جلسه 094 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
94
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
12
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 094 - انسان‌شناسی (تهران)

خوب جلسه گذشته بحثمون درباره عهد سوم بود عهد سومي كه شاه از طوطي گرفت و اين بود كه وقتي كه به جزيره مي‌ري مواظب باش كه غريب جزيره را نخوري تعريفي از جزيره كه همان دنيا هست كردن تا حدودي من اون اشعاري كه مربوط به توصيف دنيا بود خدمتتون عرض كردم در آخر اين اشعار فرمودند كه :

جاده هايي را كه بيني اندر آن جمله راه خانه صياد دان

راههايش گر بپيمايي تمام يارودسوي قفس يا سوي دام

اندر آن ويرانه‌هاي بيشمار وندر آن ويرانه‌ها جغدان هزار

اينو فرمودند كه دنيا هر راهي را كه باز مي‌كنه به روي انسان فرمود كه :

جاده‌هايي را كه بيني اند آن جمله راه خانه صياد دان

انسان توي دنيا كه هست عرض كردم چون قبلاً مطلق بوده اين رو هم وقتي كه مياد به دنيا و فقير محض هست دائماً دوست داره كه خودش را به آن وضعيت مطلق برساند بنابراين از جذب هر كمالي استقبال مي كند چون بالاخره ذره‌اي ، قدمي به اون وضعيت قبلي‌اش كه مطلق بوده نزد خداوند تبارك و تعالي نزديك‌تر مي‌شه اين حسن وبيشتر مي‌كنه كه بزرگتر شده و كامل‌تر شده چه دارايي‌هايي جمادي چه دارايي‌هاي نباتي و چه دارايي‌هاي حيواني چه دارايي هاي عقلي و البته دارايي‌هاي فوق عقلي اگر انسان ندونه كه انسانه و ندونه داراي‌هاي او چيه حقيقتاً ثروت حقيقتي او در چيست به چه چيزي مي‌تونه آرامش پيدا بكنه چون اون روح بي‌نهايت طلب باهاش هاست دائماً مي خواد خودشو از حالت ضعف به قدرت و قوت برسونه از حالت نداري به دارايي برسونه اين اشتباهاً به جاي اينكه كسب فوق عقلاني بكنه يعني بياد به سمت اينكه بيشتر به خداوند تبارك و تعالي نزديك بشه و ارضاء بكنه خودشو و اون بي‌نهايت طلبي‌اش را وقتي خدا را گم بكنه تو كجا دنبال اون بي‌نهايت مي گرده در جلسات و دنيا بعد اين هر چه كه به دست مي آورد چون از آن طرف روح بي‌نهايت طلب هست مرريض تر مي‌شه يعني مي خواهد جذب بيشتري بكنه و هي حريض تر مي شه و به جاي اينكه فوق عقلش فعال بشه و داراتر بشه كدوم بخشش فعال مي‌شه طبيعت و اين با ارضاء خودش هر روز از مسير خودش دورتر مي شه يعني هر چه بيشتر دارايي به دست مي آورد كمالات نباتي و جمادي و حسي و خيالي و حيواني و وهمي اين هي دورت از خدا مي‌شود.

بنابراين شما يه آدمي كه كمتر جذب دارايي هاي غير خدايي كرده راحتر مي‌تواني برش گردوني به راه راست تا كسي كه بيشتر كسب دارايي‌هاي غير خدايي كرده يعني كسي كه از بين دو نفري كه اصلاً با خدا آشنا نيستند دقت بكنيد اصلاً‌با خدا آشنا نيستند يعني شروعي نركدند كدومشون راحتر هستش كه برگرده به سمت خدا اوني كه كسب طبيعت كمتري كرده يعني طبيعتش كمتر فعاليت كرده دقت بكنيد رو تخته من توضيح بديم ببينيد اين خداوند هست اين طرف پائين بنويسم من اينجا دينا و طبيعت حالا وقتي كه اينجا ميياد توي طبيعت و دنيا اين اگر كه از نظر روحش از ظنر كمالات جمادي و نباتي و حيواني كمتر جذب كرده باشه سبك بارتر هستش از اين در نفر كه هنوز حركتي به سمت خداوند نداشته اند اوني كه بيشتر توي دنيا فرو رفته كمال كسب كرده سنگين‌تره لذا حركتش هم به سمت خدا سخت‌رته . براي همين حضرت مسيح (ع) مي‌فرمايد رد شدن شتر از سوراخ سوزن راحت تز از رفتن يك ثروت‌مند به بهشت است كدوم ثروتمند ثروتمندي كه اصلاً چيزي به اسم خداوند و فوق عقلش چيزي به اسم خداوند حذب نكرده و فوق عقلش فعال نيتس از دو نفري كه فوق عقل فعال ندارند اوني كه طبيعت بيشتري جذب كرده سنگين‌تره دورتر شده يعني هر جه شما بيشتر جذب كنيد از طبيعت بيشتر از خداوند دور مي‌شويد طبيعت زماني به درد مي‌خوره كه شما جذب كنيد يعني كمالات حسي و نباتي و عرض كنم خدمتتون حيواني زماني به درد انسان مي خوره كه انسان سوار بر آنها باشه يعني فوق عقل حاكم بر بخش طبيعت باشه فطرت حاكم بر طبيعت باشه اگر حاكم بر طبيعت باشه يه نفري كه حالا نفري كه حالا طبيعت جذب مي‌كنه مثلاً‌ فرض كنيم پول داره از پولش مي‌تونه براي آخرتش استفاده بكنه صداي خوبي داره قلم خوبي داره محبوبيت داره عزت داره آبرو داره اعتبار داره اينها را در جهت ابديت به كار بگيره ولي اگر يكي فطرتش بر طبيعتش حاكم نباشه اين هر چه كه جذب بكنه يعني اگر زيبا باشه منحرف مي‌شه پولدار باشه منحرف مي شه صداي خوبي داشته باشه چي مي‌شه دورتر مي شه از خدا عرض كنم آبروي بيشتري داشته باشه عزت بيشتري داشته باشه دورتر مي‌شه پس اين قاعده است براي كنيم خيلي نكته ظريفي هست اينجا كه مي گه اگر شما جاده به رويتان باز شد يعني يه راهي باز شده به سمت دنيا هواست باشه فكر نكني خيلي خوش به حالت شده باز بشه اگر عرضه نداشته باشي اونود در جهت كمالات ابدي ازش استفاده بكني هر چه قدر موفق تر هستي دورت مي‌شي هر چي تو دنيا توفيق بيشتري كسب بكني كمالات بيشتري را جذب بكني چه جمادي چه نباتي چه حيواني چه حسي چه خيالي چه وهمي تو فاصله ات از خدا بيشتر مي شه براي همين هميشه تو قرآن طبقه مطرف و ملع و مستكربين و ثروتمندها و طاغوتها بيشترين مقاومت را حاكمت و سلاطين بيشترين مقاومت را در مقابل انبياء كردند و طبقاتي كه وضع مالي خوبي نداشتند مستضف بودند و طبيعت كمتري را جذب كرده بودند حيوانيت كمتري را جذب كرده بودند با اينكه گراه بودند مثل جاكم‌هاي خودشون اما خيلي زودتر جذب چي شدند جذب خدا شدند چرا چون فاصله‌اشان كمتر هستش بنابراين مثلاً‌ فرش بفمرائيد يه آدمي كه خيلي مشهوره معروف تو اجتماع موقعيت خوبي داره عزتي داره مثلاًاين اگر انحارف داشته باشه مسير اصلاً جذب الهي نداشته باشه اين و اگر بخواهي برش گردوني به سمت اينكه بايد با خدا آشتي بكنه خيلي دير مي‌تونه بر گرده ، چون بايد از شهوت زيادي دست برداره از طبيعت بيشتر دست برداره خيلي مهمه ارزش يه كاري مثل حس اين هست كه حس از امكانات دنيايي زيادي برخوردار هست بايد از همه اش بگذره تا برگده تا يه كسي كه هيچ امكاناتي نداره شما ببينيد ابن سعد نمي تونه بر گرده چرا چون در مقابل امام حسين و يه حجم زيادي از دنيا رو به روست اون حجم زياد جي بود ملك ري بود چس ببينيد ايو طرف دارايي زيادي هست نمي زاره بر گرده سنگين مي‌كنه انسان را براي همين قرآن مي‌فرمايد همسران شما و فرزندان شما دشمن شما هستند ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم بعضي از همسران شما و فرزندان شما دشمن شما هستند فاحذروهم يعني مراقب باشيد علاقه و ارتباط با همسر و فرزند تو را سنگين نكنه كه ار معشوق اصلي چي بشي باز بموني نتوني حركت كني به سمت خداوند تبارك و تعالي حالا اگر يه كسي همسر و فرزند نداشته باشه راحتر مي‌تونه بره جبهه يا اگر يه كسي همسر و فرزند داشته باه اوني كه نداشته باشه ديگه چون طبيعت كمتري جذب كرده لذا آزادتر هست حالا ثواب كسي كه همسر و فرزند داره مي‌ره جبهه بالاتره يا مجرد ثواب يه متأهل بالاتره چون بايد از چند تا محبوب بگذره حجم زيادي از طبيعت بگذره قاعده يادتون نره پس وقتي مي‌گه راه باز مي‌شه راه دنيا بز مي‌شه روي آدم آدم فكر مي‌كنه خيل خوش به حالش داره مي‌شه كه فرض بفرمائيد مثلاً كه من امسال كنكور قبول شدم مي‌روم كارشناسي مي‌خونم كارشناسي ارشد مي‌خونم دكترا مي‌گيرم بعدا ستاد دانشگاه مي‌شوم رئيس مي‌شوم مشهورم ي‌شوم وكيل مي شوم وزير مي شوم بايد دقت بفرمائيد اگر عرضه نداشته باشي هر چه موفقيت هايت بيشتر بشه اشتي تو با خدا ديرتر اتفاق مي‌افته انش تو با خدا چيه كمتر اتفاق مي‌افته تو ديگه انقدر مشغله‌هاي دنيايي مياد سرت كار مي‌ريزه سرت كار و طرح و پروژه و نمي‌دونم ارتباطات و سفر و نمي‌دونم كارهاي ديگر اصلاً دقت نداري به خودت يه سري بزني عرضه يه مؤمن تو همين كه مومن در حال كه ارتباط داره ارتباط وسيعي هم داره هيچكدام از اين ارتباطات بر ارتباط او با خدا غلبه نمي‌كنه او همچنان خلوت و صميميت خودشو با خدا حفظ مي‌كنه يعني نعمت گولش نمي‌زنه مستي نعمت يكي از مستي هاي بسيار خطرناكه داريم كه خدا نعمتي به انسان بده كه غافل بشه از خداوند تبارك و تعالي لذا حضرت مسيح مي فرمايد كه خدايا بيش از مدو نان جوين نصيبم مكن كه مرا از تو غافل نكنه انسان هر چه بخواهد ثروتمند تر بشه وضعش بهتر بشه يا امكانات بيشتري نه از نظر مادي اين ها كه مادي هست امكانات خيالي ، وهمي مقام داشته باشه به رياست برسه مي بينيد كه انس با خدا برايش سخت تر مي شه چون انقدر مشغول بم‌شه كه ديگر نمي رسه ديگه . نمي رسه انجام بده اين كار را لذا اينجوري نيستش كه اگر مثلاً‌آدم واسش تا يه چشمكي كسي بهش زد بدو بره مثلاً‌فرض بفرمائيد كه دنيا به روش خنديد بدو بره مثلاً‌مشغول بشه اين فكر مي‌:نه به نفسشه ولي خوب خيلي به ضرر شه در زندگي تاريخ زندگي امام صادق ( ع ) داريم كه غلام امام صادق يه ثروتمندي اومند به او پيشنهاد داد گفتش كه من حاضرم نصف ثروتم را بدم تو جاتو به من بدي پيش امام صادق ( ع ) خوب اين هم علام بود پيش امام صادق ( ع ) برده اي بود و زندگي مي‌كرد بعد آمد به امام صادق ( ع ) عرض كرد كه آقا من بهم يه همچيين پيشنهادي شده يه ثروتمندي گفته من نصف ثروتم را بهت مي‌دم تو اين غلامي امام صادق ( ع ) را به من بده حضرت فرمود اين ديگر اختيارش با خودت من نمي‌تونم چيزي بهت بگم كه هر جوري دوست داري تصميم بگير – بعد گفتش كه خوب باشه قرار گذاشتند كه گفت باشه قبوله خلاصه قرار گذاشتند و روزي كه داشتند مي‌آمدند كه اين كار را بكنند لباس نوكري را داشت در مي آورد لباس و بده به طرف خلاصه نصف ثروت و بگيره بره دبنال زندگيش براي خودش خوي نصف ثروت او كم نبود يكدفعه به خودش آمد ديد داره چته چيز بزرگي را از دست مي‌ده به خودش آمد به طرف گفت نه من لباس و در نمي آورم عوض نمي‌كنم حالا به ماها خيلي مي‌شه ماهامثلاً تا يه موقع چشمكي بهمون مي‌زنند خوندم فرمولش و هفته قبل انا جعلنا ما علي الارض زينته لها لنبلوهم ايهم احسن علما مثلاً يه موقعيت دنيياي پيش ميياد يه سفر خارجي پيش مياد . طرف انقدر ذوق زده مي‌شه كه حلا مثلاً حالا مي خواد برده خارج از كشور كه نگو فكر مي‌كنه كه چه خبره تو جهنم مي خواد بره اوج طبيعت گرايي يا مي شه ميره اونجا بعد مي‌بينه كه يدگه اون حس و شور كه بايد داشته باشه نداره فكر مي‌كنه خيلي به نفعش شده واقعاً باخته واقعاً مي بازه انسان خيلي چيزها ممكنه از دست بده يا مثلاً يه ثورتي پبيش مياد پولي پيش مياد ارثي بهش مي رسه پيشنهاد يه كار تجاري خوب بازرگاني خوب مي كنند پيشنهاد عرض كنم يه مقام بهش مي‌كنند خيلي زود قبول مي كنه فكر نمي‌كنه كه حالا مثلاً‌ فرض كه الان من قبول بكنم اينو آيا مي‌تونم بعداً‌رابطه‌ام با خدا همينجروي قشنگ و صميمي باشه اگر مي‌تونه صميمي و قشنگ باشه خوب خيلي خوبه انسان بره بگيره ولي اگر نمي تونه عرضه نداري ظرفيتش را نداري بري سر وقتش يكدفعه چي مي‌شه يعني روحيه‌ات خراب م‌شه پس اينكه براي انسان امكانات پيش بياد شرايط خوبي پيش بياد خوب نيست بايد دقت كنيد كه اين بين تو خدا برات گيجي ايجاد بكنه مستت نكنه خطرناكه حتي ممكنه يه لباس ممكنه انسان روحيه اش را عوض كنه نبايد بپوشه اون لباسو يه لباس يه خونه مثلاً‌ پيشنهاد مي‌شه مي ره خونه را مي بينه ميفهمه كه اگر نخواد تو اين خونه بره قلبش مي‌گيره تو اين خونه يعني ممكنه خيلي عشق و حال بكنه از نظر طبيعي اما اين خونه ديگر حس و حال حس براش معنيو نمي‌زاره براش امام سجاد ( ع ) براش يه لباس آوردند پوشيد لباش را هي به خودش نگاه مي‌كرد حضرت بعد درش آورد و گفت كاني لست بعلي من الحسين من انگار علي بن حسين نيستم تو اين لباس ، لباس و كند طبق ظرفيت بايد رفت سراغ هر چيز مي‌بيني مثلاً‌يه خانمي مثلاً‌يه آپارتمان داره يه خونه داره مثلاً فرض بفرمائيد 100 متر صدو پنجاه متر دويست متر راحته توش الحمدلله راحته داره زندگي مي‌كنه به كارهاش مي‌رسه به رنامه ش مي رسه به مطالعاتش مي رسه به دعاش مي رسه به درسش می رسه به شوهرداری و بچه داری اش می رسه بعد یکدفعه هوس یه خوهه پانصد متری می زنه تو سرش هم مرده حماقت می کنه هم زنه هوش بازی می کنه یا مرده را تحریک می کنه این خونه را پر کنه باید چه کار بکنه عوض باید هزینه بیشتری کنه تا خونه را بخره بعد باید کلی بدوه تا ون خونه را چه کار کنه پرش بکنه بعد خانم خانه دار باید چقدر حرص و جوش بخوره باید اعصابش خورد بشه برای فرشهای آنجا مبل های آنجا تمیز بودن اونجا دکوراسیون اونجا یکدفعه به خودش میاد می بینه که از صبح که پا شده الان شده پنج بعد از ظهر اون هنوز داره تو خونه می دوه هی داره تمیز می کنه اصلاً دیگر به خودش نمی رسه بعد به بچه هاش هم دیگر نمی رسه چون بله چون یه خونه خوب داره آخه امکانات اینجا یه چه دردی می خوره یه خونه خوب یعنی درسته افزایش پیدا کرده اما از چی کاهش می شه از حجم تغذیه فوق عقلانی تو کاهش پیدا کرده اینجوری نیست که تو مثلاً فرض بفرمائید که یه نعمت بهت رو کرد نه آدم می تونه بگه نه آقا این صد متر و صد و بیست متر و دویست متر و می نشینیم دویست متر و ولی اون سیصد متر و می فرستم برای آخرتم یه کسی عرض کردم خدمت امام صادق ( ع ) آمد گفت آقا این پول برای من یه خونه بخر گفت باشد بعداً بیا فردا آمد گفت خریدی خونه گفت بله خریدم گفت کجا گفت بغل خونهه خودم خریدم تو بهش یه خونه خریدم بغل خونهه خودم تو بهشت همه اش را دادم فقرا اون گفت آقا دس شما درد نکنه خیلی ممنون از این خونه ای که برای ما خریدید و حالیش بود دیگه چه چیزی گیرش آمده تمام شده حالا بعضی ها عرضه دارند می گن آقا من اینجا بخوانم اضافه مصرف کنم برای چی این اضافه مصرف باشه می شه چی از رفت و آمد با خدا و اهل بیت و فرشته ها و امام زان ها و عالم بالا بمونم اصلاً ازاین می مونم واسه چی ان افزایش ازا ینم ی مونم میخوام چه کار اینو خوب اینو می فرستمش آخرت برای خودم بازم برای خودمه یعنی بازم خودم می خوام توش بنشینم بعداً ولی بعدً می روم و توش می نشینم گم نمی شه که از دستم نمی ره که می فرستم برای ابدیت خودم حالا خودم به اینجا قانع هستم با همین کنار میام می فرستم پس دقت کنید جاده هایی که بینی اندر آن جمله راه خاه صیاد دان یعنی در واقع تو داری صید می شی حواست باشه با موفقیت بیشتر شکار نشی درسته به به و چه چه مردم در میاد مردم می گن آخی خوش بحالش الان چه موقعیتی داره ولی باطن قضیه اینجوری نیست شما ور وقت می روی به خدا می گی خدایا به من یه پیشنهاد شغل شده یه پول خوب یه نمیدونم امکانات خوب یه مسافرت خوب خدا هم مثل امام صاقد ( ع ) بهت می گه چی بهت می گه خودت انتخاب کن هر چوری می خوای منو انتخاب کن اونی را انتخاب کن بروید دوستی داشتم تو یکی از این کشورهای اروپائی چند وقت پیش زنگ زد به من دیدم حالش خیلی منقلبه شاید دو سال پیش گریه می کرد گفت که آره من ، من بهش می گفتم نمون اونجا خطرناکه برای تو دختر داری بزگر شدند میدونی که حجاب درست حسابی ندارند فردای قیامت تو باید جواب اینها را بدی که محیط بد برایشان انتخاب کردی بعد خودت شل شدی ببین مثلاً قبلاً نمازهایت اول وقت بود خانمش می گفت الان نمازش آخر وقته الان گاهی وقتها هم یواشکی نمی خونه گفتم خطرناکه ها این بمونی خلاصه ممکنه بگن تو اینجا زندگی کردی پول بیشتری هم داشته باشی ولی از اون طرف دیگر خبری نیست خطرناکه هی من بهش می گفتم گوش نمی :رد بعد دیدم زنگ زد بهم گفت آره دیروز رفتم که به اصطلاح برای همیشه اون کارت اقامت ثابتم را بگیرم یه خوه خریداری کنم خواب همه معصومین را دیدم امیرالمومنین ( ع ) آمد جلو به من گفتش که فرزندم اینجا جای تو نیست برگرد گریه می کرد بعد می گفت حالا من چه کار کنم مگه نگفته برگردد برگرد دیگه خوب خوب حالا برگردم ایران اصلاً نگاه کنید طرز فکر و گفتم آره دیگه چه بی بالاخره انتخاب کن خودن هر جوری می خواهی بعد گفتش که بعد چند وقت زنگ زد که من میام ولی ایران نمی یام میام یه کشور نزدیک ایران گفتم بیا حالا بازم بیا گفت می خوام بیام دبی گفتم بیا دبی اصلاً بعد ولی نتونست بیاد دیگه یعنی حجم زیاد طبیعت مثل خیلی ها که موقعی که امام حسین رفت سراغشون قبل عاشورا کربلا گفت بیا با هم برویم بهشت دیگه به امام حسین ( ع ) گفت شمشیر بهت می دهم اسب بهت می دهم پول بهت می دهم ولی خودم نه حضرت رفت تو چادر دنبالشون خیلی حرفه ها حلا سراغ همه ما خدا می یاد امام زمان ( ع ) میاد سراغ همه ما ، ما را دعوت می کنند مار را دعوت به مقام خودشون کردند اسئل ا... ان سبلغ المقام المحمود لکم عند ا...

می گه ما انقدر شما را دوست داریم که شما تو مقام ما باشید آخرت پیش ما در مقام ما خوب تو زیارت عاشورا دارید می خونید دیگه راه هم بازه ولی ما اینه ارا هم می خوینم ها تو زیارت عاشوراها اما هوس ها و مقامها را نداریم ما هوس مقام های دنیایی توسرمون هست بزرگت شدن دنیا تو نظر مدرم خیلی دوست داریم بزرگ شویم اما اینکه تو نظر امام زمان بخواهیم بزرگ شویم تو نظر خدا بخواهیم بزرگ شویم تو نظر فرشته ها بخواهیم بزرگ شویم فاصله امان اونجا از از بین نره نه همچنین رغبتی نداریم برای همین برای همین هم سرمایه گذاری تو این جهت نمی کنیم حرکت جدی برای رسیدن به ابدیت و آخرت نداریم خیلی این بیت حرف داره.

جاده هایی را که بینی اندر آن جمله راه خانه صیاد دان

راه هایش گر بپیمایی تمام

همه راه هایش را که بروی آخرش کجاست یار ودسوی قفس یا سوی دام

اینجوری یعنی هر چه قدر می روی جلوتر به اصطلاح توفیق پیدا می کنی مردم به به و چه چه بیشتری می گویند می گویند خاک بر سرت وای به حالت آخرش اینه دیگه سنگین تر و سیاه تر

اندر آن ویرانه های بیشمار وندر آن ویرانهها جغدان هزار

دشمنان جان طوطی سر به سر

خیلی ها دشمن تو هستند دشمن کودک عزیز روان که این کودک عزیز روان شما را از خدا سر به ببرند که اصلاً نزارن حرکتی بکند یکدفعه می بینی پنجاه سالت شده اصلاً از آن کودک عزیز روان که قلاً زندانیش کردی بعداً هم در اثر اینکه غذا ندادی تو زندان مرد هیچ خبری نداری دیگه اصلاً یادت رفته که کی بودی یادت رفته کی هستی اصلاً یادت رفته هیچی دیگه از آن نمی مونه برات

دشمنان جان طوطی سر به سر بر هلاک طوطیان بسته کمر

نگاه کنید تو این طبیعت دنیا وقتی می روید چقدر عامل وجود داره تو بازار تو کوچه تو خیابون تو شهر تو ماهواره تو تلویزیون هزار تا جای دیگه وجود داره که هم کمر بسته اند که مارا بکشند بکشند یعنی چی ما کی هستیم کودک عزیز روان همشون می خواهند ما را بکشند کی نمی فهمه این حرفی را که من می زنم کسی که فکر می کنه بدنه زنه و مرده نه بابا انقدر خوبه اینجا خیلی کیف داره خیلی خوب اینجا همه اش ما را تشویق می کنند امکانات در اختیارمون می زارند رفاه در اختیارمون می زارند خدمات به ما می دهند به ما می دهند در اختیار مون می زارند این مون و ما کیه این بدنه این زن و مرد بودن ماس جنسیت ماست فقط به این می رسیم اما هر چه به این برسی چه می شه هر چه به این برسی از اون و رکم میاری

طوطیان را خون در آنجا یخته خونشان با خاک آن آمیخته

شما نگاه کنید ما چقدر آدم های خوب داشتیم و داریم که اینها می توانند اولیاء ا... بشوند از سربازان خوب امام زمان ( ع ) بشوند هم درجه و هم مقام ائمه ( ع ) باشند بیخود توی این زباله دون افتادند و دارند انرژی شون هدر داره توی چی توی دنیا قاعده اینه

کرده در هر گوشه صیادی کمین دام ها گسترده بر روی زمین

در کمین طوطیان بنشسته اند طوطیان را بال و پر بشکسته اند

ما چقدر داریم آدم ها که ریزش می کنند آدم های خوب فعال عرض کنم خدمتتون با استعداد می تونند خیلی برای دین خدا برای جامعه شون مفید باشند ولی خوب انتخاب های بد ارتباطات بد افکار بد سراغشون که میاد دجار خودخواهی می شوند یعنی خو طبیعی اشان را بیشتر می خواهند برای همین از خود حقیقی اشان غافل می شوند از خود فطری غافل می شوند و این بلایی که در اینجا نوشته

در کمین طوطیان بنشسته اند طوطیان را بال و پر بشکسته اند

یعنی یکدفعه می بینی یه آدمی که خیلی قوی بود خیلی برو بیاد داشت خیلی با معنویت بود خیلی با نشاط بود خیلی با خدا انس داشت با امام زمان ( ع ) انس داشت بعد می بینی که بعد از یه مدت یواش یواش یواش قساوت قلب پیدا می کنه خوابها عوض می شه خوابهای وحشتناک و خوابهای از قاس و احلام و درهم و برهم دیگه می بینه افکارش خیالاتش می ریزه به هم آرمانش هایش می ریزه به هم آرزوها و دغدهایش می ریزه به هم نوع هوس هاس دیگر فرق می کنه رفیق ها ش یواش یواش عوض می شوند همه چیش یواش عوض میشه به مرور زمان چرا چون هی بال و پرش چی می شه شکسته می شه « صلوات ».

چند تا روایت هست برایتان بخوانم راجع به خصوصیات این جزیره یعنی کجا دینا .

الدینا دارالغربا خیلی زیبا است فرمایش امیرالمومنین ( ع ) صلوات خدمت محضر مقدسشون ختم بفرمائید از غر آدرس دادند این خلاصه غرر هست جلد 1 صفحه 316 غرر الحکم دنیا خانه غریبان است ارالغربا مثل طوطی دیگه غریب بود آمد تو جزیره دیگه ها انیجا همه ما غریبیم یادتون ابشه وطن ما اینجا نیست . وطن ما خدا ست برای همین گفتند حب الوطن من الایمان دوست داشتن وطن ون کیه خداست از ایمان است. انسان وطنشو دوست داشته باشه دارالغربا همه ما غریبیم اینجا حلا خدا برای اینکه ما خیلی احساس غربت نکنیم همون کارهایی که شاه به طوطی گفت برای اینکه یه موقعی احساس غربت نکه اولین پندش چی بود اولین عهد چی بود اینکه یاد ما را فراموش نکن لحظه ای یاد ما را فراموش نکن

یاد ما کن یاد ما شیرین بود راحت هر خاطر غمگین بود

خوب حالا خدا خودش تجلی کرده توی زمین آمده اولیاء اش را هم فرستاده برای اینکه تو خیلی احساس غربت نکنی در قرآن می فرماید یه خونه ها و میکده ها و محل هایی را قرار داده که تو وقتی وارد دادن لیکن ها محله ها می شن توی اون میکنها و محل ها اصلاً دنیا یادت می ره یادت می افته کجایی هستی اونجا همش یاد وطن می کنند ها همش یاد وطن هستی یه مدتی یه ساعتی که توی اون میکده می نشینی با یاد وطن خودتو آروم می کنی بعد هم گفته برای اینکه خودنشو اعصابتو اذیت نشی و عغمگین نشی و غربت نکشی تو را پنج وعده چاشو با خودم صبحت کن حرف بزن شب ها پاشو که دیگه این دنیا اذیتت نکنه ولی ما مثل طوطی هستیم حالا طوطی این همه عهد باهاش کردند می بینیم که وقتی وارد جزیره می شه چه بلاهایی سرش میاد ما هم اینجوری هستیم دیگه وطن یادمون رفته دیگر اون عهدی که بستیم با خدا عهد است که بستیم با خدا یادمون می ره و موطن والاشقیاء وطن بدبخت هاست دنیا وطن آدم های بدبخته اشقیاء شقیها آدمهای بیچاره و بدبخت کسی که وطن نداره ما وطنمون خداست اونهایی که وطن ندارند بهشت ندارند بالاتر از بهشت ندارند اینها احساس می کنند که وطنشونه همین جا می خواهند بمانند سنگین می شوند و اصلاً دیگر اون وطن اصلی اشان را چه کار می کنند فراموش می کنند دیگر هوس برگشتن هم ندارند نمی خواهند بروند قرآن می گوید : اثا قلتم الی الارض ارضیتم بالحیاه الدنیا : سنگین شدید شما روی زمین و راضی شدید به این حیات اینجوری وضعیت نیا ان الدنیا کل حی لین مستها قاتل سهها دنیا مثل قار که وقتی لمسش می کنی خوشت میاد نرمه خوبه اما قاتل سمها سمش کشنده است می زندت. من یکبار یادم هست که سنم کم بود آن موقع ها شاید چانزده شانزده سالم بود نمیدونستیم همچنین چیزی را رفته بودیم محروم شاید محروم ترین منطقه کشور توی جزیره ای توی تقریباً شبه جزیره ای آنجا کنار آب یک روز رفتم شنا بکنم دیدم که چقدر عروش های دریایی زیبایی هست رفتم از کنار اسکله پریدم توی آب و خلاصه شنا کردم یکدفعه دیدم یه ناخدایی آمد و با داد و فریاد من و کشاند بیرون بعد گفت نمی ترسی گفتم از چی بترسم گفت این عروسها گفتم بابا به این خوشگلی به این خوبی عروس دریایی شما دید چقدر زیباست برای همین بهش می گویند عروس گفت آره اوه هفته همین عروس خانم یه ناخدا را کشته خیلی زیباست اما نیشش چیه کشنده است اگر کسی ندونه فکر می کنه خوب دیگه می ره سمتش بعد می بینه نه می کشه آدم قاتل سمها سم دنیا اینجوری ست لج می کنه می کشه آدمو بعد انسان یواش یواش یادش می ره خل می شه حیوانه می شه تما مشاعر شو از دست می ده یادش می ره ابدیت خدا ، پیغمبر ، آسمان روز الستی که بوده همه چی آدم فراموشش می شه کاملً گیج می شه و فقط سبح تا شب می دوه مشغوله همین جاست دیگه همین جا تو خودش می لوله تا بمیره همین یه کار تکراری دایره وار صبحانه نهار شام صبحانه و نهار و شام همین جوری هی تکرار می شه تمام می شه الدنیا کالغول خیلی زیباست این تعابیر تغوی من اطاعها و تهلک من اجابها دنیا مثل غول می مناد خواندید تو شاهنامه داستان رستم و آن دیو را که وقتی که رستم را گرفت گفت تو را توی دریا پرتت کنم یا توی کوه کجا پرتت کنم رستم چی گفت کجا گفت گفت توی کوه پرت کن برای چی برای اینکه بر عکس عمل می کنه دیگه قول اینجوری می گه دنیا اینجوری هر کسی اطلاعتش بکنه او را فریب می دهد و هر کسی اجابتش بکنه هلالش می کنه از بین می بره یعنی هر چه بیشتر بهش بگی چشم بدبخت تری ذیل تر خارتر و قسی القلب تر و دور تر می شوی دنیا عیشها قصیر مدتش کوتاهست دیگر به دوران رحمی است الان سن هاتون بالاست دیگه خیلی از شما سن بالا مثل من هستید نگاه کنید برگردید به گذشته مثل سرا به خوابه تما شد رفت اونهایی که الان جوان هستند بیست سال و بیست و سه چهار سال فکر می کنند که اگر به سن ما برسند چقدر طول می کشه ولی مثل یه خواب زود بهش می رسند عیشها قصیر یعنی عیشش کوتاهه اگر لذتی هم باشه کوتاهه برین سر گذشت خاندان پهلوای را بخوانید ما که بیشتر از آنها نمی توانیم داشته باشیم آخر چی شده و خیرها یسیر خیرش هم سیره کمه خیر زیادی ندره و اقبالها خدیعه وقتی رو می کنه به آدم در واقع دارم آدمو چه کار می کنه فریب می ده بدبخت می کنه و گول می زنه. و ادربارها فیجع وقتی پشت می کنه انسان عزادار می شه ولذا تها فانیه لذتهایش همه از بین می رود ببیند الان هر کدام از ما خیلی لذت بردیم از کمترین تا شیرین ترین لذتها را نصیبمان شده ولی چیزیش الان که نشستیم توی این کلاس باهامون هست یا نه تمام شد و رفت دیگه و عدتها با قیه اما تبعات اون لذات تبعات دنیا و آلودگی به دنیا و آلودگی به دنیا باقی هستش پایدار می مونه چیزیره اینجوری دیگه این جزیرهآی که هست ان الدنیا تدنل احال و تباعد الامال دنیا اجل ها را مرگ را نزدیک می کنه تند تند می کشه و می فرسته آن طرف و تباعد الامال هی آرزوها را ازت چه کار می کنه دور می کنه ازت هی آرزوی جدید آرزوی جدید آرزوی جدید همینچوری انسان توی این شراب می مونه و می میره ان ا.. تعالی جعل الدنیا لما بعدها خداوند دنیا را برای بعد از خودش قرار داده برای بعد از دنیا قرار داده مثل اینکه رحم واسه کجا قرار داده خداوند رحم را برای دنیا قرار داده نه برای خودش یعنی اگر جنین بخواهد اضافه تر آنجا بمان د یا بخواد اونجا کار نکنه برای دنیا زحمت نکشه برای دنیا خودشو برای دنیا آماده نکنه یا سقط می شه و می میره یا خفه می شه اگر بخواد بیشتر از حد بمانه آنجا دنیا اینجا اینجوری اینجا برای خودش ذاتی نیست هواستون باشه که ما نیامدیم انیجا که زندگی بکنیم توقع زندگی و خوشی و چیزی داشته باشیم سعادت را اگر می خواهیم باید آماده کنیم خود مون برای مرحله بعد و ابتلی فیلها اهلها لیعلم ایهم احسن عملاً واهل دنیا را به دنیا مبتلا کرده چرا ما را به دنیا و چشمک های دنیا خدا مبتلا کرده سوره کهف آیه 7 ایدتو هستش دیگه . انا جعلنا ما علی الارض زینتا لها لیبلوهم ایهم احسن عملاً ماهر چی تو دنیا هست چشمک زن آفریدیم و زینت تا ببینیم کی بهتر عمل می کنه لذا می گه خداوند یه کسی نگه پس خدایا پس چرا ما را به دنیا آوردی که ما را مبتلا کردی به این همه خدا می گه شما باید از توی این جهنم بروید تو بهشت دیگه انسان باید هی بهش چشمت بزنید بگه نه و رشد بکنه اگر چشمک و شیطان و وسوسه نباشه انسانیت وجود ندارد کمال انسانی انسانیت زمانی است که به انسان هی چشمک بزنه و عمل نکنه و هی رشد بکنه و لسما لذدنیا خلقنا

ما برای دنیا خلق نشدیم ولا بسعی لها لمرنا و امر نشدیم که یکسره شب تا صبح و صبح تا شب برای آبادی دنیا تلاش بکنیم امر نشدیم به این کار یکسره اینجا و آباد کنیم و انما و ضعنا فیها انبتلابها ما اینجا قرار داده شدیم تا امتحان بشویم و نعمل فیها لما بعدها و کار کنیم برای بعد از دنیا جلد 2 صفحه 652 ان الدنیا لا سیلم منها الا بزهد فیها ابتلی الناس بها فتنه

دنیا هیچ کس ازش سالم نمی مونه مگر به زهد از دنیا به زهد از دنیا زعنی همان کاری که طوطی باید توی جزیزه کنه که گول جزیره را نخوره فقط بره مأموریتش را انجام بده مثل یه جنین که گول رحم را نمی خوره که بخواد تو رحم زندگی کنه قشنگ یه جنین موفق را که نگاه می کنی می بینی این از روز اول رحم را جدی نمی گیره هر کاری داره می کنه از اون لحظه که نطقه اش بسته می شود تا به دنیا میاد همش برای کجا زرنگه دیگه یعنی هر کاری می کنه کم مصرف توی رحم و تولید خیلی خوب زیاد برای کجا برای که ببره با خودش هیچ چیز و نمی زاره تو رحم بر می داره می بره با خدش اونی که می زاره برای رحم و برای اونجا ازش جدا می شه خیلی کوچک و کم فقط مقداری بوده که زنده بشه تو رحم ولی وقتی میاره همه چیز که تولید کرده با خودش میاره یه چنین موفق اینجوریه برای همی اگر کسی بخواد تو دنیا موفق باشه بتونه جمع بکنه این جمع باید تو روح انجام بشه بخواد جمع بکنه باید دقت بکنه که خیلی با احتیاط انتخاب بکنه اگر می خواد چیزی را انتخاب بکنه به سمت ارتباطی ، انتخابی بره به سمت رفتاری بره خیلی با احتیاط نزدیک بشه که یک موقعی از شدن باز نمونه از رشد محروم نشه لذا اگر کسی میخواد سالم بمونه نتیجه آن مقام شادی و آرام باشه اینجا دلت کنده بشه ازش اتبلی الناس بها فتنه خدا مردم را مبتلا به دنیا کرده به خاطر فتنه آزمایی اش که بالاخره ببینه کی گول می خوره کی گول نمی خوره فما خذوا منها لها اخرجوا من هر چی که اخذ بکنید از دنیا به خاطر دنیا بخواهیدش به خاطر خود دنیا اخرجوا من رهایش می کنید و خارج می شوید ازش نمی تونی نگرهش داری می مونه برای بقیه هر چی که برای خودش جذب بشه اینطوریه نمووه برای خودت که نگه اش می أاری برای بقیه می خورند حضرت می فرماید هر چه که بیشتر از نیازت جمع می کنی فقط تو خزانه داری انبار داری برای بقیه بقیه می آیند و استفاده می کنند حساب قیامتش با تو هست جهنم رفتنش با تو ولی بقیه از تو می برند چند وقت پیش یادم یه جایی صحبت می کردیم یه تعدادی آدمهایی بودند آدمهایی بودند که وضع مالیشون خیلی خوب بود قشنگ یادمه آمده بوند توی جلسه آی که ما را نشستیم راجع به این فعالیت های فرهنگی صحبت می کریدم کار برای امام زمان و این چیزها و اینکه گفتیم که این فعالیت ها ی فرهنگی که داریم برای امام زمان احتیاج به کمک داره و این ها هر کس می تونه کمک بکنه دو تا صحنه خیلی قشنگ اتفاق اتفاد یه آقایی بود وقتی حرفهای من و می شنید خیلی سرشو تکان می داد و می زد تو سرش آدم خیلی پول داری بود می شناختمش رفقاش اونجا بوند این خیلی متأثر شده بود بعد از چلسه آمد و گفتش که آقا من می خوام یه کمی کنم برای امام زمان گفتم که حالا که می خواهی کمک کنی کمک کن دیگه مسئولش اونجاستا بروید و کمک کنید رفته بود برای خودش و خانمش دویست هزار تومان کمک کرده بود بعد یه نابینایی بود که می شناختمش زن و شوهر نابینا بودند پیرمردی هم بود خیلی به سختی این زندگی گذرانده او غم امد و گفتش که آقا من هم یه پولی جمع کردم که برای روز بدبختی و مبادا مبادا ای خودم می خوام کمک کنم برای امام زمان گفتم چقدر رفت کمک کرد بعد رفتم دیدم دو میلیون و سیصد هزار تومان هر چی جمع کرده بود توی این سالها همه را داده بود انجا اون پولداره چرا نمی تونه کمک کنه با اینکه اون همه زد تو سر خودش آخ و اوخ گفت ها برای اینکه جمع کرده برای اینجا اصلاً نمی تونه اصلاً قدرتشو نداره ازش بگذره ولی اون فقیره باورش خیلی زیاده هر چی داشت داد خیلی فرق می که همیشه همینجوری همیشه اونهایی که ندارند بیشتر از آنهایی که دارند راحتر می گذرند قاعده آش هم گفتم فما اخذا وا منها اخرجوا من هر چی که به خاطر دنیا جذب کردی ولش می کنی و می روی و حوسبوا علیه و محاسبه می شوند – و دونه دونه اش را باید جواب بدهند و ما اخذوا منها لغیرها قدموا علیه واقاموافیه هر چی که از دنیا گرفتند و فقط برای آخرت مصرف کردند قدموا علیه در آینده بهش می رسند ازش استقبال می کنند و اقاموا فیه توهمون چیزی که فرستادند اقامت می کنند و استفاده می کنند و این هما معنای امام صادق که فرمد خوه هرا برات کجا خریدم یه خوه ام برای خودم چونه یه خوه هم خوش می خواد زندگی بکه دیگه اینجوری هستی خو دت می تونی توش زندگی بکنی و اقاموا فیه و هندها عند دوی العقول کانطل می گه دنیا در نزد آدم عاقل مثل سایه است که تا می ری توش استراحت کنی می بینی چی شد رفت ولت کرد و رفت حرکت می کنه و از دستت می ره « صلوت » ان جدا الدنیا این ها را ما طلا کمه با چی بنویسی با نور باید نوشته بشود اینها تو قلب ما انشاء ا.. نوشته بشه ان جدالدنیا هزل و عزها ذل و علها سفل راجع هب این می توانیم یکسال حرف بزنیم راجع به همین حیثی که الان براتون خوندم جدی دنیا شوخیه خاک بر سر کسی که به خاطر این شوخی ها خودشو جهنمی بکنه جدیش شوخیه حالا ما قدر هب خاطر این شوخی ها شوخی را جدی می گیرن واقعاً غصه می خورند غصه می دهند اخلاقی می کنند حرصو جوش می خورند کینه به دل می گیرن انتقال می خوان بگیرند اصلاً چه داشتن هایی سر چی سر چیزهایی که اصلاً ارزش یه لحظه فکر کردن و دل دادن و ندره ارزش غصه خوردن نداره اصالً یکی از رفیق هامون چند روز پیش فوق کرد بیست و شش سالش بود بعد زنگ زدم بهش تسلیت بگویم گفت آقا تبریک بگویید برای چی تسلیت پسر من با بهرتین حالت معنوی از دنیا رفت مونده بود حرم امام رضا ( ع ) بعد هم تو وصیت نامه اش نوشته بود دور روز مانده به فوت من یک روز مانده بعد هم روزی که هست نوشته و خلاصه رفته دراز کشیده رو رو به قبله همان جا تو مشهد تما شد یه بچهمرده . بیست و شش ساله خیلی آرام راحت پدر چقدر خوشحال بود می گفت پسر من با این وضعیت از دنیا رفته شاد شنگول می گفت تسلیت نگویید تبریک بگین . این بچه الحمد الله اینجوری رفت اگر مثلاً توی فضا ی دیگر می مرد چی کار می کردم جدالدنیا حذل این و یادتون نره اینها را اصلاً نمی رسم من الان توضیح بدهم از بحث خیلی فاصله می گیریم ولی واقعاً یکسال حرف داره این جون باید کمالات جمادی و بگوئیم شما نگاه کنید چقدر مردم به خاطر کمالات جمادی به جهنم می روند یه تعدایشون سر کمالات گیاهی بدبخت می شون یه تعدادی سر کمالات حیوانی حس وهمی و خیالی بیچاره می شون برای اینهک رای بیاره چقدر بیاره چقدر باید بیت المال دزدی کنه که تبلیغاتشو بدلت بیاره رأی بیاره خیلی بیچارگی دیگه این آدمی چهار روز می خواد به یک مقام برسد هزار و یه جور کلک و حقه و دروغ و تا به یک محبوبیت و مشهوریت و غرهاذل هر چه قدر عزیزتری وتوش ذلیلتری عزلتش چون پیش مردم عزیز می شی دیگه ولی پیش خدا چی قاعده اش را گفتم چی می شه عزت عزتی هست که خدا بده که اون خیلی خوبه عزت ایمانی خوبه آدم عزیر باشه پیش خدا و پیغمبر و بله عزت و و رسولله و اللمومنین عزت مال خداست و رسولش و مؤمنین ولی انسا اگر بخواد جلو بقیه عزیر بهش با اتومبیل با لباس با خوشگلی با نمیدونم آرایش با خونش با تلفن همراهش با سفره ای که می اندزه با غذا با مسافرت با مدرک تحصیلی با رتبه و مقامش می خواد عزیز بهش هر چه قدر کسب عزت می کنه پیش خدا منفور تر و ذلیل تر ه اینجوریه هی دور میشه و علها سفل هر چی مقام اسنان بالا می ره توی دنیا درجه اش پیش خدا چی می شه پائین میاد اصلاً این قاعده است برای همین داریم آخرین پیغمبری که می ره توی بهشت کیه حضرت سلیمان از دنیا بیشتر بهره برداری داشته درسه این حکومت را برای خدا استفاده کرد . همین مقداری که توی عیش و نوش مقداری بوده توی این شیرینی بوده آخرین پیغمبره پیغمبر معصوم هم هست گناه هم نکرده مطلقاً

چون به هر میلی که دل خواهی سپرد از تو چیزی در نهان خواهند برد.

این یه قاعده است انسان اگر بهره برداری می کنه باید بهره بردارش باید برای حرکت های قوی تر باشه برای سمت آخرت و ابدیت یعنی وقتی می ره سراغ هر نعمتی ازش استفاده کنه باید کسب آرامش بکنه از آن نعمت برای یه حرکت بزرگتر اگر کمال جمادی اش هست کمال نباتی و حیوانی اش هست اشکالی نداره هیچ هم خدا حرام نکرده اینها را خیلی هم خوبه استفاده کنه انسان پولش هست ثروتش هست همه چی ولی هر چه که استفاده می شه باید مثل چنین هست باید هر چی مواد بهرتی از مادرش می گیره از تو رحم باید بیتشر چه کار که سازندگی بیشتری داشته باشه یه بچه که غذاهای عالی تری می گیره باید بدن چی بسازه بدن سالم تری بسازه کسی از دنیا بهره برداری می کنه باید این بهره برداری را برای حرکت های قشنگ معنوی ازش استفاده كنه از هر چي‌اش كه مي خواد لذت ببره ، ببره خدا حرام نكرده اين لذت ها را اصلاً ما حرص لذت نداريم لذت‌هاي احلال طبيعي و حيواني هيچ اشكالي نداره ولي لذت و برديد براي خدا ببر ياد هست چي گفت ديگه اون جرعه اي مي‌ياد من نوشته مياد يادتون هست ديگه خودنديم ديگه پادشاه گفت اگر مي‌خواهي لذت ببري ببر اما لذت را به خاطر كي برر با ياد من و به خاطر من ببر كنار هر لذتي كه قرار مي‌گيري هواست باشه و علها سفل هر چي بيشتر محبوتر مي‌شوي پيش مردم از آن طرف از دست مي‌دهي خيلي چيزها را ديگر يه قاعده است كه انسا دنبال اين حب‌ها و شهوت طلبي‌ها اين چيزها كه مي‌افته خيلي خطرناك مي‌شه اونجا پائين مي‌ره كوچك مي‌شه انسان بايد خيلي هواسش باشه كه تابهش چشمك زدند و اسمش امكاناتي پيش آمد ذوق زده نشه و گول نخوره و بدوه بره دنبالش كه يكدفعه‌اي بعداً بفهمه كه خيلي چيزها را از دست داد فكر مي‌كنم كافيه دگيه بله يكساعت شد . « تمام »