بحث جلسه گذشته مون درباره این حدیث شریف مو تو قبل از تهو تو بود واینکه توصیه شده که قبل ازاینکه ما را بمیرانند خودمون بمیریم توضیح داریم که این مرگ به چه معناست ومردن جسمی نیست مرگی است که ما خودمون انتخاب میکنیم در صفحههای مختلف زندگی وبا اشتیاق به سمت این مرگ میریم تا حیات جدیدی را پیدا کنیم چند بیت رو از جلسه گذشته میخونم تا انشا...به سرعت برسیم.
توتقویم تون بنویسیدیه شروع جدید نیت بکنید این رو ببینم که ما به کجا میخوایم برسیم مثلا فرض بفرمایید که پایان تابستان یه سکون و آرامش خوب ویه شادی و نشاط پایدار به یه لذت بردن از دنیامون میرسیم یا نه میدونید .. بتونه از خدا لذت ببره از دنیا لذت ببره از دنیا فوق العاده لذت میبره یعنی
چون که مردی دل زمن محجور گشت
چون نماند بحصر تن امید و پاک
چیز کندن دل از این دیوار خاک کردن اش از آلایش تن صاف وپاک
خانه دل از ره تن دور گشت
خوب چی جواب میدیعمر یه بار به آدم میدن وخیلی که بعد بمیره ویه باز هم یه همچنین چیزی هم ازش صادر نشه صادقانه نکنه از خدا قشنگ تر هم هست اینها به قدری از معرفت ازت میبرن از معرفت خدا به قدری غرق میشن از شناخت حق تعالی متنعم میشن از معرفت خدا یعنی معرفت خدا وبالاترین دارایی ونعمت خودشون میدونن که از اون مهم تر نیست ...اینقدر مهم هست معرفت ا... که امیر المومنین میفرماید
دل از این دیوار خاکی کن جدا ((این معنای مرگ است))
دل نشود کی خاک ای فرد سلیم
شهوت علم به دنیا تازه به این بهترین شهوت شهوت عقلی بهش میگن این شهوت علم به دنیا چنان کور میکند که شخص دیگه اصلا به فکر شناخت خودش ابدییش آخرتش هدف زندگی ماورا طبیعه نمیشه رغبت اش یواش یواش فهم اون50 سوال که آخرت میبنن روز قیامت کم میشه یعنی دیگه اصلافکرنیست که این 50 سالی که قطعا از من میپرسن 100%قیامت آمدن اوت و مییاد 50 هزار سال هست %100 هزار سال هم سوالبایدانسان جواب بده %100 اصلا میبینی رغبتی نداره بره مسائل را یاد بگیره چه برسه بهش عمل بکنه اصلا عمل اش هیچی حتی رغبت به یاد گیری هم نداره یعنی هر وقت مییاد بهش عرضه بشه که بیاد یاد بگیره اول میگه که بیاد یاد بگیره اول میگه وقت ندارم درس دارم من در سال حدود 200 تا دانشگاه درس دارم بهشون میگم به دانشجوها میگم کسی نمیگه شما درس نخونید ولی نیاز هم نیست با این شدت وقدرت وشهوت بشه مثلا به جای اینکه دو واحد بگرید چهارده واحد بگیریدیه قرار برای خودتون وابدیت هم وقت بگذارید چرا هر وقت دعوتوتن میکنن به ابدیت به خودتون حتی میگید وقت ندارم فرصت ندارمطرح دارم پروژه دارم تحقیق دارم برای فوق لیسانس آماده میشم بابا خودت هم یه کسی هستی خود ابدی ات هم یه کسی هستی به این کودک عزیزمان است رحم کن تو باید فردای قیامت به این هم جواب بدی در مقابل این هم مسئول هستی کی گفته ما اینقدر غرق دنیا بشیم واون علم هم باشه واو علم باشه و