اردوی فکر و ذکر (4) جلسه 12 08/01/1400
رسول اکرم فرمود: "خیر العباده قول لااله الا الله" بهترین عبادت گفتن لا اله الا الله است. فرمایش بعدی از امام باقر علیه السلام است که فرمود " ما من شی ء اعظم ثواب من شهاده ان لا اله الا الله ان الله عز و جل لا یعدله و لا...احد" هیچ چیز از نظر ثواب مثل شهادت دادن مثل لااله الا الله نیست. خوش به حال کسی که بتواند خودش شهادت بدهد. اگر تقلیدی شهادت بدهد چون مثلا حاج آقا گفته علما گفتند حوزه گفتند در حدیث خواندیم قرآن گفته خب اگر کسی شهادت بدهد این شهادت هم قبول است و به هر حال منجی انسان هست؛ اما اینکه انسان خودش شهادت بدهد یک چیز فوق العاده ای است. شخص بتواند خودش شهادت بدهد. با آن تمرینی که ما روز اول کردیم به ما این توانایی را می دهد که ما خودمان شهادت بدهیم. یکی از اثرات مهم آن تمرین که آثار فوق العاده زیادی دارد؛ اما جلسه اولی که ما کار کردیم، بحث هستی شناسی و وجود شناسی این به ما قدرت می دهد ما شخصا خودمان شهادت بدهیم و اگر کسی نفسش به جایی برسد که خودش بتواند شهادت بدهد، فوق العاده است. دیگر ازش کنده نمی شود. آن شهادتهایی که ما یاد گرفتیم و تکلیفی داریم انجام می دهیم در شرایط مختلف از ما گرفته می شود. اما این شهادت با این روشی که خدمتتان عرض کردیم در هستی شناسی، این می ماند برای انسان. فقط باید انسان تلاش کند این را به قلبش هم بدهد. حضرت می فرماید از نظر ثواب چیزی مثل شهادت لا اله الا الله نیست. چون خداوند تبارک و تعالی معادلی ندارد. و در امور و کارها هیچ شریکی ندارد. همه تلاشی که در قرآن و روایات می بینید برای این است که توحید این طور برای ما جا بیافتد که آقا واقعا بقیه چیزها فقط وجه هستند جلوه هستند. اصل هستی مطلق و وجود مطلق و الله تبارک و تعالی است. روایت بعدی از نبی اکرم است:"الاعمال کلها توزن الا قول لااله الا الله" همه اعمال وزن می شوند و میزان دارند مگر لااله الا الله که اصلا وزنی ندارد. فوق وزن قرار دارد. همه چیز وزن دارد غیر از وزن لااله الا الله. یعنی حریم عشق این گونه است. اگر کسی وارد حریم عشق شد اصلا ماجراها کلا فرق میکند. چون کلمه وزن که می گویند حساب کتاب دارد. می سنجند. تو چقدر داری، من چقدر مصرف کردم. مثل دو شریکند، می سنجند یکدیگر را. یک سری از افراد با خدا ارتباطشان این طور است. یعنی یا ترس از جهنم یا شوق بهشت بوده. طلبکاری و کارگری است. بندگی شان این جوری بوده. یعنی ذکر گفته حساب کرده چقدر ثواب دارد. اینجا این را خواندم انقدر ثواب دارد. حساب کتاب دارد با خدا. لذا قیامت وزن برپا می کنند برای این آدمها. " والوزن یومئذ الحق" وزن روز قیامت حق است اصلا با حق سنجیده می شود همه چیز. دو شریک اقتصادی هستند. در یک شرکت دارند کار می کنند حالا یک خانم و آقا از این شرکت با هم ازدواج می کنند. رابطه شان از حد شریک و محاسبه درمی آید. دیگر پول تو و پول من ندارد. چرا چون رابطه از رابطه ی محاسبات مرسوم گذشته. الان خیلی از زن و شوهرها با هم محاسبه دارند. به شدت روابط مالیشان حساب کتاب دارد. چون عاشق نیستند. وقتی عشق آمد حساب برداشته می شود. با هم ندار هستند. محاسبه ندارند. چقدر روایت دقیق است و یکذره عمیق شویم. هر چیزی روز قیامت وزن می شوند به جز لااله الا الله. صلوات که اسم اعظم است در نامه اعمال سنگینی می کند. وزن سنگینی می کند. هیچ چیز مثل صلوات وزن را سنگین نمی کند. اما لااله الا الله یک حقیقت دیگر است. وقتی توزن. وقتی می گوید الا قول لا اله الا الله، یعنی لا الا الا الله سنجیده نمی شود یعنی وقتی که آمد در نامه اعمال وقتی آمد در روابط عاشقانه با خداوند قرار گرفتی، دیگر خدا یک جور دیگر با تو رفتار می کند. آن هایی که رفقای خدا می شوند در روایت داریم روز قیامت خدا نمی گذارد بیایند در صحنه محشر. چرا؟ چون صحنه محشر سنجش است. می خواهند همه را جمع کنند آنجا بسنجند محاکمه است آنجا. حق الله و حق الناس. ولی در روایت داریم خدا به رفقایش می گوید شما اینجا نایستید. شما بیایید پیش خودم. برای همین بهشتی ها پیدایشان نمی کنند. قیامت که تمام شد می بینند یک تعداد آدمهای شاخصی که باید می بودند که همه ببینندشان الان در بهشت نیستند. در جهنم هم قطعا نیستند. بهشتی ها در بهشت عشق و حال صفا می کنند بعد از یک مدت می بینند سر و کله این ها پیدا شد. خرامان و مست سر و کله شان پیدا می شود پس کجا بودید شما. کارتون داشتیم. دلمان تنگ شده. سراغ تون می گرفتیم. کجا بودید؟ می گویند: " فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر" کلمه را دقت کنید. خیلی حرف دارد. ما در جایگاه صدق بودیم پیش خداوند. اگر کسی با خدا صادق باشد اینجوری است. مقعد صدق یعنی رابطه اش با خدا صادقانه باشد. کلک و کذب و دروغ در رابطه اش نباشد. خدا اصلا رفیق هایش را در آنجا نمی آورد. می گویید شما بفرمائید آنجا. در دنیا دیدید یک جایی صف است باید رعایت شود. یک عده آدمهای خاص این جوری نیستند. می گویند شما از آن در بیایید داخل. برای شما جای مخصوص گذاشتیم. آخرت هم همین است. چون رابطه عاشقانه است. اینجا هم پارتی بازی نیست. یک کسی می خواهد چیزی را بدهد به مردم در روایت هم داریم مثلا نانوا یک آشنا می آید نان او را می دهد. اشکالی ندارد. عالم محل می آید. شانش فرق می کند. عالم نباید بایستد. مردم هم باید بگویند که حاج آقا شما نان تان را بگیر و برو. اگر خود عالم توقع داشته باشد که وحشتناک است. او باید برود بمیرد. ولی اگر آنها این کار کردند اشکالی ندارد. عالم هم بپذیرد اشکالی ندارد. ولی خودش اصلا نباید چنین توقعی داشته باشد. ولی این چیزها هست. قیامت خدا رفیقها را می کشد کنار پیش خودش. شما کنار بیاید. بیاد پیش خودم بایستید. در این کارها دخالت نکنید. شما بروید خوش بگذرانید. پیش خودِ خدا. نمی گوید بیاید بهشت، خدم و حوری بفرستم. فرشته ها از شما پذیرایی کنند. شما مشغول باشید تا منِ خدا از حساب و کتاب خلق فارق شوم. نه. پیش خودِ خدا هستند. با خودِ خدا مشغول اند. عظمت لااله الاالله این است. در آن صدق دارد. اولین شرط لااله الا الله در روایت داریم، اخلاص است. اصلا چرا سوره توحید را اخلاص می گویند؟ سورة الاخلاص می گویند. چون همه اش خالص دارد حقیقت را می گوید. «قل هو الله احد/ الله الصمد/ لم یلد و لم یولد/ ولم یکن له کفوا احد». بزرگان گفتن که این شناسنامه خداست. شناسنامه اش است. مشخص است. چی فرمودند اهل بیت. مطمئنم بسیاری از این روایات بکر و دست نمانده مانده تا یک کسی که می فهمد بفهمدش. چطور امام سجاد فرمود خداوند سوره توحید را فرستاد برای مردم آخر الزمان. مردانی در آخرالزمان سوره توحید را می فهمند. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله):"ما قال القائلون انا و من سوای" هیچ کس حرفی نزده نه من نه غیر از من، ملائکه مقربون انبیاء مرسلون عباد صالحون، کلمه احب الی الله کلمه ای محبوب تر در نزد خداوند و لا اثقل فی المیزان سنگین تر در میزان از لااله الا الله نیست. تمام شد. آن چیزی که ما باید به آن توجه داشته باشیم و برسیم و قلب ما باید با آن درگیر شود بحث اصالت عشق خداوند تبارک و تعالی است. اصلا ماجرا در کل دنیا همه چیز فرع است و یک چیز اصل است و آن عشق خداوند است. برای هر انسانی همه چیز فرع است و یک چیز اصل است و آن لااله الا الله است. همه باید به همین برسند. "قولوا لا اله الا الله، تفلحوا" بگویید لااله الا الله رستگار شوید. همه آدمها همین هستند. پس در زندگی انسان، آدمها آرزوهای مختلف دارند. شغلها، انتخابات، ارتباطات رفتارها چینشهای مختلف دارند. خدا با این ها کاری ندارد. یک چیز را می گوید از اول برای خودت حلش کن. آن چیست؟ آن چیزی که اصیل است و اصالت دارد. این اصل است بقیه چیزها فرعند. وقتی می خواهی از دنیا بروی هیچ چیز دیگر نداری اصل نداری. بدون اصل وارد برزخ می شوی. این غم انگیزترین نوع مردن است. یک کسی برود و کاملا دست خالی. این اصالت عشق دو طرف دارد: عاشق و معشوق. از طرف خداوند تبارک و تعالی که قطعی است. قوه واهمه و شیطان تمام تلاششان این است که تو را پیش خدا بد کنند. یعنی خدا را بد کنند و تو را هم نزد خودت بد کنند. رابطه تو با خدا را خراب کنند. هم واهمه هم شیطان کمک می کنند به هم که تو همیشه احساس کنی بی آبرویی، بدبختی، منفوری، ارزشی پیش خدا نداری. گناهان هم که اتفاق می افتد شیطان در حمله از عقب دائم گناهان شخص و گذشته او را به رخ طرف می کشد تا رابطه را شکراب کند. یعنی حقیقتی به نام عشق را از بین ببرد. الان بچه ها در خانه ها اشتباه می کنند، اشتباهات فاحش انجام می دهند؛ اما را بطه عاشقانه پدر و مادر با بچه ها خراب نمی شود. هم پدر و مادر می دانند هم خود بچه می داند. یعنی بچه می داند با اشتباهاتش ممکن است خطر آفرینی کند اما پدر و مادر قلبا دوستش دارند. حالا می گوید خداوند بی نهایت بیشتر از پدر و مادر بنده اش را دوست دارد. عدد کثرت می آورد. بنابراین بنده آن موقعی هم که دارد گناه می کند هیچ وقت از چشم خدا نمی افتد. از محبوبیت نمی افتد. این خداست. از آن طرف را دقت کنید. خودش را چه می نامد؟ "یا من یسمی بالغفور الرحیم" ای کسی نامیده می شوی فغفور رحیم. «نبا عبادی» به بنده هایم خبر بده آیه قرآن است دیگر. به بنده هایم خبر بده که من بسیار بخشنده و مهربانم. یکبار و دوبار، یکی و دو تا نیست. همین جوری خدا در قرآن می گوید. بیشترین چیزی که در قرآن تکرار شده بسم الله الرحمن الرحیم. رحمانیت و رحیمیت. خلق هم با رحمانیت است. آنجا هم که می گوید خداوند بشر را خلق کرد ، آیه قرآن است: «و لذلک خلقهم رحمه». برای رحمت خلق کرده. پس چیزی که واهمه ما و شیطان کمک می کنند، حواستان را خیلی جمع کنید. (نکته) هیچوقت باور نکنید که از چشم خدا می افتید یا خدا در را می بندد یا قهر می کند با شما. هیچوقت باور نکنید. هر چی هم گناه کنید، گناه وحشت ایجاد می کند در رابطه. وحشت در گناه در ما ایجاد می شود. ولی الان این که وحشت ایجاد شده، پدر و مادر مشتاق دیدن بچه شان نیستند. اگر بخواهد برگردد و معذرت خواهی بکند و برگردد، پدر و مادر می گویند نیا در خانه. نه. این پدر و مادر زمینی هستند. حالا این پدر و مادر زمینی هستند. حالا ببین پدر و مادر آسمانی و بعد برو خدا. از آن طرف آغوش باز است. یک پادشاهی در مملکتش یک عده خاصی را در قصر راه می دهد. بقیه را راه نمی دهد. معنایش چیست؟ می تواند دعوت نکند کسی هم چیزی نمی تواند بگوید به ایشان. 23:18حالا یک سری را به مجالس خصوصی اش به هم آغوشی و انس دعوت می کند. این معنایش محبت ویژه است. واهمه خیلی باید شناخته شود واهمه خطرناک است. خدا هر روز نامه می فرستد امام صادق فرموده در روایت هم داریم که بدون اذن الهی و اراده خدا هیچ کس نمی تواند خدا را یاد کند. چون یاد یاد نیست فقط. ما الان یک کسی را یاد می کنیم او نمی تواند بگوید من اجازه ندادم من را یاد کنی. اجازه نمی خواهد که. ولی در مورد خدا این طوری نیست. در فرهنگ های غربی اروپایی پر است از این خرافات. در قوانینشان این را دارند که این آمده در خواب من را اذیت کرده و می تواند برود شکایت کند. حالا قاضی کجا خواب این را دیده؟ آنقدر مسخره بود. ولی همین آدمی که می گوییم یاد کردنت اجازه نمی خواهد اگر بخواهیم برویم در خانه اش باید اجازه بگیریم. نمی توانی وارد خانه اش شوی. خدا این طور نیست. فرق حقیقت با مجاز این است. "اللهم ارنی الاشیاء کماهی" فقط خدا و معصومین است که شما وقتی می خواهید یادش کنید چون هستی حاضر است هستی منبسط و نفس الرحمان است یادش با خودش یکی است. یعنی وقتی شما می گویی یا الله چون در محضر او هستی. ببینید واهمه چه بلایی سر آدم می آورد. چون "ذاکر الله مجالسه" شما بدون اذن نمی توانی یاد کنی. چون همنشینی است. در مقیاس رحمانیت نه، در مقیاس رحیمیت صحبت می کنیم، روابط شخصی. پس هر وقت که دارید نماز می خوانید دعوتید. اولین چیزی که سر نماز باید یادت باشد این است که صدایت کردند. دعوتت کردند. می گوید من خجالت کشیدم نماز نخواندم. چون خیلی گنهکارم دیگه روم نمی شود. حماقت این طور است. چون ارنی اشیاء کما هی نیست. هر کاری هم کردی فعلا دعوتت کرده الان در مجلس امام حسینی در مجلس امام زمانی در حرم امام رضایی. اجازه داده بیایی با او حرف بزنی. الان سر نمازی فعلا حذفت نکردند. یعنی به تو امید دارد. دقت کن. یک جایی پدر و مادر می رسند می گویند خدایا بکش این بچه را. عاق می کنند. تا وقتی به مرحله نفرین به معنای حقیقی نرسیده تازه نفرین مادر که می گویند بی خیال. نفرین پدر. یک دروغ بزرگ است. یعنی وقتی تو با رحمان و رحیم بی نهایت سرکار داری نا امیدی بعد از شرک بزرگترین گناه است. مثل شرک که دروغ است. شریکی وجود ندارد ناامیدی هم یک دروغ بزرگ است. اما چرا ما ناامید می شویم برای اینکه ما معرفتمان ضعیف است. نگاهمان درست نیست اشیاء را آن طور که باید ببینیم ما نمی بینیم. دشمنان اهل بیت گاهی معرفتشان از دوستان اهل بیت بیشتر بود. ظالمی که جنایت کرده در حق اهل بیت جنایتهای خونی، به اهل بیت پناه می آوردند. می گفتند این کسی نیست که ما را بخاطر اینکه کس و کارش را کشتیم بکشد. یا راه ندهد. پیامبر را نگاه کنید تا بفهمید خدا کیست. این همه یارانش را کشتند جنگ راه انداختند. پیامبر وقتی مکه را گرفت اگر تک تک این ها را می کشت عین عدالت بود. وقتی یکی از سربازان فریاد زد امروز روز انتقام است پیامبر فرمود نه، امروز روز رحمت است. ابوسفیانی که امام کفر است چقدر ترس در وجودش است. پیامبر می گوید هر کس برود کعبه و برود خانه ابوسفیان در امان است. عجب. رحمت را ببینید. در توحید انسان با هیچکدام از چهره های خدا مشکلی ندارد. با هیچکدام از وجه های الهی دعوا ندارد. یک سوسک برایش همین قدر دوست داشتنی است که یک گل دوست داشتنی است. چون او یک جور دیگر نگاه می کند به اشیاء. بقول یکی از اساتید می گفت مادر یک بچه زشت و کثیف دارد می گوید الهی قربون بچه خوشگلم بروم. مادر است مادر با نگاه رافت نگاه می کند. خدا به ما اینجوری نگاه می کند و آنکه عشق صادق دارد به خدا همه وجه های خدا را همین طور نگاه می کند. سگی که نصفش در دریاست نصفش بیرون است بدنش تجزیه شده بوی گند می دهد همه گفتند اه اه. مسیح گفت ببینید چه دندانهای خوشگلی دارد. مثل گاو می ماند مثل الاغ می ماند. خب چشمهای الاغ را ببین چه زیباست. اسب را نگاه کنید. شما به هر مظهری که ظاهرا زشت می آید عمیق نگاه کنید ببینید چقدر جذابیت دارد. به سگ نگاه کن به خوک به کرگدن. به اسب آبی به هر چه. لذا پیامبر با دشمنانش مشکلی نداشت در را باز می کرد که این ها برگردند. چقدرشان هم اصلاح شدند. در نظام جمهوری اسلامی چون شخصیتهای درجه یک این طور بودند. شکنجه گرهای خودشان را جلسه معارفه داشتند. شکنجه که شوخی نیست. یکی شان می گفت این آقا 12 ساعت به صورت من سیلی زد. سردار سلیمانی می گفت اگر آن ها ما را بکشند من را با گلوله اش به خدا برساند من قیامت شفاعتش می کنم. ملت عاشق ز ملتها جداست. می گوید تخلف کرده بودم در شرکت هم اخراج می شدم هم زندان می رفتم. زد و مدیر عامل ما عاشق یک خانمی شد. گفت من موقعی که دیدم این ها خلوتی دارند رفتم و اعتراف کردم. گفت ولش کن بی خیال برو سر کارت. همه را بخشید چون مشغول معشوق بود. ما باید این ادب ها را یاد بگیریم. وقتی خدا را داریم کینه و زود رنجی نداشته باشیم. وقتی خدا در آغوشت هست وقتی در محضر اهل بیت هستی ادب باید بکند. اما تو یک عالم دعوا داری با زمین و زمان. یک عالمه پرونده در دلت هست. می شود آدم کنار خدا و اهل بیت آنقدر سرمست نشده باشد؟ من صحنه ای سراغ دارم از این رئسا بخشید که هیچ دست کرد جیبش پول هم داد گفت برو خوش باشد با زن و بچه ات. چون مست بود. مست خدا بود. ادب باید آدم یاد بگیرد. مرحوم قمشه ای گفتند خانه ات را دزد زد گفت حلالش من قیامت وقت ندارم. بعضی ها در دنیا هم وقت دادگاه را ندارند. آنقدر مشغول غیب است که اصلا وقت ندارد و نمی خواهد از آن خلوت در بیاید. ما یاد بگیریم کنار خدا وحشی نباشیم کینه نگه نداریم عصبانی نباشیم. خودت وجه الله هستی اول با خودت مودب باشی با خودت محترم باشی. قدر خودت را بدانی. نماز می خوانی شکر کن. جلسه محترم است جلسه خصوصی دعوتت کرده به سجده به آغوشش دعوت شدی. به حرمت این سخت نگیر در دنیا. به خاطر شرایط دنیایت سخت نگیر. وقتی تکلف پیدا می کنیم آخرت و دنیا را از دست می دهیم. اگر عشق خدا را باور کنیم که چقدر دوستت دارد. در طول سال می گوید گناه داری چقدر یکسال؟ ده سال؟ هفتاد سال؟ بیا من پاک می کنم. از برکات لااله الا الله نگاه کنید از نبی اکرم " اذا قال العبد اشهد ان لااله الا الله قال الله تعالی یا ملاکتی علم عبدی انه لیس له رب غیری اشهدکم انی غفرتم له" ملائکه بنده ام فعمید غیر از من کسی را ندارد. یکی از دعاهای قشنگ که در سجده خیلی غوفا می کند بخوانید " یا من له الدنیا و الاخره ارحم من لیس له الدنیا و الاخره" ای کسی که دنیا و آخرت مال توست رحم کن به کسی که نه دنیا دارد و نه آخرت. من هیچ چیز ندارد. اگر کسی ببیند بنده ای بگوید خدایا من غیر از تو کسی را ندارم. من لی غیرک. من کی را غیر از تو دارم که بخواهد مشکلات من را حل کند نگاهم کند. اگر راست بگوید محال است خدا رد بکند. آدمهای معمولی که فسق دارند اگر یک موقعی بفهمند یک نفر به آنها پناه آورده و غیر از او هم کسی نمی تواند کارش را راه بیاندازد می گوید گناه دارد. امام باقر فرمود خداوند یک میلیون نسل آدم آفریده ما نسل آخریم. از حضرت آدم به این طرف ما نسل آخریم. پانزده هزار سال است آمدیم زمین. فعلا فهمیدند زمین پانزده میلیارد سال است که می چرخد. خدا از کی می آفریده؟ کی ندارد که. تازه یک میلیونی که امام باقر می گوید شاید عدد حقیقی نباشد. همه آن رافتها و رحمتها را جمع کنی همه مادرها همه پدرها همه عاشق ها یک قطره از رافت خدا نمی شود. تازه حیوانات که در رحمت خیلی قوی اند. گیاهان و سنگها هم محبت دارند. ما مفهوم بی نهایت را اصلا دقت نمی کنیم یعنی چه. به بی نهایت و عظمت فکر کنید بعد می روید سر نماز تازه نماز شروع می شود. به عظمت فکر کنید تمرین کنید. شما در رکوع برای عظمت خم می شوید. تا عظمت را نفهمید رکوع منعقد نمی شود. بسم الله الرحمن الرحیم مالک یوم الدین. ترس از عدم ارتباط صحیح با این پروردگار باعث می شود آدم بگوید اهدنا الصراط المستقیم. خدایا من را راه راست هدایت کن. گریه های اقای بهجت را ببینید می رسید به اینجا. صراط الذین انعمت علیهم اشتیاق هم گروهی هایش انبیا صدیقین شهدا صالحین. خدایا نکند به من غضب کنی نکند گمراه شوم. تمام این مجموعه یک عبد را وادار به رکوع می کند. حالا درک عظمتهای دیگر هم خیلی لذت بخش است. شور انگیز است. پیامبر وقتی می افتاد به این مسیر می فرمود رب زدنی تحیرا خدایا حیرتم را زیاد کن. مستی می آورد. حالا با این درک شخص می خواهد برود به رکوع. می خواهد تعظیم کند. سبحان ربی العظیم و بحمده. سرت را بلند می کنی شما می روید به سجده. امام صادق علیه السلام فرمود رکوع عظمت است و سجده قرب است. سجده سر گذاشتن روی پای خداست. تا شما ارزش را درک نکنید هم آغوشی ممنوع است. اول باید تعظیم بکنید عظمت را درک کنید بعد تازه می افتی در بغلش. الان شما عظمت را می بینی چه می گویید. گل را می بینی می گویی قربان خدا بروم. چه ماهی قشنگی چه گل قشنگی. این درک عظمت باعث شد بگویی قربانش بروم. پس اول رکوع عظمت را درک کردی حالا می گوید بیا توی بغلم. خیلی ریاضی است. حالا می روی سجده آنقدر بعد از درک عظمت آرامش دارد. حالا که می روی در قرب در آغوش اینجا استمرار در عشق و طولانی بودن را دوست داری وقتی رسیدید به هم دوست نداری زود کنده شوی. مادری که پسرش را فرستاده بود جنگ خبر می آورند که کشته شده بعد از مدتی بر می گردد کشته نشده بود در را که مادر باز می کند بچه اش را می بیند و بغل می کند ده دقیقه این بچه را در آغوشش نگه داشت هی بوس می کرد بغل می کرد. آدم وقتی برسد به سجده دیگر مگر دلش می آید سر بردارد. در نماز واجب گفته اند زیاد سجده را طول ندهید اما نه اینکه مثل کلاغ سر بزاری و برداری. یک چند ثانیه طولش بده چیزی که در سجده خیلی ذوق دارد این است که هر چقدر که دلت می خواهد طول می دهی. بعد سرت را که بر می داری یک ماجرایی اتفاق می افتد در این سر برداشتن و دوباره گذاشتن. دوباره بروم بغلش کنم. مادر را دیدی می گوید بیا عزیزم سیر نشدم بیا یک بار دیگر بغلت کنم. چه می گذرد بین بنده و خدا بخصوص خدا مهربان تر است در این معاشقه. یکی از چیزهایی که خیلی بد است و من خودم خیلی ترس دارم یادش می افتم یک حجم زیادی غصه می آید در دل من اینکه وقتی بمیرم می دانم که می گویم چه غلطی کردم و نمازها را از دست دادم. این سلطان من را در دنیا چهل سال پنجاه سال به آغوش خودش دعوت کرده و من یک سجده درست نتوانستم بکنم. خیلی عذاب است. مار و عقرب ها را ول کن آن ها چیزی نیست آدم در صورت خشن تحملش می کند ولی این خیلی وحشتناک است. شما وارد برزخ می شوید می بینی این سلطان در دنیا نشسته که من بیایم بغلم کند. این امام رضا چقدر ما را طلبید در صد تا یکبار جواب دادیم. خدا چقدر ما را به نماز دعوت کرد شب و نیمه شب. چقدر شبها فرشته ها بیدارمان کردند و ما خوابیدیم از این عشق طفره رفتیم اصلا ما نماز نمی خوانیم. آن موقع می فهمیم خدا چکار کرد با ما و من را به کجا دعوت کرده بود. آن هایی که در بهشتند حسرت دارند که به دنیا برگردند دو رکعت نماز بخوانند. امیرالمومنین می فرماید دنیا مسجد اولیا خداست. برای چه به دنیا بد می گویی چرا نفرین به دنیا می کنی؟ دنیا محل وحی خداست محل عبادت خدا مسجد دوستان خداست. محل سجده دوستان خداست. سجده یعنی قرب هم آغوشی. دیدید آدم مریض می شود نمی تواند دو رکعت نماز بخواند مسجد برود حسینیه برود اشک بریزد حتی نمی تواند. اشک خیلی مهم است. یعنی انفجار در قلبش می خواهد بیاید بیرون نمی شود. خیلی سخت است. ماها که حسرت دنیا در دلمان هست خیلی بیچاره ایم می نشینیم در گذشته حسرت چه چیزهایی را می خوریم. که حیف شد از دست رفت و... پایمان را از این دنیا بگذاریم بیرون تازه امور را آن طور که هستند می بینیم. هنر مومن این است که دنیا را همین الان آن طور که هست ببیند. نه اینکه برود برزخ. الان ما را دعوت کرده خدا به دیدن ملکوت. قرآن را ببینید سوال می کند از ما شما به ملکوت نگاه نمی کنید؟ پس می توانیم به ملکوت نگاه کنیم. ولی آیا طالبش هستیم برای دیدنش کاری می کنیم. می گوید صد میلیون خرج کردم با خانمم رفتیم افریقا فیل ببینیم. مار بوا و آبشار چی را ببینیم. پولش را از کجا آوردی. چقدر وقت گذاشتید رفتید که بروید چه را ببینید چهارتا حیوان. برای ملکوت ما چقدر وقت می گذاریم؟ از افریقا نزدیک تر است هزینه ای هم ندارد. باید بنشینی در قلبت را باز کنی همین. هیچ جا نمی خواهد بروی با کسی جایی لازم نیست بروی. هزینه ندارد. باید بنشینی از قلبت بروی داخل. قلب مومن عرش الرحمن ما اصلا حوصله این کار ها را نداریم. بیست سال وقت گذاشته ملکول شناسی میکروب شناسی. یک چند روز هم وقت بگذار خودت را بشناس ببین چه خبر است. پس در بحث عشق از آن طرف رافت رحمت حنان بودن کریم و عفو غفور بودن هست آنقدر اسم دارد خدا هر کدامش هم بی نهایت است. ما قرآن نمی خوانیم تا شروع می کنیم بسم الله الرحمن الرحیم. آقا سه تا کلمه الله هستی مطلق است رحمن و رحیم است. همه اسماء و صفات خدا بی نهایت هستند ذات عین صفات است. یعنی وقتی ذات بی نهایت است صفاتش هم بی نهایت است. یعنی به نام خداوندی که بی نهایت رحمن و بی نهایت رحیم است. تازه وقتی به نماز می رسی خیلی قشنگ است. بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. روی رب العالمین کار کنید . اگر می خواهید به عشق برسید اول عظمت را باید درک کنید. در صحیفه سجادیه توضیح دادم که تا به درک عظمت نرسید دلهایتان سالم نمی شود. امام سجاد فرمودند رمز سلامت قلب درک عظمت است. گل ها را بردارید بروید بنشینید مشغول باشید. خیلی مظاهر بی نهایت زیاد است برو در آینه خودت را نگاه کن. پرنده ها را نگاه کن. عظمت غیر از بزرگی است. بزرگی کبر است یعنی بی نهایت بزرگ است هر چه بروی ته ندارد. عظمت در گل هم هست در مولکول در ژن در سلول عظمت دارد. تحیر و تحیر. هی می شکافی می بینی 4000 اتم در یک مولکول است. راحت رد نشویم. آنقدر بدبخت است که مست تلفن همراه است که چه خبر است. خدا می گوید هر چه شما آفریدید مال من است آن بشری که این را آفریده نگاه کن چقدر عظمت دارد. ما با بچه ایم با ابزارهایی که خلق می کنیم مشغول می شویم هر چه اختراع کردند به یک اتم نمی رسد. همین هم صاحبش خداست. خدا صاحب شما و صاحب هر چه که می سازید است. لیلی از مجنون بسی مجنون تر است این طرف را داشته باشید.
یا علی