جلسه 025 - آیینه دوستی
شماره جلسه
25
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - آیینه دوستی

خانواده آسمانی 428 (بهترین برادران) 9/2/95 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و مغفرت و خیرات وبرکات الهی به همه شما عزیزان بحث مان درباره روابط خانواده آسمانی با موضوع فرعی بهترین برادران بود. فرمایشی از وجود مقدش امام عسگری (علیه السلام) تقدیم میکنم به محضرتان که می فرماید( خَیرٌ اِخوانَکَ مَن نَسیَ ذَنبَک و ذَکَرَ اِحسانکَ الیه) بهترین برادر تو کسی ست که گناه تو را فراموش بکند و احسانی را که تو بهش کردی به یاد داشته باشد. بارها این نکته را عرض کردیم که اساسا هدف از اینکه ما به زمین آمدیم این است که هر کدام از ما یک استعداد بی نهایتی به تشبه به حق تعالی و تخلق به اخلاق الهی داریم، این تخلق ما را قدرتمند میکند و باعث میشود که به همه آرزوها و کمالاتی که برای رشد خودمان داریم برسیم گفتیم هر چقدر تعداد اسمهایی که انسان از حق تعالی میگیرد بیشتر باشد قیمت او، قرب او و ارزشش او بیشتر است. در بحث اسماء این نکته را ذکر کردیم که اسم یعنی کمال یعنی توانایی، اسم را زمانی به کسی اتلاق میکنند که ذات او صفتی را پیدا میکند اصلا اسم یعنی جمع بین ذات و صفت، مثلا شما که یک ذاتید وقتی که به دانشگاه میروید کمالی را کسب میکنید در یک رشته میگویند مهندس مکانیک، مهندس برق، مهندس الکترونیک،خلبان وقتی اسم را بکار میبرند یعنی یک صفتی را بدست آورده حالا می توانیم این اسم را برایش اتلاق بکنیم پس اتلاق اسم حاکی از داشتن یک کمال یک قدرت و یک صفت است، الفاظی را که ما بکار می بریم مثلا میگوییم کریم، جواد، غفور، اینها را استلاحاً بهش اسم نمیگویند بهش میگویند اسم الاسم، اونی که ما در لفظ می آوریم این اسم آن صفتی است اسم آن کمالی است که ما بکار میبریم میگوییم غفور، کریم، جواد، رحیم، ستار، مهربان، خیّر، بخشنده، خوش اخلاق، هر اسمی که بکار میبریم کلمه ای که بکار میبریم استلاحاً بهش میگویند اسم الاسم، خود اسم که اتلاق میشود بر یک کسی، این کلمه ای که اتلاق میکنیم اسم الاسم است اما اسم یعنی یک صفتی دارای ذاتی هست، لذا وقتی به خدا میگوییم غفور یعنی ذاتی که مغفرت دارد می گوییم رئوف یعنی ذاتی که رعفت دارد، در مورد ما صفت را پیدا میکنیم ولی در مورد حق تعالی این صفت هست، پس ما وقتی که یک صفت را پیدا میکنیم شباهت پیدا میکنیم به حق تعالی، خب قرب ما هم به حق تعالی بیشتر میشود لذا چرا حضرت میگوید بهترین برادر تو؟ چرا قیمت رفته بالا؟ شده بهترین، برای اینکه اسمی از اسمهای خدا در این صفت است بهترین برادر تو کسی است که- من نسی ذنبک- کسی که گناه تو را فراموش بکند خب این صفت شبیه خداوند تبارک و تعالی ست اسم غفور است که اساسا نه تنها سرزنش نمیکند نه تنها جزا نمی دهد بلکه اصلا پاکش میکند، کسانی که همدیگر را دوست دارند به معنای حقیقی اشتباهات همدیگر را اصلا نمی بینند، خطاهای همدیگر را نمی بینند و زود از دلشان پاک میشود یادشان هم اصلا نمیاد تو رابطه ها،-من نسی ذنبک- فرامش بکند خطای تو، بهترین آدمها این جور هستند، آدمهای که زودرنجی و حساسیت دارند به جهنم نزدیک میشوند. آدمهای که تا یک کسی یک کاری انجام میدهد یک حرفی می زنند یا یک حرکتی انجام میدهند بهشان برمیخورد، چرا توبا من این جوری برخورد کردی ؟ تو باید به من این جوری میگفتی، توباید اینجوری میکردی، این زود رنجی وحساسیت، این من داشتن صفت جهنمی هاست، این ترکیدن، این سوختن، این جیغ زدن،این داد زدن، قهر کردن این صفت آدمهای بهشتی نیست، بهشتی ها چنان خنک هستند که کسی نمی تواند به راحتی برنجاندشان، عصبی یشان بکند به داد و فریاد و قهر و غصه و بهم برخورد و من چین هستم چنان هستم کسی که این جوری راحت میریزد بهم، صفت جهنمی دارد و این خیلی خطرناک است.پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید(المؤمن هیِّنُ لیِّنُ حتی تَخالهُ مِن لینَ اَحمق) خیلی عجیب است میگوید مؤمن این قدر نرم است اینقدر ملایم است که تو تو برخورد باهاش فکر میکنی آدم احمقی است. بعضی ها برای اینکه بگویند ما احمق نیستیم حماقت میکنند، احمقی را به تمام معنا ظهور میدهند، فکر کردی من نمی فهمم، فکر کردی راحت می تونی سر من را کلاه بگذاری، فکر کردی نفهم هستم؟ لذا دائما این جور افراد ریز بینی، سخت گیری، آماده هستند که هر حرکت هر کسی را،هر رفتار هر کسی را،هر سخن هر کسی را یک جوری معنایش بکنند، ساده نمی توانند از کنار حرفها، سخنان و رفتارهای دیگران رد شوند، اصلا این آمادگی را دارند تا می شود عروس خانه نسبت به مادرشوهر حساس است، تا میشود مادرشوهر میشود نسبت به عروس حساس است، اصلا انگار آماده ترکیدن ، آماده جرقه زدن میشوند،بعضی ها این جوری هستند، خب چرا ما از هر پنج تا ازدواج در کشورمان چهارتاش شکست می خورد؟ برای اینکه افراد این خصوصیتهای الهی را ندارند تو خودشان تربیت نمی کنند راحت به جون هم می افتند و راحت دعوا می کنند،کینه میگیرند، هیچ کس معصوم نیست ما در رفتارمان با دیگران دچار افراط و تفریط، اشتباه میشویم اگر قرار باشد هر بار ما یا طرف ما بخواهد سخت بگیرد خب نمی شود زندگی کرد کنارهم، نسبت به کارهای همدیگر، رفتارهای همدیگر، گاهی وقتها این درجه حماقت به قدری میرسد که شخص با اینکه خودش همان صفتها را دارد ولی تو خودش نمی بیند این صفت را ولی تو دیگران خوب تشخیص میدهد و ناراحت هم میشود، این خیلی عجیب است که آدم این صفتها را در خودش دارد و با خودش مدارا میکند با خودش کنار می آید سر خودش را شیره می مالد به قول حضرت، مُداهنه میکند روغن مالی میکند به قول معروف اما وقتی نوبت دیگران می شود همان صفتی که خودش دارد تو کس دیگری نمی تواند تحمل بکند به تعبیر پیامبر شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید اما خار را در چشم دیگران می بینید. مؤمن نرم و ملایم است به طوری که از شدت نرمی و ملایمت تو فکر می کنی آدم نادانی است، آدم احمقی است- حتی تخاله من لین احمق-یعنی خیلی تغافل و تجاهل دارد، خصوصیت آدمهای زیرک و عاقل این است