جلسه 006 - امتحان الهی
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
4
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - امتحان الهی

امتحانات الهی، جلسه ششم 10/04/1404

سلام علیکم و رحمةالله

اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام، هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم‌ بفرمایید.

بحثمان درباره فلسفه امتحانات الهی است. چند دلیل را برای آزمایش الهی، آزمایشات الهی از فرمایشات خود خداوند تبارک و تعالی عرض کردیم. دانستن این ها برای ما فوق العاده ضروری است چون وقتی که ما می دانیم چرا دارند از ما امتحان می گیرند و این امتحانات برای خود ما خوب است و لازم است در امتحانات الهی قوی تر می شویم، موفق تر خواهیم بود، آرامش مان بیشتر است، شادی مان بیشتر است، مثل کسی که در باشگاه دارد ورزش می کند می داند که دائماً از او امتحان می گیرند، مسابقات تمرینی دارد امتیاز بیاورد یا در دانشگاهی درس می خواند، مرکز فنی و حرفه ای و هنری درس می خواند می داند که دائماً از او آزمایش می گیرند تا هم توانمندی های او زیاد شود، نقاط قوت و ضعف خودش را بشناسد. آزمایش به نفع بنده است. خدا صمد و بی نیاز است، نیازی به آزمایش ما ندارد، ما به آزمایش نیاز داریم، حالا چون ما موجود مختار و آزاد هستیم نیاز به آزمایش داریم تا توانمندی هایمان کاملاً شناخته شود، نقاط قوت و ضعف مان شناخته شود. یکی دیگر از دلایلی که امروز می خواهیم ان شاالله از آیات الهی برایتان عرض کنم تشخیص میزان صدق و کذب افراد است. آدم ها بدانند چقدر صادق هستند چقدر کاذب هستند و ما بدانیم آدم های اطراف مان چقدر صادق هستند، چقدر کاذب هستند، چقدر راست می گویند، چقدر دروغ می گویند. چون ما احتیاج داریم هم خودمان را بشناسیم برای این که باید مشکلاتمان را اصلاح کنیم، برای این که اصلاح نکنیم همین طوری بمیریم، به برزخ برویم، گرفتاری به دست می آوریم. وقتی که یک جنین با مریضی از رحم مادر به دنیا می آید چقدر دردسر دارد. بسته به نوع مریضی، تعداد مریضی و شدت مریضی این بچه باید رنج درمان تحمل کند. یک موقع است مریضی اش زردی است یک هفته درگیر است خوب می شود. یک موقع است نه، مریضی اش مثلاً این است که یک انگشت اضافه آورده است، دو تا انگشت اضافه آورده است، یک دست اضافه آورده است، این دیگر باید به جراحی برود. این دیگر مدت ها درد و گرفتاری می کشد تا این سالم شود. پایش شکسته است، مثلاً پایش کج است، الان به دنیا آمده است پایش کج است، این بچه الان باید چقدر رنج درمان تحمل کند.  باید به اتاق عمل برود  پایش را بشکافند دور می شود باید از پدر و مادر جدا شود به اتاق عمل برود، بیهوش شود، پایش را بشکافند  بشکنند، صاف کنند، بدوزند، گچ بگیرند حالا شش ماه بعد هم آیا پیوند درست برقرار شود، نشود تازه می خواهد به حالت عادی ای که باید می توانست داشته باشد، برگردد. یک موقع است نه،یک مریضی هایی است که اصلاً خوب شدنی نیست، بنابراین هر چیز که شما تلاش کنید در رحم دنیا سالم سازی بیشتری کنید در تولدتان به آخرت راحت هستید دیگر. همان شش تا تولدی که جنین از رحم مادر به دنیا دارد ما هم از رحم دنیا به آخرت داریم. لذا فقط در دو تا تولد از شش تا تولد سعادت است. تولد سالم و سالم قوی. چهار تولد دیگر یعنی ضعیف، بیمار، ناقص و معلول همه اش دردسر و عذاب است به همین جهت ما باید کاملاً خودمان را در رحم دنیا سالم سازی کنیم همان طوری که معلوم شود، دیدید مادرها با چه علاقه و وسواسی، پدرها، پزشک ها، ماماها، دائماً مراقب این خانم باردار و جنینش هستند، دائم هم چند وقت یکبار یک سونوگرافی می کنند ببینند اوضاع چه طوری است، ما هم در رحم دنیا یک جنین هستیم، باید دائماً این سونوگرافی را انجام دهیم باطن خود را ببینیم، آن جا در سونوگرافی باطن شکم را می بینند، بچه آن داخل است، به آن جنین می گویند. برای همین هم کلمه جنین را دارد، از جن، جنین، جنات، جنت این ها از یک ماده است. یعنی پوشیده، پنهان، چرا ما به جن، جن می گوییم؟ چون آن را نمی بینیم واِلّا او هم یک موجود مادی است موجود معنوی که نیست، یک موجود مادی است ما او را نمی بینیم. برای چه به جنین، جنین می گویند؟ چون او را در رحم مادر نمی بینیم، مخفی است. حالا آن بچه ای که در شکم مادر است، مخفی است می خواهیم آگاهی داشته باشیم باید چه کار کنیم؟ سونوگرافی می کنیم. قدیم ها ماماهای حرفه ای بودند مثلاً این ها معاینه می کردند الان دیگر دستگاه ها پیشرفته تر شده است سونوگرافی می کنند باطن را می بینند. الان خدا به ما روش هایی را یاد داده است که ما دائماً، این روش ها خیلی پیشرفته هم هست، چند تایش را هم خواندیم، دائماً باطن خودمان را و دیگران را می توانیم ببینیم. دائماً. چون این ها مخفی است. یک موقع هایی آدم را توهم برمی دارد فکر می کند آدم بدی است در حالی که آدم خوبی است. فکر می کند آدم خوبی است در حالی که آدم خوبی نیست، راستگو نیست، نقاط ضعف دارد،خیلی چیزها برای ما و دیگران پوشیده می شود. ما باید بالاخره با دیگران هم زندگی کنیم. می خواهیم با آن ها زندگی کنیم. یکی می خواهد همسر ما باشد، یکی می خواهد دوستمان باشد، یکی می خواهد شریک مان باشد، یکی می خواهد همکارمان باشد، یکی می خواهد رئیس ما باشد، ما دائماً احتیاج داریم آدم ها را بشناسیم، برای همین خداوند می گوید من روش های پیشرفته و بی نظیری قرار دادم که باطن ها بالا می آید شما می توانید آن درون آدم‌ ها را بشناسید. بعد حالا آن وقت، وقتی درونش را شناختی می توانید حالا من می توانم با این آدم ازدواج کنم یا نه، معامله کنم یا نه، در شرکتش استخدام بشوم یا نه، این آدم را استخدام کنم یا نه، این طوری است دیگر. الان بعضی از استخدام ها شرط جسمی هم دارند مثلاً ارتش، نیروی انتظامی، همین طوری نمی تواند تشخیص دهد که، این آدم چه کاره است که، مجبور است برای این کار برود چه کار کند؟ می گوید برو کلاً تست پزشکی بده. یعنی از او آزمایش را می گیرند از او عکس می گیرند، سونوگرافی می کنند، تمام باطن بدن او را بیرون می ریزند تازه آن موقع پلیس تصمیم می گیرد که استخدام کند یا نه. ما به خبرگیری احتیاج داریم، دائماً داریم که من بالاخره باید با آدم ها زندگی کنم. انسان موجودی است که از نظر طبع، طبعش اجتماعی است، باید با آدم ها زندگی کند، ارتباطات زیادی با آدم ها دارد، هم باید آن ها را خوب بشناسد ببیند می تواند در کارها روی آن ها حساب کند یا نه هم برای خودش. یک موقع است او آدم خوبی است دوست خوبی است ولی شریک خوبی نیست، در شراکت زمین می خورد. اگر بخواهد دوست باشد خوب است همین طوری خوب است ولی در کارهای اقتصادی به درد نمی خورد. معلم خوبی است از نظری که آموزش دهد مربی خوبی نیست، پرورش دهنده نیست ولی استاد خوبی است می تواند اطلاعات خوبی به تو بدهد. یک موقع است که به درد کار اجتماعی سیاسی نمی خورد و تو باید یک متخصص دیگری را در کار اجتماعی سیاسی به کار بگیری، او خرابکاری می کند. ما در این چهل و شش سال دیدیم دیگر، خیلی از بزرگان که تخصص های اجتماعی سیاسی نداشتند خوراک دشمن شدند، شکار دشمن شدند، پس آزمایش خیلی به داد آدم می رسد. لذا خدا لطف کرده شیوه ها، الان ما چهار تایش را خواندیم، امروز هم پنجمی را می خوانیم که چه طوری ما دائماً باطن خودمان و دیگران را بشناسیم. یکی از چیزهایی که به آن احتیاج داریم بشناسیم صادق و کاذب بودن آدم ها و شخصیتشان است. اصلاً شخصیت این آدم صادق است؟ کاذب است؟ یعنی الان به خواستگاری می روی به او می گویی که آقا ما شرایط مان این است. می گوید خیلی عالی است، خیلی عالی است، من هم موافق هستم، چه چیزی از این بهتر. می گوید آقا من می خواهم با شما ازدواج کنم یک پدر و مادر پیر دارم این ها زیر نظر من هستند، کسی را هم جز من ندارند، شما اگر بخواهی بیایی همسر من شوی باید نزدیک پدر و مادرمان باشد، رسیدگی می خواهد اگر نمی توانی نمی خواهی اشکالی ندارد. -نه، اصلاً آن ها پدر و مادر خودم هستند، چه اشکالی دارد و این ها. یا نه، فرض بفرمایید یک آقایی زنش طلاق گرفته، به رحمت خدا رفته، یکی دو تا بچه هم از او مانده است حالا الان می خواهد برود ازدواج کند به خانم می گوید. خانم این قدر خوب، مهربان، با این بچه ها خوب تا می کند و این ها، ولی وقتی ازدواج می کند سر خانه و زندگی می رود پدر این بچه ها و پدر این مرد را درمی آورد، ازدواج می کند دائم با مرد بداخلاقی می کند که چرا به پدر و مادرت رسیدگی می کنی. نق و غر و اعصاب خرد، یعنی هم خودش را نابود می کند، هم عشقش را، هم زندگی اش را با یک دروغ. خب روز اول می گفتی نمی خواهم، چرا دروغ گفتی؟ یا بالعکس مردها، مردهایی می آیند که مثلاً خانم می گوید آقا ما شرایط مان این است یک خانواده مذهبی هستیم، خب مرد هم می آید ریش می گذارد نماز می خواند یک ذره ظواهر را رعایت می کند بعد که به خانه و زندگی می آید می بینی اصلاً او یک آدم دیگر است. یک آدم کاملاً فاسد است، فیلم بازی کرده بتواند دختر فلان حاج آقا را بگیرد یا به نیت این که دختر حاج آقا را بگیرد یا به چیزهای دیگر حاج آقا طمع داشته است، هیچ چیز، دروغ می گوید، خیلی وحشتناک است، خیانت و وحشتناک است، لذا خداوند دائماً برای ما روش هایی را می گذارد که ما قبل از ورود به ارتباطات با آدم ها بتوانیم شناختی پیدا کنیم. خیلی وقت ها ما از این روش ها استفاده نمی کنیم‌ سرمان کلاه می رود و شکست می خوریم یا از این روش ها ناقص استفاده می کنیم، حالا الان خداوند می فرماید من از همه تان آزمایش می گیرم. برای چه؟ برای این که صدق و کذب شما دربیاید. الان می گویی مثلاً فلان توانایی را دارم بعد مثلاً یک جنگ می شود آن هم محدود، می بینی این آدم اصلاً به درد مدیریت در این شرایط نمی خورد. من الآن یک سازمانی را دست یک آدم ترسو، خودشیفته، سوء استفاده کن بسپارم خب داستان خراب می شود، یک موقع یک وزارتخانه، یک کشور را دست این آدم می دهند و او اصلاً هیچ صلاحیتی نه برای رئیس جمهوری دارد نه برای وزارت دارد نه برای نمایندگی مجلس دارد نه برای شورای شهر اصلاً این آدم به درد نمی خورد، هیچ چیز، اصلاً هیچ توانایی ای ندارد. برای همین آزمایش خیلی خوب است. یعنی دائماً هست. حالا بگذریم که مردم خیلی وقت ها آزمایش هم می کنند می فهمند طرف به درد هم نمی خورد بی لیاقت هم هست خائن هم هست باز به او رای می دهند. این دیگر یک داستان دیگر است. حالا این یک ماجرای دیگر است. پس از کجا معلوم می شود آدم ها راست می گویند؟ امتحان. ببینید الان پیغمبر می گوید من می خواهم به جهاد بروم، آن هم کجا؟ جنگ اُحُد. داستان جنگ احد خیلی جالب است. حالا ما الان پنج شنبه ها داریم آیات سوره آل عمران را تفسیر می کنیم داستانش مفصل است. شاید ده پانزده ساعت یا بیشتر تفسیر آن آیات، مربوط به جنگ احد است. در جنگ بدر پیامبر زود پیروز شد یعنی طول نکشید، داستانش هم هست، می دانید. کفار، مشرکین که شکست خورده بودند گفتند ما برویم تجدید قوا کنیم بیاییم دوباره این بار یک طور دیگر؛ پیامبر هم برنامه ریزی اش خیلی خوب بود خدا و پیغمبر هم گفتند شما حتماً پیروز هستید، مردم هم گفتند که پیغمبر قول داده، خدا هم گفته ما پیروز هستیم، دیگر خیلی مغرور به این که پیروز هستند مغرور بودند. خوب دقت کنید. پیغمبر یک شرط گذاشت. گفت شرطش این است که ما می رویم اگر پیروز شدیم که خیلی هم زود پیروز شدند، زیاد نکشید، تنگه را نباید رها کنید، یعنی فرمانده دستور داد تنگه را رها نکنید، شما در هر صورت باید آنجا را نگه داشته باشید که ما دور نخوریم، پشت نخوریم، تا پیروز شدند پیغمبر، خب خدا هم وعده کرده بود به وعده اش هم عمل کرد،طمع سراغ اصحاب پیغمبر آمد و تنگه را رها کردند و این باعث شد که خالد بن ولید و یک تعداد دیگر از مشرکین حمله کردند و این ها را، کشتار زیادی از این ها کردند. آن طمع کار را خراب کرد. خداوند چه فرمود؟ من می خواستم ببینم در قلب های شما چیست؟ «مِنکُم مَن یُریدُ الدُنیا وَ مِنکُم مَن یُریدُ الْاخِرة» یار پیغمبر هستی، در لشکر پیغمبر هستی اما دنیاطلب هستی. اویی که کنار تنگه ایستاده است، همه هم نیامدند هااااا، اکثرشان آمدند. یک تعدادی ایستادند ولی آن ها نمی توانستند در مقابل حمله آن لشکر مقاومت کنند. خدا به یار پیغمبر می گوید شما دنیاطلب هستید، بعضی‌هایتان دنیا می خواهید بعضی هایتان آخرت. اگر امتحان اُحد نبود معلوم نبود چه کسانى راست می گویند وفادار هستند و چه کسانی دروغ می گویند. پیامبر گفت شکست بخوریم یا پیروز، آن جا را رها نکنید. دستور است دیگر. مثل الان که رهبری صریح می گوید، یکبار، دو بار، سه بار، پنج بار، ده بار می گوید، یک سال، دو سال، ده سال می گوید باز یک عده یا واقعاً نمی فهمند که خیلی بعید است یا خائن هستند. ضد مردم هستند. خودفروخته هستند. تمایلشان بیشتر به دشمن است. آزمایش همین است که بفهمیم چه کسی صادق است چه کسی دروغ می گوید. آیه اول این سوره، آیه ای که می خواهم برایتان بخوانم آیه سه سوره عنکبوت است‌. در آیه دو، این را قبلاً برایتان توضیح دادم و آن در قانون عمومی آزمایش است. خدا می گوید آزمایش، ناموس من است. هیچ کدامتان را نمی شود در باشگاه از شما امتحان نگیرم. هیچ مربی ای ناموسش را زیر پا نمی گذارد. هیچ مربی ای. یعنی باید آزمایش بگیرد، امتحان بگیرد، تمرین دهد، چون فردا می خواهد او را از باشگاه به مرحله شهری بفرستد، بعد می خواهد به استانی برود، اگر ضعیف باشد آبروی چه کسی می رود؟ آبروی چه کسی می رود؟ خود مربی می رود؛ مربی اصلاً کوتاه نمی آید. در آیه اول چه گفت؟ همه یادتان هست دیگر. «اَحَسِبَ النّاس اَن یُترَکوا اَن یَقولوا آمَّنا وَ هُم لا یُفتَنون» آیا مردم واقعاً یک چنین فکر خامی دارند، وقتی می گوید: «حَسِبَ» یعنی فکر خام، فکر غلط و اشتباه.

آیا مردم واقعاً این قدر خام فکر می کنند که رهایشان می کنیم و همین که گفتند ما مومن هستیم از آن ها آزمایش نمی گیریم؟ امتحانشان نمی کنیم‌؟ اصلاً این طوری نیست. حالا بحثی که مربوط به امروزمان است، در ادامه آیه، آیه سه، می فرمايد: «وَ لَقَد فَتَّنا الَّذینَ مِن قَبلِهِم فَلَیَعلَمَنَّ اللهُ الَّذینَ صَدَقوا فَلَیَعلَمَنَّ الْکاذِبین» ما قبل از شما هم همه را آزمایش گرفتیم که خدا روشن کند، آن هم "ن" تاکید دارد یعنی حتماً حتماً حتماً خدا صادقین را از کاذبین روشن می کند. این لطف خداست هاااا. چون در دنیا به تو می گوید داری دروغ می گویی، داری اشتباه فکر می کنی، توهم زده هستی، برو مشکلت را حل کن، این طوری بمیری به برزخ بروی گرفتار هستی. آن جا در برزخ کیلویی نیست که؛ ببین الان دنیا کیلویی است؟ اگر بچه زردی داشته باشد دنیا با او کاری ندارد. گیرش می اندازد. یعنی دنیا این قدر دقیق است که این بچه، یک، کوچک ترین مشکل در بدنش باشد، رویش این جا، مچ بچه را می گیرد، مچ پدر و مادر را می گیرد، کوچک ترین مشکل باشد، برزخ هم همین طور است، قیامت هم، حیات برزخ و عالم ملکوت بی نهایت از این جا دقیق تر است و بی نهایت هم از این جا پیچیده تر و بزرگ تر است. این طوری نیست کیلویی همین طوری، یک کسی بمیرد تالاپی توی بهشت بیفتد، اصلاً این طوری نیست، آن جا از همه وجودش آزمایش می گیرند، از عقاید، اخلاق، اعمال. آن جا هیچ چیز را فروگذار نمی کنند، برای همین خدا قیامت را پنجاه هزار سال قرار داده، کل پنجاه هزار سال بررسی تو است. امام صادق فرمود هر هزار سال یک خان دارد‌ یکی اش پدر و مادر است. یکی اش همسر و فرزندان است‌ یکی اش همسایه است. یکی اش قرآن است. یکی اش ائمه است. امام زمان جدا، از همه هم سنگین تر امام زمان، همه اش،آزمایش می گیرند، ببیند تو چه کاره هستی. لذا حوصله خدا خیلی زیاد است‌ می گوید پنجاه هزار سال را برای پنجاه سال عمر تو گذاشتم بررسی اش کنید. پیغمبر فرمود ساعت به ساعت را بررسی می کنند. خدا عجله ای هم ندارد. دیدید الان خلقت خدا چه طوری است‌، می گوید این را دو هزار میلیارد سال پیش آفریده است. خدا خیلی حوصله دارد. خسته هم نمی شود. پنجاه هزار سال برای خدا هیچ است. بعضی ها در دنیا خیلی خوب به خودشان می رسند آن جا پنجاه هزار سال معطل نمی شوند. حضرت فرمود به اندازه چهار رکعت نماز عصر که می خوانند همان جا معطل می شوند. یک بررسی -سالم هستی، سالم سالم، برو به سلامت. ولی وای انسان در بخش های دیگر گیر داشته باشد، در نماز، در حجاب، در واجباتش بی مبالاتی کرده باشد.

علی علیه‌السلام فرمود اگر پاک نشده باشد توبه نکرده باشد برای یک گناهش آن جا صد سال معطلی و عذاب دارد. دین خدا را شوخی نگیریم. با دین خدا بازی نکنیم. نگو من اگر حالا لاک بزنم چیه؟ به جهنم می روم؟ یک ذره تار موی من یا زنم بیرون باشد، یک ذره یقه اش معلوم باشد، یک ذره لباس تنگ بپوشد؟ آره، به جهنم می رود. یک اتم در بدن کم باشد دردسر دارد. بله، بله. فرمود در معراج زن هایی را دیدم که موهایشان در معرض دید نامحرم بود آویزانشان کرده بودند شکنجه و عذاب داشتند. بعضی از زن ها اندامشان را در مقابل نگاه نامحرم می گذاشتند این ها را با اندامشان آویزان کرده بودند و شکنجه می دادند. این طوری نیست که شما فکر کنید آقا مثلاً عیب ندارد، این که حالا چیزی نیست، واقعاً خدا ما را می برد؟ آره، می برد. نه این که خدا ببرد، خودت این روش را انتخاب می کنی. خودت انتخاب کردی. نزول بدهد، بگیرد، گران فروشی، احتکار، کم فروشی، کلاه سر مردم گذاشتن، اذیت و آزار اخلاقی دیگران، حسادت، تکبر، خودبرتربینی، خودشیفتگی، این ها برای آدم گرفتاری می آورد. خدا می گوید ما صدق و کذب همه قبلی ها را درآوردیم؛ و به نفع خودمان هم هست، به نفع خودمان هم هست، بارها ما، چون انسان اصلاً دچار خودشیفتگی است، یکی از بیماری های به شدت شایع در انسان این است که انسان خیلی عاشق خودش است. این قدر عاشق خودش است، ببین مصیبت ما چقدر بزرگ است که چقدر به امتحان احتیاج داریم که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید که شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید ولی یک خار را در چشم دیگران می فهمید. بنابراین با هر کس زندگی می کنی باید حواست باشد، شیطان ضعف های او را در چشم تو از درختی که در چشم تو است بیشتر می کند. برای همین هم طلاق اتفاق می افتد.

آمار وحشتناک طلاق برای این که ما بیخود به یک جایی می رسیم که می گوییم دیگر نمی توانیم این را تحمل کنیم، این دیگر به درد نمی خورد، این دیگر خیلی بد است، من خوب هستم، من بی عیب هستم، من چنین و چنان هستم. من بارها شده خانم ها و آقایانی که، حالا که الان مشاوره هایم همین پنج دقیقه بیشتر نیست، آن موقع که مشاوره های حرفه اى داشتم می گفتند ما دیگر به درد هم نمی خوریم می خواهیم از هم جدا شویم، من دیگر اصلاً این زن را دوست ندارم، این مرد را دوست ندارم، می گفتم بنشین این فرم را پر کن. به آن ها پرسش نامه می دادم، صد تا عیب، صد تا کار خوب، می گفتم علامت بزنید، هر چه راجع به زن و شوهر، من در طول سال ها حتی ندیدم یک زنی که بگوید شوهرم به درد نمی خورد، یک مردی که می گوید زنم به درد نمی خورد، علامت ها را زده باشد بدی ها بیشتر از خوبی ها باشد. بعد برگه را به خودش نشان می دهم ببین این همه خوبی زدی یک چهار تا هم بدی زدی چه طوری می توانی این را فدا کنی؟ او این همه خوبی و مزایا دارد و تو فقط آن چهار تا ضعفش را می بینی؟ آدم این طوری است؛ بعد نوبت خودش که می شود، خودش که می شود، این هم هست، جالب است، تست های خودت را بزن، می بینی طرف در آینه تِست، یکدفعه در می آید می گوید من فکر نمی کردم این مشکلات را داشته باشم، دارد بابا. ما تا خرخره غرق هستیم، تا خرخره غرق هستیم. من یادم است یک موقعی من را به دانشگاه دعوت کردند، البته الان نه، سی سال پیش، که یک کتاب اخلاق را برای اساتید دانشگاه درس دهم، گفتند این درس، شما بیایید درس دهید. من نگاه کردم دیدم سی و هفت تا درس است، برداشتم با مداد علامت زدم، گفتم آقای مسئول آموزش، من پانزده تایش را بیشتر عمل نمی کنم، بقیه اش را خودم عمل نمی کنم ضعف دارم، این را هم نمی آیم بگویم، چون خدا می گوید اگر یک کسی بگوید خودش عمل نکند اول هفتاد تا بلا سرش می آورم کمترینش این است که لذت مناجاتم را از او می گیرم. یعنی خدا تف می کند در وجود یکآدمی که دائم برود حرف بزند بعد خودش هم نخواهد عمل کند‌ لااقل اگر عمل هم نمی کند خودش تصمیم عمل کردن داشته باشد. گفتم آقا همین شانزده تا هفده تاست اگر می خواهید من درس می دهم، نمی خواهید درس نمی دهم چون بقیه را عمل نمی کنم. حال خوبی هم، محال است بیایم چیزی که خودم، درس دهم چون به خودم آسیب زدم. ما یک عالم عیب داریم. یعنی وقتی لیستی از فضائل را می گذارند می بینی ما خیلی هایش را نداریم، الان هم همین طور است. خیلی از لیست خیلی از رذائل را بگذارند داریم، برای چه خودت را بهتر از بقیه می دانی؟ برای چه فکر می کنی همیشه حق با توست، همیشه بهتر از بقیه هستی؟ وقتی پیغمبر این حرف را می زند یعنی حواست باشد صدی نود و نه قضاوت هایتان در مورد مردم غلط است ولو با چشم خودتان ديده باشید. در مورد پدر و مادر، دوست، هر کس، حالا هر کس، صدی نود و نه قضاوت هایتان غلط است. آخر ما به خدا هم گیر می دهیم. چون ما نگاه درست نداریم به خدا هم گیر می دهیم. یعنی خیلی جاها خدا برای ما زیر سوال می رود. ائمه زیر سوال می روند، امام زمان زیر سوال می رود، این قدر انسان خودشیفته و پر رو است. بنابراین ما به تشخیص صدق و کذب خودمان و دیگران احتیاج داریم. دیگران هم که می آیند از خودشان تعریف می کنند ممکن است همین خودشیفتگی را داشته باشند ولی بعد که به بوته آزمایش می روی می بینی که فاجعه است.

لذا خدا می فرماید: «فَلَیَعلَمَنَّ اللهُ الَّذینَ صَدَقوا فَلَیَعلَمَنَّ الْکاذِبین» چه زمانی معلوم شد یک عده از یارهای پیغمبر دروغ می گویند؟ البته اکثرشان دروغ می گفتند. اکثر یارهای پیغمبر این طوری بودند. خیلی از اصحابش که بعد از مرگ، پیغمبر را رها کردند امیرالمؤمنین را هم کشتند، مادرمان حضرت زهرا را کشتند، همین هایی که ادعا داشتند، بعد از آن هم امام حسن را و بعد هم امام حسین را؛ آقا امام سجاد فرمود پیغمبر سفارش کرده، بارها در کتاب های شیعه و سنی به خصوص کتاب های اهل سنت راجع به مودت اهل بیت، محبت به اهل بیت، وجوب محبت و مودت اهل بیت پر است، کتاب های اهل سنت، قرآن هم که می گوید مودتشان چه است؟ واجب است، مزد پیغمبر است، این همه سفارش، امام سجاد گفت به خدا قسم اگر به جای این همه آیه و روایت در سفارش کردن ما خدا گفته بود هر چه می توانید به خاندان پیغمبر ظلم کنید بیشتر از این ظلمی که کردند نمی توانستند بکنند. شما کربلا را نگاه کنید، امت جمع شدند بچه های پیغمبر را، پسر پیغمبر را تکه پاره کنند. یعنی نهایت جنایت، قساوت، بی رحمی را در مورد امام حسین و خاندان امام حسین کردند. زن و بچه اش آن طوری از کربلا تا دمشق، خودش،هم که این طوری، بقیه ائمه هم همین طور، همه هم می گفتند ما دین دار هستیم، خدا را دوست داریم، عاشق پیغمبر هستیم، کو؟ مثل الان مسلمان ها، رُوَسای آن کشورها اکثر کشورها همه منافق، همه قدرت طلب، مثل بعضی از روسای ما اینجا؛ یعنی جناحی و باندی هستند تا این که بیایند برای رضای خدا مسئولیت قبول کنند. برای ارضای حس شهرت طلبی، ثروت طلبی، قدرت طلبی، این طور چيزهاست. برای دنیا می آیند رئیس جمهور می شوند، نماینده مجلس می شوند، عضو شورای شهر می شوند، مردم هم همه دارند تماشا می کنند، غزه ای ها را دارند تکه تکه می کنند صدای یهودی ها درآمده، صدای مسیحی ها درآمده، صدای بی دین ها در کشورهایشان درآمده، قیام کردند، دارند کتک می خورند، هر روز دارند تظاهرات می کنند، شما ببینید اوضاع کشورهای اسلامی چه طوری است. آن از مسلمان هایشان، آن هم از سران شان. هیچ کس به رویش نمی آورد که در غزه، در فلسطین دارد چه اتفاقی می افتد. در لبنان چه طوری دارند آدم کشی می کنند. اصلاً هیچ کس به رویش نمی آورد که استکبار و صهیونیست ها دارند نسل کشی، بالاترین نسل کشی تاریخ را می کنند نه در غزه و فلسطین و لبنان، در خود ایران خود ما، اصلاً صدای هیچ کس درنمی آید. می گویند ما بلایی سر ایرانی ها آوردیم که جمعیت شان را به صفر برسانیم که آقا فرمود اویی که این کار را در کشور ما کرد خیانت کرد. بعضی از روسای جمهور ما وقتی طرح را از سازمان بین المللی بردند که جمعیتتان را کم کنید، صفر، یعنی نسل کشی، چرا برای خودشان این کار را نمی کنند؟ چرا این طرح ها در اسرائیل نیست؟ چرا در کشور خودشان این طرح ها نیست؟ فقط برای کشورهای ما؛ کشورهایی که دوست آمریکا بودند قبول نکردند. مصر قبول نکرد. ترکیه زیر بارش نرفت. ایران قبول کرد. فقط هم ایران قبول کرد و جمعیت را این طوری به این وضعیت افتضاح رسانده است. رشد جمعیت منفی، مسلمان ها از این جا، شیعیان هم غافل، می گویی بچه بیاور، می گوید چه کسی تربیتش کند؟ می گویی بچه بیاور، می گوید چه کسی خرجش را بدهد؟ خرج تو را چه کسی دارد می دهد؟ خودت داری می دهی یا خدا دارد می دهد؟ خدا می گوید من خرج شما را با بچه ها می دهم، با ازدواج برکت را به زندگی شما می آورم. شما وقتی ازدواج را تاخیر می اندازی راهت قفل می شود. شما وقتی بچه نمی آوری کارهایت شکست می خورد ۰، ورشکست می شوی، بعد هم می گوید چه کسی تربیت کند؟ بالاترین تربیت در کشور ماست. آ

قا فرمود: همه ملت ایران مومن هستند حتی آن ها که ظواهر شرعی را رعایت نمی کنند. حالا او مثلاً بی تربیت می خواهد چه شود؟ هر چه بشود این ها از بقیه تربیت شده های همه جای دنیا با تربیت تر هستند‌. می خواهد مشروب خور شود، می خواهد معتاد شود می خواهد بی حجاب شود، بی نماز شود باز خیلی چیزهایی دارد که هیچ کس این ها را آن طرف آب ندارد. هیچ کس ندارد. خدا آیت الله مجتهدی استاد ما را رحمت کند، فرمود عاشورا داش مشتی ها به کمک امام آمدند، علما نیامدند. چه کسی انقلاب اسلامی را انجام داد؟ مردم دیگر، همین مردم. ظهور امام زمان هم با همین مردمی که شما می گویید بی تربیت هستند انجام می شود. با همین مردمی که شما می گویید بی تربیت هستند اما این ها، تربیت این ها این است که ده روز می آیند مشکی می پوشند. چه کسی این کار را در دنیا می کند. برای پسر فاطمه زهرا گریه می کنند، عزاداری می کنند، عشق می ورزند، هزینه می کنند، وقت می گذارند، آبرو می گذارند. این ها مومن نیستند؟ مومن هستند، ولایت دارند بالاتر از شریعت، حالا یک ذره هم در شریعت ضعیف هستند ولی همه این ها آن هایی هستند که در ده روز جنگ هم دیدیم، همه این ها آن هایی هستند که با همه آن نقص هایشان پای دین، کشورشان، ولی شان، رهبرشان می ایستند. دیگر از این با تربیت تر می خواهید؟ این چه حرف غلطی است که چه کسی می خواهد این ها را تربیت کند؟ چه کسی می خواهد خرجش را بدهد؟ خدا می گوید خرج تو را او دارد می دهد من به خاطر این بچه دارم برای تو گره گشایی می کنم، خرج تو را زنت دارد می دهد، تو مهمان زنت هستی، مهمان بچه هایت و مهمان پدر مادرهای پیر موسپید هستی.

فرمود: امنیت شما را بچه ها، من به خاطر بچه ها و مو سفیدهایتان به شما امنیت می دهم. پدرزن، مادرزن، پدرشوهر، مادرشوهر، پدربزرگ، مادربزرگ، آن ها برای شما، من به حرمت آن ها و بچه ها به شما امنیت می دهم و برکت می دهم. تو داری غلط فکر می کنی. روشت غلط است. دشمن دارد این کار را می کند. در این ایران ما نسل کشی راه انداخته است. در همین چهل و شش سال ببینید این ها میلیون ها ایرانی را با سرطان کشتند. آلزایمر را زیاد کردند، سرطان را زیاد کردند، پارکینسون را زیاد کردند  انواع و اقسام بیماری ها واِلّا شما نگاه کنید من خودم سرطان داشتم، من آن موقع سی و هفت هشت سالم بود سرطان گرفتم، آن هم یک عامل خارجی بوده مثلاً درگیری داشتیم، شیمیایی شدیم، گرفتاری های دیگر داشتيم، آن موقع بچه هفت هشت ساله با من شیمی درمانی می کرد. الان بچه های یک ساله سرطان دارند. آخر چرا باید این طوری باشد؟ اصلاً،این یعنی چه در کشور ما این قدر نسل کشی دارد زیاد می شود که خانم ها نمی توانند زایمان کنند. ما چند وقت پیش در قم از یکی از مراکز علمی معتبر یک طرحی داشتیم به ما گفتند شما بیایید این بحث تقویت ژن را که به خانم ها یا آقایان قبل از بارداری می دهی که روی اسپرم و تخمک هایشان کار می کنی و سلامت و زیبایی و هوش و عقل و اخلاق و معنویت، این را قبل از بارداری بیایید روی اسپرم تخمک هایتان این تمرین ها را بکنید قوی شوید و موقع انعقاد نطفه، این انعقاد درست صورت بگیرد که این بچه در هر پنج جهت خوب دربیاید، گفتیم باشد. پنجاه تا خانم انتخاب کردیم گفتیم آقا این پنجاه تا خانم متاهل بیایند دوره ها را بگذرانند بعد اقدام به بارداری کنند، بعد باردار شوند. چهل و هشت تایشان باردار نشدند. این نسل کشی نیست؟ چرا، دشمن به ما از طریق همین مواد خوراکی و همه طور دارد، خود آمریکایی می گفت ما برای همه این ها عطر می فرستیم، لوازم آرایش، اسپری هایی که در توالت می زنند برای این که هوای توالت عوض شود می گفت تمام این ها عوامل ضد بارداری دارد، عقیم کننده مردها و زن هاست. عطرهایشان، ادکلن هایشان، لوازم آرایش شان، غذاها هم شما از چیپس بگیرید جز سرطان زاترین مواد و چیزهای دیگر همین طور داریم دائم با این مواد رنگی را می خوریم. کبدها درگیر، پوست درگیر. قدیم ها می گفتند عینک یا سمعک، آدم چه کسی در ذهنش می آمد؟ یک آدم پنجاه سال، شصت سال. سرطان، سکته می گفتند این در ذهن آدم می آمد اما الان سکته زیر بیست سال رفته است. الان بچه های ما عینک می زنند، بچه کوچولو مدرسه ای عینک می زند، باید سمعک داشته باشد، این چه وضع زندگی است؟ دشمن این طوری دارد نسل کشی می کند. این وحشی های آدم خوار، بعد خیلی ها خودشان را به آن راه زدند، به جای این که با این ها قیام کنند، انقلاب کنند، کالای این ها را تحریم کنند، جنگی کنند، یک کاری کنند. صدای مسیحی ها درآمده، صدای یهودی ها درآمده، مسلمان ها همه ساکت، این صادق است؟ این صادق نیست. آن وقت همین آدم که آخوندش هم در قم کم نیست، الان بروید ببینید چه قدر منافقانه و دروغ گویانه مجلس می گیرند، مجلس های کلان، ده هزار تا شام می دهد، سینه زنی های آن چنانی، یک اعلامیه علیه شاه نداده است، یک اعلامیه علیه صدام نداده است، یک اعلامیه علیه آمریکا نداده است، یک اعلامیه علیه انگلیس نمی دهند، خود مرجعش با مقلدینش، هیچ کاری با دشمن ندارند، بی خاصیت، بعد هم می آیند زیارت عاشورا می خوانند پر از دروغ، یعنی هر چه می گویند دروغ می گویند «اِنّی سِلْمٌ لِمُنْ سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَکُم» کو؟ حرب تان کجاست؟ زیارت حضرت معصومه می خوانند یا در زیارت عاشورا هم داریم «اَتَقَرَبُ اِلَی اللهِ بِحُبِکُم وَالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِکُم» برائت، دشمنی از دشمنان شما، بعد می بینی خانه اش ماهواره دارد، آخر این چه برائتی است؟ برائت یعنی این را نپسندی دیگر؛ وقتی می بینی نتانیاهو دارد می گوید آقا، زن زندگی آزادی، زن های بی حجاب لشکریان ما هستند تو که نمی توانی بیایی بگویی من عاشق پیغمبر هستم، عاشق مادرم فاطمه زهرا هستم بعد خودت جزء لشکر نتانیاهو باشی. نمی شود ناموست جزء لشکر دشمن باشد که دشمن روی او حساب می کند، دشمن روی این ها حساب می کند که حمله می کند، آن جنایت ها را می کند. می گوید این ها که دیگر از دور خارج می شوند برویم بزنیم ایران را نابود کنیم.

خب این طوری که نمی شود بابا. تو داری، می گویی من بچه امام حسین هستم، فرزند امام حسین هستم «اَسْئَلُهُ اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنْیا وَالْاخِرَة» من می خواهم دنیا و آخرت با شما باشم. آخر با این سبک زندگی چه طوری می خواهی با آن ها باشی؟ مگر نمی گویی می خواهم در دنیا با شما باشم، در دنیا معیت با اهل بیت یعنی سبک زندگی اهل بیت تا بتوانی آخرت با آن ها باشی. نمی توانی در دنیا با آن ها نباشی آخرت با آن ها باشی که. آن از معاملاتت، خمس که نمی دهی، زکات که نمی دهی، آن از وضعیت ناموس داری ات، آن از لقمه ات، آن از گوشی ات، گوشی ات شخصیتت را نشان می دهد دیگر. آقا دشمن خودش اعلام کرده ما از طریق واتساپ، تلگرام، شبکه هایمان داریم بالاترین جاسوسی در دنیا را داریم در ایران انجام می دهیم. بالاترین اطلاعات را دارین در ایران جمع می کنیم. جاسوسی راحت، از موبایل های مردم، خودش دارد می گوید بعد دغدغه مسئولین ما به جای حل مشکل مردم این است که بروند فيلتر شبکه های مجازی را برطرف کنند، مژده بدهند ما فیلتر را برداشتیم. خب واقعاً این ها نمی دانند؟ یعنی واقعاً ما قبول کنیم این ها نمی فهمند یا نمی دانند؟ آره؟ یا یک ماجرای دیگر است؟ که تو اولین کاری که می خواهی کنی بعد از این که رئیس شدی، مسئول شدی که بیایی به جای این همه گرفتاری هایی که دوستان تو ده سال است این کشور را معطل کردند، نگه داشتند، آقا فرمود خائن، خيانت کردند، این کلمه ای است که ولی فقیه گفت. گفت کارخانه را خائنانه هشت هزار، چند هزار ، ده دوازده هزار کارخانه را تعطیل کردند. به جای این که بیایی خرابکاری های رفیق هایت را، هم حزبی هایت را درست کنی دغدغه ات، بشارتت این است که بگویی من رفع فیلتر کنم؟ خب کردی، نتیجه اش چه شد؟ نتیجه اش چه شد؟ واقعاً شماهایی که رفع فیلتر می کنید جواب این خون هایی که بر اثر این کار دارد می ریزد و فسادها و جاسوسی هایی که دشمن دارد انجام می دهد با واتساپ و تلگرام و شبکه های مجازی، شما قیامت جواب این خون ها را چه طوری دارید می دهید؟ کاذب، صادق این طوری در می آید. چه طوری فردای قیامت می گویید آقا من رئیس جمهور بودم، وزیر بودم، چی چی بودم آمدم رفع فیلتر کردم بعد دشمن هم این همه جاسوسی کرد فرماندهانمان را زد، دانشمندان‌ مان را زد. خب چه کسی در خون این ها سهیم است؟ قرآن می گوید هر کس هر کاری کند ما آثارش را پایش می نویسیم. آثارش را پایش می نویسیم. این آثار، این خون ریزی ها، این خیانت ها، این چند هزار سی چهل هزار پهباد در این کشور ساخته شد، ریز پرنده، دشمن آمد این جا پایگاه زد. چه کسی باید این ها را جواب بدهد؟ این ها ضعف ما است دیگر، ما یک ضعفی به خرج دادیم که داریم این همه آسیب می بینیم. شما فکر می کنید خودی ها در خون فرمانده ها و دانشمندان و در خیلی از آسیب هایی که ما در این کشور داریم می بینیم سهیم نیستند؟ دشمن ما اصلاً قوی نیست. قرآن می فرماید این ها اصلاً در مقابل شما زوری ندارند، در مقابل شما جانی ندارند، دیدید که ما برای اولین بار، یمن ما این ها را له کرد. غزه ما این ها را له کرد. حزب الله ما این ها را له کرد قبل از این که ما بخواهیم آن ها را له کنیم. تحقیر شدند، خودمان هم که لهشان کردیم. آن ها در مقابل ما اصلاً جانی ندارند. چه کسی باعث می شود آن ها بتوانند به ما غلبه پیدا کنند؟ خودی ها، خودی های خائن و منافق؛ حالا الان این جنایت شد، دوازده روز این همه جنایت، این همه آدم کشته شدند، این همه تخریب ایجاد شد، زود اولین کاری که کردند دوباره فیلتر کردند، تا آتش بسی که درستش کردند ایجاد شد دوباره رفع فیلتر؛ اِ؟ یعنی شما کار و زندگی مهم تر از این ندارید؟ هیچ کاری مهم تر از این برای کشور ندارید که -ما زودتر الان عجله کنیم آقا، این از کجا دارد ناشی می شود؟ مگر آدم از یک سوراخ دو بار؟ شما صد بار داريد از یک سوراخ گزیده می شوید. مثل داستان مذاکره؛ می گویید ما می خواهیم کشورمان ایران، در شعار در سخنرانی ها همه اش دارید می گویید، آیه می خوانید، دعا می خوانید نهج البلاغه می خوانید، شعار می دهید بعد امام جامعه، مردم دارند می گویند آقا، نمی شود به دشمن.

قرآن دارد می گوید به دشمن اعتماد نکنید، امام علی در همان نهج البلاغه می گوید به دشمن اعتماد نکنید؛ آن هم دشمنی که در دنیا سابقه اش ده ها سال است هیچ وقت در تاریخ بین الملل این ها حتی به یک قطعنامه سازمان ملل یا شورای امنیت یا یک آتش بس وفادار نبودند؛ هیچ وقت، حتی یک بار. اصلاً او نمی آید مذاکره کند که به تو امتیازی بدهد. نمی آید توافقی کند که به قول شما یک چیزی در مخ تان کردند در مغز خشکتان کردند برد برد. آن ها اصلاً این را نمی گویند. شما می خواهید این را به خورد ملت، چه بردی؟ چه بردی؟ الان شما از مسئول برجامی که شما این همه خودتان را کشتید و کشور را معطل کردید چه بود؟ چه بردی کردید؟ باز دوباره عبرت نگرفتند می گویند که خب این ها وفا نکردند، باشد، ما می رویم، ببینید نفاق این است دروغ گویی این است، وفا نکردند؟ وزیر خارجه ات می گوید اشتباه کردیم، کلاه سرمان رفت، رئیس بانک مرکزی ات می گوید سرمان کلاه رفت، شخصیت های بزرگ، پرونده ها می گوید سرمان کلاه رفت. می گوییم آقا، در این برجام نوشته شده این و این و این و این؛ می گوید نه در برجام وجود ندارد. بعد که آن ها سر ما در می آورند این طوری می کند: آره بود. پس یعنی شما خودتان برجام را نخوانده بودید امضایش کردید؟ آن هایی که در مجلس امضا کردند نخواندند؟ آن هایی که تصویب کردند باید می خواندند که دارند چه را تصویب می کنند. خود این وزیری که به آن جا رفته، نماینده ای که به آن جا رفته این ها را یک بار نخوانده است که آقا مکانیزم ماشه دارد، اسنپ بک دارد، چه دارد، چه دارد؟ هیچ کدام از شما اصلاً به این ها توجه نکردید؟ این قدر دشمن نشناس هستند یا دشمن دوست هستند که می گوید امضای کری تضمین است بعد هم او اصلاً شما را تحویل نگرفتند. تمام شد؟ دیگر بس نیست؟ دوباره مذاکره کنیم. آقا می گوید خیانا، خیانت، حماقت. این دیگر صریح است دیگر.

آقا خیانت است حماقت است جنایت است. دست برمی دارید؟ نه. وسط مذاکره شما را با آن وضع زدند یک هفته از آتش بس نگذشته است دوباره، بدویم برويم مذاکره کنیم. با چه کسی؟ با دشمنی که اعلام کرده ما می خواهیم همه شما را نابود کنیم، می گوید ما باید ریشه ملت ایران را از بین ببریم. با چه کسی مذاکره کنید؟ آخر چه چیزی به تو می دهد؟ یعنی از این مذاکره قرار است چیزی نصیبتان شود؟ می خواهد چه امتیازی به تو بدهد؟ قبلی ها، کشورهای قبلی مثل لیبی، جاهای دیگر که امتحان کردند آن جا امتیاز دادند؟ این ها امتیاز بده هستند؟ این ها راست می گویند؟ رئیس جمهورش الان پنج دقیقه یک حرف می زند پنج دقیقه بعد تکذیبش می کند. قرآن می گوید این ها هیچ عهدی ندارند. می خواهی با چه کسی مذاکره کنی؟ کسی که قرار نیست هیچ چیز به تو بدهد؟ فقط مذاکره می کند که از تو امتیاز بگیرد. آن هم همیشه به تو می گوید اول تو بیا بده، امتیاز ها را بده بعد هم ما نمی دهیم، هر وقت هم بخواهیم، و جالب است موقعی که دارند حرف می زنند مثل سگ، دور از جان سگ، ما فردای قیامت باید جواب سگ ها را بدهیم، پارس می کنند که می خواهیم ایران را نابود کنیم، باید رهبرشان را بکشیم، ما باید چنین و چنان کنیم. یعنی حتی وسط مذاکره هم به تو امان نمی دهند. قبلاً یادتان است مذاکرات صلح برای ایران نه، برای فلسطینی ها و جاهای دیگر مذاکره می کردند آن بیچاره که رفته بود مذاکره کند احمقی که رفته بود با این ها مذاکره کند یا خائنی که رفته بود با این ها مذاکره کند همزمانی که این ها در مجلس نشسته بودند آن ها هم بمباران می کردند. باز من نمی دانم چه خبر است؟ باید صدای ملت دربیاید، باید صدای مردم دربیاید که آقا در این کشور چه خبر است؟ چه طوری می خواهید با کشور ما تمامیت ارضی ما  امکانات ما، انرژی هسته ای ما که تا الان جان میلیون ها مریض را نجات داده و نجات هم می دهد، یک صنعت مادر، می خواهید بروید چه چیزی را بدهید، می خواهید چه امتیازی بدهید چه چیزی بگیرید؟ به خدا قسم آن چیزی که می خواهید از دشمن بگیرید حتی می گویید پول های بلوکه شده را، ده ها برابر این پول ها را رفیق هایتان از جیب مردم دزدیدند. ببینید در این کشور بانک های شما دارند چه کار می کنند؟ ببینید شرکت هایی که درست کردید دارند چه کار می کنند؟ بیایید بشمرید دیگر. قیمت ها را بیاورید جلو بگذارید ببینید چند میلیارد، چند همت، این دیگر همت شده است، هزار میلیارد تومان، سوءاستفاده، دزدی، بی تدبیری، اختلاس، وقتی این سیستم حل نشود شما می خواهید چه کار کنید؟ می خواهید بروید از او بگیرید بیایید این پول را چه کار کنید؟ خیلی خیلی خیلی بیشتر از آنی که می خواهید از دشمن بگیرید در جیب مردم هست؛ برای همین آقا فرمودند تا ما می گوییم سرمایه گذاری  همه اش ذهنشان سرمایه گذاری چه می رود؟ خارجی. بابا این مردم خودشان می توانند کشور خودشان را اداره کنند. این را بفهمیم.

والحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین