اردوی فکر و ذکر (4)؛ جلسه چهارم 06/01/1400
سلام علیکم و رحمه الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
بحثمان درباره ی توحید و هستی بود و گفتیم که هستی خودش بی نهایت بودن و یگانه بودن و صمدیت خودش را لم یلد و لم یولد بودن خودش را دارد شهادت می دهد. ما فقط باید معرفت پیدا کنیم و ببینیمش. قلبمان این را ببیند. وقتی می گوییم " اللهم ارنی الاشیاء کما هی" خدایا اشیاء را آنگونه که هستند به من نشان بده مهمترینشان دیدن خداست. و وجود و هستی. این استدلال با این قدرتی که دارد خیلی وقتها قوه ی واهمه از ما می گیرد این را. برای همین هم صرف فهمیدنش و استدلال کردنش همان طور که من دارم برای شما استدلال می کنم برای شدن شخص کافی نیست. برای اینکه ما یک قوه ای داریم به نام قوه ی واهمه. قوه ی واهمه یکی از قوای است که شیطان هم به کمک او انسان را بیچاره می کند. می آید روی یقینی ترین موضوعات تردید ایجاد می کند و موفق هم هست. فقط کسانی که توانسته باشند دانسته هایشان را به قلبشان برسانند شیطان دیگر آنجا تاثیری ندارد. البته آنجا هم تاثیر دارد، ولی در حوزهی دیگری است، اما موقعی که فقط در حد اطلاعات است، نه، راحت می تواند از او بگیردش. شما خیلی راحت می دانید همه مان همین هستیم، استدلال می کنیم، سخنرانی هم می کنیم که مثلا تاریکی و تنهایی ترس ندارد، مرده ترس ندارد، ولی کی می تواند دست بزند به مرده؛ یعنی یکی از وحشتناک ترین چیزهایی که شما می توانید تصور کنید این است که با یک مرده یک جا باشید. بخواهید دست بزنید به یک مرده. راهش چیست؟ راهش ریاضت است. این شجاعت و نترسیدن است که تو نزدیک شوی به او دست بزنی. لمسش کنی. می بینی خبری نیست. جسم بی جان است و نزدیک تر بشوی به آن. مثل عزیزان، طلبه و غیرطلبه ها که در موقعیت کرونا غسال شدند در فضاهای بیمارستانی این ها را می شویند ترسشان هم می ریزد و مضافاً اینکه برایشان فتوحات قلبی خوبی از این ارتباط با میت ایجاد می شود. این آدم دیگر از میت ترسی ندارد. دست بزند به او، شب کنارش بماند، نمی ترسد. بگویند در این آمبولانس کنار این میت باشد تا جنازه اش را مثلا ببریم 2000 کیلومتر آن طرف تر، او در این مسیر اصلا توجهی به این جسم ندارد. انگار صندلی کنارش است. هر وقت هم خسته شود، کنار او می خوابد. برای اینکه این ریاضت را به خودش داده که برود به آن چیز و ترس خودش را بریزد. بنابراین قوه واهمه خیلی خطرناک است. شیطان هم همین کار را می کند. شیطان می تواند به بدیهیات ما حمله کند، به چیزهایی که باور کردیم تا حدودی حمله می کند، به خاطر این است که این قوه هست و خداوند در دل و روح ما به عنوان معشوق حریف دارد در قلب بهعنوان معشوق، معشوقهای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی، چهار تا حریف و اینها به راحتی کنار نمی آیند در قلب انسان و حتی چیزهایی که ما الان داریم در اردو برای شما می گوییم و مباحثی که انشاالله مطرح خواهیم کرد، یک جاهایی انسان اگر حواسش نباشد و تغذیه اش ضعیف باشد و حواسش به خودش نباشد، کار و عمل زده شود در هر بخشی، فرقی نمی کند، در تجارت در کارهای بدنی کارهای زندگی و بخش بدنی کارهای بخش عقلی، وقت نگذارد و تغذیه نکند خودش را، آن باور اصلی هایش که لااله الاالله هست، از او گرفته می شود. یعنی معشوقش را گم می کند. چشمش تیره و تار می شود. دیگر نمیبیند. اگر فرصت شد از صحبتهای حضرت امام که مسیر را کامل رفتند شنیدنش خیلی شیرین است. یعنی یک کاری می کند که نماز را کنار می گذاری. با همه ی این جلسات و دوره ها و زحمتها، نماز و خدا را می گذاری کنار و ذهن و قلب نمی کشد به سمت آن چیزی که باید بکشد و مسخره ات می آید. گیجی و گنگی دارد چون قوه ی واهمه در این شخص فوق العاده است. بنابراین کسانی که کارهای وهمی و کارهای خیالی در زندگیشان زیاد کردند، این ها در معرض آسیب زیاد هستند. باید سعی کنند که کارهای برهانیشان را و تمرینها را خوب انجام بدهند تا به یقین برسند. ولی ما الان متاسفانه سبک زندگیمان به گونه ای هست که کارهای وهمی و خیالی را بد نمی دانیم. دوستش داریم و عاشقانه سراغش می رویم. الان به ما تذکر بدهند لا اله الا الله یعنی اردوی ما از 6 روز بشود 12 روز بد می شود دیگر. یعنی نفس خیلی خوشش نمی آید بایستد پای کار خدا و ادامه دهد. یکی از اذکاری که باید به شما بگویم ذکر شریف یا دائم هست که 5شنبه ها هم می خوانیم. "یا دائم الفضل علی البریه" یکی از اسماء قشنگ خدا که خیلی به آدم آرامش و لذت می دهد این است که خدا دائم است. و برای این است این ذکر که شخص متزلزل نشود. تلون پیدا نکند. حالی به حالی نشود، رنگ به رنگ نشود. 55 بار این ذکر را بگوییم. یا دائم یعنی خدایا من ثابت باشم، دائم باشم، رفتنی نباشم. تو پای کار من باش و این صفات را به من بده. خیلی مهم است. بنابر این یادمان نرود که ما تا زنده هستیم در معرض تهاجم و تجاوز دشمن قرار داریم. شیطان، از شیطان مهمتر کیست؟ خودمان." اعدا عدوک نفسک التی بین جنبک" دشمن ترین دشمنان تو نفس خودت است. خودت از همه خطرناک تر هستی. خودت از همه بدتر هستی. بخصوص وقتی که عاشقانه و با ولع و باشهوت حریفهای خدا را به قلبت راه می دهی. گاهی وقتها هم دوست داری خدا را بیرون کنند. یک جایی درگیر خدا هستی، رو دربایستی هم گیر کردی ماندی چه کنی. دعوتت کردند خارج مثلا برای زندگی کردن یک مدت می روی می بینی جور در نمی آید. این ها یک جور دیگر هستند و ما یک جور دیگر، بعد هم خدا دائم هست ول نمی کند که، نمی رود. نه خدا نه امام زمان و امام حسین و فرشته ها نمی روند. بعد یک جوری می خواهی این ها بروند که راحت باشی و ولت نمی کنند. این درگیری ایجاد می شود. یک موقع می بینی طرف برمی گردد می گوید زورم نرسید. آنجا جای ما نبود. معشوقش قوی بوده. خدا و امام حسینش قوی بوده. با غیرت زدند به توهمات. چون آنجا حاکمیت توهم است. شما بروید عربستان، عراق حاکمیتهای خوب دارد آنجا امام حسین ابالفضل است، ولی فضا فضای توهمی است. هیچ کجا روی کره ی زمین شما فضای یقینی نورانی فلسفی مثل ایران وجود نداشته. فضای ایران این قسمت خاص کره ی زمین آنقدر قدرتمند است که دو هزار سال است مردمش پای خدا ایستاده اند. نرفتند سمت بت پرستی و چیزهای دیگر. شما پایت را از این کشور بیرون بگذار ببینید توهم چقدر وحشتناک است. حاکمیت و سلطنت توهم خیلی زیاد است. بعضیها بالاخره یک کاری می کنند که خدا را بیرونش کنند. بعد می گویند راحت شدم ول کن. از حجاب شروع می شود تا کارهای دیگر. نمی شود که بگویی لااله الاالله و با آدمهایی زندگی کنی که اله شان با تو فرق می کند. چون داغونت می کنند. خداوند به پیامبر می گوید فاصله بگیر از این ها. اگر بگذاری نزدیکت شوند آسیب می بینی گرفتار می شوی. باید تنظیم رابطه کنی. "الرفیق ثم الطریق" اول رفقایت را انتخاب کن بعد راه بیافت. بدون رفیق نمی توانی بروی.
خدا رحمت کند امام را می گفت شما حتی وقتی دارید نماز می خوانید، دارید رفیق گیری می کنید. اما چه کسی را؟ یا رفیق. خدا را. خدا رفیق می شود. وقتی می ایستی پای کار خدا، دو نفر را دیدید که هم دیگر را نمی شناسند ولی یک مدت بعد که با هم هستند و رفت و آمد می کنند یواش یواش چی می شوند با هم؟ رفیق می شوند. انسان وقتی نماز می خواند زیارت می رود و تغذیه می کند یواش یواش رفیق پیدا کرده برای همین وقتی می رود در فضای جهنمی رفیقش با او هستن، ول نمی کند کمکش می کند برگرداند او را. می گوید رفقایم کمکم کردند برگرداندند من را. می خواستم معتاد شوم خودکشی کنم زنم را طلاق بدهم رفقا نگذاشتند. رفیق خیلی خوب است. آنوقت با یک افرادی با شهوت با حرص و ولع دارید رفت و آمد می کنید در زندگیتان، خودت خوشت می آید می روی در ویلای آن ها خانه ی آن ها مسافرت با آن ها پدر و مادرت هستند گاهی. می روی با آن ها مسافرت شمال و کیش و... می برد تو را کیش که کیشت میکند. سرت را می برد. با آدمی که الهش با تو فرق دارد می روی مسافرت از باب رفاقت هم وارد می شود بعد نمی توانی کاری کنی نابودت می کند. این آقای دکتر مظفری ما گاهی می روم مطبش می ترسیم گاهی خودش می آید جلوی در، یک روز می گفت 110 تا مریض دیدم 100 تا کرونایی بودند. او وسط این هاست. همه که ایزوله نیستند. مقاوم نیستند که وسط کرونایی ها زندگی کنند و آلوده نشوند. من کرونایم خیلی سخت بود. دکترم بعدا به من گفت فکر می کردم رفتنی هستی. به او گفتم تو اینجور می آیی پیش ما نمی ترسی؟ گفت من خودم کرونا هستم. ایزوله است. همه طبیب نیستند که. طبیب با میلیون کافر ارتباط برقرار می کند طوریش نمی شود. نور می دهد هدایت می دهد، درمان می دهد. ما که او نشده ایم. بنابراین می بینی باجناقت، عمویت، پدرت برد تو را، مادرت نابودت می کند، بچه ات نابود می کند،. ارتباطات خیلی مهم است که اگر تنظیمش نکنی، در تو تردید ایجاد می کند اصلا خود این عشق همسری و مادری و برادری حریف است. مگر شما می توانی به راحتی بیرونش کنی و بگویی لااله الا الله. بنابراین اگر کسی به ذکر شریف لااله الالله رسید، چرا می گویند ذکر یعنی یاد یعنی غفلت داری حریف داری باید دائما حواست باشد. مثل جایی که می روی بسیار خطرناک است، حیوانات درنده دارد، هزارتا خطر دارد، وسط آن ها می خواهی با اتومبیل رد شوی جی پی اس را روشن می کنی که نشان بدهد از کجا بروی خطر نباشد. حالا رفتی و جی پی اس خاموش شد. اینترنت قطع شد. نقشه نداری کجا بروی. می ریزند سرت. ذکر برای همین خوب است. هر روز بگو. باید ارکانش با هم کامل باشند. سبحان الله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر. کامل باید بگویید. شما هر کاری می خواهی بکنی باید ذکر بگویی که یادت نرود. اگر یادت برود آسیب می بینی. شما فکر می کنید یک بیماری شایع سرطان که آدمها را نابود می کند مثل حسادت مثل خودشیفتگی که خطرناکترین بیماری است. انانیت بدتر از این نداریم. این چطور می آید سراغ آدم؟ اگر الحمدلله یادت برود مریض می شود. الحمدلله یعنی همه ی حمدها برای یک نفر است. ما کسی نیستیم کاره ای نیستیم. چیزی از ما نیست. الحمد لله، همه ی حمدها مال خداست. تا یادت برود یک کسی ازت تعریف کند بیچاره ای. خودشیفتگی خودخواهی خود برتربینی و خیلی از بیماریهای دیگر برای این است که الحمدلله یادت رفته. اگر یادت نرفته بود دیگر مریض نمی شدی. واکسنت است با توست. این را که شما فراموش کردی، خطرناک است. الله اکبر، چون تو معشوقت را در اوج و در بی نهایت بودن و بی نظیر بودن دوستش داری. چرا ما خدا را میفروشیم؟ چرا این اتفاق می افتد؟ چون ما الله اکبر یادمان می رود. اگر کسی الله اکبر یادش باشد، غوغاست. دائما عقربه دلت را به سمت بی نهایت نگه می دارد. می خواهم برسیم و یک یک هفته ای فقط تمرین کنیم. بیافتیم در نیت و تکبیره الاحرام هر کدام بهشتی است برای ما. می گوید می خواهی نماز بخوانی وارد ارتباط عاشقانه می خواهی بشوی، چهار بار بگو الله اکبر. اول بگو خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود. چون وقتی می روی در توصیف آنقدر این قشنگ است و دلبرت را می برد، یک دفعه حواست می آید به ذکر خودت. وسط راه الحمدلله یادت می رود می گویی بابا ما کی هستیم دیگر. ما الان داریم ذکر خدا می گوییم و اوج می گیریم. این اتفاقات می افتد. چون عنایت هم می شود دائما انسان حواسش به خودش می رود. اولین مسئله ی خطرناک در ذکر وقتی شما خط شکنی می کنید، حرکت می کنید و رشد می کنید این است که اشتباها تصور کنی ذاکر تو هستی. اینجاست که آدم سقوط می کند. همیشه او دارد ذکر می گوید. یا ذاکرالذاکرین. او دارد ذکر تو را می گوید. فکر می کنی تو داری ذکر می گویی. او یاد توست و دارد ذکر می گوید. قشنگی قضیه فقط این هست که خیلی لذتبخش است این است که خدا دارد با تو ذکر خودش را می گوید. آدم پای این خدا می خواهد هزارتا جان داشته باشد تا فدا کند. تو محل تقدیس شدی. تو مسجد شدی. برسیم مناجاتهایش را بخوانم از امام سجاد که خدایا من کی هستم که محل تقدیس تو هستم. من کی هستم. در وجود تو دارد حرف می زند. او دارد ذکر می گوید. اگر قاطی کردی حواست رفت به خودت، و خودت را ذاکر دانستی، امام صادق می گوید حالا می خوانم روایت را برایتان می گوید وحشی می شوی یک دفعه. می شوی یک موجود وحشی و درنده. بعدا طغیان می کنی. من با این ذکرهایم و چنین و چنان.. آنوقت آن خانم خانه که دارد بنده خدا جهاد بزرگی را انجام می دهد و چه بسا از تو بی نهایت جلوتر است، می بینی او را بچه هایت را کوچک می بینی. از خانواده شروع می شود بعد همسایه ها. چهار تا ذکر گفتی و این اذکار برای تو یک فتوحاتی ایجاد میکند یک قدرتهایی می آورد یک دفعه طغیان می کنی. شیطان مگر این طور نبود؟ او تا کجا رفت؟ شیطان در تمام مسیر شش هزار سال یک جن ساده و معمولی بود وقتی شش هزار سال ذکر گفت تا رسید به آن موقعیت ممتاز در بین فرشته های خدا، قرآن می گوید" و کان من الکافرین" او از اولش کافر بود. چون خودش را می دید. دیدن خود دروغ است. کفر یعنی در حقیقت وجود هستی، یک هستی هست که بقیه جلوه هایش هستند، کفر یعنی تو خودت را می بینی و این دیدن خود سایه می اندازد روی خدا. خدا را دیگر نمی بینی. خطرناک بودن این حالتها به این دلیل است. در حسادت تو خدا را کافر می شوی. می پوشانی. در بی نمازی در بی حجابی در ندادن خمس در هر کاری تو خدا را می پوشانی. گاهی وقتها انسان در عبادتش هم خدا را می پوشاند. لذا وقتی می روی حرم یادت باشد می گویی: خدایا" اللهم الرزقنی عقلا کاملا" یک عقل کاملی به من بده. و لبا راجا قلب پاک. این قلب پاکت می تواند نابودت کند یک موقعی. و قلبا زکیا و عملا کثیرا و ادبا بارئا یک عمل زیاد یک فرهنگ یک ادب خیلی ... گاهی وقتها آدم مودب بودن خودش را می بیند دروغ است. این حرفها چیست. دیدی خودت را خطرناک می شوی. یک توفیق است. " لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" " لاموثر فی الوجود الا الله"
من گدا بودم و آنها به زکاتم دادند. اگر دیدی توفیق پیدا کردی بگو خدایا من نیازم بیشتر بوده گداییم زیادتر بوده این زکاتی است که شما دارید به من می دهید. اگر آدم خیلی وضعش وخیم است ده تا پزشک می ریزند بالای سرش، یعنی چه؟ یک پزشک نگاهش می کند می گوید مرخص است برو خانه. یعنی اوضاعش خراب نیست آنقدر. اما اگر ده تا پزشک ریختند سرش که هی دستگاه بیاور و این و آن را بیاور یعنی اوضاعش خراب است. اگر خیلی بهت می رسند داری حال می کنی شکر خدا را کن. شکر خدا که این همه مهربان دارند به من کمک می کنند. من گدا بودم و آنها به زکاتم دادند.
نه اینکه پر رو شوی، طلبکار شوی، عبادتت را ببینی فکر کنی خبری است. این خیلی خطرناک می شود. من حالا فقط دارم تیتر می گویم هنوز وارد بحث نشدم. می خواهم بگویم دایره ی لااله الا الله یعنی چه؟ چقدر وسیع است؟ لا اله الالله کلید است برای همه ی مسائل زندگی. اگر توحید جا بیوفتد برای انسان. بفهمیم توحید را.
حالا شما خصوصیتهای ذاتی را فهمیدید. از کجا می گویی الله اکبر؟ چون بی نظیر و بی نهایت است. تو چکاره ای که بخواهی یک بی نهایت را تقدیسش کنی. یا تعریفش کنی یا توصیفش کنی. یا ثنایش کنی. اصلا تو کی هستی. ما کی هستیم! ما هیچیم. امام می گوید هیچ. هیچ چطور می تواند بی نهایت را توصیف کند؟ لذا اگر ایستادی که توصیف کنی اول تکلیفت را روشن کن. اول بگو الله اکبر چهار مرتبه که خدایا ما می خواهیم یک نمازی بخوانیم. می خواهیم یک توصیف عاشقانه ای کنیم. می خواهیم ترانه بخوانیم. بچه ها را دیدید ترانه می خوانند؟ اصلا نمی فهمند معنی شعر چیست. ولی میخوانند. جملاتش را حرفهای عاشقانه اش را رمزهایش را نمی فهمند نمی دانند. بزرگترها هم همین طور. بگو این شعر یعنی چه؟ نمی داند. فقط خوشش می آید این کلمات را بگوید. آدم عاقل می گوید خدایا پیامبر امیرالمومنین این بزرگترها یک نمازهایی خواندند ما می خواهیم ادای آنها را در آوریم. می گوید برو تکلیفت را معلوم کن اول. برو اول بگو الله اکبر که تو این کاره نیستی. چون فردا اگر تصور کنی این کاره ای خطرناک می شود. از توحید دور می شوی. مشرک می شوی. چون کنار خدا چه کسی را می آوری؟ خودت را. اول برو تکلیفت را معلوم کن بگو الله اکبر. بعد تازه بهت اجازه می دهند که حالا حرف بزن. عاشقی کن. بگو اشهد ان لااله الا الله بعد می گوید آنکه صاحب ترانه و ذکر است، رسول الله است. توسل به او کن. «اشهد ان محمد رسول الله». شفیعت هم یادت نرود امیرالمومنین است. ما سر نماز خیلی کم می آوریم خراب می کنیم. امیرالمومنین می گوید: من نماز توام " انا صلاه المومنین" من نماز مومنینم. اگر کسی فهمید می فهمد که قشنگترین جای اذان و اقامه بعد از این ها همین است که اجازه داده شده به ما که ما با شفیعمان وارد نماز می شویم. شفیع که همراهت باشد خرابکاری هایت را درست می کند. مثل کسی که با مامان و باباش می رود یک جایی که خیلی کارهایش را نمی تواند انجام دهد پدر و مادر کمکش می کنند که او لذت ببرد. به خدا می گویی این آقا نماز من است. و چه خدایی که وقتی تو را به محضرش می پذیرد برایت چنین شفیع و شخصیتی گذاشته و می گوید توسل کن به رسول الله به امیرالمومنین. شفیع بیاور. عجب خدایی است. تازه وقتی با این قدرت وارد می شوی می گوید حی علی الصلاه. اذان خیلی عظمت دارد خیلی مهم است. می گوید اگر نماز می خوانی یادت افتاد اقامه نخواندی می توانی نمازت را به هم بزنی اقامه بخوانی. پیغمبر را بر دارد امیرالمومنین را بردار نماز را برپا کن. نماز خواندن که، خواندن که کاری نمی کند. نماز را برپا کن. قد قامت الصلاه. اجرا کن نماز را. نماز یک سفر است. یک رویت و معراج مومن است. رفت و برگشت دارد واقعا. نقطه آغاز و پایان دارد. ولی ما اصلا نفهمیدیم شروعمان چی شد پایانمان چی شد اصلا بلند نشدیم برویم. نماز اجراست. باید اجرایش کرد. یک سفینه فضایی مهم و سنگین است. قرآن می گوید لکبیره سنگین است. مگر گروه خاصی می توانند این هواپیما را بلند کنند. مثل خلبانها که فقط آنها می توانند هواپیما را بلند کنند. " الا علی الخاشعین" مگر کسانی که به خشوع رسیدند. انانیت ندارد من ندارد. خود را نمی بیند. توحیدش قوی است. لااله الا الله خیلی قوی است در او. او می تواند نماز را بلند کند و با نماز پرواز کند. والا ماها که 40 سال 50 سال است می خوانیم یک متر هم از جایمان بلند نشدیم. که برویم معراج. همه ی اتفاقاتی که برای رسول الله افتاده ما فکر می کنیم این ها تشابه اسمی است؟ پیامبر رفت معراج این هم گفتند معراج مومن است. همه چیزهایی که پیامبر دیده تو با نماز می توانی ببینی. استاد ما می فرمودند که وقتی من پشت سر مرحوم آیت اله الهی قمشه ای نماز می خواندم ایشان شروع که می کرد می دیدم که جلوی در پشت سر ایشان اقتدا کردم و ایستادم آخر نماز می دیدم ایشان آن طرف اتاق است. اصلا متوجه حرکات و حالش نبود. آنقدر جولان و جوشش و حرکت داشت که می گفت او آن طرف اتاق بود و ما این طرف اتاق. " الا علی الخاشعین" الله اکبر دقت کنید تا شما این عظمت را درک نکنید راه به جایی نمی برید. صاحب قلب نمی شوید. رمز صاحب قلب شدن درک عظمت است. که حالا ذکرش را می گویم به شما. اینکه شما درک عظمت کنید. این ها را همین طور بخواهید. بخواهید واقعا. لذا تا تمرکز نگیری تا فکر نکنی، این فضای اردویمان فضای قشنگی است. این عظمت آقا هستی مطلق، عادت کند گوشت فاجعه است ها، قلب می میرد. تو با یک وجودی روبرو هستی که اسمش الله است و فقط هم این شخص حقیقت دارد. بقیه همه سایه و جلوه هستند. ما آسمان و ماه و خورشید و خودمان و زمین و درختان را جدی تر از خدا می گیریم. آنقدر بد فهمیدیم خودمان را داریم جدی می گیریم بعد می گوییم من شک کردم به خدا. من خدا را درک نمی کنم. در زندگی ما ده ها بار حمله به خداست. تردید در خداست. یعنی ما جلوه ایم او صاحب جلوه است. ما مظهریم او ظاهر است. مظهر در ظاهر شک میکند. می گفت طرف با سایه اش کشتی گرفت دوم شد. سایه ی شما بیاید شما را انکار کند. توهّم این طور می شود. یک موجودی هست اسمش الله هست. همه ی ما هم ظهورات او هستیم. نه اینکه یک کسی در این عالم هستی هست که اسمش الله است و ما هم هستیم. دروغ است. فقط یک کسی هست. وحده وحده وحده. وحده لا شریک له. شریک ندارد، تو هم کاره ای نیستی. ولی ما در مقابل این وجود مطلق و بی نهایت شریکهای جمادی داریم، گیاهی داریم، حیوانی و عقلی داریم. چقدر شریک می آوریم برای این خدا. زن و بچه و همسر و شغل و تحصیلات و موقعیت اجتماعی هزار تا شریک برایش تراشیده ایم. پس این را یادداشت کنید تا یادتان نرود که شما باید تمرین کنید یک جایی بنشینید با این هستی مطلق ذهنتان را درگیر کنید. تا قلبت و ذهنت درگیر این هستی مطلق نشود، اصلا صاحب قلب نمی شوی. در مجرا قرار نمی گیری. بعد از سی چهل سال یک دفعه یک ولیّ خدا به تو نگاه می کند، می گوید او قلب ندارد. قرآن هم همین را می گوید: " لمن کان له قلب" برای کسی که قلب دارد. بعد از پنجاه سال می روی حرم امام رضا داری ارتباط می گیری، بعد می فهمی چقدر گند زدی در این ارتباط. اصلاً تو قلب نداری. اگر آدم بعد از 40،50س سال بفهمد قلب نداشته، در رحم خیلی مهم نیست در رحم نشان نمی دهد. رحم همین است دیگر جنین قلب هم نداشته باشد او کار خودش را می کند، رشد اتفاق می افتد. توهمی فکر می کند زنده است. دارد رشد می کند. دست و پا در می آورد و رشد می کند. ولی قلب ندارد این بچه. چون در رحم است الان معلوم نیست. موقع وفات جنین معلوم می شود. وفات یعنی انتقال. جنین موقع وفاتش می رسد باید تولد پیدا کند به کجا؟ به دنیا. می آید اینجا می بینی مرده. چرا؟ چون اینجا آن سیستم قلب را تفسیر می کند. و ندارد و تمام است. ولی در رحم داشت رشد می کرد. دکتر و مهندس شده بود رییس جمهور شده بود وزیر و هنرمند و ثروتمند و بازرگان .... شده بود. رشدهای این طوری. ثروتمند و تاجر و قهرمان ورزشی و رشد توهمی. به درد نمی خورد. قلب نداشته این بنده خدا. این رشدهای رحمی است. به درد نمی خورد. تناسب باید با بعد تولد داشته باشد که این ندارد اصلا. این بیچاره همه اش فکر می کرده دارد زندگی می کند و زنده است. اما آن لحظه ای که قرار است برود از این دنیا می بیند زن و بچه و شوهر و تحصیلات و مدارک شهرت هیچ چیز به دادش نمی رسد. این همه اش توهمات بوده که با آن زندگی کرده. الان تنهاست. این آدمهای مهم را نگاه کنید لحظات آخر عمرشان. در بیمارستان افتاده بچه هایش هم نمی روند دیدنش. دارند فرار می کنند. زنش هم حوصله اش را ندارد برود او را ببیند. وقتی که مرد همه از او فرار می کنند. از او می ترسند.
گر تو را در خانه باشد دلبری
دلبری از ماه و از مهر مهتری
تنگ تنگش در بر آری هر زمان
بوسیش هر لحظه دامان و دهان
یک معشوق این طوری داری هر لحظه می بوسیش بغلش می کنی.