تغافل و تجاهل، برای اینکه جهنم درست نشود برای اینکه شیطان سو استفاده نکند برای اینکه تحریک نشود، برای اینکه به عصبانیت نرسد برای اینکه تعادل و حلم وشادی وآرامشش بهم نخورد تغافل و تجاهل زیادی دارد چون می داند اگر راه بدهد به شیطان، راه بدهد به جهنم، آتش بیاید تو روابط خیلی چیزها را می سوزاند، به راحتی دیگر نمی شود این رابطه را کنترل کرد،ولی بعضی ها این قدر به راحتی این کار را انجام میدهند جنساً به جهنم نزدیک هستند تا جایی که قرآن می فرماید- و قُدوها الناس و الحجاره- سوخت جهنم مردم و سنگ هستند آدمها خودشان میشوند سوخت جهنم، یعنی این آدم تو هرجا باشد سوخت جهنم است فقط حسادت و تکبر و ناسپاسی و بد بینی و غیبت کردن و تهمت زدن نسبت به چیزهایی که آن چیز به مراتب از این صفت خیلی خیلی پایین ترهست غیبتی که به مراتب هفتاد برابر بیشتر از زناست را به شیرینی و خوبی انجام میدهد ولی در مورد چیزی صحبت میکند که هرگز از نظر جهنم، زشتی و قباحت به غیبت نمی رسد حسادت را بروز میدهد تکبر را بروز می دهد نخوت و عصبانیت را بروز میدهد برای چیزی که اگر بخواهیم راجع به آن صحبت بکنیم می بینیم که چیز این قدرمهمی نبود لذا می فرماید بهترین برادر تو کسی است که گناهان تو و خطای تو را ندید میگیرد اصلا فراموش میکند -نسی ذنبک- خیلی جمله اش کوتاه است اما خیلی پرمعناست، یک کسی که بتواند از حافظه اش زشتی های دیگران را پاک بکند، اشتباهات دیگران راپاک کند، ضعفهای دیگران را پاک بکند نقاط قوت و زیبایی ها و کمالات دیگران را بیبند. آنهایی که خیلی راحت از دیگران خسته میشوند حوصله دیگران را ندارند با دیگران درگیر میشوند حالا می خواهد پدر و مادرش باشد یا همسرش خواهر ، برادرش باشد یا دوستش این صفت صفت خیلی جهنمی است خدا هم به اینها سخت میگیرد، مگر ما دوست نداریم خدا گناهان ما را مخفی بکند و فراموش بکند؟ چرا ما نسبت به دیگران این طوری نیستیم به خدای عظیم، جبار سموات و الارض میگوییم که ما تو را معصیت کردیم تو محضر تو،تو پیشگاه تو در حالی که داشتی ما را نگاه میکردی با نهایت پرویی و بی حیایی ولی تو ندید بگیر، اما اگر یک کسی در مورد ما یک اشتباهی بکند یک خطایی بکند یک حرف بدی، خصوصیت بدی ازاش سر بزند به راحتی نمی توانیم فراموش بکنیم. چرا ما نمی توانیم فراموش بکنیم؟ چرا ما کینه دلمان را پر میکند خیلی راحت؟ حالا برای جبران و جلوگیری آن چه که به ما رسیده هم کاری نمیشود کرد، شما می خواهید یک کاری بکنید حالا دعوا، اختلاف، درگیری، حسادت، فضولی، غیبت همه این کارها را هم میکنی به نتیجه ای هم نمی رسی، هیچ نتیجه ای ندارد به ضررمان هم تمام میشود مثل حسادت است که وقتی بروزش میدهی بیشتر فشار میاید بهت، بیشتر خفه ات میکند و کمتر به نتیجه میرسی - الحسود لا یسود-آدم حسود به برتری و سیادت نمیرسد حسود این طور نیست که بتواند خودش را بالا بکشد نمی تواند بالا بکشد هر چه دوندگی میکند پشت سر این و آن، هر چی می خواهد آبروی یک نفر را ببرد، هر چه می خواهد یک نفر را پایین بکشد، هر