جلسه 012 - عوامل و موانع ورود به بهشت
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - عوامل و موانع ورود به بهشت

عوامل و موانع ورود به بهشت 23/03/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

جلسه گذشته که بحثمان دربارۀ دارالسلام بود این روایت را از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) خدمتتان عرض کردیم که در روز قیامت که همه محشور می‌شوند، فرشته‌ای صدا می‌زند که اهل فضل چه کسانی هستند بلند بشوند، اهل فضل بلند می‌شوند و آنها با احترام آنها را به بهشت دعوت می‌کنند. فرشته‌ها از آنها سؤال می‌کنند که فضل شما، بخشش شما، فضیلت شما چه بود که الان بدون حساب دارید وارد بهشت می‌شوید؟ آنها سه تا خصوصیت گفتند، 1ـ اینکه «كُنَّا نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا» از کسانی که به ما ظلم می‌کردند می‌گذشتیم، 2ـ «وَ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا» از کسی که از ما قطع ارتباط می‌کرد ما با او قطع نمی‌کردیم، کسی که با ما قهر می‌کرد ما با او قهر نمی‌کردیم.@3ـ «وَ نَحْلُمُ‏ إِذَا جُهِلَ‏ عَلَيْنَا» و حلم می‌ورزیدیم موقعی که کسی در حق ما جهالتی می‌کرد، بعضی از عزیزان سؤال کردند که اگر این گذشت ما باعث سوءاستفاده دیگران بشود، چکار بکنیم؟ مثلاً ما از یک کسی یک کاری کرده بگذریم و او بدتر بشود، نه اگر قرار باشد گذشت ما یک کسی را بدتر بکند و سوءاستفاده بکند از اخلاق خوب یک کسی، چند بار آدم می‌بخشد، یکبار، دو بار، سه بار، بیشتر نه، نباید اجازه سوء استفاده بدهی.@بخصوص پدر و مادر، پدر و مادر می‌گوید اگر بچه اینطوری کرد، بله پدر عفو بکند، مادر عفو کند، ولی اگر بچه بخواهد جسارت و بی‌ادبی بکند، پدر و مادر باید محکم جلویش بایستند، پدر و مادر باید حریم‌هایشان را خودشان بسازند.@مثلاً شما الان می‌خواهید بروید کنار یک رودخانه با بچه کوچک، این همه بچه در رودخانه افتادند، آب آنها را برده و جنازه‌شان را پیدا نکردند، رفتید جنگل یک دفعه بچه یک حیوان درنده به او حمله کرده، حواستان به او نبوده، آدم یک موقع‌هایی غفلت می‌کند.@وقتی آنجا می‌روید اول چکار می‌کنید؟ اول محیط را بررسی می‌کنید، اگر جنگل هست یک طوری حصارچینی می‌کنید که یک حیوان به این بچه آسیب نرساند، می‌گویید بچه‌ام هست آسیب به او نرسد حیوان درنده‌ای به او حمله نکند.@فردا اگر بچه طوریش بشود یا بچه دیگران با آدم باشد، ما یک اردویی یادمان هست رفته بودیم مشهد، یک لحظه غفلت کردیم، من یک لحظه رویم را برگرداندم دیدم صدای جیغ آمد، دیدم چند تا گراز وحشی دنبال بچه‌های کوچک کردند، بچه‌های 3 ـ 4 ساله اینها جیغ می‌زدند اینها هم نزدیک بود به اینها برسند، به سختی با کمک چند نفر ما این گرازها را فراری دادیم و از بچه‌ها دورشان کردیم.@یک لحظه غفلت کند این بچه له بشود، بمیرد، یک اتفاق بیفتد مگر آدم می‌تواند راحت کنار بیاید، من کوتاهی کردم این بچه خفه شد، من کوتاهی کردم حیوان این بچه را کشت، سخت است، چطور وقتی برای بچه‌ات اینطوری می‌شود می‌خواهی لب دریا بروی، حصاربندی می‌کنی مراقب بچه هستی می‌گویی آنجا نرو که این بچه آسیب نبیند.@پدر و مادر باید اولین کاری که می‌کنند این است که باید برای خودشان حریم‌بندی بکنند یعنی بچه حق ندارند در حریم پدر و مادر بیاید جسارت و بی‌ادبی و تندی بکند، خود پدر و مادر باید حریم ایجاد بکنند، چطور می‌گویی بچه برق دستش را نگیرد او را می‌کشت، پدر و مادر از هر کسی برای بچه خطرناکتر هست.@چون اگر بچه بی‌ادبی بکند به حریم پدر و مادر وارد بشود عاق والدین است، جهنم می‌رود، راضی هستی فرزندت جهنم برود، راضی هستی بدبخت بشود؟ نه، اگر راضی نیستی نگذار بچه‌ات به تو بی‌ادبی بکند، به تو جسارت بکند، جلویش بایست.@بله با اینکه اگر جلویش ایستادی حریم‌ات را نگه داشت، یک موقعی ممکن است ظلمی بکند، یک موقعی ممکن است جهالتی بکند، او را ببخش، اما پدر و مادر باید جایگاه خودشان را حفظ بکنند، گاهی وقتها پدر و مادرها محبت می‌کنند، لطف می‌کنند، اصلاً حریم، حریم دوستانه است، اصلاً هیچ وقت بچه به خودش در این حریم عاشقانه و دوستانه اجازه بی‌ادبی نمی‌دهد.@یک موقعی ممکن است عصبانی بشود یک چیزی از دهانش بیرون بیاید، پدر و مادر حلم می‌ورزند گذشت می‌کنند، چون رابطه، رابطه خوبی است، ولی اگر قرار باشد این عادت بشود برای بچه، یا برای کسی که می‌خواهی از او بگذری سوءاستفاده بکند، بعد بگوید این که می‌بخشد پس بگذار من هر کاری دلم می‌خواهد بکنم، این خطرناک است.@تو دلت ببخش اما وانمود نکن که می‌بخشی، برایش حریم بگذار، او نباید از این اخلاق سوءاستفاده بکند؛ «ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ لْيُقِمْ أَهْلِ الصَّبْر» منادی ندا می‌دهد اهل صبر بلند بشوند، یک عده‌ای بلند می‌شوند، باز همان کلام را پیامبر دارد «فَتَسْتَقْبِلُهُمُ الْمَلَائِكَة» ملائکه به استقبالشان می‌روند، به آنها بشارت می‌دهند به بهشت.@و می‌گویند «مَا صَبْرُكُمْ هَذَا الَّذِي تَدْخُلُونَ بِهِ الْجَنَّةَ قَبْلَ الْحِسَاب‏» این صبری که باعث شده شما به بهشت بروید قبل از حساب این صبر شما چیست؟ این چه صبری بوده شما کردید؟ اینها می‌گویند «فَيَقُولُونَ كُنَّا نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا عَلَى طَاعَةِ اللهِ وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِي اللهِ».@آن روایت قبلی ادامه‌اش را من فراموش کردم بخوانم «فَيُقَالُ لَهُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِين‏» بسلامتی وارد بهشت بشوید، که بهشت اجر خوبی هست برای اهل عمل.@دوباره همین کلام را داریم آنها می‌گویند ما خودمان را صبر می‌دادیم به طاعت خدا، بی‌حوصله نبودیم، می‌خواهد نماز بخواند آن هم اول وقت، خیلیها حوصله‌شان نمی‌گیرد، شما اول وقت نماز نخوانید فقط این نیست که اول وقت نماز نخواندید بلکه از شفاعت پیامبر محروم می‌شود یک نفر اول وقت نماز نخواند شوخی نیست.@«نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا عَلَى طَاعَةِ اللهِ» یعنی این روح حوصله نماز خواندن اول وقت را به خودت تحمیل کن، خیلیها ماه رمضان روزه نمی‌گیرند می‌گویند چه کسی حوصله روزه گرفتن دارد، تحمل اینکه بخواهد 16 ـ 17 ساعت تحمل بکند را ندارد و خودش را نمی‌تواند به صبر وادار بکند، لذا از روزه تفره می‌رود.@خمس می‌خواهد بدهد نفسش تحمل نمی‌کند، جهاد و جبهه می‌خواهد برود زن تحمل نمی‌کند شوهرش یا نزدیکانش از او دور بشوند، مرد هم تحمل نمی‌کند از اینها دور باشد، همه جهنمی می‌شوند، می‌گوید ما اینطوری نبودیم، ما خودمان را به طاعت الهی وامی‌داشتیم.@طاعت الهی اولش برای بخش حیوانی سخت است ولی بعدش شیرین می‌شود، در مقابل دستورات خدا دو بخش ما داریم، یک بخش حیوانی است، یک بخش انسانی است، بخش انسانی در مقابل دستورات خدا اصلاً اذیت نمی‌شود، ناراحت نمی‌شود، چادر می‌خواهد سرش بکند، حجاب می‌خواهد داشته باشد، آن شأن فرشته‌ای و انسانیش که از جنس اهل بیت و خداست خوشحال است که حجاب دارد از آن لذت می‌برد.@لذا همان خانم آمریکایی که می‌گفت من وقتی در آمریکا فهمیدیم باید حجاب داشته باشیم، ما با این حجاب در آمریکا به خانم‌های دیگر فخر می‌فروختیم، پز می‌دادیم که ما حجاب داریم، لذت می‌بردیم و این منش و شخصیت و لباس و شأن و شکوه‌مان را در حجاب به رخ دیگران می‌کشیدیم، افتخار می‌کردیم.@نگاه، نگاه عالی است، خودش می‌گفت من نمی‌دانم در تهران چرا خیلی از خانم‌ها ننگشان می‌آید از اینکه حجاب داشته باشند، چرا آدم باید خجالت بکشد که شبیه حضرت زهرا است، چرا باید خجالت بکشد که طاعت خدا را دارد انجام می‌دهد، می‌گوید یک جاهایی می‌شود مذهبی است، روضه است، عزاداری است، حرم امام رضا است رعایت می‌کند ولی بیرونش می‌گوید نه، این چه بازی است.@چرا آدمها ننگشان می‌آید شبیه خانواده آسمانیشان بشوند، شبیه خدا بشوند، بعد هم خجالت می‌کشند، شما چرا خجالت می‌کشی، شما عزتت را که خدا به شما داده عزت طاعت، و از ذلت معصیت دورت کرده این را به رخ بقیه بکشی، یک شکوه است، یک عظمت است، این حجاب یک بزرگی است، یا نماز خواندن یا رعایت خیلی چیزهای دیگر.@«نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا» ما نفسمان بعد از یک مدت صبر شیرین، جذاب، افتخار می‌شود برای انسان، ملکه می‌شود برای انسان، بخش حیوانی یک ذره اذیت می‌‌شود بعدش که می‌بیند حریف تو نمی‌شود کوتاه می‌آید.@«وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِي اللهِ» ما صبر می‌کردیم به معصیت خدا، جلوی خودمان را در معصیت خدا می‌گرفتیم، در نافرمانی الهی می‌گرفتیم چون می‌فهمد معصیت یعنی جهنم، یعنی گناه، یعنی ذلت دنیا و آخرت، معصیت ممکن است دقائقی لذت داشته باشد، ولی بعد ذلت می‌آورد، بی‌شخصیتی می‌آورد، افسردگی می‌آورد، بیماری‌های روحی و روانی برای انسان می‌آورد.@حالا تو برو دکتر روانپزشک و روانشناس، نمی‌تواند حل بکند چون اینکه تو به هم ریختی با گناه، با قرص و دارو حل نمی‌شود، این استغفار می‌خواهد، توبه می‌خواهد، آشتی کردن با خدا می‌خواهد، جبران می‌خواهد که حالا روح‌ات قشنگ و تمیز و سالم بشود تا به نشاط برسی.@ما بسیاری از گرفتاری‌های روحی و روانی‌مان مربوط به معصیت خداست، باید انسان استغفار بکند، توبه داشته باشد، توجه داشته باشد غفلت نکند جبران بکند، ما اینطوری بودیم این صبرها را به طاعت خدا می‌کردیم، و در مقابل معصیت خدا صبر می‌کردیم.@«ِفَيُقَالُ لَهُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِين‏» به آنها گفته می‌شود بفرمایید بهشت اجر خوبی است برای کاری که شما انجام دادید، یک صبر باعث می‌شود انسان بدون حساب بهشت برود.@ابابصیر نابینا است، از صحابی امام باقر و امام صادق (علیهم السّلام) هست، به امام باقر می‌گوید شما امام هستید، بالاخره ولایتی دارید، قدرتی دارید، صاحب شفا هستید، غیرمستقیم می‌گوید، من دوست شما هستم، صحابی شما هستم، شما همه را دارید شفا می‌دهید، آنوقت من که دوست شما هستم یکبار از دهانت در آمد بگویید ابابصیر بیا من چشمت را شفا بدهم.@امام گفت بیا جلو یک دستی کشید چشمش باز شد، شفا گرفت، امام گفت تو هم مثل بقیه مردم شدی، این خوب است که مثل بقیه مردم باشی، یا می‌خواهی بی‌حساب بهشت بروی؟ گفت نه آقا من می‌خواهم بی‌حساب بهشت بروم، گفت پس تحملش کن، این معلولیتت را تحمل کن.@صبر اینطوری است، صبر بر مصیبت، صبر بر معصیت، صبر بر طاعت، این سه تا صبر باعث می‌شود انسان بی‌حساب جهنم برود، اصلاً صبر اسم یک گیاه بسیار تلخ است، چون خیلی تلخ است به آن صبر می‌گویند.@این جهنمت را داری اینجا با این صبرت طی می‌کنی، داری مراتب سلوکی‌ات را، طی کردن از جهنم در آمدن داری با این صبرت طی می‌کنی، تمام گناهانت آمرزیده می‌شود، صبر بر طاعت می‌کنی، گناهانت آمرزیده می‌شود، صبر بر معصیت می‌کنی پاک می‌شوی، صبر بر مصیبت داری این هم همینطور، انسان تعالی پیدا می‌کند.@در روایت داریم در بهشت درجاتی هست که انسان جز با درد و بیماری به آن درجات نمی‌رسد، پس تحمل کن اعصابت خورد نشود حالا یک اتفاقی برای بدنت افتاده مجبور هستی یک دردی را تحمل بکنی، حالا بالاخره مریضی پیش می‌آید، آسیب‌دیدگی پیش می‌آید، افسرده بشوی.@من در بعضی از این فیلم‌ها می‌بینم خیلی ناراحت می‌شوم، چون اینها واقعاً دروغ است، مثلاً رفته جبهه تیر خورده، مجروح شده، یا قسمتی از بدنش را از دست داده، بعد نشان می‌دهد این افسرده است، عصبانی است، همه را می‌زند، همه چیز را می‌زند می‌شکند، غذا نمی‌خورد، با هیچ کس حرف نمی‌زند، آن کسی که جبهه رفته بصیرتش فوق‌العاده زیبا بوده، اینقدر بوده که این را نعمت خدا می‌داند.@این همه جانباز شاد و موفق ما داریم، بعد شما این را نشان می‌دهید، او می‌گوید خدا را شکر بالاخره یک عضوی از بدن ما زودتر از خودمان بهشت رفته و صبر می‌کنند نه روانی است، نه عصبی است، نه پرخاشگر است، نه عقده‌ای است، نه خودش را با کسی مقایسه می‌کند، دیگران باید حسرت این را بخورند.@این بالاخره شب و روز به خاطر از دست دادن این بخش بدنی یا این مشکل بدنی، دائماً یک سیستم تسویه‌ای در وجودش هست هر چه گناه می‌آید پاک می‌شود و لحظه به لحظه‌ به خاطر این محدودیت هم در آخرت درجه‌اش افزوده می‌شود، بقیه باید حسرت بخورند، آنهایی که سالم هستند هیچ طورشان نمی‌شود و هیچ طورشان نیست، آنها باید حسرت اینها را بخورند.@دسته سوم «ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ لِيَقُمْ جِيرَانُ اللهِ فِي دَارِ السَّلَام‏» همسایگان خدا در بهشت بلند بشوند، یعنی آنهایی که خیلی به خدا وصل هستند، همسایه یعنی به همدیگر چسبیده هستیم، از همدیگر اطلاع داریم، خانه‌مان رفت و آمد وجود دارد، از احوال هم خبر داریم، از هم کمک می‌گیریم، پشت هم هستیم، شریک شادی و غم‌های هم هستیم این همسایه است، همسایگی باید همینطوری باشد.@حالا می‌گوید همسایگان خدا یعنی اینها یک اتصالی به خدا دارند، یک ارتباطی با خدا دارند، یک رفت و آمدی با خدا دارند، اینها کسانی هستند که در بهشت، اگر الان یک کسی شما بگویید یک آدم دوست‌داشتنی است، همسایگانش بهتر می‌توانند او را ببینند، یا بچه‌ محل‌هایش، یا آنهایی که در شهر هستند؟ همسایه بهتر می‌تواند او را ببیند، هر وقت دلش تنگ می‌شود می‌تواند با او تماس بگیرد صحبت بکند خانه‌شان رفت و آمد بکند.@حالا بهشتیان اینها کسانی هستند که در بهشت تند تند با خدا می‌توانند ارتباط داشته باشند، هر وقت دلشان با خدا تنگ می‌شود خدا با آنها حرف می‌زند، اینها با خدا حرف می‌زنند، یک طور دیگری سایه خدا بالای سرشان است، سایه خدا سر همه بندگانش هست، ولی همسایه، یعنی سایه‌مان روی هم هست.@یک طور دیگری این سایه روی سر شما هست، یک طور دیگری این حمایت وجود دارد، این حمایت ویژه است، (جیران الله) خیلی مقام بزرگی است، همسایه خدا، این همسایه خدا به این معنا نیست که افراد آخرت همسایه خدا هستند، تا در دنیا کسی همسایه خدا نباشد، آخرت همسایه خدا نیست، اینها در دنیا همسایه خدا بودند.@یعنی یک رابطه ویژه‌ای اینها با خدا داشتند، یک دلدادگی، یک نزدیکی، یک انس ویژه‌ای بین اینها برقرار بود؛ «فَيَقُومُ فِئَامٌ مِنَ النَّاس‏» یک دسته‌ای از مردم هم آنجا بلند می‌شوند، همان کاری که قبلاً کردند، فرشته‌ها به استقبالشان می‌آیند، بشارتشان می‌دهند.@بعد به آنها می‌گویند «مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِي جَاوَرْتُمْ بِهِ الله فِي دَارِ السَّلَام‏» فضیلت شما چه بود که شما در بهشت همسایه خدا شدید؟ برتری شما، فضیلت شما چه بود که در بهشت همسایه خدا شدید؟ یاد بگریم اینها را که ان‌شاءالله عمل بکنیم از اینجا با خدا همسایه بشویم، خاک بر سر کسی که دلش نخواهد همسایه خدا و اهل بیت بشود، خیلی روح آدم را نکبت می‌گیرد که اینها دلش را قلقلک نمی‌دهند.@اینقدر بدبخت است که نرم‌افزار نصب کرده تاریخ تولدت را بنویس تا به تو بگوییم تاریخ تولد شما با کدام یک از این هنرپیشه‌ها یکی بوده، که بعد تو بروی بگویی من روز تولدم با روز تولد فلان هنرپیشه، فلان فوتبالیست یکی بوده، آدم اینقدر به خاری و ذلت می‌افتد.@بروم با او عکس بگیرم، از او امضا بگیرم، اصلاً این به تو شخصیت می‌دهد، لباسش را بپوشم، لباس آن مدلی بپوشم، خودم را آن مدلی در بیاورم، اینها چیست، توهماتی است که آدم فکر می‌کند فضیلت است، رنگ آن و لباس آن را من بپوشم، آن رنگی که مورد علاقه او است استفاده بکنم، شکلم را شبیه او در بیاورم.@با شخصیت‌های سیاسی عکس بیندازید از آنها امضا بگیرید، چه افتخاری است، چه قربی است، چه شخصیتی است، الان هم اینقدر خاک بر سر شدند که در نورانی‌ترین قسمت در کره زمین که از این نورانی‌تر خدا نیافریده یعنی ایران، مقدس‌ترین زمین‌های روی کره زمین، عارش می‌آید فرزندش شناسنامه ایرانی داشته باشد.@پول جمع می‌کند، یا پول دارد، می‌برد زنش را زیر دست مردهای اجنبی در بیمارستان می‌اندازد، این غیرت است، این واقعاً چیست؟! زنش را زیر دست نامحرم آنجا می‌اندازد که زایمان بکند بگوید بچه‌ام متولد فلان جا است، بچه‌ام شناسنامه آنجا را داشته باشد ایرانی نداشته باشد، او به ایران شرافت دارد که با ناموست این کار را بکنی، می‌فهمی داری با خودت چکار می‌کنی، این عزت برای تو می‌آورد، برای فرزندت شرافت می‌آورد.@همین بچه قیامت یقه تو را می‌گیرد، برای چی این اسم مسخره را برای من انتخاب کردی، من یک موجودی بودم که می‌توانستم همسایه اهل بیت باشم، همسایه خدا باشم، این کارها چی بود برای من کردید، برای چی من را بردید در یک محلی که نتوانم درست زندگی کنم، برای چی برای من دیدنی‌های حرام، شنیدنی‌های حرام، خوردنی‌های حرام تهیه کردید، برای چی برای من مدرسه بد، استاد فاسد، محیط زندگی خراب درست کردید.@بچه‌ها یقه پدر و مادر را می‌گیرند «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيه‏ وَ أُمِّهِ وَ أَبيه‏ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيه‏» برادرت، مادرت، پدرت، همسر و فرزندت از تو شاکی می‌شوند، چه کلاسی است، چه قیمتی است، چه ارزشی است، چه آبرویی است، این یعنی چی.@پز به اینکه خانه من خانه من فلان منطقه شهر است، این منطقه‌ای است که اگر ما بخواهیم از این منطقه اینطرف‌تر بیاییم بی‌آبرو می‌شویم، ما باید حتما خانه‌مان فلان منطقه باشیم که ما آبرویمان حفظ بشود، وقتی می‌خواهند آدرس بدهند یک جایی را بگوییم که بقیه یک اعتبار و ارزشی برای ما قائل بشوند.@خطم شماره‌اش اینطوری باشد، بارها خدا شاهد است یک کسی می‌خواست از من شماره تلفن بگیرد، مثلاً صدا و سیما، یا مراکزی که کار علمی داریم، بعد می‌گوید استاد شمار‌ه‌تان 912 چند؟ می‌گویم 912 نیستم، اینها مال سفیدپوستان است، ما سیاهپوست هستیم ما 932 هستیم.@این چه دردی است در جان مردم افتاده، مردم شخصیت‌شان با شماره موبایل‌شان است، با گوشی‌شان است، انسان چقدر به ابتذال کشیده می‌شود، چقدر به نکبت و جهنم کشیده می‌شود، این اگر در مخیله کسی شماره تلفن بیاید، بخدا نمی‌گذارند وارد بهشت بشود.@در روایت داریم اگر انسان با بند کفشش، با خودکارش، خجالت می‌کشد این خودکار را جیبش بگذارد، می‌گوید این چیه، کلاس ندارد، می‌خواهم یک جایی بروم باید خودنویسی چقدری بگذارم، کفش چند میلیونی، کیف برند، کفش برند، لباس برند، پارچه برند.@کسی که ذهنش سراغ این می‌رود در بهشت او را راه نمی‌دهند، می‌گویند تو شرک داشتی، تو اینها را منشأ اثر می‌دانستی، مثل بت‌ها، بت‌پرست‌ها تمامشان می‌گفتند این خدای ما نیست، ما این را به عشق خدا می‌پرستیم، این جهنم دارد، بت تو هم این شده، موی سر، و پشم و چرم و اتومبیل.@می‌گوید من این ماشین را سوار بشوم بی‌ارزش می‌شوم، بی‌آبرو می‌شوم، بی‌اعتبار می‌شوم، خیلی خطرناک است، یعنی شما از اشیاء شرافت می‌گیرید، بت‌پرستی یک مدرن است، من الان دوستم چند سالش است، موبایلش اینقدر است.@به پدر و مادرش فشار می‌آورد که باید برایم موبایل بخری بی‌موقع آن هم مثل موبایل آنها، دوستانم موبایل‌شان را می‌آورند آنجا نشان می‌دهند، نروی از این ایرانیها بگیری، نه مدل‌دار، برند بگیر من جلوی دوستانم آبرو داشته باشم، تبلت می‌خواهم.@فرزندت وقتی که اینطوری بار بیاید و فکر کنی شخصیتش اینطوری است، فردا بسنده نیست به این قضیه این ماجرا داستان دارد، ایرانی نخریم، خارجی بخریم، تو می‌فهمی داری چکار می‌کنی؛ جهیزیه آورده جهیزیه‌اش همه از این ایرانی‌ها هست، یک کسی که این برایش مهم است و این را می‌بیند یک آدم بی‌شخصیتی است.@کسی که ذهنش این چیزها را متوجه است و اصلاً به آن در ذهنش اهمیت می‌دهد، بی‌شخصیت است شخصیت الهی و انسانی ندارد، شخصیت بهشتی و جاودان و ماندگار ندارد، یک شخصیت جمادی دارد، یک شخصیت گیاهی دارد، یک شخصیت حیوانی دارد.@(جیران الله) این شخصیت است، چون همسایه است، به شرافت خدا همسایه قبول می‌کند، به میزان قرب انسان به همسایگی خدا می‌رسد، اینطوری نیست روز قیامت هر کس حسابش را رسیدند زودتر به بهشت رفت بگوید من زودتر به بهشت رفتم بروم جای خوب را بگیرم، شرافت، شرافت انسانی است.@آنهایی که هزاران سال قبل بهشت رفتند، رفتند جای خوب بهشت را گرفتند! به این نیست، شخصیت انسان تعیین‌کننده مقام انسان پیش خدا است، همسایه خدا یعنی یک شخصیتی است که شبیه‌ترین آدمها به خدا است، نزدیکترین آدمها به خدا است که همسایه خدا شده است، اینن افتخار است.@تازه آنهایی هم که اینطوری هستند اصلاً افتخار نمی‌کنند، به کسی پزی نمی‌دهند، همسایه خدا هستند ولی خودشان را بهتر از هیچ کس نمی‌دانند، ولی این ارزش است، حقیقی هم هست، روز قیامت نمود دارد، مقام‌ها، قدرت‌ها، تشخص‌ها، روز قیامت نمایش دارد.@آن هم در صحنه محشر، صحنه محشر یعنی میلیاردها انسان در صفحه صاف محشر می‌ایستند نگاه می‌کنند، حالا ببینیم همسایگان خدا چه کسانی هستند، «فَيَقُولُونَ كُنَّا نَتَحَابُّ فِي اللهِ» اینها را ما در بحث شرح حدیث معراج بحث حبّ فی الله توضیح دادیم، چون پیامبر که از معراج می‌آمد خداوند مهمترین مسائل را به او گفت.@گفت محبّت تو به خاطر من است، زنت را دوست داری به خاطر من، شوهرت را دوست داری به خاطر من، بچه‌ات را دوست داری، کشورت را دوست داری، آدمها را دوست داری به خاطر من دوست داشته باش.@یعنی نسبت محبتی تو با آدمها بسته به نسبت این آدمها با خدا دارد، به عشق خدا دوست داشته باش، اگر این فقط زنت است بعداً کلی با هم دعوا دارید، با هم گرفتاری دارید، ولی اگر عشقت یک عشق الهی هست خیلی مسائل حل می‌شود، شوهرت همینطور، بچه‌هایت را به عشق خدا دوست داشته باش آنوقت ببین چقدر زندگی خوب می‌شود.@به خانواده همسرت به عشق خدا محبت کن بعد ببین چقدر زندگیت شیرین می‌شود، به همسایگانت، با رفتار دیگران رفتارت را تنظیم نکن، که این با من اینطوری کرد پس من هم اینطوری می‌کنم، پس تو هم مشرک هستی، چون تو ملاک عملت و محبت‌ورزی‌ات، و کینه‌ورزی‌ات دیگران هستند نه خدا.@خدا در قرآن می‌گوید فقط یک چیزی هست که می‌ارزد شما به خاطرش یک چیزی را دوست داشته باشید یا از یک چیزی بدتان بیاید، یک چیزی را انتخاب کنید یا یک چیزی را کنار بگذارید، فقط قیمت شما همان است پایین‌تر از آن دیگر قیمت شما نیست و آن خود خود خداست.@اینقدر خداوند به انسان شخصیت داده که می‌گوید این ترانه را همیشه بخوان، با آن لذت ببر، با این ترانه شاد باش، با این ترانه برقص «قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِله رَبِّ الْعالَمين‏» این آیه خیلی شاد است، می‌گوید قیمت دلت را پایین نیاوری، بیچاره می‌شوی، بی‌قیمت می‌شوی.@بگو، چون ما احتیاج داریم بگوییم، احتیاج داریم تکرار کنیم، احتیاج داریم دائماً بشنویم، بگو، این آیه خیلی مهم است باید هر روز گفته بشود، نمازم، عبادتم، زندگیم، مرگم فقط برای خدا، اگر یک کسی برای خانواده‌اش زندگی کرد خدا در اولویت بعدی بود بدبخت و خار دنیا و آخرت است.@علامتش هم این هست که تا چشمش به چهار تا امر دنیایی می‌خورد نمازش می‌رود 6 غروب، نماز مغرب و عشایش می‌رود 12 شب، چون با دنیا بیشتر صفا می‌کند، با این بیشتر انس دارد تا خدا، اگر برای خدا بود، عایشه می‌گوید پیامبر با ما خیلی خوش بود، می‌گفت می‌خندید، اذان می‌‌گفتند غربیه می‌شد، خدا صدایش کرد.@امر اگر امر الهی باشد انسان در امر الهی با کسی تعارف و شوخی ندارد، اگر معصیت الهی باشد به خاطر یک کسی چون این گفته جهنم برویم نه شوخی نیست، مگر به خاطر یک کسی می‌شود جهنم رفت.@اگرمی‌شود به خاطر یک کسی جهنم رفت همان کسی که تو به خاطرش داری گناه می‌کنی به تو بگوید من یک دقیقه کبریت نگه می‌دارم دستت را روی آن بگیر، نگه می‌داری؟چقدر طول می‌کشد یک کبریت، چند ثانیه طول می‌کشد؟ ده ثانیه، همسرت بگوید من این را می‌گیرم صورتت یا دستت را روی آن بگیر، خانمم گفته اینطوری، خانمم گفته از این به بعد می‌خواهم اینطوری بگردم، دخترم گفته از این به بعد می‌خواهم اینطوری بگردم، مگر می‌شود آدم به خاطر همسر معصیت بکند.@به خاطر زن و بچه‌اش خمس نمی‌دهد، بدبختی این است آدم خمس نمی‌دهد می‌گوید زندگیم خراب می‌شود، پولم کم می‌آید خمس نمی‌‌دهم می‌خواهم هزینه بکنم برای زن و بچه‌ام، این خمس سهم سادات فقیر است داری به زن و بچه‌ات می‌دهی، این خمس سهم امام است داری می‌دهی.@امام فرمود خدا لعنت کسی را که کمترین میزان خمس در دستش بماند، به جای اینکه بیشتر از خمس بپردازد زورش می‌آید سال خمسی داشته باشد خمسش را بدهد، ده سال، بیست سال، سی سال ما داریم می‌خوریم بعد هیچ خمسی ندادم، برای کی، چه کسی مقدس‌تر و قشنگ‌تر و مهربانتر از خدا.@بعد خدا می‌گوید این خمس را که گفتم تو بدهی برای اینکه چرک و عفونت از اموالت بیرون بیاید، ورشکست نشوی، بدبخت نشوی، اقتصادیت به هم نخورد، سرت کلاه نرود، برای این هست که تو شبیه من بشوی، نزدیک من بشوی، دادن بهشت را یاد بگیری، عطا کردن و جود را یاد بگیری، از مال گذشتن را یاد بگیری.@من در همین دنیا یک تا هفتصد برابرش را به تو برمی‌‌گردانم، به خدا اعتماد ندارد خمس نمی‌دهد، می‌گوید ما کسانی بودیم که تمام عشق‌ورزی‌هایمان به خاطر خدا بود، هر کس و هر چیزی را دوست داشتیم، برای خدا بود.@اسم بچه می‌خواهد بگذارد، می‌گوییم خدا چی دوست دارد، اهل بیت چی دوست دارند، چی مُد است نه، مُد برای ما یک شرک است، مُد یک بت است، الان امروز اینطوری مُد است، بت است، مگر آدم اینقدر بی‌شخصیت می‌شود که هر دفعه باید لباسش را، یا شئونات انتخاب زندگیش را با اساس اینکه الان چه کسی تصمیم گرفته شما اینطوری بگردید.@یک کسی آنطرف آب یک کافری تصمیم می‌گیرد امسال این مُد است، چه کسی مُد کرده، خداست، پیامبر خداست، این کیست که برای تو سبک زندگی تعریف می‌کند که از این به بعد اینطوری مُد است، غذا، لباس، یعنی چی، یعنی من اینقدر بی‌شخصیت هستم.@مگر من رب ندارم، مگر من مربی ندارم، مگر من امام ندارم، م ربّم خداست، او را کنار بگذارم بروم از چه کسی تقلید بکنم، «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً» از خدا چه کسی از نظر آیین بهتر است، «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَةً» چه کسی رنگش از خدا قشنگتر است، که تو از رنگ خدایی شدن بدت می‌آید دوست داری رنگ دشمنان خدا بشوی.@آدم چقدر می‌تواند تنزل پیدا بکند که دوست دارد رنگ دشمنان خدا بشود ولی رنگ خدا نیاید، دوست دارد رنگ دشمنان خانواده آسمانیش بشود ولی رنگ خانواده آسمانیش نشود، دوست دارد لباس دشمنان خانواده آسمانیش را بپوشد اما لباس خانواده آسمانیش را نپوشد.@چطور می‌شود آدم یک دفعه اینقدر سقوط می‌کند، «نَتَحَابُّ فِي اللهِ» ما همدیگر را به خاطر خدا دوست داشتیم، افغانی است رنگ خدا بیشتر دارد، عرب است رنگ خدا بیشتر دارد، آفریقایی است رنگ خدا را بیشتر از همسایه و رفیق‌ات و بچه‌ات دارد، او را باید بیشتر دوست داشته باشی.@بچه‌ات هست باشد، یعنی رابطه حیوانی، من این را از بچه‌ام بیشتر دوست دارم، به خاطر اینکه رنگ خدا بیشتر دارد، افغانی است به او عشق می‌ورزم، آمریکایی است به او عشق می‌ورزم، اروپایی است به او عشق می‌ورزم، ژاپنی است، فرقی نمی‌کند.@ملاک ایمان است، هر کس مؤمن‌تر است در دل من عزیزتر و محبوب‌تر، در شأن مردم ایران که پیامبر می‌فرماید بالاترین مردم هستند از نظر ایمان و یقین، آیه قرآن سوره مائده آیه 54 مردم ایران را به خاطر این می‌گوید برترین آدمها روی کره زمین هستند، خدا این مردم ایران را دوست دارد چون اینها این خصوصیات را دارند.@اولین خصوصیت که می‌گوید اول از این آنها هم خدا را دوست دارند غیر از عشقشان به خدا «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنين‏» ایرانیها هر جا یک مؤمن ببینند متواضع هستند، دوستش دارند، می‌خواهد افغانی باشد، عرب باشد، آمریکایی باشد، مؤمن را دوست دارند به او احترام می‌گذارند، با ملیت و نژاد و رنگ و پوست کسی کار ندارند.@ایرانیها اینطوری هستند خیلی روحشان بزرگ و پاک است، خیلی با شخصیت هستند، نژادپرست نیستند، با زبان کسی کار ندارند، این شرکت، بعضی می‌بینیم در این شرکت غیر ترک استخدام نمی‌کنیم، اینجا باید همه اصفهانی باشند، یعنی چی؟! فقط بچه محل‌ها، شرافت را باید در نظر بگیرید.@در مقام‌‌دهی باید سه تا چیز را در نظر بگیرید، یک کسی می‌خواهد پیش شما مقرب باشد، می‌خواهد به او حالی بدهید، امکاناتی بدهید، سه تا چیز را باید در نظر بگیرید، عشق به خدا، عشق به اهل بیت، و جهاد در راه خدا، اگر مجاهد است امتیاز باید داشته باشد، می‌گوید ایثارگر و جانباز و آزاده اینها چرا باید سهمیه دانشگاه داشته باشند؟ اینها باید سهمیه دانشگاه داشته باشند معقولش همین است.@اگر جامعه برای ایثارگر، برای فداکارش، برای کسی که از همه چیزش گذشته به خاطر کشور و دین و به خاطر نوامیس این مملکت گذشته، این امتیاز دارد، پیش خدا امتیاز دارد، بچه‌های شهدا امتیاز دارند، باید به آنها امتیاز بدهی، از این امتیاز لذت ببری و محترم بشماری، تویی که اعتراض می‌کنی به این سهمیه، شخصیتت، عزتت، استقلالتت، الان آبرویت، شرافتت وابسته است به همین که داری به او اعتراض می‌کنی.@آدم اینقدر بد بشود، اینقدر بدجنس باشد، کسانی که امنیت مملکت، آرامش مملکت، استقلال مملکت، برکت این مملکت، پیشرفت این مملکت، در گرو فداکاری آنهاست قدرشان را ندانیم و برایشان امتیاز قائل نباشیم، خدا امتیاز قائل است.@ملاک دوست‌داشتن‌مان را خدا بکنیم، نگو من از این کار بدم می‌آید، برای چی بدت می‌آید؟ خدا خوشش می‌آید، اگر خدا خوشش می‌آید نگو از این کار بدم می‌آید، هر کاری را خدا گفته خوب است، خوب است خوشت بیاید، وقتی که می‌گویی بد است، با خدا در می‌افتی، می‌فهمی داری چکار می‌کنی، با خودت داری در می‌افتی.@مثل یک کسی که چاقو بردارد مدام در چشم و گوش و شکم خودش بزند، این کار را که می‌گویی خدا دوست دارد پس تو هم دوست داشته باش نگو من بدم می‌آید، شخص اینقدر بی‌عقل و بی‌شخصیت می‌شود، می‌گوید خدا ظلم می‌کند، خدا این کارش ظلم است، این دستورات اسلام را من قبول ندارم این دستورات اسلام بد است، اینها را خوشم نمی‌آید.@آدم از اینجاها سر در می‌آورد، ما اصلاً با قوانین اسلام اینطوری نیست، هر چیزی که خدا می‌گوید قشنگ است می‌گویم دوستش دارم، می‌گویم برای چی این کار را می‌کنی می‌گوید مستحب است، مستحب می‌دانی یعنی چی؟ یعنی جلب عشق می‌کند، باب استفعال است جلب محبت می‌کند، این کار محبت‌زا است.@عشق خدا را به سمت من، محبت خدا را به سمت من جلب می‌کند، پیغمبر این کار را می‌کرد، حضرت زهرا این کار را می‌کرد، راحت است این آدمی که اینقدر وجودش مبارک و ناز و رام هست در مقابل الهی اینقدر نرم است، می‌گوید این کار را نمی‌کنم چون کراهت دارد، این کار را می‌کنم چون مستحب است.@ولی حالا می‌گوییم آقا طلا حرام است، نمی‌تواند کنار بگذارد، این گردنبند برای مرد حرام است برای چی گردنت می‌اندازی، این ظاهر مشهور نیست، هیچ مجتهدی، هیچ مرجع تقلیدی، ما اگر کارمان با مرجع تقلید هماهنگ نباشد که جهنم می‌شود، مرجع تقلید که از خودش حرف نمی‌زند، دستورات اهل بیت خدا را دارد می‌گوید، این ظاهرت آقاجان هیچ مرجع تقلیدی این ظاهر تو را تأیید نمی‌کند این ظاهر را کنار بگذار.@مگر زیربار می‌رود، پوست کلفت است، پوست کلفتی می‌دانی یعنی چی؟ یعنی باید خیلی سال در جهنم بماند تا پوست کلفتیش برطرف بشود، مقاومت اینطوری خدا دارد می‌گوید رساله دارد می‌گوید، مرجع تقلید دارد می‌گوید، باز لج می‌کند.@یک خانم هست در حجابش با خدا لج می‌کند، می‌گوییم حد حجاب شرعیش این است، باز هزار و یک جور روی این پوشش می‌خواهد بازی در بیاورد که آخر آن که خدا می‌خواهد نباشد، انگار ناراحت است، عصبانی است از دست خدا، با خدا لج می‌کند، با چه کسی لج می‌کنی با خودت داری لج می‌کنی، «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» خوبی کنید به خودتان کردید بدی هم بکنید به خودتان کردید.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@