جلسه 092 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
92
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
11
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 092 - انسان‌شناسی (تهران)

اكنون جدا هست در جزيره هست پيري رهنما

چون شد ي در آن جيزيره جاي گيربرنداري دست از دامان پير

كان چه او گويد همه گفت من است

در نصيحت گفته ي جفت من است

زينهار از پند او غافل مشو

چون به راهي كو رود ديگر مرو

هر كه بي پيري بپيلايد طريق

سرگون افتد به چاهي بس عميق

گر نهي بي پير در مسجد قدم

سجده ات را حاصلي نه جز نِدم

گربه كعبه مي روي يا صوعمه نات

هين مرو بي پير گر خواهي نجات

گفت پير جمله پيران جهان

آن امين حق امام مردمان

هر كه پير وقت خود را پي نبرد

آن به مرد جاهليت جان سپرد

پير نبود آن كه مويش شد سفيد

پير نبود آنكه بالايش خميد

پير نبود آنكه پوشد كنهه دلق

يا را و جمع بود انبوهي ز خلق

پير نبود آنكه خلقش پير خواند

يا فضولي چند او را برنشاند

گر تو اند كس ، كسي را پير كرد

جان خود را بايدش تدبير كرد

آنكه او را پيري از پيشت و است

پيري او لايق ريش تو است

آنكه تو سازي امام اي بولهوس

تو روي از پيش او آيد ز پس

پيشوا كي مي تواند شد تو را

فضله كس كي شود كس را غذا

پيري آن باشد كه پيرش از خداست

نور حق او به هر جا رهنماست

پيريش از نصر يزداني بود

علم او الهام رباني بود

پير آن باشد كه ايمان پير داشت

ني كه موو شير و دل چون قير داشت

چيست آن ايمان پيراي حق پرست

آن كه همره باشدت روز الست

خوب بعد از اينكه شاه طوطي را فرستاد به جزيره دو سه تا نصيحت كرد او را . نصيحت اول اين بودكه بايد دائم به ياد من باشي ، كه عرض كرديم كه ياد معشوق ، ياد هدف و ياد غايت انسانها اگر با انسان نباشد حركت كند مي شود ، متوقف مي شود يا اشتباهاً قهقرايي مي شود حركت . يعني رو به عقب بر مي گردد به جاي اينكه رو به جلو شخص برود حركتش قهقرايي مي شود و به عقب بر مي گردد . پس ما ياد خدا را به عنوان مهمترين امر واجب احتياج داريم. ضروري است انسان يادش باشد كه قرار چه كسي بشود . و قرار است چه چيزي بشود . در چنين ، در رحم مادر اگر جنين يادش برود كه قرار است بچه بشود يك بچه كامل و متناسب با شرايط زيستي دينا خوب چه اتفاق مي افتد . يعني اگر اطلاعات ژنتيكي كه داره داده مي شود به بچه ، و بچه در حال شكل گرفتن است اختلال ايجاد شود. مثل همين جهشهاي كرومزومي كه اتفاق مي افتد يا اتفاقات ديگري كه در اين زمينه هست اين باعث مي شود كه بچه هنگام تولد دقيقاً به آن شكل كه دنيا نياز دارد يا سعادتش را تأمين مي كند متولد نشود. چرا ؟ چون شرايط زيستي دنيا ثابت است و شكل خاص ، ابروي خاص ، مژه خاص ، چشم خاص ، پيشاني خاص ، بيني خاص ، فكر و دهان و دندان خاص، قلب خاص ، سلسله اعصاب خاص ، مغز خاص ، اينها را لازم دارد اگر كسي متناسب با شرايط زيستي دنيا تربيت نشود در رحم مادرش ، موقعي كه متولد مي شود با دردسر روبر مي شود. در حركت ما به سمت ابديت هم داستان از اين قرار است كه ما وقتي مي خواهيم متولد به آخرت بشويم آخرت شرايط زيستي خاس دارد و هنگام وفات شما بايد براي شرايط زيستي بعد از وفات خودت را تربيت كرده باشي يعني با آب و هوا و شرايط زيستي بهشت و مافوق بهشت سازگاري داشته باشد روح ما اگر شما خودت را براي بهشت تربيت نكرده باشي اين عدم استفاده از بهشت مي شود جهنم ، پس جهنم يادتان باشد چي ؟ عدم سازگاري و عدم سنخيت با بهشت است . ما دو چيز آنجا نداريم يك چيز داريم كه بهشت است شما يا در بهشت لذت مي بريد يا چون سنخيت نداري جهنم مي شود برايت مثل دنياست ، دنيا هم همين جوري است جنين ها چه سالم ، آن پنج نوع جنيني كه متولد مي شوند در چند شرايط زيستي متولد مي شوند ؟ در يك شرايط زيستي متولد مي شوند ، ولي يك عده در همين شرايط زيستي بخاطر اينكه تناسب با اين شرايط زيستي دارند لذت مي برند استفاده مي كنند ، عده اي در همين شرايط زيستي و بخاطر اينكه تناسب با اين ندارند رنج مي برند اينجا براي بعضي ها مي شود بهشت ، برا بعضي ها مي شود بهشت ، براي بعضي ها مي شود جهنم . پس يعني اينكه تو عرضه نداشته باشي خودت را تربيت بكني و متناسب تا بهشت شكل بدهي خودت را درست ايست . پس حركت ما يك حركت كاملاً رياضي هست نمودارش را هم كه من هميشه روي تخته كشيدم من برايتان . ما احتياج به ياد مقصد داريم كه قرار است ما چه شكلي بشويم مي خواهيم چه شكلي شديم حالا اين قسمت را رسم مي كنم. مراحل حيات كه يادتان هست يك مرحله داشتيم كه دنيا بود ، ديگر وفات ، برزخ يا همان ملكوت ، قيامت و اينجا هم حيات ابدي بعد از قيامت ، اين آخرت بود اين هم دنيا ،مجموع آن هم مي شود انسان خوب حالا دقت كنيد ما از شرايط دنيا مي خواهيم برويم به شرايط برزخ و از شرايط برزخ به شرايط قيامت و از شرايط قيامت به شرايط حيات ابدي مرحله چهارم . تمام اين چند مرحله رياضي طراحي شده يعني مثل دنيا كه همه چيزش رياضي است آب و هواش ، صورتش ، نورش ، همه چيزش رياضي است ، قبر هم همين جوري است ، عالم برزخ يك شرايط خاص دارد ، يا خودت را آن شرايط تربيت مي كني يا نمي كني . خوب ما چند تا احتياج داريم . يك اينكه يادمان باشد فقط مال دنيا نيستيم بايد براي ابديت خودمان را تربيت بكنيم مقصد ما يادتان باشد كه خداوند هست پس در كارهاي معنوي و اخلاقي مان بايد يادمان باشد كه من از لحاظ معنوي و اخلاقي الگويم خداست ، اگلويم انساني ام رسول الله است كه فقط بايد خودم را باو بسنجم نه با هيچ كس ديگر ، ديگر با هيچ كس چشم و هم چشمي مسابقه و مقايسه ندارم ، اون هست من فقط به اون بايد برسم ، هر چي به او شبيه تر شوم بعد از وفات ، و هنگام وفات راحت تر هستم و بعد از وفات هم همينوطر رو به روشد مي روم . هر چقدر شباهتم به رسول خدا يا به خدا كمتر باشد دردسر من بيشتر مي شود درست شد ، متوجه شديد كه چگونه شد؟ اين مبنا . پس ما به ياد هدف و پس ما به ياد هدف و مقصد خيلي احتياج داريم كه هدف من كجاست ، مقصد كجاست من قرار چي بشوم ، اين يك ، پس اصل اول ياد هدف اينكه ما هدف را نبايد فراموش بكنيم ، اصل بعدي چي بود ؟ چون شرايط كاملاً رياضي است ما بايد در دنيا بگونه اي زندگي كنيم كه براي وفات در بهترين شرايط باشيم ، بهترين شرايط را خود حضرت فرموده گفته وفات عروسي مومن است ، دقت كنيد عروسي مؤمن است ، يعني ما بايد بگونه اي زندگي كنيم كه هم در دينا هر چقدر به وفات نزديك تر مي شويم شادتر بشويم و راحت تر بشويم و خود وفات واقعاً جشم باشد براي ما چون آنجا واقعاً جشن مي گيرند براي ما ، براي جشن تولد شما به آن سمت خيلي ها جشن مي گيرند . جشن تولد شما به آن سمت . پس اين بايد در بهترين وضعيت باشد.برزخ همينطور ، قيامت همينطور تا شرايط بعد آن . خوب ما بايد براي اين شرايط خودمان را تربيت بكنيم اما اين شرايط را نمي شناسيم الان آخرت را بايد اطلاعات آخرتي و فرمولها را از چه كسي بگيريم ؟ از كسي كه خودش اين شرايط رياضي را خلق كرده براي همين غير از خدا كسي نمي تواند هدايتگر انسان باشد قل ان هد الله هو الهدي فقط هدايت خدا هدايت تخصصي است . هدايت علمي است ، قرآن مي فرمايد : فقط خدا مي تواند هدايت كند چرا چون تمام اطلاعات اين مراحل دنيا برزخ قيامت ، دست خداوند است . خوب خداوند اين اطلاعات را چگونه به دست ما مي رساند ، مي آيد تجلي مي كند در انسان كامل آن روحي كه همه ما را از او خلق كرده يعني حقيقت اوليه را به آن كالبد انساني مي دهد به عنوان شبيه ترين موجود به خدا ، نزديك ترين موجود به خدا آن وقت او را مي فرستد به كره زمين ، مي گويد برو اينها را هدايت بكن ، دستشان را بگير بياور پيش من اينها را مثل من بكن مثل خودت كن ، كه او كيست ؟ پيامبر هست . بنابراين ما غير خدا احتياج به متخصص معصوم داريم . اين يادت باشد طبق اصل اصالت تخصص كه توضيح داديم گفتيم در برخورد با هر سيستم در چهار مرحله تعريف ، راه اندازي ، بهره برداري و اصلاح و تعمير بعد از خرابي در درجه اول به سازنده احتياج است . سازنده سيستم ، اگر به سازنده دست رسي نداشتيم به متخصص احتياج داريم ، متخصص مي توند حرف آمر را بزند حالا پس خدا سازنده است طبق اصل اصالت تخصص ، پيامبر خدا و ائمه متخصصين متخصص هستند ما در رابطه با هر سيستمي يا به سازنده مراجعه مي كنيم يا حداقل به متخصص خوب سازنده كه تمام تجلي اش را از نظر اطلاعات در قرآن به ما كرده با ما حرف زده . علي (ع) مي فرمايد خداوند در قرآن تجلي كرده ، قرآن يادتان باشد يعني تجلي كتبي باشد يعني تجلي كتبي خدا ، تجلي خداوند تبارك و تعالي . نامه ي خداست. خدا خودش را در قرآن نشان داده است.

پيامبر و ائمه چه كساني هستند ؟ اينها هم متخصصين معصوم هستند ، بنابراين ، حركت به سمت ابديت و به سمت زندگي انساني ، به اين مقياس ( مقياس را دقت كنيد ها ) با اين مقياس ، جز با راهنمايي از خدا يا معصوم ، امكان پذير نيست. هيچ كس نمي تواند بدون كسب اطلاعات تخصصي از خدا و رسول ، يا ائمه حركت ساهي به اين شرايطي كه خودش هم نمي شناسد داشته باشد. چون ائمه و پيامبر با ما وقتي حرف مي زنند مي گويند فلان كار بد است فلان كار خوب است ، فلان كار مستحب ، فلان كار مباح است ، فلان كار مكروح است . آنها با توجه به شرايط دنيا با ما حرف نمي زنند. كه ما بگويي. حالا اگر من نماز نخوانم چه مي شود. چون وقتي من مي گوئم نماز و روزه را بجا نياورم چه مي شود ، من رعايت نكنم چه مي شود يك مرد بگويد من طلا مصرف كنم چه مي شود . دارد خودش را با دنيا مي بلعد و اين غلط است و ماوقتي مي توانيم بگوئيم چه مي شود به كه تمام شرايط از دنيا تا ابديت را در نظر بگيريم بعد بگوئيم حالا چه مي شود ؟ توجه فرموديد : چون آنها ما را اينگونه نگاه مي كنند با همين ابعاد به ما نگاه نآن آ

