انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه 39 18/09/1403
بحثمان در شرح دعای هشتم صحیفه که درباره پناه بردن امام، در واقع پناه بردن انسان از آفتهاست و خلقهای بد درباره متابعت از هوای نفس است. نفس وقتی که میگوییم قبلا توضیح دادیم، آن کشش های هست که ما به سمت معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی داریم کلمه نفس یعنی خود؛ یعنی ذات. یه موقع هست نفس میگوییم به معنای این هست که یک شخصی را مورد خطاب قرار میدهیم، با همه ارزشش، شخصیتش، داراییهاش، میگویم خودم، من خودم. وقتی داریم میگویم یه شخص؛ یعنی در کلیت ابعاد پنجگانه وجودی او؛ اما اینجا که هوای نفس یا متابعت از هوی میگوییم؛ یعنی آن هوسها و درخواستهایی که به من حقیقی آسیب میزند، ما منهای چهارگانه هم من میگویم و تمام ظرافت رشد یک انسان و پیچیدگیهای فوقالعاده زیبای خلقت انسان همین است که شما در همه پنج تا من تان یا پنج شأنتان، پنج شأنی که داریم میگوییم چی؟ من میگوییم: من جمادی، من گیاهی، من حیوانی، من عقلی یا من فوق عقل. ما همه اش من میگوییم و چون انسان حب ذات دارد؛ یعنی عاشق خودش هست هر کدام از این منها که قدرت بیشتری در انسان دارند، آن عشق غلبه بر سایر منها دارد و انسان وقتی من میگوید، دوست دارم، دلم میخواهد، آرزوم هست، آرمانم هست، منظور همان منی هست که بر سایر منهایش غلبه دارد. یکی میگوید: من دوست دارم تاجر شوم، دوست دارم پولدار شوم. وقتی که پولدار شدن و تاجر شدن بزرگترین آرزوی شما هست، منتان جمادی هست؛ اما اگر شئون گیاهی، بزرگترین آرزویتان هست منتان گیاهی هست؛ اما اگر شئون حیوانی، من حیوانی و کمالات حیوانی مثل مقام، ریاست، فعالیتهای اجتماعی- سیاسی، نمیدانم مسائل خانوادگی، عشقهای زمینی، اینها بالاترین محبوب انسان هست در زندگی اش وقتی من میگوید؛ یعنی آن حیوان یعنی آن خانمِ، آن آقا که لزوماً هم بد نیست. دقت کنید. این اصلاً هیچ کدام از این منها بد نیستند یا وقتی من میگوید ولی تمام فشار این آدم بیشتر مال این است که برود دکتر بشود، مهندس بشود، تحقیقات کند، پژوهش کند، کتاب بنویسد، استاد باشد، نمیدانم مقاله بنویسد، کار علمی بکند، این من علمی اش هست، من فرشتهای هست که بر سایر منها غلبه دارد. در اسلام آن که مهم هست برای خداوند به عنوان یک انسان زمانی ما را میبیند با باطن انسانی که من فوق عقلی من جاودانه ما غلبه داشته باشد بر همه منهای ما. برای همین هم خیلی رُک، خیلی پوست کند،ه خیلی شفاف خدا در سوره توبه میگوید اگر «الله، اهل بیت و جهاد» سه تا معشوق اصلی شما نباشم دیگر شما آدم نیستید .خیلی شفاف میگوید. میگوید شما اگر «الله، اهل بیت و جهاد» جز معشوق اصلی تان بودند، آرمانهای اصلی زندگیتان هستند شما انسانید؛ چون بخش انسانی بینهایت طلب هست، این معشوقها، معشوقهای بینهایتند؛ ولی اگر که خدا را هم دوست دارید اهل بیت هم دوست دارید، اهل جهاد هم هستید ولی معشوق اصلیتان بخشهای دیگر است، قرآن خیلی سریع میگوید شما دیگر انسان نیستید، فاسقید. فاسق گفتیم یعنی چی؟ یعنی غیر طبیعی. یعنی غیر طبیعی. هر انسانی برای اینکه بفهمد هر لحظه موجودیتش و باطنش چه شکلی هست، باید از خودش سوال کند، از قلبش. چون حضرت می فرماید وقتی میخواهد راجع به عشقها، اطلاعاتی به دست بیارید و عشقها را بتوانید سنجش بکنید، آن آینه ای که تمام عشقها را بدون کوچکترین اشتباهی به شما نشان میدهد، قلبتان هست. «سل القلوب عن المودات فانها شواهد لاتقبل الرشاد» میگوید راجع به دلدادگی و عشق از قلبهایتان سوال کنید. قلبها شاهدهایی هستند که رشوه پذیر نیستند، نمیشود سرش را کلاه بگذارید، دروغ به شما نمی گویند دروغ به شما نمی گویند. این خیلی مهم هست. قلب خیلی آینه صاف، صاف است. بنابراین قرآن ببینید چقدر زیبا به ما آموزش میدهد. می گوید از قلبتان سوال کنید، قلبتان را ببینید واقعاً الله اهل بیت در رأسش الان آقا امام زمان، اهداف مهدوی، برطرف کردن موانع ظهور حضرت، کمک به حضرت و جهاد در راه خدا به هر قیمت یعنی جهاد جمادی، جهاد گیاهی، جهاد حیوانی، جهاد عقلی و جهاد فوق عقلی. این پنج تا جهاد را ما داریم دیگر. جهاد جمادی چیه؟ جهاد با مالتان هست، همان کاری که الان همه مردم ایران دارند میکنند؛ مثلا برای جبهه مقاومت، خانمها دارند طلاهایشان را می دهند، بعضیها خانه میدهند، بعضیها ماشین میدهند، همه دارند تلاش میکنند. جهاد گیاهی؛ یعنی وقت بگذاری برای این کار جهاد حیوانی یعنی آبرو و اعتبارت را وسط بیاوری و جهاد عقلی؛ یعنی اطلاعاتت، تخصصت، توانمندیهایت را وسط بگذاری و جهاد فوق عقلی یعنی عشق و دلت را این وسط بگذاریم. خب میگوید اگر شما خودتان را بررسی کنید، ببینید اگر واقعاً در زندگی شما این سه تا برترین معشوق و آرزویتان هست و میتوانید منهای دیگرتان را -دقت کنید چی میگویم- منهای چهارگانه تان را فدای من اصلی تان بکنید، شما انسانید. باطن انسانی دارید. رشدت هم طبیعی هست؛ یعنی داری اگر آینهای بگذارند که باطنتان را نشان بدهد شما به شکل انسان دیده میشوید نه به شکل حیوان؛ ولی اگر این سه معشوق در رأس معشوق هایتان نباشد و شما بیشتر درگیر منهای چهارگانه پایینی هستی و معشوقهای پایینی شما دچار فکر و عدم تعادل هستید و آن معشوق های پایینی را بهش هوای نفس میگویند یعنی نفس غیر انسانی ما -دقت کنید- آن نفس غیر انسانی ما هواهایش، آرزوهایش مزاحم این میشود که شما معشوق پنجمتان ر حرمت بگذارید یا بخواهید با معشوقه پنجمتان زندگی بکنید «الله، اهل بیت و جهاد». این معشوقها به گونهای هستند که انسان وقتی به معنای حقیقی داشته باشد اینها را، به انسان قدرت، شادابی، نشاط، آرامش و شادی میدهند. انسان از گدایی عاطفی، از احساس تنهایی مثلاً ذلت آور، از بیشخصیتی از التماس کردن به دیگران، از احساس پوچی، اینها همه نجات پیدا میکند. چون این دائماً اتصال دائمی شخص دارد با چی؟ با من حقیقی اش و خب من حقیقی انقدر قوی هست که الله هست یکی اش اهل بیت هست، ملائکه الله هستند، اولیا الهی هستند، شهدا هستند، انبیا هستند، صدیقین هستند. یه کسی که با اینها رفت و آمد دارد و روحش با اینها پیوند دارد، یه شخصیتی است کاملا شاد، آرام، اصلا عصبی نمیشود، غمگین یا اگر بشود هم خیلی کم. غمگین نیست، افسرده نیست، یه آدم قوی هست. یه آدم کاملاً قوی هست. اینها علامتهایش به شکل ریاضی من دارم میگویم که سر خودمان هم کلاه نگذاریم.