اضطرابها ودل شورههای این جوری هی برای خودمون بیاریم دانشجوها اکثرا میرم سر کلاس میبینم پزمردن وافسرده او ناراحت درس خوندهها در دانشگاه دولتی هم قبول شده ولی خوب اضطراب داره چرا چون به دلش نرسیده انسان که همه اش عقل نیست که یک سره بره دنبال علم باشه وتحصیلات و دانش اش رو جمع کنه انسان دل هست اصل حقیقت انسان دل او وقتی به دل غذا ندی بی نشاطی میاره ولو پروفسور باشه بالاترین دانشمند عالم که بشی دل اصل حقیقت انسان دل وقتی بهش نمیرسی این پزمرده گی میاره افسردگی میاره افسردگی میاره برای انسان میفرماید چی میفرماید تن که نشود خاک ای فرد سلیم چون ش اگر خاک نشه روح اوج نمیتونه بگیرههان! تن باید خاک بشه تا روح بتونه اوج بگیره (چون نماند بهترین امیدوارم) انسان نیست به کمالات جمادی ونباتی و حیوانی یا کمالات صی و خیالی و وهمی حتی بیم وامید نداشته باشه دلشوره نداشته باشه من به دانشجو میگم شما برای اینکه دل ات به دل برسی بیم وامیدت رو نسبت به درس بیارپایین شهوت علمی روبیار پایین یه سال دیرترلیسانس بگیری یه سال دیرتر برو دانشگاه اما با آرامش باش باشخصیت باش دلت پاک باشه نیازی نیست هجده یا بیست واحد بگیری خودت را خسته بکنی دوازده واحد بگیرسیزده واحد بگیریا چهارده واحد بگیرکم ویه قرار بذاربرای شناخت ابدیت ات آخرتت که مبقروض خدا نشی وبعدمشمولاین حدیث قرار بگیری که (انَ ا...تَبارک وتعالی یبغض کل عالم به الدنیا کل عالم به الدنیا و جاهل به الاخرت )خداوند تبارک وتعالی دشمن میدارد هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت که جاهلئبه آخرت هست هی ما هر وقت نوبت خودمون شد هر وقت نوبت کودک عزیزمان شد هر وقت نوبت ابدیت هر وقت نوبت آخرت من ابدی شد رو هی بهش گفتیم وقت نداریم خیلیها مون آدم خوب خوب مون گفتن درس داریم وکار علمی داریمدانشگاه داریم بقیه هم تو قسمت شهوتها ی مقام وشهرت طلبی وبعد خیلی شهوتها ی حسی وخونه و فرش و ماشین تلفن اینها شهوتهای شهوتهای شکمی وتفریح ولباس وگرفتاریهای این جوای هیچ وقت براش فرصت نگذاشتیم که این نفس بکنه وغذا بخوره همش به خود حقیقی مون گفتیم وقت ندارم همیشه عجله داشتم همیشه عجله وقتی به خودمون مییام میبینم چهل سال مون ولی هنوز کار داریم این قدر سرمون شلوغه حرف از آخرت وابدیت میزنن یه سری تکون میدیم آخ آخ وای وای وای وای ولی باز هیچ فایده ای نداره باز همون ؟ص6؟ وهمون کارها وهمون زندگیها وبرای من هیچ وقت نیست برای همین هم علی (ع) میفرماید (الامل نفیسه العمل) آروز عمل رو فاسد میکنه نمیگذاره آدم عمل بکنه از بس ما هی شهوت وآرزو داریم از بس برای خودمون برنامه و خواسته ردیف کردیم کردن باید این رو بخریم اون رو بخرم به این جا برسیم به اون جا برسم دیگران که من باید به سطح زندگی این و از بس مسابقه اون برسم از فلانی کم نیارم از بس مسابقه گذاشتیم با دیگران که من باید به سطح زندگی این و اون برسیم از فلانی کم نیارم به این جا برسم به اون جا برسم اینها ما که ما عمل بکنیم وخودمون را بسازیم یه قبل که جنینی کهتو رحم مادره شهوتهای رحمی پیدا بکنه اون جا یادش بره که قراره متوازع بشه چند روزه دیگه وقتی متوجه شد قراره بیاد دنیا این جا تجهیزات واقعی نیاز دارهواقعا چشم میخواد قلب میخواد گوش میخوادمغز میخواد دست وپا میخواد یادش بره اینها را تهیه کنه وقت نگذاره اینها را تهیه کند برای اینها همون جا وقت اش رو تو رحم تلف کند خوب این دیگه خیلی بیچاره میشه وقتی به دنیا مییاد خیلی بیچاره میشه بنا براین این جوری میفرماید (چون نماند بهترین امید واریم) باید حواس مون را جمع کنیم که خوب خوبهامون عاشق علم ودرس ودکتر مهندس شدن هستن اینها هیچ وقت وقت نمیگذارن واقعا برای دل شون برای دل شون وقت نمیگذارن اکر هم دل خوشی دارن باز هم دل خوشیهای حیوانی دارن ولی دل خوشی انسانی ندارن برای همین هم آرامش کامل وثابت ونشاط دائم اصلا نمیتونن داشته باشن چون بخشش دل هست که اگر بهش برسی غذا بهش بدی بخشش دل هست که شاد میشه وآرام میشه ئسپس عجلههای آقا دلممی خواد من دوست دارم دلم میخواد نمیتونم طاقت بیارم میخوام ! امام میگه با چی پرش کن که دیگه نخواد با معرفت ...پرش کن با خود خدا پرش کن اون وقت میبینی که وقتی یه قیمت اوف جوری مییادتو دلت اصلا حاضر نیستی با چیز دیگری عوض اش کنی این خاری وبدبختی ونکبت ومحدودیت و غصهها و حرص و جوشها واحساس محرومیتها وسر شدنها احساس عقب موندنها همه حال اینهست که ما میتونستیم با حق پربکنیم ظرف وجودی خودمون رو با چی پر کنیم با باطل اون خفت از همین باطلها دنیا دیگه هر چی بیشتر داشته باشه دل ما بیشتر میسوزه خوب برای اینکه دلت نسوزه آرامش داشته باشی دنیا اونا از چیزی که زیر پات میاندازی کمتر باشه بایدیا به چیزی یا چیز قیمتی تر پرش بکنی دست رو یه چیز خیلی خیلی مونه تر پرش کنی با بی نهایتبا سوره توحید یعنی هیچ کس قفل خدا نیست به خوبی او به مهربونی اوبه زیبایی و غفایی وبه موند شکر بودن او نیست به موندن او نیست بقای او نیست کسی خوب در نماز میخونیم خوب واقعا قبول داریم سر نماز میخونیم این رو اگر سوره توحید رو یه بار درست بخونید دست خیلی آرامش پیدا میکند برای همین هم میگی هر کس سوره توحید رو بخونه اگر بخونه معادل ختم قرآن است سه بار بخونهها معادل ختم قرآن است یه بار میگن که خوب تو حالا یه عمر نماز خوندی میگفتی کفواََ احد هیچ کس قفل او نیست حالا راست گفتی واقعا این جوری بود خودت هم قبول داشتی این هیچ کس قفل او نیست واقعا برات این جوری شد تو عمرت یه بار شد بگی هیچ کس قفل او نیست وبه خاطر اینکه اون رو داری میتونی بری نزدیکش میتونی با اون رفیق بشی ونی با اون انس بگیری چشم ات دنبال چیزی که دیدارن دارن نباشه حسرت داشتهها ی دیگران رو نخوری شد یا نه!
کی دلاز آلایش تن پاک نشد
گفتن نه زیارت عاشورا گفتن و نه منطق درس دادن نه فقه واصول درس دادن اینها برای من راحته راحته ولی این درس خیلی درس سختی هست چرا؟ چون فقط شاگردهای قوی توی این مباحث تو فلسفه ومنطق شما به میزان رشد عقلانی و ریاضی تون درسها رو میفهمید یعنی استاد امید وار هست شاگردها اکثر شون به مقدار بالا یی این درسها را میفهمند چون به هر حال شاگردهای درس خونن میرن مقدمات را طی میکنن ریاضیات میخونن منطق میخونن آماده میشن ودرسهای دیگه هم همینطور اما در این درسخیلی کار سخت هست هم برای استاد هم برای شاگرد چون مخاطب هست استاد تحصیلات و علم وفهم و مدارک تحصیلی بچهها نیست دارایی استاد مخاطبین یه استاد توی جلسه تعدادکثیر مخاطبین نیستن اینها هیچ کدوم به درد استاد نمیخورن تو جلسه فقط دارایی یه استاداینه که استاد داره با اونها حرف میزنه آدمهای 30 40 ساله یا جونها 20 ساله 25 سال نیستن اینها هیچ کدوم معلوم نیست اونی که مخاطب استاد هست مخاطب این روایات هست کودکهای عزیز روان شماست که من نمیدونم که ما چند تا کودک داریم توی ایم جلسه که فعاله یا ان شاالله به بلوغ رسیده بالغ شده یعنی صحبت تو تاریکی کردن همش توجه کردید آره خیلی سخت ولی برای این شروع کردیم که همون این کودک را داریم حالا یواش یواش یواش به دهن این کودک شیر میگذاریم بخوره تا برسیم ان شاالله به جوشن کبیر گران ان شاالله برسیم به جوشن کبیر اون موقع دیگه غذاست اون میخورید ان شاالله بعد تازه باید برگردید این حرفهایی که من گفتم امروز خوندم مجدا بشنوید ببینید که خوب حالا بعد از یه مدت که غذا خوردید ان شاالله رو تو قرآن خوردید جوشن کبیر خوردید ببینید این تعریفها یی که امام صادق (ع) میکنه این جوری هست یا نه !اصلا میخواد بگه اون موقع که آدم میخوره وبه معرفت میرسه فهم میکنه که این معرفت ا... بزرگ ترین چیزی هست که خدا به انسان میده چون هدف خلقت معرفت دیگه ما خلقه جن والانس الا الیعبدون سید الشهدا فرمود الیعرفون) شناخت پیدا بکن به شهود برسن به معرفت برسن هدف خلقت این این مهمترین چیزی هست که میارزه ما براش زندگی کنیم تنفس بکنیم کارها ی دیگه دنیایی هم که انجام میدیم اونها هم مقدم این کارهاست مقدمه این فهم اگر ارزشی دارن برای این هست که ما برسیم به این شناخت ها برسیم بنابراین من دارم این حرفها رو میزنم نمیدونم حرفها وهر چقدر تاثیر داره و هر کس با کودک عزیز روانش میشنود مخاطب اونها هستن اون گوشها به درد ما میخورن باگوش حیوانی شنیدن با گوش جمادی ونباتی شنیدن هیچ فایده ای نداره خوب اگر کسی به این معرفت برسه چه حسی بهت دست میده و میگه چنان از این معرفت لذت میبردن که مثل کسایی هست که دائما در باغهای بهشت با اولیا خدا هستن نه در باغهای بهشت هستن بلکه هم در باغهای بهشت هستن هم با اولیاء خدا هستن اگر کسی به معرفت برسه حس اش ؟؟دنیایی همچنین حس قشنگی هست خوباین چه دنیایی لذت بخشی میشه این جا میفهمیم که چرا میگن بعضیها تودنیا لذت ای میبرن که بهشتیهادر بهشت نمیبرن برای ما خدا دنیا رو جهنم نیافریده خدا دنیا رو برای ما قشنگ آفریده اگر کسیبتونه لذت ببره ازش چون تو این جا فرصت داری بی دغدغه بشناسش وباهاش رفت وآمد بر قرار کنی دوست بشی باهاش هیچ وقت نمیدونم از این کلمه چی میفهمیم واقعا من الان نمیدونم کلمه (ولی ا...) دوست خدا یه موقعی هم به زبون میاریم مثلا سه شنبه میگیم اللهُّم اجعلنی من جندک من حزبک من اولیاءک)
مردن یعنی اینکه انسان اضطراب هجمادی ونباتی وحیوانی از دست بده حتی نسبت به کمالات عقلی یعنی خیالی ووهمی وعقلی هم بتونه کنار بگذاره اگر نسبت به اینها هماضطراب نداشت دل آزاد میشه واین مرگها برای انسان حیات مییاره ما الان خیلیها رو داریم که میدونن اگر بچه شون مثلا در دانشگاه یا خارج از کشور برای درس خوندن چیزی از اخلاق ودین براش باقی نمیمونه یا و خودش هم میدونه که اگر من برم به محیط کاری که خیلی پول داره درآمد زیادی داره یا برم خارج از کشور مثلا این از نظر مردم ممکنه خوب باشه ولی من نمیدونم ویقیین دارم که رفتن من همان وآلوده شدن من همان اما چون مبهم وامید داره یعنی گرفتار یه امروهمی هست یا نه اصلا عاشق علم هست میخواد بره دنبال علم کسب علم بکنه اما میهنه این کسب علم کردن به قیمت از دست دادن دین اش میخواد به ؟؟ دکتر مهندس میخواد بره بشه پرفسور میخواد بشهدانشمند درجه یک اما رفتن بهاین محیط یعنی اینکه باید خیلی از ارزشهای انسانی خداحافظی بکنه وفاصله بگیره از اینها باز این شهوت علمی است برداره از این ور هم میدهند این تاثیر گذاری در محیط و اجتماع هست باید بین اینها یکی رو انتخاب بکنه بااخره بعد میگه نه فرض بفرمایید که برو دانشگاه یا نه میرم دانشگاه یا میرم خارج از کشور ووقتی میره چون به امید به کمال عقلی ودیگه نهایتا خیلی آدم خوبی باشه کمال عقل رو میخواد (مثلا علم میخواد بگذریم از فسادها و شهوتها ی مختلفی که سرراه انسانها قرار داره بنابراین آزاد نیست این روح در بند گرفتار ودر بند اینکه رسول خدا میفرماید که من از پدران آخر الزمان بیزارهستم گفتن یا رسول ا... پدران آخر الزمان مسلمان یا غیر مسلمان فرمود پدران مسلمان عرض کردن برای چه فرمود برای اینکه وقتی این بچهها شون میخوان برن سراغ آخرت وعلوم آخرت مخالفت میکنن اما وقتی بچهها شون میخوان برن سراغ دنیا وعلوم دنیاییو سراغ پول و کسب وکار بچهها شون تشویق میکنن وقتی میخوان دین شون را یاد بگیرن پدرها مخالفت میکنن و وقتی میخوان دنیا کسب کنن علوم دنیایی یاد بگیرن بچههاشون را تشویق میکنن خود رسول خدا فرمود ان شا ا... تبارک وتعالی یبغض کل عالم به دنیا و جاهل به الاخرت خداوند تبارک وتعالی بدش میاد از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست ما خیلی وقتها دوست داریم عالم به دنیا باشیم اما این علم دنیا روبه کدوم بها وقیمت تهیه کنیم به قیمت به جهل به خودمون وآخرت وابدیت یعنی وقت جذب علم به دنیا میشیم دچاریه خود فراموشی بزرگ میشیم
معرفت ا... اگرحاضریم حاصل بشه این کار و آدم میکنه خوب حالا چند نفر واقعا دوست دارن که به این برسن یعنی واقعا میخوان این جوری بشن یعنی تصمیم میگیرن که ما میخوایم تو اساس زندگی مون به جایی بگذاریم که هیچ وقت حسرت زندگی کسی رو نخوریم حسرت داشتههای کسی رو نخوریم هیچ وقت خارج از وجود خودمون کمالاتی رو سراغ نداشته باشیم چند نفر میتونن ومی خوان این جوری بشن مامی خوایم به هیچ وجه داراییهای دیگران ونداشتههای جسمی ما برامون غصه نیاره ریزمون نکنه کوچیک مون نکنه به مون کنه باداشتن ها دیگران و نداشتنهای خودمون اصلا تحقیر پیدا نکنیم بگیم تحقیر شدیم ما میخواهیم یه جوری باشیم که هیچ کس نتونه با داشتههاش مارو ول بکنه یه جوری باشیم که آرزوی نکنیم جای کسی باشیم چه برسه خودمون رو تو جهنم حسادت به دیگران بیاندازیم که این دیگه خیلی خسران عظیمی هست که انسان نسبت به داشتههای دیگران حسادت بورزد خیلی پستی میخوادکه انسان به اینجا برسه که حسودیش بشه چند نفر از ما واقعا این رو میخوایم که این جوری بشیم الان به هر کس بگی میگه بله خیلی چیز خوبی هست خیلی خوبه اگر دین اینجوری بشه چی میشه خوب دیگه چی میشه خوب دیگه ما این جور بشیماما دوست داشتن کافی نیست ان احتیاج به عزم و طلب بزرگان ما فرمودن که اولین مرحله طلب بعد از روزی مرحله طلب باید طلب اش در انسان ایجاد بشه بگه من واقعا میخوام این بشم خوب این آیینهها را دارم معرفی میکنم بهتون تا میزان بهره مندی از عمرتون را بفهمید این آیینه حال این نیست که حسرت گذشته را رو بخورید حال این هستش که تصمیم خوب ان شاالله بگیرید وتو همین سرعتهایی که داریم میکنیم ان شاالله ببینیم که روز به روز هفته هفته داریم در مباحث معرفت خداوند آیا از این لذتها هم سراغ میاد از این بی خیالیهای نسبت به داشتن دیگران از این آزاد شدن دل از این بزرگ شدن دل از این شادمانیها سراغ ما هم مییاد یا نه حالا کاری به گذشته نداریم شیطان خیلی گذشتهها را به رخ مون میکشه میبینیم از این به بعد چه کار میخوایم بکنیم آیا چند ماهه بعد مباحث معرفت الله که باسماء وصفات حق تعالی آشنا شدیم یعنی معشوق اصلی مون حقیقت خودمون آیا ما به این شادی وآرامش میرسیم یا نه از امروز شروع کنیم علامت گذاری کنیم
نصب کن بر طاق جان مجتبی
ولی آیا لذت میبریم از اینکه من انحصاب سر بازخدا بودن به یه کمال بزرگ برسیم یا اینکه من سرباز خدا هستم و خدا بگه تو سرباز منی تو در حزب منی خیلی حرف ِها کدامشان اسمش در حزب خدا نوشته بشی بگه من در مجموعه ولایتی ا.. هستم وبعد بگه که من دوست خدا هستمیعنی خدا رو به عنوان دوست قبول کنه اینها هست که میارزد انسان براش زندگی بکنه اگر غیر از این باشه ما هی داریم زندگی میکنیم ما هی داریم زندگی میکنیم به جهنم نزدیک تر میشیم فایده نداره که میفرماید لذت یه آدمی که به معرفت ا... میرسه لذت اش مثل کسی است با دوستان خدا هست معرفت ا... اگر حاصل بشه این کار رو با آدم میکنه خوب حالا چند نفر واقعا دوست دارن که به این برسن یعنی واقعا میخوان این جوری بشن یعنی تصمیم میگیرن که ما میخوایم تو اساس زندگی مون جایی بگذاریم که هیچ وقتحسرت زندگی کسی را نخوریم حسرت داشتههای کسی را نخوریم هیچ وقت خارج از وجود خودمون کمالاتی را سراغ نداشته باشیم چند نفر میتونن ومی خوان این جوری باشن ما میخوایم به هیچ وجهداراییهای دیگران و نداشتههای طبیعی ما غصه برامون نیاره زیرمون نکنه کوچیک مون نکنه له مون نکنه با داشتنهای دیگدان ونداشتنهای خودمون اصلا تحقیر پیدا نکنیم بگیم تحقیر شدیم ما میخوایم یه جوری باشیم که هیچ کس نتونه با داشتههاش ما را له کنه ما میخوایم یه جوری باشیم که آرزو نکنیم جای کسی باشیم چه برسه خودمون تو جهنم حسادت به دیگران بیاندازیم که ایندیگه خیلی خسران عظیمی است که انسان نسبت به داشتههای دیگران حسادت بورزد خیلی پستی میخوادکه انسان به این جا برسه که حسودیش بشه چند نفر از ما واقعا این رو میخوایم که این جور بشیم الان به هر کس بگی میگه بله خیلی چیز خوبی هست اگر این جوری بشه چی میشه خوب دیگه ما این جوری بشیم امادوست داشتن کافی نیست این احتیاج به عزم وطلب اراده داردبزرگان ما فرمودند که اولین مرحله طلب بعد از بیداری اولین مرحله طلب اش در انسان ایجاد بشه بگه واقعا میخوام این بشم.خوب این اینهها را دارم معرفی میکنم بهتون تا میزان بهره مندی از عمرتون را بفهمید این آیینه حال این نیستکه حسرت ستش گذشته را بخورید حال این که تصمیم خوب ان شاا... بگیرید وتو همین سیر بحثهایی که داریم میکنیم ان شاا... که ببینیم که روز به روز هفته به هفته داریم در مباحث معرفت خداوند آیا از این لذتها هم سراغ ما مییاد از این بی خیالیهای نسبت به داشتن دیگران از این آستانه آزاد شدن دل از این بزرگ شدن از این شادمانی سراغ ما مییاد یانه حالا کاری به گذ شته نداریم شیطان خیلی گذشتهها رو به نرخ مون نکشه ببینیم از این به بعد چه کار میخوایمبکنیم آیا چند ماه بعد مباحث معرفت الله که باسماء وصفات حق تعالی آشنا شدیم یعنی معشوق اصلی مون حقیقت خودمون آیا ما به این شادی وآرامش میرسیم یا نه از امروز شروع کنید علامت گذاری بکنیم توتقویم تون بنویسدیه شروع جدید ثبت بکنید این رو ببینیم که ما به کجا میخوایم برسیمئ مثلا فرض بفرمایید که پایان تابستان آیا ما به یه سکون وآرامش خوب به یه آرامش خوب به یه شادی ونشاط پایدار به یه لذت بردن ار دنیامون میرسیم یا نه چون میدونید سی بتونه از خدا لذت ببره از دنیا فوق العاده لذت ببره یعنی دنیا همه چی اش براش لذت بخش همه چی اش ان معرف ا... عز وجل انس من کل وخشت اگر معرفت خدا بیاد تو همیشه تو حالت انسی قرار داری یعنی مونس است پیشت
هیچ وقت وحشت زده نیستی در هیچ تنهایی وحشت زده نیستی نه خونه وقتیقراره تنها باشی نه تو بیمارستان نه توی زندان نه تو شهوت هیچ جای دیگه شرط لذت بردن ات وآروم بودنت با دیگران بودنت نیست من خیلی سطحی دارم معنا میکنم که تو عمق نمیتونم برم متا سفانه که یعنی چی (انس من کل وحشت )
پس شناخت خداوند تبارک وتعالی مونس هر تنهایی است و صاحب کل وحده صاحب یعنی همراه ومونس ماست در هر تنهایی اون جا فرمود شناخت خداوند تبارک وتعالی انس من کل وحشت وصاحب کل وحده همراه ما صاحب یعنی همسر همراه ما صاحب یعنی همراه درتنهایی ونور من کل ظلمت ونور و روشنایی است در هر تاریکی یعنی هر وقت انسان یه تاریکی مییاد سراغ اش تاریک میشه به هر نسبت وهر چی این معرفت ا... است که مییاد روشن میکنه همه جا رو هر وقت گیجی ومنگی مییاد سراغ انسان هر وقت دل زدگی و پژ مردگی میاد سراغ انسان معرفت ا... هستش که روشن میکنه نور دیگه نور کارش روشنایی است (و قوه من کل ضعف ) خیلی جاها میگیم نمیتونیم تو فشار هستیم اعصاب مون خورد میشه میگه وقتی معرفت ا... بیاد نمیتونم نیست حالا کهما کجا هستیم ما تواوج ضعف وناتوانی هستیم ولی میگه معرفت ا... قوت هست برای انسان (و قوه من کل خلف)از هر ضعفی قوت هست (وشفا ء منکل سقم) شفای هر بیماری هست نه بیماری بدنی بلکه بیماری روحی یعنی انسان بیشترین چیزی که ازش رنج میبره مشکلات روحی اشافکارش اوهام وضالات وبیماریهای روحی اش هست انسان با معرفت ا... همه این بیماریها رو شفا میده یعنی چی یعنی فکرش روح اش دچار حسرت دچار احساس حقارت و چاره عقده کوچکی و خود کوچک بینی دچار سوء ظن وحسادت و دچار بد اخلاقی وحرص وجوش افکار پریشان نمیشه چون شفا پیدا میکنه چون درون انسان رو معرفت خدا و نور معرفت خدا میپوشونه ومی گیره جا نمیگذاره برای بیماری وضعف یادتون باشه که همان طور که ضعف بدن باعث بیماری میشه در حمله روح هم همین طور هست ضعف روح هست که باعث میشه انسان کم بیاره در زندگی و خراب کاری بکنه میگه میدونم به اخلاقم نمیدونم چه جوری جلو شو بگیرم میدونم حسودم و نمیتونم حسادت نکنم میدونم این حالتم حالت جهنمی هست ولی حریف اش نمیشم ووو. چیزهای دیگه این حال این هستش که مهم وبهره ای که از حق خوردی سهم و بهره کمی هست اگر معرفت بیاد جاش بنشینه دیگه اون مریضیها نیست خود به خود اون مریضیها میره قدرت که امد ضعف میره خوب این اثر معرفت ا... هست که ان شاا... هست که ان شا ا... باز جلسه بعد در موردش بیشتر توضیح خواهیم داد .
سوال یک : چگونه میتوانیم کودک عزیزمان را رشد دهیم ؟
غذا بخورید خوراکهای مخصوص انسانی بخورید یواش یواش تا ان شا ا... بزرگ بشوید
سوالکردن با حسادت دیگران چه کنیم نسبت به خودمون ؟ هیچ نیاز نیست کاری بکنی دعا شون بکنید ان شاا... حسادت دیگران برطرف بشه بعضی وقتها خود انسانها کاری میکنه که دیگران به انسان حسادت میکنن که نباید این کار را بکنه گاهی وقتا از روی عقده ای که داره به یه خود نمایی دست میزنه که میخواد حسادت دیگران رو تحریک بکنه و این کار رو میکنه و خودش آسیب میبینه این وسط برای همین گفتن سعی کنید دیگران رو نسبت به خودتون حسود بار نیارید و داشتن به رابطه خوب معنوی وعاطفی یه روحیه معرفت گذاری یه روحیه تواضع کمک کنه که کسی به شما حسادت نکنه هیچ وقت انسان نباید از کسب معرفت ا... نا امید بشه همیشه خداوند به هر کسی ممکنه این رو بده انسان وقتی در مراحل اولیه هست یه تصویرهایی از خدا تو ذهن اش مییاد وقتی که یواش شناخت اش کامل میشه دیگه اون تصویرها از بین میره ولی تا وقتی که تو طفولیت هست این جوری هست در مورد نعمتها ی معنوی هم ما خوشحال میشیم هیچ وقت حسادت نمیکنیم عیبی نداره که انسان به نعمتهای معنوی دیگران غبطه بخورند نه حسادت یعنی این که ما میخوایم او نداشته باشه اونی که او داره مال ما باشه اما نه غبطه یعنی مثل اونچه که اون داره ما هم داشته باشیم عیبی نداره نه آرزو کردن چیزهایی که خداوند برای بندگان اش حلال کرده اشکالی نداره وخواستن آنها از درگاه خداوند وآرزو مند اونها بودن هم اشکالی نداره بحث مون این هست که حضرت میفرماید: به اون چه که دیگران و دشمنان خدا بهر ه مند شدن انسان نباید چشم بدوزه در معنویت اگر انسان بگه ای کاش جای کسی باشم این اشکالی نداره ولی خوب نیست اینجا آدم متوقف بشه انسان باید رشد بکنه برای اینکه ما بدونیم به این جایی که امام صادق (ع) فرموده: رسیدیم یا نه؟ به علاقه هاییی که حضرت گفته توجه باید بکنیم همیشه این احساس را داریم یا نداریم اگر ضعیف باشد که خدا تقویت اش کنیم اگر نیست از خدا بخواهیم که بهمون بده عیبی نداره ما در دعا میخوایم این بحثی که کردم در مورد مسائل دنیایی کمالات وجمادی نباتی حیوانی نه در مورد مسائل معنوی که انسان دوست داره مثل بقیه باشه کسایی که خوب هستن و معنوی هستن انجام کارهای عبادی این زمینهها رو برای رسیدن به این معاد فراهم میکنه و اگر هم نرسونه زمینه اش رو فرا هم میکنه نه اینکه ما خانه نداشته باشیم
و دوست داشته باشیم این عیبی نداره ولی دوست داشتنها نسبت به نعمتها حادی هر چی که میخواد باشه نباید مارا از سرعت مون به سمت هدف خلقت مون به سمت خلقت مون کم بکنه یا از حرکت مون خدایی نکرده باز بذاره متوقف نکنه انسان در ضمن و هدف خلقت اش باید به سر و سامان دادن اوضاع حادی اش بپردازه.
(( والحمداللّه))