رشته غلطی را انتخاب کرده که کلا غفلت زاست آن رشته. فراموش میاورد. آدمی که هوشیار هست اینجوری نیست بگوید حالا من مثلا بروم مثلاً یک رشته ای انتخاب کنم که مثلا پول زیاد در آن باشد اسم زیادی داشته باشد کلاس داشته باشد نمی‌دانم یا حتی خدمت کنم به مردم. خب بعد تو می‌خواهی بروی خدمت کنی به مردم ولی مواظب از خودت غافل نشوی. خدمت به خلق جزء کمالات حیوانی است. کمالات انسانی که نیست. حیوانات هم خدمت به خلق دارند. خدمت به همنوع دارند. خدمت به غیر همنوع دارند. نه! یک رشته‌ای که برو که یک چیزی را انتخاب بکن که ضمن اینکه از پسش برمیایی رویش سواری از خودت غافلت نمیکند رشت ات. گاهی وقتها یک کسی رشته ای انتخاب میکند کاملاً سوار رشته است کاملا سوار رشته است.

یک موقعی یک مریضی ما داشتیم، مریض نصف شبی باید میبردیم ‌اش مطب یک دکتری. بعد درمانگاه هم نبود مطب بود باز هم بود. همین که رفتیم دیدیم دکتره دارد نماز شب می‌خواند مشغول نماز شب اش بود رشته‌اش و شغلش غافلش نمیکند. بعضیها تاجرند اما اصلاً غافل نمیشود. بعضی ها طلبه‌اند آخوند هستند چرا غافل هم هستند. مهم قلب است. این که امام میگوید دلبستگی به یک تسبیح به حتی به یک کتاب هم مذموم و بد است همین است. آدم یک موقعی به همان طلبگی و چیز غفلتش می‌گیردش و خودش را فراموش میکند. دچار خود فراموشی میشود یادش میرود کیست و این خب خیلی زیاد هم هست. این چیزها زیاد اتفاق افتاد. یک صلوات ختم بفرمایید.

پس وقتی که حواسمان باشد که ما مثلاً برای چی آمدیم اینجا آن چیزی که باعث میشود انسان غفلت نگیردش، خودشناسی هست. دوای درد همه این مریضیهایی که حضرت دارد میگوید این است که خودش را بشناسد. انسانی که می‌داند مسافر است آمده اینجا قرار است برود خب دیگر غفلت نمی‌گیردش. حواسش هست. در جاده‌ هم حواسش هست. حواسش هست. این هست. یا اگر غفلت آمد حالا یک صدمه‌ای زد آدمی که هوشیار است میگوید حالا من یک دفعه حواسم نبود یک دفعه یک ضربه خوردم حواسم نبود یک سقوط کردم حواسم نبود زود جبران می‌کند. زود غفلتهایی که کرده آسیب هایی که دیده آسیب‌هایی که زده را زود جبران میکند و بعد مسیرش را ادامه میدهد. این هوشیاری خیلی مهم است آن تنبه و آن توجه و بیداری خیلی مهم است که انسان همیشه به خودش باشد که من می‌خواهم الان این تصمیم را بگیرم برای چی دارم تصمیم می‌گیرم برای کی دارم تصمیم می‌گیرم؟ تعریف کنند برای چی؟ برای این انگیزه های چهارگانه است یا نه انگیزام خداست. انگیزام خانواده آسمانی ام هست. آن دلدادگی یادتان نرود. بسیار بسیار مهم است به خانواده آسمانی. آن دیگر تعهدی که انسان دارد باعث میشود که انسان اصلا محل نگذارد غفلت نکند به چیزی محل نگذارد. برگردد به سمت خانواده آسمانی اش.

خب حالا یک مقدمه‌ای بود این را گفتیم توصیه ام من این هست که باز پناهندگی باشد به خدا پناهنده بشویم. از همین «سنه الغفله» انشالله اگر فرصت شد در موردش باز یک مقدار در حد یکی دو جلسه کلیاتی را باید یک اصولی را باید خدمتتان نصب بکنیم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

برای ماه رمضان چون دوستان سوال کردند باز یک مرتبه دیگر میگویم: این سه تا کارگاه را حتماً قبل از ماه رمضان همان فردا شروع کنند عزیزانی که از من برنامه گرفتند می‌توانند برنامه‌شان را سرعتش را خیلی کم کنند یا حتی تعطیل کنند. اول ماه مبارکشان را تمام کنند بعد برگردند به برنامه اصلیشان. اینها را یادداشت بفرمایید: یکی مراقبات ماه مبارک یکی شرح دعاهای شب‌های قدر هست یکی محبت بین خدا و بندگان. این سه تا کارگاه به اضافه کتاب نقش انسان در تقدیرات که آن را حتماً توصیه می‌کنم خیلی زود کتاب را مطالعه بفرمایید.

هدیه محضر مقدس امام کاظم علیک السلام وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام تعجیل در فرج شان خوشنودیشان سلامتی و توفیق امام و رهبرمان نابودی دشمنان به خصوص فتنه‌گران و منافقین داخلی هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.