خب ما باید کاملا مراقبت بکنیم که خدا دارد میگوید: هوای تو «واجعل هوای فیک» در روایت داریم، خدایا هوای من را در خودت قرار بده هوسهای من که در دعا داریم شهوت من را در خودت قرار بده خدایا. شهوت یعنی اشتها و میل من را در خودت. اشتهای در الله اشتها در نماز اشتها در قرآن اشتها در زیارت اشتها در ارتباط با اولیای الهی، اشتها در کسب معرفت، اشتها در ذکر، مناجات، خلوت و کارهای دیگر؛ مثل کارهای جهادی و مسائل دیگر. این باید اصل باشد.
خب آن بخشهای دیگر ما هم زندهاند؛ یعنی بخش جمادی ما ضروری است، نیاز دارد. ما نیازهای حیوانی داریم، نیازهای مالی داریم نیازهای گیاهی داریم، به غذا به رشد به تغذیه به تولید مثل و وقتی که از ما میگیرند. نیاز به کسب آبرو و عزت و کمالات حیوانی داریم و نیاز به کسب دانش داریم. اینجاست که هوای نفس باید خیلی مراقب باشد که میلهای چهارگانه غلبه نکند به عشق و عواطف و روابطت با الله، اهل بیت و جهاد. اگر روی این سه تا تاثیر بگذارد، بهش هوای نفس میگویند. یعنی چی؟ یعنی تو داری دچار یه فحشای باطنی شدی، دچار یک خودفروشی شدی، دچار یک خیانت داری میشوی، خیانت بسیار بزرگ که داری به خود حقیقی ات، به معشوقت الله به خانواده آسمانیت اهل بیت و به جامعه جهانی خیانت میکنی. چرا به جامعه جهانی خیانت میشود؟ برای اینکه انسانی که این سه معشوق را در رأس عشقهایش دارد، روز به روز زیر نظر الله به مربی خودش و رب خودش یعنی الله دارد شبیهتر میشود؛ یعنی چی در این دارد اضافه تر میشود کسی که دارد به طور طبیعی رشد میکند؟ صفتهای مربی و گفتیم در رأس صفتهای مربی چیه؟ رحمانیت و رحیمیت. کسی که دچار هوای نفس میشود، خشونت سراغش می آید. رحمانیت دیگر نمی آید. اگر هم عواطف داشته باشد، عواطفش در حد عواطف حیوانی است، در حد رحمت نیست. رحمت یعنی شما بتوانی آدمها را با چشم انسان ببینی و آنجوری به آنها عشق بورزی و برای مصالحشان تلاش کنی. به این رحمت میگویند. دوست داشتن و عاطفه و مهرورزی و نمیدانم چیزهای اینجوری، دلسوزی و اینها که در همه حیوانات هست. خیلی از پدرها، مادرها، همسرها با دوست داشتنهای حیوانیشان خانواده خودشان را نابود میکنند. از بس دوست دارند بچه را، بچه را بیحیا میکنند. از بس احترام می گذارند به بچه، بچه گستاخ میشود. خب این رحمت در آن نیست. چون بچه را به خطر میاندازد. از بس به خواستههای نامشروع یا ناحق بچه تن میدهند، در قالب محبت و دلسوزی خب بچه گستاخ و بیادب و خودش از صراط مستقیم خارج میشود. بنابراین رحمت غیر از اینهاست. رحمت یعنی یه دوست داشتنی که مصالح انسانی طرف مقابل حفظ بشود. یک کسی که میگوید: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، این ممکن است آدم واقعاً عاشق پیشهای هم باشد نسبت به همسرش، نسبت به وطنش، نسبت به آدمهای هموطنان خودش؛ ولی این رحمان نیست اصلا. چون انسانهای دیگر را نمیبیند اصلاً. آدمهای دیگر را نمیبیند؛ یعنی فهم او جغرافیایی هست؛ در حالی که ما انسانیم. انسان جغرافیا ندارد که. انسانیت هیچ جا جغرافیایی ندارد. گفتیم بارها میگوییم، خدا رحمت کند آیت الله بهجت را میفرماید که من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینیها دعا میکنم. چرا؟ چون این رحمان چینیها را به چه شکلی میبیند؟ به شکل انسانهایی میبیند که آنها هم حامل روح خدا هستند و همه آنها بچههای حضرت زهرا هستند. بچههای اهل بیتند. در اربعین میبینید که چه جوری عاشقانه از همه مذاهب و ادیان مردم می آیند عاشق امام حسین اند. چون آن روح مشترک انسانی که دمش محمد و آل محمد هست، آن در.همه انسانها هست. برای همین هم شما میبینید انسانهای زیادی از جوامع مذاهب دیگر در طول سال جذب مذهب تشیع میشوند. آمار جهانی نشان میدهد همه مذاهب طرفداراش دارند ریزش میکنند جز اسلام و تشیع. چون فطری هست. دارد بالا می آید. بنابراین این نگاه بسیار بسیار مهم است. شما وقتی که معشوق های چهارگانه غلبه کند به معشوق انسانی خود به خود خشن و خودخواه میشود. خود به خود خشن و خودخواه میشود؛ یعنی دیگر حاضری زن و بچهات را له بکنی، حاضری مملکتت را له کنی، حاضری مردمت را له بکنی، حاضری همسرت را نابود بکنی، حاضری بچههایت را نابود کنی، اصلا ظلم، خیانت از کجا شروع میشود؟ از آنجایی که انسان خودش را ترجیح میدهد به دیگران؛ اما در رشد انسانی دقت کنید در رشد انسانی، در رشدی که انسان سه تا معشوق اصلیش «الله اهل بیت و جهاد» هستند، علامت اینکه این آدم سالم این هست که خودش را هیچ وقت بهتر از هیچکس نمیداند. ببینید سیدالشهدا چی میفرماید؟ بهش میگویند: ادب چیه؟ فرمود: ادب یعنی وقتی از خانه بیرون آمدی چشمت به هرکس خورد آن شخص را از خودت بهتر بدانی. اگر بهتر ندانیم چی؟ خودت را بهتر بدانی چی؟ آقا امام صادق علیه السلام فرمود: تو مستکبری اگر اینجوری هست. خیلی خودشیفته هستی که فکر میکنی از کسی بهتری و آقا امام کاظم علیه السلام فرمود: «من تعظم فی نفسه لعنت الملائکه السماء و ملائک الارض» کسی که احساس بزرگی میکند در روحش نسبت به کسی دیگری، او فرشتههای آسمان و زمین لعنتش می کنند. دقت کنید فرشتههای آسمان و زمین لعنت می کنند. الان بنده قاضیم یا مجرمی را آوردم اینجا دارم حکم اعدامش را مینویسم. باید حواسم باشد من از آن بهتر نیستم. بله از نظر حقوقی من الان باید اعدام بنویسم برای او. وظیفه ام هم هست یا باید بگویم این آقا باید شلاق بخورد؛ مثلاً این خانم کار فحشا کرده، این آقا فحشا کرده، سنگسار شوند باید اعدام شوند، باید شلاق بخورند ولی حواسم باشد. وقتی که به او نگاه میکنم نباید به کار خودم نگاه کنم که آبروم بیشتره و ارزش هم بیشتره. وقتی کسی که درست نگاه میکند به آدمها، آنجا هست که دیگر آن اتفاق بد، ظلمها و خیانتها اتفاق نمیافتد. ظلم خیانت و چیزهای دیگر زمانیست که انسان خود چهارگانه اش را غلبه میدهد به خود انسانی اش. هوای نفس اینجوری انسان را نابود میکند؛ یعنی معشوقهای پایینی جای معشوق اصلی را میگیرند. به این هوای نفس میگویند. وقتی این اتفاق افتاد دردسرها چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی شروع میشود. نابودی فرد و نابودی اجتماع از کجا ناشی میشود؟ از اینکه یک اجتماع هواهای نفسانی مردمش غلبه داشته باشد بر شخصیت انسانیشان. آن جامعه نابود میشود. ما در ظهور و سقوط تمدنها حالا من دارم آن کتابش را آماده میکنم انشالله، در قرآن ما ۹ عامل داریم حدوداً برای ظهور یک تمدن و ۱۵ عامل داریم برای سقوط یک تمدن. در تمام ۱۵ عامل که یه تمدن یه اجتماع یا جامعه نابود میشود، هوای نفس عامل اصلی هست. خوب دقت کنید. هوای نفس عامل اصلی است. تمام آن ۱۵ عامل می آیند روی هوای نفس قرار میگیرند؛ یعنی انسان من غیر حقیقیش را به من حقیقی اش ترجیح میدهد و اشتباهاً فکر میکند دارد به خودش خدمت میکند؛ در حالی که دارد به خودش خیانت میکند و یه جامعه اینجوری نابود میشود. یه جامعه نابود میشود و در فرد هم همینطور هست؛ یعنی چه فرد و چه جامعه چه زمانی دچار فتنه میشود و میبازد آسیب میبیند، سقوط میکند، کم می آورد؟ زمانی که این شخص منهای پایینی اش را غلبه بدهد به من انسانی اش. به محضی که این غلبه کرد، خیانت حسادت خودبرتربینی عجب رقابت مقایسه مسابقه سراغ انسان می آید و این شخصی که اصلاً کلاً از باطن انسانی ساقط میشود. خوب توجه کنید. ما در این قم مرجع تقلید داشتیم یکی دو تا هم نه، شما دیدید آن هواهای خودشان آخر سر کار دستشان داد. توطئه قتل مثلاً امام امت را ریخته و مشارکت میکند در قتل امام و کشته شدن چند هزار انسان. وقتی به او میگویند شما که میدانستید چرا جلویش را نگرفتید؟ میگوید خب من دیدم که اگر بخواهم بگویم جانم به خطر میفتد؛ یعنی حاضره به خاطر خودش یعنی این حیات مادی اش یه شخصیتی مثل امام کشته بشود با هزاران نفر و یک کشور به فنا برود برای هوای نفس این آقا. دقت کنید پادشاده ها مسئولین رئیس جمهورها وزرا نمایندههای مجلس کجا مینشینند خیانت میکنند به مجلس به مردم؟ آنجایی که مصالح حزب گروه یا مصالح شخصیشان را ترجیح میدهند ترجیح میدهند به منافع مردم. میگوید آقا من یه دارو اختراع کردم، این دارو مثلاً ۵ تا ۱۰ تا بیماری را خوب میکند، سرطانها را درمان میکند بعد این می نشیند حساب میکند خب من اگر بخواهم اجازه بدهم این دارو را اینجا پخش بشود، داروهای دیگر را که مال خودمان هست شرکت خودمان هست باید از رده خارج کنم. یه دفعه میبینی با جان میلیونها نفر بازی میکند سر مصالح مالی شرکت خودش و پول خودش. این اتفاق دارد می افتد در کشور ما. زیاد فراوان مثل همین جریان خودروسازهای ما چه جوریه! یه ملتی که میتواند ماهواره بسازد، انرژی هستهای دارد در سلول های بنیادی جز چند کشور اول هست، در خیلی از رشتهها نمیتواند یه اتومبیل درست حسابی بسازد! استاندارد چی نمیگذارد این؟ آن هوای نفس آن کسانی که این کار را دارند انجام میدهند. خب مجلسی ها میتوانند جلویش را بگیرند، دولت میتواند این کار را کند. خب چرا اتفاق نمیافتد این مسئله در طول ۳۰ ۴۰ سال؟ برای اینکه خود آن مجلسی و خود آن دولتی هم چیه؟ آن هم دارد رشوه میگیرد یا سهم دارد یا هوای نفسش نمیگذارد که بیاید این مصلحت مردم را حل کند یا مافیای دارو، مافیای مواد غذایی، مافیای پارچه، مافیای شکر، مافیای قند و هر چیز دیگری. این ترجیح منافع شخصی به منافع مردم به منافع کشور به مصالح کشور هوای نفس میشود. آن در سطح کلانش هست. در سطح زندگی فردی هم همینطور، زناشویی اش هم همینطور هست. وقتی یه کسی من حیوانی اش غلبه داشت بر من انسانی اش، خب ظلم و خیانت و دروغ و غیبت و تهمت و کشف اسرار و نمیدانم همه چیز در زندگی ها اتفاق می افتد. وقتی من زنانه ما من مردانه ما غلبه کرد بر ما به من انسانی، فاجعه اتفاق میافتد. این است که شما از ۵ تا ازدواجتان ۴ تاش طلاق هست. دو تا طلاق عاطفی دو تا طلاق حقیقی. چرا؟ عامل اصلی تمام طلاقها چه طلاق عاطفی چه طلاق حقیقی این هست که یه نفر یا هر دو نفر دارند مصالح جنسی خودشان را به مصالح حقیقی خودشان ترجیح میدهند. خب این فاجعه اتفاق می افتد، در روابط خانوادگی، فرزندان خانواده بچه ها همسران همین اتفاق می افتد. خب در روایت داریم اگر کسی بخواهد یه کسی را منصوب بکند به یه مقامی بداند از آن شایستهتر وجود دارد «فق خان الله و رسوله و المسلمین» وقتی شما معشوقت الله اهل بیت و جهاد شد، دیگر نمیروی حزب بازی کنی. نمیگویی من مصالح حزبم مهمتر از مصال مملکتم هست. این اتفاقی که دارد می افتد دیگر. در احزاب مردم مسائل حزبشان را مصالح مملکت ترجیح میدهند. الان طرف میخواهد رأی بدهد، به کسی رای میدهد که میداند که آدم احمقی هست، آدم بی صلاحیتی هست، آدم نادانی هست، آدم فاسدی هست و رأی میدهد. حالا این هم الان خودش رأی آورده، میخواهد منصوب کند کسانی را، میداند خیلی آدمهای شایسته وجود دارد، آنها همه را عزل میکند، یه مشت آدم ناشایست را می آورد به آنها مسئولیت میدهد. خب این دارد خیانت میکند به خدا، رسول خدا و مسلمین. این مدیریت اینجوری فاسد کننده میشود. ریاست اینجوری فاسد می شود. تعصبات قومی، قبیلهای که حالا بحث تعصب و چند هفته پیش کردیم برایتان. بنابراین یا چی؟ هوای نفس یعنی اینکه من الان میدانم کسی از من شایستهتر برای فلان شغل هست و میروم خودم را داوطلب میکنم، نمیروم بگویم مردم این از من بهتر هست، به این رأی بدهید. این بهتره. می گوید من هستم. بابا ممکن است از تو شایستهتر هم زیاد باشند. نمیرود شخص کنار و به آدم بهتر از خودش واگذار نمیکند یا نه، خودش آدم واقعا شایستهای هست و میتواند واقعاً آن کار را عالی انجام بدهد؛ ولی ده تا کار دیگر هم میخواهد انجام بدهد؛ یعنی شهوتش در اینکه من باید همیشه سر باشم، بالا باشم، اینقدر زیاد هست، ده تا کار را میگیرد بعد سرعت کارها که باید ۱۰۰ باشد به خاطر اینکه این آدم شهوت مسئولیت دارد، شهوت ریاست دارد، کارها میشود سرعتش چی؟ یعنی سرعت کار مملکت یه دفعه یه مملکت، یه مجموعه یه مسجدی یه موسسه که مثلا میتواند در سال صد درصد محصول تولید بکند؛ چون این آدم همه اش شهوتهای مختلف دارد میشود چی؟ میشود ۱۰ درصد، میشود ۲۰ درصد، خیانت از اینجاها شروع میشود. میدانید چی میگویم؟ یعنی این بسیار بسیار مهم است. پس خوب دقت بکنیم هوای نفس چه جوری انسان را نابود میکند. خب حالا یه صلوات ختم بفرمایید.
وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام محضر مقدس صلوات بلند ختم بفرمایید. «الهَوى مَطِيَّةُ الفِتنَةِ» توجه کنید. هوای نفس مرکب فتنه است. انسانی که سراغ هوی رفت، منهای چهارگانه را ترجیح داد به من انسانی اش، قطعاً دچار فتنه است. فتنه یعنی چی؟ فتنه را ما دو چیز میدانیم: یه فتنه میدانیم به آن من که آشوب و آسیب و فراز و نشیب است. معضلات و مشکلات است. میگویم چه فتنهای بود افتاد در زندگی ما، نمیدانم دچار فتنه ها شدیم. یک موقع هست نه، فتنه به معنای لغویش میگیریم یعنی آزمایش، آزمایش. ما دائماً در زندگی وقتی از خواب بلند می شویم حتی در خواب حتی در خواب دچار فتنه هستیم. حضرت میفرماید: «ما من قبض او بسط مما امرالله بها الا و فیه من الله ابتلا و قضا» شما اصلا هیچ قبض و بسطی در زندگی ندارید از آن چیزهایی که چه خدا امر میکند چه نهی میکند، مگر اینکه حتماً از طرف خدا چیه؟ از طرف خدا ابتلا، فتنه و بلا و آزمایش. ما داریم آزمایش میشویم. این خیلی مهم است. کوچکترین حالتمان همینطور است. در غذا خوردن در شام خوردن در چای خوردن در میوه خوردن در هر چیزی دائما در دریای فتنه ایم همه م؛ یعنی داریم آزمایش میشویم، دائماً. خب حضرت میفرماید آن مرکبی که مرکب فتنه که یعنی تو را به سرعت میرساند به نابودی به بالا پایین شدن ها، آن هوای نفس است. آدمی که بتواند به هوای خودش غلبه بکند، آسیب نمیبیند، در امان هست. همیشه در امان هست. چون پاک است. ممکن است حالا دشمنان بیایند سراغش ، آن بحث جهاد بحث دیگری هست که اهل بیت شما نگاه کنید، پاک بودن ولی فتنهها آنها را نابود کرد. فتنهها ۱۳ تا معصوم را به شهادت رساند. میلیونها دوستدار اینها را در طول تاریخ به شهادت رساند و آخری هم که ۱۱۹۰ سال هست آواره و طرد شده و تنهاست. این فتنه است؛ ولی مال خودش نیست. مال دیگرانی است که دارد می آید سراغ این. این خیلی مهم هست. باز دقت بکنید. میفرماید که «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ» وضعیت امروز ماست. ببینید معصوم چقدر تخصصی صحبت میکند، چقدر ریاضی و دقیق قدرها را مشخص میکند. کسی نمیتواند اینجوری حرف بزند. میفرماید که نقطه آغاز فتنهها از کجا شروع میشود؟ فتنه ها؟ فتنه های مثلا الان در خاورمیانه، شام از دست رفت، سوره از دست رفت. بدتر هم میشود. شما این را بدانید. چون به هر حال این جز علائم ظهور است. این شرایط به هر حال وجود دارد. بد هم نیست. بالاخره فتنهها همانطور که حضرت فرمود از فتنهها در آخرالزمان بدتان نیاید و آرزوی فتنه هم بکنید. چرا؟ چون فتنهها آن ناخالصیهای جوامع شما را از بین میبرد. درسته در آن خیلی ها میمیرند، کشتار هست، مشکلات هست، حذف زیادی هست اما جامعهتان آماده میشود برای چی؟ برای یک تمدن جدید، یک فضای جدید ، یک نظم جدید، هست. این قانون فتنه است. قانون ایجاد یک نظم همیشه همین جوری است. بنابراین هر فتنهای چه جوری هست؟ از کجا شروع میشود؟ میفرماید: نقطه آغاز فتنهها پیروی از هوسها و بدعت نهادن احکامی هست که آن احکام، احکام درستی نیستند و «أَحْكَامٌ» احکامی که «تُبْتَدَعُ» یعنی بدعت میگذارید آن احکام را، می آیید یه قوانینی را وصل میکنید در آن قوانین بدعت هست. کمااینکه از پیغمبر شما دیدید چقدر احکام عوض شد. احکام دین، احکام اجتماعی چقدر عوض شد. اصلاً غصب خلافت خودش یه حکم بدعت بود. اینکه با بدعت فدک را از دست حضرت زهرا با دروغ گرفتند، چی؟ گفتند پیامبر خودش فرموده که ما انبیا ارث نداریم. یک حدیث من درآوردی نسبت دادند، احکامی را که بدعت بود جا گذاشتن در ذهن مردم. الان هم از این چیزها ما زیاد داریم. مثلا در روابط خانوادگی الان ما چی داریم؟ چقدر طلاق داریم ما الان؟ چقدر دعوا و درگیری داریم؟ برای اینکه ما احکامی را ابداع کردیم ، بدعت کردیم که آن احکام فتنه انگیز است؛ مثل چی؟ مثل مهریه مثل جهیزیه. پیامبر میگوید قدر یک اختلاف و روابط فاجعه بار در زناشویی مهریه زیاد است. میگوید مهریه هر وقت زیاد شد شما مطمئن باشید- چون پیامبر ریاضی حرف میزند خدا و پیامبر ائمه قبلا گفتم قدرها را تعیین میکنند با قضاهایش را به ما میگویند. در کل نظام خلقت ریاضی است. بنابراین اگر میخواهید روابط زناشویی آرام باشد، مهریه را کم بگیرید. آنجایی که فکر میکنید قیمت یه دختر یا حیثیت خانوادگی در کمال جمادی هست، آنجا تو نگاهت شرک آمیز است؛ یعنی داری میگویی پول شخصیت میدهد به من، به دخترم، به خانوادهام و یه دختر قیمتش به مهریش هست. دیگر نمی روی به آن سمت مهریهای که سنت حضرت، مهر و سنت برای حضرت زهراست یا مهریه که امامین انقلاب مثلاً دارند میگویند مثلاً ۱۴ تا سکه مثلا میگوید، بیشتر نه. بیشتر اصلاً نه. حاضر نیست قبول کند. شما وقتی که مهریه را زیاد گرفتی حضرت میفرماید که منتظر فاجعه باش در زندگی یا جهیزیه. این احکام من درآوردی هست که حتماً خانواده دختر باید جهیزیه بدهد. ما آمدیم یک احکام من درآوردی ساختیم، فتنه میشود دیگر. این همه دردسر در جوامع هست سر همین بعد دختر تازه دختری که هیچ وظیفه ندارد جهیزیه بدهد، تحقیر هم میشود تازه که نمیدانم بابا تو بابات با این گدابازیهایش تو اصلاً نگاه کن جایزه آشغال آوردی خانه ما، همه اش جنسهایش بنجوله و نمیدانم دختر اصلا چه وظیفهای دارد که این کار را بکند که چرا باید تحقیر بشود یه دختر به خاطر جهیزیه که اصلا وظیفهاش نبوده. چون مهریه حضرت مادر ما چه جوری بوده؟ پدرمان آقا رسول خدا از امیرالمومنین نقد میگیرد. همان جا میگوید برو زره ات را بفروش، پولش را بده یه سری وسایل میخرند و زندگی شروع میشود. آن هم ازدواج ساده. ببینید دقت کنید. ساده گرفتن، صبوری کردن، توقعات بالا نداشتن. وقتی شما آمدی هی احکام را اضافه کردی، دردسرها زیاد میشود. ما باید سالن بگیریم ما باید آتلیه داشته باشیم، پول آتلیه انقدر میشود، باید لباسها اینجوری باشد، باید نمیدانم حنابندان داریم بعد نمیدانم بله برون داریم، حنابندان داریم، عقد داریم، عروسی داریم. هی اضافه داریم میکنیم ما و هی داریم مخارج میشود برایشان در زندگی، برای آشپزی برای مهمانی میبینی که شما چقدر احکام بدعتی دارید و همه هم مضر است، همه مضر است. این همه اطبا جدید قدیم میگویند آقا این نحوه غذا خوردن سرطان زاست. بخش زیادی از مردم سر سفره که عامل قتل اعضای خانواده است. با این ویژگی غذا بخورید. بدعت گذاشتیم. کی می گذارد این را؟ آنهایی که میخواهند جنسشان فروش برود. می آیند و قشنگ آگهی بازرگانی درست میکنند، یه چیز غلطی را میکنند در زندگی آدمها، آدمها گول میخورند، می گویند باید زندگی پس باید اینجوری باشد. ما باید این مثلا باشد. پس ببینید در همه جا این بدعت ها وجود دارد. میگوید که از کجا شروع میشود؟ از آنجایی که آدمها اسیر آن چهار تا معشوق هستند و چون اسیر آن چهار تا معشوق هستند این را ترجیح میدهند به معشوق انسانیشان؛ بنابراین اینجا تمایلات بالا میکشد. حالا وقتی بالا میکشد یه عده می آیند برای هر بخشی از این برای شما یه عالم قانون درست میکنند. یه عالم قانون درست میکنند که باید خانه مثلاً اینجوری باشد، باید صندلیهای اینجوری باشد، مبلها اینجوری باشد؛ پرده ها اینجوری باشد؛ نمیدانم سقف باید اینجوری باشد؛ نمیدانم آشپزخانه باید اینها را داشته باشد، دیگر داستان شروع میشود، دیگر همینجوری و این باعث حقارت ها مقایسه ها مسابقه ها و یک آدمی که بینهایت استعداد دارد، شب تا صبح ذهنش مشغول اشیا خانه اش هست. شب تا صبح اصلاً نمیتواند عاشقی کند، نمیتواند از خلوتش استفاده کند، نمیتواند از زندگی اش لذت ببرد، از شوهرش لذت نمیبرد، از بچههایش لذت نمیبرد، از خانوادهاش لذت نمیبرد، از آرامشش لذت نمیبرد، از تنهایی بینظیر و فوق العاده ای که دارد نمیتواند لذت ببرد. برای اینکه آدم درگیر دائما ذهنش به چیزهایی که ندارد یا دارد مقایسه میکند یا مسابقه دارد. انگار که اگر مثلا فلان چیزو نداشته باشد بیشخصیت است. حتما باید مثلا کولر فلان، فرش فلان، مبل فلان، انگشتر فلان، ساعت فلانف تابلو فلان، چراغ فلان خب دیگر همین جوری گرفتار میشود دیگر. ببینید چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی سقوط، آسیب و فتنهها زمانی اتفاق میافتد که هواهای نفسانی غلبه پیدا میکند و احکامی می آید در ماجرا، شرک آمیز و ما الان در عالمی داریم زندگی میکنیم که اکثر احکام ما شرک آمیز است و جالب اینجاست که وقتی می آید به یک جامعه دینی میرسد، در جامعه دینی هم بدعت اتفاق دارد می افتد. بدعت می افتد احکام می آید ولی در لباس چی می آید؟ در لباس دین می آید؛ یعنی یه عالم چیزهایی من درآوردی، ذکرهای من درآوردی، سفرههای من درآوردی، نمیدانم ختم های من درآوردی، نمیدانم داستانهای زیاد. داستانهای خیلی زیاد، مناسک من درآوردی، نمیدانم همینجوری یکسره همینجوری درمی آید. اینقدر احکام هم درمی آید که حد ندارد. چیزهای عجیب غریب یه مشت آدمهای بیسواد مینشینند دین میبافند، دین میسازند برای شما و بعد شما مجبوری آنها را رعایت بکنی. مجبوری رعایتش بکنی. فتنه از اینجاها شروع میشود. مشکلات و مصیبتها، ناترازیها، بی تعادلیها مال آنجاست که ما احکام غیر فطری را می آوریم مثل همین جهیزیه مثل همین مهریه مثل مخارج ازدواج، سختگیری در ازدواج. این است. شرایط ازدواج شرایط درس نمیدانم حالا هرچی که هست. کار کردنها، درس خواندن ها، نمیدانم بسیاری از روابط ما پر از از این هواها و پر از این بدعتهاست و ذهن ما دائماً دارد این را چیکار میکند؟ دستورات را میگیرد.
خب کسانی که میخواهند سودجویی کنند، از مردم استفاده کنند، ابزاری که دارند برای اینکه این شخص را تعادلش را بگیرند و جیبش را خالی کنند و روحش را داغون کنند، به اسارت بگیرد، چیه؟ هواهای جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی. بنابراین می آیند روی اینها سرمایه گذاری میکنند و یک جامعه را نابود میکنند. یه جامعه متعالی را میتوانند نابود بکنند. دشمن می آید سرمایه گذاری میکند. چقدر ما پیشکسوتهای جهاد و خونمان از اول انقلاب سر همین مسئله مال دوستی، ثروت، پول سقوط کردند. از هم لباسهای ما بگیر، آن مجاهدین و مبارزهای که ۳۰ سال شکنجه شده، زندان رفته، مبارزه کرده، یه دفعه می آید سر چرب و شیرین سقوط میکند. یاران پیغمبر شما نگاه کنید. چه آدمهای بزرگی بودند. یاران امیرالمؤمنین، یاران امام مجتبی، یاران امام حسین فروختند، امام حسین را فروختند، امام حسن را فروختند، امیرالمومنین را فروختند، رسول الله را فروختند به چرب و شیرین دنیا. اینکه آقا میگوید: خواص، خواص اهل حق، مقصر هستند و ۷۰ درصد مشکلات ما در کشور داخلی هست، ۳۰ درصد خارجی هست؛ یعنی که در داخل ما دچار فتنه هستیم، در داخل منافقین هستند، در داخل خودیها گرفتار این هواهای نفسانی هستند. حالا یک کشور را به هم می ریزند سر هواهای خودشان ، سر طمع های شخصی خودشان. حاضر است یک مملکت را به آشوب بکشد، هزاران هزار نفر کشته بشوند سر منافع خودش، ببینید چقدر خطرناک میشود. تاریخ شما بخوانید. تاریخ پیغمبر را بخوانید، اصحاب پیغمبر را بخوانید و تاریخ انقلاب را ببینید یا کمالات گیاهی، کمالات حیوانی، کمالات علمی، افراد برای لیسانس گرفتن، برای ارشد گرفتن، برای دکترا گرفتن، برای پست علمی گرفتن، چه فتنه ها و چه فسادها و چه دروغ ها. طرف رفته باور میکنید شما، مثلا مسئول یکجاست الان به نام آقای دکتر فلانی. بعد آقای دکتر فلانی مدرک تحصیلیش چیه؟ مدرک تحصیلی حقیقی اش دیپلم است. مدرک تحصیلی اش دیپلم است. الان بهش میگویند آقای دکتر فلانی. خب این رفته در یک سال پیش یه مبلغی داده، لیسانس خریده، چند ماه بعد در یک موسسه دیگر ارشد خریده، چند ماه بعد از یه موسسه پول داده دکترا گرفته. در یه سال نمیدانم این چه جوری از دیپلم رسیده به کجا؟ به دکترا. خب این شهوت علمیش هست دیگر. شهوت دیگری دارد مدرک تحصیلی جور کند برای خودش یه جا و آنقدر این قضیه شهوت و مدرک تحصیلی مهم هست که خیلی ها ادعا می کنند.
یک روزی من نشسته بودم مثلا من را با یکی از علما را میخواستند صدا کنند. گفتند آقای دکتر شجاعی. دکتر فلانی. گفتم بابا ما که ده دفعه به اینها گفتیم بابا در تلویزیون هم به اینها میگویم آقا نگویید ما دکتریم. ما مدرک دکترا نداریم؛ بعد میدانی چی گفت این آقا به ما. این آقا گفت: اینها فقط برای کلاس خودشان به ما میگویند دکتر که بازیگرمی خودشان را کنند. برای اینکه بازار گرمی کنند، حاضرند ما را آیت الله هم بکنند، مجتهد هم بکنند. تعریفهای عجیب غریب فقط برای اینکه به بقیه بگویند ما چنین آدمهای دعوت کردیم. ما اصلا نه مدرکی داریم، نه چنین سوادی را داریم، بعد همین جوری به آدم می بندند. این حقه بازی و دروغگویی و ریاکاری و سالوسی و دیگر نمیدانم چیزهای دیگر بیچاره میکند افراد را. یه موقع هست من نمیتوانم بروم دکترا بگیرم، باید یه تعداد آدم و یه سری وظایفم را زمین بگذارم، بروم خانوادهام را له کنم، کسان دیگر را له کنم تا به این مدرک برسم. این چه مدرک مزخرفیه که من میخواهم بگیرم یه عالم آدم را میخواهم باهاش نابود بکنم. این چه شهوتی هست، چه هوایی نفسی هست. طرف زنش را، زن جوانش را تنها گذاشته در کشور که خارج برود. خودش آنجا هزار و یه جور فساد دارد، برود خارج مدرک بگیرد. خانواده، این بچه دارد نابود میشود، زنش دارد نابود میشود یا زنش را بچهاش را رها کرده با هزار و یه جور فتنه که من بروم، شما باشید، من باید سه سال آنجا باشم تا ویزا به من بدهند بتوانیم ما آنجا هجرت کنیم، مهاجرت کنیم. این چه شهوتی هست که من باید بلند شوم بروم خارج زندگی بکنم و برایش باید تمام ناموسم بچههایم را همه را نابود بکنم. چون میخواهم آنجا زندگی کنم؛ یعنی هوا اینجوری سراغم می آید. من میخواهم بچهام شناسنامه اش بخورد تولد مثلاً در یه کشور خارجی. آن وقت ناموسش را برمیدارد موقع زایمان میبرد زیر دست پزشکان مرد، ناموسش باید عریان باشد زیر دست یه عالم نامحرم غیر مسلمان که این بچه به دنیا بیاید آنجا که در شناسنامه بچه بخورد این بچه من مثلا متولد فلان کشور است. اصلا عارش می آید مثلا در شناسنامه بچه اش بخورد متولد قم، متولد نمیدانم تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، هرجا. اصلا بی شخصیت است. شخصیت این آدم، هوای نفس این آدم خارج بودن است. خارج فقط. پیغمبر فرمود: هرکس علاقه دارد از مملکت اسلامی خارج بشود، علاقه دارد خارج باشد، مشرک است اصلاً این آدم. این آدم بیشخصیت است ولی چون این هوای نفس دارد، هوای نفس دارد، نمیتواند در این مملکت آن هواهای نفسی اش را تامین بکند، علاقه دارد که مثلاً من اینجا نمیتوانم زندگی کنم، من در قم نمیتوانم باشم. من نمیدانم باید بروم نمیدانم تهران، تهران بالای شهر. آنجا هم نمی توانم، باید کیش بروم، باید دبی بروم، باید ترکیه بروم زندگی کنم. چرا؟ میلیونها انسان دارند خارج از کشور زندگی میکنند برای چی؟ برای چی علاقه دارند بروند؟ در کشور خودشان نمیتوانند زندگی کنند. حالا بگذریم یه موقعی یه مشکلی هست یا من الان باید گرفتن یه رشته تحصیلی یه تخصص خارج بشوم. بحثی با آنها ندارم، آن ضرورتهایی که خیلیها میروند و برمیگردند به کشورشان خدمت میکنند. کاری به آن ندارم. ماموریت دارد شغلش اقتضا میکند. کاری با این ندارم. خودش برای خودش یه ضرورتهای مسخرهای را درست میکند که من باید بلند شوم بروم آنجا. آن هم با چه قیمتی؟ قیمت های وحشتناک، شهوتهای علمی، شهوت های توهمی. این مصیبت از اینجا شروع میشود.
یه روایت دیگر بخوانم بس است دیگر. کلمه هوا «ه واو ی» یعنی سقوط؛ یعنی افتادن. چقدر دقیق است دین ما. وقتی میگویم هوا یعنی آنجایی که شخص سقوط میکند میفتد، میگویند هوا، سقوط کرد، افتاد. هوای نفس یعنی چی؟ یعنی آنجایی که نفس چی میشود؟ می افتد، افت میکند. یعنی چی؟ یعنی از کمالات بینهایت و ارزشمند «الله اهل بیت و جهاد» سقوط میکند در کمالات حیوانی. می افتد.
خب این روایت را نگاه کنید « الهَوى هُوِيٌّ» خویون یعنی چی؟ یعنی سقوط. این سقوط هست «الهَوى هُوِيٌّ» یعنی سقوط، افتادن کجا؟ «إلى أسفَلِ سافِلينَ» اینجوری میشود؛ یعنی پستترین پستی ها. شما به محض اینکه نتوانی این را نگه اش دارید میافتید، سقوط می کنید. روی صراط اینجوری آدم جهنم می رود دیگر. این جوری سقوط می کند. پس خوب دقت کنید. می گوید این چهارتا را شما تفریح کنید، لذتش را ببرید، هیچ اشکالی ندارد. تفریح کنید، لذتهای چهارگانه را داشته باشید، استفاده کنید؛ ولی نباید هیچ وقت به آن سه تا غلبه کنید. آن باعث میشود شما هم از اینها خیر ببینید هم لذتش را ببرید و هم مزاحمتان هم نیست. آن خیلی مهم است که دیگر سقوط نمیکنی. نگه ات می دارد. وقتی آن سه تا عشق را توانستی نگه اش داری، دیگر سقوط نداری، ولو آن لذت های پایینی را هم داری، تفریحت را داری، لذتهای پایین ات را داری اما هرگز سقوط نمیکنی.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
خب دو سه تا نکته تذکر دادند که من بگویم. یکی اینکه محتوایی که برای مسائل امروز هست، ما یه چهارگانهای را تولید کردیم برای اینکه ما در این مسائل روز خودمان بتوانیم کاملاً خودمان را متعادل نگه داریم و دچار فتنه ها نشویم. زمان را بشناسیم، دشمنامان را بشناسیم. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند که هیچکس نمیتواند راه حق را برود مگر اینکه دشمنانش را بشناسد. خودیها بزرگان مراجع علما پیشکسوتهای جهاد و خون زحمتکشها کجا سقوط میکنند؟ چه جوری یار پیغمبر، نزدیکترین یاران پیغمبر و امیرالمؤمنین خیانت میکند؟ نزدیکترین یاران امیرالمؤمنین خیانت میکنند و سقوط میکنند؟ مال آنجایی هست که خیلی هایشان آدمهای خالصی هم هستند، هوای نفس هم ندارند، فقط به خاطر اینکه بصیرت ندارند و دشمن را نمیشناسند، گول میخورند و فریب می خورند.
همین قضیه سوریه بخش مهمش مال این بود که فریب خوردند از دشمنان. یک قولهایی آمدند بهشون دادند، گفتن شما دور ایران را خط بکش، بیاید بروید مثلاً ما قول بهت میدیهم که مثلاً پشتیبانی مالی بکنیم، حمایت مالی میکنی.م هیچکس با شما کار ندارد. شما اصلا آسیب نمی بینید. یواش یواش این تاثیر گذاشت. بالاخره دشمن هم، دشمن است دیگر، دروغ میگوید. قسم می خورد. قرآن میگوید شیطان برای اینکه آدم را فریب بدهد چیکار کرد؟ قاصم. برای اینها قسم خورد. حالا ما برای اینکه این نشویم، یک چهارگانهای را تولید کردیم برای فهم زمان خودمان، چه برای خودمان چه برای دیگران. در این سالها من اینها را معرفی کردم، بعضی هایشان هم جدید هست. این چهارگانه را عزیزان برایم نوشتند که با تخفیف ۲۰ درصد گذاشتن میتوانند عزیزان بخواهند. یکی همان مقام عرشی که مقام عرشی حضرت زهراست. برای اینکه حضرت زهرا در مدیریت نظام اجتماعی از زمان خودش تا ظهور و بعد از ظهور چه نقشی دارد و همچنین در دولت کریمه، بحث انقلاب اسلامی دولت کریمه، حضرت زهرا چیکار کرده. در رابطه با سایر اهل بیت هم که مدیریت و مهندسی انقلاب اسلامی کار کردند و آینده و بخش ظهور، کتاب دوم مان کتاب "انقلاب اسلامی آینده جهان" پس شد: "مقام عرشی"، "آینده جهان"، کتاب "نقش انسان در تقدیرات" یعنی چه جوری من میتوانم قیمت خودم را ببرم بگذارم و تقدیراتم را عوض کنم. به جایی این که تقدیرات یک نفر را داشته باشم تقدیرات میلیونها نفر را بتوانم داشته باشم و کتاب "شرح زیارت بانوی کرامت" این هم به این خاطر است. چون زیارتنامهها را اهل بیت از اول میدانستند که باید برای آماده سازی جهان برای منجی چیکار کنند، زیارتنامهها نوعاً زیارتنامهها تمدنی و جهادی طراحی شده. در زیارت نامه شما موضعتان را باید نسبت به قاتلین اهل بیت و خود اهل بیت کاملاً مشخص کنید و سبک زندگیتان در زیارت نامه ترسیم میکنند کامل. زیارتنامه حضرت معصومه چون توسط خود امام رضا علیه السلام برای قمی که قراره نقش اساسی برای ظهور مهدی در آخرالزمان داشته باشد، طراحی شده که شرحش کردیم ما. این هم از این. این چهار تا کتاب را عزیزان یادداشت دادند که میتوانن دوستان تهیه بکنند اما در رابطه با اتفاقاتی که دارد می افتد من الان فعلاً نمیخواهم خیلی مبسوط صحبت کنم، بعداً توضیحاتی را خواهم داد؛ اما همانطور که میدانید قوانین، فراز و نشیبهای فردی و اجتماعی عرض کردم یه سلسله قوانین ریاضی هست؛ یعنی اگر کسی سرطان میگیرد، یه قوانینی قبلاً یه غذاهایی قبلا در بدن این شروع شده بعد ۱۰ سال بعد میشود سرطان. خوب دقت کنید. اینجوری نیست که مثلاً همین الان یه دفعه سرطان بگیرد که، یه چیزی قبلا شروع شده در سلولهای این، الان نشان نمیدهد خودش را، سکته سرطان نمیدانم هرچی که هست، از یه جایی شروع میشود بعد یه دفعه میرسد الان دیگر یواش یواش خب مثلاً دیگر این الان سرطان گرفته، الان فلج شده، الان چشمش الان پوستش الان مثلا هر چیز. در مسائل اجتماعی هم همینطوره. در مسائل فردی هم همینطوره. یعنی فرد اگر یه جایی سقوط میکند یه داستانی از یه جایی شروع شده یه انحرافی بعد آن انحراف عمق که پیدا میکند یه فاجعه میشود. خب معصوم چون میداند که قراره چه اتفاقی بیفتد به ما خبر میدهند که شما مواظب باشید این شرایطی که پیش می آید این فتنهها را هم دارید. خب این چیزی بوده که آنهایی که تحقیق میکنند، اهل تحقیق هستند، از خیلی سال پیش از ده ها سال پیش خود ما که داشتیم مطالعه میکردیم، اصلا این حوادث را دهها بار برای دیگران گفتیم. من سال پیش هم مفصل برای عزیزان گفتم که دارد چه اتفاقاتی در منطقه می افتد و بالاخره ما این فتنهها را خواهیم داشت. ما هم فتنه داخلی داریم هم فتنههای خارجی داریم. اینها چیزی نیست که عجیب باشد. الان وای الان مثلاً سوریه سقوط کرد. آیا الان مثلاً اسرائیلیها سوریه رفتند، آی الان عراق و لبنان به خطر دارد میفتد، فلسطین دارد به خطر می افتد. اینها را معصومین از امیرالمؤمنین علیه السلام از آن ۱۴۰۰ سال پیش به ما خبر دادند که مقارنه ظهور، این تغییرات اجتماعی در شش ماه آخر در یک سال آخر، زمان هم به ما دادند دیگر. مثلاً در چند مثلاً یک سال مانده ۶ ماه مانده، انقدر مانده، دقیقاً به ما توضیح دادند که خب در منطقه چه اتفاقی می افتد مثلاً دقیقاً به ما گفتند در عراق چه اتفاقی می افتد. یمن چه اتفاقی میافتد، در ایران چه اتفاقی می افتد، در عراق چه اتفاقی می افتد، در فلسطین چه اتفاقی می افتد. در کشورهای دیگر توضیح دادند. ترک ها چیکار میکنند. دقیقا خیلی شفاف نقشه به خصوص آن یک سال پایانی که را منجر به ظهور میشود را همه را معصومین برای ما توضیح دادند. اسم شخصیتها را آوردند، کیا چیکار میکنند، چه جوری هست، بالا و پایینها، فراز و نشیب ها. همانطور که درباره انقلاب اسلامی هم بوده. ما این همه روایت انقلاب اسلامی داریم و عاقبتش را داریم. در مورد کشورهای منطقه هم همینطور هست و بالاخره این داستان دارد اتفاق میافتد. درسته خیلی تلخ است. فتنه است دیگر. در این تلخی یه عده مظلومند، یه عدهای مثل غزه یا مثل لبنانیها مثل مردم شیعیانی که در کشورهای دیگر هستند، در سوریه، غیر شیعیان، مردمی که آنجا هستند همه عزیز و محترم هستند، مسلمانها غیر مسلمانها فرقی نمیکند، آن ظلمی که دارد آنجا میشود واقعاً تاثر انگیز است. قلب انسان به درد می آید وقتی دارد این را میبیند اما این تلاطم ها و این فراز و نشیبها همانطور که خدا رحمت کند بزرگان دین ما، مثل مرحوم میرزا اسماعیل، تعبیر قشنگی دارد، میگوید این تلاطم هایی که شما دارید در واقع درد زایمان منطقه است. درد زایمان هم خوب معلوم هست درد زایمان معلوم هست دیگر چیه؟ دیگر داد هست، جیغ و داد هست، درد هست، سخت هست، ضجه دارد، ناراحتی دارد اما قرار هست یه بچهای متولد بشود، یه مولود مبارکی دارد از تو دل این حوادث بیرون می آید که تولد او و مولود او این مولود همه تغییر جهان را، همه وضعیت جهان را تغییر میدهد و آن موقع دیگر همه میرسیم به صلح و آرامش و صفا و معنویت و انسانیت.
مقام معظم رهبری این را بارها گفته که ما بالاخره داریم میرویم به سمت قله. قله رفتن سخت است، یک عده می برند، یک عده میریزند ولی ما به قله نزدیک هستیم. چون بارها فرمودند: من به شما اطمینان میدهم که شما پیروزی را با چشم خودتان خواهید دید ولی بالاخره از آن طرف هم در روایات، فتنههای خارجی و فتنههای داخلی دقیقاً برای ما مشخص شد. در بعد داخلی آقا امام صادق قسم خورده، آقا امام رضا فرمودند، بعد معصوم دیگر هم فرمودند، امیرالمومنین فرموده، همین احادیثی که الان برایتان خواندم امام صادق علیه السلام فرمود. پیامبر فرمود: از فتنههای آخرالزمان ناراحت نباشید. آن تصفیه جامعه شماست. منافقین شما رسوا میشوند و امام صادق فرمود: آرزوی فتنه کنید، تمنای فتنه بکنید، فتنه برای شما خوب هست. به هر حال این فتنههایی که در داخل و خارج دارد اتفاق می افتد درسته است که ماها دوسش نداریم و تمام تلاشمان هم این هست که اینها تلفات نگیرد از مومنین، مسلمین، شیعیان، باید هم همه تلاش بکنیم. جهاد تبیین بسیار مهم است در این واقعه که ما بیدارسازی کنیم مردم را که مردم در این فتنه ها آسیب نبینند، نریزند. همانطور که مقام معظم رهبری هم نسبت به همین حادثهای که الان اتفاق افتاد، چند ماه پیش هشدار داد، آنهایی که باید مینشنیدند، نشنیدند، آنهایی که باید گوش بکنند، گوش نمیکنند. مگر قبلاً ایشان در مورد برجام توضیح نداد که این فتنه است. این سرتان را کلاه میگذارند، فریبتان میدهند. خب یه عده دوست ندارد. یه عده واقعا دوست دارند و خوششان می آید گول بخورند، خوششان می آید. بارها توضیح دادم خب یک عده می روند اینجوری دردسر درست میکنند برای یک کشور. بنابراین این مسئله هست و ناراحت کننده است واقعا باید دعا بکنیم برای همه جهان. برای من به عزیزانی که در این صحیفه را بخوانند آن حرز کامل را بخوانند، حرزهای دیگر را بخوانند، در این حرز این هست که خدایا هر کس که من برام مهم هست، هرکس که برام مهم هست، خدایا حفظش کن. بعضیاه مثلا در خود حرز هم هست، من خانوادهام اهلم و هر کس که برام مهم هست. آنجایی که میگوید هرکس برایم مهم هست، باید کی را بیاورد و بگوید؟ باید بگوید: خدایا این ۸ میلیارد جمعیت زمین برایم مهم هست. آدم رحمان باید همینجوری باشد دیگر. اولیای خدا اینجوری به ما یاد میدهند دیگر. بگوید: خدایا من همه مردم را دوست دارم، دوست ندارم یه خانواده یه فرد دچار انحراف بشود، یه نفر سقوط بکند، شما فکر کنید انقدر این مسئله رحمانیت مهم هست که خدا وقتی موسی را میفرستد و هارون علیهم السلام، میگوید ما با فرعون هم مهربان باشید نرم صحبت کنید. شاید هم این توبه کرد. خدا هنوز میخواهد که این آدم شود و برگردد. امام سجاد وقتی یزید بهش میگودی که میشود توبه کرد، هیچ وقت مسئله شخصی کشته شدن اهل بیت را و مسائل بالاتر را مطرح نمیکند. می گوید: آره، بیا توبه کن. این هم روشش هست. بنابراین دل بسوزانیم، گریه کنیم، اشک بریزیم، استغاثه داشته باشیم.
استغاثه یعنی که خدایا ما میخواهیم که تو بیخیال این فتنهها بشوی، اصلا اجازه بدهی که سرعت پیدا بکند این ظهور. چون آقا فرمود شماها اگر بخواهید میتوانید ظهورو نزدیک کنید. با دعاهایتان با استغاثه تان. اهل بیت هم فرمودند این را به ما، با استغاثه با دعا با توسل میتوانید ظهور نزدیک بندازید با تغییر رفتارهایتان. میتوانید عذابها را برطرف کنید. در سنت خداست. قوم یونس چه جوری عذاب را برطرف کردند؟ عذابی که داشت می آمد روی سرشان؟ توبه کردند. یونس قهر کرد و رفت و آنها فهمیدند که عذاب قطعی هست. توبه کردند و شروع کردند به تغییر رفتارهایشان و آن عذاب مرتفع شد. به ما هم در روایات گفتند که شماها باید به استغاثه برسید، به دعا برسید، اینها خیلی اثر دارد استغاثه و دعاها، معجزه میکند. دعا سلاح انبیاست. فرمود: دعا بلا را دفع میکند و قضا را «ولو ابرء ابراما» حتی اگر خدا تعیین کرده که این بلا سرتان هم بیاید این دعا برش میگرداند. قدرتش خیلی زیاد هست، استغاثه خیلی زیاد هست و ما باید مردم را به همین روندی که الان الحمدالله دارد یواش یواش اوج میگیرد بحث استغاثه ها، بخواهیم که مردم در همه جای دنیا استغاثه کنند، دعا کنند به خداوند، خدا هم به عذابهایی که ولو در روایات آمده، در روایت هم داریم گفتند آقا میشود اینها نباشد؟ فرمود: بله. میشود نباشهد. گفتیم که هست اینها اینجوری هست؛ ولی میشود نباشد. خب بیایم دعا بکنیم، استغاثه بکنیم، راهنمایی کنیم مردم را. تغییر رفتارهای متناسب با ظهور امام زمان در خودمان ایجاد کنیم، رفتارهای اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی، معنوی، سیاسی، در رأی دادنهایمان دقت بکنیم. در حضور در صحنه دقت بکنیم. اینکه ولی فقیه، نائب امام زمان جهاد تبیین را واجب قطعی و مسلم میداند، این جهاد را جدی بگیریم. والا ما از انسانیت ساقط میشویم. قرآن میگوید همه خسران دارند غیر از کسانی که تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. کسانی که تواصی به حق و صبر ندارند، زبان بیّن ندارد، حرف نمیزند، الان هم که الحمدالله همه فضای مجازی دارند، تو میتوانی دو نفر سه نفر پنج نفر خانواده، گروههای خانوادگی، گروههای دیگر جهاد تبیین بکنیم، بیخاصیت نباشیم هی برای همدیگر. چیزهای جمادی و گیاهی و حیوانی بفرستیم. نه، تبیین کنیم برای همدیگر، بیان کنیم برای همدیگر، بقیه را روشنایی بدهیم و اینها موثر هست واقعا در تعجیل در ظهور. اگر نبود به ما نمیگفتند عجّل را بگویید. «اللهم عجل لولیک» یعنی عجله کند خدا، خدا شتاب بکند، بگوید باشد، من از این اهل عذاب شما می گذرم، امام شما را میرسانم، مهدی را میرسانم به شما. بارها خدا این کار را کرده در طول تاریخ با تغییر رفتار بندگان، خدا هم رفتارش را تغییر میدهد. «إنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» خدا هیچ وقت سرنوشت کسی را تغییر نمیدهد مگر آنچه که مربوط به خودشان هست را تغییر بدهند. خدا میگوید آنی که وظیفه تو هست، تغییر بده، آن تغییری که تو باید ایجاد کنی تغییر بده، من هم تغییر میدهم. باشد. من هم تغییر میدهم. ببین شید «إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُركُم» بیاید در نصرت خدا، بیا در نصرت خدا، ما هم به تو کمک میکنیم. ما هم به تو کمک میکنیم. مام ه بلاها را از شما برمیداریم، فرشته ها را میفرستیم کمکتان، کما اینکه بارها در قرآن هم این را گفته. در دفاع مقدسمان بارها ما این را دیدیم، در انقلاب مقام معظم رهبری حفظ الله امام مان فرمودند که همیشه یه دست غیبی این انقلاب را دارد نگه میدارد و حفظ میکند و هدایت میکند و به قدری این دست قوی هست و ذاتی که در انقلاب ایجاد شده، حتی دشمنانش وقتی میخواهند برایش علیه اش کاری کنند، آن کاری که میخواهند علیه انقلاب در نهایت آن توطئه به نفع انقلاب تمام میشود. مثل فتنههای آخرالزمان که در نهایت به نفع انقلاب تمام میشود؛ حتی دشمنیهای دشمنان هم به نفعش تمام میشود. پس ما باید آنچه که مربوط به خودمان هست اختیاراً تغییرش بدهیم و من تاکید میکنم چند تا چیز را باید بگویم حالا حداقل
یکی اینکه استغاثه هایمان را در سراسر کشور زیاد کنیم، خانگی، غیر خانگی، فردی، اجتماعی، این فرهنگ دعا را که از ما خواسته شده خود امام زمان این عظم البلایی که ما میخوانیم بعد کلاس هم همه جا هم هست، امام زمان تضمین کرده که یا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث رواج بدهیم، همه مردم بیفتند به استغاثه. اگر عراقیها استغاثه کنند، لبنانیها استغاثه کنند، مسلمانان استغاثه کنند، جهان استغاثه کند، خدا خیلی رحمش میگیرد به جامعه.
دو اینکه در این فتنه ها حواسمان باشد اگر یک لحظه از امام جامعه جلو بیفتیم یا عقب بیفتیم، قطعاً فتنه ما را نابود خواهد کرد. حواسمان باشد که کاملا دلبسته و مطیع فرمایشات ولی فقیه باشیم و رهبر ما که آسیب نبینیم؛ والا قطعاً در این فتنهها همانطور که خیلی قویتر از ما و بهتر از ما ریختند ،ما هم میریزیم ما هم سقوط میکنیم.
حالا توضیحات بیشتری هم هست که من دیگر نمیخواهم وقت شما را بگیرم. انشالله در روزهای آینده بحث مفصلتر و مبسوطی را من در این زمینه برای عزیزان تقدیم خواهم کرد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.