انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه، جلسه 31 01/07/1403
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه: ضعف صبر
خب بحثمان شرح دعای هشتم صحیفه است. امروز داریم درباره موضوع بحث امروزمون، صبر است، ضعف صبر. البته این با بحثهایی مثل غضب یا حلم یا چیزهای دیگر در ارتباط است. باز هم این بحث رو من همه یک جلسه رو در موردش سخن میگم چون کارگاه مبسوط این برای کسانی که بیصبری، بیحوصلگی، عصبانیت، زودرنجی و حساسیت دارند، کارگاهش را برقرار کردیم. عزیزان را توصیه میکنم به همان کارگاه مراجعه بکنند، از روی سایت برداشت کنند یا بعضی از بحثها هم روی کانال هست مثل کارگاه غضب، کارگاه حلم و کارگاه رشد و قدرت در سایه سختیها، به خصوص این کارگاه رشد و قدرت برای موضوع این جلسهمان بسیار مهم است.
صبر، سرِ ایمان
در روایت ما داریم: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»؛ صبر برای ایمان مثل سر برای بدن هست. بعد فرمودند: اگر سر نباشد، بدن هم نیست. برای همینم همینطور هم اگر صبر نباشد، ایمانی برای کسی نمیماند. اول دقت کنید که قرآن فقط انسانهای مؤمن را انسان میدونه. «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا»؛ مگر کسایی که ایمان بیاورند. بقیه انسان حقیقی نیستند، یعنی حیات انسانی ندارند. فقط مؤمنین. بقیه دارند سرمایه اصلیشان، یعنی حیات انسانی، حیات طیبه، روح انسانیشان را و ابدیتشان از دست میدهند. آدمهای زودرنج و حساس و عصبی و پرخاشگر، اینها نمیتوانند ایمانشان را حفظ بکنند. ایمان یعنی همه انسانیت.
دنیا، باشگاه تربیت انسان
خب این ربط دارد. حضرت میگوید کسی که صبر ندارد، ایمانم ندارد. حالا چرا؟ ربطش چیه؟ ببینید ما اگر یقین کردیم که توی دنیا با روح خدا به دنیا آمدیم، یعنی من زن نیستم، مرد نیستم، من فرشته نیستم. این جبنه ها جنبه های زمینی هست که به من دادند. من یک روحم که از خدا آمدم و به خدا برمیگردم. اصلا مال کره زمین نیستیم ما، مال کره خاک نیستیم. اگر ما مال زمین بودیم، دیگر برگشت معنا نداشت، معاد معنادار نیست، بازگشت. ما از اونجا آمدیم، حالا برمیگردیم به نظام ابدیمون. بنابراین وقتی که من این را فهمیدم، همانطور که بارها گفتم، ما اینجا برای عبودیت آمدیم، یعنی بندگی. بندگی یعنی چی؟ یعنی قوی شدن و شبیه مربیمان شدن. چون وقتی میگیم بنده، بنده باید مربی داشته باشه، مولا داشته باشد. شما هر چقدر به حرف مربیت گوش میکنی، به مربیت شبیهتر میشوی. ما آمدیم خلیفة الله بشویم، آمدیم انسان باشیم، آمدیم با درجه برای درجه و مقام معصومین تربیت بشویم. ما انسان هستیم، که لیاقت بودن با معصومین در دنیا و ابدیت را داریم. شما میگویید: «أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ»؛ من همان مقامی که شما پیش خدا دارید رو میخوام. آیا لیاقتو داریم که در دنیا و آخرت با معصومین باشیم. وقتی میگوید من مربی شما هستم، خداوند یعنی عالم چیه؟ دنیا. بله، دنیا چی میشه؟ مربیام. خب مربی باشگاه لازم دارددیگه. دنیا چی میشود؟ باشگاه ماست. در باشگاهم اگه کسی حوصله اجرای دستورات مربی را نداشته باشد، حال ندارم، حوصله ندارم، خوشم نمیاد، دوست ندارم، این هیچ وقت رشد نمیکند. بعد خب حالا میگویم چرا حوصله نداری؟ چرا حال نداری؟ درگیره میبینی بخشهای زنانگی، نمیدونم خانوادگی، بخشهای حیوانی، بخشهای بدنی، بخشهای جمادی، همه اش به فکر این چیزاست. اصلاً باور نمیکند آدم هست، انسانه و برای این کار به دنیا آمده. اومده اینجا شوهر کنه، زن بگیره، بچهدار شود، شغل داشته باشه، دانشگاه برای دکتر مهندس بشود، جایی رئیس بشه، جایی مقامی به دست بیاورد. زندگی رو این چیزا میدونه، حیات را در باشگاه کار کردن و شبیه الله شدن رو، شبیه متخصص معصوم شدن نمیدونه. اصلا این حرفها رو شعار میدونه، اونم برای مثلاً علمای یه عده آدم خاص. حواسش نیست که اصلاً برای چی آفریده شده. کسی که تو را و همه مخلوقات آفریده، بهت میگوید من تو رو برای این مقام آفریدم. پس ما در باشگاه خدا آمدیم که تربیت شویم. تربیت هم صبر لازم دارد. در همه باشگاهها هم که شما برید همین جوری هست. حوصله میخواهد، صبر میخواهد، انسان قوی شود. باشگاه یعنی چیزی خلاف نظر و میل تو، خلاف راحتی تو تحمیل میشود تا تو بتوانی رشد بکنی. اصلاً که قرآن میفرماید: «إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ»؛ ای انسان، انک کادحون الی ربک، سمت مربی خودت حرکتت همراه با سختی هست. کدام دانشگاه شما سراغ دارید، هنرجو را سراغ دارید، حرکتش به سمت مربی شدن سختی نداشته باشد؟ شما یه جایی سراغ دارید یه نفر میخواهد مربی بشود، سختی نداشته باشه، تمرین نداشته باشه، غلبه بر خواستهها نداشته باشد، با تنبلی و بیحوصلگی بتونه شبیه مربیش بشود؟
انواع صبر
بنابراین ما وقتی که میخوایم شبیه مربی بشیم، در سه جهت آزمایش میشویم: ۱. صبر بر طاعت: اونجایی که خدا میگه این عبادتها رو انجام بده. روزه بگیر، نماز بخون، حجاب را رعایت کن، تقوا رو رعایت کن، حیا را رعایت کن. در روابط با محرم نامحرم، در روابط با اجتماعی، در همه جا، در غذا، در لقمه، در جاهای دیگه این طاعت را رعایت کن. پس صبر در طاعت ما احتیاج داریم، صبر بر طاعت.
۲. گناه برای ما پیش میاد. شیطان را خدا گذاشته مخصوصاً برای اینکه در ما وسوسه ایجاد کند. ببین ما واقعا تبعیت میکنیم یا نه؟ یا مخالفت میکنی باهاش یا نمیکنیم؟ دوست داریم که بنده شیطان باشیم یا بنده خداوند باشیم؟ خداوند این گذاشته که آیا تو بالاخره سمت گناه میری یا نه؟ گناهم البته همیشه همراه با لذت نیست، خیلیهایش تلخم هست اتفاقاً. عصبانیت گناه بسیار بزرگیه. کما اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که بد اخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود؛ اما تلخ هم هست. اینجوری عصبیه، حسادت میکنه، داردلذت میبرد ولی خب گناهه و معصیت هم می کند. پس ما هم صبر بر طاعت داریم هم صبر بر چی؟ معصیت داریم. ۳.یک صبر دیگر هم داریم آن هم صبر بر مصیبت: یه صبر دیگه هم داریم اون صبر بر مصیبته. انسان به طور طبیعی از سه جا ممکنه مصیبت نصیبش بشه: * اشتباهات خودش: بهداشت رو رعایت نمیکنه، سرطان میگیره، مریض میشود، بچهدار نمیشه. رانندگی رعایت نمیکنه، تصادف میکنه. این به خدا ربطی ندارد. این اشتباهاتی که خودمان میکنیم. تصادف میکنیم، رعایت حلال و حرام نمیکنیم، بدهکار میشویم، مشکلات پیش میاد، ورشکسته میشویم، گرفتاریهای زیادی میاد برامون. این به خدا ربطی هم ندارد ولی خدا میگه باشد، تو اگر صبر بکنی، ناراحت نشی، شکر بکنیم، من همین گناهی که خودت مرتکب شدی، همین بلایی که خودت سر خودت آوردی، انتخابهای غلطت، رفتارهای تربیتی غلط که باعث میشود بچهت بعدا غیرقابل کنترل بشه، اشتباهاتی خودتو رانندگی کردی، تو خرید و فروش کردی، کلاه سرت گذاشتن، اینها را هم من برات هم کفاره قرار میدم، کفاره گناهات قرار میدم، پاک بشی. عیبی ندارد، من اینها را بزار به حساب من. ولی غصه نخور، عصبانی نشو، سر کسی داد نزن، کسی رو سرزنش نکن. این مهم هست. این مهم هست که شما حتی اشتباهات خودت را هم برایش بد اخلاقی نکنی، زودرنجی نداشته باشی، با کسی دعوا سرش نکنی. این یک. بعضی وقتها هستش که دیگران به ما یه مصیبتی را وارد میکنند. من الان کنار خیابون وایسادم، یه آتش جوانی احتیاط نمیکنه رانندگی. همین چند وقت پیش یکی از همین اعضای همین کلاس خودمان با خانمشون رفتن مسجد. بعد یه دختر خانومی از همین دخترهایی که باباشم خیلی پولدار و این دختر هم شیطان و هوس باز، با یکی از دوستاش تو رانندگی مسابقه میزارن در خیابان. راننده تصدیقم ندارد، گواهینامه هم نداره. تو همین رانندگی وحشیانه، خانم ایشان را زد کشت. کشت. خب خانم بله الان سر این آقا آمده ولی خب بندگان خدا در اثر عصبانیت چاقو میکشد، میزند به آدم. تو از رانندگی مثلاً بازی کسی میاد میزند یا بندگان خدا این کار را میکنند. یعنی یه احمقی پیدا میشه جنگ را میندازه. یه احمقی پیدا میشه میکروب کرونا رو، ویروس کرونا رو پخش میکند، همه جا مریض میشن. این کار بندگان خداست. دنیا دنیای اختیاره، باشگاهه. اتفاق بیفتد. یه بنده خدایی حسادت میکند بیخود به ما. اصلاً مگه ما کاری باهاش کردیم که دارد به ما حسادت میکنه. من که به اون ظلمی نکردم که. او داردحسادت میکنه، او بدجنسی میکنه. بعد بر اثر این حسادت و بدجنسی، میره برای شما هزار تا آسیب درست میکنه. آبروتو میبره، شغلتو ازت میگیره، بدگویی میکند یه جا، یه جا نانت را میبره. آدم کینهای، آدم بندگان خداست. خدا میگه من همین هم که بندگانم اذیتت کردن. پدرته، مادرته، شوهرت، بچه اذیت میکنه، خانواده همسرته. اینها را هم من هم کفاره قرار میدهم برای تو، هم درجات آخرتی قرار میدهم اگر صبر بکنی. صبر کن. کینه نگیر، ناراحت نشو. چون اینها تو را رشد میده. اینا تو نظام خلقت گذاشته شده تا تو عفو بشی، یعنی یاد بگیری که دیگران رو کینه نگیری. کسی که بخواهد به مقام عفو برسد، مقام خداست. خب تو میخواهی شبیه مربیت بشوی، پس باید کینه نگیری.
۲. اگر بخوای به مقام غفور بودن برسی، باید یک گونه رفتار بکنی که انگار اصلاً طرف مقابل هیچ کار بدی نکرده. اصلاً دلت نگه نداری هیچی را. هیچ چیزی توی دلت نگه ندار. هیچ چیز. خب این خیلی مهم هست. رد شو برو. اینو بزار به حساب خدا. خدا میگه به حساب من بزار. شما در مقام ائمه وقتی زیارت میخونید، میگویی چی؟ «صَابِرًا مُحْتَسِبًا»؛ اینها هم صبور بودن و زیرکیشون چی بود؟ این بود که به حساب خدا میذاشتن. خدایا بندگان در حق ما ظلم کردند. خدا میگه من جبران میکنم دیگه. خب پس دیگه ناراحتی برای چی؟ من همه اش را جبران میکنم. اگه بنده من تو رو اذیت میکنه، به جای اینکه با اون درگیر شی، کینه بگیری، انتقام بخواهی بگیری، خودت ناراحت بشوی، غصه بخوری، بدان که من جبران میکنم. پس من را وکیل قرار بده. به من توکل کن، به من اعتماد کن. من ظلم بندگانم به تو را جبران میکنم. دل تو راضی میکنم، خشنودت میکنم. گناهات آمرزیده میشود، مقاماتت بالا میره. خب این خیلی خوبه. از طرفی ظلم به بندگان به ما یه ذخیرهای هست برای ما. چرا؟ کی میتواند بگوید؟ تقلب کنید ببینم. اگر یه کسی ظلم کند در حق ما، مگر از خدا طلبکار نمیشیم؟ از خدا طلبکار میشیم دیگه. ذخیره است. فردا ما به کسی ظلم کرده باشیم، خدا میگوید خب حالا من جبران میکنم. ما هم زیاد ظلم میکنیم به بندگان خدا. ما هم بالاخره معصوم که نیستیم که. ممکن در حق بندگان خدا ظلم کرده باشیم. پس به جای اینکه رفتارهای بیاخلاقانه داشته باشیم در مقابل ظلمی که دیگران به ما میکنند، حواسمان باشد ما خودمان هم داریم به دیگران ظلم می کنیم، خدا روز قیامت به بندگانش میگه ببین این بنده من در حق تو ظلم کرده. تو هم در حق من خدا ظلم کردی. اگر میخواهی من ببخشمت، تو هم باید بندگان من را ببخشی. خب انسان اینجا یه طلبی از خدا دارد. خدای مهربون میگوید من بدهکار میشوم. میگم بدهکار میشوم باش. در مملکت من به تو ظلم شده. مارکت مملکت من به تو ظلم شده. من طلب جبران میکنم برایت. خدا ملک الناس است دیگه. پادشاه مردم هست. میگویم خدایا تو مملکت تو این بندگانت منو اذیت کردن. شوهرم بوده، خانوادهاش بوده، بچههام بودن، پدر مادرم بوده، زنم بوده، دوستام بودن، همسایهها بوده، مردم بوده، آمریکا بوده، انگلیس بوده، اسرائیل بوده. ظلم کرده بالاخره. خدا می گوید من جبران می کنم. خیلی خوبه. به شرطی که انسان بد اخلاقی و بیطاقتی و ناشکری و ناسپاسی نکند. یادمان باشد ظلم بندگان به ما یه ذخیرهای هست برای ما. برای قبر ما، برای قیامت ما ذخیره است. با ناراحتی و با عرض کنم خدمتتان که ناسپاسی و غم و غصه ضایعش نکنیم، خرابش نکنیم. چون روایتم داریم حضرت به این وقتی کسی یه مصیبتی میاد سراغش، دستشو اینجوری میزنه رو پاش از یا تو صورتش میزنه یا رو دستش میزند، اجرش از بین میرود. بیتابی نکن. صبر کن. اگه میشه جبران بکنه، خب آدم جبران میکند. ولی دست آدم هم نیست. حالا پدره دیگه چیکار میشه کرد؟ مادره، همسره، فرزندت هست، همسایهت هست. بله، دشمنان خدا ظلم کردند. آدم باهاشون میجنگه، سعی میکنه جبران کنه، میجنگه، جلو وایمیسته، دفع ظلم میکند یا یه غریبه از ظلم کرده که مثلاً آدم حق آدم را خورده، خب آدم میره دفاع میکنه، دادگاه تشکیل میده، دفاع از خودش دفاع میکنه. عیبی نداردولی نه با بد اخلاقی، با کینه، با بدجنسی، نه از راه حرام، نه آن کار غلط، از راه حق. پس این شد دو نوع صبر. چی ها بود بگویید ببینم. صبر بر طاعت صبر بر معصیت صبر چی؟ مصیبت.
مصیبت گاهی وقتا خودت سر خودت می آوری. گاهی وقتها دیگران می آورند . گاهی هم نه امتحان الهی هستش. یعنی خداوند مخصوصاً یه مصیبتی را میفرسته تا صبر تو، رضای تو، شکر تو رو امتحان کنه. من یادمه گفتم بهتون یه موقع که سرطان گرفتم، یه شب خواب دیدم حضرت را، امام رضا علیه السلام گفت دادیم بهت که شکرت را زیاد کنیم، امتحانم بشی. یک موقعی خدا به آدم میده. می گوید حالا یک سرطان داشته باش. یه مریضی میده بهت ببیند که تو بالاخره نق میزنی، غر میزنی، شاکر خدا هستی؟ میتوانی شادیت را حفظ بکنی، آرامشت را حفظ بکنی؟ پیش میاد.
لذت طاعت و مناجات با خدا
بنابراین ما با این سه تا مصیبت روبرو هستیم، با این سه تا سختی. طاعت، طاعت عاشقی هست، صبر نمیخواد، لذته. چون خدا میگه تو در طاعتت با من خلوت داری. تا اسب احسان قدرت میده. نماز، زیارت، توسل، روزه، حج، اینها همه اش کیف و لذت است. به شرطی که انسان این کار را کند. زن و مرد این کارو نکنند. ما چون با روح زن وای نماز روزه، وای الان دوباره باید سختیهای نمیدونم. تو یاد بگیر خودت آدمی. اگر انسان فهمید انسان هست، لذت میبره توی این طاعت خدا. اصلاً طاعتها رو گذاشته برای عشق بازی با خودش، برای آرامش ما، برای خلوت ما. ما با خانواده آسمانیمان خلوت بکنیم. با خدا، با فرشتهها خلوت بکنیم. قدرت بگیریم از این عیش و نوش، از این لذت. قدرت بگیریم. نه اینکه بگوییم خب حالا سخته ولی مثلاً من اینو انجامش میدهم. سخت نیست، یه لذته، یه دعوته. «یا من ذکره شرف لذاکرین». شما نگاه کنید ۸ میلیارد آدم رو کره زمینه، چند نفر این سعادت را دارند نماز بخونن، با خدا حرف بزنن؟ این سعادت را دارن ذکر بگن؟ این سعادت را دارم حرم داشته باشم، با خانواده آسمانیشون بتوانند برن زیارت کنند، ملاقات بکنند با شهدا، با صدیقین، با انبیا، با صالحین؟ اینا همش لذته. اینها همش موقعیت هست. اینها مثل چی میمونه؟ مثل اینکه انسان توی حالت رفته یه جای غریبه، کلی هم سختی داره. یه جایی که سختشه، مسافرت رفته. یه آشنا به آدم میخورد یا شما فرصت تلفن زدن به معشوقت را پیدا میکنی، به محبوبتو پیدا میکنه. دیدار و بازدید پیدا میکنی، آدم جانش آرامش پیدا میکند. الان که نشستیم ما خسته میشویم، یه دفعه این صدای اذان میاد به داد ما میرسد. صدای اذان دیدید که چقدر لذت بخش هست. یک دفعه به داد ما میرسد. بیایید برای مهرورزی. صلات یعنی رابطه عاشقانه با خدا دیگه. بیاید به سمت رستگاری. بیاید به سمت بهترین کار. آدم دیگه وقتی که همه کارا رو ول میکنه، میره تو صف جماعت میایسته. وسط مؤمنین، مؤمنی که حرمتش هم از کعبه بالاتره. وسط اینها میمونه، کیف میکند. آرامش داره. خدا دعوت کرده، اجازه داده. حالا آدمایی هستم که اصلاً همچین کاری عرضه ندارن بکنن. اجازه هم ندارند اسم خدا را ببرند. چون خداوند در بعضی از آدمها که بدش میاد ازشون، اولین کاری که میکند در روایت داریم، خدا میگوید تو دیگه نمیخواهی بیای نماز بخوانی. لذت مناجاتش را خدا میگیره از آدمها. چون گناه زیاد میکنند، معصیت میکنند، قدرناشناسی میکنند، ناسپاسی میکنند، شکر خدا را به جا نمیارن. این خیلی بده. بیلیاقتی میکنن، توفیق ازشون گرفته میشود. بنابراین ما باید لذت ببریم از اینکه خدا به ما اجازه داده که حضرت معصومه سلام الله علیها رو که شفیعه روز قیامت هست، فرمود به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت میشوند. یه همچین قدرتی داره. اینو دوست ما قرار داده، حامی ما قرار داده، ولی ما قرار داده. مولای ما قرار داده حضرت معصومه رو و ائمه ۱۴ معصوم، شهدا، امامزاده ها، انبیا، اینا خیلی لذت بخشه زندگی کنار اینها. قرآن را به ما داده. اینها همش کیف. صبر بکنید. طاعت خیلی صبری هم نداره، راحت انجام بده. بله مثلاً بخش حیوانی باید صبر بکند. شما باید بخش حیوانی بگید من میخوام روزه بگیرم. روزم یعنی چی؟ یعنی میخواهم بروم پیش معشوقم. پروری به تو غذا نمیدهد. به تو غذا نمیدهم نه به خودم. حالی که تو روزه هستش، آدم فکر میکند خودش بیغذاست. در کدام بخشش بیغذاست؟ بخش حیوانیش بیغذاست. صبر کن. این همه ۱۱ ماه خوردی هر وقت دلت خواسته. پرخوری هم کردی. یه ماه صبر کن. من میخواهم خلوت داشته باشم، آرامش داشته باشم، میخوام برم ماه عسل. میخواهم برم با خدا خلوت کنم شبش روزش. این آرامشو داشته باش. ولی وقتی تو خودتو حیوان میبینی، اما اومدن ماه رمضون ناراحتی، از رفتنش خوشحالی. از اینکه وقت نماز بیاد ناراحتی. وقتی نمازت را میخونی آخرش راحت شدم. بخونم راحت شم. انگار که یه بلایی هست، انگار که یه مصیبتیه، انگار که یه توهینی به آدم. بخوانم راحت شوم. تو نماز. خدا رحمت کنه مرحوم قاضی را میفرماید خود ما اگه قیامت نذارید عبادت کنیم، آخرت نماز بخونیم، چیکار کنیم پس؟ بهترین لذت انسان در زندگی هم آغوشی با خداست. حرف زدن با خداست. حتی ارتباط جسمی. ببین حضرت میفرماید شما وقتی که سرتونو میذارید در سجده، سرتو رو پای خداست. تمرین کنید حالا ایشالا رفتید خونه یه مقدار تمرین کنید. وقتی سرتون روی سجده میذارید، روی مهر میگذارید، قشنگ دقت کن، معرفت با معرفت سرتو بذار رو پای خدا ببین چقدر حس قشنگی داره. چقدر لذت داره. آدم آروم میشود. چه کیفی. در بغل خدایی. پس اینها دیگه سختی نداره. اون بقیه رو که سختی داردباید صبر بکند انسان.
صبر، روشی برای پیروزی و رشد
آدمی که صبور نیست، صبر دقت کنید، صبر فقط یه کار نیست که بگوید آقا صبور باش، صبر کن. صبر یه روش زندگی است. توجه کنید. یه سبک زندگی هست. آدم در شعر ما هم هست. صبر و ظفر. چی؟ یادتون هست؟ صبر و ظفر دو برادر قدیمند. دو یار قدیم اند. صبر و پیروزی. در اثر صبر نوبت ظفر آید. شما الان میخواید دیپلم بگیری، باید صبور باشی و درستو بخونید و وقتی بهش می رسید به مقام می رسید. ارشد میخوای بخونی، کنکور میخوای شرکت بدی، دکترا میخوای بگیری، میخوام مجتهد بشه. کسی میخواد خیاط شه، میخواد نقاش بشه، میخواد هنرمند، میخواد به کمالات برسد. روش صبر خودش یعنی پیروزی. لذا به حضرت سجاد علیه السلام گفتند آقا عقل یعنی چی؟ فرمود: «العقل تجرع الغصه حتی تنال الفصه»؛ غصه رو جرعه جرعه بنوشی تا نوبت پیروزی تو هم برسه. صبر اینجوری هست. صبر انسان را به پیروزی میرسونه. اصلاً یه روشه صبر. آقا من الان به خودم دستور میدهم که صبور باشم. سیاست صبر را در پیش میگیرم. بله سختی هم داره، خونه دلم دارداما صبر یعنی تو وایسی خدا قشنگ بتراشدت، خوشگلت بکند. اگر صبور نباشی، عیبهایت برطرف نمیشه، زیبا نمیشوی. شما یه تیکه سنگ را در نظر بگیرید چقدر قیمت داره؟ خیلی کم. اما این سنگو میارن دست یه سنگ تراش. تراش مرمرش میکند، تراشش میده ولی خیلی زیبا میشود. قیمت میره بالا. هر یه تیکش به اندازه اصل اون تیکه سنگ قیمت پیدا میکند وقتی تراش میخوره. میشود یه مجسمه. یه چوب خالی خیلی ندارد. مبلمان میکننش، میتراشنش، منبت میکنن. میشه یه مبل. دهها میلیون قیمت پیدا میکند. ما آمدیم در دنیا تراش بخوریم تا شبیه الله بشویم. شبیه مربی مان شویم. اینو حواست باشد که داری تراش میخوری. نق نزن، غر نزن، بیصبری نکن. بزار به حساب خدا. خدا میگوید بابا من زندهام. من ابدیت تو حیات جاودانه داری. همه چیز که اینجا نیست توی دنیا. خدا رحمت کنه این ذکر اعظم خدا. استاد آیت الله مجتهدی همیشه به ما یاد میداد. می گفت این ذکر رو بگویید: «این نیز بگذرد». شما توی زندگیتون چقدر شده روزایی که خیلی کامتون تلخ تلخ تلخ بوده، گفتید فاجعه است دیگه الان همه چی نابود میشود ولی خوب گذشت. توسل کردید، استغفار کردید، صدقه دادید، دعا کردید، گذشت. الان چیزی از آنها دیگه توی ذائقه شما نیست. تموم شده رفته. ولی خب اجرش مانده. پاداش خدا مونده. برای همین انسانی که بیتابی میکند، زود عصبی میشود، زود نتیجه میگیره، زود تصمیم میگیره، کلافگی داره، زودرنجی داره، کینه میکند، این اجرش را از دست میده. اون فرصت آمرزش گناهاشم از دست میده. بدتر گناهکار میشه وقتی صبور نیست. صبور نیست و هم گناه تولید گناه میکند، هم فرصت آمرزش گناهان خودش و درجات آخرتی را هم از دست میده. بنابراین بهترین کار این هستش که ما این روش را در پیش داشته باشیم. یعنی قبول کنیم که باید در صحنه زندگی صبر داشته باشیم.
پناه بردن به خدا از ضعف صبر
حالا این صبر چیکار میکند؟ چه عاملی داره؟ چقدر از کجاها میتونیم نیرو بگیریم؟ همه اش توضیح دادیم دیگه ما در دوره و قدرت در سایه سختیها. در آنجا توضیح دادیم. در دوره غم توضیح دادیم. در دوره شادی گفتیم. عزیزان به او مباحث انشالله مراجعه کنند. پس این ضعف صبر انقدر خطرناک هست که آقا امام سجاد میگوید: خدایا پناه میبرم به تو از ضعف صبر. پناه میبرم به تو که من یه موقع صبرم ضعیف نباشه. عجول باشم، بیطاقت باشم، زود تصمیم بگیرم. این نیاید سراغم. این آن چیزی هست که ما باید برایش دعا کنیم که خدایا به من صبر بده. من بیپناهم. تو مربی منی. «لا حول ولا قوة الا بک». هیچ حول و قوهای نیست مگر تو. اما هرچی داریم از تو داریم. ما از خودمان عرضهای نداریم. «لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَ لَا ضَرًّا و لا موتا ولا حیاة ولانشورا». خدایا من از خودم هیچ توانی ندارم، عرضهای ندارم از خودم. ما نماز هم که میخوانیم میخوایم بلند شیم بشینیم میگیم چی؟ «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ». خدا نخواد من اصلاً نمیتونم پلکمو بزنم. شما دیدید یه موقع خدا میگیره اینو از آدم. بعضی از آدما الان پلک چشمشون سالمه ولی چشمشون بسته است. اگه بخوام ببینم اینجوری میکنم باید بازش کنم چون پلکو توان ندارم پلکشون را باز کنم. خدا این جوری به آدم یاد میدهد. حول و قوه یعنی این. ما همه چیزمان از خداست. ما الان حیاتمان از خداست، توانمون از خداست، وجودمون از خداونده. به خدا بگوییم خود ما اوج ضعفیم. اوج نیازیم. تو به ما صبر بده. ببین مادر ما حضرت زهرا سلام الله علیها چقدر قشنگ ما را تربیت کرده. دعاشو خوندم براتون جلسات قبل. خدایا میخواهم بخوابم. تو به چشمای من کمک کن که بخوابند. یعنی این جوری نیست که بگویم من آدم قوی هستم خودم هر وقت دلم بخواهد میخوابم. همین که بگویی من خودم حرف خودمو تا گفتی خوابت نمیبره. خستهام هستی. دو روز هم نخوابیدی ولی الان که میری توی رختخواب احتیاج داری که بخوابی، ولی نمیتونی بخوابی. مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها بصیرت بزرگ به ما میدهد که ما هیچی از خودمان نداریم. لذا باید دعا بکنیم. دعا برای همین هست. اینکه امام سجاد علیه السلام دعا میاره میگوید پناه ببر به خدا از ضعف صبر یعنی تو باید قدرت بگیری از کانون قدرت. هی نگو خودم خودم خودم. بگو خدایا میخوام بخوابم. کمکم کن بخوابم. خدایا به من صبر بده. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا » خدایا صبرت را بر ما نازل کن. «ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا»؛ قدمای ما رو محکم کن. «و انصرنا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ». دعایی است که رزمندگان میخونن دیگر در مواجهه با دشمن. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا و انصرنا علی القوم الکافرین». کمکمان کن. خدایا تو کمک کن. بنابراین اینکه امام به ما یاد میده که به خدا بگه پناه میبرم به تو از ضعف صبر، یه کلمه، یه جمله است. جایی که فشار میاد بهت همین یه کلمه فارسی بگو خود پناه بر تو. در ادبیات ما خیلی چیزهای قشنگی هست. یکی از چیزهای قشنگ که هست این هستش که خانوادهها تا بهشون سختی میرسد، چی میگوینذ؟ بسم الله. اسم خدا رو بیارم یا پناه بر خدا. دیدی میگویند خانوادهها؟ پناه بر خدا. همین خیلی ارزش دارد پناه بر خدا. خدایا یه مشکلی پیش آمده پناه میبرم به تو. پناه بر خدا. همین خیلی ارزش بزرگیه. عربی بگه «اللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ضَعْفٍ» نه فارسی. پناه بر خدا. خدا به تو پناه میبرم. خدایا کمکم کن. خدایا یاری ام کن. این توجه به حق تعالی، توجه به اینکه تو عین ربط و عین ضعف در مقابل خداوند، باعث میشود که بهت قدرت برسد. باعث آرامشت میشود، باعث شادیت میشود، باعث میشود که تو همیشه در زندگی ات یه الله داشته باشی که بهش تکیه بکنی. زندگی خیلی لذت بخش هست که انسان خدادار باشد. خداداری بکند، خدا را داشته باشد تو زندگیش. اونی که خدا را ندارد، امام سیدالشهدا دارد در دعای عرفه: «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ»؛ خدا چی پیدا کرده با کسی که تو رو گم کرده؟ کسی تو را نداردهیچی ندارد. «وَ مَاذَا فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ»؛ چی گم کرده کسی که تو را دارد؟ چی ندارد کسی که تو را دارد؟ خداداری تو زندگی باعث میشود انسان در اوج سختیها شاد باشد، آرامش داشته باشد، امید داشته باشد و بدون هیچ کدام از سختیهایی که در زندگی بهش میرسد، مفت نیست. خیلی هم گرونه. باید قدرشو بدونه.
عزیزان من این را فقط یادتان نرود. توجه داشته باشید که سختیهای زندگی ما یکی از بزرگترین ذخایر ماست روز قیامت. روز قیامت کی ثروتمندتره؟ کسی که چی کشیده باشد؟ سختی. بار سختیهاش رو زندگی بیشتر باشه. این ذخیره است. میاره آنجا خیلی ثروت هست در شب اول قبر به بعد. ثروت زیادی هست. بنابراین احساس بدبختی و بیپناهی و بیچارگی و نمیدونم احساس بدی نداشته باشیم. اینها ذخیره است. با خودت ذخیره داشته باش با خودت بیار در حیات جاودانه داریم. حالا آنهایی که خیلی خوش به حالشون هست، ظاهراً هیچ مشکلی ندارند، آنها دست خالی میروند آن طرف دیگه. دست خالی میرود. آن همه اش خوش گذرونده. هرچی میخواسته داشته. هرچی میخواسته داشته. خوراکی داشته، وضع زندگیش خوب بوده، همه چی داشته. خب این وقتی میرود آن طرف، اگر عبادتی، کار خیری، اگر نمیدونم باقیات صالحاتی، اگر چیزی نداشته باشه، بیچاره است. مصائب سختیها ذخایر عالم بقا هستند برای همین ما مفت از دستش ندهیم. با بیتابی، با بیاخلاقی، با ناشکری خرابش نکنیم. پناه ببریم به خدا از ضعف صبر.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.