جلسه 002 - امر به معروف و نهی از منکر
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - امر به معروف و نهی از منکر

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ*بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

سلام، صلوات، درود و رحمت، خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمائید.

مبانی امر به معروف و نهی از منکر: قسمت دوم

قرآن انسان‌ها را به شش گروه تقسیم می‌کند . دسته پنجم که در بحث امر به معروف و نهی از منکر خیلی به کار شما می‌آید، شیاطین الانس یعنی انسانهایی که شیطان هستند. شیطان اسم عام است. ما یک ابلیس داریم، ابلیس همان است که سجده نکرد . شیطان یعنی کسی که نمی‌گذارد دیگران به راه خدا بروند، این می‌شود چی ؟ شیطان می‌شود. هر کسی که دیگران را گمراه می‌کند و هر عاملی که نمی‌گذارد تا تو بفهمی که انسان هستی و از جنس الله و اهل بیت هستی شیطان می‌شود. می‌خواهد علم ، سواد، تحصیلات ، حوزه و دانشگاه باشد یا بخش‌های پائینی، مثلا همسرت باشد .

لذا قرآن می‌فرماید خیلی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند. «اِنَّ مِن اَزواجِکُم وَ اَولادِکُم عَدُوًّ لَکُم» بعضی ها، نه همه. بعضی از همسران دشمن شما هستند، شیطان شما می‌شوند.«یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوِا لاتُلهِکُم اَموالُکُم وَ لا اَولادُکُم عَن ذِکرِاللّه» بخش انسانی. « وَ مَن یَفعَل ذلِکَ فَاولئِکَ هُمُ الخاسِروُن». خاسر یعنی کسی که به عشق الله نمی‌رسد، به الله نمی‌رسد، دوست الله نمی‌شود. دل او برای الله تنگ نمی‌شود. این خاسر می‌شود. « اولئِکَ کَالاَنعام بَل هُم اَضَل».

گاهی شوهر یک کسی می تواند شیطان او باشد. قبلا دختر خوبی بوده، مذهبی و متدین بوده، با این که ازدواج کرده، می بینید اصلا تمام خلقیات این دختر عوض شد.می گوید خب شوهرم اینجوری می خواهد. می گوییم تو چرا مانتویی شده ای؟ می گوید خب شوهرم اینجوری می خواهد، خانواده شوهرم اینجوری می خواهند. یعنی اینها مهم تر از الله هستند؟ آقا تو چرا اینجوری شده ای؟ می گوید با یک دختری ازدواج کردم، رفتیم در خانواده دختری که همه بی قید بودند ما هم حالا نماز و روزه مان اینجوری شده است.بچه یک نفر شیطان اومی شود.می بینید یکنفر را بچه او گمراه می کند، بچه اش، خرابش می کند، بچه اش، جهنمی اش می کند.

یک بیماری داریم که در بحث شبکه های مجازی، در طول بحث که می رویم توضیح می دهم.به نام «فرزندسالاری». الآن بچه ها می آیند، می گویند مامان موبایل بخر،تبلت بخر. دیده اید که خانواده ها برای بچه هایشان می خرند که اصلا نباید بخرند. مطلقا. موبایل می خرند و به دست بچه می دهند، بچه فاسد می شود. مادر! تو داری در حق این بچه جنایت می کنی که برای او تبلت گرفته ای، موبایل گرفته ای.این خیلی منکر بزرگی است.مادر، بچه را جهنمی می کند. بچه مادر را جهنمی می کند.شوهر، زنش را، زن، شوهرش را. استاد، شاگردش را جهنمی می کند.

در دانشگاه، ما چقدر استادهای فاسد داریم که دارند، درس می دهند و دائم در مسائل دینی برای جوان ها شبهه ایجاد می کنند، جوان هم نمی داند، آگاهی تخصصی ندارد، این حرفها را باور می کند. الآن در اینترنت، ماهواره، شبکه های مجازی، در دانشگاه پر است از این شبهه ها علیه دین، روحانیت، مرجعیت، معصوم، عصمت، ائمه، خدا. بیچاره مسلح نشده است. ما دائم فکر می کنیم امر به معروف و نهی از منکر یعنی دائم پوسته و ظاهر را درست کنیم، چادر سر کسی بیندازیم و این دیگر درست شد.یک نماز به او یاد بدهیم، درست شد. بعد این می رود دانشگاه با یک آرپیجی او را می زنند، تمام می شود.

شیاطین الانس. هر چیزی که می تواند دیگران را غافل کند. رئیس جمهور نسبت به زیر مجموعه خود. وزیر نسبت به زیرمجموعه خود. یک مدیر نسبت به زیر مجموعه خود. پدر و مادر خانواده نسبت به زیرمجموعه خود. یک مدیرکل می تواند برای کل زیرمجموعه خود، شیطان باشد. خداوند فقط ریاست این گروه را قبول کرده است. در امر به معروف و نهی از منکر اگر این را دقت نکنید، شما آدم های بی خاصیت می شوید. هر چه رهبر داد می زند که فقط (توجه به) منکرهای زیر حد نصاب، امر به معروف و نهی منکر نیست، منکرهای بالای حد نصاب را داشته باشید، ما نمی فهمیم. قرآن میگوید فقط ریاست رؤسایی جهنمی و شیطانی نیست که: «أَلَّذینَ إِن مَکَّنّاهُم فِی الآَرضِ» موقعی یک جایی رئیس می شوند، شوهر می شود ، زن می شود ، مدیر کل می شود ، رئیس یک مسجد، رئیس امنا، رئیس یک هیات، وزیر، نماینده مجلس، رئیس جمهور، «اَلَّذین اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرض» چهار خصوصیت باید داشته باشد: «أَقامُ الصَّلوةَ وَ آتَوُاالزَّکوة وَ آَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ» والّا بقیه ریاست او جهنمی است. این زیر مجموعه اش را هم آلوده می کند و شیطان زیر مجموعه اش می شود.

پس دقت کنید تعریف شیطان خیلی عمیق است. «شیاطین الانس» . ببینید فرهنگ خدا چه جوری است؟ آدمهای شیطان. اینطور نیست که یک بی حجاب بگوید، آزادی می خواهم که این جوری بگردم. نه این دارد انحراف ایجاد می کند. جدا از اینکه من با خود شخص او کار دارم که خودش یک انسان است، خودش بچه حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، خودش بچه امام زمان (علیه السلام) است و باید احیا بشود. اگر یک جاهایی نخواهد عمل بکند... بحث فقط این نیست، بحث مبارزه با ظاهر است.

حالا در بحث های تخصصی امر به معروف و نهی از منکر توضیح خواهم داد. این دارد شیطان بقیه می شود. وقتی که در خیابان راه میفتد و می رود، آمار طلاق را بالا می برد. شهوت جوان ها را تحریک می کند. خود ارضایی ها را بالا می برد. خانواده ها را متلاشی می کند. این طور نیست که بگوید من آزادم می خواهم این جوری بگردم. می شود شیطان.

چند دسته شد؟ پنج دسته. خداوند دسته ششم را استثنائا، انسان معرفی می کند. این را خوب دقت کنید استثنائا خدا می گوید یک عده ای از این افراد بشر، انسان هستند. باور آن هم سخت است. چون باورش سخت است، خدا اول برای ما قسم می خورد که باور کنیم بعد، حرف خود را می زند. سه تا قسم و تاکید در قرآن می خورد که اکثر انسان ها، حیات انسانی ندارند. بعضی از انسان ها حیات انسانی دارند. «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. وَالعَصر. اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر.» آنهایی که ادبیات عرب بلد هستند، می دانند. قسم می خورد، بعد «اِنَّ» می آورد، بعد «لام» می آورد. اصلا ما بافت به این شکل و به این مهمی در جای دیگری از قرآن نداریم.

قسم، «اِنَّ» ، «لام» تاکید. «وَالعَصر»، « إِنَّ الاِنسانَ» حتما «لَفی خُسر». «خسر» در اصطلاح قرآن یعنی چه؟ «خسر» ضرر نیست، زیان نیست. برخلاف خیلی جاها که می نویسند، ضرر می کند، زیان می کند. نه. به از دست دادن اصل سرمایه «خسر» می گویند. فکر کنید مثلا الآن یک کسی رفته، یک جنسی را خریده است و خوب نتوانسته است آن را بفروشد یا مایه اش کامل درنیامده است، این را می گویند زیان کرده است. اما نه، یک موقع است که می رود جنسی را می خرد، کل سرمایه اش از بین می رود. مثلا در این هوای گرم بوشهر یخ می خرد، هیچ کس نمی آید بخرد، یخ ها هم آب می شود می رود. هیچ! «خسر» یعنی اینکه این بخش شخصیتی (فوق عقل) خود را از دست می دهد و فقط با کمالات چهار بخش دیگر زندگی می کند. «اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر. اِلَّاالَّذِینَ آمَنُوا»، «اِلّا» آورده است، «اِلّا» را همه در ادبیات خوانده اید. «اِلّا لِلاِستِثنا» الا برای استثنا است. مگر کسانی که ایمان بیاورند. آن هم کافی نیست. «عَمِلُوا الصّالِحات» عمل صالح باید انجام بدهند. عمل صالح یعنی عمل صلاحیت دار. عملی که صلاحیت دارد انسان را به هدف خلقتش برساند. به این می گویند عمل صالح یعنی صلاحیت دارد. هر عملی که خوب باشد مثلا در بهداشت جسمی مسواک زدن عمل صالح است.

مقام معظم رهبری فرمود : امر به ورزش، امر به معروف است . ورزش کردن یک عبادت است و واجب هم است آقا فرمودند واجب است . خب به هر چیزی که صلاحیت دارد ما را به هدف خلقت برساند ، می‌گوییم عمل صالح . آیا ایمان و عمل صالح کافی است ؟ نه ! «وَ تَواصَوا بَالحَق». مومن لال نیست . مومن بی‌خاصیت نیست . مومن ضعیف نیست . مومن طرفدار حق است ، حق را می‌شناسد ، حق را با شجاعت می‌گوید و مسئله امر به معروف و نهی از منکر از اینجا شروع می‌شود .

کسی که اهل امر به معروف و نهی از منکر نیست، دین و ایمان ندارد . پیامبر فرمود : «اِنَّ اللهَ یُبغِضُ المُؤمِنَ الضَّعِیفِ الَّذِی لا دِینَ لَهُ » خداوند از مؤمن ضعیف بی دین ، متنفر است و او را دشمن می‌دارد . گفتند : مومن بی‌دین دیگر کیست ؟ فرمود: «اَلَّذِی لا یَنهی عَنِ المُنکَر». کسی که نهی از منکر نمی‌کند . « وَ تَواصَوا بِالحَق». مومن حق شناس است و بقیه را هم توصیه می‌کند . مومن زبان گویا دارد. مومن مبلغ است . مومن آمر به معروف است . مومن ناهی از منکر است . اگر نداشته باشد ، باطن انسانی ندارد . بعدا توضیح می‌دهم که چرا باطن انسانی ندارد . اینکه فقط تعریف خدا است . چرای آن مهم است .

چهارم چه؟ « وَ تَواصَوا بِالصَّبر». مومن به دیگران قدرت می‌دهد . مومن به دیگران شادی می‌دهد . مومن به دیگران توانایی می‌دهد . مومن خود ضعیف نیست ، اینطور نیست که شل باشد و در یک حادثه بهم بریزد و از هم بپاشد. « المُومِنُ کَالجَبَلِ الرّاسِخ». مومن محکم است و هر کجا که هست به بقیه قدرت می‌دهد . صبر می‌دهد. انرژی های مثبت می‌دهد . حرف‌های ناامید کننده نمی‌زند . حرف‌های دلسرد کننده نمی‌زند . حرف‌های ترساننده نمی‌زند . مومن آنقدر قدرت دارد که قرآن می‌فرماید : « اَلَّذِینَ اِذا قِیلَ لَهُم اِنَّ النّاس قَد جَمَعُوا لَکُم » وقتی به آنها می گویند همه مردم بر علیه شما بسیج شده اند « زادَتهُم ایمانا». اصلا نمی ترسند. دنیا علیه شما بسیج شده است . می‌ ریزند ، می‌کشند ، بمب می زنند، الآن محاصره تان می کنند.

مومن تازه ایمانش قوی تر می شود، اگر که بفهمد دنیا علیه او بسیج شده است.نه اینکه زود بترسد و بگوید زود بدویم، برویم دم غرب و این ور و آن ور را ببینیم که یک موقع به ما اخم نکنند، یک موقع به ما حمله نکنند، یک موقع طوری نشود. مومن هرگز ترس، برش نمی دارد. اگر همه دنیا هم بسیج شدند وقتی در راه خداست ، اصلا ترس ندارد . هیچ ! مومن به بقیه قدرت و صبر می‌دهد . شخصیتا ضعیف نیست . چرا ؟ چون یک کسی همیشه همراه مومن است که خود منشاء قدرت است . آیا تابحال دقت کرده‌اید که چرا خداوند همیشه پیامبران را تک، می‌فرستاد ؟ یکنفره یا دو نفره. چرا اینگونه بود؟ چرا بیشتر پیامبران ما یتیم بودند ؟ چرا خداوند اول پدر و مادرهای آن‌ها را از آنها می گرفت؟ چرا اینچنین بودند؟ برای اینکه یاد بگیرند به چه کسی تکیه کنند ؟ فقط با چه کسی حرکت کنند؟ با الله.

موسی (علیهم السلام) چه می‌گوید؟ « اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدِین». همراه من یک خداست. بس است دیگر . وقتی خدا همراه کسی باشد، دیگر کسی را می‌خواهد چه کار؟ مگر کس دیگری هم لازم است ؟ شما هشت سال دفاع مقدس را داشتید . همه دنیا بر سر شما ریختند ، آیا توانستند کاری بکنند ؟ چه کسی همراه شما بود ؟ خداوند . خداوند همراه شما بود . با این خدا هر کاری می‌شود کرد . همه دنیا هم جمع بشوند، کسی که خدا را دارد، هیچکس زورش به او نمی‌رسد . آنهایی که به دنبال این می‌گردند که یک پشتیبانی از غرب و شرق پیدا کنند ، آن‌ها ضعیف ، شکست خورده و بدبخت هستند . آن‌ها خاسرند . آدم پشتیبانی خدا را از دست ندهد . آدم الله را از دست ندهد . موسی می‌گوید: « اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدِین» من یک رب دارم که همراه من است . برای همین هم انبیا یکنفره پیروز می‌شوند . مومن اهل قیام است.

خدا امام را رحمت کند ، فرمود خداوند در قرآن، فقط یک موعظه به ما کرده است، خدا می گوید: « قِل إِنَّما أَعِظُکُم بِواحِد» ؛ من فقط یک موعظه به شما می‌کنم . «اَن تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی وَ فُردی». قیام کنید ، اهل قیام باشید، دو نفره یا یک نفره . حالا هیچ کس هم نیامد ، خب نیاید. تو اهل قیام باش . نترس . پس از نظر خدا که خالق کل شی است... خدا درباره اشیائی که خلق کرده است اظهار نظر می‌کند، می‌گوید از میان این هشت میلیارد جمعیت فقط یک گروه انسان هستند. آن هم مومن است. پس مومن در انسان شناسی مساوی با انسان شد. آن هم با این چهار خصوصیت. (حداقل چهار تاست): ایمان ، عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر.

بقیه دیگر انسان نیستند، باطن انسانی ندارند. لذا در سوره توبه، آیه بیست و چهار خدا یک آئینه می‌دهد، می‌گوید شما صبح به صبح می‌توانید باطن خود را در این نگاه کنید. لازم نیست که پیش یک ولی خدا برویم و بگوییم آقا باطن ما چه شکلی است. لازم نیست که یک امامی را ببینیم و بگوییم باطن ما چه شکلی است . خدا می‌گوید من یک آئینه به شما می‌دهم هر روز صبح...

ما هر وقت که می‌خواهیم به بیرون و خیابان برویم و یا در خانه هستیم روزی چند بار جلوی آیینه می‌ایستیم درست است ؟ که چه چیزی را جلوی آئینه تنظیم کنیم ؟ظاهرمان را که یک استانداردی داشته باشد. کار ثوابی هم هست. ولی می‌گوید باطن خودت را هم کنترل کن، چون اگر بی موقع بمیری و با باطن غیر انسانی به آنطرف بروی بدبخت هستی. با باطن حیوانی به برزخ بروی خیلی خطرناک است . می‌گوید اول باطن خودت را ببین، شبیه انسان هست یا نه،اگر شبیه انسان نیست زود بجنب.

در این آیه که آن را برای شما می‌خوانم ، این را حتما دقت کنید چون مبنای کار شما در بحث امر به معروف و نهی از منکر است. اینها استانداردها و شاخص‌های کاری شما است.حالا یا روی موبایل هایتان بزنید یا قرائت قرآن آهنگ موبایل تان باشد یا روی لب تاب تان باشد یا در خانه تان تابلو بزنید یا در ماشین تان. یک جا بزنید، آئینه است باید همیشه جلوی چشمتان باشد. هر روز خودتان را در این آئینه نگاه کنید ببینید باطن شما چه شکلی است . بعد از سی سال، چهل سال، پنجاه سال شکل باطنی شما چه جوری است.

قرآن در این آیه هشت تا معشوق را می آورد. گفتیم ملاک تقسیم بندی خداوند در مورد انسان چه چیزهایی هست؟ معشوق های یک آدم است.آرمان های یک شخص قیمت یک آدم را مشخص می کند. دغدغه های یک آدم قیمت او را مشخص می کند. خدا هشت معشوق را در مقابل سه تا معشوق می آورد. معشوق های هشتگانه چه هستند؟ «قُل اِن کانَ ابائُکُم وَ اَبنائُکُّم وَ اِخوانُکُم وَ ازواجُکُم وَ عَشِیرَتُکُم وَ اَموالٌ اقتَرَفتُمُواها وَ تِجارَةً تَخشَونَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرضَونَها» هشت تا معشوق. پدرهایتان که مادرها را هم دارد. پسرهایتان که دخترها را هم دارد.برادرهایتان که خواهرها را هم دارد.همسرانتان، عشیره تان. عشیره یعنی چه؟ عشیره یعنی گرایش های دسته ای. ما جنوبی ها،ما بوشهری ها، ما اصفهانی ها،ما لرها، ما ترکها، ما ایرانی ها، ما افغانی ها، ما عربها، اینها می شود بت.

اموال تان، شغل و تجارت تان، خانه هایتان. هشت تا معشوق که معشوق های حیوانی وگیاهی هستند.می گوید اگر این هشت تا محبوب تر از سه تا معشوق است، این سه تا معشوق را می آورد. نمی گوید این هشت تا معشوق را دوست نداشته باشید، می گوید هر چقدر هم که اینها را دوست داشته باشید عیبی ندارد، اتفاقا ثواب هم دارد.پیامبر فرمود اگر می خواهید ببینید که یکنفر چقدر مومن است (مومن یعنی انسان غیر مومن نه)ببینید چقدر عاشق همسرش است.هر چقدر ایمان یک نفربه الله نزدیکتر شود حتما عشق او به همسرش بیشتر میشود. همسرش برای او تاریخ مصرف ندارد.تکراری نیست. دلش را نمی زند. اگر یک کسی آدم را اینطور نگاه کرد، آدم خطرناکی است.

« اَحَبَّ اِلَیکُم» این سه تا معشوق.چه چیزهایی هست؟ به این شکل هست که یک بزرگ، یک متوسط و یک کوچک. بزرگه کیست؟ الله. «اَحَبَّ اِلَیکُم مِنَ الله» چون معشوق اصلی ما، اله ما کیست؟ اله انسان؟ غیر انسان اله هایشان فرق می کرد، اله انسان کیست؟ الله. «اَحَبَّ اِلَیکُم مِنَ الله وَ رسولِه» رسول که می گوید یعنی اهل بیت را هم در برمی گیرد، چون پنج، شش آیه در مورد اهل بیت هست که قبلا در مباحث خانوده آسمانی توضیح داده ایم،در مباحث خانواده آسمانی گفتم به آنجا مراجعه کنید و «جهاد فی سبیل الله» سه تا معشوق. الله، اهل بیت و جهاد. نمی گوید آن هشت را دوست نداشته باشید، هر چقدر که می خواهید آنها را دوست داشته باشید ولی هرگز نباید برای شما محبوب تر، عزیزتر و لذیذ تر از سه تا معشوق باشند الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. اگر آن هشت تا از این سه تا محبوبتر هستند «فَتَرَبَّصوا حَتّی یَآتِیَ اللهُ بِاَمرِه» منتظر عذاب و بدبختی باشید.

« وَاللهُ لایَهدِی القَومَ الفاسِقِین» که خدا فاسقین را هدایت نمی کند. فاسق یعنی چه؟ خدا در این آیه چقدر برای آدم ها عشق ریخته است. چقدر پای انسانها عشق ریخته است. فاسق یعنی کسی که حالت طبیعی نداشته باشد. وقتی انحراف از حالت طبیعی اتفاق می افتد می گویند چه اتفاقی افتاده است؟ فسق. مثلا یک گربه ای علف بخورد، یک پلنگی سبزیجات بخورد، گوشت نخورد. می گویند مزاج او چه پیدا کرده است؟ انحراف. فسق می گویند.شما زکام می گیرید از بوی غذا یا بوی عطر بدتان می آید. به آن انحراف چه می گویند؟ فسق می گویند. «فَسَقَ» یعنی از حالت طبیعی منحرف شده است.

ببینید خدا چه کار کرده است. می گوید عزیزم حالت طبیعی تو این است که من را دوست داشته باشی. طبیعی ترین حالت انسان عشق به الله است.چون بی نهایت است دیگر، تو هم چه هستی؟ تو هم در این بخش، بینهایت طلبی، درست است؟ چون در این بخش، انسانی و بینهایت طلب هستی، طبیعی هست که عاشق بینهایت باشی. اگر عاشق بینهایت نیستی، یعنی این بخش تو (فوق عقل) کار نمی کند و از کار افتاده است.

مثلا شما یک دختر بچه یا یک پسر بچه چهار، پنج ساله را نگاه کنید، به او بگویید دوست دختر،دوست پسر، نیاز جنسی. آیا می فهمد یا نمی فهمد؟ نه.قوه اش را دارد یا ندارد؟ دارد ولی الآن چرا نمی فهمد؟ چون بالغ نشده است. بالغ که شد خودش می فهمد که به جنس مخالف احتیاج دارد، نیاز جنسی و عواطف این شکلی هم دارد.چون بالغ نیست الآن نمی فهمد. آدمهایی که دلشان برای خدا تنگ نمی شود، آدمهایی که نماز را دوست ندارند، آدمهایی که از سحر، از سجده ، از ذکر ، از عبادت، از حسینیه، از روحانی و از حرم خوششان نمی آید، فسق دارند یعنی هنوز بالغ نشده اند. یک شخص چهل سالش است و چهل سال فقط نماز خوانده است وقتی در مسافرت نماز چهار رکعتی اش، دو رکعت می شود، خوشحال است. خیلی بد است.

یعنی چه که خوشحال شده ای.دوست نداری با خدا حرف بزنی؟ لذا می بینید از اذان می دزدد، از اقامه می دزدد، از تعقیبات می دزدد، از قنوت می دزدد، از سجده می دزدد. چون دوست ندارد با خدا حرف بزند. حوصلهخدا را ندارد. حیوانی نماز می خواند.چون می ترسد که به جهنم برود، نماز می خواند. چون مشتاق بهشت است نماز می خواند. ولی نه! نماز عشق او نیست. ببینید اگر در چهار بخش پائینی، اگر کسی درس می خواند، دوست دارد، عشق اوست، رشته اش را دوست دارد و عاشق آن است، می رود و آن را می خواند. اگر کسی با جنس مخالف ازدواج می کند، جنس مخالف را دوست دارد، ازدواج را دوست دارد. غذا را دوست دارد، ریاست را دوست دارد.در بخش های پایینی کمالات گیاهی را دوست دارد،لباس را دوست دارد و از آن لذت می برد.

آیا از خدا لذت می برید یا نمی برید؟ خدا می گوید یک کسی که من را نمی خواهد پس این بخش (فوق عقلی) او فعال نیست.چرا می گوید فاسق؟ چراطبیعی نیست؟ می گوید خب تو طبیعتا بینهایت طلبی، اصلا بخش بینهایت طلب داری که فوق عقل تو ست. پس کار نمی کند و تو فاسق هستی. الآن به یکنفر بگویید یک میلیون تومان بهتر است یا یک میلیارد تومان.طبیعی آن چیست؟ بگوید یک میلیارد تومان، این طبیعی است. اگر کسی گفت نه، یک میلیون تومان بهتر از یک میلیارد تومان است این غیر طبیعی است. یک کسی بینهایت را نخواهد، حیات دنیا را بخواهد، می گوید این فاسق و محدود است. چون محدود را می خواهد، بینهایت را نمی خواهد.

اگر کسی بینهایت را نخواست، فاسق است،دیگر طبیعی نیست. چون می گوید تو بینهایت طلبی را داری پس سراغ مصداق اصلی آن برو. مصداق آن، پایینی ها نیستند، مصداق آن الله است.دقت کنید که جمله «لااله الاالله» چقدر بار دارد.انقدر مهم است که پیغمبر می فرماید ما دیگر حرفی بالاتر از این برای کسی نداریم. تو یادت باشد که اله تو دکتر، مهندس شدن، وزیر شدن، رئیس جمهور شدن، اله تو ازدواج کردن، اله تو مقام، اله تو ثروت نیست. اله تو زیبایی نیست. اله تو الله است.

اگر یک موقع دل کسی دائم این ور و آن ور می رود و آرام نیست، بهترین چیزی که می تواند دل آدم را آرام کند، ذکر شریف لااله الّا الله است. لذا در روایت داریم که شما حداقل صد مرتبه در روز این ذکر را بگویید «لا اله» این «اله» را بردار، «لا» یک «لا» روی آن بکش. ضربدر است دیگر این ضربدر می شود «لا». «لا اله»، «الّا» روی آن بکش. دیگر چه می ماند؟ هر چیزی که دل تو را برد، کنار بگذار تا الله برایت بماند.

لذا فرمود ما هیچ ذکر و عبادتی بالاتر از لا اله الّا الله نداریم. سنگین ترین و با ثواب ترین ذکر لا اله الّا الله است. همه حقیقت هستی لا اله الّا الله است. انسان یعنی لا اله الّا الله. یعنی عشق به الله. دیگر چه؟ عشق به اهل بیت. اهل بیت برای چه؟ برای اینکه اینها انسان کامل و حقیقت ما هستند.خدا ما را از اینها آفریده است. روح ما را از اهل بیت آفریده است. اینها علاوه بر اینکه رهبران ما هستند،پدران آسمانی، خانواده آسمانی و حقیقت ما هستند. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فقط همسر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مادر ائمه و دختر پیغمبر نیست. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مادر حقیقی من است.

فاطمه زهرا اصل و ریشه من است. اهل بیت اصل ما هستند. برای همین ما آفریده شده ایم که به مقام اهل بیت برسیم. نزدیکترین موجود به خدا. زیارت عاشورا را در چهارصد جلسه شرح کرده ام. در مقام محمود توضیح داده ام، شما وقتی با اهل بیت حرف می زنید در زیارت عاشورا چه می گویید؟ میگویید: «آَسئَلُ الله آَن یُبَلِّغً المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَالله» من مقام شما را می خواهم. کمتر از آن مقامی را که شما دارید، نمی خواهم باشم.قربون خدا بروم،چقدر ما را تحویل گرفته است.چقدر به ما احترام گذاشته است. می گوید با امام حسین (علیه السلام) که حرف می زنید (زیارت عاشورا حدیث قدسی است) کمتر از مقام او را نخواهید. ما با اهل بیت، مقام اهل بیت.

وقتی انسان شناسی نباشد، مداح نادان ما چه می گوید؟ می گوید کلب الحسین، کلب الرقیه. یعنی ما سگ حسینیم، سگ رقیه ایم.نه ما اصلا سگ نیستیم. چون نظام شناختی و دینی او نظام جنسی است، زن و مرد. لذا هنر او این است که سگ امام حسین (علیه السلام) باشد. امام حسین می گوید من دوست ندارم تو سگ باشی. شما آدمید،بچه های ما هستید. فرزندان حقیقی ما هستید و برای این آفریده شده اید که به مقام ما برسید.

لذا شما در زیارت رجبیه دارید که امام زمان (علیه السلام) می گوید از خدا مقام ما را بخواهید که با ما در عیش و نوش ابدی همراه باشید. خیلی حرف عجیبی است که امام زمان (علیه السلام) می زند. می گوید شما در عیش و نوش ابدی همراه ما باشید. هم درجه ائمه که حالا راه آن را در بحث منکرات کلام توضیح می دهم. هم درجه ائمه. بابای ماست، دوست ندارد بچه اش (از خودش کوچک تر باشد). یک پدر زمینی دوست دارد که بچه اش از خودش کوچکتر باشد؟ بله؟ مثلا پدر دیپلم دارد، آیا می گوید بچه ام از من جلو نزند، بگذار سیکل بگیرد؟ یا نه. می گوید از من بالاتر برو. بابا اینجوری است. ولی چون مقامی بالاتر از مقام ائمه نیست، قرآن می گوید وقتی می خواهی با امام حسین (علیه السلام) حرف بزنی بگو من می خواهم به تو برسم. با تو.

«آَن یَجعَلَنِی مَعَکُم» کجا؟ «فِی الدُّنیا وَ الآخِرَة». می خواهم همه جا با شما باشم. ما پائین نیستیم، خدا ما را اینقدر بزرگ آفریده است. کوچک نیستیم. قدر خودت را بدان. اصلت را بدان که قرار است با چه کسی محشور بشوی. کجا زندگی بکنی.«آَن یُبَلِّغً المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَالله» ، «آَن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَة». خب اینها روش دارد که روش آن را انشاالله توضیح می دهم و منابع آن را می گویم که چطور ما به اینجا برسیم.

پس اهل بیت اصل ما هستند برای همین هم شما در زیارت عاشورا و زیارت جامعه می گویید چه؟ از جامعه بخوانم برایتان: « بَآَبِی آَنتُم وَ آُمِّی وَ آَهلِی وَ مالِی وَ اُسرَتِی» پدرم، مادرم، مالم، خانواده ام، همه چیز من فدای شما باشد. به یک فقیه بگویید آیا آدم می تواند پدر و مادرش را فدای کسی بکند؟ فقیه می گوید جایز نیست، حرام است، نمی شود. ولی وقتی که به عشق، به مقام انسانیت می رسید، می گوید وقتی که با امام حسین(علیه السلام) حرف می زنی بگو « بِآَبِی آَنتَ وَ آُمِّی» پدر و مادرم فدای تو بادیعنی پدر و مادر زمینی فدای چه کسی؟پدر و مادر جنسی، پدر و مادر بخش حیوانی فدای چه کسی بشود؟ فدای پدر و مادر اصلی مان بشود. خانواده اصلی مان. خانواده آسمانی مان.

پس «اَحَبَّ اِلَیکُم مِنَ الله وَ رسولِه» سومی چیست؟ جهاد در راه خدا. اگر عشق جهاد نداری....پیامبر فرمود کسی که در طول عمرش جهاد نکرده باشد یا آرزوی جهاد نداشته باشد « ماتَ عَلی شُعبَةٍ مَن نِفاق». به شعبه ای از نفاق از دنیا رفته است، منافق مرده است. کسی که آرزوی جهاد ندارد، روح جهاد ندارد. جهاد یک مسئله اساسی است. اینگونه نیست که بگوییم حالا یک چیزی جزء فروع دین است، اگر تو روح مبارزه برای انسانیت برای بخش انسانی خودت و دیگران نداشته باشی اصلا انسان نیستی. چرا؟ چون عشق به انسانها و عشق به دین ات نداری، عشق به الله نداری. عشق به الله عشق به بندگان خدا را دارد.

چرا پیغمبر می گوید اگر کسی هر چقدر به الله نزدیکتر بشود و عشق به او همسرش زیادتر نشود، متوقف بوده است؟ خاصیت مومن این است هر چقدر که به الله می رسد علاقه اش به بقیه آدمها بیشتر می شود. چون الله کیست؟ رحمن است. در سلسله بحث های اسماء الله توضیح داده ایم که بعد از «هو» می شود الله. بعد از الله اولین اسم که مادر همه اسماء خداست و شما در جوشن کبیر می خوانید چیست؟ رحمن است. مهربان شدن. هیچ اسمی از اسمهای الله دریافت نمی شود مگر با رحمانیت.

موقع مردن قیمت تک تک شما را با اسمهایی که از خدا دریافت کرده اید، می سنجند. چند تا اسم از الله دریافت کرده ای و با خودت داری می بری. اگر بخواهی اسمهای زیادی دریافت کنی باید اول مهربان باشی. بندگان خدا را دوست داشته باشی. عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. لذا امر به معروف و نهی از منکر یا جهاد...

جهاد پایین تر از امر به معروف است، در روایت داریم همه اعمال صالح حتی جهاد در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مثل یک قطره در مقابل دریا هستند. امر به معروف و نهی از منکر یعنی عشق ابدی به همه انسانها. عشق انسانی. مراقبت نسبت به آدم بودن، نسبت به مریض نشدن، نسبت به همه انسانها.

امر به معروف یعنی روح فعال الهی یعنی تواصی به حق، تواصی به صبر. امر به معروف و نهی از منکر یعنی بالاترین معروف، آدمیت است. عشق به الله. ما معروفی بالاتر از لا اله الّا الله نداریم. یعنی عشق به الله، عشق به اهل بیت و عشق به جهاد. اینها معروف های مهم ما هستند. جهاد. لذا امام در بحث قطعنامه فرمود کسانیکه خود و خانواده شان را از جنگ دور نگه داشتند، خود را برای جواب روز واپسین آماده کنند. حتی امام روحانیونی را که به جبهه نرفتند، توبیخ کرد.

جهاد یک چیزی نیست که بگوییم حالا رفتیم، رفتیم، نرفتیم هم نرفتیم.جهاد چیزی است که اگر کسی نداشته باشد یعنی اصلا آدمیت در او نیست. یعنی او نمی خواهد با موانع رشد بینهایت انسانها مبارزه کند. مخالف نیست. یک کسی که مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل ندارد، ایمان ندارد و انسان نیست. می گوید برویم سازش کنیم، مرگ نگوئید، مرگ خشن است. حرف مفتی است. تولی و تبری دو روی یک سکه هستند.

شما وقتی که عاشق یک نفر هستید از دشمن او متنفرید. الآن ناموست را دوست داری، کسی بخواهد ناموست را اذیت بکند، چکار میکنی؟ با او مقابله می کنی. بچه ات را دوست داری اگر یک خطری بچه ات را تهدید کند، ماری آمده است و می خواهد بچه ات را بکشد چکار میکنی؟ مار را می زنی یا نمی زنی؟ می زنی. می گویی بچه ام است، عشقم است.

اگر یک چیزی خلاف الله، خلاف دین، خلاف انسانیت باشد نباید با آن مبارزه کرد؟ بگوییم برویم با آنها سازش کنیم؟ بگوییم مرگ برآمریکا تند است، خشن است؟ یادمان نرفته است که در این مملکت دولت بودجه داد، با بودجه بیت المال چقدر کتاب، مقاله علیه الله، علیه دین، خدا، عصمت، ولایت، ولایت فقیه، روحانیت و مرجعیت نوشته شد؟ در همین کشور یادمان نرفته است، هنوز هم پشتیبانی نمی شود؟ می گوید نگوئید مرگ بر آمریکا. خیلی جاها اصلا زیارت عاشورا را حذف کردند، زیارت عاشورا را نخوانید، خشن است. به جای آن بروید دعای کمیل بخوانید. این عین فسق است، عین بی دینی است.

مگر می شود که من الله را دوست داشته باشم بعد دشمنان الله را هم دوست داشته باشم و بروم با آنها سازش کنم، می شود؟ آیا می شود من امام زمان (علیه السلام) را دوست داشته باشم، موانع ظهور امام زمان را هم دوست داشته باشم؟ نمی شود. این یعنی ریاکاری، این یعنی دروغگویی. یک کسی که روح جهاد و روح بسیجی ندارد...

امام فرمود تنها چیزی که می تواند این کشور را نجات بدهد، تفکر بسیجی است.کسی که روح بسیجی ندارد از ایمان دور است. بگوید ما (روح) انقلابی و بسیجی بودن را نداریم. ولی نماز شب می خوانیم، عبادت می کنیم.هیچ کدام اینها به درد نمی خورد. وقتی که تو روح جهاد نداری، منافق هستی. حالا دائم نماز شب بخوان.ما یادمان نرفته که در زمان جنگ، خیلی از این خواص، چه روحانی و چه غیر روحانی ( چون در هر دو قشر هستم، می دانم) برای اهل بیت مراسم می گرفتند، مثلا روز عاشورا برای امام حسین(علیه السلام) مراسم می گرفتند و به روحانی یا سخنران می گفتند راجع به مسائل آمریکا و ابرقدرتها و استکبار و اسرائیل حرف نزن، راجع به حضرت زینب بگو، راجع به حضرت رقیه بگو، مردم را گریه بینداز یک اشکی بگیر و برو. نه خودشان و نه خانواده شان هم به جنگ نرفتند.

آقاها و آقا زاده ها، خیلی هایشان به جنگ نرفتند. خانواده شان را از دفاع مقدس دور نگه داشتند.بعد هم مراسم می گرفتند و می گفتند حرفهای انقلابی نزنید.این فسق است. به یک بنده خدایی گفتند رفتی روضه خواندی چون اینها ممکن است بدشان بیاید و چنین و چنان بشود نگو امام حسین(علیه السلام) اینجوری شد، فلانی ها امام حسین (علیه السلام) را سربریدند و اینجوری کردند. گفت خب پس بگم چی؟ بگم ماشین به او زد؟! چی بگم؟

حالا امر به معروف خیلی مهم تر از جهاد است. امر به معروف و نهی از منکر یعنی عشق به الله، عشق به انسانیت، عشق به انسانها. عشق ابدی. چون ساختار انسان، ساختار جاودانه است. ما از الله شروع کرده ایم و به الله می رسیم. مقوله آن هم جاودانه است. عمر هر یک انسان به اندازه عمر خدا است. انسان که انتها ندارد، ته که ندارد، مرگ که ندارد. ما چیزی به اسم مرگ نداریم. روی سنگ قبر ما هم نمی نویسند تاریخ مرگ. می نویسند تاریخ چه؟ تاریخ وفات.

وفات یعنی انتقال از یک جایی به جای دیگر. یعنی این شخص از دنیا خارج شد و وارد برزخ شد. به نظام ملکوتی رسید. وفات. رفت آنجا. بعد از ملکوت هم که به قیامت می رسیم. قیامت هم پنجاه هزار سال است. بعد از قیامت هم تازه حیات جاودانه شروع می شود. ته هم ندارد دیگر. قرآن هشتاد بار به ما تذکر می دهد که شما مرگ ندارید، جاودانه هستید. مرگ و انتها ندارید. مردنی در کار نیست، عمر تو به اندازه عمر خداست. تا خدا هست تو هم هستی.

عشق به معنای حقیقی یعنی اینکه انسان به همه وجود یک آدم عشق بورزد. از جسم او بگیرید تا جاودانگی اش. این می شود، دوست داشتن آدمها. نه اینکه غیب و ابدیت آنها را دوست نداشته باشیم. هر محبتی که در محدوده تولد تا مرگ است، ظلم است، جنایت است، قساوت است، شقاوت است. در آن خشونت هست. آدمها را فقط برای دنیادوست داشته باشیم،به اندازه دنیا دوست داشته باشیم.

ما در کلاسهای ازدواج که برای دختر، پسرها داریم می گوییم هیچ وقت زنها و شوهرهایتان را به اندازه دنیا دوست نداشته باشید چون دعوایتان می شود. نگویید یک دنیا دوستت دارم، یک دنیا خیلی کوچک است. ما باید همسران مان را یک ابدیت دوست داشته باشیم.

پیغمبر فرمود خدایا در بهشت هم به من خدیجه را بده. یک ابدیت همسران و بچه هایتان را دوست داشته باشید تا بتوانید تربیت کنید. چون اگر پدر و مادری بچه هایشان را به اندازه ابدیت دوست نداشته باشند، تربیت ابدی هم نمی کنند. وقتی مقام معظم رهبری در بحث امر به معروف و نهی از منکر روی خانواده تاکید می کنند، پس بحث خانواده مسئله فوق العاده مهمی است. تربیت نسل.

امر به معروف و نهی از منکر یعنی مواظب باشید بچه ها و نسل تان را جاودانه تربیت کنید. ابدی تربیت کنید، انسان تربیت کنید. نه اینکه بگویید پسرم درس بخوان یک کاره ای بشوی. برو دانشگاه یک کاره ای بشوی. حالا این رفت، دکتر، مهندس هم شد، انسان هست یا نه؟ بهشت می رود یا نه؟ مومن شده است؟ اهل عمل صالح، تواصی به حق وصبر هست یا نه؟ اگر نیست که حالا دکتر، مهندس هم شد، چه فایده ای دارد؟

ما در موسسه، به دختر، پسرهایی که می آیند از قبل از ازدواج شان ، تقویت پنج ژن را یاد می دهیم. یکی سلامت و زیبایی، یکی هوش، یکی عقل، یکی دین و یکی اخلاق. این پنج تا ژن. پنج تا صفت هست که در اسپرم ها و تخمک ها هست. قبل از ازدواج دخترها و پسرها را می آوریم و به آنها دوره می دهیم، برای آنها دوره آموزشی داریم که این پنج صفت را در خودشان تقویت کنند. قابل تقویت هم هست. خب بعد به آنها ازدواج را یاد می دهیم. چطور ازدواج درست انجام بدهند. این می شود امر به معروف و نهی از منکر. چه معروفی از این مهم تر داریم که نسل انسانها نسل مهدوی باشد، انسانهای خوب تربیت کنند، انسانهای مومن تربیت کنند. این برای ما یک اصل است .

در آموزه های مقام معظم رهبری دقت بکنید که ایشان چقدر زیبا فرموده اند: اعتلای فرهنگ، سلامت محیط اخلاقی، سلامت محیط خانوادگی، تکثیر نسل. الان یکی از منکرهایی که در جامعه ما اتفاق افتاده است، محدود کردن زایمان ها است. به خانم ها گفتند که قیمت شما این است که بیرون کارمند باشید. بیرون کار بکنید و مقام بزرگ خانه داری را که هیچ ثوابی به اندازه آن در دیوان الهی نیست...

فرمود یک خانم وقتی دارد بچه را شیر می دهد، هر مکیدنی که بچه از سینه مادر انجام می دهد، خدا ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل را به او می دهد. برای هر یک مکیدن. آیا یک کار بیرونی اجتماعی داریم که اینقدر ثواب داشته باشد؟ ما به خانم ها بگوییم بچه دار نشوید، قیمت شما دکتر، مهندس شدن است. در اجتماع یک جایی مشغول باشید، یک شغلی داشته باشید. به چه قیمتی مهم نیست. نسل شیعه را از بین بردند. کم کردند. خودشان هر تعداد بچه ... این خانم اشتون که برای مذاکره می آید شش تا بچه دارد. تازه بعضی ها می گویند بیشتر هم دارد. مذاکره دارد، چه طور بچه داری کرده است؟ اینها بچه می آورند. به ما گفتند نه! فرزند کمتر،زندگی بهتر، حالا الآن سی سال، چهل سال اش شده است، افسردگی دارد.

آنوقت در تحقیقات پزشکی و روان پزشکی می گویند که پدربزرگ ها و مادرها بزرگهایی که نوه را می بینند و با نوه زندگی می کنند، سلامت آنها بیشتر است و سلامت نوه هایی هم که پدربزرگ و مادربزرگ شان را می بینند بیشتر است. الآن یک کسی دو تا بچه داشته است، بچه هایش هم ازدواج کرده اند، رفته اند. نوه ندارد، بچه ندارد. چهل سال، پنجاه سالش شده است، دوروبرش خالی است، غصه می خورد. ولی یک مادربزرگ،پدربزرگی که هر روز نوه اش را می بیند،با نوه اش صفا می کند، با همدیگر گپ می زنند، عاشق بابا بزرگ، مادر بزرگش است. آنها هم عاشق نوه هستند، جان می گیرند، این سلامت و بهداشت روانی است. ما این را در مردم مان از بین بردیم.

آقا فرمود من معذرت می خواهم. تنها کسی هم که در کشور شجاعانه معذرت خواهی کرد، که البته خودش هم آن موقع مخالف بود، آقا آن موقع هم موافق نبود. چقدر بزرگوار است فرمود من معذرت خواهی می کنم، بقیه هم معذرت خواهی کنند. کسی آمد معذرت بخواهد یا نه؟ هیچکس نیامد که معذرت بخواهد. آنهایی که مقصر بودند هیچکس معذرت خواهی نکرد، هنوز هم روی اشتباه خود تاکید می کنند.

و تربیت نسل جوان آماده برای اعتلای کشور. این نسل باید تربیت بشود. این هم امر به معروف و نهی از منکر. اینها معروف ها است. خانواده. دشمن گفت (منابع آن را بعدا از من بگیرید) اگر می خواهید جمهوری اسلامی را نابود کنید به خانواده بزنید. خانواده را در جمهوری اسلامی از کار بیندازید، جمهوری اسلامی نابود می شود. الآن شما ببینید طبق آمار طلاق سه سال پیش، در دنیا چهارم هستیم. خب این برای کشور ما خجالت آور است. تا سه سال پیش اسپانیا چهارم بود ما پنجم بودیم. الآن اسپانیا شد پنجم، ما چهارم هستیم. این روش اگر ادامه پیدا بکند خیلی خجالت آور است برای یک کشوری که داعیه دارد که می خواهد انقلاب خود را صادر کند.

من یک موقعی که به دانشگاه های آمریکا و اروپا می روم و درس می دهم، وقتی می رسیم به این احادیث پیامبر که «کُلَّما اِزدادَ لِلعَبدِ ایماناً اِزدادَ حُبًّا لِالنِّسا» انسان مومن یعنی کسی که نسبت به همسرش وبقیه اطرافیانش مهربان تر است، بعضی از آنها که با من خودمانی تر هستند می گویند ما بیاییم کشور شما را ببینیم که در آنجا آمار طلاق چگونه است. واقعا همه عاشق هستند، مهربان هستند، دعوا و درگیری ندارند، دادگاه هایتان خلوت است؟ برای اینکه ما درست به مردم آموزش نداده ایم.

در سیستم آموزشی مان در هر دو سیستم ( من سی سال است که در حوزه هستم، بیست و پنج شش سال هم در دانشگاه) همین است. ما دائم دین را برای مردم تبلیغ کردیم و انسانها را از خودشناسی دور کردیم. برای همین هم بعد از سی و اندی سال مقام معظم رهبری می آیند و این حرف ها را می زنند که در کشور ما بیست آفت بزرگ وجود دارد. خب پس دقت کنید پنج خصوصیت قبل از ازدواج: سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق. اینها را ما در طول دوره آموزش می دهیم. بعد اینها می آیند ازدواج صحیح را یاد می گیرند. بعد دوران نامزدی و عقد و عروسی. بعد از عروسی، تقویت ژنها، روش های انعقاد نطفه آموزش داده می شود.

اینها بزرگترین معروف های ما هستند و ما متاسفانه از آموزه های معصومین در انعقاد نطفه، تقویت ژنها و روش های انعقاد غافل شدیم (غفلت کردیم). حالا نوعا زایمان های ما زایمان های سزارینی شده است، طبیعی نیست. نوعا بچه های ما مریض به دنیا می آیند. دیگر عادی شده است.چون ما از قواعدبهداشتی اسلام فاصله گرفته ایم. از این پنج تا بخش، کشور ما متاسفانه روی دو بخش سرمایه گذاری کرده است. یکی سلامت و زیبایی، یکی هوش. یعنی برای خانواده ها مهم است که بچه های آنها زیبا و سالم باشند و هوش آنها قوی باشد. دکتر، مهندس بشوند. خانواده ها کیف می کنند که بچه شان کنکور قبول شده است، بچه شان دکتر، مهندس است، تیزهوش است.

سه تا بخش در خانواده مورد غفلت قرار گرفت: دین، اخلاق، عقلانیت. یکی یکی توضیح می دهم. در سلامت و زیبایی: کشور ما الحمدلله در زیبایی موفق بوده است. یعنی نسل ما دارد روز به روز زیباتر می شود. این که خیلی خوب است، الحمدلله. در سلامت، نه! در سلامت آمار مریضی ما یکسره دارد بالا می رود. سن سکته در اول انقلاب شصت و پنج سال بوده است الآن به زیر سی سال رسیده است. می دانید که در کشور ما بالاترین آمار مرگ و میر مربوط به ایست قلبی و سکته قلبی است. زیر سی سال.

من خودم که سرطان خون داشتم وقتی که شیمی درمانی می کردم بچه هایی را می دیدم که با سن پنج سال، شش سال، هشت سال، ده سال این بندگان خدا آلوده بودند و شیمی درمانی می کردند. سالی نود هزار نفر به سرطانی های ما اضافه می شود. حدود ده هزارتای آن سرطان سینه است. در همین حدود سرطان رحم هست. اصلا سرطان مد شده است. قبلا اینگونه نبود. قبلا تا می گفتند سرطان یا سکته، یک آدم شصت ساله، هفتاد ساله به ذهن آدم می آمد. الآن نه. جوان، بچه شش ساله، ده ساله سرطان گرفته اند. چرا؟ چون ما از آموزه های بهداشتی اسلام فاصله گرفته ایم. سیستم های غذایی ما غلط تعریف شد، گفتیم غذا یعنی چیزی که خوشمزه باشد، شکم را سیر کند. شکم های خودمان را به فست فودها و انواع غذاهای آلوده بستیم. خب سرطان و سکته بالا رفته است.

طبق آمار پارسال یا پیارسال ما هفتاد درصد بچه های زیر بیست سال ما اضافه وزن دارند. معنای این چیست؟ معنایش این است که در نسل بعدی ما، سکته، سرطان، ایست قلبی و بیماری های قلبی عروقی بیشتر است. الآن آلزایمر مد است، ام اس دارد زیاد می شود. پارکینسون دارد زیاد می شود. بیماری های جسمی دارد به شدت بالا می رود. پس ما در بحث سلامت موفق نبوده ایم. در بخش هوش خیلی موفق بوده ایم. در دنیا اول شده ایم. یکی از چیزهایی که بعد از انقلاب در ایرانی ها رشد کرد، این است که ایرانی ها سرعت شان( در علم) طبق اعترافی که خود دشمن کرده است الآن هجده برابر دنیا است. از همه دنیا جلوتر هستند. در هوش هیچ کشوری به ایرانی ها نمی رسد. سی سال پیش، در اوائل انقلاب که به قول مقام معظم رهبری ما نمی توانستیم یک سیم خاردار داشته باشیم، الآن این همه قدرت های علوم مختلف را داریم.

مقام معظم رهبری فرمود بیست سال آینده، دنیا مجبور است برای اینکه علم یاد بگیرد، زبان فارسی را یاد بگیرد و این اتفاق می افتد. پیامبر فرمود اگر علم در ثریا باشد، ایرانی ها به آن دست پیدا می کنند. همین حدیث معروفی که پشت پنج تومانی ها با آرم انرژی هسته ای زده بودند که متاسفانهدر پنج تومانی های جدید آن را برداشتند و کلا هر دوی آنها را حذف کردند. الحمدلله ما در هوش اول هستیم. ولی در بخش های عقلانی، اخلاقی،دینی، نه! ضعیف شده ایم. نود درصد خودکشی های ما در طبقه تحصیل کرده است. هفتاد درصد طلاق های ما در طبقات تحصیل کرده است.

کلا دو تا چیز در کشور ما (که طبق آمار جهانی در همه دنیا هم همین طور است) هر چقدر بالا رفته است شکست، طلاق، بیماری های روحی روانی و حتی بیماری های جسمی (ما الآن بعضی بیماری هایی داریم مثل ام اس که بیشتر برای پولدارها و مرفه ها ست)بیشتر شده است. دو تا چیز: یکی تحصیلات که هر چه بالا رفته است، بیماری ها، گرفتاری ها، طلاق ها، خودکشی ها بیشتر شده است. یکی آسایش، رفاه، پول. هر چقدر که سطح آسایش بالا رفته، سطح آرامش پایین آمده است. الآن سیستمی که در کشور، به عنوان یک منکر بزرگ دارد به ما تزریق می شود این است که دائم دارند سطح آسایش را بالا می برند و ما داریم از آرامش فاصله می گیریم.

آمار سه سال پیش ما سی و چهار درصد مراجعه به روانپزشک و روانشناس است. آمار رسمی، غیر رسمی بیشتر است. طلاق های مان را نگاه کنید، زندان های مان را نگاه کنید. آن بیست موردی را که مقام معظم رهبری در سفر به خراسان شمالی فرمودند، نگاه کنید. بیست معظلی که ایشان فرمودند.

دین، اخلاق، عقلانیت. خانواده های ما برای اینها کار نمی کنند.برای آن باشگاه نداریم. استاد و مربی نداریم. سبک صحیح علمی نداریم. آموزش دین هم که می خواهیم بکنیم، مردم را رنگ می زنیم. یعنی مبانی اصلا نیست. اعتقادات نیست. انسان شناسی نیست فقط این است که خدا به شما می گوید این کار را کنید. خدا گفته شما حجاب داشته باشید. خدا گفته شما نماز بخوانید. خدا گفته ... من که هستم که خدا اینگونه با من حرف می زند؟ بعد هم می گوید که من نمی خواهم انجام بدهم. می خواهم جلوی خدا بایستم. شما اول خودش را به او معرفی کنید، او عاشق این الله می شود. به خدا ما خارج از کشور که درس می دهیم اصلا نمی آییم، برای اینها آیه و روایت بخوانیم. می آئیم انسان شناسی می گوییم.

من از صد و پنجاه تا از علمای اهل سنت، مفتی ها، ائمه جمعه، ائمه جماعت اهل سنت هم که نوعا هم منسوب به وهابیت بودند، دعوت کردم. برای اولین بار هم بود که یک عالم شیعه رفته بود برای اساتید آنجا درس بدهد. به من گفتند، آنجا که می روی به هیچ وجه حق ندارید درباره شیعه صحبت کنید. گفتیم باشد. ما رفتیم. برای اینها یک دوره پنج روزه داشتیم. پنج روز از صبح تا غروب با اینها دوره داشتیم. من برای آنها انسان شناسی گفتم. یعنی همان « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه» از نفس شروع کردیم. روز سوم بود که این ائمه جمعه و مفتی ها گفتند این توحید و این انسانی که شما گفتید، بدون عصمت نمی شود، معصوم لازم دارد. خدا شاهد است که من هیچ چیز نمی گفتم، خودشان می گفتند که این معصوم می خواهد. گفتم درست است. یکی از آنها می گفت من از موقعی که شما این حرفها را زده اید، دارم شبی هزار تا صلوات برای امام زمان (ع) می فرستم.

ما مبانی ریشه ای انسان شناسی را که یک شخص راحت به دین برسد... پیغمبر خیلی قشنگ می گوید : هر کس که خودش را بشناسد، الله را می شناسد. « عَلِمَ» نه. بیشتر آموزه های ما در درس ها « عَلِمَ» است، خدا را تعلیم می دهیم. علم به الله. « عَرَفَ الله» عَرَفَ شناخت جرئی و شناخت شخصی است. انقدر شخصی است که تو می توانی سر نماز بایستی و او را با «تو» خطاب کنی. «اِیّاکَ» یعنی میبینمت دیگر. نه یک خدایی که من نمی دانم کجاست. یک خدایی که به قول منطقیون کلی است. نمی دانم، گیج هم هستم.

بعد این بچه ای که ما یک عالمه به او در این فعالیتهای مذهبی رنگ زده ایم، پیشانی بند به سرش بسته ایم، چادر سرش کرده ایم به دانشگاه برود، استاد، دو تا شبهه که بگوید، خدای او از دست می رود. به ترکیه، کویت، دوبی و اروپا که می رود، آن خدایی را که ما بیست سال به او درس داده ایم، نماز، حجاب، دین و ولایت می پرد. خب پس چرا ریشه ای نبود؟ چون مبتنی بر معرفت نفس نبود. ولی یک دختر اروپایی و آمریکایی چه می گوید؟ می گویدما وقتی در آمریکا حجاب داریم، به آن افتخار می کنیم.

مقام معظم رهبری فرمود: دختر، پسرهایی که در آمریکا هستند مثل انبیا پاک هستند. تعبیر ایشان است مثل انبیا. آنها از ما جلو می زنند. من یک موقعی در یکی از این کشورهای اروپایی درس داشتم. یک خانمی می آمد سر کلاس ما می نشست. یک مجموعه ای بودند از خانم ها و آقایان که دانشجو بودند، طلبه نبودند. البته طلبه هم در میان آنها بود. یک تعدادی از آنها طلبه های جامعة المصطفی بودند. یک خانمی بود که خیلی خانم با جلالتی بود. خیلی با عظمت. او را می دیدم و تحت تاثیر عظمت این خانم بودم ولی وقت و فرصت نداشتم ، خیلی سرم شلوغ بود وقت نمی کردم با این خانم حرف بزنم. تمام شد و از آن کشور به ایران آمدم.

سال بعد از دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری گفتند اینها را ما به ایران آورده ایم که چهل روز دوره ببینند. شما بیا یک چند روزی دست شما باشند. ما رفتیم و دوباره دیدم که این خانم آمده است. سر درس می نشست و خیلی هم خوب درس ها را گوش می کرد با همان شخصیت، با همان متانت، با همان آرامش. باز هم سرم شلوغ بود، وقت نکردم ببینم این کیست که بین اینها اینقدر درخشان و قدرتمند است.بیرون که آمدم، روحانی که مسئول آنها بود گفت: استاد شما می دانید که این خانم کیست؟ گفتم: نه. گفت این یکی از خواننده های معروف اروپایی بوده است. با اسلام آشنا می شود، توبه می کند، خوانندگی را کنار می گذارد. شوهر او هم یکی از کارگردان های مهم اروپا بوده است. وقتی می بیند همسرش مسلمان شده است، او را طلاق می دهد.

خب این خانم طلاق داده شده، شغلی هم نداشته، در اروپا به فقر افتاده بود.خدا شاهد است که من وقتی او را در اروپا دیدم، یک مانتوی کهنه به تن او بود. وقتی هم که به ایران آمده بود، باز هم همان مانتوی کهنه به تن او بود. گفت این خانم انقدر سخت گرسنگی کشیده بود، شش ماه برای اینکه دینش را حفظ کند (دائم هم می آمدند و وسوسه اش می کردند که بیا بخوان، ما به پایت پول می ریزیم. خدا اجازه نمی دهد) روزه گرفته بود. دین را ریشه ای می شناسد. وقتی دین را ریشه ای بشناسید، مقاومت ایجاد می کند.

خدا رحمت کند یکی از دوستان ما، آقا مجتبی موسوی لاری در قم، ما بیست سال با هم رفاقت داشتیم. خب کتابهای ایشان در همه جای دنیا رفته بود. یک موقعی من به او گفتم شما فکر می کنید تابحال چند نفر را شیعه و مسلمان کرده اید؟ گفت همین جوری، سرانگشتی که حساب کرده ام، ده میلیون نفر. یک آدم یکنفره، نه سازمانی، نه تشکیلاتی، نه ساختمان چند طبقه ای، یک نفر آدم در خانه اش در قم نشسته است. گفت من یک بار دعوت شدم به آمریکا، ما را به زندان های آمریکا بردند چرا؟ گفت کتاب های من به زندان های آمریکا رفته بود، آنجا همه مسلمان شیعه شده بودند.

بعد رفتم آنجا به زندانیان سر بزنم. آنجا به من گفتند که زندانیان اینجا از وقتی مسلمان شده اند، غذاهای حرام زندان را نخورده اند، رژیم زندان هم رژیم غذایی حرام بود. گوشت های حرام داشتند. بیسکویت می خوردند، شیر می خوردند. انقدر اینها روی رژیم غذایی شان مقاومت کرده بودند که نوعا مریض شده بودند. چیز دیگری که نمی خوردند. گوشتی، چیزی نمی خوردند. می گفت انقدر اینها مقاومت کردند، ماهها روزه گرفتند که مبادا چون خدا گفته است حرام نخورید، نخورند. در آمریکا. همین زندانیان نه تیپ های فرهیخته. نه! زندانی.

در آمریکا شخصیت یعنی چه. مسلمان شده است، انقدر مقاوم. گفت اینها ماهها روزه گرفتند تا مسئول زندان مجبور شد رژیمغذایی اسلامی برای آنها تنظیم کند. در دین شان خیلی مقاوم هستند. ما چقدر دخترهای آمریکایی و اروپایی داریم که فقط به خاطر اینکه روی حجاب خود ایستاده اند، آنها را از دانشگاه بیرون انداخته اند. می گویند نه من اصلا باخت نکرده ام. ( حالا چون دوره ما امروز بود، بعدا انشاالله من یادم باشد که کلیپ هنرپیشه های اروپایی و آمرکایی را که با حجاب شده اند به شما بدهم، فیلم آن هست) چقدر از این اسلام و حجاب شان لذت می برند. اینها چه یاد گرفته اند که اینطور روی حجاب شان ایستاده اند؟ بعد چطور دختر مسلمان ما که شیعه است، در این مملکت بزرگ شده است، در این مملکت آموزش دیده است...

پس آموزش و پرورش ما چکار می کرده است؟ اینها منکرات بزرگ است. این در آموزش و پرورش چگونه درس خوانده است، در دانشگاه چگونه درس خوانده است که الآن به بی حجابی خود افتخار می کند؟ می گوید رویم نمی شود. یکی از دلایل مهمی که در بی حجابی داریم، اعتماد به نفس نداشتن خانم ها از داشتن حجاب است. می ترسند، روی شان نمی شود. می گوید دوست دارم اما رویم نمی شود در فامیل یک جوری است.

ما در موسسه، جامعه ای داریم به نام جامعه پزشکان مهدوی. دویست سیصد تا پزشک داریم که نوعا خانم و متخصص هستند، خیلی از این خانم‌ها با چادر در خارج درس خوانده اند، هنوز هم هستند. یکی از شاگردان من در هند وقتی می‌خواست تخصص خود را بگیرد، استادش به او گفته بود اگر روسری ات را برمی داری تخصص تو را امضا می کنم، اگر نه که هیچ. خدا وکیلی اگر ما بودیم چکار می کردیم. درسش را خوانده است روز آخر که می خواهد مدرکش را بگیرد استاد به او گیر می دهد که اگر روسری ات را برمی داری امضا می کنم و الّا نه. می گوید نه برنمی دارم. (می گوید) خوب برو. بدون مدرک به اینجا آمد.

یک دختر، یک زن شیعه که آگاهی دینی دارد، آن منکر را آنجا انجام نمی دهد. می گوید گور پدر مدرک تحصیلی. اینجا به ثمن بخس، به کوچکترین دلیلی به بهانه های واهی یکدفعه حجاب ها کنار می رود. ما بد عمل کردیم. ما ضعیف عمل کردیم. ما ریشه ای فعالیت فرهنگی نکردیم. ما در شناخت معروف ها و منکر ها خیلی کوتاه آمده ایم. به قول مقام معظم رهبری (بخوانم جمله ایشان را خیلی مهم است ) . فرمود: معنای امر به معروف و نهی از منکر را نباید به مسائل زیر نصاب اهمیت منحصر کرد. بعضی تصور می کنند امر به معروف و نهی از منکر منحصر می شود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مرد که یک فرع دینی را رعایت نمی کند، تذکر بدهد. البته اینها امر به معروف و نهی از منکر هست اما مهم ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر نیست.منکر یعنی چه؟ قرآن می گوید منکر یعنی آن چیزی که شما را از الله غافل کند. هر چیزی که انسان را از الله غافل می کند، منکر است. حالا به بحث کلان حکومت و سیاست که رسیدیم توضیح می دهم که بزرگترین معروف تشکیل حکومت اسلامی و بزرگترین منکر ضعف حکومت اسلامی است.

والسلام