جلسه 013 - امتحان الهی
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
4
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - امتحان الهی

امتحانات الهی؛ جلسه سیزدهم 19/04/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام، امام الشهدا، امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم علما مراجع اولیاء الهی صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان بر سر ابزار و وسایلی هست که خداوند تبارک و تعالی به واسطه ی آن انسان را امتحان میکند. ترتیبی که خود خدا انتخاب کرده در قرآن اول آن ترس است . ترس . ترس ریشه ی همه ی بدبختی های انسان است «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ». ترس. اگر این را ما بتوانیم از خودمان جدا بکنیم با تکیه به خدا غیب فرشته ها خانواده آسمانیمان وقتی که به امنیت میرسد انسان، در امنیت به قدرت میرسد. ضعف ها خودکشی ها پژمردگی ها طلاق ها گرفتاری های انسان به یک مریضی مادر به نام ترس مربوط است. ترس را اگر کسی بتواند از خودش جدا بکند، موانع ارتباطش با غیب برطرف میشود. تا وقتی میلرزی به هدف نمیتوانی بزنی. من یک مثال بزنم برایتان. شما وقتی میخواهید یک شلیک موفق انجام بدهید تیر موفق بزنید باید آرامش داشته باشید. تمرکز بگیرید نمیدانم چه تیر و کمان چه اسلحه ی دیگر. آرامش بگیر کاملا نفست را در سینه حبس کن که حتی تنفست هم در تو لرزه ایجاد نکند. کاملا آرامش داشته باش تا بتوانی یک شلیک موفق انجام بدهی. انسان اگر بخواهد با غیب ارتباط بگیرد باید از غیب آرامش بگیرد در برگشت هم با آرامش با غیب ارتباط بگیرد. وقتی میلرزی میترسی، غیب که کنارت باشد نمیبینی. مثل بچه ای که دیده ای ترسیده بابا میگوید من اینجا هستم مامان میگوید من اینجا هستم اصلا نمیفهمد. ترس برش داشته خیلی. اطرافیان دیگر اصلا نمیتواندکجا برود چه کاری انجام بدهد. یک خانمی میگفت من در زلزله اینقدر ترس برم داشت که از خانه فرار کردم بی حجاب. یک خانم باحجابی بود میگفت من بی حجاب از خانه فرار کردم وسط راه یادم افتاد بچه ام را جا گذاشته ام. برگشتم دیگر بچه ام را برداشتم.

ترس که بیاید آن اضطراب که می آید تو تعادل هیچی نداری اصلا. ما برای استنداد برای کسب قدرت برای کسب امنیت باید آن کسی که قرار است به ما امنیت بدهد قدرت بدهد را با آن در آرامش ارتباط بگیریم نه در اضطراب. این ها قواعد ارتباط با غیب است . قرآن دائما این را می گوید خب پس وقتی میگوید «الا بذکراله تتطمئن القلوب» خب پس چراقلب های ما آرامش پیدا نمیکند؟ این مسئله است. ما حرزم را میخوانم. این دعاهایی که شما گفته اید میخوانم اما هنوز همان آدم قبلی هستم. مسائلمان همان مسائل قبلی است. خواندن که مهم نیست مثلا من این را خواندم مثلا این ذکر را گفتم . این یافتن مهم است. این الله برای همین هم میگوید از امام صادق گفتند پس چرا ما هر چه میگوییم اثر ندارد؟ حضرت فرمود : برای این که شما یک کسی را میخوانید که آن وجود خارجی ندارد اصلا نمیشناسیدش. اول بفمیدش بشناسیدش چرا آن که هست وجود خارجی دارد با شماارتباط میگیرد. شما به آن اعتماد ندارید اصلا. کنار آن آرام نیستید. کنار او شاد نیستی. کنار او خوش اخلاق نیستی کنار او حسودی کنار او اضطراب داری کنار آن داری در محضر آن خیانت میکنی در محضر آن نان بری میکنی در محضر آن میدری بقیه را. خب چه جوری میخواهی کمک بگیری؟ اگر انسان این را از ریشه ی خودش از وجود خودش بکند راهش برای ارتباط با غیب و اتصال با غیب باز میشود همین.

این ملت از بچه ی کوچکش از حسین فهمیده اش تا آدم بزرگ ها ثابت کرده اند که از هیچ قدرتی غیر از خدا نمیترسند. توده ی مردم مردم اینطوری هستند . برای همین کشورشان چهل و شش سال است در بی نظیر ترین توطئه ها تحریم ها و خشونت ها دارد میرود جلو. دشمنانش ضعیف تر میشوند خودش دارد قوی تر میشود. این خیلی مهم است. ملت ایران همه آنها این خوبی ها را دارند. همه شان مومن هستند آقایمان امامان فرمود حتی آنهایی که ظواهر شرعی را هم رعایت نمیکنند مومن هستند. مومن یعنی امنیت می آورد. دلش امنیت دارد. آن آدم که ظواهر شرعی هم رعایت نمیکند میرود میایستد زیر بمباران دشمن میگوید از هیچی نمیترسیم پای کشورمان پای دینمان پای وطنمان پای رهبرمان ایستادیم ایمان دارد. امنیت دارد . به میزانی که این امنیت دارد امنیت هم می آید سراغش. چون با کانال امنیت ارتباط دارد ولی آن حزب اللهی که همه اش دم از خدا و دین و ذکر و پیغمبر و نماز هم میزند اضطراب گرفته فرار میکند از کشور از شهر فرار میکند هفت سوراخ قایم میشود امنیت ندارد. چون امنیت ندارد این اضطراب نمیگذارد که آن بتواند ارتباط را برقرار کند. ولی آن هم که این ظواهر شرعی را رعایت نمیکند چون امنیت دارد ارتباط دارد ارتباط هم به آن قدرت میدهد. این در بقیه مسائل هم در می آید پس ما دقت کنید رد شویم برویم. ما باید انواع ترسمان را نابود بکنیم. ما باید کانون برکت قدرت آرامش شادی و حمایت را ببینیم. ببینیم در هر جنگی در هر مبارزه ای پیروز هستیم.

دیدید یک موقعی مثلا در مسابقات به یک کسی که میخواهد برود مسابقه بدهد مسابقه ی به قول امروزی ها فینال هم هست چیز تعیین کننده ای است نامزدش میگوید من می آیم آنجا نگاهت میکنم باباش میگوید من دارم می آیم مامانش میگوید من دارم می آیم خیلی از فامیل هایش همه دارند نگاهش میکنند .دعایش میکنند. نگاهش میکنند. این اصلا حضور خود آن ها حمایت خود آن ها .بچه ها در جبهه اینقدر بلوغ داشتند فکر کن بچه ی شانزده هفده هجده ساله در جبهه اینقدر بلوغ داشتند که حرکت هایی میکردند بعد با هم صحبت میکردند. مثلا بحث رو کم کنی بود میگفتند مثلا الان مادرم فاطمه زهرا نگاهم میکند حضرت زینب دارد نگاهم میکند. ابوالفضل دارد من را نگاه میکند. امام حسین دارد من را نگاه میکند فرشته ها دارند من رانگاه میکنند . حالا خیلی ها هم اصلا فرشته ها را میدیدند. خیلی چیزهای دیگر را هم میدیدند . من قرار است در یک صحنه ای که همه دارند نگاهم بکنند خودم را لوس بکنم. خودم را نشان بدهم این در آن صحنه اصلا اینقدر چشم دارد نگاه ش میکند چشم های ارزشمن،د دشمن مگر این میبیند؟ پیغمبر وقتی دارد راجب امام حسین و جنگ آینده اش صحبت میکند میگوید این ها هیچ شمشیری روی آنها کارگر نیست حضرت فرمود: « 10لم یجدو مسئله من حدید» این ها وقتی ضربه میخوردند ضربه را نمی فهمیدند خدا را شاهد میگیرم هزاران من خب همیشه نفر اول بوده ام در جبهه کار من اینطوری بود این چند سالی که من در جبهه بودم ندیده ام یک نفر بگوید آخ. تیر خورده دستش پایش صورتش آبکش شده بدنش. یا حسین یا زهرا. چون آن لحظه چشمانش باز است دارد یک چیز دیگر را میبیند. شهدای کربلا وقتی میرفتند وسط اصلا فقط تمرکزشان روی آدم ها بود که باید بجنگند. اما در صحنه دارد میجنگد یعنی قلبشان قبل از این که بدنشان برود از دنیا رفته بود که علی علیه سلام میفرماید قلب هایتان را قبل از اینکه بدنتان از دنیا برود از دنیا خارج کنید. اگر کسی قلبش از دنیا خارج بشود برود بهشت بشیند برود پیش خدا بنشیند برود پیش اهل بیت بنشیند قلبش، این چه ترسی دارد این یک جای دیگر الان ساکن است بدنش است با بدنش دارد زندگی میکند قلب رفته.

یار دل آرام دل برده از ما آرام و آرام الحمدالله .

خدا شاهده بچه ها اینطوری بوده اند میگفتند بابا امام زمان الان من را نگاه میکند حضرت زهرا دارد من را نگاه میکند فرمانده هایمان از همه دید هایشان بالاتر بود. فرمانده با عظمت دوران دفاع مقدس اینطوری بودند. آنهابیشتر این صحنه را میدیدند. وقتی آدم حواسش هست در خانه هم دیگر در ارتباط با زن و بچه اش هم حواسش هست که در خانه ما تنها نیستیم آنجا که نشستیم سر سفره در خانه امام زمان دارد مارا نگاه میکند فرشته را دارند من را نگاه میکنند من حیا بکنم بداخلاقی بدجنسی بکنم نق و غر بزنم کسی را تحقیر بکنم اذیت بکنم تو در صحنه هستی . حیا کنم از این که کنار آنها حسادت بکنم به کسی به چه چیز کسی حسادت بکنم؟ بد یک کسی را بخواهم بدجنسی داشته باشم درندگی داشته باشم در صحنه هستم. اینی هم که من میخواهم به آن حسادت بکنم این صاحبش امام زمان است صاحبش فاطمه زهرا است خدا دارد نگاه میکند مثل این که شما برود جلوی چشم پدر و مادر بچه اش را بزنید اذیت کنید. کار چقدر کثیف است؟ بابا تو جلوی چشم اهل بیت هستی. این خیلی مهم است فهم این حضور. فهم این خیلی مهم است. من، جلوی چشم هستم. همه هم دارند من را نگاه میکنند ترس بی معنا است اضطراب بی معنا است حسادت کم جنبه بودن زود رنج و حساس بودن عصبی بودن حسادت کردن اصلا این ها مسخره است. کاملا مسخره است. ما آنجایی که غیب را گم میکنیم میخواهیم خودمان در بی پناهی هایمان حواسمان به خودمان باشد. روش های حمایت شیطانی می آید وسط. چون دیگر خدا نیست. اهل بیت نیست. این را بزنم بکشم غیبتش را بکنم فحشش بدهم نمیدانم با حسادت یک جوری از رده خارجش بکنم یک توطئه بکنم نونش را ببرم حذفش بکنم همه اش روش های شیطانی. این من را به شیطان وجهنم نزدیک میکند.

خب «ولنیلونکم بشی من الخوف و الجوع» گرسنگی ما با گرسنگی هم شما را آزمایش میکنیم با گرسنگی آزمایشتان میکنیم قحطی خطر گرسنگی. الان راه ها بسته میشود صادرات نیست گندم هایمان تمام میشود نمیدانم . خدا رحمت کند شهید رجایی را میگفت یک زمانی در کشور به من اطلاع دادند که ما آخرین سیلوی گندمان هم جارو کردیم رفت. هیچ چیزی نداریم الان. کشورمان یک زمانی در محاصره به این جا رسید . گرسنگی. گرسنگی همه جا می آید. در جنگ در عملیات دو روز غذا نخوری سه روز غذا نخوری. خدا دست از پیغمبرش هم بر نمیدارد در این امتحان. چرا؟ چون امتحان کار مربی است. مربی هر چقدر متربی را دوست دارد امتحان بیشتر و سخت تری میگیرد تا این بیاید بالا. بهتر شبیه مربیش بشود. مربی همیشه دوست دارد متربی شبیه خودش بشود. به آن قدرت برسد. برای همین امتحان سخت میگیرد.

ببین برای امتحان برای پیغمبر گرفت که برای ما ها نگرفته. شبه ابی طالب آن هایی که رفته اند مکه میدانند شبه ابی طالب یعنی چی. شبه را ببینی همین در نقشه هم بزنی می آید. آن آفتاب گرم بدون پوشش بدون سایه ی مکه، آفتاب مکه، سه سال محاصره .ده نفر یک خرما میخوردند. غذا نبود. بچه های کوچک همه ناله گریه از گرسنگی چیزی نبود به این بچه بدهند. بخورد غزه را الان شما نگاه بکنید. تازه این بچه ها گرسنگی کشیده اند آب ندارند همین غزه ای ها بعد این آدم خوارهای وحشی به آنها میگویند بیایید غذا ببرید تا جمع که میشوند این ها را میکشند. دوتا بچه غذا گرفته بودند با چه شوق و ذوقی داشتند میرفتند همین دیروز. جفتشان را ترکاندند دو تا بچه را. آن بچه خودت است. بچه کوچک خودت را بیار جلوی چشمت، خواهر برادر کوچکت را بچه ی کوچکت را بیاور جلوی چشمت ببین جلوی چشمت بترکانن یعنی چی. تکه تکه بکنند یعنی چی. این وحشی های آدم خوار و به احمق هایی در کشورمان پیدا میشوند که میگویند این ها خوب هستند .آن آمریکایی که فکر میکنند می گوید اسرائیل با آمریکا فرق دارد. اسرائیل بد است آمریکا نه.

بابا این اسرائیل یعنی پادگان نظامی آمریکا ده تا رییس جمهور آمریکا گفتند اسرائیل را ما ایجاد کرده ایم. حافظ منافع آمریکا در خاورمیانه اسرائیل است اسرائیل بدون آمریکا ابرقدرت است که چیزی نیست که . همین جنگ هم اگر کسی کمکش نمیکرد که همان فقط ما نه حزب الله نه. اگر کسی کمکش نمیکرد در همین جنگ حماس کل اسرائیل را آزاد کرده بود .کل این صهیونیست ها را نابود کرده بود. از روز اول ابر قدرت آمدند پشت این ایستاده اند زورشان به حماس نمیرسد چیزی نیست این یک پنجه ی آمریکا است یک سگ آمریکا در منطقه است بعضی ها نه این که نفهمند مسئله چیز دیگری است. میگوید اسرائیل خیلی بد است ولی آمریکا خوب است مثلا صلح بکنیم. واقعا یعنی آدم قبول بکند که نمیفهمند محال است والله بالله ته الله محال است ما نمیفهمیم. الان اسرائیل دارد این همه جنایات میکند حتی شومن ها کمدین ها بچه ها حتی ضدانقلابی که ایران را دوست دارد ولی با نظام اسلامی خوب نیست همه میفهمند که اسرائیل یعنی کی؟ یعنی آمریکا. خود آمریکایی ها افتادند به جون رییس جمهورشان دولتشان میگویند شما چرا اسرائیل را. شما اگردست بردارید اسرائیل چیزی نیست که بعد این ها آمده اند میگویند که نه آمریکا خوب است. اسرائیل بد است؛ یعنی اگر بفهمند این ها با این طرز تفکرشان چقدر جوان های ما را به کشتن داده اند و میدهند، و درروز قیامت باید خون همه این ها را جوابگو باشند. یک کسی که آمریکا را تطهیرش میکند یا طرفتاری میکند باید تمام جنایت ها را روز قیامت جواب بدهد سهیم است دیگر «الرّاضي بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُم» علی علیه السلام فرمود. ما الان علمایمان در این قوم دارند اسرائیل را تطیرش میکنند. بیانیه میدهند در دفاع از اسرائیل. این عالم ظاهرا مقدسی که تا الان شاید یک مورچه را هم له نکرده باشد در خون همه این جوان ها سهیم است. شریح قاضی اگر یک کلمه از دهانش در رفته بود دیگر کربلا و عاشورا اتفاق نمی افتاد. ابن زیاد و همه نابود شده بودند هیچ کسی هم شهید نمیشد یک کلمه. نگفت آن کلمه را. الان شخصیت های ما رییس جمهور ما عارشان میآید اصلا یک کلمه بخواهند محکوم کنند حتی آمریکا را می خواهند تطهیرش بکنند و این روی نفهمی نیست. روی ندانستن نیست. گرسنگی شکلهای مختلف دارد. یک گرسنگی ماه رمضان است امتحان میگیریم ازتان. ببینیم میبرید یا نه بالاخره شما. گرسنگی دم افطار است که دیگر خیلی فشار می آورد. بعضی ها عصبی هستند پرخاشگر. دیده اید در رانندگی دم افطار چقدر عصبانی هستند؟ بابا حالا تو ده د قیقه این هجده ساعتت صبر کردی. نیم ساعت دیرتر افطار بخورید. شیطان نمیگذارد. میگوید نه تو باید حتما لب اذان برسی این را بخوری بکنی در شکمت. امتحان اینجوری است. دم افطار که تومثلا ننت می گوید که فلانی برو نمیدانم فلان چیز را نداریم الان مهمان ها می آیند یادمان رفت برو یه چیزی بخر بیار چشم من هجده ساعت صبر کرده ام بشود نوزده ساعت نمیمیرم که ولی میبینی عصبانی است سر مادرش ممکن است داد بزند سر شوهرش داد بزند. مرد گنده سر زن و بچه خودش دم افطار داد میزند بی تابی میکند. این پاشو از مهمان ها پذیرایی کن نمیتواند. آقا حالا این همه تمرین کرده ای هجده ساعت خرابش نکن دیگر. آدم هایی که این را میفهمند اتفاقا دم افطار کار می روند برمیدارند برای خودشان بگذار این نفسم را یک لحظه حالش را بگیرم . این حجاب چون شما وقتی حالش را میگیری حجاب بین تو و خدا برداشته میشود به میزان این که نفس را فشار می آوری روح آزاد میشود این قاعده است ما یک روح داریم یک نفس گفتم بهتتان دیگر شما این نفس را که تعلقات طبیعی جمادی گیاهی حیوانی دارد فشارش میدهی آن طرف باز میشود آزاد میشود. میگوید حالا بگذار من یک ذره حال این وحشی را بگیرم الان این خیلی بین من و معشوقم و آسمان و خانواده آسمانیم فاصله انداخته. مخصوصا سر اذان هیچ چیز نمیخورم. الان میروم نمازم را میخوانم سر حوصله بعد میبینم کسی کمک میخواهد. سفره بیندازم جمع کنم پذیرایی کنم آخر خودم. این ها آن دریچه رویشان باز میشود «سید القوم خادمهم» پیامبر فرمود: سید و سرور هر گروهی خادمش است در بعضی از جاها دیده اید اولین نفر میپرند سر سفره بعضی ها نه میگویند تا همه نخورند ما نمیخوریم. مادرهای خانه را دیده اید. مادرها چقدر بزرگوار هستند برای همین هم بهشت زیر پایشان است چون آخرین نفرهمیشه برای بهره برداری میکنند مادر. خادم ها ایستاده اند میگویند آب بده شربت بده چایی بده نان بده نمک بده نوشابه بده پذیرایی کن فلانی آمد این خادم است ایستاده در هیئت تا دیده اید در بسیج مساجد هیئت این ها آخرین نفر غذا میخورند. چرا میگوید سید؟ یعنی به یک آقایی رسیده به یک بزرگی رسیده جلوی شکمش را نگه داشته. از غذا میگذرد از مزه میگذرد حالا این بحثش را برگردید حتما بحث شرح حدیث معراج در همین دو سه ماه پیش کرده ایم فوق العاده است آن بحثی که خداوند در حدیث معراج خدا میگوید اگر کسی جلوی شکمش را توانست بخاطر من بگیرد همه درها را رویش باز میکنم. همین یک دانه ها کار دیگر نمیخواهم نه نمازی نه روزه ای هیچی ازتان نمیخواهم این یک دانه را جلوی خودتان را بگیرید. اگر توانستی جلوی شکمت را بگیری تمام باب ها را رویتان باز میکنم. تمام خیرات. دست از این لامصب از این کوره ی شر بردار. به پیغمبر هم میگوید تا گیر مزه هستی نه از مزه ترش و شیرین و مزه دست بردار اگر میخواهی نجات پیدا کنی جهنم ترش و شیرین و مزه اسارت مزه و شکم و طعم و خوراک بالهایتان را میشکند بالت را میشکند حالا آن وقت بعضی ها برای خودشان شکستگی زنجیری ایجا د میکنند میخواهم الان یک سس درست کنم اینطوری است دیده اید بعضی ها دائما در شکم هستند دائما تزئینات شکم و سفره یک گوشتی هست واای یک کبای هست وای یک فسنجان فلان یک برنج هست فلان دائما همه اش این است. این خب هر لحظه دارد زنجیر میزند به خودش نمیفهمد که دارد زنجیر مینزند به خودش خدا به پیغمبر آن هم کجا در معراج میگوید ببین رسول من خودت را نجات بده از شیرین و ترش و شور نجات بده . نه این که ما از غذا ها استفاده نکنیم یا یک خانم بی سلیقگی کند غذای خراب درست کند یا نفست اگر چیزی میخواهد در یک زمان مزه میخواهد به آن بده مزه میخواهد مزه بده ولی آزاد باشد از مزه خدا نمیگوید از مزه های من استفاده نکنید از میوه های من استفاده نکنید از لذت هایی که برایتان گذاشته ام استفاده نکنید می گوید آزاد باشد از آن آزاد مثل مادر ما فاطمه زهرا شب عروسی لباس عروسیش را می دهد به فقیر این آزاد است. بنده لباس نیست امتحان دارد میشود بارها فقیر آمد خانه فرمود حسن و حسین هیچی نخورده بودند سه شب بود از گرسنگی گریه میکردند دیگر. من حسن و حسین را با فریب خواباندم. خود حضرت زهرا می گوید با فریب این ها اینقدر گرسنه بودند بچه بودند دیگر می گفت این ها را با فریب و وعده خواباندم حسن و حسین را و در همان لحظه امتحان سختی میشود شما زندگی حضرت زهرا را بخوانید بارها این رسول خدا من را فرستاده اینجا گرسنه بودم هیچی نداشتم خب حضرت زهرا خودش هم هیچی ندارد. میگوید بیا این لباس من را ببر بفروش یک چیزی بخور بیا این گردنبند من را یه چیزی بخور ببینید شکم غذا. ده ها بار امتحان «و یطعمون طعام الی حبیه مسکین ماسیر» سه روز غذایت را بدهی به یتیم و مسکین و اسیر و آب بخوری فقط امتحان این است دیگر خدا آن هایی که قرار است بیشترین شباهت را پیدا کنند سخت ترین امتحان را میگیرند یعنی درست سر افطار مهمان در میزند . ما از این امتحانات زیاد میشویم در میرویم از آن . یک جایی بودیم صاحب خانه ما را دعوت کرده بود غذای نذری آشناهایمان یعنی غذا درست نکردند میخواهم غذا نذری برایتان بیاورن غذا بخورید. ما هم رفتیم نشستیم آنجا غذا نذری بیاد. دو تا پسر نوجوان خانه پسر مثلا سیزده چهاده ساله همین حدودها رفتند غذا نذری بیاورند که همه غذا نذری بخورند. آمدن و دست خالی خب چی شد؟ غذا گرفته بودید. آره .غذا گرفتیم. خب کوپس ؟ گفت چند تا فقیر بود تو راه دادیم به آن ها. همه گرسنه نشسته اند. معده ها ترشح کرده .سفره را هم انداخته اند. آماده. الان غذا نذری بیاید بعد دوتا بچه گفتند داده ایم به فقرا رفت. خدا را شاهد میگیرم یک نفر در این مهمانی ناراحت نشد؛ یعنی بگوید ای بابا. یک نفر حتی یعنی نه آن بچه کوچک ترها ناراحت شدند نه نوجوان ها نه بزرگ تر ها نه خانم ها نه آقایان نه مهمان ها. هیچ کسی ناراحت نشد. خدا را شکر همه تشویق کردند این بچه ها را که کار خوبی کرده اید. خدا آزمایش میگیرد دیگر. خب حالا چی است من میتوانم نان بخورم کیک بخورم بیسکویت بخورم یک تخم مرغ بخورم یک چیزی یا اصلا نخورم حالا. مگه چه کسی از گرسنگی مرده؟ بحث های مبسوطش چون خیلی تخصصی است من الان عاجزم این ها را به شما بگویم عذرخواهی هم میکنم ولی آنجا بحث ها کامل است آنجا. چون خداوند این بحث را شیرین، قوی و تخصصی باز کرده بروید. سراغ آن بحث سرالاسرار در کانال هم هست زیاد زحمتی هم ندارد. بحث های دوشنبه های ما که در قم هست. چون یک دور سیر و سلوک است. یه دور سیر و سلوک تخصصی است. پیغمبر و خدا از اول در معراج دارد دانه مرحله به مرحله می آوردش یک سلوک کامل است تا نمیدانم جنگ میشود، تا نمیدانم غذا گیر نمی آید تا گرانی میشود تا نمیدانم ما در هشت سال دفاع مقدس هم از این مسائل نداریم یک ملتی ما داریم این ملت نمیگذارد رزق قطع بشود میدانی چون خدا میگوید من رزقم تابع شما است دیگر . همه جای دنیا در کرونا مردم بدبختی و نکبت افتادند در اروپا و آمریکا دیده اید؟ سر دستمال کاغذی هم دیگر را میکشتند سر ماسک کشورها ماسک های همدیگر را در کشتی میدزدیدند. همین آمریکای وحشی را نگاه کنید. اروپای وحشی را نگاه کنید .چقدر ماسک های همدیگر را کشتی های همدیگر را دزدیده اند؟ یعنی آنجایی که نوبت خودشان میشود دیگر هیچ قانونی وجود ندارد کشتی است پهلو گرفته در بندر من این مال من هم نیست آمده پهلو گرفته طبق قوانین بین المللی دو سه ساعت میخواهد برود . همان دزدان دریایی قدیم یادتان است در فیلم ها میگذارند آنها همان ها هستند. آمریکایی ها همان کابوهای وحشی آدم کش هستند. همان دزد دریایی ها هستند. همه شان . چیزی به اسم حرمت انسانیت حقوق بشر حقوق انسان در این ها اصلا معنادار نیست. اصلا معنادار نیست.

ترامپ چه می گوید ؟ میگوید من اصلا برام مهم نیست چه کسی کشته میشود همه بمیرند اصلا اصلا ناراحت نمیشوم چیزی به اسم اخلاق برای من معنادار نیست. من فقط برایم سود مهم است یک ملت بمیرند کشته بشوند نابود بشوند. بهتر. نه این که ناراحت نمیشوم. خب حالا ترجیجا نشوند. می گوید بهتر. چند تا نان خور کمتر بشود روی کره زمین. این مکتب این ها است. میگویند تا میتوانیم ما باید نان خور ها را کم بکنیم در بحث صهیونیسم شناسی برایتان توضیح داده ام ما باید منابع زمین فقط مال ما است ما صهیونیسم ها و آمریکایی ها باشد بنابر این هر چی نان خور است استفاده کنند از منابع هست باید نابود شود تا اینهاکمتر به منابع دست بزنند. منابع زمین همه مال ماست. نفت هایشان گازهایشان اورانیوم هایشان منابعشان مال ما است. همه بقیه نباید استفاده کنند حتی خودشان هم نباید استفاده کنند خودشان هم باید نابود بشوند. صدها سال است دارند این کار را میکنند بعد مدیر نادان ما میخواهد با این آدم وحشی مذاکره بکند. آن که برای تو هیچ حق حیات هم قائل نیست. حتی حق حیات قائل نیست برایت. چه برسد به منابعت احترام بگذارد به خاکت احترام بگذارد به کشتی تو احترام بگذارد به نفتت احترام بگذارد. در آن جا اینطوری بوده اند این وحشی ها. بعد در ایران چطوری بود؟ در ایران همه در خانه ها را در میزدند ماسک رایگان در میدان ها گذاشته بودند مواد شستشو رایگان. در خانه ها میرفتند. ده ها میلیون بسته کمک های مومنانه بخش میشد. خدا رزق این ها را قطع نمیکند. چون این مردم، مردمی هستند که قبل از این که بخواهند به خودشان فکر کنند به بقیه فکر میکنند. هر چه داریم با هم بخوریم. هر چه داریم با هم. میگردند دنبال این که یک کسی را پیداکنند. زود تا اعلام میکنیم ما اعلام کردیم آقا غزه لبنان نه داخل ایران غزه لبنان. خانم ها در همین جلسه شریف و در همین مجموعه خودمان برای ما بالای دو کیلو طلا آوردند که ما منتقل کرده ایم آنجا. هنوز هم که ما داریم کمک جمع میکنیم هم به غزه الحمدالله میرسانیم هم به لبنان داریم میرسانیم. به سوریه که آواره هستند داریم میرسانیم.

خب مردم، مردم بزرگی هستند مردم شریفی هستند. هو انت را خوب میفهمند. «انما المنومنون اخوه» را خوب میفهمند که این ها خواهر و برادر هستند. نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران شعار وحشیانه ای است، این را ندارند این ها.

خب لذا خدا میگوید وقتی که تو به فکر دیگران هستی من به شما برکت میدهم. لذا ما در هشت سال دفاع مقدس چیزی به اسم اصلا قحطی نداشته. کسی از گرسنگی نمرد. همه دنیا ما را محاصره کردند اصلا مردم هیئت هایشان به راه بود عزاداری هایشان به راه بود عیدهایشان به راه بود همه چیز به راه بود. جنگشان هم مردم فوق العاده عالی پشتیبانی کردند. خدا هم برکت میدهد. پیغمبر به یک خانم و آقایی گفت: خداوند سی سال برای شما فقر گذاشته، سی سال ثروت کدام را اول میخواهید؟ گفت بگذار با خانمم یک مشورت بکنم به خانم گفت چه کار کنیم؟ خانم گفت: سی سال اول ثروت. جوان هستیم بابا. عاقل هم همین است. فقر را بگذارم برای پیری هایمان که دیگر آن موقع خیلی احتیاج نداریم طمعی هم نداریم. آقا این ها سی سال خوش گذراندند . ثروت نمیدانم سی سال که تمام شد منتظر بودند که خب حالا الان فقیر بشوند بعد نشدند چند وقت گذشت رفتند به پیغمبر گفتند خب چرا فقیر نشده ایم؟ پیامبر گفت خداوند گفت اینها سی سال ثروتشان را با بقیه خوردند این ها حیف هستند. چون شبیه خدا شده اند دیگر این ها حیف است فقیر باشند. کسی که بقیه در مالش سهیم هستند هیچ وقت مالش کم نمیشود. برکت دارد. کسی که میگوید من و خانواده ام فقط آنجا رزقش خانواده اش را میبندد آنجا که تو در دورن خودت به تنگ نا میرسی قفل ها می آیند دورت. بترسی ازدواج کنی بترسی بچه دار بشوی بترسی به بقیه خدمت بکنی آنجاکه اضطراب و ترس می آید سراغت کم نشویم خودمان، آنجا رزقش گره میخورد؛ ولی آنجا که نه، دهندگی داری خدا قطع نمیکند. خدا یک شیر می اندازد سینه خانم. چند سال میتواند سینه شیر بدهد؟ محدودیت ندارد. میگوید ببین هر وقت خودت بخواهی من قطع میکنم. به این بچه فقط میخواهی بدهی میخواهی قطع بکنی خوب من قطع میکنم. بچه بعدی باشد بچه مردم باشد من هی وقت روزی که میدهم قطع نمیکنم خودتان قطعش نمیکنید. من هیچ وقت نعمتی را که میدهم کم نمیکنم قطع نمیکنم. ولی وقتی تو عرضه نداری ترس داری پیش این خدا میترسی ازدواج کنی ترس داری نمیدانم بچه دار شوی میترسی انفاق کنی میترسی همه اش ترس در وجودت است، میبندی خودت را قفل میکنی. همه چیز را . پس گرسنگی انواع و اقسام دارد حالا نگویی گرسنگی غذا است شکم مهم است این را دقت کنید شکم مهم است چایت را بدهی به یک نفر شربتت را بدهی به یک نفر غذایت رابدهی به یک نفر. چون به نفعت است. وقتی نمیخوری آسمان می آید پایین در باز میشود. وقتی میخوری در بسته است این یادتان باشد. لذا میگوید اگر هم خواسته اید بخورید پر خوری نکنید نبندیدش کم بخورید. یک راه نور بگذارید. یک راه معرفت بگذارید . وقتی سیر میشوی اصلا بدم می آید. خدا این را در قران چقدر جالب میگوید. میگوید وقتی سیر میخوری بدم می آید از تو دیگر «ویحیل علیه غضبی » خدا غضب ناک میشود به آدمی که پرخور است و سیرخور است. میگوید پرش نکن. راه نور راه معرفت راه آرامش باز بگذار شکم تا سیر شد تمام راه ها بسته میشود همه را ها را میبندد خدا . نوشیدنی حالا فرضا نمیگویم فقط شکم و غذا نوشیدنی ات را بدهی به یک کسی شربتت را به کسی. این امتحان را خدا میگیرد. از همه هم میگیرد. از پیغمبر گرفته از امیرالمومنین گرفته، نگویم حضرت زهرا مگر چی است خدا امتحان میگیرد میگوید ببینم زهرا چکار میکنم حسن چکار میکنم خادمشان هم همینطور فزه هم همین کار راکرد فقط حسنین و حضرت زهرا نبوده اند که خادمشان هم غذایش را سه روز داده به یتیم و اسیر و فقیر و مسکین. اون هم همین طور. پا به پای این ها آمده میگفتش که چهل شب ریاضت کشیده ام امام زمان را ببینم. شب چهلم نشسته بودم یک جا گفتم بروم یک جایی بنشینم که قطعا آقا می آید به من سر میزند خب رفتم یک جایی نشستم فلاسک چای هم با خودم بردم و بعد گفتم حالا تا آقا نیامده یک چایی بخوریم. خوابمان نبرد. گفت چایی ریختم یک نفر سرو کله اش پیدا شد حالم گرفته شد گفتم ای بابا باید به این هم تعارف کنم چاییم را گفت از روی کراهت به آن گفتم بفرما گفت نه من نمیخورم گفت اینطوی گرفت یک لبش را گذاشت رفت. گفت: فهمیدم آقا بود؛ یعنی آدم یک موقع دریغش از امام زمان است. این داستان را جدی بگیرید. ماها هزاران بار حضرت زهرا آمده امام زمان آمده در خانه مان اهل بیت آمده اند به آنها گفته ایم نه. مگر ما امام زمان را میشناسیم؟ امام صادق میگوید یک موقع می آید از شما یک چیزی میخواهد یک چیزی به شما میفروشد یک چیزی از شما میخرد تو چه میدانی اصلا نه امام زمان نه هر کسی که میشناسی مگر قاعده هو رسول الله نیست مگر قاعده هوالله نیست آن کسی که می آید در خانه شما به شما احتیاج دارد خود چهارده معصوم هستند. این توهم ما است می گویم مثلا این فاطمه خانم است زهرا خانم است این شهین خانم است مهین خانم است حسن آقا است حسین آقا است این. اگر تو حواست باشد به این خیلی اتفاق ها می افتد ما الان داریم از این داستان بعنوان یک امر عجیب تعریف میکنیم میگوییم طرف چایی اش را به حضرت هم میخواست تعارف کند میدانست خب اگر میدانست میخواهد بگوید ببین حواست باشد یک عمر خدا اهل بیت می آیند در خانه ات میگویند به ما کممک کن خدا هم می آید به تو کمک میکند «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» خدا میگوید به من خدا هم کمک کنید. کمک میکنید یا نه؟ ماها نگاه هایمان خیلی سنگدلانه است. خیلی خشن هستیم. اگر حواسمان باشد «هو انت» «هو رسول الله» و «هو الله» رفتارهایمان با هم بهشت میشود اصلا بهشت. آدم زیرک برای این که راهش به غیب به آسمان به نور بسته نشود، حواسش هست که تا میتواند بخوراند نه بخورد. فرمود: کریم ها میخورانند، دوست دارند بخورانند؛ اما آدم های لئین و پست دوست دارند خودشان بخورند. پست ها دوست دارند بخورند و کریم ها دوست دارند چکار کنند؟ بخورانند مادر مظهر کرامت بزرگی است. بزرگترین عضو یک خانواده مادر است. برای همین تمام لذتش خوراندن به دیگران است. خودش هم که محروم بشود نه نق میزند نه غر میزند نه ناراحت میشود. کیفش این است که بقیه خورده اند. چون کرامت دارد. کریم اینجوری است. کریم دهندگی را دوست دارد. آدم های پست، گیرندگی را نگهدارندگی را مصرف را دوست دارند. خدا میگوید من با شکم همه تان را آزمایش میکنم. حالا یا خوراک است یا نوشیدنی است با مزه با خوراک نوشیدنی همه چیز. حتی مزه. غذا نه. آب هم نه. نوشیدنی هم نه مزه. یعنی ببین این آدم اینقدر شهوت شکم دارد که یک دفعه حاضر است بزند توی ذوق زنش یا یک کسی غذای یک ذره بو میدهد یک ذره شفته شده یک ذره برنجش اینجوری شده بی نمک است. آقا دهنت را ببند. بخور دهنت را ببند هیچ چیز نگو میمیری چند سال است زنت دارد غذای خوب میدهد. چند سال است داری از مادرت غذای خوب میخوری. این چیه آدم. نمیتوانی در دهانت را ببندی؟ رفته مهمانی. خب الان بنده خدا صاحب خانه ها حالا غذایش یک مقدار چیز شده چقدر خوب است آدم نمک نداشت بعضی جاها نمک نیست نمک مثلا آن ور است یک اتوبوس را می اندازند به دردسر تا بخواهند یک نمک تهیه کنند آقا اتوبوس را نگه دارید یک مغازه . خب بابا بی نمک بخور نمیمیری به خدا. برای شکم برای آقا نگه دار یک سس بخریم دیده اید؟ نوشابه اش کو پس. خدابیست و چهار ساعت از تو امتحان میگیرد. چرا گرم است چرانمیدانم فلان. چرا اینطوری است چرا یخ است. سرد شده این الان مزه نمیدهد. لقمان که مقامش بالاتر از انبیاء است، قرآن برایش بعنوان یک معلم حرف لقمان حرف خدا است. قرآن دیده اید لقمان حکیم یک سیاهپوست برده است اربابش برایش خیار می آورند میخورد میگوید تلخ است. لقمان را صدا میکند می گوید بیا میگوید بگذارم لااقل این بخورد دیگر دیده اید. بعضی ها برایشان بقیه درجه دو و سه هستند میگوید بگذار بخورد. لقمان هم خیار اول را میخورد خیار دوم را میخورد مچ مچ. یک وقت نگاه میکند میبیند نقی غری چیزی تلخ است. گفت: چطوری خوردی این همه را؟ تلخ نبود برایت؟ گفت من یک عمر دارم از دست شما خیار شیرین میخورم. ناجوان مردی است یک بار خیار تلخ بخورم به رخ شما بیاورم. این را باید بفهمیم ما و ما بخاطر خودشیفتگی هایمان همیشه این نق و غرها را این تجاوزها را داریم و خداوند میگوید من همه تان از شما آزمایش میکنم قیمت بیاید دستت به تو میفهمانم با یک هارت و پورتی که داری با یک ته دیگ بالا و پایین میشوی. با یک سس با یک نوشابه نمیدانم با ران مرغ سینه مرغ با ماهی با غذا با آب یخ و سرد، با چایی سرد و گرم با لیوانش با ظرفش امتحانت میکنم. خدا دارد به ما میگوید اکثرتان هم رد میشوید. این را چرا خدا میگوید؟ برای این که ما خجالت بکشیم از شکم بیاییم بالا. «من بکی علی الدنیا دخل النار» هر که برای دنیا غصه میخوردد میرود جهنم یکی از مظاهر دنیا چی است؟ شکم مزه غذا چرب و شیرین ترش و شیرین و چیزهای دیگر.