جلسه 021 - عوامل و موانع ورود به جهنم
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - عوامل و موانع ورود به جهنم

عوامل و موانع ورود به جهنم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. بحث ما درباره موجبات دخول انسان به جهنم است و گفتیم فعلاً می‌خواهیم موجبات اعتقادی را بخوانیم. انسان‌ها یا با عقایدشان به بهشت و جهنم می‌روند یا با اخلاقشان یا با اعمالشان؛ این سه مرحله چیزی است که هر کس باید برای خودش بهشتی اش را انشاالله بسازد، اعتقادات درست، باورهای درست، جهان بینی درست، این بخش عقاید، اخلاقش را باید بهشتی بکند، و اجازه نفوذ خلقیات جهنمی را به خودش ندهد و اگر در خودش اخلاق جهنمی دید، بترسد واقعا و دائما بررسی کند خودش را که مبادا من یکی از علائم جهنمی بودن در خلقیاتم باشد و همچنین اعمال خودش را بررسی کند که مبادا در عملش چیزی باشد که او را جهنمی بکند، تا الان چند عامل از عوامل عقیدتی را درباره جهنم رفتن با هم بررسی کردیم. امروز به موضوع بسیار بسیار مهم، نفاق می پردازیم. در مطالعه زندگی موش‌ها می بینید که وقتی که دنبال یک موش می‌گذارد دشمنش، خودش را در یک سوراخ پنهان می‌کند. گاهی وقت ها دشمن‌های آنها مار هستند. یکی از مشتری‌های پر و پا قرص موش ها در فضاهای وحشی مارها هستند که آنها هم در آن سوراخ می‌روند دنبال این‌ها، ولی بعد متوجه می‌شوند که آنها از یک سوراخ دیگری خارج می‌شوند. نفاق این گونه است؛ یعنی ثابت نبودن، چند وجهی بودن، چند قطبی بودن چند چهره داشتند، به این نفاق می‌گویند. عده‌ای که تظاهر به ایمان می‌کنند ، تظاهر می‌کنند به یک سلسله باورها اما آنها را واقعاً در وجودشان ندارند. گاهی وقت‌ها این در مورد عقاید است، گاهی وقت‌ها در مورد اخلاق هست، گاهی وقت‌ها در مورد اعمال هست، که ما نفاق‌های عقیدتی داریم، نفاق‌های اخلاقی داریم و نفاق‌های عملی. در نفاق‌های اعتقادی شخص می نماید که به اسلام یا یکی از اصول اسلام یا همه آن، اعتقاد دارد؛ اما در عمل این گونه نیست، آن را باور ندارد. گاهی وقتها هیچ اعتقادی به خدا ندارد و می‌نماید که خدا را قبول دارد ایمان دارد به خدا ولی در عمل و باطن اینگونه نیست. گاهی وقتها خدا را قبول دارد نسبت به اعتقاد به پیامبر یا نبوت این مسئله را دارد. می‌گوید من مسلمان هستم؛ اما وقتی با او صحبت می‌کنی می‌گوید من خدا را قبول دارم،دیگر پیغمبر و امامان و این‌ها را من کاری ندارم اصلا، واقعا باور ندارد. اگر هم کسی این گونه باشد، یعنی خدا را قبول ندارد این را در جایگاه خودش بارها اثبات کرده‌ایم. گاهی وقتا می‌گویند ما قربان پیغمبر برویم پیغمبر را قبول داریم اما اهل بیتی که صدها آیه در قرآن در مورد آنها آمده، آنها را ما کاری نداریم. با ائمه کاری ندارند، گاهی وقت‌ها این حرف‌ها را می‌زنند اما می‌گویند کو آخرت چه کسی رفته چه کسی آمده! اصلاً یعنی چه آخرت چیست بهشت چیست؛ جهنم چیست. اینگونه هستند گاهی وقت‌ها، ما خدا را دوست داریم اما صدها ایراد به خدا می‌گیرند. و خدا برایشان زیر سوال است عدالت خدا را قبول ندارند، سبحان بودن خدا را قبول ندارند ۲۰ سال ۳۰ سال نماز می‌خوانند و می‌گویند سبحان الله سبحان الله سبحان الله و اعلام می کنند که خدا منزه است از عیب و بدی و نقص،اما رابطه‌شان با خدا بسیار خراب است و هزاران انتقاد نسبت به خداوند دارند. خدا نکند یکی از آنها بمیرد، خدا نکند یک طلاقی در زندگی آنها اتفاق بیفتد خدا نکند بچه‌اش مریض بشود، خدا نکند کسی از آنها بمیرد، خدا نکند مشکلات مالی پیدا کند ور شکسته بشود. می‌بینی که زبان انتقاد و شروع می‌کند به خدا باز می‌کند و به شدت عدالت خدا را زیر سوال می‌برد و این تردیدها و نفاق خودش را در خیلی جاها حالا که دیگر در شبکه‌های مجازی هم فعال شده‌اند، می‌بینی برای هزاران نفر این مریضی خودش را منتقل می‌کند و سرایت می‌دهد. بعضی‌ها عملی هستند؛ یعنی در یک جایی نماز می‌خواند برای خودنمایی برای خوشایند بعضی‌ها یا برای بعضی از اهداف، دیگر جاهای دیگر خبری از نماز نیست. حجاب را بعضی از جاها رعایت می‌کند، بعضی از جاها اصلاً. ما یک موقعی خانمی آمده بود که با موسسه همکاری بکند و این همکاری او به صورت مشارکت بود؛ یعنی می‌خواست خدماتی انجام بدهد و خدماتی بگیرد یک سرمایه‌گذاری بکند یک سودی ببرد، خیلی ادعا کرد که من خیلی عاشق امام زمان هستم، عاشق اسلام هستم، چنین هستم و چنان هستم. می‌خواهم یک کارهایی را انجام بدهم، ولی این وقتی که ما تحقیق کردیم در مورد ایشان حتی ایشان به خودشان زحمت نداده بود که عکس بی‌حجاب خودشان را از پروفایل بردارد. معلوم بود حجابی که دارد رعایت می‌کند فقط به خاطر این فضا است و جلب نظر مسئولین بود. برای اینکه بتواند به سودی برسد. والا اصلاً اعتقادی به حجاب ندارد. یا نماز یا چیزهایی از این قبیل. این نفاق ها نفاق های عملی است. این توضیح را داده‌ام در مورد طبقه بندی نفاق و شاخه‌های آن، چند آیه را با هم اول مرور بکنیم، که درباره این قشر هست.

منافقین در بین دشمنان خارجی چون انسان دو شیطان داخلی دارد و سه شیطان خارجی دارد. پنج تا دشمن دارد انسان. ۵ مانع دارد که در واقع درگیری با هر کدام از این ۵ تا انسان را به درجاتی از قرب الهی می رساند. در واقع وقتی می‌گوییم مثلاً ۵ تا دشمن دارد یعنی پنج خان را باید رد بکند تا قرب الهی تا آن مقام انسانی، اگر این دشمن‌ها نباشند، انسان رشدی نخواهد کرد. وقت شما به کسی می‌گویید که دکتر و فوق تخصص یعنی چند مرحله را این گذرانده است؟ که الان به آن می‌گوییم فوق تخصص؛سیکل را گذرانده دیپلم را گذرانده کارشناسی را گذرانده ارشد را گذرانده دکترا را گذرانده حالا چه چیز را گذرانده تخصص را فوق را گذرانده، فوق دکترا، آمده رسیده به pht به قول امروزی‌ها رسیده،ارزش کارش از کجا معلوم شده می‌گوییم فوق تخصص است. شما مثلاً وقتی این‌ها را می‌بینید می‌گویید آقای دکتر خانم دکتر فلان فوق تخصص مثلا گوارش، این قیمتی‌تر است یا متخصص! فوق تخصص یا متخصص؟ فوق تخصص. متخصص بالاتر از یا پزشک عمومی؟ متخصص چرا؟ چون یک موانعی را گذراندن تا رسیدن به آنجا، موانع علمی را گذراندند و رسیدند به آنجا، بنابراین مانع شیطان به عنوان مانع درونی، نفس انسان این هم مانع درونی است. شیطان خارجی است ولی عملکردش درونی است، و دشمنانی که خارج از درون انسان کار می‌کنند، سه گروه هستند: کفار مشرکین و منافقین، در اینها در دشمنان خارجی منافقین از همه بدتر هستند، یعنی از مشرکین و کفار بدتر هستند، در دشمن درونی اول نفس انسان از همه بدتر است بعد شیطان. خطرناک‌تر خود انسان است. «اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک» از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. بدترین دشمنان تو دشمن‌ترین دشمنان تو نفس خود تو است که همیشه همراه خود تو است و انسان اگر به جای درگیری با آن چهار تا با خودش خوب درگیر شود آن چهارتا را راحت می‌تواند از بین ببرد. تمام شکست‌های انسان در مقابل مشرکین، منافقین، کفار و شیطان مربوط به این است که انسان در نفس خودش شکست می‌خورد. در درگیری با خودش ،در درگیری با کسی که بیش از هر کس دیگری دوستش دارد، شکست می خورد. نکته ظریفی است در دشمن شناسی. حالا می‌خواهیم راجع به منافقین آیه بخوانیم. در قرآن آیات زیادی را به این گروه اختصاص داده‌اند، از این جهت برای ما الان لازم است که شما بدانید ما در دورانی که مرحله گذر از حاکمیت طاغوت ها را در جهان به سمت حاکمیت معصومین داریم طی می کنیم و انقلاب اسلامی مسئول تغییر مسیر تاریخ شده و اهل بیت و خداوند اراده کرده اند که انقلاب اسلامی مسیر حاکمیت معصومین را هموار بکند ما با پدیده‌ای روبرو هستیم از اول انقلاب تا الان به نام نفاق. بیشترین معضلات مشکلات گرفتاری‌هایی که ما داریم مربوط به این دسته از کشور است، از روز اول تا الان. گرفتاری‌هایی که مردم پیدا می‌کنند مشکلاتی که مردم پیدا می‌کنند، حتی مشکلاتی که از دشمنان خارجی یعنی کفار و مشرکین پیدا می‌کنند زمینه‌اش را منافقین ایجاد میکنند. یعنی اگر دشمنان خارجی ما می‌توانند به ما ضربه‌ای بزنند لطمه‌ای بزنند به خاطر وجود دسته‌ای از مرجع نماهای منافق است که در لباس مرجعیت دارند ضربه می‌زند به مردم ایران و مرجع‌های انگلیسی و آمریکایی، روحانیون انگلیسی و آمریکایی، مجتهدین انگلیسی و آمریکایی. مسئولین انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی. مسئولین منافق که کم هم نیستند، دولت منافق، مجلس منافق، قوه قضاییه منافق نفوذی که منافقین در این بخش‌ها کردند، باعث می‌شود که یا در سایر بخش‌ها، باعث می‌شود که زمینه برای فعالیت دشمن فراهم بشود و مردم مستضعف، مردم فداکار و خوب و شریف کشور آسیب‌های جدی در ابعاد فردی اقتصادی اجتماعی سیاسی و خانوادگی ببینند. لذا درست است که می‌گوییم آمریکا شیطان بزرگ است، اما زمینه شیطنت این دشمن بزرگ را منافقین همیشه فراهم می‌کنند که در لباس دوست هستند و سوابق انقلابی یا سوابق نظامی دارند اما پشیمان‌هایی هستند که به هیچ وجه بر عقیده خالص و ناب مردم و اول انقلاب و رهبران انقلاب نیستند. ظاهرا می‌گوید ما به جمهوری اسلامی و ارکان او و قانون اساسی اعتقاد داریم اما باطناً هیچ اعتقادی به آنها ندارند،و خودشان را بدهکار دشمنان امام زمان اهل بیت دشمنان خدا می‌دانند، به آنها خدمت می‌کنند،و متاسفانه در کشور ما اینگونه افراد کم نیستند و چهره این گونه افراد در درگیری‌ها، در جنگ در فتنه‌ها کاملاً شناخته می‌شود. شما دید دید چقدر از کسانی که خودشان را خودی و وفادار به کشور و انقلاب می‌دانستند، در همه فتنه‌های مختلف که تقریباً هر ۱۰ سال یکبار در کشور ما اوج می‌گیرد نشان دادند. فتنه‌ها برای انقلابی که قرار است خودش را به امام زمان برساند، موانع ظهور حضرت را برطرف بکند، این فتنه ها بسیار بسیار مبارک و لازم است که همانطور که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، فرمودند: «لا تکره الفتنه فی الاخر الزمان فانها تبیرالمنافق» بدتان نیاید از فتنه‌ها در آخرالزمان ،چون منافقین شما را نابود می‌کند. یعنی مجبورند خودشان را نشان بدهند. مجبورند آن چهره خبیث با وابسته به دشمنان مردم را که در باطنشان هست نشان بدهند. اینجور افراد را شما می‌توانید در چهره های بین دولتمردان نمایندگان مجلس مصوباتشان و کسانی که در قوه قضاییه هستند با رفتارها و عملکردهایشان یا در سایر ارگان‌ها و موسسات نظام هستند می‌توانید این‌ها را شناسایی بکنید و چهره این‌ها در هر فتنه بهتر شناخته می‌شود. برای همین هم امام صادق علیه السلام فرمودند که «تمنون الفتنه» فتنه را دوست داشته باشید آرزوی فتنه بکنید، چرا؟ «فانها طهارة الارض من الفسق».این باعث می‌شود زمین شما پاک بشود و هر ناکسی و هر فرد ناصالحی نتواند به دولت امام زمان برسد. به حکومت امام زمان برسد و مدعی بشود که من از یاران امام زمان هستم، من کار چنین کردم و چنان کردم. به هر حال همانطور که امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا قسم شما ظهور را نخواهید دید مگر اینکه غربال بشوید و غربال بشوید و غربال بشوید. یعنی دائم فتنه‌ها و حوادث و مشکلات افراد منافق را که پای کار اهل بیت، پای کار خدا نیستند و فقط ادعای مومن بودن را دارند، انگیزه اصلی برای ظهور امام زمان را ندارند، اساساً نمی‌خواهند در لشکر حضرت حضور داشته باشند. علاقه‌ای به جنگیدن با دشمنان امام زمان ندارند، شناسایی می شوند اینها. بنابراین حوادث خیلی چیز خوبی است بالا پایین شدن ها. دلار ارز سکه نمی‌دانم، فتنه‌های دیگر، بحث‌های دیگر؛نشان می‌دهد که افراد چقدر خالص هستند و خودشان را به لشکر امام زمان به طور جدی برساند با وجود مشکلات زیاد وفادار هستند به امام زمان و انقلابی که اگر نباشد، امام زمان هرگز ظهور نخواهد، انقلابی که شرط ظهور امام زمان است. باید دید که افراد چقدر واقعاً اگر عاشق امام زمان باشند هر کس عاشق امام زمان باشد، قطعاً انقلابی که موجب برطرف شدن موانع ظهور حضرت است را دوست دارند، نمی‌شود کسی عاشق امام زمان باشد و ضد انقلاب باشد. یا با ارکان انقلاب یا اصلاً انقلابی نباشد، دروغ است. کسی که انقلابی نیست منافق است. صد در صد منافق است، چطور می‌توانم بگویم من عاشق امام زمان هستم می‌خواهم امام زمان ظهور کند، مردم نجات پیدا کنند مردم کره زمین، بعد عامل اصلی ظهور حضرت را دوست نداشته باشد. انقلابی که بالاترین نقش را در تاریخ برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان را دارند، دوست نداشته باشد. این معلوم است منافق است. از آنها فاصله بگیرد،و سبک زندگیش را به گونه‌ای بکند انجام بدهد که به بقیه بفهماند من از این‌ها نیستم، من حزب الهی نیستم، کسی که می‌گوید من حزب اللهی نیستم قطعاً منافق است. کسی که عارش می‌آید شبیه حزب الهی ها باشد این معلوم است نفاق دارد. این امر مسلم است.

حزب الهی یعنی چه؟ یعنی آدم انقلابی که به عشق امام زمان همه دوندگی‌ها و تلاش‌ها را انجام می‌دهد تا حضرت ظهور کند، تا حضرت از آوارگی و غربت و تنهایی و اضطرار نجات پیدا بکند، تو چطور می‌گویی من خوشم نمی‌آید شبیه این بشوم؟ تو چطور سبک زندگیت را شبیه سبک زندگی دشمنان قرار می دهی بعد می‌گویی عاشق امام زمان هستم عاشق اهل بیت هستم،و از خدا می‌خواهم با آنها محشور بشوم. زیارت عاشورا هم می‌خوانی می‌گویی «اللهم اجعلنی فی الدنیا والاخره» در دنیا با این‌ها نیستی. خودت داری می‌گویی وقتی کسی در دنیا با اهل بیت نباشد،پای کار اهل بیت نباشد آخرت هم نخواهد بود. نفاق اینجوری است.

آیات را بخوانیم اولین آیه سوره توبه آیه ۶۸ « وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ» در قواعد تولد از دنیا به آخرت گفتیم، ما شش نوع تولد از رحم مادر به دنیا داریم. ۶ تولدم از دنیا به آخرت داریم، دو تا از تولدهایی که از رحم مادر به دنیا بود تولد ناقص و معلول بود، ناقص چه کسانی بودند؟ آنها که دست نداشتند پا نداشتند،چشم نداشتن این ناقص است. معلول کدام‌ها بودند؟ آنها که ابزار چه آوردند اضافه آوردن یعنی ۸ تا دست دارند ولی پا ندارند،دو سر آورده دو صورت آورده، پنج تا سر آورده، آنهایی که ما خودمان دیدیم افراد این شکلی، نصف بدنش سالم است، نصف بدنش حیوان است، تا کمر آدم است. از کمر به پایین فقط یک دم است، زیاد هستند انواع و اقسام شاید ما صدها مدل تولد ناقص و معلول داریم، اینها تا زمانی که در دنیا هستند دیگر خوب شدنی نیستند همین است دیگر، زندگی شان همین است. از دنیا به آخرت هم ما تولد ناقصمان و معلولمان برای این سه دسته است مشرکین، منافقین و کفار. توضیح دادیم در شرک و کفر این‌ها را توضیح داده‌ایم، که دیگر الان دوباره وارد آن قضیه نشویم، که چرا کافر و مشرک تا آخر برای همیشه در جهنم می‌ماند و نجات پیدا نمیکند‌. برای اینکه اصلاً اعتقادی ندارد به آن نظام، اصلاً وقتی برای آماده شدن در آن نظام نمی گذارد اختصاص نمی دهد. آخرت در زندگی برایش مهم نیست اولویت نیست بحث آخرت، اصلا مهم نیست نحوه مردنش نحوه تولدش، نحوه محشور شدنش اصلا برایش اهمیت ندارد این آدم، آنچه که مهم است فقط دنیا است و دنیا است و دنیا است. در مورد کفار و مشرکین در چند جلسه قبل خوانده‌ایم این در مورد منافقین است. می فرماید: خداوند وعده کرده برای مردان و زنان منافق، هم مردان را گفته هم زنان منافق و کفار، این دو دسته چرا وعده کرده نار جهنم. مشرکان را هم که قبلاً گفتیم، وعده کرده آتش جهنم را، چه اتفاقی می‌افتاد؟ چه چیزی را وعده کرده، این آتش را در حالی که «خالدین فیها». یک دسته هم نار جهنم وعده داده شده به آنها مثلا آدم های بداخلاق، آدم های حسود، آدم های زود رنج و حساس، آدم های جست و جو گر تفحص کننده در احوالات آدم ها ،آدم های فضول، آدم‌هایی که شرعیت را رعایت نمی‌کنند نجاسات و طهارت‌ها را رعایت نمی‌کنند، نماز اول وقتشان را توجه ندارند، به واجبات دینی اهمیت نمی‌دهند،به این‌ها هم وعده جهنم داده شده اما این‌ها خالدین فیها نیستند. بالاخره از جهنم در می‌آیند، ولو به قول حضرت زهرا بعضی از محبین ما،۳۰۰ هزار سال امیرالمومنین هم دارد،۳۰۰ هزار سال در جهنم می‌مانند تا نجات پیدا بکنند. چون اعمال شان گرفتارشان کرده اخلاق زشتشان گرفتارشان کرده،اینکه برای این هاست. ولی منافقین را خدا می‌فرماید: وعده کرده آتش جهنم را، وعده کرده آتش جهنم را خالدین فیها هیچ وقت دیگر از آن آتش نجات پیدا نمی‌کنند. تولد آنها تولد ناقص و معلول است. بعد قرآن می‌فرماید هی حسبهم این خیلی مهم است. «هی حسبهم» یعنی آتش که شایسته است،همین جهنم برای آنها کافی است در واقع لیاقتش این است چون ماهیت نفاق ماهیت کفر یعنی جهنم و عدم امکان خروج از جهنم. کافران و منافق قبول ندارند هیچ کدام از آنها را،بنابراین در جهنم خواهند بود همیشه همان جا. بعد می‌فرماید «و لعنهم الله» خدا لعنتشان کرده این‌ها را. لعن یعنی دور باد. خدا این‌ها را دور کرده از رحمت خودش، آدم کافر و آدم منافق را،و خیلی هم کثیف است. کفر را جلسه قبل توضیح دادیم که چقدر زشت است این کفر، شرک چقدر وحشتناک است. انسان بدیهی‌ترین چیزها را به خاطر شهوات خودش یا تعصبات خودش انکار بکند، حق گرا نباشد. از حق متنفر باشد از حق بدش بیاید به خاطر گرایشات دنیایی خودش، به خاطر معشوق‌های زمینی اش از حق متنفر باشد. به خاطر تعصبات قومی و قبیله‌ای از حق متنفر باشد. می‌گوید آقا مهریه کم بگیرید رسول خدا تاکید کرده مهریه کم باشد. شرایط ازدواج را برای دختر و پسر ساده بگیرید که دخترها و پسرها راحت بتوانند ازدواج کنند، بعد می‌گوید: قربان رسول الله بروم بله،واقعا درست است بعد می‌گوییم مهریه دختر شما چقدر است، یا پسر را می‌بینیم مثلاً صدها سکه زدند برای این مهریه، می‌گوییم آقا این غلط است. این گناه است این معصیت است این رو در روی اهل بیت و دین خدا ایستادن است، می‌گوید ما رسممان اینجوری است، رسمش از دین و خدا و رضای خدا و رضای اهل بیت مهمتر است برایشان. ما اگر این کار را نکینم چه می‌شود بچه‌ام دختر خاله اش چند صد سکه دارد، اگر آنها اشتباه کردن شما هم می‌خواهید همین اشتباه را بکنید! بچه‌ها مهریه اش اینجوری است جهیزیه اش اینجوری بوده و همین می‌بینید چقدر مفاسد و معصیت‌های کبیره به خاطر سخت‌گیری‌های دختر و پسر و خانواده‌هایشان سر ازدواج دارد اتفاق می‌افتد. همین. مثال یک چیز ساده که دارم می‌گویم. نفاق دارد این شخص،می‌گوید من دین خدا را قبول دارم اسلام را قبول دارم وقت نوبت جهیزیه می‌شود،جهیزیه به هیچ وجه به خانواده دختر واجب نیست چه کسی گفته خانواده دختر باید جهیزیه بدهنداین از کجای دین از کجای عقل درآمده که اگر کسی خواست دختر شوهر بدهد وظیفه‌اش است وسایل منزل را هم بدهد، چه کسی گفته این را؟ این از کجا آمده؟ می‌گویم شما الان خانواده دختر را تحت فشار گذاشته‌اید حالا می‌گوید این یک رسمی است که جا افتاده باشد، حالا خانواده دخترم ۴ تا وسیله بگذارند،شما می‌خواهید بروید ازدواج بکنید آقا پسر خانواده پسر کمک کنید به خانواده دختر، نه که به ما ربطی ندارد. این یعنی چه! آن پیغمبر که پیغمبر است وقت می‌خواهد حضرت زهرا را شوهر بدهد، به امیرالمومنین می‌گوید پول بیاور، پول. چه چیزی داری علی، می‌گوید چیزی ندارم می‌گوید زره تو که در جنگ فرار نمی‌کنی از دشمن که قربان بابام امیرالمومنین بروم،که هرکس پشت به دشمن نکرد،زره ات را برو بفروش، می‌رود زرهش را می‌فروشد یک مبلغی پول می‌گیرد،پیامبر پول را از امیرالمومنین می‌گیرد می‌گوید برویم حال و خرید کنیم، برویم جهیزیه بخریم. با پول چه کسی؟ با مهریه بدهید دیگر بالاخره پل بدهید برویم خرید کنیم، حالا اینجا که یک جور مصیبت داریم. بعضی از کشورها دخترها اصلا اگر این نباشد کشته می‌شوند به خاطر این قضایا، یعنی چه آخر این، دو نفر می‌خواهند عشق داشته باشند کنار هم زندگی کنند. این همه شرایط سخت، برای شیرینی خوردن و نمی‌دانم برای نامزد یک سلسله مصاعب و هزینه های وحشتناک، برای عقد یک سلسله هزینه‌های وحشتناک، تازه بعدش هم نوبت عروسی است حالا بیا و درستش کن. آن هم با این حقوق‌هایی که الان وجود دارد با این گرانی هایی که الان وجود دارد. اینجوری است که یک دفعه الان آمار طلاق ما، انقدر در همین قضیه شما ببینید پنج شش ماه دیروز من داشتم آمار را نگاه می‌کردم چقدر وحشتناک آمار رفته بالا. این یعنی چه شما اعتقادی به رزق الهی نداریم به کمک الهی نداریم، مگر به مدد الهی ما اعتقاد نداریم. مگر همین که یک دختر و پسر عاشقانه کنار هم باشند،از فقر شروع کنند از نداری شروع کنند، با بدهی شروع کنند خدا برایشان نمی‌سازد، شما به پدر مادرهایتان خود آن پدر مادرهایی که الان دارید سخت می گیرید خودت وقتی شروع کرده چه قدر داشتی واقعاً الان داری سخت می‌گیری، دختر خانومی همین پریروز به من زنگ زده بود گریه می‌کرد می گفت من یک پسر مومن خوب متدین با اخلاق آمده به خواستگاری من می‌خواهم با او ازدواج کنم،ا و را می‌شناسم و خانواده می‌گویند چون خانه و ماشین ندارد نمی‌توانی با این ازدواج بکنی. با یک کسی ازدواج کن که خانه و ماشین داشته باشد. این نفاق است دیگر این عذاب می‌آورد این صدها سال جهنم می‌آورد. چون منافق است این شخص این دارد ادعا می کند من مسلمان هستم مومن هستم اما قوانینی که دارد در زندگی در نظر می‌گیرد برای شوهر کردن برای زن گرفتن برای شوهر دادن دختر برای زن دادن پسر منافقانه است. یک بار مهریه را کم بگیر. می گوید ما رسممان اینجوری است، کسی که رسم را می‌آورد جلو معلوم است کنار خدا کس دیگر هم برایش مهم است. خدا می‌داند که در کشور ما چقدر مفاسد و طلاق دارد اتفاق می‌افتد طلاق حتی به خاطر اینکه خانواده‌ها شرایط ازدواج جوان‌ها را خیلی سخت کردند. خیلی سخت کردند. حالا این یک نمونه بود یک مثال بود من زدم خدمتتان. می‌گوید خدا اینجور افراد را لعنتشان می‌کند. لعن یعنی دور باد. ببینید یعنی این‌ها را به رحمت خودش راه نمی‌دهد،باز نگاه کنید و لهم عذاب المقیم. آنجا گفته خالدین فیها می‌گوید خالدین فیها ولی اینجا یک عذاب مقیم دارند، ممکن است کسانی در جهنم باشد عذابشان کم و زیاد بشود یک استراحتی به آنها بدهند شاید،ولی این می‌گوید اصلاً اینجوری نیست. منافق عذابش کم نمی‌شود قطع نمی‌شود یک نفسی بکشد. چون قرآن خودش می‌گوید دیگه گاهی وقتها درخواست می‌کنند که یک روز به ما استراحت بدهید. یک روز ما را عذاب ندهید. اینجوری می‌گویند در قرآن هست. که حالا فرشته‌ها جواب آنها را می‌دهند.

آیه بعدی سوره فتح آیه ۶،« وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» می‌فرماید که خداوند عذاب می کند آنجا منافقین را با چه کسانی آورده بود با کفار،اینجا منافقین را با مشرکین ذکر می‌کند.عذاب می کند خداوند تبارک و تعالی چه کسانی را؟ مردان و زنان دو رو، و مردان و زنان مشرک را. مرد و زن هم ندارد که الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ، به خداوند بدبین هستند،به خداوند بدبین هستند می‌گویند آقا برو خواستگاری کن،برو برو شوهر کن پسر به این خوبی حالا با شرایط ساده ای که دارد‌ می‌گوید آینده چه می‌شود، اگر من با این ازدواج بکنم می‌گوید تو به خاطر امام زمان، دین خدا بچه به دنیا بیاور. برای یک زن، هیچ فضیلتی روی کره زمین بعد از شوهرداری بالاتر از بچه داری نیست، من بارها این را عرض کردم و باز هم عرض می‌کنم هیچ وقت امثال بنده و خیلی بزرگتر از بنده نمی‌توانند عبادت‌های امثال امام امت یا علامه طباطبایی را انجام بدهند، آن عبادات‌هایی که خودشان خود علامه وقتی بعضی از چیزها را توضیح می‌دهد انسان واقعاً شگفت زده می شود. همه اشیای اطراف با او ذکر می‌ گویند. با او عبادت می‌کنند وقتی الله اکبر را می‌گویند، وقتی دارد بسم الله الرحمن الرحیم می‌گوید، همه اشیا، فرشته‌ها و اطراف دارند با این نماز می‌خوانند، یک نفر نیست نمازش. آن وقت این می‌گوید من حاضرم عبادت‌های عمرم را همه را بدهم ثواب اذیت بچه داری یک خانم را به من بدهد. امام هم همین را می‌گوید، یک زن پزشک یک زن مهندس، یک زن که نمی‌دانم بیرون الان همه شهوت دارند بدوند یک جا مشغول کار بشوند، بعضی‌ها لازم است عیبی ندارد بعضی‌ها الان مثلاً مثل پرستارهای عزیزمان که تا مقام شهادت می روند، مثل معلمین عزیزمان که خانم هستند، یا رشته‌هایی که لازم است. نه رشته‌هایی که نه نسبتی با زن دارد، نه نسبتی با مادر بودن دارد نه نسبتی با همسر بودن دارد، رشته هایی هستند که اصلا، هیچ کدام رشته‌ها و شغل‌ها به درد زن نمی‌خورد اصلاً، زن‌ها اینجوری خودشان را آلوده کردند محیط خانه را رها کردند، شوهرداری با آن مقام با عظمت را رها کردند، بچه داری را با آن مقام با عظمت رها کردند، در بیرون با کار کردن هیچ وقت به این ثواب‌ها محال است یک هزارم و یک میلیون این ثواب‌ها را برسند این خانم‌ها. این‌ها را رها کردند، می گویی بچه داری می‌گوید نه بابا چه کسی می‌خواهد و چه کسی می خواهد بزرگ کند، چه کسی می‌خواهد خرجش را بدهد می‌گوییم با یک شرایط ساده ازدواج کنید می‌گویند سربازی نرفته‌ایم هنوز، درس داریم درسش هنوز تمام نشده درس چه ربطی به این دارد،آدم می‌تواند هم سرباز باشد من صدها مورد خودم این پیوندها را اینجوری دیده‌ام. به بعضی‌ها هم تجویز کرده‌ایم سرباز از چه اشکالی دارد، عقد بکنید زندگی را تا یک حدودی به یک جایی برسانید حتی عروسی بکنید سربازی برود. دانشجو است دانشجو باشد. می‌خواهد برود دانشگاه یک ساعتی درس بخواند دیگر. یک ساعت هم می‌رود کار می کند. تنبل بی‌حوصلگی،بی اعتقادی سستی اعتقاد باعث شده ما اینجوری به خدا بدبین باشیم به خدا بدبین است، می‌گوید خدا نمی‌رساند برای من،خدا هم می‌گوید هر کس به من هرجوری نگاه بکند من هم با او همان رفتار را می‌کنم، یه کسی می‌گوید پناه بر خدا خدا بزرگ است، خدا بزرگ است. خدا روزی رسان است. خدا می‌گوید وقتی یک کسی را اینجوری حساب می‌کند خدا می‌رساند می‌گوید این روی من حساب کرده، ازدواج می‌کند نمی‌ایستد بگوید درسم تمام شود بعد می‌رود دانشگاه ۱۰۰۱ جور آلودگی جنسی و فکری و خیالی پیدا می‌کند دختر و پسر، به گناه کبیره انواع گناهان کبیره جنسی، روحی و روانی دچار می‌شوند که حالا چه شده می‌خواهد یک ازدواجی بکند که در آن ازدواج جهیزیه اینجوری باشد خانه داشته باشد، ماشین داشته باشد الان شده ۳۰ سالت، اقا پسر. با بچه‌ات فاصله سنی پیدا می‌کنی بچه دیگر تو را بابا بزرگ می داند،بابا نمی‌تواند ببیند اگر هم ببیند می‌گوید بابا یعنی چه بابا یعنی کسی که صبح می‌رود شب پول می‌آورد خانه، نمی‌تواند با این رابطه عاطفی و رفیق باشد چرا چون این آقا می‌توانست ۲۵ سالگی ازدواج کند به خاطر طمع‌های مالی و افکار غلط، گذاشته الان که من دکترایم تمام بشود بعد بروم فلان کار را انجام بدهم. بعد ماشین بخرم بعد خانه بخرم،بعد بروم ازدواج کنم، تمام این‌ها به لذت تشکیل خانواده با همسر بودن بچه داشتن زیر بار مشکلاتش رفتن اصلاً می‌ارزد اینجور چیزها، من یک بار رفته بودم یکی از این کشورها. اسم نیاورم برای اساتید دانشگاه در یکی از این کشورهای خارجی کارگاه داشتم. مجبور بودم چند روز با این‌ها بمانم، بعد میدیدم مثلاً طرف محاسن سفید شده، بعد بچه دو ساله می‌آید بغل این می‌گویم نوه‌تان است می‌گوید نه بچه‌ام است. می‌گویم که چندمی است می‌گوید اولی است. می‌گویم به خاطر چه چیزی شما ازدواجتان را تاخیر انداخته‌اید؟! درس داشتیم. مشغول درس بودیم. این درس یک بتی شده یک کوفتی شده آمده در زندگی جوان‌های ما که، بچه‌دار شدن ازدواج کردن را به تاخیر می‌اندازند، هزار و یک جور فساد اتفاق می‌افتد، و مشکلات روحی و روانی. با هر کدامشان من مشاوره داشتم صحبت می‌کردم، واقعا به خدا قسم من گریه این‌ها را می‌دیدم، می‌گفتند ما خیلی اشتباه کرده‌ایم نمی‌ارزید تشکیل عشق داشتن یک عشق کنار مان را یک مونس کنارمان را، داشتن بچه این‌ها را همه از دست دادیم که می‌خواهم درس بخوانم. چه درسی ؟ درس می‌خواهد چه کار کند برای تو، مگر قرار نیست درس به آرامش ما کمک کند، ما دنبال آسایش هستیم. آرامشمان را از دست می‌دهیم، با درس می‌خواهد برود خانه و ماشین بخرد که آسایش داشته باشد، تمام آرامشش را از دست می‌دهد سال‌های سال دارد ناآرامی تحمل می‌کند،که یک زمانی آسایش داشته باشد،می‌ارزد این واقعاً، معقول است این! سختگیری سخت‌گیری سخت‌گیری، انواع و اقسام گرفتاری‌ها و مشکلات. به خداوند بدبین هستند منافقین یعنی می‌گویند ما امیدمان به خداست، خدا بزرگ است اما واقعا اینجوری نیست اگر خدا بزرگ است و بدبین نیستی به خدا این چه طرز زندگی است بچه دار نمی شوند به اسلام به امام زمان خیانت می کنند آمار شیعیان به شدت پایین آمده تنها کشور شیعه جهان که همه مردمش یعنی اکثریت با شیعه است،افتاده در پیری جمعیت به خاطر اینکه شیعیان حواسشان به مهمترین وظیفه شان نیست، یک بچه بس است دو بچه بس است بله، هر کس برای خودش یک توجیهی می‌کند، من حالا با آن ۵ درصدی که عذر واقعی دارند کار ندارم. بعضی‌ها عذر واقعی دارند آنها که هیچ ولی. بقیه چی. بچه می‌خواهم چه کار نمی‌دانم. الان دیگر حرف‌های قشنگ هم کنارش می‌زنند، نفاق اینجوری است که می‌گوید من می‌ترسم موفق نشوم تربیت شان کنم‌. بهانه‌های اینجوری تربیت این‌ها هم مهم است مگر نه. تربیت یعنی چه یک پدر مادر شیعه دارند، اعتقادات شیعه پیدا می‌کنند این بچه‌ها. در محیط شیعه دارند تربیت می‌شوند در کشور اسلامی دارند تربیت می‌شوند، حالا یک موقعی هم ممکن است در بحث شریعت و بحث های پایین جاده خاکی هم بروند اگر مراقبت کنید این اتفاق هم نمی‌افتد، قوانینش را یاد بگیر بچه‌ات آنجا هم نمی‌رود. تو به خودت برس به خودت شک کن. تنبلی و بی‌حوصلگی داری در بحث مراقبت‌های انعقاد نطفه، بله بچه آسیب می‌بیند، تنبلی و بی‌حوصلگی داری در مراقبت دوران بارداری، بله. تنبل و بی‌حوصلگی داری در تربیت فرزندان، بله این هست. تو نمی‌دانی الان با بچه‌ات چطوری رفتار کنی این بچه از تو می‌ترسد این بچه هر دفعه ممکن است پدرش بترکد مثل ترقه. مادرش به ترقه مثل ترقه، اخلاق نداری رابطه عاطفی نداری، هم آغوشی نداری، یکسره داری بچه‌ات را اذیت می‌کنی،روی مخش است. یکسره این پسر از تو می‌ترسد این دختر از تو می‌ترسد. این بچه نمی‌تواند عاشق پدر و مادرش باشد.بله این آدم خودش باعث شده که بچه‌اش داغون بشود بعد می گوید این هم تربیت بچه بی‌تربیت، چه کسی این را بی‌تربیت کرده تو کرده ای دیگر. تقصیر تو و خانومت است این بچه،تقصیر تو و شوهرت است،چه تربیتی خوب شما درست تربیتش می‌کردی. بعد هم زن می‌گوید تربیت کار پدر است، پدرش بی‌تربیت بوده. مرتب می‌گوید تربیت کار مادراست مادر بی‌تربیت بوده. تربیت کار هر دو است هم پدر هم مادر. البته مهمتر پدر است باید وظایفش را انجام بدهد بعد مادر مادر خیلی موثر است،بیشتر از پدر ولی وظیفه پدر مهمتر است. نباید یک سری مسئولیت‌ها را قبول بکنند نمی‌رود یاد بگیرد این‌ها را،نمی‌رود یاد بگیرد که عصبی نباشد نمی‌رود یاد بگیرد که پرخاشگر نباشد، نمی‌رود یاد بگیرد که روابط عاطفی خوب داشته باشد، بعد هم که ندارد این بچه الان روانی شده مشکلات پیدا کرده بعد میگه بچه به درد نمی‌خورد. بچه خوب نیست این ما هستیم که با رفتارمان بدبین می‌شویم به خدا و بدبین می‌کنیم مردم را به خدا و می ترسانیم بقیه را. بابا ول کن دلت خوش است پدر مادرهای منافق اینجوری هستند. به بچه می‌گوید را بچه به دنیا می‌آوری، یعنی چه این پدر شوهر این مادر شوهر نادان و منافق عروس را می‌گذارند در فشار روحی و روانی که بیخود کردی بچه سوم را آورده‌ای، برای چه الان این بچه را آورده‌ای، در زندگی هم دخالت می‌کند یک پدر مادر نادان و منافق، به جای اینکه تشویق کنند به جای اینکه مبارک باد بگویند، خوشحال باشند یک مسلمانی دارد یک شیعه‌ای دارد به این دنیا می‌آید یک انسان دارد به این دنیا می‌آید، که ثواب اذیت‌های مراقبت از این پدر و مادر را به عالی‌ترین درجات بهشت می‌رساند به جای تشویق، دارند و توبیخ می‌کنند این نفاق است. این عذاب‌های طولانی دارد عذاب‌های بسیار طولانی و زیاد دارد. گمان بد به خدا دارند که حالا یک ادامه ای دارد این آیه که بماند برای جلسه بعد.که ما این ناهماهنگ بودن با خدا با شعارهای دین، با اسلام با خانواده آسمانی در خودمان بشناسیم. چون خیلی بیماری خطرناکی است. نفاق هزاران سال انسان را در جهنم برای آنکه تازه مومن دارند نفاق اعتقادی ندارند نفاق اخلاقی و عملی دارد او هزاران سوال در جهنم می‌ماند او که نفاق اعتقادی دارد خالدین فیها برای همیشه در جهنم است. این‌ها را ما باید بشناسیم، که ما واقعاً چقدر اعتقاد به خدا داریم، واقعا چقدر جدی هست آموزه‌های دینی در زندگیمان. در عروسیمان در عقدمان در بچه‌داری‌مان، در ازدواج مان، در کارهای اقتصادی مان در کارهای سیاسی و اجتماعیمان، چقدر ما واقعاً صاف هستیم با خدا. انشالله باید در موردش صحبت کنیم، یک بخشی هم آیه بعدی دارد که بعداً انشالله خواهیم خواند.

سوره حشر آیه۱۱تا ۱۷ انقدر طولانی است یک صفحه قرآن است در مورد روانشناسی منافقین، یک بحث خیلی مهمی دارد البته یک بخشی از روانشناسی منافقین، وگرنه سوره منافقین هم مباحث روان شناسی منافقین را دارد.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.