چه می خواهد یک نفر را به عقب بزند خودش عقبتر می ماند مثل زمانی است که توی باتلاق افتاده تقلای زیادی میکند که بیرون بیاید اما بیشتر فرو میرود توی منجلاب فساد توی تباهی، لذا فرمود- الغیبتُ جُهدُ العاجز- غیبت تلاش یک آدم ناتوان و عاجز است وقتی که شدت حسادت، تنگ نظری، بدبینی، انحراف، ضعف نفسانی، پستی روح، فشار می آورد به یک نفر شروع میکند به غیبت کردن، یک عاجز، یک آدم ناتوان است که از رو در رو سخن گفتن به پشت سر سخن گفتن میکشد کارش،- خیرُ اِخوانکَ من نسیَ ذَنبَک- اشتباهات تو را فراموش بکند. سوال ما این جوری هستیم نسبت به اطرافیان مان، همسرمان، خانواده همسرمان، خانواده خودمان؟ بعضی ها اینقدر تنگ نظر هستند که حتی اشتباهات خودشان را هم فراموش نمی کنند یعنی خدا می بخشد ولی این خودش نمی بخشد لذا همش میگوید من یک گناهانی کردم من دیگر آدم خوبی نیستم، من جهنمی هستم، من اشتباهاتم زیاد بوده، ول کن بی خیال شو خدا بخشید مسیر را بگیر بیا برو سمت آشتی، سمت شدن سازندگی، سمت شدن، می بینی که سالها ذهنش درگیر این است که من این جوری کردم،شیطان به راحتی روی این آدم سوار میشود اگر بهترین برادران کسی است که گناه دیگران را می بخشد خداوند بهترین دوست ماست - خیر رفیق خیر حبیب- خدا بهترین رفیق و بهترین دوست است، خدا فقط خالق ما که نیست بهترین دوست ماست بهترین رفیق ماست که با ما رفق دارد مدارا دارد خداوند حالا یک کسی که راجع به خودش این طوری است با دیگران که اصلا نمی تواند، به راحتی به شوهرش ایراد میگیرد، به خانواده همسرش ایراد میگیرد، با هیچ کس سازگاری ندارد راحت قهر میکند راحت دعوا راه می اندازد راحت طلاق میگیرد راحت طلاق میدهد همین جوری خیلی راحت، برای همین هم الان خیلی اخلاقهای مردم بد شده ، قدیما کی همچین وضعیتی بود؟ الان خانوادهها سست شده، همین دیروز میگفت که اکثر طلاقهایی که سال گذشته اتفاق افتاده عروسی شان سال قبلش بوده، چرا این جوری شده؟ آدمها خود شیفتگی هایشان خود خواهی هایشان بد اخلاقی هایشان بیشتر شده و د رنقطه مقابل خودسازی هایشان کمتر شده، توجه به خودشان کم شده. - و ذَکَرَ اِحسانِکَ الیه- بهترین دوست تو کسی است خوبی های تو، محبتهای تو، حقی که تو به گردنش داری کارهایی که تو برایش کردی، نقشی که تو تو زندگیش داشتی، سهمی که تو زندگیش داری را به یاد بیاورد، اینها را دائما بگوید، بعضی ها سالهای سال از کسی محبت، خیر، برکت دریافت میکنند و در نهایت خیانت میکنند و از پشت با خنجر طرف مقابلشان را میزنند، اصلا نمی فهمد مادر یعنی چی پدر یعنی چی، سر یک مسئله مالی سر یک مسئله خانوادگی خیلی راحت دیگران را له میکنند. پدر را تو می فهمی یعنی چی؟جایگاهش را می فهمی؟ مادر را دقت میکنی یعنی چی؟ حقش چقدر عظیم است، بعد می گوید من رابطه ام با مادرم خوب نیست با پدرم رابطه ام خوب نیست چرا؟ چون چهارتا ضعف مادرش داشته، چهارتا عیب پدرش داشته، بله ضعف دارد اشتباه هم کرده ظلم هم کرده ولی حضرت فرمود - ولو کانا ظالما- حتی اگر ظالم هم باشند تو موظف هستی که رعایت حقوق اینها را بکنی مادر خیلی عظیم است حقش پدر خیلی عظیم است حقش، معلم حقش بسیار عظیم تر از پدر و مادر است، آن وقت افراد خیلی راحت سالهای سال از الطاف اینها استفاده میکنند بعد به خاطر چهارتا اشتباه، اینها را راحت کنار می گذارند،این خیلی صفت زشتی است. -ذکر احسانک الیه- قشنگی ها را،خوبی ها را ببیند اصلا برود به سمت دیدن کمالات طرف مقابلش نه ضعفهایش، خدا نکند که انسان این قدر پست بشود این قدر کوچک بشود که وقتی می خواهد با آدمها زندگی بکند یا رابطه داشته باشد چشمش و دلش فقط متوجه ضعفهای دیگران باشد نه خوبی های دیگران، قطعاً در بسیاری از موارد اگر ما این صفت را داشته باشیم دیگر دعواها و اختلافها نیست عرض کردم از نظر ما که یک کارشناس هستیم در مورد مسائل خانواده نوده و پنج در صد برای همین نقطه ضعفی است که شماها دارید. تحملهایمان کم است ناسپاسی هایمان زیاد است زیبایی های طرف مقابل را خوب نمی توانیم ببینیم کمالاتش را، آثارش را نمی توانیم ببینیم به ارزشش خوب نمی توانیم پی ببریم این قدر خودشیفته هستیم این قدر خودخواه هستیم که فقط ضعف و نقص و کمبودها را می بینیم هم در مورد زندگی هم در مورد آدمهایی که اطراف ما هستند به هیچ وجه مثبت اندیشی مثبت نگری، خوب دیدن، شکر، سپاس نمیاید به سراغ ما. این همه خدا ما را دعوت میکند به خوبی ها کمالات، جایگاه، نقش، سابقه دوستی را انسان خیلی توجه بکند. پس این سوال خیلی مهم است که آیا ما بهترین دوست هستیم یا نه؟ این یک سوال است دیگر ما برای کیا بهترین دوست هستیم؟ آیا واقعا این صفتها در ما هست؟ نسبت به آدمهایی که داریم باهشون زندگی میکنیم خانواده مان خانواده ی همسرمان، دوستانمان این جوری هستیم یا نه؟ خب اگر نباشیم بد است، آدم خودش خجالت میکشد که این جوری نیست بد بودن خجالت آوراست از آن بدتر بد ماندن است اینکه بد باشد انسان درست حالا بدم ولی می توانم خودم را درست بکنم این اشکال ندارد ولی بد ماندن و اینکه من می دانم این جوری هستم و هیچ تغیری حاضر نیستم بدهم این دقیقا به این معناست که من یک جهنمی را بغل کردم و سفت می خواهم نگهش دارم- ذکر احسانک الیه- دوستی ها و قشنگی ها و احسان تو را دائما ذکر بکند این یک آدم خوب است که دائما سرگرم خوبی های یک نفر باشد، کمالات یک نفر باشد جایگاه یک نفر باشد وخیلی راحت وقتی این را از دست می دهد حالا یا با قهر یا با طلاق یا با مرگ و میر بعد می شیند مدیحه سرایی که این چه آدمی بود، جایش خیلی خالی است فقط خوبی ها را میگوید خب وقتی زنده است وقتی الان هست بهش بگو یادش بیاور بهش بگو، بگو تو این نقش را داری تو این سهم را داری می بینی کنار همسرش یک عالمه آرامش می گیرد اما نمی تواند بگوید کنار پدر و مادرش کنار فرزندش اصلا نمی تواند به فرزندش بگوید من از این تو تو خانه هستی چقدر لذت می برم از اینکه پیش شما هستم از این که با شما غذا می خورم از اینکه با هم مسافرت میرویم اصلا نمی توانند به زبان بیاورند بعضی ها سختشان است خب چیه راحت داریم زندگی میکنیم خب من هم زحمت می کشم این اینقدرخود شیفته است که فقط خودش و کارهای خودش را می بیند. یک ذره فکر بکنیم همین الان ببینیم آدمهای که اطراف ما هستند یک فهرست تهیه بکنیم این خیلی خوب است ما را از خیلی از جهنم ها نجات می دهد واقعا این دستورالعمل را اجرا بکنید از خیلی از جهنم ها نجات می دهد خیلی از خرسنگهای راه ما را هم به سمت خدا برطرف میکند این دستورالعملی که میگویم یک فهرستی از آدمهایی که باهاشون زندگی میکنید و ارتباط دارید حالا هر جایگاهی که دارند همسایه است دوست است، پدر است،مادر است،فامیل است، استاداست، یک فهرستی دربیاورید بعد به جایگاه او در زندگی خودتان توجه بکنید به نقش او و خوبی های او، کمالات اوتوجه بکنید به اینکه اگر الان او نباشد چه اتفاقی می افتد، به اینکه نبودش چقدر می تواند تو را اذیت بکند خب خیلی بد است ما تا وقتی زنده هستیم و زنده هستند نمی بینیم بعد از اینکه مردن حالا می نشینیم مدیحه سرایی کردن وفقط خوبی را می خواهیم بگوییم همین الان بشینیم فکر بکنیم وقتی که اینهارا دیدیم نه به مناسبت روز پدر، مادر، همسر، دختر، پسر، نه همین که هستند اطراف ما به آنها بگوییم ما از شما لذت می بریم، کنار شما خیلی خیرات به ما می رسد از اینکه هستی خیلی ممنون هستم خدا را شکر می کنم چون حالا به او هم که ربطی ندارد خدا است دردرجه اول آدم باید ممنون خدا باشد خدا را شاکر باشد ولی در روایت داریم اگر آدم از مخلوق خدا تشکر نکند هرگز از خدا تشکر نکرده خیلی زشت است آدم از کمالات دیگران تشکر نکند کار خداست، خداوند می گوید از حضور آدمها و جایگاه و اسباب و عللی که تو زندگی تان من بهتان دادم ببینیدش و تشکر بکنید این روحیه را مدام در خودمان تقویت بکنیم تشکر بکنیم لازم نیست که منتظر باشیم مثلا روز پدر روز مادر برسد تا یک گل بخریم یک شیرینی بخریم ابراز خوشحالی بکنیم یک عطری بخریم یک هدیه ای بخریم برویم بگوییم که حالا روز شما مبارک خیلی وقتها ما فقط می گوییم روزت مبارک اما از اینکه بشینیم دو کلمه بگوییم من تو را خیلی دوستت دارم خیلی تو زندگی من نقش داری با تو من خیلی صفا می کنم حرفمان را بزنیم جایگاه شان را بگوییم به یاد بیاوریم- ذکر احسانک-قشنگی ها و خوبی ها را یادآوری بکند به یاد بیاورد بگوید شما این کارها را کردی این نقشها را تو زندگی من داری و بعد هم از خدا تشکر بکنی، ما با خدا هم که هستیم اصلا این جوری نیستیم ما با خدا هم بد قلق هستیم یعنی غرق دریای نعمتهای الهی هستیم دریای بی کرانه نعمتهای الهی، این را اصلا نمی بینیم که از خدا دائما شکر به جا بیاوریم ولی کافی است یک بار مریض بشویم یا یک کسی بمیرد یک بار برشکسته بشویم یک بار یک حادثه ای تو زندگی مان بیفتد می بینی که با خدا زود در می افتیم نه تنها در گیر می شویم بلکه اصلا می گذاریم کنار و قهر میکنیم رو اعتقادمان هم اثر می گذارد این بد است آدم این قدر کوچولو باشد نا سپاس باشد دوستی به معنای حقیقی یعنی این، فراموش کردن عیبها، خطاها، گناهان و به یادآوردن خوبی ها محبتها، خاصیتها، فایده