جلسه 009 - عوامل و موانع ورود به بهشت
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - عوامل و موانع ورود به بهشت

عوامل و موانع ورود به بهشت 25/11/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره بهشت به معرفی بهشتها رسید.@ یک بهشت را آیات و روایاتش را با هم مرور کردیم. امروز می‌خواهیم درباره فردوس سخن بگوییم. فردوس همانطور که در روایات داریم بهترین جای بهشت و در بین بهشتها سرور و آقای بهشتها است.@در قرآن کریم درباره اهل این بهشت سوره مؤمنون آیات 1 تا 9 خصوصیات اهل فردوس را ذکر می‌کند: (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ) حتماً اهل ایمان رستگار هستند کسانی که در نمازشان خشوع دارند یعنی رعایت ادب ایستادن در مقابل خدا را دارند و با خشوع می‌ایستند.@ حالت خشوع حالتی است که در برقراری اتصال با غیب خیلی به انسان کمک می‌کند؛ اگر نحوه ایستادن انسان غلط باشد همین خودش مهم است یک مسأله فیزیکی است، نه لفظی است نه حالی، یک حالت فیزیکی است نحوه ایستادن.@اگر نحوه ایستادن ضعیف و بد باشد اتصال برقرار نمی‌شود، کیفیت ایستادن در نوع ارتباط با غیب مؤثر است من فقط سر بسته همین مقدار را می‌گویم بقیه‌اش را ما در اردو ان‌شاءالله در موردش سخن خواهیم گفت.@(وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) کسانی که از کارها و سخن باطل پرهیز می‌کنند. (وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ) کسانی که همیشه اهل پرداخت زکات هستند و فکر گرفتارها و مستضعفین و مستمندان هستند.@(وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ) کسانی که از برقراری رابطه جنسی حرام خودشان را نگه می‌دارند. (إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ) غیر از حلالها، مورد حلالی که خدا اذن داده.@(فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ) اینجا در مورد همین روابط جنسی نامشروع دارد سخن می‌گوید که هر کس غیر از مواردی که خداوند حلال کرده به برقراری رابطه جنسی حرام بپردازد این شخص ستمکار و تجاوزکار هست.@(وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ) کسانی که نسبت به قولی که می‌دهند و امانتهای مردم را رعایت می‌کنند و مراقبت دارند که مبادا اگر عهدی بستند برخلافش عمل کنند و مبادا امانتی که از کسی دستش هست به آن تجاوز یا خیانتی بشود.@(وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ) کسانی که نسبت به اوقات نمازشان خیلی دقت دارند یعنی حتماً نماز را اول وقت و به موقع بخوانند سهل‌انگار نسبت به اوقات نماز نیستند. وقتی اینها تمام شد نُه مورد بود، البته نُه مورد نبود، هفت مورد را ذکر کرد در 9 آیه.@بعد در آیه دهم می‌فرماید: (أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ) اینها کسانی هستند که وارث هستند. چه چیزی را به ارث می‌برند؟ (الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ) کسانی هستند که بهشت، فردوس را، بهشت که در مقام فردوس هست فردوس را به ارث می‌برند که در آن جاودانه هستند.@این یک چهره‌ای از این اهل این بهشت هست که در بهترین جای بهشت قرار دارند خصوصیت افرادی را هم که در بهترین جای بهشت قرار دارند در این هفت آیه خدمت شما عرض کردیم.@آن را که خواندیم سوره مؤمنون بود، بعدی سوره کهف آیه 107 و 108: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً) می‌فرماید که کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.@(كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً) بهشت فردوس، بهشتهای فردوس، آن مجموعه‌ای از بهشتها به این اسم هست که آن هم خودش منطقه منطقه است و مراتبی دارد (كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً) یعنی محل پذیرایی اینهاست.@بعد می‌فرماید که: (خالِدِينَ فِيها) این خیلی تکان‌دهنده است، جاودانه هستند در بهشت، برای بار چندم است که تأکید می‌کنم که به این نعمت ما باید ویژه و جداگانه نگاه کنیم، اینها جاودانه هستند.@توجه کنید لذت جاودانگی و نعمت جاودانگی چقدر عظمت دارد یعنی انسان پایش در این بهشت باز می‌شود دیگر برای هیچ وقت از این بهشت خارج نمی‌شود میلیاردها میلیارد سال همینطور دل و ذهنت را ببر.@ببینید انسان تحمل نمی‌تواند بکند از کشش و دل ضعفه‌ای که می‌گیرد از این زمان، باید فقط به سجده بیافتد تا یک مقدار آرام بگیرد، باید روی پای خدا بیافتد تا یک مقدار آرام بگیرد از این لطف الهی؛ داخل بهشت می‌شوند و در این بهشت جاودانه هستند.