عوامل و موانع ورود به جهنم جلسه 53
سلام علیکم و رحمة الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بحثمان درباره عوامل ورود به جهنم بود که برگزیدن دنیا بر آخرت بود، ترجیح دنیا بر آخرت که چند آیه را خواندیم. من باز توضیحی عرض میکنم. به سراغ آیات بعدی برویم.
نکته خیلی مهمی که در زندگی انسان باید به آن توجه بکنیم، جایگاه معرفت هست. معرفت و حکمت که قبلاً هم درباره سخن گفتیم اینکه انسان امور را و اشیا را آنگونه که هستند ببیند و برای آن، برای هر چیزی به اندازه خودش ارزش قائل باشد یعنی کمالات جمادی را در حد کمالات جمادی، کمالات گیاهی را در همان حد، کمالات حیوانی را در همان حد، کمالات علمی را در آن حد و کمالات انسانی را در راس همه کمالات ببیند و برایش ارزش قائل باشد. اشتباه در قیمت گذاری باعث غبن انسان و ضرر انسان می شود بلکه باعث خسران انسان می شود یعنی انسان اصل سرمایه خودش را از دست میدهد. وقتی که نتواند امور را به اندازهای که قیمت دارند برایشان ارزش قائل باشد. غصههایش را شادیهایش را بر اساس قیمت اشیا تنظیم بکند. همت خودش را بر اساس ارزش و قیمت اشیا و امور تنظیم بکند. اگر کسی نتواند این کار را بکند حماقتهای بسیار زیادی را انجام میدهد که بعداً برایش مایع حسرت و غصه می شود. شما یه موقعی میخواهید لطیفه تعریف بکنید می گویید یه بنده خدایی یه لیوان شیر میخواست رفت یه گاو خرید یا یه بنده خدایی مثلاً یه دونه دکمه پیدا کرد رفت براش یه دونه کت شلوار داد درست کردند. این اشتباه به شکل واقعی برای بسیاری از انسانها اتفاق میافتد. بسیاری از انسانها در زندگی دنیایشان آن هم با ریخت و قیافه یک آدم فهمیده تحصیل کرده بزرگ همین حماقت را میکند؛ یعنی برای چیزی که یک ارزش جمادی یا گیاهی یا حیوانی دارد ابدیتشان را می دهند. واقعاً حماقت هست دیگر. انسان جاودانگی خودش را بدهد، بهشت به آن عظمت را بدهد، بینهایت را بدهد که یه چیز پست و کوچک و موقت را دریافت بکند. شما ببینید دیگر از این حماقت بالاتر. اینکه خداوند دائم به ما تذکر میدهد آخرت را، بهشت را ابدیت را، دائماً اهل بیت علیهم السلام، برای اینکه آن قیمت بینهایت جلو چشم ما باشد که ما ببینیم این بینهایت را. گول محدودها و موقتها و بیارزشها را نخوریم و خیلی از انسانها همین حماقت را میکنند؛ یعنی همانجوری که عرض کردم بی نهایت را میفروشند، ابدیت را میفروشند تا یک دردسر و زحمت و سم دنیایی و موقت را بخرند. دیگر در اوج این لذتها، پادشاهی است که از این بالاتر دیگر ما نداریم. همه چیز هم در آن هست در این پادشاهی. شما ببینید یه پادشاه روزگار خوش داشته یا نه! یه پادشاه یه شب راحت توانسته بخوابد! هم آنجایی که تلاش میکرده به آن مقام برسد و به دستش بیاورد! چه آن موقع که داشته تلاش میکردد که حفظش بکند. یه شب این راحت توانسته بخوابد! مثل یه فقیر !یه شب در عمرش توانسته بخوابد درست! این حماقتی است که انسان از نشناختن قیمتها مرتکب می شود. جهالتی است که انسان مرتکب بشود. لذا دائماً خداوند تبارک و تعالی به ما تذکر میدهد مواظب باشید دنیا را ترجیح ندهید به ابدیت. این جلو چشمتان باشد. در ارزیابی عملکردها رفتارها انتخابها ارتباطها، همسر میخواهی انتخاب کنی همسر جهنمی انتخاب نکن. برای عروسی و همسر جهنم نرو، برای رضایت همسرت بچههات خودت را آنها را جهنمی نکن. این اتفاق خیلی میفتد. گاهی برای رضایت خانواده یا اهل دنیا خدا را به غضب می آوریم .خودمان را جهنمی میکنیم، می خواهیم دل یه نفر را به دست بیاوریم. از آن بدتر کسانی هستند که برای رضایت دشمن خودشان را میفروشند؛ یعنی حیات جاودانه خودشان را میفروشند که رضای دشمن، لبخند دشمن را به دست بیاورند. کم نیستند اطراف ما آدم های اینگونه. این آزمایش در خانه همه ما خواهد آمد؛ یعنی اینجوری نیست که ما الان سخن بگویم و فکر کنیم ما جز آنها نیستیم و ما از این اشتباهات سر راه ما قرار نمیگیرد یا ما مصون از این اشتباه هستیم. نه. از صبح که از خواب بلند میشوید شما این هست تا موقعی که میخوابید حتی در خوابم انسان امتحان بشود؛ یعنی گاهی وقتها انسان در خواب میبیند که کشش پیدا میکند به یه حرام به یه امر جهنمی و خداوند برای که اراده ما را قوی بکند، ما را توانمند بکند در مقابل این وسوسهها؛ مثل یک مربی مهربان، دائماً سر راه ما آزمایش قرار میدهد. مربی هر چقدر مهربانتر باشد چون رب هست دیگر آن مربی و میخواهد ما را به بزرگی خلیفه الله تربیت بکند، برای همین هرچی مربی بزرگتر، مهربانتر و هدف تربیت بالاتر باشد، امتحان و آزمایش بیشتر سر راه متربی خودش قرار میدهد. این لطف مربی هست. خدا هم دائما در قرآن تذکر میدهد که من رب شما هستم، من میخواهم شما را تربیت بکنم. من میخواهم شما را به بزرگی خلیفه الله برای بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین هست، تربیتتان کنم. من تک تک شما را برای پادشاهی در آخرت، ملک کبیرا دیگر ببینید «و اذا رایت نعیما و ملک کبیرا» میخواهم برای پادشاهی کبیر .دنیا را که میگوید انقدر بیارزش هست که می گوید بازیچه است. بگذار برایتان بخوانم این را بعد عرضم را ادامه بدهم.
پیامبر میفرماید: «يُجاءُ بِالدُّنيا مُصوَّرَةً يَومَ القِيامَةِ، فَتَقولُ: يا رَبِّ اجعَلني لِرَجُلٍ مِن أدنى أهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً. فَيَقولُ اللَّهُ: أنتِ أنتَنُ مِن ذلِكَ، بَل أنتِ وأهلُكِ فِي النّارِ» می گوید روز قیامت که می شود دنیا را به شکل یک صورت، براش صورت درست میکنند، به شکل یه شخصی میاورند .دنیا میفهمد که چقدر بی ارزش هست. می گوید خدایا حالا که اینجوری هست من را به پایینترین شخص در بهشت بده. پایینترین شخص در بهشت. چون بهشت درجه دارد دیگر. ما از پایینترین افراد در بهشت داریم تا عالیترین درجات بهشت. ما کسانی داریم که روز قیامت ۵۰ هزار سال روز قیامت عذاب کشیدند اینها. روز آخر قیامت خدا بساط قیامت را جمع میکند اینها آمرزیده میشوند میروند به بهشت یا از آن بدتر هم داریم بعد از صدها هزار سال بع از جهنم به بهشت میروند. اینها آدمهای اینجوری هم داریم. دنیا می گوید خدایا من را به پایینترین پستترین اهل بهشت بده. بگذار من به بهشت بروم. ببینید خداوند در جواب به دنیا چی می گوید! یعنی شما باید با خدا و معشوق هم نظر باشی در نگاه به دنیا. میفرماید که «أنتِ أنتَنُ» تو، تو گندتر از، انت یعنی چیزی که خیلی بوی بد و گندی دارد، گندتر از آنی هستی که من اجازه بدهم تو وارد بهشت بشوی. «وأهلُكِ فِي النّارِ» تو و اهلت در جهنمی. بروید در آتش. خدا میخواهد این را نشان بده به صورت تصویر نشانت میدهد. کل دنیا را میکند یه شخص و این را اینجوری نشان میدهد به انسان ها که این چقدر بد بو و زشته و حالا در مقابل بهشت جاودان ببینید یعنی چی که خدا می گوید تو خیلی گندتر از آنی هستی که من بخواهم تو را اجازه بدهم وارد بهشتم بشوی. آن وقت این دنیایی که انقدر بیارزش هست، در نظام ارزیابی بعضی وقتها اشتباه میکند انسانهایی را انتخابش میکنند. ابدیت کجا جاودانگی کجا. این به ما عرضه می شود. لذا مربی ما که رب هست ما را دوست دارد برای خلیفه اللهی انتخاب کرده، میفرماید بهشت چیه؟ «وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا» آنجا شما نعمتهای بیشمار، بر خلاف نعمتهای دنیا که نعمت دنیا شما یه دونش را بی دردسر ندارید و بی دردسر به دست نمیاورید. هیچ گلیش بیخار نیست. هیچ لذتی اش بی درد و رنج نیست. نه نعمت خالص و پاک دارید و پادشاهی بالاتر از آن نعمتها، پادشاهی کبیر دارید. من می خواهم شما رت تربیت کنم برای آن مقام . مربی است دیگر. دوست دارد به این بزرگی تو را دوست دارد به این بلندی به تو مهر میورزد مربی. من آوردم تو را تربیتت کنم برای همچین درجهای. این را میخواهم بهت بدهم. خب شرطش چیه؟ می گوید حالا من تمرین کنیم در دنیا باید تمرین کنیم چیزهای کوچولو دنیایی را تزیین میکند خدا، می گوید ببینم انتخابش میکند یا من را ترجیح میدهی. هی امتحان میگیرد از ما، هی سر راه ما قرار میدهد دنیا را «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» ما هرچیز روی زمین را چشمک زن قرار دادیم جذاب قرار دادیم چیزهایی که روی زمین را تا امتحان کنید ببین کی بهتر عمل میکند. حالا الان که دیگر فضای مجازی هم باز شده و دنیا را همه جای دنیا را آدم میبیند. قبلاً آدم همه چیز دنیا را نمیدید. الان هرچی که دلت بخواهد در دنیا تمام ابعاد دنیا را بهت نشان می دهد. هیچ چیز پنهانی دیگر ندارد. هرچی هست آدمها میتوانند بشینند همه شب تا صبح هی دنیا نگاه کنند، دنیا تماشا کنند، شهوتهای دنیا ، زیباییهای دنیا، زینت های دنیا بشینند نگاه کنند. آرزوهای مختلف. قبلا تا ۲۰ سال پیش شخص نمیدانست انقدر آرزو داشته باشد. الان آرزوها حمله کردند به انسان، بینهایت تصویر و بینهایت موقعیت و بینهایت جلوهگری، آزمایش است. خدا میگذارد در مقابل این را انتخاب میکنی یا من را اگر من هم انتخاب نمیکنی، امام صادق اگر شما خدا را که انتخاب نمیکنید، عشق خدا را ندارید، عشق اهل بیت را نداری، عشق خانواده آسمانی را نداری که به عشق آنها از این متعفن بد بو بگذاری، حداقل به خاطر بهشت بگذرید. به عشق بهشت. شما اگر اهل معنا و دوستی و عشق سرتان نمی شود، اگر معرفت با خدا، بودن و عشق با خدا بودن و عشق با اهل بیت و با انبیا با صدیقین با شهدا با صالحین با ملائکه الله بودن را ندارید، چرا سر کلاس نماز دائما می گوید خب بگو «اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم» قیمت میدهد بهت. می گوید راه اینها را بخواه، اینها را درخواست کن. معرفت بودن با اینها زندگی با اینها لذت با اینها با اینها چه در دنیا و چه در آخرت. در دنیا تو میتوانی با همه اینها زندگی کنی و رفت و آمد کنی. حتی در دنیا. بعضیها هستند اصلاً اهل رفاقت و محبت و اینها نیستند؛ یعنی حالیشان نمی شود خدا یعنی چی، عشق خدا یعنی چی، عشق اهل بیت یعنی چی، خانواده آسمانی یعنی چی، با آنها زندگی کردن، با آنها هم درجه بودن یعنی چی. مثلاً در مرام دوستی و رفاقت و عشق و دلدادگی نیستند. خیلی خوب. می گوید حداقل بهشت که هست آنجا ،لااقل این جیفه را بخاطر بهشت ازش بگذرید. بخاطر بهشت. یه موقع خدا می گوید به خاطر من عصبانی نشو، به خاطر من حسادت نکن، به خاطر من بداخلاقی نکن، به خاطر من دنبال دنیا نباش، رقابت و رفاقت الان در آغوشت هستم ،رایگان و مفت و کامل و آماده در اختیار توام. خدا می گوید در همین دنیا. من را که داری من که پیشتم، اهل بیت که پیشتند، فرشتهها که پیشتند. همین الان شروع کن با ما عشق بازی کن، با ما لذت ببر ، ما با رفت و آمد ما با زندگی کن، با ما باش، با ما رفت و آمد کن. چقدر قشنگ هست این قسمت نماز، ما را چقدر بزرگ میکند «صراط الذین انعمت علیهم» خیلی، آدم حس هم حزبی بودن رفیق بودن با خدا، خدا بعدش می گوید چی؟ «وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» اینها رفیقای خوبی هستند. اصلا حس رفاقت با خدا با اهل بیت با انبیا با صدیقین با شهدا با صالحین، هم درجه بودن با آنها، رفت و آمد کردن با آنها، این، نه که تو بروی آرزو کنی مثلاً بروی نمیدانم با فلان ورزشگاه با فلان سلبریتی نمیدانم عکس بگیری، با فلانی، با فلانی امضا بگیری، این حرفها چیه آخه، تو خودت، خدا می گوید من معشوقتم اله تم. اگر کسی گفت لا اله الا الله، امکان ندارد گرفتار گدایی عاطفی از کسی بشوی. اصلاً لا اله الا الله را داده بهت که تو دیگر گدای عاطفی نکنی، شکست عشقی نداشته باشی در دنیا. کلمه شکست عشقی خیلی مسخره است برای مومن. مومن اتصال به دریای بینهایت عشق و عاطفه را دارد: الله، اهل بیت انبیا صدیقین شهدا. حالا مثلا جنس مخالف به آن مثلاً جواب منفی داده یا مثلاً ولش کرده، الان افسرده شدم شکست عشقی پیدا کردم. این خیلی مسخره است در مورد مومن به یه لطیفه بیشتر شبیه هست، به یه لطیفه بیشتر شبیه هست. نهایت ابتذال یه آدم هست که با این چیز بیفتد به حرام، بیفتد به گناه، بیفتد به افسردگی و کسی آن همه دلبر دارد
از مهرت ای خورشید چون ذرهام هر سو روان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم
کسی که این جوری هست، شکسته عشقی یعنی چی، شکسته عاطفی یعنی چی، شکسته. انقدر پر هست انقدر پر هست کسی که میتواند هر روز بلند شود نماز بخواند، کسی که میتواند هر روز نماز بخواند، هر روز در آغوش خدا باشد، شب تا صبح تا، صبح تا شب، با اهل بیت با فرشتهها برود بیاید ، هم سخن باشد، این مثلا الان یعنی چی مثلاً شکست عشقی نمیدانم فلانی به من محل نگذاشت، اعصابم خورد شده فلانی دعوت نکرد ، من الان اینجوری شدم، عقده های تحویل نگرفتن دیگران، عقده های محبت دیگران. این مال جیفه خوردن هست که فرمود: «الدنیا جیفه و طالبها کلاب» دنیا یه مردار هست و طالبش سگ هست. آن کس که غذای خوب دارد که دنبال مردار نمی رود. خدا ما را دعوت کرده به این چیزهای بزرگ حالا بعضیها سرشان نمی شود. نمازشان را زوری میخوانند، چی میخوانند، اصلا کاری با عشق ندارند. اصلاً نمی دانند، عشق چیه، نمیدانند عشق چیه محبت چیه اله یعنی چی، رفاقت یعنی چی، «حسن اولئک رفیقا» یعنی چی. اینها بهترین رفیق ها هستند. خداست. آیه قرآن است دیگر. «وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا». خدا رحمت کند سعدی را: عشق محمد بس است و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) این اصلاً پر هست یک آدم این جوری. بعضی ها اصلا این را حالیشان نمی شود. خب اگر حالیت نمی شود، به بهشت بچسب. آن را چرا رها میکنی به خاطر این جیفه! آدم وقتی میرود آن دنیا لازم هم نیست برود آن دنیا، اینجا فقط یه ذره معرفت، یک جو معرفت میخواهد، یه ذره دقت میخواهد میفهمی که بهشت همینجاست. بهشت نمازت هست بهشت این زیارت است. بهشت این جلسه هست که شما در آن نشستید. پیامبر فرمود: بوستان از بوستانهای بهشت این مجالس ذکر و علم و اینها. بهشت اینجاست. در این بهشت نشستیم دور همدیگر. بهشت آدم بوش هم استشمام میکند. این همه مومن این همه نورانیت همه نشستند دور همدیگر. این همه بچههای اهل بیت علیهم السلام اینجا هستند. آدم کیف میکند. خود آدم اصلاً هیچ کاری هم لازم نیست کلاسی باشد، جلسه ای باشد بنشینیم یه چایی بخوریم برویم گپی بزنیم بریم. همدیگر را ببینیم بهشت است
من که امروزم بهشت هست نقد هست، حاصل میشود/ وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
الان بهشت را اینجا نقد داریم. این را ول کنم، کجا بروم؛ اینجا را ول کنم کجا بروم؛ این آدمها را ول کنم کجا بروم؛ این حرم را ول کنم کجا بروم؛ مسجد و حسینیه و نماز و قرآن و دعا و مناجات با خدا و سحر و شب و زندگی با مومنین را، اینها را کجا ول کنم کجا بروم؛ کجا بالاتر از این بهشت. شما بهشتی سراغ دارید بهتر هست ازش کره زمین بهتر از اینجا وجود دارد. یه کسی که شیفته آن طرف هست، آن برای این هست که معرفت ندارد. برای همین هم پیامبر می فرمیاد: کسی که علاقه دارد برود خارج از کشور اسلامی زندگی کند، هر کس که دوست دارد خارج از وطن اسلامی زندگی کند، مشرک هست. این آدم اصلاً توحید ندارد. این اصلاً به دین نرسیده، به انسانیت نرسیده، هنوز نفهمیده آدم هست، محال هست یه کسی بفهمد آدم است، علاقه داشته باشد از وطنش خارج بشود. محال هست. حالا اینها را که نمیفهمیم. این رفاقت این دوستی ها این بهشتها را، اقلا بهشت جاودان را از دست نده، ابدیش را از دست نده، این را شما گل را نگاه کنید. این گل انقدر حرف میزند با آدم که نگو .یه ذره برید در به قول معروف بهر این گل، رنگهایش، زیباییهایش، خدا هی دائماً جلوههای بهشت را گذاشته در این دنیا که شما یادت نرود از کجا آمدی. می گوید این را نگاه کن به این قشنگی به این زیبایی ببین این را نگاه کن. چند هزار مدل برات زدم اینجا، چند هزار نوع برایت زدم. این بینهایتش را برات آنجا گذاشتم. این فقط مناسب حیات دنیا است. اینجا ببینید. همین هم آدم مست میکند. اصلا اینها را نگاه میکند برای اینکه یاد به آب آب آب آب به به. آب چیکار میکند با آدم .چشمه، آب، آبشار همه اش آدم میبرد به بهشت. می گوید ببین حواست باشد ها اینها از آنجا آمده؛ ولی به اندازه دنیا آمده پایین اصل اینها آنجاست. جاودانه اش. اینها همه ظهورات بهشت در دنیاست، می گوید نگاهشان کن، گم نکنی مسیر را؛ ازش لذت ببر. اگر کسی نتواند از این لذت ببرد، از نگاه به این، از لمس به این، از بو کردن به این، آب که در عقاب الاعمال داریم: کسی که از آب لذت نمیبرد گناه میکند. یعنی انقدر بی ذوق و بی ذائقه است که از آب نمیتواند کیف بکند و لذت ببرد. آب آدم را به پاکی به بهشت به آرامش به شادی به گذشت به بیخیالی نسبت به دنیا میبرد. آب میشورد انسان را. این که میگویند وضو بگیرید شما «الوضو نور» وضو نور هست، وضو این کار را با آدم میکند. آبی که شما روی صورتت میریزی، می گوید هر وقت هر عبادت مهمی دارید بروید غسل بکنید. این آبی که انسان میریزد روی این بدن انسان، انسان را پاک می کند، انسان را یاد پاکی میاندازد، انسان را شستش میدهد. وقتی نیت هم دارید برای خداست، این آب فکر نکنید وقتی دارد روی صورت شما میریزد یا روی بدن شما میریزد، یه آب هست با بقیه آبها فرقی نمیکند. این آب باطن تو را میشورد ، غسلی که شما میکنید باطن انسان را پاک میکند. خدا می گوید من نمونههای بهشت را گذاشتم. حواستان باشد گم نکنید. اگر لااقل معرفت ندارید، ما برایتان بهشت نیستیم، مناجات مریدین چقدر قشنگ هست. جمعهها امام سجاد «یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی» به خدا می گوید ای بهشت من، تو بهشت منی، نعمت من دنیای من آخرت من، خودتی خدایا. خدا رحمت کند امام را، می فرمود: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» میگفت: دنیا حسنه خداست، می گوید خدایا دنیا خودت را بده آخرت هم خودت را. اگر این را آدم بفهمد. حالا بگذریم اگر اهل آن نیستی، این را از دست نده. حالا شما نگاه کنید یک کسی که آمده در اینجا تمرین کند، دوران رحمی اش، دوران جنینی اش در رحم دنیا آمده آماده بشود برای بهشتی که به اندازه همه دنیا همه آسمانها و زمین است، بیاید اینجا گیر کند در همین رحم اینجا و نخواهد برود جای دیگر، همین فقط به رحم دنیا بچسبد، این معلوم هست این آدم سقط می شود. جنینی که در رحم مادر آماده نشود برای تولد، مهیا نکند خودش را که به زودی میخواهم متولد شوند بماند در رحم، سقط می شود. کار نکند برای دنیا وقتی می آید این طرف را، ناقص به دنیا می آید، معلول به دنیا می آید، دقیقاً جهنم یعنی همین. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت که انسان متناسب با فضای آنجا خودش را تربیت نکرده باشد، برای نعمتی که از همه آسمانها و زمین به اندازه همه آسمانها و زمین خودش را نساخته باشد برای استفاده او. مثل جنینی که در رحم مادر برای نور اینجا طول موج نیاورده، برای صدای اینجا فرکانس گوش نیاورده برای فرکانس اینجا. برای خوردنیهای اینجا ذائقه نیاورده، برای هوای اینجا دستگاه تنفس نیاورده، خب این وقتی متولد می شود آنجا ابزار ندارد استفاده بکند. صلوات ختم بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد) تمام روایتهایی که اینجا آمده بیشترش شاید همهاش جز یه دونه همه مال پیامبر اکرم هست (صلی الله علیه و آله و سلم): «مَن أسِفَ عَلى دُنيا فاتَتهُ اقتَرَبَ مِنَ النّارِ مَسيرَةَ ألفِ سَنَةٍ» الله اکبر پناه بر خدا، هر کس -خوب دقت کنید- هر کس برای آنچه که از دنیاش از دست رفته، تاسف بخورد: کمالات جمادی داریم گیاهی داریم حیوانی داریم تاسف بخور یه چیزی ازت از دست رفت. ما دو جور تاسف داریم: چیزهایی که نداریم یا چیزهایی که داریم و از دست میدهیم. فرمود حالا یه چیزی از دست رفت خوب -دقت کنید- آنهایی که حکیم اند عاقلند وقتی از دستشان میرود حسشان چه جوری هست؟ مثلا یه چیزی ازش میدزدند گم می شود، یه چیزی را میفروشند یه دفعه میبینند چقدر گران شد یه دفعه، مریض میشوند یا کسی از دنیا میرود یا هرچی. می گوید پیامبر می گوید کسی که تاسف میخورد برای چیزی که از دنیا از دستش میرود، اول جرمش را بگویم، به اندازه هزار سال راه به آتش نزدیکتر می شود یعنی خطر داردها تاسف هزار سال راه تو را به جهنم نزدیک میکند هر یه باری که تاسف میخوری. حالا شما نگاه کنید به چه چیزهایی تأسف می خورید: آخ لیوانم شکست و شروع میکند قشرغ در خانه چرا لیوان شکست، چرا بشقاب شکست، چرا نمی دانم سپرت را زدی به سپر من، چرا الان تصادف شد، چرا الان نمیدانم ساعتم اینجوری شد، آی الان این به این بچه موبایلم الان شکست، آدم بزرگ مثلاً چهل ۵۰ ساله ببین سر چه چیزهای بچگانه دعوا میکنند، همدیگر را میکشند سر یه تیکه زمین، سر یه تیکه طلا، سر یه ارث مسخره، سر یه جیفه، کفتارهایی که سر یه تیکه گوشت میخواهم دعواشان می شود دیگر، می گوید به اندازه هزار سال به جهنم نزدیک میشوی وقتی که غصه میخوری. یه موقع هست یه نفر هست که وقتی یه چیزی از دستش میرود مثل کسی هست که مثلاً الان میگویم بورس خیلی اوضاعش خوب هست. مثل میگویند که بیا پولهایت را بیا بردار بگذار بورس، چند برابر دهها صدها برابر سود میکند. خب شما وقتی پولت را داری میگذاری در بورس، در سرمایه گذاری بزرگ و مطمئن هم هستی که تضمینی هم هست دیگر تضمینم هست که آقا شما آسیب نمیبینی اصلا، پولتان را بیمه میکنیم در بورس اگر بگذارید. طرف خیالش هم راحت هست. حالا وقتی پول را میگذارد در آنجا، چه حسی دارد؟ خوشحال هست یا ناراحت؟ هرچی دارم بفروشم بروم بگذارم آنجاها. این دارد می گذارد، شما هرچی از دستتان برود میرود در بورس آخرت. خدا هم تضمین کرده بینهایت هم بهتون میدهد. خدا می گوید حتی دعاهایتان هم که اجابت نمی شود، نرفت از دستتان. بعضی ها این جوری اند که دعا بکنیم، برویم حرم برای چی دعا بکنیم، هرچی رفتم حرم فایده نداشت. محال است فایده نداشته باشد. شما هر وقت دعا میخوانید سه تا اتفاق برایتان می افتد. این دستان من را نگاه کنید. این کوچولو است اجابت می شود. کوچکه آن هست که اجابت می شود دعایت. متوسطه آن هست که می گوید بهتره این را اجابت نمیکنم چون میدانم به ضررت هست. فردا می آییی میگویی خدایا من نفهم بودم، تو چرا دادی به من. مثل آن بنده خدایی که می گوید: یه ساله رفتم التماس کردم فلانی را گرفتم. درخواست کردم از خدا این شوهر را به من بده. الان هفت هشت ساله به خدا می گوییم: خدایا بگیرش از من. خدایا من عقل نداشتم تو چرا جور کردی؟ خدا می گوید این به دردت نمیخورد؛ ولی خب من بهترش را این وسطی است در دنیا بهت میدهم. سه) از آن بالاتر این هست که در دنیا هم بهت نمیدهم نگه میدارم ابدیت، آنجا که لازم داری بهت میدهم. کجا به ما بده خدا خوب هست. لذا دعا اصلا تلف شده ما نداریم. کسی بگوید: ما دعا کردیم اجابت نشد، خدا نشد، خدایا چرا نمیشنوی؟ اصلا این جوری نیست. خدا می گوید محال هست از من کریم کسی یه چیزی بخواهد من ندهم؛ ولی کوچکشان است که به همانی که خودت میخواهی بدهم. حالا خدا سوال میکند همانی که تو خودت میخواهی بدهم یا همانی که من میخواهم؟ دقیقاً مثل آن بچه است که پشت شیشه شیرینی فروشی است ایساتده با حسرت نگاه میکند به این شکلات ها، شیرینی فروشی صداش میکند بیا یه مشت بردار بچه بگوید شما به من بده یه مشت. می گوید خب چه فرقی میکند یه مشت بردار ببر. می گوشد یه مشت شما بزرگتر هست. ما اینقدر به خدا اعتماد داریم خدایا مشت تو بزرگتره! تو بده. لذا محال هست یه کسی در دعا کردن کوتاهی کند اگر این را بفهمد. خب دعا میکند مرتب چون هیچ چیزش هدر نرفته. دائماً این ذخیره دارد میکند. نگو رفتم صحیفه خواندم این ذکر را گفتم این دعا را کردم شما گفت این دعا را بکن فایدهای نداشت نه اصلا محال فایده نداشته باشد. یه کسی چیزی را از دست دادی دلت همراهش دیگر نباشد. بگو الحمدلله رفت ذخیره شد. تمام شد. خدا انتخاب کرد این را، از من گرفت برای من ذخیره کند به زود بهش میرسم. به زودی به من برمیگرداند. به قول یکی از این خیرین مدرسه ساز، خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی را به روحشان یه صلوات ختم بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) به خیری گفت مدرسه میساخته گفت: یه ویلا داشتم خیلی دوستش داشتم دیدم نمیتوانم دل بکنم ازش، هر کاری میکنم از این ویلا نمیتوانم دل بکنم. گفتم پس یه کاری کنم با خودم باشد بردم فروختمش در راه خدا انفاقش کردم که بماند برایم، بماند برایم. حالا که انقدر دوستش داری جاودانه اش کن، برایت بماند. ابدیت باید باشد بهتره یا موقتاً؟ ابدی که بهتره جاودانه که بهتره. پس اگر رفت، بگو خب پس رفته. بچهام از دنیا رفته داداشم از دنیا رفته باباش حالا الان ۷۰ سالش بوده ۹۰ سالش بوده ۹۰ سال یعنی ۳۰ سال قاچاقی زنده بوده، من الان همه اش شب و روز ندارم بابام رفته. ول کن بیچاره را، داری عذابش میدهی غصه برای میت، میت عذاب میدهد، ولش کن. بگذار راحت باشد آنجا. اگر دوستش داری اذیتش نکن. روحش آزار میبیند یا بچه از دنیا رفته بگذار بچه در بهشت راحت باشد. آن بچه عمراً اگر بشود برگردد پیش مادرت، برنمیگردد؛ والله اگر به این بچه بگویی الان برمیگردی دنیا پیش پدر ومادر، نمیاید. آنجا چیزی میبیند که محال هست برگردد. خب رفت دیگر، رفت پیش کی؟ آن هم پیش کسی که بی نهایت، همه آدمهای کره زمین را جمع کنید عشقهایشان را جمع کنید، یه قطره از اقیانوس محبت و رأفت آن نمی شود. ول نمیکند بچه آنجا را. برای چی غصه میخوری. بگو خدا رحمتش کند، رفت به رحمت خدا بیشتر شادش کن تا اینکه بخواهی غصه بخوری. برایش بفرستی ناراحتش کنی. این مال آدمهای حکیم و عاقل و مومن و فهمیده است. غصه نمیخورد. الان شکست، الان یه پرس غذا داشتی دادی فقیر رفتی خانه تخم مرغ خوردی. عیب ندارد. فکر نکن حسرت خوردی الان عصبانی بشوی ناراحت بشوی. برو دست آنها رسید بهتر. هرچی برود به نفعت هست پساندازه است، پیش خدا ذخیره است. پس چرا غصه میخوری، هم اعصاب خودت را خرد میکنی هم زندگی خودت را تلخ میکنی، هم زندگی دیگران را تلخ میکنی. برای چی؟ پیامبر فرمود برای هر چیزی غصه بخوری یک هزار سال به جهنم نزدیک میشوی. پس این را یادت باشد غصه نخور. بعضیاه میگویند رب خدا را شکر، آروم اند، هم شادند هم مومنند هم میخندند هم آرامش دارند نه اعصاب دیگران را خورد نمیکنند. منت سر کسی نمیگذارند، کسی را سرزنش نمیکنند، کسی را تحقیر نمیکنند. حالا چرا مثلاً به خانمش توهین میکند. چون مثلاً خانمش فلان چیز آسیب مالی را زده، به شوهرش توهین میکند. چون شوهرش آسیب مالی را زده. خب زده که زده. انقدر عقل ندارد. شوهر رفته خرید کرده مثلا یک کیلو پیاز، دو تا پیاز آشغال هم خریده اینها چیه خریدی؟ آشغالا چیه؟ اصلاً میارزد در این حرفها. همین که به این توجه کردی، تحقیر میشوی، کوچیک میشوی داری به جهنم نزدیک میشوی. ول کن. اعصاب خودت و شوهرت را خورد نکن. اصلاً رفت آشغال خریده، عیبی ندارد. حرف نزن تحقیر نکن سرزنش نکن. این چیه رفتی خریدی؟ اصلاً همین که تو این را میبینی کوچیکی، تو همین که این را میبینی حقیری یا مرد نسبت به خانمش، این چی بود؟ چرا مثلا شما فلان کار را کردید؟ چرا آسیب زدی؟ اصلا روت شد این را بگویی به زبونت بیاوری. وقتی راجع به جهنم دنیاست آدم باید حیا کند حرف نزند. برای چی ماشین را بردی بیرون که الان تصادف کنی. شد که شد. ماشین برای تصادف کردن هست دیگر. حواست کجا بود؟ زن من این همه وام گرفتم تا یه دونه دستبند خریدم برای تو، حالا دستبند از دستت افتاده، نفهمیدی؟ کجا بود کیفت را زدند؟ خب زدن که زدن، تحقیر نکن اصلاً کسی را، اجازه نده کسی به خاطر آسیبهای مالی در خانه از تو بترسد، از تو حساب ببرد. بیمبالاتی و ول انگاری اقتصادی نه ها . آن یه بحث دیگر است. نه، تصادف اتفاق افتاده، دیگر هی سرزنش نکنید کسی را، راجع بهش حرف نزنید. این آدم باید حیا بکند راجع به این چیزها حرف بزند. چون هم خودش به جهنم نزدیک می شود و جهنمی می شود. قیمت خودت پایین می آید. وقتی که برای دنیا غصه میخوری، پیغمبر می فرماید: غصه میخوری هزار سال به جهنم نزدیک میشوی. از آن بالاتر هم فرموده: «من بکا علی الدنیا دخل النار» هرکه غصه بخورد گریه بکند برای دنیا جهنم میرود. پس حیا کن این کار را نکن. بزرگ باش، مرد باش، آدم باش انسان باش، با شخصیت باشیم. برای چی برای دنیا غصه میخوری؟ حالا هم گفت آقا مثلا الان نمیدانم. مریضیت این هست، خوب شده دیگر ،تمام دیگر هی نشین غصه بخور. حالا گفت: سرطان داری دیگر الان تمام هست تمام. هدیه خداست ،داده سفت بچسبش، خرابش نکن .غصه برایش نخور. وقتی غصه میخوری مشکل که حل نمیکند هیچی، حتی آن مریضی ات را بدتر میکند. الان مریضی جسمی داشتیم مریضی روحی هم میگیری. لذا برای همین فرمود: کسی که جزع میکند آدمی که بیتابی میکند برای هر مشکلی، بیتابی میکند، جزع میکند این آدم، مشکلاتش چند برابر می شود، اضافه می شود. اجرت هم از دست میدهی. اجرت را هم از دست می دهی، یعنی آدم این همه بدبختی بکشد هم بهشتش هم از دست بدهد، اجرش هم از دست بده. دیگر آدم از این احمقانهتر هست که هم هزینه کنی، هم عذابش را بکشی، برای چی غصه بخوریم. پس خوب دقت کنید ماهیت جهنم را باید بفهمیم. ماهیت جهنم یعنی چی. جهنم تویی، جهنم اخلاق توست، جهنم وابستگی ها و دلبستگی های مرض گونه توست، جهنم حقارت نفس ماست، کوچکی نفس ماست، جهنم اگر تنگ و تاریک هست، مال روح ماست، بیصبریها بی طاقتیها چون جهنم جای اینجوری هست دیگر. جهنم بی صبری دارد، بی طاقتی دارد کارش هم نمی شود کرد ،یعنی طرف نمیتواند تحمل کند عذابش را نه میتواند ازش بیاید بیرون. بگوید این همان حسی است که شخص در دنیا دارد. می گوید نمیتوانم این حرف را نزنم، دهنم از دهنم در بیاید این حرف را من باید بزنم. خب ساکت شو این حرف را نزن .دنبالش را نگیر، مراء نکن، این همان جهنم است. گفتوگو مراء و جدال، پیامبر فرمود: من شفاعت نمیکنم کسانی را که با هم بگو مگو میکنم مال همین هست. شخص تحمل اینکه حرف نزند و حرف مفت و حرف جهنمی نزند، ندارد. میخواهد بزند. میخواهد زهرش را سمش را بریزد و خودش را تخلیه کند نمیتواند در خودش نگه دارد تا بشود بهشت. میریزدش بیرون این حرف را از دهنش میزند یا با عصبانیت یا از روی حسادت یا از روی بدجنسی، میریزد سمش را بیرون خب دیگر این سم تو راگرفتار میفتید در بیصبری جهنم «لا یموت ولا یحیا»آنجا مرگ نیست راحت شویی. بگویی بمیرم راحت شوم اما حیات هم نیست. نه میمیری نه زندگی هست. خیلی وحشتناک است. نمیمیری که راحت شوی اما هیچگونه حیاتی هم حق نداری داشته باشی. حیاتی که در آن راحتی باشد، نمی شود. این همان حالتی است که تو الان در روح خودت هست. «لایموت فیها ولا یحیی» یه حسی هستی ما الان داریم. پس جهنم خود ما هستیم. ما جهنم را با خودمان میبریم، جهنم را خلق میکنیم خومان. ببینید پیامبر همه را دارد به خودت نسبت می دهد. تاسف جهنم هست، گریه جهنم هست. ببینید الان دارد می گوید دیگر. «من اصف من بکا» پس آن ریشه تاسف و ریشه گریه را در خودت بخشکانش، آن ریشه را بخشکان، جهنمت خاموش می شوود. جهنمت را خاموش کن الان بجنب، خاموشش کن. بماند همه چیزت را میسوزاند، دنیات را میسوزاند، آبروت را میسوزاند، زندگیت را می سوزاند، داراییهای دنیایت را میسوزاند، آخرتت هم میسوزاند. بجنب یه کاری بکن. فکر نکن نگه اش داری به نفعت هست، به نفعت نیست. این دقیقا زرنگ بازی های اینجوری، مخفی کاری های اینجوری، که آدم سرش را مثل کبک بکند در برف، فکر کند بقیه نمیبینند نمیفهمند حماقت اینجوری هست که فکر میکند طرف زرنگ هست.مثل آن بنده خدایی که هم دوپینگ کرده بود هم آخر رسیده بود. گفتند تو دوپینک کردی، چرا آخر رسیدی؟ گفت: خواستم کسی نفهمد. یعنی همین اندازه احمقانه است کار آدمها یعنی هم ننگه جهنم را دارند همننگ عذابش را باید بکشند. هم تلخی دنیا شدند. برای چی؟ برای هیچی .برای یه لذت یه شهوت زودگذر جهنمی، که خشم خدا و فرشته ها و حتی خشم جهنم را هم برمی انگیزاند. «تکاد تمیز من العجز» جهنم آنقدر عصبانی هست که خودش حد ندارد. «يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ» آیا سیر شد؟ «هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» باز هم هست، خدا بیار باز هم، من میخواهم بسوزانم. جهنم موجود باشعوری هست، با غضب عذاب میکند افراد را یعنی فضای جهنم هم شعور دارد و عصبانی از دست جهنم. مثل زندانبان های خشن عصبانی «مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ». ملائکه اش خیلی بداخلاق و غلیظند خیلی هم شدید بداخلاق شدید، خب این فرشتهها بیفتند به جان آد،م فرشتههای آن گونه که نگاه کردن بهش خودش، اصلا آدم جیگر ندارد نگاه بکند به اینها از بس ترسناکند. پس خودتی تمام اینها خودتی. این را باید بفهمی.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین .