جلسه 011 - آیینه دوستی
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
11
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - آیینه دوستی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین .

قبلا این قاعده را صدهابار در این جلسات تذکر دادیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست و این بدین معناست که ما که در رحم دنیا قرار داریم روبه رشد هستیم. رو به حرکت هستیم. و گاهی وقت ها این حرکت، حرکت رشدی است یعنی مثبت است از نگاه قرآن گاهی حرکت حرکت منفی است. شخص بزرگ می شود اما معلوم نیست به درد آخرت بخورد یا نه. مثل جنین های که در رحم مادر بزرگ می شوند اما بزرگ شدن انها به معنی آماده شدن برای حیات دنیایی نیست. فقط بزرگ می شوند. اما تجهیزات لازم را با خودشان نمی آورند. اینها تولدشان خیلی درد آوراست. و پرحسرت. در رحم دنیا که ما هستیم ما در حال دریافتیم دائما. در حال بزرگ شدن هستیم. یعنی ما یکسره از محیط و همچنین افکار و عقائد و اخلاقیات هر چی داریم دائما خوراک می خوریم. نفس ما دائما تغذیه می شود و روی این ضبط و نوار نفس ما از صبح که از خواب بلند می شویم تا شب و حتی خواب هایمان روی نوار نفس ضبط می شود. هیچ چیز نابود نمی شود و هیچ چیز از بین نمی رود. مثل یک فیلم روشن است که مثلا فرض بفرمائید هزار ساعت قادر به فیلم برداری است. این هزار ساعت هر اتفاقی بیفتد را ضبط می کند. روح انسان این گونه است که از زمانی که در رحم مادر هست این دریافت کننده است. دائما دیدنی ها، شنیدنی ها، افکار، اخلاق، عقائد، هیجانات، که از طریق مادر و مادر از محیط جذب می کند، به جنین می رسد تا زمانی که به دنیا می آید. دردنیا هم باز ارتباط وجود دارد. ما هم در رحم دنیا که هستیم دائما از محیط داریم شکل می گیریم. همه چیز روی نفس ما اثر می گذارد. دیدنی ها، شنیدنی ها، خوردنی ها، بوئیدنی ها، لمس کردنی ها، افکار، خیالات، عقائد، خوردنی ها هر چی که دارید و هر چی وارد ما می شود و به ما می رسد روی مااثر دارد و به نحوی ما را شکل می دهد.

این یک قاعده مسلم است. رنگ ها حتی روی نفس ما اثر دارند. موسیقی ها، نواها، روی ما اثر دارند. قیافه ها، روی باطن ما اثر می گذارند . اینکه انسان چه قیافه های می بیند روی باطنش اثر می گذارد. نفسش ضبط می شود. دائما ما در حال شدن هستیم. «انهم الی الاخره صائرون و علی الله معرضون» علی علیه السلام فرمود شما به سوی آخرت در حال شدن هستید. انسان دائما مثل یک جنین در رحم مادر که یکسره می شود صیرورت دارد، صائر با ص به معنی صیرورت به معنی صورت گرفتن دائما در حال صورت گرفتن هست. نفس ما هم در رحم دنیا دائما صورت گیری می کند. این را دائما می گیرد. و ما با مجموعه حیات مان حتی خواب هایمان حتی بیهوشی هایمان. اینکه یک نفر چند روز بیهوش می شود اصلا، باز هم دریافت دارد. در این بیهوشی بالا سرش حرف بزنندبالا سرش زیارت عاشورا یا موسیقی یا هر چیز دیگری بگذارند، نفس ضبط می کند. این جور نیست که بگوئیم حالا بیهوش است چیزی در این نفس نمی رود. نفس در هر حال باز است. دکمه اش خرده باز است، توقف ندارد نفس. پس همه چیز خوراک ماست و دارد به ما شکل می دهد.

درصدتاثیرگذاری اشیاء گوناگون است. بسته به ساختار وجودی هر نفسی اشیائی که در اطراف او هستند همین چیزهائی که اسم بردیم نوع تاثیرگذاری شان در نفس متفاوت است.

در بین چیزهائی که خیلی خیلی تاثیرگذار است در نفس، دوستان هستند. کسانی که ما با آنها معاشرت می کنیم. آنها فوق العاده در شکل گیری ساختار نفس ما دخیل هستند. کسانی که ما با آنها رفت و آمد داریم. در دل مان به رویشان باز می کنیم و دوستشان داریم فامیل ها دوستان کسانی که رفت و آمد می کنیم اینها همه در شکل گیری ساختار شخصیتی ما دخیل هستند.

این جور نیست کسی بگوید من با فلانی رفیق می شوم اما شکل نمی گیرم. نه. به محض اینکه پای رفاقت و دوستی وسط آمد، ما داریم از دوستمان می خوریم. یعنی جذب می کنیم. دریافت می کنیم. قرآن آیات متعددی را اختصاص داده به تاثیر دوستان در سرنوشت انسان. به خصوص در آخرت انسان.

چند صحنه را قرآن برای ما ترسیم می کند که اهل قیامت می گویند دوستان باعث شدند ما به اینجا برسیم. دوستان رفیق هایمان ما را به اینجا کشاندند. این خداست که گزارش می دهد از تاثیر دوست و همنشین در ساختار شخصیتی انسان به خصوص در قیامت.

