انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه 12 01/11/1402
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان و وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه علیه السلام صلواتی بلند ختم بفرمایید. به محضر مقدس حضرت امام جواد علیه السلام صلوات دوم را هم بلند ختم بفرمایید. صلوات سوم رو هدیه میکنیم به وجود مقدس همه انبیا اولیا صدیقین صالحین شهدای اسلام شهدای انقلاب اسلامی دفاع مقدس مدافعین حرم و شهدای امنیت و امام الشهدا.
فراز پنجم و آخرین فراز از دعای هفتم را امشب می خوانیم که دیگر دعای هفتم تمام بشود. «ولا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضک و استعمال سنتک» بحث سر غمها و غصهها و مشکلاتی هستش که سراغ انسان می آید حضرت راجع به برخورد با مشکلات و درخواست رفع آن ها آموزش های بسیار مهمی را به ما دادند. چیزهایی که خیلی مهم است این هستش که حضرت میفرماید عرض میکند به خداوند که خدایا مرا با غم ها و هم ها و دل مشغولی هایی که دارم،باز ندار از اینکه بخواهم واجبات تو را انجام بدهم یا به سنتها و قوانین تو عمل کنم یعنی چه،یعنی خدایا یک جوری نشود که من در این دردسرهای زندگی فراز و نشیب های زندگی هم و غم ها و دل مشغولی های زندگی یک جوری نشود که اصلا نتوانم به وظایف انسانی خودم و آن عهد بندگی خودم عمل کنم،این را خواهش میکنم دقت کنید چون بسیار این مسئله مهم است سر صدا خیلی زیاد است نمیدانم بچه ها اگر در کلاس هستند آرام شان کنید یا از جلسه خارج شان کنید ببینید انسان باید به این توجه داشته باشه که برای چه آفریده شده هدف از خلقت او چیست،قبلا هم بارها اینو توضیح دادیم خداوند با دمیدن روحش در انسان در انسان ظرفیت رشد بینهایت را آفریده این رشد بینهایت معنایش خلیفه اللهی هست که در قرآن درباره اش توضیح دادند و صحبت کردند و ما هم صحبت کردیم لیاقت انسان مقام انسان خلیفة اللهی است انسان آفریده شده برای این در عظمت انسان همین بس که خداوند فرمودند همه چیز را برای تو خلق کردم هر چیز که می بینی هر چیزی که در آسمان و همه آسمان ها و زمین است از کسی که خودش رو نشناسد فهمی از خلقت نداره چون محور خلقت و دلیل خلقت انسان است نکته بعد این است که باز در عظمت انسان می فرماید«ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»خیلی خواهش می کنم دقت کنید دقیق به این مسئله. من جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبودیت خودم یک مقام بزرگی است شما نگاه کنید اساتیدی که می خواهند کسی را پرورش دهند مثل مربی ها یا اساتید بزرگ هرکسی را به شاگردی قبول نمی کنند خدا رحمت کند مرحوم سید علی آقای قاضی استاد عرفان مرحوم علامه یا مرحوم شاه آبادی استاد امام ببین چقدر سخت گیر بودند امام برای اینکه در دل مرحوم شاه آبادی جا کند تا او را بپذیرد امام را برای تربیت چه کارهایی کردکه استاد راضی بشود به او یک درس عرفان بدهد مرحوم قاضی کمتر از مجتهد را برای تربیت قبول نمی کرد چرا اساتید هستند سخنرانی می کنند معلمند مستمع دارند منبر می روند کلاس دارند. بحث دیگهایه اما اینکه یک کسی رو به عهده بگیرند و تربیتش کنند به راحتی امکان پذیر نیست چون تربیت یعنی شاگرد و استاد به گونهای رابطه داشته باشند که مربی بتواند کاملاً استعدادهای متربی و شاگرد را شکوفا کند و و شرط تربیت اطاعت و عبودیت است. در همه باشگاهها و بخش جمادی گیاهی عقلی و فوق عقلی شرط تربیت عبودیت است. شما الان میخواهید کلاس ورزشی بروید اگر عبودیت نداشته باشید نسبت به مربی خودتان شکوفا نمیشوی اصلاً هم شبیه مربی نمیشوی. وقتی خدا میگوید من شما را نیافریدم مگر برای عبودیت خودم یعنی من رب شما هستم و مربی شما هستم لیاقت بالایی است خیلی مهم است بالاترین درجه انسان این است که خدا در باشگاه بپذیردش. یکی از چیزهایی که ما را خوشحال میتواند بکند و سرمست میتواند بکند اینکه خدا ما را پذیرفته است و ما را به دنیا آورده پذیرفته آن هم کامل ترین دین با حقیقی ترین مربی های عالم چهارده معصوم خیلی فرق می کند وضعیت ما با کسانی که اقصی نقاط عالم دارند زندگی می کنند. خدا ما را با این بزرگی خلق کرده که ما خلیفه او شویم شبیه او شویم قوای ما برای تشبه به حق تعالی به کار گرفته شود. انسان باشیم بارها گفتم ما نه جمادیم نه گیاهیم نه زن و مرد و خانم و آقا هستیم و نه فرشته هستیم اینها بخش های وسیله ای ما هست ما انسانیم. با همه اینها فرق دارد. این چهار در استخدام و اختیار انسان هستند در خدمت انسان هستند. اما اصالت ندارند خواهش میکنم دقت کنید غمها و غصهها مربوط به کدام بخش است؟مربوط به بخشهای پایینی است. انسان نسبت به بخش های بالایی هم غم و غصه دارد اگر آدم باشد، اگر آدم نباشد اصلا برایش مهم نیست. اگر انسان بود چرا مثلاً کسی رفته کلاس کاراته الان عقب مانده مربی توبیخش کرده هم تراز بقیه متربی ها نتوانسته رشد کند. عاشق رشتهاش است مریض شده نتوانسته برود. دست و پایش شکسته تصادف کرده نتوانسته در آن رشته دیگر نمیتواند کار کند. برای همیشه تا آخر عمر محروم می شوند این ها غصه های کسی است که می خواهد زیر نظر مربی کار کند حالا کسی که فهمیده انسان است و باور کرد انسان است اگر باور کرد انسان است در باشگاه خدا ثبت نام می کند برایش مهم است که این مسیر را طی کند عبودیت یعنی من بندگی مربی به بزرگی الله را بکنم. و افتخارم این است که یک ربی به بزرگی الله دارم. سبحان ربی آن هم ربی چه ربی العظیم سبحان ربی الاعلی چقدر قشنگ است این چقدر عاشقانه است منزه است.پاک است آن مربی عظیم من و مربی اعلی من.خیلی قشنگ است اگر انسان بفهمد که انسان است و بعد با انسانیتش شکوه کند با بخش انسانی سجده کند این کلمات فوقالعاده لذت دارد یک ترانه عاشقانه است.اما چون با بخش خانومی و آقایی مان نماز می خوانیم معمولا با بخش حیوانی از این کلمات درک درستی نداریم مثلا سبحان ربی الاعلی سبحان ربی العظیم چون اصلا او را به عنوان رب نپذیرفته ایم در کلاس رب هم شرکت نکردیم ثبت نام هم نکردیم حرکت مان حرکت عبودیت به سمت ربوبیت نیست.نمی خواهیم مربی بشویم.نمی خواهیم حرف گوش کنیم تا به مقام مربی برسیم آمدیم زندگی کنیم شوهر کنیم زن بگیریم دکتر شویم مهندس شویم استاد شویم وزیر و وکیل بشیم آمدیم اینجا مثلا نماینده مجلس شویم آمدیم اینجا دکتر شویم مهندس از این چیزها آمدیم زندگی کنیم فقط وقتی من نفهمم آدمم در بخش های پایین هم شکست می خورم. هم در بخش جمادی هم گیاهی و هم در بخش عقلی بسیار شکست میخورم. اما اگر کسی باور کرد انسان است یقین کرد انسان است. بزرگترین دغدغهاش این است که من از باشگاه بیرون نروم. آن جوانها را شما نگاه کنید میروند باشگاه مثلاً باشگاه فوتبال باشگاه والیبال باشگاه بسکتبال و خیال دارند حرفه ای بروند تا جهانی،می خواهند قهرمان جهانی شوند این همه زندگی اش را تابع همین باشگاه رفتنش می کند ازدواجش رفتارش با همسرش رفتارش با بچه هایش رفتار با والدینش.کارهای دیگرش همه اش این است که با باشگاه هماهنگ کند خدا نکند یک روز از باشگاه عقب بماند خدا نکند یک روز مربی از باشگاه اجازه ندهد. بیاید در باشگاه خدا نکند یک روز محروم شود خیلی برایش سخت است اگر کسی فهمید انسان است و یقین کرد که انسان است برای در باشگاه خدا بودن بی نهایت مهم است برای همین وقتی می خواهد با مربی اش یعنی الله صبحت کند به مربی اش می گوید خدایا من سرکار نباشم.من یک جوری درد سر های زندگی مشغولم نکند.من استعداد دارم به قرب تو برسم به عشق تو برسم خدایا یک کاری نکن که من آنقدر گرفتار جسمم دستم را نگاه کنید گرفتار بخش های جمادی مسائل اقتصادی مسائل بدنی مسائل زندگی و خانواده و اجتماع مسائل درس و علم شوم که دیگر اصلا از تو غافل شوم که دیگر انسان نشوم رشد نکنم خیلی مصیبت بدی است این چهار تا خیلی خطرناکند معشوق های چهارگانه می تواند یک آدم را تا آخر عمر اسیر کند.و اصلا این نفهمد که آدم است تمام دردهایش هم تا آخر عمرش زنانه است مردانه است غصه ها و عقده هایش ناراحتی هایش شادی هایش غم هایش آرمان هایش همه دغدغه های غیر انسانی است غصه های غیر انسانی است آرزو های غیر انسانی است. اگر انسان این را فهمید خیلی مهم است می رود ثبت نام میکند باشگاه خدا میگوید میخواهم انسان شوم. گول نه شوهر کردن و زن گرفتن و بچهدار شدن و مامان و بابا بودن را می خورم نه گول موقعیت های اجتماعی و نمی دانم ریاست و مقام های اینجا را می خورم.نه گول نعمت ها را می خورم حواسم هست که چه کسی هستم و باید چه باشم. میخواهم در باشگاه باشم میخواهم آدم حساب شوم. عنوان یک آدم دیده شوم نه به عنوان یک زن یک مرد به عنوان دکتر مهندس عالم میخواهم به عنوان یک انسان دیده شوم. به من احترام انسانی گذاشته شود. تنها کسی که میتواند تمام احترامات انسانی را به خودش جلب کند که اول خودش عاشق خودش بشود. اول خودش را به عنوان یک انسان دوست داشته باشد. از انسانیتش لذت ببرد نه از زن بودن و مرد بودن. از دکتر و مهندس و استاد بودنش. بلکه از انسان بودنش. یعنی باور کند که انسان است ایمان بیاورد که انسان است. یعنی چه چیزی داشته باشد؟ معرفت نفس نه علم نفس،علم همان چیزی است که من دارم سر کلاس به شما می دهم دیگر.من معلم هستم سخنران هستم شما هم شنونده اید. همین اطلاعات دست آدم میآید اما اگر این اطلاعات رفت در قلب یک نفر و یک نفر عاشق خودش شد. عشق خدا یعنی به عنوان یک انسان عاشق خودش شد یعنی رفت روی قیمت انسانی بخواهد به خودش احترام انسانی بگذارد بخواهد حرمت انسانی ببیندش بخواهد آسمان فرشتهها ملائکه و ائمه هم با او رفتار انسانی داشته باشد. ما وقتی میرویم حرم دائماً جیغ و داد میکنیم شوهر میخواهم من میخواهم بچه میخواهم مشکل مالی دارم تو داری به معصوم میگویی به من نگاه حیوانی داشته باش. به بخش حیوانی من رحم کن. اما هیچ وقت نمیروی به معصوم بگویی که من بچه تو هستم من فرزند تو هستم. من میخواهم زیر نظر تو به بزرگی تو تربیت شوم. حواست به این باشد.حواست به من باشد من که میگویی حواست این خانم نیست این آقا نیست. حواست خودت هستی یعنی آن که از جنس خداست. آنکه روح خداست به آن است چقدر قشنگ است وقتی میرویم زیارت اهل بیت قبلا هم گفتم وقتی که وداع می کنید بعد از عالیة المضامین است وداعش این را حتما بخوانید هر وقت می روید هم زیارت و دعای عالیه المضامین را بخوانید اگر نخوانیدید انگار که اصلاً زیارت نکردید. یکی هم چه چیزی وداع روز آخر وداع بعد از عالیه المضامین است. السلام علیکم یا اهل بیت نبوت یک ذره است تقریباً یک صفحه است حدوداً سلام را میگویید و بعد خیلی عاشقانه است این وداع. عاشقانه است ولی آخر چه میگویید شما. «اجعلونی من همکم و صیرونی فی حذبکم» به معصوم می گویی مرا جز دغدغه هایت بگذار. به من فکر کن تو الان دعای هفتم درسمان شکایت از اهتمام است دیگر یعنی دغدغه داشتن دل مشغولیهای مزاحم حالا تو رفتهای به معصوم می گویی مرا جز دغدغه هایت بگذار.خیلی حرف است چقدر هم امام خوشحال می شود یک نفر بچه اش به عنوان انسان برود زیارتش کند.نه به عنوان یک خانم آقا استاد دکتر مهندس نمی دانم پدر مادر.از اینها نه. حواسش باشد یک آدم است رفته ملاقات انسان کامل بداند فرزند معصوم است و رفته ملاقات خانواده آسمانی اش.بداند متربی است رفته سراغ مربی اش.حالا مربی چه چیزی صحبت می کند؟اجعلونی من همکم به من فکر کنید. به امام رضا می گوییم آقا حواست به من باشد مرا جز دغدغه هایت قرار بده. خیلی حرف است«و صیرونی فی حزبکم» مرا جز حزب خودتان قرار دهید. حزب خیلی بالا است حزب را قبلاً توضیح دادم در همین دوره شرح دعا توضیح دادم حزب خیلی بالا است هم حزبی بودن با امام یعنی همکار شدن یعنی کنار امام برای تقدیرات بندگان خدا نقشه ریختن همکاری. یعنی امام تو را انتخاب میکند میگوید مگر شاگرد نیستی بیا کمک من من میخواهم در کاری که میخواهم برای بندگان خدا انجام دهم از تو کمک بگیرم یک بخشی از وظایفم را بسپارم به تو این خیلی بزرگی است یک کسی را امام قبول کند به عنوان هم حزبی خودش. بگوید بیا کنارم بایست به تو کار بدهم. این خیلی مهم است یک بار یک انسان مصرف کننده است انشاءالله آقا امام زمان به زودی ظهور کند وبعد بعضیها را انتخاب میکند بعضی ها رعیت اند یعنی در حکومت امام زمان زندگی می کند.ولی امام بعضی ها را صدا می کند می گوید بیا می خواهم در این دولت کریمه جایگاه مهمی به تو بدهم هر شب ماه رمضان شما این را میخواهید هر شب ماه رمضان شما میگویید آقا من در آن دولت جا میخواهم من نمی خواهم آدم عادی باشم نمی خواهم یک آدم معمولی باشم.می خواهم یک مقام انسانی بزرگ داشته باشم.مقام خیلی مقام دنیایی است.تو الان بگویی مقام می خواهم یعنی بحث حیوانی است مقام در حکومت امام زمان مقام جنبه حیوانی ندارد.یک کسی باید شبیه امام باشد تا امام به او پست بسپارد. مقام به او بدهد خیلی فرق می کند پس وقتی به امام می گویی من می خواهم مقام داشته باشم یعنی می خواهم جایگاه انسانی بالایی داشته باشم پس برای کسی که آدم است این خیلی مهم است که در برخورد با مربی اش یعنی الله بگوید خدایا یک کاری نکن من مشغول جی جی های زندگی و دغدغه های زندگی بیوفتم از انجام واجبات و سنت بمانم یک دعا هم داریم حالا بعدا می رسیم به آن؛اگر عمری باشد البته ما آن دعا را در مشهد شروع می کنیم دعای بیستم است ان شاالله. مکارم الاخلاق فوق العاده مهم است توصیه میکنم به عزیزان دعا را بخوانند حداقل هفتهای یک بار به شما قدرت میدهد. خیلی کمکتان میکند اصلاً خواندن آن دعا شما را پرورش میدهد. در اینجا هم که شما دعا میکنید بخشی دارد که حالا خیلی هم مهم است این بخش. عرض میکند به خداوند که «وقفنی ما یشغل للاهتمام به »اول این دعا را نگاه کنید فراز پنجم همین دعای هفتم می گوید فلا تشغلنی بالاهتمام آنجا می گویی وقفنی ما یشغل للاهتمام خدایا بی نیازم کن از چیزهایی که قرار است مرا مشغول خودش کند یک کاری کن اصلا من اینجوری دغدغه های اینجوری نداشته باشم بتوانم راحت در باشگاه بروم بزرگ تربیت شوم.رشد بکنم نگذار محروم شوم بعد «واستعملنی بما یسئلنی غدا عن» خوب دقت کنید مرا به کاری وادار کن که قرار است فردای قیامت از من سوال کنی ما پنجاه سوال باید قیامت جواب بدهیم وقتی قرار است ما ۵۰ سوال در قیامت جواب بدهیم باید الان برویم سراغ آن ۵۰ سوال شناسایی بکنیم چه چیزهایی است این ۵۰ سوال که قرار است روز باید جواب بدهیم همه دیگر. هر یک عددش را نتوانیم جواب بدهیم گرفتار میشویم. پس ما باید وقتمان را الان بگذاریم ببینیم این ۵۰ سوال چیست اصلاً. برای همین هم گفتم عزیزان حداقل یک دور حالا ما همین بحث را داریم در اصفهان به نام زندگی زیبا شرح رساله حقوق امام سجاد. امام سجاد ۵۰ حق را آنجا معرفی می کند.این ۵۰ سوال که شما باید بلد باشید تقریبا همین هاست حداقل آدم یک دور رساله حقوق را بخواند یا شرحش را بخواند یک جلد که کاری ندارد چند ساعت بیشتر وقت نمی گیرد یا مثلا چیست اینها که من باید زندگی ام را بر اساس این پنجاه تا تنظیم کنم. اگر نه سرم خیلی کلاه میرود می روم وارد برزخ میشوم اصلاً آمادگی ندارم. هم من این را به عزیزان عرض کردم که رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست یعنی ما الان جنین در رحم دنیا هستیم به زودی متولد میشویم به برزخ. آن چیزی که آن عالمی که بینهایت زیبا بزرگتر است از اینجا نداشته باشیم تا متولد شویم اول بدبختی است. اول بیچارگی و عذاب است. ما باید نسبت به آن شرایط حقیقی سالم متولد بشویم و سالم متولد شدن نسبت به آنجا مربی میخواهد استاد میخواهد تمرین میخواهد کار میخواهد مثل جنینی که در رحم دارد رویش کار میشود تا در دنیا آماده بشویم ما هم وقت داریم خودمان را برای برزخ آماده کنیم تا سالم متولد شویم قرآن هم می فرماید «الا من اتی الله بقلب سلیم». هیچ چیز به درد شما نمیخورد مگر اینکه حتما با یک شخصیت سالم تولد بشوید. هیچ چیز به درد نمیخورد. پس باید سالم متولد شویم لذا حضرت عرض میکند «واستعملنی بما تسئلنی غدنا عنه»مرا به کاری وادار کن که قرار است بعداً از من سوال کنی. بعد واستفرغ ایامی فقره سوم در این همان دعای بیستم،«واستفرغ ایامی فی ما خلقتنی له»، دارد یادمان می دهد. وقتم را فارغ کن برای هدفی که برای آن آفریده شدهام.یعنی چه،وقتم را فارغ کن ایامم را برای آن هدفی که خلق شدهام هدفی که خلق شدهام چیست ؟که شبیه تو بشوم.انسان بشوم.پس یعنی چه؟یعنی خودت وقتت را فارغ کن یعنی خودت برنامه زندگی ات را تنظیم کن یک جوری که با هدف خلقتت منافات نداشته باشد. یعنی باید برنامه ریزی داشته باشید. اگر برنامهریزی نداشته باشید فقط مشغول خاله خاله بازیهای زندگی میشوید یا همه اش درس میخوانید صبح تا شب یا ورزش،از صبح تا شب خاله خاله بازی های زندگی را داشته باشید.پس من چه وقت می خواهم زیر نظر مربی باشم چه وقت می خواهم آدم شوم چه وقت قرار است من آدم شوم چه وقت قرار است من شبیه خدا شوم چه وقت قرار است من رحمان و رحیم شوم.چه وقت قرار است من غفور شوم چه وقت قرار است من ستار شوم چه وقت قرار است من جواد شوم چه وقت قرار است من کریم شوم ماشالله مربی می شوم دیگر اینها اسم های مربی است گفتیم سه چیز اصلی این بود رحمانیت و رحیمیت آرامش و شادی اینها محصول یک کار خوب روی آدم است اگر کسی روی خودش کار کرد حتما رحمان و رحیم است حتما کینه ای نیست حتما گذشته به یادش نمی آید.نه گذشته خودش نه گذشته دیگرانحتما با کسی درگیر نیست حتما یک شوهر خوب یک زن خوب است حتما فرزند خوب است حتما یک جاری خوب یک باجناق خوب یک عروس خوب یک داماد خوب است حتما یک بنده خوب است یک همسایه خوب است یک آدم دوست داشتنی آرام،آرام یعنی چه آرام باشد یعنی اضطراب نداشته باشد جیغ و داد نکند بی تابی نداشته باشد حسادت نداشته باشد زندگی اش را با کسی مقایسه نکند با کسی مسابقه نداشته باشد نه از این چیزها رنج نداشته باشد و چه چیزی؟ شاد باشد. اگر شاد نیست آرام نیست و رحمان و رحیم نیست یک عالم دینی قوی هم باشد می رود به جهنم.فرقی نمی کند. رئیس جمهور باشد دکتر مهندس باشد فرقی نمیکند میرود به جهنم. پس پس من باید بگویم وقتم را فارغ کنم برای این کار من چطوری یعنی فضاسازی کنم از وقتم در طول هفته شب روز من چه چیزهایی را باید یاد بگیرم پیش کدام استاد بروم پیش کدام مربی بروم چه تمرینی را باید انجام بدهم تا به سمت هدف خلقتم حرکت کنم و روز به روز نزدیک شوم شاخص های نزدیکی را هم گفتیم دیگر.بگویید یک بار دیگر شما خودتان رحمانیت و رحیمیت آرامش و شادی.این نشان می دهد یک شخص دارد در باشگاه رشد می کند.اگر بی تابی ندارد اضطراب ندارد جزع فزع ندارد.قرص اعصاب لازم نیست بخورد.ذعوا ندارد عصبی نیست حسادت ندارد شاد است مهربان است از کسی کینه ای نمی گیرد این یعنی دارد رشد می کند.پس من باید وقتم را فارغ کنم واستفرغ ایامی دعاست اما دارد به تو روش یاد می دهد برنامه ریزی زندگی ات را جوری بکن که آدم شوی اگر مردی بروی در بهشت و بالاتر از بهشت.اینجوری برنامه ریزی کن آنقدر سراغ پول غذا شکم و رفتن با بچه با همسر خانواده اجتماع فامیل با کار علمی نشو که از آدمیت بیوفتی اینها ابزارند به اندازه ای با اینها زندگی کن که به بخش پنجمت به بخش انسانی ات لطمه وارد نشود.حالا نگاه کنید شعر مرحوم الهه قمشه ای چقدر قشنگ است.می گوید ترسم که این تن تن این چهار تاست که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم. میگوید من میترسم کارهای مالی پولی بدنی غذایی شکمی بچه داری دختر پسر بازی زن بازی خاله خاله بازی های زندگی درس بازی علم بازی استاد بازی شاگرد بازی،یک موقع باعث شوم من سقط شوم. اصلا یک موقع می بینم کودک عزیزم خیلی کوچک و ریز و ناتوان است من رییس جمهور هم شدم از نظر اجتماعی رشد کردم شدم الان یک مجتهد ولی بچه ام بچه ام کودک عزیز روانم هیچ شباهتی به الله و به اهل بیت ندارد. خیلی خطرناک است حالا دارد حضرت به ما یاد می دهد. ولا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضک و استعمال سنتک خدا یک کاری مشغولم نکن با این غم و غصه های زندگی از عمل به واجبات و سنت ها چرا واجبات ها و سنت ها چه چیزی هستند اینکه می گوید واجبات یعنی همه آن چیزهایی که ضروری است واجبات در مقابل محرمات نیست واجبات یعنی هر چیزی که خدا گفته.یعنی واجبات محرمات مستحاب مباهات هر چه خدا دستور داده،عن تعاهد فروضک تعاهد یعنی همراهی همدلی متعهد بودن به واجبات واستعمال سنتک به کار گیری روش های تو به کار گیری قوانین تو اصلا قوانین شوهر داری قوانین زن داری قوانین بچه داری قوانین کار اجتماعی قوانین کار جمادی قوانین کار گیاهی قوانین کار حیوانی قوانین کار علمی اینها بتوانند اینها را اجرا کنند چون وقتی شما در مورد خدا این چهار تا را اجرا می کنید این بخشت قوی می شود خود به خود می روی بالا.خوب دقت کنید یک موقع یک نفر شوهر داری می بردش جهنم یک موقع یک کسی از همان شوهر بد و مزخرف و بد اخلاق و همه چیز بد می رود بهشت چون این از اول با بخش انسانی اش وارد رابطه شده.درست است این شوهر شوهر بد است اما این خانم خودش را به رسمیت می شناسند به عنوان یک آدم قبل از اینکه به عنوان یک زن به رسمیت بشناسد. پذیرفته خودش را به عنوان یک آدم و اصلا عاشق خودش است به عنوان یک آدم بعد رفته زن یک کسی دیگر شده.بعد رفته شوهر یکی دیگر شده اول آدم بد بابای یکی است اول آدمیت خودش را به رسمیت شناخته بعد رفته در حوزه علمیه استاد است دانشمند است مرجع است والا خیلی از آدم ها مرجعیت شان جهنمی شان می کند مجتهد بودنشان جهنمی می کند فاسدشان می کند مگر ما در قم مرجع تقلید نداشتیم که نقشه قتل امام را چیده بود با یک عالم آدم های دیگر را این هم مجتهد بود مرجع تقلید هم بود. اگر آدم اول قبول کرد که آدم است بعد با آدمیتش رفت انتخاب همسر انتخاب شوهر انتخاب دوست. انتخاب رشته انتخاب همسایه انتخاب سبک زندگی بکند،چیزهای سختی که در زندگی اش هست همه اش به نفعش تمام شود حالا بعد راجع به این توضیح خواهم داد ولی بعضی ها نه آنقدر بی عرضه اند چون آدم نمی بیند خودش را وقتی خدا بهترین نه بلا ها نعمت به او می دهد نعمت هایش را هم تبدیل می کند به جهنم،یک شوهر خوب زیر دست همان شوهر خوب این جهنمی می شود یک پدر خوب یک مادر خوب یک دوست خوب زیر نظر یک استاد عالی می شود کافر.مگر یاران پیغمبر نبودند زیر نظر پیغمبر دشمن پیغمبر شدند.اصحاب ائمه مگر نبودند زیر نظر امام می. شود یک جهنمی به تمام معنا.زنان امام ها مگر نبودند زنان پیغمبر مگر نبودند.زن لوط زن نوح مگر نبود. وقتی کسی نمی داند کیست پیغمبر هم شوهر باشد بهترین آدم ها شوهرش باشد این زیر دست همین شوهر می رود جهنم این زیر دست همین پدر مادر می رود جهنم.بلاها را نمی گویم خوبی ها را می گویم ثروت خدا به او داده با این ثروت می رود جهنم. ثروتی که آدم می تواند بالاترین درجات بهشت را بخرد این بلد نیست از ثروت چکار کند،با همین ثروت هم می رود جهنم خانه خوب ثروت خوب زیبایی سلامتی بچه به این داده خدا با همین بچه می تواند تا عالی ترین درجات به قرب خدا برسد.با یک بچه اوتیسمی با دو بچه مریض فلج این بلد است چون آدم است می داند اگر دو بچه فلج داشته باشد با اینها چطوری اوج می گیرد.اما وقتی کسی نمی داند آدم است چهار بچه سالم و باهوش هم خدا بدهد با این بچه خدا می رود در جهنم آنها را هم خراب می کند. پس اینکه امام این همه دغدغه دارد که من خدایا عمرم ضایع نشود وقتم تلف نشود بیخود سر کار دغدغه های دنیا نباشم که از عمل به وظایفم وظایف اجتماعی داریم وظایف سیاسی داریم وظایف اقتصادی داریم خانوادگی داریم از همه اینها مهم تر،از ۵۰ سوالی که در قیامت میپرسند مهمترین وظیفه وظیفه در مقابل امام زمان است. چون زنده است و و آواره و طرد شده و تنها و یگانه و مضطر است پس تو یک وظایفی در مقابل یک امام اینجوری داری. باید یک جایی به داد امام زمانت برسی به درد امام زمانت بخوری یک باری را از روی دوش امام کم بکنی. مهمترین سوال روز قیامت اینکه وقتی امامت آواره طرد شده تنها یگانه و مضطر بود تو چکار کردی. نمیشود بگوییم مشغول زن و بچه بودیم شوهربازی و زن بازی و بچه بازی و خاله خاله بازی های زندگی می کردیم.مشغول تدریس و تألیف کتاب و مشغول استاد بازی های خودم بودم. چه چیزی بگوییم به امام زمان داشتیم کار تجاری میکردیم داشتیم کار پزشکی میکردیم داشتیم کار چه چیزی بگوییم به امام زمان. چون روبرو میشویم دیگر با امام زمان چشم در چشم روبرو میشویم با امام زمان در قیامت هم همین طور. بالاخره یک روزی صدر درصد از من و شما سوال می کنند خدا کند چشم در چشم هم نشویم با حضرت. خدا شاهد است من فقط برای خودم دارم می گویم یک موقعی فکر می کنم می خواهم رو به رو شوم با حضرت اصلا سر ندارم بلند کنم.روی دیدن ندارم به خدا چه چیزی بگوییم به آقا،بگوییم تو تمام مدت عمر ما آواره بودی و ما پنج دقیقه دلتنگی نکردیم.آن طور که برای زن و بچه مان دلتنگی می کردیم.برای خانواده های مان برای دوستان مان از فراغ تو آنچه که باید از فراق خانواده و از دست دادن خانواده ضجه زدی و گریه کردی و افسرده شدی ده دقیقه از فراق تو ما افسردگی نداشتیم آنجور که دست به جیب بودیم برای زندگی دنیا و خانواده مان هرگز برای تو دست به جیب نبودیم آن جور که وقت گذاشتیم برای همه برای تو اصلا این وقت را نگذاشته ایم هیچ وقت آن جور که از تخصص مان برای دنیای مان استفاده کردیم برای تو استفاده نکرده ایم.آن طور که برای بخش های پایینی گریه کردیم استغاثه کردیم و دعا کردیم برای تو دعا نکردیم.اگر دروغ می گویم بگویید دروغ می گویی،حالا ببینید من حق دارم می گویم من روی دیدن آقا را ندارم.شرمم می آید برای اینکه ما مشغول کارهای دیگر هستیم.مشغول خودمانیم در واقع مشغول نا خودمانیم مشغول خودمان اگر بودیم که به درد امام زمان می خوردیم. زیر چادر حضرت بودیم.امام نگاه کنید دارد مشکلات را می گوید بعد می گوید خدایا نگذار این مشکلات من را از این چیزها بگذارد از انجام وظایفم از انجام سنت تو قوانین تو مقرراتی که تو گذاشتی حتی از مستحباتم نمانم. وقتی من این جور نگاه بکنم باید یک برنامه ریزی خیلی خوب داشته باشم در زندگی اگر این وحشتناک و بد و فاجعه نبود امام به خدا نمی گفت خدایا نکند اینجوری شوم.امام با «ولا» یی که به خدا دارد می گوید ولا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضک واستعمال سنتک. یک کاری نکن خدایا من اینجوری شوم.اگر کسی غصه اینها را بخورد دیگر کسی غصه این چهار بخش را نمی خورد شاد است آدم شادی است آدم قوی ای است آدم آرامی می شود وقتی کسی غصه آدمیتش را غصه شب اول قبرش را می خورد غصه پنجاه سوال قیامت را داشته باشد این اصلا غصه های پایینی اصلا دستش به این آدم نمی رسد می فهمد فحشا یعنی من برای این پایینی ها غصه بخورم خودفروشی فحشا بی شخصیتی بی قیمتی یعنی غصه خوردن برای این و آن آنقدر این بی شخصیتی دارد غصه خوردن برای بخش های پایینی که پیامبر فرمود «من بکا علی الدنیا دخل النار»هر کس برای دنیا غصه بخورد می رود جهنم،من می فهم جهنم است برای همین غصه نمی خورم. می فهمم هر دفعه برای این ها اگر غصه بخورم مشکل می فهمم هر وقت برای این غصه می خورم باید بروم. برای چه غصه بخورم مشکل دارم که دارم از این مشکل هم استفاده می کنم با این می روم بهشت شوهرم بد است زنم بد است بچه هایم ناسازگارند درگیر مشکل مالی هستند مریض دارم از این استفاده می کنم می روم بهشت چرا غصه بخورم چرا کارم به طلاق بکشد چرا دنگ و فنگ دنیایی الکی داشته باشم و بارها این را گفتم که طلاق پنج درصد مواقع درست است نودوپنج درصد مواقع طلاق کار احماقانه ای است کار اشتباهی است.در رفتن از باشگاهی است که خدا برای رشد تو تعیین کرده اگر بلد باشی از این استفاده کنی اول بفهم آدم هستی بعد می بینی مشکلات رنگ و بوی دیگری دارند.پس تا اینجا فهمیدیم که حضرت در واقع یک عافیت میخواهد خدایا به من عافیت بده از این میگوید خدایا به من عافیت بده از این اهتمامها و غصه خوردنها که نمیگذارند من به وظایفم عمل کنم. مرا از اینها نجات بده خدایا برای اینها انقدر کوچک نباشم حالا باید چکار کنیم؟ببینید آن چیزی که میتواند نگذارد ما به واجباتمان عمل کنیم وظایف انسانی مان نگذارد ما در باشگاه خدا برویم دو چیز است. خود این مصیبتهایی که در دنیا داریم غم و غصههای دنیایی جمادی گیاهی حیوانی عقلی یا نه گاهی وقتها هست که در نادان هستیم که نعمتها ما را مست میکند در روایت یک بحث داریم به نام مستی نعمت. انسان اسیر نعمت می شود مست نعمت می شود و بلد نیست با نعمت چکار کند.از نعمت چطور استفاده کند. نعمتی که خدا داده تا من با آن سرمست شوم به شکر برسم نعمت انسان را در مقابل شیاطین خیلی قوی می کند،نعمت در ایجاد آرامش فوقالعاده تاثیر دارد اگر من حواسم باشد کور نباشم ببینمش گاهی وقت ها من نعمت را دارم اما کورم نمی بینمش اما اگر بصیر بودم و دیدمش از این خیلی می توانم برای شادی و آرامش و قدرت استفاده کنم. ولی یک موقع است خدا همه جور نعمتی به او میدهد یعنی یعنی در بخش فوق عقلی ما الان قمی ها گناه مان صدها برابر کسانی است که خارج ازقم هستند چون ما در فضای بینهایت ثروتمند داریم زندگی میکنیم ببینید ثروتمندترین جای کره زمین برای آدم شدن قم است حالا شما نگاه کنید چقدر آدم ها دارند از قم بودن افسرده می شوند و می خواهند از قم فرار کنند. گاهی وقتها شرمم میآید طرف آمده به شوهرش فشار میآورد که من در قم زندگی نمیکنم کجا میخواهی بروی ثروت بیشتریچون این نمی داند آدم است خودش،ثروت بینهایتی که در قم است برای آدم شدن رحم قدرتمندی قم دارد برای آدم شدن این برایش اصلاً جذابیتی ندارد افسردگی برایش میآورد برویم جایی که خوش بگذرد راحت باشیم چه چیزی است قم خدا رحمت کند آیت الله حائری را یک موقعی من میرفتم با ایشان مباحثه داشتیم بالاخره یک انسی داشتیم می رفتیم مثلا مباحثی را که مباحثه داشتیم قرار می گذاشتیم من بروم شیراز خانه شان چند روز می ماندم،یک موقع گفتم حاج آقا دلت برای قم تنگ نشده گفت الهی قربان آب شورش بروم آن موقع آبش شور بود قم الهی،با آن لهجه قشنگ شیرازی،الهی قربان آب شورش بروم.قمی که امام می فرماید حرم ما اهل بیت است.از قم نمی تواند لذت ببرد از علما نمی تواند لذت ببرد از حرم نمی تواند لذت ببرد از این خانم این خانمی که حرمش خدا رحمت کند آقای مجتهدی را من جرات ندارم از طرف خودم بگویم پشت سر آقای مجتهدی قایم می شوم این حرف را بگویم. آقای شیخ جعفر آقا کسی بود که همه مراجع در مقابل ایشان تعظیم میکردند همه مراجع میگفت هیچ حرمی در کره زمین به صفای حرم حضرت معصومه نیست.آن هم دلیل دارد که من قبلا سر این کلاس ها توضیح دادم هیچ حرم. شما الان برو مشهد می روی در حرم امام رضا خیلی حالت خوب است از حرم میآیی میروی در شهر اصلاً آن آرامش را نداری ولی در قم از هر جای دنیا بیایی آرام هستی هر جای قم قدم می زنی راه می روی چون چهارده معصوم اینجا بیشتر از هر جای دیگر عنایت دارند چرا آن هم به برکت وجود آقا امام زمان است. چون اینها هستند که قرار است مقدمات ظهور را فراهم کنند داستانش را هم مفصل هم در کتاب انقلاب اسلامی آینده جهان توضیح دادم مباحث دیگر را هم توضیح دادم مراجعه کنید چرا قم اینقدر مهم است.چرا اینقدر یک رحم قدرتمند است برای اینکه انسان ره صدساله را یک شبه در قم طی می کند. پول دارد هوش دارد نبوغ دارد زن خوب دارد شوهر خوب دارد محیط خوب دارد کلاس دارد حوزه دارد دانشگاه دارد چیزهای خوب دارد حسینیه دارد مسجد دارد بعد میبینی وسط این همه نعمت به قول حافظ رحمت الله علیه اسباب همه جمع داری و کاری نمی کنی یک عالم استعداد در این آدم خوابیده یک عالم هم نعمت یک عالم امکانات بی عرضه است بعد می بینی یک طلب از آمریکا آمده اینجا از اولیا خدا شده الان قم صدوسی کشور اینجا داریم.دختر خانم می بینی از اروپا از فرانسه از بلژیک از هلند از نمی دانم روسیه آمده اینجا این از اولیای خدا شده اینجا.خدا شاهد است از طلبههای روسیه به من میگفتند که ما اینجا در خیابان میرویم در و دیوارهایش را میبوسیم همه جای قم حرم است ۱۳۰ کشور آمدند اینجا چه کار آنها می فهمند که آنجاها را ول کردهاند آمدهاند اینجا بعد این نمیتواند اینجا استفاده کند حالا بگذریم ان شالله جلسه بعد خواستم جلسه را تمام کنم نشد بحثم نرسید یک جلسه دیگر انشاالله داریم که دعای هفتم را تمام کنیم ما باید روش برخورد با نعمت چگونه باشد روش برخورد با بلاها باید چگونه باشد در یک جلسه من توضیح بدهم به شما بعد کارگاهش را مفصل درس داده ایم برویم سراغ کارگاه ها دیگر چون ما تقریبا در هر کدام از این بخش های رحمانیت و رحیمیت آرامش و شادی کارگاه داشتیم کارگاهش تمام شده برویم سراغ کارگاه ها بعد در یک جلسه هم می خواهم توضیح دهم کا با نعمت باید چطور برخورد کنیم آسیب نزند به ما و با مصیبت ها باید چطور برخورد کنیم که آن هم به ما آسیب نزند وقتی از این لذت ببریم و رشد کنیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.