جلسه 006 - عوامل و موانع ورود به جهنم
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - عوامل و موانع ورود به جهنم

عوامل و موانع ورود به جهنم؛ جلسه 6 4/11/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

سه جلسه‌ای دربارۀ بهشت صحبت کردیم امروز دربارۀ جهنم صحبت می‌کنیم، شناخت جهنم مثل شناخت بهشت که منزل ما هست یک امر واجب و لازم هست، و نشناختن جهنم باعث می‌شود که انسان آفت‌ها و موانع رسیدن به بهشت را نشناسد.@شناختن جهنم یک بحث آسیب‌شناسی است مثل پاتولوژی در پزشکی که بیماری‌شناسی است، یا آسیب‌شناسی است که انسان بداند که چه چیزهایی سلامتش را تهدید می‌کند، چه چیزهایی می‌تواند به او آسیب برساند.@جهنم یکی از نعمت‌های الهی هست، که در قرآن از او به عنوان نعمت یاد شده است، که بعد در این باره سخن خواهیم گفت که چرا جهنم نعمت هست و خیر جهنم در چیست؟ دربارۀ ماهیت جهنم یا عذاب چون خود جهنم در واقع مکان هست، «نارُ جَهَنَّم‏» که قرآن می‌فرماید یعنی آتش جهنم غیر از آتش هست.@در واقع مکانی هست آن چاه یا گودالی هست که آن عذاب‌ها به بندگان خدا عرضه می‌شود، آنهایی که دوست داشتند به جهنم بروند، خودشان این مکان را انتخاب کردند، در آن مکان انواع و اقسام عذاب‌ها عرضه می‌شود به این مکان جهنم می‌گویند.@در آموزه‌های اسلامی تعابیر مختلفی دربارۀ جهنم و عذاب جهنم شده است، چه در قرآن کریم، چه در فرمایشات معصومین (علیهم السّلام) که بعضی از آنها را من عرض می‌کنم تا به اصل مباحث برسیم.@یکی از تعابیری که وجود دارد مزرعه است «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» دنیا کشت‌زار آخرت است، در واقع با این وضعیت می‌خواهد بگوید که نتیجه طبیعی بعضی از اعمال انسان جهنم است، یا آتش جهنم میوۀ اعمال انسان است، انسان بذری را کاشته که میوه‌اش آن عذاب می‌شود، «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» کشت‌زار آخرت هست، این فرمایش از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست.@از یک طرف پایداری اعمال را نشان می‌‌دهد که عمل وقتی که انجام می‌شود میوه‌اش، یعنی میوه‌ای رویش می‌کند یک ماندگاری دارد، میوه‌ای رویش می‌کند که عذاب می‌شود، ما در دین با سه بخش روبرو هستیم، بخش شریعت یا اعمال ما هست، بخش اخلاق و بخش اعتقادات ما هست.@انسان به واسطه هر کدام از اینها با اعمال بهشتی، اخلاق بهشتی، اعتقادات درست و بهشتی به بهشت می‌رود، یا با اعمال جهنمی، اخلاق جهنمی، یا اعتقادات غلط و باطل به جهنم می‌رود، اهمیت این سه شاخه مثل سه انگشت من هست یعنی عمل و شریعت از آن مهمتر اخلاق، و از آن مهمتر اعتقادات هست اینها پله به پله از نظر اهمیت هست.@وقتی می‌گوید «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» دنیا کشت‌زار آخرت هست یعنی میوه‌ها درجۀ بقائشان متفاوت است، میزان رشد آنچه که انسان می‌کارد متفاوت است، یک موقع هست انسان عملی را انجام می‌دهد میوه‌اش هم یک چیزی هست که پایداری زیادی ندارد.@ولی یک موقع هست اخلاق بدی دارد اخلاق به راحتی خوب نمی‌شود، چون تبدیل به ملکه شده، تبدیل به خُلق شده و اینکه پیامبر می‌فرماید بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، این غیر از مشروب خوردن است، غیر از دزدی کردن است، غیر از زنا کردن است، غیر از چیزهای دیگر است.@اینها عملی هست که انجام شده حالا یکبار یک نفر آلوده شده مشروب خورده، زنا کرده، یا چند بار، یک عمل است، یک جزا دارد، یک میوه دارد که آن هم اگر در دنیا توبه بکند جبران بکند دیگر اثری نمی‌بیند، ولی یک موقع هست اخلاق یک نفر بد است.@مثلاً حسود است، زودرنج است، عصبانی است، پرخاشگر است، بدبین است، خودشیفته است، بی‌انصاف است، خودبرتربین است، این به راحتی پاک نمی‌شود چون خُلق این آدم اینطوری است پیامبر می‌فرماید عوض بخشیده نمیشود برای اینکه این الان سر یک کسی داد می‌زند، یک کسی را می‌رنجاند، یک میوۀ تلخی در روح این می‌کارد، در واقع در جهنم می‌کارد.