@ما باید دقیقاً کلماتی را که خدا به کار برده که خواسته به آن توجه کنیم واقعاً توجه کنیم و به معنی‌اش هم توجه کنیم، جاودانگی از اصل بهشت بالاتر است. اینکه انسان مرگی ندارد انتهایی ندارد آخری برای او وجود ندارد مردنی نیست، به این توجه کنیم.@هر چقدر انسان روحش با جاودانگی پیوند بخورد قدرتش در دنیا بیشتر می‌شود کسانی که زودرنج و حساس و عصبی و بدبین و حسود و بداخلاق هستند کسانی که دنیا دلشان را می‌برد و زود فریب می‌خورند در برابر دنیا ضعیف النفس هستند اینها هر چقدر ذهن و روح و قلبشان با جاودانگی پیوند بخورد اینجا قدرتمند می‌شوند.@در مقابل کششهای شیطانی و نفسانی و طغیان نفس و بداخلاقی و توطئه‌های دشمنان و شیاطین قوی می‌شوند؛ آنجایی که انسان می‌بُرد برای این هست که یادش می‌رود چه کسی هست و پیوندش را با ابدیت از دست می‌دهد. این خیلی مهم است آنقدر این مهم است من بارها عرض کردم که حدود 80 بار در قرآن تذکر می‌دهد که شما جاودانه هستید.@این تأکید الهی که 80 بار در قرآن به بندگانش تذکر می‌دهد یعنی مسأله فوق‌العاده مهم است باید به آن یک جایگاهی در نظام فکری و قلبی و روحی و اعتقادی ما باشد اینکه من جاودانه هستم، من انتها ندارم، من آخر ندارم.@و وقتی که انسان این را فهمید یعنی پیوند خود با جاودانگی و آخرت خودش، گذران دنیا برایش کار بسیار بسیار ساده‌ای است گذران دنیا برایش هیچ کاری ندارد یعنی راحت می‌تواند فراز و نشیبها و مشکلات و سختی‌های دنیا را طی کند چون می‌گوید که اینجا یک رحمی هست که من مدتی در این زندان هستم و در می‌آیم، چیزی نیست و از آن خارج می‌شوم.@احساس بدبختی و بیچارگی و عقب‌ماندگی و حس رقابت و چشم و هم‌چشمی در زندگی‌اش با کسی سراغش نمی‌آید و این رقابت و چشم و هم‌چشمی و حسادت آزارش نمی‌دهد، راحت است، آزاد می‌شود.@خود این آزاد شدن از قید این بندها از قید این دردها، چون هر کدام از بداخلاقیهایی که در انسان هست برای انسان درد و تألمات روحی شدید برای انسان ایجاد می‌کند.@اینطور نیست که اگر کسی حسود باشد خوش باشد، حضرت می‌فرماید من تعجب می‌کنم حسود اگر می‌دانست که با جسم خودش حداقل دارد چکار می‌کند، نه با روحش، با جسمش اگر می‌دانست که چکار می‌کند هیچ وقت آن کار را نمی‌کرد، نمی‌فهمد دارد چکار می‌کند.@بدبینی و حسادت و خساست و بخل و زودرنجی و حساسیت اینها همه آزار نفس و روح است، خودش در دنیا برای انسان فشار روحی می‌آورد.@حالا مسأله جاودانگی در بهشت یک درمانی هست که انسان وقتی که واقعاً ایمان بیاورد و یقین کنید (این خیلی مهم است) یقین کند که جاودانه است دنیا را خوش می‌گذراند و دیگر ذهنش درگیر جهنم نیست.@این صبح که از خواب بلند می‌شود با افراد و محیط و دنیا و روزگار و خودش درگیر نیست نه حمله جلو روی او اثر دارد نه حمله عقب و چپ و راست روی او اثر دارد این آدم آزاده است راحت است و چون به عشق جاودانگی و یقین جاودانگی این در روحش تزریق شده راحت دنیا را می‌گذراند.@اینطور نیست که اگر خانه‌شان جایش کوچک باشد به این احساس بدبختی دست بدهد و خودکشی کند و فرار کند، وضع مالی‌شان خوب نباشد احساس بدبختی و بیچارگی دست بدهد، چون آدمی که احساس بدبختی می‌کند.@یعنی خودش را نمی‌فهمد و اصلاً خودش را نمی‌شناسد یا خودش را با بقیه مقایسه کند حوصله‌اش را در انجام وظائفش از دست بدهد برای یک کسی است که واقعاً هیچ شناخت درستی از خودش ندارد خودگم‌شده است ابهام دارد گیج و گنگ است اصلاً نمی‌داند کجاست، نمی‌داند چه کسی است، نمی‌داند چیست، موقعیت خودش را نمی‌فهمد.@یعنی باور ماهیت رحمی دنیا را و باور ماهیت جنینی خودش را نکرده و بنابراین این تمام این مفاسد، زندانهای مختلف روحی سراغ این می‌آید، این بهترین نعمتهای خدا را هم که داشته باشد نمی‌تواند قدر بداند.@شما ببینید ما کسانی را داشتیم که زن پیغمبر بودند آن هم پیامبران اولواالعزم، پیامبران بزرگ، زن پیغمبر اسلام، زن نوح، یا پیغمبران اولواالعزم زن لوط، بهترین شوهر دنیا را داشتند ولی در کار این بهترین شوهرها زندان بوده روحشان فشار داشته، اگر کسی خودش را نساخت کنار رسول الله هم زجر می‌کشد کنار خدا هم این آدم زجر می‌کشد.@وقتی تو نفست را رها کردی و تربیتش نکردی اینطوری می‌شود از خدا لذت نمی‌بری با اینکه الذ اشیاء خداست، نه می‌توانی با او دوست بشوی، محبوب‌ترین و مهربان‌ترین موجود است حامی و خالق توست نمی‌توانی با او ارتباط بگیری، اصلاً نمی‌توانی او را پیدا کنی، تو گم هستی در روح تو چیزی به اسم الله گم است.@اینکه بگویند این الله است به او بچسب و با ارتباط بگیر و از او لذت ببر، این نمی‌تواند، چون درگیر خودش است حرم هم می‌رود همینطور است، حرم هم می‌رود نمی‌تواند با آن شخصیتی که آنجاست ارتباط بگیرد، حس و حال معنوی دارد ضریح را بغل می‌کند و می‌بوسد ولی با این شخص ملاقات و ارتباطی حاصل نمی‌شود.@چون این ضعف معرفتی باعث گم شدن می‌شود؛ جاودانگی یک اکسیر اعظمی است که اگر سراغ کسی آمد و یا کسی به جاودانگی یقین کرد شفای خیلی از دردهایش است یعنی آدم در دنیا خیلی راحت و خوش است.@ این صبح از خواب بلند می‌شود می‌بینی نه فشار عصبی دارد در بخشهای مختلف، حسادت، کینه؛ نه کینه می‌گیرد نه حسادت، نه خودباختگی دارد نه خودش را با کسی مقایسه می‌کند ناشکر نیست از نعمتهایی که خدا به او داده، خدا یک عالم نعمتهای خوب به او می‌دهد باز این همه‌اش متراژ خانه و وضع و لباس و غذا نگاه می‌کند، این آدم اصلاً نمی‌فهمد آدم است.@پس دقت کنید یک چیزی که در قرآن کثرت دارد یعنی مسأله فوق‌العاده مهم است یعنی این یک اکسیر اعظم برای خودسازی و شاد بودن و آرامش است؛ جلسه قبل هم باز تذکر دادم که من جاودانه هستم ما جاودانه هستیم.@این جاودانگی درهای بسیاری از درهای جهنم را به روی ما می‌بندد اصلاً روی آدم باز نمی‌شود و آدم بیمه می‌شود و ضدضربه می‌شود وقتی که یقین کند جاودانه است و باورش بشود که من جاودانه هست و باور کند که یک جنین در رحم دنیا هست و حالا بعد از یک مدتی از اینجا می‌خواهد تازه وارد بهشت و ملکوت بشود، این خیلی شادی و آرامش برایش می‌آورد.@قرآن را نگاه کنید برای چه کسانی این اتفاق می‌افتد؟ (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) مؤمنین هم که در آن هفت آیه اخلاق و خصوصیاتشان را گفت. (كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً) این بهشت فردوس برای اینها چی هست؟ نزل است پذیرایی هست اینها را در آنجا پذیرایی می‌کنند.@انسان از پیچ و خم ورود به قیامت، عرصه صراط و حساب و کتاب و حشر و سؤالها و داستانهای آنجا نجات پیدا کند و حالا برود در فردوس و پذیرایی بشود. پذیرایی‌اش خیلی جالب است اصلاً شروع پذیرایی و ورود و اینها حالا داستان دارد بعضی را بعداً برای شما توضیح خواهم داد.@(خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً) این خیلی قشنگ است، دنبال عوض کردنش نیستند، یعنی نمی‌خواهند جایشان تغییر کند، می‌گویند همین جا خیلی خوب است، نمی‌خواهند تغییر کند درخواست انتقال به جای دیگر در سر اینها نمی‌زند، یک هوس دیگر کنند و جای دیگر را بخواهند، نه، می‌گویند آنجا (لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً).@چشم به هم بزنیم به اینجا می‌رسیم بعد آنقدر نزدیک است که قرآن می‌فرماید حالا اینها در بهشت نشستند راجع به دنیا حرف می‌زنند یعنی صحنه عوض شد، ما اینجا نشستیم راجع به آنطرفیها صحبت می‌کنیم، آنها آنطرف رسیدند آنجا دارند راجع به اینطرف صحبت می‌کنند.@می‌گویند من یک رفیقی در دنیا داشتم (كانَ لِي قَرِينٌ) آیه قرآن است می‌گوید من یک رفیقی در دنیا داشتم آدم بی‌اعتقادی بود، نزدیک بود ما را هم خراب کند، نزدیک بود من هم بی‌اعتقاد کند؛ می‌نشینند داستانهای آنجا را می‌گویند.@و بعد می‌گویند حالا کجاست، (جالب است) مثلاً می‌نشینند می‌گویند راستی فلانی کجاست؟ فلان رفیقی که من دنیا داشتم؟ فلان همسایه و دوست و معلم و شاگرد و برادرم و مادر و پدر و... کجا هستند؟ آنجا می‌نشینند از احوال هم خبر می‌گیرند راحت آنجا در بهشت لم می‌دهند و آنجا سراغ این و آن را می‌گیرند.@و جالب اینجاست که تا اراده می‌کنند آنها را می‌بینند، قرآن می‌گوید: (فَاطَّلَعَ فَرَآهُ) تا کسب اطلاع می‌خواهد بکند طرف را می‌بیند، کجا؟ (فِي سَواءِ الْجَحِيمِ) وسط جهنم طرف را پیدا می‌کند و می‌بیند از وسط بهشت، آن فلانی که می‌خواست او را منحرف کند آنجاست. ولی این زمان زمان خیلی خیلی کوتاهی است پس این در مورد این بهشت عزیز.@(سَلُوا اللَّهَ الْفِرْدَوْسِ فَإِنَّهَا سُرَّةُ الْجَنَّةِ) این چند روایت هست من از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای شما می‌خوانم. می‌گوید از خدا فردوس را بخواهید چرا که بهترین جای بهشت است (فَإِنَّهَا سُرَّةُ الْجَنَّةِ) بهترین جای بهشت است بخواهید.@و این نکته خیلی مهم است که یک بشر یک انسان در درخواستهایش با خداوند به جایی برسد که با خدا سخن بگوید و به خدا بگوید خدایا من آن را می‌خواهم آنجا را می‌خواهم روزی‌ام کن (و أدخلنی الجنه).@این خیلی مهم است که خدا بخواهد و خدا هم دوست دارد که بندگانش بهشت دوست باشند بهشت را بخواهند و بهشت هم خوشش می‌آید، ساکنین بهشت هم خیلی دوست دارند که مؤمنین در دنیا بهشت دوست باشند درخواست بهشت کنند و بهشت را فراموش نکنند. این حماقت بزرگ سراغ خیلیها می‌آید آنقدر زمخت هستند که اصلاً هیچ وقت به آن فکر نمی‌کنند.@(الفِردَوسُ سَیِّدُ الجَنانِ) بهشت سید بهشتها هست سرور همه بهشتها است. (إِنَّ الْفِرْدَوْسَ هِيَ رَبْوَةُ الْجَنَّةِ الْوُسْطَى الَّتِي هِيَ أَرْفَعُهَا وَأَحْسَنُهَا) چقدر جالب، می‌فرماید که بهشت فردوس در مرتفع‌ترین جای بهشت قرار دارد بالاشهرش است آنجا منطقه بالانشین بهشت است.@بالأخره بهشت هم پایین‌نشین و بالانشین دارد آنها بالای بهشت هستند یک عده‌ای هستند پایین هشت هستند، یک عده هستند در بهشت که اصلاً جا ندارند فقط در بهشت می‌پلکند به آنها قصر و جایگاهی نمی‌دهند لیاقتشان همین است جهنمی نیستند اما در بهشت جایی ندارند.@همیشه اینطرف و آنطرف مهمان هستند آویزان هستند در بهشت این و آن، اینها کسانی بودند که در روایت داریم می‌توانستند کربلا بروند و نرفتند، زیارت امام حسین می‌توانستند بروند و در زیارت امام حسین کوتاهی کردند، یک عده اینطور هستند.@یک عده‌ای هستند که قصر و جا دارند، جاها و قصرها و مهمانیها و شکل و ساختمان و معماریهای مختلف در بهشت هست و بالا و پایین هم دارد. حالا اینجا فرمود فردوس کجاست؟ بالاترین و مرتفع‌ترین جای بهشت هست که پیامبر می‌فرماید بهترین و زیباترین بخش بهشت است.@ما از اینها فاصله گرفتیم آدمهای زمخت و تندی شدیم در اثر این جدایی از این زیارتها. باز نگاه کنید یکی از اهل بهشت چه کسانی هستند؟ از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است از امام و پدر عزیز و مهربانمان می‌فرماید که: (یَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهِ) خداوند به فرشته‌هایش می‌فرماید که (یا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَی عَبْدِی) ای ملائکه به بنده‌ام نگاه کنید.@(أَحْیَا لَیْلَتَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِی) یک شب را به خاطر من بیدار ماند یک شب را احیا کرد زنده نگه داشت، به خاطر من نخوابید، مثلاً مریض‌داری کرد برادرش، پدرش، همسرش، همسایه‌شان، دوستش مریض است، عبادت می‌کند، می‌رود یک شب جمعه را یک جا بیتوته می‌کند بیدار می‌ماند یک شب را و احیا می‌گیرد.@(أَسْکِنُوهُ الْفِرْدَوْسَ) این به خاطر من یک شب بیدار ماند او را ببرید و ساکن فردوسش کنید یعنی بهترین جا؛ ببینید چقدر ارزش دارد و چه خدای کریمی است که اگر کسی یک شب به خاطر خدا زجر بکشد و بیدار بماند، حالا زجر هم نه، یک شب عشقبازی با خدا، عشقبازی که زجر ندارد، یک موقعی هم آدم اذیت می‌شود اگر بخواهد مریض‌داری کند.@در بین اعمال صالح کمتر عملی به اندازه مریض‌داری برای انسان قرب می‌آورد، پرستاری و مریض‌داری خیلی قیمت دارد عمل عمل بسیار بزرگی هست خیلی خیلی بزرگ است ثوابش را حالا ما الان در مقام آن نیستیم بیان کنیم، بحثش جای دیگر است.@کسانی که مریض در خانه‌شان هست قدر بدانند این مریض باعث می‌شود که شما تقرب به خدا پیدا کنید عاشقانه دور مریض‌تان حالا هر کس هست پدر، مادر، همسر، فرزند هست بچرخید و پذیرایی کنید و خدمت کنید.@مریض‌داری انسان را اوج می‌دهد آنهایی که سر کارشان با بیماران هست هر چقدر بیمار بدحال‌تر مقام پرستار چی؟ مقام پرستار بالاتر، یک مادر بچه‌اش مریض می‌شود یک شب تا صبح نمی‌خوابد اذیت می‌شود،.@یا چند شب مریض است چند شب بیمارستان هست برای بچه‌اش یا برای شوهری یا هر کس دیگری، یا انسان برای دوستش یا هر کسی که به او علاقه‌مند هست بیدار می‌ماند، این بیدار ماندنها خیلی ارزش دارد اینها را مفت از دست ندهیم.@یکی هم به عشق امام زمان خیلی بیدار می‌ماند یکی به عشق خدا خیلی بیدار می‌ماند یک کسی به عشق اهل بیت خیلی بیدار می‌ماند، این بیداریها فوق‌العاده قیمتی و ارزشمند است خدا می‌گوید (أَسْکِنُوهُ الْفِرْدَوْسَ) او را بهشت ببرید.@حالا اینجا را دقت کنید اینجا عظمت انسان را می‌خواهد بگوید که انسان را که خدا خلق کرده چون قرار است شبیه خداوند بشود روح خودش را در انسان دمیده، می‌خواهد بگوید وقتی که این روح دمیده می‌شود چقدر عظمت پیدا می‌کند.@(وَ لَهُ فِیهَا مِائَهُ أَلْفِ مَدِینَهٍ) برایش خداوند صد هزار شهر در بهشت ایجاد می‌کند. (فی کل مدینة جَمِیعُ مَا تَشْتَهِی الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ) در هر یک از این صد هزار شهر همه آن چیزهایی که آدم از آن لذت می‌برد وجود دارد؛ (تَشْتَهِی الْأَنْفُسُ) بخواهی و هوسش را بکنی، هست، آن هم با سبک بهشتی نه با سبک دنیایی.@(وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ) هر چه که چشم از دیدنش لذت می‌برد آنجا هست، هر چه که منظره‌ها و دیدنی‌های قشنگ و لذت‌بخش هست آنجا وجود دارد، بعد می‌فرماید حالا چی؟ (وَ مَا لَا یَخْطُرُ عَلَی بَالٍ) و این اصلاً به هیچ مغزی خطور نمی‌کند یعنی هیچ کس نمی‌تواند بفهمد که بهشت چه عظمتی دارد هر چقدر شما رؤیاپردازی کنید.@بعضی از این فیلمهای خارجی من دیدم که بهشت را مثلاً طراحی می‌کنند و می‌سازند با تجهیزات قدرتمند هالیوودی مثلاً، ولی نه اصلاً بچه‌بازی است، بهشت می‌گوید (وَ مَا لَا یَخْطُرُ) اگر یک جنین در رحم مادر فهمید دنیا چقدر قشنگ و بزرگ است ما هم در رحم دنیا می‌فهمیم ملکوت چقدر قشنگ و بزرگ است، نمی‌شود فهمید، باید رفت.@خدا رحمت کند شهید دستغیب را می‌فرمود باید بروید ببینید، حالا خودش می‌گفت و تعریف می‌کرد و آخرش می‌گفت باید رفت و دید.@(وَ مَا لَا یَخْطُرُ عَلَی بَالٍ سِوَی مَا أَعْدَدْتُ لَهُ مِنَ الْکَرَامَهِ وَ الْمَزِیدِ وَ الْقُرْبَهِ) آدم اینجا می‌خواهد هزار تا جان داشته باشد و بدهد، اگر عزرائیل (علیه السّلام) کمک ما نمی‌کرد ما مرده بودیم اگر حضرت ملک الموت کمک نمی‌کرد انسان، می‌گوید صد هزار شهر به او می‌دهند در هر شهر هر چه بخواهد هست از همه‌شان یک جا می‌تواند استفاده کند.@یک کسی نگوید صد هزار تا شهر به چه درد ما می‌خورد یک اتاق برای ما کافی است، یک خانه 150 ـ 200 متری یک خانه 1000 متری، بگو 5000 هزار متر، نه نفس آنقدر آنجا بزرگ است مثل اینجا نیست، مثل رحم مادر، ما در رحم مادرمان مگر چقدر غذا می‌خوریم؟ یک جای کوچک، خون هم می‌خوریم تمام است غذای ما همین است 9 ماه آنجا هستیم.@دنیا می‌آییم اصلاً سیر نمی‌شویم انواع لباسها و جاها و مکانها و محلها و گردشها و خوراکها، این همه خوراک خدا قرار داده. به قول استاد ما می‌فرمود حفظه الله که شما اگر یک مشت جو داشته باشید یک آرد جو و چیزی، یک نان آدم بخورد زنده می‌ماند، امیرالمؤمنین تا آخر عمرش گندم هم نخورد. زنده می‌ماند.@بعد ببینید خدا برای این دنیا چه تدارکی دیده، بهشت یعنی همین، می‌روی می‌بینی دهها نوع انگور، خرما، سیب، پرتقال، توت، حبوبات، گیاهان، میلیونها نوع غذا برای بشر در این دنیا خدا خلق کرده، این با یکی هم زنده می‌ماند، خدا چکار کرده، برای تو این کار را کردم که من را بشناسی و بفهمی و شاکر باشی و ببینی چقدر دوستت دارم.@میوه‌فروشی برای این نیست که تو بروی حسرت بخوری که پول ندارم بخرم، گران است، این که دنیاست، هر چه نخوری آنطرف بیشتر و بهترش را می‌خوری، هر چه اینجا بخوری آنطرف کمتر می‌شود.@برای این نیست، برای این است که وقتی می‌روی در باغ و جنگل و گلستان و میوه‌فروشی حواست باشد که تو چقدر محترم هستی وقتی گلها را می‌بینی بفهم که تو چقدر محترم هستی.@وقتی سبزه و درخت و دریا و دریاچه را می‌بینی وقتی دوربین را می‌برند ته دریا و هزاران نوع ماهی و میلیونها نوع موجودات نشان تو می‌دهند، می‌گوید همه را (خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً) هر چه که در آسمان است به احترام تو خلق کردم برای تو خلق کردم، بفهم خدای تو کیست، بفهم چقدر محترم است.@این را آدم باید بفهمد، نه اینکه حسرتش را بخورد بعد هم با خدا درگیر بشود که چرا ما نداریم بخوریم، چرا امسال برنج و گوشت گیرمان نیامد، این چطور چیزی است، و به هم بریزی؛ این همه تشکیلات عظیم، اصلاً آدم نمی‌تواند نعمتهای خدا را در دنیا بشمارد.@می‌فرماید: (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) بخواهید هم بشمارید نمی‌توانید، این دنیای شما را من اینطوری آفریدم تازه با یک درصد از رحمتم، 99% را آنطرف برای شما گذاشتم، پس بفهم چه کسی هستی، بفهم خدا کیست، رابطه‌ات را بی‌ادبانه نکن، رابطه‌ات محترمانه باشد با غیب و خانواده آسمانی، با بندگان خدا هم مهربان باش.@یک کسی که کینه و کدورت در دلش می‌افتد، زودرنجی و حساسیت دارد، تا یک انتقاد به او می‌کنند به او برمی‌خورد، تا از او گِله می‌کنند به هم می‌ریزد، خانواده‌ها دیدید همه‌اش با هم قهر هستند، این آدم یک جهنم با خودش دارد ولو فکر کند یک آدم بهشتی است.@مگر می‌شود یک آدمی که دلش باید بهشتی باشد (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) این همه‌اش اهل سلم و سلامتی و دوستی و محبت است، نه کسی را آلوده می‌کند نه اگر یک کسی خواست او را آلوده کند آلوده می‌شود مثل آب کُر آب دریاست.@نه اینکه تا یک نفر به تو یک گله‌ای کرد حالا حق یا ناحق، یا انتقادی از تو کرد به هم بریزی و داغون بشوی و قهر کنی و ناراحت بشوی و هزارتا خوبی طرف مقابلت را نبینی.@بعضیها اینطوری هستند، طرف صد جور خدمت و محبت به آدم می‌کند کور هستند و نمی‌بینند، کافی است یک نق و غور و انتقادی مثلاً از پدر و مادرش بشنود می‌بینی که نمک‌نشناسی می‌کند این که وجودش کُر نیست این وجودش آب قلیل است زود نجس شده با یک نق و غور و انتقاد زود کثیف شده، این چطور می‌تواند به این بهشت برود؟!@باید انسان بهشتی بشود دریادل بشود و وسعت پیدا کند و باحوصله و قوی بشود؛ تا یک چیزی به او بگویند به او برمی‌خورد و ناراحت می‌شود و زود فتیله رابطه را پایین می‌کشد با شوهر و زن و بچه و همکار و دوستش، همین تحمل ندارد.@اینها همه را که گفت، تازه خدا شروع می‌کند، می‌گوید این صد هزارتا که نیست، صد هزار تا شهر را که به او می‌دهم هر چه دلش بخواهد سر جای خودش، غیر از آن من از او طور دیگری هم از او پذیرایی می‌کنم (سِوی ما أعددت) أعددت یعنی آماده کردم، آماده آماده است برایشان، مهیا و منتظر آماده.@(سَوی ما اَعدَدتُ لَه مِن الکَرامةِ وَ المَزید وَ القُربَه) کاشکی دل ما با این کلمات انس بگیرد. کرامت، مزید، قربت؛ کرامت یعنی به او قیمت می‌دهم حرمتش بالا می‌رود احترامش بالا می‌رود مقامش بالا می‌رود.@مزید یعنی زیادی به او می‌دهم، بیش از آن چیزی که استحقاقش را داشته باشد به او می‌دهم، آن بهشتها که سر جای خودش، بیشتر از آنها به او می‌دهم، آن هیچی، اینها هیچی، کرامت و زیادی هیچی، بلکه یک چیز دیگر می‌دهد، آخری را که می‌گوید همه آنها را هم بگیرد بگیرد، اصلاً همه را هم ندهد ندهد، چی؟ قربت، عزیزش می‌کنم.@قربت می‌دانید یعنی چی؟ یعنی نزدیکی و تقرب؛ تقرب چه موقع حاصل می‌شود؟ زمانی که یک کسی شبیه خدا می‌شود یعنی قدرتهای خودم را به او می‌دهم، تقرب یعنی نزدیکی، نزدیکی ذاتی است اینطور نیست که بگویی دو قدم جلوتر بیا، این تقرب نیست، تقرب یعنی سنخیت و شباهت.@خیلی حرف است یک شب بیدار ماندن ببینید چکار می‌کند، آن وقت ما چقدر مفت با تنبلی و بی‌حوصلگی و تن‌پروری و زرنگ‌بازی، به قول خودمان زرنگ‌بازی می‌کنیم، ما مریض داریم من حالش را ندارم برادرم بیمارستان برود برای مادربزرگم، کار دارم بگذار بقیه بروند.@من الان آدم می‌شناسم (یکی دوتا نه، دهها آدم) مادرشان را یک جا رها کردند خانه یکی از خواهران و برادرها انداختند، آن برادر خودش بیچیاره معلول است مریض است یکجا افتاده، مادر را بردند آنجا انداختند، می‌گویند به ما ربطی ندارد، پدر و مادر و خواهر و برادرمان به ما چه! آدمهای وحشی به تمام معنا.@فکر می‌کنند خیلی زرنگ هستند، بعد این عروس بیچاره هم باید شوهرش را که معلول است پرستاری کند هم باید مادرشوهرش را پرستاری کند که الان آلزایمر گرفته، جایش را خراب می‌کند، مگر این چقدر جان دارد، خودش اصلاً این را بلند کند حمام ببرد و بیاورد.@با کدام کمر، دست تنها چطوری او را ببرد بشوید و بیاورد، و آن همه گردن کلفت مفت‌خور مادرشان را رها کردند و می‌گویند از شر مادر راحت شدیم و بردیم آنجا انداختیم، نوبت عذاب شما هم می‌رسد. مادر کیست، بگو همسایه، غریبه، مگر آدم می‌تواند همینطوری بیخیال یک کسی بشود؟! نمی‌شود آدم همینطوری.@روی کلمات خیلی فکر کنید کرامت، مزید، قربت. اصلاً این خودش یک ذکر است. (یا قریب لا یبعد، یا قریب من کل قریب، یا أکرم الأکرمین) اینها اسمهای خداست، خدا اینطوری ظهور و جلوه می‌کند برای بندگانش.@سراغ یکی از بهشتهای دیگر برویم که آن هم خیلی معرکه است. سوره یونس آیه 25 (وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ) یکی از جلوه‌های بهشت دارالسلام بودن بهشت است، نه اینکه فردوس دارالسلام نباشد، همه جای بهشت چیست؟ دارالسلام است یعنی خانه سلامتی.@خانه سلامتی از اسمش معلوم است (وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ) خدا شما را دعوت می‌کند به خانه سلامتی (وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ) هر کس را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند.@باز سوره انعام آیه 127 (لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) چقدر عشق در این آیه خوابیده، برای آنهاست خانه سلامتی، سرای سلامتی (وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) به خاطر عمل، همه‌اش در عمل است، تمامش در عمل است، خدا ولیّ آنها هست به خاطر اعمالشان.@حس اینکه خدا ولیّ و صاحب من است حس این فوق‌العاده است، آدم با اولیائش احساس لذت و کرامت و بزرگواری می‌کند. الان می‌گوید من فلانی پدر، مادر، دوست، مربی، ولیّ، رئیس، مدیر ما در فلان جا، مدیر دبیرستان این است اولیاء مختلف، با اینها آدم هم افتخار می‌کند هم احساس آرامش می‌کند.@تو مثلاً می‌خواهی اتوبوس سوار بشوی بعد می‌بینی که یک آدم و راننده حرفه‌ای بالا می‌آید خیالت راحت است می‌گویی این بلد جاده است خیالم راحت است در اتوبوس راحت می‌توانم مطالعه کنم و بخوابم، ترس ندارم، راننده حرفه‌ای است بلد خیلی مهم است.@خودت را به چه کسی می‌سپاری؟ آدم یک موقعی حس اینکه خدا، من برای خدا هستم. الان علت اینکه 70% درخواست طلاقها برای خانمهاست چرا، چون خانم می‌داند این مرد ولیّ نمی‌تواند باشد، نمی‌شود به او تکیه کنی.@خیل شُل و وِل است به درد نمی‌خورد این اصلاً تکیه‌گاه نیست خودش هم روی مخ و اعصاب است باید هم دنیایم را خراب کنم هم آخرتم را. چون مرد و قدرتمند نیست تکیه‌گاه نیست در مشکلات، زودتر از زن قهر و گریه و فرار می‌کند.@می‌گفت بمباران می‌کنند شوهرم شروع می‌کند به لرزیدن، می‌روم او را سفت بگیرم که نلرزد، این چطور شوهری است؟! می‌گوید کتک می‌زند من و بچه‌ها را، ولی کافی است یک سوسک ببیند مرد فرار می‌کند مردی که مثلاً، یا مادر مثلاً، مادر صد جور ترس و اضطراب و وحشت در بچه‌اش می‌ریزد چون مادر از سوسک و موش می‌ترسد بچه هم این را یاد می‌گیرد آموزشی است،.@مادری که شجاع و قوی باشد و روحیه‌اش قدرتمند باشد بچه قدرتمند می‌شود، پدری که روحیه‌اش قوی است بچه‌های قدرتمند بیرون می‌دهد ولیّ خیلی مهم است (و هو ولیهم) یک چیزی است که حالا اگر قرار نبود بگوید نمی‌گفت، می‌گفت (لهم دار السلام) آن هم کجا؟ (عند ربهم) پیش خود خدا.@خیلی وقتها آدم در بهشت هست پیش خود خدا نیست، در بهشت است دارد عشق و حالش را می‌کند ولی حواسش نیست که این بهشت قائم به کیست؛ مثل اینها که الان هستند در دنیا می‌روند زیر یک ساختمان، حواسشان نیست که این ساختمان را چه کسی نگه داشته.@سوار هواپیما می‌شوند حواسشان نیست که خدا روی هوا نگه‌اش می‌دارد، سوار کشتی می‌شوند خدا می‌گوید من در آن آب نگه‌اش داشتم، خودت را به چه کسی می‌سپاری؟ ولیّ خیلی مهم است که من تکیه‌گاهم کیست، حالا این دنیایی را بگذاریم، آخرت می‌ماند.@یک کسی ولیّ‌اش خدا باشد (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) این در دنیا اضطراب ندارد چون خدا ولیّ اوست نه از فقر، مریضی، سرطان، طلاق، مردن کسی می‌ترسد ولیّ دارد، می‌گوید من ولیّ دارم.@نمی‌گوید فلانی رفت من بدبخت شدم، فلانی مُرد ما الان دیگر بیچاره هستیم، فلانی با من قهر کرد من الان بی‌صاحب شدم، فلان رفیق من دیگر با من رفیق نیست پس من الان تنها هستم، دیدید بعضیها گدای عاطفی می‌کنند.@اگر کسی ولیّ او خدا باشد دیگر اصلاً آویزان کسی نمی‌شود و اینطور نیست که التماس کسی را بکند، این احساس بی‌پناهی در دنیا، ضعف، تنهایی، و احساس اینکه من هیچ کس را ندارم برای این است که ولیّ نداریم.@(و الذین) می‌گویید الله مولی لهم، خدا مولای آنهاست، خیلی مهم است یک کسی حواسش باشد خدا مولایش است. اگر صاحب داشتی مولا می‌گویی. وقتی حرفش را بخواهی بزنی می‌گویی آقای من، مولای من، سرور من، یعنی من همه تکیه‌ام به توست خدایا.@این آدم، آدم بی‌شخصیتی نیست آدم مضطربی نیست از محل کار بیرونش می‌کنند یا از جای دیگر، این اصلاً احساس ذلت و خواری و بدبختی و بیچارگی هرگز سراغش نمی‌آید صد نفر هم که او را رها کنند احساس تنهایی به او دست نمی‌دهد ده جای دنیا برود احساس غربت نمی‌کند تنهای تنهاست ولی شاد شاد است.@و چون روحش اینطوری است مولا دارد جذابیت این آدم خیلی زیاد است، این آدم وقتی تنها هم یک جا می‌رود صد نفر سراغش می‌آیند و کمکش می‌کنند چون مولا دارد.@ابراهیم را نگاه کنید اسماعیل و هاجر را رها می‌کند (أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ) یعنی یک سرزمینی که نه آب دارد نه قابل کشت است، خیلیها مکه رفتند می‌دانند اصلاً آنجا زمینهایشان را دیدید قابل کشت نیست از بس زمینهای آنجا سخت است از بس فضایش فضای خشک است، رها می‌کند می‌رود، خدا می‌گوید تو بگذار و برو.@ابراهیم مولا دارد می‌تواند اعتماد کند اسماعیل را بعد از این همه سال خدا به او داده در پیری به او داده تازه بچه‌دار شده یک زن خوبی مثل هاجر (سلام الله علیه) این را خدا به او داده می‌گوید برو آنجا بگذار و برو، مولا دارند، نمی‌ترسند، خدایا سپردم و رفتم، معلوم می‌شود مولا دارند.@حالا آنجا آبی نبوده زمزمی که الان هزاران سال است دارد جوشش می‌کند زیر پای اسماعیل آمده، مردم می‌ریزند دور هاجر و اسماعیل و از آنها پذیرایی می‌کنند اینها را نگه می‌دارند تا یک زمانی ابراهیم برگردد، مولا دارند این هر جا می‌رود احساس غربت و تنهایی نمی‌کند.@طرف اینجا تهران می‌خواهد بالای تهران برود هزار جور ترس و غربت دارد، می‌خواهد مشهد و کربلا برود می‌ترسد.@مولا دارم صاحب دارم این خیلی مهم است که انسان احساس کند مولا دارد، صاحب دارد، خدا؛ این حالا موقع مردن دیگر ترس ندارد موقع مردن نمی‌ترسد چون مولا دارد، نه از فرشته‌های نکیر و منکر می‌ترسد از اینکه سراغش بیایند ترس ندارد مولا دارد، می‌گوید من که بی‌صاحب نیستم.@چقدر هم قشنگ است آدم آنطرف می‌رود، می‌گوید من مولا دارم امیرالمؤمنین و پیغمبر و حضرت زهرا مولای من هستند (یا مولاتی سیدتی و مولاتی) حضرت زهرا مولای همه ماست سرور همه ماست چقدر این مولا دارد این کجا می‌ترسد همه سراغ و استقبال و کمک من می‌آیند چون صاحب دارد.@خواسته که در دنیا صاحب داشته باشد از صاحبش فاصله نگرفته دستورات صاحبش را گوش کرده. مولا دارد. این نه در برزخ مشکلی دارد، در قیامت اصلاً هیچی، قیامت که همه ترس دارند این شاد و شنگول است خیلی حرف است کاش می‌فهمیدیم که این کلمه چقدر کِیف دارد (و هو مولاهم) خدا مولایشان است.@خیلی حال می‌داده که خدا اینطوری در بهشت آورده کنار دارالسلام (لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ) پیش پروردگار خودشان مولای خودشان (وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) خدا ولیّ‌شان است.@یک روایت بخوانم از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نه نمی‌خوانم، چون روایتش طولانی است و حیف هم هست که داستان خیلی قشنگی دارد ولی طولانی است داستان چند عده هستند در قیامت و بهشت، این داستانش را از قول پیغمبر بگذاریم ان‌شاءالله جلسه بعد.@واقعاً انسان وقتی که به کلام معصومین می‌رسد آیات الهی و روایات آن هم در این خصوص، دوست ندارد اصلاً تمام بشود و رهایش کند، دوست دارد شب تا صبح، صبح تا شب وقت بگذارد ابدیت و آخرت و سرای جاودانه را بشناسد چون قرار است آنجا برویم.@هر کس آخرت را نشناسد از خدا دور می‌شود و مورد غضب الهی قرار می‌گیرد آخرت‌شناسی یک تکلیف و یک وظیفه واجب است.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

امان از این زودرنجی و حساسیت که چه فشار قبری برای آدم می‌آورد آدم وسعت نداشته باشد گفتیم قبر ما نفس ماست و نفس ما قبر ماست کسی که دائم به او سر هر چیزی بر می‌خورد یعنی کوچک مانده خیلی سخت است.@پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم به نیت فرج آقا امام زمان (علیه السّلام) برای سلامتی و توفیق مقام معظم رهبری این امام عزیزمان که دو سه روز گذشته ما را بشارت دادند به ظهور آقا امام زمان (علیه السّلام) و اینکه دیگر بعد از 40 سال باید خودمان را برای ظهور آماده کنیم و ساختن تمدن جهانی، تمدن بین‌المللی جهانی.@ما واقعاً بعد از 40 سال وارد یک فضای جدیدی داریم می‌شویم که با یک سال پیش با دو سال پیش بینهایت تفاوت دارد و ان‌شاءالله خبرهای خاص و بزرگ و هیجانات خیلی عالی، بالا و پایین شدنهای زیادی داریم البته منافقین هم ریزش می‌کنند، آنهایی که ضعیف هستند غربال می‌شوند و ریزش می‌کنند خدا کند که ما جزء آنها نباشیم.@ولی هست بالأخره ما سال 98 و داریم جلوتر می‌رویم خیلی خبرها هست اتفاقات خیلی خوبی هست سخت و خوب و تلخ و شیرین، آقا بشارتش را به ما دادند ما باید حواسمان باشد آنهایی که پیام 12 صفحه‌ای‌شان را نخواندند یا نشنیدند، بخوانند و بشنوند که ما الان در قبال امام زمانمان چه وظائفی داریم و تشکیل حکومت جهانی امام زمان و ایجاد تمدن جهانی بین‌المللی اسلامی، این را ما وظیفه داریم.@بنابراین هر کس این جزوه و نامه را داشته باشد مطالعه کنیم چند بار که بفهمیم باید چکار کنیم.@