چون که مرد از خانه بیرون افکنی
یا به صحرا یا به جیحون افکنی
مرده را از خانه بیرون می برند
کی درون سینه اش می پرورند
در برنامه امسال گذاشته بودم برایتان کمی مثنوی بخوانم ولی دیدم آنقدر اینجا وقت کم داریم حتی خیلی چیزهای آیات و روایات و اذکار را همه را حذف کردم. دیدم اصلا نمی رسیم. اردو یعنی همین یعنی تو از وسط حریف بدجنس و مشغله های بی خود بکنی و بکشی خودت را بیرون یک هفته. همان کاری که خدا با ما می کند. ماه رمضان را این طور ایجاد می کند. ماه رمضان اردو است. یازده ماه ولش کن بیا یک ماه با خودم باش. یک ماه عسل بیا پیش خودم. قربان این خدا بروم. یک ماه عسل را تکرارش می کند هر سال. چون نفس می خواهد. یادت برود بیچاره ای. سیستم را به قدری ریاضی و دقیق چیده می گوید صبح از خواب بیدار شدی پاشو از خواب و بگو الله اکبر اقامه بگو. دو رکعت نافله بخوان آماده شو، بعد نماز صبح بخوان. بعد تعقیبات بخوان. بینالطلوعین استفاده کن. اگر یادت برود الله اکبر اگر یادت برود الحمدلله، لااله الا الله، سبحان الله، فاجعه است. صبح که از خواب بیدار می شوی برای خدا بلند نمی شوی تا شب هم که داری می دوی داری از خدا دور می شوی. تمام تلاشت برای جدا شدن و دور شدن از خداست. انرژی بگیر و بعد از طلوع آفتاب بروید دنبال شغل و کسب و تجارتتان. اما ظهر که می شود کم می آوری. ظهر که می شود می گوید رها کن بیا اذان. چقدر قشنگ است این اذان وسط درد و دوری و خستگی و غفل،. صدایش اصلا آدم را مست می کند. صدایش می آید الله اکبر. بی نظیر بودن معشوقت را به رخت می کشد که خدا از همه ی آن چیزهایی که می دوی برایشان بزرگ تر است. حواست باشد. یک موقع نفروشی خودت را. از صبح با قوای چهارگانه سرکار داشتی. نبرد تو را یک وقت. الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر. باز اشهد ان لااله الاالله. دوباره این داستان تکرار می شود. در طول روز اگر 5 وعده این ارتباط را نداشته باشیم همه مان این طور هستیم، گند برمان می دارد. آنهایی که نماز نمی خوانند زندگیشان را نگاه کنید. ببین چه از ایشان می ماند کسانی که نماز نمی خوانند یا در نماز سهل انگاری می کند.
گر نه با خود مرده داری ای پسر
پس چرا گندیده ای پا تا به سر
آدم نگاه می کند می بیند چقدر مرده با اوست. چقدر جنازه با اوست. بوی تعفنشان دارد این آدم را می کشد و بوی تعفنش دارد اطرافیانش را می کشد. آدم پرخور، عصبانی، پرگو، زودرنج، اینهایی که خدا به پیامبر می گوید. از این آدمها پرهیز کن. اهل دنیا. می گوید اهل دنیا چه کسانی هستند. می فرماید کسانی که همه اش در حال خوردن و حرف زدن و از هیچ کس راضی نیستند و از همه بدشان می آید و همیشه در خشم و عصبانیت هستند. اوصاف را می گوید که می خوانم انشالله. نماز نخوانده که این بلا سرش می آید. پر از مرده است.
گر نه با خود مرده داری ای پسر
پس چرا گندیده ای پا تا به سر
گند حرص و گند کینه گند آز
این همه گندها، حرص ها حسادتها طمع ها. آرزوها گندش اصلا آدم را داغون می کند. هوس هایی که آدم دایما برای خودش برنامه ریزی می کند. امام خدا رحمتش کند می گوید تا جوانی، خدعه می کند با تو که وقت داری حالا. بگذار برای پیری. پیری هم می گوید زنده می مانی حالا حالاها. یک موقع به خودت می آیی که می بینی تمام شده. نابود شدی. چیزی نمانده از تو. اردو یعنی همین یعنی بیایی یک گوشه و کارهایت را بگذاری کنار و به چیزهای دیگر فکر نکنی بلکه این قلب احیا شود. اردو مثل احیا قلب است. فشارش بدهیم شاید زنده شود. شاید برگردد. شاید بتواند بگوید لااله الا الله الله اکبر. آن عظمت را اگر درک کنیم ما از تویش همین ها در می آید. الله اکبر بودن را از کجا می توانی شما درآوری؟ از همین سیری که امروز رفتیم. والا که تقلیدی 40 سال می گوییم الله اکبر. ولی استفاده اش چیست. آن موقعی که یک نفر دارد در دنیای ما مزاحم می شود می گوید الله اکبر. مصرف الله اکبر چیست. الله اکبر پا می شوم.... فکت را می آورم پایین ها. این کارکرد الله اکبر است!
در عزیزان عرب زبانمان وقتی تعجب می کنند سبحان الله. سبحان الله برای تعجب است؟ سبحان الله یعنی معشوق من حرف ندارد. منزه است. تنزیه است. ترانه و ثناست. حرف ندارد. یک معشوق دارم یک دلبر دارم، حرف ندارد. نمی شود به او ایراد گرفت. نقص و ضعف ندارد. کمبود ندارد. سبحان الله خیلی عظمت دارد. برایش یک اردو گذراندیم. الحمدلله. چرا الحمدلله؟ چون بحثش را صبح کردیم. تا آن را متوجه نشوی نمی توانی بگویی الحمدلله. باید یقینی باشد. یعنی باید شهادت بدهی. «اشهد ان حمد لله جمیعا». من شهادت می دهم که هر چیزی هر قشنگی دارد مال اوست. ما گرفتار این میکروفن و ضبط و دوربین هستیم والا باید می آمدم پایین کنار آن گلها با شما حرف می زدم. گلهای به آن قشنگی را نگاه کنید. آدم اگر بتواند نگاه کند. تا آن چیزی که گفتم را خوب متوجه نشوید... شما وقتی به گل نگاه می کنید فقط گل را دارید می بینید هیچ چیز دیگر را نمی بینید، اما وقتی که آن را بفهمی دیگر به گل نگاه می کنی اصلا گل نمی بینی. وقتی نازش می کنی روی صورت خدا داری دست می کشی. وقتی گل را می بوسی، خدا را داری می بوسی. وقتی بغلش می کنی هم همین طور. اما ما می گوییم چه گل قشنگی. چه ماهی قشنگی. عابد مظهر می شویم. اصلا ظاهر را نمی بینی. «هو الظاهر». اگر بحثی که صبح کردیم را خوب کار کنید دیگر هر جا می روید «أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه» هر جا هر چیزی حتی خودت وجه الله هستی و اگر فهمیدی وجه الله هستی یک رابطه های خاصی باید با خودت برقرار کنی، نمی توانی هر جوری با این وجه الله رفتار کنی. وجه الله حرمت دارد صورت خداست. چهره ی خداست. تمرین کنیم عزیزان، تمرکز کنیم تا یواش یواش هر جا رو بکنید در ابتدا... ابتدا می گویند می خواهی با خدا حرف بزنی یک طرف فقط بایست، رو به قبله. رو به کعبه. اگر یک مدت رو به کعبه ایستادی و نماز خواندی بعد می گویند «أَینَما تُوَلُّوْا ولله مشرق و المغرب»، «أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه» غیر از آن پنج مورد نماز که رو به قبله باید بایستی تا آخر عمرت بعد
به دریا بنگرم دریات بینم
به صحرا بنگرم صحرات بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنات بینم
این خانم خانه است. قبله پشت سرش است. داره پیاز داغ می کند، از کسی که در کعبه است زودتر به او می رسد و اوج می گیرد. کنار ماهیتابه و روغنش. «أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه» بچه اش دارد جیغ می زند دارد جای بچه را عوض می کند ولی با آرامش و رضا نه با عصبانیت و فحش دادن. با آرامش. این صدای بچه پدر و مادری که می فهمد با این گریه دارد حال می کند. گریه لطیف نوزاد دل می برد؛ چون دارد ذکر می گوید. در چهار ماه اول دارد تسبیح می گوید. این گریه نمی شنود. این دارد چی می شنود؟ تسبیح می شنود. چهار ماه شهادت لااله الا الله است. کیف می کند بچه گریه می کند. اصلا ناراحت نیست از اینکه بگوید دوباره گریه کرد. دوباره اعصابم خرد شد.
من هفته پیش مشاوره داشتم می گوید بچه گریه می کند شوهرم سر من داد می زند. بچه ها غر می زنند و نق می زنند و بازی می کنند یک وقت دعوایشان می شود می بینی مرد عربده می کشد سر زنش. که چرا این ها این طوری کردند پس تو چکاره ای در این خانه؟ وقتی " اللهم ارنا الاشیاء کما هی" باشد همین طور است. یک کسی که باید از گریه بچه از خراب کردن جایش، از پاک کردن این بچه و شستنش تا خدا برود اعصابش خورد است گوشه خانه. می گوید من بچه می خواهم چکار. غلط کردم من بچه آوردم. بچه همین یکی بس است. دوتا بس است. همین شرکهایی که الان وجود دارد. اگر فهمیدی " أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه" می دانی آنوقتی که بچه جیغ می زند و جایش را خراب کرده، داری عوض می کنی مثل همان موقع هست که کنار کعبه ای. مثل آن موقع است که در نمازی، بلکه بالاتر. وقتی یک خانم دارد سیب زمینی پوست می کند، غذا در آشپزخانه درست می کند، پیاز اشکش را درآورده این اشک با اشک برای خدا یکی است. این یک جور قرب می آورد برایش، حتی بیشتر از آن موقع که سر نماز دارد اشک می ریزد. این زن را می برد بالا. من و شما کی بتوانیم نماز امام را بخوانیم. نماز علامه را بخوانیم. علامه می گوید من هر وقت نماز می خوانم همه ی هستی با من نماز می خواند. نماز ما را ببینید. خیلی وحشتناک است. می گویند ما حاضریم ثواب این نمازهایمان را بدهیم به یک خانم و او اذیت بچه داری را بدهد به ما. زنان ما اگر الله ارنا اشیاء کما هی را بفهمند و بفهمد این بچه داری چیه، این اذیت همسرداری اذیت شوهرداری زن داری، اذیت مادرشوهرداری و... اذیت زندگی، اذیتهای قشنگ زندگی که خدا سر راه ما گذاشته «انک کادح کدح فملاقیه» این اذیتهای قشنگی که خدا سر زندگی ما گذاشته. مریضی کرونا مردن این و آن طلاق، بدهکاری، ورشکستگی، اذیت. اذیت آدم را مجرد می کند. برش می دهد آدم را و زیبا می کند. می گوید خانمم رفته آرایشگاه چقدر خوشگل، خوشگل تر شده. تو نمی دانی او رفته آرایشگاه چقدر اذیت شده تا این شکلی شده. فقط فکر می کنی رفت و آمد خوشگل شد. یک ساعت دوساعت سه ساعت شکنجه دادن او را آنجا. مثل یک مجسمه که تراش می خورد. حالا این آدم وقتی اللهم ارنا الاشیاء را نمی فهمد از هر چیز در خانه ناراحت می شود. با هر چیزی حالش خراب می شود. عصبانی می شود، پرخاش می کند، فشارش بالا می رود. داد می زند، چیز می شکند، نمی فهمد این اذیتها و فشارها این حرف زنش شوهرش مادر شوهرش اذیت بچه دارد او را تراش می دهد. خوشگل می شود برای خدا. ما اشیاء را آن طور که هستند نمی بینیم و میگوییم این اذیت است و می گوییم زودتر مثلا طلاقش بدهم از شرش راحت شوم. این کار را بکنم. آن کار را بکنم. الهی زیر ماشین، زیر تریلی بری. بچه را نفرین می کند عصبانی است. غر می زند. غصه می خورد. «أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه». اگر ما بلد باشیم در هر چیزی خدا را ببینیم. «ما رایت شی الا رایت الله قبله و معه و بعده». حالا مادر شوهر بدجنس آمده خانه این عروس انگار حضرت عزراییل که حالا خیلی هم خوشگل و رفیق باز است. هر کس به شکل خودش عزراییل را تصور میکند. انگار چنگ انداخته دارد او را خفه می کند. نمی تواند تحمل کند مادر شوهرش را. اما اگر فهمیدی أَینَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه. دیگر مادر زنی وجود ندارد. مرحوم حداد یادتان هست شکنجه داد او را توهین تحقیر فحش. یک روز دیگر تحمل نکرد از خانه زد بیرون. دید دو تا شد یک سیدهاشم زیبا و یک سیدهاشم داغون و زخمی و دید آن فحش ها دارد به این می دهد و دارد او را مجرد می کند، جدا می کرده من را. داشته آرایش می شده. یک کسی می بین چهل ساز زحمت می کشد در خانه با غر نق و عصبانیت فقط دارد گناه جمع می کند. یک خانم یک آقایی همین چهل سال زحمت را می کشد این روز به روز آرام تر شادتر زیباتر مست تر... تحت کدام اسم؟ این یادتان باشد. چون «اللهم ارناالاشیاء کما هی» هر چیزی را آن طور که هست به من نشان بده این بوده از اول که این اذیت را چطور به نفع خودش دربیاورد. چون خدا مخصوصا اذیت را می فرستد. خود خدا می گوید. در قرآن می گوید من مخصوص این را می فرستم. حتی برای پیامبران که خیلی برایم عزیند خودم دشمن می فرستم. «و کذلک جعلنا لکل نبی عدو شیاطین انس و الجن». من برای هر پیامبری دشمن آماده کردم انسی و جنی می فرستم. این فکر می کند تا می خواهیم خدمت کنیم به امام زمان قربانش بروم، می خواهم یار امام زمان بشویم، همه چیز دیگر برایش فراهم است. تا می آید شروع کند برای امام زمان کار کردن، می بیند مدعی ترین آدمها در بحث مهدویت دشمنش می شوند، حسادت می کنند. آبرویش را می برند تهمت می زنند. از کسانی که اصلا انتظار ندارد. می خورد
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.
رسیدن به الله و عاشق و شبیه او شدن، مثل او شدن مفت نیست که. تو می خواهی یک گلساز، گلدور بشوی، راننده معمار شوی یک هنرمند شوی، سالها باید جان بکنی، بعد می خواهی بشوی مثل خدا که در بهشت هر چه اراده کنی، اراده تو بشود. بعد می خواهی اصلا میدان نگذرانی و مفتی مفتی بروی و بشوی. این فکر غلطی است.
اسم مبدل. یا مبدل. یعنی معجزه می کند. «یبدل الله سیئاتهم الحسنات» گناه کرده چهل سال بعد می آید یک اسم مبدل می زند تنگ این چهل سال مثل حر. ولی جگر هم می خواهد کسی اسم مبدل بزند. مگر راحت است. می زند تنگ چهل سال غفلت. زهیر را نگاه کنید فرار می کند از امام حسین. مدتها دارد در می رود نمی خواهد با امام حسین روبرو شود. یک لحظه امام را... چی گذشت بین زهیر و امام حسین. یک دفعه یک زهیر دیگر از چادر بیرون می آید. مبدل یعنی این. ازش استفاده کنید. ذکر قدرتی است و تمکینش کنید. تمکین کردن یعنی اگر یک کسی بدی کرد تو خوبیهایش را ببین، تبدیلش کن. هر کسی فحشت داد، تبدیلش کن تا خودت هم یاد بگیری از این اسم استفاده کنی. یک وقتی کسی از اسم استفاده می کند و یک کسی مظهر اسم می شود. اصلا بدی و ضعف های کسی را نبینیم. بعضی ها مثل مگس فقط بدیها را می بینند، روی آشغالها می نشینند. فقط نق و غر و انتقاد دارند، تعریف ندازند و عرضه تعریف از کسی را ندارند. عرضه دیدن خوبیهای کسی را ندارند. عرضه ندارند خوبیها را بیان کنند به خودش. عرضه تشکر کردن ندارند. کمال همسر و دیگران و بچه هایش را نمی بیند. دائما غر.
ذکرها را یادداشت بفرمایید. ذکر یا احد 13 مرتبه است. این برای این است که انسان همیشه مورد عنایت ویژه خداوند قرار بگیرد. ذکر یا قابل 133 مرتبه که پذیرش بشود از ناحیه خداوند تبارک و تعالی. ذکر یا نفّاح 139 مرتبه برای درخواست... نفحه یعنی نسیم. نسیم های ویژه ای که " ان لله فی ایام دهرکم نفحات علی " پیامبر فرمود در ایام شما یک موقعیتهای خاصی پیش می آید برای شما که خودتان را سریع در برابر آن موقعیتهای خاص قرار دهید. مثلا شب و روز نیمه شعبان یا همین مشهدی که آمدید اردویی که هستید. این ها نفحات ویژه خداوند تبارک و تعالی است. می گوید اگر برایتان این موقعیتهای ویژه پیش آمد خودتان را در معرض آن قرار دهید تا رشد کنید. این ها می دمد در زندگی انسان، انسان باید ازش نهایت استفاده را بکند. ذکر یا حبیب را 22 مرتبه که بسیار خاص و ویژه است. برای کسب معرفت هم 67 مرتبه یا محیط بگویید ذکری است که قبلا هم در اردوها از آن استفاده کردیم. برای فتوحات قلبیتان ان شالله که قلبتان به فتح برسد چون ما چندین نوع فتح داریم فتح قریب فتح مبین این ها فتح های خاصی هستند که حالا در درسهای تخصصی تر ان شاء الله خدا قسمت کند برسیم از فتح های رسول الله فتح قریب فتح المبین و فتح مطلق برای اینکه ان شاالله قلبتان از فتوحات الهی و فتوحات قلبی بشود استفاده کند ذکر یا علیم را 150 مرتبه ان شالله بگویید. و آن ذکرهایی که قبلا در اردوها گفتم فوق العاده است و خیلی مهم است. حتما از آن ها استفاده کنید. فقط نه در ایام اردو بلکه در شبانه روز هر روز استفاده کنید هر سال استفاده کنید. تا زنده هستید. چون من آن ها را از بین هزار اسم انتخاب کردم. بسیار مهم است برای همه کاری و همه ی رشدها در همه ی ابعاد قابل استفاده است.
والحمدلله رب العالمین