@چون گاهی وقتها یک داد زدن، یک تحقیر کردن، یک اثر تمام عمر روی یک نفر می‌گذارد، شما ممکن است یکبار بچه‌‌ات را تحقیر بکنی، یک معلم شاگردش را یک طوری تحقیر بکند که این اصلاً فرصت رشد نداشته باشد، این تا آخر عمر گرفتار است این معلم است ولی یکبار یک برخوردی با یک شاگرد می‌کند که استعداد این را کاملاً می‌سوزاند.@یک طوری آبرویش را سر کلاس می‌برد که این حقارت دهها سال روی او اثر می‌گذارد، چند وقت پیش با یک آقایی بودیم حدوداً نزدیک به 60 سالش بود، گفت من یکبار معلم سر کلاس تحقیرم کرد، هنوز یادم نرفته و هنوز هم نتوانستم آن معلم را ببخشم به خاطر تحقیری که من را کرد.@این میوه‌اش خیلی تلخ و ماندگار است به راحتی کنده نمی‌شود، از آن میوه‌هایی هست که به تعبیر قرآن در آتش ریشه دارد، اخلاق پس میوه‌هایش تلخ‌تر، ماندرگاتر است، کمااینکه جهنم اعمال غیر از جهنم اخلاق است.@در جهنم اخلاق عذاب‌ها بسیار بسیار طولانی اصلاً قابل مقایسه با جهنم اعمال نیست، بسیار بسیار طولانی‌تر و سخت‌تر هست، جهنم اعمال ما نمی‌توانیم برویم آنجا ما نمی‌توانیم برویم آنجا هم فوق‌العاده سخت و غیرقابل تحمل است، اما جهنم اخلاق یک داستان دیگری دارد، یک ماندگاری دارد.@از آن بدتر جهنم اعتقادات هست، جهنم عقاید، جهنم عقاید یعنی انسان باورهای غلطی در مورد خدا، آفرینش، خودش، دین، اسلام، نبوت، امامت، ائمه، پیامبران، قرآن، باورهای غلطی داشته باشد، آن مرحله، مرحله‌ای هست که قابل نجات نیست.@افرادی که در دو جهنم اول گیر می‌کنند، امید نجاتشان هست ولو بعد از مدتهای طولانی، اما اگر کسی عقیدۀ غلطی داشته باشد، اعتقاداتش غلط باشد، چون ریشه و اصل است، مثل این است که بگوییم گیاه ریشه‌اش فاسد است این دیگر کارش نمی‌شود کرد.@مثل مریضی‌ها است یک کسی مغزش یا قلبش معیوب است، این کارش تمام است، ولی یک کسی نه چشم است، گوش است، پا است، دست است، اینها را می‌شود حل کرد، پس اعتقادات ریشه است که ما موظف هستیم عقایدمان را درست کنیم، شک‌هایمان را برطرف بکنیم، تردیدهایمان را برطرف بکنیم، یک اعتقاد سالم و صالحی داشته باشیم.@الان فرصت هست هر کس هر تردیدی دارد در مورد خداوند می‌تواند قشنگ برود از صفر شروع بکند، کفرآمیزترین سؤالاتش را نزد کارشناسان بیان بکند، بگوید من واقعاً خدا را قبول ندارم، یا به وحدانیتش اعتقاد ندارم، یا به عدالتش اعتقاد ندارم، خیلی خوب است.@بعضی از خانواده‌ها می‌آیند می‌گویند بچۀ ما یک دفعه همه چیز را کنار گذاشته می‌گوییم نه این بچه، بچۀ خوبی است، بچه سالمی است، وقتی که دارد می‌گوید این چیزها را قبول ندارم، خیلی صادق است، مثل آدم‌های ریاکار نیست که ادای متدینین را در بیاورد و بعد بگوید من مسلمان هستم و بعد هم قبول نداشته باشد.@نه بچه سالم است، بچه پژوهش دارد، بچه شک دارد، بچه تردید دارد، خوب است بیاید تردیدهایش را بگوید، ما استقبال می‌کنیم کفرآمیزترین سؤالاتش را بنویسد بیان بکند ما هم جواب می‌دهیم این اصلاً نگرانی ندارد حل می‌شود.@نسبت به پیغمبر، ائمه، قرآن، دین، اگر تردیدی هست انسانی که در دلش تردید دارد، دارد در جهنم قدم برمی‌دارد و زندگی می‌کند، حالا این مدام نماز بخواند، روزه بگیرد، کار خیر هم بکند در جهنم است چون اعتقادش غلط است یعنی اصلاً ریشه خراب است، جهنم عقاید خیلی وحشتناک است.@انسان باید اگر تردیدی، شکی دارد چیزی را باور ندارد زود به یک کارشناس مراجعه بکند، بگوید من فلان چیز را قبول ندارم برای من ثابت بکنید، من حق دارم که اینها را باور کنم بفهمم، حق دارم که سؤالاتم برطرف بشود، شبهاتم برطرف بشود، و واقعاً هم حق دارد.@نباید اگر یک کسی اینها را مطرح می‌کند، زود با او دعوا کرد و اَنگ کفر به او زد الان فعلاً این اعتقادات را خانگی از پدر و مادر گرفته ولی الان دانشگاه رفته، فلان جا رفته چهار تا کتاب خوانده برایش سؤال پیش آمده، چه اشکالی دارد، آن عزیزمان باید بیاید مطالبش را بیان بکند، صحبت‌هایش را بکند، بنویسد و بگوید.@این قدر هم الان کارهای پژوهشی در این زمینه شده که حد ندارد، اگر شخص هزار تا، دو هزار تا، ده هزار تا سؤال داشته باشد، یک سی‌دی آموزشی مخصوص سؤالات هست، الان ما اینجا سی‌دی داریم سی هزار تا از این سؤالات با جواب‌هایش هست، هر کس هر شکی دارد در همین سی هزار تا پیدا می‌کند شبهاتش را برطرف می‌کند.@الان اگر کسی بگوید کافر بودم چون کسی سؤالاتم را نمی‌توانست جواب بدهد، رفتم از معلم، از معلم که نباید سؤال اعتقادی کرد، معلم دبیرستان یا معلم دانشگاه، مگر کارشناس آن رشته باشد، من از استادمان سؤال کردم نتوانست جواب بدهد، غلط است، از فلان روحانی سؤال کردم جواب نداد، این هم غلط است.@چون روحانیون ما مثل پزشک می‌مانند اگر شما الان بروید یک پزشک عمومی مشکل شما را حل نکند می‌گویید مشکل من لا ینحل است، آدم می‌گوید مشکل حل نمی‌شود، نه شما به یک پزشک عمومی مراجعه کردید، طلبه‌ها خیلی از آنها در همان پزشکی عمومی هستند، طلبه دروس عمومی حوزه را می‌خوانند، هفت سال، هشت سال، ده سال، بعد هم که تخصص می‌روند اصطلاحاً به آن درس خارج می‌گویند که تخصص می‌گیرند، تازه اینها در یک رشته یا دو رشته تخصص می‌خوانند.@ما الان در حوزه حدود 50 رشته داریم که طلبه‌ها می‌روند دکترا می‌گیرند، تخصص می‌گیرند مثل دانشگاه، بنابراین نمی‌توانید از یک کارشناسی که دکترا و تخصص‌اش تاریخ است یا تفسیر است، یک سؤال دیگری بکنید و بگویید چون این آخوند نتوانست جواب بدهد پس سؤال من جواب ندارد، یا این بی‌سواد است نه.@اگر شما چشمت را ببری یک پرفسور مغز و اعصاب او بگوید من نمی‌توانم کاری بکنم، نمی‌گویی تو بی‌سواد هستی، سواد دارد پروفسور مغز و اعصاب است در این رشته تخصص ندارد، پیش هر روحانی نمی‌شود رفت، پیش هر استادی نمی‌شود رفت، سؤالت را دقیقاً مشخص کن.@ما برای همین در اینترنت و در فضای مجازی یا برنامه‌ها گفتیم سؤالاتتان را هیچ اشکالی ندارد هر سؤالی که دلتان می‌خواهد مطرح بکنید، ما جوابش را برای شما آماده می‌کنیم که شما جوابش را ببینید شبهاتتان برطرف بشود در هر زمینه‌ای هم سؤال دارید بپرسید مشکلی نیست جواب‌هایش آماده هست.@پس در اعتقادات شخص باید خودش را به یک بینش و بصیرت و یقین برساند که بتواند بگوید (اشهد)، (اشهد) یعنی من واقعاً شهادت می‌دهد دیگر شکی هم ندارم، و سه تا چیز را انسان شهادت بدهد، یکی به وحدانیت الهی (اشهد ان لا اله الا الله) به نبوت پیامبر اسلام (اشهد ان محمداً رسول الله) یکی هم ولایت معصومین جانشینان پیامبر، که این هم صریح قرآن است، قرآن روی این تأکید می‌کند.@اینها را آدم باید شهادت بدهد چیزهای دیگر هم هست که انسان باید شهادت بدهد، مثل اینکه این کتاب واقعاً از طرف خدا آمده «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ» شک نداشته باش، اگر شک داری برو با یک کارشناس صحبت کن بگو من وا قعاً نمی‌دانم این قرآن از طرف خداست یا نه، به من بگویید من چطوری می‌توانم بفهمم این از طرف خدا آمده است.@این حق یک مسلمان است باید بداند، حق یک جوان هست باید بداند، این بحث‌هایی هست که ما شاید 30 سال پیش برای مردم و جوانان همه اینها را گفتیم، در دروس راهشناسی هست، و در دروس دیگر هست عزیزان می‌توانند به آن مباحث مراجعه بکنند.@پس وقتی می‌گوییم دنیا مزرعه آخرت است دنیا سه جور میوه می‌تواند در جهنم یا بهشت بکارد در بیاید، میوه‌های بهشتی عمل، اخلاق بهشتی، اعتقادات بهشتی، اعمال جهنمی، اخلاق جهنمی، عقاید جهنمی، پس ما این شش تا کشت را می‌توانیم داشته باشیم.@باید الان هر کس به روح خودش نگاه کنند ببیند که روحش الان چطوری است، شخصیتاً این آدم اعمالش بهشتی است، اخلاقش بهشتی است، اعتقاداتش بهشتی هست یا نه، یا نه اعمالش جهنمی است، اعتقاداتش جهنمی است، عقایدش جهنمی است.@ترکیبی هم می‌شود بعضی‌ها هستند اعتقاداتشان بهشتی است، اما تنبل و بی‌حوصله هستند، اعمال جهنمی هم انجام می‌دهند، یا نه در چند تا اخلاق ضعیف هستند، حالا اخلاق جهنمی دارند، این باید حواسشان به خودشان باشد، چون مسیری هست که هم در دنیا درگیر آن هستیم، یعنی اگر کسی اعمال جهنمی، اخلاق جهنمی، اعتقادات جهنمی داشته باشد در دنیا هم اذیت می‌شود.@محال است یک نفر اعمال جهنمی داشته باشد در دنیا بتواند سعادتمند بشود، خوشحال باشد، محال است یک کسی اخلاق جهنمی داشته باشد بتواند از دنیایش لذت ببرد، از عشق‌های زمینیش لذت ببرد، از همسرش، پدرش، مادرش، فرزندانش، خواهر و برادرش، دوستانش، اخلاق جهنمی همین جا آدم را می‌سوزاند.@محال است یک کسی اعتقادات جهنمی داشته باشد بتواند آرامش داشته باشد، همین جا جهنمش شروع می‌شود، انسان را می‌سوزاند، و بر عکس یک کسی اعمال بهشتی دارد، اخلاق بهشتی دارد، اعتقادات بهشتی دارد، همین جا لذتش را می‌برد تا ان‌شاءالله بهشت برود.@می‌خواهیم راجع به ماهیت جهنم صحبت بکنیم می‌گوییم «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» آخرت یک بخشش بهشت است یک بخشش هم جهنم است، راجع به جهنم که داریم صحبت می‌کنیم از این باب صحبت می‌کنیم که «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» جهنم هر چه که انسان می‌بیند، خودش کاشته است، شر هر چه که می‌بیند آن شر را خودش ایجاد کرده و کاشته است در جهنم، دنیا نه.@دنیا جای امتحان هست، جای ابتلا هست خدا می‌گوید ما خودمان به شما شر می‌رسانیم، عیب ندارد شرهایی که ما به شما می‌رسانیم یا برای آزمایش است یا برای کفارۀ گناهانتان است، یا درجاتتان بالا می‌رود، به نفع شما است، ضرر نمی‌کنید اگر در دنیا دچار شر بشوید، شرهای دنیا بی‌جبران نیست، اما شرهای آخرت محصول کار خودتان است، یعنی چیزی است که خودت با خودت بردی، کاشتی آنجا برداشت می‌کنی.@«مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ» سورۀ روم آیه 44، هر کس کفر بورزد کفرش بر علیه خودش است، و هر کس عمل صالح انجام بدهد، برای خودش تدارک دیده است، پس بهشت و جهنم محصول عمل خود انسان است.@«مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ» مثل اینکه به شما می‌‌گویند آقا اگر دندانت را مسواک نزنی کرم می‌خورد، اذیت می‌شود، هزینه زیادی گردنت می‌گذارد، این شخص این را می‌داند اما خودش را به نفهمی می‌زند، مسواک نمی‌زند، بعد یواش یواش دندان خراب می‌شود شروع می‌شود به درد گرفتن، سیاه شدن، کرم خوردگی، حالا اذیتش می‌کند، خودش این کار را کرده است.@بعد حالا دردش را باید بکشد، دندانش را باید بکشد، هزینه‌اش را باید بپردازد تازه آن دندان اصلی هم نمی‌شود، یا به کسی بگویند آقا شما در جاده می‌خواهی بروی لغزنده است زنجیر چرخ بگذارد، (کفر) یعنی می‌پوشاند یعنی به آن اعتنا نمی‌کند، می‌داند در جاده گفتند معلوم است هوا سرد است، برف دارد می‌آید، خودش را به نفهمی می‌زند، نه حالا برویم عیبی ندارد.@دهها هزار نفر سر کفر یخبندان مُردند، کفر یعنی پوشاندن گفتند ولش کن بی‌خیال، لاستیکت ساییده است اینطوری در جاده نرو، می‌ترکد کار دستت می‌دهد، می‌بینی چند هزار انسان در اثر ترکیدگی لاستیک اتومبیل‌شان مردند و دیگران را هم به کشتن دادند، هم خودشان را کشتند هم قاتل بقیه هستند، یک تعدادی آدمهای بی‌گناه را کشتند، از خانواده خودشان تا دیگران.@کارشناس می‌گوید آقا ماشین‌ات خراب است اینطوری در جاده نرو، این دارد نسبت به خانواده خودش جنایت می‌کند، با اینها این خرابی ماشینش را انکار می‌کند، می‌رود اتفاق می‌افتد، خواب‌آلوده هستید رانندگی نکنید، می‌داند خسته است، می‌داند ضعف خواب دارد، می‌داند الان نباید در جاده بنشیند، می‌داند در جاده برود خواب‌آلود می‌شود باز می‌نشیند بعد چند نفر را به کشتن می‌دهد.@دقیقاً جهنم هم همینطور است، افراد چیزهایی را که مسلم هست می‌پوشانند، مثل خدا، نبوت، خودشان، ایمان، اینها چیزهایی نیست که یک کسی به آن شک بکند، اصلاً قابل شک نیست، مثل الان که شما شک نمی‌کنید این آب است، خدا قابل تردید نیست، خدا هستی محض است.@من وقتی خودم را نگاه می‌کنم، بقیه آدم‌ها را هم نگاه می‌کنم هیچ کدام ما خودمان را به وجود نیاوردیم، نه هیکل و قد و قیافه‌مان، چه کسی قیافه‌ها را طراحی کرده؟ چه کسی گلها را ساخته است؟ خودشان کردند؟ چه کسی ستاره‌ها را ساخته است؟@ستاره‌ها خودشان، خودشان را ساختند؟ اتم و الکترون را چه کسی درست کرده به آن قشنگی طراحی کرده است؟ یا خودشان کردند یا یک کسی آنها را آفریده است، این سؤال را هیچ کس تا به حال جواب نداده او که انکار می‌کند سر اینجا زبانش لال است، بالاخره یا من خودم، خودم را به وجود آوردم یا کسی من را به وجود آورده، شکل سومی که نداریم، تصادف که نداریم.@تصادف در چینش‌های ریاضی پیشرفته اصلاً احمقانه است، شما اصلاً نمی‌توانید بپذیرید، یک تصادف ساده من به شما می‌گویم، این گلها خودشان درست شدند، گُل پلاستیکی است، کسی درست نکرده، هیچ عقل و شعوری این را قبول نمی‌کند، پس چطور می‌گویی گل طبیعیش را کسی نساخته خدا کجاست!.@شما قبول می‌کنید این گلها ساختش هیچی، روی این میز خودش آمده، این آب خودش روی میز آمده، کتاب خودش نوشته شده، این چیز ساده‌ای است، نه خیلی ساده، اما بدن انسانی که هشت هزار پزشکان دارند مطالعه می‌کنند یکسره دارند از آن قاعده و فرمول در می‌آورند هنوز نتوانستند حتی یک جزء آن را کامل بشناسند این تصادفی درست شده از کجا آمده است.@مواد با چه شعوری رفتند بدن را تشکیل دادند، رحم مادر چطوری درست می‌شود، بچه چطوری در آنجا بچه می‌شود، چه کسی این بچه را می‌سازد، «أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُون‏ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ» آن منی که شما اِمناء می‌کنید در رحم زن چه کسی آن را بچه می‌کند شما یا ما؟@اگر شما می‌کنید بگویید بلد هستید واقعاً شما این کار را می‌‌کنید، همه می‌دانند ما هیچ کاره هستیم، چه کسی این منی را، اسپرم را لقاح می‌دهد با تخمک و یک بچه باشعور می‌کند؟ میوه‌ها را چه کسی درست کرده است؟ گلها و گیاهان را چه کسی درست کرده است؟@یک کسی که اینقدر بی‌شعور می‌شود که انکار می‌کند کفرش می‌آید، یعنی یک چیز بدیهی را، توحید و خدا یک چیز سخت نیست فهمیدنش بگوییم سخت است، خدا یک چیزی است که محال است انکارش بتوانی بکنی، اصلاً انکارش محال است.@«أَ فِي اللَّهِ شَكٌ» قرآن می‌گوید مگر می‌شود شک کرد، محال است، یکی از محال‌‌ترین چیزی که در عالم وجود دارد تردید در خدا است، نمی‌شود انکارش کرد، تو مدام زور بزن بگو نه این گُل‌ها خودشان درست شدند، این معلوم است تو داری حماقت می‌کنی، داری یک چیزی را می‌پوشانی، این کفر است، کفر یعنی پوشاندن.@و الا چه کسی می‌تواند نبوت پیغمبر و امامت اهل بیت و قرآن و خدا و دین را بپوشاند، این مزخرفاتی که در این شبکه‌های مجازی می‌گویند اینها آدم‌هایی هستند که بسیار بی‌شعور هستند، احمق هستند و فقط مخاطبین شبیه خودشان تحت تأثیر قرار می‌گیرند.@خدا محال است یک کسی بتواند، کما اینکه الان نمی‌شود انکار بکنی الان روز است خورشید وسط آسمان است، خدا از خورشید نورانی‌تر و روشن‌تر است، قابل شک نیست، حالا در اردو بحث تسبیح را داریم آنجا مفصل توضیح می‌دهیم.@همۀ موجوداتی که شما دارید می‌بینید هر چه اطراف شما هست، از آدم‌ها، گیاهان، درختان، ستاره‌ها، همه وجودهای وابسته هستند، هیچ کدام وجودشان را خودشان به خودشان ندادند، آن شعوری که حاکم است به کل بدن من، اتم‌ها، الکترون‌ها، گیاهان، نوترون‌ها، پروتون‌ها، حیوانات، ستاره‌ها، کهکشان‌ها هست، و آنچه که این وجودهای وابسته و فقیر را نگه داشته خدا می‌گویند.@می‌شود در آن شک کرد؟ قابل شک است؟ شما نمی‌توانید انکار بکنید، محال است شما بتوانید خدا را انکار بکنید، حتی محال است در موردش شک بکنید، ما اگر می‌فهمیم خودمان هستیم، اول به خدا یقین داریم بعد می‌گوییم خودمان هستیم.@چون وجودهای وابسته زمانی می‌توانند باشند که یک وجود غیروابسته باشد، شما الان چرا تعجب نمی‌کنید من بالاتر از شما قرار گرفتم روی این سکو؟ آیا می‌شد من دو متر بالاتر باشم یا نه؟ می‌شود، چطوری می‌شود؟ سکو می‌گذارم بالا می‌رود، شک نمی‌کنید، می‌گویید این به خاطر اینکه زیرش یک ستون هست آن بالا است.@ما وقتی که هستیم همه روی هوا هستیم، یعنی ما از کره زمین‌مان بگیر تا ستاره، کیهان، کهکشان، همه آویزان هستند، معلق هستند، چه کسی دارد هدایتش می‌کند، خودمان هم همینطور ما الان کدوممان وابسته می‌توانیم بگوییم من می‌توانم یک ثانیه زندگی را نگه دارم، من صاحب حیات خودم هستم، ما صاحب حیات خودمان نیستیم.@«لَا اَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً وَ لَا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً» نه ما صاحب مرگمان هستیم نه صاحب حیاتمان هستیم، پس ما وجودمان وابسته است، وجود وابسته زمانی درک می‌شود، که وجود ثابت درک شده باشد، بچه در رحم مادر وقتی به دنیا می‌آید اولین چیزی که می‌بیند و می‌فهمد خدا است یعنی هستی، هستی محض.@بقیه هستی‌ها از قبیل خودش، پدرش، مادرش، همه هستی‌های وابسته هستند، پس هیچ کس نمی‌تواند هستی ثابت را انکار بکند، هیچ کسی نمی‌تواند در خدا تردید بکند، خدا در همه اشیاء، همه جا، همه گیاهان، همه ستارگان، همه کیهان‌ها، همه کهکشان‌ها، همه اتم‌ها پر از خدا است، یعنی وجود مطلق، وجود ثابت، هستی ثابت به این خدا می‌گویند.@هر موجودی یک ماهیت دارد، چیستی دارد، یک هستی دارد، گُل هست، گل است، درخت هست، درخت است، من هستم انسان هستم، پس ما سه تا چه چیزی‌مان شریک است؟ گل و درخت و انسان‌مان شریک است؟ نه، این هست را خدا می‌گویند، این شعوری که حاکم بر همۀ اشیاء است، شعوری که حاکم بر تمام عالم هست، این شعور و قدرت و حیات را خدا می‌گویند.@دیگر تردید و شک چیست، من شک دارم، شک کردم، یک دفعه یک چیزی در دلم آمد شک کردم قرآن هست، شک کردم خدا هست، این مال این هست که تو اصلاً از اول نرفتی درست کار بکنی، در مورد خدا فکر نکردی، فکر کردی خدا این چیز غلطی که در ذهن ما هست، خدا یعنی یک موجودی آنطرف آسمان‌ها اسمش خدا است، نه خدا یعنی هستی که در همۀ اشیاء وجود دارد.@شعور، قدرت، حیات، علم، وجودی که در همه جا هست به آن خدا می‌گویند، نمی‌شود انکارش بکنی، خدا یک موجود محدود نیست یک جایی آنطرف آسمان‌ها، آن مخلوق است، اگر مخلوق باشد که یک خدای توهمی است، یک خدایی آنطرف آسمان‌ها، آسمان‌ها را بیرون از خودش خلق کرده دارد اداره می‌کند یعنی چی!.@اصلاً خدا بیرون ندارد، خدا هستی مطلق بی‌نهایت است، بیرون ندارد، چون وجود بی‌نهایت است بیرون معنا ندارد از خدا، بگوییم یک موجودی مخلوقی داریم، خدا هم آنطرف هست، این خداست، این هم مخلوقش است این غلط است.@«لَمْ يَلِد» ما دین‌هایمان اینطوری است، توهمی، عرفی، خرافی، می‌گوییم «لَمْ يَلِد» تو 40 سال است داری می‌گوییم «لَمْ يَلِد»، «لَمْ يَلِد» یعنی چی؟، می‌گوید یعنی خدا نمی‌زاد، مگر خانم است بزاید، مگر ماده است بزاید، نمی‌زاد، یعنی خدا هستی بی‌نهایتی است که خارج از خودش تولید نمی‌کند اصلاً خارج ندارد.@چیزی از خدا خارج نمی‌شود بگوییم این خداست این بنده خداست، این خداست این مخلوق خداست، خدا یعنی هستی مطلق و بی‌نهایت زایش نمی‌تواند داشته باشد زایش ندارد هر چه هست خودش است، جلوه‌های خودش است، ظهورات خودش است، آیینه‌هایی هست که خودش را دارد در آن آیینه‌ها به تو نشان می‌دهد.@قدرت‌نمایی می‌کند با اسم‌های مختلف، شکل‌های مختلف تا تو او را ببینی عاشقش بشوی، بفهمی آن بی‌نهایتی که تو عاشق او هستی بی‌نهایت جلوه دارد.@

یک کسی اعتقاد به این راحتی را می‌پوشاند «مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ» اگر یک کسی حق را بپوشاند این به خودش ضرر زده، من بگویم نه ان‌شاءالله جاده آفتابی است، خب می‌روی در برف می‌مانی، یخ می‌زنی، زن و فرزندت یخ می‌زنند، سقوط می‌کنی، نمی‌شود جاده را انکار کرد.@اگر مشروب می‌خوری اینطوری است، مدام می‌روند می‌خورند سرطان ظهور می‌کند، الان سرطان محصول تغذیه بد است، سبک زندگی غلط است، ما دائم آن را می‌پوشانیم، نه خبری نیست، اینها دارد تو را می‌کشد.@کفر یعنی اینکه شما ببینی یک چیزی که حق است و درست است خودت را به نفهمی می‌زنی، بی‌حیایی بین زن و مرد، رعایت نکردن حدود شرعی، باعث می‌شود طلاق زیاد بشود، باعث می‌شود هرزه‌گی زیاد بشود، باعث می‌شود فساد زیاد بشود، الان شده یا نشده؟، ولی الان همه خودشان به نفهمی می‌زنند، از روی شیطنت‌شان، روی هوای نفس‌شان همه خودشان به این می‌زنند که نه اینطور چیزها اشکال ندارد بعد همه آنها هم در تله هستند.@همه دارند می‌سوزند، همه هم پنهان می‌کنند که این بی‌غیرتی مردها برای نوامیس و خودشان فاجعه درست می‌کند ولی دارد اتفاق می‌افتد، ما غیرت را می‌پوشانیم، حیا را می‌پوشانیم، می‌گوییم نه اشکال ندارد بی‌حیای، نتیجه‌اش همین بالا رفتن آمار طلاق می‌شود، دودش در چشم هم مرد می‌رود هم خانم‌ها، بیشتر خانم‌ها.@پس کفر هم کفر عملی داریم، هم کفر اخلاقی داریم، هم کفر اعتقادی، کفر یعنی پوشاندن یک حقیقت، یک امر شایسته، یک امر سزاوار، یک کسی که مسواک نمی‌زند کفر دارد، کفر عملی دارد، یعنی می‌گوید میکروب‌ها را می‌پوشاند، با آن کار می‌کنند، کسی که در زندگیش احتیاط نمی‌کند کفر دارد.@کفر اخلاقی هم ما داریم و کفر اعتقادی، می‌گوید آقا حسادت زندگی دنیا و آخرت تو را خراب می‌کند، باز دو دستی به حسادتش چسبیده، وسواس دنیا و آخرت تو را خراب می‌کند، وسواس اخلاقی نیست، جنبه اخلاقی دارد، اما یک بخشش اعتقادی است خیلی وحشتناک است، شیطان را ول کنید، دست از سر شیطان بر نمی‌دارد، این به شیطان چسبیده است.@آقا گفتیم دو بار آب بریز، آقا این توالت اگر در این کاسه توالت که خیس است من رفتم آمدم بنشینم این عینک من افتاد در کاسه توالت این نجس است یا نجس نیست؟ نه، پاک است در جیبت بگذار، خیس است! خیس باشد.@کلیدت افتاد بردارد جیبت بگذار، نه نجس است، چه کسی گفته نجس است، دین گفته نجس است، این کلمه نجس اصلاً از کجا آمده؟ نجس مگر امر دینی نیست، شارع می‌گوید من چیزی را نجس می‌دانم که عین نجاست با آن باشد و تو با چشمت ببینی، تو الان رفتی توالت نفر قبلی رفته آب ریخته شسته اصلاً تو نمی‌دانی آنجا الان خیسیش از چیست، چرا اگر عین نجس را دیدی باشد برو آب بکش.@می‌گوید نه نجس است باید آب کشیده بشود دیگر داستان از اینجا شروع می‌شود، تا خُل بازی‌هایی که الان هست، 18 ساعت زیر دوش، شما نگاه کنید موردهایی که ما داشتیم، 18 ساعت زیر دوش یعنی وسط جهنم، غسلی که یک خانمی که موهایش خیلی بلند باشد، این غسلش دو دقیقه است، این یک دفعه 18 ساعت زیر دوش برای یک غسل، معلوم است این خوف دارد.@حرمت پدر و مادر کفر می‌ورزد، می‌پوشاند حق پدر و مادر را، همین آسیب‌های جسمی، جانی، روحی، روانی، مالی در زندگیش می‌بیند، زندگیش به نکبت می‌افتد چون پدر و مادرش از او راضی نیستند، پدر و مادر را اذیت می‌کند.@می‌گوید نه من باید خوشبخت باشم، من نماز شب‌خوان هستم، من جمکران می‌‌روم، من جبهه رفتم، پدر و مادرت راضی نباشند این شهادت تو هم به درد نمی‌خورد، کفر به پدر و مادر، اینکه انسان حق پدر و مادر را می‌پوشاند، حق همسر را خیلی‌ها کفر می‌ورزند می‌پوشانند.@همسر یک حقی دارد باید رعایت بشود، شوهر یک حقی دارد باید رعایت بشود، نمی‌شود حق شوهر را پوشاند، پیامبر می‌فرماید خیلی از زن‌ها به خاطر کفر شوهرشان به جهنم می‌روند، حق شوهر را نمی‌پذیرند، زیر بار اطاعت شوهر، حق همسر نمی‌روند، مرد هم همینطور حق زن را نمی‌پذیرد جهنم می‌روند.@همسر یک حقوقی دارد زن یا مرد، فرزند یک حقوقی دارد نمی‌توانی تو این حقوق را ندیده بگیری و نسبت به فرزندت کفر بورزی، این بچه حق تربیت دارد، این بچه اسم خوب می‌خواهد، اسم الکی روی او نگذار، اسمی که بچه فردا تحقیر بشود روی او نگذار.@این بچه تربیت می‌خواهد، این بچه معنویت می‌خواهد، این بچه پدر و مادر آسمانیش را باید بشناسد، حقش است که بداند که تو پدر و مادر حقیقی او نیستی، پدر و مادر زمینی‌اش هستی، باید تو به او بفهمانی که پدر و مادر اصلی‌اش کس دیگری هستند، باید با پدر و مادر آسمانیش دوستشان بکنی، باید پیوند بدهی، و الا در حق این بچه خیانت کردی.@تو به این بچه فهماندی که شما پدر و مادرش هستید، او هم یک جسم است، یک خانم است، یا دختر است یا یک پسر است او هم همینطوری بار آمده، بعد هم همینطوری گفته زندگی یعنی همین مثلاً ازدواج بکنم مثل یک حیوان، بچه‌دار بشوم مثل یک حیوان، زندگی بکنم مثل یک حیوان، ما برای این که به دنیا نیامدیم، تو به بچه‌ات همین را یاد دادی.@برو دانشگاه کاره‌ای بشوی پول در بیاوری زندگی بکنی بعد تو هم مثل ما بزرگ بشوی بمیری این کفر حق بچه است، بچه حقش این هست که تو به او بفهمانی که جاودانه است، اله‌اش الله است با معشوق اصلیش باید آشنایش بکنی، باید با خانواده آسمانیش با پیغمبرش با ائمه‌اش آشنایشان بکنی، باید مادر آسمانیش حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بشناسد، باید با این مادر بتواند روابط عاطفی برقرار بکند، باید بتواند با این مادر پیوند برقرار بکند.@تو به بچه این حرفها را یاد ندادی این را پوشاندی، برو زبان یاد بگیر، برو کامپیوتر یاد بگیر، برو زود درس بخوان می‌خواهم تو را بفرستم خارج از کشور درس بخوانی، 60 سالش هست هنوز نفهمیده چه کسی است، الان دکتر و پروفسور است، ولی نمی‌داند از کجا آمده، نمی‌داند برای چه چیزی آفریدده شده است، اصلاً خانواده آسمانیش را نمی‌شناسد.@این بنده خدا الان نمی‌داند، که اصلاً خانواده آسمانی دارد، جاودانگی دارد، این بلا را چه کسی سرش می‌آورد، پدر و مادر سر بچه می‌آورند، چون حق بچه را نادیده می‌گیرند، بچه را بی‌حیا بار می‌آورند، بچه را ضعیف بار می‌آورند، حضرت فرمود همه بچه‌ها موحد به دنیا می‌آیند، «كُلُ‏ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ» این پدر و مادر هستند که اینها را مسیحی و یهودی و غیره در می‌آورند.@اسلام یک دین فطری است، (لا اله الا الله) یک حقیقت انسانی است اسلامی نیست، صد بار این را ثابت کردیم که (لا اله الا الله) شعار اسلام نیست شعار انسانی است، همه انسان‌ها معشوقشان الله است، همه انسان‌ها قیمت‌شان این است، باید به بچه‌ها بگوییم که (لا اله الا الله) حقشان است.@وقتی در مورد این کفر می‌ورزی، دائم پای موبایل و تلفن او را می‌نشانی، با مهمانی سرشان را گرم می‌کنی، بچه‌ها نمی‌فهمند برای چی به این دنیا آمدند، آرزوهایشان را تنظیم نمی‌کنی، اهدافشان را تنظیم نمی‌کنی، این بچه فکر می‌کند الان یک گیاه است باید خوشگل باشد، باید تیپ بزند بیرون بیاید، خوشکلیش را به رخ بقیه بکشد، یک گیاه است که باید نشان بدهد من هیکلم اینطوری است، قدم اینطوری است، مرد و زن فرقی نمی‌کند.@یا فکر می‌کند یک خانم است یک آقاست، یک حیوان است که باید ازدواج بکند، کل آرزویش همین است، که ازدواج بکند، بچه‌دار بشود، یا یک مغز است که باید دانشگاه برود دکتر و مهندس بشود، دروغ است، خدا یک انسان اینطوری نیافریده است، این کفر اخلاقی و اعتقادی است.@ما سه نوع جهنم داریم، پس «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» می‌کاریم یعنی خودت یک رفتاری انجام می‌دهی، یک اخلاقی داری، یا یک اعتقادی داری که یک میوه‌ای می‌کاری که میوه‌ات در می‌آید، در دنیا نتیجه‌اش را داری می‌بینی همین جا دارد خودش را نشان می‌دهد، میوۀ تلخش را خودت داری می‌چشی.@بچه‌ام من را کتک می‌زند، بچه‌ام بی‌تربیت است، بچه‌ام اینطوری است، بله تو یک موقعی زحمتت را کشیدی بچه‌ات در محیطی اتفاقی برایش افتاده آنجا تو مسئول نیستی، می‌گویی من زحمت خودم را کشیدم، تعالیم خودم را به او دادم، در محیط رفته در محیط تحت تأثیر قرار گرفته خیلی خوب به هر حال دست تو نیست.@یک موقع هست نه ریشه را تو کاشتی اصل ما تو است، تو لجباز بودی تن به وظائفت ندادی بچه‌ات هم مثل خودت تنبل و لجباز بار آمده حالا داستان اینطوری می‌شود، این بچه‌ای که الان دارد تو را آزار می‌دهد، می‌گویی ان‌شاءالله زیر تریلی هجده چرخ برود، ان‌شاءالله بروی برنگردی ان‌شاءالله تو را نبینم، این میوه تو است تو بذر آن هستی، تو اصل آن هستی.@همین خُلق تو باعث شده پسر و دختر تو اینطوری بشوند، به خُلق خودت نرسیدی، اخلاقیات خودت را خوب نکردی حالا نتیجه‌اش این است که این بچه اینطوری است، میوه اینطوری می‌دهد، این یک برداشت از جهنم شد.@توضیحات دیگر در مورد باطن جهنم می‌خواهیم توضیح بدهیم که بدانیم جهنم که می‌گوییم جهنم یک چیز قردادی نیست که مثل قرارداد راهنمایی و رانندگی، امسال مثلاً می‌گوییم هر کس چراغ قرمز رد بشود 50 هزار تومان، بعد شد 100 هزار تومان، بعد 200 هزار تومان، یک تناسبی بین جرم و جزا وجود ندارد.@باید یک تناسبی باشد، در نظام خلقت جهنم مخلوق انسان است، یعنی خودت آن را می‌سازی، خودت آتشش را درست می‌کنی، خودت شکلش را مشخص می‌کنی، نوع عذاب را خودت تعیین می‌کنی، اصلاً معماری جهنم با نفس ما صورت می‌گیرد، خودت داری آن را درست می‌کنی، پس یک قرارداد نیست، یک حقیقتی است که تو آن را درست می‌کنی.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@