ها . این را باید تمرین بکنیم هممین را اگر تمرین بکنیم تمرینی که خدمتان عرض کردم یک فهرستی تهیه بکنیم جایگاه ها را ببینیم و بعد دانه به دانه حرف بزنیم تلفن بزنیم بگوییم خاصیتها و جایگاه را، اینها را به زبان بیاوریم نه اینکه فقط بدیها را ببینیم و بدیها را به خاطر بسپاریم و بدی ها را ذکر بکنیم، چی کار کرده برای من، بعضی ها این قدر ناسپاس و خودشیفته هستند که می گویند پدرم چی کار کرده برای من؟ مادرم چی کار کرده برای من؟ برای برادر خواهرهایم بیشتر کار کرده، خب به تو چه برای آنها چی کار کرده تو مدیون اش هستی یا نه به سهم خودت؟ مگر قرار است پدر و مادر به هر کی هر چی دادند به تو هم بدهند، اصلا دلش نخواسته به تو بدهد بله اسلام آموزه ای دارد به پدر و مادر می گوید بین بچه هایتان فاصله نیندازید فرق نگذارید بین بچه هایتان، درست، اما حالا گذاشتند اشتباه کردند دلشان خواست، خطا کردن، به هر دلیلی، برادرم از من لایقتر بود به هر حال در جلب رضایت پدر و مادر سازگارتر بود بهتر از من بوده حتما یا نه اصلا نیاز بیشتری داشته، ضعف داشته نیاز بیشتری داشته،چرا من باید ناراحت باشم که پدرم به خواهرم بیشتر محبت کرده اگر انسان، انسان باشد که از محبتی که پدر به خواهر، برادر میکند ولو بیشتر لذت می برد تا اینکه ناراحت بشود محبت یک صفت خدایی است رحمت است ما چرا باید جلوی رحمت خدا را بگیریم؟ چرا باید جلوی ظهور رحمانیت و رحمیت خدا را بگیریم دلش خواسته به یکی بیشتر محبت بکند آدمی که محبت را با دعوا و زور و قهر وو ناز می خواهد دریافت بکند این آدم کوچک است گداست، گدایی خوب نیست بگذار هر چقدر می خواهد محبت بکند تو و قدردان و سپاسگزار همان مقدار محبت باش که بهت شده، چرا برای دیگران بیشتر؟چرا برای دیگران بهتر؟ حسادت ندارد که این حسادت آدم را ضعیف میکند به پستی می کشاند به جهنم می کشاند زندگی دنیا و آخرت ما را به تباهی می کشاند. حالا این پدر مستقلاً برای من یک نقشی داشته حالا می خواهد برای دیگران خوب باشد یا بد برای من خوب بوده من خیرات زیادی از این آدم دیدم، این آدم نقش زیادی در سعادت من سلامت من، دنیای من آخرت من داشته نباید این را ببینم؟ نباید تشکر بکنم؟ نباید قدر ببینم، نباید به زبان بیاورم قطعاً اگر ما این صفت را رعایت بکنیم بسیاری از جهنم ها از وجود ما بسیاری از دعواها، اختلافها، طلاقها از جامعه ما بیرون خواهد رفت. انصاف داشته باشیم ما. یک بار دیگر این روایت را بخوانم از وجود امام عسگری ( علیه السلام) است - خیر اخوانک من نسی ذنبک وذکر احسانک الیه- بهترین برادر تو کسی است که گناه تورا، خطای تورا فراموش میکند و خوبی ها را به یاد می آورد- ذَکَرَ- خودم قلباً قدرش را می دانم، نه،( قلباً قدرش را می دانم) کافی نیست، به زبان بیاور، بگو، اعتراف کن به خوبی ها و جایگاه طرف مقابلت،خوبی ها، توانایی ها، نقاط قوت دیگران را ببینیم بهشان هم بگوییم خیلی وقتها یک بچه اگر بداند پدرش چه جوری نگاهش می کند مادرش چه جوری نگاه میکند شفا می گیرد همه ی دردهایش دردهای روحی و جسمی، یک زن اگر ببیند که مرد خوب می بیندش دردهای روحی و جسمیش شفا می گیرد یک زن همین طور اگر ببیند شوهرش بهش درست نگاه می کند و بگوید این را ولی مرد لال است ناسپاس است زن لال است ناسپاس است پدر مادر خوب نمی توانند خوبی های بچه یشان را بهش بگویند فقط ضعفهای بچه را بهش می گویند هی تو سر بچه میزنند فقط اشتباهات بچه نمره بد بچه، حالا مشکلی که تو مدرسه پیش آمده، این خیلی بد است سرزنش بچه به خصوص تو نوجوانی آثار مخربی می گذارد که شاید تا آخر عمر پاک نشود، بابا این بچه تو هزاران خوبی، کمال دارد، اینها را به یاد بیاوریم خوبی ها را به زبان بیاوریم لذا باید ذائما ذهن مان را الهی بکنیم دلمان را الهی بکنیم نگاه بکنیم خوبی ها را ببینیم کمالات را ببینیم، به زبان بیاوریم به طرف مقابل بگوییم باورهایمان، نگاه هایمان را به طرف مقابل بگوییم، شروع بکنیم این را گفتن از عزیزترین کسانمان مهمترین کسانمان که در زندگی مان هستند این را بگوییم به مادرمان به همسرمان به خانواده همسر، تلاش بکنیم هر چی قشنگی خانواده همسر دارد ببینیم و بهشان بگوییم. این چیزی است که جهنم را خاموش می کند و شیطان را به اسارت می گیرد نگذاریم جهنم درَش باز بشود در خانه و زندگی ما، نگذاریم شیطان باز باشد از زنجیر، آزاد باشد هر کاری دلش خواست در رابطه با دیگران انجام بدهد. پس این کلمه ذَکَرَ خیلی مهم است این جادو میکند سحر می کند این معجزه می کند. پس این دستور عمل یادتان نرود بنویسیم از امروز تمرین بکنیم تو خلوتهایمان دانه به دانه پرونده باز بکنیم برای اطرافیانمان را و خوبی ها و کمالات همدیگر را ببینیم دائما، گاهی وقتها یک مادر حتی بچه عزیز خودش را که جانشان به همدیگر بسته است نمی تواند ببیند فقط شیطنت را می بیند فقط سر و صدا را می بیند، فقط شیطانی ها و شکستن ها و مخالفت کردنها و اینها را می بیند همین مادر وقتی بچه یک مریضی سخت می گیرد این قدر پژمرده می شود میگوید ای کاش بچه من هم می توانست مثل بچه های دیگه داد بزند جیغ بزند سر وصدا بکند از دیوار صاف بالا برود کاش بچه من فلج نبود یک چیزی را می توانست بگیرد بشکند قدر نمی داند این بچه توانست این لیوان را بگیرد قشنگیش این بود که بتواند این لیوان را بردارد بزند بشکند این بشقاب تو را بشکند توانست کریستال تو را بشکند اگر فلج بود چی؟ توانست چایی را بریزد روی فرش، توانست غذا را بریزد روی لباس خودش، اینها را نمی بیند که اینها همه نعمت است شکر است باید سرمست باششد از اینکه بچه اش این کارها را میکند فقط ضعفها را می بیند، این ضعف عصابها و قرص خوردنها و عصبی شدنها و بی طاقت شدنها همش برای این است که چشم دیدن کمالات، زیبایی ها، قشنگی ها ونعمتها را نداریم راحت طلبی، تنبلی، بی حوصلگی، تن پروری باعث میشود که کور بشویم خدایا به حق محمد وآل محمد این صفات خوب و پسندیده ای که امام عسگری(علیه السلام) و سایر معصومین فرمودند به ما عطا بفرما والحمد الله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین