امتحانات الهی، جلسه سوم 07/04/1404
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام و هدیه به محضر مقدس منتقم خون اهل بیت علیهم السلام، آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
صلوات دوم را به روح پرفتوح شیخ صدوق، امامزاده هادی، اولیا و مراجع، علما، شهدا و امام و شهدا بلند بفرستید.
صلوات سوم را هم برای سلامتی امام عزیزمان، رهبر عزیزمان، سلامتی و سعادت خودتان بلند بفرستید.
ما بحثمان در مورد امتحان است، در مورد جایگاه امتحان، قطعیت امتحان، موقعیت امتحان و اینکه اگر انسان در امتحان پیروز شود چه چیزهایی نصیبش میشود، توضیح دادیم. از امروز ان شاء الله میخواهیم در مورد فلسفه امتحان، اینکه خدا حالا چرا امتحان میگیرد و چه موادی را امتحان میگیرد و حالا که باید امتحان بدهد باید مواد امتحانی را بداند تا خودش را آماده کند و این باعث میشود که انسان زندگیاش را با قدرت، سلامت و سعادت، آرامش و شادی بتواند زندگیاش را مدیریت کند.
اولین موردی را که خدمت شما عرض میکنم درباره امتحانات بحث توبه است و توجه به حق است. امتحانات و ابتلائات که خداوند تبارک و تعالی برای ما پیش میآورد گاهی وقتها برای این است که ما داریم از جاده خارج میشویم، داریم بی توجه میشویم، از خودمان و بخش انسانی مان، از کودک عزیز درونمان، از سعادت ابدی، از حرکت به سمت تولد سالم به آخرت، داریم خارج میشویم، داریم جدا میشویم، غافل میشویم از سعادت خودمان، در بعضی از اتوبانها یک خط کشی هایی گذاشتند که وقتی شما خوابتان میبرد و خطر انحراف خطرناک از جاده میآید سراغت، روی آنها که میروی یک دفعه ماشین، زیر لاستیک ماشین صدای خیلی زیادی میدهد، آدم متوجه میشود که دارد منحرف میشود بعد این صدا باعث میشود انسان به هوش بیاید یا خواب آلوده هست یا حواسش نیست، زود برگردد به مسیر اصلی، آنجایی که انسان مریض دارد میشود غافل میشود، یک امتحانات و ابتلائات سختی برای انسان پیش میآید که انسان باید مراقبت کند که این یک هشدار است که خدا دارد به تو میدهد که ادامه ندهی مسیرت را، مسیر غلط را نروی و انسان از سرمستی و غفلت و بی توجهی دست بردارد، حالا این شکلهای مختلف دارد که من هنوز شکلهای امتحان را هنوز توضیح ندادم ولی بلاخره یک ابتلائاتی پیش میآید، چه جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه بخشهای دیگر برای انسان پیش میآید که انسان متوجه شود که باید زود توبه کند، زود باید برگردد، گاهی وقتها آبروی انسان در خطر میافتد، گاهی وقتها یک آسیب مالی انسان میبیند، گاهی وقتها یک بیماری خاص ممکن است بگیرد، اینها خیلی هشدار دهنده است که حواست را جمع کن، حواست را جمع کن تا سرمست نشوی، مواظب باش غفلت نکنی، بیماری انسان را به ضعفی میاندازد که انسان عذاب قبر، فشار قبر، آنجا متوجه میشود که این هیچ چیزی نیست؛ چون بیماری که در دنیا انسان میگیرد از رحمت خداست، لطف خداست و هدیه است برای همین هم سخت است، تمان دهنده است، تنهاییهایی برای انسان خدا ایجاد میکند، موقتا، یک دفعه میبینید دور انسان خالی میشود، انسان یک دفعه تنها میشود و به تو هشدار میدهد که مراقب باش و درد، ورشکستگی مالی، بیپولی، بدهکاری و خطرات دیگر، حتی خطرات آبرویی، یک موقعی انسان در معرضش قرار میگیرد که انسان حواست را جمع کن، که مسیر را داری اشتباه میروی، زود برگرد به مسیر اصلی، دست از غفلتت بردار والا آسیبها جدیتر و سختتر میشود، در این رابطه خداوند تبارک و تعالی میفرماید: در سوره اعراف آیه 18 «وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» میگوید ما گاهی وقتها شما را چیزهای خوب در زندگیتان میگذاریم، چیزهای قشنگ و خوب و نیکو میگذاریم در زندگیتان که قدر آرامش، شادی، امنیت، خوبی را بدانید، در زندگی انسان خیلی چیزهای خوب پیش میآید، همسر خوب، فرزند خوب، آرامش، محبت، دوستان خوب، امنیت که در کشورش هست و نعمتهای دیگر، سلامتی، موفقیت های اقتصادی، خدا میگوید اینها را نصیبتان میکنیم که قدر بدانید، شکر خدا را به جا بیاورید، قدر بدانید و ببینید که اگر با خدا باشید، مستی نداشته باشید، نعمتهای الهی همانطور که خدا تضمین کرده ادامه پیدا میکند، «و لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» یعنی قدر بدانید، شکر این نیست که بگویید الحمدالله، خداراشکر،شکر یعنی اینکه فهمش را زیاد کند، از نعمت درست استفاده کند، در مسیر نرود، مسیر غلط نرود، مسیر معصیت و غفلت، دنیاطلبی، فراموشی نعمتها و آخرت نرود، خانوادهاش را فراموش نکند، پدر و مادرش را فراموش نکند، عزیزانش را فراموش نکند، وظایفش را فراموش نکند و درست انجام دهد. پس خوبیها یکی از چیزهایی هست که خدا به تو میدهد که روی صراط بمانی، میگوید اینها را قدر بدان، ممگن است اینها از دستت برود، مستی کنی، از تو گرفته میشود، یک لحظه تصور کن چیزهایی را که الان داری، مثل امنیت، خیلیها در دوازده روزی که بمباران شد، حمله دشمن بود، تازه قدر امنیت را فهمیدند، قدر اینکه بسیج یعنی چه، ارتش یعنی چه، سپاه یعنی چه، نیروی انتظامی یعنی چه، دکتر و بیمارستان و نیروهای امدادی و هلال احمر و داشتن یک مردم خوب یعنی چه، عافیت یعنی چه، یعنی قدر بدانید دیگر، اگر انسان قدر بداند، حواسش باشد که برای تک تک اینها باید مراقب باشد.
لذا میگوید که ما گاهی وقتها شما را با خوبیها مبتلا میکنیم، آزمایش میکنیم شما را با چیزهای خوب و «بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ» چیزهای بد، با سختیها و چیزهای بد، هر دو «وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» توبه کنند و برگردند، از غفلت دست بردارند، از نفاق، از حقه بازی، از کلک زدن، از سر دیگران کلاه گذاشتن، از خیانت دست بردارند، یک موقعی انسان دارد یک خیانتی را انجام میدهد حالا فرق نمیکند چه نوع خیانتی، خیانت اقتصادی، خیانت اخلاقی یا خیانتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، خدا مچش را یک جایی میگیرد تا هنوز آب نوش نرفته، تا هنوز لو نرفته، چون خدا انسان را دوست دارد، بندهاش است، میخواهد بندهاش رشد پیدا کند، اینها خیلی مهم است در زندگی انسان، هم خوبیها و هم بدیها عامل توبه باشد، عامل رجوع انسان به حق تعالی باشد، وقتی خدا میبیند که، وقتی تو با خوبیهای زندگیت،نعمتهای بیشماری که داری و هیچ وقت هم، هیچ کسی نمیتواند اینها را بشمارد، درک درستی از اینها داریم، بعد مینشینیم در مقابل خدا، گریه میکنی و میگویی خدایا شکرت را به جا میآورم که اینها را دارم «فَلَا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ» این که دارم را خدا از من نگیر، چیزهایی که الان دارم را از من نگیر، متوجه هستی خودت، این را وقتی به خدا میگوییم، میگوییم من حواسم هست که تو داری اینها را به من میدهی، تو هستی که لقمه به لقمه میوه، غذا، چیزهای خوب دهن من میگذاری، تو هستی که سلامتی را به من دادی، سرپا بودن را به من دادی، اینکه میتوانم کار کنم، درآمد داشته باشم، آبرو دارم، کسی را دارم که من را دوست دارد، کسی را دارم که پشتیبانی میکند، کسی را دارم که نمیگذارد تنها باشم و خیلی نعمتهای دیگر، برای تک تک آنها حواست هست و شکر به جا میآوری، این بسیار بسیار مهم است (وَالسَّيِّئَاتِ)، گاهی وقتها خیر با بدیها خدا انسان را مبتلا میکند، با سختیها، (لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) در رابطه با منافقان هم خدا همین را میگوید، خداوند در سوره توبه آیه 126 میفرماید که: (أَوَلَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ) میگوید أين منافقان نمیفهمند من گاهی وقتها، سالی یکبار، دوبار در زندگی شان یک سختیهایی را، تندبادهایی را، طوفانهایی را، زلزلههایی را ایجاد میکنم شاید تکانی بخورند اما اینها نه توبه میکنند و نه متذکر میشوند. همین در جریان انقلاب اسلامی شما زیاد بودند شخصيتهای منافق، شخصیتهای غفلت زده، شخصیتهای خودشیفته و حتی شخصیتهای خودفروخته که خدا گوششان را گرفته در طول زندگی که برگرد، دست بردار و آنها ادامه دادند، با آن روش غلطشان،خود امام سلام الله علیها میفرماید بعضی از این آقایان را من بارها به آنها تذکر دادهام، چند سال به آنها تذکر دادم، مقام معظم رهبری درمورد بعضی از شخصیتها میگوید: من بارها به اینها تذکر دادهام، هر چه میگویم گوش نمیکنند که، هر چه تذکر میدهم که این روش، روش غلطی است در کشورداری، در کار غلط است ولی همیشه ادامه میدهند و کار به جایی میرسد که دیگر امام زمان، خدا قهرشان میگیرند، مثل همین بعضی از شخصیتهای ما که آقا سالها است که اگر شما نگاه کنید مقام معظم رهبری را، ایشان آن سالهایی که هنوز محاسن مبارکشان سفید نشده بود میگفتند مذاکره با دشمنی که هیچ عهدی ندارد و قصد نابودی تو را دارد خیانت است، احمقانه است و کار غیر شرافتمندانه است، ذلیلانه است، دارد همیشه میگوید دیگر، چندبار گفته است این را، یکی از چیزهایی که خیلی ایشان تکرار کرده همین بوده، شاید چند رئیسجمهور قبل، ایشان دارند همینطور میگویند که آقا دست بردارید دیگر، اینقدر التماس دشمن را نکنید، اینقدر خار نباشید، این ملتی را که دیدید در تشییع جنازه شهدا، با چه عظمتی این ملت، بارها وفاداری و قدرت شان را، پشتیبانیشان را اعلام کردند، هیچ مسئولی با داشتن چنین ملتی، حق ندارد در مقابل دشمن، چون این ملت، ملت عزیزی هستند، ملتی که درواقع شعارشان هیهات منه ذله است، این ملت زیر بار ذلت نمیروند، شما ببینید همین کسانی که ظاهرا شرایط و مسائل شرعی را هم رعایت نمیکنند، ظواهر شرعی را هم رعایت نمیکنند، وقتی میبینند اصل کشورشان به خطر میافتد باج به دشمن نمیدهند، زیر بار دشمن نمیروند، یک چنین ملتی، مسئولین و رهبران را باید خیلی قدرتمند کنند که اصلا از هیچ کس در میدان دیپلماسی، در میدان مذاکره باید نترسند ولی ما میبینیم که چقدر ذلیلانه بعضی از مسئولان ما در طی این سالها در مقابل دشمن عمل کردند، باج دادند و علاقه هم دارند که باج دهند و امتیاز بدهند.
یک موقعی آقا فرمودند اینها چرا نمیفهمند، چرا هر چه میگوییم نمیفهمند اینها، یک موقع فرمود بعضی ها نمیفهمند، یا اگر واقعا نمیفهمند شاید اینها خائن هستند و قصد دارند کشور را به باد بدهند، شاید با دشمن یک ساخت و پاتختی دارند که علیرغم اینکه یک چیزی بدیهی است یعنی مشخص است اگر تو بروی آنجا سرت را کلاه میگذارند، یک بار هم کلاه نگذاشتند سر تو، بارها رفتید مذاکره کردید، کلاه گذاشتند سرتان، رئيس جمهورهای اوایل را ببنید از اوایل جنگ، بعد جنگ را ببینید، بارها شده رفتند با آمریکاییها، غربیها مذاکره کردند، از ماجرای گروگانها شما نگاه کنید، زمانی که امام زنده بوده، اینها رفتند اعتماد کردند به دشمن و دشمن هیچ امتیازی به اینها ندادند و هر دفعه هم دشمن میگوید اول شما بیایید عمل کنید بعد نفر بعدی من هستم عمل میکنم، هیچ وقت هم مسئولین ما نگفتند نه، اول شما عمل کنید بعد ما عمل میکنیم، وفا میکنیم، همیشه دشمن به آنها گفته شما اول امتیازهایتان را بدهید بعد نوبت ماست، اینها اول گروگانها را آزاد کردند بعد آنها گفتند کردید که کردید ما هیچ امتیازی نمیدهیم، یک بار هم نبوده این مسأله ها، گروگانهای آمریکایی بوده، گروگانهای لبنانی بوده، گروگانهای اسرائیلی بوده، لبنانی ها گرفتند ما وساطت کردیم، گروگانهای آمریکایی بوده، اروپایی بوده، اسرائیلی بوده، هر بار آمدند به ایران گفتند شما آزاد کنید یا بگویید آزاد کنند، مسئولین ما هم اول همیشه این نقش پینوکیو را بازی کردند که این روباه مکار همیشه سرش را کلاه میگذاشت، یادتان هست کارتون پینوکیو را، همیشه روباه مکار سرش را کلاه میگذاشت، یک جایی دعوتش میکرد، سرش را کلاه میگذاشتند، یک چیزی خرش میکردند و آن هم انجام میداد کار را، بدبختی میکشید، آن هم هیچ وقت عمل نمیکرد، همیشه اینها بچه خوب بودند، یعنی همیشه حرف گوش کردند، امتیاز را دادند، بعد دشمن به ریششان خندیده بعد گفته حالا بیایید امتیاز بعد را هم بدهید دوباره، هر چه میگویند گوش نمیکند، یک بار، دوبار، سه بار، آبرویشان هم میرود، رسوا میشوند، با آبروی مملکت، با مال مملکت، با سرمایه مملکت، سرمایه ملت، همه به باد میرود، بعد عبرت هم نمیگیرند، دهها میلیون انسان سرمایه هایشان را از دست میدهند، کشور راکب میشود،شکستهای اقتصادی وحشتناک، زندگیهای مردم متلاشی میشود، باز با پررویی و بی حیایی، باز دم از تکرار تجربههای غلط، این خطاب به منافقان یک امت است یعنی کسانی که ادعا میکنند دین دارند، ولایت دارند، اهل اطلاعت هستند، اهل ولایت هستند، اهل دین هستند، اهل انقلاب هستند ولی واقعا نیستند، خدا میگوید اینها نمیفهمند من سالی یک الی دو بار اینها را به مرز رسوایی، به مرز آبروریزی، به مرز بلاهای مختلف، خطرات مختلف دچار میکنم تا دست بردارند و دست برنمیدارند، ببینید (لَا يَتُوبُونَ) هیچ توبه نمیکنند، برنمیگردند، (وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ) متذکر هم نمیشوند، عبرت هم نمیگیرند، بس است دیگر، بس است دیگر، باید آدم شوم، باید درست شوم، من دیگر باید روش درست را انتخاب کنم، دیگر فریب نخورم، دیگر گول نخورم، دیگر باید بدانم با دشمن چگونه برخورد کنم، بدانم باید قدر این ملت را بدانم، بدانم باید سر این مردم کلاه نگذارم، به آنها دروغ نگویم، با سرمایه اقتصادی شان، با سرمایه های معنویشان، با آبرویشان بازی نکنم ولی قرآن میگوید منافقان درس نمیگیرند، با اینکه من مبتلایشان میکنم ولی اینها (ا يَتُوبُونَ وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ) دارد به ما یاد میدهد که ما باید اطرافیانمان و افرادی را که قرار است به آنها رای بدهیم به عنوان رئیس جمهور، نماینده مجلس، شورای شهر یا هر کس دیگری بشناسیم و بعد به ملت هم دارد میگوید ای بابا، شما یک بار به این آدمها رای دادید، اینها سرما آمدند، دیدید که کشورتان را به چه روز سیاه آوردند شما را، این است که با بورس شنا چکار کردند، با سرمایههایتان چکار کردند، با زندگیتان چکار کردند، باز دوباره میخواهید به اینها رای بدهید؟ این همه شکست و آسیب را بعضیها میبینند میروند رای میدهند، یک کسی که این رأی را میدهد در تمام جنایتها، ظلمها، گناهانی که اتفاق میافتد مثل کسی که رای داده سهیم است، آیه قرآن است «نَحْنُ نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ» ما هر کسی، هر کاری کند و آثار کار او را یادداشت میکند، مینویسیم و به پایش حساب میکنیم، که شما مگر دفعه قبل اینها را امتحان نکردید؟ این حزب و این گروه و اینطور آدمها را قبلا امتحان نکردید، مگر سابقههای اینها را نمیشناختید، دورههای قبلی مگر اینها را نمیشناختید، در قسمتهای مختلف، سوابق مدیریتی، دروغگو بودنشان، منافق بودنشان، اینها را واقعا شما نمیشناختید، بعد با اینها رفتید و به اینها رای دادید، حالا هر کاری در این کشور صورت بگیرد به تویی که رای دادی، گناهش به پای تو هم نوشته میشود، چون من با رای خودم یعنی یک شخصی را میخواهم بیاورم، به تمام شئونات این مملکت حاکم کنم، این خیلی مهم است، قرآن میگوید مبتلایتان میکنیم شاید عبرت بگیریم، شاید متذکر شوید، که آدم عاقل در بعضی از روایات مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود، (من جرّب المجرّب حلّت به الندامه) کسی که آزموده را بیازماید دوباره، پشیمانی حقش است، دوباره پشیمان میشود. شما که دفعه قبل امتحان کردید، دیدید که اینطوری هست، دوباره چرا به او اعتماد کردید؟ این در نظام فردی هم درست است، میگوید بله، برادرم آمد از ما قرض گرفت، بعد پول ما را نداد، سر ما کلاه گذاشت، یا دایی ام یا عمویم یا داداشم یا فلانی، بعد به من گفت غلط کردم دفعه بعد از این کارها نمیکنم، یادم هست همسایه مان سرمایه ما را برد الان دوباره آمده میگوید به من قرض بده، مثلا یک صد میلیون، پنجاه میلیون دوباره به من قرض بده، خوب دفعه قبل تو دیدی که او با سرمایهات چه کار کرد؟ حالا باشد دفعه دوم اعتماد کردی، آن دفعه قبل بوده بگذارید یک بار دیگر به او اعتماد کنم، بگذار ببینم، اگر میبینی همان مسیر را دارد میرود، شوهرت است، زنت است، بچهات است یا هر کسی است، این معذرتخواهی یا من غلط کردم یا اینکه من دیگر تکرار نمیکنم، این برنامه ریزی شده است، این دیگر تصمیم دارد که این مسیر را برود، یعنی شخص به یک تصمیمی رسیده که میخواهد این مسیر را ادامه بدهد، دفعه دوم هم شما امتحان کردید و دیدید دارد مسیر را میرود یعنی اصلا معذرتخواهی هایش منافقانه است، عذرخواهی هایش منافقانه است، بی خود است، پس این یک مرحله، یک صلوات ختم بفرمایید.
یکی دیگر از دلائل و فلسفه آزمایش و امتحان خداوند این است که میزان آن باطن آدمها و خبيث بودنشان، پاک بودنشان برملا شود، برای خودشان حداقل یا برای دیگران. انسان خیلی وقتها فکر میکند که خیلی آدم خوبی است یا گاهی وقتها فکر میکند آدم خیلی بدی است چون شیطان دائما انسان را پیش خودش کوچک میکند، ببینید انسان در ذاتش پاک است، یادتان نرود، انسان در ذاتش پاک است، خداوند وقتی به فرشتهها میگوید به انسان سجده کنید، مقام و حقیقت انسان است و فرشتهها هم قبول میکنند و سجده میکنند، چه کسی سجده نمیکند؟ بله؟ شیطان، شیطان است که با ما مشکل دارد، فرشتهها آن پاکی مقام انسان، پاک نیتی انسان، پاک سرشتی انسان را پذیرفتهاند، انسانها همه شان در ذاتشان، در فطرتشان أين پاکی را دارند، گاهی وقتها در اثر نادانی، فرهنگ غلط، تربیت غلط خانوادگی، محیطی انسانها دچار اشتباه در زندگی شان میشوند، یک روشهای غلطی را در پیش میگیرند، بیست سال ممکن است غلط برود، سی سال ممکن است غلط برود چون محیطش، وراثتش، آموزشهای غلط خانوادگی، محیطی روی او اثر گذاشته ولی او پاکی اش را دارد، در درون خودش، ذات خودش، شما دیدید وقتی که این حادثه غزه پیش آمد خباثت و پاکی همه آدمهای روی کره زمین را برملا کرد؛ یعنی هشت میلیارد انسان با موضوع غزه آزمایش شدند، یعنی یک صف بندی کاملا شفاف شد، تو بلاخره سمت مستضعفین و محرومین هستید و عدالت یا سمت مستکبران و ظالمین و طاغوت هستید؟در دل آمریکا شما دیدید محیط آمریکا که، محیط اروپا مشخص است فرهنگ آنجا چقدر ضد انسانی و آلوده است، در دل آنها آدمهایی با این قضیه غزه آزمایش شدند و آن پاکی های درونی شان نشان داده شد. از بعضی از نمایندههای مجلس، شخصیت های سیاسی، خوانندهها، بازیگران، رپرها، اصحاب رسانه، مردم عادی، اساتید دانشگاه، دانشجویان در کل جهان دیدیم همه آمدند پای غزه ایستادند، چون پاکی است خودش را نشان میدهد، گاهی وقتها یک آدمی را شما ظاهرا میبینید خیلی خبيث است ولی در ذات خودش یک پاکی دارد که باید با آزمایش و فتنه بالا بیاید. شما شهید طیب رحمت الله علیه را نگاه کنید زندگیاش روش معمول خوبی نیست ولی یک دفعه با امام امت آزمایش میشود، به او میگویند که بگو که خمینی به تو پول داده که تو اینکارها را انجام بدهی، گفت من روز قیامت جواب مادرش را نمیتوانم بدهم. حر جلوی امام حسین را گرفته، امام حسین میخواست برگردد اصلا و از کربلا برود، حر نگذاشت و نگه داشت آنجا تا بقیه آمدند و امام را محاصره کردند اما وقتی که امام به او میگوید: (ثکلتک امک) مادرت به عزایت بنشید، برای خودش سرلشکر است، یک غرور عربی، یک تعصب عربی خیلی وحشتناکی دارد، میگوید هر کسی غیر از تو اسم مادرم را آورده بود جزایش را میدادم ولی تو بچه فاطمه زهرا هستی، ببینید آن پاکی بالا میآید، یعنی آن پاکی که این در ذات خودش فطرت گراست، عشق به حضرت زهرا دارد، میآید بالا، با یک حادثه، با یک توهین، آزمایش میشود و با آن پاکی یک دفعه بالا میآید. غزه پاکی های درونی آدمها را بالا میآورد، سحره موسی اینها همه میگفتند ما مقرب فرعون باشیم، میآییم موسی را میزنیم و چنین و چنان میکنیم، اگر ما موسی را شکست دادیم جزء مقربین تو میشویم یا نه؟ به فرعون میگفتند، یعنی عشقشان تقرب به چه کسی بود؟ به فرعون بود وقتی موسی در صحنه میآید و حقیقت سحر اینها را آشکار میکند و آنها میفهمند که موسی کارش از معقوله سحر نیست، چون اینها سحار بودند، قرآن میگوید: «لَساحِرٌ عَلِيمٌ» یعنی اوج سحر دست اینها بود، متخصص ترین آدمها در سحر اینها بودند، روی دست اینها دیگر کسی نبود، وقتی کسی روی دستش دیگر کسی نیست، وقتی موسی یک دفعه عصا را رو میکند، اینها میفهمند که کار موسی سحر نیست چون آنها سحر را میشناختند، یک دفعه همه به سجده میافتند و ایمان می آورند، «آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى» ما ایمان آوردیم به پروردگار هارون و موسی، به فرعون خیلی برمیخورد میگوید: «آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُم» شما بدون اجازه من ایمان آوردید؟ «وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ» من شما را به صلیب میکشم، دست و پاهایتان را به خلاف قطع میکنم، خلاف یعنی دست راست را با پای چپ میزد، ببینید از آدم چه میماند، دست راستش را قطع میکرد با پای چپ، شکنجهها اینطوری بود، آن باطن فطرتگرای حقیقت گرای انسانی که همه انسان ها در ذات خودشان دارند بالا میآید در یک فتنه، در یک آزمایش. فرمود هر کاری میخواهی انجام دهی، انجام بده، این کسی بود تا چند لحظه پیش عاشق فرعون بود میخواست مقرب به فرعون شود اینقدر شجاعت پیدا میکنند کسانی که فرعون تحقیرشان میکرد و همیشه احساس حقارت میکردند و به خاطر حقارت اطاعت میکردند، «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ» قرآن میگوید که: در اثر حقارت اطاعت میکردند.
مثل الان سران کشورهای اسلامی که ترامپ میآید فحش میدهد، به آنها گاو شیرده میگوید، تحقیرشان میکند، ما نباشیم شما در دو هفته مجبور هستید فارسی یاد بگیرید، ایران همه شما را نابود میکند، ما نباشیم شما دو هفته نمیتوانید زنده باشید، اینقدر اینها را تحقیر کرده اند که به ترامپ سجده میکنند. گفتند هر کاری میخواهی انجام بدهی، انجام بده، «إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» تو هر کاری میخواهی کنی برای همین دنیا است، چکار میخواهی کنی؟ میخواهی ما را بکشی؟ بکش، به صلیب بکشانی؟ ما فهمیدیم حق این است، و سحره ایمان میآوردند، جزء شهدای راه موسی هستند، فک کنید یک ساحر، چند دقیقه پیش جزء اعوان و انصار استکبار فرعونی بود حالا جزؤ اصحاب موسی شدند اینها، برای همین هم امام صادق فرمود: (کسی که گمان کند از یک نفر بهتر است مستکبر است) به شیعیان هم برخورد و گفتند اقا ما شما را داریم، شیعه شما هستیم چطور ما از بقیه بهتر نباشیم؟ از کافران، از کسانی که شیعه نیستند، حضرت فرمود داستان سحرین یادتان نرود، آنها در لحظه آخر که کافر بودند مسلمان شدند و به آن مقام رسیدند و علما و بزرگانی را حضرت ذکر میکند، داستان بلعم و باعورا را میگوید که اونجا مستجاب الدعوه بودند اسیر پادشاهان و فراعن نمیشوند. در دل آمریکا شما میبینید آن آدمها، مثلا ببینید شما در هلند، نماینده مجلس هلند فیلم ساخته علیه پیغمبر، فیلم ساخته یک آدم ضد پیغمبر، ضد اسلام، مستکبر، فیلم ساخته علیه پیغمبر در دنیا، ببینید چقدر کینه داشته، بعد از اینکه فیلمش پخش میشود مسلمانان با ایشان جروبحث و دعوا و نمیدانم تضاد آرا پیش میآید، در همین دعوا و درگیری ها یک دفعه باطن را میفهمد که پیغمبر این بوده، میآید در مجلس هلند میگوید من مسلمان شدم، از این به بعد تا آخر عمر، تمام تلاشم را برای تبلیغ دین پیغمبر و دفاع از دین رسول خدا خواهم کرد. شما همان لحظه که فیلم ساخته علیه پیغمبر، به فقیه بگویی حکم این چیست؟ فقها میگویند که مهدور الدم است این، حکم درستی هم هست، میگوید مهدور الدم است، مرجع درست حرف میزند ولی این یک فرصت مطالعه پیدا کرد، فهمید، توبه کرد، آن باطن آدمها در خطرناکترین دشمنان، مثل سحره وجود دارد، حتی در خود فرعون هم هست، «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى* فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَی» قرآن میفرماید: پیش فرعون میروید تند با او صحبت نکنید، نرم با او صحبت کنید، مؤدب با او صحبت کنید، من هم شما را مسلح میکنم به انواع معجزات، همانجا نشان دهید معجزاتتان را به آنها، «لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى» یعنی خدا میگوید در دل فرعون ممکن است یک چیزی باشد که متذکر شود، بترسد، آدمها باطنشان نورانی است، این اصل را داشته باشید این خیلی مهم است. اینها، آمریکاییها، یهودیها، مسیحیها، کسانی که اصلا دین نداشتند ایستادند پای غزه، هنوز هم دارند، هنوز هم در خیابانها همین الان هم در خیابانهای نيويورک، همین الان که من و شما اینجا نشسته ایم، که ما داریم میرویم روی شب، آنها میروند رو به صبح، چند ساعت بعد از خانههایشان بیرون میزنند میایستند، دانشجوها، رؤسای دانشگاهها، چطوری دفاع میکنند، کتک میخورند، از دانشگاه اخراج میشوند، شغلشان را از دست میدهند، پای غزه ایستادند، فکر نکنید ما اینجا در کشور خودمان شعار میدهيم فلسطین و غزه خیلی هنر کردیم، ما اینجا کسی با ما کار ندارد تشویقمان هم میکنند، اگر مثل آمریکا بگویند شغلت را از دست میدهی، اخراج میکنیم، نانت را میبریم، ستاره دار میشوی هر جایی بروی، بیچاره ات میکنیم، چند نفر حاضر هستید بروید پای فلسطین بایستید؟ پای غزه بایستید؟ این مهم است، آخوندهای ما در قم، پریروز بیانیه ی دومشان هم در همین وسط جنگ، روزهای اول جنگ، آنهایی که در شروع طوفان الاقصی گفتند ما اسرائیل را به رسمیت میشناسیم، دوباره بیانیه دادند در اینکه جلوی تندروها را بگیرید با اسرائیل درگیر نشوند، جنگ را آدمه ندهند، اینها همه میگویند ما روحانی هستیم، مبلغ، مجتهد، مدرس، اسلام شناس هستیم. حوادث باطن آدمها را بالا میآورد، «في تَقَلُّبِ الْأحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ» در تقلب، تقلب یعنی دگرگونی حالتها، باطن آدمها روشن میشود و بالا میآید. آدمها با نشان شناخته میشود. شیطان گاهی وقتها خیلی آدمهای خوب داریم ما، نوع آدمهای کره زمین، آدمهای خوبی هستند، آقا فرمود: همه ملت ایران مؤمن هستند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را رعایت نمیکنند، شما به ندرت میتوانید آدم بد پیدا کنید که بد ات و خبيث باشد، دیدید دیگر شما، چه کسانی آمدند و ایستادند، پای انقلاب و نظام و رهبری و جنگ و شهدا، همین تشییع جنازه امروز را من بودم دیگر، کسانی آنجا بودند، در دنیا اکثر آدمهای خوبی هستند، بچههای امام زمان هستند همهشان، بچههای حضرت زهرا هستند همهشان، باطن دارند ولی شیطان دائما میآید و میگوید تو آدم بدی هستی، تو گناهکار هستی، این هم سابقهات است، این هم فحشاهایت است، این هم گناهانت است، شخص خیلی از آدمها در مورد خودشان تفکر این را دارند که آدم بدی هستند واقعا، در صورتی که اینگونه نیستند، آدمهای خوبی هستند ولی لین دارد ناامید میشود، شیطان دائما دارد وزوز میکند تا غمگینش کند، ناامیدش کند، بگوید تو فاسد هستی، تو بد هستی، تو گناهکار هستی، تو آدم نمیشوی، تو درست نمیشوی، این هم سابقه گناهانت است، این هم چهل سال فحشا داشتی، منکرات داشتی، مشروب خوردی، نمیدانم چکار کردی، قاچاقچی بودی، خدا یک دفعه یک صحنهای ایجاد میکند، صحنهی سخت، یک جا پای دین خدا وامیستد و آن نورش بالا میآید و تمام ظلمت های سی ساله، چهل ساله را نابود میکند، مثل زهیر، زهیر هست دیگر از امام حسین فرار میکند، دارد فرار میکند، یک ملاقات بین زهیر و امام حسین برقرار میشود باطن بالا میآید، همه وجودش را میگیرد، در باطن همه آدمها این نورانیت هست، این حقانيت هست مگر ائمه کفر، مگر آن امامان نفاق، امامان کفر که «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُوْنَ» مثل ترامپ، مثل صدام، مثل روسای جمهور خیلی از کشورهای اروپایی، صهیونیستها، ائمه کفر، آنها آدم بشو نیستند، از این آدمهای محدود که بگذریم در دنیا، نوع آدمها، آدمهای خوبی هستند، باطن های خوبی دارند فقط باید یک اتفاقی بیفتد که آن باطن بالا بیاید و آن نورانیت بالا بیاید، ما باید حواسمان به آن نورانیت باشد هم در مورد خودمان، هم در مورد چه کسی؟ دیگران، زود ناامید نشویم در مورد دیگران و هم به دیگران انگ تو فاسد هستی، تو جهنمی هستی، تو گناهکار هستی، تو آدم نمیشوی، تو درست نمیشوی، قطع امید نکنیم از آدمها، نه از خودمان و نه از آدمها، بگردیم آن سرچشمه نور را پیدا کنیم، آن اگر در وجود ما منفجر شود، آن اگر بالا بیاید ما به غیب ارتباط برقرار میکنیم، بعد اینقدر هم قشنگ است، این نور زیاد است که وقتی بالا میآید خدا میگوید من تمام سابقه گناهانش را برایش ثواب مینویسم، از این بالاتر دارید شما؟ میگوید چهل سال گناه کردید؟ باشه، اگر آن نور را تو حرمت برایش بگذاری «يبدل الله سيئاتهم حسنات» ببینید چقدر جالب است، میگوید آن چهل سال گناهی که کردی، همه آن نور آنقدر زیاد است میخورد به چهل سال گناه و همه را نورانی میکند، خدا چه چیزی در وجود انسان گذاشته، چه نورانیتی خدا در وجود انسان گذاشته، این چیست؟ «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» من روح خودم را در شما گذاشتم، روح الهی است، انسانها همه عاشق خدا هستند، امام سلام علیها را خدا رحمت کند فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، خودش نمیفهمد، اگر یک کسی به او بفهماند میشود. ما حالا سابقه فعالیتهای تبلیغی داریم به خیلی از آدمهایی که اصلا دین ندارند در خارج از کشور برخورد میکنیم با همین روش که ائمه به ما یاد دادند یعنی انسان شناسی و من کیستم؟ وقتی برایشان صحبت میکنیم خیلی زود آشتی میکنند، خیلی زود مؤمن میشوند، آن نور را که پیدا میکنند در وجود خودش، میفهمد که من اصلا عاشق خدا بودم، من این همه سال دنبال خدا میگشتم. من یک موقع هایی برای مسیحیها یا کسانی که دینهای دیگر دارند صحبت میکنم از طریق معرفت نفس اینها را به خانواده آسمانی شان میرسانم، این صحنه را من زیاد دیدم که اینها از شوق اینکه اهل بیت را پیدا کردند چقدر گریه میکنند، اشک میریزند، بارها اشک این مسیحیها و کسانی که دینهای دیگر داشتند را در فعالیتها دیدم که اینها چطور گریه میکنند که بچههای امام زمان هستند، بچههای پیغمبر هستند، بچههای فاطمه زهرا هستند، بچههای امام حسین هستند، چه کیفی میکنند، حالا اربعین یک ماه دیگر بیایید اربعین ببینید دیگر، حالا آنجا همه میآیند مسیحیها، سیک ها، هندوها، یهودیها، زرتشتیها، ههمه آن نور را دارند، لذا این در باطن همه انسانها وجود دارد مواظب باشیم این را در خودمان و در دیگران خفه نکنیم، با اشتباه خانواده مان، حالا فحشاهای ظاهری ممکن است یک کسی داشته باشد، لغزیده دچار یک فحشایی شده، دچار یک منکراتی شده، دچار یک گناهانی هست، فک نکنیم که دیگر قابل برگشت نیست، نه، همه آن نورانیت را دارند، معلم خوب، مربی خوب و مؤمن این است که به این ظواهر غلط نه در مورد خودش، توجه جدی دارد، قضاوت و نه چه؟ و نه در مورد دیگران، آن نورانیت را باید همیشه بگیری و حواست به آن باشد، خدا ما را اینطوری تربیت کرده، به انبیا هم میگوید سراغ فرعون میروید، امام سجاد وقتی یزید به او میگوید میتوانم توبه کنم حضرت میگوید بله، خودش دستورالعمل امام را اجرا نمیکند ولی امام میگوید تو هم میتوانی توبه کنی، پس باید خیلی حواسمان را جمع کنیم، دین ما، دین نگاه نورانی، مثبت به آدمهاست، نگاه منفی نه، نگاه چه؟ مثبت، امیدواری، این یک اسلحهای هست که اگر بلد باشد مبلغین ما، کسانی که کار فرهنگی میکنند اگر میتوانستند از آن استفاده کنند الان همه کره زمین شیعه شده بودند، همه کره زمین با خانواده آسمانیشان آشنا شده بودند، ما عرضه نداشتیم برویم این آدمها را زنده کنیم، جدی نگرفتیم این را که برویم در آدمها این نور را بیاوریم بالا و زنده کنیم. میفرماید که راجع به ابتلائات: «وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ» سوره آل عمران، آیه 154، درسهای پنجشنبه همین چند هفته پیش دیگر این آیات و آیات قبل و بعدش را مفصل تفسیر کردیم، میگوید خدا شما را مبتلا میکند اتفاقا حالا صحنه، صحنهی جنگ هم هست، این آیهای که الان دارم میگویم، صحنه مبارزه با دشمن، شکست از دشمن، جنگ احد است، این آیه مربوط به جنگ احد است، دارد پیش می آید آنجایی که مسلمانان شکست خوردند از فرمانده و رهبری شان اطاعت نکردند و طمع دنیایی سراغشان آمد و شکست خوردند در جنگ احد، «وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ» خدا میخواهد آزمایش کند باطن شما را، که ببیند شما چگونه هستید، یک عده از شما، خدا به یاران پیغمبر میگفت «مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» در اصحاب پیغمبر، در اصحاب امام امت، در اصحاب مقام معظم رهبری، در اصحاب همه انبیا و کسانی که ادعای مؤمنی و حزب اللهی بودن میکنند آدمهایی هستند که باطنا دنیاگرایی هستند، دنیا را بیشتر دوست دارند، و حالا آدمهایی هستند که ایمانشان را آوردند ولی به دنیا بیشتر اهمیت میدهند و شیفته شدند نسبت به دنیا، فریفتگی دارند، برای همین میگوید من تکانتان میدهم برای اینکه معلوم شود چه کسی اهل دنیا است و چه کسی اهل دنیا نیست، برای خودتان هم این خوب است، لااقل خودت را خوب بشناسی، اطرافیانتان را هم بشناسید، آدمها را هم بشناسید، ما کسانی داشتیم که رفتند زندان و شکنجه شدند برای اسلام، واقعا رفتند و شکنجه هم کردند، بعد از اینکه آمدند و شدند، انقلاب پیروز شد و شدند وزیر، شدند نماینده مجلس، آنجا دنیا زد، آنجا دنیا زد و زمینگیر شد، داریم میبینم فکر میکنم که یک مقدار باید توضیح بیشتر باید بدهم آیه را، بیخود بحث را ضایع نکنم بماند برای جلسه بعد که این را تکمیل کنم و بعد برویم سراغ موارد دیگر، با هم یک سلامی بدهیم به آقا ابا عبدالله علیه السلام، بعد هم دعا کنیم تا بقیه برنامه، همه با هم: السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار، ولا جعله الله آخر العهد منی زیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین. علی اصحاب الحسین، یک بار دیگه همه با هم بلند، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین. علی اصحاب الحسین، خدایا به حق محمد و آل محمد به خون همه شهدای دین در طول تاریخ در فرج مولایمان تعجیل بفرما، امام زمان را از جمیع بلایا سالم و محفوظ بدار، نائبش را در پناهش حفظ و موفق بدار، دشمنانش را، دشمنان انقلاب این ملت را، استکبار جهانی و از آنها خطرناکتر منافقین داخلی را خوار و رسوا و ذلیل بفرما، اموات را، مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات، بد وارثان، بی وارثان شاد بفرما، به خصوص اموات این جمع را شاد بفرما، مریضان را شفای عاجل به خصوص مریضان این جمع را شفای عاجل عنایت بفرما، خدایا مشکلاتمان را حل بفرما، حاجاتمان را برآورده بخیر بفرما، برای سعادت و سلامتی خودتان، برای سلامتی امام و رهبرمان سه صلوات بلند ختم بفرمایید.