جلسه 007 - آیینه دوستی
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - آیینه دوستی

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و ببینندگان عزیز شبکه الهی ولایت بحثمان در رابطه با روابط اعضای خانواده آسمانی با هم دیگر رسید به فرمایشی از وجود مقدس امام صادق (علیه السلام) که فرمایشی طولانی و بسیار کارگشا و کلیدی بود. چندین قاعده در این فرمایش بود که آخرینش بعد از اینکه ایشان حقوق را ذکر کرد دلیل اینکه این حقوق به گردن ماها نسبت به یکدیگر است این بود که ( فانه منک و انت منه) او از توست و تو هم از او هستی این کلمه او از توست و تو هم از او هستی یک نوع وحدت را می رساند و وقتی کسی از او بود انسان با او یگانگی دارد مثل یک فرزند که از مادر است مادر هیچ وقت با فرزندش دوئیت ندارد حسادت ندارد و حاضر است خودش را هم فدا بکند تا فرزندش به عالی ترین کمالات برسد می گوید این بچه ام است و از من است و اساسا علت اینکه نوع رابطه مادر یا پدر با دیگران نسبت به فرزند فرق می کند این است این خواهرم و این برادرم است این از من است نوعی نسبت بین ما برقرار است برای همین هم در قرآن زمانی که افراد از هم هستند حقوقشان لازم تر و واجب تر است حتی در خیرات و صدقات می فرماید که( فاللوالدینو القربین) شما وقتی می خواهید انفاق و خیراتی بکنید اول پدر و مادرتان و بعد به نزدیکترین کسانتان تا به غریبه ها و دورترها برسد و همین قاعده ریاضی آنجا هم برقرار است از هم بودن و مال هم بودن لذا اینجا می فرماید چی ( فانه منک و انت منه ) چرا نسبت به یک مسلمان این همه حقوق واجب است که تو با یک مسلمان مثل خودت رفتار بکنی خیر او را خیر خودت بدانی شر او را شر خودت بدانی هر چه را که برای خودت می خواهی برای او هم بخواهی و هرچه را که برای خودت نمی خواهی برای او هم نخواهی در صحنه ای داریم که حضرت چیزی را که مال خودش بود برای طرف مقابل نصف کرد فرمود این مساوات و مواسات است در جای دیگه داریم که فرمود اگر من بیشتر از آنچه که برای خودم است به او بدهم اینجا کمال و ایثار است و بحث ایثار را قبلا سخن گفتیم که ترجیح دیگران بر خودمان در عده ای از مواقف است خوب چرا این حقوق بر شما واجب است؟ چون شما از هم هستید از هم هستید یعنی نسبت حقیقی با هم دارید خواهش می کنم این را دقت کنید کلمه ای به نام غریبه بودن ما نداریم که این آدم غریبه است بله وقتی داریم می گوییم که این آدم غریبه است و من او را نمی شناسم یعنی اینکه از نظر نظام طبیعی و حیوانی (جامعه مدنی) برای من غریبه است و من این را نمی شناسم اما وقتی که انسان وارد کشور انسانی می شود و وقتی پا به وادی همشهری و شهروند بودن این چیز ها پا فراتر می گذارد و در امت می آید و وارد امت اسلامی شدیم در امت همه همدیگر را می شناسند و دیگر چیزی به اسم غریبه وجود ندارد غریبه ای وجود ندارد و همه از هم هستیم خوب این باور می خواهد که ما باید این نسبت را باور کنیم که هیچ کس غریبه نیست و همه آشنا هستند و همه از خود ما هستند و ما هم از آنها هستیم این نسبت را باید باور کنیم و وقتی باور کردیم تمام درهای جهنم به روی ما بسته می شود وقتی یک نفر این اصل را باور کرد دیگه در تنظیم روابطش با دیگران همیشه با خودش سروکار دارد نه با یک آدم غریبه و نه با غیر خودش و نه با دیگریعرض کردم تصور غیر یک توهم است ما اشتباهی که کردیم این بود که همین که بدن هایمان از هم مختلف شد فکر کردیم که شخصیت هایمان هم مختلف است و بعد بنابراین موضع گرفتیم و همدیگر را غریبه دانستیم حالا حضرت در ادامه باز هم حقوقی را ذکر می کند (فان کان علیک عاتبا فلا تفارقه حتی تسئل سمیحته) اگر دوستت ازدست تو ناراحت شد و تو را توبیخ کرد خوب دقت کنید اگر دوستت ازدست تو ناراحت شد و تو را توبیخ کرد می گوید از او جدا نشو تا از او عذر خواهی کنی آرامش کن (تسئل سمیحته) سماحت و بخشش و بزرگواری او را بشنوی و بخواهی و عذرخواهی کنی از او و آرام باشید و مسئله را منتفی بکنید و بعد از هم جدا شوید و این بحث در کینه هم بود اگر یادتان باشد در کینه هم گفتیم اگر یه چیزی اتفاق افتاد نگذارید عفونی بشه نگذارید قدیمی بشه نگذارید کهنه بشه حتی شده اگر گله ات رابگویی و کار به گله گذاری و عتاب و تندی است بشود عیبی ندارد ولی بعد از آن دیگه کینه نشود در دلت نگه ندار که هزارو یک جور شیطان بیاید روی تو کار کند شما نگاه کنید بسیاری از طلاق هایی که دارد اتفاق می افتد دعواها قهرها فساد ها که در بین روابط انسانها است به خاطر این است که آنها چیزی از طرف مقابل در دلشان است و این چیزها را نگه می دارند عفونی می شود سابقه دار می شوداین چیزها تلنبار روی همدیگر می شود و انسان دلش را پاک نمی کند و یکدفعه از یک حدی بالا می زند و آن موقع در کمترین بهانه ای انسانها رابطه شان با همدیگر خراب می شود و نسبت به هم بی حوصله می شوند و ترجیح می دهند ارتباطشان را با همدیگر قطع کنند و یا طلاق است و یا خیلی اتفاقات دیگه می افتد ولی اگر از اول این چیزها را در دلشان نگه نمی داشتند و صاف می کردند یه رابطه پاک و زلال با هم داشتند اشتباه می کنند بعضی ها نگه می دارند چون بلد هستند پاک می کنند وجودشان مثل آب کر است و هنر تغافل و تجاهل دارند و در خودشان نگه می دارند و بروز هم نمی دهند و صاف می کنند و می رود و هیچ وقت هم بعدا این جور چیزها آنها را اذیت نمی کند که بخواهند گله گزاری کنند و کینه ای در دل بماند و مشکل ساز بشود و این هنر آدمهای بزرگ است و هنر آدمهای بهشتی است و هنر کسانی است که عاشق خودشان هستند عاشق خانواده آسمانی شان هستند و خودشان را به بلندای ابدیت می بینند و حیفشان می آید که روح خودشان را آلوده نگه دارند حتی در چند دقیقه این کار را نمی کنند بنابراین اگر یه چیزی بیاید خودشان بلد هستند چگونه در وجود خودشان آن زباله و آن فسادی که در روحشان آمد را تبدیل به نورانیت کنند و قبلا اینها را توضیح دادم که چیزها و صحنه هایی که ما در آن قرار می گیریم هم نار و هم نور دارد آنهایی که بهشتی هستند همیشه از صحنه های ارتباطی کدام را بر می دارند؟ نورش را بر می دارند و نارش را انتخاب نمی کنند و اصلا آن بدی و تلخی و غصه اش را چیزها را بر نمی دارند بلکه فقط چیز های قشنگی که در روابط است و آن روابط تند و بدی را که پیش می آید آن هم بهشت زیادی دارد شما یه وقت توی دعوا که دو نفر دارند با هم دعوا می کنند وقتی یک نفر می داند که الان باید چگونه به وظیفه الهی اش عمل بکند و خدا راضی است که او الان چکار کند در همان دعوا هر چند که آن دعوا جاهلانه باشد و اصلا حق هم نباشد ولی می داند که الان در جهنم افتاد چه جوری از این جهنم نور بسازد و این هنر یک انسان است که انسان یک مومن و یه شخصی که بهشتی است و حتی در آن روابط و تلخی ها و تندی ها و صحنه هایی که آزار دهنده است بلد است که چگونه نور بسازد و قبلا هم در مورد اسم مبدل توضیح دادم که همه ما اسم مبدل داریم مبدل مثل چی می ماند مثالی که زدیم مثل سیستم آفرین بازیافت است سیستم بازیافت که زباله های زیادی در آن سیستم بازیافتمی رود و تبدیل به مواد خوب و قابل مصرف می شود و تبدیل به ثروت می شود و همه ما اسم مبدل داریم و قادر هستیم که تبدیل کنیم و به شرطی که اسم مبدل مان را فعال کرده باشیم عرض کردم مثل همین نرم افزارهای گوشی همراه است که وقتی نصبش می کنی باید دریافتش که کردی نصبش هم بکنی وقتی نصب کردی نصب کن نصب کن یعنی چی؟یعنی این باید در این سیستم فعال شود و استفاده می کنیم اسم مبدل و تمام اسمهای خدا که شما در جوشن کبیر می خوانید اسم های خود شما است و همه شان به قول امروزی ها نرم افزار هستند و تمام اینها نرم افزار است غفور، جواد، ستار، ودود نرم افزار است و اینها نرافزارند و باید نصب شوند و باید بخشی از وجودمان بشود و خوب باید در وجودمان نصبش بکنیم و وقتی نصب شد عمل می کند و کار می کند اسم شریف مبدل به محض اینکه روی یک نفر نصب شد این آدم هرچی آلودگی، کینه، چیزهای بد، جهنم در وجودش بریزی این تبدیل می کند وبلد است که تبدیل بکند تبدیل به بهشت می کند و تبدیل به نور می کند هرچی نار بریزی نور از آن می گیری و بلد است که تبدیل بکند و اینها را همیشه با خودش دارد پس مهم این است که ما بتوانیم اسم شریف مبدل را در وجود خودمان اینها ثروت های یک انسان است که باعث می شود که بتواند در فضای بی نهایت زیباتر از دنیا بی نهایت بزرگتر از دنیا یک زندگی خوش داشته باشد هرچه قدر تعداد نرم افزار های شما و اسم هایی که از خداوند تبارک و تعالی می گیرید بیشتر باشد در آن عالم خوشبخت تر هستید ببینید اینجا در رحم مادر نرم افزارهای کمی لازم است چون بچه زندگی اش خیلی ساده است در جای محدود است و غذایش هم خیلی ساده است و یک نوع غذا بیشتر ندارد و نرم افزار های زیادی لازم ندارد و تجهیزات زیادی لازم ندارد و لی نگاه کنید این جنین با اینکه خودش تجهیزات زیادی ندارد صدها نرم افزار و تجهیزات مثل چشم گوش دست پا سلسله اعصاب مغز همه را دارد تهیه می کند برای کجا می خواهد اینقدر حرص می زند برای کجا می خواهد؟برایکجا می خواهد؟ می گوید قرار است بروم چند ماه دیگر وارد فضای بی نهایت زیباتر بزرگتر کامل تر و پیشرفته تر از رحم مادر بشوم این همه تجهیزات را آنجا لازم دارم و آنجا فعال می شود سیستمی دارد که همه اینها را می خواهد شما وقتی می خواهی وارد برزخ بشوی زندگی برزخی شما آنقدر پیشرفته است که بهشت بروید ان شاء الله بهشت یعنی جایی که شما هر اراده ای می کنی اتفاق می افتد خوب این نرم افزار می خواهد یکی که تمام آتشهای جهنم را خاموش بکند شما را نسوزاند یک نرم افزار لازم دارد نرم افزارش چیه؟اسم مبدل است شما باید اسم مبدل را داشته باشی که بتوانید اگر شما را آنجا بردند و از توی جهنم رد شدید در جهنم نارها تبدیل به چی بشود ؟ تبدیل به نور بشود بتوانید مارها عقرب ها اژدهاها تاریکی ها دره ها چاه ها حیوانات وحشتناکی که آنجا است همه را بتوانید تبدیل کنید به چیزهای دوست داشتنی و قشنگ از اینجا با خودش ببرد ببینید بچه یه چشم نمی آورد تمام نورهای دنیا تبدیل به تاریکی می شود یه گوش نمی آورد اینهمه صدای قشنگ دنیا برای اوسکوت و تنهایی می شود ویک انگشت با خودش نمی آورد چقدر برای او درد سر ساز می شود جنین در رحم مادر شصت لازم دارد یا نه؟ اگر به او بگویی بعدا می خواهی وارد یه دنیایی بشوی که آنجا سبک زندگی اش این است که پنج تا را با هم لازم داری متوجه نمی شود می گوید یعنی چه آنجا چه جور عالمی است که من به شصت احتیاج دارم؟ حالا وقتی بیاید این یک شصت را نداشته باشد همین یک انگشت را نداشته باشد آنجا باز کم است من سرطان که داشتم شیمی درمانی می کردم این کل دستم از کار افتاده بود یعنی حس هایم از بین رفته بود یهدانه دکمه را می خواستم بگیرم چون حس نداشت نمی توانستم دکمه را بفهمم کجاست و یا چه جوری است و اصلا آن را نمی توانستم بگیرم چون اصلا حس کار نمی کرد تا بتوانم بگیرم وحتی اگر دست هم به آن می زدم نمی توانستم درکش کنم و آن را بخواهم ببندم هیچی باید می ایستادم یک نفر یقه من را باز می کرد و یک نفر می آمد دکمه من را باز می کرد و یا یک نفر دکمه من را می بست نمی توانستم این کار را بکنم اصلا کار نمی کند سیستم کار نمی کند حالا یه شصت نباشد حالا شما بخواهی دکمه ات را ببندی چکار می کنی سخت می شود که می خواهید یه چیزی را بگیرید نمی شود با آن بگیری می خواهی قلم را بگیری چه جوری این هست که قلم کار می کند می خواهی قلم را بگیری سخت است در عالم برزخ میلیاردها آنقدر ابعاد زندگی با اینجا متنوع است آنقدر متفاوت است که شما باید یک عالم نرم افزار در بهشت داشته باشید که آنجا بتوانید از آنها کار بکشید وقتی اینجا فقیر زندگی می کنی گدا زندگی می کنی شخصیتت را نمی سازی آماده بهشت نمی شوی وارد آنجا که می شوی فقر آدم را می کشد چون آنجا همه اش سیستم های زیادی می شودپیشنهادهای زیادی است تنوع وحشتناکی در آنجا است که بی نهایت متنوع تر از اینجا استولی تو هیچ کاری نمی توانی بکنی هیچ استفاده ای از آن نمی توانی بکنی و باید این نرم افزار را روی آن فعال بکنی یکی ازمهمترین نرم افزار هایی که یک نرم افزار نیست کهاگر آدم این نرم افزار را نصب بکند با خیلی از نرم افزارهای دیگه متفاوت است سیستم مبدل است شما وقتی سیستم مبدل دارید در برنامه ها هم گنجانده ایم که چه جوری سیستم مبدل را بدست بیاورد در مباحث توضیح داده ایم وقتی سیستم مبدل را فعال می کنید حالا دیگه وقتی توی خانه دعوا می شود و با یه کسی اختلاف پیدا می کنید در فامیل نمی دانم و یا محل کار و یا هرجای دیگری اختلاف نظری است اختلاف نظر که همیشه است و باید هم باشد و خدا خودش گذاشته که این اختلاف نظر تولید چی بکند؟ تولید نور بکند و اختلاف نظرها است که می تواند هم فرصت ایجاد کند که هم نار و هم نور تولید شود و این آدمها هستند که از این فرصت ها استفاده نمی کنند و بیشتر در اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها تولید نار می کنند و آتش در می آورند و جهنم در می آورند طلاق در می آورند دعوا در می آورند تلخی در می آورند غم و غصه در می آورند تنهایی از آن در می آیداحساس ذلت خواری گدایی عاطفه از آن در می آید شما یه موقع یه کسی را دوست دارید و به او وابسته هستی و خداوند یه ترمز در این ارتباط می زند وبعد تو می شوی یه آدم منت کش ذلیل خوار التماس کن آن اصلا در این فضاها نیست خدا میگوید ببین الان آن کسی که به او تکیه کردی را از تو می گیرم می توانی تکیه به خانواده آسمانی ات کنی اکثرا نمی توانند این کار را کنند اینقدر وابستگی های طبیعی و حیوانی زیاد است که شخص در قطع ارتباط احساس تنهایی وحشتناک زیادی می کند که واقعا احساس تنهایی دروغ است چون هیچ وقت انسان تنها نیست انسان همیشه هر کس را روی زمین دوست داشته باشید از آن زیباتر از آن بهتراز آن دوست داشتنی تر از آن مهربان تر از آن ماندگار تر و از آن پاک تر وجود دارد خانواده آسمانی ات است ولی چون ما عرضه نداریم با خانواده آسمانی ارتباط برقرار کنیم اصلا عرضه نداریم با غیب ارتباط برقرار کنیم همیشه تمام صد در صد عاطفه مان را روی زمین برای بخش حیوانی مان می خواهیم خرج کنیم و بعد اینجا له می شویم هیچ بخشی از عاطفه ما به آسمان و ارتباطات آسمانی نرفته است اصلا بلد نیستیم با آسمان دوست شویم و غیب شویم مثلا جبرئیل یه شخصیت مستقل است و همین جا حاضر است با تک تک ماها رفیق شود رفیق شخصی رفیق رفت و آمدی شود عزرائیل (علیه السلام)فوق العاده دوست داشتنی و مهربان است خیلی هم شخصیتا رفیق باز است خوب این فرشته به این خوبی فقط از او ترس برمان می دارد ولی بارها گفتیم تمام آن چیزهایی که درباره عزرائیل گفتند در مورد کیه در مورد خود ما است اگر می گویند سیاه می آید تاریک می آید زشت می آید وحشتناک می آید گفتیم عزرائیل سراغ ما به شکل کی می آید؟ به شکل باطن ما می آید در واقع آینه ای است از خود تو و الا عزرائیل که خودش فوق العاده زیبا و مهربان و دوست داشتنی است ولی ما اصلا هوس اینکه به سرمان بزند می گوید آقا دیوانه است چی داره می گوید با جبرئیل رفیق شویم ما در اینجا در رفاقت با بچه همسایه مان لنگ می زنیم در رفاقت با پسر خاله دختر خاله اینها لنگ می زنیم چهار تا رفیق خوب نداریم مشکل ما این است که بلد نیستیم به غیب بزنیم بلد نیستیم با اهل بیت با تک تک آنها یه مادر داریم به بزرگی و زیبایی و مهربانی حضرت زهرا هوس رابطه شخصی در ماها نمی آید یه الله داریم اصلا نمی خواهیم یه رابطه شخصی با آن نمی خواهیم برقرار کنیم با اینکه او می گوید من رفیق امهر کی بیاید با من رفاقت کند خصوصی با او رفیق می شوم نه به عنوان خالق او نه، رفیق او رفیق. ما یه عالمی داشتیم موقع مردنش می خواست بمیرد چون با عزرائیل رفیق بود عزرائیل در بیمارستان عیادت او آمده بود یه گپی با هم زده بودند و عزرائیل به او گفته بود کتاب من هنوز تمام نشده است تمام بشود بعد من بمیرم عزرائیل گفت من بروم بالا یه گپی بزنم ببینم چه خبر است بعد آمد گفت برای تو یه وقتی گرفتیم همین این رفاقت است دیگه عزرائیل برو به خدا بگو چهار سال دیگه وقت بدهکار داریم عزرائیل فرشته آبرومند است دم خدا را دیده بود توی ذوق تو نزنیم باشه یه چند سال دیگه بماند آن هم ماند و کارهای علمی اش را و کتابهایش را کرد و به رحمت خدا رفت خوب جبرئیل همینطور میکائیل همین طور اسرافیل همینطور میلیون و میلیاردها فرشته همینطورهستند که با ما هستند ما اصلا عرضه نداریم نه با ابالفضل نه با علی اکبر نه با علی اصغر نه حضرت با رقیه نه با حضرت عبدالعظیم که کنارمان هست و چقدر حضرت عبدالعظیم دوست داشتنی است امامزاده حمزه و امازاده طاهر شهداء صدیقین (و حسن اولئک رفیقا )که می گویی این رفیق ها مال اینجا رفیق هستند نه فقط آنجا رفیق هستند ما اگر عرضه نداشته باشیم با اینهمه آدمهای خوب سر نماز می گوییم ما می خواهیم را ه اینها را برویم مگر می شود آدم 50 سال به خدا بگوید خدایا من راه اینها را می خواهم بروم بعد توی دنیا با آنها رفیق نشود می شه؟ زندگینامه شان را مطالعه نکند کتابهایشان را نخواند آثارشان را نخواند سبک زندگی را یاد نگیرد با آنها رابطه شخصی برقرار نکنه ما خیلی بیچاره ایم که فقط اسیر زمین هستیم خیلی بیچاره ایم گدایی داریم زندگی میکنیم بعدا که توی غیب برویم برویم توی برزخ بفهمیم که میلیونها موجود زیبا در دنیا بوده است که با آنها نمی تونستیم رفت و آمد کنیم هی می زنیم توی سر خودمان که این همه سال چرا تنها زندگی کرده ایم برای چی این همه سال هی التماس این و آن را می کردیم پیامک نداده قهر کردیم پیامک برایم دیر می رود پیامک سوره فاتحه است روح آدم را شاد می کند التماس در شبکه های مجازی بعضی ها الان که بگویی شبکه اش را قطع کن دنیا به این بزرگی برای او می شود زندان بگو این تلگرامت را تعطیل کن خیلی ها شجاعتش را ندارند الکی هم می گویند ما کار داریم ولی باطن قضیه کار داشتن نیست تنهایی است که این آدم دارد روح تنهایی است این گدایی شخصیتی است که یک آدم دارد که توی شبکه ها خودش را پیدا می کند یه کسی به من زنگ می زند یه کسی به من چیزی می فرستد من یه چیزی به او می فرستم و از تنهایی در می آیم باطن قضیه نوعا این شکلی است و الا اگر اینجوری نیست جرات داری تعطیلش کن برو یه تلفن معمولی بخر آن تلفن هوشمندت را بگذار و با تلفن معمولی معلوم می شه که چقدر آدمی چقدر آدمی یعنی چی؟ ارتباط با غیب برداشت بد نشود نگوییم که آنها که دارند آدم نیستند نه چقدر جون داری چقدر شخصیت با ارتباط با غیب داری چقدر رفیق داری وابستگی های بیش از حد که بسیار برای شخص مضر است وابستگی هایی که نمی گذارد شخص رشد بکند می گوید حتما باید مثل کش وصل باشم به چند نفر که از آنها جدا بشوم حالم خراب می شود و زود بر می گردم آنجا یه کسی می خواهد رشد علمی بکند وابستگی های بیش از حدش نمی گذارد رشد علمی کند نه می گذارد خودش رشد کند و خوب کجا می خواهی بروی یه عالم آنهایی که دوست دارند با تو زندگی می کنند چرا نمی توانی با آنها زندگی بکنی این وابستگی ها نمی گذارد ما به دامن الله و آسمان به غیب بیافتیم نمی گذارد ما با ماورای طبیعت انس بگیریم نمی گذارد ما شخصیت پیدا بکنیم کرامت پیدا بکنیم قیمت پیدا بکنیم چرا ؟ چون همه چیز را می خواهیم اینجا مصرفش بکنیم چیزی برای بالا نداریم می دانید که خیلی بد است که غیب با همه عظمتش هیچ سهمی در ما ندارد یعنی ما در غیب هیچ سهمی نداریم اینجوری باید بگوییم از رفت و آمد ها مهربانی ها انس ها مجالس نور ما هیچ بهره ای نداریم خوب این خیلی بد است که ما اینجوری زندگی کنیم گدا زندگی کنیم (فان کان علیک عاتبا فلا تفارقه حتی تسئل سمیحته ) اگر با دوستت اختلافی پیش آمد از دست تو ناراحت شد عتاب کرد به تو آرامش کن تا دوستت را آرامش نکردی تا جو را آرام نکردی کار را ادامه نده خراب نکن جدا نشو از او در خانه زن و شوهر با هم یه حرفی می زنند صاف کنید بعد از هم جدا بشوید پدر و فرزند دو تا خواهر و دو تا برادر دوستها هر جا که هست حلش بکنید اصلا آن را نگه ندارید چون این خیلی خطرناک است وقتی این عفونت بماند و خارج نشود و شما از هم جدا شوید به قدری عفونت می زاید تا تو بروی و بیایی که حد ندارد ( وان اصابه خیر فحمد الله) حضرت چی گفت ببین دارد حضرت با زبان بهشتی ها حرف می زند با زبان آدم حسابی ها دارد حرف می زند می گوید تا به عزیزی که دارید به دوستت به همسایه تان به همکارت به فامیلت یه خیری رسید خدا را شکر کن این فقط کار بهشتی ها است فقط کار آدمها است که باطن انسانی دارند اگر یه کسی می خواهد ببیند که باطنش چه شکلی است؟حد اقل می خواهد بداند باطنش باطن انسانی است یا نه؟ نگاه کند ببیندوقتی خیری به کسی می رسد شاد می شود و یا ناراحت می شود؟من بچه دار نیستم دوستم باجناقم همسایه ام همکارمداداشم بچه دار می شود خوشحال می شوم یا نه؟ من موفق نیستم ازدواج کنم نتوانستم ازدواج کنم اگر یه کسی از عزیزانم شنیدم ازدواج کرد خوشحال می شوم یا نه؟ وضع مالی ام خوب نیست یه کسی وضع مالی اش رشد می کند می شوم یا نه؟ یه کسی وضعیت اتومبیل می خرد یک خانه می خرد خوشحال می شوم یا نه؟ خدا را شکر می کنم یا نه؟ این خیلی مهم است من خیلی توفیقات ندارم یک کسی این توفیقات را بدست می آورد اگر بدست آورد من الحمدلله می گویم یا نه؟ می گوید (واذا اصابه خیر فحمد الله) شکر خدا را کن یه کسی که غصه می خورد و یا حسادت می کند این حتما در باطنش باید تجدید نظر کند یعنی شکل انسانی نیست تا شما از رسیدن خیر به کسی ناراحت بشوید یا به حسادت بیافتی توی جهنم افتاده ای دقیقا از آن خیر خیر به او رسیده است نارش به چه کسی رسید؟ جهنم اش بله به من یعنی من دیگه نور برداشت نکردم چرا؟ چه جوری می توانم خودم را نورانی کنم؟ببینید چقدرصحنه چقدر قشنگ است و خدا چه ریاضیاتی در این صحنه گذاشته است اطرافیان ما به موفقیت هایی می رسند که من ندارم من دو تا کار می توانم بکنم تا می گویم الحمدلله خدا را شکر خوشحال می شوم نور می گیرم او موفق شد ولی چی به من رسید؟ بله نور رسید این نور از موفقیتی که به او رسیده خیلی بیشتر است دقت کنید نوری که به من رسیده است از چیزی که به او رسیده است او یه بچه بهش رسیده که خدا به او داده است معلوم نیست بچه به نفعش باشه یا نه معلوم نیست ماشینی که خریده به نفعش باشه یا نه؟ معلوم نیست ثروتی که به او رسیده به نفعش باشه یا نه؟ شاید جهنمی اش کرد ولی به نفع من شد برای من صد در صد سود دارد سودی که به او رسیده آن خیری که به من رسید چی بود؟ بله الحمدلله یه الحمدلله قیمتش از تمام دنیا بیشتر است که ان شاءاللهدر اردوی مشهدمان توضیح خواهیم داد حمد چی کار می کند؟یه الحمدلله شما می گویی الحمدلله خدا را شکر خوشحال شدم الحمدلله سفر رفت شما آن طرف می رود مکه و می آید شما یه الحمدلله می گویی تمام ثواب مکه ای که او می برد می دهند به شما به او ثواب های خودش را می دهند ولی این به اضافه ثواب الحمدللهی که تو گفتی خوب من الان از موفقیت برادرم چی گرفتم بله نور گرفتم حالا الان می رود مکه مکه اش توی سرش بخورد نمی دانم اینها چرا اینجوری هستند یه غیری می گذارند توی سرش معلوم نیست مردم از کجا پول گیر می آورند و مکه می روند می گوید همه اش چیزهای منفی حرفهای منفی یا ناراحت می شوند پس من نار دریافت کردم خیر به او رسیده است جهنم اش مال من استاین حماقت نیستاین کار احمقی نیست آن داره بچه بهش رسیده بچه اش را داره خیر به او رسیده دنیایش را دارد آخرتش را دارد جهنم اش را من باید بروم چرا چون در من بدجنسی تولید کرد در من حسادت تولید کرد در من ناراحت شدن تولید کرد چقدر اینجوری بد است بیافته به حسادت بیافته به بدجنسی حالا اینهمه آدم ما با آنها در ارتباط هستیم با یه فرمول حل می شود به فهم و باور اینکه هو انت این را الان فهمیدی باور کردی هو انت را خیلی خوب تا آن می رود مکه به تو هم می دهند او موفقیت پیدا می کند به تو هم عزت می دهند آن ثروت پیدا می کند خیر و برکت به روی تو هم باز می شود خوب حالا الان چی شد او به ثروت رسید من نرسیدم خدا می گوید نه تو هم رسیدی یا به تو توی همین دنیا می دهم یا اگر هم به تو ندهم در دنیا معادل همین هر کاری قرار است با آن بکنی نوشتم توی نامه عملت آنجا به تو یک ثروت جاودانه می دهم تو ثروتمند شدی اضافه به شما شد خیر اینجوری است وقتی دوستش داری به تو می دهند مثل دعا می ماند درروایت داریم وقتی دستت را بالا می بری و برای یک نفر دعا می کنی هرچی که می خواهی خدا می گوید به خودش بدهید برای خودش نوشتیم پیش کریم است دیگر همینجوری دستت را بالا ببر برای دیگران خوب دعا کن تا وقتی دستت بالا است و داری برای دیگران دعا می کنی در واقع داری برای چه کسی دعا می کنی؟ بله برای خودت است حالا شما یه آدم نادان نگاه کن می گوید التماس دعا محتاج هستیم به دعا محتاج هستیم به دعا چیه؟ بگو چشم دعایتان می کنم انجام وظیفه می کنم و من هم به دعای شما نیاز دارم شمال هم برای من دعا کن خوب این خیلی خوب است برو من اینقدر خودم مشکلات دارم گرفتار هستم که اصلا نمی توانم برای دیگران دعا بکنم چقدر بی سلیقه حضرت مجتبی علیه السلام فرمود مادرم فاطمه زهرا را دیدم که تا صبح برای همسایه ها دعا کرد و برای خودمان دعا نکرد الحمدلله این است شما تا به یک کسی خیری رسید خوشحال شو تا خوشحال شدی نور می آید ثروت می آید ثواب می آید خیرات می آید عزت می آید همه چی برایت می آید تا خوشحال شدی تا الحمدلله گفتی یه چیز دیگه می آید که آن غیر از نور است یه نور دیگه می آید آن خیلی بهتر است وقتی تو خوشحال می شوی و می گویی الحمدلله عشق خدا و عشق اهل بیت را دریافت می کنی و این غیر از نعمتی است که به تو می دهند و غیر از ثواب الحمدلله است ثواب الحمدلله جدا نعمتی که می دهند جدا وقتی یه کسی می تواند به کسی خیر می رسد خوشحال بشود به الله نزدیک می شود خدا را شکار می کند به اهل بیت نزدیک می شود یعنی الحمدلله بعضی ها چشم ندارند موفقیت همسرشان را ببینند تا یه ذره از خانمشان یه جا تعریف می شود می بینی مرد بهش بر می خورد چهار تا حرف می گذارد روی آن تا زنش را ضایع کند یه ذره از شوهرش تعریف می کنند زن زود هار می شود تیز می شود و شوهرش را ضایع می کند و یا از برادرش تعریف می کنند برادرش را خراب می کند از خواهرش تعریف می کنند او را خراب می کند تحمل تعریف از دیگران در مقابل خودش را ندارد همیشه هی یه چیز منفی می گوید حتما نمی تواند تحمل کند نه می تواند بگوید و نه می تواند بگوید شما جهنمی از این تنگ تر سراغ دارید یه کسی که می تواند زیبایی های دیگران را ببیند و تعریف کند و اصلا بدی ها را نبیند می شود آدم بهشتی می شودیه آدم کریم یه آدم غفور یه آدم عفو یه آدمی که با صفح است ببینید امام چه کلمه قشنگی را انتخاب کرده است حتی تسئل سمیحته خیلی زیبا است سماحت بزرگواری ببینیدمراجع بزرگوار می نویسند السماحه السماحه یعنی این شخص خیلی بزرگ است خیلی بزرگوار است آدمی که اینجوری است بزرگوار است خیر به او می رسد به هر کسی می رسد این خوشحال است چون اصلا از ظهور الله خوشحال است خدا در این دوست من برادر منهمسر من خواهر من برادر من همسایه من ظهور به خیر کرده است ظهور به نعمت کرده است الحمد لله این دلش با خدا سرو کار دارد این اگر بشنود یه مسلمانی یه شیعه ای جایی کارش گره خرده غصه می گیردش غصه می گیردش دلش پر از غصه می شود تا می شنود در مورد کسی کارش گره خرده نگرانی داره مشکلی داره ناراحت است وقتی هم می شنود یه نفر مشکلش برطرف شده به نعمتی رسیده خوشحال می شود و نقطه مقابل را هم بگویم به شما در نقطه مقابل اگر احساس خوبیبه ما دست داد یا موقعی که یه خبر بد در مورد کسی می شنویم این هم خیلی خطرناک است فلانی مرد فلانی بچه اش مرد فلانی دخترش اینجوری شد پسرش اینجوری شد فلانی ورشکست شد می گوید وقتی شنیدم جگرم حال آمد دیدید بعضی ها را من جگرم حال آمد وقتی شنیدم از خبر مردنش خوشحال شدم اینها همه اش امتحان است ببینید ما لحظه به لحظه داریم می شویم و داریم امتحان می شویم حرفهایی که می زنیم حرفهایی که می شنویم همه اش دارد امتحان می شود همه اش می تواند نا ر باشد و یا نور باشد الان فلانی در کنکور قبول شد چه حسی به تو دست می دهد؟ قبول نشد چه حسی به تو دست می دهد فلانی می خواست برود فلان سفر زیارتی موفق نشد می خواست برود خارج از کشور موفق نشد می خواست برود یه کار تجاری کرد شکست خرد یه خبر منفی فلانی یه گناه کرد پای او لغزید ببین چه حسی به تو دست می دهد؟ فلانی را گرفتنش برای چی گرفتن ؟ برای اینکه مرتکب فلان گناه شده بود بعد هم می رود صد جا دیگه هم این را تعریف می کند مثل مگس روی آلودگی می نشیندو همه جا هممی بردش یه کسی که روح خبر چینی دارد آدم بدبخت و بدجنسی است خودش را جهنمی کرده است روح حرف بردن روح غیبت کردن روح پخش کردن(ان الذین یحبون ان ......فاحشه فالذین آمنوا.. عذاب علیم) قرآن چی می گوید؟ کسانی که دوست دارند فحشای مومنین را این طرف و آن طرف ببرند می روند پخش می کنند می روند لو می دهند می روند غیبت می کنند برای آنها عذاب دردناکی است که می توانند نقاط منفی دیگران را بروند برای دیگران بگویند نه اینکه پاک کننده باشند خودشان می روند آتش می برند هیزم هستند این آدمها جلسه قبل توضیح دادم که اگر آدم خودش هیزم جهنم بشود یعنی چی؟ خیلی سخت است که آدم خودش هیزم جهنم بشود فرق است به اینکه انسان را ببرند در جهنم بسوزانند و اینکه دیگران را با ما بسوزانند در آتش ما بسوزانند آدمها باید نگاه کنند شخصیتشان آب صاف زلال خنک خاموش کننده است و یا نه هیزم سوزان است ما می سوزانیم یا خاموش می کنیم؟ ما آتش ببر هستیم یا آب ببر هستیم هرکس باید خودش را ارزیابی بکند من شخصیتا چه جور آدمی هستم؟ اگر یه خبر دیدم و یا متوجه اشتباه و لغزش و گناه از یه کسی شدم چه جوری با او برخورد بکنم اگر راز یک نفر را متوجه شدم یه نفر رازش را به من گفتمن چه جوری با او برخورد بکنم؟ الان مهم نیست نه راز تو پیش من محفوظ است ولی وقتی که یک ذره با اوکدورت پیدا کردم دعوایم شد بعدا پا می شوم بروم این طرف و آن طرفراه می افتم بروم غیبت او را بکنم راز هایش را به این و آن بگویم یا نه؟ خیلی ها می آیند اینجوری می کنند یه خانمی بود چند وقت پیش آمد مشاوره پیش من در همین یکی از این کلاسها از نزدیکان بودند یه اشاره ای کرد که با شوهرش یه مشکلی دارد خیلی خاص این مشکل را مطرح کرد من هم یه توصیه ای به او کردم بابای دختره آمد گفت که اینجوری که دخترم گفته نبوده است اینجوری بوده است من دیدم پدر دختره یه عالم چیزهای وحشتناک از این مرده به من گفت داداشش هم آمد گفت بعد خانمه را صدا کردم به او گفتم پس چرا به من نگفتی که اینجوری بوده است گفت من دیگه تصمیمم را گرفتم حالا چرا برای کسی بد بگویم؟من می خواهم جدا بشوم برای چی بد کسی را بگویم بد کسی را تعریف بکنمدرست است که مثلا 15 سال با من ظلم کرده است جنایت کرده است اما خوب حالا نمی خواهم این کار هر کسی نیست حالا بهبم بست رسیدیم تمام شد می خواهیم از هم جدا شویم نمی رود هیچ وقت برای اینکه این طلاق را توجیه کند هزارتا دروغ و راست را نه راست و نه دروغ ما نتوانستیم با هم زندگی کنیم تمام شد برای چی آبروی یه نفر را ببرم ولو همسرم است و ما الان با هم دشمن هستیم نه من نمی توانم از کسی بدی تعریف کنم این هنر نیست که من راز دیگران را بدانم و نگه دارم حالا بگذریم خیلی ها هم نمی توانند این را انجام بدهند زود می روند پخش می کنند هنر این است که من راز کسانی را بدانم که اگر با من خوب نبودند بعدا نروم پشت سرشان صفحه بگذارم پشت آنها ولو آنها علیه من این کار را می کنند ولو آنها علیه من حرف زیاد می زنند علیه من دروغ زیاد می گویند تهمت زیاد می زنند راست می گویند راز دارند پیش من رازهایشان هم بیان می کنند من نمی توانم مثل آنها باشم و نباید مثل آنها باشم همه این صحنه ها امتحانات ما است وقتی توی این صحنه ها قرار می گیریم خبرهای موفقیت و یا خبرهای شر در مورد یک نفر را می شنویم خیر و شر را می شنویم حسی که به تو دست می دهد این حس تو به شما نشان می دهد که تو چقدر قیمت داری و الان کجایی؟ چند وقت پیش یه دختری از اقوام ما دختر سیزده چهارده ساله ای به من گفت من حتما می خواهم با شما صحبت کنم تلفنی داشتم با او صحبت می کردم گفتم حالت چطور است؟ گفت اصلا خوب نیستم گفتم حالا شده دل نگران شدم گفت حضوری باید صحبت کنیم حضوری رفتیم با هم نشستیم صحبت بکنیم گفتم چی شده گفت خیلی برای خودم نگران شدم گقتم چرا؟ سیزده چهارده بیشتر نه گفت امروز فهمیدم که یک حس منفی دارم نسبت به یکی از همکلاسی هایم من اصلا اینجوری نبودم اینجوری نیستم فکر می کنم دچار حسادت شدم ببینید چقدر مراقبت از قلب می خواهد گریه کرد که من چرا در وجودم یه همچنین چیزی نسبت به همکلاسی ام آمدهبعد من از او سوال کردم گفتم که آن حسی که تو الان نسبت به این پیدا کردی اینجوری اینجوری اینجوری خصوصیت هایش گفتم این حس حسادت نیست نگران نباش این غبطه است داری تو غبطه می خوری غبطه خوب است آدم رقابت ایجاد می کند برایش توضیح دادم وقتی برایش خوب توضیح دادم چقدر خوشحال شد از خوشحالی گریه کرد یه دختر 13- 14 ساله برایش مهم است یه موقع یه حس بد یه نیت بد در ذهنش نباشد نسبت به یه کسی، یه کسی 40 سال – 50 سال بدخواهی حسادت تهمت زدن غیبت کردن خبر چینی یه عالم برای خودش جمع کرده است چه حجم عظیمی از جهنم با خودش می خواهد آن طرف ببرد ببینید امام صادق چه کار کرده است سلام خدا به امام صادق علیه السلام-( وان اصابه....... )اگر خیر بهش رسید برو خدا رو شکر کن روح این را داری یا نداری؟ ( و ان البتولیه فازده) اگر مبتلا شد و گرفتار شد بازویش باش برو کمکش کن تا گرفتار شد برو کمکش کن هر کاری می توانی برو بکن نگذار به تو بگوید نگذار گرفتار بشود نگذار این طرف و آن طرف اول تو پیش نهاد بده تو کمکش باش نه اینکه خوشحال بشوی از او خودت را کنار بکشید و به بقیه هم بگویی کمکش نکنند هر کسی هم که خواست کمکش بکند ولش کن به تو چه قرآن می گوید بعضی ها آنقدر پست اندبعضی ها آنقدر بد هستند منوع هستند منع می کنند از اینکه خیر به بقیه برسد ناراحت می شوند از اینکه خیر به دیگران برسد به بقیه هم ندهید نه خودشان می دهند و نه می گذارند به بقیه بدهنداینقدر بدجنس اگر مبتلا شد برو کمکش کن ( و ان تمهل له فانه) اگر برایش دامی چیده شده بود زود به دادش برس اگر برایش دام پهن کردن یاری اش کن کمکش کن یه خطری را دیدی بعضی ها می روند توطئه می کنند صحنه چینی می کنند توطئه می کنند که یه کسی را به دام بیاندازند دام می گذارند دیدید بعضی ها صدای بقیه را ضبط می کنند از بقیه فیلم می گیرند از بقیه نمی دانم عکس می گیرند نگه می دارند اینها مظاهر هیزم های جهنم هستند آدم های اینجوریاینها هیزم جهنم هستند مدرک جمع می کنند دنبال لغزش ها هستند خوب یه کسی که دنبال عیب ها و لغزش های دیگران است هیزم جهنم است این دیگه از حیثیت انسانی خارج است که ببرندش جهنم بسوزاننش خودش هیزم جهنم است خودش هیزم جهنم است این کجا یه کسی در توطئه دام چیدن برای دیگران مشارکت می کندو این کجا که اگر یه نفر اگر دامی برای کسی چیده بودند زود خبر می کند می گوید مواظب باش اینجا دام است ( فانه) کمکش بکنه اگر دام چیدند.