من یک آیه را انتخاب کردم .امیداور هستم که هر چند بعید می دانم همین یک آیه را بتوانیم توضیح بدهیم در این جلسه خیلی هست. اول آیه را برایتان بخونم. آیه 23 سوره فرقان. «یوم یعز الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخدت مع الرسول سبیلا» یا ویلتی لیتنی لم اتخد فلانا خلیلا لقد اضلتی عن الذکر بعد از جائنی و ان کان الشیطان لاانسان خذولا» ترجمه کنم. خوب دقت کنید این ترجمه چی می خواهد بگوید بعد برویم سراغ شرح این ماجراو

روزی که شخص ظالم. ظالم نه به معنای ستمکاری که می توانیم طاغوت ها ستمکاران پادشاهان نه یک کسی که از مسیر خارج است. ظلم در حق خودش و دیگران می کند. اهل غفلت است. یوم یعز الظالم علی یدیه. روزی که شخص ظالم دوتا دستش را گاز می گیرد. یک انگشتش را نه. دستش. هر دو دستش را گاز می گیرد. توجه کنید. یقول یا لیتنی اتخذت مع رسول سییلا می گوید ای کاش من با پیغمبر یک راهی داشتم. یک رابطه ای را حفظ می کردم با پیغمبر.

یا ویلتی لیتنی لم اتخذت فلانا خلیلا. می گوید که ای وای بر من کاش فلانی را دوست نمی گرفتم. کاشکی فلانی را به عنوان دوست انتخاب نمی کردم. چیکار کرده این فلانی؟ لفد اضلنی ان ذکر بعد از جائنی من را از یاد خدا یاد آخرت از یادخودم غافل کرد. بعد از اینکه من حق را شناخته بودم. ذکر و حق به من عرضه شده بود. و کان الشیطان لاانسان خذولا شیطان انسان را رها می کند. حالا بعد توضیح می دهم این یعنی چی شیطان انسان را رها می کند. صلوات

مسئله اول این است که عذاب آخرت انقدر سخت است که شخص هر دو دستش را گاز می گیرد. یعنی چنان به هیجان می آید چنان ترس و سختی به سراغش می آید این جور نیست انگشتش را گاز بگیرد دستش را گاز بگیرد این هر دو دستش را تو دهنش می کند گاز می گیرد. این قدر سخت است آنجا قیامت و حسرت قیامت از چی؟ از اینکه راهی با پیغمبر در زندگی نداشته راهی با دین و رهبران الهی نداشته. این نشان می دهد رها کردن راه دین ظلم است. کسی که دین را رها کند ارتبا با اولیا خدا را با پیغمبر با اولیا رها کند ظالم است. دقت کنید. می گوید یا لتنی اتخدت مع رسل سبیلا ای کاش من یک راهی را با پیغمبر حفظ می کردم. دقت می فرمائید من می گویم دین فقط دین نیست بلکه بحث رابطه شخصی و انسانی هست. یعنی به قول مفسرین در این آیه ایمان کافی نیست. یک کسی بگوید من ایمان دارم. نه. بلکه باید ارتباط وجود داشته باشد. روی ارتباط خیلی تاکید می کند. یا لیتنی اتخذت مع رسول سبیلا ای کاش من با پیغمبر یک ارتباطی داشتم. یک راهی داشتم. همین که می گوید سبیلا یک ارتباطی با پیغمبر داشتم نشان می دهد یک ارتباط نمکی و کمی هم می تواند نجات بدهد انسان را. خیلی ها هستنددین دار هستند یعنی دین را قبول دارند اما ارتباطی با اولیا دین ندارند . مثل دین به ما چی می گوید؟ دین گفته نماز بخوان. خوب نماز می خوانیم. روز بگیرید روزه می گیریم. حج می رویم، ولی کاری با رهبران دین دارند . یعنی با چهارده معصوم بزرگان دین اصلا ارتباطی ندارند. فقط دین دارند. رعایت می کنند دین را. یا لیتنی اتخدت مع رسول سبیلا قابل توجه آنهائی که می گویند پیغمبر مرد. اگر مردند ما کاری با آنها نداریم. راهی نداریم با آنها. آنها در آن دنیا هستند و کاری عن نمی توانند بکند بیخود برای چی به آنها توسل کنیم. بیخود برای چی به اینها التجا دارید. ای کاش من رابطه ام با پیغمبر حفظ می کرد. این خیلی مهم است. رابطه ام را با پیغمبر با اولیا دین با رهبران دین. پس نشان می دهد که دوستی ... نگاه کنید. یا ویلتی ای وای بر من. ای کاش فلانی را رفیق نمی گرفتم. این نشان می دهد رفاقت ها و دوستی ها و ارتباط ها ابدیت ما را می سازد. با کی دوست بشوی با کی فامیل بشوی با کی رفت و آمد کنی به کجا مهمانی بروی با کی ها بری با کی ها بیای. چه کسانی روی تو تاثیر دارند. کی ها رو دوست داری. این ها خیلی مهم هست. اگر رسیدیم حالا تا قبل از پایان سال انشاله یک مقدار راجع به آئین دوست یابی انتخاب دوست شرایط دوست و علائم دوست هر چند قبلا بعضی ها را کار کردیم ولی اینجا بیشتر توضیح می دهیم به شما. رفاقت و دوستی تعیین کننده آینده وابدیت ماست. خیلی مهم است. شما همه چیز را کنار بگذارید همین یک رفاقت و دوستی می تواند ابدیت انسان و آخرت انسان را تعیین کند که به چه شکلی است. یک ذره برویم جلوتر آیه چی می گوید. پس یک دوستی غلط یک آینده خطرناک دارد. یک دوستی اشتباه و نادرست آینده انسان را به خطر می اندازد.یا ویلتی لیتنی لم اتخذت فلانا خلیلا ای کاش با فلانی رفیق نمی شدیم. با فلان کس دوست نمی شدم. دوست روی انسان اثر می گذارد. چقدر دوستان اثر می گذارد؟ انقدر که می فرماید لقد اضلنی عن الذکر دوستم من را از یاد خدا از ذکر غافل کرده. در روایت داریم ذکر یعنی رهبر الهی. من از رهبر الهی. ای کاش با پیغمبر راهی داشتم. من و دوستم از یاد خدا از رهبر الهی دور کرده. بعد از اذ جائنی خوب دقت کنید. بعد از اینکه من دین و رهبر را شناخته بودم. راه را شناخته بودم، آگاهی پیدا کرد بودم اعتقاد پیدا کرده بودم یک رفیق ناباب یک رفیق بد نصیبم شد همه آن چه را من بهش اعتقاد داشتم و شناخته بودم ازم گرفت. گاهی وقت یک شوهر کردن بد یک زن گرفتن بد دین یک نفر را نابود می کند. یک دختر پاک خوب و مومن وارد یک خانواده نامناسب می شود . عقائد و باورهای این دختر را می خورند. همه اش قوی نیستند. من آدم را می شناسم شوهرش واردار می کند که بدحجاب بشود مقاومت می کند. شوهرش براش هزینه می کند که بدحجاب کند هزینه می کند که معصیت کند و او نمی کند. همه که مثل آسیه نیستند همه که قلب هایشان سرشار از ایمان نیست که بتوانند این ایمان را خوب پس بدهند تا آخر بمانند.

پدر ومادر خواهر برادر همسر خانواده کسان دیگر هجوم می آورند یک زن را ضعیفش کنند. عقائدش را از او بگیرند. ولی اصلا باج نمی دهد به کسی. ولی همه این جور نیستند .خیلی وقت ها ما دخترهای داریم که قوی هستند و حق هم را شناختند و همه چیز هم استدلالی می دانند اما ارتباطات غلط خرابشان می کند. می گوید محل کارم این جوری است. محیط کارم اصلا نمی طلبد. می دانم حرف های که شما می زنید و دین می گوید حق است، ولی محیط کار ما یک جور دیگر می طلبد. این محیط کار انقدر غلبه دارد که عقائد اعتقادات باورهای شخص را از او می گیرد. فضای کاری ما این جوری است. خانه ما این جوری است محل کار ما این جوری است شرکت ما این جوری است کارخانه ما این جوری است دانشگاه ما این جوری است جای که من برای زندگی رفتم این جوری است. با این که می دانم با این که می فهمم رعایت نمی کنم و نمی توانم رعایت بکنم. ببینید یعنی چی. چی می خواهد بگوید. خوب دقت کنید. می خواهد بگوید عواطف عشق های کاذب عشق های زمینی و احساسات یک جای روی عقائد برهان و استدلال را هم می تواند بگیرد.

گاهی وقت ها انسان چنان دلدادگی پیدا می کند و شیفته کسی می شود که پا روی عقائد خودش می گذارد. با اینکه می داند حق است. با این که می داند عقائدش حق است. با این که می داند آن کسی که دوستش را دارد پیام های غلط می دهد. تسلیم می شود. خیلی حرف است. قرآن در این نزدیک به ده کار روان شناسی در این یک آیه می دهد. مباحث روان شناسی اش فوق العاده است. که حالا من اینها را برای شما نگفتم. ترسیدم از حوصله تان خارج بشود. در روان شناسی آنهائی که می خواهند کار کنند آیه فوق العاده است. مثلا یکی از چیزهائی است که عواطف روی حرکات اثر دارد. احساسات روی حرکات اثر دارد. طرف حسرت می خورداین حسرت باعث می شود دستهایش را گاز بگیرد. اسلام کی این حرفها را برای ما زده. حسرت چنان شدید است در آخرت که شخص دو دستش را با هم گاز می گرفت. کاش با فلان کس رفیق نمی شدم.

من خیلی وقت ها اتفاق افتاده در این سال های مشاوره به این خانم می گویم با این آقا ازدواج کنی یعنی رفتی. این فقط براش مهم است که ازدواج کند. حدیثش را برایتان بخوانم. «الوحده خیر من رفیق سوء» تنها باشی بهتر از این که همنیشین بد بگیری و همنشین بد داشته باشی. من گاهی وقت ها به دخترها می گویم که خانم ازدواج نکنی بهتر است با این ازدواج کنی. تا آخر عمر تنها بمانی تنها بمان. می گوید من برای چی تنها بمانم من خانم هستم بالاخره باید ازدواج کنم. می گویم این شرایط معلوم است همین الان یک اسکن ساده نه اسکن رنگی یک اسکن ساده بگیری از شخصیت او معلوم است که با این باید عذاب بکشی. این یعنی عذاب روح. می گوید نه عوضش این هست که من شوهر کردم. عوضش این است من رفتم خانه شوهر. یا بعضی از آقایان همین طور هستند. بابا این خانمی که تو می خواهی با او ازدواج کنی جهنم می بردت. یعنی اعصاب خرد یعنی خل شدن. یعنی عصبانیت. می گوید باشد من میخواهمش. بابا شما همین الان این شرایط نمی گذارد که شما یک آرامش داشته باشی. این فقط براش مهم است که به او برسد. من هم بارها سر کلاس و بحث های ازدواج گفتم که رسیدن به هم ده درصد است. اگر طرف عاشق هم باشند کاملا سننخیت داشته باشند به هم برسند ده درصد کار کردند بعد از عروسی . نود درصد عروسی نوع تاثیرگذاری ها خلقیات و مهارت هاست. مهارت های کلامی، مهارت های جنسی، مهارت های عاطفی، مهارت های اقتصادی مهارت های اخلاقی و مهارت های معنوی. نود درصد است. می گوید نه. به هم برسیم، ما همدیگر را دوست داریم، همدیگر را می خواهیم. خوب حالا به هم رسیدید. چرا الان از پنج تا ازدواج چهارتا در کشور شکست می خورد؟ آمار بالاتر رفت. چند سال پیش می گفتیم از هر چهارتا سه تا و الان می گویم از پنج تا چهارتا. هشتاد درصد ازدواج در دیوار است. سی و شش درصدش طلاق و 44 درصدش دعوا و درگیری و طلاق عاطفی و گرفتاری است.

توجه کنید. احساسات گاهی وقت ها دین را .. طرف می داند این آدم، آدم به دردبخوری نیست. این آدم کسی نیست که بشود. من می گویم بیائید مهارت های که باید بگیرید شاید چند ساعت بیشتر لازم نباشد. خانم ها آقایان می گویم برای خودتان برای بچه هایتان برای خواهر و برادرانتان، یک چند ساعت آموزش ببینید که حتی اگر کسی آمد و آشنا شدید با هم، پسر با دختر و دختر با پسر، همان دفعه اول که نگاهش می کنی، یک اسکن ساده از او بگیر تا آدم این کار هست یا نه. یک موقعی می بینی الان نیست ولی خیلی قابلیت دارد پتانسیلش خوب هست. خیلی زود شکل می گیرد خیلی زود رشد می کند خیلی زود ارتقا پیدا می کند خیلی هم عالی است. برعکس هم داریم. عالی هم هست ولی ممکن است در شرایط خاصی اعتقاداتش را از دست بدهد. خیلی هم خوب هست. حالا اسکن رنگی هم داریم. می شود رنگی تر هم گرفت. دیگر کاملا مسلط مسجعل بشود برای ما چه جوری هست. دوستی عاطفه احساسات عشق های زمینی اینها یک موقعی های روی عقائد انسان تاثیر می گذارد . حتی روی باورهای که انسان استدلال و علما می داند چی هست ولی بخاطر اینکه اسیر محبت بچه هست اسیر محبت بچه هست گیرش می گذارد کنار. خمس نمی رود بدهد می گوید این پول را برای بچه ام نگه دارم. این را بخرم. بابا این بچه و زن و شوهر اینها ندارد. شما باید اول خمست را بپردازی کنار بگذاری و پول حرام به این بچه ندهی بخورد. احساسات احساسات کاذب حیوای باعث می شود انسان با این که می داند این لقمه حرام است می خورد. این لقمه حرام است به بچه ها می خوراند. به زن و بچه اش به شوهرش. به دیگران. می فهمد. قرآن چقدر دقیق با ما حرف می زند. مهم است انسان شناسی و روان شناسی. خیلی ساده از کنارش رد نشویم. «لقد اضلنی ان ذکر بعد از جائنی» من را غافل کرده از رهبر دینی از رهبر حق غافل کرده بعد از اینکه من حق را شناخته بودم.

ما چقدر معاشرت ها هست که باعث می شود انسان امام زمانش را فراموش کند . عجیب است. خیلی این داستان عجیب است. من به تجربه خودم عجیب تر از این ندیدم. خیلی عجیب است. خیلی عجایب در اطرافمان دیدم. اما من عجیب تر از این ندیدم که شخص اگر پدرش مادرش دوستش حتی شوهری که طلاق گرفته و رفته زنی که طلاق گرفت و رفته، پدری که ازشون خوشمون نمیاد مادری که ازمون خوشمون نمیاد خواهر و برادری که ازشون خوشش نمیاد، اگر اینها در شرایط بدی بیفتند آدم رحمتش فعال می شود. می گوید بالاخره یک زمانی با اینها ارتباطی داشتیم و داریم می رود به کمک طرف مقابل ولی عجیب هست همه امام زمان پدرشان هست امامشان هست همه هم می دانند آواره طرد شده تنها و یگانه و مظلوم هست ولی اصلا عواطفشان تحریک نمی شود برای امام زمانشان سرمایه گذاری کنند. به کمکش بروند. سیستم زندگی شان و سبک زندگیشان یک جوری بکنند که بتوانند به داد امام زمانشان برسد. کمک کنند. نه عواطفشان و نه یک قطره اشکلی برای امامش بریزند نه دلشان می سوزد نه رحمتی نسبت به امام و فرزندان امام و خواهر وبرادرهای خودشان میلیاردها روی زمین هستند همه شان ایتام هستند یتیم اند اصلا تکان نمی خورند. با اینکه می فهمد چرا؟ چون اسیر احساسات زمینی هست. یا عاشق درس و دانشگاه هست یا شیفته شغل هست. این نمی گذارد بفهمد. این شیفتگی شغل به درس به دانشگاه به مدرک تحصیلی به کارخانه به شرکت به ورزش به هنر به اشتغالات دنیایی به زن به شوهر به بچه شیفتگی نسبت به لباس مد شیفتگی نسبت به پول کمالات جمادی کمالات گیاهی نمی گذارد آدم به رحمت بیفتد به امام زمانش. با اینکه می داند امام زمان تنهاست حرکتی نمی کند. خیلی این عجیب است. می فهمیم امام زمان اعلام کرده . امیرالمومنین اعلام کرده الشرید الطرید الوحید الفرید امام زمان طردشده الشرید دور شده آواره است تنهاست اصلا تکان نمی خورد. مثل برج زهرمار نگاه می کند گوش می کند بعدش هم می رود دنبال کارش. همین. هیچ اتفاقی در زندگی اش نمی افتدو هیچ تصمیمی هیچ عاطفه ای هیچ اشکلی هیچ تاثری هیچی هیچی این از آن عجائب است. اضلنی عن الذکر بعد از جائنی بعد از اینکه فهمیدم ارتباطات دیگرش نگذاشت من به فکر امام زمان باشم. یا لیتنی اتخذت مع رسول سبیلا الان ما نمی گویم مع رسول سبیلا چون پیغمبر زنده نیست نه به این معنا که ما نمی توانیم با شخص پیغمبر ارتباط بگیریم چرا ما می توانیم با پیغمبر ارتباط بگیریم. اما ارتباط با شخص پیغمبر با امیرالمومنین با فاطمه زهرا با امام حسن مجتبی با امام حسین با همه ائمه به فرموده خود امام زمان یعنی ارتباط با امام زمان.

31

مثل عاشورا وتاسوعا و اربعین دیدید همه می خواهند با حسین 61 ارتباط بگیریند حسین زنده ای که الان هل من ناصر ینصرنی می گوید هیچ کس نمی خواهد بهش فکر کند. می گوید اون حسین رفته اون رفته بهشت هر کس هم کشته ما نبودیم که، خدا لعنتشان کند، برای آن حسین می شودگریه کرد. ازش هم طلبکار شد. ولی ما الان یک حسینی هم زنده است. شما راهپیمائی می روید 60 70 90 200 300 400 کیلومتر راهپیمائی. بابا همین الان حسینی زنده هست همین الان می گوید هل من ناصر ینصرنی کسی هست کمکم کند. مردم در هیاهیوی اربعین و سینه زنی عاشورا وتاسوعا فاطمیه پشت سر این چیزها قایم می شوند تا امام زمان را فراموش کنند و عذاب وجدان نگیرند. بگویند اگر برای امام زمان کاری نمی کنیم ببینید ما یاد حضرت زهرا هستیم ما برای حضرت گریه می کنیم ما برای پیغمبر گریه می کنیم ما برای امیرالمومنین گریه می کنیم.

زنده اش آن که خود حضرت فرمود اگر من باشم لو ادرکته لخدمته ایامه حیاته. اگر من زنده باشم تمام عمرم را خادم او خواهم بود. این آقا احتیاج به کمک دارد. یعنی شما فکر می کنید

32:48

آنهائی که روز عاشورا کمک نکردند و رفتند خیلی با ما متفاوت بودند. به خدا این جوری نبود. آنها معشوق های گیاهی جمادی حیوانی و موقعیت های اجتماعی شان نگذاشت که به داد امامشان برسد. مثل بسیاری از ما که سر این کلاس هستیم. می شنویم این حرفها را . می گوید وقت ندارم. این کلمه راخوب دقت کنید نمی رسم وقت ندارم. برای امام زمان کاری بکنم. ما حتی وقت یک دعای مضطرانه هم نداریم. من دکترا دارم من درس دارم من سفر دارم من ... تاجرم من کاسبم من رئیسم من این جوریم هیچی. اونوقت می خواهیم در زندگی خیر ببینیم! می خواهیم در زندگی مان مشکلات و گره نیاید. خوشی بیاید آرامش و شادی درزندگی ما بیاد! هیهات. هیهات.

اصلا همچین اتفاقی نمی افتد. جالب هست حدیث داریم که می گوید اضلنی عن الذکر یعنی امام حق. من گمراه کرد من را غافل کرد مسیرم با امام جدا کرد. نرسیدیم به حضرت. حالا آدم بدی هست. نه. مثل سربازهای عمر سعد نماز می خواند، روزه می گیرد، ادعای دوستی پیغمبر دارد ادعای دوستی اهل بیت هم دارند، سینه می زنند عزاداری می کنند امروزی ها گریه می کنند روزه می گیرند مجلس می گیرند ولی هیچ شان به امام زمان نمی خورد. هیچ خاصیتی برای امام زمانشان ندارند. هیچی. هیچ خاصیتی ندارند. هیچ باری از دوش حضرت برنمی دارند. حداقل در زندگی شخصی خودشان گناه انحراف را عوامل فساد علائم و شعائر ضد دینی را پاک کنند. حداقل در زندگی خودش. این جوری نیست. این موبایلش اگر امام زمان ببیند همین موبایلش را نگاه کند حضرت هزاران نماد ضد دین در این موبایل هست. ولی خود شخصی نمی بیند. قفل دارد رمز دارد باهاش همه جا هم میتونیم بریم. در حرم امام رضا بودم تلفنم آنتنتش تمام شده بود. یک بنده خدائی منتظر تماس من بودم. یک آقائی همین جوری با یک حالی داشت می رفت گفتم آقا ببخشید من میتونم ازتلفنتان استفاده کنم؟ گفت: بله بفرمائید. صحنه را که دیدم تلفنش بهش برگرداندم. یعنی من اصلا نتونستم عکس صفحه را نگاه کنم. در حرم امام رضا در کعبه نمی شود. گفتم از خیر تلفن گذشتم. یک کسی که عرضه ندارد رابطه اش را با تلفن همراه اش تنظیم کند، چیکار می خواهد بکند. چه خاصیتی برای حضرت دارد. دهها بار گفتیم ما در این شبکه ها نروید. رابطه خصوصی و شخصی در این شبکه ها با هیچ کس برقرار نکنید. اگر می توانید تلفن هوشمند استفاده نکنید. یک کسانی که آدم اصلا باورشان نمی شود، اصلا انگار نه انگار . همین جوری می شنوند نمی دانیم چی نمیذاره تو گوششان برود. چقدر شهوت و غفلت بالاست. می نشیند دوباره همان تلفن ها شبکه ها همان ارتباطات هیچی. خیلی عجیب است. می فهمد و بعد همان کار را ادامه می دهد. خیلی عجیب است. بعد همه اش می گوید خدا لعنت کند کسانی که امام حسین را تنها گذاشتن خدا لعنت کند آنهائی که شنیدند و محل نگذاشتند. تو خودت الان نگاه کن. خودت شوهرت ناموست دخترت پسرت همه دارید خون به دل حضرت می کنید . پس ایمان به تنهائی کافی نیست. یا لیتنی اتخدت مع رسول سبیلا رسول الان یعنی کی یعنی امام زمان. یعنی امام حق زمان خودت. چون فرمود هر کس روز قیامت با کی محاسبه می کنند؟ با امام زمان خودش. روز قیامت کاری با رابطه ما با سیزده معصوم ندارند. نه اینکه ما رابطه نداشته باشیم. نه. این سر جای خودش هست. دوستشان داریم. پدر آسمانی ما هستند مادرمان فاطمه زهرا مادر آسمانی ما هست. برای امام حسین عزاداری می کنیم، در شادی هایشان شادی می کنیم. سر جای خودش. رابطه. دقت کنید رابطه. رابطه یعنی بشناسدت و بشناسی. یعنی به او سر بزنی بیاد بهت سر بزند.

این رابطه می شود. یعنی بد و بستون. یک کمک. یک ارتباط مستقیم. یک چیزی. مثل یک کسی که بگوید من ده سال جلسه این آقا یا خانم رفتم این استاد در حوزه اما این جوری بودیم. یک موقع آدم 5سال سر کلاس درس یک استاد می رفت سر تفسیر می رفت ولی با او رابطه نداشت فقط می رفت ممکن است عمل کند یا نکند کاری ندارم ولی بعضی از شاگردان بودند که رابطه داشتند. یعنی حرف می زدند گفتگو داشتند سوال و جواب می کردند برو و بیای داشتند خانه آقا می رفتند. آقا اینها را می شناخت. این رابطه می شود. امام زمان یعنی این. وقتی رابطه می گوییم یعنی تو انقدر خودت را لایق امام زمانی بدانی انقدر خودت را شایسته بدانی انقدر برای خودت قیمت قائل باشی بگوئی که صرفا اینکه امام من هست کافی نیست. من صرف اینکه این 14 معصوم، معصومین و خانواده آسمانی من هستند کافی نیست. من باید باتک تک اینها شخص به شخص شان رابطه برقرار کنم. من باید بین من و حضرت زهرا یک رابطه باشم. به محض اینکه من رفتم من را بشناسد و بگوید این فلانی است. من باید حضرت مجتبی بشناسم. باید این حضرت عبدالعظیم من را بشناسد. شما وقتی به زیارت حضرت عبدالعظیم می روید زیارت حضرت معصومه می روید امروز هم روز وفاتشان هست، می گوید عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه خانم من احتیاج دارم امدم با شما رابطه برقرار کنم. حضرت عبدالعظیم آمدم با شما رابطه برقرار کنم. که چی عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه ما میخواهیم با شما در بهشت با شما باشیم و به هم معرفی بشویم. من و شما را خدا به هم معرفی کند. هر کسی این هوس را نمی کند. اگر یک کسی هوس نکرد چو گفت قیمت هر آدم هائی هوس ها و آرزوهایش است. به دغدغه هایش است. کی همچین شرافتی پیدا می کند؟ کسی که شریف باشد. انقدر خودش را به قیمت بداند و به شرافت انسانی اش آگاهی و معرفت داشته باشد، که صرف اینکه ما سگ شما هستیم شما اربابید ما نوکریم ... ولی بی ارتباط. بابا من فرزند شما هستم. کدام بچه با پدرش رابطه ندارد؟ یک برنامه خوبی کمیته امداد گذاشته که برنامه خوبی هم هست و جالب است. یک آقائی می رود و می گوید آقا پدر ومادرم من را ول کردند، دیدید! آگاهی خیلی قشنگی است. همه می گویند برو بابا این دیونه است این چی می گوید. مگر پدر ومادر می شود بچه را ول کند. آخرش می گوید نمی شود پدر ومادر بچه را ول کند. ولی بچه پدر و مادر رارها می کند. ما این جوری هستیم. ما اهل بیت خانواده آسمانی مان هستند. چرا؟ چون انقدر شیفته خانواده زمینی هستیم و مشغول خانواده زمینی هستیم با اینکه هیچ خیری هم نمی بینیم ممکن است خون هم در دلمان این خانواده زمینی بکنند، ولی باز دست بردار نیستیم. چون خودمان بزرگ نمی بینیم به بزرگی اهل بیت. باور نکردیم خانواده آسمانی مان هستند. باورمان نکردیم امام زمان بابامان هست. باور نکردیم اهل بیت خانواده من هستند. لذا هوس ارتباط در سرم نیست اصلا. حتی اگر اهل بیت دوست دارند امام زمان را دوست دارند امام حسین را دوست دارند برای این است که رابطه من را با خودش برهم بزند با یک کسی دیگری که زمینی ها رابطه برقرار کند. امام رضا اگر درست نکنی من با فلانی ازدواج کنم دیگر نمی آیم حرمت. این اصلا براش امام رضا موضوعیت ندارد اصلا. خدایا اگر من با فلانی شوهر نکنم یا فلانی چیزی بشود من... خدایا اگر فلانی بمیرد من دیگر با تو رابطه ندارم. اِ خدا خودش مستقلا محبوب نیست. پس تو این همه سال می گفتی اشهد ان لا اله الا الله من شهادت می دهم معشوقی جز الله ندارم، دروغ بود! یک بچه یک شوهر یک زن یک طوری شد معشوقت هم مرد! این چه جور دینداری ما داریم چه ایمانی هست ما داریم. خیلی عجیب است این آیه. خیلی هم کار می برد. یا لیتنی اتخذت مع رسول سبیلا ای کاش من با امام زمان یک رابطه داشتم. ای کاش من با صاحبان آخرت در این دنیا رفیق شده بودم. ما آنقدر آدم هایی داریم که دینداری غریبانه می کنند، غریبه در قهر. نماز می خواند هزار تا گله دارد روزه هم میگیرد حجاب هم رعایت می کند آخر حج هم می رود ولی هزارتا غر در دل دارد. تا آخر عمر رعایت می کند اما در دلش شیفته بی دین هاست تمجید کننده بی دین هاست. تمجیدکننده تعریف کننده شرایط غیر دینی است. عاشق فاسدها و فاسق ها و بی دین هاست. عاشق محیط های طبیعی است تا محیط های فطری. محیط های فطری اذیتش می کنند و محیط های طبیعی سرحالش می آورد.

دیدنی های فطری حالش را می گیرند ودیدنی های طبیعی نشاط می آورد. این آرزوهایش همیشه آرزوهای طبیعی است. روی بچه اش اسم هم که می گذارد، حالش بهم می خورد اسم های معنوی بگذارد. می گرد اسم های پیدا می کند که جماد باشد، یا گیاه باشد، یا حیوان باشد نهایتا. اسم انسان ها اسم های فوق عقلی خیلی ها دوست ندارد روی بچه هایشان بگذارند. خیلی هم من دیدم والدین دوستشان داشتند اسم های آسمانی روشان گذاشتند خودشان از این اسم های بیزارند و می روند عوض می کنند. مادر براش اسم حضرت زهرا را انتخاب کرده، 44 چندتا اسم و لقب دارد، بیزار از آنهاست ولی اسمی انتخاب می کنند. این را به من نگوید من این هستم. مرد از دختر پرسیده اسمت چی هست. گفته فلانی. مثلا یک اسم مقدسی. من اگر بخواهم با تو ازدواج کنم باید اسمت را این بگذاری، یک چیز دیگری. مادر شوهر خواهر شوهر این اسم خوب نیست. ما باید یک اسم باکلاس برات بگذاریم. باکلاس یعنی چی؟ یعنی از آسمان به زمین بیفتیم. این می شود کلاس. زمینی شدن کلاس ماست! شبیه زمینی شدن شبیه اینها زندگی کردن این پرسیتژ و کلاس و اون وری! من اصلا شرایط این جوری را نمی توانم بپذیرم. امروز یک دختر خانمی به من میگفت من چقدر نذر ونیاز کردم که استادمان به خواستگاریم بیاید. خودش برای من تعریف می کرد. گفت زد استاد اومد خواستگاریم. دعاهام استجاب شد و استادم با این که خیلی ها دوستشان داشتند به خواستگاری من آمد. اولین شرطش این بود که باید حجابت را درست کنی. شعائر دینی ات را رعایت کنی. گفتم نمی خواهم برو بابا. یا لیتنی اتخدت مع رسول سبیلا. ای کاش من راهی داشته باشم من رفاقت می کردم ای کاش من مانوس بودم. شما پایت آن طرف بگذاری می گویی این خیلی خطرناک است. برزخ شوخی نیست. برزخ یک شرایطی دارد. یک اوضاعی در برزخ است. یک شلوغ بازاری است برزخ. مثل دنیا که نسبت به رحم یک شلوغ بازاری است. برای همین جنین در یک جاهای خیلی دنج راحت ساکت و بی سرو صداست یک دفعه این وارد عالمی می شود مامان بابا عمه عمو خاله دایی با همه نوه ها و نوه زادها یک فضای یک جور دیگه است. این بچه نگاه می کند. همه هم این جور نیستند. در یک خانه کوچکی و حیاطی دارد کوچه ای هست در این کوچه هزاران خانه است. در هر کدام از این خانه ها یک عالمی است. بعد این خانه در خیابانی است واین خیابات در یک محله است و این محله در شهر است و این شهر در کشور است. اوه چه خبراست این دنیا. شما وقتی وارد برزخ می شوید یک شلوغ بازاری است که نگو. چون بی نهایت از این جا زیباتر بزرگتر شلوغ تر پر هیجان تر و باشکوه تر است و خدا نکند آدم در این شلوغ بازار آشنا نداشته باشد. وقتی وارد می شوی تو فقط می گویی کسی هست من را بشناسد یک کسی هست که از من سراغی بگیرد یک کسی هست بیاد به من سری بزند! آنهائی که خارج رفتند خارج که می روید با اینکه ممکن است آدرس هم داشته باشی و بگویی تاکسی ببرت ولی همین که به فرودگاه می آیی و بیرون می آیی، وارد فرودگاه می شوی مثلا یک شهری برای خودش، یک شخصی باشد یک سلام و علیک کند، راحت ببردش و بگوید از اینجا برویم و از این جا برویم. چقدر آدم آرامش دارد. بعد بیاد سراغت سوار ماشینت کنند و ببرنت. شوخی نیست برزخ. اگر رابطه با آن طرفی ها نداشته باشی کسی سراغت نیاد کسی نبرنت کسی آشنا نداشته باشی کسی سراغت نیاد بردت ببرد سراز جای دیگر آدم در می آورد. دقت کنید می گوید ودرع منکرا و نکیرا و ارینی مبشرا وبشیرا خدایا من ازت می خواهم که نکیر و منکر سراغ من نیاد. واقعا تحمل دیدن این دو فرشته عزیز را ندارم. سلام خدا بر نکیر و منکر. دو تا از این گردن و سبیل کلفت دقیق و خشن، اصلا اسم هایشان را نگاه کنید می آیندشروع می کنند بدون ملاحظه چیک و بوک آدم را در می آورند. ریز تا درشت عقائد و اخلاق و افکار و همه چیز آدم را بیرون می کشند. مگر می توان به این راحتی حرفی زد. شل بگی ضعیف بگی دروغ بگی غلط بگی از آدم پوست می کنن. خدایا من نمی خواهم ببینیم. اراینی نشانم بده بشیر و مبشر. خدا من روحا و روانا. کی احتیاج ندارد که به بهشت برود. کی احتیاج ندارد. کی می تواند قیافه های وحشتناک آنجا را تحمل کند، جهنمی باشد یا آدم بداخلاقی باشد. کی میتواند تحمل کند. من نمی توانیم. می توانیم! اگر کسی بتواند باسم الله. خدایا من می خواهم بشیر و مبشر را ببینیم. وقتی می روم اونجا یک کسی بیاد به من بشارت و مژده بدهد، راه را بلد باشد ببرد و بیاد پیش تو و پیش اهل بیت. اینجا من را ببرد. باخوش روئی، استقبالی کنند. یک استقبال باشکوهی . اینها بیایند. انبیا بیایند، صدیقین بیایند، شهدا بیایند، صلحاء بیایند، در دنیا با آنها رفاقت کردیم دیگر. ملائکه بیایند. ولی ما چهل سال نماز می خوانیم و می گوییم اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم، این انعم الله علیهم چهارگروه هستند: انبیاء، صدیقین، شهدا وصالحین. هیچ رفاقتی با اینها نداریم. چرا فوتبالیست ها، ورزشکاران و هنرپیشه های تلویزیون را می شناسیم، کی هستند، چیک و بوک شان را می شناسیم، وقت گذاشتم بدانم چند تا شوهر کرده، چه جوری بوده، به کی ها شوهر کرده، چند بار صیغه شده، چند بار دائم شده، این مرد چیکار کرده، اون همسایه چیکار کرده، اون فوتبالیست چیکار کرده، باباش کیه، ننه اش کیه، آبجیش کیه، اینها را بلندم. یا تاریخ را خوندم یا کار سیاسی کردم. سیاستمدارها را می شناسم، ولی اصلا ازخانواده آسمانی ام هیچی نمی دانم. از انبیا، از صدیقین، از شهدا از صالحین هیچی . نه مطالعه ای نه انسی نه پیوندی نه رفاقتی نه دوستی. پریروز یک دختر عراقی پیش من آمده بود. خیلی دختر بزرگ و خوبی بود. عراقی هست. به هر حال 8 سال ما جنگ دراین عراق با عراقی ها داشتیم ولی به من گفت استاد من عاشق شهید همت ام. هر چی کتاب راجع به شهید همت هست خوندم. این دل زنده دارد. یک آدمی است که زنده است. ارتباط برقرار می کند. می رود دنبال چمران کی همت کی باکری کی این کیه اون کیه ، یک عده انقدر بی سلیقه اند که اصلا 40 50 سال گذشته، این همه آدم های بهشتی، برجسته و بزرگ آمدند، اصلا با هیچ کدامشان رفیق نیست. ولی چرا کارگردان ها را می شناسد، فیلم سازها را می شناسد، فوتبالیست ها را می شناسد، هنرپیشه ها رامی شناسد سیاست مدارها را می شناسد حیوان ها را می شناسد تمبرها را می شناسد گیاهان را می شناسد انگل ها را می شناسد، سنگ ها را می شناسد، ولی بگو اینها نه هیچی. نمی شود ما 40 سال دروغ بگوییم خدایا من راه اینها را می خواهم بروم. خدا هم می گوید تو اگر می خواهی راه اینها را بروی کدام شان را می شناسی. سبک زندگی کدام شان را آگاهی داری. با کدام شان رفیق هستی اصلا. مگر نمی خواهی با اینها باشی. قرآن می گوید حسن اولئک رفیقا اینها رفیق های خوبی هستند. کو پس رفاقتت کو؟ من تمرین دادم در قرب به اهل بیت گفتم کار کنید و در اردوها هم بیشتر کار کنیم. آقا والله قسم این فرشت های بزرگ خدا تک تک شان برای رفاقت با شما می میرند. دوست شخصی نه رحمانی. بلکه رحیمی. یک رفاقت شخصی. دوستی. اولیا خدا انبیا همه آغوششان باز است. شما یک زنگ به حضرت عیسی بزنی حضرت گوشی را برمی دارد. یک زنگ بزنی به حضرت موسی حضرت جواب می دهد. یک زنگ به حضرت آدم بزن به حضرت نوح بزن یک زنگ به حضرت ابراهیم بزن. به هر کدام از چهارده معصوم به هر کدام از ائمه به هر کدام از صدیقین صالحین تماس بگیری گوشی را برمی دارند. همیشه آماده رفاقت با تو هستند اگر تو لایق بدانی. اگر قدر خودت را بدانی. آنها می گویند ما حاضریم با شما رفاقت کنیم. دنیا و آخرت با شما رفاقت می کنیم. بیائید شما با ما نچسبید به رفاقی زمینی، بیائید بیائید بالا باما رفاقت کنیم. ما این جوری نیستیم.

آیه بماند چون این آیه کار می برد خیلی کار می برد. برای جلسه بعد یک مقدار بیشتر در موردش سخن بگویم و بعد برویم سراغ خطرات دوست بد یک مقدار راجع به دوست بد بگوئیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین