جلسه 036 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
36
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
8
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 036 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آیینه صحیفه سجادیه جلسه 36 13/08/1403

بحث مان شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه است؛ در این جلسه فقره ی دیگری را از این دعا توضیح خواهیم داد. این دعا مخصوص پناه بردن به خداوند از اخلاق و صفات بد هست که هم سعادت دنیایی انسان را تهدید می کند و هم سعادت آخرتی انسان را. در این فقره حضرت می فرمایند که «أَعُوذُ بِكَ وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ» ملکه معمولا در علم اخلاق به صفات راسخ در شخص یا همان خلق اطلاق می شود، اما در اینجا منظور حاکمیت و تسلط است که با معنای اول هم بی ارتباط نیست. حضرت عرض می کند به خداوند که من پناه می برم به تو از اینکه تعصب و حمایت بی جا از چیزی بر من غلبه کند؛ این مسئله در طول تاریخ دامن خیلی ها را گرفته، گاهی وقت ها حمایت های بی جا از فرزند، داماد، از یک عضو در دفتر یک مرجع تقلید را در مقابل ولی فقیه و اجتماع خودش قرار می دهد، پسریک بزرگی، یک وزیری، یک مرجعی، یک نماینده مجلس، پسر قوه قضائیه مثلا رئیس قوه قضائیه یا معاونش یا نزدیکترین کس هایش دختر یک وزیر، پسر یک رئیس جمهور جرم کرده بعد وقتی سراغش می روند که این جرم مرتکب شده، آن تعصب و حمایت بی جا سراغ انسان می آید، انسان از یک مجرم و یک جنایتکار یا یک خاطی حمایت بی جا می کند. روحیه ی تعصب بر می گردد به عنانیت و خودشیفتگی ای که انسان از هر چیزی که مربوط به خودش هست، باهاش ارتباط دارد، حمایت و دفاع بی جا می کند، تعصب جاهلی دارد و حاضر است حق را زیر پا بگذارد و از باطل حمایت کند. با اینکه می داند مقصر خودش است یا دوستش است یا همسرش است یا آن نزدیکش است ولی ازش حمایت می کند یا حمایت مربوط به فرزند نیست، مربوط به قبیله است، یعنی انسان گاهی وقت ها روی قبیله خودش تعصب دارد، روی شهر خودش تعصب دارد؛ یکی از علما می گوید من خدمت امام امت خود رسیدم گفتم خدارا شکر که دیگر علم در قم هست ما از نجفی ها جلو زدیم، حضرت فرمود این حرف یعنی چی؟ گفت حالا خوب شد دیگر ما آمدیم قم، قم بهتر است دیگر، ما جلو زدیم از نجفی ها، حضرت به من گفت: تو از دایره توحید خارجی، تعصب یک شرکت است یعنی چی؟ یعنی شما یک امر باطل را می آوری در دین خودت، یک امری که نباید باشد، تعصب ایرانی بودن، تعصب عربی، تعصب افغانی و هر تعصبی، هر حمایت بی جایی از چیزی که حق نیست این همیت است و این در جهنم است، خداوند به شدت با کسی که اهل تعصب هست، اهل حمایت بی جا از کسی است، غضب می کند درمورد او. در روایتی از نبی اکرم (ص) داریم، می فرماید که "من تعصب أو تعصب له فقد خلع ربقة الإيمان من عنقه" خوب دقت کنید، هرکس که خودش تعصب بورزد، یعنی یک حمایت بی جایی از تعصب کند یا برایش تعصب بورزند دور و بری هایش و دوستانش و خانواده اش نسبت تعصب بورزند و از او حمایت بی جا کنند و از او حمایت ناحق کنند و او هم به این مسئله راضی و دلخوش باشد، می فرماید که ریسمان ایمان را از گردن خودش باز کرده، یعنی این شخص دیگر مومن نیست، این شخص دیگر ایمان ندارد، انقدر تعصب ورزیدن خطرناک است. در درگیری های بین بچه ها یک موقع آدم می داند بچه خودش مقصر است ولی از بچه خودش دفاع می کند، یا در تصادف می داند خودش مقصر است ولی باز می داند که حالت طلبکار را به خودش می گیرد، به جای اینک معذرت خواهی کند روح معذرت خواهی، روح اعتراف به اینکه اشتباه از من بوده ندارد، طلبه است، آخوند است، موقعیت اجتماعی بالایی دارد، وزیر است، وکیل است، استاد دانشگاه است، رئیس یک مجموعه است، مدیرعامل جایی است خودشیفته است و برایش سخت است برود به همکارش بگوید مشکل از من بوده، من معذرت می خواهم کوتاهی از من بود، بعد که زود تقصیر را می اندازد گردن طرف مقابل، بسیار بسیار کار خطرناکی است، پیامبر می فرماید این دین ندارد، این ریسمان ایمان را از گردن خودش باز کرده، اگر آنچه که مربوط به توست ناحق است ازش دفاع نکن! ما در این قم بزرگانی داشتیم، علمایی و مراجعی داشتیم که وقتی پسرشان مجرم و اهل نفاق بود خودشان حکم دفاع برای فرزند خودشان نوشتند، تعصب نداشتند، گفتند الان بچه من گناه کرده حقش اعدام است، اعدامش کنید، تعصب هم نداشتند. که نه پسر من است! از این طرف هم کسانی را داشتیم که شما دیدید که کسی که بیتش شده لانه ی منافقین هرچی امام بهش می گوید که بابا داماد تو خودش امده اعتراف کرده که این همه آدم را کشته. این بچه تو این کار ها را کرده قبول نمی کند؛ علیه امام، علیه نظام، فتنه می کند اما می گوید نه شما این را شکنجه کردید این حرف ها را زده، می گوید من اصلا نه شکنجه دادم نه چیزی خودش دارد این آدرس را می دهد که فلان جنازه را اینجا دفن کردم، فلان تاریخ این را کشتم او را کشتم، مقصرم ولی می بینی یک به اصطلاح مرجع تقلید قبول نمی کند، حاضر است نظام و رهبری و یک عالم خون شهدا را صدمه بزند و قبول نکند بیت خودش آلوده است، دفترش آلوده است، پسر و داماد خودش آلوده اند، آره! این بسیار بسیار خطرناک است، صفت بسیار خطرناکی است. امام سجاد می گوید خدایا من پناه می برم به تو از اینکه اهل حمایت بی جا باشم و حمایت بی جا از چیزی و تعصب به من غلبه کند. گاهی وقت ها ما مشکل مان حتی با خود خداست، با پیغمبر، با امام و دین می شود؛ یعنی دچار تعصبی می شویم که حاضریم جلوی خدا و دین و پیغمبر هم بایستیم! می گوید آقا فرمودند مهریه ی زیاد کینه می آورد، مهریه ی دختر باید کم باشد، مهریه ی بچه ها را زیاد نکنید. می گوید آقا امام امت پنج تا سکه مثلا آن موقع ها عقد می کرد خیلی ها بودند می گفتند آقا امام ماست درست هم می گوید ما هم همین کار را می کنیم، یا رهبری حفظه الله تعالی چهارده تا سکه بیشتر هم نه، بریا بچه های خودشان هم همین کار را کردند، یک کسی هست اهل تعصب نیست می گوید همین است، ما چقدر دخترخانم ها و آقا پسرها داشتیم با ایمان که می گویند ما از امام مان جلو نمی افتیم ولی خانواده ها قبول نمی کنند، خانواده با اینکه می دانند این کار غلطی است می گویند صد تا سکه، صد و پنجاه تا سکه و این حالا برای ماها که مثلا سی سال است کار مشاوره می کنیم و با پرونده های قضایی اینها سر و کار داریم می دانیم که این مهریه کسی را خوشبخت نکرده، برای کسی سعادت نیاورده، جز اینکه کینه دختر و خانواده دختر را در دل مرد بالا می برد، جز اینکه اختلاف ایجاد می کند، باز می گوییم بابا خدا گفته که مهریه باید کم باشد، پیغمبر گفته مهریه باید کم باشد حاضر نیستند خیلی از خانواده ها تعصب دارند؛ یا بالعکس می گوید آقا تهیه جهیزیه بر عهده خانواده دختر نیست، کجای اسلام آمده که خانواده دختر باید جهیزیه تهیه کند؟ اصلا همچین چیزی ما نداریم، این یک چیز من درآوردی و یک تعصب بی جاست یک رسم غلط است و خیلی ها می گویند رسم ما این است، آقا رسم باید حق باشد، رسمی که حق نیست، خدا راضی نیست رویش تعصب نکن اینها تعصب دارند؛ می گویند مجلس عروسی فسق و فجور و گناه نداشته باشد، تعصب دارند می گویند نمی شود ما ترک ها رسم مان این جوری است، ما لر ها رسم مان این جوری است، ما کاشانی ها رسم مان این جوری است، ما شیرازی ها رسم مان این جوری است، یک رسم های مختلف هست، رسم دیگر چیست؟ این رسمی که در مقابل دین خداست، در مقابل حق است تعصب است، می گوید ما رسم مان این اسا. سیزده به در رسم مان است، خب سیزده بدر یک چیز من دراوردی است، برویم سبزه گره بزنیم، روز سیزدهم نحس است از خانه برویم بیرون، و آداب و رسوم زیادی که دست و پای افراد را می بندد و مشکلات افراد را زیاد می کند. الان شما نگاه کنید ازدواج جوانان چقدر سخت شده بخاطر همین آداب و رسوم غلط، به خاطر همین حمایت های از آداب و رسوم غلط، همین تعصب های غلط، جوانان نمی توانند راحت ازدواج کنند، شده یک تابو آن وقت می افتند به روابط جنسی نامشروع، می افتند به خودارضایی و گناهان زیاد و بیماری های جسمی و روحی و روانی و این بخاطر این است که بزرگترها دچار تعصب هستند. بزرگترها از چیزهایی حمایت می کنند که غلط است، بابا خدا دارد می گوید نکنید این کار را، ما آداب و رسوم مان را چه کار کنیم؟ در قرآن هم دارد، می گوید وقتی فلان کار را می کردند می گفتند این رسم پدران ماست! پدران ما آداب و رسوم پدری و فامیل ماست و فامیل ما اینطوری می کند، قرآن کسی که تعصب روی عشیره و خاندان و فرهنگش را به دین خدا ترجیح می دهد می گوید این دیگر انسان نیست اصلا، فاسق است. یا تعصب روی پدر و مادر و همسر، در آیه ی 24چهار سوره ی توبه خداوند هشت چیز را ذکر می کند، می گوید اگر اینها پیش شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا بالاتر هستند شما فاسق اید دیگر انسان نیستید "قُلۡ اِنۡ كَانَ اٰبَآؤُكُمۡ وَاَبۡنَآؤُكُمۡ وَاِخۡوَانُكُمۡ وَاَزۡوَاجُكُمۡ وَعَشِيۡرَتُكُمۡ وَ اَمۡوَالُ ۨاقۡتَرَفۡتُمُوۡهَا وَتِجَارَةٌ تَخۡشَوۡنَ كَسَادَهَا وَ مَسٰكِنُ تَرۡضَوۡنَهَاۤ اَحَبَّ اِلَيۡكُمۡ مِّنَ اللّٰهِ وَرَسُوۡلِهٖ وَ جِهَادٍ فِىۡ سَبِيۡلِهٖ فَتَرَ بَّصُوۡا حَتّٰى يَاۡتِىَ اللّٰهُ بِاَمۡرِهٖ‌ ؕ وَاللّٰهُ لَا يَهۡدِى الۡقَوۡمَ الۡفٰسِقِيۡنَ" بگو اگر باباهاتون که مادرهایتان را هم دارد، اگر پسرهایتان که دخترها را دارد، برادرانتان که خواهران را هم دارد، همسرانتان، عشیره تان، عشیره همین فرهنگ گرایی است دیگر، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، این عشیره گرایی است، پان عربسیم، پان ترکیسم، ناسیونالیسم، تعصب روی ایرانی بودن، تعصب روی کوروش، تعصب روی چیزهای دیگر. اینها در نزد شما محبوب تر هستند از خدا اهل بیت و جهاد، منتظر عذاب باشید « وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَنَ" خدا فاسقین را هدایت نمی کند. تعصب روی اینها نباید داشته باشید، اگر اینها برای شما از حق محبوب تر هستند شما دیگر فاسقی؛ ما باید طالب حق باشیم، طرفدار حق باشیم، حق ما را نجات می دهد، حضرت فرمودند "قل الحق ولو کان علیک" حق را بگو حتی اگر بر علیه و ضرر خودت باشد، چون خیر تو در همان حق است. قرآن کریم برای اینکه ما این قدرت را پیدا کنیم دائما دارد به ما تذکر می دهد که حق خداوند است " ذَلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلْبَطِلُ" حق فقط خداست! و هرچه غیر از خدا باطل است، آن چیزی که خدایی است حق است و آن چیزی که خدایی نیست حق نیست. حالا من یک اصلی را امشب می خواهم مطرح کنم خیلی مهم است این؛ ببینید ما اگر بخواهیم به یک انسان بگوییم چی حق و چی باطل است چطوری می توانیم این را بدست بیاوریم؟ آیا یک منبعی هست که ما حق را تشخیص بدهیم؟ از باطل از آراء باطل عقاید باطل از مکتب های باطل از کجا می توانیم تشخیص دهیم؟ ما اگر بخواهیم به یک نفر بگوییم این کار حرام است، این کار واجب است، این کار درست است، این کار غلط است این هفت تا تخصص لازم است. خوب دقت کنید؛ هفت تا تخصص لازم است که شما به یک نفر بگویید این کار درست است یا غلط است، حرام است یا واجب است یا مستحب است یا مباح است یا مکروه، آن چیست؟ آن تخصص ها پایه اش چیست؟ پایه اش حیات انسان است؛ شما می خواهید برای یک انسان بگویید این ار غلط است، درست است. قرآن کریم برای یک انسان سه مرحله حیات قائل است؛ یک مرحله ی حیات قبل از دنیاست، یعنی انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید یک حقیقت ماوراء طبیعی دارد و آن حقیقت چیست؟ آن حقیقت روح انسان است، که خداوند می فرماید: این نفخه الهی است، یعنی خدا از خودش در انسان می دمد فرمود: " نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" من از روح خودم در انسان دمیدم، جنس انسان حیوان نیست فرشته نیست، روح خداست، این حقیقت انسان. انسان روح الله است " نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي". برای همین هم آن مرحله را اگر کسی نفهمد مفاهیم دیگری که مربوط به اعتقادات است درکی ندارد، مثلا ما می گوییم معاد، الان خیلی جاها به بچه ها می گویند اصول دین را بگویید می گوید توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، معاد یعنی چی؟ می گوید روز قیامت؛ معاد روز قیامت نیست، معاد یعنی عود بازگشت، بازگشت دقت کنید، می گویی مریضی ام عود کرد یعنی قبلا بود، دکتر رفتم دارو خوردم خوب شد حالا دوباره برگشته، یعنی قبلا بوده. پس شما وقتی می گویی ما معاد داریم یعنی ما قبلا یک جایی بودیم و از یک جایی آمدیم و حالا بر می گردیم آنجا؛ ما رفت نداریم پیش خدا. شما یک آیه یا روایتی نداریم که بگوید می رویم پیش خدا، تمام آیات قران و آموزه های معصومین این است که ما بر می گردیم، یعنی قبل از اینکه بیاییم دنیا جایی بودیم، خانه ای داشتیم، وطنی داشتیم، حقیقتی داشتیم، اصل و نسبی داشتیم حالا آنجا بر می گردیم ، عود و معاد یعنی برمی گردیم خانه مان، مثل این است من به شما بگویم خواهران و برادران کی برمی گردید خانه هایتان؟ سوال درست است، می گویید جلسه تمام شد بر می گردیم خانه هایمان، اما بگویم شما کی بر می گردید ژاپن، سوال درست است یا غلط است؟ غلط است. شما می گویید ما اصلا نرفتیم ژاپن، اصلا نمی دانیم کجاست و ژاپن چیست. بازگشت فرع بر رفت است، یعنی ما یک جایی بودیم و الان بر می گردیم، پس این مرحله اول حیات انسان است، انسان دارای یک روح است. زمانی که یک دختر و پسر ازدواج می کنند و اشتراک اسپرم و تخمک می گذارند این پنج تا صفت با پنج تا صفت مادر جمع جبری می شود: سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت پنج تا صفت اصلی است، از روی اسپرم ها و تخمک ها. اینها وقتی لقاح می کنند جمع جبری می شوند و می شوند یک ترکیب صفات پدر و مادر ملقمه ای درست می کند به نام نطفه، سلول تخم که خصوصیات پدر و مادر را می ریزند روی همدیگر. این تا چهار ماهگی بزرگ می شود یعنی این سلول تخم دائما اندام زایی می کند با آن صفت هایی که دارد، درچهار ماهگی روح به این تعلق می گیرد، روح خودش یک حقیقتی است که دارای یک سلسله های الهی دار، داده های فطری دارد این را دیگر پدر و مادر نمی دهند این را خدا می دهد، می گوید من از روح خودم در انسان دمیدم، می گوید روح خدا یک سلسله داده های آماده است که از طرف خدا می آید، روح می دانید مثل چی ماند؟ روح وقتی از طرف خدا می آید یک حقیقت واحد است وقتی به نطفه ها تعلق می گیرد تغییر می کند نفس می شود. ما قبل از دمیدن روح نفس نداریم، نفس یعنی شخص، این یک ترکیبی از پدر و مادر دارد، وراثت دارد، محیط دارد، مثل نت است، شما وقتی نت را از بالا می خرید وقتی دارید بیست گیگ می خرید آن نتی که شما می خرید با نتی که داداشت می خرد با نتی که همسرت می خرد باهم فرق دارد یا نه؟ نه! یک امر و استعداد و ظرفیت بسیط است. وقتی به گوشی شما می آید رنگ شما را پیدا می کند، گوشی چی ماست؟ نفس ماست، یعنی حقیقت هر آدمی را اگر می خواهی بشناسی شخصیتش را باید گوشی اش را ببینی، شما محتوای گوشی یک نفر را باز کنی صوت ها و تصاویر و متن ها می فهمی این آدم چه شخصیتی است: جمادی است، گیاهی است، حیوانی است، عقلی یا فوق عقلی است، یعنی در کدام یک از این پنج مرتبه قرار دارد، ولی نت قبل از اینکه بیاید در دستگاه چیزی نیست، یک ظرفیت است فقط، اینجا هست که تو بهش قالب می دهی می آیی زندانی اش می کنی در گوشی خودت می گویی حالا این بیست گیگ را من گرفتم این طرفیت بیست گیگ را می خواهم مثلا باهاش کار علمی کنم، می خواهم باهاش جوک ها را ببینم برنامه های لطیفه ببینم، می خواهم محاسبات ریاضی کنم، می خواهم طبیعت را ببینم، می خواهم موسیقی گوش کنم، می خواهم تفسیر گوش کنم، می خواهم قرآن بخوانم این شخصیت خودت است، این نت را می بری آنجا مصرف می کنی؛ روحی که از خدا می آید انسان ها می آورند در نفس مصرفش می کنند یعنی هزینه نفس می کنند، بسته به اینکه نفس کدام یک از این جایگاه پنجگانه را داشته باشد، پس وقتی که ما می گوییم هفت تا تخصص لازم است تا به یک انسان بگوییم این کار حلال است یا حرام این هفت تا تخصص را خوب یاد می گیرد: یک انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید روح است، این روح خدا چیست؟ چه قابلیت ها چه داده هایی از طرف خدا دارد، مثلا ما فطرت عشق به خدا داریم، این عشق به خدا که امام می گوید رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، این را که پدر و مادر و محیط آمریکا بهش نداده، تربیت بهش نداده، همه انسان ها عاشق بینهایت اند، همه انسان ها فطرت خداجویی دارند، این فطرت با همان روح پایین می آید یافطرت های دیگر، علوم و دانش هایی که فطری هستند. ما یک سلسله دانش ها و علوم و داده ها و گرایش هایی داریم که با روح خدا می آید در ما، این دیگر در ذات همه آدم ها هست " فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا" این با انسان هست. پس یک) انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید چی بوده، دو) وقتی می آید نفس تشکیل داده این نفسش و محتوای ان چیست، سه) بدنش چیست؟ چون بین نفس و بدن رابطه وجود دارد؛ شما وقتی غصه می خوری می بینی موهایت می ریزد، پوستت خراب می شود، زخم معده می گیری، زخم اثنی عشر می گیری، ناتوانی جنسی پیدا می کنی، سکته می کنی اصلا انسان. یک موقع انقدر انسان شدت ناراحتی اش زیاد است جا در جا سکته می کند، فشار می آورد. نفس و بدن با هم ارتباط دارند. گاهی وقت ها نه بدن به نفس فشار می آورد، شما یک غذای بد می خوری می بینی حالت هم بد می شود، یک عظر بدی را استشمام می کنی روحیه ات خراب می شود، یک رنگ نامناسب را نگاه می کنی می بینی که روحیه ات نامناسب می شود، یک صدا و نوای نامناسب گوش می کنی می بینی دلت هم غمگین می شود، یک نوای خوب گوش می کنی دلت شاد می شود این را قرآن به ما می گوید، همه اینها در روح ونفس انسان اثر دارد، پس چندتا شد اینجا؟ یک انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید کجا بوده؟ در دنیا پنج تا تخصص لازم است، یک نفس، دو بدن، سه) رابطه ی نفس و بدن، چهار) عالم طبیعت. نفس و بدن انسان از عالم طبیعت تاثیر می پذیرد، اینکه می گوید سگ نجس است و طلا برای مرد حرام است، یا مثلا فلان غذا را نخورید، الان ما یک عالم قارچ های سمی در طبیعت داریم، یک عالم گوشت داریم که گوشت های حرام هستند ضرر دارند برای انسان، شارع مقدس می گوید این گوشت ها و این ماهی ها را نخورید، این نوع حیوانات استفاده از گوشتشان باطل و حرام است این ها را می توانید بخورید، این نوع سبزیجات، این نوع خوردنی ها، چجوری؟ طبیعت در جسم ما و روح ما اثر دارد، بنابراین پنج تا تخصص دنیایی چی شد؟ یک) نفس چیست، بدن چیست؟ رابطه نفس و بدن چیست، عالم طبیعت چیست، رابطه ی عالم طبیعت با نفس و بدن چیست؛ مثلا می گوید آقا در فلان موقع که ماه در فلان شرایط قرار دارد آمیزش جنسی نداشته باشید، بچه صرع پیدا می کند. پس معلوم است حالت ماه در بچه و نطفه اثر دارد، می گوید فلان زمان فلان اول ماه، اواسط ماه، آخر ماه رابطه نگیرید انعقاد نطفه در آن باشد. چون این بچه آسیب می بیند، یعنی آن در جسم و روح این بچه اثر دارد حالت های سماوی، فضا اثر دارد، یا بچه شب ادراری، بچه لکنت زبان پیدا می کند یا بچه اصلا منگل می شود یا بچه کور می شود، در بچه اثر دارد، پس این پنج تا تخصص .یکی هم اینکه انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید کی بوده، این شش تا شد ، هفتمی چیست؟ از کجا آمده و در کجا هست و به کجا می رود. یعنی اینکه انسان به کجا می رود در سعادت انسان اثر دارد، اگر شما به یک نفر می خواهی بگویی این کار را بکن و این کار را نکن یعنی اگر این کار را بکنی ممکن است در برگشت آسیب ببینی، در معادت اثر دارد، در آخرتت اثر دارد، مرحله معاد هم خودش چهار مرحله است. همه چیز در اسلام -تاکید میکنم- عدد و ریاضی دارد. اگر چیزی تبدیل به عدد و ریاضیات نباشد، اسلام آن را حق نمی داند. این یادتان باشد. همه چیز ریاضی است همه چیز عدد دارد. معاد ما، آخرت ما خودش چهار مرحله دارد؛ یکی تولد ما به آخرت، مثل تولد ازرحم مادر به دنیاست که یک تخصص دارد مثلا مامایی دارد، زنان زایمان دارد. این بچه باید دائما برای لحظه تولدش تمهیداتی چیده شود، که این بچه یک دفعه موقع تولد خفه نشود، موقع تولد آسیب نبیند مغزش یا جسمش آسیب نبیند. این ها مهم است، لحظه ی مرگ خیلی مهم است، لحظه ی وفات خیلی مهم است. خدا رحمت کند این خاطره از امام امت ،حضرت آیت الله گلپایگانی (ره) خاطره را داشتند، رفتیم بالاسر یکی از اهل علم بهش تلقین شهادتین کنیم، هرکاری کردیم که بگوید اشهد ان لا اله الا الله نگفت! می گفت خدا خیلی ظالم است، خدا چرا می خواهد من را از دنیا ببرد؟ می گفت: با بغض خدا از دنیا رفت. لحظه وفات خیلی مهم است که انسان حالش چطور باشد. دو) عالم برزخ، عالم ملکوت، عالم قبر سه تایش یکی است، انسان می خواهد در ملکوت زندگی کند و آنجا شرایط زیستی خاص خودش را دارد و ما اگر ندانیم آنجا چیست که نمی توانیم خودمان را آماده کنیم. سه) قیامت پنجاه هزارساله را انسان دارد که پنجاه سوال از او می کنند، پنجاه شأن انسان در قیامت مورد بررسی قرار می گیرد، رابطه اش با خودش، رابطه اش با خدا، رابطه اش با پیامبرش، رابطه اش با امام ها، رابطه اش با قرآن، رابطه اش با امامان، رابطه اش با خانواده، رابطه اش با همسایه، رابطه با نماز و قرآن و همین جوری پنجاه امر مورد سوال قرار می گیرد، پس قیامت یک مرحله مهم از آخرت است. مرحله چهارمش چیست؟ حیات پس از قیامت، حیات جاودانه ما تازه از قیامت شروع می شود و ما تازه می خواهیم زندگی کنیم، حیات ابدی داریم. قرآن هشتاد بار دارد تذکر می دهد که شما جاودانه هستید، ابدی هستید، مرگی ندارید، پس ابدیت و آخرت قسمت اصلی زندگی ماست، بنابراین اگر کسی بخواهد بگوید به یک نفر به تو بگوید این کار حرام است مثلا این را نخور، این را بخور، مثلا سگ نجس است، طلا برای مرد حرام است، موسیقی حرام، عروسی باید اینجوری باشد، ازدواج می خواهی بکنی باید اینجوری باشد، مهریه باید اینطوری باشد، هرچیزی دیدنی ها، شنیدنی ها، خوردنی ها، افکار، روابط اجتماعی و سیاسی، هرچی که بخواهید بگویید بدون این هفت تخصص هرکس بخواهد حرفی بزند معصیت کرده. چون بدون تخصص حرف زده. تعصب که الان امام می گوید من پناه می برم به خدا از اینکه بخواهم حمایت بی جا کنم نتیجه جهل در این تخصص هاست؛ حق دست خداست. این هفت تا تخصص غیر از الله و اهل بیت هیچکس ندارد، حتی یکی اش را بشر ندارد، یعنی الان بشر بعد از هشت هزارسال که روی بدن کار کرده یا روی موجودات دیگر، حتی یک مخلوق خدا را کامل نمی شناسد، یعنی الان هیچ دانشمندی در دنیا نیست بگوید من یکی از موجودات کره زمین را کامل شناختم، یک اتم، یک الکترون، یک سلول، یک اّب، یک مگس، یک گیاه را، هیچکس نشناخته هنوز! بشر در ساده ترین دانش که بدن خودش هست بعد از هشت هزار سال به لب دریای دانش هم نرسیده به زور یک چیزهایی می داند، با تلاش هشت هزارساله یک چیزهایی می داند. بنابراین تعصب غلط است، حق دست خدا و چهارده معصوم است. والسلام! اینها این هفت تا تخصص را دارند، بنابراین اگر کسی آن چیزی را که می خواهد تصمیم بگیرد عمل کند، گرایش ها، عمل ها، غیر از ان چیزی باشد که خدا و امام معصوم امضا کرده باشند زیرش، تعصب دارد. می گوید ما رسم مان در افغانستان اینجوری است، می گوییم خدا می گوید نکن، ما رسم مان در عربستان اینجوری است، رسم ما قمیها اینطوری است، رسم ما آخوندها اینطوری است! ما الان یک چیزهایی داریم آخوندی هست اما خدا تاییدش نمی کند، تعصبات الکی علمایی است، مثلا عمامه باید حتما سفید باشد یا سیاه، این از کجا آمده؟ الان مثلا فردا اگر یک ساداتی عمامه اش را سبز بست گناه کرده؟ یا نه عمامه قهوه ای بست، یا استفاده از رنگ ها، استفاده از کفش خاص. خدا رحمت کند یکی از ایرادهایی که به امام می گرفتند کیا؟ علمای متعصب. در نجف به امام می گفتند که شما مرجع تقلید نمی توانی باشی، گفت: چرا؟ گفت: چون عمامه ات اینجوری نیست، به امام می گفتند عمامه مرجع باید خیلی بزرگ باشد، مثلا پانزده متر ببندد به سرش، امام فرمود من انقدر مشرک نشدم که با اندازه عمامه ام بخواهم وظیفه ام را تشخیص بدهم. طلبه باید نعلین بپوشد، یا طلبه باید.... این چیزهایی که تازه در آوردند اصلا ربطی هم ندارد نه اسلام این را قبول دارد ولی تعصب طلبگی می تواند داشته باشد و خیلی هم خطرناک است. در هر قشری ممکن است باشد، باید ببینیم خدا چه می گوید. این است که امام می گوید: من پناه می برم به خدا از اینکه حمیت حمایت کنم، به من غلبه کند حمایت از چیزی که حق نیست، آقا مهریه ی زیاد حق نیست، جهیزیه وظیفه خانواده دختر نیست، جهیزیه یک چیزی است که باید حتما با همکاری خانواده دختر و پسر تهیه شود آن هم ساده نه زیاد، نمی دانم برند باشد، خارجی باشد، تخت خواب سرویس چوبش اینطوری باشد، تخت خواب باید داشته باشد، آیینه شمعدان را چه کار کنیم، آتلیه اش را چه کار کنیم، این سختگیری های الکی که در مراسم ها رسم شده و کمر خانواده پدر و پسر را همه داغان می کند، هم خانواده دختر و هم خانواده پسر، همه به نوعی کمرشان خم شده زیر رسم و رسومات اشتباه و غلط و این باعث شده زندگی از سادگی و شیرینی در بیاید، گره هایی که خیلی راحت با دست باز می شود را با دندان دیگر باز نمی شود. چرا؟ چون ما درگیر رسم و رسوم هستیم، چون درگیر چیزهایی هستیم که حق نیستند، باطل اند، ملاک حق چیست؟ این هفت تخصص است که حق تعالی و چهارده معصوم دارند فقط، پس باید تعصب را در همه زمینه ها کنار بگذارید. چقدر به امام نامه نوشتند، خدا رحمت کند امام را، الان هم دارند سر مقام معظم رهبری در می آورند که آقا این کار شما اشکال دارد، کجای اسلام شما اشکال گرفتید؟ در روایت داریم که آقا امام زمان ظهور کند مظلومیتش از پیامبر بیشتر است، چون پیامبر را جاهلان بهش گیر می دادند، امام زمان را علما بهش گیر می دهند، یعنی به امام می گویند که این کار شما شرعا اشکال دارد، به امام معصوم می گویند که حق دستش است و هفت تا تخصص را دارد عالم جاهل و متعصب گیر می دهد به امام معصوم که این کارت اشکال دارد! نمی فهمد که همه حق دست خود این آدم است، این ملاک حق است، به امام زمان گیر می دهد! و ما در زندگی مان پراز تعصب ها و پر از حمایت های غلط است. می گوید شما چرا از فلسطین دفاع می کنید آنها سنی اند، این حرف غلط است، توی آنها بسیار شیعه و ارادتمند به اهل بیت هست، بعد اینکه سنی باشند، مسلمان هستند. وقتی مسلمان هستند حمایت از آنها واجب شرعی است، قرآن می گوید شما از کافر هم باید حمایت کنید چه برسد به مسلمان! الان شما نگاه کنید چقدر آدم هستند از هم لباس های خود من که من دیدمشان آخوند های بی سواد احمق که می گویند اینها سنی اند. ما چرا باید به اینها کمک کنیم؟ اینها به ما چه ربطی دارد؟ سنی باشند! امام می گوید سنی باشند شما در نماز جماعتشان شرکت می کنید اشکالی ندارد می گوید نه من به دلم نمی چسبد! من بروم پشت سر این اقتدا کنم؟ در مکه وهابی است طرف، سنی هم نیست، می گوید شما به همان اقتدا کن نمازت هم درست است، می گوید نه من اصلا عمرا چنین کاری کنم! این تعصب است دیگر. مثل وسواسی ها، مرجع تقلید می گوید که وضو می خواهی بگیری سه مشت آب بس است، یک مشت صورت، یک مشت دست راست و یک مشت دست چپ. بیشتر از آن اسراف است، حرام است بیشتر از آن، می گوید به دلم نمی چسبد من باید بیشتر آب بریزم! وسواسی ها همینطور اند، و همینطور حمایت های غلط از روش ها، افکار، گرایش ها، اشیاء غلط، تعصب های بیهوده و من درآوردی، و این در زندگی ما از طلبه و آخوند بگیرید عالم و عامی زیاد است. و باید انسان باید بنشیند یک تسویه حساب درست حسابی در زندگی اش بکند، یک تسویه بکند زندگی اش را اصلا، که من چه چیزهایی دارم ازشان الکی حمایت می کنم، آدم ها یا اشیاء، مکان ها، فرق نمی کند ایم تعصب و حمیت شامل همه چیز می شود، حق نیستند. لذا پیامبر می فرماید کسی که تعصب دارد جایش جهنم است؛ یعنی ایمان ازش برداشته می شود. حالا من در جلسه بعد چندتا روایت راجع به این تعصب، بحثش را تکمیل کنیم، بحثش بسیار مهم است یکی از مشکلات و معضلات بزرگ کشور ما همین حمیت است، نه کشور ما فقط در همه جای دنیا هست، در مسیحی ها هست، در یهودی ها هست، همین یهودی ها چه تعصباتی دارند، صهیونیسم یک تعصب است، امپریالیسم یک تعصب است، یک چیزی که حق نیست را حق می دانند. رئیس جمهور آمریکا می گوید تمام مردم دنیا ارزش لکه ی روی شلوار جین یک آمریکایی را ندارند! یعنی جانشان اصلا اهمیتی ندارد! این یک تعصب وحشتناک است، یک تعصب آمریکایی، تعصب اروپایی ها، اروپایی ها تعصباتشان وحشتناک است، دیروز دیدید که رئیس فیفا سخنرانی کر جایی گفت ما سه هزار سال جنگ و کشتار را به دنیا تحمیل کردیم ما اروپایی ها و باید به اندازه سه هزار سال معذرت خواهی کنیم، بعد می گفت ما ادا داریم ما وحشی ترینیم، به قول مکرون رئیس جمهور فرانسه می گفت ما خودمان بیشترین جنگ و کشتار را ایجاد کردیم در تاریخ بعد به بقیه می خواهیم حقوق بشر و اخلاق یاد بدهیم، از اینها بدتر آن کسانی که فکر می کنند اروپایی ها و آمریکایی ها منشأ علم و ادب و فرهنگ و اخلاق و انسانیت و اینها هستند باید از آنها سبک زندگی یاد بگیریم.