مي كنند با همين ابعاد هم به ما فرمول دادند بنابراين ما بايد توجه بكنيم كه دستورات شرع متناسب با شرايط زيستي سه مرحله حيات است يعني ، دنيا ، برزخ و بعد از برزخ يا اصلاً دو مرحله حيات دنيا و آخرت . همه اينها در نظر گرفته شده تا به ما گفته اند يك كاري مستحب، حرام ، مباح ، واجب يا مكروه است در احكامي كه در رساله خوانده مي شود يا احكام اخلاقي يا مسائل عقيدتي آن چيزهايي كه به ما عرضه شد و با توجه به اين نگاه است كه مجموعه حيات انسان چه در قوس نزول چه در قوس صعود ديده شده بعد براي انسان حكم صادر شده . اينكه علي عليه السلام مي فرمايد : خدا رحمت كند كسي را كه خودش را در سه مرحله بشناسد ، يكي قبل از دينا ، يكي دنيا ، و يكي بعد از دنيا رحمه الله العمران علم الا اين و في اين و الا اين ر خدا رحمت مي كند كسي را كه بداند از كجا آمد. يعني اين اطلاعات خيلي مهم است كه من از كجا آمده ام اين قبل از دنيا ، دنيا و بعد از دنيا كه آخرت است . اگر كسي اين سه مرحله را نشناسد اصلاً نمي تواند حركت موفقي انجام بدهد خوب احتمام شرع چه احتمام فقهي ، چه در اخلاق، چه در عقايد ، يك همچنين مقياسي را ديده اند دو قوس ، قوس نزول تا طبيعت يكي هم از طبيعت تا خدا ، تمام مراحل خلقت در اين دو مرحله ديده شد تا احكام اسلام آمده.خوب بنابراين اصل خيلي مهم بعد از شناخت خدا اصل مهم شناختن راهنما است و رهبر است اگر كسي رهبر و متخصصي را كه خدا تأييد مي كند او را نشناسد در واقع شناخت خدا به درد او نمي خورد شناخت خدا فايده اي براي او ندارد . شناخت خدا زماني فايده دارد كه من بدانم اين خدا چگونه تجلي كرده است. با چه كسي مي خواهد مرا راهنمايي كند چه كسي به عنوان متخصص ، متخصصي كه حتماً بايد معصوم باشد ، براي ما فرستاده ، براي همين هم سيد الشهداء مي فرمايد كه هدف خلقت انسان معرفت الله است و اگر كسي امام خود را نشناسد در واقع خدا را هم نشناخته چرا چون شما زماني مي تواني شبيه خدا بشوي بسمت خدا بروي و به هدف خلقت خود برسي كه الگو داشته باشي ، مظهر خدا در زمين باشد بگوئيم خدائي كه مي خواهيم شبيه او بشويم اين آدم شبيه ااوست اينجوري است و مظهر خداست ، خليقه خداست ، نماينده خداست ، ماا ينگونه مي خواهيمش . پس در واقع معرفت الله يعني همان معرف امام اگر كسي معرفت امام را نداشته باشد رهبر را نشناسد متخصص معصوم را نشناسد . دين داري او هم به درد نمي خورد چون دينداري دو تخصص نيست براي همين شما ببينيد در آفريقا انواع و اقسام مذاهب هست . در اروپا انواع و اقسام مذاهب هست ، عرفان هاي مختلف حتي عرفان سرخ پوستي كه الان خيلي از افراد نادان مي نشينند و مي خوانند اينها را وقت مي گذارند براي اين چيزها ، نمي دانم و وشو هست ، عرفانهاي هندي هست ، عرفانهاي چيني هست ، عرفانهاي مختلف هست ولي اينها هيچ كدام مورد تأئيد خدا نيست دينهايي هست كه خدا تأييد نمي كند چرا چون تخصصي نيست . صاحبان اين دينها كه اين دينها را براي انسان عرضه مي كنند ، نه انسان را از قبل از حيات دنيا مي شناسند نه فرمولهاي تخصصي دنيا را مي شناسند ، نه فرمولهاي تخصصي بعد از دنيا را مي شناسند . بلكه يك سري تجربيات شخصي خودشان را در ختيار مردم قرار مي دهند كه اينها بي ارزش است ، در حركت به سمت آخرت ما هفت دسته اطلاعات تخصصي نياز داريم ، و اين هفت نوع اطلاعات تخصصي انحصاراً در اختيار خداوند است ، كه اينها را بارها توضيح دادم آن هفت دسته اطلاعات ، يكي اينكه انسان قبل از دنيا چي بده ، بعد از دنيا چه خواهد شد پنج مرحله هم كه اطلاعات تخصصي در دنيا لازم است ، جسم – روح – رابطه جسم و روح شناخت كال عالم طبيعت و رابطه جسم و روح با عالم طبيعت . هيچكدام از اين هفت دسته اطلاعات تخصصي جز در اختيار خدا و معصوم نيست بنابراين انيجا مي رسيم به اين حديث كه شيعه و سني هر دو نقل كرده اند انرا . كه از پيامبر نقل شده من مات و لم يعرف اما زمانه مات من تتن زمان جاهليه هر كسي هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده – چون با متخصص ارتباط ندارد دگير دينداري ، من در آوردي ، شكمي ، هر جوري دلم خواست بكنم كه نشود دينداري كه اين به درد نمي خورد اصل اينست كه حتماً دينداري ما زير نظر معصوم باشد ، معصوم اين دينداري را تأئيد بكند اگر تأئيد نكند به درد نمي خورد هر جوري هم بخواهد دينداري بكند ، چون ، علمي و تخصصي نيست ، رياضي نيست اين دينداري بدرد بخور نيست ، براي همين هم ، علامه اميني ( رحمه الله عليه ) صاحب كتاب الغدير ، كه از علماي بسيار بر جسته و بزرگ ماست ايشان بيست جلد كتاب الغدير نوشت ، كتاب الغدير را در رابطه با امامت نوشت بعد براي تحقيق هم ايشان مجبور بود قسمتي در ايوان ، قسمتي در عراق و قسمتي در هند و چند كشور براي مطالعه رفت تا اين كتاب را تمام كند. علماي اهل سنت با علامه رفاقت خوبي داشتند ، علامه خيل با اهل سنت رابطه گرمي داشت يكبار دعوت مي كنند ايشان را به شام مي گويند بيا و يك شام با ما بخور علامه مي فرمايد كه من بيايم نه من بيايم آنجا بحث مان مي شود و خوب هم نيست بين ما اختلاف باشد ، ايشان با اينكه روي كتاب امامت كار مي كرد خيلي به وحدت شيعه و سني اعتقاد داشت و رعايت هم مي كرد ، همه ما موظفيم اين را رعايت بكنيم ، بعد ايشان بعد از اسرار آنها كه مي گويند ما بحثي با هم نمي كنيم قبول مي كنند ، خلاصه مي آيند و شام را مي خورند بعد از شام آنها مي گويند كه مي خواهيم كه سؤالي از تو بكنيم ، علامه مي گويد كه قرار بود حرفي زده نشود ، آنها مي گويند حالا يك سؤال را جواب بده ، به علامه مي گويند كه چرا شما از بين همه مسائل و موضوعات اسلامي ، بند كردي به اين موضوع امامت و ولايت چرا راجع به اين موضوع كار مي كني ، علامه فرمودند كه شما مگر اين حديث را قبول نداريد كه از پيامبر است كه : هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده ، گفتند چرا . فرمود خوب من هم دارم در مورد همين شناساندن و شناختن امام زمانم كار مي كنم . همه واجب است كه امام خود را بشناسيم كه در اين دنيا امام ما كيست ما صدها روايت در مورد لزوم رهبر و امام در احاديث اهل سنت داريم ، علامه مي فرمايد حالا من يك سؤال از شما بكنيم . مي گويند بفرما . ( اين سؤال خيلي مهم است كه علامه كرده چون اين سؤال ، سؤالي است كه خدا روز قيامت از همه سني ها مي پرسند اين سوال از همه علماء و غير علماء اهل سنت پرسيده مي شود ) كه حضرت زهرا سلامه الله عليها ( چون سني ها مي دانيدكه حضرت زهرا را قبول دارند به عنوان دختر پيامبر و به عنوان معصوم هم قبولش دارند چون قرآن مي فرمايد كه : ( طبق آيه تطهير ) ( انما يريد الله ليذهب عنكم الذحس اهل البيت و بطهركم تطهيرا ) اينها قبول دارند كه اهل بيت معصوم هستند ايشان فرمودند حضرت زهرا كه هم شيعه و هم سني قبولش دارند ، شيعه و سني روي هر كسي اختلاف داشته باشند روي حضرت زهرا اختلاف ندارند علامه سوال مي كند : به نظر شما حضرت زهرا در موقعي كه از دنيا رفت با مرگ جاهليت از دنيا رفت يا مسلمان مرد ؟ خوب هيچ سني نيست كه اعتقاد داشته باشد حضرت زهرا به مرگ جاهليت از دنيا رفته باشد ،همه اعتقاد دارند ايشان مسلمان از دنيا رفته اند ، درست مرده ، مؤمن مرده ، پاك مرده، معصوم مرده . بعد اينها بحث را بهم مي زنند. سؤال علامه اين بود كه اگر حضرت زهرا به مرگ جاهليت نمرده و مسلمان مرده چه كسي را امام خودش مي دانست ؟ اين سوال مهمي است ديگر بالاخره حضرت زهرا درست مرد يا بد مرد كافر مرد يا سالم مرده اين سوالي كه همه وجدانها بايد به آن جواب بدهند ، همه وجدانها در طول تارخي كه فاطمه زهرا سلامه الله عليها كافر مرده يا مسلمان مرده ، اگر مسلمان مرده طبق حديث شريف امام زمان خودش را شناخته . اگر امام زمان خودش را شناخته چه كسي را بعنوان امام زمان خودش و رهبر خودش مي دانسته ؟ اين سوال را همه بايد وا بدهند .شما شيعيان هم همينطور بايد جواب بدهيد به اين سوال بايد فكر كنيد كه مبناست حضرت زهرا روز قيامت مبناي حق و باطل مبناي همه چيز براي همين هم امام عسگري ( ع ) مي فرمايد ما امام ها حجت خدا بر مردم هستيم امام ما در مان فاطمه زهرا حجت خدا بر ماست يعني خيلي بالاست ، خيلي نقطه ، بالايي قرار دارد اين مبناست خوب دومين نصيحت شاه به طوطي اينست كه وقتي توبه جزيره مي خواهي بروي اينكه يك ياد مرا فراموش نكني كه در مورد اين موضوع چند جلسه صحبت شد نكته دوم اينكه پيري در جلسه هست از طرف من از طرف من هر چه او مي گويد همان چيزي است كه من مي گويم . پير راهنماست ، متخصص است ، تو بايد هميشه دستوراتت را از آن پير بگيري اگر آن پير را فراموش بكني رهايش بكني بدبخت مي شوي . خوب اين پير چه كسي است ؟ پيامبر و ائمه هستند.

گر چه اكنون مي شوي از من جدا

در جزيره هست پيري رهنما

چون شدي در آن جزيره جاي گير

بر نداري دست از دامان پير

مهما تس . يعني اينكه انسان نبايد يك لحظه هم خودش را معصوم جدا بكند و هر كاري مي كند ببيند معصوم چگونه انجام مي دهد و او هم آنگونه انجام بدهد . خود سر اقدام به دينداري نكند ، خودسر اقدام به عبادت نكند ، خودسر اقدام به حج رفتن و كربلا رفتن قرآن خواند ، صدقه دادن و كار خير كردن نكند . مردم ما خيلي كارها مي كنند . كارهاي خير زيادي انجام مي دهند. ولي خيلي از آنها اصلاً خيلي ديني نيست يعني اسلام قبول نداره اين جور كارهاي خيلي را ، كارهاي مذهبي و عبادتهايي هست الان در مردم كه من در آوردي است ريشهدين و تأييد معصوم پاي آن نيست خودشان يك چيزي بافته اند و همينجوري در آوردند ذكر ، دعا ، نمازهاي الكي و دروغي ، نمي دونم جلسات بي فايده و نذرهاي الكي ، براي اينكه نرفته از يك كارشناس بپرسد كه اين نذر درست هست يا نيست ، اينجور كار كردن و اين نوع دينداري درست هست يا نيست ؟ اين جور خرج كردن لازم است يا لازم نيست ؟ اگر مي خواهم خرج كنم كجا خرج كنم اگر مي خواهم دينداري كنم عبادت كنم مسائل معنوي را چگونه انجام بدهم ، همين جوري كيلوئي از هركس دستور گرفته كه اينهم هيچ فايده اي هم نداره و اثرات خيلي مخربي هم مي گذاره يكي از اثرات مخرب آن اينست اثر حقيقي دينداري كه عبارت است از شادي و آرامش را براي اينها در ژي نداره يعني هر چقدر اين كارها را انجام مي دهند نه به آرامش مي رسند و نه به شادي مي رسند باز هم قرصهاي اعصاب و اعصاب خودرو باز هم زود رنجی و حساسیت و غر و غر کردن نغ نغ کردن و نمی دانم ناراحت بودن از وضعیت زندگی و بی مهری وبی عاطفگی و بی محبتی و همین جوری است چون دارو برای قبالی گذاشته می شود . الان در تلویزیون دیدهاید که می گفت که بیش از 90 درصد چیزهایی که از خارج می آید به عنوان این که غیر از طریق قانونی و رسمی فروس می رود اینها تقلبی هستند شما می روید داروی می خری تقلبی است ، جنس می خری تقلبی است ، که این شرکتها قاچاقی می فرستند اینجا شما مي‌روي و ميگيري و نوشته همان ساخت كجا ساخت كجا ، دارويش هست مي‌روي و مي دهي مريض مي خورد مريض سرطان نياز هم دارد ولي فايده‌اي ندارد اصلاً اثر ندارد يعني همه چيزش شبيه اصل است و بي‌فايده اي ندارد ما حالا عرفانها و ذكرها و جلسات و مسائل مذهبي و ديني خيلي جاها داريم كلاسهاي عرفان ، كلاسهاي معنوي ، كلاسهاي عرض كنم خدمتان تفسير قرآن ، كلاسهاي اخلاق ولي بعد از يكسال كه مي‌روي نه به شادي مي‌رسي و نه به آرامش مي‌رسي ، نه به نشاط مي‌رسي ، نه به خودشناسي حقيقي مي‌رسي . چرا ؟ چون از طريق غير متخصص به شما منتقل مي‌شود توجه كرديد كه چگونه شد ؟‌گوينده مثل بنده يا هر كس ديگري كه مي خواهد بيايد حق ندارد از خودش حرف بزند چون او هيچ كدام از اين هفت دست اطلاعات تخصصي را نداره او فقط بايد انتقال دهنده فرمولهايي باشد كه كي داد ؟‌خدا يا معصوم بده. اگر بيايد هي بيايد و بگويد به نظرم اينجوري و به نظر من اون جوري و به نظر من اين جوري اعتبار نداره چون متخصص نيست . ما خيلي وقتها كساني هستند كه به اسم استاد قرآن ، استاد مفسر قرآن ، استاد اخلاق ، استاد عرفان ، جلسه تشكيل مي‌دهند ولي نمي خواهند قبول كنند كه بايد آن چيزي كه خدا و ائمه گفته ‌اند منتقل كنند مي‌خواهند حرف بزنند و رأي بدهند و اينجا خطرناك است روي همين حساب هم گفته اند كسي كه به زيارت امام رضا عليه‌السلام برود ثواب زيارت امام رضا از ثواب زيارت سيد‌الشهداء هم بالاتر است . از ثواب زيارت امام حسين بالاتر است از كربلا بالاتر است چرا چون ما تا هفت امامي داريم ديگه هشت امامي ، نه‌امامي ، يازده امامي نداريم اگر يك شيعه اي عرصه كرده باشد كه بتواند از آن مسئله رد كرده باشد و امامت امام رضا را قبول بكند ديگر تا امام زمان همه را قبول دارد اهل نجات است براي همين هم امام رضا شخصيت ممتازي هست يعني تعيين كننده هست اين وسط براي نجات در بين انواع و اقسام شيعه‌ها از طريق نجات است يكه نفر اينكه آيا امامت رضا را قبول كرده يا نكرده از امام رضا بتواند به امام دوازدهمم اين دوازده‌تايي كه اسمشان در منابع شيعه و سني آمد به اصطلاح امامت اينها را قبول بكنند . اسم دوازده امام در كتابهاي شيعه و سني همه آمده اين را يادتان باشد. هم شيعيان و هم اهل تسنن بيشتر هم اهل تسنن نقل كرده‌اند اين را هم بدانيد جالب اينجاست بيشتر هم اهل تسنن نقل كرده‌اند كه پيامبر دوازده رهبر بعد از خودش را با اسم معرفي كرده خوب پس رسيديم به اينجا . حالا فرمول را داشته باشيد.

هر كه بي پيري بپيمايد طريق سرنگون افتد به چاهي بسن عميق

خيلي خطرناك مي شود ، خوب مي‌گويد دست از معصومه نبايد برداريد.

كان چه او گويد ها گفت من است در نصيحت گستري جنت من است

هر چه او گفت همان است هر چه پيامبر فرمود همان درست ، هر چه پيامبر گفت درست است و خدا گفته . ما نمي توانيم حرفهاي پيامبر را بگوئيم . بعضي‌هايش را قبول داريم . بعضي هايش را قبول نداريم ، حرفهاي معصوم را بعضي‌هايش را قبول داريم بعضي‌هايش را قبول نداريم نمي‌شود اينجوري هر چه او گفته ، خدا گفته.

زينها را ز پند او غافل مشو جز به راهي كو رود ديگر مرو

براي همين هم پيامبر به علي فرمود بعد از من است من به هفتادو سه فرقه تقسيم مي شوند ، اين تعصب نيست ها تخصص است مي‌گويد بعد از من امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي‌شوند ، به هفتاد و سه فرقه فقط تو و شيعيان تو اهل نجات هستند بقيه جهنمي هستند چرا ؟ چون مسير بايد از پيامبر به متخصص معصوم بعدي منتقل بشود . كسي كه به اميرالمومنين منتقل نمي شود بعد از او به متخصص بعدي امام حسن منتقل نمي‌شود همينجوري مي‌شود براي همين خيلي از شيعيان كه به امام زمان ختم نمي‌شوند آنها هم دچار انحراف هستند اين قاعده است يعني بدون الگو بدون رهبر ، بدون متخصص وقتي حركت بكنيم آخر سر از كجا در مي آوري ؟‌سر از جهنم در مي‌آوري و السلام .

گر نهي بي پير در مسجد قدم سجده ات را حاصلي نه خيز نوم

يعني اگر متخصص دينداري تو را تائيد نكند مي خواهي نماز بخوان ي وضو گرفتن تو قيمت ، آب ريختن چند بار آب ريختن چگونه نماز خواندن چه ذكرهايي را گفتن چه ذكرهايي را نگفتن همه اش را بايد متخصص تأييد بكند اگر تأييد نكند به درد نمي خورد از خودت حق نداري اضافه و كم بكني ، اينجاست كه شيطان مي‌آيد چيكار مي‌كند ؟ شيطان مي‌آيد به تو ميگويد نماز نخوان حجاب را رعايت نكن ، در روابط زن و مرد آزاد باش مشروب بخور هر كاري مي‌خواهي بكن يا تو مي‌پذيري يا نمي‌پذيري اگر پذيرفتي جلوي شيطان مقاومت كرد ي شيطان مي‌داند تمام اندازه‌ها و معيارهايي كه به خدا منتهي و منجر مي شود اندازه‌هاي رياضي هست . مي گويد حالا كه مي خواهي دين داري كني تشويقت مي كنم به كلاس رفتن ، به قرآن خواند ، خود شيطان‌ها ، به نماز خواند ، به اينها تشويقت مي‌كند ولي مي‌گويد اندازه‌هايي كه من مي گويم تو رعايت كن يعني آب مي خواهي براي وضو بريزي دررساله نوشته يكبار واجب است دوبار جائز است سه بار حرام است مي‌آيد و مي‌گويد اين به دل تو خوب نمي‌چسبد تو بجاي دو بار سه بار بشوي چهار بار ، پنج بار بشوي ، يكوقت سر از جنون وسواس در مي‌آورد انسان اين ظرف را در رساله گفته يكبار شستن كافي است ، بيست دفعه آب مي‌كشي اين ديگه دينداري زير نظر شيطان است ، اندازه‌ها را چه كسي داده خدا نداره اين اندازه‌ها را چه كسي داده اندازه‌ها را شيطان مي دهد ، مي‌گويد نجاست زماني ثابت مي‌شود كه تو عين نجاست را با چشم خودت ببيني يا مسلمان عادلي كه تو قبولش داري او گواهي بدهد كه فلان چيز نجس است . شما مي‌گوئيد نه بابا اينجوري كه نمي شود. متخصص دارد با تو حرف مي زند اندازه را او مي‌دهد ما به متخصص مي گوئيم كه تو حاليت نمي شود به متخصص مي گوئيم تو سرت نمي‌شود حاليت نيم شود تو نمي فهمي به پيغمبر به معصوم به خدا مي‌گوئيم تو نمي فهمي . مي گه من اينجوري نجاست كه براي همين هم ما وقتي برويم توالت توالت مثلاً خيس باشد اين خودكارمان بيفتند بر مي داريم آب مي‌كشيم مي‌گوئيم نجس شده يا شير آب باز شده ريخت در كف توالت بعد ريخته روي ما ما مي‌گوئيم لباس ما نجس شده و مي شويم آن را ولي اسلام مي‌گويد اين گناه كبيره اگر به عنوان نجاست بشوييد اين را چرا چون اسراف مردم است ، اين نجاستي كه حالا پاشيده روي شما ، بايد شما حتماً عين نجاست را ديده باشيد ، بدانيد كه عين نجاست به لباست هم رسيده يا گرده عادي بگويد اين نجس بوده و الا كف توالت ، كف كاسه توالت خيس است ما نمي‌توانيم بگوئيم اگر خيس بود نجس است حتماً‌،‌ حق نداريم بگوئيم اگر بگوئيم نجس است خلاف حكم خدا حكم كردي بعد شما وقتي دسمالت ، خودكارت يا يك وسيله ات افتاده نجس شده ،نجس نشد ، شما يك جيزي مي‌گوئي كه خدا قبول نداره ، خدا مي گويد كه نجس نيست و شما اصرار داري كه اين خيس است ، خوب بعد مي‌روي ديد از مي‌شوي ديگر يواش يواش از همين مسئله شيطان شروع مي كند مي فهمند تو خر خوبي مي‌شوي برايش نعوذ بالله هما بحثي كه همان هفته كرديم ، خر مي شود انسان يعني مركب مي‌شود انسان ، شيطان ، مي گويد اين از آن مسملمان خرها است كه مي‌توانم تا جهنم هم ببرم او را بعد هي وادار مي‌كند به نماز خواندن و روزه گرفتن ولي با اندازه‌هاي چي ؟ با ندازه‌هاي خودش . طرف موقع نماز و اذان بيچاره عزا مي‌گيرد چرا ؟ چون الان بايد برود يك ساعت ، يك ساعت و نيم دو ساعت شروع بكند از طهارت او تأخيرش طول مي‌كشد عرض كردم كه خانمي را آوردند پيش من شش ساعت غسل او طول مي‌كشيد ، كسي را آورده بوند كه مي گفت از ظهر شروع مي‌ كنم هي مي گويم الله اكبر بعد مي‌گويم نشد . ذكر مي‌گويم بعد مي گويم نشد تا آخر وقت دم مغرب من مي‌توانم روزي كه نماز بخوانم ولي به دلم نمي چسبد . اين دلم كي‌/ اين دلم شيطان است . شما بايد اندازه‌ها فقط اندازه‌هايي را كه معصوم مي‌دهد را رعايت بكنيد اندازه‌هاي كه معصوم مي‌دهد مراجع مي گويند كه اين علامتها حرام است اين نوع ذكر گفتن ها حرام است اين نوع روضه خواندن مداحي كردن حرام است ، كي قبول مي كند .خدا رحمت كند آيت الله بورجبدي را خوب مرجع تقليد كل شيعيان عالم بود اين روساي هيأت ها را جمع كرد گفت مگه من مرجع تقليد شما نيستم گفتند چرا حرف من ، حرف خدا نيست؟ گفتند چرا . آقا اين علامتها را بيرون نبريد و اينجوري عزاداري نكنيد. گفتند ما ده ما مقلد شما هستيم و مخلص شما هم هستيم ولي اين دو ما را مقلد خودمان هستيم. اينجوري هست. خدا رحمت كند آقا سيد ابوالحسن اصفهاني را شما قديمي هايتان يادتان هست آنها كه سن‌شان مقداري زيادتر است حمام عمومي قديمي يادتان هست ديگر كه الان هم هست ، در شهر تهران چند تا حمام عمومي هست كه مثلاً وقتي شما از منطقه دوشها بيرون مي‌آييد يك توالت آنجا هست ، كه اگر كسي نياز داشته باشد استفاده بكند خوب آن منقطه مثل مناطق ديگر حمال خيس است ديگر چون همه مي روند و مي‌آيند و آنجا خيس است بعد از اين قسمت كسي در مي‌آيد و مي‌خواهد برود توالت خوب كف آنجا خيس است ، نه دم‌پايي است ، دمپايي باشد يا نباشد مردم با پاي مي‌روند ، از آنجا كه در بيايي مي‌روي به اصطلاح به رخت كن ديگر خلاصه همين جوري بود يك آقايي روزي ديده بود كه يك فردي از توالت آمده بود و رفته بود توي رخت كن ، حلش داده بود او را ، اينجا را نجس كردي ، اين چه وضعي است كه چرا پايت را آب نكشيدي ، اينجا را نجس كردي و داد و بيداد ، كسي از او پرسيد تو مقلد چه كسي هستي كه اينجوري داد و بيداد مي‌كني ، گفت از آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني ، گفت كه اين آقا همان سيد‌ابوالحسن بودن ، بعد گير كرده بود و گفته بود بي خود كرده ، اين هم اشتباه مي‌:ند ، تو مقلد اين هستي مرجع تقليد اين نيست ما خيلي وقتها به مرجع تقليد‌ هم مي‌گوئيم اشتباه مي‌كني ، مرجع تقليد نداشته شما ، مثلاً از اين به بعد اين كار را بكنيد ما مي‌گوئيم ما نمي‌توانيم من نمي توانم كار شيطان است ، تو عبد و عبيد شيطان هستي براي اينكه اسير شيطان نشويم فقط و فقط به متخصص معصوم نياز داريم ، اندازه ها را بايد معصوم عين كند هيچكس ديگر حق دستورالعمل را به مردم ندارد كه بخواهد به مردم بگويد اين تعداد ، آقا فلان ذكر را برو بگو فلان ذكر را چه كسي به تو گفته بگو ، معصوم گفته من بگويم يا خودت گفتي بگ. ، اگر خودت بگوئي فايده ندارد ، چون تو معصوم نيستي اين نظر و نياز ها را بكنيد ، اين ذكرها را بگوئيد ، نمي‌ دانم اين چيزهاي اينجوري ، چند وز پيش يك آقايي آمده بود من برنامه مي‌خواستم به او بدهم ، به او گفته بودم كه برنامه هايتان را بنويسيد دو صفحه برگه امتحاني ذكر نوشته بود ، هزار ، مرتبه هزار و پانصد مرتبه ، دو هزار مرتبه ، اين سوره ها ، اين ذكرها ،‌همينجوري ردي،‌گفتم اينها را هر روز انجام مي دهي گفتش كه هر روز انجام مي دهم ،‌گفتم كه چه كسي به تو گفته كه اينها را انجام بدهي گفت كه محمد آقا گفته . گفتم كدام محمد آقا گفت آرايش گر سر كوچه اين را به من دستور العمل داده ، كه من اين همه ذكر انجام بدهم اي بابا ! دين داري بدون تاييد معصوم و او عبادت باشد ، گريه باشد ، جهاد باشد ، نمي‌دانم ،‌كشته شدن باشد سر از جهنم در مي آورد و هيچ فايده‌اي ندارد ، فقط معصوم بايد تاييد بكند والسلام ، يعني متخصص.

گر نهي بي پير در مسجد قدم ( خيلي فرمايشات دقيق است و خيلي عزيز است و مهم است ) سجده را حاصلي نه جز ندم هيچ فايده‌اي ندارد . سجده ات هيچ فايده‌اي ندارد ، يعني هر چقدر عبادت بكني از خداوند دور تر مي شوي ، حالا مي خواهيد باور كنيد اينجوري باور كنيد ، اين مسئله را كه تمام كساني كه ائمه را كشتند همه آنها مسلمانان عبادت كنند ه كه خيلي از آنها نماز شب خوان و قرآن خوان و حافظ قرآن بودند . شهر استاد قرآن و حديث است ، در لشگر عمر سعد سعد كساني هستند كه پنجاه با حج رفتند و راحت مي آيد امام را مي كشد ، بچه‌هاي امام را مي كشد ، دينداري وقتي كه ختم به عصمت نشود ، سر از جهنم در مي آورد و انواع جنايتها سر در مي آورد اين را باز دارم تأكيد مي كنم. مسلمان بدون رساله جايش در جهنم است. يادتان باشد بدون رساله اگر كسي بخواهد دينداري بكند ، هيچ كدام از اعمال و عباداتش قبول نيست شما بايد رساله داشته باشيد مرجع تقليد داشته باشيد از مرجع تقليد خاص و رسمي كشور تبيعت بكني هميم . خودم مي‌ دانم من خودم مرجع خود هستم ، جايت ته جهنم است فراموش نكنيم.

گربه كعبه مي‌روي يا صوعمه نات هين مر وبي پير گر خواهي نجات

گفت پير جمله ( پيران جهان كي بود رسول الله صل الله عليه و اله )

گفت پير جمله پيران جهان آن امين حق امام مردمان

كه پير وقت خود را پي نبرد ( پير وقت يعني امام زمان ، من مات و كن يعرف امام زمانه ، مات ميت ، تن جاهليت ،

هر كه پير وقت خود را پي نبرد آن به موت جاهليت جان سپرد

اين قائده‌اش است .

پير نبود آن كه مويش شهر سپيد ( وقتي مي‌گويم پير بايد دقت بكنيد ها من ياد هست در اين محله ما يك خانگاهي بود كه شبهاي جمعه يك كي مي آمد به آنجا به عنوان مرشد و پیر خانگاه و دراویش و صوفی ها که زیاد هم هستند آدمهای نادان و جاهل زیاد می روند . و دور و بر اینها جمع می شوند ، اینها هم آدمهایی را که قائده مند دینداری نمی کنند را جذب می کنن که می خواهند معنویت داشته باشند اما با فرمولهای شیطانی نه با فرمولهای رساله ای و با فرمولهایی که معصوم می گوید می خواهد خودش دینداری بکند بعد هی می گوید من دلم پاک است. دلت پاک باشه ، هر چی به او می گویی می گوید دلت پاک باشد ، که به دل وصل می کنند . این آقا سنی هم نداشت شاید 35 یا 36 سالش بود بعد تقریباً هر شب حدوداً ( بعداً که دستگیر شده معلوم شد ) دو ساعت گیریم می کردند آقا را قشنگ پودر می زدند . ابروهایش را تنظیم می کردند نورانی اش می کردند انگار که مهتابی غورت داده خلاصه ما یک کس مثل بنده که چهل و دو سه ساله هستش ، من ستون فقراتم در جبهه شکسته پاهایم هر دو آسیب دیده نمی دانم چند جای بدنم زخمی هست ولی هنوز سر پا هستم الحمد الله می روم و می آیم ، سروان گرفتم ، موج انفجار گرفته م، این همه کار دارم می روم و می آیم . بالاخره می توانم بروم و بیایم. آنکه بدنش سالم بود عصا دستش داده بودند مثلاً خیلی وقتها وقتی می گویند پیرطرف فکر می کنند که باید ریش بلند داشته باشد مثلاً سفید باشد ، مثلاً یک شکل پیری داشته باشد ، عصا داشته باشد یک هیبت اینجوری ، عصایی، عبایی ، داشته باشد ، اینها علامت پیری است. برای همین احمقهای زمان امیر المومنین وقتی امیرالمومنین 33 ساله امام شد گفتند این که بچه است یعنی ما پیرمردها از این تبعیت بکنیم فکر کردند تخصص به سن است. ابوبکر برای بابایش نامه نوشته بود . بابا من چو از همه پیرتر بودم و مسن تر بودم مردم مرا بجای پیغمبر انتخاب کردند و من شدم جانشین پیغمبر ، بابایش نوشته بود که پسرم اگر اینجوری باشد من پدرم توأم پسن من باید جای پیغمبر باشم اینکار را نکن تو اگر قرار به سن باشد من که بابای تو هستم سنم از تو بیشتر است پس من باید جای رسول الله باشم به تخصص واقعاً ربط دارد و در همه کاری ما اصلاً به سن کاری نداریم به این است که آیا این تخصص دارد یا تخصص ندارد. اگر تخصص دارد خودم را به او می سپارم ، شما اگر بخواهی چشمت را عمل کنی یک متخصص چشم سی ساله دارید جراح چشم است با یک پروفسور 80 ساله مثلاً در هوار و فضا یا مثلاً متخصص قلب ولی چشمت را به او می سپاری یا نمی سپاری ؟ نمی سپاری نمی گذری که این پیراست ، می گویی این درس چشم خوانده تخصص چشم دارد تخصص حرف آخر را می زند در هر کاری ، پیر نبود آنکه مویش شد سپید پیر نبود آنکه بالایش خمیر

یعنی قد خمیر ، داشته باشد و من بالاتری داشته باشد می گوئیم این سنش بیشتر است

پیر نبود آنکه پوشد کنه دلق یا براو جمع آید انبوهی ز خلق

پیر نبود آنکه خلقش پیر خواند ( مردم بیایند و بگویند این پیراست آخر مردم مگر می توانند تشخیص بدهند که چه کسی پیر است ، الان در تخصصهایی که در عالم است ، مثلاً ما می خواهیم بهترین مهندس را انتخاب کنیم یا بهترین پزشک انتخاب کنیم ، بهترین مهندس کشور ما کی است ، بهترین پزشک کشور ما کی است ؟ بهترین شاعر کشور ما کیست ؟ بهترین نویسنده کشور ما کیست ؟ این را مردم می توانند تشخیص بدهند ؟ رأی گیری می شود ؟ برویم پای صندوقهای رأی که حالا چه کسی بهترین پزشک یا مهندس است درست است اینکار یا نه ؟ حرف غلطی است . اگر بهترین پزشک را بخواهیم انتخاب بکنیم باید پزشکها نظر بدهند آنهم در آن رشته یعنی باید همه پزشکها جمع شوند و بهترین جراح چشم ، همه متخصصین قلب جمع شوند بهترین جراح قلب ، بهترین پزشک قلب را معین کنند غیر از آنها کسی نمی تواند تشخیص بدهد فقط متخصص می توانند تشخیص بدهد حالا مردم بگویند رأی بدهیم ، من از فلان کس خوشم می آید . رای به او بدهم که این مثلاً بهترین متخصص است. حرف احمقانه ای است این هایی که می گویند رهبری جمهوری اسلامی ولایت فقیه باید رأی مردم باشد ، حرف خیلی احمقانه است وفقط می خواهند سر مردم را کلاه بگذارند به اسم حمایت از مردم ، آخه مردم مگر می توانند متخصص تشخیص بدهند ، مجتهد فقیهی که چندین ، شرایط که معصوم برایش گذاشته که باید این شرایط را داشته باشد تا کسی رهبر باشد برایش قانون اساسی شرایط گذاشته این را چه کسی می تواند تشخیص بدهد ، این را متخصص می تواند تشخیص بدهد ما بله خبرگان را می توانیم ، ما به خبرگان را می دهیم خبرگان انتخاب می کنند ، خبرگان انتخاب نمی کنند بلکه خبرگان کشفش می کنند یعنی می بینند که بین فقها کدام این شرایط را دارد و او می شود رهبر ، در نظام پزشکی ، سازمان نظام پزشکی است که به یک پزشک شماره نظام پزشکی می دهد ، شما مگر می توانید پزشکی یک نفر را تأئید بکنید ؟ می توانید تأیید بکنید ؟ مهندسی یک مهندس را چه کسی می تواند تأیید بکند ؟ سازمان مهندسی کشور او می تواند تأیید بکند که فلان آقا مهندس هست یا نیست هر متخصصی را متخصص می تواند انتخاب بکند. و تأیید بکند بقیه مردم نمی توانند . خوب پس پیر نبود آنکه خلقش پیر خواند. ( می گه آقا این بیشترین حمایت را دارد خوب داشته باشد . چون ممکن است اکثریت اشتباه کنند. یکی می گفت شیعه حق است پس پرا شیعه اینقدر کم است در دنیا چرا اهل تسنن اینقدر زیاد است ، مبنای حق این نیست . مبنای حق عقل است. عقلانیت و تخصص ، این مبناست. پیر نبود آنکه خلقش پیر خواند . یا فضولی چند او را بر نشاند.

یک کسی می گوید از این به بعد می گویم تو رهبری زورم هم زیاد است می گویم تو رهبری بقیه هم باید با این بیعت بکنند مثل اتفاقی که صدر اسلام افتاد. زوری زوری یک کسی را کردند رهبر ،

گر تواند کس ، کسی را پیر کرد جان خود را بایدش تدبیر کرد

اگر کسی بتواند کسی را پیر بکند اول باید به درد خودش برسد

آنکه او را پیرش از پیش تو است پیری او لایش ریش تو است

آنکه تو سزای امام ای بوالهوس تو روی از پیش او آید زپس

یعنی تو یک کسی را وقتی رهبر بکنی در واقع او تابع تو است تو تابع او نیستی ، می تونی ما به تو می گوئیم تو رهبر باش تو هم بیاو رهبر باش. مثل خوارج خودشان رفتند و با یک نفر بیعت کردند از این به بعد تو بشو رهبر ما اینجوری نمی شود که .

پیشوا کی می تواند شد تو را فز له کسی ، کی شود کس اغذا

پیره آن باشد که پیرش از خداست ( یعنی کی باید تأیید بکند آقا شما الان یک ماشینی خریدی به نام مثلاً توئیتا. این اگر خراب شد یا شما اطلاعاتی درباره ی آن می خواهید . باید به کجا مراجعه کنید؟ باید به نمایندگی توئیتا مراجعه کنید. نماندگی توئیتا را ایران می تواند تعیین کند یا دولت ژاپن؟بله ؟ ژاپن باید تعیین کند. شرکت توئیتا تعین می کند که فلان کس نماینده ی من است من هم تأیید می کنم. اگر شما هم ماشینتان خراب شد به اینجا مراجعه کنید. ما که نمی توانیم بگوییم. آقا این نماینده باشد. نمی شود. باید متخصص باشد. یعنی آن شرکت سازده نمایندگی ها را تعیین می کند. در همه رشته ها همینطور است . آنی که سازنده ی اصلی است می گوید آقا از نظر من فلان کس در این رشته تخصص دارد. اگر ماشینتان خراب شد به اینجا مراجعه کنید. حالا اگر ما آمدیم و یک ماشین توئیتا خریدیم و خراب شد و بردیمش شرکت ایران خودرو ، این کار عقلانی است یا عقلانی نیست ؟ عقلانی نیست . شما بروی به مهندس شرکت ایران خودرو بگویی آقا شما که مهندس هستی ، این ماشین را درستش کن. می گوید نه من متخصص نیستم. ماشین را بردی ، دستکاری اش هم کردند و ماشین درست نشد.حق داری به شرکت توئیتا زنگ بزنی و اعتراض بکنی که من این ماشین را بردم شرکت ایران خودرو درستش نکردند ؟ بله ؟ نه. توئیتا می گوید بیخود کردی این کار را کردی . باید می آوردی به نمایندگی ما مراجعه می کردی . ما اگر رفتیم سر از جهنم در آوردیم ، به خدا نمی توانیم بگوییم ؛ چرا سر از جهنم در آوردیم ؟ چون خدا روز قیامت به ما می گوید ، تو دینداری ات را زیر نظر متخصصی که من تعیین کردم ، نماینده های مجازی که من تعیین کردن ، انجام دادی یا خوت رفتی هر کسی را که دلت خواست به رهبری انتخاب کردی ؟ اگر زیر نظر معصوم باشی ، گناهاتم می بخشم ، جات هم باای بهشت است ، این درست است . چون زیر نظر متخصص بودی آن مقدرای که عمل کردی عمل کردی اگر اشتباه هم کرده ای قابل جبران است ولی اگر خودت رفتی برای خودت رهبر تعیین کردی دین تعیین کردی ، مرجع تعیین کردی ، فقه تعین کردی . الگو مشخص کردی ، اینها به درد نمی خورد . چون زیر نظر من نبوده خدا هم روز قیامت می گوید ، من هر کس را بر رهبرش محشور می کنم این یادتان نرودها ، روز قیامت می گوید ، رهبرتان کی بود ؟ اگر این چهارده نفر بودند ، بیا زیر پرچم این چهاده نفر بایست هر جا این ها رفتند تو هم با اینها برو ، هر جا این ها رفتند ،تو هم با اینها برو.

داریم حضرت زهرا ،سلام الله عیها ، مثل مرغی که دانه را از روی زمین انتخاب می کند شیعیانش را بر می دارد و با خودش می برد در بهشت . چون می گوید ، اینها تخصصی عمل کردند دیگر .

امام زمان همینطور ، ائمه هر کدام از شیعیان خودشان را بر می دارند و می بردند آنجا ، رهبران دگیر اگر بهشتی باشند واقعاً یعنی خدا تعیین کرده باشد آنها را هر جا بروند ییروان آنها هم آنجا می روند هر جا بروند این یادتان باشد.

پیر آن باشد که پیریش از خداست نور حق او را به هر جا رهنماست

یعنی او اطلاعات خود را از خدا بگیرد کس دیگری که دانشگاه برود برای و درس بخواند که نمی تواند رهبر کسی بشود که چون تخصصش از روی زمین گرفته می شود ، تخصص برای مرحله دنیا ، بعد از دنیا ، و قبل از دنیا ، اطلاعاتش باید از طرف چه کسی داده شده باشد به طرف ، به استاد و راهنما از طرف کی باید اطلاعات داده شده باشد ؟ مستقیماً باید از طرف خود خدا باید بگیرد و واسطه هم نمی خواهد از طرف خود خدا اطلاعات باید داشته باشد تا بتواند راهنمایی کند. بعد پیریش از ؟؟؟ یزدانی بود ( ؟؟؟ یزدانی یعنی اینکه خدا به اسم معرفی کرده باشد و السلام . برای همین هم در سوره مبارکه بقره وقتی که خداوند به ابراهیم بعد از آنهمه امتحانات او اذ ابتلا ابراهیم رب بک لما فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما ) بعد از همه امتحاناتی که گذراند و پاک و سربلند بیرون آمد گفت من تو را امام مردم قرار می دهم از این به بعد ، یعنی امامت بالاتر از پیامبری است امامت بالاتر است در مرحله بعد از نبوت است. بالاتر و کاملتر است ابراهیم بود ولی امام نبود ، بعد از اینکه امتحانات را گذراند شد امام بعد تا گفت امام ابراهیم گفت ( قال و من ذریتی ) خانواده من چی از خانواده و فرزندان من کسی امام می شود. ( قال یا لاینال عهدی الظالمین ) عهد من یعنی امامت به غیر معصوم نمی رسد فقط باید معصوم باشد. پس امام را باید حتماً خدا معین کرده باشد شیعه چرا این چهارده نفر را قبول دارد چون پیامبر این چهارده نفر را معرفی کرده و در قرآن هم تأکید کرده که حتماً باید امام چی باشد ؟ معصوم باشد . سندش کجاست تمام کتابهای اهل سنت تمام کتابهای شیعه سند دارند که پیامبر در غیر خم ، خطبه غدیر خم همه بروید بخوانید مطالعه کنید دونه دونه نفر به نفر معین کرده

پیریش از نص ( نص یعنی تصریح ، کدام مستقیم )

پیریش از نص یزدانی بود علم او الهام ربانی بود

پیر آن باشد که ایمان پیر داشت نی که مو چون شیر و دل چون قیر داشت

چیست آن ایمان پیرای حق پرست آنکه همره باشد ست روز الست

توجه فرمودید چه جوری شد.

چیست آن ایمان پیرای حق پرست ( می گوید پیر آن باشد که ایمانش پیر باشد ، ایمانش پیر اباشد . حالا بعد می گوید پی این ایمان پیر از کجا معلوم می شود ؟ چیست آن ایمان پیرای حق پرست آنکه همره باشدت روز است یعنی از روز اول همراه تو بود. همان بحثی که گفتیم خداوند اول کی را خلق کرد ؟ نور محمد صلی الله علیه و آله و صلم . یعنی کسی رهبر ماست که از روز اول با ما بوده ، خلقت ما از اوست برای همین هم همه انسانها از نور پیامبر و اهل بیت خلق شدند این بحث را مفصل کردیم . آنهایی هم که توضیح آن را خواستند هم در کتاب آشتی با امام زمان هم در کتاب عزادار حقیقی توضیح دادم ، مراجعه کنید آنجا

زاده از نور خدا روز ازل آنی به دنیا زاده از کفر و دغل

می گوید کافر بوده بعد مسلمان شده این به چه درد می خورد این نمی تواند رهبر باشد ، رهبر کسی است که از روز اول نور خودا را همراه داشته باشد یک لحظه هم گناه نکرده باشد.

کرده باشد پاکش از کفر و زلال روز اول پادشاه بی زوال

نی که چون ایمان آن بد حالها زاده بعد از کفروایمان سالها

بعد از یک عمر کافری و بت پرستی و مشروب خوری بعد بیایند و بشوند رهبر نمی شود که اینجوری

بلکه میرد مردم از عصیان تو آنچه بودوز ادیش ایمان تو

چون قرین معصیت شد آدمی روح و ایمان می رود از وی همی

چون که توبه کرد و کرد او بازکشت با وی ایمانی زنو انباز گشت

یعنی می گوید که کسی که قبلاً کافر بوده درست است که مسلمان شود ایمان دار می شود ولی گناه که می کند ایمان از او می رود دوباره باید توبه کند تا آن ایمان به او برگردد یک همچین کسی رهبر نمی تواند باشد.

چون حیات مستقر نبود از آن زاید ایمان و بمیرد هر زمان

ما دو نوع ایمان داریم در روایت داریم ، یکی ایمان مستقر یکی ایمان مستوده ، ایمان مستقر ایمانی است که همیشه هست و هیچ وقت هم از بین نمی رود ، آلوده هم نمی شود ایمان مستوده یعنی ایمان وداع کننده ، خداحافظی کننده ، ایمانی که می رود یعنی شما مؤمن هستی یک دفعه معصیت می کنی ایمان می رود بعد اگر توبه کنی دوباره ایمانت بر می گردد .

چون حیات مستقر نبود از آن زاید ایمان و بمیرد هر زمان

یعنی هر زمان مومن می شدیم باز کافر می شویم . مومن می شویم باز کافر می شویم ، برای همین پیامبر فرمود هیچ مومنی زنا نمی کند. گفتن یا رسول الله کسانی هستند که معتقد به دین و زنا هم کردند فرمود ان لحظه کافر هست ، آن لحظه در کفر است . بعد دوباره مؤمن می شود پیر را کی باشد ایمانی چنین ان عهدی لاینال اظالمین

همین آیه ای که من برایتان خواند. عهد من به گناه کاران نمی رسد.

بر سر راه است طوطی بیقرار شاه اگر عهدی دگر داری بیار

خوب تمام شد دیگر دو عهد از او گرفت یکی از اینکه یاد خدا را فراموش نکند و یاد شاه را و یکی هم زیر نظر متخصص و پیر حرکت بکند.

گفت شد باشد مرا عهد دگر زینهار آن را میفکن از نظر

در جزیره چون که مسکن ساختی رهن خود را اندر آن انداختی

از نگار و نقش آن از ره مرو از فریب عیش آن غافل مشو

می گه خیلی زیباست و دلفریب مواظب باش آن دلفریبی و جذابیتهای جراح تورا غافل از من نکند و غافل از پیر هم نکند.

از نگار و از نقش آن از ره مرو از فریب عیش آن غافل مشو

آن جزو ، گر چه شاد و خرم است لیک با یک شادی او صد غم است

گر چه در هر هر گوشه ای زان گنجها ست لیک با هر گنج آن هر اژدهاست

غنچه و گل اندر آن بسیار است لیک با هر گل هزاران خار است

دشت و او شادات چون باغ و ارم گور ها کنده ولی در هر قدم

این عهد سوم است که داری می روی آنجا مواظب باش که جزیره و زیبایی های او تو را فریب ندهد که بحث بسیار مهمی است که انشاء الله ، از جلسه بعد شروع خواهیم کرد .

سوال

نه اسامی مثل عبدالحسین . عبدالزهراء اشکال ندارد و کفر هم نیست.

سوال